
اصطلاحشناسی فراخوان ششمین همایش بینالمللی دکترین مهدویت
اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»
اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»
موضوع ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت «جامعه و دولت زمينهساز، راهبردها و راهکارهای فرهنگی» عنوان شده است.
رویکرد اصلی در این همایش، بررسی و تبیین راهبردهای فرهنگی جامعه و دولت زمينهساز است که در سه محور کلی یعنی: 1- زمینهسازی 2- جامعه و دولت زمينهساز 3- راهبردها و راهکارهای فرهنگی، ارائه شده است.
به همین جهت، قبل از بیان سرفصلهای پیشنهادی در فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت، لازم است در مورد مفاهیم و کابردهای اصطلاحات مطرح در موضوع فراخوان نظیر: «راهبرد»، «دکترین»، «دکترین مهدویت»، «جامعه»، «دولت»، «زمینهسازی»، توضیحات کوتاهی ارائه میگردد.
1. راهبرد
1-1. مفهوم راهبرد (1)
کلمة «راهبرد» در فارسی معادل واژة استراتژی Strategy در زبان لاتین است که به معنای سیاست، نقشه، طرح و راهبرد میباشد.
اصطلاح Strategos واژة یونانی به معناي ژنرال ارتش است و در مورد فرماندهی و فن دستور دادن به نیروهای ارتش و تعلیمات اصول خاص نظامی و تدبیر جنگی، به کار میرود. (2)
Strategy و Strategize نیز گفته میشود که به معنای رزم، تدبیر، سیاست، نقشه، حیله، ، مکر، تمهید و زمینهچینی است. (3)
2-1. تفکر راهبردی
تفكر راهبردي به دنبال اجراي عملي اهداف كوتاهمدت و بلندمدت مورد نظر است. لذا به رغم ماهيت نظري خود، در نهايت به دنبال طرحي عملي به منظور تحقق در حيات اجتماعی میباشد. راهبردشناس نيازمند درنظرگرفتن تناسب ميان امكان عقلي و امكان عيني در عمل است. بر اين اساس يك راهبردشناس در عين حفظ پايههای نظري خود و كوشش در جهت ارتقايشان، نيازمند توجه به امر واقع نيز میباشد. او از سويي به شناخت جامعهاش آنگونه كه هست میپردازد و از سوي ديگر در انديشۀ زدودن ناراستيهای آن باشد. راهبرد چيزي به مراتب وسيعتر از يك طرح مسالۀ ساده است. راهبردشناس نه تنها متوجه امر واقع است كه به امكان بالقوهای كه در آينده ظهور مینمايد توجه میكند. (4)
3-1. تفاوت راهبرد و راهکار
اصطلاح راهبرد، بیشتر در مورد نگرشها و برنامههای دارای طرح کلان، هدفمند، منسجم و علمی به کار میرود. مثلا گفته میشود:
Strategic Studies یعنی مطالعات استراتژیک.
Strategic planning برنامه ریزی استراتژیک.
Strategic Position موقعیت استراتژیک. (5)
در راهبردشناسي نوين، اصطلاح Strategy مشتق از واژۀ يوناني Strategos به معناي هنر فرماندهي و تدبير جنگي است. این کلمه در سال 1688 میلادی وارد فرهنگ لغات زبان انگلیسی شد. فرهنگ لغات نظامي جيمز (James`1810Military Dictionary) فضاي مفهومي اين اصطلاح را از اصطلاح راهكار (تاكتيك) جدا نموده است.
راهكار به معناي سنجش و محاسبۀ چگونگي رويارويي فوري با دشمن است. در حالي كه راهبرد به دور از چشم دشمن اتفاق میافتد. راهبرد در اكثر موارد به معناي سنجيدن وضع خود و حريف و اتخاذ نقشهای براي مواجهه با او در مناسبترین زمان ممكن میباشد. گسترۀ وسيع كاربرد اين اصطلاح در كنار تداخل شئون مختلف حيات انساني (مانند حوزههای سياست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ) ارائۀ تعريفي واحد از آن را دشوار ساخته است. با اين حال میتوان به سه معرف اصلي در فضاي مفهومي راهبرد اشاره نمود كه عبارتند از: 1- ترسيم اهداف. 2- شناخت امكانات. 3- ارائۀ بهترين شيوۀ اجرا (6)
بر اساس این تعريف، راهبرد شناس خود از وضعيت مطلوب (فرصتها) و نامطلوب (تهديدها) دست به بسيج هدفمند امكانات به جهت خلق بهترين شرايط میزند. در اينجا ضرورت ايجاد هماهنگي ميان عامل آگاهي با عامل توانايي كاملاً مورد توجه است چه اینکه مدیریت و حكومت، در ادارۀ امور خويش نيازمند تدبير است و تدبير محصول علم و قدرت كساني است كه درصدد عملي ساختن آن هستند. (7)
بنابراین، راهبرد یا استراتژی، به طرح عملیاتی درازمدتی گفته میشود که به منظور دستیابی و نیل به یک هدف مشخص طراحی شده باشد. در یک طرح راهبردی، از مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی اهتمام میشود تا برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، با هدایت و کنترل هدفمند، بر اساس یک نظام ارزشی خاص مورد قبول، ساماندهی میگردد.
از این رو، کلمة "راهبرد" در کار برد اصطلاحات سیاسی و حقوقی، نا ظر به طرح و راهکار منسجم، همهجانبه، پایدار علمی است. (8)
طرح واحد همهجانبه و تلفیقی که نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصتها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر میسازد. از این نظر میتوان گفت که راهبرد حاصل ایجاد پیوند و ارتباط میان چهار عامل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدهای محیطی میباشد که حاصل این پیوند و رابطه ایجاد مزیت رقابتی پایدار و کسب برتری در برابر رقبا است. (9)
راهبرد در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی کاربرد بسیار متداولی دارد و اساس تصمیم گیریها و برنامهریزیها محسوب میشود، به طوری که هرگونه برنامه و مدیریت موفق، حاصل تدوین راهبردهای مناسب است.
4-1. ضرورت تدوین راهبرد
با توجه به سازمانيشدن تصميمات، پیچیدگی فرمولها و روشها، شتاب حرکت به سوی افقهای آینده و گستردگی روابط و عرصهها، امروزه ضرورت راهبردسازی و تدوین و به كارگيري برنامهاي جامع و اثر بخش براي شكل دادن به آينده، یک نیاز اساسی است. از این نظر، در حوزة نظریه پردازی دینی نیز به منظور ارائة راهکارهای لازم برای حل مسائل امروز و فردا و طراحی چشمانداز آینده، تدوین راهبرد آینده با تكيه بر اندیشة پويا و جامعنگر مهدویت، از جهات متعددی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
ارائة راهبرد در زمینههای گوناگون براساس نگرش مهدوی، هم به دلیل لزوم آينده نگري و چگونگي هدايت و ساماندهی رویکردهای آینده محور، و هم به لحاظ لزوم هماهنگی و انسجام برنامهها براي بهره گیری از فرصتها، ضرورت دارد تا بتوان براساس نقشة جامع با ارائة روشهای کارآمد در باره آينده، مسئوليتها را مشخص و تصمیمات و اولویتها را عملیاتی نمود.
5-1. تفاوت راهبرد و برنامه راهبردی
برنامه راهبردی برنامهای است که در طی آن راهبردهای سازمان تعریف و تدوین میگردد، براساس این تعریف راهبرد نتیجه و جزئی از برنامة راهبردی است.
در مورد عناصر متمایز کننده برنامهریزی راهبردی از برنامه ریزی بلندمدت، چند چیز میباید مورد توجه باشد:
1. در برنامهریزی راهبردی، باید مسائل محیطی و تحولات آینده بررسی و تحلیل شوند در حالیکه برنامهریزی بلند مدت روند گذشته بررسی میشود.
2. در برنامهریزی بلند مدت فرض بر این است که مانع مهمی برای رسیدن به اهداف ترسیمشده وجود ندارد و نقش رقبا و محیط کمرنگ در نظر گرفته میشود در حالیکه ممکن است محیط سازمان را مجبور کند که تغییر هدف بدهد. بنابراین باید درک مناسبی از نقاط قوت و ضعف خویش نسبت به رقبا داشت.
3. در برنامهریزی راهبردی فعالیت جاری سازمان باید تحلیل شود حتی ممکن اهداف بنیادی را هم تغییر دهند اما در برنامهریزی بلندمدت کاری را که گذشته میکردند ادامه میدهند و آینده ادامه روند گذشته میباشد.
4. در برنامهریزی راهبردی توجه به محیط زیاد است و محیط مرتباً باید رصد شود.
5. برنامهریزی راهبردی چارچوب برنامهریزی بلندمدت میانمدت و کوتاهمدت (عملیاتی) را تعیین میکند.
روش راهبردسازی بر اساس مدل SWOT راهبرد یعنی تعیین جهت حرکت برای رسیدن به اهداف مورد نظر برنامهریزی راهبردی.
بنابراین راهبردها باید با تحلیل محیط داخلی سازمان (نقاط قوت و ضعف) و تحلیل محیط خارجی (فرصتها و تهدیدها) در ذیل مأموریت و اهداف بلند مدت و در چارچوب سیاستهای کلی تدوین گردد.
در مدل SWOT فرصتها و تهدیدهای محیطی و نقاط قوت و ضعف درونی در قالب جدولی ماتریسی تهیه میگردد و سپس براساس ترکیب و تلفیق هر یک از عناصر فوق راهبرد مناسب انتخاب میشود.(10)
2. دکترین
1-2. مفهوم دکترین
واژه دكترين Doctrine در زبان لاتين، به معنای آموزه، سياست، مكتب، آيين و اصول و قواعد پذيرفته شده توسط يك فرد، گروه و يا ملت است. هر نظام فكرى، خط مشى و فلسفهاى كه مبناى عمل قرار گيرد، مىتواند دكترين تلقى شود. در فرهنگنامههاي لغات و اصطلاحات سياسي، دکترين (Doctrine)، به معاني آيين، اصول عقيده، نظريه، تعليم، مکتب، اصلِ سياسي، نظريه، آموزه، اصول (عقايد) تعليمات، تعاليم و... به کار رفته است. (11)
در فرهنگهای لغت خارجي، براي "دکترین" مترادفهاي مانند: دگم (نکات و اصول ترديد ناپذير)، تئوري، افکار، سيستم، تز، مذهب و فلسفه نیز، بیان شده است. در فرهنگنامههاي لغت فارسي نيز "دکترین" به معاني: نظريه، انديشه، فکر، آموزه، مسلک، عقيده، رأي، آيين، انديشه و..." آمده است. (12)
براین اساس، میتوان اجمالاً چند تعريف را براي دکترين ارائه نمود:
الف) مجموعهاي افکار و عقايد يک مکتب که با تأکيد بر صدق خود، مدعي است در عرصههاي عملي و کنشهاي حيات بشري، تفسيرهاي لازم را ارائه داده و الگوهاي ضروري براي هدايت و ادارة حيات مزبور در اين قلمرو را عرضه ميکند.
ب) مجموعه آراء، عقايد، ساز و کارها و راهکارها و آموزشهايي است که تفسيرهاي راهبردي از حوزههاي اساسي حيات بشر در عرصههاي نظري و عملي، براي بهزيستي و مديريت بهينه حيات فردي و جمعي بشر ارائه ميدهد.
ج) نظريه و تعاليم علمي، فلسفي، سياسي، مذهبي و مجموعهاي از نظامهاي فکري است که بر پايه اصول معيني مبتني باشد. اصولي که بر طبق آن دولتها (به وسيلة رئيس دولت)، مشي خود را ـ به ويژه در روابط بينالملل ـ تعيين ميکنند.
بنابراین در اصطلاح شناسی دکترین، باید توجه داشت که دکترين در اصطلاح، کاربردها و مفاهيم گسترده و متنوعي دارد؛ ولي مهمترين کاربرد آن در مباحث سياسي و روابط بين الملل است. بر اين اساس دکترين، به بيان دقيق اصول و نظريات و معتقدات سياسي يک شخصيت سياسي، يا طرز تفکّر و خط مشي دولتمردان در امور سياسي گفته ميشود. چه اینکه به مجموعة عقايد و افکار و نظريات پيروان يک نگرش و گرايش خاص حقوقي، سياسي و يا فلسفي يا علمي نيز دکترين گفته شده است.
2-2. دکترين مهدويت
کاربرد اصطلاح «دکترين» به عنوان پيشوند «مهدويت» القا کنندة نقش استراتژيک و راهبردي موضوع مهدویت در ادبیات رایج سیاسی و ایدئوژیکی است.
در تفکر اسلامي و شیعی، مسألة مهدويت از جمله موضوعاتي است که بع دلیل برخورداری از بنیانهای عمیق و مستحکم اعتقادی، داراي موقعيت و منزلت ويژه ی است. از این نطر، مبحث مصلح جهاني در اديان به طور عام و مبحث مهدويت در اسلام به طور خاص به منزلة فلسفة تاريخ، تلقی میگردد. و لذا میتوان از آن به عنوان "دکترين مهدويت" تعبير کرد زیرا بسياري از مسائل اساسی دین بر محور این نطریه به عنوان یک نظرية بنيادين دینی و اسلامی، تفسير میپذيرند. منظور از «دکترين مهدويت»، نگريستن به موضوع ظهور امام عصر(عج) وحکومت جهاني آن حضرت به عنوان يک تئوري جامع و فراگير میباشد. از اين رو در تفکر سیاسی شیعی «دکترين مهدويت» بايد با توجه به بنيانهاي فکري و ايدئولوژيکي آن، به عنوان يک اصل راهبردي و زير بنايي انديشة عقيدتي- سياسي اسلام، مورد توجه است. (13)
چه اینکه در فرهنگ ادبيات جامعه شناسي و سياسي نیز، اصطلاح «دکترين» به نظريه، قوانين و يا مکتبي اطلاق میشود که بر اساس آن، مجموعهای از مسائل و موضوعات خرد تر، تفسير میشوند. در يک دکترين، يک يا چند اصل بنيادين وجود دارد که ديگر نظريهها با آنها معنا میيابند.
با اين نگاه، دکترين مهدويت در حقيقت طرح جامع، علمي و نظاممند اسلامي است که در آن هيچکدام از حصارهاي زباني، منطقهای، نژادي، گروهي و غيره، جايگاهي ندارد. بلکه یک ایدة الهی و جهانی است که در پرتو آن، هدايت، رشد و بلوغ عقلاني و تحقق جامعة متعالي انساني تحقق مییابد.
در تفکر سیاسی دینی- باتفسیرشیعی- دکترين مهدويت تنها تئوري جامعي است که با تعريف صحيح از انسان و نيازها و جايگاه واقعي وي، چشمانداز آينده را به بهترين و زيباترين شکل ممکن به تصوير کشيده است و مکانيسم و راهکارهاي ايجاد چنين تحول عظيم در فرداي تاريخ بشر را به خوبي پيشبينی نموده است.
به همين جهت دکترين مهدويت، درعرض ساير تئوريها به عنوان يک گزينه و انتخاب، قابل طرح نيست بلکه تنها گزينهای است که بشريت با بلوغ تدريجي خود، در نهایت ناگزير از پذيرش آن خواهند بود.
3-2. تفاوت دکترين، با اصطلاحات همگون
با وجود پارهاي شباهتهای که میان اصطلاح «دکترین» با این اصطلاحاتی مثل: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... تفاوتهایی نیز میان آن وجود دارد که در این جا به طور گذرا بدان اشاره میشود:
وقتى در ميان آموزههاى اسلامى و يا در ميان نظريههاى نجات و پايان تاريخ و آينده پژوهشي، از «دكترين مهدويت» سخن مىگوييم، این اصطلاح ناظر به يك آموزه و نظرية جامع و راهبردی آیندهنگر است.
اما اصطلاحات دیگر نظیر: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... عمدتاً گستردهتر از اصطلاح «دكترين» است، همچنان که اصطلاح «گفتمان» مشترك لفظى است که به تلقیها و برداشتهاى مختلف، اطلاق میشود.
مفهوم ايدئولوژي به معنای آراء، اعتقادات و دکترينهاي خاص که مربوط به يک دوره، يک جامعه يا يک طبقه اجتماعي است، تعریف شده است. البته در برخي از تعاريف، ايدئولوژي را زيرمجموعه و محتواي دکترين محسوب نمودهاند و آن را مجموعة سامانمند و سيستمي از آراء که يک دکترين را ميسازد، دانستهاند. در این نگاه، ايدئولوژي مجموعه تجليات ذهني است که همراه با ايجاد پيوند ميان افراد پديدار ميشود و از راه تحريک حواس به وسيله واقعيت خارجي در آگاهي انسان شکل ميگيرد.
ايدئولوژي بیشتر براي تبيين و نامگذاري مجموعه افکار نظامهاي فکري بسته، قشري، دگماتيک و جزمانديش و مانند آن به کار میرود.
مفهوم مکتب (School, Ecole) نیز بسيار عامتر از اصطلاح دکترين و حتي ايدئولوژي باشد زيرا يک مکتب ميتواند دکترينها، ايدئولوژيها و گفتمانهاي بسياري را در خود جاي دهد. مکتب در حقيقت معرف حوزهاي است که بر بنياني خاص بناشده و روشها، آموزشها و تعاليم و پيروان ويژه خود را داراست ولي اساس اين آموزشها و تعاليم و راهکارها چه در حوزههاي نظري و عملي، بر محوري واحد و اسلوبي ویژه پيريزي شده است.
اما اصطلاح دکترين با اصطلاح "نظام" (order-ordre) نيز مشابهتهايي دارد هر چند اين دو مترادف نيستند. در تعريف "نظام" گفته شده که جامعه هر زمان راه حلهايي را براي حل مشکل توزيع کالاهاي کمياب (قدرت، ثروت، منزلت و...) و انتخاب نهادها و ارزشها ارائه ميدهد اين راه حلها ممکن است موفق يا ناموفق بوده و با هم هماهنگ يا ناهماهنگ باشند ولي مجموع چنين راه حلهايي را ميتوان "نظام" ناميد. هر نظام ميتواند واجد و دربرگيرنده دکترينهاي واحد و يا متعددي باشد همچنان که يک دکترين نيز ميتواند، سرانجام خود را معطوف به طراحي يک نظام سياسي، اجتماعي، فکري و... کند.
همچنين گفتمان (discus) معمولاً چه از لحاظ پيچيدگي معنايي و چه از لحاظ سطح کمي و کيفي، اعم از دکترين نيست بلکه معمولاً يک دکترين ميتواند از گفتمانهاي متعدد استفاده کند زيرا گفتمان به معناي گفتگوي متقابل، تبادل آراء، محاوره بر اساس استدلال است.
4-2. نقش دکترین مهدویت در شناخت و تعیین راهبرد آینده
بر اساس دين اسلام، دکترين مهدويت، رويکَرد نوين و جامع به بحث پايان تاريخ و ظهور منجي موعود است که شامل نظريات ديني، فلسفي، سياسي و... ميشود که در پرتو آن، تحقّق تمامي اهداف و آرمانهاي بشری و تشکيل جامعهاي آراسته از فضايل و کمالات و پيراسته از رذايل، امکانپذير میگردد.
دكترين مهدويت، در معناى اصلى و دقيق خود، افقهاى روشنى را پيش پاى ما مىگذارد. ما را از تنبلى، بىانگيزگى، سردرگمى، پوچى، بىهدفى، بىبرنامگى، بىنظمى، عقبماندگى، بيسوادى، كمسوادى، كمقدرتى، ضعف، عجز، بىتدبيرى، علم بىعمل، دورى از مقتضيات زمان و مكان، انفعال در برابر سياست، اقتصاد، فرهنگِ جهانى و.... درمىآورد.
دکترين مهدويت به روشني ميتواند پاسخگوي پرسشهای بنيادين و اساس بشر باشد. بايد در اين دکترين، راهبرد اصلي، از راهبردهای فرعي تميز دادهشده و هدف اساسي از ظهور منجي موعود مشخص گردد. مهم آن است که این اندیشة نجاتبخش به دکترین تبدیل گردد. اگر انديشة مهدویت به دكترين تبديل شود، معناى آن اين مىشود كه اين انديشه، انديشة فرداى ماست و قرار است ما را از امروز به فردا ببرد. چگونگى انتقال از وضع موجود به وضع موعود و مطلوب، كه در تعبير امروزىها "چشمانداز" ناميده مىشود، رسالت اصلى دكترين مهدويت است.
3. جامعه
در لغت، واژة «جامعه» مؤنث جامع و اسم فاعل از کلمة «جمع» و به معنای جمعکننده، گردآورنده و طوق و غُل بر گردن و دست نهنده آمده است. (15)
در اصطلاح جامعه شناسان، جامعه به وضع و حالت انسانها گفته میشوند که براساس قانون و منافع مشترکی، زندگی میکنند تا به هدفی معینی دست یابند. (16)
گرچه در مورد اصالت فرد یا جامعه و نیز در مورد چیستی آن هدف مشترک، در میان جامعه شناسان، اتفاق نظری دیده نمیشود به همین برخی آن هدف مشترک را تعاون عامالمنفعه میداند و برخی آن را هدف فرهنگی لحاظ نموده است. (17)
در کاربرد آیات و روایات، به جای کلمة «جامعه»، از معادلها و عناوینی مثل: «قوم»، «ناس»، «طائفه»، «قریه»، «امت» و امثال آن، استفاده شده است (18) و مخصوصا در آیات قرآنی از این واژهها که بیانگر اهتمام قرآن به مسألۀ جامعه و جایگاه آن است، مکرراً استفاده شده است. (19)
4. دولت
اصطلاح «دولت» غالبا همراه با مفاهیمی نظیر: ملت، جامعه، حکومت، سیاست و... به کار میرود. اما این اصطلاح جدای از مفهوم ترکیبی آن، دارای مفهوم شناخته شدهای است که در تعریف آن گفته شده است: «دولت مجتمعی است که بنا به قانون، توسط حکومتی دارای قدرت اجبارکننده در اجتماعی که سرزمین مشخصی دارد، شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ میکند». (20)
دولت، نماد قدرت و قالب نظامیافتۀ مديريت يك جامعه است كه بر بنیانها و عناصر چهارگانۀ: «جمعیت»، «سرزمین»، «حکومت» و «حاکمیت»، استوار میباشد. این عناصر، ارکان شکلگیری و قوامبخش پدیدهای به نام «دولت» است که با نبود هرکدام و یا مخدوش بودن آن، «دولت» نیز، مفهوم خود را از دست خواهد داد.
در مفهوم «دولت» که در حقیقت تجلی قدرت ناشی از تشکّل سیاسی یک جامعه است، دو اصل اساسي میباید همواره مدنظر قرار گیرد:
1. ساماندهي و مدیریت قدرتِ حاصل از عناصر چهارگانة شکل دهندة دولت.
2. اعمال قدرت و فعلیتیافتن اقتدار سیاسی اجتماعی، در قلمرو حاکمیت دولت.
عنوان «دولت» در اصطلاح سياسي امروزي، بیشتر ناظر به معنای کلاسیک آن یعنی ساختار سیاسی مرکب از قوای سهگانة اجرائی، تقنینی و قضائی است. اما هنگامی که عنوان «دولت» با پسوند «اسلامی»، به کار میرود، صرف ساختار سیاسی شناخته شدة قدرت و یا مطلق اقتدار سیاسی، مدنظر نیست بلکه در ضمن آن، مشروعیت یک نظام سیاسی از نظر اسلام، مدنظر است. مراد از دولت اسلامی، نظام سیاسی حکومتی است که عنصر دین (اسلام)، هم منشأ مشروعیت آن است و هم تعریفکنندة ساختار و سیستم اجرائی آن است.
5. زمينهسازی
اصطلاح «زمینهسازی» اخذ شده از ضمون حدیث نبوی است که در آمده است: «يخرج ناس من المشرق فيوطّئون للمهدي سلطانه» (22) مردماني(در آينده) از مشرق زمين قيام ميکنند و مقدمات ظهور و سلطنت (حكومت جهاني) امام مهدي(عج) را فراهم میسازند.
مراد از دولت زمينهساز، مجموعهای سیاستگذاریها، اقدامات و رویکردهای سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی نطام حاکم بر یک جامعه است. نطامی حاکمی که با اقدامات هدفمند و تأثیرگذار خود (در سطح منطقهای و جهانی) در راستای فراهمسازي زمينههای تحقق حكومت عدل جهاني مهدوي، گام بردارند.
عنوان«دولت زمينهساز»، در حقیقت برگرفته از مفاد این حدیث نبوی است که در آن از اقدمات رهائیبخش مجموعهای در آخرالزمان، خبر دادهشده است. براساس مضمون این حدیث، دولت زمينهساز، به دولتي اطلاق میشود كه خصيصۀ بارز آن، نقشآفريني مؤثر و تلاش فراگير و هدفمند در راستاي فراهمسازی تمهيدات و مقدمات ظهور حضرت مهدي(عج) باشند.
دولت زمينهساز، دولتي است كه در برنامهها و جهتگيريهای كلان خود، اهداف و راهبردهای ظهور را مدنظر قرار دهد و اين خصیصه (زمينهسازي)، محور تمامي رويكردها و سياستگذاريهای راهبردي و استراتژيك چنين دولتي براي دستيابي به آن هدف بزرگ؛ يعني تحقق دولت عدل جهاني مهدوي و تسريع در اين فرايند باشد.
والسلام.
--------------
پی نوشت ها:
1- فرهنگ علوم سیاسی و مطبوعاتی، محمدحسین نور اللهی، ویرایش: علی بهرامی، ص42، چاپ اول: 1377، انتشارات نصر، قم.
2- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، ص17، انتشارات خرد. بی تا، بی جا.
3- فرهنگ جامع پیشروآریان پور(انگلیسی به فارسی)، منوچهر آریان پورکاشانی، ج5، ص4992، چاپ اول: 1380، نشر الکترونیکی اطلاع رسانی، جهان رایانه، تهران.
4- ر.ک: عيار دانش (مشتمل بر الهيات و طبيعيات)، علي نقي بن أحمد بهبهاني، تحقيق: سيد علي موسوي بهيهاني، ص 333، تهران، چاپ اول: 1377، دفتر نشر ميراث مكتوب.
5- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، همان ، ص361.
6- ر.ک: مديريت استراتژيك، فرد آر ديويد: 1379، ترجمه: علي پارسائيان، محمد اعرابي، تهران، چاپ اول، دفتر پژوهشهاي فرهنگي. مديريت منابع استراتژيك منابع انساني، مايكل آرمسترانگ:1384، ترجمه: سيدمحمداعرابي، داود ايزدي، تهران، چاپ دوم، دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
7- موسوعة التراث الفكري العربي الاسلامي، محمدالعربي الخطابي (615 قمري/1218ميلادي)، ج1، ص 278، بيروت، طبع الاولی: 1998 م، دارالغرب الاسلامي.
8- راهبرد جمهوری اسلامی ایران در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل، جمشید شریفیان، ص22، چاپ اول: 1380، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران.
9- مروری بر مفهوم راهبرد، مهدی زین العابدین، سایت همایش دکترین مهدویت.
10- همان
11- فرهنگ لغات و اصطلاحات علوم سياسي و روابط بين الملل، رضا دلاوري، انتشارات دلاوري، 1378، چ 1، ص113.
12- ر.ک: فرهنگ فارسي معین، دکتر محمد معين، ج2، ص 1544، کلمه "دکترين"، چاپ 21: 1383، انتشارات امیر کبیر، تهران؛ فرهنگ معاصر هزاره (انگليسي به فارسي)، ج1، ص432، واژه Doctrine"" چ 4: 1383، تهران.
13- فصلنامه انتظار، سال پنجم، شماره 16،"ویژه دکترین مهدویت"، ص156 (مقاله نگارنده).
14- همان.
15- لغت نامه دهخدا، ج1، ص1049.
16- ر.ک: روشهای علوم اجتماعی، موریس دوورژه، ترجنه: خسرو اسدی، ص3، نوبت چاپ، سوم: 1375، انتشارات امیر کبیر، تهران.
17- جامعه شناسی، ساموئل کینگ، ترجمه: مشفق همدانی، ص48، سال چاپ: 1355، انتشارات امیر کبیر، تهران.
18- جامعه در قرآن، آیت الله جوادی آملی، عبدالله، ص34، چاپ اول: 1387، مرکز نشر اسراء، قم.
19- به عنوان مثال کلمه «قوم» بیش ازسیصد بار در آیات به کار رفته است. ر.ک: جامعه در قرآن، همان.
20- بنیادهای علم سیاست، عبدالرحمن عالم، ص137، چاپ اول: 1373، نشر نی، تهران.
21- همان
22- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088. صاحب كشف الغمه، بعد از نقل اين حديث از سنن ابن ماجه، در مورد اعتبار سند آن میگويد: « هذا حديث حسن صحيح روته الثقات و الأثبات، أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجة القزويني في سننه». (ر.ك: كشف الغمه، ج3، ص278).
موضوع ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت «جامعه و دولت زمينهساز، راهبردها و راهکارهای فرهنگی» عنوان شده است.
رویکرد اصلی در این همایش، بررسی و تبیین راهبردهای فرهنگی جامعه و دولت زمينهساز است که در سه محور کلی یعنی: 1- زمینهسازی 2- جامعه و دولت زمينهساز 3- راهبردها و راهکارهای فرهنگی، ارائه شده است.
به همین جهت، قبل از بیان سرفصلهای پیشنهادی در فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت، لازم است در مورد مفاهیم و کابردهای اصطلاحات مطرح در موضوع فراخوان نظیر: «راهبرد»، «دکترین»، «دکترین مهدویت»، «جامعه»، «دولت»، «زمینهسازی»، توضیحات کوتاهی ارائه میگردد.
1. راهبرد
1-1. مفهوم راهبرد (1)
کلمة «راهبرد» در فارسی معادل واژة استراتژی Strategy در زبان لاتین است که به معنای سیاست، نقشه، طرح و راهبرد میباشد.
اصطلاح Strategos واژة یونانی به معناي ژنرال ارتش است و در مورد فرماندهی و فن دستور دادن به نیروهای ارتش و تعلیمات اصول خاص نظامی و تدبیر جنگی، به کار میرود. (2)
Strategy و Strategize نیز گفته میشود که به معنای رزم، تدبیر، سیاست، نقشه، حیله، ، مکر، تمهید و زمینهچینی است. (3)
2-1. تفکر راهبردی
تفكر راهبردي به دنبال اجراي عملي اهداف كوتاهمدت و بلندمدت مورد نظر است. لذا به رغم ماهيت نظري خود، در نهايت به دنبال طرحي عملي به منظور تحقق در حيات اجتماعی میباشد. راهبردشناس نيازمند درنظرگرفتن تناسب ميان امكان عقلي و امكان عيني در عمل است. بر اين اساس يك راهبردشناس در عين حفظ پايههای نظري خود و كوشش در جهت ارتقايشان، نيازمند توجه به امر واقع نيز میباشد. او از سويي به شناخت جامعهاش آنگونه كه هست میپردازد و از سوي ديگر در انديشۀ زدودن ناراستيهای آن باشد. راهبرد چيزي به مراتب وسيعتر از يك طرح مسالۀ ساده است. راهبردشناس نه تنها متوجه امر واقع است كه به امكان بالقوهای كه در آينده ظهور مینمايد توجه میكند. (4)
3-1. تفاوت راهبرد و راهکار
اصطلاح راهبرد، بیشتر در مورد نگرشها و برنامههای دارای طرح کلان، هدفمند، منسجم و علمی به کار میرود. مثلا گفته میشود:
Strategic Studies یعنی مطالعات استراتژیک.
Strategic planning برنامه ریزی استراتژیک.
Strategic Position موقعیت استراتژیک. (5)
در راهبردشناسي نوين، اصطلاح Strategy مشتق از واژۀ يوناني Strategos به معناي هنر فرماندهي و تدبير جنگي است. این کلمه در سال 1688 میلادی وارد فرهنگ لغات زبان انگلیسی شد. فرهنگ لغات نظامي جيمز (James`1810Military Dictionary) فضاي مفهومي اين اصطلاح را از اصطلاح راهكار (تاكتيك) جدا نموده است.
راهكار به معناي سنجش و محاسبۀ چگونگي رويارويي فوري با دشمن است. در حالي كه راهبرد به دور از چشم دشمن اتفاق میافتد. راهبرد در اكثر موارد به معناي سنجيدن وضع خود و حريف و اتخاذ نقشهای براي مواجهه با او در مناسبترین زمان ممكن میباشد. گسترۀ وسيع كاربرد اين اصطلاح در كنار تداخل شئون مختلف حيات انساني (مانند حوزههای سياست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ) ارائۀ تعريفي واحد از آن را دشوار ساخته است. با اين حال میتوان به سه معرف اصلي در فضاي مفهومي راهبرد اشاره نمود كه عبارتند از: 1- ترسيم اهداف. 2- شناخت امكانات. 3- ارائۀ بهترين شيوۀ اجرا (6)
بر اساس این تعريف، راهبرد شناس خود از وضعيت مطلوب (فرصتها) و نامطلوب (تهديدها) دست به بسيج هدفمند امكانات به جهت خلق بهترين شرايط میزند. در اينجا ضرورت ايجاد هماهنگي ميان عامل آگاهي با عامل توانايي كاملاً مورد توجه است چه اینکه مدیریت و حكومت، در ادارۀ امور خويش نيازمند تدبير است و تدبير محصول علم و قدرت كساني است كه درصدد عملي ساختن آن هستند. (7)
بنابراین، راهبرد یا استراتژی، به طرح عملیاتی درازمدتی گفته میشود که به منظور دستیابی و نیل به یک هدف مشخص طراحی شده باشد. در یک طرح راهبردی، از مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی اهتمام میشود تا برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، با هدایت و کنترل هدفمند، بر اساس یک نظام ارزشی خاص مورد قبول، ساماندهی میگردد.
از این رو، کلمة "راهبرد" در کار برد اصطلاحات سیاسی و حقوقی، نا ظر به طرح و راهکار منسجم، همهجانبه، پایدار علمی است. (8)
طرح واحد همهجانبه و تلفیقی که نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصتها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر میسازد. از این نظر میتوان گفت که راهبرد حاصل ایجاد پیوند و ارتباط میان چهار عامل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدهای محیطی میباشد که حاصل این پیوند و رابطه ایجاد مزیت رقابتی پایدار و کسب برتری در برابر رقبا است. (9)
راهبرد در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی کاربرد بسیار متداولی دارد و اساس تصمیم گیریها و برنامهریزیها محسوب میشود، به طوری که هرگونه برنامه و مدیریت موفق، حاصل تدوین راهبردهای مناسب است.
4-1. ضرورت تدوین راهبرد
با توجه به سازمانيشدن تصميمات، پیچیدگی فرمولها و روشها، شتاب حرکت به سوی افقهای آینده و گستردگی روابط و عرصهها، امروزه ضرورت راهبردسازی و تدوین و به كارگيري برنامهاي جامع و اثر بخش براي شكل دادن به آينده، یک نیاز اساسی است. از این نظر، در حوزة نظریه پردازی دینی نیز به منظور ارائة راهکارهای لازم برای حل مسائل امروز و فردا و طراحی چشمانداز آینده، تدوین راهبرد آینده با تكيه بر اندیشة پويا و جامعنگر مهدویت، از جهات متعددی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
ارائة راهبرد در زمینههای گوناگون براساس نگرش مهدوی، هم به دلیل لزوم آينده نگري و چگونگي هدايت و ساماندهی رویکردهای آینده محور، و هم به لحاظ لزوم هماهنگی و انسجام برنامهها براي بهره گیری از فرصتها، ضرورت دارد تا بتوان براساس نقشة جامع با ارائة روشهای کارآمد در باره آينده، مسئوليتها را مشخص و تصمیمات و اولویتها را عملیاتی نمود.
5-1. تفاوت راهبرد و برنامه راهبردی
برنامه راهبردی برنامهای است که در طی آن راهبردهای سازمان تعریف و تدوین میگردد، براساس این تعریف راهبرد نتیجه و جزئی از برنامة راهبردی است.
در مورد عناصر متمایز کننده برنامهریزی راهبردی از برنامه ریزی بلندمدت، چند چیز میباید مورد توجه باشد:
1. در برنامهریزی راهبردی، باید مسائل محیطی و تحولات آینده بررسی و تحلیل شوند در حالیکه برنامهریزی بلند مدت روند گذشته بررسی میشود.
2. در برنامهریزی بلند مدت فرض بر این است که مانع مهمی برای رسیدن به اهداف ترسیمشده وجود ندارد و نقش رقبا و محیط کمرنگ در نظر گرفته میشود در حالیکه ممکن است محیط سازمان را مجبور کند که تغییر هدف بدهد. بنابراین باید درک مناسبی از نقاط قوت و ضعف خویش نسبت به رقبا داشت.
3. در برنامهریزی راهبردی فعالیت جاری سازمان باید تحلیل شود حتی ممکن اهداف بنیادی را هم تغییر دهند اما در برنامهریزی بلندمدت کاری را که گذشته میکردند ادامه میدهند و آینده ادامه روند گذشته میباشد.
4. در برنامهریزی راهبردی توجه به محیط زیاد است و محیط مرتباً باید رصد شود.
5. برنامهریزی راهبردی چارچوب برنامهریزی بلندمدت میانمدت و کوتاهمدت (عملیاتی) را تعیین میکند.
روش راهبردسازی بر اساس مدل SWOT راهبرد یعنی تعیین جهت حرکت برای رسیدن به اهداف مورد نظر برنامهریزی راهبردی.
بنابراین راهبردها باید با تحلیل محیط داخلی سازمان (نقاط قوت و ضعف) و تحلیل محیط خارجی (فرصتها و تهدیدها) در ذیل مأموریت و اهداف بلند مدت و در چارچوب سیاستهای کلی تدوین گردد.
در مدل SWOT فرصتها و تهدیدهای محیطی و نقاط قوت و ضعف درونی در قالب جدولی ماتریسی تهیه میگردد و سپس براساس ترکیب و تلفیق هر یک از عناصر فوق راهبرد مناسب انتخاب میشود.(10)
2. دکترین
1-2. مفهوم دکترین
واژه دكترين Doctrine در زبان لاتين، به معنای آموزه، سياست، مكتب، آيين و اصول و قواعد پذيرفته شده توسط يك فرد، گروه و يا ملت است. هر نظام فكرى، خط مشى و فلسفهاى كه مبناى عمل قرار گيرد، مىتواند دكترين تلقى شود. در فرهنگنامههاي لغات و اصطلاحات سياسي، دکترين (Doctrine)، به معاني آيين، اصول عقيده، نظريه، تعليم، مکتب، اصلِ سياسي، نظريه، آموزه، اصول (عقايد) تعليمات، تعاليم و... به کار رفته است. (11)
در فرهنگهای لغت خارجي، براي "دکترین" مترادفهاي مانند: دگم (نکات و اصول ترديد ناپذير)، تئوري، افکار، سيستم، تز، مذهب و فلسفه نیز، بیان شده است. در فرهنگنامههاي لغت فارسي نيز "دکترین" به معاني: نظريه، انديشه، فکر، آموزه، مسلک، عقيده، رأي، آيين، انديشه و..." آمده است. (12)
براین اساس، میتوان اجمالاً چند تعريف را براي دکترين ارائه نمود:
الف) مجموعهاي افکار و عقايد يک مکتب که با تأکيد بر صدق خود، مدعي است در عرصههاي عملي و کنشهاي حيات بشري، تفسيرهاي لازم را ارائه داده و الگوهاي ضروري براي هدايت و ادارة حيات مزبور در اين قلمرو را عرضه ميکند.
ب) مجموعه آراء، عقايد، ساز و کارها و راهکارها و آموزشهايي است که تفسيرهاي راهبردي از حوزههاي اساسي حيات بشر در عرصههاي نظري و عملي، براي بهزيستي و مديريت بهينه حيات فردي و جمعي بشر ارائه ميدهد.
ج) نظريه و تعاليم علمي، فلسفي، سياسي، مذهبي و مجموعهاي از نظامهاي فکري است که بر پايه اصول معيني مبتني باشد. اصولي که بر طبق آن دولتها (به وسيلة رئيس دولت)، مشي خود را ـ به ويژه در روابط بينالملل ـ تعيين ميکنند.
بنابراین در اصطلاح شناسی دکترین، باید توجه داشت که دکترين در اصطلاح، کاربردها و مفاهيم گسترده و متنوعي دارد؛ ولي مهمترين کاربرد آن در مباحث سياسي و روابط بين الملل است. بر اين اساس دکترين، به بيان دقيق اصول و نظريات و معتقدات سياسي يک شخصيت سياسي، يا طرز تفکّر و خط مشي دولتمردان در امور سياسي گفته ميشود. چه اینکه به مجموعة عقايد و افکار و نظريات پيروان يک نگرش و گرايش خاص حقوقي، سياسي و يا فلسفي يا علمي نيز دکترين گفته شده است.
2-2. دکترين مهدويت
کاربرد اصطلاح «دکترين» به عنوان پيشوند «مهدويت» القا کنندة نقش استراتژيک و راهبردي موضوع مهدویت در ادبیات رایج سیاسی و ایدئوژیکی است.
در تفکر اسلامي و شیعی، مسألة مهدويت از جمله موضوعاتي است که بع دلیل برخورداری از بنیانهای عمیق و مستحکم اعتقادی، داراي موقعيت و منزلت ويژه ی است. از این نطر، مبحث مصلح جهاني در اديان به طور عام و مبحث مهدويت در اسلام به طور خاص به منزلة فلسفة تاريخ، تلقی میگردد. و لذا میتوان از آن به عنوان "دکترين مهدويت" تعبير کرد زیرا بسياري از مسائل اساسی دین بر محور این نطریه به عنوان یک نظرية بنيادين دینی و اسلامی، تفسير میپذيرند. منظور از «دکترين مهدويت»، نگريستن به موضوع ظهور امام عصر(عج) وحکومت جهاني آن حضرت به عنوان يک تئوري جامع و فراگير میباشد. از اين رو در تفکر سیاسی شیعی «دکترين مهدويت» بايد با توجه به بنيانهاي فکري و ايدئولوژيکي آن، به عنوان يک اصل راهبردي و زير بنايي انديشة عقيدتي- سياسي اسلام، مورد توجه است. (13)
چه اینکه در فرهنگ ادبيات جامعه شناسي و سياسي نیز، اصطلاح «دکترين» به نظريه، قوانين و يا مکتبي اطلاق میشود که بر اساس آن، مجموعهای از مسائل و موضوعات خرد تر، تفسير میشوند. در يک دکترين، يک يا چند اصل بنيادين وجود دارد که ديگر نظريهها با آنها معنا میيابند.
با اين نگاه، دکترين مهدويت در حقيقت طرح جامع، علمي و نظاممند اسلامي است که در آن هيچکدام از حصارهاي زباني، منطقهای، نژادي، گروهي و غيره، جايگاهي ندارد. بلکه یک ایدة الهی و جهانی است که در پرتو آن، هدايت، رشد و بلوغ عقلاني و تحقق جامعة متعالي انساني تحقق مییابد.
در تفکر سیاسی دینی- باتفسیرشیعی- دکترين مهدويت تنها تئوري جامعي است که با تعريف صحيح از انسان و نيازها و جايگاه واقعي وي، چشمانداز آينده را به بهترين و زيباترين شکل ممکن به تصوير کشيده است و مکانيسم و راهکارهاي ايجاد چنين تحول عظيم در فرداي تاريخ بشر را به خوبي پيشبينی نموده است.
به همين جهت دکترين مهدويت، درعرض ساير تئوريها به عنوان يک گزينه و انتخاب، قابل طرح نيست بلکه تنها گزينهای است که بشريت با بلوغ تدريجي خود، در نهایت ناگزير از پذيرش آن خواهند بود.
3-2. تفاوت دکترين، با اصطلاحات همگون
با وجود پارهاي شباهتهای که میان اصطلاح «دکترین» با این اصطلاحاتی مثل: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... تفاوتهایی نیز میان آن وجود دارد که در این جا به طور گذرا بدان اشاره میشود:
وقتى در ميان آموزههاى اسلامى و يا در ميان نظريههاى نجات و پايان تاريخ و آينده پژوهشي، از «دكترين مهدويت» سخن مىگوييم، این اصطلاح ناظر به يك آموزه و نظرية جامع و راهبردی آیندهنگر است.
اما اصطلاحات دیگر نظیر: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... عمدتاً گستردهتر از اصطلاح «دكترين» است، همچنان که اصطلاح «گفتمان» مشترك لفظى است که به تلقیها و برداشتهاى مختلف، اطلاق میشود.
مفهوم ايدئولوژي به معنای آراء، اعتقادات و دکترينهاي خاص که مربوط به يک دوره، يک جامعه يا يک طبقه اجتماعي است، تعریف شده است. البته در برخي از تعاريف، ايدئولوژي را زيرمجموعه و محتواي دکترين محسوب نمودهاند و آن را مجموعة سامانمند و سيستمي از آراء که يک دکترين را ميسازد، دانستهاند. در این نگاه، ايدئولوژي مجموعه تجليات ذهني است که همراه با ايجاد پيوند ميان افراد پديدار ميشود و از راه تحريک حواس به وسيله واقعيت خارجي در آگاهي انسان شکل ميگيرد.
ايدئولوژي بیشتر براي تبيين و نامگذاري مجموعه افکار نظامهاي فکري بسته، قشري، دگماتيک و جزمانديش و مانند آن به کار میرود.
مفهوم مکتب (School, Ecole) نیز بسيار عامتر از اصطلاح دکترين و حتي ايدئولوژي باشد زيرا يک مکتب ميتواند دکترينها، ايدئولوژيها و گفتمانهاي بسياري را در خود جاي دهد. مکتب در حقيقت معرف حوزهاي است که بر بنياني خاص بناشده و روشها، آموزشها و تعاليم و پيروان ويژه خود را داراست ولي اساس اين آموزشها و تعاليم و راهکارها چه در حوزههاي نظري و عملي، بر محوري واحد و اسلوبي ویژه پيريزي شده است.
اما اصطلاح دکترين با اصطلاح "نظام" (order-ordre) نيز مشابهتهايي دارد هر چند اين دو مترادف نيستند. در تعريف "نظام" گفته شده که جامعه هر زمان راه حلهايي را براي حل مشکل توزيع کالاهاي کمياب (قدرت، ثروت، منزلت و...) و انتخاب نهادها و ارزشها ارائه ميدهد اين راه حلها ممکن است موفق يا ناموفق بوده و با هم هماهنگ يا ناهماهنگ باشند ولي مجموع چنين راه حلهايي را ميتوان "نظام" ناميد. هر نظام ميتواند واجد و دربرگيرنده دکترينهاي واحد و يا متعددي باشد همچنان که يک دکترين نيز ميتواند، سرانجام خود را معطوف به طراحي يک نظام سياسي، اجتماعي، فکري و... کند.
همچنين گفتمان (discus) معمولاً چه از لحاظ پيچيدگي معنايي و چه از لحاظ سطح کمي و کيفي، اعم از دکترين نيست بلکه معمولاً يک دکترين ميتواند از گفتمانهاي متعدد استفاده کند زيرا گفتمان به معناي گفتگوي متقابل، تبادل آراء، محاوره بر اساس استدلال است.
4-2. نقش دکترین مهدویت در شناخت و تعیین راهبرد آینده
بر اساس دين اسلام، دکترين مهدويت، رويکَرد نوين و جامع به بحث پايان تاريخ و ظهور منجي موعود است که شامل نظريات ديني، فلسفي، سياسي و... ميشود که در پرتو آن، تحقّق تمامي اهداف و آرمانهاي بشری و تشکيل جامعهاي آراسته از فضايل و کمالات و پيراسته از رذايل، امکانپذير میگردد.
دكترين مهدويت، در معناى اصلى و دقيق خود، افقهاى روشنى را پيش پاى ما مىگذارد. ما را از تنبلى، بىانگيزگى، سردرگمى، پوچى، بىهدفى، بىبرنامگى، بىنظمى، عقبماندگى، بيسوادى، كمسوادى، كمقدرتى، ضعف، عجز، بىتدبيرى، علم بىعمل، دورى از مقتضيات زمان و مكان، انفعال در برابر سياست، اقتصاد، فرهنگِ جهانى و.... درمىآورد.
دکترين مهدويت به روشني ميتواند پاسخگوي پرسشهای بنيادين و اساس بشر باشد. بايد در اين دکترين، راهبرد اصلي، از راهبردهای فرعي تميز دادهشده و هدف اساسي از ظهور منجي موعود مشخص گردد. مهم آن است که این اندیشة نجاتبخش به دکترین تبدیل گردد. اگر انديشة مهدویت به دكترين تبديل شود، معناى آن اين مىشود كه اين انديشه، انديشة فرداى ماست و قرار است ما را از امروز به فردا ببرد. چگونگى انتقال از وضع موجود به وضع موعود و مطلوب، كه در تعبير امروزىها "چشمانداز" ناميده مىشود، رسالت اصلى دكترين مهدويت است.
3. جامعه
در لغت، واژة «جامعه» مؤنث جامع و اسم فاعل از کلمة «جمع» و به معنای جمعکننده، گردآورنده و طوق و غُل بر گردن و دست نهنده آمده است. (15)
در اصطلاح جامعه شناسان، جامعه به وضع و حالت انسانها گفته میشوند که براساس قانون و منافع مشترکی، زندگی میکنند تا به هدفی معینی دست یابند. (16)
گرچه در مورد اصالت فرد یا جامعه و نیز در مورد چیستی آن هدف مشترک، در میان جامعه شناسان، اتفاق نظری دیده نمیشود به همین برخی آن هدف مشترک را تعاون عامالمنفعه میداند و برخی آن را هدف فرهنگی لحاظ نموده است. (17)
در کاربرد آیات و روایات، به جای کلمة «جامعه»، از معادلها و عناوینی مثل: «قوم»، «ناس»، «طائفه»، «قریه»، «امت» و امثال آن، استفاده شده است (18) و مخصوصا در آیات قرآنی از این واژهها که بیانگر اهتمام قرآن به مسألۀ جامعه و جایگاه آن است، مکرراً استفاده شده است. (19)
4. دولت
اصطلاح «دولت» غالبا همراه با مفاهیمی نظیر: ملت، جامعه، حکومت، سیاست و... به کار میرود. اما این اصطلاح جدای از مفهوم ترکیبی آن، دارای مفهوم شناخته شدهای است که در تعریف آن گفته شده است: «دولت مجتمعی است که بنا به قانون، توسط حکومتی دارای قدرت اجبارکننده در اجتماعی که سرزمین مشخصی دارد، شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ میکند». (20)
دولت، نماد قدرت و قالب نظامیافتۀ مديريت يك جامعه است كه بر بنیانها و عناصر چهارگانۀ: «جمعیت»، «سرزمین»، «حکومت» و «حاکمیت»، استوار میباشد. این عناصر، ارکان شکلگیری و قوامبخش پدیدهای به نام «دولت» است که با نبود هرکدام و یا مخدوش بودن آن، «دولت» نیز، مفهوم خود را از دست خواهد داد.
در مفهوم «دولت» که در حقیقت تجلی قدرت ناشی از تشکّل سیاسی یک جامعه است، دو اصل اساسي میباید همواره مدنظر قرار گیرد:
1. ساماندهي و مدیریت قدرتِ حاصل از عناصر چهارگانة شکل دهندة دولت.
2. اعمال قدرت و فعلیتیافتن اقتدار سیاسی اجتماعی، در قلمرو حاکمیت دولت.
عنوان «دولت» در اصطلاح سياسي امروزي، بیشتر ناظر به معنای کلاسیک آن یعنی ساختار سیاسی مرکب از قوای سهگانة اجرائی، تقنینی و قضائی است. اما هنگامی که عنوان «دولت» با پسوند «اسلامی»، به کار میرود، صرف ساختار سیاسی شناخته شدة قدرت و یا مطلق اقتدار سیاسی، مدنظر نیست بلکه در ضمن آن، مشروعیت یک نظام سیاسی از نظر اسلام، مدنظر است. مراد از دولت اسلامی، نظام سیاسی حکومتی است که عنصر دین (اسلام)، هم منشأ مشروعیت آن است و هم تعریفکنندة ساختار و سیستم اجرائی آن است.
5. زمينهسازی
اصطلاح «زمینهسازی» اخذ شده از ضمون حدیث نبوی است که در آمده است: «يخرج ناس من المشرق فيوطّئون للمهدي سلطانه» (22) مردماني(در آينده) از مشرق زمين قيام ميکنند و مقدمات ظهور و سلطنت (حكومت جهاني) امام مهدي(عج) را فراهم میسازند.
مراد از دولت زمينهساز، مجموعهای سیاستگذاریها، اقدامات و رویکردهای سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی نطام حاکم بر یک جامعه است. نطامی حاکمی که با اقدامات هدفمند و تأثیرگذار خود (در سطح منطقهای و جهانی) در راستای فراهمسازي زمينههای تحقق حكومت عدل جهاني مهدوي، گام بردارند.
عنوان«دولت زمينهساز»، در حقیقت برگرفته از مفاد این حدیث نبوی است که در آن از اقدمات رهائیبخش مجموعهای در آخرالزمان، خبر دادهشده است. براساس مضمون این حدیث، دولت زمينهساز، به دولتي اطلاق میشود كه خصيصۀ بارز آن، نقشآفريني مؤثر و تلاش فراگير و هدفمند در راستاي فراهمسازی تمهيدات و مقدمات ظهور حضرت مهدي(عج) باشند.
دولت زمينهساز، دولتي است كه در برنامهها و جهتگيريهای كلان خود، اهداف و راهبردهای ظهور را مدنظر قرار دهد و اين خصیصه (زمينهسازي)، محور تمامي رويكردها و سياستگذاريهای راهبردي و استراتژيك چنين دولتي براي دستيابي به آن هدف بزرگ؛ يعني تحقق دولت عدل جهاني مهدوي و تسريع در اين فرايند باشد.
والسلام.
--------------
پی نوشت ها:
1- فرهنگ علوم سیاسی و مطبوعاتی، محمدحسین نور اللهی، ویرایش: علی بهرامی، ص42، چاپ اول: 1377، انتشارات نصر، قم.
2- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، ص17، انتشارات خرد. بی تا، بی جا.
3- فرهنگ جامع پیشروآریان پور(انگلیسی به فارسی)، منوچهر آریان پورکاشانی، ج5، ص4992، چاپ اول: 1380، نشر الکترونیکی اطلاع رسانی، جهان رایانه، تهران.
4- ر.ک: عيار دانش (مشتمل بر الهيات و طبيعيات)، علي نقي بن أحمد بهبهاني، تحقيق: سيد علي موسوي بهيهاني، ص 333، تهران، چاپ اول: 1377، دفتر نشر ميراث مكتوب.
5- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، همان ، ص361.
6- ر.ک: مديريت استراتژيك، فرد آر ديويد: 1379، ترجمه: علي پارسائيان، محمد اعرابي، تهران، چاپ اول، دفتر پژوهشهاي فرهنگي. مديريت منابع استراتژيك منابع انساني، مايكل آرمسترانگ:1384، ترجمه: سيدمحمداعرابي، داود ايزدي، تهران، چاپ دوم، دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
7- موسوعة التراث الفكري العربي الاسلامي، محمدالعربي الخطابي (615 قمري/1218ميلادي)، ج1، ص 278، بيروت، طبع الاولی: 1998 م، دارالغرب الاسلامي.
8- راهبرد جمهوری اسلامی ایران در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل، جمشید شریفیان، ص22، چاپ اول: 1380، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران.
9- مروری بر مفهوم راهبرد، مهدی زین العابدین، سایت همایش دکترین مهدویت.
10- همان
11- فرهنگ لغات و اصطلاحات علوم سياسي و روابط بين الملل، رضا دلاوري، انتشارات دلاوري، 1378، چ 1، ص113.
12- ر.ک: فرهنگ فارسي معین، دکتر محمد معين، ج2، ص 1544، کلمه "دکترين"، چاپ 21: 1383، انتشارات امیر کبیر، تهران؛ فرهنگ معاصر هزاره (انگليسي به فارسي)، ج1، ص432، واژه Doctrine"" چ 4: 1383، تهران.
13- فصلنامه انتظار، سال پنجم، شماره 16،"ویژه دکترین مهدویت"، ص156 (مقاله نگارنده).
14- همان.
15- لغت نامه دهخدا، ج1، ص1049.
16- ر.ک: روشهای علوم اجتماعی، موریس دوورژه، ترجنه: خسرو اسدی، ص3، نوبت چاپ، سوم: 1375، انتشارات امیر کبیر، تهران.
17- جامعه شناسی، ساموئل کینگ، ترجمه: مشفق همدانی، ص48، سال چاپ: 1355، انتشارات امیر کبیر، تهران.
18- جامعه در قرآن، آیت الله جوادی آملی، عبدالله، ص34، چاپ اول: 1387، مرکز نشر اسراء، قم.
19- به عنوان مثال کلمه «قوم» بیش ازسیصد بار در آیات به کار رفته است. ر.ک: جامعه در قرآن، همان.
20- بنیادهای علم سیاست، عبدالرحمن عالم، ص137، چاپ اول: 1373، نشر نی، تهران.
21- همان
22- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088. صاحب كشف الغمه، بعد از نقل اين حديث از سنن ابن ماجه، در مورد اعتبار سند آن میگويد: « هذا حديث حسن صحيح روته الثقات و الأثبات، أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجة القزويني في سننه». (ر.ك: كشف الغمه، ج3، ص278).


