همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

اصطلاح‏شناسی فراخوان ششمین همایش بین‏المللی دکترین مهدویت

اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»

  اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

اصطلاح شناسی «فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت»

موضوع ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت «جامعه و دولت زمينه‏ساز، راه‏بردها و راهکارهای فرهنگی» عنوان شده است.
رویکرد اصلی در این همایش، بررسی و تبیین راه‏بردهای فرهنگی جامعه و دولت زمينه‏ساز است که در سه محور کلی یعنی: 1- زمینه‏سازی 2- جامعه و دولت زمينه‏ساز 3- راه‏بردها و راهکار‏های فرهنگی، ارائه شده است.

به همین جهت، قبل از بیان سرفصل‏های پیشنهادی در فراخوان ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت، لازم است در مورد مفاهیم و کابردهای اصطلاحات مطرح در موضوع فراخوان نظیر: «راه‏برد»، «دکترین»، «دکترین مهدویت»، «جامعه»، «دولت»، «زمینه‏سازی»، توضیحات کوتاهی ارائه می‏گردد.

1. راه‏برد
1-1. مفهوم راه‏برد (1)
کلمة «راه‏برد» در فارسی معادل واژة استراتژی Strategy در زبان لاتین است که به معنای سیاست، نقشه، طرح و راه‏برد می‏باشد.
اصطلاح Strategos واژة یونانی به معناي ژنرال ارتش است و در مورد فرماندهی و فن دستور دادن به نیروهای ارتش و تعلیمات اصول خاص نظامی و تدبیر جنگی، به کار می‏رود. (2)
Strategy و Strategize نیز گفته می‏شود که به معنای رزم، تدبیر، سیاست، نقشه، حیله، ، مکر، تمهید و زمینه‏چینی است. (3)

2-1. تفکر راه‏بردی
تفكر راه‏بردي به دنبال اجراي عملي اهداف كوتاه‏مدت و بلند‏مدت مورد نظر است. لذا به رغم ماهيت نظري خود، در نهايت به دنبال طرحي عملي به منظور تحقق در حيات اجتماعی می‏باشد. راه‏بردشناس نيازمند درنظرگرفتن تناسب ميان امكان عقلي و امكان عيني در عمل است. بر اين اساس يك راه‏بردشناس در عين حفظ پايه‏های نظري خود و كوشش در جهت ارتقايشان، نيازمند توجه به امر واقع نيز می‏باشد. او از سويي به شناخت جامعه‏اش آنگونه كه هست می‏پردازد و از سوي ديگر در انديشۀ زدودن ناراستي‏های آن باشد. راه‏برد چيزي به مراتب وسيع‏تر از يك طرح مسالۀ ساده است. راه‏بردشناس نه تنها متوجه امر واقع است كه به امكان بالقوه‏ای كه در آينده ظهور می‏نمايد توجه می‏كند. (4)

3-1. تفاوت راه‏برد و راهکار
اصطلاح راه‏برد، بیشتر در مورد نگرش‏ها و برنامه‏های دارای طرح کلان، هدف‏مند، منسجم و علمی به کار می‏رود. مثلا گفته می‏شود:
Strategic Studies یعنی مطالعات استراتژیک.
Strategic planning برنامه ریزی استراتژیک.
Strategic Position موقعیت استراتژیک. (5)
در راه‏برد‏شناسي نوين، اصطلاح Strategy مشتق از واژۀ يوناني Strategos به معناي هنر فرمان‏دهي و تدبير جنگي است. این کلمه در سال 1688 میلادی وارد فرهنگ لغات زبان انگلیسی شد. فرهنگ لغات نظامي جيمز (James`1810Military Dictionary) فضاي مفهومي اين اصطلاح را از اصطلاح راه‏كار (تاكتيك) جدا نموده است.
راه‏كار به معناي سنجش و محاسبۀ چگونگي رويارويي فوري با دشمن است. در حالي كه راه‏برد به دور از چشم دشمن اتفاق می‏افتد. راه‏برد در اكثر موارد به معناي سنجيدن وضع خود و حريف و اتخاذ نقشه‏ای براي مواجهه با او در مناسب‏ترین زمان ممكن می‏باشد. گسترۀ وسيع كاربرد اين اصطلاح در كنار تداخل شئون مختلف حيات انساني (مانند حوزه‏های سياست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ) ارائۀ تعريفي واحد از آن را دشوار ساخته است. با اين حال می‏توان به سه معرف اصلي در فضاي مفهومي راه‏برد اشاره نمود كه عبارتند از: 1- ترسيم اهداف. 2- شناخت امكانات. 3- ارائۀ بهترين شيوۀ اجرا (6)
بر اساس این تعريف، راه‏برد شناس خود از وضعيت مطلوب (فرصت‏ها) و نامطلوب (تهديد‏ها) دست به بسيج هدف‏مند امكانات به جهت خلق بهترين شرايط می‏زند. در اينجا ضرورت ايجاد هماهنگي ميان عامل آگاهي با عامل توانايي كاملاً مورد توجه است چه اینکه مدیریت و حكومت، در ادارۀ امور خويش نيازمند تدبير است و تدبير محصول علم و قدرت كساني است كه درصدد عملي ساختن آن هستند. (7)
بنابراین، راه‏برد یا استراتژی، به طرح عملیاتی درازمدتی گفته می‌شود که به منظور دستیابی و نیل به یک هدف مشخص طراحی شده باشد. در یک طرح راه‏بردی، از مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی اهتمام می‏شود تا برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، با هدایت و کنترل هدفمند، بر اساس یک نظام ارزشی خاص مورد قبول، ساماندهی می‏گردد.
از این رو، کلمة "راه‏برد" در کار برد اصطلاحات سیاسی و حقوقی، نا ظر به طرح و راه‏کار منسجم، همه‏جانبه، پایدار علمی است. (8)
طرح واحد همه‌جانبه و تلفیقی که نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دست‌یابی به اهداف اصلی سازمان را میسر می‌سازد. از این نظر می‌توان گفت که راه‏برد حاصل ایجاد پیوند و ارتباط میان چهار عامل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی می‌باشد که حاصل این پیوند و رابطه ایجاد مزیت رقابتی پایدار و کسب برتری در برابر رقبا است. (9)
راه‏برد در حوزه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی کاربرد بسیار متداولی دارد و اساس تصمیم گیری‏ها و برنامه‏ریزی‏ها محسوب می‏شود، به طوری که هرگونه برنامه و مدیریت موفق، حاصل تدوین راه‏بردهای مناسب است.
4-1. ضرورت تدوین راه‏برد
با توجه به سازماني‏‎شدن تصميمات، پیچیدگی فرمول‏ها و روش‏ها، شتاب حرکت به سوی افق‏های آینده و گستردگی روابط و عرصه‏ها، امروزه ضرورت راه‏بردسازی و تدوین و به كارگيري برنامه‌اي جامع و اثر بخش براي شكل دادن به آينده، یک نیاز اساسی است. از این نظر، در حوزة نظریه پردازی دینی نیز به منظور ارائة راهکارهای لازم برای حل مسائل امروز و فردا و طراحی چشم‏انداز آینده، تدوین راه‏برد آینده با تكيه بر اندیشة پويا و جامع‌نگر مهدویت، از جهات متعددی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
ارائة راه‏برد در زمینه‌های گوناگون براساس نگرش مهدوی، هم به دلیل لزوم آينده نگري و چگونگي هدايت و ساماندهی رویکرد‏های آینده محور، و هم به لحاظ لزوم هماهنگی و انسجام برنامه‏ها براي بهره گیری از فرصت‏ها، ضرورت دارد تا بتوان براساس نقشة جامع با ارائة روش‏های کارآمد در باره آينده، مسئوليت‏ها را مشخص و تصمیمات و اولویت‏ها را عملیاتی نمود.

5-1. تفاوت راه‏برد و برنامه راه‏بردی
برنامه راه‏بردی برنامه‌ای است که در طی آن راه‏بردهای سازمان تعریف و تدوین می‌گردد، براساس این تعریف راه‏برد نتیجه و جزئی از برنامة راه‏بردی است.

در مورد عناصر متمایز کننده برنامه‏ریزی راه‏بردی از برنامه‌ ریزی بلندمدت، چند چیز می‏باید مورد توجه باشد:
1. در برنامه‌ریزی راه‏بردی، باید مسائل محیطی و تحولات آینده بررسی و تحلیل شوند در حالی‌که برنامه‌ریزی بلند مدت روند گذشته بررسی می‌شود.
2. در برنامه‌ریزی بلند مدت فرض بر این است که مانع مهمی برای رسیدن به اهداف ترسیم‌شده وجود ندارد و نقش رقبا و محیط کم‌رنگ در نظر گرفته می‌شود در حالی‌که ممکن است محیط سازمان را مجبور کند که تغییر هدف بدهد. بنابراین باید درک مناسبی از نقاط قوت و ضعف ‌خویش نسبت به رقبا داشت.
3. در برنامه‌ریزی راه‏بردی فعالیت جاری سازمان باید تحلیل شود حتی ممکن اهداف بنیادی را هم تغییر دهند اما در برنامه‌ریزی بلندمدت کاری را که گذشته می‌کردند ادامه می‌دهند و آینده ادامه روند گذشته می‌باشد.
4. در برنامه‌ریزی راه‏بردی توجه به محیط زیاد است و محیط مرتباً باید رصد شود.
5. برنامه‌ریزی راه‏بردی چارچوب برنامه‌ریزی بلندمدت میان‌مدت و کوتاه‌مدت (عملیاتی) را تعیین می‌کند.
روش راه‏بردسازی بر اساس مدل SWOT راه‏برد یعنی تعیین جهت حرکت برای رسیدن به اهداف مورد نظر برنامه‌ریزی راه‏بردی.
بنابراین راه‏بردها باید با تحلیل محیط داخلی سازمان (نقاط قوت و ضعف) و تحلیل محیط خارجی (فرصت‌ها و تهدیدها) در ذیل مأموریت و اهداف بلند مدت و در چارچوب سیاست‌های کلی تدوین گردد.
در مدل SWOT فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی و نقاط قوت و ضعف درونی در قالب جدولی ماتریسی تهیه می‌گردد و سپس براساس ترکیب و تلفیق هر یک از عناصر فوق راه‏برد مناسب انتخاب می‌شود.(10)

2. دکترین
1-2. مفهوم دکترین
واژه دكترين Doctrine در زبان لاتين، به معنای آموزه، سياست، مكتب، آيين و اصول و قواعد پذيرفته شده توسط يك فرد، گروه و يا ملت است. هر نظام فكرى، خط مشى و فلسفه‏اى كه مبناى عمل قرار گيرد، مى‏تواند دكترين تلقى شود. در فرهنگ‏نامه‏هاي لغات و اصطلاحات سياسي، دکترين (Doctrine)، به معاني آيين، اصول عقيده، نظريه، تعليم، مکتب، اصلِ سياسي، نظريه، آموزه، اصول (عقايد) تعليمات، تعاليم و... به کار رفته است. (11)
در فرهنگ‏های لغت خارجي، براي "دکترین" مترادف‏هاي مانند: دگم (نکات و اصول ترديد ناپذير)، تئوري، افکار، سيستم، تز، مذهب و فلسفه نیز، بیان شده است. در فرهنگ‏نامه‏هاي لغت فارسي نيز "دکترین" به معاني: نظريه، انديشه، فکر، آموزه، مسلک، عقيده، رأي، آيين، انديشه و..." آمده است. (12)
براین اساس، می‏توان اجمالاً چند تعريف را براي دکترين ارائه نمود:
الف) مجموعه‏اي افکار و عقايد يک مکتب که با تأکيد بر صدق خود، مدعي است در عرصه‏هاي عملي و کنش‏هاي حيات بشري، تفسيرهاي لازم را ارائه داده و الگوهاي ضروري براي هدايت و ادارة حيات مزبور در اين قلمرو را عرضه مي‏کند.
ب) مجموعه آراء، عقايد، ساز و کارها و راهکارها و آموزش‏هايي است که تفسيرهاي راه‏بردي از حوزه‏هاي اساسي حيات بشر در عرصه‏هاي نظري و عملي، براي بهزيستي و مديريت بهينه حيات فردي و جمعي بشر ارائه مي‏دهد.
ج) نظريه و تعاليم علمي، فلسفي، سياسي، مذهبي و مجموعه‏اي از نظام‏هاي فکري است که بر پايه اصول معيني مبتني باشد. اصولي که بر طبق آن دولت‏ها (به وسيلة رئيس دولت)، مشي خود را ـ به ويژه در روابط بين‏الملل ـ تعيين مي‏کنند.
بنابراین در اصطلاح شناسی دکترین، باید توجه داشت که دکترين در اصطلاح، کاربردها و مفاهيم گسترده و متنوعي دارد؛ ولي مهم‏ترين کاربرد آن در مباحث سياسي و روابط بين الملل است. بر اين اساس دکترين، به بيان دقيق اصول و نظريات و معتقدات سياسي يک شخصيت سياسي، يا طرز تفکّر و خط مشي دولتمردان در امور سياسي گفته مي‏شود. چه اینکه به مجموعة عقايد و افکار و نظريات پيروان يک نگرش و گرايش خاص حقوقي، سياسي و يا فلسفي يا علمي نيز دکترين گفته شده است.

2-2. دکترين مهدويت
کاربرد اصطلاح «دکترين» به عنوان پيشوند «مهدويت» القا کنندة نقش استراتژيک و راه‏بردي موضوع مهدویت در ادبیات رایج سیاسی و ایدئوژیکی است.
در تفکر اسلامي و شیعی، مسألة مهدويت از جمله موضوعاتي است که بع دلیل برخورداری از بنیان‏های عمیق و مستحکم اعتقادی، داراي موقعيت و منزلت ويژه ی است. از این نطر، مبحث مصلح جهاني در اديان به طور عام و مبحث مهدويت در اسلام به طور خاص به منزلة فلسفة تاريخ، تلقی می‏گردد. و لذا می‏توان از آن به عنوان "دکترين مهدويت" تعبير کرد زیرا بسياري از مسائل اساسی دین بر محور این نطریه به عنوان یک نظرية بنيادين دینی و اسلامی، تفسير می‏پذيرند. منظور از «دکترين مهدويت»، نگريستن به موضوع ظهور امام عصر(عج) وحکومت جهاني آن حضرت به عنوان يک تئوري جامع و فراگير می‏باشد. از اين رو در تفکر سیاسی شیعی «دکترين مهدويت» بايد با توجه به بنيانهاي فکري و ايدئولوژيکي آن، به عنوان يک اصل راه‏بردي و زير بنايي انديشة عقيدتي- سياسي اسلام، مورد توجه است. (13)
چه اینکه در فرهنگ ادبيات جامعه شناسي و سياسي نیز، اصطلاح «دکترين» به نظريه، قوانين و يا مکتبي اطلاق می‏شود که بر اساس آن، مجموعه‏ای از مسائل و موضوعات خرد تر، تفسير می‏شوند. در يک دکترين، يک يا چند اصل بنيادين وجود دارد که ديگر نظريه‏ها با آن‏ها معنا می‏يابند.

با اين نگاه، دکترين مهدويت در حقيقت طرح جامع، علمي و نظام‏مند اسلامي است که در آن هيچ‏کدام از حصارهاي زباني، منطقه‏ای، نژادي، گروهي و غيره، جايگاهي ندارد. بلکه یک ایدة الهی و جهانی است که در پرتو آن، هدايت، رشد و بلوغ عقلاني و تحقق جامعة متعالي انساني تحقق می‏یابد.

در تفکر سیاسی دینی- باتفسیرشیعی- دکترين مهدويت تنها تئوري جامعي است که با تعريف صحيح از انسان و نيازها و جايگاه واقعي وي، چشم‏انداز آينده را به بهترين و زيباترين شکل ممکن به تصوير کشيده است و مکانيسم و راهکارهاي ايجاد چنين تحول عظيم در فرداي تاريخ بشر را به خوبي پيش‏بينی نموده است.

به همين جهت دکترين مهدويت، درعرض ساير تئوري‏ها به عنوان يک گزينه و انتخاب، قابل طرح نيست بلکه تنها گزينه‏ای است که بشريت با بلوغ تدريجي خود، در نهایت ناگزير از پذيرش آن خواهند بود.

3-2. تفاوت دکترين، با اصطلاحات همگون
با وجود پاره‏اي شباهت‏های که میان اصطلاح «دکترین» با این اصطلاحاتی مثل: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... تفاوت‏هایی نیز میان آن وجود دارد که در این جا به طور گذرا بدان اشاره می‏شود:
وقتى در ميان آموزه‏هاى اسلامى و يا در ميان نظريه‏هاى نجات و پايان تاريخ و آينده پژوهشي، از «دكترين مهدويت» سخن مى‏گوييم، این اصطلاح ناظر به يك آموزه و نظرية جامع و راه‏بردی آینده‏نگر است.
اما اصطلاحات دیگر نظیر: «مكتب»، «ايدئولوژى»، «نظام» و... عمدتاً گسترده‏تر از اصطلاح «دكترين» است، هم‏چنان که اصطلاح «گفتمان» مشترك لفظى است که به تلقی‏ها و برداشت‏هاى مختلف، اطلاق می‏شود.

مفهوم ايدئولوژي به معنای آراء، اعتقادات و دکترين‏هاي خاص که مربوط به يک دوره، يک جامعه يا يک طبقه اجتماعي است، تعریف شده است. البته در برخي از تعاريف، ايدئولوژي را زيرمجموعه و محتواي دکترين محسوب نموده‏اند و آن را مجموعة سامان‏مند و سيستمي از آراء که يک دکترين را مي‏سازد، دانسته‏اند. در این نگاه، ايدئولوژي مجموعه تجليات ذهني است که همراه با ايجاد پيوند ميان افراد پديدار مي‏شود و از راه تحريک حواس به وسيله واقعيت خارجي در آگاهي انسان شکل مي‏گيرد.

ايدئولوژي بیشتر براي تبيين و نام‏گذاري مجموعه افکار نظام‏هاي فکري بسته، قشري، دگماتيک و جزم‏انديش و مانند آن به کار می‏رود.
مفهوم مکتب (School, Ecole) نیز بسيار عام‏تر از اصطلاح دکترين و حتي ايدئولوژي باشد زيرا يک مکتب مي‏تواند دکترين‏ها، ايدئولوژي‏ها و گفتمان‏هاي بسياري را در خود جاي دهد. مکتب در حقيقت معرف حوزه‏اي است که بر بنياني خاص بناشده و روش‏ها، آموزش‏ها و تعاليم و پيروان ويژه خود را داراست ولي اساس اين آموزش‏ها و تعاليم و راهکارها چه در حوزه‏هاي نظري و عملي، بر محوري واحد و اسلوبي ویژه پي‏ريزي شده است.

اما اصطلاح دکترين با اصطلاح "نظام" (order-ordre) نيز مشابهت‏هايي دارد هر چند اين دو مترادف نيستند. در تعريف "نظام" گفته شده که جامعه هر زمان راه حل‏هايي را براي حل مشکل توزيع کالاهاي کمياب (قدرت، ثروت، منزلت و...) و انتخاب نهادها و ارزش‏ها ارائه مي‏دهد اين راه حل‏ها ممکن است موفق يا ناموفق بوده و با هم هماهنگ يا ناهماهنگ باشند ولي مجموع چنين راه حل‏هايي را مي‏توان "نظام" ناميد. هر نظام مي‏تواند واجد و دربرگيرنده دکترين‏هاي واحد و يا متعددي باشد هم‏چنان که يک دکترين نيز مي‏تواند، سرانجام خود را معطوف به طراحي يک نظام سياسي، اجتماعي، فکري و... کند.

همچنين گفتمان (discus) معمولاً چه از لحاظ پيچيدگي معنايي و چه از لحاظ سطح کمي و کيفي، اعم از دکترين نيست بلکه معمولاً يک دکترين مي‏تواند از گفتمان‏هاي متعدد استفاده کند زيرا گفتمان به معناي گفتگوي متقابل، تبادل آراء، محاوره بر اساس استدلال است.

4-2. نقش دکترین مهدویت در شناخت و تعیین راه‏برد آینده
بر اساس دين اسلام، دکترين مهدويت، رويکَرد نوين و جامع به بحث پايان تاريخ و ظهور منجي موعود است که شامل نظريات ديني، فلسفي، سياسي و... مي‏شود که در پرتو آن، تحقّق تمامي اهداف و آرمان‏هاي بشری و تشکيل جامعه‏اي آراسته از فضايل و کمالات و پيراسته از رذايل، امکان‏پذير می‏گردد.

دكترين مهدويت، در معناى اصلى و دقيق خود، افق‏هاى روشنى را پيش پاى ما مى‏گذارد. ما را از تنبلى، بى‏انگيز‏گى، سردرگمى، پوچى، بى‏هدفى، بى‏برنامگى، بى‏نظمى، عقب‏ماندگى، بي‏سوادى، كم‏سوادى، كم‏قدرتى، ضعف، عجز، بى‏تدبيرى، علم بى‏عمل، دورى از مقتضيات زمان و مكان، انفعال در برابر سياست، اقتصاد، فرهنگِ جهانى و.... درمى‏آورد.

دکترين مهدويت به روشني مي‏تواند پاسخ‏گوي پرسش‏های بنيادين و اساس بشر باشد. بايد در اين دکترين، راه‏برد اصلي، از راه‏برد‏های فرعي تميز داده‏شده و هدف اساسي از ظهور منجي موعود مشخص گردد. مهم آن است که این اندیشة نجات‏بخش به دکترین تبدیل گردد. اگر انديشة مهدویت به دكترين تبديل شود، معناى آن اين مى‏شود كه اين انديشه، انديشة فرداى ماست و قرار است ما را از امروز به فردا ببرد. چگونگى انتقال از وضع موجود به وضع موعود و مطلوب، كه در تعبير امروزى‏ها "چشم‏انداز" ناميده مى‏شود، رسالت اصلى دكترين مهدويت است.

3. جامعه
در لغت، واژة «جامعه» مؤنث جامع و اسم فاعل از کلمة «جمع» و به معنای جمع‏کننده، گردآورنده و طوق و غُل بر گردن و دست نهنده آمده است. (15)
در اصطلاح جامعه شناسان، جامعه به وضع و حالت انسان‏ها گفته می‏شوند که براساس قانون و منافع مشترکی، زندگی می‏کنند تا به هدفی معینی دست یابند. (16)
گرچه در مورد اصالت فرد یا جامعه و نیز در مورد چیستی آن هدف مشترک، در میان جامعه شناسان، اتفاق نظری دیده نمی‏شود به همین برخی آن هدف مشترک را تعاون عام‏المنفعه می‏داند و برخی آن را هدف فرهنگی لحاظ نموده است. (17)
در کاربرد آیات و روایات، به جای کلمة «جامعه»، از معادل‏ها و عناوینی مثل: «قوم»، «ناس»، «طائفه»، «قریه»، «امت» و امثال آن، استفاده شده است (18) و مخصوصا در آیات قرآنی از این واژه‏ها که بیانگر اهتمام قرآن به مسألۀ جامعه و جایگاه آن است، مکرراً استفاده شده است. (19)

4. دولت
اصطلاح «دولت» غالبا همراه با مفاهیمی نظیر: ملت، جامعه، حکومت، سیاست و... به کار می‏رود. اما این اصطلاح جدای از مفهوم ترکیبی آن، دارای مفهوم شناخته شده‏ای است که در تعریف آن گفته شده است: «دولت مجتمعی است که بنا به قانون، توسط حکومتی دارای قدرت اجبارکننده در اجتماعی که سرزمین مشخصی دارد، شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ می‏کند». (20)
دولت، نماد قدرت و قالب نظام‏یافتۀ مديريت يك جامعه است كه بر بنیان‏ها و عناصر چهارگانۀ: «جمعیت»، «سرزمین»، «حکومت» و «حاکمیت»، استوار می‏باشد. این عناصر، ارکان شکل‏گیری و قوام‏بخش پدیده‏ای به نام «دولت» است که با نبود هرکدام و یا مخدوش بودن آن، «دولت» نیز، مفهوم خود را از دست خواهد داد.
در مفهوم «دولت» که در حقیقت تجلی قدرت ناشی از تشکّل سیاسی یک جامعه است، دو اصل اساسي می‏باید همواره مدنظر قرار گیرد:
1. ساماندهي و مدیریت قدرتِ حاصل از عناصر چهارگانة شکل دهندة دولت.
2. اعمال قدرت و فعلیت‏یافتن اقتدار سیاسی اجتماعی، در قلمرو حاکمیت دولت.
عنوان «دولت» در اصطلاح سياسي امروزي، بیشتر ناظر به معنای کلاسیک آن یعنی ساختار سیاسی مرکب از قوای سه‏گانة اجرائی، تقنینی و قضائی است. اما هنگامی که عنوان «دولت» با پسوند «اسلامی»، به کار می‏رود، صرف ساختار سیاسی شناخته شدة قدرت و یا مطلق اقتدار سیاسی، مدنظر نیست بلکه در ضمن آن، مشروعیت یک نظام سیاسی از نظر اسلام، مدنظر است. مراد از دولت اسلامی، نظام سیاسی حکومتی است که عنصر دین (اسلام)، هم منشأ مشروعیت آن است و هم تعریف‏کنندة ساختار و سیستم اجرائی آن است.

5. زمينه‏سازی
اصطلاح «زمینه‏سازی» اخذ شده از ضمون حدیث نبوی است که در آمده است: «يخرج ناس من المشرق فيوطّئون للمهدي سلطانه» (22) مردماني(در آينده) از مشرق زمين قيام مي‌کنند و مقدمات ظهور و سلطنت (حكومت جهاني) امام مهدي(عج) را فراهم می‏سازند.
مراد از دولت زمينه‏ساز، مجموعه‏ای سیاست‏گذاری‏ها، اقدامات و روی‏کردهای سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی نطام حاکم بر یک جامعه است. نطامی حاکمی که با اقدامات هدف‏مند و تأثیرگذار خود (در سطح منطقه‏ای و جهانی) در راستای فراهم‏سازي زمينه‏های تحقق حكومت عدل جهاني مهدوي، گام بردارند.

عنوان«دولت زمينه‏ساز»، در حقیقت برگرفته از مفاد این حدیث نبوی است که در آن از اقدمات رهائی‏بخش مجموعه‏ای در آخرالزمان، خبر داده‏شده است. براساس مضمون این حدیث، دولت زمينه‏ساز، به دولتي اطلاق می‏شود كه خصيصۀ بارز آن، نقش‏آفريني مؤثر و تلاش فراگير و هدف‏مند در راستاي فراهم‏سازی تمهيدات و مقدمات ظهور حضرت مهدي(عج) باشند.

دولت زمينه‏ساز، دولتي است كه در برنامه‏ها و جهت‏گيري‏های كلان خود، اهداف و راه‏برد‏های ظهور را مدنظر قرار دهد و اين خصیصه (زمينه‏سازي)، محور تمامي روي‏كردها و سياست‏گذاري‏های راه‏بردي و استراتژيك چنين دولتي براي دست‏يابي به آن هدف بزرگ؛ يعني تحقق دولت عدل جهاني مهدوي و تسريع در اين فرايند باشد.
والسلام. 
--------------
پی نوشت ها:
1- فرهنگ علوم سیاسی و مطبوعاتی، محمدحسین نور اللهی، ویرایش: علی بهرامی، ص42، چاپ اول: 1377، انتشارات نصر، قم.
2- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، ص17، انتشارات خرد. بی تا، بی جا.
3- فرهنگ جامع پیشروآریان پور(انگلیسی به فارسی)، منوچهر آریان پورکاشانی، ج5، ص4992، چاپ اول: 1380، نشر الکترونیکی اطلاع رسانی، جهان رایانه، تهران.
4- ر.ک: عيار دانش (مشتمل بر الهيات و طبيعيات)، علي نقي بن أحمد بهبهاني، تحقيق: سيد علي موسوي بهيهاني، ص 333، تهران، چاپ اول: 1377، دفتر نشر ميراث مكتوب.
5- فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی، م- باقری، همان ، ص361.
6- ر.ک: مديريت استراتژيك، فرد آر ديويد: 1379، ترجمه: علي پارسائيان، محمد اعرابي، تهران، چاپ اول، دفتر پژوهشهاي فرهنگي. مديريت منابع استراتژيك منابع انساني، مايكل آرمسترانگ:1384، ترجمه: سيدمحمداعرابي، داود ايزدي، تهران، چاپ دوم، دفتر پژوهش‏هاي فرهنگي. 
7- موسوعة التراث الفكري العربي الاسلامي، محمدالعربي الخطابي (615 قمري/1218ميلادي)، ج1، ص 278، بيروت، طبع الاولی: 1998 م، دارالغرب الاسلامي.
8- راه‏برد جمهوری اسلامی ایران در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل، جمشید شریفیان، ص22، چاپ اول: 1380، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران.
9- مروری بر مفهوم راه‏برد، مهدی زین العابدین، سایت همایش دکترین مهدویت.
10- همان
11- فرهنگ لغات و اصطلاحات علوم سياسي و روابط بين الملل، رضا دلاوري، انتشارات دلاوري، 1378، چ 1، ص113.
12- ر.ک: فرهنگ فارسي معین، دکتر محمد معين، ج2، ص 1544، کلمه "دکترين"، چاپ 21: 1383، انتشارات امیر کبیر، تهران؛ فرهنگ معاصر هزاره (انگليسي به فارسي)، ج1، ص432، واژه Doctrine"" چ 4: 1383، تهران.
13- فصلنامه انتظار، سال پنجم، شماره 16،"ویژه دکترین مهدویت"، ص156 (مقاله نگارنده).
14- همان.
15- لغت نامه دهخدا، ج1، ص1049.
16- ر.ک: روشهای علوم اجتماعی، موریس دوورژه، ترجنه: خسرو اسدی، ص3، نوبت چاپ، سوم: 1375، انتشارات امیر کبیر، تهران.
17- جامعه شناسی، ساموئل کینگ، ترجمه: مشفق همدانی، ص48، سال چاپ: 1355، انتشارات امیر کبیر، تهران.
18- جامعه در قرآن، آیت الله جوادی آملی، عبدالله، ص34، چاپ اول: 1387، مرکز نشر اسراء، قم.
19- به عنوان مثال کلمه «قوم» بیش ازسیصد بار در آیات به کار رفته است. ر.ک: جامعه در قرآن، همان.
20- بنیادهای علم سیاست، عبدالرحمن عالم، ص137، چاپ اول: 1373، نشر نی، تهران.
21- همان
22- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088. صاحب كشف الغمه، بعد از نقل اين حديث از سنن ابن ماجه، در مورد اعتبار سند آن‏ می‏گويد: « هذا حديث حسن صحيح روته الثقات و الأثبات، أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجة القزويني في سننه». (ر.ك: كشف الغمه، ج3، ص278).
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل