بررسي موضوع مهدويت در سيماي جمهوري اسلامي ايران
نغمه خليلبيگي
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
اشاره
رسانه ملي و مهدويت
با توجه به اهميت موضوع مهدويت يكي از رسالتهاي سيماي جمهوري اسلامي را میتوان ساخت برنامههايي اثرگذار با محوريت اين موضوع دانست. طبق آمارها رسانه تلويزيون در ايران با مخاطباني كه حدود 90 درصد مردم را شامل میشود همانند ساير نقاط دنيا يكي از پر مخاطبترين وسايل ارتباط جمعي با ويژگي دربرگيري فوقالعاده است.
از سويي با توجه به فرهنگ شفاهي جامعه ايران و قدرت تأثیرگذاري بالايي که تلويزيون درکشور ما دارد، میتواند در تقويتِ ديدگاه مهدوي نزد مخاطب وهمچنين مهيا و آمادهكردن جامعه با مسئله انتظار و ظهور منجي موعود مؤثر واقع شود.
همچنين سيما میتواند با ساخت برنامههايي مفيد و اثرگذار درباره اين موضوع آنرا از بحث ديني و سنتي صرف خارج نموده و به مبحثي اجتماعي، سياسي، رسانهای و... قابل تأمل و بحث و بررسي در اذهان جامعه تبديل نمايد تا مخاطبان فرهيخته و قشر دانشگاهي و حوزوي بيش از پيش به چالش كشيده شوند و با تجزيه و تحليل موضوع، اثرات و... به آسيبشناسي وخرافهزدايي آن بپردازند تا بستر مناسبي براي ساخت جامعهای مهدوي در همه زمينهها در حد توان فراهم آيد.
اعتقاد به ظهور منجي در پايان دنيا موضوعي است كه اكثر ملل، اقوام و قبايل به آن معتقد بوده و هستند. سرچشمه اين باور كهن علاوه بر اشتياق دروني و ميل باطني انسان كه به طور طبيعي خواهان حكومت حق و عدل و برقراري صلح وامنيت است، نويدهاي بیشائبه پيامبران الهي در طول تاريخ به مردم مؤمن و آزاديخواه جهان است.
اما اهميت موضوع مهدويت در اسلام و مذهب شيعه فقط به دليل منجي بودن ايشان نيست، بلكه وجود آن حضرت به عنوان امام دوازدهم و تداومبخش رسالت انبيا و اینکه وارث اولياي الهي هستند و در يك كلام حجت خدا بر روي زميناند مطرح است.
فرهنگ والاي مهدوي به عنوان اعتقادي ريشهدار، بنيادين و اصيل در فرهنگ تشيع مطرح است تا جاييكه اين اعتقاد سبب بسيج عمومي و مقوم آيينها و انگيزههاي انساني است. نمادي كه عامل عدالتخواهي و ظلمستيزي جوامع شيعه در طول تاريخ بوده است.
همواره جامعه شيعي ايران درطول تاريخ وجود امام عصر(عج) و انتظار فرج آن حضرت را به عنوان اصول اصلي خود برشمرده و وجود آن حضرت را به عنوان امام و پيشواي دوازدهم پذيرفته و او را خاتمالاوصيا میداند.
ايرانيان اين موضوع را به عنوان يکي از وجوه مميزه خود توسعه داده و حول انتظار ظهور آيينهاي بسياري را سازمان داده و آن را به صورت يك اصل اصيل اعتقادي پروردهاند.
اين اعتقاد كه عاملي تعيينكننده در تعريف وظايف اجتماعي ـ سياسي شيعيان در حيات دنيوي است در اثر مواجهه با ايدئولوژيهاي گوناگون در دهههاي اخير نقشي اساسي در شكلبخشي به بازنمودهاي ديني و جهتگيريهاي فرهنگي و اجتماعي ـ سياسي ايرانيان ايفا كرده است.
جوامع شيعي براي ابلاغ و ترويج اين رکن و اصل اساسي از هر امکاني استفاده کردهاند. باوجود اين بايد دقت داشت كه اهميت محوري اعتقاد مهدوي و انتظار امام عصر(عج)، نه تنها به شكلگيري نظامات اعتقادي و عملي يكسان منتهي نشده است، بلكه خود موجب شكلگيري و بروز عقايد و گرايشهاي متنوع و حتي متضاد در جامعه شيعي شده است.
دو ديدگاه عمدهای كه درمورد انتظار فرج امام عصر(عج) درطول تاريخ و در جوامع شيعي وجود داشته و محققي چون شهيد مطهري نيز در كتاب «قيام و انقلاب مهدي(عج)» بدان اشاره كرده است، عبارتاند «از انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نيرو آفرين و تحركبخش است، به گونهای است كه میتواند نوعي عبادت و حقپرستي شمرده شود، و انتظاري كه گناه است، ويرانگر است، اسارتبخش است، فلج كننده است و نوعي «اباحيگري» بايد محسوب شود.»
درحقيقت انتظار امام عصر(عج) را در جوامع شيعي و در طول تاريخ میتوان به دو گونه تقسيم نمود:
«انتظار فعال»: ديدگاه امام خميني را شامل میشود كه منتظران در آن وظيفه زمينهسازي ظهورامام را دارندكه در نهايت با ارائه نظريه ولايت فقيه توسط امام خميني و رهبري سياسي بلامنازع ايشان منجر به تشكيل حكومت اسلامي درايران گرديد.
«انتظار غيرفعال»:منتظران حضرت به غير از دعا براي تعجيل ظهور امام وظيفهای ندارند و با دستنزدن به هيچ عمل و اقدامي در رفع مشكلات زمان خود ميتوانند زمينه پر شدن جهان از ظلم و ستم را ايجاد كنند كه خود اين امر سبب تعجيل در ظهور ايشان میگردد.
تقابل اين دو ديدگاه درباره انتظار امام عصر(عج) پس از پيروزي انقلاب اسلامي به اعلان نارضايتي بنيانگذارجمهوري اسلامي از عملكرد اين تفكر و نهايتاً ختم رسمي فعاليتهاي هواداران آن شد. مروري كوتاه بر جريانات فكري و بازنماييهاي اعتقادات مهدوي نشان میدهد كه موضوع مهدويت تا مدتها مسکوت ماند تا اينکه در دهه60 به دليل در جريان بودن جنگ تحميلي، مهدويت در بطن جامعه و به شکل مفاهيم والاي معنوي چون شهادت و... حضور يافت.
پس از دهه 70 فعاليتها و جنبشهاي متنوعي در زمينه مهدويت در جامعه آغاز شد. اين فعاليتها در ابتدا بيشتر به شكل نشر آثار مکتوب حول محور منابع اعتقادي شيعه بودند. سپس برخي نويسندگان و فعالان مهدوي اقدام به نوشتن کتابهايي در حوزه طرحريزي استراتژي براي ارکان مهم نظام اسلامي و افراد جامعه از جمله مردم، جوانان و...غيره کردند. ازجمله مهمترين نكات مورد توجه در اين نوشتارها وظايف منتظران و فرهنگ انتظار بود.
صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز با تأخير به موضوع مهدويت پرداخته است. از حدود سالهاي 75 ـ 74 برنامهای با عنوان «انتظار سبز» از صداي جمهوري اسلامي پخش گرديد و برخي شبكههاي راديويي مانند راديو جوان و معارف در سالهاي اخير برنامههايي در اين زمينه توليد كرده اند. اما درحوزه سيما اين موضوع با تأخير بيشتري دنبال گرديد و طي سالهاي اخير شاهد بوديم كه سيماي جمهوري اسلامي ايران به موضوع مهدويت بيشتر از گذشته توجه نموده است.
مروري كوتاه بر برنامههاي پخش شده سيما نشان میدهد كه ازحدود سال1380 سيماي جمهوري اسلامي روند افزونتري را در پرداختن به موضوع مهدويت آغاز نموده است. البته درسالهاي گذشته نيز سيما بنابر روال هميشگي خود برنامههاي مناسبتي براي ايام نيمه شعبان و روزهاي جمعه تدارك ديده و پخش كرده است. همچنين در برنامه مذهبي خود قسمتها يا بخشهايي را به موضوع مهدويت اختصاص داده است.
اما بنا بر آمارهاي سازمان صدا و سيما كه نگارنده توانسته به آن دسترسي پيدا نمايد، ميتوان گفت، اولين و مهمترين برنامه اختصاصي مهدوي سيما كه براي اولين بار در سالهاي 80 و81 ساخته شد، سري اول برنامه «به سوي ظهور» (به شكل ضبط شده) میباشد كه درسالهاي بعد تا سري چهارم آن نيز ادامه پيدا نمود و از شبكه دوم سيما پخش گرديد.
همچنين درسالهاي اخير برنامههايي مانند «پايان دوران» از شبكه اول، چهل وادي تماشا، سريال پرده عشق ومشق انتظار از شبكه دو، مجموعه تركيبي موعود، سپهري ديگر و صبح اميد از شبكه چهار، مجموعه عطر عاشقي و برنامههاي پرسش و پاسخ، ميزگرد يا مجموعههايي چند قسمتي در زمينه مهدويت و امام عصر(عج) ساخته و پخش شده است. در حالیکه درسالهاي گذشته برنامههاي اختصاصي درباره اين موضوع كمترساخته میشد.
آنچنانكه ذكرگرديد، يكي از اصليترين اينگونه برنامهها، برنامه «به سوي ظهور» است. اين برنامه، اولين برنامهای است که به صورت مستمر، خاص، غير مقطعي و در قالبي متفاوت از ديگر برنامههاي مشابه در مورد امام زمان(عج) و فرهنگ مهدويت (در شبکه دو و روزهاي جمعه) ساخته و پخش شده است.
تاکنون چهار سري (دو مجموعه ضبط شده و دو مجموعه زنده) از اين برنامه و در مدت زماني حدوداً چهار سال پخش شده است و طبق اعلام مرکز تحقيقات و مطالعات صدا و سيما جزء برنامههاي نسبتاً موفق و پربيننده در بين مجموعههاي مذهبي توليد شده در سيما محسوب میشود. همچنين برنامه«به سوي ظهور» در جشنواره اخير توليدات سيما ديپلم افتخار بهترين برنامه مذهبي را کسب نموده است.
طبق نظر سنجي مركز تحقيقات برنامه «به سوي ظهور» درمقايسه با برنامههاي مشابه از موفقيت نسبتاً خوبي برخوردار بوده است.اين درحالي است كه ساعت پخش اين برنامه جمعه صبحها با پخش برنامههاي سرگرم كننده از شبكههاي ديگر همزمان بوده است.
بسياري از افراد در اين ساعات مشغول استراحت يا فعاليتهاي ديگري هستند. ضمن اینکه اين ساعات اصولاً جزء ساعات پرمخاطب تلويزيون نيست. با وجود اين برنامه توانسته در حد نسبتاً خوبي درجذب مخاطب تلويزيون موفقيت كسب كند به طوري كه 28درصد پاسخگويان صرفنظر از تواتر تماشا بيننده اين برنامه بودهاند كه در ميان برنامههاي مذهبي رقم قابل توجهي بوده است. بر اين اساس سري چهارم اين برنامه را میتوان كاملترين و جا افتادهترين سري از اينگونه مجموعه برنامهها دانست.
با درنظر گرفتن اين موضوع در اين پژوهش به پرسشهاي اصلي ذيل پاسخ میدهيم:
1. برنامه «به سوي ظهور» كدام جريانات فكري اصلي حول موضوع مهدويت در جامعه را بازنمايي میكند؟
2. شيوه و نحوه اصلي ارائه در اين برنامه كدام است؟
ديدگاههاي گوناگون درباره انتظار
اميد و آرزوي تحقق نويد جهاني انساني، در زبان روايات اسلامي «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلكه افضل عبادات شمرده شده است.
دو ديدگاه عمدهای كه درمورد انتظار فرج امام عصر(عج) درطول تاريخ و در جوامع شيعي وجود داشته و محققي چون شهيد مطهري نيز در كتاب «قيام و انقلاب مهدي(عج)» بدان اشاره كرده است، عبارتاند از «انتظاري كه سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحركبخش است، به گونهای كه میتواند نوعي عبادت و حقپرستي شمرده شود، و انتظاري كه گناه، ويرانگر، اسارتبخش و فلجكننده است و نوعي «اباحيگري» بايد محسوب شود.
اين تقسيمبندي را دكتر شريعتي نيزدارد: انتظار منفي و انتظار مثبت. اين دو انتظار درست ضد يكديگرند.يكي بزرگترين عامل حركت و ارتقاء يكي تن دادن به ذلت و توجيه «وضع موجود» و ديگري پيش رونده و آيندهگرا.
اين دو نوع انتظار فرج، معلول دو برداشت از ظهور عظيم مهدي موعود است.
درحقيقت انتظار امام عصر(عج) را در جوامع شيعي و در طول تاريخ میتوان به دو گونه تقسيم نمود:
«انتظار فعال»: ديدگاه امام خميني(عج) را شامل میشود كه منتظران در آن وظيفه زمينهسازي ظهور امام(عج) را دارند كه در نهايت با ارائه نظريه ولايت فقيه توسط امام خميني و رهبري سياسي بلامنازع ايشان منجر به تشكيل حكومت اسلامي درايران گرديد.
«انتظار غيرفعال»: منتظران حضرت به غير از دعا براي تعجيل ظهورامام وظيفهای ندارند و با دست نزدن به هيچ عمل و اقدامي در رفع مشكلات زمان خود ميتوانند زمينه پر شدن جهان از ظلم و ستم را ايجاد كنند كه خود اين امر سبب تعجيل در ظهور ايشان میگردد.
همچنين براي توضيح انواع مختلف انتظار ميتوان به تحقيق جامعي كه يكي از محققين مهدوي كشور انجام داده استناد نمود. ابراهيم شفيعي سروستاني انتظار را در طول تاريخ به دو ديدگاه كلامي ـ اعتقادي و فرهنگي ـ اجتماعي تقسيم میكند. مبحث كلامي مربوط به اين است كه طي سالهايي كه ازغيبت امام(عج) میگذرد بيشتر فقها و مراجع به مباحثي از اين دست كه امام(عج) كي، كجا و از چه نسلي است و چه رويدادهايي را پشت سر گذاشتهاند يا همان مباحث تاريخي میپردازد.
ديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي ضمن پذيرش همه مباني و اصول مطرح شده در ديدگاه كلامي ـ تاريخي در پي اين است كه موضوع مهدويت را مبنايي براي پيريزي كليه مناسبات فرهنگي، سياسي و اقتصادي در عصر غيبت قرار دهد.
شاخصترين فقيه، متكلم وانديشهورزي كه درديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي به تحليل و بررسي انديشه مهدويت و فرهنگ انتظار پرداخته امام خميني بوده كه نظريه ولايت فقيه را ارائه دادند. مهمترين ادله امام هم كه به آن استناد كرده توقيع يا دستخطي بوده كه از سوي امام عصر(عج) به اسحاق بن يعقوب صادرشده در پاسخ به سؤالي كه پرسيده بودند در ايام غيبت كبري در حوادث و پیشآمدها چه بايد بكنيم؟ كه در آن توقيع و دست خط گفته شده در ايام غيبت كبري درحوادث و پیشآمدها به راويان حديث ما رجوع كنيد چون آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر شما. اين مبناي اصلي نظريه امام خميني قرار گرفت كه با رهبري و تلاشهاي ايشان و مردم سرانجام انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد.
مهمترين شاخصهاي انتظار فعال و غيرفعال
اولين شاخص تشكيل حكومت اسلامي قبل از ظهور: در ديدگاه غيرفعال بر اساس برخي روايات معتقدند كه تشكيل حكومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است. بر اساس اين ديدگاه عصمت شرط تشكيل حكومت است. در حالیکه در ديدگاه امام خميني تنها عدالت شرط تشكيل حكومت است. حكومت بايد براي اجراي احكام الهي قبل از ظهور تشكيل شود. براي اینکه در حد توان بايد براي نجات مظلومان سعي و تلاش كرد و اين كار را تا ظهور حضرت نميتوان به تعويق انداخت.
دومين شاخص، ولايت فقيه: در ديدگاه انتظار غيرفعال رهبري و پيروي در تبعيت از مراجع و تقليد از آنها محدود شده آن هم در مواردي چون غسل و وضو... است.
درحالیکه در ديدگاه امام خميني ولايت فقيه ناقض ولايت مراجع است و اولي بر آنهاست. از شرايط مرجع داشتن بينش سياسي و اجتماعي است و در اين حوزهها رأي ولي فقيه اولي بر ساير مراجع است.
سومين شاخص وظايف منتظران در عصر غيبت: در نگاه غيرفعال اعتقاد به حضرت صاحب الزمان در محبت و دوستي و تبعيت صرفاً عبادي خلاصه شده و هيچ نشاني از ساير ابعاد انتظار نيست. در اين نگاه وجود زمينههاي منفي در جامعه و اعتقاد مردم به اسلام كافي است. منتظر خود و جامعهاش را نه در بعد اقتصادي و سياسي بلكه فقط در بعد اعتقادي میسازد. دراين نگاه خود حضرت صاحب الزمان بايد تشريف بياورند و كارها را سامان بدهند.
اما در ديدگاه فعال به غير از خودسازي بايد يك منتظر در اعمال و كردارش هم شايسته باشد. به غير از بعد شخصي در بعد اجتماعي نيز بايد فعال باشد. امر به معروف و نهي از منكر اعتقاد به ولايت فقيه ازشاخصههاي مهم ديدگاه فعال است.
چهارمين شاخص آموزش و تربيت نسل منتظر: بديهي است بنابه مباني دوديدگاه، نسل منتظر تربيت میشود.
5. پنجمين شاخص عدالتگستري در عصر غيبت: در ديدگاه غير فعال قبل از ظهور دست به هيچ حركت انقلابي نميتوان زد. و جبراً فساد رو به تزايد است.
اما در ديدگاه فعال منتظران نسبت به وقايع جامعه و جهان حساس و بيدار هستند وتاحد امكان بايد در گسترش عدالت كوشش نمايند. شهيد مطهري معتقد است ظهور حضرت حلقه مكملي است از مبارزات گروه اهلحق.
6. ششمين شاخص لزوم دوستشناسي و دشمنشناسي موضوع مهدويت: بر همه منتظران لازم است كه پيگير وقايع داخلي و جهاني باشند و دوستان و دشمنان داخلي و خارجي اهلبيت به خصوص امام عصر(عج) شناسايي كنند. اما در ديدگاه غيرفعال دشمنشناسي در حد خلفاي سه گانه و سنيها خلاصه میشود.
7. هفتمين شاخص آسيبشناسي موضوع مهدويت: در ديدگاه فعال به آسيبهاي انديشه مهدوي پرداخته میشود از جمله: دوري از عوامزدگي و سطحينگري، زدودن باورهاي ضعيف و نادرست، كاركردهاي مجالس مهدوي و پرهيز از تعيين وقت براي ظهور و... در ديدگاه غيرفعال اين مورد جايگاهي ندارد.
8. هشتمين شاخص خواب ديدن يا تشرف خدمت امام عصر(عج): در ديدگاه انتظار غيرفعال يكي از راههاي اثبات امام(عج) نقل خوابها و رويت امام زمان(عج) است. به صورتيكه اين مورد آنقدر دم دستي فرض میشود كه از كودك گرفته تا هر فرد عامي ميتواند بدون هيچ مانع و مشكلي با امام رابطه داشته باشد و آن خواب يا رابطه را ملاك و معيار قرار دهد. نقل اينگونه خوابها براي اثبات حقانيت اين گروه است.
شايان ذكراست كه در ديدگاه فعال فضيلت تشرف خدمت امام عصر(عج) وملاقات با ايشان هرگز نفي نمي شود اما به عنوان اصليترين وظايف منتظران قلمداد نمي شود. بلكه در كنار ساير وظايف منتظران مطرح میشود.
9.پرداختن به مباحث تاريخي غيبت: از آموزههاي مهم مهدوي است كه در بين معتقدان به ديدگاه غيرفعال ازجايگاه بسيار مهمي برخوردار است و در آموزههاشان فقط بدين مسائل كه امام عصر(عج) كي، كجا و از چه نسلي هستند و طول غيبت صغري و كبري حضرت چقدر است و مسائلي از اين دست پرداخته میشود.
شايان ذكر است كه در ديدگاه فعال اين مباحث از موضوعات مهم مهدوي است كه بايد در كنار ساير مباحث مهدوي مطرح شود و صرفاً به اين مباحث پرداخته نشود بلكه در اين عصر تأکید بيشتر بايد بر وظايف منتظران باشد.
از مهمترين نتايج تحقيق كه میتوان بدان اشاره نمود:
برنامه «به سوي ظهور» تنها در 19 درصد از آيتمهاي خود به مبحث انتظار فعال پرداخته است.
اين برنامه با 63 درصد بيشترين شيوه و نحوه ارائهاش، شيوه ارائه احساسي و عاطفي است و بيشترين محتواي آيتمهاي اين برنامه با 56 درصد به مباحث احساسي و عاطفي اختصاص داشته است در حالیکه در اين برنامه سهم مباحث كلامي (اعتقادي) ـ تاريخي 3/13درصد ومباحث اجتماعي ـ سياسي 12 درصد بوده است.
بيشترين نحوه ارائه محتوايِ آيتمهاي برنامه به شكل احساسي و عاطفي 63 درصد بوده است. در حالیکه 17 درصد آيتمهاي برنامه نحوه ارائه شناختي، استدلالي و معرفتي داشتهاند و 5/19 درصد نحوه ارائه اطلاعرساني.
48 درصد از آيتمهاي برنامه را آيتم «وله» تشكيل میدهد كه 89 درصد از اين ميزان را ولههاي احساسي به خود اختصاص دادهاند.
شخصيت پيامآفرين «ندارد» با 3/33 درصد بيشترين پيام آفرين برنامه است.
بيش از 60 درصد پيامآفرينان برنامه را مردان تشكيل میدهند.
ميتوانيم اينگونه نتيجهگيري كنيم كه اين برنامه بيشترين نحوه ارائهای كه بدان پرداخته و برجستهسازي نموده است، شيوه ارائه احساسي و عاطفي است.
بيشتر مخاطبان ما به خصوص نسل جوان اطلاعات درستي درباره امام عصر(عج) ندارند و پرداختن اينگونه سيما بدين موضوع سبب دامن زدن به بار احساسي و عاطفي موضوع مهدويت درجامعه میگردد و درك نادرستي را به مخاطب القا میكند. به جاي اینکه بار احساسي تنها اندكي از زمان اين نوع برنامهها را به خود اختصاص دهد.
در اين برنامه آيتمهاي آغاز برنامه،گفتارهنرمند، تشرف يافتگان خدمت امام عصر(عج)، نامهای به امام عصر(عج)، نالههاي فراق،آواي انتظار و شعر انتظار هميشه نحوه ارائه احساسي و عاطفي داشتهاند. همچنين آيتم وله نيز با 89 درصد نحوه ارائه احساسي و عاطفي داشته است.
تنها آيتمهاي گفتگو با كارشناس با 97 درصد و نمايش بخشهايي از فيلمها يا شبكههاي آخرالزماني با 58 درصد نحوه ارائه شناختي،استدلالي و معرفتي داشته است. آيتمهاي بوستان انتظار (معرفي كتاب) هميشه و آيتمهاي معرفي سايتهاي مهدوي، ارتباطات مردمي و تبليغ با 92 درصد نحوه ارائه اطلاعرساني داشتهاند.
ازسويي اين برنامه در قسمتهاي ويژهای كه به ايام ولادت معصومين، اعياد يا مناسبتهاي حزنآور مذهبي اختصاص داشته، بيشترين زمان از كل برنامه را به آيتمهاي احساسي و عاطفي اختصاص داده است. به عبارتي اين برنامه درمناسبتهاي مختلف (شاد يا حزنآور) از رویکرد احساسي و عاطفي سودجسته است و بازنمايي اين برنامه در موضوع مهدويت به شكل احساسي و عاطفي بوده است.
بايد به اين نكته توجه داشت كه باور مهدوي در بين مخاطبان يك باور مستحكم است كه رسانه يا برنامههاي تلويزيوني میتوانند آن را تقويت كنند و موجبات انس، شناخت و آگاهي بيشتر مخاطب را در زمينه مهدويت فراهم آورند.
اين مطلب را مستند میكنيم به تحقيق باهنر كه 3/2 افراد جامعه ايران كه از رسانههاي مدرن (راديو و تلويزيون) استفاده میكنند داراي علاقه بسيار به دين هستند و 3/1 باقي مانده نيز به آن بیعلاقه نيستند.
از سويي رسانه ملي بايد براي بيان مباحث ديني و به خصوص مهدوي از «مدل آييني» كه هدف نهايي آن به نمايش نهادن اعتقادات و بيان عواطف مشترك است، سود جويد.
«جيمزكري»(1975) متخصص مسائل ارتباط جمعي، به دليل پيش نهادن برداشتي آييني از ارتباطات به عنوان جايگزيني براي مفهوم عموميتر انتقال يا ترابري مشهور شده است... برداشتي انتقالي از ارتباطات بر اطلاعرساني و تأثیر ارتباط بر مكان و نگاه آييني بر معنا و نگهداري جامعه در زمان تأکید میكند. اولي بر قدرت و كنترل و دومي بر مشاركت و فرهنگ تأکید میكند.
اگر نمونه عالي ترابري از ارتباطات توزيع پيام در يك گستره جغرافيايي به منظور اعمال كنترل باشد، نمونه عالي تلقي آييني از ارتباطات يك مراسم قدسي است كه انسانها را حول همبستگيها و پيوندهاي مشتركشان گردهم میآورد.
كري از روشي در مطالعه ارتباطات و جامعه حمايت كرد كه در آن فرهنگ نقش محوري میيابد. او میگويد:
زندگي اجتماعي فراتر از قدرت و تجارت است... زندگي اجتماعي شامل مشاركت در تجربه زيبايي شناختي، عقايد ديني، ارزشها و احساسات فردي و باورهاي روشنفكرانه ـ نظم آييني ـ نيز میباشد.
تلقي مدل آييني از ارتباطات اين است كه به دنبال توزيع پيام در مكان و فضا نيست، بلكه میخواهد جامعه را در زمان نگه دارد و عقايد مشترك را باز نمايي كند.
رویکرد آييني ارتباط را در وهله اول نه به عنوان «پراكندن پيامها درفضا، بلكه نگهداري جامعه در زمان» میداند. در اين رویکرد ارتباطات «رساندن اطلاعات نيست، نماياندن افكارمشترك» است. به طور كلي میتوان گفت نگاه آييني نگاهي فرهنگي به ارتباطات دارد، نگاهي كه در جستجوي ارزشها و معاني است.
بنابراين رسانه ملي با استفاده از «مدل آييني» و نظريه راهگشاي ولايت فقيه امام خميني (انتظار فعال) میتواند به يكپارچگي جامعه و گسترش پيوندهاي اجتماعي در راستاي انتظار فعال كمك نمايد. يعني مهدويت و عشق به امام عصر(عج) تنها در موارد صرف آييني چون حضور سهشنبهها در جمكران يا دعاي ندبه صبحهاي جمعه يا صدقه و دعا براي سلامتي و تعجيل ظهور (درعين اینکه اين موارد بسيار مهم هستند)، خلاصه نشود.
ازنكات مهم «مدل آييني» توجه به ارتباط دو سويه بين مخاطب و فرستنده است هر چند كه بخش عمدهای از اين كار با ارتباطات تلفني، پست الكترونيك وسنجشهاي پيمايشي، (بررسي نامههاي ارسالي به منظور پيمايش يا اشتراك در معنا) محقق میشود ولي در مدل آييني ظهور و بروز نمادين و به نمايش گذاشتن اين ارتباط در برنامهها نيز لازم است.
توجه به نيازهاي مخاطب و گوناگوني آنها دراين مدل بسيارمورد توجه است. برنامه به سوي ظهور هم به دليل استفاده از امكاناتي چون ايجاد سايت (www.zohoor.ir و www.zohoortv.com)، استفاده از فكس و ايميل به شكل ان لاين در برنامه به مدل آييني بسيار نزديك است.
با توجه به اين موضوع و درنظر گرفتن فرهنگ والاي مهدوي كه يك اعتقاد ريشهدار در بين مخاطبان است. برنامههاي مذهبي و به خصوص مهدوي تلويزيون بايد در ارائه خود از اين نحوه (مدل آييني) كه نگاهي فرهنگي به ارتباطات دارد، استفاده نمايند.
اما طبق نتايج نظرسنجي مركز تحقيقات از برنامه «به سوي ظهور» 7 /52 درصد بينندگان برنامه معتقدند برنامه «به سوي ظهور» درحد زيادي در پاسخگويي به سؤالات آنها در زمينه موضوع برنامه موفق بوده است. اما جالب توجه است كه كمترين ميزان اين نظرسنجي نيز به گفته مخاطبان مربوط به همين بخش است كه ضرورت ارتباط بيشتر با مخاطبان و توجه به نظرات آنان را میطلبد.
پس سيماي جمهوري اسلامي و سازندگان اين نوع برنامهها به جاي پررنگ و برجسته نمودن مباحث احساسي بايد تلاش كنند سهم مباحث عقلي واعتقادي را بالاتر ببرند و حتي اين مباحث رابا توجه به مدل آييني با مخاطبان به چالش بكشند تا موضوع مهدويت از حالت نمادين، سنتي و احساسي صرف خارج شود و مخاطبان در زمينه انتظار واقعي (انتظار فعال) به باور و اعتقاد مشتركي رسيده و بدين سبب اين باور گسترش يافته و توسط رسانه بازنمايي شود، انتظار واقعيای كه سبب شود مخاطبان در تمامي اركان زندگي خويش وجود امام(عج) را شاهد و ناظر اعمال خود ببينند به نحوي كه اين باو رو انتظار اصيل در تمامي شئون اجتماعي، سياسي و.... تجلي يابد.
براساس اين تحقيق پيشنهاد میگردد:برنامههايي كه درباره امام عصر(عج) ساخته میشوند براي مخاطبان خاصي تهيه گردند به عنوان مثال براي كودكان، نوجوانان،جوانان و زنان...
سازندگان اين نوع برنامهها به غير از محتوا بايد در ارائه جذابيت تصويري نيز بكوشند زيرا هر چقدر محتوا زيبا باشد اما نحوه ارائه رسانهای نباشد، سبب مخاطب گريزي ميشود. اين مورد از عوامل مهم جذب مخاطب به سوي محتواهاي ديني است.
آيتم تشرفيافتگان خدمت امام عصر(عج) كه از جذابترين موضوعات مهدوي است به صورت نمايشي به مخاطب ارائه گردد. اكنون روش سنتي و قديمي ارائه محتواهاي ديني راهكار مناسبي براي برنامههاي مذهبي به شمار نميرود.
به موضوع مهدويت درقالب سريالها و داستانها پرداخته شود و تشرفات موثق به شكل فيلم، كليپ و... براي جوانان ساخته گردد.
بايد ساختار خشك برنامههاي مذهبي شكسته شود و مجريان برنامه و كارشناسان بتوانند به دور از زبان و بيان خشك، رسمي و قديمي با مخاطبان ارتباط برقرار كنند. البته تا حدي كه محتوا زخمي نشده و آسيبي به آن وارد نگردد.
با حفظ بخش هنري اين نوع برنامهها در هر قسمت بنا به تناسب از شاعران، خوانندگان، خطاطان و... استفاده شود و حتيالمقدور از تكراري شدن اين بخش و تنها پرداختن به يك نوع هنر پرهيز شود.
پس از پايان اينگونه برنامهها پژوهشي درباره عملكرد برنامه و اینکه چه تأثیري روي مخاطب داشته، صورت گيرد تا مشخص شود اين برنامهها چه تأثیري روي اعمال و كردار مخاطبان خود گذاشتهاند و به اصطلاح در امام زماني شدن مخاطبان چقدر مؤثر بوده اند.
بعد معرفتي موضوع مهدويت و انتظار در اين برنامهها مورد توجه قرار گيرد و تلاش گردد چهرهای جذاب، مطلوب و دوست داشتني از قيام جهاني امام عصر(عج) به مخاطب ارائه شود، درحالیکه مخاطبان اين برنامهها كمتر با ژرفاي اتفاقي كه قرار است با ظهور امام عصر(عج) رخ دهد، آشنا میشوند.
در اشعار، موسيقي مداحيها يا مراثي كه براي ساير معصومين خوانده میشود، بازنگري صورت گيرد تا بدينصورت به ساحت آن بزرگواران بیاحترامي نگردد.
نوآوري و ابتكاري از نظر قالب و محتوا در اين نوع برنامه ها رخ دهد، چنانكه بيشتر برنامههايي كه در اين رابطه توليد شده است درقالبهاي تركيبي و ميزگرد بوده است.
منابع
باقي،عمادالدين.(1362)، درشناخت حزب قاعدين زمان. تهران: انتشارات دانش اسلامي.
باهنر، ناصر.(1381)، «ازدين تلويزيوني تا آرمان تلويزيون ديني».هفته نامه سروش اسفندماه.
باهنر، ناصر.(1382)،«راهبردهاي آموزش ديني درتلويزيون با مطالعه در تطبيق رسانه هاي ديني»، فصلنامه پژوهش و سنجش،ويژه نامه آموزش.
جمعي از نويسندگان،(1379)، انتظار در انديشه ها، تهران: انتشارات بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (ع).
حيدري، معصومه.(1381)،نظرسنجي ازمردم 30 شهركشوردرباره برنامه "به سوي ظهور".گروه سنجش افكار.شماره تحقيق166/81.
رودنبولر، اريك دبليو.(1385)، ارتباطات آييني. چاپ اول،ترجمه عبدا...گيويان. زير چاپ.
شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1383)، انتظار،بايدها ونبايدها. چاپ اول، قم: مركزپژوهشهاي اسلامي صداوسيما.
شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1384)، معرفت امام زمان (ع) و تكاليف منتظران. چاپ اول، تهران: انتشارات موعود عصر(ع).
صبور،رضا. (1385)،گفتگوي نگارنده با تهيه كننده برنامه "به سوي ظهور".
گيويان، عبدا...."دو استعاره بنيادين براي فهم ارتباطات". فصلنامه راديو وتلويزيون، شماره پاييز 1385.
مجموعه مقالاتي از نشريه راه مجاهد،(1368)، انجمن حجتيه،نسلي مايوس از حركت و انقلاب. چاپ اول، تهران: انتشارات راه مجاهد.
مطهري، مرتضي.(1374)،قيام وانقلاب مهدي (ع)از ديدگاه فلسفه تاريخ. چاپ پانزدهم، تهران:انتشارات صدرا.
منتظرقائم،خليل.(1385)،«مهدويت و بازتاب آن دررسانه ملي». ماهنامه موعود،شماره 68.
مهرداد، هرمز.(1380).مقدمهای بر نظريات و مفاهيم ارنباط جمعي.تهران:انتشاراتفاران.
ناصري، علي.(1383)، بازشناختي از يوسف زهرا عليه السلام.چاپ اول،قم:انتشارات كيشمهر
ويندال،سورين وهمكاران.(1376)، كاربرد نظريه هاي ارتباطي. ترجمه عليرضا دهقان.چاپ اول،تهران: انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.
منابع خارجي
1.Carey, J. (1988). Communication as culture: Essays on media and society. boston: Unwin Hyman.
2.Crisell, Andrew(1994).Unrestanding Radio. London.
وب سايتwww.bashgah.net
رسانه ملي و مهدويت
با توجه به اهميت موضوع مهدويت يكي از رسالتهاي سيماي جمهوري اسلامي را میتوان ساخت برنامههايي اثرگذار با محوريت اين موضوع دانست. طبق آمارها رسانه تلويزيون در ايران با مخاطباني كه حدود 90 درصد مردم را شامل میشود همانند ساير نقاط دنيا يكي از پر مخاطبترين وسايل ارتباط جمعي با ويژگي دربرگيري فوقالعاده است.
از سويي با توجه به فرهنگ شفاهي جامعه ايران و قدرت تأثیرگذاري بالايي که تلويزيون درکشور ما دارد، میتواند در تقويتِ ديدگاه مهدوي نزد مخاطب وهمچنين مهيا و آمادهكردن جامعه با مسئله انتظار و ظهور منجي موعود مؤثر واقع شود.
همچنين سيما میتواند با ساخت برنامههايي مفيد و اثرگذار درباره اين موضوع آنرا از بحث ديني و سنتي صرف خارج نموده و به مبحثي اجتماعي، سياسي، رسانهای و... قابل تأمل و بحث و بررسي در اذهان جامعه تبديل نمايد تا مخاطبان فرهيخته و قشر دانشگاهي و حوزوي بيش از پيش به چالش كشيده شوند و با تجزيه و تحليل موضوع، اثرات و... به آسيبشناسي وخرافهزدايي آن بپردازند تا بستر مناسبي براي ساخت جامعهای مهدوي در همه زمينهها در حد توان فراهم آيد.
اعتقاد به ظهور منجي در پايان دنيا موضوعي است كه اكثر ملل، اقوام و قبايل به آن معتقد بوده و هستند. سرچشمه اين باور كهن علاوه بر اشتياق دروني و ميل باطني انسان كه به طور طبيعي خواهان حكومت حق و عدل و برقراري صلح وامنيت است، نويدهاي بیشائبه پيامبران الهي در طول تاريخ به مردم مؤمن و آزاديخواه جهان است.
اما اهميت موضوع مهدويت در اسلام و مذهب شيعه فقط به دليل منجي بودن ايشان نيست، بلكه وجود آن حضرت به عنوان امام دوازدهم و تداومبخش رسالت انبيا و اینکه وارث اولياي الهي هستند و در يك كلام حجت خدا بر روي زميناند مطرح است.
فرهنگ والاي مهدوي به عنوان اعتقادي ريشهدار، بنيادين و اصيل در فرهنگ تشيع مطرح است تا جاييكه اين اعتقاد سبب بسيج عمومي و مقوم آيينها و انگيزههاي انساني است. نمادي كه عامل عدالتخواهي و ظلمستيزي جوامع شيعه در طول تاريخ بوده است.
همواره جامعه شيعي ايران درطول تاريخ وجود امام عصر(عج) و انتظار فرج آن حضرت را به عنوان اصول اصلي خود برشمرده و وجود آن حضرت را به عنوان امام و پيشواي دوازدهم پذيرفته و او را خاتمالاوصيا میداند.
ايرانيان اين موضوع را به عنوان يکي از وجوه مميزه خود توسعه داده و حول انتظار ظهور آيينهاي بسياري را سازمان داده و آن را به صورت يك اصل اصيل اعتقادي پروردهاند.
اين اعتقاد كه عاملي تعيينكننده در تعريف وظايف اجتماعي ـ سياسي شيعيان در حيات دنيوي است در اثر مواجهه با ايدئولوژيهاي گوناگون در دهههاي اخير نقشي اساسي در شكلبخشي به بازنمودهاي ديني و جهتگيريهاي فرهنگي و اجتماعي ـ سياسي ايرانيان ايفا كرده است.
جوامع شيعي براي ابلاغ و ترويج اين رکن و اصل اساسي از هر امکاني استفاده کردهاند. باوجود اين بايد دقت داشت كه اهميت محوري اعتقاد مهدوي و انتظار امام عصر(عج)، نه تنها به شكلگيري نظامات اعتقادي و عملي يكسان منتهي نشده است، بلكه خود موجب شكلگيري و بروز عقايد و گرايشهاي متنوع و حتي متضاد در جامعه شيعي شده است.
دو ديدگاه عمدهای كه درمورد انتظار فرج امام عصر(عج) درطول تاريخ و در جوامع شيعي وجود داشته و محققي چون شهيد مطهري نيز در كتاب «قيام و انقلاب مهدي(عج)» بدان اشاره كرده است، عبارتاند «از انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نيرو آفرين و تحركبخش است، به گونهای است كه میتواند نوعي عبادت و حقپرستي شمرده شود، و انتظاري كه گناه است، ويرانگر است، اسارتبخش است، فلج كننده است و نوعي «اباحيگري» بايد محسوب شود.»
درحقيقت انتظار امام عصر(عج) را در جوامع شيعي و در طول تاريخ میتوان به دو گونه تقسيم نمود:
«انتظار فعال»: ديدگاه امام خميني را شامل میشود كه منتظران در آن وظيفه زمينهسازي ظهورامام را دارندكه در نهايت با ارائه نظريه ولايت فقيه توسط امام خميني و رهبري سياسي بلامنازع ايشان منجر به تشكيل حكومت اسلامي درايران گرديد.
«انتظار غيرفعال»:منتظران حضرت به غير از دعا براي تعجيل ظهور امام وظيفهای ندارند و با دستنزدن به هيچ عمل و اقدامي در رفع مشكلات زمان خود ميتوانند زمينه پر شدن جهان از ظلم و ستم را ايجاد كنند كه خود اين امر سبب تعجيل در ظهور ايشان میگردد.
تقابل اين دو ديدگاه درباره انتظار امام عصر(عج) پس از پيروزي انقلاب اسلامي به اعلان نارضايتي بنيانگذارجمهوري اسلامي از عملكرد اين تفكر و نهايتاً ختم رسمي فعاليتهاي هواداران آن شد. مروري كوتاه بر جريانات فكري و بازنماييهاي اعتقادات مهدوي نشان میدهد كه موضوع مهدويت تا مدتها مسکوت ماند تا اينکه در دهه60 به دليل در جريان بودن جنگ تحميلي، مهدويت در بطن جامعه و به شکل مفاهيم والاي معنوي چون شهادت و... حضور يافت.
پس از دهه 70 فعاليتها و جنبشهاي متنوعي در زمينه مهدويت در جامعه آغاز شد. اين فعاليتها در ابتدا بيشتر به شكل نشر آثار مکتوب حول محور منابع اعتقادي شيعه بودند. سپس برخي نويسندگان و فعالان مهدوي اقدام به نوشتن کتابهايي در حوزه طرحريزي استراتژي براي ارکان مهم نظام اسلامي و افراد جامعه از جمله مردم، جوانان و...غيره کردند. ازجمله مهمترين نكات مورد توجه در اين نوشتارها وظايف منتظران و فرهنگ انتظار بود.
صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز با تأخير به موضوع مهدويت پرداخته است. از حدود سالهاي 75 ـ 74 برنامهای با عنوان «انتظار سبز» از صداي جمهوري اسلامي پخش گرديد و برخي شبكههاي راديويي مانند راديو جوان و معارف در سالهاي اخير برنامههايي در اين زمينه توليد كرده اند. اما درحوزه سيما اين موضوع با تأخير بيشتري دنبال گرديد و طي سالهاي اخير شاهد بوديم كه سيماي جمهوري اسلامي ايران به موضوع مهدويت بيشتر از گذشته توجه نموده است.
مروري كوتاه بر برنامههاي پخش شده سيما نشان میدهد كه ازحدود سال1380 سيماي جمهوري اسلامي روند افزونتري را در پرداختن به موضوع مهدويت آغاز نموده است. البته درسالهاي گذشته نيز سيما بنابر روال هميشگي خود برنامههاي مناسبتي براي ايام نيمه شعبان و روزهاي جمعه تدارك ديده و پخش كرده است. همچنين در برنامه مذهبي خود قسمتها يا بخشهايي را به موضوع مهدويت اختصاص داده است.
اما بنا بر آمارهاي سازمان صدا و سيما كه نگارنده توانسته به آن دسترسي پيدا نمايد، ميتوان گفت، اولين و مهمترين برنامه اختصاصي مهدوي سيما كه براي اولين بار در سالهاي 80 و81 ساخته شد، سري اول برنامه «به سوي ظهور» (به شكل ضبط شده) میباشد كه درسالهاي بعد تا سري چهارم آن نيز ادامه پيدا نمود و از شبكه دوم سيما پخش گرديد.
همچنين درسالهاي اخير برنامههايي مانند «پايان دوران» از شبكه اول، چهل وادي تماشا، سريال پرده عشق ومشق انتظار از شبكه دو، مجموعه تركيبي موعود، سپهري ديگر و صبح اميد از شبكه چهار، مجموعه عطر عاشقي و برنامههاي پرسش و پاسخ، ميزگرد يا مجموعههايي چند قسمتي در زمينه مهدويت و امام عصر(عج) ساخته و پخش شده است. در حالیکه درسالهاي گذشته برنامههاي اختصاصي درباره اين موضوع كمترساخته میشد.
آنچنانكه ذكرگرديد، يكي از اصليترين اينگونه برنامهها، برنامه «به سوي ظهور» است. اين برنامه، اولين برنامهای است که به صورت مستمر، خاص، غير مقطعي و در قالبي متفاوت از ديگر برنامههاي مشابه در مورد امام زمان(عج) و فرهنگ مهدويت (در شبکه دو و روزهاي جمعه) ساخته و پخش شده است.
تاکنون چهار سري (دو مجموعه ضبط شده و دو مجموعه زنده) از اين برنامه و در مدت زماني حدوداً چهار سال پخش شده است و طبق اعلام مرکز تحقيقات و مطالعات صدا و سيما جزء برنامههاي نسبتاً موفق و پربيننده در بين مجموعههاي مذهبي توليد شده در سيما محسوب میشود. همچنين برنامه«به سوي ظهور» در جشنواره اخير توليدات سيما ديپلم افتخار بهترين برنامه مذهبي را کسب نموده است.
طبق نظر سنجي مركز تحقيقات برنامه «به سوي ظهور» درمقايسه با برنامههاي مشابه از موفقيت نسبتاً خوبي برخوردار بوده است.اين درحالي است كه ساعت پخش اين برنامه جمعه صبحها با پخش برنامههاي سرگرم كننده از شبكههاي ديگر همزمان بوده است.
بسياري از افراد در اين ساعات مشغول استراحت يا فعاليتهاي ديگري هستند. ضمن اینکه اين ساعات اصولاً جزء ساعات پرمخاطب تلويزيون نيست. با وجود اين برنامه توانسته در حد نسبتاً خوبي درجذب مخاطب تلويزيون موفقيت كسب كند به طوري كه 28درصد پاسخگويان صرفنظر از تواتر تماشا بيننده اين برنامه بودهاند كه در ميان برنامههاي مذهبي رقم قابل توجهي بوده است. بر اين اساس سري چهارم اين برنامه را میتوان كاملترين و جا افتادهترين سري از اينگونه مجموعه برنامهها دانست.
با درنظر گرفتن اين موضوع در اين پژوهش به پرسشهاي اصلي ذيل پاسخ میدهيم:
1. برنامه «به سوي ظهور» كدام جريانات فكري اصلي حول موضوع مهدويت در جامعه را بازنمايي میكند؟
2. شيوه و نحوه اصلي ارائه در اين برنامه كدام است؟
ديدگاههاي گوناگون درباره انتظار
اميد و آرزوي تحقق نويد جهاني انساني، در زبان روايات اسلامي «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلكه افضل عبادات شمرده شده است.
دو ديدگاه عمدهای كه درمورد انتظار فرج امام عصر(عج) درطول تاريخ و در جوامع شيعي وجود داشته و محققي چون شهيد مطهري نيز در كتاب «قيام و انقلاب مهدي(عج)» بدان اشاره كرده است، عبارتاند از «انتظاري كه سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحركبخش است، به گونهای كه میتواند نوعي عبادت و حقپرستي شمرده شود، و انتظاري كه گناه، ويرانگر، اسارتبخش و فلجكننده است و نوعي «اباحيگري» بايد محسوب شود.
اين تقسيمبندي را دكتر شريعتي نيزدارد: انتظار منفي و انتظار مثبت. اين دو انتظار درست ضد يكديگرند.يكي بزرگترين عامل حركت و ارتقاء يكي تن دادن به ذلت و توجيه «وضع موجود» و ديگري پيش رونده و آيندهگرا.
اين دو نوع انتظار فرج، معلول دو برداشت از ظهور عظيم مهدي موعود است.
درحقيقت انتظار امام عصر(عج) را در جوامع شيعي و در طول تاريخ میتوان به دو گونه تقسيم نمود:
«انتظار فعال»: ديدگاه امام خميني(عج) را شامل میشود كه منتظران در آن وظيفه زمينهسازي ظهور امام(عج) را دارند كه در نهايت با ارائه نظريه ولايت فقيه توسط امام خميني و رهبري سياسي بلامنازع ايشان منجر به تشكيل حكومت اسلامي درايران گرديد.
«انتظار غيرفعال»: منتظران حضرت به غير از دعا براي تعجيل ظهورامام وظيفهای ندارند و با دست نزدن به هيچ عمل و اقدامي در رفع مشكلات زمان خود ميتوانند زمينه پر شدن جهان از ظلم و ستم را ايجاد كنند كه خود اين امر سبب تعجيل در ظهور ايشان میگردد.
همچنين براي توضيح انواع مختلف انتظار ميتوان به تحقيق جامعي كه يكي از محققين مهدوي كشور انجام داده استناد نمود. ابراهيم شفيعي سروستاني انتظار را در طول تاريخ به دو ديدگاه كلامي ـ اعتقادي و فرهنگي ـ اجتماعي تقسيم میكند. مبحث كلامي مربوط به اين است كه طي سالهايي كه ازغيبت امام(عج) میگذرد بيشتر فقها و مراجع به مباحثي از اين دست كه امام(عج) كي، كجا و از چه نسلي است و چه رويدادهايي را پشت سر گذاشتهاند يا همان مباحث تاريخي میپردازد.
ديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي ضمن پذيرش همه مباني و اصول مطرح شده در ديدگاه كلامي ـ تاريخي در پي اين است كه موضوع مهدويت را مبنايي براي پيريزي كليه مناسبات فرهنگي، سياسي و اقتصادي در عصر غيبت قرار دهد.
شاخصترين فقيه، متكلم وانديشهورزي كه درديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي به تحليل و بررسي انديشه مهدويت و فرهنگ انتظار پرداخته امام خميني بوده كه نظريه ولايت فقيه را ارائه دادند. مهمترين ادله امام هم كه به آن استناد كرده توقيع يا دستخطي بوده كه از سوي امام عصر(عج) به اسحاق بن يعقوب صادرشده در پاسخ به سؤالي كه پرسيده بودند در ايام غيبت كبري در حوادث و پیشآمدها چه بايد بكنيم؟ كه در آن توقيع و دست خط گفته شده در ايام غيبت كبري درحوادث و پیشآمدها به راويان حديث ما رجوع كنيد چون آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر شما. اين مبناي اصلي نظريه امام خميني قرار گرفت كه با رهبري و تلاشهاي ايشان و مردم سرانجام انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد.
مهمترين شاخصهاي انتظار فعال و غيرفعال
اولين شاخص تشكيل حكومت اسلامي قبل از ظهور: در ديدگاه غيرفعال بر اساس برخي روايات معتقدند كه تشكيل حكومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است. بر اساس اين ديدگاه عصمت شرط تشكيل حكومت است. در حالیکه در ديدگاه امام خميني تنها عدالت شرط تشكيل حكومت است. حكومت بايد براي اجراي احكام الهي قبل از ظهور تشكيل شود. براي اینکه در حد توان بايد براي نجات مظلومان سعي و تلاش كرد و اين كار را تا ظهور حضرت نميتوان به تعويق انداخت.
دومين شاخص، ولايت فقيه: در ديدگاه انتظار غيرفعال رهبري و پيروي در تبعيت از مراجع و تقليد از آنها محدود شده آن هم در مواردي چون غسل و وضو... است.
درحالیکه در ديدگاه امام خميني ولايت فقيه ناقض ولايت مراجع است و اولي بر آنهاست. از شرايط مرجع داشتن بينش سياسي و اجتماعي است و در اين حوزهها رأي ولي فقيه اولي بر ساير مراجع است.
سومين شاخص وظايف منتظران در عصر غيبت: در نگاه غيرفعال اعتقاد به حضرت صاحب الزمان در محبت و دوستي و تبعيت صرفاً عبادي خلاصه شده و هيچ نشاني از ساير ابعاد انتظار نيست. در اين نگاه وجود زمينههاي منفي در جامعه و اعتقاد مردم به اسلام كافي است. منتظر خود و جامعهاش را نه در بعد اقتصادي و سياسي بلكه فقط در بعد اعتقادي میسازد. دراين نگاه خود حضرت صاحب الزمان بايد تشريف بياورند و كارها را سامان بدهند.
اما در ديدگاه فعال به غير از خودسازي بايد يك منتظر در اعمال و كردارش هم شايسته باشد. به غير از بعد شخصي در بعد اجتماعي نيز بايد فعال باشد. امر به معروف و نهي از منكر اعتقاد به ولايت فقيه ازشاخصههاي مهم ديدگاه فعال است.
چهارمين شاخص آموزش و تربيت نسل منتظر: بديهي است بنابه مباني دوديدگاه، نسل منتظر تربيت میشود.
5. پنجمين شاخص عدالتگستري در عصر غيبت: در ديدگاه غير فعال قبل از ظهور دست به هيچ حركت انقلابي نميتوان زد. و جبراً فساد رو به تزايد است.
اما در ديدگاه فعال منتظران نسبت به وقايع جامعه و جهان حساس و بيدار هستند وتاحد امكان بايد در گسترش عدالت كوشش نمايند. شهيد مطهري معتقد است ظهور حضرت حلقه مكملي است از مبارزات گروه اهلحق.
6. ششمين شاخص لزوم دوستشناسي و دشمنشناسي موضوع مهدويت: بر همه منتظران لازم است كه پيگير وقايع داخلي و جهاني باشند و دوستان و دشمنان داخلي و خارجي اهلبيت به خصوص امام عصر(عج) شناسايي كنند. اما در ديدگاه غيرفعال دشمنشناسي در حد خلفاي سه گانه و سنيها خلاصه میشود.
7. هفتمين شاخص آسيبشناسي موضوع مهدويت: در ديدگاه فعال به آسيبهاي انديشه مهدوي پرداخته میشود از جمله: دوري از عوامزدگي و سطحينگري، زدودن باورهاي ضعيف و نادرست، كاركردهاي مجالس مهدوي و پرهيز از تعيين وقت براي ظهور و... در ديدگاه غيرفعال اين مورد جايگاهي ندارد.
8. هشتمين شاخص خواب ديدن يا تشرف خدمت امام عصر(عج): در ديدگاه انتظار غيرفعال يكي از راههاي اثبات امام(عج) نقل خوابها و رويت امام زمان(عج) است. به صورتيكه اين مورد آنقدر دم دستي فرض میشود كه از كودك گرفته تا هر فرد عامي ميتواند بدون هيچ مانع و مشكلي با امام رابطه داشته باشد و آن خواب يا رابطه را ملاك و معيار قرار دهد. نقل اينگونه خوابها براي اثبات حقانيت اين گروه است.
شايان ذكراست كه در ديدگاه فعال فضيلت تشرف خدمت امام عصر(عج) وملاقات با ايشان هرگز نفي نمي شود اما به عنوان اصليترين وظايف منتظران قلمداد نمي شود. بلكه در كنار ساير وظايف منتظران مطرح میشود.
9.پرداختن به مباحث تاريخي غيبت: از آموزههاي مهم مهدوي است كه در بين معتقدان به ديدگاه غيرفعال ازجايگاه بسيار مهمي برخوردار است و در آموزههاشان فقط بدين مسائل كه امام عصر(عج) كي، كجا و از چه نسلي هستند و طول غيبت صغري و كبري حضرت چقدر است و مسائلي از اين دست پرداخته میشود.
شايان ذكر است كه در ديدگاه فعال اين مباحث از موضوعات مهم مهدوي است كه بايد در كنار ساير مباحث مهدوي مطرح شود و صرفاً به اين مباحث پرداخته نشود بلكه در اين عصر تأکید بيشتر بايد بر وظايف منتظران باشد.
از مهمترين نتايج تحقيق كه میتوان بدان اشاره نمود:
برنامه «به سوي ظهور» تنها در 19 درصد از آيتمهاي خود به مبحث انتظار فعال پرداخته است.
اين برنامه با 63 درصد بيشترين شيوه و نحوه ارائهاش، شيوه ارائه احساسي و عاطفي است و بيشترين محتواي آيتمهاي اين برنامه با 56 درصد به مباحث احساسي و عاطفي اختصاص داشته است در حالیکه در اين برنامه سهم مباحث كلامي (اعتقادي) ـ تاريخي 3/13درصد ومباحث اجتماعي ـ سياسي 12 درصد بوده است.
بيشترين نحوه ارائه محتوايِ آيتمهاي برنامه به شكل احساسي و عاطفي 63 درصد بوده است. در حالیکه 17 درصد آيتمهاي برنامه نحوه ارائه شناختي، استدلالي و معرفتي داشتهاند و 5/19 درصد نحوه ارائه اطلاعرساني.
48 درصد از آيتمهاي برنامه را آيتم «وله» تشكيل میدهد كه 89 درصد از اين ميزان را ولههاي احساسي به خود اختصاص دادهاند.
شخصيت پيامآفرين «ندارد» با 3/33 درصد بيشترين پيام آفرين برنامه است.
بيش از 60 درصد پيامآفرينان برنامه را مردان تشكيل میدهند.
ميتوانيم اينگونه نتيجهگيري كنيم كه اين برنامه بيشترين نحوه ارائهای كه بدان پرداخته و برجستهسازي نموده است، شيوه ارائه احساسي و عاطفي است.
بيشتر مخاطبان ما به خصوص نسل جوان اطلاعات درستي درباره امام عصر(عج) ندارند و پرداختن اينگونه سيما بدين موضوع سبب دامن زدن به بار احساسي و عاطفي موضوع مهدويت درجامعه میگردد و درك نادرستي را به مخاطب القا میكند. به جاي اینکه بار احساسي تنها اندكي از زمان اين نوع برنامهها را به خود اختصاص دهد.
در اين برنامه آيتمهاي آغاز برنامه،گفتارهنرمند، تشرف يافتگان خدمت امام عصر(عج)، نامهای به امام عصر(عج)، نالههاي فراق،آواي انتظار و شعر انتظار هميشه نحوه ارائه احساسي و عاطفي داشتهاند. همچنين آيتم وله نيز با 89 درصد نحوه ارائه احساسي و عاطفي داشته است.
تنها آيتمهاي گفتگو با كارشناس با 97 درصد و نمايش بخشهايي از فيلمها يا شبكههاي آخرالزماني با 58 درصد نحوه ارائه شناختي،استدلالي و معرفتي داشته است. آيتمهاي بوستان انتظار (معرفي كتاب) هميشه و آيتمهاي معرفي سايتهاي مهدوي، ارتباطات مردمي و تبليغ با 92 درصد نحوه ارائه اطلاعرساني داشتهاند.
ازسويي اين برنامه در قسمتهاي ويژهای كه به ايام ولادت معصومين، اعياد يا مناسبتهاي حزنآور مذهبي اختصاص داشته، بيشترين زمان از كل برنامه را به آيتمهاي احساسي و عاطفي اختصاص داده است. به عبارتي اين برنامه درمناسبتهاي مختلف (شاد يا حزنآور) از رویکرد احساسي و عاطفي سودجسته است و بازنمايي اين برنامه در موضوع مهدويت به شكل احساسي و عاطفي بوده است.
بايد به اين نكته توجه داشت كه باور مهدوي در بين مخاطبان يك باور مستحكم است كه رسانه يا برنامههاي تلويزيوني میتوانند آن را تقويت كنند و موجبات انس، شناخت و آگاهي بيشتر مخاطب را در زمينه مهدويت فراهم آورند.
اين مطلب را مستند میكنيم به تحقيق باهنر كه 3/2 افراد جامعه ايران كه از رسانههاي مدرن (راديو و تلويزيون) استفاده میكنند داراي علاقه بسيار به دين هستند و 3/1 باقي مانده نيز به آن بیعلاقه نيستند.
از سويي رسانه ملي بايد براي بيان مباحث ديني و به خصوص مهدوي از «مدل آييني» كه هدف نهايي آن به نمايش نهادن اعتقادات و بيان عواطف مشترك است، سود جويد.
«جيمزكري»(1975) متخصص مسائل ارتباط جمعي، به دليل پيش نهادن برداشتي آييني از ارتباطات به عنوان جايگزيني براي مفهوم عموميتر انتقال يا ترابري مشهور شده است... برداشتي انتقالي از ارتباطات بر اطلاعرساني و تأثیر ارتباط بر مكان و نگاه آييني بر معنا و نگهداري جامعه در زمان تأکید میكند. اولي بر قدرت و كنترل و دومي بر مشاركت و فرهنگ تأکید میكند.
اگر نمونه عالي ترابري از ارتباطات توزيع پيام در يك گستره جغرافيايي به منظور اعمال كنترل باشد، نمونه عالي تلقي آييني از ارتباطات يك مراسم قدسي است كه انسانها را حول همبستگيها و پيوندهاي مشتركشان گردهم میآورد.
كري از روشي در مطالعه ارتباطات و جامعه حمايت كرد كه در آن فرهنگ نقش محوري میيابد. او میگويد:
زندگي اجتماعي فراتر از قدرت و تجارت است... زندگي اجتماعي شامل مشاركت در تجربه زيبايي شناختي، عقايد ديني، ارزشها و احساسات فردي و باورهاي روشنفكرانه ـ نظم آييني ـ نيز میباشد.
تلقي مدل آييني از ارتباطات اين است كه به دنبال توزيع پيام در مكان و فضا نيست، بلكه میخواهد جامعه را در زمان نگه دارد و عقايد مشترك را باز نمايي كند.
رویکرد آييني ارتباط را در وهله اول نه به عنوان «پراكندن پيامها درفضا، بلكه نگهداري جامعه در زمان» میداند. در اين رویکرد ارتباطات «رساندن اطلاعات نيست، نماياندن افكارمشترك» است. به طور كلي میتوان گفت نگاه آييني نگاهي فرهنگي به ارتباطات دارد، نگاهي كه در جستجوي ارزشها و معاني است.
بنابراين رسانه ملي با استفاده از «مدل آييني» و نظريه راهگشاي ولايت فقيه امام خميني (انتظار فعال) میتواند به يكپارچگي جامعه و گسترش پيوندهاي اجتماعي در راستاي انتظار فعال كمك نمايد. يعني مهدويت و عشق به امام عصر(عج) تنها در موارد صرف آييني چون حضور سهشنبهها در جمكران يا دعاي ندبه صبحهاي جمعه يا صدقه و دعا براي سلامتي و تعجيل ظهور (درعين اینکه اين موارد بسيار مهم هستند)، خلاصه نشود.
ازنكات مهم «مدل آييني» توجه به ارتباط دو سويه بين مخاطب و فرستنده است هر چند كه بخش عمدهای از اين كار با ارتباطات تلفني، پست الكترونيك وسنجشهاي پيمايشي، (بررسي نامههاي ارسالي به منظور پيمايش يا اشتراك در معنا) محقق میشود ولي در مدل آييني ظهور و بروز نمادين و به نمايش گذاشتن اين ارتباط در برنامهها نيز لازم است.
توجه به نيازهاي مخاطب و گوناگوني آنها دراين مدل بسيارمورد توجه است. برنامه به سوي ظهور هم به دليل استفاده از امكاناتي چون ايجاد سايت (www.zohoor.ir و www.zohoortv.com)، استفاده از فكس و ايميل به شكل ان لاين در برنامه به مدل آييني بسيار نزديك است.
با توجه به اين موضوع و درنظر گرفتن فرهنگ والاي مهدوي كه يك اعتقاد ريشهدار در بين مخاطبان است. برنامههاي مذهبي و به خصوص مهدوي تلويزيون بايد در ارائه خود از اين نحوه (مدل آييني) كه نگاهي فرهنگي به ارتباطات دارد، استفاده نمايند.
اما طبق نتايج نظرسنجي مركز تحقيقات از برنامه «به سوي ظهور» 7 /52 درصد بينندگان برنامه معتقدند برنامه «به سوي ظهور» درحد زيادي در پاسخگويي به سؤالات آنها در زمينه موضوع برنامه موفق بوده است. اما جالب توجه است كه كمترين ميزان اين نظرسنجي نيز به گفته مخاطبان مربوط به همين بخش است كه ضرورت ارتباط بيشتر با مخاطبان و توجه به نظرات آنان را میطلبد.
پس سيماي جمهوري اسلامي و سازندگان اين نوع برنامهها به جاي پررنگ و برجسته نمودن مباحث احساسي بايد تلاش كنند سهم مباحث عقلي واعتقادي را بالاتر ببرند و حتي اين مباحث رابا توجه به مدل آييني با مخاطبان به چالش بكشند تا موضوع مهدويت از حالت نمادين، سنتي و احساسي صرف خارج شود و مخاطبان در زمينه انتظار واقعي (انتظار فعال) به باور و اعتقاد مشتركي رسيده و بدين سبب اين باور گسترش يافته و توسط رسانه بازنمايي شود، انتظار واقعيای كه سبب شود مخاطبان در تمامي اركان زندگي خويش وجود امام(عج) را شاهد و ناظر اعمال خود ببينند به نحوي كه اين باو رو انتظار اصيل در تمامي شئون اجتماعي، سياسي و.... تجلي يابد.
براساس اين تحقيق پيشنهاد میگردد:برنامههايي كه درباره امام عصر(عج) ساخته میشوند براي مخاطبان خاصي تهيه گردند به عنوان مثال براي كودكان، نوجوانان،جوانان و زنان...
سازندگان اين نوع برنامهها به غير از محتوا بايد در ارائه جذابيت تصويري نيز بكوشند زيرا هر چقدر محتوا زيبا باشد اما نحوه ارائه رسانهای نباشد، سبب مخاطب گريزي ميشود. اين مورد از عوامل مهم جذب مخاطب به سوي محتواهاي ديني است.
آيتم تشرفيافتگان خدمت امام عصر(عج) كه از جذابترين موضوعات مهدوي است به صورت نمايشي به مخاطب ارائه گردد. اكنون روش سنتي و قديمي ارائه محتواهاي ديني راهكار مناسبي براي برنامههاي مذهبي به شمار نميرود.
به موضوع مهدويت درقالب سريالها و داستانها پرداخته شود و تشرفات موثق به شكل فيلم، كليپ و... براي جوانان ساخته گردد.
بايد ساختار خشك برنامههاي مذهبي شكسته شود و مجريان برنامه و كارشناسان بتوانند به دور از زبان و بيان خشك، رسمي و قديمي با مخاطبان ارتباط برقرار كنند. البته تا حدي كه محتوا زخمي نشده و آسيبي به آن وارد نگردد.
با حفظ بخش هنري اين نوع برنامهها در هر قسمت بنا به تناسب از شاعران، خوانندگان، خطاطان و... استفاده شود و حتيالمقدور از تكراري شدن اين بخش و تنها پرداختن به يك نوع هنر پرهيز شود.
پس از پايان اينگونه برنامهها پژوهشي درباره عملكرد برنامه و اینکه چه تأثیري روي مخاطب داشته، صورت گيرد تا مشخص شود اين برنامهها چه تأثیري روي اعمال و كردار مخاطبان خود گذاشتهاند و به اصطلاح در امام زماني شدن مخاطبان چقدر مؤثر بوده اند.
بعد معرفتي موضوع مهدويت و انتظار در اين برنامهها مورد توجه قرار گيرد و تلاش گردد چهرهای جذاب، مطلوب و دوست داشتني از قيام جهاني امام عصر(عج) به مخاطب ارائه شود، درحالیکه مخاطبان اين برنامهها كمتر با ژرفاي اتفاقي كه قرار است با ظهور امام عصر(عج) رخ دهد، آشنا میشوند.
در اشعار، موسيقي مداحيها يا مراثي كه براي ساير معصومين خوانده میشود، بازنگري صورت گيرد تا بدينصورت به ساحت آن بزرگواران بیاحترامي نگردد.
نوآوري و ابتكاري از نظر قالب و محتوا در اين نوع برنامه ها رخ دهد، چنانكه بيشتر برنامههايي كه در اين رابطه توليد شده است درقالبهاي تركيبي و ميزگرد بوده است.
منابع
باقي،عمادالدين.(1362)، درشناخت حزب قاعدين زمان. تهران: انتشارات دانش اسلامي.
باهنر، ناصر.(1381)، «ازدين تلويزيوني تا آرمان تلويزيون ديني».هفته نامه سروش اسفندماه.
باهنر، ناصر.(1382)،«راهبردهاي آموزش ديني درتلويزيون با مطالعه در تطبيق رسانه هاي ديني»، فصلنامه پژوهش و سنجش،ويژه نامه آموزش.
جمعي از نويسندگان،(1379)، انتظار در انديشه ها، تهران: انتشارات بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (ع).
حيدري، معصومه.(1381)،نظرسنجي ازمردم 30 شهركشوردرباره برنامه "به سوي ظهور".گروه سنجش افكار.شماره تحقيق166/81.
رودنبولر، اريك دبليو.(1385)، ارتباطات آييني. چاپ اول،ترجمه عبدا...گيويان. زير چاپ.
شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1383)، انتظار،بايدها ونبايدها. چاپ اول، قم: مركزپژوهشهاي اسلامي صداوسيما.
شفيعي سروستاني، ابراهيم. (1384)، معرفت امام زمان (ع) و تكاليف منتظران. چاپ اول، تهران: انتشارات موعود عصر(ع).
صبور،رضا. (1385)،گفتگوي نگارنده با تهيه كننده برنامه "به سوي ظهور".
گيويان، عبدا...."دو استعاره بنيادين براي فهم ارتباطات". فصلنامه راديو وتلويزيون، شماره پاييز 1385.
مجموعه مقالاتي از نشريه راه مجاهد،(1368)، انجمن حجتيه،نسلي مايوس از حركت و انقلاب. چاپ اول، تهران: انتشارات راه مجاهد.
مطهري، مرتضي.(1374)،قيام وانقلاب مهدي (ع)از ديدگاه فلسفه تاريخ. چاپ پانزدهم، تهران:انتشارات صدرا.
منتظرقائم،خليل.(1385)،«مهدويت و بازتاب آن دررسانه ملي». ماهنامه موعود،شماره 68.
مهرداد، هرمز.(1380).مقدمهای بر نظريات و مفاهيم ارنباط جمعي.تهران:انتشاراتفاران.
ناصري، علي.(1383)، بازشناختي از يوسف زهرا عليه السلام.چاپ اول،قم:انتشارات كيشمهر
ويندال،سورين وهمكاران.(1376)، كاربرد نظريه هاي ارتباطي. ترجمه عليرضا دهقان.چاپ اول،تهران: انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.
منابع خارجي
1.Carey, J. (1988). Communication as culture: Essays on media and society. boston: Unwin Hyman.
2.Crisell, Andrew(1994).Unrestanding Radio. London.
وب سايتwww.bashgah.net


