بررسي حكومت حضرت مهدي(عج) با حكومتهاي معاصر
محمّد مباشر اميني
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
مقدمه
انسان قبل از اینکه به حالت انفراد و گسيخته از اجتماع زندگي كند، همراه با انسانهاي ديگر و در پيوستگي كامل با آنان بوده، هميشه ترجيح ميداده خود را در جمع ببيند، و احيانا مشكلات خويش را با نيروي گروه همانند خود رفع و برطرف نمايد.
انسان در حالت انفراد، مشخصاتي دارد كه چون در دل گروه قرار گرفت بسياري از آنها را از دست ميدهد و در عوض خصوصيتهاي تازهاي كسب ميكند.
از جمله ويژگيهاي زندگي اجتماعي، مقيد بودن به اصولي است كه توسط حكومت بر جامعه جاري ميشود، اصولي كه در اصطلاح به آن قانون ميگويند. اين قوانين حاصل ديدگاه ايدئولوژي و انسان شناسي هر مكتب و بينشي است كه در جامعه حاكم است.
در عصر حاضر كه از آن به عصر ظهور يا عصر به بن بست رسيدن مكاتب و علوم انساني نيز ياد ميشود، اين قوانين ديگر پاسخگوي نيازهاي اجتماعي جامعه نبوده و نياز به قوانيني كارآمدتر و كاملتر جهت رشد به سمت يك جامعه ايدآل جداً احساس ميشود.
حكومتهاي موجود در عصر حاضر با به بن بست رسيدن در مسائل اجتماعي عملاً محبوبيت و جايگاه خود را در بين اجتماع از دست داده و در واقع محكوم به شكست و نابودي ميباشند.
نمود اين مسئله را ميتوان در بحرانهاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي جوامع مختلف به وضوح مشاهده و تحليل كرد. دور شدن انسان از خدا با ايجاد اصل جدايي دين از حكومت و برقراري و رواج فرهنگ برهنگي و چپاول ثروتهاي عمومي توسط عدهای قليل كه خود از سردمداران اين حكومتها هستند، در واقع چيزي جز نابودي اين ايدئولوژيهاي بشري را نميگويد.
تمامي مكاتبي كه ادعاي حل مشكلات بشري را دارند شكست خواهند خورد. نااميدي كشندهاي بر جامعه بشري سايه ميافكند و اين احساس كه نميتوان از دام جور و ستم رهيد و به خوشبختي و رفاه رسيد بر روح و روان آدمي اثري ژرف بر جاي ميگذارد.
در اين دوره زماني، تنها اميد و بارقهاي كه در دلها ميماند، ايجاد يك جامعه جهاني عاري از هرگونه مشكل و وجود يك حاكم عادل و دادگستر است. حكومتي كه بتواند نقص روحي و معنوي انسان را برطرف نموده و بدينوسيله ريشه فساد و تباهي را از جامعه بركند.
انسان را به رشد و تعالي برساند و دين و اخلاق و عدالت محوري را به جامعه بازگرداند. با زورگويان و مستكبران برخورد قاطع نمايد و حق مستضعفان را از آنها بازستاند.
اينها از ويژگيهاي حكومتي است كه نويد آن در هر مكتب الهي به انسان داده شده است. اميد به ظهور منجي آخرالزمان. منجي دادگر و دادگستر و ايجاد حكومت مطلق الهي با اصل مساوات و برابري انسانها.
در عصر حاضر حكومتها با تكيه بر قوانين محدود روانشناسي اجتماعي و اصول ضعيف سياسي كه برگرفته از علم ناقص بشري است، سعي بر آن دارند تا با ترويج فرهنگهاي ناصحيح و اصول ضد اخلاقي، جامعه را از سطح سياسي و اجتماعي حكومتي حذف نموده و بدينوسله بتوانند با دور نگه داشتن سطح عمومي جامعه از حكومت، منافع مالي و اقتصادي خويش را حفظ نمايند.
در واقع حكومتهاي عصر حاضر با تكيه بر تبليغات و عناصر فرهنگي سعي بر همراه نمودن افكار عمومي با نظامهاي خويش را دارند.
اما آنچه كه حكومتهاي معاصر هرگز فكر آن را نميكردند، در حال وقوع است. نزديكي بيش از پيش انسان به معنويت و گرايش جامعه بشري بسوي مكاتب الهي كه اين نشانگر شكست مكتبهاي خود ساخته بشري است.
در اين مقاله سعي بر اين است تا با بيان ويژگيهاي حكومت آخرالزمان و اثرات خاص آن به بيان مشكلات ساير حكومتها در عصر حاضر پرداخته و ديدگاه روشني از شرايط خاص آن دوره ارائه گردد، برنامههاي حكومت آخرالزمان را با برنامههاي حكومت عصر حاضر مقايسه نموده و ويژگيهاي خاص حكومت را بيان نمايد.
اميد است كه مورد قبول حضرت صاحبالامر (ارواحنا لتراب مقدمه فداه) قرار گيرد.
ويژگيهاي حكومت آخرالزمان
حكومتهاي عصر حاضر به دلیل مشکلات متعدد و بخصوصی كه در سیستم حکومتی آنها وجود دارد عملاً كار را به جايی رساندهاند كه جامعه بشري خود را جدا از اين حكومتها ميبينند و به دنبال حكومتي عاري از هرگونه مشكل بوده تا بتواند معناي كامل تعاريفي چون امنيت، عدالت، حقوق بشر و ... را در جامعه به مرحله اجرا در آورد.
لذا آن حكومتي كه مد نظر جامعه بشري است بايد داراي ويژگيهايي خاص و كامل و در عين حال داراي قدرت كامل اجرايي در هر زماني باشد. ايجاد حكومت واحد جهاني كه يكي از آرزوهاي جامعه بشري است ميبايست در آن موقع تحقق يابد. از ويژگيهاي خاص دوره آخرالزمان ايجاد حكومتي واحد و جهاني است.
حكومتي كه تمامي حكومتهاي ديگر را نفي و نابود ميكند و كليه مكاتب بشري را غير از مكاتب ديني از بين ميبرد. حكومت آخرالزمان، حكومتي جهاني و فراگير است، و ساير حكومتها به لحاظ مبناي غير الهي و ابزارهاي غير مشروع محكوم به نابودي ميباشند.
اين حكومت با هيچيك از حكومتهاي عصر حاضر تطابق يا شباهتي نخواهد داشت. و در طول تاريخ براي آن هيچ نمونه مشابهي يافت نخواهد شد. بیشك اين نوع حكومت ميبايست آخرين نوع از انواع حكومتها باشد و در مرحلهاي به وقوع بپيوندد كه ديگر هيچ راهي براي بشر باقي نمانده و جامعه جهاني به افول سياسي و فكري گرويده و تنها راه حل را در ظهور منجي آخرالزمان و برقراري حكومتي عاري از هرگونه مشكل ببيند.
امام صادق(ع) در اين مورد ميفرمايند:
ما يكون هذا الامر حتّي لا يبقي صنف من النّاس الّا و قد ولّوا من النّاس لا يعني باشروا الحكم فيهم حتّي لا يقول قائل: انّا لو ولّينا لعدلنا.
دولت امام مهدي(عج) برپا نميشود مگر آنكه همه گروهها به حكومت خواهند رسيد، تا كسي نگويد اگر ما حكومت ميكرديم رفتاري عادلانه ميداشتيم.
در عصر حاضر نيز بسياري از نظريهپردازان واژه جهاني شدن را مطرح نمودهاند كه البته در عصر حاضر با توجه به بحرانهاي فرهنگي و اجتماعي، غير قابل اجرا ميباشد.
يكي از موانع ايجاد اين نوع حكومت وجود افراد فاسد و سودجو در عرصههاي حكومتي است كه عملاً تمام قوانين و مناسبات اجتماعي را در جهت سودهاي مادي شخصي خويش تنظيم مينمايند.
جهاني شدن به اين شكل باعث چپاول ثروت توسط عدهاي سودجو خواهد شد. يكي ديگر از موانع شكلگيري اين نوع حكومت، فرهنگهاي خود ساخته بشري است كه بسياري از آنها هيچ پايه درستي نداشته و عملاً با فرهنگها و مكاتب ديگر از جمله اديان الهي برخورد خواهد نمود.
همچنین در عصر حاضر كه بسياري از كساني كه سنگ جهاني شدن را به سينه ميزنند خواستار جدايي دين از حكومت ميباشند نميتوان حكومتي جهاني بر اساس روحيات ديني و معنوي جامعه بشري ايجاد كرد.
همچنین حكومت جهاني بايد از لحاظ علمي در سطحي باشد كه بتواند در هر لحظه و در هر مكاني وارد عمل شده و با افراد خاطي برخورد نمايد و مشكلات اجتماعي را حل كند كه اين امر با توجه به علم محدود بشر در عصر حاضر غير قابل اجرا ميباشد. لذا حكومت واحد در دوره آخرالزمان، لازم است كه شرايط زير را از هر لحاظ ايفا نمايد:
حكومتي متناسب با ساختارهاي ديني و معنوي ايجاد نمايد تا بتواند پاسخگوي نيازهاي روحي جامعه بشري نيز باشد.
بتواند ساختاري مناسب براي فرهنگ جامعه ايجاد نمايد. فرهنگهاي خودساخته بشري را كه بسياري از آنان باعث ايجاد هرج و مرج اجتماعي در اجتماع جامعه بشري شده است را از بين ببرد.
بتواند ثروت را به طور عادلانه، صحيح و به دور از هر گونه بیعدالتي بين تمام اقشار جامعه تقسيم نمايد. امتيازات طبقاتي را از بين برده و اصل مساوي بودن تمام انسانها را اجرا و رعايت نمايد.
بتواند حكومتي پيشرفته از لحاظ تكنولوژي و علم ايجاد نمايد، كه سرآمد تمامي حكومتها باشد.
بنا به آيه 13 سوره حجرات كه ميفرمايد:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»؛
اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بىترديد، خداوند داناى آگاه است.
حکومت نهايي باید پنج ویژگی اصلی را رعایت نماید:
اعتقاد به حرمت داشتن انسانها و پرهيز از توهين و نابرابري؛
پرهیز از سلطهجويي و سلطهگري و آزادي كامل انسانها بر اساس اصول ديني؛
لغو هر نوع اختیار و فاصله طبقاتی و برابر بودن تمام آحاد جامعه؛
تعاون و همکاری كامل بين تمامي عناصر جامعه اعم از مردم و حكومت؛
رعایت عدالت و توازن اجتماعی بر اساس اصل مساوات و برابري.
در واقع وقتی كه با ديد باز به مسائل امروز جامعه بشري مينگريم سرمنشاء تمامي مشكلات امروز جامعه را در عدم رعايت اين پنج اصل توسط حكومتها مييابيم.
لذا حكومت مطلق جهاني ميبايست عاري از هر گونه مشكل باشد تا بتواند جوابگوي نيازهاي جامعه بشري باشد.
در عصر كنوني عملاً جايگاه حكومتها به جايگاه گروهها و احزاب سياسي تبديل شده است. قدرت، قانون و نام حكومت در واقع بازيچهاي است براي به قدرت رسيدن عدهاي خاص در جهت پيشراندن اهداف خود در جامعه. حكومت مطلق جهاني ميبايست عاري از هرگونه حزب و گروه سياسي بوده و تمامي قواي قانونگذار را در جامعه از بين ببرد.
در واقع حكومت مطلق جهاني نيازمند حاكمي است كه به تمامي اصول انسانشناسي آشنا بوده و خود بتواند منبع كاملي براي ايجاد و اجراي قوانين باشد. به تمامي روحيات انسان احاطه داشته و قوانيني تنظيم نمايد كه متناسب با تمامي خواستهاي انساني هم از لحاظ مادي و هم از لحاظ معنوي باشد.
قانونهاي عصر حاضر به هيچ عنوان توانايي ايجاد عدالت و امنيت اجتماعي را ندارند. نمود و اثبات اين مسئله را ميتوان در مشكلات جوامع بزرگ سياسي در عصر حاضر مشاهده كرد.
تمام مبارزات حزبي كه مردم با يكديگر دارند به منظور در دست گرفتن حكومت و پيروزي بر رقيب است، اما اين انگيزه در حكم علت اصلي نيست، بلكه در حقيقت انگيزه ابتدايي آنست كه انسانها در تلاش براي يافتن رهبرند، و انتخاب اين راه به خاطر دست يافتن به بهترين سيستم رهبري مورد علاقه خودشان است.
اما حكومتهاي عصر حاضر، قابليت حل تمام خواستهاي جامعه را ندارند، به طور كلي در عصر حاضر بين جامعه و حكومت سه حالت زير وجود دارد:
جامعه گاهي حكومت را نفي و گاهي اثبات ميكند. يعني در آنجا كه حكومت به نفع شخص خاصي باشد، آن شخص مدافع حكومت و اگر به ضرر او باشد، مخالف حكومت ميگردد.
جامعه و بشر حكومت ميخواهد و حكومت نميخواهد. در حقيقت طالب آن حكومت است كه كمتر حكومت كند. زيرا جامعه براي رفع نيازها و فرار از ناخوشي ناچار به پذيرفتن حكومت است. اما اين حكومت آزاديهاي او را محدود ميكند.
بين جامعه و حكومت، هميشه دفع و جذبهايي وجود دارد، يعني گاهي جامعه حكومت را بدليل كاري ميپذيرد و گاهي به دليل ديگر نفي ميكند.
اما در عصر ظهور و حكومت آخرالزمان ديگر هيچكدام از اين روابط كارايي نخواهد داشت. يعني حكومت ميتواند تمامي نيازهاي جامعه را تأمین نمايد. عدالت را به طور كامل ميگستراند و حق هيچكس را ضايع نميكند.
بين حكومت و جامعه پل ارتباطي دقيق و منظمي ايجاد ميگردد و آزاديهاي شخصي و اجتماعي محدود نميگردد. در واقع اصول فوق در حكومت آخرالزمان ايجاد ميگردد:
جامعه و حكومت در كنار يكديگر و با حفظ اصول كامل تربيتي به پيش خواهند رفت. حكومت معيارهاي لازم در جهت تربيت جامعه را بوجود خواهد آورد و جامعه از تمامي آن معيارها استفاده خواهد نمود.
با اجراي اصل اول، جامعه به سمت عدالت محوري پيش خواهد رفت، بوسيله سيستم تربيتي حكومت با اصول كامل عدالت اجتماعي آشنا خواهد شد و خود بنيانگذار عدالت اجتماعي در سطح جامعه خواهد شد و تمامي حق و حقوق كليه افراد جامعه، توسط خود آنها حفظ خواهد شد.
با اجراي اصل دوم، كليه آزاديهايي كه باعث آزار جامعه و يا از بين بردن حريم عمومي ميگردد به وسيله خود جامعه از بين خواهد رفت و كليه حد و مرزها به طور صحيح حفظ خواهد شد.
با اجراي اصل سوم، امنيت عمومي توسط جامعه، بصورت گستردهاي شكل خواهد گرفت تا جايي كه ديگر نيازي به دخالت حكومت در اين امر نخواهد بود.
با اجراي اصل چهارم، كليه مردم بدون هيچگونه امتياز طبقاتي يا فردي از خدمات يكسان و برابر در حد كامل بهرهمند خواهند شد. آموزش و پرورش، استفاده از خدمات عمومي و ... در سطح وسيعي با حفظ عدالت و امنيت توسط جامعه، براي همه يكسان و برابر خواهد بود.
با اجراي تمامي اصول بالا و اصول ديگري كه خارج از ذهن است، جامعه و حكومت تعاون و همكاري بسيار والا و خوبي با يكديگر داشته و حكومت ميتواند كليه نيازهاي اجتماعي و فردي را تأمین نموده و رضايت جامعه را جلب نمايد. همچنین جامعه نيز بدليل وجود روابط مناسب بين حكومت و جامعه، اين نوع حكومت را پذيرفته و دستورات آن را بدون كم و كاست و چون و چرا اجرا خواهد نمود.
اينها اصولي است كه در زمان حكومت آخرالزمان به مرحله اجرا در خواهد آمد كه عملاً با توجه به مشكلاتي كه در عصر حاضر وجود دارد، اعم از فساد مالي و اخلاقي سردمداران حكومت، شناخت ضعيف مديران اجتماعي از اصول روانشناسي انسان و ... در عصر حاضر غير قابل اجرا ميباشد.
در واقع ميتوان اهداف اصلي حكومت آخرالزمان را اینگونه نام برد:
رساندن جامعه بشري به كمال مطلوب و رشد و بالندگي؛
برقراري عدالت اجتماعي و گسترش قسط و عدل در سراسر گيتي؛
اداره و سازماندهي نظام جهان بر اساس ايمان به خدا و احكام دين مبين اسلام؛
تثبيت و گسترش صلح و امنيت جهاني؛
زنده و احيا كردن آئين توحيدي و اجراي اصل حكومت ديني؛
به كمال نهايي رساندن علم و دانش بشري و رشد و شكوفايي انديشهها و افكار انسان؛
تصحيح كليه امور جامعه بشري و استفاده صحيح از امكانات و منابع مادي و معنوي.
بسياري از مشكلات موجود در حكومتهاي عصر حاضر برگرفته از ناتواني علمي بشر در پاسخگويي به بسياري از سؤالات و در نتيجه برطرف نمودن آنان است.
مشكلاتي از قبيل كنترل حوادث غير قابل پيش بيني، كنترل بيماريها، كنترل كامل امنيت عمومي و ... مشكلاتي است كه علت اصلي آنها ضعف علمي بشر است.
بحرانهاي زيست محيطي، توليد محصولات زايد و نامناسب براي انسان و محيط طبيعي، توليد پسماندههاي رآكتورهاي هستهاي كه عملاً به بحراني بزرگ تبديل شده است و بسياري مسائل ديگر، بدليل كافي نبودن علم بشري در جهت رفع آن است.
لذا حكومت مطلق جهاني ميبايست به تمامي علوم آشنا بوده تا بتواند بر تمامي مشكلات فايق آيد. كنترل كامل طبيعت را به عهده گيرد، ريشه تمامي بيماريها را از بين ببرد و ساختار كاملي از امنيت اجتماعي را در جامعه ايجاد نمايد، اصول كامل زيست محيطي را رعايت نموده و محيطي عاري از هرگونه مشكل اعم از جسمي و روحي ايجاد نمايد و بتواند راهكار مناسبي جهت پيوند علم و دانش و دين و فرهنگ بوجود آورد.
در عصر حاضر با روز افزوني دانش و دور شدن انسان و حكومت از خدا و اتكاء انسان به صنعت، انسان از اصول فطري خود عقب مانده و در چنين جامعهاي هر نوع فساد، جنايت و خيانتي شكل خواهد گرفت.
در حقيقت قطعيترين و حتميترين پديده تمدن و تكامل اینچنین، ظلم و بيداد و فساد و تباهي است. در حكومت آخرالزمان بدليل به كمال رسيدن تمامي علوم و حتي ايجاد علوم جديد كه اكنون دور از دسترس ذهن بشر است، تمامي سوالات و مسائل علمي حلشده و منطق ايمان با علم رشد خواهد كرد.
همچنین با تكامل علمي بشر در آن عصر، جامعه به تمامي اصول علمي آگاهي پيدا نموده و خود پيشتاز در عرصه اجراي اين اصول، از جمله عدالت اجتماعي و امنيت عمومي خواهند شد.
بدليل كامل شدن عقل بشري و وجود حاكم مطلق كه خود امامي معصوم است، بسياري از مشكلات فرهنگي و يا فرهنگهاي خود ساخته بشري از بين ميرود و فرهنگي اصيل و ناب كه در واقع همان فرهنگ زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است، بر جهان حاكم ميشود.
همچنین مردم آن عصر توجيه تمامي اصول بهداشتي را درك نموده و خود به اجراي آن اصول ميپردازند. دليل و علت تمامي بيماريها و امراض كشف و راه درمان و نابودي آنها مشخص ميشود.
تمامي اصول بهداشتي جامعه اعم از زيبايي، محيط زيست و بهداشت فردي هم از لحاظ جسمي و هم از لحاظ روحي در سطح ايدهآل خود قرار ميگيرد. همچنین بشر بطور كامل به اسرار آفرينش و قوانين طبيعي پي برده و بسياري از مشكلات را از جمله سيل، زلزله و... را خنثي نموده و از بين ميبرد.
عدالت اجتماعي مقولهاي است كه در عصر حاضر و در بين تمامي روشنفكران و محققين و متخصصين علوم سياسي و اجتماعي مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و جايگاه ويژهاي را به آن اختصاص دادهاند.
متأسفانه در عصر حاضر بدليل رعايت نشدن اين اصل مهم اجتماعي مشكلات بسياري از جمله بحران غذا، نبود سرپناه، پايمال شدن سرمايههاي اجتماعي توسط افراد سودجو، بحران فقر علمي و فرهنگي و ... بوجود آمده است.
يكي از ويژگيهاي مطلق حكومت آخرالزمان بنا بر روايات ايجاد كامل عدالت اجتماعي است كه اين در واقع تنها دليل اجرا و ايجاد چنين حكومتي است. با بررسي روايات و احاديث در اين زمينه اینطور مشخص ميگردد كه در عصر ظهور منجي بشريت بدليل كامل شدن عقل بشري و ايجاد حكومت واحد جهاني و از بين رفتن فرهنگهاي ناصحيح و ايجاد قوانين كامل ناب اسلامي، تمامي افراد از حقوق و شاخصهاي يكسان برخوردار خواهند بود و همه به يك سهم از ثروتهاي خدادادي بهرهمند خواهند شد.
اين عدالت اجتماعي به گونهاي خواهد بود كه در روايتي اینگونه آمده است:
ياوي الي المهدي امته كما تاوي النحل الي يعسوبها و يسيطر العدل حتي يكون الناس علي مثل امرهم الاول، لا يوقظ نائما و لا يهريق دما.
امت به مهدي(عج) مهر ميورزند و به سويش پناه ميبرند. آنچنان كه زنبوران عسل به سوي ملكه خود پناه ميبرند. عدالت را در پهنه گيتي ميگستراند و صفا و صميميت صدر اسلام را به آنها باز ميگرداند. خفتهاي را بيدار نميكند (كسي مزاحم كسي نميشود) و خوني را (به ناحق) نميريزد.
از خصوصيات بارز حكومت عصر ظهور اين است كه بواسطه درك بالاي عقلي و فطري مردم كه به آنها اعطاء ميگردد، جامعه، خود پايه گذار و مجري عدالت اجتماعي و فردي خواهد بود، بطوريكه ديگر نظام حاكم نيازمند اجراي قوانين سخت و دست و پاگير براي حفظ امنيت جامعه نخواهد داشت.
به دليل كامل شدن عقل بشري بسياري از مشكلات اخلاقي از جمله حسد، غيبت، دروغ و امثال اينها از بين رفته و جامعه و مردم به جاي خودخواهي به خدمت نمودن افتخار خواهد كرد.
در روايتي ديگر اینگونه آمده است:
هو الشمس طالعه من مغربها، يظهر عندالركن والمقام، فيطهر الارض و يضع الميزان العدل فلا يظلم احد احدا
او همان خورشيدي است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر ميشود و ميزان عدالت را ميگسترد، ديگر كسي به كسي ستم نميكند.
از ديگر وظايف حكومت تربيت صحيح جامعه براي رسيدن به هدفي والا و مقدس در جهت حفظ معنويت است. تربيت افرادي خاص كه بتوان با اتكاء بر آنها و گماردن آن اشخاص در رأس مديريتي حكومت، آن را متناسب با اهداف اصلي به پيش برد. حكومتهاي موجود در عصر حاضر بدليل دور بودن از معنويت و استفاده از اصل جدايي دين از سياست و همچنین استفاده ابزاري از قدرت در اين امر ناتواني خود را اثبات نمودهاند.
حكومتهاي موجود بدليل نداشتن شناخت كافي و لازم از اصول انساني و دوري از دين و فرهنگ عملاً مسير جامعه بشري را به سمتي سوق دادهاند كه نااميدي، ياس، القاء ناتواني و مفيد نبودن براي جامعه، ميل به رذيلتهاي اخلاقي از جمله تجاوز، دزدي، از بين بردن بنيانهاي خانواده و... را در ذهن بشر بالخصوص نسل جوان ايجاد نمودهاند.
يكي از ويژگيهاي حكومت در عصر ظهور تربيت يافتگي فرهنگي بر اساس اسلام ناب و عدالت محور كه پايه و اصل تشكيل حكومت مهدوي است و تربيت نيروي اراده و اخلاص در بشر براي بر عهده گرفتن مسئوليتهاي جديد در دولت عدل جهاني است.
بر اين اساس به هر فرد و ملتي به طور تدريجي و مرحله به مرحله، روشهاي فرهنگسازي اعطا ميشود و هرگاه مرحلهاي طي شود، فرد يا جامعه شايستگي مرحله جديدي از فرهيختگي را پيدا ميكند.
در واقع در آن عصر تمام مردم تحت آزمايش قرار خواهند گرفت و آنكس كه بتواند از عهده آزمايش برآيد وارد مرحله ديگري از اين آزمايش خواهد شد. اين اصلي است كه در قرآن كريم نيز به عنوان يكي از سنتهاي الهي به آن اشاره شده است:
ما كان الله ليذر المومنين علي ما انتم عليه، حتي يميز الخبيث من الطّيّب؛
خداوند هرگز مومنان را بدين حال كنوني وانگذارد تا آن كه به آزمايش، بد سرشت را از پاك گوهر جدا سازد.
در عصر حاضر معمولاً افرادي كه تحت آزمايش قرار ميگيرند اگر در آزمايشي شكست بخورند، كنار گذاشته خواهند شد و در واقع آن شخص چوب بيدقتي و ندانم كاري خود را خواهد خورد.
اما در عصر حكومت آخرالزمان تمامي افراد با روشهاي مختلف و صحيح فرهنگ سازي تحت آزمايشهاي گوناگون قرار خواهند گرفت و آنكس كه از عهده آزمايشي بر نيايد دوباره با روش ديگري وارد عرصه خواهد شد.
يكي از ويژگيهاي آن عصر فرهنگ سازي صحيح و منظم و حساب شده و در نتيجه گرويدن مردم به خواست خودشان به آن فرهنگ كه در واقع همان اسلام ناب است ميباشد.
يكي ديگر از مشكلات حكومتهاي عصر حاضر، ناتواني در حفظ امنيت عمومي و ارتباط با جامعه است. نمود اين مسئله را در جوامع مختلف ميتوان بوضوح مشاهده كرد. دزدي و قتل و غارت اموال مردم، تجاوز به ساير كشورها، قاچاق و... همگي به دليل ناتواني سيستم حكومتي در بخش اطلاعات و ارتباطات است.
اما در عصر ظهور و در حكومت آخرالزمان بدليل پيشرفت سريع و چشمگير علمي نوع بشر، وسايل ارتباطات و اطلاعات آنقدر وسيع و پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان ميدهد و براي آگاهي به اقصي نقاط كشور، نيازي به وسايل و ابزار ارتباطي امروزي نيست.
از اين رو حكومت، نسبت به كل عالم تسلط كامل دارد و به موقع و بدون فوت وقت، وارد عمل شده، مشكل را حل ميكند و هرگونه توطئه و فساد را در نطفه خفه ميسازد. بين حاكم و مردم نامه رساني وجود ندارد و مردم در هر نقطهاي از كره زمين، حاكم را مشاهده خواهند نمود و با او ارتباط خواهند داشت.
از ويژگيهاي خاص و بارز حكومت آخرالزمان، اتصال اين حكومت با عالم غيب و برخورداري از مواهب خاص آن عالم ميباشد. از جمله اين موارد ميتوان به عالم بودن حاكم به كليه رخدادها اشاره كرد كه در سيستم قضايي و داوري آن حضرت نقش به سزايي دارد. در عصر حاضر بدليل نبود مدارك يا شواهد مورد نياز، بسياري از متخلفين به راحتي از دست قانون ميگريزند.
اما در حكومت آخرالزمان، بدليل اتصال حاكم با عالم غيب ديگر نيازي به هيچ مدرك يا شاهدي نبوده و امام بدون فوت وقت دستور و حكم لازم را صادر مينمايد. مديران ديگر بلادهاي اسلامي نيز كه تحت نظر حاكميت حكومت مركزي هستند نيز با برخورداري از ارتباط با امام(ع) دستورات لازم را دريافت كرده و حكم نهايي را صادر ميكنند.
اين امر سبب ميگردد كه بسياري از افرادي كه با جعل مدارك يا ارائه شواهد دروغ از چنگال قانون ميگريزند، عملاً ديگر هيچ راهي براي فرار نداشته باشند.
امام باقر(ع) در حديثي در اين مورد ميفرمايد:
انما سمي المهدي لانه يهدي الي امر خفي حتي انه يبعث الي رجل لا يعلم الناس له ذنب فيقتله حتي ان احدكم يتكلم في بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار؛
همانا او از اين جهت مهدي(عج) ناميده شده است كه به امور مخفي و پنهان هدايت ميشود، تا آنجا كه گاه او به سراغ كسي ميفرستد كه مردم او را بیگناه دانسته و به قتل ميرساند و تا آنجا كه برخي از مردم هنگامي كه درون خانه خود سخن ميگويند، ميترسند ديوار بر ضد آنها شهادت دهد.
شيخ مفيد در روايتي ديگر در اين مورد ميفرمايد:
چون قائم آل محمد(ص) قيام كند، مانند حضرت داوود(ع) يعني بر حسب باطن، قضاوت كند، و بیهيچ نيازي به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام كند، و او بر طبق الهام الهي حكم كند. مهدي(عج) نقشههاي پنهاني هر گروه را بداند و به آنان آن نقشهها را بگويد. مهدي(عج) دوست و دشمن خود را با نگاه بشناسد.
همچنین در روايتي ديگر از امام صادق(ع) آمده است:
انّ قائمنا اذا قام مد الله لشيعتنا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لا يكون بينهم و بين القائم عليه السلام بريد، يكلمهم فيسمعون، و ينظرون اليه و هو فى مكانه
هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مىكند كه ميان آنان و آن حضرت (رهبر و پيشوايان) نامهرساني نخواهد بود، با آنها سخن مىگويد و آنان سخنش را مىشنوند و او را مىبينند، در حالى كه او در مكان خويش است.
حاكم در سيستم حكومتي داراي بالاترين جايگاه بوده و ميبايست داراي شرايط خاصي باشد تا بتواند جامعه را به طور صحيح تحت كنترل گيرد. حاكم يا رهبر ميبايست اصول خاصي را رعايت نموده و با توجه به اوضاع و شرايط خاص جامعه دستورات لازم را صادر نموده و در واقع خود مظهر كاملي براي اجراي عدالت اجتماعي باشد.
در واقع رهبر در جامعه بايد شرايط خاصي را داشته باشد كه عبارتند از:
رهبر در جامعه ميبايست ابزاري براي كنترل جامعه داشته باشد كه قانون نام دارد و خود بايد مجري خوب و كامل قانون باشد.
رهبر در جامعه ميبايست به هدفي والا و مقدس، مومن كامل و راسخ باشد تا در هيچ شرايطي در هنگام تصميم گيري تحت نظر نفسانيات خود نباشد كه بهترين هدف براي رهبر ايمان و اعتقاد راسخ به خدا ميباشد.
آنچنان كه حضرت علي(ع) ميفرمايند:
اني اريدكم الله و انتم تريدوني لانفسكم.
رهبر بايد در هنگام اخذ تصميم قاطع باشد تا در اجراي دستورات او خللي رخ ندهد.
رهبر بايد داراي علمي وسيع، كامل و خدادادي باشد و صفات رهبري را در خود پرورش داده و آنچه را كه شايسته رهبري نيست دور بياندازد.
رهبر ميبايست آمادگي روحي بالايي در جهت مقابله با مشكلات داشته باشد.
رهبر ميبايست آموزش را جزء اصول اصلي خود قرار داده تا بتواند مديراني با كفايت و با توانايي صحيح جهت اداره امور تربيت نمايد.
رهبر ميبايست به مشكلات رواني و احساسات و عواطف زير دستان خود اهميت دهد.
رهبر ميبايست با مسائل اطراف خود آشنا باشد و با توجه به آن تصميم درست را اتخاذ نمايد.
رهبر ميبايست خود يك الگوي كامل رفتاري مناسب براي آحاد مردم جامعه باشد.
رهبر ميبايست عاري از هرگونه خطا و اشتباه باشد.(در جامعه ايدهآل)
رهبر ميبايست از چگونگي خلقت انسانها آگاه بوده و رموز آفرينش را دريافته باشد تا بتواند با رموز و روحيات انسان آشنا باشد و اجتماع انساني را رهبري نمايد.
همچنین رهبر بايد داراي دو خصوصيت عمده باشد:
هدف وي از رهبري، رفاه و آسايش و سربلندي جامعه باشد؛
بايد از اشتباه و خطا تا حد ممكن دور باشد.
با توجه به اين خصوصيات و شرايط خاص ميتوان دريافت كه نيرومندترين و آگاهترين رهبر تنها كسي است كه به تمام رموز آفرينش انسان آگاه باشد و آن شخص فقط ميتواند از طرف خدا انتصاب داشته باشد. چنين رهبري در هر شرايطي مردم را به سمت حق هدايت ميكند.
يكي از نقاط ضعف در حكومتهاي عصر حاضر وجود افرادي نامناسب در رأس حكومت ميباشد. افرادي سودجو كه قدرت را وسيلهاي در جهت حفظ منافع خويش ميدانند. حاكم مسئول رفع نقائص و به كمال رساندن مردم است.
حكومت برتر براي تشكيل جامعهاي ايدهآل و منظم هرگز نميتواند با انتخاب زمامدار توسط مردم برپا شود. در عصر ظهور از آنجا كه حاكم خود امامي معصوم است و عاري از هرگونه اشتباه يا خطاست و همچنین از طرف خداوند به حكومت منصوب ميگردد و امين بر جان و مال مردم است، در سيستم مديريت حكومت هيچ مشكلي بوجود نخواهد آمد.
با كوچكترين بیانضباطي برخورد خواهد نمود و هيچ تفاوتي بين مردم جامعه قائل نخواهد شد و اصول تربيتي كاملي را در جهت اصلاح جامعه اجرا خواهد كرد. اين از ويژگي رهبران الهي است. رهبران الهي چون وابسته به جمعيت خاصي نبوده و خود را وابسته به خدايي ميدانند كه خالق و رازق همه است، هدفشان آسايش عمومي، آزادي گسترده و تشكيل يك سازمان عالي الهي است كه در سايه آن، بشر مانند افراد يك خانواده زندگي كنند و سفيد و سياه با هم برابر و برادر باشند.
يكي ديگر از ويژگيهاي دولت آخرالزمان اجراي اصل مساوات ميباشد. رعايت اين اصل باعث رفع فقر از سطح جامعه و همچنین جلوگيري از اسراف و در نتيجه رفع نيازمنديها و وجود خير و بركت در جامعه ميشود. در حالي كه در عصر حاضر ثروت تنها در دست عدهاي خاص كه درصد بسيار كمي را تشكيل ميدهند در حال گردش است.
اين امر سبب گرديده كه بخش بزرگي از جامعه حتي از داشتن كوچكترين امكانات حياتي زندگي محروم باشند. طبق احاديث و روايات در زمان حكومت آخرالزمان، حاكم تمامي اموال اعم از خصوصي و عمومي را گردآوري نموده و حق مالكيت را از تمامي مالكان آنها خواهد گرفت، سپس تمامي اموال را به طور مساوي بين مردم تقسيم خواهد نمود.
در حديثي از پيامبر گرامي اسلام(ص) اینگونه آمده است:
يكون في امّتي المهديّ... فتنعّم فيه امّتي نعمه لم ينعموا مثلها قطّ. تؤتي اكلها و لا تدّخر منهم شيئاً. والمال يومئذ كدوس. فيقوم الرّجل فيقول: يا مهديّ اعطني، فيقول: خذ.
مهدي در امت من است... آنها در دوران او چنان برخوردار از نعمتها ميشوند كه هرگز نظيرش اتفاق نيافتاده است. زمين همه نعمتهايش را عرضه خواهد نمود و چيزي را از آنها پنهان نميسازد. ثروت انباشته و متراكم ميگردد و اگر كسي از مهدي بخواهد كه به او مالي بدهد، بيدرنگ گويد: بگير.
امام به عنوان حاكم حكومت آخرالزمان با مركزيت واحد و ايدئولوژي واحدي كه تشكيل ميدهد، كل منابع ثروت و درآمد را بدون حيف و ميل و تبعيض و امتياز، در اختيار كل جامعه بشري ميگذارد، و همه امكانات را به تساوي تقسيم ميكند و همه سرمايهگذاريها به تساوي و عادلانه انجام ميگيرد.
از عوامل نيكبختي يا نگونبختي و صلاح و سازندگي و يا تباهي جامعهها و تمدنها نقش سرنوشتساز قانون است. يكي ديگر از مشكلات حكومتها در عصر حاضر، نبودن سيستمي قوي براي اجراي صحيح قوانين وضع شده توسط سيستم قانونگذاري ميباشد.
اين مشكل سبب گرديده است تا مشكلاتي همچون استفاده ابزاري از قانون، سوءاستفاده از سيستم مديريتي و نقض آشكار عدالت اجتماعي در سطح جامعه به وجود آيد. در واقع علت اصلي اين مشكل فساد مالي و اخلاقي كساني كه در رأس سيستم مديريتي چه در قوه مقننه و چه در قوه مجريه وجود دارند.
در عصر حكومت آخرالزمان با قرارگيري امامي معصوم به عنوان حاكم مطلق و اجراي دستورات الهي و همچنین قرارگيري افرادي با تربيت صحيح در رأس سيستم مديريتي قواي مختلف و همچنین اجراي سيستمهاي نظارتي و بازرسي قوي، تمامي قوانين در حد عالي خويش به اجرا در ميآيد و كوچكترين تخلف نزد امام(ع) بر ملا شده و برخوردي سخت و قاطع با متخطي خواهد شد.
متأسفانه در عصر حاضر بدليل برخي مسائل سياسي، امكان برخورد قاطع با برخي از افراد وجود ندارد، كه در عصر حكومت آخرالزمان بدون در نظر گرفتن اینگونه مسائل فرد متخطي به مجازات اصلي خود خواهد رسيد.
در واقع در زمان حكومت آخرالزمان تنها منبع قوانين و مقرارت حاكم بر انسانها، قرآن، سنت و روش عادلانه و مترقي پيامبر(ص) خواهد بود. امام زمان(عج) تمامي برنامهها و طرحها و عملكردها و مقرراتي كه پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) پياده كردند به گونهاي كامل و درخشان پياده ميكند و افزون بر آنها به منظور تأمین نيكبختي و رفاه و آسايش و آرامش در جامعه، طرحها و برنامهها و عملكردهاي ديگري با توجه به نياز آنموقع برقرار مينمايد.
با توجه به ويژگيهايي كه بيان شد، ميتوان برنامههاي حكومت آخرالزمان را اینگونه نام برد:
قرارگيري امام معصوم و عاري از هرگونه خطا و اشتباه در رأس حكومت؛
برقراري حكومت واحد جهاني بر مبناي اصول ناب دين مبين اسلام؛
برقراري كامل عدل و قسط در سطح جهاني به طور فوقالعاده وسيع و چشمگير و برقراري اصل مساوات و برابري؛
رشد و تعالي انسانها با استفاده از اصول تربيتي ناب اسلامي؛
رشد بیسابقه علمي و فرهنگي در تمامي زمينهها؛
استفاده از تمامي منابع خدادادي بطور کاملاً مساوي و برابر براي همه مردم جامعه و رشد بيسابقه رفاه اقتصادي و بهبود زندگي؛
ايجاد محيطي امن و عاري از هرگونه بيعدالتي و بحرانهاي اجتماعي.
با ايجاد حكومت جهاني آخرالزمان همانگونه كه عنوان شد، ويژگيهاي خاص و جديدي چه از لحاظ سياسي و چه از لحاظ مديريتي به وجود خواهد آمد، كه عبارتند از:
از بين رفتن كليه مرزهاي جغرافيايي و دولتهاي متكثر. دولت آخرالزمان، دولتي جهاني است و رهبري واحد دارد. بدين ترتيب كليه سازمانها و قوانين بينالمللي، موضوعيت خود را از دست ميدهند.
شكل حكومت آخرالزمان، نه پادشاهي است و نه رياست جمهوري و نه ديكتاتوري و نه... بلكه برخاسته از الگوي امامت است. لذا هيچ شباهت يا تناسبي با الگوهاي حكومتي موجود يا گذشته ندارد.
در دولت آخرالزمان، ديگر هيچ نشاني از مجلس به عنوان قواي مقننه وجود ندارد. زيرا جايگاه قانونگذاري در اين حكومت نميتواند در اختيار يا كنترل مردم باشد، بلكه تنها در اختيار خداوند است.
كليه احزاب سياسي در آن حكومت از بين خواهند رفت و ديگر هيچگونه جايگاهي نخواهند داشت.
اداره كليه اماكن و مراكز خدماترساني تنها در اختيار حاكم مطلق خواهد بود و از سوي ديگر با تربيت و رشديافتگي بشر و رسيدن به درجات بالاي كمال، كليه مسئولين و نهادها تحت امر كامل آن حضرت خواهند بود.
اين ويژگيها كه جز در حكومت آخرالزمان شكل نخواهد گرفت، مدتهاي مديدي است كه آرزوي همه انسانها در طول تاريخ بوده است. اما تحقق آن جز در زمان ظهور منجي عالم بشريت رخ نخواهد داد.
اميد است كه با توكل بر خدا و اجراي فرامين الهي، مانيز از سربازان و خدمتگزاران آن امام بزرگوار بوده و قدمي هر چند كوتاه در راه ايجاد آن حكومت مطلق برداريم.
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و مدّ في عمره الشريف
خلاصه مقاله
فرار انسان امروز از قيد فرهنگهاي خود ساخته بشري و ميل و گرايش او به سمت مكاتب الهي و همچنین به بنبست رسيدن مكاتب و حكومتهاي بشري، انسان را به فكر ايجاد حكومتي مياندازد كه بتواند نيازهاي اساسي او را چه از لحاظ جسمي و چه از لحاظ روحي بر طرف نمايد.
انسان از ديرباز به فكر آينده خود بوده است. آينده چه خواهد شد؟ بر سر زمين چه خواهد آمد؟ آيا حكومتي با مبنايي صحيح و عاري از اشكال بوجود خواهد آمد يا خير؟ و... اينها همه سوالهايي است كه از ديرباز در ذهن بشر وجود داشته است.
تمامي حكومتها از بدو تاريخ تاكنون تنها يك هدف را دنبال ميكردهاند: رساندن جامعه بشري به بالاترين سطح علمي و فرهنگي. اين آرزويي است كه هميشه در درون جامعه وجود داشته و دارد.
در واقع هدف انسان از زندگي اجتماعي نيز محدود به همين اصل است. در عصر حاضر كه حكومتهاي متعدد و طرز فكرهاي متعدد بوجود آمده است، هر يك به روشي سعي دارند اين اصل را پياده نمايد.
اما متأسفانه به دلايلي کاملاً روشن از جمله عدم اجراي عدالت اجتماعي، در رأس قرار داشتن افرادي فاسد و... تاكنون هيچيك از حكومتها قادر به انجام اين اصل نبودهاند.
با توجه به ويژگيهاي خاصي كه در حكومت آخرالزمان وجود دارد كه از جمله آنها ميتوان به وجود امامي معصوم و عاري از هرگونه اشتباه نام برد، اميدي روح افزا در دل انسان براي رسيدن به اصل تعالي بوجود آمده است.
اميدي كه تنها راه حل بحران حاضر را در ظهور منجي بشريت و نابودي تمامي عناصر ظلم و جور و همچنین تشكيل حكومت جهاني عاري از هرگونه مشكل ميبيند.
در حكومت آخرالزمان اصول ناب ديني اجرا خواهد شد و اصل مساوات و برابري و حرمت انسانها حفظ خواهد شد. اصولي كه در عصر حاضر بدليل رعايت نشدن آنها مشكلات جدي از جمله فقر، فحشا، از بين رفتن بنيانهاي خانواده و... را به ارمغان آورده است.
مقايسه حكومتهاي عصر حاضر با حكومت آخرالزمان، تصويري روشن از غلط بودن اين حكومتها را نمايان ميكند و تنها اميد بشريت را به تشكيل حكومت واحد جهاني سوق ميدهد.
انسان قبل از اینکه به حالت انفراد و گسيخته از اجتماع زندگي كند، همراه با انسانهاي ديگر و در پيوستگي كامل با آنان بوده، هميشه ترجيح ميداده خود را در جمع ببيند، و احيانا مشكلات خويش را با نيروي گروه همانند خود رفع و برطرف نمايد.
انسان در حالت انفراد، مشخصاتي دارد كه چون در دل گروه قرار گرفت بسياري از آنها را از دست ميدهد و در عوض خصوصيتهاي تازهاي كسب ميكند.
از جمله ويژگيهاي زندگي اجتماعي، مقيد بودن به اصولي است كه توسط حكومت بر جامعه جاري ميشود، اصولي كه در اصطلاح به آن قانون ميگويند. اين قوانين حاصل ديدگاه ايدئولوژي و انسان شناسي هر مكتب و بينشي است كه در جامعه حاكم است.
در عصر حاضر كه از آن به عصر ظهور يا عصر به بن بست رسيدن مكاتب و علوم انساني نيز ياد ميشود، اين قوانين ديگر پاسخگوي نيازهاي اجتماعي جامعه نبوده و نياز به قوانيني كارآمدتر و كاملتر جهت رشد به سمت يك جامعه ايدآل جداً احساس ميشود.
حكومتهاي موجود در عصر حاضر با به بن بست رسيدن در مسائل اجتماعي عملاً محبوبيت و جايگاه خود را در بين اجتماع از دست داده و در واقع محكوم به شكست و نابودي ميباشند.
نمود اين مسئله را ميتوان در بحرانهاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي جوامع مختلف به وضوح مشاهده و تحليل كرد. دور شدن انسان از خدا با ايجاد اصل جدايي دين از حكومت و برقراري و رواج فرهنگ برهنگي و چپاول ثروتهاي عمومي توسط عدهای قليل كه خود از سردمداران اين حكومتها هستند، در واقع چيزي جز نابودي اين ايدئولوژيهاي بشري را نميگويد.
تمامي مكاتبي كه ادعاي حل مشكلات بشري را دارند شكست خواهند خورد. نااميدي كشندهاي بر جامعه بشري سايه ميافكند و اين احساس كه نميتوان از دام جور و ستم رهيد و به خوشبختي و رفاه رسيد بر روح و روان آدمي اثري ژرف بر جاي ميگذارد.
در اين دوره زماني، تنها اميد و بارقهاي كه در دلها ميماند، ايجاد يك جامعه جهاني عاري از هرگونه مشكل و وجود يك حاكم عادل و دادگستر است. حكومتي كه بتواند نقص روحي و معنوي انسان را برطرف نموده و بدينوسيله ريشه فساد و تباهي را از جامعه بركند.
انسان را به رشد و تعالي برساند و دين و اخلاق و عدالت محوري را به جامعه بازگرداند. با زورگويان و مستكبران برخورد قاطع نمايد و حق مستضعفان را از آنها بازستاند.
اينها از ويژگيهاي حكومتي است كه نويد آن در هر مكتب الهي به انسان داده شده است. اميد به ظهور منجي آخرالزمان. منجي دادگر و دادگستر و ايجاد حكومت مطلق الهي با اصل مساوات و برابري انسانها.
در عصر حاضر حكومتها با تكيه بر قوانين محدود روانشناسي اجتماعي و اصول ضعيف سياسي كه برگرفته از علم ناقص بشري است، سعي بر آن دارند تا با ترويج فرهنگهاي ناصحيح و اصول ضد اخلاقي، جامعه را از سطح سياسي و اجتماعي حكومتي حذف نموده و بدينوسله بتوانند با دور نگه داشتن سطح عمومي جامعه از حكومت، منافع مالي و اقتصادي خويش را حفظ نمايند.
در واقع حكومتهاي عصر حاضر با تكيه بر تبليغات و عناصر فرهنگي سعي بر همراه نمودن افكار عمومي با نظامهاي خويش را دارند.
اما آنچه كه حكومتهاي معاصر هرگز فكر آن را نميكردند، در حال وقوع است. نزديكي بيش از پيش انسان به معنويت و گرايش جامعه بشري بسوي مكاتب الهي كه اين نشانگر شكست مكتبهاي خود ساخته بشري است.
در اين مقاله سعي بر اين است تا با بيان ويژگيهاي حكومت آخرالزمان و اثرات خاص آن به بيان مشكلات ساير حكومتها در عصر حاضر پرداخته و ديدگاه روشني از شرايط خاص آن دوره ارائه گردد، برنامههاي حكومت آخرالزمان را با برنامههاي حكومت عصر حاضر مقايسه نموده و ويژگيهاي خاص حكومت را بيان نمايد.
اميد است كه مورد قبول حضرت صاحبالامر (ارواحنا لتراب مقدمه فداه) قرار گيرد.
ويژگيهاي حكومت آخرالزمان
حكومتهاي عصر حاضر به دلیل مشکلات متعدد و بخصوصی كه در سیستم حکومتی آنها وجود دارد عملاً كار را به جايی رساندهاند كه جامعه بشري خود را جدا از اين حكومتها ميبينند و به دنبال حكومتي عاري از هرگونه مشكل بوده تا بتواند معناي كامل تعاريفي چون امنيت، عدالت، حقوق بشر و ... را در جامعه به مرحله اجرا در آورد.
لذا آن حكومتي كه مد نظر جامعه بشري است بايد داراي ويژگيهايي خاص و كامل و در عين حال داراي قدرت كامل اجرايي در هر زماني باشد. ايجاد حكومت واحد جهاني كه يكي از آرزوهاي جامعه بشري است ميبايست در آن موقع تحقق يابد. از ويژگيهاي خاص دوره آخرالزمان ايجاد حكومتي واحد و جهاني است.
حكومتي كه تمامي حكومتهاي ديگر را نفي و نابود ميكند و كليه مكاتب بشري را غير از مكاتب ديني از بين ميبرد. حكومت آخرالزمان، حكومتي جهاني و فراگير است، و ساير حكومتها به لحاظ مبناي غير الهي و ابزارهاي غير مشروع محكوم به نابودي ميباشند.
اين حكومت با هيچيك از حكومتهاي عصر حاضر تطابق يا شباهتي نخواهد داشت. و در طول تاريخ براي آن هيچ نمونه مشابهي يافت نخواهد شد. بیشك اين نوع حكومت ميبايست آخرين نوع از انواع حكومتها باشد و در مرحلهاي به وقوع بپيوندد كه ديگر هيچ راهي براي بشر باقي نمانده و جامعه جهاني به افول سياسي و فكري گرويده و تنها راه حل را در ظهور منجي آخرالزمان و برقراري حكومتي عاري از هرگونه مشكل ببيند.
امام صادق(ع) در اين مورد ميفرمايند:
ما يكون هذا الامر حتّي لا يبقي صنف من النّاس الّا و قد ولّوا من النّاس لا يعني باشروا الحكم فيهم حتّي لا يقول قائل: انّا لو ولّينا لعدلنا.
دولت امام مهدي(عج) برپا نميشود مگر آنكه همه گروهها به حكومت خواهند رسيد، تا كسي نگويد اگر ما حكومت ميكرديم رفتاري عادلانه ميداشتيم.
در عصر حاضر نيز بسياري از نظريهپردازان واژه جهاني شدن را مطرح نمودهاند كه البته در عصر حاضر با توجه به بحرانهاي فرهنگي و اجتماعي، غير قابل اجرا ميباشد.
يكي از موانع ايجاد اين نوع حكومت وجود افراد فاسد و سودجو در عرصههاي حكومتي است كه عملاً تمام قوانين و مناسبات اجتماعي را در جهت سودهاي مادي شخصي خويش تنظيم مينمايند.
جهاني شدن به اين شكل باعث چپاول ثروت توسط عدهاي سودجو خواهد شد. يكي ديگر از موانع شكلگيري اين نوع حكومت، فرهنگهاي خود ساخته بشري است كه بسياري از آنها هيچ پايه درستي نداشته و عملاً با فرهنگها و مكاتب ديگر از جمله اديان الهي برخورد خواهد نمود.
همچنین در عصر حاضر كه بسياري از كساني كه سنگ جهاني شدن را به سينه ميزنند خواستار جدايي دين از حكومت ميباشند نميتوان حكومتي جهاني بر اساس روحيات ديني و معنوي جامعه بشري ايجاد كرد.
همچنین حكومت جهاني بايد از لحاظ علمي در سطحي باشد كه بتواند در هر لحظه و در هر مكاني وارد عمل شده و با افراد خاطي برخورد نمايد و مشكلات اجتماعي را حل كند كه اين امر با توجه به علم محدود بشر در عصر حاضر غير قابل اجرا ميباشد. لذا حكومت واحد در دوره آخرالزمان، لازم است كه شرايط زير را از هر لحاظ ايفا نمايد:
حكومتي متناسب با ساختارهاي ديني و معنوي ايجاد نمايد تا بتواند پاسخگوي نيازهاي روحي جامعه بشري نيز باشد.
بتواند ساختاري مناسب براي فرهنگ جامعه ايجاد نمايد. فرهنگهاي خودساخته بشري را كه بسياري از آنان باعث ايجاد هرج و مرج اجتماعي در اجتماع جامعه بشري شده است را از بين ببرد.
بتواند ثروت را به طور عادلانه، صحيح و به دور از هر گونه بیعدالتي بين تمام اقشار جامعه تقسيم نمايد. امتيازات طبقاتي را از بين برده و اصل مساوي بودن تمام انسانها را اجرا و رعايت نمايد.
بتواند حكومتي پيشرفته از لحاظ تكنولوژي و علم ايجاد نمايد، كه سرآمد تمامي حكومتها باشد.
بنا به آيه 13 سوره حجرات كه ميفرمايد:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»؛
اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بىترديد، خداوند داناى آگاه است.
حکومت نهايي باید پنج ویژگی اصلی را رعایت نماید:
اعتقاد به حرمت داشتن انسانها و پرهيز از توهين و نابرابري؛
پرهیز از سلطهجويي و سلطهگري و آزادي كامل انسانها بر اساس اصول ديني؛
لغو هر نوع اختیار و فاصله طبقاتی و برابر بودن تمام آحاد جامعه؛
تعاون و همکاری كامل بين تمامي عناصر جامعه اعم از مردم و حكومت؛
رعایت عدالت و توازن اجتماعی بر اساس اصل مساوات و برابري.
در واقع وقتی كه با ديد باز به مسائل امروز جامعه بشري مينگريم سرمنشاء تمامي مشكلات امروز جامعه را در عدم رعايت اين پنج اصل توسط حكومتها مييابيم.
لذا حكومت مطلق جهاني ميبايست عاري از هر گونه مشكل باشد تا بتواند جوابگوي نيازهاي جامعه بشري باشد.
در عصر كنوني عملاً جايگاه حكومتها به جايگاه گروهها و احزاب سياسي تبديل شده است. قدرت، قانون و نام حكومت در واقع بازيچهاي است براي به قدرت رسيدن عدهاي خاص در جهت پيشراندن اهداف خود در جامعه. حكومت مطلق جهاني ميبايست عاري از هرگونه حزب و گروه سياسي بوده و تمامي قواي قانونگذار را در جامعه از بين ببرد.
در واقع حكومت مطلق جهاني نيازمند حاكمي است كه به تمامي اصول انسانشناسي آشنا بوده و خود بتواند منبع كاملي براي ايجاد و اجراي قوانين باشد. به تمامي روحيات انسان احاطه داشته و قوانيني تنظيم نمايد كه متناسب با تمامي خواستهاي انساني هم از لحاظ مادي و هم از لحاظ معنوي باشد.
قانونهاي عصر حاضر به هيچ عنوان توانايي ايجاد عدالت و امنيت اجتماعي را ندارند. نمود و اثبات اين مسئله را ميتوان در مشكلات جوامع بزرگ سياسي در عصر حاضر مشاهده كرد.
تمام مبارزات حزبي كه مردم با يكديگر دارند به منظور در دست گرفتن حكومت و پيروزي بر رقيب است، اما اين انگيزه در حكم علت اصلي نيست، بلكه در حقيقت انگيزه ابتدايي آنست كه انسانها در تلاش براي يافتن رهبرند، و انتخاب اين راه به خاطر دست يافتن به بهترين سيستم رهبري مورد علاقه خودشان است.
اما حكومتهاي عصر حاضر، قابليت حل تمام خواستهاي جامعه را ندارند، به طور كلي در عصر حاضر بين جامعه و حكومت سه حالت زير وجود دارد:
جامعه گاهي حكومت را نفي و گاهي اثبات ميكند. يعني در آنجا كه حكومت به نفع شخص خاصي باشد، آن شخص مدافع حكومت و اگر به ضرر او باشد، مخالف حكومت ميگردد.
جامعه و بشر حكومت ميخواهد و حكومت نميخواهد. در حقيقت طالب آن حكومت است كه كمتر حكومت كند. زيرا جامعه براي رفع نيازها و فرار از ناخوشي ناچار به پذيرفتن حكومت است. اما اين حكومت آزاديهاي او را محدود ميكند.
بين جامعه و حكومت، هميشه دفع و جذبهايي وجود دارد، يعني گاهي جامعه حكومت را بدليل كاري ميپذيرد و گاهي به دليل ديگر نفي ميكند.
اما در عصر ظهور و حكومت آخرالزمان ديگر هيچكدام از اين روابط كارايي نخواهد داشت. يعني حكومت ميتواند تمامي نيازهاي جامعه را تأمین نمايد. عدالت را به طور كامل ميگستراند و حق هيچكس را ضايع نميكند.
بين حكومت و جامعه پل ارتباطي دقيق و منظمي ايجاد ميگردد و آزاديهاي شخصي و اجتماعي محدود نميگردد. در واقع اصول فوق در حكومت آخرالزمان ايجاد ميگردد:
جامعه و حكومت در كنار يكديگر و با حفظ اصول كامل تربيتي به پيش خواهند رفت. حكومت معيارهاي لازم در جهت تربيت جامعه را بوجود خواهد آورد و جامعه از تمامي آن معيارها استفاده خواهد نمود.
با اجراي اصل اول، جامعه به سمت عدالت محوري پيش خواهد رفت، بوسيله سيستم تربيتي حكومت با اصول كامل عدالت اجتماعي آشنا خواهد شد و خود بنيانگذار عدالت اجتماعي در سطح جامعه خواهد شد و تمامي حق و حقوق كليه افراد جامعه، توسط خود آنها حفظ خواهد شد.
با اجراي اصل دوم، كليه آزاديهايي كه باعث آزار جامعه و يا از بين بردن حريم عمومي ميگردد به وسيله خود جامعه از بين خواهد رفت و كليه حد و مرزها به طور صحيح حفظ خواهد شد.
با اجراي اصل سوم، امنيت عمومي توسط جامعه، بصورت گستردهاي شكل خواهد گرفت تا جايي كه ديگر نيازي به دخالت حكومت در اين امر نخواهد بود.
با اجراي اصل چهارم، كليه مردم بدون هيچگونه امتياز طبقاتي يا فردي از خدمات يكسان و برابر در حد كامل بهرهمند خواهند شد. آموزش و پرورش، استفاده از خدمات عمومي و ... در سطح وسيعي با حفظ عدالت و امنيت توسط جامعه، براي همه يكسان و برابر خواهد بود.
با اجراي تمامي اصول بالا و اصول ديگري كه خارج از ذهن است، جامعه و حكومت تعاون و همكاري بسيار والا و خوبي با يكديگر داشته و حكومت ميتواند كليه نيازهاي اجتماعي و فردي را تأمین نموده و رضايت جامعه را جلب نمايد. همچنین جامعه نيز بدليل وجود روابط مناسب بين حكومت و جامعه، اين نوع حكومت را پذيرفته و دستورات آن را بدون كم و كاست و چون و چرا اجرا خواهد نمود.
اينها اصولي است كه در زمان حكومت آخرالزمان به مرحله اجرا در خواهد آمد كه عملاً با توجه به مشكلاتي كه در عصر حاضر وجود دارد، اعم از فساد مالي و اخلاقي سردمداران حكومت، شناخت ضعيف مديران اجتماعي از اصول روانشناسي انسان و ... در عصر حاضر غير قابل اجرا ميباشد.
در واقع ميتوان اهداف اصلي حكومت آخرالزمان را اینگونه نام برد:
رساندن جامعه بشري به كمال مطلوب و رشد و بالندگي؛
برقراري عدالت اجتماعي و گسترش قسط و عدل در سراسر گيتي؛
اداره و سازماندهي نظام جهان بر اساس ايمان به خدا و احكام دين مبين اسلام؛
تثبيت و گسترش صلح و امنيت جهاني؛
زنده و احيا كردن آئين توحيدي و اجراي اصل حكومت ديني؛
به كمال نهايي رساندن علم و دانش بشري و رشد و شكوفايي انديشهها و افكار انسان؛
تصحيح كليه امور جامعه بشري و استفاده صحيح از امكانات و منابع مادي و معنوي.
بسياري از مشكلات موجود در حكومتهاي عصر حاضر برگرفته از ناتواني علمي بشر در پاسخگويي به بسياري از سؤالات و در نتيجه برطرف نمودن آنان است.
مشكلاتي از قبيل كنترل حوادث غير قابل پيش بيني، كنترل بيماريها، كنترل كامل امنيت عمومي و ... مشكلاتي است كه علت اصلي آنها ضعف علمي بشر است.
بحرانهاي زيست محيطي، توليد محصولات زايد و نامناسب براي انسان و محيط طبيعي، توليد پسماندههاي رآكتورهاي هستهاي كه عملاً به بحراني بزرگ تبديل شده است و بسياري مسائل ديگر، بدليل كافي نبودن علم بشري در جهت رفع آن است.
لذا حكومت مطلق جهاني ميبايست به تمامي علوم آشنا بوده تا بتواند بر تمامي مشكلات فايق آيد. كنترل كامل طبيعت را به عهده گيرد، ريشه تمامي بيماريها را از بين ببرد و ساختار كاملي از امنيت اجتماعي را در جامعه ايجاد نمايد، اصول كامل زيست محيطي را رعايت نموده و محيطي عاري از هرگونه مشكل اعم از جسمي و روحي ايجاد نمايد و بتواند راهكار مناسبي جهت پيوند علم و دانش و دين و فرهنگ بوجود آورد.
در عصر حاضر با روز افزوني دانش و دور شدن انسان و حكومت از خدا و اتكاء انسان به صنعت، انسان از اصول فطري خود عقب مانده و در چنين جامعهاي هر نوع فساد، جنايت و خيانتي شكل خواهد گرفت.
در حقيقت قطعيترين و حتميترين پديده تمدن و تكامل اینچنین، ظلم و بيداد و فساد و تباهي است. در حكومت آخرالزمان بدليل به كمال رسيدن تمامي علوم و حتي ايجاد علوم جديد كه اكنون دور از دسترس ذهن بشر است، تمامي سوالات و مسائل علمي حلشده و منطق ايمان با علم رشد خواهد كرد.
همچنین با تكامل علمي بشر در آن عصر، جامعه به تمامي اصول علمي آگاهي پيدا نموده و خود پيشتاز در عرصه اجراي اين اصول، از جمله عدالت اجتماعي و امنيت عمومي خواهند شد.
بدليل كامل شدن عقل بشري و وجود حاكم مطلق كه خود امامي معصوم است، بسياري از مشكلات فرهنگي و يا فرهنگهاي خود ساخته بشري از بين ميرود و فرهنگي اصيل و ناب كه در واقع همان فرهنگ زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است، بر جهان حاكم ميشود.
همچنین مردم آن عصر توجيه تمامي اصول بهداشتي را درك نموده و خود به اجراي آن اصول ميپردازند. دليل و علت تمامي بيماريها و امراض كشف و راه درمان و نابودي آنها مشخص ميشود.
تمامي اصول بهداشتي جامعه اعم از زيبايي، محيط زيست و بهداشت فردي هم از لحاظ جسمي و هم از لحاظ روحي در سطح ايدهآل خود قرار ميگيرد. همچنین بشر بطور كامل به اسرار آفرينش و قوانين طبيعي پي برده و بسياري از مشكلات را از جمله سيل، زلزله و... را خنثي نموده و از بين ميبرد.
عدالت اجتماعي مقولهاي است كه در عصر حاضر و در بين تمامي روشنفكران و محققين و متخصصين علوم سياسي و اجتماعي مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و جايگاه ويژهاي را به آن اختصاص دادهاند.
متأسفانه در عصر حاضر بدليل رعايت نشدن اين اصل مهم اجتماعي مشكلات بسياري از جمله بحران غذا، نبود سرپناه، پايمال شدن سرمايههاي اجتماعي توسط افراد سودجو، بحران فقر علمي و فرهنگي و ... بوجود آمده است.
يكي از ويژگيهاي مطلق حكومت آخرالزمان بنا بر روايات ايجاد كامل عدالت اجتماعي است كه اين در واقع تنها دليل اجرا و ايجاد چنين حكومتي است. با بررسي روايات و احاديث در اين زمينه اینطور مشخص ميگردد كه در عصر ظهور منجي بشريت بدليل كامل شدن عقل بشري و ايجاد حكومت واحد جهاني و از بين رفتن فرهنگهاي ناصحيح و ايجاد قوانين كامل ناب اسلامي، تمامي افراد از حقوق و شاخصهاي يكسان برخوردار خواهند بود و همه به يك سهم از ثروتهاي خدادادي بهرهمند خواهند شد.
اين عدالت اجتماعي به گونهاي خواهد بود كه در روايتي اینگونه آمده است:
ياوي الي المهدي امته كما تاوي النحل الي يعسوبها و يسيطر العدل حتي يكون الناس علي مثل امرهم الاول، لا يوقظ نائما و لا يهريق دما.
امت به مهدي(عج) مهر ميورزند و به سويش پناه ميبرند. آنچنان كه زنبوران عسل به سوي ملكه خود پناه ميبرند. عدالت را در پهنه گيتي ميگستراند و صفا و صميميت صدر اسلام را به آنها باز ميگرداند. خفتهاي را بيدار نميكند (كسي مزاحم كسي نميشود) و خوني را (به ناحق) نميريزد.
از خصوصيات بارز حكومت عصر ظهور اين است كه بواسطه درك بالاي عقلي و فطري مردم كه به آنها اعطاء ميگردد، جامعه، خود پايه گذار و مجري عدالت اجتماعي و فردي خواهد بود، بطوريكه ديگر نظام حاكم نيازمند اجراي قوانين سخت و دست و پاگير براي حفظ امنيت جامعه نخواهد داشت.
به دليل كامل شدن عقل بشري بسياري از مشكلات اخلاقي از جمله حسد، غيبت، دروغ و امثال اينها از بين رفته و جامعه و مردم به جاي خودخواهي به خدمت نمودن افتخار خواهد كرد.
در روايتي ديگر اینگونه آمده است:
هو الشمس طالعه من مغربها، يظهر عندالركن والمقام، فيطهر الارض و يضع الميزان العدل فلا يظلم احد احدا
او همان خورشيدي است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر ميشود و ميزان عدالت را ميگسترد، ديگر كسي به كسي ستم نميكند.
از ديگر وظايف حكومت تربيت صحيح جامعه براي رسيدن به هدفي والا و مقدس در جهت حفظ معنويت است. تربيت افرادي خاص كه بتوان با اتكاء بر آنها و گماردن آن اشخاص در رأس مديريتي حكومت، آن را متناسب با اهداف اصلي به پيش برد. حكومتهاي موجود در عصر حاضر بدليل دور بودن از معنويت و استفاده از اصل جدايي دين از سياست و همچنین استفاده ابزاري از قدرت در اين امر ناتواني خود را اثبات نمودهاند.
حكومتهاي موجود بدليل نداشتن شناخت كافي و لازم از اصول انساني و دوري از دين و فرهنگ عملاً مسير جامعه بشري را به سمتي سوق دادهاند كه نااميدي، ياس، القاء ناتواني و مفيد نبودن براي جامعه، ميل به رذيلتهاي اخلاقي از جمله تجاوز، دزدي، از بين بردن بنيانهاي خانواده و... را در ذهن بشر بالخصوص نسل جوان ايجاد نمودهاند.
يكي از ويژگيهاي حكومت در عصر ظهور تربيت يافتگي فرهنگي بر اساس اسلام ناب و عدالت محور كه پايه و اصل تشكيل حكومت مهدوي است و تربيت نيروي اراده و اخلاص در بشر براي بر عهده گرفتن مسئوليتهاي جديد در دولت عدل جهاني است.
بر اين اساس به هر فرد و ملتي به طور تدريجي و مرحله به مرحله، روشهاي فرهنگسازي اعطا ميشود و هرگاه مرحلهاي طي شود، فرد يا جامعه شايستگي مرحله جديدي از فرهيختگي را پيدا ميكند.
در واقع در آن عصر تمام مردم تحت آزمايش قرار خواهند گرفت و آنكس كه بتواند از عهده آزمايش برآيد وارد مرحله ديگري از اين آزمايش خواهد شد. اين اصلي است كه در قرآن كريم نيز به عنوان يكي از سنتهاي الهي به آن اشاره شده است:
ما كان الله ليذر المومنين علي ما انتم عليه، حتي يميز الخبيث من الطّيّب؛
خداوند هرگز مومنان را بدين حال كنوني وانگذارد تا آن كه به آزمايش، بد سرشت را از پاك گوهر جدا سازد.
در عصر حاضر معمولاً افرادي كه تحت آزمايش قرار ميگيرند اگر در آزمايشي شكست بخورند، كنار گذاشته خواهند شد و در واقع آن شخص چوب بيدقتي و ندانم كاري خود را خواهد خورد.
اما در عصر حكومت آخرالزمان تمامي افراد با روشهاي مختلف و صحيح فرهنگ سازي تحت آزمايشهاي گوناگون قرار خواهند گرفت و آنكس كه از عهده آزمايشي بر نيايد دوباره با روش ديگري وارد عرصه خواهد شد.
يكي از ويژگيهاي آن عصر فرهنگ سازي صحيح و منظم و حساب شده و در نتيجه گرويدن مردم به خواست خودشان به آن فرهنگ كه در واقع همان اسلام ناب است ميباشد.
يكي ديگر از مشكلات حكومتهاي عصر حاضر، ناتواني در حفظ امنيت عمومي و ارتباط با جامعه است. نمود اين مسئله را در جوامع مختلف ميتوان بوضوح مشاهده كرد. دزدي و قتل و غارت اموال مردم، تجاوز به ساير كشورها، قاچاق و... همگي به دليل ناتواني سيستم حكومتي در بخش اطلاعات و ارتباطات است.
اما در عصر ظهور و در حكومت آخرالزمان بدليل پيشرفت سريع و چشمگير علمي نوع بشر، وسايل ارتباطات و اطلاعات آنقدر وسيع و پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان ميدهد و براي آگاهي به اقصي نقاط كشور، نيازي به وسايل و ابزار ارتباطي امروزي نيست.
از اين رو حكومت، نسبت به كل عالم تسلط كامل دارد و به موقع و بدون فوت وقت، وارد عمل شده، مشكل را حل ميكند و هرگونه توطئه و فساد را در نطفه خفه ميسازد. بين حاكم و مردم نامه رساني وجود ندارد و مردم در هر نقطهاي از كره زمين، حاكم را مشاهده خواهند نمود و با او ارتباط خواهند داشت.
از ويژگيهاي خاص و بارز حكومت آخرالزمان، اتصال اين حكومت با عالم غيب و برخورداري از مواهب خاص آن عالم ميباشد. از جمله اين موارد ميتوان به عالم بودن حاكم به كليه رخدادها اشاره كرد كه در سيستم قضايي و داوري آن حضرت نقش به سزايي دارد. در عصر حاضر بدليل نبود مدارك يا شواهد مورد نياز، بسياري از متخلفين به راحتي از دست قانون ميگريزند.
اما در حكومت آخرالزمان، بدليل اتصال حاكم با عالم غيب ديگر نيازي به هيچ مدرك يا شاهدي نبوده و امام بدون فوت وقت دستور و حكم لازم را صادر مينمايد. مديران ديگر بلادهاي اسلامي نيز كه تحت نظر حاكميت حكومت مركزي هستند نيز با برخورداري از ارتباط با امام(ع) دستورات لازم را دريافت كرده و حكم نهايي را صادر ميكنند.
اين امر سبب ميگردد كه بسياري از افرادي كه با جعل مدارك يا ارائه شواهد دروغ از چنگال قانون ميگريزند، عملاً ديگر هيچ راهي براي فرار نداشته باشند.
امام باقر(ع) در حديثي در اين مورد ميفرمايد:
انما سمي المهدي لانه يهدي الي امر خفي حتي انه يبعث الي رجل لا يعلم الناس له ذنب فيقتله حتي ان احدكم يتكلم في بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار؛
همانا او از اين جهت مهدي(عج) ناميده شده است كه به امور مخفي و پنهان هدايت ميشود، تا آنجا كه گاه او به سراغ كسي ميفرستد كه مردم او را بیگناه دانسته و به قتل ميرساند و تا آنجا كه برخي از مردم هنگامي كه درون خانه خود سخن ميگويند، ميترسند ديوار بر ضد آنها شهادت دهد.
شيخ مفيد در روايتي ديگر در اين مورد ميفرمايد:
چون قائم آل محمد(ص) قيام كند، مانند حضرت داوود(ع) يعني بر حسب باطن، قضاوت كند، و بیهيچ نيازي به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام كند، و او بر طبق الهام الهي حكم كند. مهدي(عج) نقشههاي پنهاني هر گروه را بداند و به آنان آن نقشهها را بگويد. مهدي(عج) دوست و دشمن خود را با نگاه بشناسد.
همچنین در روايتي ديگر از امام صادق(ع) آمده است:
انّ قائمنا اذا قام مد الله لشيعتنا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لا يكون بينهم و بين القائم عليه السلام بريد، يكلمهم فيسمعون، و ينظرون اليه و هو فى مكانه
هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مىكند كه ميان آنان و آن حضرت (رهبر و پيشوايان) نامهرساني نخواهد بود، با آنها سخن مىگويد و آنان سخنش را مىشنوند و او را مىبينند، در حالى كه او در مكان خويش است.
حاكم در سيستم حكومتي داراي بالاترين جايگاه بوده و ميبايست داراي شرايط خاصي باشد تا بتواند جامعه را به طور صحيح تحت كنترل گيرد. حاكم يا رهبر ميبايست اصول خاصي را رعايت نموده و با توجه به اوضاع و شرايط خاص جامعه دستورات لازم را صادر نموده و در واقع خود مظهر كاملي براي اجراي عدالت اجتماعي باشد.
در واقع رهبر در جامعه بايد شرايط خاصي را داشته باشد كه عبارتند از:
رهبر در جامعه ميبايست ابزاري براي كنترل جامعه داشته باشد كه قانون نام دارد و خود بايد مجري خوب و كامل قانون باشد.
رهبر در جامعه ميبايست به هدفي والا و مقدس، مومن كامل و راسخ باشد تا در هيچ شرايطي در هنگام تصميم گيري تحت نظر نفسانيات خود نباشد كه بهترين هدف براي رهبر ايمان و اعتقاد راسخ به خدا ميباشد.
آنچنان كه حضرت علي(ع) ميفرمايند:
اني اريدكم الله و انتم تريدوني لانفسكم.
رهبر بايد در هنگام اخذ تصميم قاطع باشد تا در اجراي دستورات او خللي رخ ندهد.
رهبر بايد داراي علمي وسيع، كامل و خدادادي باشد و صفات رهبري را در خود پرورش داده و آنچه را كه شايسته رهبري نيست دور بياندازد.
رهبر ميبايست آمادگي روحي بالايي در جهت مقابله با مشكلات داشته باشد.
رهبر ميبايست آموزش را جزء اصول اصلي خود قرار داده تا بتواند مديراني با كفايت و با توانايي صحيح جهت اداره امور تربيت نمايد.
رهبر ميبايست به مشكلات رواني و احساسات و عواطف زير دستان خود اهميت دهد.
رهبر ميبايست با مسائل اطراف خود آشنا باشد و با توجه به آن تصميم درست را اتخاذ نمايد.
رهبر ميبايست خود يك الگوي كامل رفتاري مناسب براي آحاد مردم جامعه باشد.
رهبر ميبايست عاري از هرگونه خطا و اشتباه باشد.(در جامعه ايدهآل)
رهبر ميبايست از چگونگي خلقت انسانها آگاه بوده و رموز آفرينش را دريافته باشد تا بتواند با رموز و روحيات انسان آشنا باشد و اجتماع انساني را رهبري نمايد.
همچنین رهبر بايد داراي دو خصوصيت عمده باشد:
هدف وي از رهبري، رفاه و آسايش و سربلندي جامعه باشد؛
بايد از اشتباه و خطا تا حد ممكن دور باشد.
با توجه به اين خصوصيات و شرايط خاص ميتوان دريافت كه نيرومندترين و آگاهترين رهبر تنها كسي است كه به تمام رموز آفرينش انسان آگاه باشد و آن شخص فقط ميتواند از طرف خدا انتصاب داشته باشد. چنين رهبري در هر شرايطي مردم را به سمت حق هدايت ميكند.
يكي از نقاط ضعف در حكومتهاي عصر حاضر وجود افرادي نامناسب در رأس حكومت ميباشد. افرادي سودجو كه قدرت را وسيلهاي در جهت حفظ منافع خويش ميدانند. حاكم مسئول رفع نقائص و به كمال رساندن مردم است.
حكومت برتر براي تشكيل جامعهاي ايدهآل و منظم هرگز نميتواند با انتخاب زمامدار توسط مردم برپا شود. در عصر ظهور از آنجا كه حاكم خود امامي معصوم است و عاري از هرگونه اشتباه يا خطاست و همچنین از طرف خداوند به حكومت منصوب ميگردد و امين بر جان و مال مردم است، در سيستم مديريت حكومت هيچ مشكلي بوجود نخواهد آمد.
با كوچكترين بیانضباطي برخورد خواهد نمود و هيچ تفاوتي بين مردم جامعه قائل نخواهد شد و اصول تربيتي كاملي را در جهت اصلاح جامعه اجرا خواهد كرد. اين از ويژگي رهبران الهي است. رهبران الهي چون وابسته به جمعيت خاصي نبوده و خود را وابسته به خدايي ميدانند كه خالق و رازق همه است، هدفشان آسايش عمومي، آزادي گسترده و تشكيل يك سازمان عالي الهي است كه در سايه آن، بشر مانند افراد يك خانواده زندگي كنند و سفيد و سياه با هم برابر و برادر باشند.
يكي ديگر از ويژگيهاي دولت آخرالزمان اجراي اصل مساوات ميباشد. رعايت اين اصل باعث رفع فقر از سطح جامعه و همچنین جلوگيري از اسراف و در نتيجه رفع نيازمنديها و وجود خير و بركت در جامعه ميشود. در حالي كه در عصر حاضر ثروت تنها در دست عدهاي خاص كه درصد بسيار كمي را تشكيل ميدهند در حال گردش است.
اين امر سبب گرديده كه بخش بزرگي از جامعه حتي از داشتن كوچكترين امكانات حياتي زندگي محروم باشند. طبق احاديث و روايات در زمان حكومت آخرالزمان، حاكم تمامي اموال اعم از خصوصي و عمومي را گردآوري نموده و حق مالكيت را از تمامي مالكان آنها خواهد گرفت، سپس تمامي اموال را به طور مساوي بين مردم تقسيم خواهد نمود.
در حديثي از پيامبر گرامي اسلام(ص) اینگونه آمده است:
يكون في امّتي المهديّ... فتنعّم فيه امّتي نعمه لم ينعموا مثلها قطّ. تؤتي اكلها و لا تدّخر منهم شيئاً. والمال يومئذ كدوس. فيقوم الرّجل فيقول: يا مهديّ اعطني، فيقول: خذ.
مهدي در امت من است... آنها در دوران او چنان برخوردار از نعمتها ميشوند كه هرگز نظيرش اتفاق نيافتاده است. زمين همه نعمتهايش را عرضه خواهد نمود و چيزي را از آنها پنهان نميسازد. ثروت انباشته و متراكم ميگردد و اگر كسي از مهدي بخواهد كه به او مالي بدهد، بيدرنگ گويد: بگير.
امام به عنوان حاكم حكومت آخرالزمان با مركزيت واحد و ايدئولوژي واحدي كه تشكيل ميدهد، كل منابع ثروت و درآمد را بدون حيف و ميل و تبعيض و امتياز، در اختيار كل جامعه بشري ميگذارد، و همه امكانات را به تساوي تقسيم ميكند و همه سرمايهگذاريها به تساوي و عادلانه انجام ميگيرد.
از عوامل نيكبختي يا نگونبختي و صلاح و سازندگي و يا تباهي جامعهها و تمدنها نقش سرنوشتساز قانون است. يكي ديگر از مشكلات حكومتها در عصر حاضر، نبودن سيستمي قوي براي اجراي صحيح قوانين وضع شده توسط سيستم قانونگذاري ميباشد.
اين مشكل سبب گرديده است تا مشكلاتي همچون استفاده ابزاري از قانون، سوءاستفاده از سيستم مديريتي و نقض آشكار عدالت اجتماعي در سطح جامعه به وجود آيد. در واقع علت اصلي اين مشكل فساد مالي و اخلاقي كساني كه در رأس سيستم مديريتي چه در قوه مقننه و چه در قوه مجريه وجود دارند.
در عصر حكومت آخرالزمان با قرارگيري امامي معصوم به عنوان حاكم مطلق و اجراي دستورات الهي و همچنین قرارگيري افرادي با تربيت صحيح در رأس سيستم مديريتي قواي مختلف و همچنین اجراي سيستمهاي نظارتي و بازرسي قوي، تمامي قوانين در حد عالي خويش به اجرا در ميآيد و كوچكترين تخلف نزد امام(ع) بر ملا شده و برخوردي سخت و قاطع با متخطي خواهد شد.
متأسفانه در عصر حاضر بدليل برخي مسائل سياسي، امكان برخورد قاطع با برخي از افراد وجود ندارد، كه در عصر حكومت آخرالزمان بدون در نظر گرفتن اینگونه مسائل فرد متخطي به مجازات اصلي خود خواهد رسيد.
در واقع در زمان حكومت آخرالزمان تنها منبع قوانين و مقرارت حاكم بر انسانها، قرآن، سنت و روش عادلانه و مترقي پيامبر(ص) خواهد بود. امام زمان(عج) تمامي برنامهها و طرحها و عملكردها و مقرراتي كه پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) پياده كردند به گونهاي كامل و درخشان پياده ميكند و افزون بر آنها به منظور تأمین نيكبختي و رفاه و آسايش و آرامش در جامعه، طرحها و برنامهها و عملكردهاي ديگري با توجه به نياز آنموقع برقرار مينمايد.
با توجه به ويژگيهايي كه بيان شد، ميتوان برنامههاي حكومت آخرالزمان را اینگونه نام برد:
قرارگيري امام معصوم و عاري از هرگونه خطا و اشتباه در رأس حكومت؛
برقراري حكومت واحد جهاني بر مبناي اصول ناب دين مبين اسلام؛
برقراري كامل عدل و قسط در سطح جهاني به طور فوقالعاده وسيع و چشمگير و برقراري اصل مساوات و برابري؛
رشد و تعالي انسانها با استفاده از اصول تربيتي ناب اسلامي؛
رشد بیسابقه علمي و فرهنگي در تمامي زمينهها؛
استفاده از تمامي منابع خدادادي بطور کاملاً مساوي و برابر براي همه مردم جامعه و رشد بيسابقه رفاه اقتصادي و بهبود زندگي؛
ايجاد محيطي امن و عاري از هرگونه بيعدالتي و بحرانهاي اجتماعي.
با ايجاد حكومت جهاني آخرالزمان همانگونه كه عنوان شد، ويژگيهاي خاص و جديدي چه از لحاظ سياسي و چه از لحاظ مديريتي به وجود خواهد آمد، كه عبارتند از:
از بين رفتن كليه مرزهاي جغرافيايي و دولتهاي متكثر. دولت آخرالزمان، دولتي جهاني است و رهبري واحد دارد. بدين ترتيب كليه سازمانها و قوانين بينالمللي، موضوعيت خود را از دست ميدهند.
شكل حكومت آخرالزمان، نه پادشاهي است و نه رياست جمهوري و نه ديكتاتوري و نه... بلكه برخاسته از الگوي امامت است. لذا هيچ شباهت يا تناسبي با الگوهاي حكومتي موجود يا گذشته ندارد.
در دولت آخرالزمان، ديگر هيچ نشاني از مجلس به عنوان قواي مقننه وجود ندارد. زيرا جايگاه قانونگذاري در اين حكومت نميتواند در اختيار يا كنترل مردم باشد، بلكه تنها در اختيار خداوند است.
كليه احزاب سياسي در آن حكومت از بين خواهند رفت و ديگر هيچگونه جايگاهي نخواهند داشت.
اداره كليه اماكن و مراكز خدماترساني تنها در اختيار حاكم مطلق خواهد بود و از سوي ديگر با تربيت و رشديافتگي بشر و رسيدن به درجات بالاي كمال، كليه مسئولين و نهادها تحت امر كامل آن حضرت خواهند بود.
اين ويژگيها كه جز در حكومت آخرالزمان شكل نخواهد گرفت، مدتهاي مديدي است كه آرزوي همه انسانها در طول تاريخ بوده است. اما تحقق آن جز در زمان ظهور منجي عالم بشريت رخ نخواهد داد.
اميد است كه با توكل بر خدا و اجراي فرامين الهي، مانيز از سربازان و خدمتگزاران آن امام بزرگوار بوده و قدمي هر چند كوتاه در راه ايجاد آن حكومت مطلق برداريم.
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و مدّ في عمره الشريف
خلاصه مقاله
فرار انسان امروز از قيد فرهنگهاي خود ساخته بشري و ميل و گرايش او به سمت مكاتب الهي و همچنین به بنبست رسيدن مكاتب و حكومتهاي بشري، انسان را به فكر ايجاد حكومتي مياندازد كه بتواند نيازهاي اساسي او را چه از لحاظ جسمي و چه از لحاظ روحي بر طرف نمايد.
انسان از ديرباز به فكر آينده خود بوده است. آينده چه خواهد شد؟ بر سر زمين چه خواهد آمد؟ آيا حكومتي با مبنايي صحيح و عاري از اشكال بوجود خواهد آمد يا خير؟ و... اينها همه سوالهايي است كه از ديرباز در ذهن بشر وجود داشته است.
تمامي حكومتها از بدو تاريخ تاكنون تنها يك هدف را دنبال ميكردهاند: رساندن جامعه بشري به بالاترين سطح علمي و فرهنگي. اين آرزويي است كه هميشه در درون جامعه وجود داشته و دارد.
در واقع هدف انسان از زندگي اجتماعي نيز محدود به همين اصل است. در عصر حاضر كه حكومتهاي متعدد و طرز فكرهاي متعدد بوجود آمده است، هر يك به روشي سعي دارند اين اصل را پياده نمايد.
اما متأسفانه به دلايلي کاملاً روشن از جمله عدم اجراي عدالت اجتماعي، در رأس قرار داشتن افرادي فاسد و... تاكنون هيچيك از حكومتها قادر به انجام اين اصل نبودهاند.
با توجه به ويژگيهاي خاصي كه در حكومت آخرالزمان وجود دارد كه از جمله آنها ميتوان به وجود امامي معصوم و عاري از هرگونه اشتباه نام برد، اميدي روح افزا در دل انسان براي رسيدن به اصل تعالي بوجود آمده است.
اميدي كه تنها راه حل بحران حاضر را در ظهور منجي بشريت و نابودي تمامي عناصر ظلم و جور و همچنین تشكيل حكومت جهاني عاري از هرگونه مشكل ميبيند.
در حكومت آخرالزمان اصول ناب ديني اجرا خواهد شد و اصل مساوات و برابري و حرمت انسانها حفظ خواهد شد. اصولي كه در عصر حاضر بدليل رعايت نشدن آنها مشكلات جدي از جمله فقر، فحشا، از بين رفتن بنيانهاي خانواده و... را به ارمغان آورده است.
مقايسه حكومتهاي عصر حاضر با حكومت آخرالزمان، تصويري روشن از غلط بودن اين حكومتها را نمايان ميكند و تنها اميد بشريت را به تشكيل حكومت واحد جهاني سوق ميدهد.


