
بایستههای ظهور (قسمت دوم، بخش دوم)
قنبرعلی صمدی
کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت , 3 ارديبهشت 1388 ساعت 11:51
در مقاله قبلي تحت عنوان «نقش مردم در تعجيل ظهور»، تأثير نقشآفريني مردم و رويكردهاي بشري در بسترسازي و تحقق وعده ظهور، مورد بررسي قرار گرفت. در اين قسمت به تبیین و بررسی ضرورتها، عوامل و بایستههای تحقق ظهور، به منظور شناخت تکالیف عصر انتظار خواهيم پرداخت در این راستا، از یکسو، توجه به الزامات و راهبردهای تحقق ظهور از سوی دیگر، مهمترین و مبرمترین نیازی است که سزاوار است در عرصه پژوهشهای مهدوی، مورد اهتمام جدی قرار گیرد.
پیراستگی و تقواپیشگی
بیگمان پارسایی و آراستگی به فضیلت تقوا و آداب و اخلاق نیکو، موجب برازندگی و زیبایی هر انسان عاشق کمال و فضیلت میشود. خواسته اصلی پيشوايان دين و خود امام مهدي(عج)، عمل کردن به دستورهای دینی و اجرای وظايف فردی و اجتماعی است؛ زیرا الگوپذیری و پیروی مردم از امام و پیشوای معصومشان در افکار، آداب، منش و رفتار، پس از معرفت و عشق به او ضروری است؛ یعنی نمیتوان تصور کرد که عاشقان و شیفتگان امام عصر(عج)، به راه و رسم زندگی مهدیوار بیاعتنا باشند، از رفتار وی، پیروی نکنند و بدون همراهی و همرنگی با او، منتظر و چشم به راهش بمانند.
آن حضرت نیز در این عصر، جز چنگ زدن به دامن دین و عمل به وظايف دینی، انتظار دیگری از مردم ندارد و کار اصلیاش جز تحقق دین و بسط و گسترش آن نیست. اهل باطل نیز به انگیزه كشاندن جوامع انساني به ورطه فساد و تباهي و دستیابی به هدفهای پلید دنیایی خود، جز در راه دینزدایی و اباحهگری نکوشیدهاند و با به کارگیری بهترین شیوهها؛ یعنی گستراندن انواع فساد اخلاقي و لاابالیگری در جامعه و زدودن تعهد و هویت دینی و انگیزههای ایمانی انسانهای مؤمن بویژه جوانان، تلاش کردهاند تا آنان آموزههای دينی و مذهبی مانند: ثواب و عقاب و ظهور امام زمان(عج) را خرافه و افسانه بدانند و به آرامی از آنها دور شوند و بر اثر پذیرش فرهنگ دنیاطلبی، هوسرانی و تنوعخواهی از فرمانهاي الهي سر بپیچند، به ارزشهای دينی و انسانی توجه نکنند و اراده جمعی را به صورت افسار گسیختهای به سمت اشباع هواهای نفسانی و تفاخرهای کاذب دنیوی، معطوف سازند.
اما اندیشه انتظار، تصلب دینی و پایبندی به معیارهای دینی را، عنصری مهم میشمارد و بر ضرورت آن تأکید میکند. پيامبر اکرم(ص)، مهمترین وظیفه منتظران ظهور مهدى(عج) را، پیروی از او در زمان غیبت میداند: «طوبي لمن أدرک قائم أهل بيتي و هو مقتد به في غيبته قبل قيامه و يتولّي أوليائه و يعادي أعدائه ذلک من رفقائي و ذوي مودّتي و أکرم اُمّتي عليّ يوم القيامة؛» خوشا به حال کسي که قائم اهلبيت مرا درک کرده و در زمان غيبت و پيش از قيامش، پيرو او باشد، با دوستان او دوست باشد و دشمنان او را دشمن بدارد، چنين کسي در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گرامیترين امت من در نزد من خواهد بود.
عبارت «و هو مقتد به فی غیبته» گویای لزوم سنخیت و همگونی امام و پیروان؛ یعنی آنان با عمل به دین، همراهی با دوستان و برائت از دشمنان پیوندی معنوی با امام(ع) باید ایجاد کنند.
امام صادق(ع) میفرمايد: «من سرّه أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق و هو منتظر... فجدّوا و انتظروا هنيئاً لكم أيّتها العصابة المرحومة؛» هركس آرزو دارد كه از جمله اصحاب حضرت قائم باشد بايد منتظر او باشد و در اين حال انتظار براساس تقوا و اخلاق نيك رفتار نمايند. پس جدي باشيد و پافشاري كنيد در آراستگي اخلاقي و رفتاري خود و چشم به راه آمدن حضرت باشيد كه بر شما گوارا باد اين انتظار و چشم به راهي، اي گروه اهل رحمت و نجات.
بنابراین، تنها راه قرار گرفتن در صف ياران مهدي(عج)، الگوپذيري عملي و اخلاقي از او در عصر انتظار است.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ».
درباره آیه امام باقر(ع) میفرمايد: «إصبروا علي أداء الفرائض و صابروا عدّوكم و رابطوا إمامكم المنتظر؛» در انجام واجبات ديني مقاوم و استوار باشيد و در مقابل دشمنانتان محكم و با امامي كه در انتظار او نشستهاید، پيوند معنوي ايجاد نمایيد.
همچنین امام عصر(عج) در توقیعی که به شیخ مفید(ره) فرستاده، پيروان و منتظران ظهورش را، به ولايتپذيري و عمل به احكام و دستورهای الهي، سفارش کرده است: «فليعمل كلّ امرء منكم بما يقرب به من محبّتنا و اليجتنب ما يدنيه من كراهتنا و سخطنا؛» پس عمل كنيد هركدام از شما به آنچه موجب نزديكي و جلب محبت ما اهلبیت میگردد. و دوري گزينيد از كارهايی كه ناراحتي و خشم و موجبات رنجش ما میگردد.
«فإنّ أمرنا بغتة فجأة حين لاتنفعه توبة و لاينجيه من عقابنا ندم علي حوبة؛» زيرا فرمان ظهور دفعي و ناگهاني است آن وقت توبه براي كسي سودي نخواهد داشت و نيز پشيماني كسي از كار زشت وي را از مجازات ما نجات نخواهند داد. يعني خود را با عمل صالح و اخلاق نيكو، آماده نگه داريد و منتظر امر ظهور باشيد.
آن حضرت در دعاي معروف خود (اللّهمّ ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المعصية و...) که آن را به شیعیان و منتظران آموخته نیز توفيق بندگي و عمل برپایه دستورهای ديني و دوري از معصيت و گناه را نخستين خواسته انسان از خداوند دانسته است.
بنابراين، يكي از بايستههاي مهم ظهور، الگوپذيري از او؛ یعنی عمل بر پایه ورع و تقوا و ایجاد آراستگيهاي اخلاقي و ارزشي است و زمینه حضور حضرت را با برداشتن برخی از موانع آن و سامان دادن کارهای شایسته، باید فراهم آورد. ادای تکلیفهای فردی و اجتماعی دین، معیار مهدویزیستن و محکی است که با آن، منتظران صادق را از مدعیان انتظار و میزان قرب و بُعد افراد را به آن حضرت میتوان بازشناخت؛ زیرا امام(عج) ديندارترين انسان و عاملترين آنان به تکلیفهای الهی است.
بنابراين اگر کسي بخواهد راه و رسم مهدويزيستن را در پیش گیرد، به شیوه دينداری و اجرای وظايف ديني پایبند باید باشد. امام عصر(عج) که وظیفه قيام و اقامه عدالت در سرتاسر جهان و نابودي مظاهر شرک و کفر و فساد را برعهده دارد، در زمان غيبت، به زمینهسازی براي اين کار مهم میپردازد. کسي که میخواهد روش امام زمان(عج) را در زندگي خود به کار گيرد نیز در راه زمینهسازی براي ظهور او باید بکوشد.
از اینرو، مهدويزيستن تنها به دینمدار بودن و تلاش کردن براي زمینهسازی ظهور آن حضرت وابسته است؛ زیرا هدف دین و فلسفه ظهور او، احيای ارزشهاي الهي در جامعه و رشد انسانهاست؛ یعنی دین و شریعت پیامبر اکرم(ص)، تاکنون شرطهای لازم را برای تحقق کامل نداشته است و مأموریت اصلی امام مهدی(عج)، گستراندن دین جدش و اجرای عدالت در جهان است. بنابراين شرط انتظار ظهور امام(عج)، پیروی عملي از او در عصر غیبت است.
ایستادگی در سختیها و امتحانات
انسان منتظر در برابر حوادث و مصيبتها باید بایستد تا این رسالت سنگين را بتواند ادا کند. استحکام و پختگی او نیز، از معرفت و آگاهي و توانایی و گنجایی وجودياش، سرچشمه میگیرد. از اینرو، مهمترین دعا و خواسته او از خداوند، فزونی معرفت شناخت امام و حجت حاضر است: «اللّهمّ عرّفني نفسك... ثبّتني علي دينك صبّرنی علی ذلک؛»
خدایا! خودت را به من بشناسان... مرا در راه دینت استوار گردان و به من صبر بده!
مردم در زمان غيبت به سختترين امتحانها دچار و زير و رو ميشوند و منتظر در کنار خوشیها، رنجها و سختیها را نیز باید تحمل کند.
امام صادق(ع) میفرماید: «إنّ هذا الأمر لا یأتیکم إلاّ بعد أیاس لا و الله حتّی تمیّزوا؛» این امر تحقق نخواهد یافت مگر بعد از یأس و ناامیدی از دیگران، نه به خدا سوگند، امر ظهور به وقوع نخواهند پیوست تا زمانی که در اثر ابتلائات شدید، ماهیت افراد، آشکار نشود و صفبندیها مشخص نگردد.
امام رضا(ع) در اینباره میفرماید: «إنّما یجئی الفرج بعد الیأس؛» ظهور زمانی رخ خواهد داد که مردم از دیگر راهها، ناامید شوند.
امام باقر(ع) به پرسشی درباره زمان رسیدن فرج میفرماید: «هيهات، هيهات لا تكون فرجنا حتّي تغربلوا ثمّ تغربلوا، ثمّ تغربلوا (يقولها ثلاثاً) حتّي يذهب الكدر و يبقي الصفور؛» هيهات فرج ما نرسد تا غربال شويد، باز هم غربال شويد و باز هم غربال شويد تا اينكه كدرها برود و صافيها بماند.
وی در جای دیگری میفرماید: «هیهات لا والله لایکون ما تمدّون إلیه أعینکم حتّی تغربلوا، لا والله لایکون ما تمدّون إلیه أعینکم حتّی تمحّصوا، لا والله لایکون ما تمدّون إلیه أعینکم حتّی تمیّزوا، لا والله لاتمدّون إلیه أعینکم إلاّ بعد إیاس، لا یکون الذی تمدّون إلیه أعناقکم حتّی یشقی من شقی و یسعد من سعد؛» هیهات از آنچه آرزوی آن را در دل میپرورانید! به خدا سوگند بدانچه چشم دوختهاید نخواهید رسید مگر اینکه همگی در غربال امتحان تکان سختی بخورید و در این امتحان آزموده شوید تا صف خوبان از بدان و ثابتقدمان از مدعیان، جدا گردد. به خدا سوگند این آرزو عملی نخواهد شد مگر بعد از یأس و ناامیدی و تا زمانی که افرد شقی، شقاوتش را و افراد اهل سعادت، لیاقت و صلاحیتش را آشکار سازند.
عبارت «تمدّون إلیه أعناقکم» (برای یافتنش گردن میکشید و با حرص و ولع در پی آنید)، در برخی از روایتها به جای «تمدّون إلیه أعینکم»، شدت تقاضای مردم را برای رسیدن به این آرزوی بزرگ نشان میدهد؛ یعنی مردم بدون هزینه به آن دسترس نخواهند داشت بلکه در دوران انتظار به پختگی و استقامت لازم برای ساختن زمینههای ظهور باید دست یابند وگرنه خداوند فریاد انتظارشان را بیپاسخ خواهد گذارد و این نعمت بزرگ را به آنان ارزانی نخواهد کرد. شمار ریزشها برپایه این روایت به اندازهای است که اندک کسانی در عصر غیبت خود را حفظ میکنند و در این غربال، میمانند.
امام رضا(ع) سوگند یاد میکند و میفرماید: «أما والله لا یکون الذی تمدّون إلیه أعینکم حتّی تمیّزوا وتمحّصوا حتّی لایبقی منکم إلاّ الأندر؛» قسم به خدا آنچه در انتظار رسیدن آنید فرا نخواهد رسید تا ناخالصیهای شما به خوبی پاک گردد. در این آزمون چندان کسی از شما باقی نمیمانند!
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنكُمْ»؛
آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
او با این حدیث به شیعیان خودی و خواص هشدار میدهد که امتحان آنان دشوارتر و رسالتشان در عصر غیبت، مهمتر از دیگران است.
آمادگی
آمادگي برای ورود به عصر ظهور و داشتن درک و استعداد لازم برای پذيرش حكومت عدل جهاني مهدوی از دیگر بايستههاي مهم عصر انتظار است.
این بایستگی، در دو سطح عام و خاص بررسی میشود. آمادگی عمومی بایسته فراگیری است که به چگونگی تعامل و رویکرد نوع بشر و همه جوامع انسانی با این موضوع، ارتباط دارد و به قوم، ملیت، مذهب و جغرافیای خاصی وابسته است. اما آمادگی خاص، ویژه پیروان مذهب تشیع و منتظران خاص حضرت مهدی(عج) است.
الف) آمادگی عمومی
آمادگیهای عام، با توجه به نوع نگرش، رفتار و رویکردهای جامعه بشری در زمینههای گوناگون فكري، فرهنگي، سياسي و اجتماعی زندگی انسان، نمود مییابند. لزوم آمادگی در سطح عام، از اینرو، در گروه مهمترین بایستههای ظهور قرار میگیرد. پدیده ظهور آثار فراگیر و دستآوردهای عمومی و جهانشمولی دارد و این رویکرد نخست از جوامع شيعه باید آغاز شود و به دیگر جاها سرایت کند تا به آرامی به رویکردی عام و جهانی بدل گردد. اما اولویت آمادگی شیعیان به معنای اختصاص داشتن این مسئله مهم به جهان تشیع نیست؛ زیرا ضرورت آمادگی عمومی، از نیاز مشترک همه انسانها به عدالت و امنیت سرچشمه میگیرد. هرچند ممکن است بسیاری از مردم در تشخیص این گمشده دیرین خود، به غفلت یا اغفال دچار شوند، این نیاز، به قوم، مذهب و منطقه خاصی، محدود نمیشود.
بنابراین، تحقق آمادگی عمومی؛ یعنی نیازمند شدن جامعه انسانی به حکومت عدل جهانی مهدوی و هدفهای ظهور، مهمترین شرط انتظار ظهور است و بشر برای دستیابی به چنین آرمان بلند، از درک و پذیرش این حقیقت ناگزیر خواهد بود؛ زیرا پديده ظهور بیرون از روند طبیعی حركت جامعه انساني تحقق نمییابد، بلکه به نوع تحولها و خواستههای افراد جامعه و اراده و سلوک انسانها وابسته است؛ یعنی جامعه بشری، به طور ناگهانی با پديدهاي ناسازگار و نامتناسب با حرکت خود روبهرو نمیشود بلكه اين رويداد بزرگ تاريخ بشر، در صورتی تحقق خواهد یافت که زمينههای آن فراهم آید. حادثه ظهور، با دیگر رويدادهاي جامعه آمیخته است و در فرآیند صعود مرحلهای جامعه بشری به سوی آمادگی، رخ خواهد داد. از اینرو، ظهور را فرآيندي بايد دانست كه آخرين مرحله آن حضور و قیام امام عصر(عج) برای اداره و اصلاح جامعه بشری است.
عوامل مؤثر در تغییر و تحول جامعه، به اندازهای شفاف و روشن نیست كه بتوان زمان ظهور را تخمين زد و آن را نزديك يا دور دانست. لذا انسان همواره منتظر و آماده باید باشد. معصومان نیز توصیه کردهاند که هر صبح و شام منتظر ظهور باشید؛ زیرا ظهور پدیدهای ناگهانی است. اين ویژگی انتظار انسانها را به اصلاحطلبی و دگرگونیخواهی برمیانگیزد. اگر انسانها كمبودها را حس نکنند و موانع را نشناسند، هیچگاه براي رفع آنها و برآوردن نیازهای خود، برنامهريزي و کوشش نخواهند کرد.
آمادگی در سطح عام، مراحل و مراتبی دارد که دستیابی به هریک از آنها، با آگاهی، عزم، اراده و حرکت جمعی حقطلبانه و عدالتخواهانه امکانپذیر است. آمادگی فکری و روحی ـ روانی و رشد فکری بشر برای پیبردن به اهمیت و ضرورت این رویکرد نخستین مرحله آمادگی عام شمرده میشود.
آمادگی فکری، به معنای رشد شعور و افزایش آگاهیهای عمومی برای درک مصالح عمومی و داوری درست درباره تصمیمهای عام جامعه بشری است.
بیگمان تغيير نگرشهاي عمومي، پیش از هرچيز دیگر، به آمادگي فکری و رواني براي تأثيرپذيري و تصميمسازيهای نو نیاز دارد؛ زيرا بدون چنين آمادگي، زمینه اجرای هيچ برنامه سودمندی فراهم نخواهد آمد. از اينرو، يكي از عناصر مهم آمادگي ظهور در سطح جهاني، مساعد بودن افكار عمومي براي طرح و پذیرش انديشه حكومت واحد جهاني اسلام در عصر ظهور است.
البته تا زماني كه بشر طعم تلخ نابسامانيها و بيعدالتيها را نچشد و به يأس و نااميدي نرسد، این آمادگی پديد نخواهد آمد؛ یعنی تا زماني كه مردم جهان نظامهای بشري را در حل بحرانهاي كنوني موجود در زمینه خانواده، اخلاق، سياست، فرهنگ و اقتصاد و...، ناتوان و عاجز نبینند، ضرورت ظهور مصلح جهانی را درک نخواهند کرد.
از اینرو، تغییر نگرشها و رویکردهای عمومی، برای تحقق آمادگی بشر در سطح کلان ضروری است و درک عمومی مردم دنيا به اندازهای باید بالا برود که همگرایی و همدردی را وظیفهای انسانی و دینی بدانند. بنابراین، بشر تا آن هنگام كه تنها راه نجاتش را تحقق حكومت عدل مهدوي نداند، از اين نعمت بزرگ، محروم خواهد ماند.
مردم برپایه اصل عقلی و منطقي «من انتظر أمراً تهيّأ له» (هركس منتظر چیزی است خود را برای آن باید آماده کند)، برای تغییر وضع موجود و تحقق فرج و گشایش در عصر ظهور باید آماده باشند.
مردم دنیا باید باور کنند که مسائلی مانند «نژاد» و يا «مناطق مختلف جغرافيايي» در زندگي بشر مهم نيستند، تفاوت رنگها، زبانها و سرزمينها، نمیتواند افراد بشر را از یکدیگر جدا سازند و تعصبهاي قومي و گروهي و اندیشه مسخره «نژاد برتر» به طور همیشگی بايد از میان بروند؛ زیرا مرزهاي ساختگي با سيمهاي خاردار و ديواريهایي همچون ديوار باستاني چين نميتوانند انسانها را از یکدیگر دور سازند. بنابراین آدمیان نیز مانند نور آفتاب، نسيم روحبخش و دیگر مواهب طبيعي، که بدون توجه به اين مرزها همه كره زمين را فرا میگیرند، به مرحلهای از رشد فكري باید برسند که همه جهان را یک کشور بشمرند.
بشر در سیر متلاطم تاریخ، فرهنگ و تمدن خود، چقدر به مرز آمادگی نزدیک شده است؟ پاسخ گفتن دقیق به این پرسش، به مطالعه تاریخ گذشته و تحلیل فکر حاکم بر جامعه و افقهای پیش روی آن، نیاز دارد. اما اگر با دقت به تغییرها و تحولهای موجود در جهان، بنگریم، تحقق آرام اين رویکرد را دستکم در ميان آگاهان و روشنفکران جهان، میبینیم؛ یعنی بر شمار کسانی که درباره مسئله «جهانوطني» میانديشند، هر روز افزوده میشود و موضوع «جهانیشدن»، «جهانوطني» و «جهانشمولي»، رفته رفته به فرهنگی جهاني بدل میگردد.
جامعه شيعه در وضع کمابیش مساعد کنونی میتواند با درک صحیح ضرورتها و نقش آفرینی و مدیریت تأثیرگذار در افکار مردم جهان، این وضع را به فرصتی بدل کند و با تبیین جاذبهها و ویژگیهای اندیشه مهدویت و تعریف نظریه حكومت عدل جهاني اسلام، به تنها تئوري نجاتبخش، زمینه فراگیر شدن این اندیشه الهی را در جهان، فراهم سازد.
ب) آمادگیهای خاص
این نوع از آمادگی، ویژه شیعیان، معتقدان و پیروان امام عصر(عج) و زمینهسازان ظهور اوست. آنان افزون بر بایستههای پیشین، به تقویت بنیانهای اعتقادی و آمادگی دفاعی شیعیان در عصر انتظار، باید بپردازند و در زمینههای زیر بکوشند:
1. نهادینهسازی فرهنگ مهدوی
احیای فرهنگ مهدوی در عصر انتظار، به معنای بدل کردن عقیده و باور به پدیدهای فرهنگي ـ اجتماعي است به گونهای كه آثار آن در همه عرصهها و محيطها، نمایان گردد. روشن است كه نهادينه شدن اين تفكر، كار دشواری است و به تمرين مستمر فرهنگي در سطحهای گوناگون جامعه، نياز دارد؛ زیرا اگر مسئلهای از دین و اعتقاد مردم سرچشمه بگیرد، انديشهساز و الگوپرداز خواهد بود. برتري منطق اسلام و انديشه مهدويت بر دیگر مکتبها و انديشهها، بر پايهای فرهنگي استوار است؛ زیرا ماهیت انديشه مهدويت، ديني ـ فرهنگي است و نفوذ و چيرگي اسلام در عصر ظهور نيز، نه غلبهای قهری و نظامي که چيرگي فرهنگي ـ تمدني است.
مفهوم فرهنگی و ارزشی انتظار، بیش از یازده قرن در فرهنگ تشیع وجود داشته و در ساختار انديشه سياسي و انقلابي، ساختار ذهني، اسلوب انديشه، شيوه زندگي و چگونگي نگرش آنان به آينده تأثير گذارده است.
از اين روی، آمادگی برای احیای فرهنگ مهدوی در جامعه، موجب انگيزش مردم به حرکتی اصلاحگرایانه در زندگي آنان خواهد شد و رفتار فرهنگي معيني در پی خواهد داشت.
2. تربیت یاوران
عوامل گوناگونی باعث غيبت امام(عج) و محروم ماندن مردم از نعمت حضور او شدهاند. پایان یافتن دوران غیبت و تحقق ظهور امام زمان(عج) نیز، به رفع موانع و تحقق زمينههای آن مشروط است. يكي از این زمینهها، وجود ياوراني است كه همراه با امام، بار سنگین قيام را بر دوش میگیرند و تا پایان از همراهي و ياري رهبر خود دست برنمیدارند و او را تنها نمیگذارند. وجود این گروه فداکار و پیشآهنگان جانبازی و حامیان نهضت جهانی حضرت مهدی(عج)، در جامعه از نخستین عناصر قیام او به شمار میرود. این ضرورت نیز، بر اصل طبیعی بودن قیام و پیروزی آن حضرت استوار است.
چنانکه برخی از روایتها بدان اشاره کردهاند. سدیر صیرفی میگوید: همراه امام صادق(ع) بودم، با توجه به کثرت شیعیان و اطرافیان امام(ع)، از حضرت درباره علت عدم قيام ایشان علیه حکام جور وقت، پرسیدم. حضرت مرا به خارج مدينه برد تا آنكه وقت نماز، در محلي پياده شدیم. جواني در آن محل مشغول چراندن گله بز بود. امام صادق(ع) به این گله بز نگاهي كرد و خطاب به من فرمود: اي سدير! به خدا قسم! اگر من به تعداد اين بزها یار و یاور میداشتم، بر جاي نمينشستم (قيام ميكردم). بعد از تمام شدن نماز، حيوانات آن گله را شمردم و يافتم كه عدد آنها از هفده تجاوز نميكند!
بنابراین، جامعه در سطح کلان، از گنجایی لازم برای پذيرش دولت فراگیر و جهانشمول حق باید برخوردار باشد؛ یعنی همه مردم جامعه بشري به این درجه از معرفت باید برسند که حكومتها و مكتبهای ساخته بشر را در پاسخگویی به نيازهای مردم و فراهم آوردن زمینه سعادت و عدالت، ناتوان ببینند. ظهور انقلاب جهانی مهدی(عج) تنها با فراگیر شدن ویژگی عدالتخواهی و ظلمستیزی رخ خواهد داد.
یکی از مهمترین علل تأخير در رسیدن فرج و ظهور، نبود یاران و ياوران كافي در ميان شيعيان آن حضرت است و برای تربیت چنین افراد، چارهاي جز آماده شدن و امر به معروف و نهي از منكر به منظور برپایي حکومت حق بر روی زمين و رسیدن فرج با ظهور امام(عج) نیست؛ زیرا انقلابي كه به رهبری امام مهدی(عج) برپا خواهد شد، جهاني و همگاني است و پس از آن مستضعفان و محرومان، سرپرستي جامعه بشري را برعهده خواهند داشت: «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛ و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] کنیم.
«أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. «وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأرْضِ»؛ و در زمین، قدرتشان میدهیم.
مؤمنان و مستضعفان در این مرحله از تاریخ، همه قدرت و ثروت طاغوتها را به ارث خواهند برد و بر پهنه زمین سلطه خواهند یافت. حضرت مهدی(عج) زمين را از لوث جور و ظلم پاك میکند و عدل و داد را در جای آنها مینشاند. «يملأ الأرض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً» و جایی در شرق و غرب جهان نمیماند كه در آن نداي «لا إله إلاّ الله» پراکنده نگردد. روشن است که چنین انقلاب و اصلاح فراگیر، در مرحله نخست، به حمایت مؤثر آن فداکاران و یاوران نیاز دارد.
3. آمادگی دفاعی و رزمی
جامعه منتظر که خود را پرچمدار ظلمستیزی و عدالتخواهی در جهان میداند، ناگزیر به توانایی رزمی و قدرت بازدارندگی در عصر انتظار باید دست یابد؛ زيرا بیگمان با انواع سلاحهاي جنگي با هدف براندازي در برابر آن خواهند ایستاد و شیعیان ناچار به نبرد با آنان باید بپردازند. برخی از آيات جهاد مانند «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّهِ»، به همین جنگ اشاره میکنند. آن حضرت در این رویارویی، با شمشیر و جنگ نظامی بر دشمنان عنود خود پیروز خواهد شد «و انه ينصر بالسيف».
مفضل بن عمر میگوید: «... قد ذكر القائم(عج) فقلت: إنّي لأرجو أن يكون أمره في سهولة فقال لا یکون ذلک حتّی تمسحوا العلق و العرق؛» ... خدمت امام صادق(ع) بودم سخن از حضرت قائم(عج) به میان آمد. من به حضور امام صادق(ع) عرض کردم: اميدوارم كار حضرت قائم به آساني به نتيجه برسد! حضرت در پاسخ من فرمود: چنين نخواهد شد مگر اينكه شما و طرفدارانش در عرق و خون خود، غرق شويد!
بشير نبال به امام باقر(ع) گزارش میدهد که مردم میگویند هروقت مهدي(عج) قيام كند همه چيز خودبهخود درست میشود و به اندازه حجامتی، از كسي خون نمیريزد! امام این سخن را نادرست میخواند و میفرمايد: «كلاّ و الذي نفسي بيده لو استقامت لأحد عفواً لاستقامت لرسولاللَّه(ص) حين اُدميت رباعيته و شجُّ في وجهه، كلاّ و الذي نفسي بيده حتّي نمسح نحن و أنتم العرق و العلق؛» سوگند به آن خدای که جانم در دست اوست! اگر اصلاح امور بدون خونریزی و مشکلات ممكن بود، چنين چيزي براي پيامبر اكرم(ص) عملي میگرديد هنگامي كه دندانش شكست و صورتش مجروح گردید.
به خدا قسم كه هرگز اين موفقيت حاصل نشود مگر اينكه ما و شما (يعني شيعيان و پيروان مهدي) در عرق و خون خود، غرق شويم!
این دسته از روایتها، سختی پیکار پیروان و یاران حضرت مهدی(عج) را در هنگام ظهور نشان میدهند و بر لزوم و اهمیت آمادگي دفاعی و نظامی آنان تأکید میکنند. امام صادق(ع) درباره حداقل آمادگی چنین میفرماید: «ليعدّنّ أحدكم لخروج القائم(عج) و لو سهماً فإنّ اللَّه إذا علم ذلك من نيّته رجوت لأن ينسيء في عمره حتّي يدركه و يكون من أعوانه و أنصاره؛» باید هركدام از شما در عصر غيبت خود را براي قيام قائم آماده نماييد حتي با تهیه و تجهیز يك تير، چون وقتي خداوند ببيند كسي به نيّت نصرت و ياري مهدي(عج) اسلحه تهيه كرده است، شاید توفیق درک ظهور او را به او بدهد و او را از ياوران مهدي(عج) قرار دهد.
تكليف آمادگی، ویژه زمان و اوضاع خاصی نیست، بلکه سراسر دوران انتظار را دربر میگیرد.
براساس اين روایات، جامعه منتظر، همواره به آمادگى نظامى و دفاعى، و تهيه ابزار جنگ و قدرت، فراخوانده شده است. چه اينكه، صريح برخی از آيات قرآن نيز بر ضرورت آمادگي دفاعي به اندازه بالاترین توان و استطاعت، تأكيد کردهاند: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»؛ تا میتوانید خود را با ابزار قدرت، توانمند و تجهیز نمایید.
تأکید این آیه شریفه تنها به ضرورت آمادگی و تقویت توان دفاعی و بازدارندگی اشاره نمیکند، بلکه اطلاق دارد و وضع تهاجمی را نیز دربر میگیرد و معنای «ترهبون به عدّو الله و عدّوکم» این است که توانایی و قدرت دفاعی، به طور طبیعی دشمن را از تهدید کردن باز میدارد.
تأکید بر ضرورت آمادگی همیشگی از پایینترین (ولو سهماً) تا بالاترین حد آن (من قوّة)، حد آن، نشان میدهد که كارهای جهان خودبهخود درست نمیشوند و مشكلات و دشواریهای پیش روی بشر، بدون هيچ رنج، تلاش، جهاد و حرکتی، حل نمیگردند، بلکه رسیدن به هدفهای عالی، به جهاد و تلاش پیوسته نیاز دارد. شیعیان و منتظران امام مهدی(عج)، پیشروان دفاع و پاسداری از آرمان ظهور و مبشران ظهور منجی، مؤظفند برای به دست آوردن توان دفاعي و امكانات نظامي و تسليحاتي لازم، به منظور رويارويي با خطرهای آينده و ياريرساني آن حضرت بکوشند و به آنها بیاعتنایی یا کمتوجهی نکنند!
بنابراین شیعیان با توجه به تأکید آیات و روایات و فرمان عقل و خرد، به تقویت استعداد، آمادگی دفاعی و تربیت مهدییاوران مؤمن باید بپردازند تا زمینههای ورود به عصر ظهور فراهم آید.
4. آمادگيهای فنآورانه و ارتباطي
پیشرفت فنآوریهای رو به رشد در زندگی بشر، تأثیر فراوانی در ایجاد ارتباطات جهانی و یکپارچگی کشورها داشته است. چه اینکه نقش بیبدیل همچنین تأثیر ابزار، فنون و دستآوردهای علمی را در مدیریت پیچیده امروز و فردای بشر، هرگز نادیده نمیتوان انگاشت.
ممکن است برخی از افراد بپندارند که رسيدن به مرحله كمال اجتماعي و جهان آكنده از صلح و عدالت، تنها با نابودي فنآوریهای نو امكانپذير است. شاید این پندار تلقی از نگرش سطحی به روایتهایی درباره قیام آن حضرت با شمشیر سرچشمه گرفته باشد. اما باید دانست که این عنوانهای نمادین با توجه به دیگر قرینهها و روایتهای موجود، نشان دهنده استفاده حضرت از وسایل سریعالسیر فضایی و... است.
از اینرو، پیشرفتهای روزافزون علم و فنآوری بشر، نه تنها مانع یا مزاحم شکلگیری حكومت عدل جهاني نیست، كه بدون آنها، شايد دستیابی به هدفهاي ظهور ناممکن باشد؛ زيرا براي ايجاد، مدیریت و كنترل نظامی فراگیر و گسترده، فنآوریهای پیشرفته و وسايل و دستآوردهای فرامدرن علم و صنعت، لازم و ضروری است.
مضافاً بر اینکه عصر آخرالزمان، عصر حاکمیت علم و آگاهی بر جهان است و جامعه برخوردار از پیشرفت علم و صنعت، با بهرهگیری از ابزارهای پیچیده ارتباطی به تعامل اجتماعی میپردازد. اما جرم، جنایت و فساد، نیز به آسانی در آن صورت میپذیرد. مدیریت این جامعه دشوار و به ابزارهای پیشرفته نیازمند است. از اینرو، انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) نیز با اعجاز یا به کارگیری نیروهای قهری و آسمانی روی نمیدهد، بلکه به گونهای طبیعی و با بهرهگیری از ابزارهای موجود جهان را فرا میگیرد.
زمینهسازی
انقلاب امام مهدی(عج)، با هدف گستراندن «توحيد» و «عدالت» در جهان دگرگونیهای فراگیری در آن پدید میآورد. اگر زمینهها، امکانات و بسترهای کمی و کیفی این انقلاب بزرگ فراهم نیایند، چنین دگرگونی فراگير نیز تحقق نمییابد. معنای «زمینهسازی» تنها ادای تکلیفها و وظیفههای شرعی نیست، بلکه مقصود از آن آمادهسازی مجموعه گزارهها، اندیشهها، طرحها، کارکردها دستورالعملها، رویکردها، و دیگر عوامل مؤثر در تعجیل ظهور است.
برخی از بایستهها و وظیفههای منتظران بویژه آمادگی فردي و اجتماعي آنان، در بخش نخست بررسی شد. این نوشتار به موضوع «زمینهسازی» و تأثیر آن در پدیده ظهور میپردازد.
ضرورت زمینهسازی
يکي از وظايف مهم، زمینهسازی و تمهید مقدمات ظهور است. به همین جهت، در برخی از روایتها پیروان و منتظران ظهور امام عصر(عج)، را «زمینهسازان ظهور» خواندهاند و بیگمان این گروه مؤثر در فراهمسازی مقدمات ظهور و تحقق حکومت عدل جهانی مهدوی، از جایگاه بسیار ارجمندی برخوردار خواهند بود.
آنچه در عصر انتظار و دوره غیبت امام عصر(عج)، ضرورت دارد و در فهرست كارهای جامعه منتظر باید قرار گيرد، عمل به بایستههای اعتقادی، فرهنگي، سياسي و اجتماعي اندیشه انتظار و فراهمسازی زمینههای ظهور امام عصر(عج) است؛ یعنی مسئله زمینهسازی و تلاش برای رفع موانع ظهور، در معنا و ماهیت انتظار، نهفته است و اين واژه، حضور مردم را در صحنه و تلاش عملی آنان را برای تغییر وضع موجود و تحقق آن دگرگوني بزرگ دربر دارد. قوت و شدت این انتظار نیز، به اندازه دستمایههای موجود برای تحقق ظهور امام وابسته است.
بنابراین، انتظار ظهور واقعی و زمینهسازی و تلاش براي اجرایي شدن هدفهای بزرگ ديني و فراهم آمدن مقدمات حکومت مهدوی، در هم تنیدهاند به گونهای که سخن گفتن از انتظار و آرزوی رسیدن به آرمان ظهور، بدون توجه به زمینهسازی برای تحقق آن، نامفهوم است.
رابطه زمینهسازی و ظهور
پیوند ناگسستنی «زمینهسازی» و «ظهور»، بر پایه تحلیلی فلسفی ـ کلامی درباره ساختار فکری و عملی انسان و حوزه تأثیرگذاری درونی و پیرامونی عنصر «اراده» و «اختیار» او در شکلگیری حیات انسانی، استوار است.
این تحلیل با پیشفرض اختیار و آزادی عمل انسان در انتخاب راه و عملکرد خویش و سهم وی در تغییر سرنوشت خود، نشان میدهد که گستردگی حوزه تأثیرگذاری و نفوذ آدمی در این عالم و رویکرد مثبت اراده و خواست جمعی بشر، در تحقق پدیده ظهور، بسیار تأثیر میگذارد. روشن است که هر انسانی به طور فطری، وجود آزادی را در خود حس میکند؛ زیرا خداوند حکیم بر پایه سنت الهی، او را آمیزهای از تعقل، آگاهی، اراده و اختیار قرار داده و تعیین مسیر زندگی و ایجاد تغییر را در آن نیز به وی واگذار کرده است.
از اینرو، ضروری است که در بحث زمینهسازی ظهور و عوامل مؤثر در تأخیر یا تعجیل در تحقق آن، به حركت اختياري انسانها و نوع تعامل آنان با این موضوع، توجه شود.
ارتباط دو سویه زمینهسازی و ظهور همانند تعامل موجود در میان پدیدههایی است که رابطهای سیستمی و ترتبی با یکدیگر دارند؛ یعنی سرعت بخشیدن یا تأخیر انداختن در رخداد ظهور نیز مانند پدیدههای بهبودی بيماري، اجراي طرحهاي عمراني، علمي و تجاري، پيروزي بر دشمن و رهايي از فقر، به میزان نقشآفرینی خود انسان وابسته است و دستیابی جامعه بشری به عدالت و بهرهمندی آن از مواهب حکومت عدلپرور مهدوی، تنها با پیروی از قواعد حاکم بر نظام زندگی امکانپذیر خواهد بود.
زمینهسازان ظهور در روایات
گفته شد که برخی از روایات به وضع و رخدادهای آخرالزمان و قیامها و حرکتهای اصلاحی شیعیان اشاره کردهاند و پارهای از آنان را «زمینهسازان ظهور» خواندهاند.
بیگمان زمینهسازی و کوشش مؤثر برای ایجاد مقدمات ظهور، با توجه به اوضاع نامساعد کنونی، در سطحی سراسری و جهانی امکانپذیر نیست. بلکه این کار، برآیند مجموعهای از تلاشهای خاص است که به دلیل رشد روزافزون درک عمومی، با طرح اندیشه ظهور منجی و تشکیل حکومت عدل جهانی، به پدیدهای فراگیر و خواستهای مشترک و همگانی بدل میشود و افکار عمومی نیز، با آن همراهی خواهند کرد. آنگاه زمینه ظهور و تحقق هدفهای بزرگ آن حضرت فراهم خواهد شد.
درباره چیستی و کجایی گروه پیشگامان زمینهساز انقلاب مهدوی، دو دسته روایت وجود دارد:
1. روایتهایی که به قیامها و حرکتهای اصلاحی در آخرالزمان یا در آستانه ظهور اشاره میکند؛
این روایتها از خیزش مصلحانه یمنیها به رهبری شخصی مصلح با نام «یمانی» و قیام حقطلبانه اهل خراسان (ایران) به رهبری یکی از سادات معروف به «خراسانی»، یاد کرده و رهبران آنها را ستودهاند. این دو قیام با دعوی حقطلبی و دعوت مردم به سوی حضرت مهدی(عج)، به انگیزه زدودن موانع ظهور آن حضرت، صورت میپذیرند.
امامان(ع) با به کار بردن عبارتهایی مانند: «ليس في الرايات أهدي من راية اليماني»، «هي راية هدي»، «يدعوا إلي الحقّ و إلي طريق مستقيم»، «فإن رايته راية الحقّ» و «لأنّه يدعوا إلي صاحبكم»، در اينباره و مطلق آوردن كلمههای «هدي» و «أهدی» در آنها و نیز سخنانی كه در تعليل انگیزههای قیام یمانی گفتهاند، بر مشروعيت كامل اين قيامها تأکید کردهاند.
گفتنی است این دو قیام و نهضت زمینهساز، در آستانه ظهور و همزمان با خروج سفیانی در جبهه کفر، رخ خواهند داد. ابوبصير در اینباره از امام باقر(ع) چنین نقل ميكند: «خروج السفيانيّ و اليمانيّ و الخراسانيّ في سنت واحدة، في شهر واحد، في يوم واحد، نظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضاً؛» خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یکسال و یکماه و یکروز خواهد بود مانند گردنبندی که دانههای آن منظم و یکی از پی دیگری است.
امام صادق(ع) نيز درباره همزماني و رقابت يماني با سفياني ميفرمايد: «اليماني و السفياني كفرسی رهان؛» یمانی و سفیانی [هنگام خروج] مانند دو اسب که مسابقه میدهند، هر یک سعی میکنند بر دیگری سبقت جویند.
«... حتی یخرج علیهم الخراسانی و السفیانی هذا من المشرق و هذا من المغرب یسبقان الی الکوفه کفرسی رهان؛» تا آنگاه که خراسانی و سفیانی یکی از مشرق و دیگری از مغرب مانند اسبانی که مسابقه میدهند، یکی از این طرف و دیگری از آن طرف سعی میکنند زودتر وارد کوفه شوند.
2. روایتهایی که از تحقق قیام و انقلابی در آخر الزمان خبر میدهند؛
این قیامها برپایی حکومت عدل جهانی امام مهدی(عج) را به دنبال خواهند داشت. پیامبر اکرم(ص) درباره این نهضت زمینهساز میفرماید: «یخرج ناس من المشرق فیوطّؤن (یمهّدون) للمهدیّ(عج) سلطانه؛»
مردمی از مشرقزمین، در آینده به قیام و انقلابی برخواهند خواست و مقدمات حکومت و ظهور مهدی(عج) را فراهم خواهند نمود.
این حدیث شریف نبوی که در منابع روایی شیعه و سنی آمده، این توفیق و افتخار بزرگ را از دستآوردهای انسانهای پاکسرشت در مشرقزمین، خوانده است و افزون بر یادآوری رسالت بزرگ آنان در آینده و شرکت عاشقان و شیفتگان آن حضرت را در این پیکار بزرگ و سرنوشتساز بشارت میدهد.
کلمه «مشرق» در این روایت عام است و روایتهای دسته نخست به شهر یا منطقه جغرافیایی خاصی از مشرق مانند «خراسان» (شهرهای ایران، افغانستان و قسمتهایی از شرق میانه در گذشته) اشاره میکنند. اما به هر روی این روایتها درباره حرکتهای نیرومند شیعیان در آخرالزمان از مناطق شرقی با هدف تشکیل جبهه حق، زمینهسازی مقدمات ظهور، ستیز با قدرتهای باطل، برپا ساختن حکومت عدل مهدوی در جهان و تحقق بخشیدن به الگوهای آن در جامعه سخن میگویند. درخشش جهانی شیعه و ظهور مصلح جهانی، از آثار این حرکت مبارک و انقلابی، تأثیرگذار و تحولآفرینند. این روایت بر پایه برخی از شواهد روایی و دیگر قرینهها بر انقلاب زمینهساز و اسلامی شیعیان ایران به رهبری امام خمینی(ره)، تطبیق شده است. اما در اینباره به طور قطعی نمیتوان داوری کرد.
بنابراین، بدون توجه به مصداقهای این حدیث به دو نکته زیر باید توجه کرد:
1. قیامهای حقطلبانه و آخرالزمانی مشرقیانی مانند یمانی، خراسانی، شعیب بن صالح و...، در تأثیرگذاری مثبت در زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) مشترکند. و لذا امامان با عبارت «یوطّئ للمهدیّ سلطانه»، رهبران آنها را ستودهاند.
2. حرکتهای انقلابی و زمینهساز مردمان مشرقزمین به دلیل گستره زمانی، زیرساختها و تأثیرهای پیرامونی و جهانی آنها با دیگر قیامهای مقطعی و ناگهانی تحققیابنده در آستانه ظهور متفاوتند.
شاید این قیامهای واکنشی، خودجوش و دفعی در آن مقطع خاص آستانه ظهور، در برابر بیدادگریهای جبهه سفیانی شکل بگیرد. اما قیام زمینهساز برای حکومت جهانی مهدوی، به انگیزه هدایتگری و جریانسازی صورت میپذیرد و در روندی درازمدت و نظاممند، در عرصههای گوناگون فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، در سطح جهانی و بینالمللی، تأثیر میگذارد. چنین نهضت به حرکت فراگیر، اصیل و نهادینه شدهای نیاز دارد تا در فرآیندی ویژه، رویکرد عدالتخواهی و حقگرایی را در سطح فرامنطقهای و جهانی، نمایان سازد. این ویژگی در قیامهای دفعی یمانی، خراسانی و...، دیده نمیشود.
پی نوشت ها:
. موضوع فرآیندپذیری رخداد ظهور و تأثیر عامل انسانی در پیش افکندن آن، در بخش نخست همین مقاله بررسی شد.
. کفایة الاثر، ص296.
. مسند احمد، ج4، ص96؛ عللالدار قطنی، ج7، ص63؛ مجمع الزوائد؛ کنزالعمال، ج1، ص103؛ همان، ج6، ص65؛ تفسیر عیاشی، ج2، ص303؛ شرح احقاقالحق، ج13، ص85.
. تفسیر ابنکثیر، ج1، ص530.
. الاسناد، ص351.
. الامامة و التبصرة، ص10.
. اصول كافي، ج1، ص372.
. بحارالأنوار، ج23، ص78.
. کمالالدین و تمامالنعمة، ص343.
. غاية المرام، ج3، ص22.
. همان، ص238.
. نک: آیةالله ابراهیم امینی، بررسی مسائل کلی امامت؛ آیةالله مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی.
. کفایة الاثر، ص263؛ بحارالأنوار، ج4، ص55 و ج36، ص407.
. اصول کافی، ج1، ص201؛ بحارالأنوار، ج25، ص124.
. مفاتیح الجنان، دعاي عديله.
. نعمانی، الغیبة، ص170؛ المصباح المتهجد، ص412؛ بحارالأنوار، ج52، ص147 و ج53، ص187.
. شرح احقاق الحق و ازحاق الباطل، ج11، ص594؛ بحارالأنوار، ج1، ص9 و ج5، ص312 و ج23، ص83 ـ93.
. المحاسن، ج1، ص156؛ بحارالأنوار، ج23، ص78، ج23، ص78 و ج27، ص127.
. كمالالدين و تمامالنعمة، ص338؛ بحارالأنوار، ج52، ص146.
. مفاتيح الجنان، دعای عهد.
. شیخ طوسی، الغیبة، ص178.
. حقیقة الاعتقاد بالامام المهدی المنتظر، فصل هشتم، ص175.
. همان.
. سوره آلعمران، آیه31.
. الاحتجاج، ج2، ص323.
. بحارالأنوار، ج53، ص179.
. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص284؛ بحارالأنوار، ج52، ص92.
. کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج3، ص334؛ الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج1، ص202؛ حیاة الامام المهدی(عج)، ص105.
. مفاتيح الجنان، دعاي افتتاح.
. عدة الداعی و نجاح الساعی، ص13.
. سوره غافر، آیه60.
. كمالالدين، ج2، ص105.
. همان، ج2، ص106، بحارالأنوار، ج13، ص4.
. شیخ طوسی، الغيبة، ص159؛ بحارالأنوار، ج13، ص4.
. زندگاني خاتمالاوصياء امام مهدي(عج)، ص32.
. فصلنامه انتظار، ش8، ص196.
. تشيع و انتظار، ص171ـ172.
. انتظار، بايدها و نبايدها، ص117.
. کمالالدين، ج1، روایت دوم؛ بحارالأنوار، ج52، ص129.
. در بعضی از نقلها « و هو یأتم به» دارد.
. نعمانی، الغيبة، ص207؛ بحارالأنوار، ج52، ص146؛ معجم الاحاديث الامام المهدي، ج3، ص217.
. «ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.» (سوره آلعمران، آیه200)
. نعمانی، الغيبة، ص34 و ص206؛ معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص66.
. الاحتجاج، ج2، ص323.
. مفاتيحالجنان، دعاي امام زمان(عج).
. بحارالأنوار، ج52، ص111.
. همان، ص110؛ میزان الحکمة، ج1، ص183.
. شیخ طوسی، الغیبة، ص339؛ بحارالأنوار، ج52، ص113.
. شیخ طوسی، الغیبة، ص336؛ بحارالأنوار، ج5، ص220.
. نعمانی، الغیبة، ص217.
. شیخ طوسی، الغیبة، ص336.
. سوره عنکبوت، آیه2.
. حکومت جهانی مهدی(عج)، ص81.
. نک: فصلنامه علمی تخصصی انتظار، ش16، ص179.
. اصول کافي، ج2، ص190.
. سوره قصص، آیه5.
. سوره انبیاء، آیه105.
. سوره قصص، آیه6.
. انتظار پویا، ص27.
. سوره بقره، آيه193؛ سوره انفال، آيه39.
. اعلام الوری باعلام الهدی، ج2، ص233.
. نعمانی، الغيبة، ص193.
. مکیال المکارم، ج1، ص70.
. نعمانی، الغیبة، ص335.
. سوره انفال، آیه60.
. نک: حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، ص84.
. نعمانی، الغیبة، ص264؛ الارشاد، ج2، ص375؛ مستدرک سفینة البحار، ج1، ص603.
. اعلام الوری، ج2، ص284؛ کشف الغمة، ج3، ص259؛ بحارالأنوار، ج52، ص210.
. نعمانی، الغیبة، ص264؛ بحارالأنوار، ج52، 232.
. نعمانی، الغیبة، ص264؛ شیخ طوسی، امالی، ص661.
. بحارالأنوار، ج52، ص235.
. در برخی نقلها به جای «ناس»، کلمه «قوم»، ذکرشده است. (نک: مجمع الزوائد، ج7، ص318؛ معجم الوسیط، ج1، ص94؛ شرح احقاق الحق، ج29، ص457)
. کنزالعمال، ج14، ص263؛ میزان الحکمة، ج1، ص354؛ عصر ظهور، ص219.
. نک: ابنطاووس، الملاحم، ص118؛ معجم احادیث الامام المهدی(عج)، ج1، ص397.
کد مطلب: 788
آدرس مطلب: http://www.intizar.org/vdcgr79u4ak97.pra.html