طرح راهبردی آمادهسازي زمینههای ظهور منجی عالم(عج)(بخش اول)
دکتر مرتضی صادق عملنیک
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چكيده
مسئله مهدویت و انتظار، جنبههای مختلف اجتماعی، روانشناختی، تاریخی، فلسفی، تربیتی و اعتقادی دارد و از دیدگاهها و زوایای مختلف بررسی شده است. یکی از اهداف جامعه مهدوی، عدالت فردی و اجتماعی است. عدالت یکی از واژههایی است که بشر همیشه با آن انس داشته و در آرزوی تحقق آن بوده است. به همین دلیل، ادیان بزرگ و مکاتب مختلف شعار برقراری عدالت اجتماعی را میدهند. عدالت مهدوی همان عدالت انبیا و اولیاست؛ زیرا مهدی(عج)، وارث آدم، نوح، ابراهیم(ع) و محمد(ص) و یازده امام معصوم(ع) است.
در حکومت مهدوی، عدالت جنبههای مختلفی دارد که شامل ابعاد مختلف فرهنگی(توزیع عادلانه منابع در مسائل آموزشی و پرورشی)، اجتماعی(توزیع عادلانه مناسبات اجتماعی)، اقتصادی(توزیع عادلانه ثروت، منابع و امکانات، رفع فقر و تبعیض)، سیاسی(توزیع عادلانه مسئولیتها، اختیارات و قدرت)، قضایی(برخورد یکسان با افراد جامعه در برابر قانون)، اطلاعاتی(اطلاعرسانی و توزیع عادلانه اطلاعات) است و تحقق آن به بسترسازی نیاز دارد. برای بسترسازی و ایجاد آمادگی برای ظهور منجی جهان، دو نوع مسئولیت وجود دارد. یکی مسئولیتهای فردی است که انسان معتقد و منتظر بر عهده دارد.
این مسئولیت، مکان و زمان نمیشناسد و هر فرد منتظر در هر نظامی که باشد، باید خود را در هر لحظه آماده نگه دارد و بکوشد جامعه خود را نیز آماده کند. مسئولیت دوم، مسئولیت نظام و حکومتی است که توانسته بر نظام استکبار خارجی و استبداد داخلی چیده شود و نظام اسلامی را ایجاد کند. نظام اسلامی برای آمادهسازی شرایط ظهور باید برنامه راهبردی دقیق و مشخص داشته باشد. به طور کلی، برنامه یا طرح راهبردی آمادهسازی شرایط ظهور از پنج مرحله تشکیل میشود. در مرحله اول، مشخص کردن نظام ارزشهای اعتقادی، معیارها و شاخصهای آن است که در شمار اعتقادات و باورهای یک جامعه درآمده است و جهت حرکت آن را مشخص میکند و به آن اعتماد به نفس میدهد. مرحله دوم، بررسی و تجزیه و تحلیل آمادهسازی شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتیجه آن، نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدها مشخص میشود.
مرحله سوم، تعیین اهداف، راهبردها و سیاستگذاریهای مورد نیاز کشور در زمینه آمادهسازی شرایط ظهور در چارچوب ارزشها و باورهاست. در این مرحله، اهداف، راهبردها و سیاستگذاریها در چارچوب ارزشها و باورها به صورت شفاف تدوین و مشخص میشود. در مرحله چهارم، اجرای راهبردها و سیاستگذاریهای تدوین شده است. در این مرحله، برنامههای مختلفی جهت تحقق اهداف و راهبردها، تهیه و بودجه مورد نیاز و دستورالعملهای اجرایی فراهم میشود. مرحله پنجم، نظارت همیشگی بر اجرای دقیق طرح آمادهسازی شرایط ظهور است. در این مقاله، پنج مرحله یاد شده بررسی و پیشنهادهای لازم در این زمینه بیان میشود.
مقدمه
امروزه مسئولان، برنامهريزان، سیاستمداران و پژوهشگران عزیز، برای ایجاد بستری مناسب در جهت توسعه همآهنگ و پایدار آمادهسازي مقدمات ظهور در چارچوب ارزشهاي اعتقادی و باورهاي اسلامی، مسئولیت خطیری به عهده دارند. ارتقاي فرهنگ و دانش و معرفت افراد جامعه و داشتن برنامه راهبردی مدون برای آمادهسازي این شرایط دغدغه اصلی پرچمداران این حرکت است. آنها میخواهند به این حرکت سرعت دهند تا جامعه اسلامی را به بالاترین قلههاي عزت و کمال برسانند. این حرکت لازم است در چارچوب ارزشها و معیارهاي اسلامی و در مسیری باشد که به ظهور حضرت مهدی(عج) بینجامد. یافتن راهکارهای مناسب برای آمادهسازي زمینههای ظهور از تلاشهای مؤثر پژوهشگران نظام اسلامی به شمار میآید. همچنين مشخص کردن معیارها و ارزشها، اهداف، سیاستگذاریها و برنامهريزيهاي دقیق در این زمینه ضروری است.
شهید مطهری در کتاب عدل الهی برای ساختن جهانی بهتر اعتقاد دارد که حتماً باید از اندیشههای محدود و فکرهای کودکانهای که لایق زندگی محدود است، صرفنظر کنیم و به طرحی وسیع و بزرگ بیندیشیم. به قول حافظ، «فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.» این کار مهندسی، آسان نیست. بنابراین، باید از تمام علوم و فنون، هنر و ادبیات، علم و فنآوری برای این کار استفاده نمود. در این زمینه هر علم یا فنونی که جامعه به آن نیاز داشته باشد، ضروری است و جزء علوم و فنون مفروضه اسلامی و واجب کفایی قرار ميگیرد.
در این زمینه، سه تا هشت عامل مؤثر و ابعاد مختلف مدیریت توسعه منابع انسانی، علمی و تکنولوژی از جمله فنآوری اطلاعات در دانشگاهها و مراکز پژوهشی در نظام اسلامی بحث و بررسی شد. به طور کلی طرح آمادهسازي مقدمات ظهور، برنامهای راهبردی است. پس مانند هر طرح راهبردی ديگر، به نظام ارزشهاي اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. برای تدوین و اجرای این طرح راهبردی، لازم است به اختصار، به حرکت عدالتخواهي و ظلمستيزي در طول تاریخ بپردازیم.
عدالتخواهي و ظلمستيزي، جریانی پیوسته در تاریخ است. حوادث متفرقهاي نیست که مثلاً ناگهان ابراهیم به بتشکنی برخیزد و موسی در مقابل فرعونیان قرار گیرد. مبارزه برای آزادی و عدالت مانند رودخانهاي است که در بستر زمان جریان دارد. این نهضت از حضرت ابراهیم(ع) تا قیام حضرت مهدی(عج) ادامه دارد و در آخرالزمان قطعاً پیروز خواهد شد. ادیان دیگر نیز همگی برای ریشهکن شدن ظلم و ستم و استقرار عدالت منتظر منجی هستند. این انقلاب بزرگ در نتیجه یک سری انقلابهاي عدالتخواهي و ظلمستيزي علیه تمام اشکال استضعاف است. فراهم کردن زمینه برای ظهور رهبر، اصلی برای تحقق قسط و عدل و نابودی ظلم و ستم به شمار میآید. این مسئله، بزرگترین مسئولیت منتظران است.
به طور کلی تاکنون دو جریان بزرگ اجتماعی در طول تاریخ وجود داشته: اول، جریان جنبش و تلاش کسانی بوده که توقف ظلم و تجاوز و بيعدالتی را میخواستهاند و به عدالت و وحدت و برابری انسانها اعتقاد داشتهاند؛ دوم، تلاش صاحبان زر و زور و تزویر که حفظ نظام طبقاتی و برتری و تبعیض نژادی و بیعدالتی و روابط استثماری را خواهانند.
به تأیید قرآن، جوامع بشری ابتدا بر وحدت و برابری استوار بودهاند: (وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ)؛ و مردم جز یک امت نبودند؛ پس اختلاف پیدا کردند.
در جای دیگر ميفرماید: (بعَثَ اللّهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ)؛ پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت ، و با آنان، كتاب (خود) را بحق فرو فرستاد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند.
همچنین در جای دیگر ميفرماید: (وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)؛ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم.
بنابراین روزی خواهد رسید که مستضعفان بیدار میشوند و ظلم و ستم را درهم میکوبند و قدرت را در رکاب منجی موعود(عج) به دست خواهند گرفت. قرآن ميفرماید: (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)؛ در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند.
سرنوشت قوم یا ملت، به تغییر و تحول خود آنها بستگی دارد. بنابراین، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نميدهد مگر آنکه تکتک آن قوم تغییر و تحول اساسی را در خود ایجاد نمایند. به طور کلی محرومان و مستضعفان به دو گروه اصلی تقسیم ميشوند: یکی ضعفا که آیات و بینات را دریافت میکنند و آگاهانه به جناح ظلم و استکبار روی ميآورند و تمکین مينمایند؛ دوم، مستضعفان آگاه و انقلابی که برای استقرار عدل و قسط مبارزه ميکنند و در نهایت، بیشتر مردم به آنها ميپیوندند. این مستضعفان دارای ویژگیهاي ذیل هستند:
1. اعتقاد به نظام یکتاپرستی و برابری انسانها و نفی نظام شرک و کفر؛
2. مدافع آزادی افراد و جامعه و پاسدار قسط و عدل؛
3. شناخت از خود و خداوند و درک مسئولیتهای خویش؛
4. شناخت نظام جایگزینی که بر پایه قسط و عدل بنا شود؛
5. شناخت از ظلم، استکبار، استعمار، استثمار و استبداد در اشکال مختلف آن؛
6. اعتراض به نظام حاکم استکباری، استبدادی و مقاومت همهجانبه؛
7. تحت تعقیب دشمن قرار گرفتن؛
8. در اقلیت بودن و نداشتن پایگاه در ابتدای نهضت؛
9. نداشتن امکانات داخلی و خارجی در ابتداي حرکت.
رهبران و مستضعفان مبارز، یا شهید و تبعید ميشوند و یا به زندان ميافتند و یا آنکه بر اثر مبارزه، از بند ظلم و بيعدالتی رهایی ميیابند. تاریخ زندگی انبیاي الهی و امامان شیعه و نهضتهای اسلامی در گذشته و حال، گواه این مسئله است.
برای آمادهسازي زمینههای ظهور لازم است نظام و ویژگیهای جبهه باطل نیز شناخته شود. این ویژگیها عبارتند از:
1. نظام طاغوت
قرآن میفرماید: (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)؛ فرعون در سرزمين (مصر) سر برافراشت و مردم آن را طبقهطبقه ساخت؛ طبقهاى از آنان را زبون مىداشت، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى بهرهكشى) زنده بر جاى مىگذاشت؛ همانا وى از فسادكاران بود.
فرعون رژیمی فزونطلب، تجاوزگر و نامشروعی داشت، که نابودکردن انسانها برنامه آن بود و برای برجا ماندن رژیمش، از جاسوسی و تفتیش عقاید و زندان و شکنجه گرفته تا نابودی انسانها بهره ميبرد.
2. استعلام(برتریجویی بر مردمان)
قرآن میفرماید: (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ)؛ فرعون در سرزمین (مصر) سر برافراشت.
3. استعباد(برده ساختن انسانها برای بهرهکشی)
قرآن در این زمینه میفرماید: (وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَي أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ)؛ و (آيا) اينكه فرزندان اسرائيل را بندة (خود) ساختهاى نعمتى است كه منّتش را بر من مىنهى؟
4. استضعاف
(إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)؛ فرعون در سرزمين (مصر) سر برافراشت و مردم آن را طبقهطبقه ساخت؛ طبقهاى از آنان را زبون مىداشت؛ پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى بهرهكشى) زنده بر جاى مىگذاشت؛ همانا وى از فسادكاران بود.
5. ارتجاع
(وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ)؛ و بدينگونه در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهندهاى نفرستاديم مگر آنكه افراد خوشگذران آن گفتند: ما پدران خود را بر آيينى (و راهى) يافتهايم و ما از پى ايشان راهسپريم.
6. اسراف
(إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ)؛ در حقيقت، فرعون در آن سرزمين برترىجوى و از اسرافكاران بود.
7. تکذیب
انکار و تکذیب پیامهای الهی و قوانین مسلم تاریخ و سنتهای، الهی از صفات شاخص طبقه ستمگر و متجاوز است.
8. فساد
فرعون و ستمگران نه تنها خود تجسم عینی فسادند، بلکه فساد را در جامعه ترویج ميدهند.
9. مترفین و ملأ
(وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ)؛ و (ما) در هيچ شهرى هشدار دهندهاى نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهايد كافريم.
قرآن طبقه مرفه و ثروتمند و سرمایهداران بيدرد جامعه و اشراف و قدرتمندان را در رأس و در صف مقدم جبهه باطل قرار ميدهد. انگیزه و دشمنی این گروه با انبیا و مردم را حفظ و دفاع از ثروت و امتیازاتی ميداند که از راه ستم و تجاوز به دست آمده است. قرآن ميفرماید: (وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ)؛ و سران قوم فرعون گفتند: آيا موسى و قومش را رها مىكنى تا در اين سرزمين فساد كنند و (موسى) تو و خدايانت را رها كند؟ (فرعون) گفت: به زودى پسرانشان را مىكشيم و زنانشان را زنده نگاه مىداريم و ما بر آنان مسلطيم.
ملأ یعنی بزرگان قوم در نظام طاغوتی که به جز طرفداری از آن نظام هنری ندارند و به آن وفادارند و با این کار ثروت زیادی را تصاحب مينمایند. ملأ در نظام طاغوتی در دو چهره اقتصادی و دیوانسالاری دیده ميشود. قارون نماینده قدرت اقتصادی وابسته به نظام طاغوتی و هامان نماینده سیستم اجرایی و دیوانسالاری این نظام بود.
در جنگ بین این دو جریان(حق و باطل)، سرانجام وعده خدا به مسلمانان و محرومان تحقق خواهد یافت و منجی عالم و یاران منتظرش جامعهاي بر اساس قسط و عدال ایجاد خواهند کرد. او برترین حیاتبخشی است که آرزوی تمام انبیا و اوصیا را محقق خواهد ساخت؛ عقلهای بهخوابرفته را بیدار خواهد نمود و زمین را حیات داده، استعدادها را در عمق وجود انسانها استخراج و شکوفا خواهد کرد. در آن زمان اکثر اهلکتاب اسلام ميآورند. آیتالله مکارم شیرازی در این زمینه مينویسد: با توجه به اینکه در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباطجمعی در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به اینکه اسلام راستین با حذف پیرایهها، کشش و جاذبهاي فوقالعاده دارد، به خوبی ميتوان پیشبینی کرد که اسلام با تبلیغ منطقی و پیگیری، از طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملی ميگردد.
فرهنگ انتظار و مهدویت
فرهنگ انتظار و مهدویت اقیانوس بیکرانی است که هر معتقد به امام قائم(عج) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده از آن برداشت ميکند؛ نگرشی درست به ظهور منجی موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام(ص) و درک صحیح از معیارها، ارزشها و مسئولیتها و احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح خود و جامعه است؛ رابطهاي قوی و پایدار بر اساس رابطه ولایی، بین انسان و امام عصر(عج) ایجاد ميکند. فرهنگ انتظار، حرکتآفرین، امیدبخش، تلاشآور و نشاطآور است و تمام ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، یأس و نومیدی و خستگی و پوچگرایی را از بین ميبرد؛ فرهنگ حرکت و تلاش در جهت زمينهسازي ظهور منجی موعود است؛ فرهنگ رویش و پویش و دریچهاي به جهان آینده و راه نجات فردی و اجتماعی از بنبستها و گرفتاریهاي جسمی و روحی به شمار میآید؛ مولد تلاش و حرکت به سوی آینده روشن و بهتر است.
فرهنگ مهدویت زیربنای ایجاد نظم عادلانه جهانی در پرتو انسان کامل و رهبری معصوم به شمار میآید و انسانها و جامعه را در برابر تمام بیماریهای فکری و روحی بیمه میکند؛ فرهنگ مهدویت در پیشگیری بنیادی از تهاجم فرهنگی نقش اساسی دارد و تمام کمبودها را جبران میکند و تمام موانع را برمیدارد و سکوی پرواز به جهانی آزاد و بهتر است. این فرهنگ انسان و جامعه را برای تحقق جامعه مهدوی آماده میسازد و فرهنگ اصلاح خود و جامعه، آمادگی برای ایثار و تسلیم فرمان مولای خود شدن است؛ فرهنگ اندیشه، طرح و عمل، تزکیه، عشق، حرکت، جهاد و شهادت به شمار میآید.
منتظر، انسان مسلمان متعهدی است که هر لحظه انفجار قطعی نظامهاي ضدانسانی را انتظار میکشد و همواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی و بدر دومی آماده میکند که با شمشیر علی(ع) و زره پیغمبر(ص) و به دست فرزند این دو برپا ميشود. فرهنگ انتظار و مهدویت، فرهنگ تلاش مستمر، بابرنامه و خستگیناپذیر و حرکت در مسیری هدفمند است و به طور منظم برای شناخت ارزشها و باورها و مشخصکردن اهداف، سیاستگذاریها، برنامهريزيها و اجرای آنها همراه با نظارت و کنترل تلاش میکند و زمینههای ظهور منجی عالم و رشد و تکامل پایدار انسان و جامعه را فراهم میسازد.
برای زمينهسازي تغییر و تحولات فردی و اجتماعی، لازم است اقدامات مختلفی انجام شود؛ از جمله:
1. درک و شناخت امام و نیاز مبرم به او و درک حق ولایت او؛
2. داشتن عشق و محبت به امام؛
3. پذیرش ولایت و سرپرستی و حاکمیت و پیشوایی امام؛
4. بستن عهد و پیمان با امام؛
5. اطاعت و تبعیت از امام؛
6. شناخت و اطاعت از ولیفقیه و قیام علیه ستم و استقرار نظام اسلامی.
انسان با طی این مراحل، آمادگیهاي فکری و روحی لازم را پیدا ميکند و ميتواند هدفمند و بر اساس طرح راهبردی طولانیمدت برای آمادهسازي زمینههای ظهور حرکت نماید و مقدمات لازم را برای حکومت جهانی مهدی موعود(عج) آماده سازد.
آیتالله مکارم شیرازی، چند آمادگی را برای پذیرای چنان حکومتی، ضروری میدانند:
1. آمادگی فکری و فرهنگی(سطح فکری و فرهنگی مردم جهان چنان بالا رود که بدانند مسئله نژاد، مرزهای جغرافیایی، تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نميتوانند بشر را از هم جدا سازند)؛
2. آمادگی اجتماعی(مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته و مأیوس شوند)؛
3. آمادگی تکنولوژی و ارتباطی(وجود فنآوری نه تنها مزاحم حکومت جهانی عادلانه نیست، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد)؛
4. آمادگیهای فردی(حکومت جهانی قبل از هر چیزی به مؤمنان کوشا و باارزش نیاز دارد تا بتوانند مسئولیت چنان اصلاحات عظیمی را به دوش گیرند).
با توجه به این موارد، برای آمادهسازي زمینههای ظهور، به برنامهای منظم و راهبردی نیاز است که در آن اهداف، مسیر حرکت و راهبردها، سیاستگذاریها و برنامهريزيها در آن مشخص شده باشد و در مرحله اجرا به تخصیص منابع، نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیتها نیاز دارد. این برنامه راهبردی از چند مرحله ذیل تشکیل ميشود:
1. بررسی نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزشها؛
2. بررسي وضعيت فعلي در داخل و خارج از کشور؛
3. بررسي فرصتها و تهديدها و نقاط ضعف و قوت؛
4. مشخصکردن اهداف کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت، مانند قسط و عدل، ظلمستيزي و... ؛
5. تدوين راهبرد طولانیمدت در زمینه قسط و عدل و ظلمستيزي؛
6. تدوين سياستهاي مورد نیاز بر اساس اهداف و راهبرد تعيينشده؛
7. تهيه برنامههاي کوتاه و میانمدت و تخصيص منابع و بودجه؛
8. نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیتها در این زمینه؛
9. در نظر گرفتن عوامل مؤثر در این جهت.
ابتدا باید تصمیمگیریهای راهبردی صورت گیرد تا در زمینههای مختلف فرهنگی، علمی، آموزشی، تحقیقاتی، هنری، ورزشی، اقتصادی، اجتماعی، صنعتی و تکنولوژی، ما را به زمینههای مورد نیاز برای ظهور منجی عالم نزدیک نماید.
مدل پیشنهادی برای تدوین و اجرای راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
در زمان غیبت صغرا، برنامه و ساختاری حسابشده تهیه و اجرا شد تا شیعیان در دورترین نقاط جهان مانند ایران، مصر، عراق، مراکش، شمال افریقا و جزیرةالعرب از طریق وکیلانی معتقد که در شبکه ارتباطی مخفیای فعالیت ميکردند، مسائل خود را با نایب خاص امام در میان بگذارند. نایبان چهارگانه با همکاری دستیاران و وکیلان خود، جامعه شیعه را در جهت اهداف اسلامی هدایت ميکردند. نایبان توانستند راه ارتباطی مؤثر و مطمئنی بین نقاط شیعهنشین ایجاد نمایند که برای حفظ سازمان رهبری در جهان تشیع سرنوشتساز بود. این برنامه ذهن شیعیان را برای پذیرش اصل غیبت آماده نمود. در آن زمان نایبان چهارگانه رهبران و کارگزاران جامعه شیعه به شمار میآمدند که امام زمان(عج) آنها را به طور مستقیم انتخاب کرده بودند. شیعیان به وسیله این شبکه پنهانی با مرکز رهبری در بغداد و یا سامرا ارتباط برقرار ميکردند.
در زمان غیبت کبرا نیز برای آماده کردن زمینههای ظهور، به طرح یا راهبردی کلی نیاز است تا به صورت منسجم و منظم، تمام بخشهاي مختلف فرهنگی، هنری، آموزشی، پژوهشی، علمی، تکنولوژی، صنعتی، کشاورزي و خدمات را برای اهداف تدوین شده در این مسیر هدایت نماید. استقرار عدالت و گسترش آن تنها با دگرگونی ارزشها و معیارها و تغییر در تمایلات مردم کافی نیست، بلکه به برنامهای راهبردی و ساختاری مناسب نیاز دارد. این برنامه باید ویژگیهایی داشته باشد که در طول زمان ارزیابی گردد تا اشکالاتش برطرف شود؛ به صورتی که در نهایت گنجایش عدالت مهدوی را داشته باشد.
شناخت نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزشها
برای مشخص کردن اهداف و تدوین و اجرای راهبردها و برنامهريزيهای مورد نیاز، قبل از هر کار باید جهانبيني، اعتقادات، معیارها و ارزشها بر اساس اصول قرآنی و سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع)، ارزیابی و پالایش شود؛ زیرا هر کس بر اساس جهانبینی و عقاید خود به مسائل نگاه ميکند و سیاستگذاریهايی را برای رسیدن به اهداف آتی در زندگی فردی و اجتماعی در نظر ميگیرد. در واقع بر اساس جهانبيني و اعتقادات، مسئولیتهای هر کس مشخص ميشود. بنابراین، برای شکلگیری معیارها و ارزشها در انسان، باید از قرآن و سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) الگو گرفت و ابتدا خود را پالایش کرد و از صحت جهانبيني، اعتقادات، معیارها و ارزشهای خود مطمئن شد.
جامعه مهدوی باور و افق آینده انقلاب ماست. برای بیدارکردن اندیشهها و تبیین راه نجات از ظلم و بيعدالتی، به جهاد و ازخودگذشتگی و گسترش امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل نهضتهای عدالتخواهي و ظلمستيزي نیازمندیم. برای انجام دادن این امر مهم، باید بدانیم که برای تضمین عدالتپروری، به انسانهاي عدالتپیشه و عدالتمدار نیاز است. این اصل قرآنی (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) نشان ميدهد تا انسانها از درون متحول نگردند و ریشههای ستمگری در خودشان خشکانده نشود، عدالتپروری و عدالتگستری ناممکن و غیرعملی است. این آیه به زمینههای فردی و اجتماعی اشاره مينماید.
دولت باید برای ترویج فرهنگ مهدویت و آمادهسازي مقدمات ظهور در تمام زمینهها برنامه راهبردی داشته باشد و بسترهای مورد نیاز را فراهم نماید. همچنين باید فرهنگ سختکوشی و پیروی بيقید و شرط از امام معصوم و ولیفقیه، حمایت و ترویج شود. این مسئله در جامعه باید به خوبی درک شود که قیام امام بر اساس حق و برای تحقق قسط، احیای عدل، نابودی ظلم و استکبار و نفی تحریفها و کژرویهاست. با بسترسازی و تعمیق و گسترش فرهنگ مهدویت، ميتوان نزدیکی و ارتباط مؤثر و سازندهاي بین ادیان مختلف و مذاهب اسلامی ایجاد نمود. با ایجاد نهضت عدالتخواهي و ظلمستيزي، ميتوان در مسیری حرکت نمود و موقعیتی ایجاد کرد که در نهایت به ظهور منجی عالم بینجامد. برای اینکار باید طرح و برنامه داشت و برای تحقق قسط و عدل و جلوگیری از تبعیض و بيعدالتی کوشید و قوانین لازم را تدوین و اجرا نمود.
همچنين برای افزایش یکدلی و یکپارچگی نظام اسلامی و افزایش عزم ملی باید بسترسازی کرد. تمام فعالیتهای قوای سهگانه در نظام اسلامی نیز باید برای ایجاد زمینههای ظهور، همآهنگ و یکپارچه شود. برای اینکار لازم است تا فرهنگ معرفت امام و اطاعت از او و ولیفقیه ترویج گردد. همچنين فرهنگ جهاد، انفاق، ایثار، شهادت و سادهزیستن از مدیران ارشد جامعه اسلامی شروع شود. بهعلاوه از یک طرف فرهنگ عشق و محبت به محرومان و مستضعفان و فروتنی در مقابل آنها گسترش یابد و از طرف دیگر فرهنگ مقاومت در مقابل ظلم و بيعدالتی تشویق گردد. برای امیدوار نگهداشتن انسانها و از بین بردن ناامیدی در آنها، باید مسئولان نظام اسلامی با تدوین و اجرای برنامههای راهبردی تلاش نمایند تا مشکلات را حل نمایند و فرهنگ عشق به قرآن و پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) را گسترش دهند و قسط و عدالت نسبی را در جامعه برقرار سازند.
بررسی وضعیت آمادهسازي زمینههای ظهور
در شکل(2) وضعیت نظام جمهوری اسلامی از نظر داخلی و خارجی نشان داده شده است. طبق این شکل اوضاع خارجی در جهان اسلام و در کل جهان باید بررسی شود. موقعیت خارجی نظام جمهوری اسلامی از نظر اعتقاد مردم جهان و ادیان و مذاهب مختلف اسلامی به منجی موعود، ارتباط علوم انسانی مانند انسانشناسی و جامعهشناسی، تعلیم و تربیت با منجیگرایی، ارتباط فرهنگ و سنت و مدرنیته با منجیگرایی، و همچنين ارتباط مسائلی مانند سیاست، حقوق، لیبرالیسم، دموکراسی و آزادی و حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی با منجیگرایی باید به دقت بحث و بررسی گردد و تهدیدها و فرصتها مشخص شود.
در بررسی وضعیت داخلی، لازم است مواردی مانند ساختار نظام اسلامی، منابع و امکانات ملی، منابع انسانی، نظام آموزش و پرورش، آموزش عالی، فرهنگ و هنر، وضعیت اقتصادی، سیاسی، حقوقی، صنعتی، اطلاعاتی و زیستمحیطی، بر اساس معیارهای قرآنی و عدالت اجتماعی بررسی شود. همچنين باید وضعیت باورها و ارزشها، ساختار روحی، فکری و مذهبی افراد به خصوص نسل جوان، اهداف فردی و اجتماعی، راهبردها و سیاستگذاریها و سیستمهای نظارت و کنترل، مطالعه و بررسی گردد. به علاوه به نقش عوامل مؤثری مانند رشد علمی و فنآوری، توسعه و رشد اقتصادی، صنعتی و اجتماعی و آثار آن بر مسائل فرهنگی توجه شود. تا نقاط ضعف و قوت مشخص گردد و در هر زمینه برای برطرف کردن نقاط ضعف، برنامههای راهبردی تنظیم و اجرا شود.
عوامل دیگری که در این زمینه باید بحث و بررسی شوند عبارتند از:
1. بررسی نظام ارزشی و باورهای فکری و اعتقادی؛
2. بررسی برداشتهای انحرافی از انتظار فرج و درک نادرست از آن؛
3. بررسی ساختار و زيرساختهای مورد نیاز سازمانی برای آمادهسازي زمینههای ظهور؛
4. بررسی فرهنگ و محیط سازمانی در قوای سهگانه در این زمینه؛
5. بررسی انگيزهها و عزم ملی؛
6. بررسی اهداف و راهبردهای تدوین شده؛
7. بررسی سیستمهای نظارت و کنترل؛
8. بررسی سطح تربيت و آموزش نيروهاي انساني خلاق(پرورش نيروي انساني)؛
9. بررسی ميزان توجه به انديشه آمادهسازي زمینههای ظهور؛
10. بررسی سطح بودجه و منابع تخصیص داده شده در این زمینه؛
11. بررسی میزان توجه به تحقيق و توسعه و فنآوری در این زمینه؛
12. ميزان همآهنگي بین وزارتخانهها و قوای سهگانه؛
13. ميزان توانمندي درک، جذب و هضم معرفت مهدویت؛
14. میزان قابليت اصلاح خود و جامعه؛
15. بررسی دیدگاه ادیان و فرهنگها به مهدویت و انتظار.
مسئله مهدویت و انتظار، جنبههای مختلف اجتماعی، روانشناختی، تاریخی، فلسفی، تربیتی و اعتقادی دارد و از دیدگاهها و زوایای مختلف بررسی شده است. یکی از اهداف جامعه مهدوی، عدالت فردی و اجتماعی است. عدالت یکی از واژههایی است که بشر همیشه با آن انس داشته و در آرزوی تحقق آن بوده است. به همین دلیل، ادیان بزرگ و مکاتب مختلف شعار برقراری عدالت اجتماعی را میدهند. عدالت مهدوی همان عدالت انبیا و اولیاست؛ زیرا مهدی(عج)، وارث آدم، نوح، ابراهیم(ع) و محمد(ص) و یازده امام معصوم(ع) است.
در حکومت مهدوی، عدالت جنبههای مختلفی دارد که شامل ابعاد مختلف فرهنگی(توزیع عادلانه منابع در مسائل آموزشی و پرورشی)، اجتماعی(توزیع عادلانه مناسبات اجتماعی)، اقتصادی(توزیع عادلانه ثروت، منابع و امکانات، رفع فقر و تبعیض)، سیاسی(توزیع عادلانه مسئولیتها، اختیارات و قدرت)، قضایی(برخورد یکسان با افراد جامعه در برابر قانون)، اطلاعاتی(اطلاعرسانی و توزیع عادلانه اطلاعات) است و تحقق آن به بسترسازی نیاز دارد. برای بسترسازی و ایجاد آمادگی برای ظهور منجی جهان، دو نوع مسئولیت وجود دارد. یکی مسئولیتهای فردی است که انسان معتقد و منتظر بر عهده دارد.
این مسئولیت، مکان و زمان نمیشناسد و هر فرد منتظر در هر نظامی که باشد، باید خود را در هر لحظه آماده نگه دارد و بکوشد جامعه خود را نیز آماده کند. مسئولیت دوم، مسئولیت نظام و حکومتی است که توانسته بر نظام استکبار خارجی و استبداد داخلی چیده شود و نظام اسلامی را ایجاد کند. نظام اسلامی برای آمادهسازی شرایط ظهور باید برنامه راهبردی دقیق و مشخص داشته باشد. به طور کلی، برنامه یا طرح راهبردی آمادهسازی شرایط ظهور از پنج مرحله تشکیل میشود. در مرحله اول، مشخص کردن نظام ارزشهای اعتقادی، معیارها و شاخصهای آن است که در شمار اعتقادات و باورهای یک جامعه درآمده است و جهت حرکت آن را مشخص میکند و به آن اعتماد به نفس میدهد. مرحله دوم، بررسی و تجزیه و تحلیل آمادهسازی شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتیجه آن، نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدها مشخص میشود.
مرحله سوم، تعیین اهداف، راهبردها و سیاستگذاریهای مورد نیاز کشور در زمینه آمادهسازی شرایط ظهور در چارچوب ارزشها و باورهاست. در این مرحله، اهداف، راهبردها و سیاستگذاریها در چارچوب ارزشها و باورها به صورت شفاف تدوین و مشخص میشود. در مرحله چهارم، اجرای راهبردها و سیاستگذاریهای تدوین شده است. در این مرحله، برنامههای مختلفی جهت تحقق اهداف و راهبردها، تهیه و بودجه مورد نیاز و دستورالعملهای اجرایی فراهم میشود. مرحله پنجم، نظارت همیشگی بر اجرای دقیق طرح آمادهسازی شرایط ظهور است. در این مقاله، پنج مرحله یاد شده بررسی و پیشنهادهای لازم در این زمینه بیان میشود.
مقدمه
امروزه مسئولان، برنامهريزان، سیاستمداران و پژوهشگران عزیز، برای ایجاد بستری مناسب در جهت توسعه همآهنگ و پایدار آمادهسازي مقدمات ظهور در چارچوب ارزشهاي اعتقادی و باورهاي اسلامی، مسئولیت خطیری به عهده دارند. ارتقاي فرهنگ و دانش و معرفت افراد جامعه و داشتن برنامه راهبردی مدون برای آمادهسازي این شرایط دغدغه اصلی پرچمداران این حرکت است. آنها میخواهند به این حرکت سرعت دهند تا جامعه اسلامی را به بالاترین قلههاي عزت و کمال برسانند. این حرکت لازم است در چارچوب ارزشها و معیارهاي اسلامی و در مسیری باشد که به ظهور حضرت مهدی(عج) بینجامد. یافتن راهکارهای مناسب برای آمادهسازي زمینههای ظهور از تلاشهای مؤثر پژوهشگران نظام اسلامی به شمار میآید. همچنين مشخص کردن معیارها و ارزشها، اهداف، سیاستگذاریها و برنامهريزيهاي دقیق در این زمینه ضروری است.
شهید مطهری در کتاب عدل الهی برای ساختن جهانی بهتر اعتقاد دارد که حتماً باید از اندیشههای محدود و فکرهای کودکانهای که لایق زندگی محدود است، صرفنظر کنیم و به طرحی وسیع و بزرگ بیندیشیم. به قول حافظ، «فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.» این کار مهندسی، آسان نیست. بنابراین، باید از تمام علوم و فنون، هنر و ادبیات، علم و فنآوری برای این کار استفاده نمود. در این زمینه هر علم یا فنونی که جامعه به آن نیاز داشته باشد، ضروری است و جزء علوم و فنون مفروضه اسلامی و واجب کفایی قرار ميگیرد.
در این زمینه، سه تا هشت عامل مؤثر و ابعاد مختلف مدیریت توسعه منابع انسانی، علمی و تکنولوژی از جمله فنآوری اطلاعات در دانشگاهها و مراکز پژوهشی در نظام اسلامی بحث و بررسی شد. به طور کلی طرح آمادهسازي مقدمات ظهور، برنامهای راهبردی است. پس مانند هر طرح راهبردی ديگر، به نظام ارزشهاي اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. برای تدوین و اجرای این طرح راهبردی، لازم است به اختصار، به حرکت عدالتخواهي و ظلمستيزي در طول تاریخ بپردازیم.
عدالتخواهي و ظلمستيزي، جریانی پیوسته در تاریخ است. حوادث متفرقهاي نیست که مثلاً ناگهان ابراهیم به بتشکنی برخیزد و موسی در مقابل فرعونیان قرار گیرد. مبارزه برای آزادی و عدالت مانند رودخانهاي است که در بستر زمان جریان دارد. این نهضت از حضرت ابراهیم(ع) تا قیام حضرت مهدی(عج) ادامه دارد و در آخرالزمان قطعاً پیروز خواهد شد. ادیان دیگر نیز همگی برای ریشهکن شدن ظلم و ستم و استقرار عدالت منتظر منجی هستند. این انقلاب بزرگ در نتیجه یک سری انقلابهاي عدالتخواهي و ظلمستيزي علیه تمام اشکال استضعاف است. فراهم کردن زمینه برای ظهور رهبر، اصلی برای تحقق قسط و عدل و نابودی ظلم و ستم به شمار میآید. این مسئله، بزرگترین مسئولیت منتظران است.
به طور کلی تاکنون دو جریان بزرگ اجتماعی در طول تاریخ وجود داشته: اول، جریان جنبش و تلاش کسانی بوده که توقف ظلم و تجاوز و بيعدالتی را میخواستهاند و به عدالت و وحدت و برابری انسانها اعتقاد داشتهاند؛ دوم، تلاش صاحبان زر و زور و تزویر که حفظ نظام طبقاتی و برتری و تبعیض نژادی و بیعدالتی و روابط استثماری را خواهانند.
به تأیید قرآن، جوامع بشری ابتدا بر وحدت و برابری استوار بودهاند: (وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ)؛ و مردم جز یک امت نبودند؛ پس اختلاف پیدا کردند.
در جای دیگر ميفرماید: (بعَثَ اللّهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ)؛ پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت ، و با آنان، كتاب (خود) را بحق فرو فرستاد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند.
همچنین در جای دیگر ميفرماید: (وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)؛ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم.
بنابراین روزی خواهد رسید که مستضعفان بیدار میشوند و ظلم و ستم را درهم میکوبند و قدرت را در رکاب منجی موعود(عج) به دست خواهند گرفت. قرآن ميفرماید: (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)؛ در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند.
سرنوشت قوم یا ملت، به تغییر و تحول خود آنها بستگی دارد. بنابراین، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نميدهد مگر آنکه تکتک آن قوم تغییر و تحول اساسی را در خود ایجاد نمایند. به طور کلی محرومان و مستضعفان به دو گروه اصلی تقسیم ميشوند: یکی ضعفا که آیات و بینات را دریافت میکنند و آگاهانه به جناح ظلم و استکبار روی ميآورند و تمکین مينمایند؛ دوم، مستضعفان آگاه و انقلابی که برای استقرار عدل و قسط مبارزه ميکنند و در نهایت، بیشتر مردم به آنها ميپیوندند. این مستضعفان دارای ویژگیهاي ذیل هستند:
1. اعتقاد به نظام یکتاپرستی و برابری انسانها و نفی نظام شرک و کفر؛
2. مدافع آزادی افراد و جامعه و پاسدار قسط و عدل؛
3. شناخت از خود و خداوند و درک مسئولیتهای خویش؛
4. شناخت نظام جایگزینی که بر پایه قسط و عدل بنا شود؛
5. شناخت از ظلم، استکبار، استعمار، استثمار و استبداد در اشکال مختلف آن؛
6. اعتراض به نظام حاکم استکباری، استبدادی و مقاومت همهجانبه؛
7. تحت تعقیب دشمن قرار گرفتن؛
8. در اقلیت بودن و نداشتن پایگاه در ابتدای نهضت؛
9. نداشتن امکانات داخلی و خارجی در ابتداي حرکت.
رهبران و مستضعفان مبارز، یا شهید و تبعید ميشوند و یا به زندان ميافتند و یا آنکه بر اثر مبارزه، از بند ظلم و بيعدالتی رهایی ميیابند. تاریخ زندگی انبیاي الهی و امامان شیعه و نهضتهای اسلامی در گذشته و حال، گواه این مسئله است.
برای آمادهسازي زمینههای ظهور لازم است نظام و ویژگیهای جبهه باطل نیز شناخته شود. این ویژگیها عبارتند از:
1. نظام طاغوت
قرآن میفرماید: (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)؛ فرعون در سرزمين (مصر) سر برافراشت و مردم آن را طبقهطبقه ساخت؛ طبقهاى از آنان را زبون مىداشت، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى بهرهكشى) زنده بر جاى مىگذاشت؛ همانا وى از فسادكاران بود.
فرعون رژیمی فزونطلب، تجاوزگر و نامشروعی داشت، که نابودکردن انسانها برنامه آن بود و برای برجا ماندن رژیمش، از جاسوسی و تفتیش عقاید و زندان و شکنجه گرفته تا نابودی انسانها بهره ميبرد.
2. استعلام(برتریجویی بر مردمان)
قرآن میفرماید: (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ)؛ فرعون در سرزمین (مصر) سر برافراشت.
3. استعباد(برده ساختن انسانها برای بهرهکشی)
قرآن در این زمینه میفرماید: (وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَي أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ)؛ و (آيا) اينكه فرزندان اسرائيل را بندة (خود) ساختهاى نعمتى است كه منّتش را بر من مىنهى؟
4. استضعاف
(إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ)؛ فرعون در سرزمين (مصر) سر برافراشت و مردم آن را طبقهطبقه ساخت؛ طبقهاى از آنان را زبون مىداشت؛ پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى بهرهكشى) زنده بر جاى مىگذاشت؛ همانا وى از فسادكاران بود.
5. ارتجاع
(وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ)؛ و بدينگونه در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهندهاى نفرستاديم مگر آنكه افراد خوشگذران آن گفتند: ما پدران خود را بر آيينى (و راهى) يافتهايم و ما از پى ايشان راهسپريم.
6. اسراف
(إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ)؛ در حقيقت، فرعون در آن سرزمين برترىجوى و از اسرافكاران بود.
7. تکذیب
انکار و تکذیب پیامهای الهی و قوانین مسلم تاریخ و سنتهای، الهی از صفات شاخص طبقه ستمگر و متجاوز است.
8. فساد
فرعون و ستمگران نه تنها خود تجسم عینی فسادند، بلکه فساد را در جامعه ترویج ميدهند.
9. مترفین و ملأ
(وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ)؛ و (ما) در هيچ شهرى هشدار دهندهاى نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهايد كافريم.
قرآن طبقه مرفه و ثروتمند و سرمایهداران بيدرد جامعه و اشراف و قدرتمندان را در رأس و در صف مقدم جبهه باطل قرار ميدهد. انگیزه و دشمنی این گروه با انبیا و مردم را حفظ و دفاع از ثروت و امتیازاتی ميداند که از راه ستم و تجاوز به دست آمده است. قرآن ميفرماید: (وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْيي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ)؛ و سران قوم فرعون گفتند: آيا موسى و قومش را رها مىكنى تا در اين سرزمين فساد كنند و (موسى) تو و خدايانت را رها كند؟ (فرعون) گفت: به زودى پسرانشان را مىكشيم و زنانشان را زنده نگاه مىداريم و ما بر آنان مسلطيم.
ملأ یعنی بزرگان قوم در نظام طاغوتی که به جز طرفداری از آن نظام هنری ندارند و به آن وفادارند و با این کار ثروت زیادی را تصاحب مينمایند. ملأ در نظام طاغوتی در دو چهره اقتصادی و دیوانسالاری دیده ميشود. قارون نماینده قدرت اقتصادی وابسته به نظام طاغوتی و هامان نماینده سیستم اجرایی و دیوانسالاری این نظام بود.
در جنگ بین این دو جریان(حق و باطل)، سرانجام وعده خدا به مسلمانان و محرومان تحقق خواهد یافت و منجی عالم و یاران منتظرش جامعهاي بر اساس قسط و عدال ایجاد خواهند کرد. او برترین حیاتبخشی است که آرزوی تمام انبیا و اوصیا را محقق خواهد ساخت؛ عقلهای بهخوابرفته را بیدار خواهد نمود و زمین را حیات داده، استعدادها را در عمق وجود انسانها استخراج و شکوفا خواهد کرد. در آن زمان اکثر اهلکتاب اسلام ميآورند. آیتالله مکارم شیرازی در این زمینه مينویسد: با توجه به اینکه در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباطجمعی در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به اینکه اسلام راستین با حذف پیرایهها، کشش و جاذبهاي فوقالعاده دارد، به خوبی ميتوان پیشبینی کرد که اسلام با تبلیغ منطقی و پیگیری، از طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملی ميگردد.
فرهنگ انتظار و مهدویت
فرهنگ انتظار و مهدویت اقیانوس بیکرانی است که هر معتقد به امام قائم(عج) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده از آن برداشت ميکند؛ نگرشی درست به ظهور منجی موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام(ص) و درک صحیح از معیارها، ارزشها و مسئولیتها و احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح خود و جامعه است؛ رابطهاي قوی و پایدار بر اساس رابطه ولایی، بین انسان و امام عصر(عج) ایجاد ميکند. فرهنگ انتظار، حرکتآفرین، امیدبخش، تلاشآور و نشاطآور است و تمام ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، یأس و نومیدی و خستگی و پوچگرایی را از بین ميبرد؛ فرهنگ حرکت و تلاش در جهت زمينهسازي ظهور منجی موعود است؛ فرهنگ رویش و پویش و دریچهاي به جهان آینده و راه نجات فردی و اجتماعی از بنبستها و گرفتاریهاي جسمی و روحی به شمار میآید؛ مولد تلاش و حرکت به سوی آینده روشن و بهتر است.
فرهنگ مهدویت زیربنای ایجاد نظم عادلانه جهانی در پرتو انسان کامل و رهبری معصوم به شمار میآید و انسانها و جامعه را در برابر تمام بیماریهای فکری و روحی بیمه میکند؛ فرهنگ مهدویت در پیشگیری بنیادی از تهاجم فرهنگی نقش اساسی دارد و تمام کمبودها را جبران میکند و تمام موانع را برمیدارد و سکوی پرواز به جهانی آزاد و بهتر است. این فرهنگ انسان و جامعه را برای تحقق جامعه مهدوی آماده میسازد و فرهنگ اصلاح خود و جامعه، آمادگی برای ایثار و تسلیم فرمان مولای خود شدن است؛ فرهنگ اندیشه، طرح و عمل، تزکیه، عشق، حرکت، جهاد و شهادت به شمار میآید.
منتظر، انسان مسلمان متعهدی است که هر لحظه انفجار قطعی نظامهاي ضدانسانی را انتظار میکشد و همواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی و بدر دومی آماده میکند که با شمشیر علی(ع) و زره پیغمبر(ص) و به دست فرزند این دو برپا ميشود. فرهنگ انتظار و مهدویت، فرهنگ تلاش مستمر، بابرنامه و خستگیناپذیر و حرکت در مسیری هدفمند است و به طور منظم برای شناخت ارزشها و باورها و مشخصکردن اهداف، سیاستگذاریها، برنامهريزيها و اجرای آنها همراه با نظارت و کنترل تلاش میکند و زمینههای ظهور منجی عالم و رشد و تکامل پایدار انسان و جامعه را فراهم میسازد.
برای زمينهسازي تغییر و تحولات فردی و اجتماعی، لازم است اقدامات مختلفی انجام شود؛ از جمله:
1. درک و شناخت امام و نیاز مبرم به او و درک حق ولایت او؛
2. داشتن عشق و محبت به امام؛
3. پذیرش ولایت و سرپرستی و حاکمیت و پیشوایی امام؛
4. بستن عهد و پیمان با امام؛
5. اطاعت و تبعیت از امام؛
6. شناخت و اطاعت از ولیفقیه و قیام علیه ستم و استقرار نظام اسلامی.
انسان با طی این مراحل، آمادگیهاي فکری و روحی لازم را پیدا ميکند و ميتواند هدفمند و بر اساس طرح راهبردی طولانیمدت برای آمادهسازي زمینههای ظهور حرکت نماید و مقدمات لازم را برای حکومت جهانی مهدی موعود(عج) آماده سازد.
آیتالله مکارم شیرازی، چند آمادگی را برای پذیرای چنان حکومتی، ضروری میدانند:
1. آمادگی فکری و فرهنگی(سطح فکری و فرهنگی مردم جهان چنان بالا رود که بدانند مسئله نژاد، مرزهای جغرافیایی، تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نميتوانند بشر را از هم جدا سازند)؛
2. آمادگی اجتماعی(مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته و مأیوس شوند)؛
3. آمادگی تکنولوژی و ارتباطی(وجود فنآوری نه تنها مزاحم حکومت جهانی عادلانه نیست، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد)؛
4. آمادگیهای فردی(حکومت جهانی قبل از هر چیزی به مؤمنان کوشا و باارزش نیاز دارد تا بتوانند مسئولیت چنان اصلاحات عظیمی را به دوش گیرند).
با توجه به این موارد، برای آمادهسازي زمینههای ظهور، به برنامهای منظم و راهبردی نیاز است که در آن اهداف، مسیر حرکت و راهبردها، سیاستگذاریها و برنامهريزيها در آن مشخص شده باشد و در مرحله اجرا به تخصیص منابع، نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیتها نیاز دارد. این برنامه راهبردی از چند مرحله ذیل تشکیل ميشود:
1. بررسی نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزشها؛
2. بررسي وضعيت فعلي در داخل و خارج از کشور؛
3. بررسي فرصتها و تهديدها و نقاط ضعف و قوت؛
4. مشخصکردن اهداف کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت، مانند قسط و عدل، ظلمستيزي و... ؛
5. تدوين راهبرد طولانیمدت در زمینه قسط و عدل و ظلمستيزي؛
6. تدوين سياستهاي مورد نیاز بر اساس اهداف و راهبرد تعيينشده؛
7. تهيه برنامههاي کوتاه و میانمدت و تخصيص منابع و بودجه؛
8. نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیتها در این زمینه؛
9. در نظر گرفتن عوامل مؤثر در این جهت.
ابتدا باید تصمیمگیریهای راهبردی صورت گیرد تا در زمینههای مختلف فرهنگی، علمی، آموزشی، تحقیقاتی، هنری، ورزشی، اقتصادی، اجتماعی، صنعتی و تکنولوژی، ما را به زمینههای مورد نیاز برای ظهور منجی عالم نزدیک نماید.
مدل پیشنهادی برای تدوین و اجرای راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
در زمان غیبت صغرا، برنامه و ساختاری حسابشده تهیه و اجرا شد تا شیعیان در دورترین نقاط جهان مانند ایران، مصر، عراق، مراکش، شمال افریقا و جزیرةالعرب از طریق وکیلانی معتقد که در شبکه ارتباطی مخفیای فعالیت ميکردند، مسائل خود را با نایب خاص امام در میان بگذارند. نایبان چهارگانه با همکاری دستیاران و وکیلان خود، جامعه شیعه را در جهت اهداف اسلامی هدایت ميکردند. نایبان توانستند راه ارتباطی مؤثر و مطمئنی بین نقاط شیعهنشین ایجاد نمایند که برای حفظ سازمان رهبری در جهان تشیع سرنوشتساز بود. این برنامه ذهن شیعیان را برای پذیرش اصل غیبت آماده نمود. در آن زمان نایبان چهارگانه رهبران و کارگزاران جامعه شیعه به شمار میآمدند که امام زمان(عج) آنها را به طور مستقیم انتخاب کرده بودند. شیعیان به وسیله این شبکه پنهانی با مرکز رهبری در بغداد و یا سامرا ارتباط برقرار ميکردند.
در زمان غیبت کبرا نیز برای آماده کردن زمینههای ظهور، به طرح یا راهبردی کلی نیاز است تا به صورت منسجم و منظم، تمام بخشهاي مختلف فرهنگی، هنری، آموزشی، پژوهشی، علمی، تکنولوژی، صنعتی، کشاورزي و خدمات را برای اهداف تدوین شده در این مسیر هدایت نماید. استقرار عدالت و گسترش آن تنها با دگرگونی ارزشها و معیارها و تغییر در تمایلات مردم کافی نیست، بلکه به برنامهای راهبردی و ساختاری مناسب نیاز دارد. این برنامه باید ویژگیهایی داشته باشد که در طول زمان ارزیابی گردد تا اشکالاتش برطرف شود؛ به صورتی که در نهایت گنجایش عدالت مهدوی را داشته باشد.
شناخت نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزشها
برای مشخص کردن اهداف و تدوین و اجرای راهبردها و برنامهريزيهای مورد نیاز، قبل از هر کار باید جهانبيني، اعتقادات، معیارها و ارزشها بر اساس اصول قرآنی و سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع)، ارزیابی و پالایش شود؛ زیرا هر کس بر اساس جهانبینی و عقاید خود به مسائل نگاه ميکند و سیاستگذاریهايی را برای رسیدن به اهداف آتی در زندگی فردی و اجتماعی در نظر ميگیرد. در واقع بر اساس جهانبيني و اعتقادات، مسئولیتهای هر کس مشخص ميشود. بنابراین، برای شکلگیری معیارها و ارزشها در انسان، باید از قرآن و سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) الگو گرفت و ابتدا خود را پالایش کرد و از صحت جهانبيني، اعتقادات، معیارها و ارزشهای خود مطمئن شد.
جامعه مهدوی باور و افق آینده انقلاب ماست. برای بیدارکردن اندیشهها و تبیین راه نجات از ظلم و بيعدالتی، به جهاد و ازخودگذشتگی و گسترش امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل نهضتهای عدالتخواهي و ظلمستيزي نیازمندیم. برای انجام دادن این امر مهم، باید بدانیم که برای تضمین عدالتپروری، به انسانهاي عدالتپیشه و عدالتمدار نیاز است. این اصل قرآنی (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) نشان ميدهد تا انسانها از درون متحول نگردند و ریشههای ستمگری در خودشان خشکانده نشود، عدالتپروری و عدالتگستری ناممکن و غیرعملی است. این آیه به زمینههای فردی و اجتماعی اشاره مينماید.
دولت باید برای ترویج فرهنگ مهدویت و آمادهسازي مقدمات ظهور در تمام زمینهها برنامه راهبردی داشته باشد و بسترهای مورد نیاز را فراهم نماید. همچنين باید فرهنگ سختکوشی و پیروی بيقید و شرط از امام معصوم و ولیفقیه، حمایت و ترویج شود. این مسئله در جامعه باید به خوبی درک شود که قیام امام بر اساس حق و برای تحقق قسط، احیای عدل، نابودی ظلم و استکبار و نفی تحریفها و کژرویهاست. با بسترسازی و تعمیق و گسترش فرهنگ مهدویت، ميتوان نزدیکی و ارتباط مؤثر و سازندهاي بین ادیان مختلف و مذاهب اسلامی ایجاد نمود. با ایجاد نهضت عدالتخواهي و ظلمستيزي، ميتوان در مسیری حرکت نمود و موقعیتی ایجاد کرد که در نهایت به ظهور منجی عالم بینجامد. برای اینکار باید طرح و برنامه داشت و برای تحقق قسط و عدل و جلوگیری از تبعیض و بيعدالتی کوشید و قوانین لازم را تدوین و اجرا نمود.
همچنين برای افزایش یکدلی و یکپارچگی نظام اسلامی و افزایش عزم ملی باید بسترسازی کرد. تمام فعالیتهای قوای سهگانه در نظام اسلامی نیز باید برای ایجاد زمینههای ظهور، همآهنگ و یکپارچه شود. برای اینکار لازم است تا فرهنگ معرفت امام و اطاعت از او و ولیفقیه ترویج گردد. همچنين فرهنگ جهاد، انفاق، ایثار، شهادت و سادهزیستن از مدیران ارشد جامعه اسلامی شروع شود. بهعلاوه از یک طرف فرهنگ عشق و محبت به محرومان و مستضعفان و فروتنی در مقابل آنها گسترش یابد و از طرف دیگر فرهنگ مقاومت در مقابل ظلم و بيعدالتی تشویق گردد. برای امیدوار نگهداشتن انسانها و از بین بردن ناامیدی در آنها، باید مسئولان نظام اسلامی با تدوین و اجرای برنامههای راهبردی تلاش نمایند تا مشکلات را حل نمایند و فرهنگ عشق به قرآن و پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) را گسترش دهند و قسط و عدالت نسبی را در جامعه برقرار سازند.
بررسی وضعیت آمادهسازي زمینههای ظهور
در شکل(2) وضعیت نظام جمهوری اسلامی از نظر داخلی و خارجی نشان داده شده است. طبق این شکل اوضاع خارجی در جهان اسلام و در کل جهان باید بررسی شود. موقعیت خارجی نظام جمهوری اسلامی از نظر اعتقاد مردم جهان و ادیان و مذاهب مختلف اسلامی به منجی موعود، ارتباط علوم انسانی مانند انسانشناسی و جامعهشناسی، تعلیم و تربیت با منجیگرایی، ارتباط فرهنگ و سنت و مدرنیته با منجیگرایی، و همچنين ارتباط مسائلی مانند سیاست، حقوق، لیبرالیسم، دموکراسی و آزادی و حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی با منجیگرایی باید به دقت بحث و بررسی گردد و تهدیدها و فرصتها مشخص شود.
در بررسی وضعیت داخلی، لازم است مواردی مانند ساختار نظام اسلامی، منابع و امکانات ملی، منابع انسانی، نظام آموزش و پرورش، آموزش عالی، فرهنگ و هنر، وضعیت اقتصادی، سیاسی، حقوقی، صنعتی، اطلاعاتی و زیستمحیطی، بر اساس معیارهای قرآنی و عدالت اجتماعی بررسی شود. همچنين باید وضعیت باورها و ارزشها، ساختار روحی، فکری و مذهبی افراد به خصوص نسل جوان، اهداف فردی و اجتماعی، راهبردها و سیاستگذاریها و سیستمهای نظارت و کنترل، مطالعه و بررسی گردد. به علاوه به نقش عوامل مؤثری مانند رشد علمی و فنآوری، توسعه و رشد اقتصادی، صنعتی و اجتماعی و آثار آن بر مسائل فرهنگی توجه شود. تا نقاط ضعف و قوت مشخص گردد و در هر زمینه برای برطرف کردن نقاط ضعف، برنامههای راهبردی تنظیم و اجرا شود.
عوامل دیگری که در این زمینه باید بحث و بررسی شوند عبارتند از:
1. بررسی نظام ارزشی و باورهای فکری و اعتقادی؛
2. بررسی برداشتهای انحرافی از انتظار فرج و درک نادرست از آن؛
3. بررسی ساختار و زيرساختهای مورد نیاز سازمانی برای آمادهسازي زمینههای ظهور؛
4. بررسی فرهنگ و محیط سازمانی در قوای سهگانه در این زمینه؛
5. بررسی انگيزهها و عزم ملی؛
6. بررسی اهداف و راهبردهای تدوین شده؛
7. بررسی سیستمهای نظارت و کنترل؛
8. بررسی سطح تربيت و آموزش نيروهاي انساني خلاق(پرورش نيروي انساني)؛
9. بررسی ميزان توجه به انديشه آمادهسازي زمینههای ظهور؛
10. بررسی سطح بودجه و منابع تخصیص داده شده در این زمینه؛
11. بررسی میزان توجه به تحقيق و توسعه و فنآوری در این زمینه؛
12. ميزان همآهنگي بین وزارتخانهها و قوای سهگانه؛
13. ميزان توانمندي درک، جذب و هضم معرفت مهدویت؛
14. میزان قابليت اصلاح خود و جامعه؛
15. بررسی دیدگاه ادیان و فرهنگها به مهدویت و انتظار.


