طرح راهبردی آمادهسازي زمینههای ظهور منجی عالم(عج)(بخش دوم)
مرتضی صادق عمل نیک
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
انتظار پیروان ادیان مختلف برای منجی بزرگ
تمام ادیان بزرگ و تمام اقوام جهان در انتظار رهبری انقلابی هستند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی میدهد. ایجاد عدالت، سرلوحه همه برنامههای حضرت مهدی(عج) به شمار میآید. این اصل از نخستین هدف پیامبران الهی بوده است.
الف) منجیگرایی در آیین مسیحیت
در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمتهای زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگیهاي روزهای پیش از آمدن مسیح را توضیح ميدهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا میکند و امتها را داوری مينماید. در دایرةالمعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و همراه لشکریان آسمان ميآید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به همراه افراد مقدس آغاز نماید.
در این مدت، شیطان را هزار سال میبندند و به چاه هاویه میافکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را ميفرستد تا وعدهاش را توسط وی محقق سازد.
به رغم دشمنی مسیحیان با یهودیان، پیروان این دو دین در قرن نوزده و بیست میلادی به وحدتنظر در ظهور مسیح رسیدند و از برنامهای سیاسی پشتیبانی کردند که به تشکیل دولت اسرائیل انجامید. به همین دلیل صدها کلیسا و گروههای مسیحی اروپایی و امریکایی برای پشتیبانی از دولت اسرائیل بسیج شدند. در سال 1980، سازمانی به نام سفارت بینالمللی مسیحیان، در قدس اشغالی تأسیس شد که مؤسسان آن به اختصار چنین میگویند: «ما بیش از اسرائیلیها، صهیونیست هستیم و قدس تنها شهری است که خدا به آن عنایت دارد و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسرائیل داده است.»
اعضای سفارت معتقدند: «اگر اسرائیل نباشد، مکانی برای بازگشت مسیح نیست.»
ب) منجیگرایی در آیین یهود
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح»(مسح شده) خوانده ميشد. دلهای بنیاسرائیل از عشق مسیحای موعود لبریز بود و در مقابل حاکمان ستمگر، همواره در کمین رهبر رهاییبخش بودهاند.» در باب دوم انجیل متی چنین آمده است: «هیرودیس کبیر، پادشاه فلسطین، پس از زاده شدن حضرت عیسی در صدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند، خطر را از سر گذراند.»
مستر هاکس درباره شیوع اعتقاد به ظهور و انتظار پیدایش منجی بزرگ جهانی در میان قوم یهود مينویسد: «عبرانیان منتظر قدوم مبارک مسیح نسلاً بعد نسل بودند و وعده آن وجود مبارک، مکرراً در زبور و کتب پیامبران علیالخصوص در کتاب اشعیا داده شده است... . مسیح سلطان زمان خواهد شد و یهودیان را از ذلت جور و ستمپیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقی خواهد رساند. به اعتقاد یهود، رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار میآید و هنوز زاده نشده است.
در امریکا، کنیسهاي به نام Indespensationalism تأسیس شد که تعداد اعضایش شش میلیون نفر هستند. اعضای آن به بازگشت مسیح اعتقاد دارند که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان جهان در فلسطین است. از جمله اعضای این کنیسه میتوان به جورج بوش اول و ریگان، رئیسجمهوران اسبق امریکا اشاره کرد.
ج) منجیگرایی در آیین زرتشت
زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد ميشود که به نام عمومی «سوشیانس» خوانده ميشوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند 129، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. از سوشیانسها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشدهاند یاد ميشود: «ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان؛ آن پاکانی که مردهاند و آن پاکانی که زندهاند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوکنندهاند.»
د) منجیگرایی در آیین بودایی
در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم «میتریه»(مهربان) تبیین شده است. در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بوداییان زمینی ميدانند که خواهد آمد تا همه انسانها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش ميدهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانهاي، «شاکیه مونی» که همان «گتمه بودای» مشهور است، چهارمین بودا، و میتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و «بوداسف» در آینده، آخرین بودا به شمار میآید که ظهور خواهد کرد.
هـ) منجیگرایی در آیین هندو
در آیین هندو، منجی موعود به نام «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی»، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا ميگیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد خود میرسد و زوال نهایی را فراهم ميآورد. در ویشنو پورانه آمده است: «فساد بر همهچیز حکمفرما خواهد شد. دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام؛ شهوت یگانهپیوند میان زن و مرد؛ دروغ تنها راه موفقیت در امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد.»
و) منجیگرایی در آیین اسلام
در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:
1. منجیگرایی در میان اهلسنت
مذاهب مختلف اهلسنت مهدی موعود(عج) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا ميآید. دانشمندان اهلسنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفتهاند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عج) را شخصی معین ميدانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هماکنون به زندگی خود ادامه ميدهد. آن دسته از اهلسنت که ولادت مهدی(عج) را پذیرفتهاند اختلافهایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانستهاند، برخی نهم ربیعالاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کردهاند.
2. منجیگرایی در میان شیعه
شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعهاي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علیرغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام و رهبران مردم و وارثان قدرت ميشوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نميشود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصهاي که اشاره ميکند و هر عقیدهاي که در اسلام و در تشیع مطرح ميشود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.
در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر اسلام(ص) و فرزند امام حسن عسکری(ع) است که الآن در پرده غیبت به سر میبرد. امام در دوره غیبت صغرا چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس از این دوره، غیبت کبرا فرا رسیده و اکنون در این دوره به سر ميبریم. در این زمان تنها باید از ولیفقیه که حجت امام زمان(عج) بر مردم است، اطاعت کنیم.
شیعه در عصر غیبت کبرا، فلسفه سیاسی نجاتبخش و مکتب اجتماعی حرکتآفرین و مسئولیتآوری دارد و آن مهدویت و انتظار است. اما متأسفانه افراد ناآگاه، مغرض و یا دشمن، مهدویت و انتظار را که مفهومی انقلابی، آزادیبخش و حرکتآفرین و مسئولیتزا به شمار میآید، مانند پوستین وارونهاي درآوردهاند که به قول دکتر شریعتی، یک طرف آن در نهایت زیبایی و طرف دیگر آن در نهایت زشتی است. رویهاش چشمها را از زیبایی خیره میکند و آسترش از زشتی برای بزرگسالان نفرتانگیز و برای خردسالان وحشتآور مینماید.
اعتقاد به مهدویت و انتظار، از بین تمام اصول و عقاید شیعی، بیش از همه عقاید دیگر، تضاد و تناقض دارد. یکی نابودکننده ظلم و جور و به دنبال قسط و عدل است و دیگری به دنبال توجیهکننده ظلم و جور و بیعدالتی؛ یکی مفهوم انقلابی، مترقی، عزتآور و مردمی دارد و به اراده و اندیشه و اختیار و آزادی انسان احترام میگذارد و مسئولیتهای فردی و اجتماعی او را تثبیت میکند، اما مفهوم دیگری منحط، ذلتآور و ضدمردمی است و به اراده و اندیشه و آزادی انسان اهانت میکند و مسئولیتهای فردی و اجتماعی را در نظر ندارد و ظلم و ستم و تسلیم شدن را توجیه میکند. به مفهوم دیگر اگر در بخشی از دنیا مؤمنان عزت ندارند و از نظر آزادی، استقلال و نظام حکومتی کافران بر آنها مسلط هستند، باید بدانیم که ایمان آنها درست نیست و اسلام را وارونه فهمیدهاند.
بنابراین، اصل مهدویت و انتظار دو نوع است: یکی انتظار مثبت در تشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یا دشمنان قسم خورده اسلام آن را شکل دادهاند و بزرگترین عامل انحطاط و ذلت به شمار میآید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هر لحظه فرماندهاش را انتظار میکشد.
منتظر باید با ادوات نظامی آشنا باشد و جسم و روح خود را شاداب و آماده نگه دارد. در نظام اسلامی که با هدایت رهبر اداره میشود، باید برای آمادهسازي زمینههای ظهور و سپردن پرچم به مهدی موعود(عج) طرح راهبردی داشت.
دشمنی با معتقدان به امام زمان(عج)
امروزه هجوم دشمن به اعتقادات به امام زمان(عج) بیش از هر زمان دیگر است. چون انقلاب اسلامی به رهبری امام و تبعیت مردم به پیروزی رسید. اکنون دشمن به این فکر افتاده که به جای مبارزه با ولایت فقیه، شاخه اصلی آن را بزند. دشمن تلاش میکند به اعتقادات مردم بهخصوص جوانان آسیب رساند. بنابراین، مسئولیت پژوهشگران و اسلامشناسان و منتظران بیشتر میشود و باید در اصول و اعتقاداتمان بیشتر کار کنیم و آن را از برداشتهاي نادرست و انحرافی پالایش سازیم.
ناکارآمدی روشهاي آموزش و تبلیغ در فرهنگ مهدویت
ضعف کانونهای دینی و مذهبی از جمله اشکالات ما در ترویج فرهنگ مهدویت است. به طور کلی روشهاي تبلیغی ما با ادبیات و وضعیت رشد عاطفی جوانان و نوجوانان در این عصر متناسب نیست. بعضیها از عصر ظهور فقط شمشیر و خشونت و کشتار را تبلیغ میکنند، در صورتی که به علت ویژگیهاي ممتاز و جاذبههاي عظیم حضرت مهدی(عج)، به جز سردمداران و اشراف و دیوانسالاران نظام طاغوت، اکثر مردم و اهلکتاب به آن حضرت می پیوندند.
ضعف دیگر ما به کار نگرفتن روشهاي هنری و ادبی در ترویج فرهنگ مهدویت است که با روحیه جوانان و نوجوانان تناسب ندارد و رغبت و شور و امید را در آنها ایجاد نمیکند.
مسئله دیگر نداشتن هدف و برنامهريزي در نوشتن و تبلیغ مهدویت به زبان ساده و روان است که اگر متناسب با رشد جوانان و نوجوانان صورت گیرد، علاقه و شور را در آنها موجب شود. به علاوه لازم است در نوشتن کتاب یا هنگام سخنرانی، سیر منطقی محتوای مورد بحث رعایت گردد. در این زمینه باید از کلیگویی پرهیز کرد و از ضربالمثلهاي مناسب و واژگانی که به تصویرسازی ذهنی کمک میکند، استفاده نمود. در تبلیغ مهدویت لازم است به چند نکته توجه شود:
الف) محتوای پیام دستهبندی شود؛
ب) توالی و ارتباط مطلب به طور مؤثری انجام شود؛
ج) گزینش و انتخاب خوب مطالب؛
د) اجتناب از زیادهگویی که موجب خستگی و کسالت میشود؛
هـ) جمعبندی و نتیجهگیری که موجب شیرینی بحث میگردد؛
و) درک عمیق از محتوا و اشراف بر مسئله مورد بحث؛
ز) استفاده مؤثر از ادبیات، هنر و فنآوری؛
ح) نقد بینش و نگرشهاي منفی در زمینه مهدویت.
ناتوانی مدعیان اصلاحات
امروزه مکاتب فکری که از عواطف و روابط مسائل زمان و مکان خود تأثیر پذیرفتهاند و آزادی، حقوق بشر و حل مشکلات و نابسامانیهاي مردم را ادعا میکنند، ضعفها و کاستیها و پوچی آنها از نظر تئوری و عملی مشخص شده است. اکنون مکاتب و جهانبينيهاي مادی به پوچی رسیدهاند؛ مانند «ایدهآلیسم» هگل، «ماتریالیسم دیالکتیک» مارکس، «اگزیستانسیالیسم» هایدگر و یاسپرس و سارتر، و «پوچی و عبث» آلبرکامو.
انسان امروزی دریافته که این مکاتب قادر نیستند ستم را رفع کنند و آن را به رستگاری و سعادت تبدیل نمایند، اما امید اندکی به منجی عالم در دل آنها وجود دارد که سعادت انسان را تضمین نماید و مشکلات و نابسامانیهای جسمی و روحی او را حل کند. بنابراین در انسانها انتظار مبهمی به فردای سرشار از سعادت وجود دارد.
از خود بیگانهکردن انسانها
کار استعمار جدید، نفی فرهنگ بومی و جایگزین کردن فرهنگ استعماری است. استعمار در جوامع مختلف عمل میکند و فرهنگ جوامع اسلامی را مسخ میکند. در گذشته وضعیت مردم در کشورهای اسلامی، عربی و افریقایی با امروز فرق داشت و طرز لباس پوشیدن، آرایش و معماری شهرها و خانهها با احساسات و ارزشها، اعتقادات، فرهنگ، مذهب و تاریخ خودشان منطبق بود. اما امروزه بسیاری از آنها غربزده شدهاند.
بسیاری از انسانها به وسیله پول، مد، مذاهب انحرافی، نظام طبقاتی و یا پست سازمانی از خود بیگانه میشوند و پول دیگر ابزار زندگی نیست، بلکه انسان خود ابزار پول میشود. انسان پولدار، ارزشها و امکاناتی را که به پول مربوط است به خودش منسوب میکند و جامعه نیز ارزشهای پول را به او نسبت میدهد.
مد نیز انسان را از خود بیگانه میکند. بسیاری از افراد خودشان را به عمد یا غیرعمد شبیه دیگران درمیآورند. در واقع انسان وقتی به این بیماری دچار شود، شخصیت خود را فراموش میکند و از خویش نفرت دارد. برای آنکه از همه ویژگیهای ملی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی خود دور شود، خودش را بيقید و شرط به شکل فرهنگ دیگری درمیآورد و از خودش و فرهنگ و مذهب و تاریخ خویش بیگانه میشود. برای مثال، میتوان از وضعیت حجاب و آرایش تعدادی از دختران و خانمها در شهرهای بزرگ کشور نام برد. همینطور برخی از افراد با گرفتن پست در نظام اداری از خود بیگانه شده، خود را فراموش میکنند. مذهبهای انحرافی نیز ارزشهای واقعی و اصالتهایی را که در انسان هست نفی مینماید و انسان را از خود بیگانه میکند.
سستشدن نظام خانواده
محققی که درباره موضوع افزایش طلاق در جوامع پیشرفته تحقیق میکند باید تمام عوامل مؤثر در افزایش طلاق را در نظر گیرد. این علتها را اگر از انقلاب صنعتی بررسی کنیم، می بینیم که انقلاب صنعتی موجب توسعه زندگی شهری شد و به تدریج آزادی اجتماعی زنان و برکناری آنان از امر خانواده را موجب گشت و به موازات آن اعتقادات مذهبی در غرب کمرنگ شد. زنان از لحاظ اقتصادی و آزادی عمل در خارج از خانه مستقل میشوند. مجموعه این عوامل موجب سست شدن خانواده و افزایش طلاق در غرب شده است. زنان بر اثر تحصیل آزادی اجتماعی و سست شدن اعتقادات دینی از چهاردیواری خانه بیرون میآیند و در جامعه شروع به کار میکنند و دیگر به خانهداری و بچهداری رغبت نشان نمیدهند. در نتیجه، خانواده چنانکه باید باشد، استوار نیست و به آسانی متلاشی میشود. در ایران نیز این مسئله دارد به تدریج خود را نشان میدهد.
توزیع و حرکت جمعیت
تقسیم جمعیت از نظر مکانی، سنی و جنسی، «توزیع جمعیت» خوانده میشود و هیئت ناشی از همه این تقسیمها «ترکیب جمعیت» نام دارد. حرکت جمعیت ناشی از دو مسئله است؛ اول، زایش و طول عمر و مرگ؛ دوم، حرکت اجتماعی جمعیت که معلول پراکندگی و کوچ کردن است. با پیشرفت صنعت و تجارت، روستاییان بیشتر به طرف شهرها هجوم میبرند و شهرها دچار تراکم جمعیت میشود. طول عمر متوسط انسان در عصر فلز هیجده سال و در قرون وسطا 33 سال و امروزه در کشورهای صنعتی و کشور ما به بیش از هفتاد سال رسیده است. بیشترین قشر جامعه ما را جوانان تشکیل میدهند. افزایش جمعیت دشواریهاي زیادی برای جوامع به وجود میآورد مانند دشواری در تهیه خوراک، پوشاک و مسکن و مدرسه و بیمارستان و سختی در حمل و نقل.
نظام سرمایهداری
در نظام سرمایهداری چون صنعت جای کشاورزی را میگیرد و حتی کشاورزی را به صورت صنعتی درمیآورد، فرد جای خانواده را میگیرد. در نظام کشاورزی فرد واحد اجتماع به شمار نمیآمد بلکه جزئی از خانواده بود و خانواده واحد سازنده اجتماع محسوب میشد. اما در دوره صنعتی در غرب، هرکس بتواند پول درآورد، حق حیات دارد و میتواند مقتدر و محترم باشد. شخص در محیط کشاورزی و خانگی، همه جریان کار را از نزدیک میبیند و هدف و معنای کار خود را درمییابد، اما در کارخانههای بزرگ چنین نیست. هر ماشین از هزاران قطعه تشکیل شده و هر قطعه را افراد متخصص مختلفی میسازند. در نتیجه، کارگر نتیجه و هدف کار خود را نمیبیند یعنی کار خود را بيمعنا مییابد و با خشم به کارفرما و ماشین تولید مینگرد.
ظهور مذهب پروتستان از تحولاتی بود که همراه با نظام سرمایهداری در غرب رخ نمود. چون قوانین سخت مذهب کاتولیک با سوداگرایی، پولپرستی و رباخواری موافقت نداشت، در کشورهای صنعتی جدید راه افول پیمود و زمینه را برای مذهب پروتستان که با اخلاق سوداگرانه از نظام سرمایهداری میساخت، هموار نمود. در نتیجه سرمایهداران با دخالت مستقیم و غیرمستقیم در حکومت و دستگاههای قانونگذاری، دخالت در انتخابات نمایندگان مردم و اعضای حکومت، خود را بر دستگاه قانونگذاری تحمیل کردند و با تبلیغات زهرآگین مردم را فریب دادند و با برپا کردن آشوب و جنگهاي داخلی و خارجی، جامعه را زیر سلطه خود درآوردند. نمونه بارز آن را در لشکرکشی امریکا به عراق به روشنی میتوان دید.
مشخص کردن اهداف کمي و کيفي آمادهسازي زمینههای ظهور
برای تدوين راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور، باید اهداف بر اساس درک درست از جهانبيني و ایدئولوژی و معیارها و ارزشهای اعتقادی مشخص شود. هدفهاي کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت بايد داراي ويژگيهای ذیل باشند:
الف) بتوان به صورت كمي آنها را سنجید؛
ب) واقعي باشند؛
ج) بتوان آنها را درك کرد؛
د) بتوان به آسانی به آنها دست یافت.
این اهداف باید در چارچوب ارزشها سنجیدنی باشد و به صورت کمی، چالشگر، واقعی و سازگار با دیگر هدفها و الویتبندی شده باشند.
اهداف آمادهسازي زمینههای ظهور در نظام اسلامی عبارتند از:
1. خودسازی فردی و اجتماعی و حرکت به سمت انسان کامل(امام زمان(عج)) و کسب رضایت الهی؛
2. جهتگیری تمام فعالیتها به سمت آمادهسازي زمینههای ظهور؛
3. گسترش نظارت عمومی و فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر برای هدایت انسانها در تمامی ابعاد؛
4. مبارزه با ظلم و بيعدالتی برای استقرار نظامی مبتنی بر قسط و عدل؛
5. ایجاد نهضتهای آزادیخواه و ظلمستیز و عدالتخواهانه برای دفاع از نوامیس مسلمانان؛
6. گسترش فرهنگ مهدویت و خنثا نمودن برداشتهای انحرافی از انتظار؛
7. آماده کردن خود و جامعه در ابعاد مختلف برای ظهور منجی عالم(عج).
تدوين راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
اعتقاد به ظهور منجی عالم و نیاز به آمادگی برای انقلابی جهانی، چنان ضروری است که بزرگان ما انتظار را راهبردی مهم در این برهه از زمان میدانند. انتظار دوره آمادهسازي فردی و اجتماعی به شمار میآید که زمینهساز انقلاب جهانی منجی عالم است. هر حرکت و انقلابی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد، ناقص بوده، به نتیجه نخواهد رسید. هر انقلابی که دوره انتظار و آمادهسازي نداشته باشد و بر اساس جو محیط و جریان حاکم حرکت نماید، در همان گامهای اول در زیر بار فشارها و ابهامها گرفتار میشود. انسان منتظر باید در زندگی فردی و اجتماعی طرح راهبردی و نقشه داشته باشد و بر این اساس حرکت کند و خود و محیط اطرافش را آماده سازد. طرح راهبردی بر اساس اهداف مشخص شده شکل میگیرد و اهداف بر اساس معیارها و ارزشهای اعتقادی مشخص میشود. انسان معتقدی که در محیط اطراف خود ظلم و فساد و بيعدالتی میبیند، نمیتواند به آن بياعتنا باشد. برای مقابله با آن باید آگاهانه برنامهريزي و عمل نماید.
برای آمادهسازي زمینههای ظهور، باید راهبردهاي مختلف شناسايي و بررسي شود و بهترينشان انتخاب گردد. برای این کار باید این راهبردها را از نظر محاسن، معايب، هزينهها و منافع بررسي کرد و بر حسب اهميت به ترتيب اولويتبندي نمود. راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور موجب ميشود جامعه با طي مراحل تدريجي، از حالت کنوني خود پا را فراتر بگذارد و به اهداف مورد نظر خود دست يابد. هدف از تدوين این راهبرد، تعيين اين مسئله است كه آيا فعالیتها و تصمیمگیریها در فرآيند آمادهسازي درست انجام ميشود يا خير؟ چه روشي ميتواند اين كارها را به نحوي اثربخشتر انجام دهد؟
افرادي که در بررسي و انتخاب راهبردها مشارکت ميکنند بايد اطلاعات جامعی از وضعیت داخلی و خارجی و اهداف مشخص شده در اختيار داشته باشند. آگاهي از اين اطلاعات و اشراف به آن، به تصميمگيران کمک ميکند تا راهبردهاي خاصي را که در ذهن و فکر خود دارند، شفاف نمايند.
این راهبردها بايد به صورتي آگاهانه تدوين و همآهنگ شود و ارزيابي گردد. اگر مدیران و مسئولان، راهبرد منسجم و مسير معيني نداشته باشند به هدف نخواهند رسيد. مسئولان و برنامهريزان بايد به شيوهاي آگاهانه، هدفها و راهبردهاي خود را در چارچوب ارزشها و باورها مشخص نمایند و به آگاهي ديگران برسانند. عواملی که در تدوين و اجراي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور مؤثر هستند عبارتند از:
1. درک عمیق از نظام ارزشی، فرهنگ و باورهای دینی؛
2. تغيير نگرش در زمینه مسائل فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، هنری، پژوهشی، علمی و فنآوری؛
3. بررسي واقعبینانه اوضاع داخلي و خارجي كشور برای اطلاع از نقاط ضعف و قوت، شناخت فرصتها و تهديدها؛
4. مشخص كردن دقیق مأموریت و اهداف کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت نظام اسلامی؛
5. تدوین و اجرای سیاستگذاریهاي درست در جامعه؛
6. تهیه برنامههای کوتاهمدت و میانمدت؛
7. تخصيص بودجه و منابع مورد نیاز در این زمینه؛
8. تهيه روشها و قوانین اجرايي؛
9. نظارت مستمر بر اجراي راهبردها و کنترل آنها.
سياستگذاریهاي آمادهسازي زمینههای ظهور
تغيير در مسيرهاي راهبردی در این زمینه خود به خود انجام نمیشود. براي اينكه راهبردی كارساز واقع شود، نيازمند سياستهایي است كه بتواند امور روزمره فعاليتهاي مربوط به آمادهسازي زمینههای ظهور را اداره نمايد. با اتخاذ چنین سياستهایي، حل مسائل روزانه آسان ميگردد و رهنمودهايي نمایان ميشود كه ميتوان بدان طريق راهبردهاي آمادهسازي زمینههای ظهور را به اجرا درآورد. مقصود از سياستها در این زمینه، رهنمودها، مقررات و شيوههايي از مديريت خاص است كه براي حمايت و تقويت فعاليتهاي تکنولوژيک در نظر گرفته ميشوند تا کشور، وزارتخانهها و سازمانهاي متولي آمادهسازي زمینههای ظهور بتوانند به هدفهاي تعيين شده دست يابند. در سايه تعيين این سیاستگذاریها ميتوان مرزها و محدودههاي انواع فعاليتها و كارها را تعيين نمود و افراد و مسئولان را ارزیابی کرد و به اهداف تعیین شده دست یافت.
در تدوین و اجرای سیاستگذاریهاي آمادهسازي زمینههای ظهور لازم است به این چند نکته توجه شود:
الف) پيشبيني سمت و سوي آمادهسازي زمینههای ظهور در آينده و نقش اساسي اوضاع داخلی؛
ب) يکپارچه کردن راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور با سیاستگذاريها و وضعیت محيطي و نظام ارزشی؛
ج) در نظر گرفتن مسئله آمادهسازي زمینههای ظهور در تمام تصميمگيريهاي راهبردی قواي سهگانه، وزارتخانهها، سازمانها و نیروهای نظامی در هنگام هدفگذاريها، استراتژيها و سیاستگذاريها.
در واقع سیاستگذاریهاي مسئولان در این زمینه، براي افراد جامعه و مديران روشن ميكند كه چه انتظاري از آنها ميرود. بدين وسيله درصد موفقيت مديران در اجراي راهبردهاي آمادهسازي افزايش ميیابد.
اجراي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
در اجراي راهبرد آمادهسازي همه مردم باید خود را در اجراي راهبرد، اهداف و نظام ارزشی متعهد بدانند. اگر آنها راهبرد آمادهسازي تدوين شده را درک نکنند و به آن اطمينان نداشته باشند و خود را متعهد ندانند، تلاشهايي که در این زمینه صورت ميگيرد با مشکلات زيادي روبهرو میشود و با موفقيت اجرا نخواهد شد. به طور کلي تدوين طرح راهبرد آمادهسازي(نوشتن و گفتن آنچه بايد انجام شود) از اجراي آن(انجام دادن کارها) آسانتر است. اجراي راهبرد آمادهسازي فرآيندی عملياتي به شمار میآید که بر کارآيي فعاليتها تأکيد دارد.
در این زمینه باید به این نیازها توجه کافی مبذول داشت:
1. اجراي موفقيتآمیز راهبرد، به انگيزه ويژه و مهارتهاي مدیران و افراد سازمان یا جامعه نیاز دارد؛
2. ايجاد محيطي صميمي برای همکاري، همفکری و همآهنگي بين مسئولان و مردم ضروری است؛
3. آموزش و ارتقای مستمر توانمندیهاي منابع انسانی ضرورت دارد؛
4. رشد و توسعه فعالیتهای علمی و پژوهشی و فنآوری در زمینه مهدویت و انتظار لازم است؛
5. بين مسئولان و افراد سازمانها و جامعه باید ارتباط مؤثر وجود داشته باشد؛
6. اهداف و راهبردهای مناسب باید مشخص گردد؛
7. نظارت مستمر بر تمام فعالیتها و کنترل در این زمینه صورت پذیرد؛
8. به برنامهريزي و تخصيص منابع و بودجه مناسب باید توجه شود؛
9. روشها و قوانین مورد نياز برای آمادهسازي لازم است؛
10. ساختار و شبکه سازماني مناسب ضرورت دارد؛
11. پژوهشگران، عالمان و استادان دانشگاه و معلمان باید تبادل نظر و همفکری صمیمی داشته باشند؛
12. در سطح جامعه بهخصوص نسل جوان بسیج فکری، علمی، مادی و معنوی انجام شود.
برنامهريزي
برنامهریزی، پلي است بين وضعيت فعلي آمادهسازي و آينده آن که احتمال دستیابی به هدفهاي از پيش تعيين شده را بالا ميبرد. در واقع برنامهريزي سنگ بناي فرآيند تدوين و اجراي راهبردهاي اثربخش به شمار میآید. از اين مسئله مهم مدتها غفلت شده است. برنامهریزی برای آمادهسازي زمینههای ظهور، براي اجرا و ارزيابي موفقيتآميز راهبرد آمادهسازي ضرورت دارد که احتمال دستیابی به هدفهاي از پيش تعيين شده را بالا ميبرد. در برنامهریزی بايد اهدافی را که میتوان اندازهگيري کرد و دستیابی به آن آسان است، دقيقاً مشخص شود. برای پيشرفت برنامههاي آمادهسازي باید افراد معتقد و متخصص و آگاه به اهداف و راهبردهای آمادهسازي، آن را ارزيابي کنند.
در هر برنامهاي باید راهکارهاي مختلف برای پيشرفت موفقيتآميز مشخص گردد. و معيارهاي کمّي برای ارزيابي برنامهها تعريف شود. بايد در موارد بحراني به طور مناسب و به موقع تصمیم گرفت و بودجه مورد نياز را برای اجرای فعاليتها و طرحهاي مورد نیاز تخصيص داد. به طور کلي، موفقیت در مسیر آمادهسازي زمینههای ظهور، به بسیج نیروها، تحقیقات علمی، تشخیص درست معیارها و ارزشها، مشخصکردن مأموریت و اهداف، تدوین و اجرای راهبردها و اعمال نظارت وكنترل در برنامهریزی خوب و مناسب، بستگي دارد.
تخصیص منابع و بودجه مورد نیاز به برنامههای سالیانه
در فرآیند آمادهسازي زمینههای ظهور، برنامههای سالانه و پروژههای مختلفی طراحی میگردد. برای اجرای موفقیتآمیز آنها باید بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. برنامهها و پروژههایی که طراحی میشوند باید با توجه به هدفهای بلندمدت و برنامه راهبردی باشد، یعنی با توجه به هدفها و برنامه راهبردی بلندمدت باید مجموعهاي از برنامهها و هدفهای سالانه وجود داشته باشند. موفقیت در این برنامهها، موجب میگردد تا در برنامه راهبردی آمادهسازي زمینههای ظهور موفق شد. برای این کار باید منابع و بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. این تخصیص باید بر اساس اولویت اهداف تدوین شده باشد.
تهیه قوانین اجرایی
قوانین اجرایی، رهنمودها، روشها، مقررات و شیوههایی را شامل میشود که برای حمایت و تقویت کارها و فعالیتها در زمینه آمادهسازی مقدمات ظهور مورد نیاز است.
نظارت بر اجرای برنامه آمادهسازي زمینههای ظهور
مدیران و مسئولان باید برای حصول اطمينان از انطباق نتايج واقعي با نتايج برنامهریزی شده، نظارت کنند. كارهايي كه در اين زمينه انجام ميشود عبارت از كنترل کردن و نظارت بر کمیت و كيفيت فعالیتهاست. راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور، باید از طريق این سه فعاليت بررسي و ارزيابي شود:
الف) بررسي مباني آمادهسازي زمینههای ظهور؛
ب) مقايسه نتايج به دست آمده در اجرا(نتايج واقعي) با نتايج برنامهریزی شده؛
ج) اقدامات اصلاحي در زمينه آمادهسازي مقدمات ظهور.
در صورت اجراي موفقيتآميز راهبرد آمادهسازي، نتايج ارزيابي راهبردها موفقیتآمیز خواهد بود؛ به صورتي که اهداف کوتاهمدت و بلندمدت تأمين ميشود.
برای ارزيابي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور توجه به این معيارها ضروري است:
ـ سازگاري راهبرد آمادهسازي با اهداف کوتاه و بلندمدت و سياستها؛
ـ سازگاري این راهبرد با مجریان؛
ـ همآهنگي راهبرد توسعه آمادهسازي با عوامل محيطي داخلي و خارجي؛
ـ امکانپذير بودن راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور در وضعیت موجود و آينده؛
ـ همآهنگي و انطباق برنامه آمادهسازي زمینههای ظهور با منابع موجود و تخصيص داده شده؛
ـ مزيت رقابتي راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور در يکي از زمينهها.
برای رسیدن به هدف اصلی، اقدامات ذیل پیشنهاد میگردد:
1. تبیین معیارها، ارزشها و اهداف در مکتب مهدویت(عج)؛
2. تغییر نگرش اساسی در توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی؛
3. داشتن دیدگاه و نگرش سیستمی در فرآیند آمادهسازي مقدمات ظهور؛
4. مشخص کردن اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت؛
5. تدوین سیاستگذاریهاي مورد نیاز در فرآیند آمادهسازي زمینههای ظهور؛
6. بررسی تمام راههای عملی اجرای راهبردها در فرآیند آمادهسازي؛
7. اجرای راهبرد انتخاب شده و سیاستهاي مدون در این فرآیند؛
8. برنامهريزي و تخصیص بودجه موردنیاز به طرحها و فعالیتها؛
9. نظارت دقیق بر فعالیتها و طرحها؛
10. گسترش مراکز آموزشی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در این زمینه؛
11. گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر یا توسعه نظارت و کنترل عمومی؛
12. نهادینه کردن فرهنگ مهدویت در دو بخش فرهنگ عمومی و فرهنگ جامعه علمی؛
13. طرح بحثهای مربوط به امام زمان(عج) در کتابهای دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی؛
14. ایجاد رشتهای در حوزه و دانشگاه به نام مهدویت و زمينهسازي مقدمات ظهور؛
15. تربیت مدرسان متخصص در زمینههای مختلف مهدویت متناسب با سن مخاطبان؛
16. استفاده از هنر و فنآوری در گسترش آموزههای فرهنگ مهدویت؛
17. ایجاد نظام ارزشیابی مدرسان و مبلغان فرهنگ انتظار و مهدویت؛
18. استفاده مؤثر از مجالس و محافل مذهبی و تبیین درست فرهنگ مهدویت؛
19. ایجاد معاونتی در ریاستجمهوری و وزارتخانهها در این زمینه؛
20. استفاده بیشتر و بهتر از صدا و سیما در این زمینه؛
21. افزایش بحثهای مربوط به امام زمان(عج) در مجلات و روزنامهها؛
22. بسیج شاعران و هنرمندان و حمایت از آنها در این زمینه؛
23. بسیج و همآهنگ کردن امامان جمعه برای خواندن خطبههای مؤثر در این مورد؛
24. بسیج جوانان و نیروهای مردمی در عرصه مهدویت؛
25. درک نیاز واقعی جوانان و نوجوانان در این زمینه و دادن پاسخ مناسب به آنها؛
26. خلاصه کردن تحقیقات بزرگان و نوشتن آنها به زبان نسل جوان؛
27. تهیه بروشورهاي پرمحتوا، هنری، کمحجم برای دانشآموزان و دانشجویان؛
28. ایجاد تشکیلات در مراکز استانها برای پاسخگویی به شبهات نسل جوان؛
29. بسیج پژوهشگران در زمینههاي یادشده و مشخص کردن اولویتهاي تحقیقاتی؛
30. تهیه دایرةالمعارف جامع مهدویت و انتظار؛
31. ایجاد مراکز تحقیقی و تخصصی؛
32. تهیه نوار و سیدی سخنرانی و فیلم و نمایشنامه در عرصه انتظار؛
33. توسعه مجلات تخصصی، همایشها و مسابقات در عرصه مهدویت؛
34. تهیه و حمایت از کتابهاي قصه و رمان برای سطوح مختلف سنی؛
35. تهیه فیلم، نقاشی، نوشته و تابلوهاي هنری ارزنده در عرصه مهدویت و حمایت از آن؛
36. تخصصی کردن آموزههاي مهدویت و انتظار؛
37. ایجاد نظام ارزیابی مدرسان و مبلغان فرهنگ مهدویت و انتظار؛
38. گسترش فرهنگ مهدویت از طریق نوشتن و ترجمه کتابهاي مفید؛
39. نشر آثار ارزنده به زبانهاي زنده جهان؛
40. توسعه سایتهاي مربوط به فرهنگ مهدویت؛
41. گسترش سفرهای زیارتی و اهمیت بیشتر به دعای ندبه و تبیین نقش امام زمان(عج) در جهان؛
42. بسیج جوانان و مردم برای هرچه بیشتر با شکوه برگزار کردن جشنهای نیمه شعبان؛
43. نشر کتابهاي آموزشی و هنری در زمینه وظایف منتظران در عصر غیبت؛
44. گسترش فرهنگ احترام به نسل جوان و نوجوان و پرورش حس عواطف در آنها؛
45. تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و ارزش قائل شدن برای اظهارنظر آنها و دادن مسئولیت به آنان.
نتيجه
در این مقاله به اختصار درباره طرح راهبردی آمادهسازي مقدمات ظهور بحث و بررسی شد و برای اجرای آن، مدل راهبردی ارائه گردید. این طرح استراتژيك طولانیمدت باید تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه یابد و باید به طور پیوسته ارزیابی و اصلاحات لازم در آن انجام شود. این طرح یک طرح راهبردی است و به نظام ارزشهاي اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. این طرح از پنج مرحله یکپارچه و مرتبط به هم تشکیل شده است.
در مرحله اول مشخص کردن نظام ارزشهاي اعتقادی، معیارها و شاخصها و مؤلفههایی است که جزء اعتقادات و باورهای یک نظام و جامعه اسلامی درآمده و جهت حرکت آن را مشخص میکند و به آن اعتماد به نفس میدهد. در مرحله دوم، بررسي و تجزيه و تحليل وضعیت مهدویت و آمادهسازي شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتيجه نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهديدها مشخص ميشود. مرحله سوم تعيين اهداف، راهبردها و سياستگذاريهاي مورد نياز در چارچوب ارزشها و باورهاست. در اين مرحله اهداف راهبردها و سياستگذاريها در چارچوب ارزشها و باورها به صورت شفاف تدوين و مشخص ميشود.
در مرحله چهارم اجراي راهبردها و سياستگذاريهاي تدوين شده در چارچوب نظام ارزشها و باورهاست. در اين مرحله برنامههاي مختلفي جهت تحقق اهداف و راهبردها تهيه ميشود و بودجه مورد نياز و دستورالعملهاي اجرايي فراهم ميشود. مرحله پنجم نظارت و کنترل بر اجراي دقيق طرح در طول فرآیند آمادهسازي شرایط ظهور است. در اين مقاله پنج مرحله یاد شده مورد بحث و بررسي قرار گرفت و توصيههاي لازم در چارچوب اهداف چشمانداز و باورهای اسلامی ارائه گردید.
تمام ادیان بزرگ و تمام اقوام جهان در انتظار رهبری انقلابی هستند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی میدهد. ایجاد عدالت، سرلوحه همه برنامههای حضرت مهدی(عج) به شمار میآید. این اصل از نخستین هدف پیامبران الهی بوده است.
الف) منجیگرایی در آیین مسیحیت
در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمتهای زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگیهاي روزهای پیش از آمدن مسیح را توضیح ميدهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا میکند و امتها را داوری مينماید. در دایرةالمعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و همراه لشکریان آسمان ميآید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به همراه افراد مقدس آغاز نماید.
در این مدت، شیطان را هزار سال میبندند و به چاه هاویه میافکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را ميفرستد تا وعدهاش را توسط وی محقق سازد.
به رغم دشمنی مسیحیان با یهودیان، پیروان این دو دین در قرن نوزده و بیست میلادی به وحدتنظر در ظهور مسیح رسیدند و از برنامهای سیاسی پشتیبانی کردند که به تشکیل دولت اسرائیل انجامید. به همین دلیل صدها کلیسا و گروههای مسیحی اروپایی و امریکایی برای پشتیبانی از دولت اسرائیل بسیج شدند. در سال 1980، سازمانی به نام سفارت بینالمللی مسیحیان، در قدس اشغالی تأسیس شد که مؤسسان آن به اختصار چنین میگویند: «ما بیش از اسرائیلیها، صهیونیست هستیم و قدس تنها شهری است که خدا به آن عنایت دارد و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسرائیل داده است.»
اعضای سفارت معتقدند: «اگر اسرائیل نباشد، مکانی برای بازگشت مسیح نیست.»
ب) منجیگرایی در آیین یهود
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح»(مسح شده) خوانده ميشد. دلهای بنیاسرائیل از عشق مسیحای موعود لبریز بود و در مقابل حاکمان ستمگر، همواره در کمین رهبر رهاییبخش بودهاند.» در باب دوم انجیل متی چنین آمده است: «هیرودیس کبیر، پادشاه فلسطین، پس از زاده شدن حضرت عیسی در صدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند، خطر را از سر گذراند.»
مستر هاکس درباره شیوع اعتقاد به ظهور و انتظار پیدایش منجی بزرگ جهانی در میان قوم یهود مينویسد: «عبرانیان منتظر قدوم مبارک مسیح نسلاً بعد نسل بودند و وعده آن وجود مبارک، مکرراً در زبور و کتب پیامبران علیالخصوص در کتاب اشعیا داده شده است... . مسیح سلطان زمان خواهد شد و یهودیان را از ذلت جور و ستمپیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقی خواهد رساند. به اعتقاد یهود، رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار میآید و هنوز زاده نشده است.
در امریکا، کنیسهاي به نام Indespensationalism تأسیس شد که تعداد اعضایش شش میلیون نفر هستند. اعضای آن به بازگشت مسیح اعتقاد دارند که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان جهان در فلسطین است. از جمله اعضای این کنیسه میتوان به جورج بوش اول و ریگان، رئیسجمهوران اسبق امریکا اشاره کرد.
ج) منجیگرایی در آیین زرتشت
زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد ميشود که به نام عمومی «سوشیانس» خوانده ميشوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند 129، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. از سوشیانسها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشدهاند یاد ميشود: «ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان؛ آن پاکانی که مردهاند و آن پاکانی که زندهاند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوکنندهاند.»
د) منجیگرایی در آیین بودایی
در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم «میتریه»(مهربان) تبیین شده است. در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بوداییان زمینی ميدانند که خواهد آمد تا همه انسانها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش ميدهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانهاي، «شاکیه مونی» که همان «گتمه بودای» مشهور است، چهارمین بودا، و میتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و «بوداسف» در آینده، آخرین بودا به شمار میآید که ظهور خواهد کرد.
هـ) منجیگرایی در آیین هندو
در آیین هندو، منجی موعود به نام «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی»، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا ميگیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد خود میرسد و زوال نهایی را فراهم ميآورد. در ویشنو پورانه آمده است: «فساد بر همهچیز حکمفرما خواهد شد. دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام؛ شهوت یگانهپیوند میان زن و مرد؛ دروغ تنها راه موفقیت در امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد.»
و) منجیگرایی در آیین اسلام
در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:
1. منجیگرایی در میان اهلسنت
مذاهب مختلف اهلسنت مهدی موعود(عج) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا ميآید. دانشمندان اهلسنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفتهاند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عج) را شخصی معین ميدانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هماکنون به زندگی خود ادامه ميدهد. آن دسته از اهلسنت که ولادت مهدی(عج) را پذیرفتهاند اختلافهایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانستهاند، برخی نهم ربیعالاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کردهاند.
2. منجیگرایی در میان شیعه
شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعهاي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علیرغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام و رهبران مردم و وارثان قدرت ميشوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نميشود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصهاي که اشاره ميکند و هر عقیدهاي که در اسلام و در تشیع مطرح ميشود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.
در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر اسلام(ص) و فرزند امام حسن عسکری(ع) است که الآن در پرده غیبت به سر میبرد. امام در دوره غیبت صغرا چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس از این دوره، غیبت کبرا فرا رسیده و اکنون در این دوره به سر ميبریم. در این زمان تنها باید از ولیفقیه که حجت امام زمان(عج) بر مردم است، اطاعت کنیم.
شیعه در عصر غیبت کبرا، فلسفه سیاسی نجاتبخش و مکتب اجتماعی حرکتآفرین و مسئولیتآوری دارد و آن مهدویت و انتظار است. اما متأسفانه افراد ناآگاه، مغرض و یا دشمن، مهدویت و انتظار را که مفهومی انقلابی، آزادیبخش و حرکتآفرین و مسئولیتزا به شمار میآید، مانند پوستین وارونهاي درآوردهاند که به قول دکتر شریعتی، یک طرف آن در نهایت زیبایی و طرف دیگر آن در نهایت زشتی است. رویهاش چشمها را از زیبایی خیره میکند و آسترش از زشتی برای بزرگسالان نفرتانگیز و برای خردسالان وحشتآور مینماید.
اعتقاد به مهدویت و انتظار، از بین تمام اصول و عقاید شیعی، بیش از همه عقاید دیگر، تضاد و تناقض دارد. یکی نابودکننده ظلم و جور و به دنبال قسط و عدل است و دیگری به دنبال توجیهکننده ظلم و جور و بیعدالتی؛ یکی مفهوم انقلابی، مترقی، عزتآور و مردمی دارد و به اراده و اندیشه و اختیار و آزادی انسان احترام میگذارد و مسئولیتهای فردی و اجتماعی او را تثبیت میکند، اما مفهوم دیگری منحط، ذلتآور و ضدمردمی است و به اراده و اندیشه و آزادی انسان اهانت میکند و مسئولیتهای فردی و اجتماعی را در نظر ندارد و ظلم و ستم و تسلیم شدن را توجیه میکند. به مفهوم دیگر اگر در بخشی از دنیا مؤمنان عزت ندارند و از نظر آزادی، استقلال و نظام حکومتی کافران بر آنها مسلط هستند، باید بدانیم که ایمان آنها درست نیست و اسلام را وارونه فهمیدهاند.
بنابراین، اصل مهدویت و انتظار دو نوع است: یکی انتظار مثبت در تشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یا دشمنان قسم خورده اسلام آن را شکل دادهاند و بزرگترین عامل انحطاط و ذلت به شمار میآید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هر لحظه فرماندهاش را انتظار میکشد.
منتظر باید با ادوات نظامی آشنا باشد و جسم و روح خود را شاداب و آماده نگه دارد. در نظام اسلامی که با هدایت رهبر اداره میشود، باید برای آمادهسازي زمینههای ظهور و سپردن پرچم به مهدی موعود(عج) طرح راهبردی داشت.
دشمنی با معتقدان به امام زمان(عج)
امروزه هجوم دشمن به اعتقادات به امام زمان(عج) بیش از هر زمان دیگر است. چون انقلاب اسلامی به رهبری امام و تبعیت مردم به پیروزی رسید. اکنون دشمن به این فکر افتاده که به جای مبارزه با ولایت فقیه، شاخه اصلی آن را بزند. دشمن تلاش میکند به اعتقادات مردم بهخصوص جوانان آسیب رساند. بنابراین، مسئولیت پژوهشگران و اسلامشناسان و منتظران بیشتر میشود و باید در اصول و اعتقاداتمان بیشتر کار کنیم و آن را از برداشتهاي نادرست و انحرافی پالایش سازیم.
ناکارآمدی روشهاي آموزش و تبلیغ در فرهنگ مهدویت
ضعف کانونهای دینی و مذهبی از جمله اشکالات ما در ترویج فرهنگ مهدویت است. به طور کلی روشهاي تبلیغی ما با ادبیات و وضعیت رشد عاطفی جوانان و نوجوانان در این عصر متناسب نیست. بعضیها از عصر ظهور فقط شمشیر و خشونت و کشتار را تبلیغ میکنند، در صورتی که به علت ویژگیهاي ممتاز و جاذبههاي عظیم حضرت مهدی(عج)، به جز سردمداران و اشراف و دیوانسالاران نظام طاغوت، اکثر مردم و اهلکتاب به آن حضرت می پیوندند.
ضعف دیگر ما به کار نگرفتن روشهاي هنری و ادبی در ترویج فرهنگ مهدویت است که با روحیه جوانان و نوجوانان تناسب ندارد و رغبت و شور و امید را در آنها ایجاد نمیکند.
مسئله دیگر نداشتن هدف و برنامهريزي در نوشتن و تبلیغ مهدویت به زبان ساده و روان است که اگر متناسب با رشد جوانان و نوجوانان صورت گیرد، علاقه و شور را در آنها موجب شود. به علاوه لازم است در نوشتن کتاب یا هنگام سخنرانی، سیر منطقی محتوای مورد بحث رعایت گردد. در این زمینه باید از کلیگویی پرهیز کرد و از ضربالمثلهاي مناسب و واژگانی که به تصویرسازی ذهنی کمک میکند، استفاده نمود. در تبلیغ مهدویت لازم است به چند نکته توجه شود:
الف) محتوای پیام دستهبندی شود؛
ب) توالی و ارتباط مطلب به طور مؤثری انجام شود؛
ج) گزینش و انتخاب خوب مطالب؛
د) اجتناب از زیادهگویی که موجب خستگی و کسالت میشود؛
هـ) جمعبندی و نتیجهگیری که موجب شیرینی بحث میگردد؛
و) درک عمیق از محتوا و اشراف بر مسئله مورد بحث؛
ز) استفاده مؤثر از ادبیات، هنر و فنآوری؛
ح) نقد بینش و نگرشهاي منفی در زمینه مهدویت.
ناتوانی مدعیان اصلاحات
امروزه مکاتب فکری که از عواطف و روابط مسائل زمان و مکان خود تأثیر پذیرفتهاند و آزادی، حقوق بشر و حل مشکلات و نابسامانیهاي مردم را ادعا میکنند، ضعفها و کاستیها و پوچی آنها از نظر تئوری و عملی مشخص شده است. اکنون مکاتب و جهانبينيهاي مادی به پوچی رسیدهاند؛ مانند «ایدهآلیسم» هگل، «ماتریالیسم دیالکتیک» مارکس، «اگزیستانسیالیسم» هایدگر و یاسپرس و سارتر، و «پوچی و عبث» آلبرکامو.
انسان امروزی دریافته که این مکاتب قادر نیستند ستم را رفع کنند و آن را به رستگاری و سعادت تبدیل نمایند، اما امید اندکی به منجی عالم در دل آنها وجود دارد که سعادت انسان را تضمین نماید و مشکلات و نابسامانیهای جسمی و روحی او را حل کند. بنابراین در انسانها انتظار مبهمی به فردای سرشار از سعادت وجود دارد.
از خود بیگانهکردن انسانها
کار استعمار جدید، نفی فرهنگ بومی و جایگزین کردن فرهنگ استعماری است. استعمار در جوامع مختلف عمل میکند و فرهنگ جوامع اسلامی را مسخ میکند. در گذشته وضعیت مردم در کشورهای اسلامی، عربی و افریقایی با امروز فرق داشت و طرز لباس پوشیدن، آرایش و معماری شهرها و خانهها با احساسات و ارزشها، اعتقادات، فرهنگ، مذهب و تاریخ خودشان منطبق بود. اما امروزه بسیاری از آنها غربزده شدهاند.
بسیاری از انسانها به وسیله پول، مد، مذاهب انحرافی، نظام طبقاتی و یا پست سازمانی از خود بیگانه میشوند و پول دیگر ابزار زندگی نیست، بلکه انسان خود ابزار پول میشود. انسان پولدار، ارزشها و امکاناتی را که به پول مربوط است به خودش منسوب میکند و جامعه نیز ارزشهای پول را به او نسبت میدهد.
مد نیز انسان را از خود بیگانه میکند. بسیاری از افراد خودشان را به عمد یا غیرعمد شبیه دیگران درمیآورند. در واقع انسان وقتی به این بیماری دچار شود، شخصیت خود را فراموش میکند و از خویش نفرت دارد. برای آنکه از همه ویژگیهای ملی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی خود دور شود، خودش را بيقید و شرط به شکل فرهنگ دیگری درمیآورد و از خودش و فرهنگ و مذهب و تاریخ خویش بیگانه میشود. برای مثال، میتوان از وضعیت حجاب و آرایش تعدادی از دختران و خانمها در شهرهای بزرگ کشور نام برد. همینطور برخی از افراد با گرفتن پست در نظام اداری از خود بیگانه شده، خود را فراموش میکنند. مذهبهای انحرافی نیز ارزشهای واقعی و اصالتهایی را که در انسان هست نفی مینماید و انسان را از خود بیگانه میکند.
سستشدن نظام خانواده
محققی که درباره موضوع افزایش طلاق در جوامع پیشرفته تحقیق میکند باید تمام عوامل مؤثر در افزایش طلاق را در نظر گیرد. این علتها را اگر از انقلاب صنعتی بررسی کنیم، می بینیم که انقلاب صنعتی موجب توسعه زندگی شهری شد و به تدریج آزادی اجتماعی زنان و برکناری آنان از امر خانواده را موجب گشت و به موازات آن اعتقادات مذهبی در غرب کمرنگ شد. زنان از لحاظ اقتصادی و آزادی عمل در خارج از خانه مستقل میشوند. مجموعه این عوامل موجب سست شدن خانواده و افزایش طلاق در غرب شده است. زنان بر اثر تحصیل آزادی اجتماعی و سست شدن اعتقادات دینی از چهاردیواری خانه بیرون میآیند و در جامعه شروع به کار میکنند و دیگر به خانهداری و بچهداری رغبت نشان نمیدهند. در نتیجه، خانواده چنانکه باید باشد، استوار نیست و به آسانی متلاشی میشود. در ایران نیز این مسئله دارد به تدریج خود را نشان میدهد.
توزیع و حرکت جمعیت
تقسیم جمعیت از نظر مکانی، سنی و جنسی، «توزیع جمعیت» خوانده میشود و هیئت ناشی از همه این تقسیمها «ترکیب جمعیت» نام دارد. حرکت جمعیت ناشی از دو مسئله است؛ اول، زایش و طول عمر و مرگ؛ دوم، حرکت اجتماعی جمعیت که معلول پراکندگی و کوچ کردن است. با پیشرفت صنعت و تجارت، روستاییان بیشتر به طرف شهرها هجوم میبرند و شهرها دچار تراکم جمعیت میشود. طول عمر متوسط انسان در عصر فلز هیجده سال و در قرون وسطا 33 سال و امروزه در کشورهای صنعتی و کشور ما به بیش از هفتاد سال رسیده است. بیشترین قشر جامعه ما را جوانان تشکیل میدهند. افزایش جمعیت دشواریهاي زیادی برای جوامع به وجود میآورد مانند دشواری در تهیه خوراک، پوشاک و مسکن و مدرسه و بیمارستان و سختی در حمل و نقل.
نظام سرمایهداری
در نظام سرمایهداری چون صنعت جای کشاورزی را میگیرد و حتی کشاورزی را به صورت صنعتی درمیآورد، فرد جای خانواده را میگیرد. در نظام کشاورزی فرد واحد اجتماع به شمار نمیآمد بلکه جزئی از خانواده بود و خانواده واحد سازنده اجتماع محسوب میشد. اما در دوره صنعتی در غرب، هرکس بتواند پول درآورد، حق حیات دارد و میتواند مقتدر و محترم باشد. شخص در محیط کشاورزی و خانگی، همه جریان کار را از نزدیک میبیند و هدف و معنای کار خود را درمییابد، اما در کارخانههای بزرگ چنین نیست. هر ماشین از هزاران قطعه تشکیل شده و هر قطعه را افراد متخصص مختلفی میسازند. در نتیجه، کارگر نتیجه و هدف کار خود را نمیبیند یعنی کار خود را بيمعنا مییابد و با خشم به کارفرما و ماشین تولید مینگرد.
ظهور مذهب پروتستان از تحولاتی بود که همراه با نظام سرمایهداری در غرب رخ نمود. چون قوانین سخت مذهب کاتولیک با سوداگرایی، پولپرستی و رباخواری موافقت نداشت، در کشورهای صنعتی جدید راه افول پیمود و زمینه را برای مذهب پروتستان که با اخلاق سوداگرانه از نظام سرمایهداری میساخت، هموار نمود. در نتیجه سرمایهداران با دخالت مستقیم و غیرمستقیم در حکومت و دستگاههای قانونگذاری، دخالت در انتخابات نمایندگان مردم و اعضای حکومت، خود را بر دستگاه قانونگذاری تحمیل کردند و با تبلیغات زهرآگین مردم را فریب دادند و با برپا کردن آشوب و جنگهاي داخلی و خارجی، جامعه را زیر سلطه خود درآوردند. نمونه بارز آن را در لشکرکشی امریکا به عراق به روشنی میتوان دید.
مشخص کردن اهداف کمي و کيفي آمادهسازي زمینههای ظهور
برای تدوين راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور، باید اهداف بر اساس درک درست از جهانبيني و ایدئولوژی و معیارها و ارزشهای اعتقادی مشخص شود. هدفهاي کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت بايد داراي ويژگيهای ذیل باشند:
الف) بتوان به صورت كمي آنها را سنجید؛
ب) واقعي باشند؛
ج) بتوان آنها را درك کرد؛
د) بتوان به آسانی به آنها دست یافت.
این اهداف باید در چارچوب ارزشها سنجیدنی باشد و به صورت کمی، چالشگر، واقعی و سازگار با دیگر هدفها و الویتبندی شده باشند.
اهداف آمادهسازي زمینههای ظهور در نظام اسلامی عبارتند از:
1. خودسازی فردی و اجتماعی و حرکت به سمت انسان کامل(امام زمان(عج)) و کسب رضایت الهی؛
2. جهتگیری تمام فعالیتها به سمت آمادهسازي زمینههای ظهور؛
3. گسترش نظارت عمومی و فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر برای هدایت انسانها در تمامی ابعاد؛
4. مبارزه با ظلم و بيعدالتی برای استقرار نظامی مبتنی بر قسط و عدل؛
5. ایجاد نهضتهای آزادیخواه و ظلمستیز و عدالتخواهانه برای دفاع از نوامیس مسلمانان؛
6. گسترش فرهنگ مهدویت و خنثا نمودن برداشتهای انحرافی از انتظار؛
7. آماده کردن خود و جامعه در ابعاد مختلف برای ظهور منجی عالم(عج).
تدوين راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
اعتقاد به ظهور منجی عالم و نیاز به آمادگی برای انقلابی جهانی، چنان ضروری است که بزرگان ما انتظار را راهبردی مهم در این برهه از زمان میدانند. انتظار دوره آمادهسازي فردی و اجتماعی به شمار میآید که زمینهساز انقلاب جهانی منجی عالم است. هر حرکت و انقلابی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد، ناقص بوده، به نتیجه نخواهد رسید. هر انقلابی که دوره انتظار و آمادهسازي نداشته باشد و بر اساس جو محیط و جریان حاکم حرکت نماید، در همان گامهای اول در زیر بار فشارها و ابهامها گرفتار میشود. انسان منتظر باید در زندگی فردی و اجتماعی طرح راهبردی و نقشه داشته باشد و بر این اساس حرکت کند و خود و محیط اطرافش را آماده سازد. طرح راهبردی بر اساس اهداف مشخص شده شکل میگیرد و اهداف بر اساس معیارها و ارزشهای اعتقادی مشخص میشود. انسان معتقدی که در محیط اطراف خود ظلم و فساد و بيعدالتی میبیند، نمیتواند به آن بياعتنا باشد. برای مقابله با آن باید آگاهانه برنامهريزي و عمل نماید.
برای آمادهسازي زمینههای ظهور، باید راهبردهاي مختلف شناسايي و بررسي شود و بهترينشان انتخاب گردد. برای این کار باید این راهبردها را از نظر محاسن، معايب، هزينهها و منافع بررسي کرد و بر حسب اهميت به ترتيب اولويتبندي نمود. راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور موجب ميشود جامعه با طي مراحل تدريجي، از حالت کنوني خود پا را فراتر بگذارد و به اهداف مورد نظر خود دست يابد. هدف از تدوين این راهبرد، تعيين اين مسئله است كه آيا فعالیتها و تصمیمگیریها در فرآيند آمادهسازي درست انجام ميشود يا خير؟ چه روشي ميتواند اين كارها را به نحوي اثربخشتر انجام دهد؟
افرادي که در بررسي و انتخاب راهبردها مشارکت ميکنند بايد اطلاعات جامعی از وضعیت داخلی و خارجی و اهداف مشخص شده در اختيار داشته باشند. آگاهي از اين اطلاعات و اشراف به آن، به تصميمگيران کمک ميکند تا راهبردهاي خاصي را که در ذهن و فکر خود دارند، شفاف نمايند.
این راهبردها بايد به صورتي آگاهانه تدوين و همآهنگ شود و ارزيابي گردد. اگر مدیران و مسئولان، راهبرد منسجم و مسير معيني نداشته باشند به هدف نخواهند رسيد. مسئولان و برنامهريزان بايد به شيوهاي آگاهانه، هدفها و راهبردهاي خود را در چارچوب ارزشها و باورها مشخص نمایند و به آگاهي ديگران برسانند. عواملی که در تدوين و اجراي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور مؤثر هستند عبارتند از:
1. درک عمیق از نظام ارزشی، فرهنگ و باورهای دینی؛
2. تغيير نگرش در زمینه مسائل فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، هنری، پژوهشی، علمی و فنآوری؛
3. بررسي واقعبینانه اوضاع داخلي و خارجي كشور برای اطلاع از نقاط ضعف و قوت، شناخت فرصتها و تهديدها؛
4. مشخص كردن دقیق مأموریت و اهداف کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت نظام اسلامی؛
5. تدوین و اجرای سیاستگذاریهاي درست در جامعه؛
6. تهیه برنامههای کوتاهمدت و میانمدت؛
7. تخصيص بودجه و منابع مورد نیاز در این زمینه؛
8. تهيه روشها و قوانین اجرايي؛
9. نظارت مستمر بر اجراي راهبردها و کنترل آنها.
سياستگذاریهاي آمادهسازي زمینههای ظهور
تغيير در مسيرهاي راهبردی در این زمینه خود به خود انجام نمیشود. براي اينكه راهبردی كارساز واقع شود، نيازمند سياستهایي است كه بتواند امور روزمره فعاليتهاي مربوط به آمادهسازي زمینههای ظهور را اداره نمايد. با اتخاذ چنین سياستهایي، حل مسائل روزانه آسان ميگردد و رهنمودهايي نمایان ميشود كه ميتوان بدان طريق راهبردهاي آمادهسازي زمینههای ظهور را به اجرا درآورد. مقصود از سياستها در این زمینه، رهنمودها، مقررات و شيوههايي از مديريت خاص است كه براي حمايت و تقويت فعاليتهاي تکنولوژيک در نظر گرفته ميشوند تا کشور، وزارتخانهها و سازمانهاي متولي آمادهسازي زمینههای ظهور بتوانند به هدفهاي تعيين شده دست يابند. در سايه تعيين این سیاستگذاریها ميتوان مرزها و محدودههاي انواع فعاليتها و كارها را تعيين نمود و افراد و مسئولان را ارزیابی کرد و به اهداف تعیین شده دست یافت.
در تدوین و اجرای سیاستگذاریهاي آمادهسازي زمینههای ظهور لازم است به این چند نکته توجه شود:
الف) پيشبيني سمت و سوي آمادهسازي زمینههای ظهور در آينده و نقش اساسي اوضاع داخلی؛
ب) يکپارچه کردن راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور با سیاستگذاريها و وضعیت محيطي و نظام ارزشی؛
ج) در نظر گرفتن مسئله آمادهسازي زمینههای ظهور در تمام تصميمگيريهاي راهبردی قواي سهگانه، وزارتخانهها، سازمانها و نیروهای نظامی در هنگام هدفگذاريها، استراتژيها و سیاستگذاريها.
در واقع سیاستگذاریهاي مسئولان در این زمینه، براي افراد جامعه و مديران روشن ميكند كه چه انتظاري از آنها ميرود. بدين وسيله درصد موفقيت مديران در اجراي راهبردهاي آمادهسازي افزايش ميیابد.
اجراي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور
در اجراي راهبرد آمادهسازي همه مردم باید خود را در اجراي راهبرد، اهداف و نظام ارزشی متعهد بدانند. اگر آنها راهبرد آمادهسازي تدوين شده را درک نکنند و به آن اطمينان نداشته باشند و خود را متعهد ندانند، تلاشهايي که در این زمینه صورت ميگيرد با مشکلات زيادي روبهرو میشود و با موفقيت اجرا نخواهد شد. به طور کلي تدوين طرح راهبرد آمادهسازي(نوشتن و گفتن آنچه بايد انجام شود) از اجراي آن(انجام دادن کارها) آسانتر است. اجراي راهبرد آمادهسازي فرآيندی عملياتي به شمار میآید که بر کارآيي فعاليتها تأکيد دارد.
در این زمینه باید به این نیازها توجه کافی مبذول داشت:
1. اجراي موفقيتآمیز راهبرد، به انگيزه ويژه و مهارتهاي مدیران و افراد سازمان یا جامعه نیاز دارد؛
2. ايجاد محيطي صميمي برای همکاري، همفکری و همآهنگي بين مسئولان و مردم ضروری است؛
3. آموزش و ارتقای مستمر توانمندیهاي منابع انسانی ضرورت دارد؛
4. رشد و توسعه فعالیتهای علمی و پژوهشی و فنآوری در زمینه مهدویت و انتظار لازم است؛
5. بين مسئولان و افراد سازمانها و جامعه باید ارتباط مؤثر وجود داشته باشد؛
6. اهداف و راهبردهای مناسب باید مشخص گردد؛
7. نظارت مستمر بر تمام فعالیتها و کنترل در این زمینه صورت پذیرد؛
8. به برنامهريزي و تخصيص منابع و بودجه مناسب باید توجه شود؛
9. روشها و قوانین مورد نياز برای آمادهسازي لازم است؛
10. ساختار و شبکه سازماني مناسب ضرورت دارد؛
11. پژوهشگران، عالمان و استادان دانشگاه و معلمان باید تبادل نظر و همفکری صمیمی داشته باشند؛
12. در سطح جامعه بهخصوص نسل جوان بسیج فکری، علمی، مادی و معنوی انجام شود.
برنامهريزي
برنامهریزی، پلي است بين وضعيت فعلي آمادهسازي و آينده آن که احتمال دستیابی به هدفهاي از پيش تعيين شده را بالا ميبرد. در واقع برنامهريزي سنگ بناي فرآيند تدوين و اجراي راهبردهاي اثربخش به شمار میآید. از اين مسئله مهم مدتها غفلت شده است. برنامهریزی برای آمادهسازي زمینههای ظهور، براي اجرا و ارزيابي موفقيتآميز راهبرد آمادهسازي ضرورت دارد که احتمال دستیابی به هدفهاي از پيش تعيين شده را بالا ميبرد. در برنامهریزی بايد اهدافی را که میتوان اندازهگيري کرد و دستیابی به آن آسان است، دقيقاً مشخص شود. برای پيشرفت برنامههاي آمادهسازي باید افراد معتقد و متخصص و آگاه به اهداف و راهبردهای آمادهسازي، آن را ارزيابي کنند.
در هر برنامهاي باید راهکارهاي مختلف برای پيشرفت موفقيتآميز مشخص گردد. و معيارهاي کمّي برای ارزيابي برنامهها تعريف شود. بايد در موارد بحراني به طور مناسب و به موقع تصمیم گرفت و بودجه مورد نياز را برای اجرای فعاليتها و طرحهاي مورد نیاز تخصيص داد. به طور کلي، موفقیت در مسیر آمادهسازي زمینههای ظهور، به بسیج نیروها، تحقیقات علمی، تشخیص درست معیارها و ارزشها، مشخصکردن مأموریت و اهداف، تدوین و اجرای راهبردها و اعمال نظارت وكنترل در برنامهریزی خوب و مناسب، بستگي دارد.
تخصیص منابع و بودجه مورد نیاز به برنامههای سالیانه
در فرآیند آمادهسازي زمینههای ظهور، برنامههای سالانه و پروژههای مختلفی طراحی میگردد. برای اجرای موفقیتآمیز آنها باید بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. برنامهها و پروژههایی که طراحی میشوند باید با توجه به هدفهای بلندمدت و برنامه راهبردی باشد، یعنی با توجه به هدفها و برنامه راهبردی بلندمدت باید مجموعهاي از برنامهها و هدفهای سالانه وجود داشته باشند. موفقیت در این برنامهها، موجب میگردد تا در برنامه راهبردی آمادهسازي زمینههای ظهور موفق شد. برای این کار باید منابع و بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. این تخصیص باید بر اساس اولویت اهداف تدوین شده باشد.
تهیه قوانین اجرایی
قوانین اجرایی، رهنمودها، روشها، مقررات و شیوههایی را شامل میشود که برای حمایت و تقویت کارها و فعالیتها در زمینه آمادهسازی مقدمات ظهور مورد نیاز است.
نظارت بر اجرای برنامه آمادهسازي زمینههای ظهور
مدیران و مسئولان باید برای حصول اطمينان از انطباق نتايج واقعي با نتايج برنامهریزی شده، نظارت کنند. كارهايي كه در اين زمينه انجام ميشود عبارت از كنترل کردن و نظارت بر کمیت و كيفيت فعالیتهاست. راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور، باید از طريق این سه فعاليت بررسي و ارزيابي شود:
الف) بررسي مباني آمادهسازي زمینههای ظهور؛
ب) مقايسه نتايج به دست آمده در اجرا(نتايج واقعي) با نتايج برنامهریزی شده؛
ج) اقدامات اصلاحي در زمينه آمادهسازي مقدمات ظهور.
در صورت اجراي موفقيتآميز راهبرد آمادهسازي، نتايج ارزيابي راهبردها موفقیتآمیز خواهد بود؛ به صورتي که اهداف کوتاهمدت و بلندمدت تأمين ميشود.
برای ارزيابي راهبرد آمادهسازي زمینههای ظهور توجه به این معيارها ضروري است:
ـ سازگاري راهبرد آمادهسازي با اهداف کوتاه و بلندمدت و سياستها؛
ـ سازگاري این راهبرد با مجریان؛
ـ همآهنگي راهبرد توسعه آمادهسازي با عوامل محيطي داخلي و خارجي؛
ـ امکانپذير بودن راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور در وضعیت موجود و آينده؛
ـ همآهنگي و انطباق برنامه آمادهسازي زمینههای ظهور با منابع موجود و تخصيص داده شده؛
ـ مزيت رقابتي راهبرد آمادهسازي مقدمات ظهور در يکي از زمينهها.
برای رسیدن به هدف اصلی، اقدامات ذیل پیشنهاد میگردد:
1. تبیین معیارها، ارزشها و اهداف در مکتب مهدویت(عج)؛
2. تغییر نگرش اساسی در توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی؛
3. داشتن دیدگاه و نگرش سیستمی در فرآیند آمادهسازي مقدمات ظهور؛
4. مشخص کردن اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت؛
5. تدوین سیاستگذاریهاي مورد نیاز در فرآیند آمادهسازي زمینههای ظهور؛
6. بررسی تمام راههای عملی اجرای راهبردها در فرآیند آمادهسازي؛
7. اجرای راهبرد انتخاب شده و سیاستهاي مدون در این فرآیند؛
8. برنامهريزي و تخصیص بودجه موردنیاز به طرحها و فعالیتها؛
9. نظارت دقیق بر فعالیتها و طرحها؛
10. گسترش مراکز آموزشی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در این زمینه؛
11. گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر یا توسعه نظارت و کنترل عمومی؛
12. نهادینه کردن فرهنگ مهدویت در دو بخش فرهنگ عمومی و فرهنگ جامعه علمی؛
13. طرح بحثهای مربوط به امام زمان(عج) در کتابهای دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی؛
14. ایجاد رشتهای در حوزه و دانشگاه به نام مهدویت و زمينهسازي مقدمات ظهور؛
15. تربیت مدرسان متخصص در زمینههای مختلف مهدویت متناسب با سن مخاطبان؛
16. استفاده از هنر و فنآوری در گسترش آموزههای فرهنگ مهدویت؛
17. ایجاد نظام ارزشیابی مدرسان و مبلغان فرهنگ انتظار و مهدویت؛
18. استفاده مؤثر از مجالس و محافل مذهبی و تبیین درست فرهنگ مهدویت؛
19. ایجاد معاونتی در ریاستجمهوری و وزارتخانهها در این زمینه؛
20. استفاده بیشتر و بهتر از صدا و سیما در این زمینه؛
21. افزایش بحثهای مربوط به امام زمان(عج) در مجلات و روزنامهها؛
22. بسیج شاعران و هنرمندان و حمایت از آنها در این زمینه؛
23. بسیج و همآهنگ کردن امامان جمعه برای خواندن خطبههای مؤثر در این مورد؛
24. بسیج جوانان و نیروهای مردمی در عرصه مهدویت؛
25. درک نیاز واقعی جوانان و نوجوانان در این زمینه و دادن پاسخ مناسب به آنها؛
26. خلاصه کردن تحقیقات بزرگان و نوشتن آنها به زبان نسل جوان؛
27. تهیه بروشورهاي پرمحتوا، هنری، کمحجم برای دانشآموزان و دانشجویان؛
28. ایجاد تشکیلات در مراکز استانها برای پاسخگویی به شبهات نسل جوان؛
29. بسیج پژوهشگران در زمینههاي یادشده و مشخص کردن اولویتهاي تحقیقاتی؛
30. تهیه دایرةالمعارف جامع مهدویت و انتظار؛
31. ایجاد مراکز تحقیقی و تخصصی؛
32. تهیه نوار و سیدی سخنرانی و فیلم و نمایشنامه در عرصه انتظار؛
33. توسعه مجلات تخصصی، همایشها و مسابقات در عرصه مهدویت؛
34. تهیه و حمایت از کتابهاي قصه و رمان برای سطوح مختلف سنی؛
35. تهیه فیلم، نقاشی، نوشته و تابلوهاي هنری ارزنده در عرصه مهدویت و حمایت از آن؛
36. تخصصی کردن آموزههاي مهدویت و انتظار؛
37. ایجاد نظام ارزیابی مدرسان و مبلغان فرهنگ مهدویت و انتظار؛
38. گسترش فرهنگ مهدویت از طریق نوشتن و ترجمه کتابهاي مفید؛
39. نشر آثار ارزنده به زبانهاي زنده جهان؛
40. توسعه سایتهاي مربوط به فرهنگ مهدویت؛
41. گسترش سفرهای زیارتی و اهمیت بیشتر به دعای ندبه و تبیین نقش امام زمان(عج) در جهان؛
42. بسیج جوانان و مردم برای هرچه بیشتر با شکوه برگزار کردن جشنهای نیمه شعبان؛
43. نشر کتابهاي آموزشی و هنری در زمینه وظایف منتظران در عصر غیبت؛
44. گسترش فرهنگ احترام به نسل جوان و نوجوان و پرورش حس عواطف در آنها؛
45. تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و ارزش قائل شدن برای اظهارنظر آنها و دادن مسئولیت به آنان.
نتيجه
در این مقاله به اختصار درباره طرح راهبردی آمادهسازي مقدمات ظهور بحث و بررسی شد و برای اجرای آن، مدل راهبردی ارائه گردید. این طرح استراتژيك طولانیمدت باید تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه یابد و باید به طور پیوسته ارزیابی و اصلاحات لازم در آن انجام شود. این طرح یک طرح راهبردی است و به نظام ارزشهاي اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. این طرح از پنج مرحله یکپارچه و مرتبط به هم تشکیل شده است.
در مرحله اول مشخص کردن نظام ارزشهاي اعتقادی، معیارها و شاخصها و مؤلفههایی است که جزء اعتقادات و باورهای یک نظام و جامعه اسلامی درآمده و جهت حرکت آن را مشخص میکند و به آن اعتماد به نفس میدهد. در مرحله دوم، بررسي و تجزيه و تحليل وضعیت مهدویت و آمادهسازي شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتيجه نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهديدها مشخص ميشود. مرحله سوم تعيين اهداف، راهبردها و سياستگذاريهاي مورد نياز در چارچوب ارزشها و باورهاست. در اين مرحله اهداف راهبردها و سياستگذاريها در چارچوب ارزشها و باورها به صورت شفاف تدوين و مشخص ميشود.
در مرحله چهارم اجراي راهبردها و سياستگذاريهاي تدوين شده در چارچوب نظام ارزشها و باورهاست. در اين مرحله برنامههاي مختلفي جهت تحقق اهداف و راهبردها تهيه ميشود و بودجه مورد نياز و دستورالعملهاي اجرايي فراهم ميشود. مرحله پنجم نظارت و کنترل بر اجراي دقيق طرح در طول فرآیند آمادهسازي شرایط ظهور است. در اين مقاله پنج مرحله یاد شده مورد بحث و بررسي قرار گرفت و توصيههاي لازم در چارچوب اهداف چشمانداز و باورهای اسلامی ارائه گردید.


