اهداف دولت زمینهساز ظهور(بخش دوم)
مریم کریمی تبار
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
3. توانمندی و عدم وابستگی
از اهداف مهمی که دولت اسلامی باید آن را دنبال کند، رسیدن به توانمندی در عرصههای مختلف اقتصادی، نظامی، علمی و سیاسی است. دولت توانمند و قدرتمند، همواره در جامعه جهانی تأثیر میگذارد و از عهده زمینهسازی برای حکومت جهانی میتواند برآید. از آنسو، دولت ضعیف و وابسته که مجبور است برای حفظ موجودیت و منافع خود در مقابل خواست بیگانگان منفعل عمل کند، آرمانهای اسلامی را نمیتواند پاس دارد و آنها را در سطح جهان تبلیغ نماید. بنابراین، شرط اساسی زمینهسازی برای انقلاب جهانی، اقتدار و عدم وابستگی است.
دولت اسلامی در بُعد توانمندی اقتصادی باید بکوشد از هر راه به مکنت و اقتدار اقتصادی دست یازد؛ چراکه حفظ استقلال و آزادی و عزت در عرصه داخلی و بینالمللی و نیز حفظ دین و فرهنگ دینی و گسترش و تبلیغ آرمانهای اسلامی و انسانی در گرو قدرت مالی و اقتصادی است. قرآن کریم نیز مال را مایه قوام و سر پا ماندن حیات فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... برشمرده است، آنجا که میفرماید: «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِياماً...»؛
اموال خود را که خداوند وسیله برپای مانی زندگی شما قرار داده است، به دست سفیهان نسپارید.
پس دولت اسلامی و مجریان امر باید فراوان بکوشند تا با رسیدن به استقلال اقتصادی و خودکفایی در عرصههای مختلف، کشوری مقتدر و متمکن بسازند.
در بُعد توانمندی دفاعی و نظامی نیز دولت اسلامی باید به چنین قدرتی دست یابد که بتواند در مقابل دشمنان خدا و دشمنان اسلام بایستد. اسلام، مسلمانان را به داشتن قدرت و نیروی بازدارنده جنگی، نه به انگیزه کشورگشایی و غارت و چپاول ثروتهای ملل دیگر، بلکه به منظور جلوگیری از تجاوز سلطهجویان و جهانخواران و ایجاد ترس و هراس در دل دشمنان و به تعبیر قرآن، نیفتادن در «فتنه» ترغیب کرده است.
قرآن کریم در اینباره میفرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه»؛ و با آنان بجنگید تا فتنهای بر جای نماند و دین یکسره از آنِ خدا گردد.
آیه زیر نیز به روشنی و با بیان سیال و سازگار با هر زمان و مکان، ضرورت توانمندی نظامی جامعه ایمانی را باز میگوید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ و در برابر آنها تا میتوانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود و جز آنها را که شما نمیشناسید و خدا میشناسد، بترسانید.
و سرانجام درباره توانمندی علمی باید گفت که در پرتو تلاشها و اقدامات و حمایتهای حکومت اسلامی و در راستای زمینهسازی برای انقلاب جهانی امام مهدی(عج)، لازم است تحول و پیشرفت عظیم علمی صورت پذیرد و آگاهانی تربیت شوند که به تمام مکاتب فکری زنده و مبانی ایدئولوژیک آن آگاه باشند و در همه عرصهها و در برابر پیدایی هر فکر، کشف و نظریهای، دیدگاه دینی را بیان کنند و برتری حقایق و آموزههای دین و حقیقت تفکر دینی را روشن نمایند: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ ...»؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با انسانها به نیکوترین روش استدلال کن...
که اگر جز این باشد، مصداق آیه زیر و همانندهای آن خواهد بود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيطَانٍ مَّرِيدٍ»؛
گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانش، به گفتوگو درباره خدا پرداخته و از هر شیطان سرکشی پیروی میکنند.
تأکیدهای امامان معصوم(ع)، بر لزوم مناظره مذهبی و اعتقادی خبرگان و کسب چیرگی در این کار نیز باید از همین منظر نگریسته شود و برای همگان به ویژه پژوهندگان علمی، آویزه گوش و سرمشقی بزرگ باشد.
امام راحل(ره) نیز بر اصل استقلال و عدم وابستگی، بسیار پای میفشردند و این اصل را وظیفه و هدف همه حکومتهای اسلامی و منتظران واقعی ترسیم مینمودند و عدول از آن را به منزله شکست اسلام و خیانت به آن میدانستند. ایشان در اینباره میفرمودند: شعار «نه شرقی، نه غربی» ما شعار اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم کننده سیاست واقعی عدم تعهد کشورهای اسلامی و کشورهایی است که در آینده نزدیک و به یاری خدا، اسلام را به عنوان تنها مکتب نجاتبخش بشریت میپذیرند و ذرهای هم از این سیاست عدول نخواهد شد و کشورهای اسلامی و مردم مسلمان جهان باید نه وابسته به غرب و اروپا و امریکا و نه وابسته به شرق و شوروی باشند که انشاءالله به خدا و رسول خدا و امام زمان وابستهاند. و به طور قطع و یقین پشت کردن به این سیاست بینالمللی اسلام پشت کردن به آرمان مکتب اسلام و خیانت به رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع) است و نهایتاً مرگ کشور و ملت ما و تمامی کشورهای اسلامی است. و کسی گمان نکند که این شعار، شعار مقطعی است که این سیاست ملاک ابدی مردم ما و جمهوری اسلامی ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است؛ چراکه شرط ورود به صراط حق، برائت و دوری از صراط گمراهان است که در همه سطوح و جوامع اسلامی باید پیاده شود.
4. مبارزه با فساد و احیای اخلاق اسلامی
وجود انواع مفاسد اخلاقی، انحرافات و کژرویهای عقیدتی، فرهنگی و اجتماعی، افزایش فساد سیاسی و اقتصادی، کمفروغی اخلاق و معنویت، گسترش ظلم و بیعدالتی، افزایش شهوترانی و هوسبازی و جهالت و دینگریزی از جمله نابسامانیهایی به شمار میرود که در جهان امروز انکارناپذیر است. همه این کاستیها و کژیها بر اثر تبلیغات فریبنده شیطانصفتان، به تدریج رنگ ارزش و تمدن به خود گرفته است، به گونهای که ارزشهای اسلامی و فضایل و محاسن اخلاقی به حاشیه رانده شده و جهان روز به روز به سمت تباهی و فساد پیش میرود و از کمال و سعادت واقعی و تکامل انسانی دور میشود.
در حالی که این وضع درست در مقابل هدف آفرینش انسان است؛ چراکه هدف آفرینش انسان رسیدن به کمال واقعی است و کمال و سعادت واقعی نیز در عبادت و عبودیت و حرکت به سوی خدا و رسیدن به او محقق میشود. قرآن کریم این هدف را برای کاروان بشری چنین ترسیم فرموده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنسَ إِلاَّ لِيعْبُدُونِ»؛
و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.
رسیدن به این هدف مستلزم پرورش فضایل اخلاقی، سبقت به سوی نیکیها و اعمال صالح و پرستش و عبادت و عدالت و تقواست. پیامبران و امامان نیز مردم را به سوی این فضایل دعوت کردهاند. بنابر روایات، اصلاح مردم و تغییر بنیادین رفتارها و گفتارهای غیراخلاقی آنها از مهمترین اقدامات دولت مهدوی است.
در پرتو آموزههای روشن اسلام در نظام سیاسی اسلام نیز به تربیت ایمانی و روحی و رشد و تعالی اخلاقی و معنوی افراد جامعه توجه خاص شده است. در فرهنگ اسلامی، فراهم کردن ابزارهای لازم برای رسیدن به این هدف و برطرف ساختن موانع آن برعهده دولت اسلامی است؛ چراکه این امر بر اثر بهبودی وضع اجتماع حاصل میشود و محیط ناسالم و فاسد اجتماعی زمینه مساعدی برای رسیدن به کمالات و ارزشهای عالی نیست. از سوی دیگر، باورها و اخلاق مردم تأثیر مستقیمی در رفتار اجتماعی آنها دارد. برای نمونه، اعتقاد به توحید یا شرک یا فضایل و رذایل اخلاقی در رفتار انسانها تأثیر دارد. لذا دولت اسلامی به اوضاع اجتماعی و باورها و اعتقادات مردم نباید بیتوجهی کند و باید در زمینه تقویت مبانی اعتقادی مردم و تربیت اخلاقی و معنوی آنها و اصلاح محیط اجتماع مسئولیت پذیرد و طرحها و برنامههایی ویژه پیش گیرد.
کارویژه چنین حکومتی، برنامهریزی صحیح جامعه در همه ابعاد و جنبهها به سمت رشد اخلاقی و فکری، تکامل معنوی و پیشرفت علمی هدایت و راهبردی است. این حکومت باید باورها و رفتارهای مردم را اصلاح نماید تا جامعه به سمت تعالی و تکامل و پیشرفت و رفاه ره یابد و عوامل سقوط و نابودی شخصیتها و موانع رشد و کمال انسانی از بین برود. از همین رو، دین مبین اسلام احکامی چون امر به معروف و نهی از منکر، حجاب و پوشش مناسب، تقوا و خویشتنداری، اجرای حدود و دیات، جلوگیری از اشاعه فحشا و ممانعت از رواج کتب و نشریات گمراه کننده را تشریع کرده است. بیگمان جامعه تنها در صورت اقامه احکام الهی از آلودگی پیراسته میشود و انسانها در پرتو آرامش روحی به سعادت و کمال انسانی ره مییابند. این اقدامات جز از حکومتی سالم و صالح و کارآمد که در مسیر فراهم آوردن شرایط و مقدمات ظهور امام عصر(عج) تلاش میکند، ساخته نیست.
5. ظلم و ستیزی و سازشناپذیری
رویارویی صریح، جدی و آشتیناپذیر با حاکمان باطل و برخورد با همه مصادیق ظلم اعم از طاغوتها و احبار و رهبان یا جهل و غرور، از جمله اهداف و ویژگیهای حکومتی است که در جهت استمرار اهداف رسالت محمدی و ولایت علوی گام برمیدارد. اسلام، ظلم و ستم را حتی بر دشمنان هم روا نمیداند. امام علی(ع) وقتی میشنود که از پای زن یهودی خلخالی را بیرون کشیدهاند، تأسف میخورد و میفرماید: «اگر بر این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و سزاوار است.»
امام حسین(ع) اصل سازشناپذیری با طاغوت و مبارزه با ظلم را از اهداف قیام خونین عاشورا برمیشمرد و میفرماید: «هیهات من الذلة» و از نخستین اقدامات امام مهدی(عج) نیز طرد همه وجوه کفر و شرک در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی و ایجاد تفکر و فرهنگ توحیدی و خارج کردن جامعه از وضعیت ظلمپذیری و خروج بر ضدّ نظام ناعادلانه کفر و استکبار خواهد بود.
دولت اسلامی در زمینه بسترسازی برای پذیرش حکومت جهانی امام مهدی(عج) نیز باید اصل ظلمستیزی و سازشناپذیری با جباران و مستکبران را نصبالعین خویش قرار دهد و در راه مبارزه با سلطه جهانخواران از هیچ اقدام مدبرانهای کوتاهی نکند. این اندیشه در آثار و سیره امام خمینی(ره) نیز به چشم میخورد. ایشان مبارزه با حکومتهای جور و ضد اسلام را تکلیف میدانست و تأکید میکرد که باید این حکومتهای جور را کنار زد و میفرمود: چنانچه نتوانستیم رضایت بر حکومت آنها و لو یک روز و لو یک ساعت، این رضایت بر ظلم است و ... و همه ما مکلفیم با این حکومتها مبارزه کنیم و هیچ عذری پذیرفته نیست.
و در جای دیگری هدف دولت زمینهساز را چنین تشریح میفرمود:
ما اگر دستمان میرسید و قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست... ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلقه حق امام زمان(عج) هموار میکنیم.
6. خدمترسانی به مردم
پرهیز از قدرتطلبی و کسب منافع شخصی و اهتمام به مسائل و مشکلات مردم جامعه و تلاش در جهت برطرف کردن آنها از جمله اهدافی است که دولتهای اسلامی نباید از آن غافل بمانند. مجریان امر حکومت باید توجه داشته باشند که برای خدمت کردن به مسلمانان و حل مشکلات آنان روی کار آمدهاند. پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) در امر حکومتشان و امامان معصوم(ع) به این نکته بسیار توجه داشتهاند، چنانکه رسول خدا(ص) میفرماید: هرکس شب را به صبح برساند و به اصلاح امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست.
بنابر روایتی از سعد بن قیس همدانی، روزی امام علی(ع) در هوای گرم کنار دیواری ایستاده بود که سعد از ایشان پرسید: چرا در این هوای گرم اینجا ایستادهاید؟ امام فرمود: «ما خرجت إلّا لاُعین مظلوماً أو اُغیث ملهوفاً؛» در این هنگام از گرمای روز از محل استراحت خارج نشدم، مگر برای اینکه مظلومی را یاری دهم و گرفتاری را پناه باشم.
خدمترسانی به مردم مسئلهای است که ارزش ذاتی دارد و همانگونه که خدمت به مؤمن ارزش فراوان دارد، خدمت به غیر مؤمن نیز از باب «الخلق عیال الله» ارزش دارد، چنانکه امام کاظم(ع) فرموده است: خداوند روی زمین مخلوقاتی دارد که برای برآوردن نیازهای مردم تلاش میکنند. ایشان در قیامت در امنیت قرار دارند.
نیز بنابر روایتی رسول خدا(ص) فرمودهاند: مردم خانواده خداوند هستند، پس محبوبترین خلق در نزد خدا کسانی هستند که به خانواده خدا سود رسانند و با آنها مهربانتر باشند و در رفع نیازهای آنها کوشاتر باشند.
خدمت کردن به مردم و کوشش در جهت اصلاح کارهای آنها هم از شئون حکومت است و هم از شئون افراد، چنانکه همه باید این امر را در نظر داشته باشند و از آن کوتاهی نکنند. هم مردم و هم مسئولان دولت زمینهساز، باید با الگو و اسوه قرار دادن معصومان(ع) خود را در قبال یکدیگر متعهد و مسئول بدانند و در راه خدمت به خلق خدا بدون هیچگونه عوامفریبی و منت نهادن، خالصانه بکوشند. آنان تنها در این صورت الگو و اسوهای برای جهانیان میتوانند گردند و افکار و اذهان مردم جهان را تنها اینگونه به دین اسلام و رفتار اسلامی و در نهایت به حکومت دین جهانی میتوانند متمایل و پذیرا سازند.
7. تلاش برای برقراری اتحاد و انسجام میان مسلمانان
بیشک اتحاد نقش اعجازآمیزی در پیشبرد اهداف دارد و جمعیت و اتحاد، قدرت را چندین برابر میکند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشیِّد بعضه بعضاً؛» افراد باایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمان هستند که هر جزئی از آن جزء دیگر را محکم نگه میدارد.
اگر مسلمانان دست به دست هم دهند و با اتحاد و انسجام همهجانبه در محور اسلام حرکت کنند، همچون دریای خروشانی خواهند بود که در برابر امواج سهمگین طوفانها ایستادگی خواهند کرد.
اگر حکومتهای اسلامی همه امکانات خود را برای تحقق آرمانهای اسلامی به کار گیرند و با تشکیل کنفرانسهای جدی و عمیق و برنامهریزیهای دقیق در جهت تحقق اهداف حکومت جهانی حرکت کنند و اگر ملتهای اسلامی دست به دست هم دهند و امت واحد و یگانه جهانی را تشکیل دهند و از اختلافات فرعی و موسمی بپرهیزند، آن وقت میتوانند راه را برای ظهور مصلح جهانی هموار سازند. امروزه میلیاردها مسلمان در دنیا زندگی میکنند که در بسیاری از کشورها دارای نیروی عظیم هستند. اگر این مسلمانها متحد شوند، هیچ قدرت سلطهجو و مستکبری بدون جلب رضای آنها نمیتواند حکومت کند و اهدافش را به کرسی بنشاند. لذا دولتهای اسلامی، برقراری اتحاد و انسجام را باید هدفی بسیار مهم و مؤثر دنبال کنند تا با رسیدن به آن، قدرت اسلامی عظیمی را تشکیل دهند که زمینهساز و یاری دهنده امام عصر(عج) گردد.
آنچه تاکنون بیان شد، شماری از اهداف مهمی بود که دولتهای اسلامی در راستای تبلیغ دین مبین اسلام و نشان دادن آرمانهای والای آن به جهانیان باید دنبال کنند تا الگوی عملی برای دولتها و ملتهای بیگانه با اسلام شوند که البته اگر در این اهداف موفق گردند، باعث گسترش و نفوذ اسلام در جهان میشوند و به طور غیرمستقیم، عدالتخواهان و ظلمستیزان، جهان را برای پذیرش انقلاب مهدی موعود(عج) آماده و پذیرا میکنند. به عبارت دیگر، وقتی ملتها و دولتهای آزاده جهان، آرمانها و آموزههای دین اسلام را در عمل کشورها و دولتهای اسلامی مشاهده کنند، به برتری و حقانیت اسلام و بطلان مکتبها و مسلکهای دیگر پی میبرند و در نتیجه، آماده و مشتاق تحقق حکومت جهانی اسلام میگردند.
لکن دولتهای اسلامی در مسئله زمینهسازی برای ظهور باید اهداف دیگری را پی بگیرند؛ اهدافی که تعقیب آنها در الگوسازی برای حکومت عدل جهانی نقشی ندارد، بلکه تحقق آنها لازمه زمینهسازی مستقیم و آماده شدن برای یاری رساندن به انقلاب مهدی(عج) است:
یکم. معرفتبخشی مهدوی: حفظ و گسترش مهدویتگرایی هم از حیث اعتقادی و هم از حیث عملی در عصر قبل از ظهور بسیار ضروری است؛ چراکه مردمی که دارای اعتقاد و شناخت صحیح باشند، حق را از باطل تشخیص میدهند و دچار تردید نمیگردند و در عصر ظهور به تصدیق و تأیید امام خود مبادرت میورزند و یاریاش مینمایند. امروزه اکثر مردم جامعه به مسئله مهدویت بسیار سطحی و عامیانه مینگرند و کمتر به مقولههای معرفتی و تعهدآور توجه میکنند.
برگزاری جشنهای نیمه شعبان شاهدی بر این مدعاست؛ جشنهایی که مردم تزیین معابر و مداحیها را بر گوش دادن به سخنرانیها و دریافت پیامهای مهدویت و انتظار ترجیح میدهند. البته این جشنهای ظاهری بسیار خوب است، ولی باید در کنار آن از نور معرفت صاحب آن نیز بهرهمند گردند. به کسب معرفت و درک صحیح از پیشوای خود پردازند. رسول گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتۀً جاهلیّۀً؛» آنکس که امام زمانش را نشناخته بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.
بدون تردید، مقصود از شناختی که پیامبر تحصیل آن را برای هرکس واجب دانسته، شناخت سطحی و دانستن نام و نشان و نسب امام نیست، بلکه منظور معرفت به حق ولایت امام در تمامی شئون اعم از ولایت تکوینی، معنوی، تشریعی و مقام خلیفۀاللهی و ولایت مطلقه الهی، رهبری سیاسی، صدور حکم، قضاوت و مرجعیت علمی و دینی و در نهایت، شناخت سیره و صفات حضرت و جایگاه بلند ایشان در مجموعه هستی و در نتیجه، پیروی از اعمال ایشان است.
امام باقر(ع) در اینباره فرمودهاند: اگر شخصی شبها به عبادت برخیزد و روزهایش را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سالهای عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، ولی ولایت ولیّ خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او انجام پذیرد، حق ثواب در نزد خداوند بر او نیست و او از اهل ایمان نبوده است.
این همان معرفتی است که انسانها را تشنه و مشتاق ظهور امام میگرداند، چنانکه با همه وجود نیاز به امام را درمییابند و به دنبال این درک در برابر شبههافکنیهای ملحدان و اعمال ضدارزشی مقاومت میکنند. ناگفته نماند که از دلایل غیبت حضرت، عدم معرفت مردم به ایشان شمرده شده است؛ چراکه چون مردم در زمان حضور امام قدر ایشان را نشناختند و از هدایتهای ایشان بهره نبردند، خداوند آخرین حجت خویش را پنهان کرد. پس همانطور که عدم معرفت سبب غیبت امام گردید، کسب معرفت صحیح و عمل صالح نیز به یقین ظهورآفرین خواهد بود.
خداوند سبحان زمانی منجی موعود را به جامعه بشری عرضه خواهد کرد که دلهای منتظران لبریز از تقاضای واقعی باشد. حضرت در توقیعی خطاب به شیخ مفید چنین بیان داشتهاند: «... و لو کان أشیاعنا وفَّقهم الله لطاعته علی إجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حقّ المعرفة و صدّقها منهم بنا فما یحسبنا عنهم إلاّ ما یتّصل بنا ممّا نکره ولا نؤثره منهم؛» اگر شیعیان ما ـ که خدایشان بر انجام طاعات موفق بدارد ـ در وفا کردن به عهد ما همدل و یکنوا بودند، در یُمن لقای ما دچار تأخیر نمیشدند و سعادت دیدار توأم با معرفت ما به سویشان میشتافت؛ ما را از ایشان چیزی جز آنچه از ایشان به ما میرسد و آن را نمیپسندیم، جدا نکرده است.
احیا و گسترش فرهنگ صحیح مهدوی در جامعه در عرصه داخلی و جهانی برعهده دولت اسلامی است. دستگاههای تبلیغاتی حكومتي و رسانههاي دولتي بسيار مؤثرتر معارف مهدوي را به جامعه ميتوانند تزريق كنند و باورهاي سطحي و انحرافي درباره مهدی(عج) را در ميان افراد میتوانند اصلاح نمایند. دولت اسلامي در اين زمینه اقدامات مؤثري ميتواند انجام دهد، از جمله موارد زير:
ـ برگزاري دورههاي تخصصي مهدويت در سطوح مختلف آموزشي؛
ـ حمايت مالي از مؤسسات فرهنگي مهدويت و تحت پوشش قرار دادن آنها؛
- راهاندازی شبکه مهدویت (در سطح داخلی و بینالمللی)؛
ـ حمايت از مبلغان حوزه مهدويت (در سطح داخلي و بينالمللي)؛
ـ تزريق معارف مهدوي به جامعه از طريق دستگاههاي تبليغاتي حكومتي و رسانههاي دولتي؛
ـ برگزاري همايشهاي (داخلي و بينالمللي) و حمايت ويژه دولت از آنها.
دولت اسلامي از راههای ياد شده و روشهاي ديگر بايد در جهت برچيدن استضعاف فكري و معرفتي در سطح جهاني تلاش کند و با گسترش اين باور در ميان مسلمانان جهان، بستر معرفتي ـ فكري و رواني مساعدي را براي ظهور امام عصر(عج) فراهم سازد.
دوم. تربيت نيروهاي لازم و كارآمد: برای حركت اصلاحي، وجود ياوراني ضرورت دارد كه با برنامهها و اهداف آن حركت، آشنا و به آنها اعتقاد داشته باشند تا دست از ياري رهبر برندارند. بدون يار و ياور منتظر حركت و اقدامي نميتوان بود، هرچند كه رهبر آماده باشد. نياز به يار و همراه در تاريخ اسلام به روشني گواه بر اهميت اين شرط است. پيامبر اسلام(ص) وقتي از جانب خداوند مأموريت يافت كه دعوت خويش را علني سازد، خويشاوندان خود را فراخواند و بعد از ابلاغ رسالت فرمود: «أيّكم یوازرنی علي هذا الأمر...؛ چه كسي از شما مرا در اين امر ياري و همراهی ميكند؟»
به راستي چرا امام علي(ع) با آن رشادت و شجاعت وصفناپذير خانهنشين شد؟ چگونه امام حسن(ع) به قبول و امضاي صلح مجبور گرديد؟ و چقدر عبرتآموز است سخن بانوي بزرگوار اسلام حضرت زينب كبرا كه در شب عاشورا به برادرش فرمود: حسين جان! آيا يارانت را آزمودهاي كه فردا تو را تنها نگذارند؟ با نگاهي گذرا به تاريخ به خوبي ميتوان نقش و جايگاه ياوران را در حركتها و خيزشها دريافت. به راستي چرا غيبت به وجود آمد؟ اگر مردم دست از ياري اهلبيت بر نميداشتند و آنها را تنها نميگذاشتند، آيا غيبت رخ ميداد؟ چنانكه عدم همراهي غيبتآفرين است، همراهي و ياوري ظهورآفرين. پس شرط ظهور امام عصر(عج) وجود دستياراني نستوه و خستگيناپذیر است كه در بُعد بدني، روحي، فكري و معنوي شايستگيهاي لازم را براي تحمل مبارزههای فراگير و تحولساز جهاني داشته باشند و بر دشمنان بتوانند چيره شوند؛ كساني كه چنين آمادگيهايي را نداشته باشند، با كمترين فشار عرصه را خالي ميكنند و امامشان را تنها ميگذارند. پس تدارك نيروهاي لازم و كارآمد و متناسب با عظمت حركت مداوم امام(ع) ضرورتي اجتنابناپذير است.
دولت زمينهساز انقلاب جهاني بايد عمليات بنيادين كادرسازي را آغاز كند و نيروهاي اعتمادپذیر را تربيت نمايد؛ نيروهايي كه از نظر قدرتهاي ايماني و روحي و بدني و نظامي و علمي و تمرینهای عملي و پرورشهاي اخلاقي و اجتماعي و سازماندهيهاي سياسي، آمادگيهاي لازم را كسب كرده باشند تا توان شركت در انقلاب سترگ و بيمانند حضرت را داشته باشند، نيروهايي كه بر اثر بلوغ و رشد فكري و روحي درك كنند که مشكلات عظيم جهان بشري، ستمها و بيدادگريها به آساني از ميان برداشته نميشود، بلكه رنجها و فداكاريهاي فراوان و تحمل دشواريهاي بسيار سنگين ضرورت دارد و سرانجام نيروهايي كه باور داشته باشند كه انقلاب منجي به سادگي پيروز نميگردد و با راحتي و بدون درگيري و خونريزي نعمت و آسايش و رفاه همگاني ميسر نميشود.
پس شیعیان در پرتو تلاشها و برنامهريزيهاي دولت اسلامي بايد به بلوغ و توانايي ياري امام(ع) در اداره جامعه جهاني برسند و قدرت تغیير عقايد، فرهنگها و ارزشها و وابستگيها را به دست آورند؛ زيرا اسلامي كه امام زمان ارائه ميکند، براي بسياري ناشناخته و دور از تصورات آنان به اسلام رايج است. از اینرو، از مسئوليتهاي بزرگ دولتهاي شيعي در دوران غيبت، آمادهسازي و تربيت نيروي انساني همآهنگ و همراه با مسئوليتهاي حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(عج) است. اين آمادگي و كادرسازي بايد به صورت زنده و فعال در جامعه اسلامي به وجود آيد و با اقدامات مدبرانه حكومتهاي شيعه به ديگر جوامع اسلامي نيز سرايت یابد. البته ناگفته نماند که علما و نخبگان جهان تشيع نيز مسئولیتهای سنگيني در اینباره بر دوش دارند و تلاش مضاعف جهاني را بايد انجام دهند.
سوم. مبارزه با تبليغات منفي و یأسآلود دشمنان: به جرئت ميتوان گفت که امروزه موعودباوري اسلامي و شيعي بيش از هر زمان ديگر دستخوش تهديدها و آسيبها قرار گرفته است؛ تهديدهای دشمنان دانا و آسيبهاي دوستان نادان.
اگر به حجم كتابهايي بنگریم كه در ساليان اخير در ردّ اعتقادات شيعي، به ويژه موضوع مهدويت و انتظار نوشته شده و دستگاههاي اطلاعاتي كشورهايي چون امريكا و انگليس، رژیم صهيونيستي و... در شمارگان وسيع به انتشار آنها پرداختهاند، اگر به شمار بسیار فيلمهايي بنگریم كه در دو سه دهه گذشته با هدف ترويج و تبليغ نگرش آخرزماني مسيحي ـ يهودي و تقبيح و تحقير نگرش آخرزماني و موعودباوري اسلامي ساخته شدهاند، اگر به شمارگان كتابهاي سطحي، نازل، عوامپسندانه و مبتني بر باورهاي سست و خرافي توجه کنیم كه در چند سال اخير در كشور ما در زمينه موضوع مهدوي نوشته شدهاند، اگر به تعداد روزافزون مجالس و محافلي نگاه کنیم كه به بهانه ذكر و ياد امام زمان(عج) در گوشه گوشه اين سرزمين تشكيل ميشوند و به جاي بارور كردن روحيه اميد، سرزندگي، تلاش، تكاپو، در دل جوانان اين سرزمين و بالابردن سطح هشياري، احساس مسئوليت و آمادگي آنان براي ظهور، بذر يأس و نوميدي، عزلتگزيني و گوشهنشيني، بيمسئوليتي و بيتوجهي، سستي و رخوت را در دل آنان ميكارند و سرانجام اگر قدري سرمان را بالا بياوريم و به شبهات و پرسشهايي نظر افکنیم كه امروز در جامعه اسلامي ما در مورد امام زمان(عج) مطرح ميشود، خواهيم پذيرفت كه ادعاي ياد شده بياساس نيست و يتيمان آل محمد(ص) بيش از هر زمان ديگر نيازمند سرپرستي و توجه علماي دين هستند.
به نظر ميرسد در شرايط كنوني مهمترين مسئوليتهاي دولت اسلامي و علماي دين به شرح ذيل است:
1. تأليف و تدوين كتابها و نشرياتي كه با بهرهگيري از منابع اصلي و متقن شيعي معارف مهدوي را به دور از هرگونه پيرايه، در اختيار گروههاي مختلف سني (كودكان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان) و قشرهای مختلف اجتماعي (فرهيختگان، دانشگاهيان، دانشجويان، كارمندان، كارگران، كشاورزان، زنان خانهدار و...) قرار دهند و آنها را با وظايف و تكاليفشان درباره امام عصر(عج) آشنا سازند؛
2. نشر کتابها و آثاری که پرسشها و شبهات مطرح در حوزه مباحث مهدوی و ابهامهای موجود در زمینه منجیگرایی شیعه را به صورتی عالمانه و متناسب با ذهن و زبان نسل امروز پاسخ دهد؛
3. نظارت مستمر بر کتابها و نشریاتی که در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار منتشر میشوند و جلوگیری از نشر و پخش آثاری که به عرضه مطالب بیمحتوا، کممحتوا، انحرافی، سست و بیاساس در جامعه میپردازند؛
4. رصد دایمی پایگاههای اینترنتی، شبکههای ماهوارهای، مطبوعات و کتابهای خارجی و فراهم آوردن پاسخهای مناسب برای شبهاتی که القا میشود؛
5. انتشار کتابها و نشریاتی که معارف مهدوی را به زبانهای روز دنیا در اختیار همه طالبان و مشتاقان این معارف در سراسر جهان قرار دهد؛
6. مقابله با انحرافها، بدعتها، کجفهمیها، بدفهمیها و بالاخره افراطها و تفریطهایی که در حوزه مباحث مهدوی در جامعه ما رواج پیدا کرده یا خواهد کرد؛
7. مقابله جدی با کلیه جریانهای سیاسی ـ فرهنگی که در قالب کتاب، نشریه، فیلم، نرمافزارهای رایانهای، پایگاههای اطلاعرسانی جهانی (اینترنت) و... به تقابل با اندیشه موعودگرایی شیعی میپردازند.
8. بررسی و نقد دیدگاههای متفکران مغربزمین در زمینه جهان آینده و آینده جهان.
نتیجه اینکه مجاهدت در عرصه علمی و فرهنگی و مبارزه با شبههآفرینان نه تنها بر همه روحانیان، مبلغان، استادان و تمام مسئولان و کارگزاران فرهنگی دولت اسلامی لازم است، بلکه همه مردم باید از رهگذر کوششهای متصدیان فرهنگی کشور به سلاح علم و معرفت و منطق درست مجهز شوند و به مقابله با حزب شیطان بشتابند. دولت اسلامی نباید در مقابل هجوم بیامان امواج گمراهی و فساد به حرکتهای آرام و فعالیتهای سطحی و مقطعی بسنده کند تا جامعه منتظر در برابر تبلیغات مسموم و فریبنده دشمنان و دوستان نادان دچار اضطراب و تردید شود، بلکه باید با تلاشهای پیگیر و خستگیناپذیر به آمادگی بیشتر برای استقبال از پیک خسته عدالت و رستگاری کمک کند.
چهارم. آمادگی نظامی و دفاعی: همواره آموزههای دینی بر کسب قدرت و قوت برای مقابله با تهدیدهای دشمنان تأکید داشتهاند. قرآن کریم با صراحت بر این مهم تأکید میکند و میفرماید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ و در برابر آنها تا میتوانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود ـ و جز آنها که شما نمیشناسید و خدا میشناسد ـ را بترسانید.
اگرچه این آموزه درباره همگان و همه دورانهاست، اما با توجه به حساسیت دوران غیبت و لزوم آمادگی هرچه بیشتر در این دوران، اهمیت بیشتری خواهد داشت. این مهم در گفتار نورانی معصومان(ع) نیز آمده است. امام صادق(ع) فرمودهاند: «لیعدن أحدکم لخروج القائم(ص) و لو سهماً فإنّ الله تعالی إذا علم ذلک من نیّته رجوت لأن ینسی فی عمره حتّی یدرکه [فیکون مِن أعوانه و أنصاره]؛» هریک از شما باید برای خروج قائم سلاحی مهیا کند، هرچند یک تیر باشد. خدای تعالی هرگاه بداند، کسی چنین نیتی دارد، امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند [و از یاوران و همراهانش قرار گیرد].
بنابر روایات، حضرت مهدی(عج) پس از اتمام حجت با جهانیان به ناگزیر با معاندان و دشمنان جنگ خونینی میکند و در این رویارویی، از یاران خود کمک میطلبد و آنان نیز در نهایت شجاعت با دشمنان میرزمند.
با نگاهی به تاریخ شیعه نیز به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگی همیشگی آنان برای این منظور میتوان پی برد. ابنبطوطه در سفرنامه خود مینویسد: ندبه شیعیان حله برای امام زمان ... در نزدیکی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد که بر در آن، پرده حریری آویزان است و آنجا را «مسجد صاحبالزمان» میخوانند. شبها پیش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته ... اسب یا استری زین کرده میگیرند و به سوی مسجد صاحبالزمان روانه میشوند.
پیشاپیش این چارپا، طبل و شیپور و بوق زده میشود. سایر مردم در طرفین این دسته حرکت میکنند؛ چون به مسجد صاحبالزمان میرسند، در برابر در ایستاده و آواز میدهند که: بسم الله صاحبالزمان، بسم الله بیرون آی که تباهی روی زمین را فرا گرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است که برآیی تا خدا به وسیله تو حق را از باطل جدا گرداند ... به همین ترتیب به نواختن ادامه میدهند تا نماز مغرب فرا رسد... .
البته چگونگی آمادگی و مهیا بودن برای ظهور بستگی به شرایط زمان و مکان دارد و اگر روایات درباره آماده کردن اسب و شمشیر برای ظهور ولیّ امر، سخن گفتهاند و برای آن فضیلت بسیار برشمردهاند، به این معنا نیست که اینها موضوعیت دارند، بلکه با قدری تأمل روشن میشود که ذکر این موارد تنها تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری آخرین حجت حق است. بیگمان شیعیان در این عصر باید با فراگرفتن فنون رزمی و مسلح شدن به تجهیزات نظامی و دفاعی متناسب با زمان، خود را برای مقابله با دشمنان قائم آل محمد(عج) آماده سازند. البته این مهم برعهده حکومت اسلامی است که در زمین قوای مسلح کشور را در بالاترین حد آمادگی نظامی قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهی بر ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) قرار گرفت، به بهترین گونه در خدمت آن حضرت بتوانند باشند.
نتیجه
از آنچه گذشت، به خوبی درمییابیم که بنابر آموزههای دین مبین اسلام، یگانه هدف خلقت انسان رسیدن به عبودیت و قرب الی الله است و تنها راه قرار گرفتن در این مسیر ظهور آخرین حجت حق و سر سپردگی به هدایتهای ایشان است. این نجاتبخشی در پرتو ظهور حضرت(عج) خاص دین اسلام نیست، بلکه همه ملتهای آزاده جهان انتظار این منجی جهانی را میکشند. پس ظهور حضرت آمادگی جهانی را میطلبد و همانگونه که عدم آمادگی مردم موجب غیبت حضرت گردیده، تا این آمادگی فراهم نگردد، حضرت از پشت پرده غیبت بیرون نخواهد آمد. این آمادگی نیاز به زمینهسازی دارد و همه منتظران ظهور باید در زمینهسازی سهیم باشند. در این میان، دولتهای اسلامی نقش بسیار مهم و حساسی را برعهده دارند و باید با برنامهریزیهای صحیح و هدفمند در ایجاد آمادگی جهانی گامهای بلند و مؤثری بردارند.
اهدافی که لازم است دولتهای اسلامی آنها را دنبال کنند، در دو بخش اهداف عمومی و ویژه طرحشدنی است. اهداف عمومی که در راستای اهداف حکومتهای نبوی و علوی است و همه دولتهای اسلامی با دستیابی نسبی به آنها میتوانند الگوی حکومت مهدوی را ترسیم کنند؛ دنیا را با ویژگیهای نظام مهدوی آشنا سازند و جهان را آماده و پذیرایی حکومت حضرت نمایند. مهمترین این اهداف عبارتند از: تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، توانمندی و عدم وابستگی، مبارزه با فساد و احیای اخلاق اسلامی، ظلمستیزی و سازشناپذیری، خدمترسانی به مردم و اتحاد و انسجام. اهداف ویژه نیز عبارت از اهدافی است که دولت زمینهساز باید در جهت نیل به آنها فعالیتهای گستردهای انجام دهد و آمادگی خاص برای یاری حکومت حضرت را به دست آورد، مهمترین این اهداف نیز تحت عناوین معرفتبخشی مهدوی، تربیت نیروهای کارآمد، مبارزه با تبلیغات منفی دشمنان و آمادگی نظامی بیان شد.
پينوشتها:
دانشجوی مقطع دکتری رشته علوم قرآن و حدیث.
. رحیم کارگر، آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، ص87، چاپ اول: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج)، قم 1383شمسی.
. همان.
. نیراچاندوک، جامعه مدنی و دولت، ترجمه فریدون کاظمی و وحید بزرگی، ص62، نشر مرکز، تهران 1377شمسی.
. سیدجواد طاهایی، اندیشه دولت مدرن، ص25، چاپ اول: انتشارات عروج، تهران 1381شمسی.
. عبدالحمید ابوالحمد، مبانی سیاست، ص141، چاپ دهم: انتشارات توس، تهران 1384شمسی.
. سوره نور، آیه 55.
. اقتباس از بیانات آیةالله مصباح یزدی، خبرنامه همایش بینالمللی دکترین مهدویت (آینده روشن)، ش6، اسفند 1386، ص9.
. سوره انبیاء، آیه 105.
. سوره قصص، آیه 5.
. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص87، چاپ دوم: انتشارات مؤسسة الوفاء، بیروت 1403قمری.
. همان، ج52، ص238.
. همان، ص223.
. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)، ج20، ص196ـ197، چاپ اول: انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران 1369شمسی.
. همان، ج7، ص255.
. همان، ج19، ص3.
. سوره نحل، آیه 90.
. راغب اصفهانی، مفردات الالفاظ القرآن، ذیل ماده عدل، چاپ اول: دفتر نشر الادب، بیجا، 1404قمری.
. ابنمنظور، لسان العرب، ذیل ماده عدل، چاپ اول: نشر الادب الحوزه، بیجا، 1405قمری.
. شیخ طوسی، المبسوط فقه الإمامیه، تصحیح و تعلیق محمدباقر بهبودی، ج8، ص217، انتشارات مکتبة المرتضویه، بیجا، بیتا.
. محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص371، چاپ سوم: انتشارات مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت 1393قمری.
. نهجالبلاغه، حکمت 437.
. سوره حجر، آیه 39.
. نجف لکزایی، «عدالت مهدوی تداوم رسالت انبیا» (مجموعه گفتمان مهدویت)، گفتمان ششم، ص82 ـ 84، چاپ اول: تهیه و تنظیم مؤسسه پژوهشی انتظار نور، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1385شمسی.
. علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمۀ فی معرفة الائمۀ، ج2، ص476، انتشارات مکتبه بنیهاشمی تبریز، 1381قمری.
. صحیفه نور، ج20، ص198 ـ 199.
. نهجالبلاغه، خطبه 198.
. مطالب این قسمت تلخیصی است از: ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان(عج) و تکلیف منتظران، ص303 ـ 305، چاپ اول: انتشارات موعود عصر، تهران 1384شمسی.
. بحارالانوار، ج75، ص251.
. سیدجواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان، ص441، چاپ اول: انتشارات دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم 1381شمسی.
. سوره شوری، آیه 38.
. سوره آلعمران، آیه 110.
. سوره نساء، آیه 59.
. نهجالبلاغه، خطبه 34.
. سوره ص، آیه26.
. سوره نساء، آیه 58.
. حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، ج7، ص175، چاپ اول: تهیه و تنظیم دفتر مقام معظم رهبری، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1376شمسی.
. سوره حدید، آیه 25.
. محمد بن یعقوب الکلینی، اصول الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، ص60 ـ 61، چاپ دوم: انتشارات دارالکتب الاسلامیۀ، بیجا، بیتا.
. نهجالبلاغه، خ 621.
. اسماعیل پرور، گلبانگ عدالت، ص126، چاپ اول: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1382شمسی.
. نهجالبلاغه، خطبه 131.
. ابنشعبة الحرّانی، تحف العقول، تصحیح و تعلیق علیاکبر غفاری، ص438، چاپ دوم: مؤسسه نشر الاسلامی، قم 1404قمری.
. بحارالانوار، ج21، ص 125.
. نهجالبلاغه، خطبه 27.
. موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص331 ـ 332، چاپ اول: معهد تحقیقات باقرالعلوم(ع)، انتشارات دارالمعروف، قم 1415قمری.
. سوره رعد، آیه 11.
. سوره محمد، آیه 7.
. سوره نساء، آیه 75.
. مطالب این قسمت اقتباسی است از کتاب حقوق و وظایف شهروندان، ص529 ـ 538.
. سوره نساء، آیه5.
. سوره انفال، آیه39.
. سوره انفال، آیه 60.
. سوره نحل، آیه 125.
. سوره حج، آیه 3.
. صحیفه نور، ج20، ص114.
. سوره ذاریات، آیه 56.
. نهجالبلاغه، خطبه 27.
. صحیفه نور، ج3، ص198.
. همان، ج20، ص132.
. بحارالانوار، ج71، ص338.
. همان، ج40، ص113.
. همان، ج71، ص319.
. همان، ص316.
. تفسیر ابوالفتوح رازی، ج2، ص450. (به نقل از: محمد محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی(عج) فروغ تابان ولایت، ص138، چاپ سیزدهم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم 1385شمسی)
. بحارالانوار، ج8، ص368.
. اصول الکافی، ج1، ص185.
. محمدامین بالادستیان و دیگران، نگین آفرینش، ص147 ـ 151، چاپ دوم: انتشارات بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)، قم 1384شمسی.
. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص325، انتشارات النعمان، نجف اشرف 1386قمری.
. رهتوشه مهدییاوران، ص213ـ221، چاپ اول: تهیه و تدوین مرکز تخصصی مهدویت، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم1381شمسی.
. معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ص182 و ص389 ـ 390.
. سوره انفال، آیه60 .
. محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی، الغیبة، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، ترجمه محمدجواد غفاری، ص320، روایت دهم، چاپ دوم: انتشارات مکتبة الصدوق، تهران 1376شمسی.
. سفرنامه ابنبطوطه، ج1، ص272. (به نقل از: ابراهیم شفیعی سروستانی، انتظار بایدها و نبایدها، ص44، چاپ اول: انتشارات مؤسسه فرهنگی موعود، قم 1383شمسی.
. همان، ص44 ـ 45.
از اهداف مهمی که دولت اسلامی باید آن را دنبال کند، رسیدن به توانمندی در عرصههای مختلف اقتصادی، نظامی، علمی و سیاسی است. دولت توانمند و قدرتمند، همواره در جامعه جهانی تأثیر میگذارد و از عهده زمینهسازی برای حکومت جهانی میتواند برآید. از آنسو، دولت ضعیف و وابسته که مجبور است برای حفظ موجودیت و منافع خود در مقابل خواست بیگانگان منفعل عمل کند، آرمانهای اسلامی را نمیتواند پاس دارد و آنها را در سطح جهان تبلیغ نماید. بنابراین، شرط اساسی زمینهسازی برای انقلاب جهانی، اقتدار و عدم وابستگی است.
دولت اسلامی در بُعد توانمندی اقتصادی باید بکوشد از هر راه به مکنت و اقتدار اقتصادی دست یازد؛ چراکه حفظ استقلال و آزادی و عزت در عرصه داخلی و بینالمللی و نیز حفظ دین و فرهنگ دینی و گسترش و تبلیغ آرمانهای اسلامی و انسانی در گرو قدرت مالی و اقتصادی است. قرآن کریم نیز مال را مایه قوام و سر پا ماندن حیات فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... برشمرده است، آنجا که میفرماید: «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِياماً...»؛
اموال خود را که خداوند وسیله برپای مانی زندگی شما قرار داده است، به دست سفیهان نسپارید.
پس دولت اسلامی و مجریان امر باید فراوان بکوشند تا با رسیدن به استقلال اقتصادی و خودکفایی در عرصههای مختلف، کشوری مقتدر و متمکن بسازند.
در بُعد توانمندی دفاعی و نظامی نیز دولت اسلامی باید به چنین قدرتی دست یابد که بتواند در مقابل دشمنان خدا و دشمنان اسلام بایستد. اسلام، مسلمانان را به داشتن قدرت و نیروی بازدارنده جنگی، نه به انگیزه کشورگشایی و غارت و چپاول ثروتهای ملل دیگر، بلکه به منظور جلوگیری از تجاوز سلطهجویان و جهانخواران و ایجاد ترس و هراس در دل دشمنان و به تعبیر قرآن، نیفتادن در «فتنه» ترغیب کرده است.
قرآن کریم در اینباره میفرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه»؛ و با آنان بجنگید تا فتنهای بر جای نماند و دین یکسره از آنِ خدا گردد.
آیه زیر نیز به روشنی و با بیان سیال و سازگار با هر زمان و مکان، ضرورت توانمندی نظامی جامعه ایمانی را باز میگوید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ و در برابر آنها تا میتوانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود و جز آنها را که شما نمیشناسید و خدا میشناسد، بترسانید.
و سرانجام درباره توانمندی علمی باید گفت که در پرتو تلاشها و اقدامات و حمایتهای حکومت اسلامی و در راستای زمینهسازی برای انقلاب جهانی امام مهدی(عج)، لازم است تحول و پیشرفت عظیم علمی صورت پذیرد و آگاهانی تربیت شوند که به تمام مکاتب فکری زنده و مبانی ایدئولوژیک آن آگاه باشند و در همه عرصهها و در برابر پیدایی هر فکر، کشف و نظریهای، دیدگاه دینی را بیان کنند و برتری حقایق و آموزههای دین و حقیقت تفکر دینی را روشن نمایند: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ ...»؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با انسانها به نیکوترین روش استدلال کن...
که اگر جز این باشد، مصداق آیه زیر و همانندهای آن خواهد بود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيطَانٍ مَّرِيدٍ»؛
گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانش، به گفتوگو درباره خدا پرداخته و از هر شیطان سرکشی پیروی میکنند.
تأکیدهای امامان معصوم(ع)، بر لزوم مناظره مذهبی و اعتقادی خبرگان و کسب چیرگی در این کار نیز باید از همین منظر نگریسته شود و برای همگان به ویژه پژوهندگان علمی، آویزه گوش و سرمشقی بزرگ باشد.
امام راحل(ره) نیز بر اصل استقلال و عدم وابستگی، بسیار پای میفشردند و این اصل را وظیفه و هدف همه حکومتهای اسلامی و منتظران واقعی ترسیم مینمودند و عدول از آن را به منزله شکست اسلام و خیانت به آن میدانستند. ایشان در اینباره میفرمودند: شعار «نه شرقی، نه غربی» ما شعار اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم کننده سیاست واقعی عدم تعهد کشورهای اسلامی و کشورهایی است که در آینده نزدیک و به یاری خدا، اسلام را به عنوان تنها مکتب نجاتبخش بشریت میپذیرند و ذرهای هم از این سیاست عدول نخواهد شد و کشورهای اسلامی و مردم مسلمان جهان باید نه وابسته به غرب و اروپا و امریکا و نه وابسته به شرق و شوروی باشند که انشاءالله به خدا و رسول خدا و امام زمان وابستهاند. و به طور قطع و یقین پشت کردن به این سیاست بینالمللی اسلام پشت کردن به آرمان مکتب اسلام و خیانت به رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع) است و نهایتاً مرگ کشور و ملت ما و تمامی کشورهای اسلامی است. و کسی گمان نکند که این شعار، شعار مقطعی است که این سیاست ملاک ابدی مردم ما و جمهوری اسلامی ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است؛ چراکه شرط ورود به صراط حق، برائت و دوری از صراط گمراهان است که در همه سطوح و جوامع اسلامی باید پیاده شود.
4. مبارزه با فساد و احیای اخلاق اسلامی
وجود انواع مفاسد اخلاقی، انحرافات و کژرویهای عقیدتی، فرهنگی و اجتماعی، افزایش فساد سیاسی و اقتصادی، کمفروغی اخلاق و معنویت، گسترش ظلم و بیعدالتی، افزایش شهوترانی و هوسبازی و جهالت و دینگریزی از جمله نابسامانیهایی به شمار میرود که در جهان امروز انکارناپذیر است. همه این کاستیها و کژیها بر اثر تبلیغات فریبنده شیطانصفتان، به تدریج رنگ ارزش و تمدن به خود گرفته است، به گونهای که ارزشهای اسلامی و فضایل و محاسن اخلاقی به حاشیه رانده شده و جهان روز به روز به سمت تباهی و فساد پیش میرود و از کمال و سعادت واقعی و تکامل انسانی دور میشود.
در حالی که این وضع درست در مقابل هدف آفرینش انسان است؛ چراکه هدف آفرینش انسان رسیدن به کمال واقعی است و کمال و سعادت واقعی نیز در عبادت و عبودیت و حرکت به سوی خدا و رسیدن به او محقق میشود. قرآن کریم این هدف را برای کاروان بشری چنین ترسیم فرموده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنسَ إِلاَّ لِيعْبُدُونِ»؛
و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.
رسیدن به این هدف مستلزم پرورش فضایل اخلاقی، سبقت به سوی نیکیها و اعمال صالح و پرستش و عبادت و عدالت و تقواست. پیامبران و امامان نیز مردم را به سوی این فضایل دعوت کردهاند. بنابر روایات، اصلاح مردم و تغییر بنیادین رفتارها و گفتارهای غیراخلاقی آنها از مهمترین اقدامات دولت مهدوی است.
در پرتو آموزههای روشن اسلام در نظام سیاسی اسلام نیز به تربیت ایمانی و روحی و رشد و تعالی اخلاقی و معنوی افراد جامعه توجه خاص شده است. در فرهنگ اسلامی، فراهم کردن ابزارهای لازم برای رسیدن به این هدف و برطرف ساختن موانع آن برعهده دولت اسلامی است؛ چراکه این امر بر اثر بهبودی وضع اجتماع حاصل میشود و محیط ناسالم و فاسد اجتماعی زمینه مساعدی برای رسیدن به کمالات و ارزشهای عالی نیست. از سوی دیگر، باورها و اخلاق مردم تأثیر مستقیمی در رفتار اجتماعی آنها دارد. برای نمونه، اعتقاد به توحید یا شرک یا فضایل و رذایل اخلاقی در رفتار انسانها تأثیر دارد. لذا دولت اسلامی به اوضاع اجتماعی و باورها و اعتقادات مردم نباید بیتوجهی کند و باید در زمینه تقویت مبانی اعتقادی مردم و تربیت اخلاقی و معنوی آنها و اصلاح محیط اجتماع مسئولیت پذیرد و طرحها و برنامههایی ویژه پیش گیرد.
کارویژه چنین حکومتی، برنامهریزی صحیح جامعه در همه ابعاد و جنبهها به سمت رشد اخلاقی و فکری، تکامل معنوی و پیشرفت علمی هدایت و راهبردی است. این حکومت باید باورها و رفتارهای مردم را اصلاح نماید تا جامعه به سمت تعالی و تکامل و پیشرفت و رفاه ره یابد و عوامل سقوط و نابودی شخصیتها و موانع رشد و کمال انسانی از بین برود. از همین رو، دین مبین اسلام احکامی چون امر به معروف و نهی از منکر، حجاب و پوشش مناسب، تقوا و خویشتنداری، اجرای حدود و دیات، جلوگیری از اشاعه فحشا و ممانعت از رواج کتب و نشریات گمراه کننده را تشریع کرده است. بیگمان جامعه تنها در صورت اقامه احکام الهی از آلودگی پیراسته میشود و انسانها در پرتو آرامش روحی به سعادت و کمال انسانی ره مییابند. این اقدامات جز از حکومتی سالم و صالح و کارآمد که در مسیر فراهم آوردن شرایط و مقدمات ظهور امام عصر(عج) تلاش میکند، ساخته نیست.
5. ظلم و ستیزی و سازشناپذیری
رویارویی صریح، جدی و آشتیناپذیر با حاکمان باطل و برخورد با همه مصادیق ظلم اعم از طاغوتها و احبار و رهبان یا جهل و غرور، از جمله اهداف و ویژگیهای حکومتی است که در جهت استمرار اهداف رسالت محمدی و ولایت علوی گام برمیدارد. اسلام، ظلم و ستم را حتی بر دشمنان هم روا نمیداند. امام علی(ع) وقتی میشنود که از پای زن یهودی خلخالی را بیرون کشیدهاند، تأسف میخورد و میفرماید: «اگر بر این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و سزاوار است.»
امام حسین(ع) اصل سازشناپذیری با طاغوت و مبارزه با ظلم را از اهداف قیام خونین عاشورا برمیشمرد و میفرماید: «هیهات من الذلة» و از نخستین اقدامات امام مهدی(عج) نیز طرد همه وجوه کفر و شرک در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی و ایجاد تفکر و فرهنگ توحیدی و خارج کردن جامعه از وضعیت ظلمپذیری و خروج بر ضدّ نظام ناعادلانه کفر و استکبار خواهد بود.
دولت اسلامی در زمینه بسترسازی برای پذیرش حکومت جهانی امام مهدی(عج) نیز باید اصل ظلمستیزی و سازشناپذیری با جباران و مستکبران را نصبالعین خویش قرار دهد و در راه مبارزه با سلطه جهانخواران از هیچ اقدام مدبرانهای کوتاهی نکند. این اندیشه در آثار و سیره امام خمینی(ره) نیز به چشم میخورد. ایشان مبارزه با حکومتهای جور و ضد اسلام را تکلیف میدانست و تأکید میکرد که باید این حکومتهای جور را کنار زد و میفرمود: چنانچه نتوانستیم رضایت بر حکومت آنها و لو یک روز و لو یک ساعت، این رضایت بر ظلم است و ... و همه ما مکلفیم با این حکومتها مبارزه کنیم و هیچ عذری پذیرفته نیست.
و در جای دیگری هدف دولت زمینهساز را چنین تشریح میفرمود:
ما اگر دستمان میرسید و قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست... ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلقه حق امام زمان(عج) هموار میکنیم.
6. خدمترسانی به مردم
پرهیز از قدرتطلبی و کسب منافع شخصی و اهتمام به مسائل و مشکلات مردم جامعه و تلاش در جهت برطرف کردن آنها از جمله اهدافی است که دولتهای اسلامی نباید از آن غافل بمانند. مجریان امر حکومت باید توجه داشته باشند که برای خدمت کردن به مسلمانان و حل مشکلات آنان روی کار آمدهاند. پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) در امر حکومتشان و امامان معصوم(ع) به این نکته بسیار توجه داشتهاند، چنانکه رسول خدا(ص) میفرماید: هرکس شب را به صبح برساند و به اصلاح امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست.
بنابر روایتی از سعد بن قیس همدانی، روزی امام علی(ع) در هوای گرم کنار دیواری ایستاده بود که سعد از ایشان پرسید: چرا در این هوای گرم اینجا ایستادهاید؟ امام فرمود: «ما خرجت إلّا لاُعین مظلوماً أو اُغیث ملهوفاً؛» در این هنگام از گرمای روز از محل استراحت خارج نشدم، مگر برای اینکه مظلومی را یاری دهم و گرفتاری را پناه باشم.
خدمترسانی به مردم مسئلهای است که ارزش ذاتی دارد و همانگونه که خدمت به مؤمن ارزش فراوان دارد، خدمت به غیر مؤمن نیز از باب «الخلق عیال الله» ارزش دارد، چنانکه امام کاظم(ع) فرموده است: خداوند روی زمین مخلوقاتی دارد که برای برآوردن نیازهای مردم تلاش میکنند. ایشان در قیامت در امنیت قرار دارند.
نیز بنابر روایتی رسول خدا(ص) فرمودهاند: مردم خانواده خداوند هستند، پس محبوبترین خلق در نزد خدا کسانی هستند که به خانواده خدا سود رسانند و با آنها مهربانتر باشند و در رفع نیازهای آنها کوشاتر باشند.
خدمت کردن به مردم و کوشش در جهت اصلاح کارهای آنها هم از شئون حکومت است و هم از شئون افراد، چنانکه همه باید این امر را در نظر داشته باشند و از آن کوتاهی نکنند. هم مردم و هم مسئولان دولت زمینهساز، باید با الگو و اسوه قرار دادن معصومان(ع) خود را در قبال یکدیگر متعهد و مسئول بدانند و در راه خدمت به خلق خدا بدون هیچگونه عوامفریبی و منت نهادن، خالصانه بکوشند. آنان تنها در این صورت الگو و اسوهای برای جهانیان میتوانند گردند و افکار و اذهان مردم جهان را تنها اینگونه به دین اسلام و رفتار اسلامی و در نهایت به حکومت دین جهانی میتوانند متمایل و پذیرا سازند.
7. تلاش برای برقراری اتحاد و انسجام میان مسلمانان
بیشک اتحاد نقش اعجازآمیزی در پیشبرد اهداف دارد و جمعیت و اتحاد، قدرت را چندین برابر میکند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشیِّد بعضه بعضاً؛» افراد باایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمان هستند که هر جزئی از آن جزء دیگر را محکم نگه میدارد.
اگر مسلمانان دست به دست هم دهند و با اتحاد و انسجام همهجانبه در محور اسلام حرکت کنند، همچون دریای خروشانی خواهند بود که در برابر امواج سهمگین طوفانها ایستادگی خواهند کرد.
اگر حکومتهای اسلامی همه امکانات خود را برای تحقق آرمانهای اسلامی به کار گیرند و با تشکیل کنفرانسهای جدی و عمیق و برنامهریزیهای دقیق در جهت تحقق اهداف حکومت جهانی حرکت کنند و اگر ملتهای اسلامی دست به دست هم دهند و امت واحد و یگانه جهانی را تشکیل دهند و از اختلافات فرعی و موسمی بپرهیزند، آن وقت میتوانند راه را برای ظهور مصلح جهانی هموار سازند. امروزه میلیاردها مسلمان در دنیا زندگی میکنند که در بسیاری از کشورها دارای نیروی عظیم هستند. اگر این مسلمانها متحد شوند، هیچ قدرت سلطهجو و مستکبری بدون جلب رضای آنها نمیتواند حکومت کند و اهدافش را به کرسی بنشاند. لذا دولتهای اسلامی، برقراری اتحاد و انسجام را باید هدفی بسیار مهم و مؤثر دنبال کنند تا با رسیدن به آن، قدرت اسلامی عظیمی را تشکیل دهند که زمینهساز و یاری دهنده امام عصر(عج) گردد.
آنچه تاکنون بیان شد، شماری از اهداف مهمی بود که دولتهای اسلامی در راستای تبلیغ دین مبین اسلام و نشان دادن آرمانهای والای آن به جهانیان باید دنبال کنند تا الگوی عملی برای دولتها و ملتهای بیگانه با اسلام شوند که البته اگر در این اهداف موفق گردند، باعث گسترش و نفوذ اسلام در جهان میشوند و به طور غیرمستقیم، عدالتخواهان و ظلمستیزان، جهان را برای پذیرش انقلاب مهدی موعود(عج) آماده و پذیرا میکنند. به عبارت دیگر، وقتی ملتها و دولتهای آزاده جهان، آرمانها و آموزههای دین اسلام را در عمل کشورها و دولتهای اسلامی مشاهده کنند، به برتری و حقانیت اسلام و بطلان مکتبها و مسلکهای دیگر پی میبرند و در نتیجه، آماده و مشتاق تحقق حکومت جهانی اسلام میگردند.
لکن دولتهای اسلامی در مسئله زمینهسازی برای ظهور باید اهداف دیگری را پی بگیرند؛ اهدافی که تعقیب آنها در الگوسازی برای حکومت عدل جهانی نقشی ندارد، بلکه تحقق آنها لازمه زمینهسازی مستقیم و آماده شدن برای یاری رساندن به انقلاب مهدی(عج) است:
یکم. معرفتبخشی مهدوی: حفظ و گسترش مهدویتگرایی هم از حیث اعتقادی و هم از حیث عملی در عصر قبل از ظهور بسیار ضروری است؛ چراکه مردمی که دارای اعتقاد و شناخت صحیح باشند، حق را از باطل تشخیص میدهند و دچار تردید نمیگردند و در عصر ظهور به تصدیق و تأیید امام خود مبادرت میورزند و یاریاش مینمایند. امروزه اکثر مردم جامعه به مسئله مهدویت بسیار سطحی و عامیانه مینگرند و کمتر به مقولههای معرفتی و تعهدآور توجه میکنند.
برگزاری جشنهای نیمه شعبان شاهدی بر این مدعاست؛ جشنهایی که مردم تزیین معابر و مداحیها را بر گوش دادن به سخنرانیها و دریافت پیامهای مهدویت و انتظار ترجیح میدهند. البته این جشنهای ظاهری بسیار خوب است، ولی باید در کنار آن از نور معرفت صاحب آن نیز بهرهمند گردند. به کسب معرفت و درک صحیح از پیشوای خود پردازند. رسول گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتۀً جاهلیّۀً؛» آنکس که امام زمانش را نشناخته بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.
بدون تردید، مقصود از شناختی که پیامبر تحصیل آن را برای هرکس واجب دانسته، شناخت سطحی و دانستن نام و نشان و نسب امام نیست، بلکه منظور معرفت به حق ولایت امام در تمامی شئون اعم از ولایت تکوینی، معنوی، تشریعی و مقام خلیفۀاللهی و ولایت مطلقه الهی، رهبری سیاسی، صدور حکم، قضاوت و مرجعیت علمی و دینی و در نهایت، شناخت سیره و صفات حضرت و جایگاه بلند ایشان در مجموعه هستی و در نتیجه، پیروی از اعمال ایشان است.
امام باقر(ع) در اینباره فرمودهاند: اگر شخصی شبها به عبادت برخیزد و روزهایش را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سالهای عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، ولی ولایت ولیّ خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او انجام پذیرد، حق ثواب در نزد خداوند بر او نیست و او از اهل ایمان نبوده است.
این همان معرفتی است که انسانها را تشنه و مشتاق ظهور امام میگرداند، چنانکه با همه وجود نیاز به امام را درمییابند و به دنبال این درک در برابر شبههافکنیهای ملحدان و اعمال ضدارزشی مقاومت میکنند. ناگفته نماند که از دلایل غیبت حضرت، عدم معرفت مردم به ایشان شمرده شده است؛ چراکه چون مردم در زمان حضور امام قدر ایشان را نشناختند و از هدایتهای ایشان بهره نبردند، خداوند آخرین حجت خویش را پنهان کرد. پس همانطور که عدم معرفت سبب غیبت امام گردید، کسب معرفت صحیح و عمل صالح نیز به یقین ظهورآفرین خواهد بود.
خداوند سبحان زمانی منجی موعود را به جامعه بشری عرضه خواهد کرد که دلهای منتظران لبریز از تقاضای واقعی باشد. حضرت در توقیعی خطاب به شیخ مفید چنین بیان داشتهاند: «... و لو کان أشیاعنا وفَّقهم الله لطاعته علی إجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حقّ المعرفة و صدّقها منهم بنا فما یحسبنا عنهم إلاّ ما یتّصل بنا ممّا نکره ولا نؤثره منهم؛» اگر شیعیان ما ـ که خدایشان بر انجام طاعات موفق بدارد ـ در وفا کردن به عهد ما همدل و یکنوا بودند، در یُمن لقای ما دچار تأخیر نمیشدند و سعادت دیدار توأم با معرفت ما به سویشان میشتافت؛ ما را از ایشان چیزی جز آنچه از ایشان به ما میرسد و آن را نمیپسندیم، جدا نکرده است.
احیا و گسترش فرهنگ صحیح مهدوی در جامعه در عرصه داخلی و جهانی برعهده دولت اسلامی است. دستگاههای تبلیغاتی حكومتي و رسانههاي دولتي بسيار مؤثرتر معارف مهدوي را به جامعه ميتوانند تزريق كنند و باورهاي سطحي و انحرافي درباره مهدی(عج) را در ميان افراد میتوانند اصلاح نمایند. دولت اسلامي در اين زمینه اقدامات مؤثري ميتواند انجام دهد، از جمله موارد زير:
ـ برگزاري دورههاي تخصصي مهدويت در سطوح مختلف آموزشي؛
ـ حمايت مالي از مؤسسات فرهنگي مهدويت و تحت پوشش قرار دادن آنها؛
- راهاندازی شبکه مهدویت (در سطح داخلی و بینالمللی)؛
ـ حمايت از مبلغان حوزه مهدويت (در سطح داخلي و بينالمللي)؛
ـ تزريق معارف مهدوي به جامعه از طريق دستگاههاي تبليغاتي حكومتي و رسانههاي دولتي؛
ـ برگزاري همايشهاي (داخلي و بينالمللي) و حمايت ويژه دولت از آنها.
دولت اسلامي از راههای ياد شده و روشهاي ديگر بايد در جهت برچيدن استضعاف فكري و معرفتي در سطح جهاني تلاش کند و با گسترش اين باور در ميان مسلمانان جهان، بستر معرفتي ـ فكري و رواني مساعدي را براي ظهور امام عصر(عج) فراهم سازد.
دوم. تربيت نيروهاي لازم و كارآمد: برای حركت اصلاحي، وجود ياوراني ضرورت دارد كه با برنامهها و اهداف آن حركت، آشنا و به آنها اعتقاد داشته باشند تا دست از ياري رهبر برندارند. بدون يار و ياور منتظر حركت و اقدامي نميتوان بود، هرچند كه رهبر آماده باشد. نياز به يار و همراه در تاريخ اسلام به روشني گواه بر اهميت اين شرط است. پيامبر اسلام(ص) وقتي از جانب خداوند مأموريت يافت كه دعوت خويش را علني سازد، خويشاوندان خود را فراخواند و بعد از ابلاغ رسالت فرمود: «أيّكم یوازرنی علي هذا الأمر...؛ چه كسي از شما مرا در اين امر ياري و همراهی ميكند؟»
به راستي چرا امام علي(ع) با آن رشادت و شجاعت وصفناپذير خانهنشين شد؟ چگونه امام حسن(ع) به قبول و امضاي صلح مجبور گرديد؟ و چقدر عبرتآموز است سخن بانوي بزرگوار اسلام حضرت زينب كبرا كه در شب عاشورا به برادرش فرمود: حسين جان! آيا يارانت را آزمودهاي كه فردا تو را تنها نگذارند؟ با نگاهي گذرا به تاريخ به خوبي ميتوان نقش و جايگاه ياوران را در حركتها و خيزشها دريافت. به راستي چرا غيبت به وجود آمد؟ اگر مردم دست از ياري اهلبيت بر نميداشتند و آنها را تنها نميگذاشتند، آيا غيبت رخ ميداد؟ چنانكه عدم همراهي غيبتآفرين است، همراهي و ياوري ظهورآفرين. پس شرط ظهور امام عصر(عج) وجود دستياراني نستوه و خستگيناپذیر است كه در بُعد بدني، روحي، فكري و معنوي شايستگيهاي لازم را براي تحمل مبارزههای فراگير و تحولساز جهاني داشته باشند و بر دشمنان بتوانند چيره شوند؛ كساني كه چنين آمادگيهايي را نداشته باشند، با كمترين فشار عرصه را خالي ميكنند و امامشان را تنها ميگذارند. پس تدارك نيروهاي لازم و كارآمد و متناسب با عظمت حركت مداوم امام(ع) ضرورتي اجتنابناپذير است.
دولت زمينهساز انقلاب جهاني بايد عمليات بنيادين كادرسازي را آغاز كند و نيروهاي اعتمادپذیر را تربيت نمايد؛ نيروهايي كه از نظر قدرتهاي ايماني و روحي و بدني و نظامي و علمي و تمرینهای عملي و پرورشهاي اخلاقي و اجتماعي و سازماندهيهاي سياسي، آمادگيهاي لازم را كسب كرده باشند تا توان شركت در انقلاب سترگ و بيمانند حضرت را داشته باشند، نيروهايي كه بر اثر بلوغ و رشد فكري و روحي درك كنند که مشكلات عظيم جهان بشري، ستمها و بيدادگريها به آساني از ميان برداشته نميشود، بلكه رنجها و فداكاريهاي فراوان و تحمل دشواريهاي بسيار سنگين ضرورت دارد و سرانجام نيروهايي كه باور داشته باشند كه انقلاب منجي به سادگي پيروز نميگردد و با راحتي و بدون درگيري و خونريزي نعمت و آسايش و رفاه همگاني ميسر نميشود.
پس شیعیان در پرتو تلاشها و برنامهريزيهاي دولت اسلامي بايد به بلوغ و توانايي ياري امام(ع) در اداره جامعه جهاني برسند و قدرت تغیير عقايد، فرهنگها و ارزشها و وابستگيها را به دست آورند؛ زيرا اسلامي كه امام زمان ارائه ميکند، براي بسياري ناشناخته و دور از تصورات آنان به اسلام رايج است. از اینرو، از مسئوليتهاي بزرگ دولتهاي شيعي در دوران غيبت، آمادهسازي و تربيت نيروي انساني همآهنگ و همراه با مسئوليتهاي حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(عج) است. اين آمادگي و كادرسازي بايد به صورت زنده و فعال در جامعه اسلامي به وجود آيد و با اقدامات مدبرانه حكومتهاي شيعه به ديگر جوامع اسلامي نيز سرايت یابد. البته ناگفته نماند که علما و نخبگان جهان تشيع نيز مسئولیتهای سنگيني در اینباره بر دوش دارند و تلاش مضاعف جهاني را بايد انجام دهند.
سوم. مبارزه با تبليغات منفي و یأسآلود دشمنان: به جرئت ميتوان گفت که امروزه موعودباوري اسلامي و شيعي بيش از هر زمان ديگر دستخوش تهديدها و آسيبها قرار گرفته است؛ تهديدهای دشمنان دانا و آسيبهاي دوستان نادان.
اگر به حجم كتابهايي بنگریم كه در ساليان اخير در ردّ اعتقادات شيعي، به ويژه موضوع مهدويت و انتظار نوشته شده و دستگاههاي اطلاعاتي كشورهايي چون امريكا و انگليس، رژیم صهيونيستي و... در شمارگان وسيع به انتشار آنها پرداختهاند، اگر به شمار بسیار فيلمهايي بنگریم كه در دو سه دهه گذشته با هدف ترويج و تبليغ نگرش آخرزماني مسيحي ـ يهودي و تقبيح و تحقير نگرش آخرزماني و موعودباوري اسلامي ساخته شدهاند، اگر به شمارگان كتابهاي سطحي، نازل، عوامپسندانه و مبتني بر باورهاي سست و خرافي توجه کنیم كه در چند سال اخير در كشور ما در زمينه موضوع مهدوي نوشته شدهاند، اگر به تعداد روزافزون مجالس و محافلي نگاه کنیم كه به بهانه ذكر و ياد امام زمان(عج) در گوشه گوشه اين سرزمين تشكيل ميشوند و به جاي بارور كردن روحيه اميد، سرزندگي، تلاش، تكاپو، در دل جوانان اين سرزمين و بالابردن سطح هشياري، احساس مسئوليت و آمادگي آنان براي ظهور، بذر يأس و نوميدي، عزلتگزيني و گوشهنشيني، بيمسئوليتي و بيتوجهي، سستي و رخوت را در دل آنان ميكارند و سرانجام اگر قدري سرمان را بالا بياوريم و به شبهات و پرسشهايي نظر افکنیم كه امروز در جامعه اسلامي ما در مورد امام زمان(عج) مطرح ميشود، خواهيم پذيرفت كه ادعاي ياد شده بياساس نيست و يتيمان آل محمد(ص) بيش از هر زمان ديگر نيازمند سرپرستي و توجه علماي دين هستند.
به نظر ميرسد در شرايط كنوني مهمترين مسئوليتهاي دولت اسلامي و علماي دين به شرح ذيل است:
1. تأليف و تدوين كتابها و نشرياتي كه با بهرهگيري از منابع اصلي و متقن شيعي معارف مهدوي را به دور از هرگونه پيرايه، در اختيار گروههاي مختلف سني (كودكان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان) و قشرهای مختلف اجتماعي (فرهيختگان، دانشگاهيان، دانشجويان، كارمندان، كارگران، كشاورزان، زنان خانهدار و...) قرار دهند و آنها را با وظايف و تكاليفشان درباره امام عصر(عج) آشنا سازند؛
2. نشر کتابها و آثاری که پرسشها و شبهات مطرح در حوزه مباحث مهدوی و ابهامهای موجود در زمینه منجیگرایی شیعه را به صورتی عالمانه و متناسب با ذهن و زبان نسل امروز پاسخ دهد؛
3. نظارت مستمر بر کتابها و نشریاتی که در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار منتشر میشوند و جلوگیری از نشر و پخش آثاری که به عرضه مطالب بیمحتوا، کممحتوا، انحرافی، سست و بیاساس در جامعه میپردازند؛
4. رصد دایمی پایگاههای اینترنتی، شبکههای ماهوارهای، مطبوعات و کتابهای خارجی و فراهم آوردن پاسخهای مناسب برای شبهاتی که القا میشود؛
5. انتشار کتابها و نشریاتی که معارف مهدوی را به زبانهای روز دنیا در اختیار همه طالبان و مشتاقان این معارف در سراسر جهان قرار دهد؛
6. مقابله با انحرافها، بدعتها، کجفهمیها، بدفهمیها و بالاخره افراطها و تفریطهایی که در حوزه مباحث مهدوی در جامعه ما رواج پیدا کرده یا خواهد کرد؛
7. مقابله جدی با کلیه جریانهای سیاسی ـ فرهنگی که در قالب کتاب، نشریه، فیلم، نرمافزارهای رایانهای، پایگاههای اطلاعرسانی جهانی (اینترنت) و... به تقابل با اندیشه موعودگرایی شیعی میپردازند.
8. بررسی و نقد دیدگاههای متفکران مغربزمین در زمینه جهان آینده و آینده جهان.
نتیجه اینکه مجاهدت در عرصه علمی و فرهنگی و مبارزه با شبههآفرینان نه تنها بر همه روحانیان، مبلغان، استادان و تمام مسئولان و کارگزاران فرهنگی دولت اسلامی لازم است، بلکه همه مردم باید از رهگذر کوششهای متصدیان فرهنگی کشور به سلاح علم و معرفت و منطق درست مجهز شوند و به مقابله با حزب شیطان بشتابند. دولت اسلامی نباید در مقابل هجوم بیامان امواج گمراهی و فساد به حرکتهای آرام و فعالیتهای سطحی و مقطعی بسنده کند تا جامعه منتظر در برابر تبلیغات مسموم و فریبنده دشمنان و دوستان نادان دچار اضطراب و تردید شود، بلکه باید با تلاشهای پیگیر و خستگیناپذیر به آمادگی بیشتر برای استقبال از پیک خسته عدالت و رستگاری کمک کند.
چهارم. آمادگی نظامی و دفاعی: همواره آموزههای دینی بر کسب قدرت و قوت برای مقابله با تهدیدهای دشمنان تأکید داشتهاند. قرآن کریم با صراحت بر این مهم تأکید میکند و میفرماید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ و در برابر آنها تا میتوانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود ـ و جز آنها که شما نمیشناسید و خدا میشناسد ـ را بترسانید.
اگرچه این آموزه درباره همگان و همه دورانهاست، اما با توجه به حساسیت دوران غیبت و لزوم آمادگی هرچه بیشتر در این دوران، اهمیت بیشتری خواهد داشت. این مهم در گفتار نورانی معصومان(ع) نیز آمده است. امام صادق(ع) فرمودهاند: «لیعدن أحدکم لخروج القائم(ص) و لو سهماً فإنّ الله تعالی إذا علم ذلک من نیّته رجوت لأن ینسی فی عمره حتّی یدرکه [فیکون مِن أعوانه و أنصاره]؛» هریک از شما باید برای خروج قائم سلاحی مهیا کند، هرچند یک تیر باشد. خدای تعالی هرگاه بداند، کسی چنین نیتی دارد، امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند [و از یاوران و همراهانش قرار گیرد].
بنابر روایات، حضرت مهدی(عج) پس از اتمام حجت با جهانیان به ناگزیر با معاندان و دشمنان جنگ خونینی میکند و در این رویارویی، از یاران خود کمک میطلبد و آنان نیز در نهایت شجاعت با دشمنان میرزمند.
با نگاهی به تاریخ شیعه نیز به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگی همیشگی آنان برای این منظور میتوان پی برد. ابنبطوطه در سفرنامه خود مینویسد: ندبه شیعیان حله برای امام زمان ... در نزدیکی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد که بر در آن، پرده حریری آویزان است و آنجا را «مسجد صاحبالزمان» میخوانند. شبها پیش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته ... اسب یا استری زین کرده میگیرند و به سوی مسجد صاحبالزمان روانه میشوند.
پیشاپیش این چارپا، طبل و شیپور و بوق زده میشود. سایر مردم در طرفین این دسته حرکت میکنند؛ چون به مسجد صاحبالزمان میرسند، در برابر در ایستاده و آواز میدهند که: بسم الله صاحبالزمان، بسم الله بیرون آی که تباهی روی زمین را فرا گرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است که برآیی تا خدا به وسیله تو حق را از باطل جدا گرداند ... به همین ترتیب به نواختن ادامه میدهند تا نماز مغرب فرا رسد... .
البته چگونگی آمادگی و مهیا بودن برای ظهور بستگی به شرایط زمان و مکان دارد و اگر روایات درباره آماده کردن اسب و شمشیر برای ظهور ولیّ امر، سخن گفتهاند و برای آن فضیلت بسیار برشمردهاند، به این معنا نیست که اینها موضوعیت دارند، بلکه با قدری تأمل روشن میشود که ذکر این موارد تنها تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری آخرین حجت حق است. بیگمان شیعیان در این عصر باید با فراگرفتن فنون رزمی و مسلح شدن به تجهیزات نظامی و دفاعی متناسب با زمان، خود را برای مقابله با دشمنان قائم آل محمد(عج) آماده سازند. البته این مهم برعهده حکومت اسلامی است که در زمین قوای مسلح کشور را در بالاترین حد آمادگی نظامی قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهی بر ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) قرار گرفت، به بهترین گونه در خدمت آن حضرت بتوانند باشند.
نتیجه
از آنچه گذشت، به خوبی درمییابیم که بنابر آموزههای دین مبین اسلام، یگانه هدف خلقت انسان رسیدن به عبودیت و قرب الی الله است و تنها راه قرار گرفتن در این مسیر ظهور آخرین حجت حق و سر سپردگی به هدایتهای ایشان است. این نجاتبخشی در پرتو ظهور حضرت(عج) خاص دین اسلام نیست، بلکه همه ملتهای آزاده جهان انتظار این منجی جهانی را میکشند. پس ظهور حضرت آمادگی جهانی را میطلبد و همانگونه که عدم آمادگی مردم موجب غیبت حضرت گردیده، تا این آمادگی فراهم نگردد، حضرت از پشت پرده غیبت بیرون نخواهد آمد. این آمادگی نیاز به زمینهسازی دارد و همه منتظران ظهور باید در زمینهسازی سهیم باشند. در این میان، دولتهای اسلامی نقش بسیار مهم و حساسی را برعهده دارند و باید با برنامهریزیهای صحیح و هدفمند در ایجاد آمادگی جهانی گامهای بلند و مؤثری بردارند.
اهدافی که لازم است دولتهای اسلامی آنها را دنبال کنند، در دو بخش اهداف عمومی و ویژه طرحشدنی است. اهداف عمومی که در راستای اهداف حکومتهای نبوی و علوی است و همه دولتهای اسلامی با دستیابی نسبی به آنها میتوانند الگوی حکومت مهدوی را ترسیم کنند؛ دنیا را با ویژگیهای نظام مهدوی آشنا سازند و جهان را آماده و پذیرایی حکومت حضرت نمایند. مهمترین این اهداف عبارتند از: تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، توانمندی و عدم وابستگی، مبارزه با فساد و احیای اخلاق اسلامی، ظلمستیزی و سازشناپذیری، خدمترسانی به مردم و اتحاد و انسجام. اهداف ویژه نیز عبارت از اهدافی است که دولت زمینهساز باید در جهت نیل به آنها فعالیتهای گستردهای انجام دهد و آمادگی خاص برای یاری حکومت حضرت را به دست آورد، مهمترین این اهداف نیز تحت عناوین معرفتبخشی مهدوی، تربیت نیروهای کارآمد، مبارزه با تبلیغات منفی دشمنان و آمادگی نظامی بیان شد.
پينوشتها:
دانشجوی مقطع دکتری رشته علوم قرآن و حدیث.
. رحیم کارگر، آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، ص87، چاپ اول: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج)، قم 1383شمسی.
. همان.
. نیراچاندوک، جامعه مدنی و دولت، ترجمه فریدون کاظمی و وحید بزرگی، ص62، نشر مرکز، تهران 1377شمسی.
. سیدجواد طاهایی، اندیشه دولت مدرن، ص25، چاپ اول: انتشارات عروج، تهران 1381شمسی.
. عبدالحمید ابوالحمد، مبانی سیاست، ص141، چاپ دهم: انتشارات توس، تهران 1384شمسی.
. سوره نور، آیه 55.
. اقتباس از بیانات آیةالله مصباح یزدی، خبرنامه همایش بینالمللی دکترین مهدویت (آینده روشن)، ش6، اسفند 1386، ص9.
. سوره انبیاء، آیه 105.
. سوره قصص، آیه 5.
. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص87، چاپ دوم: انتشارات مؤسسة الوفاء، بیروت 1403قمری.
. همان، ج52، ص238.
. همان، ص223.
. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)، ج20، ص196ـ197، چاپ اول: انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران 1369شمسی.
. همان، ج7، ص255.
. همان، ج19، ص3.
. سوره نحل، آیه 90.
. راغب اصفهانی، مفردات الالفاظ القرآن، ذیل ماده عدل، چاپ اول: دفتر نشر الادب، بیجا، 1404قمری.
. ابنمنظور، لسان العرب، ذیل ماده عدل، چاپ اول: نشر الادب الحوزه، بیجا، 1405قمری.
. شیخ طوسی، المبسوط فقه الإمامیه، تصحیح و تعلیق محمدباقر بهبودی، ج8، ص217، انتشارات مکتبة المرتضویه، بیجا، بیتا.
. محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص371، چاپ سوم: انتشارات مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت 1393قمری.
. نهجالبلاغه، حکمت 437.
. سوره حجر، آیه 39.
. نجف لکزایی، «عدالت مهدوی تداوم رسالت انبیا» (مجموعه گفتمان مهدویت)، گفتمان ششم، ص82 ـ 84، چاپ اول: تهیه و تنظیم مؤسسه پژوهشی انتظار نور، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1385شمسی.
. علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمۀ فی معرفة الائمۀ، ج2، ص476، انتشارات مکتبه بنیهاشمی تبریز، 1381قمری.
. صحیفه نور، ج20، ص198 ـ 199.
. نهجالبلاغه، خطبه 198.
. مطالب این قسمت تلخیصی است از: ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان(عج) و تکلیف منتظران، ص303 ـ 305، چاپ اول: انتشارات موعود عصر، تهران 1384شمسی.
. بحارالانوار، ج75، ص251.
. سیدجواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان، ص441، چاپ اول: انتشارات دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم 1381شمسی.
. سوره شوری، آیه 38.
. سوره آلعمران، آیه 110.
. سوره نساء، آیه 59.
. نهجالبلاغه، خطبه 34.
. سوره ص، آیه26.
. سوره نساء، آیه 58.
. حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، ج7، ص175، چاپ اول: تهیه و تنظیم دفتر مقام معظم رهبری، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1376شمسی.
. سوره حدید، آیه 25.
. محمد بن یعقوب الکلینی، اصول الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، ص60 ـ 61، چاپ دوم: انتشارات دارالکتب الاسلامیۀ، بیجا، بیتا.
. نهجالبلاغه، خ 621.
. اسماعیل پرور، گلبانگ عدالت، ص126، چاپ اول: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1382شمسی.
. نهجالبلاغه، خطبه 131.
. ابنشعبة الحرّانی، تحف العقول، تصحیح و تعلیق علیاکبر غفاری، ص438، چاپ دوم: مؤسسه نشر الاسلامی، قم 1404قمری.
. بحارالانوار، ج21، ص 125.
. نهجالبلاغه، خطبه 27.
. موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص331 ـ 332، چاپ اول: معهد تحقیقات باقرالعلوم(ع)، انتشارات دارالمعروف، قم 1415قمری.
. سوره رعد، آیه 11.
. سوره محمد، آیه 7.
. سوره نساء، آیه 75.
. مطالب این قسمت اقتباسی است از کتاب حقوق و وظایف شهروندان، ص529 ـ 538.
. سوره نساء، آیه5.
. سوره انفال، آیه39.
. سوره انفال، آیه 60.
. سوره نحل، آیه 125.
. سوره حج، آیه 3.
. صحیفه نور، ج20، ص114.
. سوره ذاریات، آیه 56.
. نهجالبلاغه، خطبه 27.
. صحیفه نور، ج3، ص198.
. همان، ج20، ص132.
. بحارالانوار، ج71، ص338.
. همان، ج40، ص113.
. همان، ج71، ص319.
. همان، ص316.
. تفسیر ابوالفتوح رازی، ج2، ص450. (به نقل از: محمد محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی(عج) فروغ تابان ولایت، ص138، چاپ سیزدهم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم 1385شمسی)
. بحارالانوار، ج8، ص368.
. اصول الکافی، ج1، ص185.
. محمدامین بالادستیان و دیگران، نگین آفرینش، ص147 ـ 151، چاپ دوم: انتشارات بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)، قم 1384شمسی.
. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص325، انتشارات النعمان، نجف اشرف 1386قمری.
. رهتوشه مهدییاوران، ص213ـ221، چاپ اول: تهیه و تدوین مرکز تخصصی مهدویت، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم1381شمسی.
. معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ص182 و ص389 ـ 390.
. سوره انفال، آیه60 .
. محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی، الغیبة، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، ترجمه محمدجواد غفاری، ص320، روایت دهم، چاپ دوم: انتشارات مکتبة الصدوق، تهران 1376شمسی.
. سفرنامه ابنبطوطه، ج1، ص272. (به نقل از: ابراهیم شفیعی سروستانی، انتظار بایدها و نبایدها، ص44، چاپ اول: انتشارات مؤسسه فرهنگی موعود، قم 1383شمسی.
. همان، ص44 ـ 45.


