دکترین مهدویت و انتظار موعود در آیین یهود
محمدمهدی کریمینیا
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
موضوع «انتظار موعود» در همه ادیان بزرگ جهان، از جمله دین یهود اهمیت بسیاری دارد. آرزوی ظهور «مصلح بزرگ جهانی» در همه ادیان مشترک است و از اصول مسلم اعتقادی آنها به شمار میرود.
این امر، علاوه بر اینکه از تعالیم دینی کتابهای آسمانی مانند تورات، انجیل و قرآن کریم محسوب میشود، از اموری است که به سرنوشت بشر و تکامل انسان ارتباط دارد.
در این پژوهش، تنها دیدگاه دین یهود را درباره «انتظار موعود و مصلح کل» برمیرسیم که مهمترین منبع آن تورات و تلمود (شرح تورات) و برخی کتابهای تاریخ ادیان و مانند آن است.
ناگفته نماند که برای اثبات «مهدی موعود» به بشارتهای کتابهای قدیم استدلال نمیکنیم و در اصل به آنها احتیاجی نداریم، بلکه با مطالعه دیدگاه یهود (و دیگر ادیان آسمانی و مکاتب دیگر) در این زمینه، روشن میشود که عقیده به «انتظار موعود» و «نجات دهنده فوق العاده جهانی» عقیده مشترک دینی است.
در این پژوهش مباحث ذیل را برمیرسیم:
1. ماهیت و اهمیت انتظار؛ 2. انتظار موعود، اصل مشترک بین ادیان آسمانی؛ 3. موعودگرایی در نگاه کلی؛ 4. شور و التهاب یهود برای موعود آخر الزمان؛ 5. نشانههای ظهور در نزد یهود؛ 6. انتظار موعود و امید به نجات در دعاهای یهود؛ 7. صلح، امنیت و فراوانی نعمت پس از ظهور موعود از نظر یهود.
1. مقدمه
«انتظار موعود» موضوعی است که در همه ادیان بزرگ جهان، از جمله دین یهود، از اهمیت خاصی برخوردار است. آرزوی ظهور یک مصلح بزرگ جهانی، در همه ادیان، مشترک بوده و از اصول مسلم اعتقادی آنها به شمار میرود.
این امر، علاوه بر این که از تعالیم دینی کتابهای آسمانی مانند تورات، انجیل و قرآن کریم محسوب میشود، از اموری است که به سرنوشت بشریت و تکامل انسان ارتباط دارد.
به عبارت دیگر، وقتی انسان ناامید میشود و میبیند که با وجود این همه ترقی و پیشرفتهای فکری و علمی، روز به روز به فساد و تباهی کشیده میشود و اختراعات و اکتشافات محیرالعقول، نتوانسته انسان را از سردرگمی نجات دهد، بنا به فطرت ذاتی خود متوجه درگاه خداوند بزرگ میشود و از او برای رفع ظلم و ستم و بحرانهای روحی و معنوی کمک میجوید.
از این رو، در همه قرون، آرزوی «موعود جهانی» در دل خداپرستان وجود داشته است و این آرزو تنها در میان پیروان دینهای بزرگ، مانند: زرتشتی، یهودی، مسیحی و مسلمان سابقه ندارد، بلکه آثار آن را در افسانههای یونانی، افسانههای میترا در ایران، کتابهای قدیم چینیها، عقاید هندیان و در بین اهالی اسکاندیناوی و حتی در میان مصریان قدیم و بومیان وحشی مکزیک و نظایر آنها نیز میتوان یافت.
اعتقاد به «ظهور مصلح» به شیعه یا مسلمان اختصاص ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترکند. پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی که جهان را فساد، بیدادگری و بیدینی فرا گرفته، نجاتدهندهای بزرگ طلوع میکند و به واسطه نیروی فوقالعاده غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح میکند و خداپرستی را بر بیدینی و مادیگری غلبه میدهد.
البته هر ملتی او را به لقبی مخصوص میشناسد؛ زرتشتیان او را به نام «سوشیانس»، یعنی نجاتدهنده جهان، عیسویان به نام «مسیح موعود»، یهودیان به نام «سرور میکائیلی» و مسلمانان به نام «مهدی موعود» میشناسند.
هر ملتی نیز آن «موعود نجات بخش» را از خودش میداند. برای مثال، زرتشتیان او را ایرانی و از پیروان زرتشت میدانند؛ عیسویان او را همکیش خودشان میدانند؛ یهودیان او را از بنیاسرائیل و از پیروان موسی میشمرند و مسلمانان او را از دودمان بنیهاشم و فرزند پیامبر(ص) میشمارند، که البته اسلام، به طور کامل و مشخص این شخصیت جهانی و موعود کل را معرفی نموده که در سایر ادیان چنین نیست.
نکته قابل توجه این که علایم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجاتدهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدی(عج)، موعود اسلام، یعنی فرزند بلافصل امام حسن عسکری(ع) نیز قابل انطباق است؛ زیرا میتوان او را از نژاد ایرانی شمرد.
چرا که مادر حضرت سجاد(ع) که جدّ امام مهدی(عج) است، یک شاهزاده خانم ایرانی به نام «شهربانو» دختر «یزدگرد»، پادشاه ساسان بود. همچنین میتوان او را از دودمان بنیاسرائیل شمرد؛ زیرا بنیهاشم و بنیاسرائیل هر دو از نسل ابراهیم(ع) میباشند.
بنیهاشم از نسل اسماعیل و بنیاسرائیل از نسل اسحاقاند. آن حضرت با مسیحیها نیز نسبت داردغ زیرا مادر حضرت صاحبالامر(عج) یک شاهزاده خانم رومی به نام «نرگس» بوده که به صورت شگفتانگیزی خود را به امام حسن عسکری(ع) رساند.
عشق به صلح و عدالت در ذات هر کسی وجود دارد. همه از صلح و عدالت لذت میبرند و با تمام وجود، خواهان جهانی مملو از این دو هستند. لذا همه اقوام و ملل، منتظر مصلح کلاند.
بررسی دیدگاه ادیان آسمانی و بلکه همه مذاهب در مورد «موعود و مصلح جهانی» بسیار قابل توجه است که مسلمانان کمتر به این مهم توجه کردهاند. وقتی جامعه بشری به این مهم توجه کند که عقیده به ظهور یک نجات دهندۀ فوقالعاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه میگیرد و همه پیامبران الهی بدان بشارت دادهاند و همه ملل در انتظار او هستند، در این صورت، مسلمانان و به ویژه شیعیان را به «خیالبافی»، «عقاید خرافی» و نظایر آن متهم نمیکند.
در این گفتار، دیدگاه دین یهود، در مورد «انتظار» و «موعود و مصلح کل» مورد توجه قرار میگیرد که مهمترین منبع، «تورات» و «تلمود» (شرح تورات) و برخی کتابهای تاریخ ادیان و مانند آن میباشد.
ناگفته نماند که ما درصدد اثبات «مهدی موعود» با استدلال به بشارتهای کتابهای قدیم نیستیم و اصولاً به آنها احتیاج نداریم. بلکه با مطالعه دیدگاه یهود ـ و البته ادیان آسمانی و مکاتب دیگر ـ در این زمینه، روشن میشود که عقیده به «انتظار موعود» و «نجاتدهنده فوقالعاده جهانی» یک عقیده مشترک دینی است.
این مطالعه نشان میدهد که ما باید به دنبال ایده باشیم که اعتقادی، فراگیر، فرادینی و بینالادیانی، اصیل، آرمانی، حیاتی و حیاتبخش، سرنوشتساز، متعلق به ما و عصر ما، پایانبخش همة اختلافهای مذهبی و غیر مذهبی و بالاخره دارای قدرت انفجاری عظیم و بیبدیل در بسیج تودهها و ملتها در مقابله با همه ظلمها و بیعدالتی باشد.
ایدهای با این اوصاف را فقط در «مهدویت» میتوان یافت و در میان اصطلاحات رایج در ادبیات جهانی، اصطلاحی گویاتر و مناسبتر از «دکترین مهدویت» به نظر نمیرسد.
2ـ ماهیت و اهمیت انتظار
«انتظار» معمولاً به حالت کسی گفته میشود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش میکند.
برای مثال، بیماری که انتظار بهبودی میکشد یا پدری که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بیماری و فراق فرزند ناراحت هستند و برای وضع بهتری میکوشند. همچنین تاجری که از بازار آشفته ناراحت است، در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادی میباشد.
پس انتظار دو حالت دارد: 1ـ بیگانگی با وضع موجود 2ـ تلاش برای وضع بهتر
به بیان دیگر «انتظار» مرکب از دو عنصر است: عنصر «نفی» و عنصر «اثبات». عنصر نفی، همان بیگانگی با وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر است.
این دو رشته اعمال عبارتاند از: ترک هر گونه همکاری و همآهنگی با عوامل ظلم و فساد و حتی مبارزه و درگیری با آنها از یک سو و خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادی و معنوی برای شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانی و مردمی از سوی دیگر.
«انتظار» ویژه زندگی بشر است. ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین است؛ به گونهای که بدون انتظار و امید، زندگی مفهومی ندارد. هر انسان زندهای در نخستین انتظارهای خویش، به تداوم حیات میاندیشد و بقای خویش را انتظار دارد. بر این اساس، برخی از منتظران به این دلیل منتظرند که در سایۀ قیام مصلح، به آسایش و آرامشی فراتر از آنچه دارند دست یابند.
چنین انتظاری، موجب رکود نیست. بلکه حرکتآفرین و امیدبخش است و در این راه، تمام مشکلات و سختیها برای او آسان میشود.
از منظر اسلامی، همه ادیان آسمانی و تمامی پیامبران الهی، به دنبال سرانجامی نیکو برای انسانها و تصحیح، سازندگی و آیندهای روشن برای جوامع بشری هستند.
این آبادانی و تصحیح عالم و آدم پس از عصر ظهور به وسیله «پروژه مهدویت» و به دست شخص امام مهدی(عج) امکانپذیر است و قبل از ظهور به وسیله «فرهنگ انتظار» و کوشش مؤمنان در جهت اصلاح جامعه و امید به زندگی بهتر تحققپذیر است.
منظور از «فرهنگ انتظار» این است که مؤمنان، پیوسته به انسان کاملی توجه دارند که میتواند نَفسِ ابلیس زدۀ انسانِ معاصر را رام و مطیع سازد و جامعهای عادلانه به وجود بیاورد و «دکترین مهدویت» به این معنا است که در عصر غیبت بر اساس آموزههای مهدویت برای مشکلات انسانی و اجتماعی راه حل ارائه دهیم و در ارائه نظریهها و راه کارها، علاوه بر استفاده از خردورزی و علوم تجربی و تجربه گذشتگان، بر مؤلفه اصلی و بنیادین مهدویت تکیه کنیم.
توجه مستمر و پیوسته به «دکترین مهدویت» و «فرهنگ انتظار» و حضور آن در قلمرو گوناگون زندگی، مانند توجه و مراقبتی است که یک بیمار قلبی در همه حالات به وضعیت قلبی خود دارد. این شخص در هنگام غذا خوردن، خوابیدن، ورزش، مسافرت و هر گونه فعالیت دیگر توجه دارد که شرایط زندگی و برنامههای او سازگار و همآهنگ با وضعیت قلبش باشد.
همچنین «مهدویت» نیز به مثابه قلب اندیشه اسلامی باید در تمامی شئون زندگی، حاکمیت داشته و جهتبخش باشد؛ نه اینکه توجه به «مهدویت» در حاشیة نظریهپردازی قرار گیرد و به صورت یک امر «تاریخی» و گاه «اسطورهگرایانه» تلقی شود.
گاه اندیشۀ ترویج «مهدویتخواهی» را بر اساس سرکوب خواستههای انسانی و اجتماعی تحلیل میکنند، و آن را برآمده از واپس زدن خواستهها، امیال و آرزوهای درونی در طول تاریخ میدانند.
به نظر میرسد تحلیل «مهدویت» بر این اساس و بدون توجه به متون مقدس و آیات وروایات، تحلیلی ناقص و ابتر است و تنها یک تحلیل روانشناسانه تلقی میگردد که از ابعاد اعتقادی و کلامی و تاریخی بحث، غفلت ورزیده است.
نتیجه آنکه، «انتظار» نه تنها یک مفهوم اسلامی و شیعی است، بلکه برآمده از کتابهای آسمانی مانند تورات و انجیل است و حتی در سایر کتب دینی و مکاتب دیگر «فرهنگ انتظار» نهفته است.
برداشت منفی از «انتظار» و معرفی آن به عنوان عاملی برای تخدیر جامعه و مانعی برای حرکت انسانها، ناصواب است. انتظار به صورت کم یا زیاد، با زندگی همه انسانها عجین شده است؛ به گونهای که در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوۀ زندگی و چگونگی نگرشها به آینده به شکل فعال و مؤثری دخالت داشته و در ترسیم خط سیاسیای که برای حال و آیندۀ انسان رقم میخورد، تأثیرگذار است.
3ـ انتظار موعود، اصل مشترک ادیان آسمانی
اندیشه ای همانند «انتظار» و «موعودگرایی»، وجه جامع و اصل مشترک ادیان آسمانی می باشد. چنین امری می تواند دست مایة «گفتوگوهای بینالادیانی» و زمینة تلاش برای ایجاد صلح و همزیستی مسالمت آمیز بین پیروان مذاهب باشد.
از نظر اسلام، صلح و همزیستی مسالمتآمیز انسان ها، با عقاید و مذاهب گوناگون، ارزش و هدف است. هدف از صلح، مصلحت گرایی نیست.
بلکه خود «صلح» مصلحت است؛ زیرا با زندگی فطری انسان ها سازگارتر است و در موقعیت صلح، رشد و تعالی انسان و تفاهم برای رسیدن به توافق ها و یگانگی آیین بشری و گرایش به حق امکان پذیرتر است.
قرآن کریم به اصول مشترک بین ادیان توجه خاص دارد. این کتاب آسمانی، خطاب به «اهل کتاب» چنین می گوید: «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛
بگو: ای اهل کتاب! بیایید تا بر سخنی که بین ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچگونه شریکی نیاوریم و هیچ کس از ما دیگری را به جای خداوند، به خدایی برنگیرد و اگر رویگردان شدند، بگویید: شاهد باشید که ما فرمانبرداریم.
این آیه از آیات مهم در دعوت اهل کتاب به سوی وحدت به شمار می رود. استدلالی که در این آیة شریفه بهکار رفته است، با استدلال در آیات پیشین تفاوت دارد. در آیات پیشین، از همین سوره، به طور مستقیم دعوت به اسلام بود، ولی در این آیه، به نقطه های مشترک بین «اسلام» و «اهل کتاب» توجه شده است.
قرآن کریم به مسلمانان می آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید دستکم در قسمتی که با شما اشتراک هدف دارند، همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایه، برای پیش برد اهداف مقدستان قرار دهید.
اندیشه ای که از آن به «مهدویت» و «انتظار موعود» تعبیر می کنیم، در سایر ادیان به اسم های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. هر چند بدیهی است که گوناگونی تعابیر و متفاوت بودن تنها در اسم است؛ چرا که اگر ادیان را دقیق و همه جانبه مطالعه کنیم، در می یابیم که اختلاف یاد شده، صرفاً اسمی و لفظی است و چیزی که به نام وجه اشتراک ادیان مطرح شده، بسیار عمیق و دارای استحکام است.
نتیجه آنکه، مفهوم «انتظار موعود» و «مصلح کل» به عنوان یک امر فطری و دینی در اعماق ادیان آسمانی ریشه دوانده است و همانند یک تابلوی بسیار نورانی و امیدبخش در فراروی پیروان ادیان آسمانی نورافشانی می کند.
این امر می تواند به عنوان «کلمه سواء» یا «اصل مشترک»، زمینه را برای گفتوگوی بینالادیانی فراهم سازد.
در تمام ادیان و مذاهب مختلف اعم از کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت و اسلام، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و به جنایت ها و خیانت های انسان ها خاتمه خواهد داد و شالودة حکومت واحد جهانی را، بر اساس عدالت و آزادی استوار خواهد نمود، گفتوگو به عمل آمده و نوید آن مصلح جهانی، علاوه بر قرآن مجید، در تمام کتاب های آسمانی داده شده است.
4ـ موعودگرایی یهود در نگاه کلی
یهودیان که خود را پیروان حضرت موسای کلیم(ع) می دانند نیز منتظر موعودند. در آثار دینی یهود و اسفار تورات و دیگر کتاب های انبیای آنان، همواره به موعود اشاره شده است.
اگر به مطالب کتاب «نَبُوئِت هَیِّلد» (وحی کودک) استناد کنیم، به مطالب بسیاری دربارة ظهور پیامبر اکرم(ص) و به قسمتهایی از تاریخ و احوال پیامبر و حوادث مربوط به بعثت و پاره ای از علائم آخرالزمان و رجعت و اشاراتی به شخصیت حضرت حجةابنالحسنالمهدی(عج)، و حتی اشاراتی دربارة واقعه عاشورا، دست خواهیم یافت.
به هر حال، چون یهودیان، به حضرت مسیح(ع) ایمان نیاوردند، بالطبع، موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. اگر در مجموع آثار مقدس یهود تأمل شود، چهره سه موعود، در آن دیده میشود:
حضرت مسیح(ع)
حضرت محمد(ص)
حضرت مهدی(عج)
بنابراین، انتظار، در یهودیت حالتی ویژه دارد. و چون این قوم، به حضرت مسیح(ع)، و به حضرت محمد(ص)، نگرویدند، باید در برابر مسأله «موعود» و «انتظار» بسیار حساس و نگران باشند، و از این همه اشارات و بشارات که در کتاب ها و آیات خودشان آمده است به سادگی و غفلت نگذرند.
آنان باید از دیگر منتظران منتظرتر باشند و بیش¬تر به «انتظار» و آمادگی برای «ظهور» فکر کنند و از این همه ظلم و خیانت و تجاوز و انسان¬کُشی دست بردارند و از عواقب ظلم و ستم بترسند.
آنان دو موعود خود، مسیح(ع) و محمد(ص) را نپذیرفتند، لیکن از دست موعود سوم رها نخواهند گشت. این است که درروایات میخوانیم که جماعتی از یهودیان در اطراف «دجال» جمع میشوند و با ظهور مهدی(عج) و فرود آمدن عیسی(ع) و کشتهشدن دجال، آنان نیز قتل عام می شوند و دامن جامعه بشری از وجود آن جماعت پاک می شود.
در اینجا، نام چند کتاب از کتاب های یهود و عهد عتیق که در آنها سخنانی دربارة موعود آمده است، بیان می شود:
کتاب دانیال پیامبر؛
کتاب حَجّی (حکا)ی پیامبر؛
کتاب اِشعیای پیامبر
همچنین در کتاب زبور حضرت داوود(ع) در این باره، مطالبی ذکر شده است؛ چنان که قرآن کریم از زبور و ذکر غلبه صالحان در آن سخن گفته است.
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ»؛
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
در اینجا اشاره می کنیم که بشارت مذکور، در آثار مقدس یهود، همه و همه درست است. پاره ای از آن تحقق یافته و پاره ای تحقق خواهد یافت. لیکن آنان حق را نپذیرفتند؛ نه از زبان حضرت مسیح(ع) و نه از زبان حضرت محمد(ص). اما از زبان شمشیر مهدی(عج) خواهند پذیرفت.
بنابراین، موعود، اکنون مهدی است و بشارت ها و اشارت هایی که از پیامبران و دیگر بزرگان سلف رسیده است، در حق مهدی(عج) صادق است و به او و ظهور او ناظر است و او مصداق واقعی آنها است.
«زبورداوود» یا به تعبیری که در کتاب «عهد قدیم» آمده، «مزامیر داوود» عبارت است از: مجموعه ای از مناجات ها و نیایشها و اندرزهای داوود پیامبر. با توجه به ظاهر تعبیراتی که در آیه به کار رفته، منظور از «زبور»، «کتاب داوود»، و «ذکر» به معنی «تورات» است.
در مزامیر موجود، عباراتی وجود دارد که مطابق با آیه فوق می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود:
1ـ ... زیرا که شریران منقطع می شوند، و اما متوکلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد، و حال اندک است که شریر نیست می شود، هر چند مکانش را استفسار نمائی ناپیدا خواهد شد.
2ـ ... اما متواضعانه وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد.
3ـ ... زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد ...
4ـ ... خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد.
در جملات فوق از تورات (عهد عتیق) مشاهده می کنیم که همان عنوان «صالحان» که در قرآن آمده، با همان تعبیر در مزامیر داوود به چشم می خورد. علاوه بر این، تعبیرات دیگری مانند: «صدیقان»، «متوکلان»، «متبرکان» و «متواضعان» که با آن قریبالافق است.
ظهور قطعی موعود، در فرازهایی از تورات به چشم می خورد. تورات از پیروان خویش می خواهد منتظر آن موعود که ظهورش قطعی است باشند؛ اگرچه با تأخیر باشد:
اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد.
5ـ شور و التهاب یهود برای موعود آخرالزمان
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت و مسیحیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی «مسیحا» بیاید و آنان را از گرداب ذلّت، درد و رنج برهاند و فرمانروای جهان گرداند.
در عصر ما نیز که یهودیان صهیونیست، خود بهپا خاسته و با اشغال فلسطین درصدد بر آمده اند تا حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند چیزی از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است.
درست است که اقلیتی ناچیز از یهودیان بر اثر دلبستگیِ شدید به امیدهای قدیم، تشکیل دولت صهیونیستی را مخالف آرمان مسیحایی شمرده و پیوسته با آن مخالفت کرده اند، ولی سواد اعظم یهودیت، آن را از جان و دل پذیرفته و آنرا رهگشای عصر مسیحا دانسته اند.
هم اکنون صهیونیست های اشغال گرِ فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی مرسوم، در پایان مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه اِیّار عبری)، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا می کنند:
«اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم زادی باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد».
در سراسر تاریخ بنیاسرائیل، کسانی به عنوان «موعود یهود» برخاستند و با گردآوردن برخی افراد ساده لوح، بر مشکلات آنان افزودند.
اما درا ین میان، حضرت عیسی(ع) ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی، دین بسیار بزرگی بنیاد نهاد و گروه بی¬شماری را به ملکوت آسمان رهنمون شد.
مسیحیت نیز، براساس اندیشۀ «انتظار» پدید آمد و پس از رفتن حضرت عیسی مسیح(ع)، پیوسته مسیحیان در سوز و گداز و شوق بازگشت دوبارۀ وی روزگار گذرانده اند.
شوق و هیجان امید به ظهور آن حضرت، هنگام نزدیک شدن سال 1000 میلادی میان مسیحیان اوج گرفت، نیز در سال 2000 میلادی و در آستانۀ هزارۀ جدید، چنین وضعی در جوامع مسیحی مشاهده شد.
فرازهایی از تورات کنونی به هیجان آخرالزمان و شور و التهاب پدید آمده اشاره دارد:
«تمام امم را به هیجان می آورم و مرغوب همگی طوائف خواهد آمد و پر می کنم این خانه را از جلال، امرخدای لشکرها است. تمامی امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت ها برآورده خواهد شد. این خانه را از جلال خود پر خواهم کرد... جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم تر خواهد بود».
بر حسب نصوص متواترۀ اسلامی، حامل لوای انقلاب جهانی و پرچمدار نهضتی که تمام ملل جهان را به هیجان آورد و آرزو و مورد انتظار جهانیان می¬باشد حضرت قائم(ع) است که خانه خدا را پر از جلال کند و آیین خدا را در سراسر جهان منتشر سازد.
در فرازهایی از تورات کنونی به کسانی که بی صبرانه منتظر موعود یهود هستند بشارت می دهد و از این طریق شور و التهاب یهود را برای موعود آخرالزمان مضاعف می سازد:
[خداوند به حضرت دانیال(ع) می فرماید:]
«و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده (قائم) است خواهد برخاست... و بسیاری از آنانکه در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد... آنانکه بسیاری را به راه عدالت رهبری نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال! کلام را مخفی دار و کتاب را تا آن زمان مهر کن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود... خوشا به حال آنان که انتظار کشند.»
6ـ نشانه های ظهور در نزد یهود
یهود در کتاب های خویش، برای مصلحی که در انتظارش هستند، علامات و نشانه هایی ذکر کرده اند که در اینجا به چند نمونۀ آن اشاره می شود:
1ـ همه سبط های ده گانه اجتماع کنند و در مقابل حکومت واحد از بیت داوود، خاضع می باشند.
2ـ یأجوج و مأجوج شکست می خورند.
3ـ کوه زیتون شکاف برمی دارد.
4ـ وادی مصر خشک می شود.
5ـ آب های گوارا در اورشلیم و از بیت المقدس بیرون می آید.
6ـ ده نفر مرد از قومیت های مختلف دنیا به لباس یک یهودی می چسبند و از او التماس می کنند که با او باشند؛ چون که اینان شنیده اند که خدا با یهود است.
7ـ شرورهای زمین نابود شوند؛ و اینان نظرشان این است که مسیح(ع) نمی آید مگر بعد از آنکه کسانی که بر دین بنیاسرائیل خروج کرده اند، از بین رفته باشند.
و لذا بر هر یهودی واجب است تا حدّ امکان کوشش کند که با سایر امت ها اشتراک نداشته باشد. تا تمام قدرت و حکومت فقط در اختیار یهود بماند و قبل از آنکه یهود به طور نهایی بر بقیۀ امت ها حاکم شود، باید جنگ بهپا شود و ثلث دنیا نابود گردد و یهود هفت سال پیدرپی بماند و سلاح هایی را که بعد از پیروزی به دست آورده اند، بسوزانند و در چنین روزی است که یهود به بالاترین مرحلۀ ثروت و سرمایه داری رسیده و همۀ اموال دنیا را مالک شده است و بزودی گنج های اینان خانه های بزرگی را پُر می کند که برای حمل کلیدهای این خانه ها سیصد الاغ لازم است و این زمان است که مردم دستهدسته به یهود داخل می شوند و همگان از آن استقبال می کنند، غیر از مسیحی ها که هلاک میشوند؛ زیرا آنان از نسل شیطانند.
8ـ در تعالیم «تلمود» راجع به نشانه های ظهور مصلح یهود، چنین آمده است:
«بر هر یهودی واجب است که کوشش کند تا حکومت دنیا را به دست بگیرد و بقیۀ امم با کمال خواری و ذلت قرار بگیرند. و قبل از سلطۀ نهایی، باید جنگی بهپا شود و دو ثلث عالم از بین برود و یهود هفت سال باقی می ماند و سلاح هایی را که به دست آورده اند، می سوزاند و در این هنگام، دندان های دشمنان بنی اسرائیل به اندازۀ 22 ذراع شده و از دهن ها بیرون آمده است!!
زندگی یهود در این دوره در جنگ با سایر امم و بزودی مسیح حقیقی میآید و شخص منتظر، به پیروزی می رسد و امت یهود به اوج سرمایه داری و ثروت می رسد؛ چون که مالک تمام املاک دنیا می شود، به طوری که برای حمل کلیدهای گنج های آنان، حداقل سیصد الاغ لازم است.»
9ـ جنگ های مذهبی نیز یکی دیگر از علائم ظهور منجی یهود است. هرگاه، جنگ های مذهبی و دینی به اوج می رسید، آن را نشانه ای برای ظهور موعود تلقی می کردند.
در آغاز قرن هفدهم نشانه های بیشتری برای نزدیک بودن قطعی عصر مسیحایی مشاهده شد. چندین جنگ مصیبت بار و شرم آور میان «کاتولیک ها» و «پروتستان ها» در اروپا درگرفت که به نظر می رسید آنها دوران مصیبت بار قبل از عصر مسیحا را محقق می کنند و جنگ های سیساله (1618ـ1648) اوج آنها بود.
در آغاز، جنگی میان شهریاران کاتولیک و پروتستان آلمان رخ داد و به تدریج تمام قدرت های اروپا را درگیر کرد و سرانجام آشوب و درهم ریختگی در همۀ ممالک بالا گرفت.
گرچه در این دوران خونین، یهودیان آزار ویژه ای ندیدند و شاید برخی مسیحیان به آنان توجه بیشتری کردند، ولی بسیاری از جوامع یهودی ویران شدند و بر اثر آشفتگی عمومی حاکم بر اروپا، برخی زیان¬های مادی برای آنان به بار آمد.
10ـ یکی دیگر از حوادثی که قبل از ظهور موعود، از نظر یهود روی می¬دهد،نابودی سلاطین و حاکمان جبار است:
«به منظور گردآوردن تمامی طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین و دول مختلفه را نابود کنم و به گرمی غضب من روی زمین بسوزد.
آنوقت برگردانم به قوم ها لب پاکیزه برای خواندن همه بهنام خدای و عبادتکردن ایشان به یک روش».
11ـ ظلم و ستم فراوان به قوم بنی اسرائیل؛ از نظر یهود، دوران پیش از ظهور همراه با ستم به قوم بنی اسرائیل است. امتها در ستمکردن به بنیاسرائیل بر یکدیگر سبقت خواهند گرفت و «هر گرفتاری تازه چنان شدید خواهند بود که گرفتاریهای قبلی را از یادها خواهد برد».
گفته های یهود در اینباره قدری خرافهگونه است و بعضی از مطالب بیان شده با افسانه های کتب قدیم شباهت بیشتری دارد؛ هر چند این مطالبِ مربوط به دوران پیش از ظهور، از کتاب مقدس یعنی تورات اخذ شده است. جولیوس کرینستون در اینباره چنین می گوید:
پیش از آمدن مسیحا یک ستون آتش در جهان ظاهر خواهد شد و چهل روز در برابر چشمان اقوام روی زمین برپا خواهد بود. آنگاه مسیحای پادشاه برای حرکت از مکانی در فردوس به نام «لانۀ گنجشک» فرمان خواهد یافت.
او نخست در ایالت «جلیل» ظاهر خواهد شد؛ زیرا «جلیل»، نخستین ناحیه¬ای بود که به دست رومیان ویران گردید. یک ستارۀ تابان در آسمان ظاهر خواهد شد و هفت ستارۀ دیگر آنرا محاصره خواهند کرد.
آنها به مدت هفتاد روز، روزی سه بار با آن ستارۀ تابان خواهند جنگید و هر شب بلعیده و هر صبح بیرون افکنده خواهند شد. پس از هفتاد روز آن ستاره از میان خواهند رفت.
مسیحا در آتش مذکور پنهان خواهد شد و به دوازده ماه نامرئی خواهد بود. سپس وی را به آسمان برده، تاج پادشاهی بر سر او خواهند گذاشت و تمام قدرت و شوکت یک پادشاه را به او عطا خواهند کرد. آن گاه وی به زمین فرود خواهد آمد و ستون آتش دوباره مرئی خواهد شد.
مسیحا در سراسر عالَم معروف خواهد گردید و ملت ها همراه با بسیاری از یهودیان بی ایمان با او به جنگ برخواهند خاست. سپس جهان به مدت پانزده روز تاریک خواهد شد و جمعی از مردم در آن دوره خواهند مرد.
در سال 73 از ششمین هزارۀ آفرینش جهان (1313 میلادی) تمام اقوام در رُم گرد خواهند آمد و خدا بر آنان باران آتش، تگرگ و سنگ فرو خواهد ریخت و ایشان به استثنای پادشاهانی [؟] که به رم نیامده اند، هلاک خواهند شد.
این پادشاهان نیز خواهند با مسیحا جنگ کنند و [فرزندان] اسماعیل در محاصره کردن اورشلیم به آنان خواهند پیوست. اما «او که بر آسمان نشسته است، می خندد.» بسیاری در پرستش خدا با یهودیان همراه خواهند شد و بدین گونه، خلقت تازه ای خواهند یافت؛ زیرا خدا ارواح تازه ای برای بازماندگان ایجاد خواهد کرد و آنان را برای ورود به هزارۀ هفتم آماده خواهد ساخت.
در ارتباط با جهان آیندۀ پیش از ظهور، به برخی از آیات تورات استناد شده است. از مجموع این عبارات این نکته مستفاد است که از نظر یهود، جنگ ها وسختی های فراوانی فراروی بشر است. عده ای رستگار و عدۀ بیشتری بدبخت و نابود می گردند. اگرچه مشکلات و دشواری های فراوانی برای قوم یهود و پیروان حقیقی این آیین وجود دارد؛ اما در نهایت رستگاری و نجات در انحصار یهودیان خواهد بود.
در تورات میخوانیم: «و در آن زمان میکائیل امیر عظیمی که برای پسران تو ایستاده است خواهد برخاست و چنان زمانِ تنگی خواهد شد که از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد و بسیاری از آنان که در خاک زمین خوابید ¬اند، بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی».
و در جای دیگر از تورات، می خوانیم: «ای امتی که حیا ندارید! فراهم آیید و جمع شوید. قبل از آن که حُکم نتایج بیاورید و آن روز مثل کاه بگذرد. قبل از آنکه حدّت خشم خداوند بر شما وارد آید.
قبل از آن که روز خشم خداوند بر شما برسد. ای جمیع حلیمان زمین که احکام او را بهجای می آورید و عدالت را بطلبید و تواض را بجویید شاید که در روز خشم خداوند مستور شوید؛ زیرا که غَزَّه متروک می شود و اَشقَلون ویران می گردد و اهل اَشدود را در وقت ظهر اخرج می نماید و عَقرون از ریشه کنده می شود.
وای بر امت کریتیان که بر ساحل دریا ساکنند. ای کنعان! ای زمین فلسطینیان! کلام خداوند به ضد شما است و من ترا چنان هلاک می¬کنم که کسی در تو ساکن نخواهد بود... و ساحل دریا برای بقیه خاندان یهودا خواهد بود تا در آن بچرند.»
7ـ «انتظار موعود» و «امید به نجات» در دعاهای یهود
کامل ترین و اصیل ترین بیان در باب امید و انتظار مسیحایی را می توان در نمازنامه های یهود یا دعاها یافت. گاه ازخداوند می خواستند که کارهای شگفتانگیزی انجام دهد و دشمنان را از میدان به در کند.
سراینده ای دیگر، از خدا به عنوان منجی و از یک حکومت الهی با ویژگی صلح و پارسایی سخن میگوید. در نمازهای روزانه، نمازهای سبت و اعیاد، در مناجات ها و سرودهایی که گاه و بی گاه به نمازنامه افزوده می شد، در مناسبت های ویژه و حتی در دعا برای پادشاه و حکومت، امید به نجات از تبعید و برپایی ملت یهود در شکوهمندی میراث قدیم یک اصل مهم نمازنامه یهود است.
یهودیان تحت فرمانروایی بت پرستان، مسیحیان یا مسلمانان، پیوسته موقعیت حقارت آمیز خود را در جهان به یاد می آوردند. گرایش به بازگشت به سرزمین مستقل ملی، متناسب با این تیرهروزی ها رشد می کرد و الهام بخش سرایندگان و حکیمانی بود که متون نیایش به درگاه خدای بنیاسرائیل را تنظیم می کردند.
یکی از کهن ترین و برجسته ترین بخش های نماز یهود «عَمیدا» یا تفیلا» (دعا) است. نماز یاد شده معمولا «شِمونه عِسره» [هجده] نامیده می شود و این عدد به شمار بندهای برکت آن در اصل اشاره دارد، ولی یک بند نیز بعداً بدان افزوده شده است.
در این نماز که برجسته ترین جنبه های نمازهای سه گانۀ روزانه را دربر دارد، اشارات و نشانه هایی از امید مسیحایی دیده میشود.
در بند اول، «خدا» به عنوان : «کسی که برای بنی اسرائیل یک منجی می¬فرستد» معرفی شده است. در بند دوم به گونه ای بر امید به رستاخیز مردگان تأکید شده است که نشان میدهد آن بند را فریسیان دردوران نفوذ صدوقیان که منکر رستاخیز بوده اند تهیه کرده اند.
بند هفتم دعایی است که در آن از خدا خواسته می شود بنی اسرائیل را به خاطر نام خود نجات دهد؛ گرچه آنان گناهکار باشند. بند دهم که در تلمود به عنوان دعا برای گرد آمدن از تبعیدگاه ها توصیف شده، با دعا برای «نفخ صور»، و برافراشتن یک پرچم، به نشانه آزادی تبعیدیانی که از چهار گوشۀ زمین گرد می آیند، آغاز می شود.
بند یازدهم، دعایی است برای تأسیس حکومتی مستقل برای بنی اسرائیل، همراه با قاضیان و مستشاران تحت اِشراف خداوند.
بند چهاردهم دعا برای نوسازی اورشلیم و استوار شدنِ دوباره «تخت داوود» در آن و در بند پانزدهم، دعای مکرری است برای برافراشتن خاندان سلطنتی داوود.
بند هفدهم دعا برای احیای پرستش در معبد و آیین قربانی است و با این امید ختم می شود که «چشمان ما ببیند که تو از درِ رحمت به صهیون باز می گردی».
در دعای فیض پس از غذا که در مراسم ختنه سوران خوانده می شود، در بخشی از آن چنین آمده است:
«خدای مهربان که به شایستگی افراد مقرب از طریق خون ختنه توجه می کند، مسیحای خود را برای ما بفرستد تا در وحدت او گام بر دارد و به قومی که میان اقوام پراکنده و متفرق است، مژده و تسلی دهد.
خدای مهربان، کاهن عادل [اشاره به الیاس] را به سوی ما بفرستد؛ همان که رانده شده در پس پرده غیبت خواهد ماند تا تختی به روشنیِ خورشید و درخشندگی الماس برای او آماده شود؛ همان پیامبر که روی خود را با ردای خود پوشانده، خویش را در آن پیچیده و پیمان الهی حیات و آسایش با اوست».
علاوه بر دعاهای فوق، یکی دیگر از دعاهایی امروزه صهیونیست های اشغالگر که در مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم اسرائیل غاصب می خوانند این است:
ارادۀ خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد.
8ـ صلح، امنیت و فراوانی نعمت پس از ظهور موعود از نظر یهود
همانطور که گذشت، یکی از اعتقادات یهود، ظهور مصلح در آخرالزمان است. اوست که اخلاق فاسد مردم را تطهیر و اصلاح می نماید. یهود منتظرند که قائمی از اولاد داوود پیغمبر(ع) ظهور کند؛ بهطوری که اگر لب هایش به دعا حرکت کند، تمام امت ها نابود شوند و این موعود منتظر، به گمان یهود همان مسیح است که وعدۀ او به یهود داده شده است.
همچنین، در باب کیفیت ظهور مصلح یهود، در تعالیم این دین، از قول یکی از پیامبرانشان به نام «اشعیا» چنین آمده است:
«بهزودی کسی از اصل و نسب ابی داوود خروج و روح ربّ بر او حلول می کند و روح حکمت و فهم و قدرت و معرفت خوف ربّ بر او حاکم می باشد. او به نفع بیچارگان، حکم به عدل می کند و بر آنان انصاف می نماید و منافق را نابود می کند و امنیت و آرامش برقرار خواهد کرد؛
بهطوری که همه بهراحتی و در کنار هم زندگی می کنند».
یهود معتقد است که بعد از ظهور مصلح، نعمت های گسترده، همه جای زمین را می گیرد و حیات وزندگانی مردم، قرنها طول میکشد؛ به طوری که قد یک مرد به مقدار دویست ذراع می شود و زمین اسرائیل بهزودی نان و قماش می رویاند و بوته گندم مانند درخت خرما در لبنان بلند می شود و بهزودی هوا را میوزاند تا آنرا آرد نرم قرار دهد و زمین اسرائیل «فطیر» میدهد و هر دانهای هزار دانه بار میآورد وشراب، فراوان می شود و بوتۀ انگور، حاصل زیاد میآورد و ساختمان اورشلیم به اندازۀ سه میل ارتفاع پیدا میکند و دربهای آن از لؤلؤ و سنگهای اصیل است که هر ضلع آنها سی ذراع می باشد.
فقر از بین می رود و مردم تندرست می شوند و به فضیلت، گرایش پیدا می کنند و عدالت و صداقت و صلح، حاکم می گردد و این زمان است که یهود بر تمام دنیا مسلط می شود و همۀ امم برای آن مسیح، تسلیم می شوند و هر فرد یهودی 2800 نوکر دارد که او را خدمت کنند!
در دنیای آینده و در زمان «موعود منتظر»، نعمت های فراوانی روی زمین به وجود خواهد آمد؛ چیزی که قبلاً سابقه نداشته است. البته از نظر یهود، این نعمت ها فقط برای پیروان یهود خواهد بود:
«و بار دیگر آفتاب در روز، نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید؛ زیرا یَهوَه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود ...»
«و واقع خواهد شد که هر ذیحیات جنبنده ای در هر جایی که آن نهر داخل شود زنده خواهد گشت (شفا خواهد یافت)».
نیز در آن زمان، درختان وادار می شوند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوه می خورد و شفا می یابد:
«و بر کنار نهر به این طرف و آن طرف هر قسم درخت خوراکی خواهد رویید که برگ های آن پژمرده نشود و میوه های آنها لاینقطع خواهد بود و هر ماه میوه تازه خواهد آورد؛ زیرا که آبش از مَقدس جاری می شود و میوه آنها برای خوراک و برگ های آنها به جهت علاج خواهد بود.»
همچنین، در آن زمان، صلح جاویدان در سراسر طبیعت حکم فرما خواهد شد:
«گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاوِ پروار با هم (خواهند زیست) و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو باخرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و کودک از شیر بازداشته شده، دست خود را بر لانۀ افعی خواهد گذاشت.»
از نظر تورات، دورانی از صلح پایدار و بی زوال و شادمانی و خردسندی پدید خواهد آمد. در جهان کنونی، انسان، بنایی را میسازد و دیگری آن را فرسوده میکند. کسی نهالی را مینشاند، و دیگری میوه آن را می خورد.
اما در مورد جهان آینده مکتوب است:
«آنها بنا نخواهند کرد تا دیگری در آن ساکن شود، و (درخت) غرس نخواهند کرد تا دیگری (میوه آن را) بخورد ... زحمت بیهوده نخواهند کشید و اولاد به جهت وحشت و اضطراب به دنیا نخواهند آورد.»
عدالت و امانت و آرامش از دیگر ویژگی های زمان پس از ظهور، از نظر یهود است:
«و نهایی از تنه یسی [«یسی» به معنی قوی، نام پدر داوود است. ] بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهند شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان را به عدالت، داوری خواهد کرد.
به جهت مظلومان، زمین را بهراستی حکم خواهد کرد و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لب های خود خواهد کشت. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت.»
«آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد شد و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه عدالت، آرامی و اطمینان خواهد بود تا ابدالآباد و قوم من در مسکن سلامتی و در مساکن مطمئن و در منزل های آرامی ساکن خواهند شد.»
فهرست منابع و مآخذ
1ـ قرآن کریم (ترجمه آیتالله مکارم شیرازی و دکتر محمد مهدی فولادوند).
2ـ عهد عتیق (تورات).
3ـ ا، کهن، راب، گنجینه ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، انتشارات زیبا، تهران1350.
4ـ سید حسن ابطحی، مصلح آخرالزمان، چاپ دوم، انتشارات حاذق، قم 1374.
5ـ ابراهیم امینی، دادگستر جهان، چاپ نوزدهم، شفق، قم 1379.
6ـ محمد بهشتی، ادیان و مهدویت، مؤسسه مطبوعاتی حسینی، تهران بی تا.
7ـ ابوطالب تجلیل، مهدی کیست، ترجمه دکتر جلیل تجلیل، سروش، تهران 1381.
8ـ جیمز، هاکس، قاموس کتاب مقدس، کتابخانه طهوری، تهران 1349.
9ـ محمد حکیمی، عصر زندگی، چاپ پنجم، بوستان کتاب، قم بیتا.
10ـ محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، چاپ دوازدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1377.
11ـ طی، محمد، المهدی المنتظر بین الدین و الفکر البشری، بیروت: الغدیر، بیروت 1999م.
12ـ حبیبالله طاهری، سیمای آفتاب، مشهور، قم 1378.
13ـ باقر شریف قرشی، زندگانی خاتم الاوصیاء امام مهدی(عج)، ترجمه ابوالفضل اسلامی، فقاهت، قم 1376.
14ـ عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، امیرکبیر، تهران 1378.
15ـ عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، حضرت ولی عصر(عج) مهدی موعود، نوید اسلام، قم 1381.
16ـ جولیوس کرینستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقی، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، قم 1377.
17ـ محمد مهدی کریمی نیا، همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بینالملل، مؤسسه امام خمینی، قم 1383.
18ـ محمد باقر مجلسی، مهدی موعود (ترجمه جلد 13 بحارالانوار)، ترجمه علی دوانی.
19ـ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1363.
20ـ ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی، چاپ یازدهم، نسل جوان، تهران1380.
21ـ سید ابوالفضل موسوی تبریزی، موعود جهانی، بعثت، تهران 1396.
22ـ علیاکبر مهدیپور، او خواهد آمد، چاپ نهم، رسالت، قم 1418.
23ـ سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، مسجد جمکران، قم 1380.
24ـ مجله انتظار موعود، ش 1ـ16.
موضوع «انتظار موعود» در همه ادیان بزرگ جهان، از جمله دین یهود اهمیت بسیاری دارد. آرزوی ظهور «مصلح بزرگ جهانی» در همه ادیان مشترک است و از اصول مسلم اعتقادی آنها به شمار میرود.
این امر، علاوه بر اینکه از تعالیم دینی کتابهای آسمانی مانند تورات، انجیل و قرآن کریم محسوب میشود، از اموری است که به سرنوشت بشر و تکامل انسان ارتباط دارد.
در این پژوهش، تنها دیدگاه دین یهود را درباره «انتظار موعود و مصلح کل» برمیرسیم که مهمترین منبع آن تورات و تلمود (شرح تورات) و برخی کتابهای تاریخ ادیان و مانند آن است.
ناگفته نماند که برای اثبات «مهدی موعود» به بشارتهای کتابهای قدیم استدلال نمیکنیم و در اصل به آنها احتیاجی نداریم، بلکه با مطالعه دیدگاه یهود (و دیگر ادیان آسمانی و مکاتب دیگر) در این زمینه، روشن میشود که عقیده به «انتظار موعود» و «نجات دهنده فوق العاده جهانی» عقیده مشترک دینی است.
در این پژوهش مباحث ذیل را برمیرسیم:
1. ماهیت و اهمیت انتظار؛ 2. انتظار موعود، اصل مشترک بین ادیان آسمانی؛ 3. موعودگرایی در نگاه کلی؛ 4. شور و التهاب یهود برای موعود آخر الزمان؛ 5. نشانههای ظهور در نزد یهود؛ 6. انتظار موعود و امید به نجات در دعاهای یهود؛ 7. صلح، امنیت و فراوانی نعمت پس از ظهور موعود از نظر یهود.
1. مقدمه
«انتظار موعود» موضوعی است که در همه ادیان بزرگ جهان، از جمله دین یهود، از اهمیت خاصی برخوردار است. آرزوی ظهور یک مصلح بزرگ جهانی، در همه ادیان، مشترک بوده و از اصول مسلم اعتقادی آنها به شمار میرود.
این امر، علاوه بر این که از تعالیم دینی کتابهای آسمانی مانند تورات، انجیل و قرآن کریم محسوب میشود، از اموری است که به سرنوشت بشریت و تکامل انسان ارتباط دارد.
به عبارت دیگر، وقتی انسان ناامید میشود و میبیند که با وجود این همه ترقی و پیشرفتهای فکری و علمی، روز به روز به فساد و تباهی کشیده میشود و اختراعات و اکتشافات محیرالعقول، نتوانسته انسان را از سردرگمی نجات دهد، بنا به فطرت ذاتی خود متوجه درگاه خداوند بزرگ میشود و از او برای رفع ظلم و ستم و بحرانهای روحی و معنوی کمک میجوید.
از این رو، در همه قرون، آرزوی «موعود جهانی» در دل خداپرستان وجود داشته است و این آرزو تنها در میان پیروان دینهای بزرگ، مانند: زرتشتی، یهودی، مسیحی و مسلمان سابقه ندارد، بلکه آثار آن را در افسانههای یونانی، افسانههای میترا در ایران، کتابهای قدیم چینیها، عقاید هندیان و در بین اهالی اسکاندیناوی و حتی در میان مصریان قدیم و بومیان وحشی مکزیک و نظایر آنها نیز میتوان یافت.
اعتقاد به «ظهور مصلح» به شیعه یا مسلمان اختصاص ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترکند. پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی که جهان را فساد، بیدادگری و بیدینی فرا گرفته، نجاتدهندهای بزرگ طلوع میکند و به واسطه نیروی فوقالعاده غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح میکند و خداپرستی را بر بیدینی و مادیگری غلبه میدهد.
البته هر ملتی او را به لقبی مخصوص میشناسد؛ زرتشتیان او را به نام «سوشیانس»، یعنی نجاتدهنده جهان، عیسویان به نام «مسیح موعود»، یهودیان به نام «سرور میکائیلی» و مسلمانان به نام «مهدی موعود» میشناسند.
هر ملتی نیز آن «موعود نجات بخش» را از خودش میداند. برای مثال، زرتشتیان او را ایرانی و از پیروان زرتشت میدانند؛ عیسویان او را همکیش خودشان میدانند؛ یهودیان او را از بنیاسرائیل و از پیروان موسی میشمرند و مسلمانان او را از دودمان بنیهاشم و فرزند پیامبر(ص) میشمارند، که البته اسلام، به طور کامل و مشخص این شخصیت جهانی و موعود کل را معرفی نموده که در سایر ادیان چنین نیست.
نکته قابل توجه این که علایم و مشخصاتی که در سایر ادیان برای آن نجاتدهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدی(عج)، موعود اسلام، یعنی فرزند بلافصل امام حسن عسکری(ع) نیز قابل انطباق است؛ زیرا میتوان او را از نژاد ایرانی شمرد.
چرا که مادر حضرت سجاد(ع) که جدّ امام مهدی(عج) است، یک شاهزاده خانم ایرانی به نام «شهربانو» دختر «یزدگرد»، پادشاه ساسان بود. همچنین میتوان او را از دودمان بنیاسرائیل شمرد؛ زیرا بنیهاشم و بنیاسرائیل هر دو از نسل ابراهیم(ع) میباشند.
بنیهاشم از نسل اسماعیل و بنیاسرائیل از نسل اسحاقاند. آن حضرت با مسیحیها نیز نسبت داردغ زیرا مادر حضرت صاحبالامر(عج) یک شاهزاده خانم رومی به نام «نرگس» بوده که به صورت شگفتانگیزی خود را به امام حسن عسکری(ع) رساند.
عشق به صلح و عدالت در ذات هر کسی وجود دارد. همه از صلح و عدالت لذت میبرند و با تمام وجود، خواهان جهانی مملو از این دو هستند. لذا همه اقوام و ملل، منتظر مصلح کلاند.
بررسی دیدگاه ادیان آسمانی و بلکه همه مذاهب در مورد «موعود و مصلح جهانی» بسیار قابل توجه است که مسلمانان کمتر به این مهم توجه کردهاند. وقتی جامعه بشری به این مهم توجه کند که عقیده به ظهور یک نجات دهندۀ فوقالعاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه میگیرد و همه پیامبران الهی بدان بشارت دادهاند و همه ملل در انتظار او هستند، در این صورت، مسلمانان و به ویژه شیعیان را به «خیالبافی»، «عقاید خرافی» و نظایر آن متهم نمیکند.
در این گفتار، دیدگاه دین یهود، در مورد «انتظار» و «موعود و مصلح کل» مورد توجه قرار میگیرد که مهمترین منبع، «تورات» و «تلمود» (شرح تورات) و برخی کتابهای تاریخ ادیان و مانند آن میباشد.
ناگفته نماند که ما درصدد اثبات «مهدی موعود» با استدلال به بشارتهای کتابهای قدیم نیستیم و اصولاً به آنها احتیاج نداریم. بلکه با مطالعه دیدگاه یهود ـ و البته ادیان آسمانی و مکاتب دیگر ـ در این زمینه، روشن میشود که عقیده به «انتظار موعود» و «نجاتدهنده فوقالعاده جهانی» یک عقیده مشترک دینی است.
این مطالعه نشان میدهد که ما باید به دنبال ایده باشیم که اعتقادی، فراگیر، فرادینی و بینالادیانی، اصیل، آرمانی، حیاتی و حیاتبخش، سرنوشتساز، متعلق به ما و عصر ما، پایانبخش همة اختلافهای مذهبی و غیر مذهبی و بالاخره دارای قدرت انفجاری عظیم و بیبدیل در بسیج تودهها و ملتها در مقابله با همه ظلمها و بیعدالتی باشد.
ایدهای با این اوصاف را فقط در «مهدویت» میتوان یافت و در میان اصطلاحات رایج در ادبیات جهانی، اصطلاحی گویاتر و مناسبتر از «دکترین مهدویت» به نظر نمیرسد.
2ـ ماهیت و اهمیت انتظار
«انتظار» معمولاً به حالت کسی گفته میشود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش میکند.
برای مثال، بیماری که انتظار بهبودی میکشد یا پدری که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بیماری و فراق فرزند ناراحت هستند و برای وضع بهتری میکوشند. همچنین تاجری که از بازار آشفته ناراحت است، در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادی میباشد.
پس انتظار دو حالت دارد: 1ـ بیگانگی با وضع موجود 2ـ تلاش برای وضع بهتر
به بیان دیگر «انتظار» مرکب از دو عنصر است: عنصر «نفی» و عنصر «اثبات». عنصر نفی، همان بیگانگی با وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر است.
این دو رشته اعمال عبارتاند از: ترک هر گونه همکاری و همآهنگی با عوامل ظلم و فساد و حتی مبارزه و درگیری با آنها از یک سو و خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادی و معنوی برای شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانی و مردمی از سوی دیگر.
«انتظار» ویژه زندگی بشر است. ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین است؛ به گونهای که بدون انتظار و امید، زندگی مفهومی ندارد. هر انسان زندهای در نخستین انتظارهای خویش، به تداوم حیات میاندیشد و بقای خویش را انتظار دارد. بر این اساس، برخی از منتظران به این دلیل منتظرند که در سایۀ قیام مصلح، به آسایش و آرامشی فراتر از آنچه دارند دست یابند.
چنین انتظاری، موجب رکود نیست. بلکه حرکتآفرین و امیدبخش است و در این راه، تمام مشکلات و سختیها برای او آسان میشود.
از منظر اسلامی، همه ادیان آسمانی و تمامی پیامبران الهی، به دنبال سرانجامی نیکو برای انسانها و تصحیح، سازندگی و آیندهای روشن برای جوامع بشری هستند.
این آبادانی و تصحیح عالم و آدم پس از عصر ظهور به وسیله «پروژه مهدویت» و به دست شخص امام مهدی(عج) امکانپذیر است و قبل از ظهور به وسیله «فرهنگ انتظار» و کوشش مؤمنان در جهت اصلاح جامعه و امید به زندگی بهتر تحققپذیر است.
منظور از «فرهنگ انتظار» این است که مؤمنان، پیوسته به انسان کاملی توجه دارند که میتواند نَفسِ ابلیس زدۀ انسانِ معاصر را رام و مطیع سازد و جامعهای عادلانه به وجود بیاورد و «دکترین مهدویت» به این معنا است که در عصر غیبت بر اساس آموزههای مهدویت برای مشکلات انسانی و اجتماعی راه حل ارائه دهیم و در ارائه نظریهها و راه کارها، علاوه بر استفاده از خردورزی و علوم تجربی و تجربه گذشتگان، بر مؤلفه اصلی و بنیادین مهدویت تکیه کنیم.
توجه مستمر و پیوسته به «دکترین مهدویت» و «فرهنگ انتظار» و حضور آن در قلمرو گوناگون زندگی، مانند توجه و مراقبتی است که یک بیمار قلبی در همه حالات به وضعیت قلبی خود دارد. این شخص در هنگام غذا خوردن، خوابیدن، ورزش، مسافرت و هر گونه فعالیت دیگر توجه دارد که شرایط زندگی و برنامههای او سازگار و همآهنگ با وضعیت قلبش باشد.
همچنین «مهدویت» نیز به مثابه قلب اندیشه اسلامی باید در تمامی شئون زندگی، حاکمیت داشته و جهتبخش باشد؛ نه اینکه توجه به «مهدویت» در حاشیة نظریهپردازی قرار گیرد و به صورت یک امر «تاریخی» و گاه «اسطورهگرایانه» تلقی شود.
گاه اندیشۀ ترویج «مهدویتخواهی» را بر اساس سرکوب خواستههای انسانی و اجتماعی تحلیل میکنند، و آن را برآمده از واپس زدن خواستهها، امیال و آرزوهای درونی در طول تاریخ میدانند.
به نظر میرسد تحلیل «مهدویت» بر این اساس و بدون توجه به متون مقدس و آیات وروایات، تحلیلی ناقص و ابتر است و تنها یک تحلیل روانشناسانه تلقی میگردد که از ابعاد اعتقادی و کلامی و تاریخی بحث، غفلت ورزیده است.
نتیجه آنکه، «انتظار» نه تنها یک مفهوم اسلامی و شیعی است، بلکه برآمده از کتابهای آسمانی مانند تورات و انجیل است و حتی در سایر کتب دینی و مکاتب دیگر «فرهنگ انتظار» نهفته است.
برداشت منفی از «انتظار» و معرفی آن به عنوان عاملی برای تخدیر جامعه و مانعی برای حرکت انسانها، ناصواب است. انتظار به صورت کم یا زیاد، با زندگی همه انسانها عجین شده است؛ به گونهای که در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوۀ زندگی و چگونگی نگرشها به آینده به شکل فعال و مؤثری دخالت داشته و در ترسیم خط سیاسیای که برای حال و آیندۀ انسان رقم میخورد، تأثیرگذار است.
3ـ انتظار موعود، اصل مشترک ادیان آسمانی
اندیشه ای همانند «انتظار» و «موعودگرایی»، وجه جامع و اصل مشترک ادیان آسمانی می باشد. چنین امری می تواند دست مایة «گفتوگوهای بینالادیانی» و زمینة تلاش برای ایجاد صلح و همزیستی مسالمت آمیز بین پیروان مذاهب باشد.
از نظر اسلام، صلح و همزیستی مسالمتآمیز انسان ها، با عقاید و مذاهب گوناگون، ارزش و هدف است. هدف از صلح، مصلحت گرایی نیست.
بلکه خود «صلح» مصلحت است؛ زیرا با زندگی فطری انسان ها سازگارتر است و در موقعیت صلح، رشد و تعالی انسان و تفاهم برای رسیدن به توافق ها و یگانگی آیین بشری و گرایش به حق امکان پذیرتر است.
قرآن کریم به اصول مشترک بین ادیان توجه خاص دارد. این کتاب آسمانی، خطاب به «اهل کتاب» چنین می گوید: «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛
بگو: ای اهل کتاب! بیایید تا بر سخنی که بین ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچگونه شریکی نیاوریم و هیچ کس از ما دیگری را به جای خداوند، به خدایی برنگیرد و اگر رویگردان شدند، بگویید: شاهد باشید که ما فرمانبرداریم.
این آیه از آیات مهم در دعوت اهل کتاب به سوی وحدت به شمار می رود. استدلالی که در این آیة شریفه بهکار رفته است، با استدلال در آیات پیشین تفاوت دارد. در آیات پیشین، از همین سوره، به طور مستقیم دعوت به اسلام بود، ولی در این آیه، به نقطه های مشترک بین «اسلام» و «اهل کتاب» توجه شده است.
قرآن کریم به مسلمانان می آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید دستکم در قسمتی که با شما اشتراک هدف دارند، همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایه، برای پیش برد اهداف مقدستان قرار دهید.
اندیشه ای که از آن به «مهدویت» و «انتظار موعود» تعبیر می کنیم، در سایر ادیان به اسم های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. هر چند بدیهی است که گوناگونی تعابیر و متفاوت بودن تنها در اسم است؛ چرا که اگر ادیان را دقیق و همه جانبه مطالعه کنیم، در می یابیم که اختلاف یاد شده، صرفاً اسمی و لفظی است و چیزی که به نام وجه اشتراک ادیان مطرح شده، بسیار عمیق و دارای استحکام است.
نتیجه آنکه، مفهوم «انتظار موعود» و «مصلح کل» به عنوان یک امر فطری و دینی در اعماق ادیان آسمانی ریشه دوانده است و همانند یک تابلوی بسیار نورانی و امیدبخش در فراروی پیروان ادیان آسمانی نورافشانی می کند.
این امر می تواند به عنوان «کلمه سواء» یا «اصل مشترک»، زمینه را برای گفتوگوی بینالادیانی فراهم سازد.
در تمام ادیان و مذاهب مختلف اعم از کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت و اسلام، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و به جنایت ها و خیانت های انسان ها خاتمه خواهد داد و شالودة حکومت واحد جهانی را، بر اساس عدالت و آزادی استوار خواهد نمود، گفتوگو به عمل آمده و نوید آن مصلح جهانی، علاوه بر قرآن مجید، در تمام کتاب های آسمانی داده شده است.
4ـ موعودگرایی یهود در نگاه کلی
یهودیان که خود را پیروان حضرت موسای کلیم(ع) می دانند نیز منتظر موعودند. در آثار دینی یهود و اسفار تورات و دیگر کتاب های انبیای آنان، همواره به موعود اشاره شده است.
اگر به مطالب کتاب «نَبُوئِت هَیِّلد» (وحی کودک) استناد کنیم، به مطالب بسیاری دربارة ظهور پیامبر اکرم(ص) و به قسمتهایی از تاریخ و احوال پیامبر و حوادث مربوط به بعثت و پاره ای از علائم آخرالزمان و رجعت و اشاراتی به شخصیت حضرت حجةابنالحسنالمهدی(عج)، و حتی اشاراتی دربارة واقعه عاشورا، دست خواهیم یافت.
به هر حال، چون یهودیان، به حضرت مسیح(ع) ایمان نیاوردند، بالطبع، موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. اگر در مجموع آثار مقدس یهود تأمل شود، چهره سه موعود، در آن دیده میشود:
حضرت مسیح(ع)
حضرت محمد(ص)
حضرت مهدی(عج)
بنابراین، انتظار، در یهودیت حالتی ویژه دارد. و چون این قوم، به حضرت مسیح(ع)، و به حضرت محمد(ص)، نگرویدند، باید در برابر مسأله «موعود» و «انتظار» بسیار حساس و نگران باشند، و از این همه اشارات و بشارات که در کتاب ها و آیات خودشان آمده است به سادگی و غفلت نگذرند.
آنان باید از دیگر منتظران منتظرتر باشند و بیش¬تر به «انتظار» و آمادگی برای «ظهور» فکر کنند و از این همه ظلم و خیانت و تجاوز و انسان¬کُشی دست بردارند و از عواقب ظلم و ستم بترسند.
آنان دو موعود خود، مسیح(ع) و محمد(ص) را نپذیرفتند، لیکن از دست موعود سوم رها نخواهند گشت. این است که درروایات میخوانیم که جماعتی از یهودیان در اطراف «دجال» جمع میشوند و با ظهور مهدی(عج) و فرود آمدن عیسی(ع) و کشتهشدن دجال، آنان نیز قتل عام می شوند و دامن جامعه بشری از وجود آن جماعت پاک می شود.
در اینجا، نام چند کتاب از کتاب های یهود و عهد عتیق که در آنها سخنانی دربارة موعود آمده است، بیان می شود:
کتاب دانیال پیامبر؛
کتاب حَجّی (حکا)ی پیامبر؛
کتاب اِشعیای پیامبر
همچنین در کتاب زبور حضرت داوود(ع) در این باره، مطالبی ذکر شده است؛ چنان که قرآن کریم از زبور و ذکر غلبه صالحان در آن سخن گفته است.
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ»؛
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
در اینجا اشاره می کنیم که بشارت مذکور، در آثار مقدس یهود، همه و همه درست است. پاره ای از آن تحقق یافته و پاره ای تحقق خواهد یافت. لیکن آنان حق را نپذیرفتند؛ نه از زبان حضرت مسیح(ع) و نه از زبان حضرت محمد(ص). اما از زبان شمشیر مهدی(عج) خواهند پذیرفت.
بنابراین، موعود، اکنون مهدی است و بشارت ها و اشارت هایی که از پیامبران و دیگر بزرگان سلف رسیده است، در حق مهدی(عج) صادق است و به او و ظهور او ناظر است و او مصداق واقعی آنها است.
«زبورداوود» یا به تعبیری که در کتاب «عهد قدیم» آمده، «مزامیر داوود» عبارت است از: مجموعه ای از مناجات ها و نیایشها و اندرزهای داوود پیامبر. با توجه به ظاهر تعبیراتی که در آیه به کار رفته، منظور از «زبور»، «کتاب داوود»، و «ذکر» به معنی «تورات» است.
در مزامیر موجود، عباراتی وجود دارد که مطابق با آیه فوق می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود:
1ـ ... زیرا که شریران منقطع می شوند، و اما متوکلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد، و حال اندک است که شریر نیست می شود، هر چند مکانش را استفسار نمائی ناپیدا خواهد شد.
2ـ ... اما متواضعانه وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد.
3ـ ... زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد ...
4ـ ... خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد.
در جملات فوق از تورات (عهد عتیق) مشاهده می کنیم که همان عنوان «صالحان» که در قرآن آمده، با همان تعبیر در مزامیر داوود به چشم می خورد. علاوه بر این، تعبیرات دیگری مانند: «صدیقان»، «متوکلان»، «متبرکان» و «متواضعان» که با آن قریبالافق است.
ظهور قطعی موعود، در فرازهایی از تورات به چشم می خورد. تورات از پیروان خویش می خواهد منتظر آن موعود که ظهورش قطعی است باشند؛ اگرچه با تأخیر باشد:
اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد.
5ـ شور و التهاب یهود برای موعود آخرالزمان
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت و مسیحیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی «مسیحا» بیاید و آنان را از گرداب ذلّت، درد و رنج برهاند و فرمانروای جهان گرداند.
در عصر ما نیز که یهودیان صهیونیست، خود بهپا خاسته و با اشغال فلسطین درصدد بر آمده اند تا حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند چیزی از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است.
درست است که اقلیتی ناچیز از یهودیان بر اثر دلبستگیِ شدید به امیدهای قدیم، تشکیل دولت صهیونیستی را مخالف آرمان مسیحایی شمرده و پیوسته با آن مخالفت کرده اند، ولی سواد اعظم یهودیت، آن را از جان و دل پذیرفته و آنرا رهگشای عصر مسیحا دانسته اند.
هم اکنون صهیونیست های اشغال گرِ فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی مرسوم، در پایان مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه اِیّار عبری)، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا می کنند:
«اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم زادی باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد».
در سراسر تاریخ بنیاسرائیل، کسانی به عنوان «موعود یهود» برخاستند و با گردآوردن برخی افراد ساده لوح، بر مشکلات آنان افزودند.
اما درا ین میان، حضرت عیسی(ع) ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی، دین بسیار بزرگی بنیاد نهاد و گروه بی¬شماری را به ملکوت آسمان رهنمون شد.
مسیحیت نیز، براساس اندیشۀ «انتظار» پدید آمد و پس از رفتن حضرت عیسی مسیح(ع)، پیوسته مسیحیان در سوز و گداز و شوق بازگشت دوبارۀ وی روزگار گذرانده اند.
شوق و هیجان امید به ظهور آن حضرت، هنگام نزدیک شدن سال 1000 میلادی میان مسیحیان اوج گرفت، نیز در سال 2000 میلادی و در آستانۀ هزارۀ جدید، چنین وضعی در جوامع مسیحی مشاهده شد.
فرازهایی از تورات کنونی به هیجان آخرالزمان و شور و التهاب پدید آمده اشاره دارد:
«تمام امم را به هیجان می آورم و مرغوب همگی طوائف خواهد آمد و پر می کنم این خانه را از جلال، امرخدای لشکرها است. تمامی امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت ها برآورده خواهد شد. این خانه را از جلال خود پر خواهم کرد... جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم تر خواهد بود».
بر حسب نصوص متواترۀ اسلامی، حامل لوای انقلاب جهانی و پرچمدار نهضتی که تمام ملل جهان را به هیجان آورد و آرزو و مورد انتظار جهانیان می¬باشد حضرت قائم(ع) است که خانه خدا را پر از جلال کند و آیین خدا را در سراسر جهان منتشر سازد.
در فرازهایی از تورات کنونی به کسانی که بی صبرانه منتظر موعود یهود هستند بشارت می دهد و از این طریق شور و التهاب یهود را برای موعود آخرالزمان مضاعف می سازد:
[خداوند به حضرت دانیال(ع) می فرماید:]
«و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده (قائم) است خواهد برخاست... و بسیاری از آنانکه در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد... آنانکه بسیاری را به راه عدالت رهبری نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال! کلام را مخفی دار و کتاب را تا آن زمان مهر کن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود... خوشا به حال آنان که انتظار کشند.»
6ـ نشانه های ظهور در نزد یهود
یهود در کتاب های خویش، برای مصلحی که در انتظارش هستند، علامات و نشانه هایی ذکر کرده اند که در اینجا به چند نمونۀ آن اشاره می شود:
1ـ همه سبط های ده گانه اجتماع کنند و در مقابل حکومت واحد از بیت داوود، خاضع می باشند.
2ـ یأجوج و مأجوج شکست می خورند.
3ـ کوه زیتون شکاف برمی دارد.
4ـ وادی مصر خشک می شود.
5ـ آب های گوارا در اورشلیم و از بیت المقدس بیرون می آید.
6ـ ده نفر مرد از قومیت های مختلف دنیا به لباس یک یهودی می چسبند و از او التماس می کنند که با او باشند؛ چون که اینان شنیده اند که خدا با یهود است.
7ـ شرورهای زمین نابود شوند؛ و اینان نظرشان این است که مسیح(ع) نمی آید مگر بعد از آنکه کسانی که بر دین بنیاسرائیل خروج کرده اند، از بین رفته باشند.
و لذا بر هر یهودی واجب است تا حدّ امکان کوشش کند که با سایر امت ها اشتراک نداشته باشد. تا تمام قدرت و حکومت فقط در اختیار یهود بماند و قبل از آنکه یهود به طور نهایی بر بقیۀ امت ها حاکم شود، باید جنگ بهپا شود و ثلث دنیا نابود گردد و یهود هفت سال پیدرپی بماند و سلاح هایی را که بعد از پیروزی به دست آورده اند، بسوزانند و در چنین روزی است که یهود به بالاترین مرحلۀ ثروت و سرمایه داری رسیده و همۀ اموال دنیا را مالک شده است و بزودی گنج های اینان خانه های بزرگی را پُر می کند که برای حمل کلیدهای این خانه ها سیصد الاغ لازم است و این زمان است که مردم دستهدسته به یهود داخل می شوند و همگان از آن استقبال می کنند، غیر از مسیحی ها که هلاک میشوند؛ زیرا آنان از نسل شیطانند.
8ـ در تعالیم «تلمود» راجع به نشانه های ظهور مصلح یهود، چنین آمده است:
«بر هر یهودی واجب است که کوشش کند تا حکومت دنیا را به دست بگیرد و بقیۀ امم با کمال خواری و ذلت قرار بگیرند. و قبل از سلطۀ نهایی، باید جنگی بهپا شود و دو ثلث عالم از بین برود و یهود هفت سال باقی می ماند و سلاح هایی را که به دست آورده اند، می سوزاند و در این هنگام، دندان های دشمنان بنی اسرائیل به اندازۀ 22 ذراع شده و از دهن ها بیرون آمده است!!
زندگی یهود در این دوره در جنگ با سایر امم و بزودی مسیح حقیقی میآید و شخص منتظر، به پیروزی می رسد و امت یهود به اوج سرمایه داری و ثروت می رسد؛ چون که مالک تمام املاک دنیا می شود، به طوری که برای حمل کلیدهای گنج های آنان، حداقل سیصد الاغ لازم است.»
9ـ جنگ های مذهبی نیز یکی دیگر از علائم ظهور منجی یهود است. هرگاه، جنگ های مذهبی و دینی به اوج می رسید، آن را نشانه ای برای ظهور موعود تلقی می کردند.
در آغاز قرن هفدهم نشانه های بیشتری برای نزدیک بودن قطعی عصر مسیحایی مشاهده شد. چندین جنگ مصیبت بار و شرم آور میان «کاتولیک ها» و «پروتستان ها» در اروپا درگرفت که به نظر می رسید آنها دوران مصیبت بار قبل از عصر مسیحا را محقق می کنند و جنگ های سیساله (1618ـ1648) اوج آنها بود.
در آغاز، جنگی میان شهریاران کاتولیک و پروتستان آلمان رخ داد و به تدریج تمام قدرت های اروپا را درگیر کرد و سرانجام آشوب و درهم ریختگی در همۀ ممالک بالا گرفت.
گرچه در این دوران خونین، یهودیان آزار ویژه ای ندیدند و شاید برخی مسیحیان به آنان توجه بیشتری کردند، ولی بسیاری از جوامع یهودی ویران شدند و بر اثر آشفتگی عمومی حاکم بر اروپا، برخی زیان¬های مادی برای آنان به بار آمد.
10ـ یکی دیگر از حوادثی که قبل از ظهور موعود، از نظر یهود روی می¬دهد،نابودی سلاطین و حاکمان جبار است:
«به منظور گردآوردن تمامی طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین و دول مختلفه را نابود کنم و به گرمی غضب من روی زمین بسوزد.
آنوقت برگردانم به قوم ها لب پاکیزه برای خواندن همه بهنام خدای و عبادتکردن ایشان به یک روش».
11ـ ظلم و ستم فراوان به قوم بنی اسرائیل؛ از نظر یهود، دوران پیش از ظهور همراه با ستم به قوم بنی اسرائیل است. امتها در ستمکردن به بنیاسرائیل بر یکدیگر سبقت خواهند گرفت و «هر گرفتاری تازه چنان شدید خواهند بود که گرفتاریهای قبلی را از یادها خواهد برد».
گفته های یهود در اینباره قدری خرافهگونه است و بعضی از مطالب بیان شده با افسانه های کتب قدیم شباهت بیشتری دارد؛ هر چند این مطالبِ مربوط به دوران پیش از ظهور، از کتاب مقدس یعنی تورات اخذ شده است. جولیوس کرینستون در اینباره چنین می گوید:
پیش از آمدن مسیحا یک ستون آتش در جهان ظاهر خواهد شد و چهل روز در برابر چشمان اقوام روی زمین برپا خواهد بود. آنگاه مسیحای پادشاه برای حرکت از مکانی در فردوس به نام «لانۀ گنجشک» فرمان خواهد یافت.
او نخست در ایالت «جلیل» ظاهر خواهد شد؛ زیرا «جلیل»، نخستین ناحیه¬ای بود که به دست رومیان ویران گردید. یک ستارۀ تابان در آسمان ظاهر خواهد شد و هفت ستارۀ دیگر آنرا محاصره خواهند کرد.
آنها به مدت هفتاد روز، روزی سه بار با آن ستارۀ تابان خواهند جنگید و هر شب بلعیده و هر صبح بیرون افکنده خواهند شد. پس از هفتاد روز آن ستاره از میان خواهند رفت.
مسیحا در آتش مذکور پنهان خواهد شد و به دوازده ماه نامرئی خواهد بود. سپس وی را به آسمان برده، تاج پادشاهی بر سر او خواهند گذاشت و تمام قدرت و شوکت یک پادشاه را به او عطا خواهند کرد. آن گاه وی به زمین فرود خواهد آمد و ستون آتش دوباره مرئی خواهد شد.
مسیحا در سراسر عالَم معروف خواهد گردید و ملت ها همراه با بسیاری از یهودیان بی ایمان با او به جنگ برخواهند خاست. سپس جهان به مدت پانزده روز تاریک خواهد شد و جمعی از مردم در آن دوره خواهند مرد.
در سال 73 از ششمین هزارۀ آفرینش جهان (1313 میلادی) تمام اقوام در رُم گرد خواهند آمد و خدا بر آنان باران آتش، تگرگ و سنگ فرو خواهد ریخت و ایشان به استثنای پادشاهانی [؟] که به رم نیامده اند، هلاک خواهند شد.
این پادشاهان نیز خواهند با مسیحا جنگ کنند و [فرزندان] اسماعیل در محاصره کردن اورشلیم به آنان خواهند پیوست. اما «او که بر آسمان نشسته است، می خندد.» بسیاری در پرستش خدا با یهودیان همراه خواهند شد و بدین گونه، خلقت تازه ای خواهند یافت؛ زیرا خدا ارواح تازه ای برای بازماندگان ایجاد خواهد کرد و آنان را برای ورود به هزارۀ هفتم آماده خواهد ساخت.
در ارتباط با جهان آیندۀ پیش از ظهور، به برخی از آیات تورات استناد شده است. از مجموع این عبارات این نکته مستفاد است که از نظر یهود، جنگ ها وسختی های فراوانی فراروی بشر است. عده ای رستگار و عدۀ بیشتری بدبخت و نابود می گردند. اگرچه مشکلات و دشواری های فراوانی برای قوم یهود و پیروان حقیقی این آیین وجود دارد؛ اما در نهایت رستگاری و نجات در انحصار یهودیان خواهد بود.
در تورات میخوانیم: «و در آن زمان میکائیل امیر عظیمی که برای پسران تو ایستاده است خواهد برخاست و چنان زمانِ تنگی خواهد شد که از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد و بسیاری از آنان که در خاک زمین خوابید ¬اند، بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی».
و در جای دیگر از تورات، می خوانیم: «ای امتی که حیا ندارید! فراهم آیید و جمع شوید. قبل از آن که حُکم نتایج بیاورید و آن روز مثل کاه بگذرد. قبل از آنکه حدّت خشم خداوند بر شما وارد آید.
قبل از آن که روز خشم خداوند بر شما برسد. ای جمیع حلیمان زمین که احکام او را بهجای می آورید و عدالت را بطلبید و تواض را بجویید شاید که در روز خشم خداوند مستور شوید؛ زیرا که غَزَّه متروک می شود و اَشقَلون ویران می گردد و اهل اَشدود را در وقت ظهر اخرج می نماید و عَقرون از ریشه کنده می شود.
وای بر امت کریتیان که بر ساحل دریا ساکنند. ای کنعان! ای زمین فلسطینیان! کلام خداوند به ضد شما است و من ترا چنان هلاک می¬کنم که کسی در تو ساکن نخواهد بود... و ساحل دریا برای بقیه خاندان یهودا خواهد بود تا در آن بچرند.»
7ـ «انتظار موعود» و «امید به نجات» در دعاهای یهود
کامل ترین و اصیل ترین بیان در باب امید و انتظار مسیحایی را می توان در نمازنامه های یهود یا دعاها یافت. گاه ازخداوند می خواستند که کارهای شگفتانگیزی انجام دهد و دشمنان را از میدان به در کند.
سراینده ای دیگر، از خدا به عنوان منجی و از یک حکومت الهی با ویژگی صلح و پارسایی سخن میگوید. در نمازهای روزانه، نمازهای سبت و اعیاد، در مناجات ها و سرودهایی که گاه و بی گاه به نمازنامه افزوده می شد، در مناسبت های ویژه و حتی در دعا برای پادشاه و حکومت، امید به نجات از تبعید و برپایی ملت یهود در شکوهمندی میراث قدیم یک اصل مهم نمازنامه یهود است.
یهودیان تحت فرمانروایی بت پرستان، مسیحیان یا مسلمانان، پیوسته موقعیت حقارت آمیز خود را در جهان به یاد می آوردند. گرایش به بازگشت به سرزمین مستقل ملی، متناسب با این تیرهروزی ها رشد می کرد و الهام بخش سرایندگان و حکیمانی بود که متون نیایش به درگاه خدای بنیاسرائیل را تنظیم می کردند.
یکی از کهن ترین و برجسته ترین بخش های نماز یهود «عَمیدا» یا تفیلا» (دعا) است. نماز یاد شده معمولا «شِمونه عِسره» [هجده] نامیده می شود و این عدد به شمار بندهای برکت آن در اصل اشاره دارد، ولی یک بند نیز بعداً بدان افزوده شده است.
در این نماز که برجسته ترین جنبه های نمازهای سه گانۀ روزانه را دربر دارد، اشارات و نشانه هایی از امید مسیحایی دیده میشود.
در بند اول، «خدا» به عنوان : «کسی که برای بنی اسرائیل یک منجی می¬فرستد» معرفی شده است. در بند دوم به گونه ای بر امید به رستاخیز مردگان تأکید شده است که نشان میدهد آن بند را فریسیان دردوران نفوذ صدوقیان که منکر رستاخیز بوده اند تهیه کرده اند.
بند هفتم دعایی است که در آن از خدا خواسته می شود بنی اسرائیل را به خاطر نام خود نجات دهد؛ گرچه آنان گناهکار باشند. بند دهم که در تلمود به عنوان دعا برای گرد آمدن از تبعیدگاه ها توصیف شده، با دعا برای «نفخ صور»، و برافراشتن یک پرچم، به نشانه آزادی تبعیدیانی که از چهار گوشۀ زمین گرد می آیند، آغاز می شود.
بند یازدهم، دعایی است برای تأسیس حکومتی مستقل برای بنی اسرائیل، همراه با قاضیان و مستشاران تحت اِشراف خداوند.
بند چهاردهم دعا برای نوسازی اورشلیم و استوار شدنِ دوباره «تخت داوود» در آن و در بند پانزدهم، دعای مکرری است برای برافراشتن خاندان سلطنتی داوود.
بند هفدهم دعا برای احیای پرستش در معبد و آیین قربانی است و با این امید ختم می شود که «چشمان ما ببیند که تو از درِ رحمت به صهیون باز می گردی».
در دعای فیض پس از غذا که در مراسم ختنه سوران خوانده می شود، در بخشی از آن چنین آمده است:
«خدای مهربان که به شایستگی افراد مقرب از طریق خون ختنه توجه می کند، مسیحای خود را برای ما بفرستد تا در وحدت او گام بر دارد و به قومی که میان اقوام پراکنده و متفرق است، مژده و تسلی دهد.
خدای مهربان، کاهن عادل [اشاره به الیاس] را به سوی ما بفرستد؛ همان که رانده شده در پس پرده غیبت خواهد ماند تا تختی به روشنیِ خورشید و درخشندگی الماس برای او آماده شود؛ همان پیامبر که روی خود را با ردای خود پوشانده، خویش را در آن پیچیده و پیمان الهی حیات و آسایش با اوست».
علاوه بر دعاهای فوق، یکی دیگر از دعاهایی امروزه صهیونیست های اشغالگر که در مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم اسرائیل غاصب می خوانند این است:
ارادۀ خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد.
8ـ صلح، امنیت و فراوانی نعمت پس از ظهور موعود از نظر یهود
همانطور که گذشت، یکی از اعتقادات یهود، ظهور مصلح در آخرالزمان است. اوست که اخلاق فاسد مردم را تطهیر و اصلاح می نماید. یهود منتظرند که قائمی از اولاد داوود پیغمبر(ع) ظهور کند؛ بهطوری که اگر لب هایش به دعا حرکت کند، تمام امت ها نابود شوند و این موعود منتظر، به گمان یهود همان مسیح است که وعدۀ او به یهود داده شده است.
همچنین، در باب کیفیت ظهور مصلح یهود، در تعالیم این دین، از قول یکی از پیامبرانشان به نام «اشعیا» چنین آمده است:
«بهزودی کسی از اصل و نسب ابی داوود خروج و روح ربّ بر او حلول می کند و روح حکمت و فهم و قدرت و معرفت خوف ربّ بر او حاکم می باشد. او به نفع بیچارگان، حکم به عدل می کند و بر آنان انصاف می نماید و منافق را نابود می کند و امنیت و آرامش برقرار خواهد کرد؛
بهطوری که همه بهراحتی و در کنار هم زندگی می کنند».
یهود معتقد است که بعد از ظهور مصلح، نعمت های گسترده، همه جای زمین را می گیرد و حیات وزندگانی مردم، قرنها طول میکشد؛ به طوری که قد یک مرد به مقدار دویست ذراع می شود و زمین اسرائیل بهزودی نان و قماش می رویاند و بوته گندم مانند درخت خرما در لبنان بلند می شود و بهزودی هوا را میوزاند تا آنرا آرد نرم قرار دهد و زمین اسرائیل «فطیر» میدهد و هر دانهای هزار دانه بار میآورد وشراب، فراوان می شود و بوتۀ انگور، حاصل زیاد میآورد و ساختمان اورشلیم به اندازۀ سه میل ارتفاع پیدا میکند و دربهای آن از لؤلؤ و سنگهای اصیل است که هر ضلع آنها سی ذراع می باشد.
فقر از بین می رود و مردم تندرست می شوند و به فضیلت، گرایش پیدا می کنند و عدالت و صداقت و صلح، حاکم می گردد و این زمان است که یهود بر تمام دنیا مسلط می شود و همۀ امم برای آن مسیح، تسلیم می شوند و هر فرد یهودی 2800 نوکر دارد که او را خدمت کنند!
در دنیای آینده و در زمان «موعود منتظر»، نعمت های فراوانی روی زمین به وجود خواهد آمد؛ چیزی که قبلاً سابقه نداشته است. البته از نظر یهود، این نعمت ها فقط برای پیروان یهود خواهد بود:
«و بار دیگر آفتاب در روز، نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید؛ زیرا یَهوَه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود ...»
«و واقع خواهد شد که هر ذیحیات جنبنده ای در هر جایی که آن نهر داخل شود زنده خواهد گشت (شفا خواهد یافت)».
نیز در آن زمان، درختان وادار می شوند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوه می خورد و شفا می یابد:
«و بر کنار نهر به این طرف و آن طرف هر قسم درخت خوراکی خواهد رویید که برگ های آن پژمرده نشود و میوه های آنها لاینقطع خواهد بود و هر ماه میوه تازه خواهد آورد؛ زیرا که آبش از مَقدس جاری می شود و میوه آنها برای خوراک و برگ های آنها به جهت علاج خواهد بود.»
همچنین، در آن زمان، صلح جاویدان در سراسر طبیعت حکم فرما خواهد شد:
«گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاوِ پروار با هم (خواهند زیست) و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو باخرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و کودک از شیر بازداشته شده، دست خود را بر لانۀ افعی خواهد گذاشت.»
از نظر تورات، دورانی از صلح پایدار و بی زوال و شادمانی و خردسندی پدید خواهد آمد. در جهان کنونی، انسان، بنایی را میسازد و دیگری آن را فرسوده میکند. کسی نهالی را مینشاند، و دیگری میوه آن را می خورد.
اما در مورد جهان آینده مکتوب است:
«آنها بنا نخواهند کرد تا دیگری در آن ساکن شود، و (درخت) غرس نخواهند کرد تا دیگری (میوه آن را) بخورد ... زحمت بیهوده نخواهند کشید و اولاد به جهت وحشت و اضطراب به دنیا نخواهند آورد.»
عدالت و امانت و آرامش از دیگر ویژگی های زمان پس از ظهور، از نظر یهود است:
«و نهایی از تنه یسی [«یسی» به معنی قوی، نام پدر داوود است. ] بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهند شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان را به عدالت، داوری خواهد کرد.
به جهت مظلومان، زمین را بهراستی حکم خواهد کرد و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لب های خود خواهد کشت. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت.»
«آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد شد و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه عدالت، آرامی و اطمینان خواهد بود تا ابدالآباد و قوم من در مسکن سلامتی و در مساکن مطمئن و در منزل های آرامی ساکن خواهند شد.»
فهرست منابع و مآخذ
1ـ قرآن کریم (ترجمه آیتالله مکارم شیرازی و دکتر محمد مهدی فولادوند).
2ـ عهد عتیق (تورات).
3ـ ا، کهن، راب، گنجینه ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، انتشارات زیبا، تهران1350.
4ـ سید حسن ابطحی، مصلح آخرالزمان، چاپ دوم، انتشارات حاذق، قم 1374.
5ـ ابراهیم امینی، دادگستر جهان، چاپ نوزدهم، شفق، قم 1379.
6ـ محمد بهشتی، ادیان و مهدویت، مؤسسه مطبوعاتی حسینی، تهران بی تا.
7ـ ابوطالب تجلیل، مهدی کیست، ترجمه دکتر جلیل تجلیل، سروش، تهران 1381.
8ـ جیمز، هاکس، قاموس کتاب مقدس، کتابخانه طهوری، تهران 1349.
9ـ محمد حکیمی، عصر زندگی، چاپ پنجم، بوستان کتاب، قم بیتا.
10ـ محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، چاپ دوازدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1377.
11ـ طی، محمد، المهدی المنتظر بین الدین و الفکر البشری، بیروت: الغدیر، بیروت 1999م.
12ـ حبیبالله طاهری، سیمای آفتاب، مشهور، قم 1378.
13ـ باقر شریف قرشی، زندگانی خاتم الاوصیاء امام مهدی(عج)، ترجمه ابوالفضل اسلامی، فقاهت، قم 1376.
14ـ عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، امیرکبیر، تهران 1378.
15ـ عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، حضرت ولی عصر(عج) مهدی موعود، نوید اسلام، قم 1381.
16ـ جولیوس کرینستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقی، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، قم 1377.
17ـ محمد مهدی کریمی نیا، همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بینالملل، مؤسسه امام خمینی، قم 1383.
18ـ محمد باقر مجلسی، مهدی موعود (ترجمه جلد 13 بحارالانوار)، ترجمه علی دوانی.
19ـ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1363.
20ـ ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی، چاپ یازدهم، نسل جوان، تهران1380.
21ـ سید ابوالفضل موسوی تبریزی، موعود جهانی، بعثت، تهران 1396.
22ـ علیاکبر مهدیپور، او خواهد آمد، چاپ نهم، رسالت، قم 1418.
23ـ سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، مسجد جمکران، قم 1380.
24ـ مجله انتظار موعود، ش 1ـ16.


