همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  ساختار حکومت حضرت مهدی(عج)

هدايت‌الله تقى‌زاده، ستاره مشايخى

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکيده
اعتقاد به حكومت صالحان، ميان مسلمانان به ويژه شيعيان وجود داشته است. مراد از حكومت صالحان، حكومتى است كه در جامعه بشرى، دينى و اسلامى، انسان‌هاى صالح، دين‌دار، عادل، امين، شجاع و مورد اعتقاد و اعتماد مردم قدرت سیاسی را به دست بگیرند. تشكيل حكومت مستضعفان و تحقّق بخشيدن به آرمان والا و الهى حكومت فرودستان و عقب نگه داشته شدگان نيز از برنامه‌های اصلی و اقدام‌هاى ترديدناپذيرِ مهدى موعود(عج) است.

حكومت عدل مهدوى و توفيق آن، نشانه اعتدال و عدالتِ مهدیْ ياورانی است كه زمينه‌ساز آن حكومت هستند. برای تحقّق عدالت سياسی و مديريت در ساختار حكومت امام مهدی(عج)، عدالت درونی و فردی لازم است.

در حکومت مهدوی، اصلاح ساختار مديريتی از طريق كنترل درونی و بيرونی رخ مي‌‌دهد. حكومت اميرالمؤمنين علی(ع)، شاهد اين مدّعاست كه ضمن تأكيد بر گماردن عادلان و فاضلان بر نهادهای حکومتی، به اين بسنده نمی‌کند و شيوه كنترل بيرونی، از طريق پاسخ‌گو بودن مسئولان را نيز به كار مي‌گيرد.

منش و سيره امام زمان(عج) در ايجاد و ساختار جامعه مهدوى، همان سيره و منش پيامبر اعظم (ص) و امير مؤمنان علی(ع) است. به اين معنا که اساس کار امام زمان(عج)، کتاب خدا و سنّت است و همه کارها و مناسبات بر اساس قانون الهى و شريعت اسلامى تنظيم مى‌شود.

حكومت حضرت امام مهدى(عج) داراى ويژگی‌هاى زير است كه به صورت عام و كلّى بيان مى‌شوند:

1. فراگير و جهانی است.

2. دينى و اسلامى است؛ يعنى علاوه بر دينى بودن بر اساس اسلام پايه‌گذارى مى‌‌شود.

3. ساختار ولايى دارد؛ يعنى بر مبناى نظام ولايت خداوند استوار است.

4. مردمى و شايسته‌سالار است.

مقدمه
الحَمْدُ للهِ ربِّ العالمينَ مُتِمُّ النِّعَم ودافعُ النِّقَمِ، مُعِزُّ مناهج السّلف، وماحق شبه الخلف، والصّلاة والسّلام على وليّه وحبيبه المصطفى(ص)، وعلى الأتقياء الأوفياء من آله وصحبه، من الأولين والآخرين.

أفضل الصلاة و أزكى السلام عليك يا سيدي ويا مولاي يا صاحب الزمان، أيها الإمام المهدي عجّل الله تعالى فرجك وسهّل الله مخرجك و جعلنا الله من أنصارك وأعوانك والمستشهدين بين يديك، بأبي أنت و أمي روحي لك الفداء. العجل العجل يا مولاي !يا صاحب الزمان... .

السلام عليك يا صاحب الزمان
هيچ‌كس را به اندازه تو اذيت نكرديم. بيش از هزار و صد و شصت سال منتظر ماندى تا ما بفهميم كه (بى همگان به سر شود بى تو به سر نمى‌شود) تا بفهميم بدون تو هيچيم و كاري نمى‌توانيم بكنيم. تا باور كنيم كه تا تو نباشى هميشه گرفتار رنج و فساد و ظلم هستيم. منتظر ماندى تا براى آمدنت كارى كنيم و موانع را برداريم. منتظر ماندى تا لياقت پيدا كنيم و دردمندانه و دل‌سوزانه فرمودى كه: اگر شيعيان ما، كه خداوند بر انجام طاعت موفق‌شان بدارد، در وفاكردن به عهد ما هم‌دل بودند، مباركى ملاقات ما از آنها به تأخير نمی‌افتاد و سعادت ديدار همراه با معرفت ما به سوى آنها می‌شتافت. پس ما را از آنها پوشيده نمی‌دارد، مگر همان چيزهايى كه از آنها به ما می‌رسد و ما دوست نداريم و از آنها انتظار نداريم.

كى می‌شود كه ابرسياه غيبت، سايه خود را از جهان وجهانيان بردارد، و زنجيرهاى اسارت از پاهاى آدميان باز شوند. تيرگى‌ها ونابساماني‌ها، رنج‌ها و حرمان‌ها از يك طرف، و هجران از سوى ديگر، رخت بربندند و آسمان آبى جلوه‌گر شود، شاخه‌هاى درختان خرم و سرسبز با نسيم عدالت به جنبش درآيند و امنيّت در سرتاسر زمين سرسبز حاكم شود.

كى می‌شود كه دوره باطل به سر آيد، جهان يك‌پارچه ظهورِ حق شود، حقيقت چنان آشكار شود كه باطل به خود جرأت قد عَلَم كردن ندهد. بدان اميد كه ما نيز طعم شيرين عدالت را به دست فرزند پيامبر، در دوران ظهورش بچشيم، و به چشـم خود شاهد سرزدن شكوفه‌های شقايق شوق و اميد باشيم.

ساختار حكومت حضرت
در حكومت مهدى، كه قبل از قيامت است، مهلت شيطان به سرآمده و از بين می‌رود و جهان بی‌شيطنت با عدالت و معنويت سپرى خواهد شد.

در سايه حكومت مهدى، با كمال عقل مردم و رفع مانع شيطنت‌ها، عدالت فردى محقق می‌شود و همين عدالت انسان است كه اثرات گستردهاى بر نظام هستى می‌گذارد.

عدالت انسان بر طبيعت اثر می‌‌گذارد، چرا كه:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»؛
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم.

چنان‌كه ظلم انسان نيز در اين نظام طبيعت مؤثر است:«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيدِي النَّاسِ»؛
به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دريا نمودار شده است.

يكى از خصوصيّات دولت مهدوى(عج)، جهانى بودن آن است. حكومت مهدى(عج)، شرق و غرب عالم را فرا می‌گيرد، و آبادى اى در زمين نمی‌ماند؛ مگر اين‌که گلبانگ محمّدی از آن برمی‌خيزد و سراسر گيتى از عدل و داد آكنده می‌شود.

در آن دوران، توسّط آن حضرت، آرمان والاى تشكيل جامعه بزرگ بشرى و خانواده انسانى تحقّق می‌پذيرد و آرزوى ديرينه همه پيامبران، امامان، مصلحان و انسان دوستان بر آورده می‌شود.

بسيار روشن است كه ولايت والا، مخصوص خداوند است، زيرا توحيدِ در آفريدگارى و پروردگارى خداوند، تقاضا می‌كند كه كسى جز او بر انسان و جهان ولايت نداشته باشد. بنابراين اگر كسى بخواهد به عنوان والى و زمام‌دار، رهبرى امور جامعه بشرى را عهده‌دار شود، بايد ولايت او الهى و به اراده و مشيّت خداوند باشد و اين از مسائل بديهی است:«إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ»؛ حكم تنها ازآن خداست.

و اين، دليل عقلى ساختار حكومت حضرت امام مهدى(عج) می‌باشد. نظام ولايى با وصف انتصابى بودن رهبر، معرفى می‌شود يعنى؛ خداى متعال پيغمبر را انتخاب می‌كند و از طريق او جانشين خود ـ كه امام باشد ـ تعيين می‌شود.

بنابراين حكومت جهانى امام عصر(عج) نيز با اراده الهى مشروعيت می‌يابد نه با اراده مردمى، زيرا اگر اراده الهى بعد از اراده انسان باشد، اراده خداوند تحت تأثير اراده انسان قرار می‌گيرد و در اين صورت سخنى به دور از منطق گفته‌ايم. هم‌چنين اگر بگوييم هر دو اراده در عرض هم دخالت دارند اين هم جز شرك، به جايى منتهى نمی‌شود. در نتيجه خواهيم پذيرفت كه اراده الهى منشأ اصلى مشروعيت حكومت و رهبرى است و چنين حكومتى است كه در نبوّت و امامت تجلّى يافته است.

البته اين واقعيّت نيز وجود دارد كه مشروعيت هميشه با عنصرى به نام مقبوليتِ اكثر مردم يك جامعه، گره می‌خورد تا بتواند تعيُّن و تجسّم پيدا كند.

امام رضا(ع) از پدرانش از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده است:خداوند در شب معراج در بخشى از بيان طولانى خود فرمود:...و لَأُطَهِّرَنَّ الأرْضَ بِآخِرِهِم مِنْ أعْدائِيّ و لأُمَلِّكَنَّهُ[ولأُمَكِّنَنَّهُ] مَشارِقَ الأرْضِ وَ مَغارِبَها...؛
...و بدرستى زمين را بوسيله آخرين آن ائمّه معصومين(ع)، از دشمنانم پاک خواهم ساخت و تمامی گستره زمين را در فرماندهى او قرار خواهم داد... .

اميرمؤمنان امام على(ع) نيز در ضمن حديث طولانى درباره امام زمان(عج)، چنين می‌فرمايند:امام زمان(عج) سپر حکمت را پوشيده و آن‌را با شرايطش كه عبارت از توجّه و شناختن و فارغ ساختن خود از علاقه به دنيا براى آن است، فرا گرفته، پس حکمت نزد آن حضرت گم شده‌ای است که آن‌را طلبيده، و آرزوئى است كه آن‌را درخواست نموده است. آن بزرگوار پنهان شده و گوشه‌اى اختيار کرده، تا هرگاه فتنه و تباه‌كارى بسيار شد و اسلام غريب گشت، آن حضرت باقي‌مانده باقي‌مانده‌هاى حجّت خدا، و جانشين جانشين‌هاى پيغمبران او باشد.

امام صادق(ع) درباره ايشان فرموده اند:ثُمَّ يُظْهِرُهُ اللهُ عَزَّ و جَلَّ فَيَفْتَحُ اللهُ عَلَى يَدِهِ مَشارِقَ الأرْضِ و مَغارِبَها؛
سپس خداى عزّ و جل او را ظاهر سازد و مشارق و مغارب زمين را به دست او بگشايد.

و ايشان در جائى ديگر مى‏فرمايند:دانش 27 حرف است، همه آن‌چه پيامبران آورده‏اند دو حرف است، تا به امروز مردم جز با دو حرف آشنا نشده‏اند، هنگامی‌كه قائم قيام مى‏كند، 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد، آن دو حرف را نيز به آنها پيوست مى‏كند تا همه 27 حرف منتشر گردد.

در تورات، انجيل، زبور و ديگر كتب آسمانى نيز نكات برجسته و زيبايى، پيرامون سيماى حكومت جهانى حضرت بقيةاللَّه ـ ارواحنا فداه ـ آمده كه شرح آن به روايت قرآن كريم چنين است:«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
ما بعد از ذكر، تورات، در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند.

جامعه مهدوى، جامعه‌اى توحيدى است که در آن وحدت کلمه، حکومت می‌کند و در سرتاسر آن، معنويت و عدالت جريان دارد که بايد زندگى بشرى و جامعه انسانى، براساس اين دو اصل و رکن مهم قرار گيرد.

در چنين جامعه‌اى، امنيت، استقلال، آزادى، عدالت اجتماعی و اقتصادی، و ديگر مواردى که جامعه بشرى، لازم است تا براساس آن تکامل يابد، مهيا و آماده است و چون همه مردمان ـ از شخص امام تا يک شهروند عادى ـ تابع قانون و شريعت اسلامى هستند، جامعه‌اى پرتفاهم به وجود می‌آيد، که انسان‌ها می‌توانند از حداکثر ظرفيّت و استعداد خود بهره ببرند.

امام صادق‏عليه السلام فرود آمدن حضرت مهدى را هنگام ظهور، اين‌گونه تشريح مى‏كند:يَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُور؛او در هفت خيمه از نور فرود مى‏آيد.

و در احاديث عامّه آمده است:
وَ تُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَ شِراكُ نَعْلِهِ، وَ تَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ.
منگوله شمشير و بند كفش با انسان سخن مى‏گويد و به او خبر مى‏دهد كه خانواده‏اش بعد از او چه كارى انجام داده‏اند.

منش و سيره امام زمان(عج) در ايجاد و ساختار جامعه مهدوى، همان سيره و منش پيامبر اسلام(ص) و اميرمؤمنان(ع) است. به اين معنى که اساس کار امام زمان(عج) کتاب خدا و سنّت است وهمه کارها و مناسبات براساس قانون الهى و شريعت اسلامى تنظيم می‌شود.
البته نبايد از نظر دور داشت كه رسول خدا(ص) و ائمّه اطهار به جهت محدوديّت‌ها و موانع تحميل شده فراوانى، نتوانستند آن‌چه در نظر داشتند، پياده كنند. از روايت‌ها استفاده می‌شود كه تمامى موانع و محدوديّت‌ها از سر راه امام زمان(عج) برداشته می‌شود و آن حضرت سيره معصومين را تحقّق خواهند بخشيد.

عبدالله بن عطا می‌گويد:از امام باقر(ع)پرسيدم كه هنگامى كه قائم(عج)قيام كند، به كدام روش در ميان مردم رفتار خواهد كرد؟آن حضرت فرمودند:يَهْدِمُ ما قَبْلَهُ كَما صَنَعَ رَسُولُ اللهِ(ص) وَ يَسْتَأنِفُ الإسْلامَ جَديداً
آن‌چه قبل از خودش است را نابود می‌كند، همان‌طورى كه پيامبر انجام داد و اسلام را دوباره آغاز می‌كند.

زراره از امام باقر(ع) روايت كرده است كه:به آن حضرت عرض كردم كه صالحى از صالحان را برايم نام ببر؟ ـ و منظورم حضرت قائم(عج) بود ـ پس ايشان فرمودند: اسم او اسم من است. عرض كردم: آيا هم‌چون رسول خدا(ص) رفتار می‌كند؟ فرمودند: «هرگز! هرگز! اى زراره، رفتار او را پيش نمی‌گيرد»، عرض كردم: فدايت شوم، براى چه؟ فرمود: همانا رسول خدا(ص) در امّت خود چنان رفتار می‌كردند كه توأم با بخشش بود و دل‌هاى مردم را به خود جذب می‌نمود؛ ولى رفتار قائم (به جهت ظلم فراوانى كه جهان را فرا گرفته) با خشونت و كشتار است؛ زيرا در كتابى كه به همراه دارد، مأمور شده است با كشتار رفتار كند و از كسى توبه نپذيرد. واى بر كسى كه با او دشمنى كند و به ستيز برخيزد!

در چنين حالتى جامعه بشرى براساس شريعت اسلامى ساخته می‌شود که اساس و بناى آن دو اصل «معنويّت» و «عدالت» است. عدالت، صدای بلند فطرت انسان است كه در گستره زمين و در طول تاريخ، با گوش جان شنيده می‌شود. و شعار زيبايي‌ها كه خود ملاک همه زيبايي‌ها نيز هست و شعور ما را به خود معطوف داشته، در عرصه‌های مختلف، به عنوان يك آرمان، ظهور و بروز می‌يابد.

عدالت، رمز و راز پيدايش و استمرار هستی است و جهان طبيعت بر پايه آن استوار است؛ روايات در مورد عدلِِ فراگير كه توسط حضرت مهدى(عج) در گستره زمين برقرار مى‏شود، بسيار فراوان است.

در 148 حديث به اين تعبير آمده است:يَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً؛
زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.

امام صادق‏(ع) درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود:اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛
به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند.

آن‌چه در حكومت مهدوى تحقق می‌يابد، عدالت در عرصه حاكميت است؛ وگرنه ظلم و بی‌عدالتى جزئى و موردى در جهان، حتى در دوران ظهور، به مقتضاى اختيار انسان رخ می‌دهد و دست‌آورد حكومت مهدوى براى جهان بشرى، عدالت سياسى و عدالت در عرصه حاكميت است و مكانيزم تحقق آن نيز بدين‌گونه است كه مهدى(عج) فطرت‌ها و جان ما را معتدل می‌كند و جان عادل و معتدل، خواهان قانون و دين عادله می‌شود و طبيعى است كه در اين شرايط، دينى كه ميزان برخوردارى‌اش از اعتدال و عدالت بيشتر است، فراگير می‌‌شود.

امام مهدی(عج) در گام نخست، عدالت را به روح افراد و جان بشر می‌رساند و هنر اول مهدی «انسان عادل» ساختن است. عدالت جهانی مهدوی، مبتنی بر عدالت انسانی است و «جان چو ديگر شد جهان ديگر شود». عدالت‌گستری مهدی(عج) به گونه‌ای است كه عدالت حتی بر عاطفه‌ها و روابط نيز حاکم می‌شود.

جامعه آرمانی مهدوی، که تشکيل آن توسط حضرت و در زمان ظهور نورانى او خواهد بود، جامعه‌ای آکنده از عدالت اجتماعی و اقتصادی خواهد بود؛ جامعه‌ای که دانش و آگاهی‌های انسـانی در همه مسـائل حيات به اوج تکامل و حقيقت‌يابی رسـيده است.

در مورد عدالت اقتصـادی امام زمان(عج)، چنين آمده است:إنَّ النّاس يسـتغنون اذا عدل بينهم.

اهميت عدالت اقتصادی به اين خاطر است كه روزمره، زندگی انسان را تحت‌الشّعاع قرار می‌دهد و به وسيله آن می‌توان در فكر و انديشه و مذهب ديگران رسوخ كرد. استقلال اقتصادی به معنای خودکفايى جهان اسلام و بی‌نيازی از کفّار، به مقتضای آيه كريمه: «وَلَن يجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» است.

بايد سياست‌های اقتصادی به گونه‌ای باشد كه در کالاهای اساسی، استقلال و خودکفايی حاصل شود. رفع فقر در سرلوحه برنامه‌های اقتصادی اسلام است. اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالك اشتر، اصلاح امور فقرا و بی‌نياز کردن آنها را متذکّرمی‌شود.

انسان با همه امکانات و نيـروهای بالقـوّه خويش به فعليّت رسـيده، و همه استعدادهای نهفته فطرت او شکوفا گشته است. انسانيّت‌ها بر زندگی حاکم گرديده و نامردمي‌ها به کلّی از جامعه‌ها بيرون رانده شده است و امام مهدی(عج) برای انجام چنين رسالت بزرگ و عالم‌گير و پرژرفايی ذخيره گشته است، و عظمت برنامه‌های‌ او جز پس از ظهور آشکار نخواهد شد. چرا كه حکومتی که حضرت مهدی(عج) بعداز ظهور برپا خواهند نمود، حکومتی است که در آن اسلام به تمام معنا پياده خواهد شد.

در حکومت حضرت مهدی(عج) عدل و داد در سطح کلّی جامعه گسترده می‌شود، و نيزنظام حکومتی ايشان بر پايه عضويّت و ربط انسان به خدا و تربيّت جسم و روح استوار است.

همان‌طور كه گفتيم، حكومت امام زمان(عج) داراى اين ويژگى‌ها است: فراگير و جهانى و دينى و اسلامى است، يعنى؛علاوه بر دينى بودن براساس اسلام پايه‌گذارى می‌شود. به لحاظ ساختار، ولايى است، يعنى بر مبناى نظام ولايت خداوند استوار است. مردمى و شايسته‌سالار است. اين موارد ويژگى‌هاى عام و كلّى حكومت امام عصر(عج) است.

در مورد سيماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحب‏الزمان‏(عج)، احاديث فراوان از پيشوايان معصوم رسيده كه پيشرفتِ فنّاورىِ جهان را، به شكل شگفت‏آورى ترسيم نموده‏اند؛ امام باقر(ع) در حديث معتبرى مى‏فرمايد:چون قائم ما قيام كند خداوند بر توانِ ديد و شنيد شيعيان ما مى‏افزايد، بطوريكه در ميان آنها و قائم پيكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مى‏گويد و آنها در هر جايى كه هستند سخنانش را مى‏شنوند و به چهره‏اش مى‏نگرند.

امام صادق‏(ع) در همين رابطه فرمودند:در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مى‏بيند.

اگرچه اميد به آمدن مصلح جهانى، ريشه در افكار و عقايد تمامى اقوام و ملل دارد، و كم و بيش به گونه‌های متفاوت در همه جا وجود دارد، امّا در تفكّر شيعى به طور روشن و شفّاف مطرح است. در اين تفكّر، امام منتظر و منجى نهايى، زنده است و روزى به فرمان خداوند ظهور كرده و جهان را آكنده از عدل و داد می‌نمايد. از اين رو مفهوم غيبت و انتظار فرج، نزد شيعه دوازده امامى، متفاوت با ساير اديان و مكاتب است.

انتظار به معنی آينده‌نگری، و به معنی ناراضی بودن از وضع موجود، و اميد به راضی شدن از آينده بهتر، است و انتظار فرج، يعنی؛ آماده بودن برای ظهور امام زمان(عج) وتشکيل دولت حقّه آل‌محمّد(ص) و حکومت جهانی آخرين سفير الهی.

انتظار فرج يعنی؛ مهيّا ساختن روح و جسم خود، برای روزی که با طلوع پيشوای غائب جهان در کليّه شئون زندگی بشريّت، گشايش پديد می‌آيد، و به وسيله آن حضرت، حکومتِ عدلِ واحدِ جهانی، در سراسر گيتی برقرار می‌گردد، در همين رابطه، امام صادق(ع) می‌فرمايند:
کسـی که دوسـت دارد از ياران قائم(عج) باشد، بايد در انتظار ظهورباشد، و حتماً بايد کارهايش بر اسـاس تقوا، پاکی و اخلاق نيک باشد، چنين کسی منتظرِ امام(عج) است. در اين راه بکوشيد و آماده باشيد، گوارا باد بر شما ای جوان‌مردان که رحمت خدا با شما است.

امام رضا(ع)فرمودند:ما أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ اِنْتِظارَ الفَرَجِچه نيکو است شکيبايى و انتظارفرج.

پيامبر اسلام(ص) در تجليل از مقام شامخ منتظران حقيقی، خطاب به صحابه فرمود:شما اصحاب من هستيد، ليکن برادران من مردمی هستند که در آخرالزّمان می‌آيند.

آن‌گاه در مقام توصيف اوج مجاهدت و دين ايشان می‌فرمايند:
هر يک از ايشان، بيش ازپوست کندن درخت خار با دست خالی در شب تاريک، يا نگهداری آتشِ سوزانِ چوب درخت داغ در کف دست، صبر می‌کند.

بر اساس ديدگاه «تشكيل حكومت جهانى»، با ظهور امام غايب(عج)، اسلام به عنوان تنها دين حق، و كامل و داراى شريعت جامع، مقبول همگان خواهد شد. حكومت جهانى اسلام با رهبرى و زعامت امام معصوم و عادل برپا می‌شود و عدالت نيز بر بنياد ديانت و اخلاق در مقياس جهانى اجرا می‌گردد.

در برخى از آيات قرآن كريم، به اين حاكميّت اشاره شده است و آيات مربوط به جهانى بودن اسلام نيز مؤيّد اين معنا است. جهانى بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا منطقه خاصّى، از ضروريّات اين آئين الهى است.

به اجماع تمامى مسلمانان، اسلام دينى است كه در آخرين حلقه از سلسله طولانى نبوّت ظاهر شده و از هر جهت كامل‌ترين و جامع‌ترين دين‌ها است و تا روز قيامت نيز بشريّت را از هر جهت كفايت می‌كند. دين اسلام روزى تمامى انسان‌ها را مطيع خود خواهد كرد و بدين ترتيب، جهان در تسخير آموزه‌هاى بلند و آسمانى اسلام درخواهد آمد.

آياتى چون:«إنَّ الدِّيْنَ عِنْدَ اللهِ الإسْلامُ» و «وَ هُوَ الَّذي أرْسَلَ رَسولَهُ بِالهُدَى وَ دينَ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِه» بيان‌گر اين مطلب هستند كه مسلمانان به حقّانيّت، جامعيّت، خاتميّت، جهان‌شمولى و سرانجام جهان‌گسترى و پيروزى دست خواهند يافت.

در وصف بيعت ياران حضرت مهدى(ع) چنين آمده است: ...با او بيعت می‌كنند كه هرگز دزدى نكنند، زنا نكنند، مسـلمانى را دشنام ندهند، خون كسى را به ناحق نريزند، به آبروى كسـى لطمه نزنند، به خانه كسـى هجوم نبرند، كسـى را به ناحق نزنند، طلا، نقره، گندم و جو ذخيره نكنند، مال يتيم را نخورند، در مورد چيزى كه يقين ندارند، گواهى ندهند، مسجدى را خراب نكنند، مشروب مست‌كننده نخورند، حرير و خز نپوشند، در برابر سيم و زر، سر فرود نياورند، راه را بركسى نبندند، راه را ناامن نكنند، به كم قناعت كنند، طرفدار پاكى و از پليدى گريزان باشند، به نيكى فرمان دهند، از زشتي‌ها بازدارند، در راه خدا حق جهاد را ادا كنند و... .

امام مهدى(عج) نيز در حق خود تعهد مى‌كند كه:از راه آنها برود، جامه‌اى مثل جامه آنها بپوشد، مركبى همانند مركب آنها سوار شود، آن‌چنان كه آنها مى‌خواهند، باشد، به كم راضى و قانع شود، زمين را به يارى خدا پر از عدالــت كند، آن‌چنان كه پر از ستم شده است و... بنابراين حكومت امام عصر(عج) زمان تحوّل اساسى و عميق، از نقص به كمال براى تمام مخلوفات است.
شيخ عبّاس قمى، در مورد حكومت امام زمان(عج)، چنين می‌فرمايند كه:
فرو گرفتن سلطنت آن حضرت تمام زمين را از مشرق تا مغرب، خشكى و دريا، كوه و دشت. نماند جائى كه حكمش جارى و امرش نافذ نشود و اخبار دراين باره متواتر است. پ

اعتقاد به حكومت صالحان، ميان مسلمانان (به‌ويژه شيعيان) وجود داشته است. مراد از حكومت صالحان، حكومتى است كه در جامعه بشرى و دينى و اسلامى، چاره‌اى جز به دست گرفتن قدرت سياسى، به وسيله انسان‌هاى صالح، دين‌دار، عادل، امين، شجاع و مورد اعتقاد و اعتماد مردم نيست.

تشكيل حكومت مستضعفان و تحققّق بخشيدن به آرمان والا و الهى حكومت فرودستان، و عقب نگهداشته شدگان نيز، از برنامه‌های اصلی و اقدام‌هاى ترديدناپذيرِ مهدى موعود(عج)است.

خداوند در قرآن می‌فرمايد:«وَ نُريدُ أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا في الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمْ الوارِثينَ»

اين آيه به صراحت، از امامت مستضعفان سخن گفته، و فرودستان و مستضعفان را ميراث برِ آن زمين، معرّفى كرده است. براى اين امر مهمّ، مبارزه با عوامل اصلى «استضعاف» اجتناب‌پذير است. روشن است كه زورمندان و زرمداران، دو عامل اصلى استضعاف، در گذشته و اكنون بوده‌اند.

همان‌گونه که بيان شد، سيره حكومتى حضرت مهدى(عج)، همان سيره حكومتى رسول خدا(ص) و ساير امامان است، سيره و روش امام زمان(عج)، در راستاى اجراى تمامى احكام و حدود الهى است كه با توجّه به شرايط خاصّ آن حضرت، تمامى آنها تحقّق خواهد يافت. از روزى كه آدم ابوالبشر بر روى اين كره خاكى پا نهاده، هيچ حكومتى نيامده كه همگان از حاكميت آن خشنود باشند. زيرا هرگز همه اهل زمين، از صالحان نبوده‏اند و همه نيازهاى آنها تأمين نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نيازهاى مادى و معنوى آنها تأمين خواهد شد. بنابراين همه آسمانى‏ها و زمينى‏ها از آن خشنود خواهند بود.

امام باقر(ع) پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزّمان(عج) مى‏فرمايد:فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه؛در روى زمين ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آن‌را آباد مى‏سازد.

رسول‏اكرم‏(ص) در اين رابطه فرمود:يَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكنُ الْاَرضِ؛ساكنان زمين و آسمان از او خشنود مى‏گردند.

و در حديث ديگرى فرمود:تَتَمَنَّى الأحياءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ ‏اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خيرِهِ؛
زندگان مرده‏هاى خود را آرزو مى‏كنند كه اى كاش بودند و مى‏ديدند كه خداوند چقدربه اهل زمين عنايت فرموده است.

يكى از مهم‏ترين عوامل موفقيّت حضرت مهدى در اداره جهان، وجود اصحاب و ياران خاص آن حضرت مى‏باشد كه از ويژگى‏هاى فراوان برخوردار هسند. امام صادق(ع) مى‏فرمايد:گويى قائم را بر فراز منبر كوفه مى‏بينم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچم‏داران و زمام‌داران روى زمين از سوى خداوند هستند.

امام باقر(ع) در اين رابطه فرمود:گويى اصحاب قائم را مى‏بينم كه بر شرق و غرب جهان سيطره يافته‏اند. چيزى در جهان نيست جز اينكه از آنها فرمان مى‏برد و خشنودى آنان را در هر چيزى مى‏طلبد، حتّى درنگان زمين و پرندگان آسمان.

امام صادق(ع) در وصف آنان مى‏فرمايد:آثار سجده در پيشانى آنان آشكار است، آنها شيران روز و راهبان شب هستند. گويى بدن‏هاى آنها قطعات آهن مى‏باشد، به هر يك از آنها نيروى چهل مرد داده شده است.

اميرمؤمنان‏(ع) در يك تعبير بسيار بلند از ميزان شناخت آنها پرده برمى‏دارد و مى‏فرمايد:رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته؛آنها مردانى هستند كه خداى را، آن‏گونه كه بايد، شناخته‏اند.

همه آن‌چه پيرامون کارگزاران دولت حضرت مهدى(عج)گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمتِ آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام هُمام ممكن نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد.

امام رضا(ع) در اين رابطه مى‏فرمايد:حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگ‌ترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كَند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.

پيامبراكرم(ص) در وصف جمالش فرمود:وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ؛چهره‏اش چون ستاره سحر است.

اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم‌رنگ است، امام هشتم مى‏فرمايد:وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم؛مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.

اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد:اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم؛
ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.

اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه:يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس؛خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.

اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه است. پيامبر رحمت مى‏فرمايد:بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.

پيامبر اكرم‏(ص) در شب معراج، جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد و فرمود:طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمَن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ؛
خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.

آن‌چه در حکومت مهدوی تحقق می‌يابد عدالت در عرصه حاكميت است؛ وگرنه ظلم و بی‌عدالتی جزئی و موردی در جهان، حتی در دوران ظهور، به مقتضای اختيار انسان رخ می‌دهد و دست‌آورد حکومت مهدوی برای جهان بشری، عدالت سياسی و عدالت در عرصه حاكميت است و مكانيزم تحقق آن نيز بدين‌گونه است كه مهدی(عج) فطرت‌ها و جان ما را معتدل می‌كند و جان عادل و معتدل، خواهان قانون و دين عادل می‌شود و طبيعی است كه در اين شرايط، دينی كه ميزان برخورداری آن از اعتدال و عدالت بيشتر است، فراگير می‌‌شود. مردم راه عدالت را بايد با معرفت و شناخت بپيمايند و لذا امام علی(ع) مردم را به عدالت دعوت می‌كرد، اما مجبورشان نمی‌كرد.

احاديث بسيار متفاوتى درباره طول مدّت حكومت حضرت مهدى(عج) وارد شده است كه چند مورد از آنها را ذكر می‌كنيم:
1. پنج يا هفت يا نه سال؛

2. شش يا هفت يا هشت يا نه سال؛

3. هفت سال؛

4. نه سال؛

5. چهارده سال؛

6. نوزده سال؛

7. بيست سال؛

8. چهل سال؛

9. هفتاد سال؛

10. صد و بيست سال به اندازه عمر ابراهيم خليل الله؛

11. سيصد و نه سال به اندازه توقّف اصحاب كهف در غار؛

12. سيصد و سيزده سال؛

برخى از محقّقان اين تفاوت را اشاره به مراحل و دوران‌هاى حكومت آن حضرت می‌دانند و معتقدند كه آغاز شكل‌گرفتن و پياده شدنش، پنج يا هفت سال و دوران تكاملش چهل سال و دوران نهائى اش بيش از سيصد سال است.

نشانه‌هايى نيز به عنوان علائم ظهور، در روايات آمده و مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است، اين نشانه‌ها بسيار زيادند كه معروف‌ترين و جامع‌ترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود می‌گردد.

سراسر جهان پر از ظلم وجور و فساد گردد چنان‌كه در هر انقلابى معمولاً، ظلم و فساد قبل از آن، باعث انقلاب‌ می‌گردد، و برخى از آنان عبارتند از:
هرگاه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند، و ظلم همه جا را گرفته و قرآن فرسوده شده و درست معنى نشود، و دين هم‌چون ظرفِ توخالى و‌ بی‌محتوا شود، و كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نشود و بدكاران بازخواست نمی‌شوند، و چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان، و زنان به زنان اكتفاء می‌كنند، و افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمی‌پذيرند، وقطع پيوند خويشاوندى شود، و بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.

منابع و مآخذ
1 ـ قرآن كريم، ترجمه محمد مهدى فولادوند، قم، انتشارات دار القرآن الكريم.

2 ـ آسيب‏شناسى جهانى‏شدن و جهانى‏سازى با مدل جهان‏گرايى مهدويت، عليرضا صدرا، قبسات، سال نهم، پائيز 1383 هـ. ش.

3 ـ بحارالانوار، محمّد باقرعلامه مجلسى، 110 ج، مؤسّسسه الوفاء، بيروت، 1404هـ. ق.

4 ـ پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان، آية الله مكارم شيرازى، قم، انتشارات نسل جوان، 1384هـ. ش.

5 ـ ترجمه و شرح نهج البلاغة، سيّد على نقی فيض الإسلام، انتشارت فيض الإسلام، 1351هـ.

6 ـ تفسير العياشى، محّمد بن مسعود عياشى، ج1، منشورات أعلمى، بيروت، 1417 هـ. ش.

7 ـ جهانى‏شدن نظريه‏ها و رويكردها، اطلاعات سياسى اقتصادى، اسماعيل مردانى‏گيوى، مرداد و شهريور 1380، مرداد و شهريور 1380، شماره 168 ـ 167.

8 ـ حكومت جهانى مهدى(عج)، آية الله مكارم شيرازى، قم، انتشارات نسل جوان، 1384هـ. ش.

9 ـ حليةالابرار، سيّد هاشم بحرانى، ج5، مؤسّسه بعثت، 1417هـ. ق.

10 ـ الخرائج والحرائج، راوندى، ج2، مؤسّسه امام مهدى(عج)، قم، 1409هـ. ش.

11 ـ دلائل‏الامامة، محمّد بن جرير بن رستم طبرى، دارالذَّخائِر للمطبوعات، قم.

12 ـ دولت كريمه امام زمان(عج)، سيدمرتضى مجتهدى سيستانى، قم، انتشارات نشر الماس، 1385هـ. ش.

13 ـ الغيبة، محمّد بن حسن طوسى، مؤسّسه معارف اسلامى، قم 1411هـ. ق.

14 ـ فرهنگ نامه مهدويت، خدامراد سليميان، انتشارات بنياد فرهنگى حضرت مهدى(عج)، تابستان 1383هـ. ش.

15 ـ الكافى، محمّد بن يعقوب كليني، 8 جلد، چاپ چهارم، دارالكتب الإسْلامِيَّة، تهران، 1365هـ. ش.

16 ـ كتاب أئمتنا ـ دار التعارف للمطبوعات ـ بيروت.

17 ـ كنزالعمال، علاء الدّين على متقى هندى، ج14، مؤسّسه الرّسالة، بيروت، 1409 هـ. ق.

18 ـ منتخب‏الأثر، لطف الله صافى گلپايگانی، ج2، مؤسّسه سيّدة المعصومة، قم، 1419 هـ. ق.

19 ـ ولايت فقيه، امام خميني، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار، 1378هـ. ش.

20 ـ نگاهى موشكافانه بر پديده جهانى‏شدن، جان‏آرت شولت، مترجم مسعود كرباسيان، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1382. هـ. ش.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل