اهداف حکومت حضرت مهدی(عج)(با تأکید بر دیدگاه‌های مقام معظم رهبری)

وجیهه صالحی

کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت , 17 آذر 1387 ساعت 9:30

این مقاله با عنوان اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) در راستای یکی از محورهای سومین همایش بین‌المللی دکترین مهدویت، تهیه شده است. با توجه به گستره مطالب موجود در زمینه اهداف حکومت آن حضرت و جلوگیری از اطاله کلام، مباحث بنیادی این نوشتار از دیدگاه‌های مقام معظم رهبری در این زمینه گرفته شد. بر این اساس چهار هدف زیر بررسی می‌گردد: بسط عدالت، کرامت انسان، فضیلت اخلاقی و رفاه عمومی.


چکیده
این مقاله با عنوان اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) در راستای یکی از محورهای سومین همایش بین‌المللی دکترین مهدویت، تهیه شده است. با توجه به گستره مطالب موجود در زمینه اهداف حکومت آن حضرت و جلوگیری از اطاله کلام، مباحث بنیادی این نوشتار از دیدگاه‌های مقام معظم رهبری در این زمینه گرفته شد. بر این اساس چهار هدف زیر بررسی می‌گردد: بسط عدالت، کرامت انسان، فضیلت اخلاقی و رفاه عمومی.


مقدمه
مسئله‌ حکومت‌ مهدوي، دامنه‌ گسترده‌اي‌ دارد. به‌ همين‌ جهت‌، تعبيرهاي‌ مختلفي‌ از اين‌ حکومت‌ در متون‌ ديني‌ و به‌ خصوص‌ ادبيات‌ شيعه به چشم می‌خورد‌ كه‌ هركدام‌ به‌ هدفی از حكومت‌ حضرت مهدی‌(عج) اشاره‌ دارد. مقام معظم رهبری درباره شناخت اهداف حکومت مهدی(عج) معتقدند:

‌ولی عصر(عج) وارث همه پیامبران الهی است که می‌آید و گام آخر را در ایجاد حکومت الهی بر می‌دارد. البته اگر شما در کتب و متون اصلی اسلامی دقت کنید، همه خصوصیات و اهداف آن حکومت به دست می‌آید. در همین دعای ندبه‌ای که در روزهای جمعه می‌خوانید، خصوصیات آن حکومت ذکر شده است، آن‌جا که می‌گوید: «‌أین المؤمّل لإحیاء الکتاب و حدوده‌» همه حد ومرزهایی که خدا و اسلام معین کرده است، در حکومت امام زمان(عج) مراعات می‌شود.[1]


اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) گسترده است و بحث در زمینه آنها مجالی مفصل می‌طلبد، اما در این نوشتار به چهار هدف عمده در این زمینه پرداخته می‌شود:

الف) بسط‌ عدالت‌
مقام معظم رهبری از اهداف مهم حکومت حضرت مهدی‌(عج) را بسط و گسترش عدالت می‌دانند. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: یکی از مهم‌ترین اهداف حکومت امام زمان‌(عج)، نابود کردن و قلع‌وقمع نمودن ریشه‌های ظلم و طغیان است، یعنی در جامعه‌ای که در زمان ولی‌عصر(عج) ساخته می‌شود، ظلم و جور نباید باشد، نه این‌که فقط در ایران نباشد یا در جوامع مسلمان‌نشین نباشد، بلکه در همه دنیا نباید باشد، نه ظلم اقتصادی و نه ظلم سیاسی و نه ظلم فرهنگی و نه هیچ‌گونه ستم دیگری در آن جامعه وجود نخواهد داشت. باید استثمار و اختلاف طبقاتی و تبعیض و نابرابری و زورگویی و گردن‌کلفتی و قلدری از عالم ریشه‌کن شود.[2]


برای گستراندن بحث در این زمینه، بايد مفهوم عدل را روشن نمود تا بتوان به معناي تحقق عدالت پي‌برد. عدل، قرار دادن هرچيز در جايگاه حقيقي و اصلي خود است، به گونه‌ای که تسويه و اعتدال در آن برقرار باشد. عدل اجتماعي به معناي حركت جامعه به سوي هدف صحيح و درست بوده و ظلم، نقيض آن است. بنابراين، عدل در مقابل ظلم، تنها عدالت و دادگري حكومتي و اجتماعي نيست، بلكه معنايي گسترده دارد كه آنها را برمي‌شمريم:[3]


ـ از صفات برجسته الهي است كه طبق دیدگاه ائمه اطهار(عج) اساس دين، توحيد و عدل است؛

ـ از فضايل فردي انسان عدل ورزیدن است و کسی را انسان عادل گویند كه مرتكب گناه بزرگ نمي‌گردد و به گناه كوچك اصرار نمي‌ورزد؛

ـ گاهي هم‌تراز حق به كار می‌رود و به گفتار درست و حق، قول عدل می‌گویند.


به واسطه عدلي كه با ظهور و قيام مهدي(عج) برپا مي‌شود، هيچ‌كس به ديگري نمي‌تواند ظلم كند. احاديث بسیاری در اين زمينه نقل شده و فراگير شدن عدالت، از مهم‌ترين اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) برشمرده شده است. پيامبر اكرم(عج) فرموده‌اند:«يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»


از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمودند: خداوند زمين را به دست قائم(عج) از هر ستمي پاك و از هر ظلمي پاكيزه سازد... آن‌گاه كه او قيام كند، ترازوي عدل را در ميان مردم نهد و بدين‌گونه هيچ‌كس نتواند به ديگري ستمي كند.[4]


انبیا و اولیا در تمام دوران، انسان‌ها را به فطرت و عقل و نداي تربيتي عدل و عدالت اجتماعي فرا مي‌خواندند، اما زندگي بشر هيچ‌گاه به صلاح و تقوا و گذر از ظلم و جور و اجرای عدل الهي نیانجامیده است. اين مهم، تنها به دست حضرت مهدي(عج) تحقق خواهد يافت.


امام صادق(ع) درباره استقرار عدل و دادگري امام عصر(عج) و در زمان قيام و ظهور و حكومتشان می‌فرماید: پس آگاه باشيد! به خدا قسم كه قائم(عج) عدالت را به درون خانه‌هاي مردم وارد مي‌سازد، چنان‌كه سرما و گرما وارد خانه‌هاي آنها مي‌شود.[5]


به اين ترتيب، با ظهور دولت امام زمان(عج)، همه آرمان‌هاي اسلامي بشر تحقق مي‌يابد و عدالت به تمامي طلوع مي‌كند و بيداد یک‌سره غروب مي‌نمايد. در اين قسمت با توجه به روايات، مظاهر دولت و عدالت سايه‌گستر را در حيات بعد از ظهور یاد می‌کنیم: احیای زمین و آدمیان، از مهم‌ترین نتايج و ثمرات عدالت امام زمان(عج) است. عدالت مهدوي چنان نشاط‌ می‌آورد كه به تعبير قرآن و روايات، زمين پيش از تحقق آن، مرده و بي‌جان است و با برقراري آن زنده مي‌گردد و حيات مي‌يابد. چنان‌که خداي تعالي ما را از اين شگرفي آگاه ساخته است: «إعلموا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها؛» بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مي‌گرداند.


هركس و هرچيز كه استعداد زنده شدن داشته باشد، به دست مهدي(عج) و با دولت او زنده مي‌شود، چنان‌که تفسير اين آيه کریمه بنابر روایات، احياي زمين با عدالت و برپا ساختن حدود الهي است. تا جايي كه مي‌فرمايند: عدالت حيات احكام است.


ثمره برپايي قسط و عدل در حكومت حضرت مهدي(عج)، فطرت و ايمان انسان است. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: ساعتي از دولت پيشواي عدل برتر از عبادت هفتاد سال است.


عدالت دولت امام مهدي(عج) امنيتي فراگير و همه‌جانبه را به ارمغان مي‌آورد. امام باقر(ع) در توصيف امنيت فراگير دوران ظهور مي‌فرمايند: چنان امنيتي برقرار شود كه پيرزني ناتوان از شرق به غرب رود و هيچ‌كس آزاري به او نرساند.


عدالت ايشان در سيره اقتصادي به گونه‌اي است كه در دوران خويش، اموال عمومي را بين مردم به طور مساوي تقسيم خواهند كرد و نخواهند گذاشت كسي از حق خود بي‌نصيب بماند.


از نمونه‌هاي عدالت امام مهدي(عج) آن است كه ايشان به هركس بنابر شايستگي‌هايش سمت مي‌دهد. پيامبر اكرم(ص) در خطبه غدير خم مي‌فرمايند: آگاه باشيد! آخرين امام از ما قائم مهدي خواهد بود... و آگاه باشيد كه او هر صاحب فضلي را بر مبناي فضلش و هر صاحب جهلي را بر مبناي جهلش نشان و سمت مي‌بخشد.


نظام قضاوت و دادرسي نيز در حكومت مهدي(عج) شكل ويژه‌اي دارد. آن بزرگوار مانند حضرت داوود(ع) به حق حكم مي‌كند. خداوند ايشان را از اسرار آگاه مطلع مي‌سازد و از شاهد و بينه بي‌نيازشان مي‌گرداند. بدين‌ترتيب ديگر هيچ ستمي از ديد نافذ امام مهدي(عج) مخفي نمي‌ماند، هيچ مظلومي تنها گذاشته نمي‌شود و هيچ ظالمي راه گريز از اجراي حد و حكم الهي را نمي‌يابد.


ـ در بيان معناي عدل چنين آمد كه عدل برابر با حق است و انسان عادل كسي را گویند كه به حق عمل كند. پس ظهور امام زمان(عج) و برقراري عدل از جانب ايشان به اين معناست كه انسان‌ها نه فقط به یک‌دیگر ظلم نمی‌کنند، بلكه در حق خود نيز ظلم نمی‌نمايند. به عبارتي، عدل با تقوا برابر است و تقوا يعني خودنگه‌داري و نگه‌داشتن اعضا و جوارح از انحراف براي تحقق هدف كه همان بندگي و عبوديت است. از روایات برمی‌آید که در آن روزگار خداوند دل‌هاي امت را از بي‌نيازي آكنده مي‌سازد، ريشه‌هاي تهمت و دروغ كنده مي‌شود، ريا از بين مي‌رود و امانت‌داري رواج مي‌يابد، فحشا و تجاوز ناپديد مي‌شود و مردم به عبادت و اعمال شرعي و دين‌داري روي مي‌آورند و همواره نماز جماعت به پا مي‌دارند.[6]


بشر باید به‌ تجربه‌ دريابد كه‌ راه‌ عدالت‌ جز از طريق‌ اهل‌بيت(ع) نمي‌گذرد و برقراري‌ عدالت‌ جز به‌ دست‌ مردان‌ عدالت‌پيشه‌ و امامان‌ معصوم‌(ع) ممكن‌ نيست‌. تبيين‌ اين‌ حقيقت‌ در گرو توجه‌ به‌ سه‌ امر است‌:[7]


1. عدالت‌ مهم‌ترين‌ نياز بشر‌ است‌ و امور ديگر فرعي‌ و غيراصولي‌ به شمار می‌رود‌. جامعه‌ بشري‌ با‌ برقراري‌ عدل‌ و داد سازمان می‌یابد‌ و بدون‌ آن،‌ نظام‌ زندگي‌ اجتماعي‌ از هم‌ مي‌پاشد؛


2. اجراي‌ عدالت‌ به‌ مردان‌ عادل نياز دارد. هر دستي‌ توان‌ عدالت‌‌گستري‌ ندارد. عدالت‌گستري‌ به‌ مرداني نياز دارد كه‌ معصوم‌ و از هرگونه‌ هوس‌ به‌ دور باشند. مردان‌ آلوده‌ هوس‌، به‌ هوس‌ رفتار مي‌كنند، نه‌ به‌ عدالت‌. آن‌كه‌ به‌ هوس‌ رفتار مي‌كند و پيرو هواي‌ نفس‌ خويش‌ است‌، توان‌ اجراي‌ عدالت‌ را ندارد. به‌ همين‌ جهت‌ در انديشه‌ شيعي‌، عصمت از شرايط‌ امامت‌ است‌؛


3. عدالت‌گستري‌ به‌ عدالت‌پذيري نياز دارد. بدون‌ عدالت‌پذيري‌، اجراي‌ عدالت‌ ممكن‌ نيست‌. اگر امام‌ عدالت‌گستر وجود داشته‌ باشد، ولي ‌امت‌ عدالت‌پذير وجود نداشته‌ باشد، عمليات‌ عدالت‌گستري‌ با شكست‌ مواجه‌ مي‌شود.


با توجه‌ به‌ اين‌ سه‌ امر، از آن‌رو که‌ عدالت‌ مهم‌ترين‌ نياز بشر به شمار می‌رود‌، خداوند هيچ‌گاه‌ زمين‌ را بدون‌ امام‌ عدالت‌گستر نخواهد گذاشت‌. از آن‌جا كه‌ حاكميت‌ عدالت‌، گذشته‌ از وجود امام‌ عدالت‌گستر، به‌ عدالت‌پذيري‌ ملت‌ نيز نياز دارد، اگر پذيرش‌ عدالت‌ و تحمل‌ عدالت‌ وجود نداشته‌ باشد، چه‌ بايد كرد؟ اولين‌ اقدام‌ احتجاج‌ قولي‌ است‌. در اين‌ مرحله‌ بايد به‌ روشن‌گري‌ پرداخت‌ و موقعيت‌ پيش‌ آمده‌ را توضيح‌ داد و عاقبت‌ راه‌ برگزيده‌ را روشن‌ ساخت‌ تا حجت‌ وجود داشته‌ باشد.


اگر اين‌ اقدام‌ نتيجه‌اي‌ نبخشد و مردم‌ عدالت‌پذير نشوند، نوبت‌ به‌ گام‌ دوم‌ مي‌رسد كه‌ حجت‌ عملي است‌. در اين‌ گام‌ باید‌ آن‌چه‌ را به‌ مردم گفته‌اند و آنان‌ نپذيرفته‌اند، در عمل‌ به آنان نشان داد؛ مردم باید بن‌بست‌ها را ببينند و به‌ تجربه‌ دريابند كه‌ هيچ‌ راهي‌ براي‌ تحقق‌ عدالت‌، جز راه‌ امامت‌ وجود ندارد. به‌ بيان‌ ديگر، اگر بشر راه‌ خود را از راه‌ امامت‌ جدا ساخت‌ و به‌ هشدارها و اندرزهاي‌ امامان‌ گوش‌ نداد، به‌ خود واگذار مي‌شود تا آن‌چه‌ را درست‌ مي‌پندارد، عمل‌ كند و بپذيرد و در اين‌ راه‌ دريابد كه‌ هيچ‌كدام‌ كليد عدالت‌ نيست‌.


اگر بشر به‌ تجربه‌ در نيابد كه‌ هيچ‌ راهي‌ به‌ عدالت‌ ختم‌ نمي‌شود و هيچ‌ حاكمي‌ توان‌ اجراي‌ عدالت‌ را ندارد، مدعياني‌ پيدا خواهند شد كه‌ بگويند راه‌ و روش‌ و هدف‌ ما هم‌ همين‌ است‌ و بدين‌‌سان‌ مردم‌ را گم‌راه‌ سازند. اما اگر هركس‌ و هر صاحب‌ عقيده‌اي‌ و هر گروهي‌ آن‌چه‌ را دارد، بيان‌ كند و به‌ اجرا درآورد و عملاً ثابت‌ شود كه‌ توان‌ اجراي‌ عدالت‌ را ندارد، آن‌گاه‌ وقتي‌ دولت‌ امامت‌ شكل‌ مي‌گيرد، هيچ‌كس‌ نمي‌گويد اگر ما هم‌ مي‌بوديم‌ چنين‌ مي‌كرديم. چنين‌ ادعايي‌ از هيچ‌كس‌ پذيرفته‌ نمي‌شود و خريداري‌ نخواهد داشت‌.[8]


2. كرامت‌ انسان‌
معنا کردن «كرامت» در فارسي با يك كلمه امکان نمی‌پذیرد. كرامت عبارت است از نزاهت از پستي و فرومايگي.‌ كرامت انساني باعث مي‌شود انسان از انواع پستي‌ها و فرومايگي‌ها به دور ماند و در ارتباط با خدا، ساير مردم و خودش، اين صفت بارز را به كار بندد. در غيراين‌صورت، انسان در پستي و فرومايگي غوطه‌ور خواهد شد. این کرامت در هیچ زمانی به اندازه دوران حکومت حضرت مهدی(عج) به منصه ظهور نمی‌رسد. مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند:


هدف دیگر حکومتی که امام زمان (عج) آن را بنا می‌سازد، بالا رفتن سطح اندیشه وکرامت انسان است، یعنی در دوران ولیّ‌‌عصر(عج) شما باید نشانی از جهل و بی‌سوادی و فقر فکری و فرهنگی در عالم پیدا نکنید. آن‌جا مردم می‌توانند دین را به درستی بشناسند و هم‌چنان که همه می‌دانید این یکی از هدف‌های بزرگ پیامبران بود که امیرالمؤمنین(ع) این را در خطبه شریف نهج‌البلاغه بیان کرده است: «و یثیروا لهم دفائن العقول». در روایات ما وارد شده است که وقتی ولیّ‌عصر(عج) ظهور می‌کند، زن در خانه می‌نشیند و قرآن را باز می‌کند و از متن قرآن حقایق دین را استخراج می‌کند و می‌فهمد، یعنی آن‌قدر سطح فرهنگ اسلامی و دینی و کرامت انسانی بالا می‌رود که همه افراد انسان و همه افراد جامعه حتی زنانی که فرضاً در میدان اجتماع هم شرکت نمی‌کنند و در خانه می‌نشینند، می‌توانند فقیه و دین‌شناس باشند، شما دقت کنید، جامعه‌ای که همه مردان و زنان در سطوح مختلف، قدرت فهم دین و استنباط از کتاب الهی را دارند، چه‌قدر نورانی است. هیچ نقطه‌ای از ظلمت در این جامعه دیگر نیست، این همه اختلاف نظر و اختلاف رویه، دیگر در آن جامعه معنایی ندارد.[9]


كرامت، بزرگواري است و بزرگواري، از بهره‌وري معين يك موجود برمی‌آید، بي‌آن‌كه پاي مقايسه با غير در آن گشوده شود و هرگاه چنين شد، آن را فضيلت گويند، نه كرامت. خداوند انسان را از بهره‌هاي دروني ويژه‌اي مانند عقل برخوردار ساخته و او را به سبب اين بهره‌وري، كريم و بزرگوار دانسته است. اين كرامت به اصل انسان بودن باز مي‌گردد و اختصاصي به دسته معيني از انسان‌ها ندارد. از اين نظر، انسان‌ها همه از يك گوهرند و همه شريفند و هيچ‌كس را بر ديگري فضيلتي نيست.


همه به گوهر انساني كريم و مكرمند؛ سياه باشند يا سرخ، زرد یا سفيد. از همين روست كه خداوند در قرآن می‌فرمايد: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً»؛[10]
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب‌ها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.


وقتي انسان، آن گوهر شريف را كه از آن بهره‌ور شده پاس دارد و آن را جلوه‌اي بيشتر بخشد، خود را سزاوار كرامتي افزون‌تر گردانيده است و خداوند او را در پايگاه فراتري از كرامت جاي مي‌دهد و او را رزق كريم عطا مي‌كند و اين كرامتي از پي‌ كرامت نخست است. ولي اگر آن گوهر را به تيرگي بنشاند و آن را بي‌ارزش گرداند، دست‌مايه كرامت خود را به فنا داده و چنين است كه گاهي خفتي از پي آن كرامت بار می‌آيد و اين خفت چون به ريشه دويده، ديگر اميد هرگونه كرامتي را نيز به يأس بدل مي‌سازد.[11]


در حکومت حضرت مهدی(عج)، تمامی انسان‌ها گوهر شریف کرامت را پاس می‌دارند و آن را جلوه‌گر می‌سازند. در این حکومت دیگر کسی خود را ضایع و تباه نمی‌کند و تیرگی قلب‌ها و بی‌ارزشی جان‌ها رخ نمی‌دهد و مباني كرامت انساني یعنی عزت آدمي، نورانيت باطن، تقوا، ابديت، اخلاص، توكل، طهارت قلب، ايمان و... همگی تجلی می‌یابند و به تمامی معنا می‌شوند.


3. فضیلت اخلاقی
از مهم‌ترین نواقص حکومت‌های غیرالهی عدم توجه به فضیلت اخلاقی انسان‌هاست. حتی در بسیاری از این نوع حکومت‌ها هرکس که از فضیلت اخلاقی کمتری برخوردار باشد، به درجات بالاتری می‌رسد. از دیدگاه مقام معظم رهبری، محوریت داشتن فضیلت و اخلاق از مهم‌ترین اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) است. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: محور در دوران امام زمان(عج)، فضیلت و اخلاق است. هرکس دارای فضیلت اخلاقی بیشتری است، مقدم‌تر و جلوتر است.[12]


طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان، بخش عظيم و مهمى از عقب‌ماندگى‌ها و وابستگى‌های انسان به دو عامل بستگى دارد. اين دو عامل با هم در ارتباطند:

1. نظام اقتصادى حاكم بر جهان
نظام و سيستمى كه قدرت‌هاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پديد آورده‌اند و هدف و آرمان آنها دست‌يابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. اين قدرت‌هاى سلطه‌گر، با برنامه‌ريزي‌هاى دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايى، رشد توليد و پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب‌ نگه داشته شده‌اند. اين قدرت‌ها از راه‌هاى گوناگون و شيوه‌هاى تبليغى و برنامه‌ريزي‌هاى گسترده و عميق، در سايه سلطه نظامى و سياسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى‌گيرند و روش‌ها و شيوه‌هايى را در همه مسائل زندگى از جمله در توليد و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راه‌هاى معيشت، بر آنان تحميل مى‌كنند كه به سود سرمايه‌داران بزرگ و سلطه بيشتر جهان پيش‌ رفته است.


در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزاد فكرى، پديده خوديابى و اعتماد به نفس مى‌ميرد و وابستگى روزبه‌روز در اعماق اجتماعات عقب‌مانده گسترش مى‌يابد. از اين‌رو، بنابر باور صاحب‌نظران مسائل اقتصادى ـ اجتماعى، كمك به كشورهاى عقب‌مانده تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند.


2. نظام سياسى حاكم بر كشورها
بیشتر دولت‌های حاکم بر کشورهای عقب‌مانده، عامل و دست‌نشانده قدرت‌هاى جهانى هستند و همواره به زيان ملت‌هاى خود گام برمى‌دارند. این دولت‌ها براى سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى آنان مى‌كوشند و جريان‌هاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملت خويش نشر مى‌دهند. این دولت‌های دست‌نشانده، با رسانه‌‌ها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى‌كنند و توده‌ها را برده‌وار به پيروى كوركورانه از اين دو جريان مسلط و حاكم (بيگانه و خودى) وادار می‌سازند. نخستين موضوعى كه صدمه مى‌بيند و يا به كلى نفى مى‌گردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازيابى و بازشناسايى نيروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.[13]


در حکومت حضرت امام زمان(عج) اين بندها و دام‌ها از سر راه برداشته مى‌شود، عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مى‌گردد، انسان‌ها آزاد مى‌شوند، با هدايت آن امام به خود مى‌آيند و ديگربار خويشتن خويش را بازمى‌يابند و باز مى‌شناسند و آزادانه فكر مى‌كنند و راه‌هاى تحميلى و تبليغى را از راه اصلى و درست جدا مى‌سازند. آن‌گاه فضیلت اخلاقی واقعى حاصل می‌شود؛ فضیلتی كه در سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست.


در دنيايى كه تقسيم‌بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى‌گيرد و امت‌هاى ضعيف، به حال خود گذارده نمى‌شوند و از راه‌هاى مرئى و نامرئى در شبكه‌هاى پيچيده نظام‌هاى سلطه و سرمايه‌دارى جهان گرفتار مى‌آيند، سخن از فضیلت اخلاقی و آزادفكرى، بازى با كلمات است. از این‌رو، گفت‌وگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دست‌يابى به رفاه بيهوده است؛ زيرا در چنين شرايطى، بخش‌هاى عظيمى از افراد بشر مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند و بخش‌هاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايه‌داران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مى‌كنند، بايد زندگى كنند.[14] از اين‌رو، در حکومت امام مهدى(عج)، انسان در آغوش اخلاق به معناى واقعى كلمه مى‌آرامد و در پرتو اين فضیلت اخلاقی همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهاده‌اند، مى‌گسلد.


4. فراگيري‌ رفاه‌ در پهنه‌ زمين‌
رفاه از مهم‌ترین گم‌شده‌های انسان معاصر است که فرد فرد جامعه در آرزوی دست‌یابی به ابعاد مختلف آن هستند. از دیدگاه مقام معظم رهبری، گسترش رفاه در زمین از مهم‌ترین اهداف حکومت حضرت مهدی(عج) است. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: در آن جامعه، همه نیروهای طبیعت ونیروهای انسانی استخراج می‌شود، رفاه گسترده فراگیر می‌شود و چیزی در بطن زمین نمی‌ماند که بشر از آن استفاده نکند. نیروهای معطل طبیعی، زمین‌هایی که می‌تواند انسان را تغذیه کند و قوای کشف نشده (مانند نیروهایی که قرن‌ها در تاریخ بود؛ مثلاً نیروی اتم، نیروی برق و...) کشف می‌شود. قرن‌ها بر عمر جهان می‌گذشت و این نیروها در بطن طبیعت بود، اما بشر آنها را نمی‌شناخت. بعد یک روزی به تدریج استخراج شد. همه نیروهای بی‌شماری که از این قبیل در بطن طبیعت هست، در زمان امام زمان(عج) استخراج می‌شود.[15]


در توضیح این مطلب کافی است بدانیم از اهداف حکومت امام مهدى(عج)، پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران، طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعه بشرى واحدى تشكيل مى‌گردد كه مانند خانواده‌اى زندگى مى‌كنند و مسئله ناهنجار جوامع پيش‌رفته و ابرقدرت‌ها و جامعه‌هاى در حال رشد و جامعه‌هاى عقب‌مانده و محروم از ميان مى‌رود. بشر در آن هنگام، ببه طور كلى به رفاه اقتصادى و بى‌نيازى دست مى‌یابد و همين، زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى‌سازد. پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مى‌گردد و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مى‌شود.[16]


ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براى بشر، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظه‌اى آسايش و فراغت باقى نمى‌گذارد و زمينه‌هاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مى‌سازد و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دست‌يابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و... فرو مى‌برد و فرصتى باقى نمى‌گذارد تا به مفاهيم بالا و برتر زندگى بيانديشد و پايگاه انسانى خود را درك كند و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد. در حکومت امام زمان(عج)، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى‌سوز رهايى مى‌يابد، از مشكلات آن آزاد مى‌گردد و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مى‌انديشد و در آن راستا گام برمى‌دارد.


احاديث بسيارى درباره رفاه فراگیر در دوران حکومت حضرت مهدی(عج) وجود دارد. شايد رفاه فراگیر در آن دوران، از جمله مسائلى باشد كه بیشترين تأكيد بر آن شده است. اين گونه تأکیدها، اهميت موضوع و نقش رفاه را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى‌رساند. شايد رفاه پس از اصل عدالت، دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعه‌ها پديد مى‌آيد. اين هر دو با يك‌ديگر پيوندى ناگسستنى دارند؛ زيرا اجراى دقيق عدالت براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه فراگیر، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكان‌پذير است، بلكه رفاه و بى‌نيازى از ميوه‌هاى درخت تناور عدل است و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگي درست و سامان‌يافته مى‌رساند.[17]


از نظر تعاليم اسلامى، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه‌ها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمى‌ماند؛ زيرا اصول عدل و حق اجرا مى‌گردد و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بى‌نيازى مى‌رسند.


امام على(ع) می‌فرماید: سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد راه‌هاى شما هموار مى‌گشت و نشانه‌هاى هدايت‌گر پديد مى‌آمد و فروغ اسلام شما را فرا مى‌گرفت و به فراوانى غذا مى‌خورديد و ديگر هيچ عائله‌مندى بى‌هزينه نمى‌ماند و بر هيچ مسلمان و غيرمسلمانى ستم نمى‌رفت.[18]


در پرتو حاكميت امام مهدى(عج) و با اجراى اصل عدالت اجتماعى، سيره انكارناپذير آن امام سامان مى‌يابد، نيازها برآورده مى‌گردد و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام ‌بخش‌ها و زواياى زندگى خانواده بشرى پرتو مى‌افكند.


پيامبر اكرم(ص)می‌فرماید: در امت من مهدى قيام كند... و در زمان او مردم به نعمت‌هايى دست مى‌يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدني‌هاى خود را پنهان ندارد.[19]


امام على(ع) نیز می‌فرماید: بدانيد اگر شما از قيام‌گر مشرق امام مهدى(عج) پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دست‌يابى به امور زندگى) آسوده شويد و بار سنگين (زندگى) را از شانه‌هايتان بر زمين نهيد... .[20]


رفاه تا اين پايه و تأمین سطح زندگى تا اين سطح، آرمانى الهى است كه به دست مبشر راستين عدالت و انصاف و سعادت و آسايش، امام مهدى(عج) تحقق مى‌يابد. امام على(ع) می‌فرماید:

امام مهدى(عج) به كوفه درآيد و در آن‌جا مسكن گزيند و هر برده مسلمانى را (در صورتى كه باقي‌مانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بده‌كاران را بپردازد و مظلمه‌ها و حق‌هايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، كسى كشته نشود مگر اين‌كه بهاى آن را (كه ديه است) به صاحبانش تسليم كند و آن كس كه كشته شد، بدهي‌اش را بپردازد و (زندگى) خانواده او را تأمین كند، تا سراسر زمين را از عدل و داد پر کند.[21]


امام باقر(ع) می‌فرماید: امام مهدى(عج)، در سال دوبار به مردم مال ببخشد و در ماه دوبار امور معيشت بدانان دهد... تا نيازمندى به زكات باقى نماند و صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان آورند و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خويش در كيسه‌هايى نهند و در اطراف خانه‌ها بگردند و مردم بيرون آيند و گويند: ما را نيازى به پول شما نيست... پس دست به بخشايش گشايد، چنان‌كه تا آن روز كسى آن‌چنان بخشش اموال نكرده باشد.[22]


امام صادق(ع) می‌فرماید: هنگام رستاخيز قائم ما زمين با نور خدايى بدرخشد... و شما به جست‌وجوى اشخاصى برمى‌آييد كه زكات بگيرند و كسى را نمى‌يابيد كه از شما قبول كند و مردمان همه به فضل الهى بى‌نياز مى‌گردند.[23]


سطح زندگى در اين حد بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعه‌هاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما درك‌شدنی نيست، ولی وعده خدا تحقق خواهد يافت. آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالم‌گسترى، با شيوه‌هاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مى‌آيد، يا امام مهدى(عج) تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگي‌ها را در زمين پديد مى‌آورد؟ آيا ایشان شيوه‌ها و روش‌هايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مى‌برد كه تاكنون نبوده است؟ با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زاید و مسرفانه و تجملى، نکات زیر جالب توجه است:[24]


ـ منابع طبيعى و ذخاير زمين استعداد دارند كه به مجموعه نيازهاى انسان‌ها در هر مقوله زندگى پاسخ گویند و کمبودها را برطرف سازند و آدميان را به رفاه و آسايش و تأمین معاش برسانند.


ـ محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى روشن مى‌سازد كه اگر اين اسراف‌كاري‌ها و شادخواري‌ها به صورتى درست و اصولى مهار گردد و با انضباط و قانونى سازش‌ناپذير، رفاه‌طلبان و شادخواران را از اسراف باز دارد، نيازهاى كل بشر برآورده مى‌شود و زندگى همگان در روى زمين تأمین مى‌گردد.


ـ با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتكر انسانى، روشن مى‌شود كه انسان‌ها مى‌توانند در پرتو پيشرفت دانش‌ها، به اصول تازه‌اى دست يابند كه معاش آنان بهتر تأمین شود و نيازها و خواسته‌ها بيشتر برآورده گردد و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد.


نتیجه
افق آینده انقلاب اسلامی، شعارهاي جامعه مهدوي و اهداف حکومت آن حضرت است؛ افقي كه براي رسيدن به آن باید بر شعار «استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي» تکیه کرد و پیش رفت.


انقلاب اسلامي براي تحقق حکومتی آرماني و مدينه فاضله نبوي شكل گرفت؛ حکومتی كه تحققش در زمان ما با عبارت حکومت مهدوي شناخته می‌شود. ما بايد شعارها و تئوري‌هاي سياسي اجتماعي خود را براي رسيدن به حکومت مهدوي به كار بنديم.


همان‌طور كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني بر ديوارهاي چهارگانه استقلال از بيگانگان، آزادي، جمهوريت و اسلاميت بنا گرديده، سقف حکومت مهدوي نيز بر چهار ديوار بسط عدالت، کرامت انسان، فضیلت اخلاقی و رفاه فراگیر شكل خواهد گرفت.


تا کرامت انسان را پاس نداریم، نمی‌توانيم از بقاي استقلال و آزادي و حتي خداي ناكرده جمهوري اسلامي، مطمئن و راحت باشيم و تا در تمامي زمينه‌ها رفاه فراگیر ایجاد نگردد، به صرف‌نظر از استقلال و سلب برخي آزادي‌ها مجبور خواهيم شد.


اگر عدالت در تمامي زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تعريف، تبيين و محقق نگردد، مردم و حتي خود ما به اسلامي بودنمان شك خواهيم كرد. بحث از عدالت اجتماعي در جامعه و تلاش‌هايي كه در سطوح مختلف می‌شود، خوب و لازم است، ولي به تنهايي فايده‌اي نخواهد داشت و راه به جايي نخواهد برد. عدالت اجتماعي بدون عدالت اقتصادي و عدالت سياسي، ابتر، گنگ و كم‌حاصل است.


فهرست منابع

1ـ الهی، همایون، امپرياليسم و عقب ماندگى ، تهران: شركت آموزش فرهنگى انديشه،1367

2ـ باقري، خسرو، نگاهي دوباره به تربيت اسلامي، تهران: انتشارات مدرسه، 1379

3ـ بهروز لک، غلامرضا، ماهیت حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، قم: نشریه پگاه حوزه، شماره 24، اردیبهشت 1378

4ـ ثامر، هاشم العمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علیزاده، قم: موسسه امام خمینی(ره)، 1379

5ـ جرج، سوزان، چگونه نيمى ديگر مى‌ميرند، ترجمه مهدى قراچه داغى، تهران: انتشارات پژمان،1363

6ـ خامنه‌ای، سیدعلی(آیت الله )، یاد ایام(مجموعه بیانات)، تهران: انتشارات صادق، 1375

7ـ قائمی، علی، نگاهی به مساله انتظار، تهران: نشر دیباچه، 1379

8ـ مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه وتاریخ از دیدگاه قرآن، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 1378

9ـ موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ترجمه سید مهدی حائری، تهران: انتشارات جاودان، 1374

10ـ نعمانى، محمد، غيبت، ترجمه جواد غفارى، تهران: كتابخانه صدوق، بازار سراى ارديبهشت، 1363

11ـ ویلبرانت، جهان مسلح، جهان گرسنه‌، ترجمه علی همايون‌پور، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1365

پی نوشت ها
* دبیر آموزش وپرورش شهرستان نجف‌آباد.

[1]. سیدعلی خامنه‌ای، یاد ایام(مجموعه بیانات)، ص241، انتشارات صادق، تهران 1375شمسی.

[2]. همان، ص242.

[3]. غلام‌رضا بهروز لک، «ماهیت حکومت جهانی حضرت مهدی4»، نشریه پگاه حوزه، ش24، اردیبهشت 1378، ص56.

[4]. هاشم العمیدی ثامر، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علیزاده، ص89 ـ90، انتشارات مؤسسه امام خمینی;، قم 1379شمسی.

[5]. علی قائمی، نگاهی به مسئله انتظار، ص79، نشر دیباچه، تهران 1379شمسی.

[6]. محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص115ـ119، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1378شمسی.

[7]. در انتظار ققنوس، ص119ـ122.

[8]. «ماهیت حکومت جهانی حضرت مهدی4»، نشریه پگاه حوزه، ش24، ص66 ـ 68.

[9]. یاد ایام(مجموعه بیانات)، ص243.

[10]. سوره اسراء، آیه 70.

[11]. خسرو باقري، نگاهي دوباره به تربيت اسلامي، ص130ـ133، انتشارات مدرسه، تهران 1379شمسی.

[12]. یاد ایام(مجموعه بیانات)، ص244.

[13]. همایون الهی، امپرياليسم و عقب‌ماندگى، ص171ـ176، انتشارات شركت آموزش فرهنگى انديشه، تهران 1367شمسی.

[14]. سوزان جرج، چگونه نيمى ديگر مى‌ميرند، ترجمه مهدى قراچه‌داغى، ص101ـ104، انتشارات پژمان، تهران 1363شمسی.

[15]. یاد ایام(مجموعه بیانات)، ص245ـ246.

[16]. «ماهیت حکومت جهانی حضرت مهدی4»، نشریه پگاه حوزه، ش24، ص68.

[17]. جامعه وتاریخ از دیدگاه قرآن، ص166ـ176.

[18]. سید‌محمدتقی موسوی‌اصفهانی، مکیال المکارم، ترجمه سیدمهدی حائری، ص254، انتشارات جاودان، تهران 1374شمسی.

[19]. نعمانى، الغیبه، ترجمه جواد غفارى، ص177، انتشارات كتاب‌خانه صدوق، تهران 1363شمسی.

[20]. همان، ص212.

[21]. همان، ص194.

[22]. همان، ص199.

[23]. همان، ص201.

[24]. ویلبرانت، جهان مسلح، جهان گرسنه‌، ترجمه علی همايون‌پور، ص41 ـ 45، نشر سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران 1365شمسی.


کد مطلب: 747

آدرس مطلب: http://www.intizar.org/vdcbuzbzprhba.iur.html

همايش بين المللی دکترين مهدويت
  http://www.intizar.org