کرامت انسانی در دولت مهدوی
دکتر بهرام اخوانکاظمی
چكيده
اهتمام به ارتقاي کرامتهای انسانی و حقوقی بشردوستانه از موضوعات بسیار با اهمیت، بهویژه در سدۀ اخیر بوده است. معالأسف، این اهتمام با وجود تلاشهای فراوان اندیشهورزان و جامعه بشری، نهتنها تاکنون به نتایج پذيرفتني نينجاميده، كه این حقوق و کرامتها در بسیاری از انحاي عالم وضعیت اسفناک و بغرنجی دارد.
آیین رحمت و رأفت اسلام، از زمان تلألؤ خویش، از منظری الهی به بهسازی وضعیت بشر و حفظ حقوق و کرامتها و ارزشهای انسانی نگریسته و توجه ویژهای به این امر مبذول داشته است. اسلام همواره كوشيده تا مکارم اخلاقی را به نهایت کمال برساند. به همین دليل، شواهد بسیار غنی در منابع قرآنی و روایی اين موضوع را تأييد ميكنند.
از سویی، تبیین جایگاه کرامتهای انسانی در دولت و عصر مهدوی از موضوعات مهمی به شمار ميرود که تاکنون بدان کمتر پرداخته شده است. امروزه برخی با تصورات نادرست و چه بسا مغرضانه، از امام عصر(عج) صرفاً تصویری خشن و غیر رأفتآمیز ترسیم مینمایند. از همينرو، نتایج چنین پژوهشهایی، این توهمها را از اساس زایل ميكند و بر غلبه همهسويه جوانب انسانی و کریمانه قیام حضرت و شخصیت مکرم ایشان مهر تأیید میزند.
سؤال اصلی این پژوهش را اینگونه میتوان خلاصه نمود: کرامتهای انسانی در دولت حضرت مهدی(عج) چه جایگاهی دارد و خاستگاه اصلی، مبانی و شاخصههای آن کدامند؟ و اساساً این کرامتها بر حول چه محور و مداری تحقق و ابتنا مییابند؟
برحسب پرسش یادشده، مدعا و مفروض نوشتار حاضر، اینگونه سامان یافته است: کرامت انسانی در اندیشه اسلامی و در آموزه دولت مهدوی خاستگاهي الهی دارد، یعنی انسان نه بر محور انسانمداری، بلکه بر مدار خدامداری به کرامت و بزرگواری میرسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش کرامتهای انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد. به همین دلیل، مؤمنان واقعی یعنی شیعیان، در دولت مهدوی از بالاترین کرامتها و تعظیمها برخوردارند.
برای پاسخ به پرسشها و آزمون صدق روایی مدعای فوق، مباحث اصلی مقاله حاضر در سه بخش اصلی تدوین شده است: ابتدا پیشینه تاریخی موضوع کرامت انسانی و حقوق بشردوستانه، بهویژه در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح میگردد و سپس موضوع کرامت در قرآن و روایات تبیین میشود و در نهایت، مبحث کرامت انسانی به تفصیل در دوره ظهور تشریح شده و خاستگاههای اصلی، شاخصهها و مبانی آن با استناد به منابع روایی بیان میگردد.
واژگان كليدي
کرامت الهی، کرامت انسانی، قرآن، روایات، آموزه مهدویت، دولت کریمه مهدوی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، تقوا، رحمانیت.
کرامت انسانی و اعلامیه جهانی حقوق بشر
مقام انسان، انسانیت و کرامت و حقوق انسانی از موضوعاتی بوده که از دیرباز مورد توجه فراوان ادیان، فلاسفه و اندیشهورزان بشری بوده است. در عصر حاضر نیز مبحث حقوق بشر بر این موضوع بااهمیت ناظر است. این حقوق، از حق زیستن که طبیعیترین حق انسان به شمار ميرود، شروع میشوند و به حقوق معنوی که موجد کمال و اعتلای بشر هستند، مثل آزادی بیان، آزادی قلم و اندیشه ختم میگردند. امروزه حقوق مزبور از محدوده مرزهای ملی به صحنه بینالمللی گذر کرده و به ظاهر در اعلامیه جهانی حقوق بشر صورت یافته است. البته به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اعلامیه جهانی حقوق بشر مبتکر حقوق بشر نبوده، بلکه ادیان الهی بهویژه اسلام نخستین اعلامیههای حقوق را دربرداشتهاند و فلاسفه و دانشمندان نیز به گونهای از حقوق بشر دفاع کردهاند و قبل از اعلامیه جهانی حقوق بشر این حقوق در برخی از اعلامیهها و مقررات داخلی کشورها مطرح شده است. همچنین تاریخ تمدن بشر، کوشش پیامبران، فلاسفه و متفکران و انساندوستان مشرق و مغرب زمین را در اعتلای شأن و کرامت انسان و دفاع از حقوق و آزادیهای اساسی او مينمايد؛ در اينباره به انعقاد «حلف الفضول» توسط محمد امین (ص) و قبل از بعثت آن حضرت و همچنین تأسیس نهاد مشابهی که در زمان اسماعیل پیامبر، به صورت پیمانی در قبیله «جرحم» که به نحوی، با هدف حمایت و دفاع از حقوق بشر شکل گرفته، میتوان اشاره نمود.
از سویی توجه به موضوع کرامت انسانی و حقوق بشر را در اينچنين اسنادی تاریخی ميتوان مطالعه كرد: قانون حمورابی پادشاه بابل (2123 ـ 2080 قبل از ميلاد)، قانون اساسی آتن (507 قبل از ميلاد)، منشور کوروش پادشاه هخامنشی (قرن پنج پیش از میلاد)، الواح دوازدهگانه روم (451 قبل از ميلاد)، اقدامات روستینین امپراطور روم (قرن ششم قبل از میلاد) در جهت احیا و اصلاح الواح دوازدهگانه روم، قطعنامه ماکناگارتا معروف به منشور کبیر انگلستان (1215 میلادی)، اعلامیه حقوق انگلستان (1866 میلادی)، منشور آزادیها مصوب دادگاه عمومی ماساچوست (1641 میلادی)، اعلامیه استقلال امریکا (1766 میلادی)، لایحه حقوقی ویرجینیا (1776 میلادی). بنابراين اسناد، زمامداران به رضا یا اکراه، رعایت حقوق و آزادیها و کرامت انسانها را به تناسب شرایط زمانی و مکانی خویش، جزو دستور و برنامه کار خود قرار دادند.
با وجود طرح مباحث کرامت انسانی در کهنترین اسناد بشری، تدوین اعلامه جهانی حقوق بشر، پيشينهاي کمتر از شصت سال دارد. در واقع این اعلامیه در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1372) به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و رسماً انتشار یافت. از آنجا که مواد این میثاق تنها هنگامی اجرايي ميشد که 35 کشور به آن ملحق شوند، از اینرو فرآیند این الحاقها مدتها طول کشید تا آنکه در 1966 ميلادي پس از تکمیل امضاها، میثاقهای بینالمللی حقوق بشر از حیث عملی قابلیت پیگیری یافت.
اعلامیه جهانی حقوق بشر یک مقدمه و سی ماده دارد. مقدمه اعلامیه متضمن سلسله مفاهیم و اندیشههایي بنیادی است که امضاکنندگان اعلامیه، اعتماد و اعتقاد راسخ خود را به آن اعلام داشتهاند. آن مفاهیم عبارتند از:
1. وحدت اعضای خانواده بشری، حیثیت ذاتی انسان (کرامت انسانی) و شناسایی حقوق ناشی از آن (حقوق بشر)؛
2. آزادی عقیده و بیان، و آزادی از ترس و فقر و بهطور کلی استقلال فرد؛
3. حمایت حقوق بشر از راه اجرای قانون (حاکمیت قانون)؛
4. برابری حقوق انسان و برابری ملتها و دولتها؛
5. توسعه روابط دوستانه بین ملتها.
نویسندگان اعلامیه، وحدت اعضای خانواده بشری (افراد بشر)، کرامت انسانی و شناسایی حقوق ناشی از آن را اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان میدانند و ظهور جهانی را که در آن، افراد بشر در بیان عقیده آزاد، و از ترس و فقر رها باشند، بالاترین آمال بشری اعلام مینمایند. مقدمه اعلامیه چنین آغاز میشود:
از آنجا که حیثیت ذاتی کلیۀ اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقالناپذیر آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکیل میدهد... از آنجا که عدم شناسایی و تحقیق حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانهای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالاترین آمال بشری اعلام شده است... .
اعلامیه در سی ماده، حقوق بشر را با وضوح و صراحت کاملی اعلام میدارد و آنها را برای رشد و پرورش شخصیت انسانی ضروری میداند. (ماده 28 و بند 1 از مادۀ 30)
متأسفانه باوجود این تلاشها برای حفظ و رعایت کرامت انسانی، نتایج به دست آمده فاقد موفقیتهای لازم و درخور بوده و به اعتقاد صاحبنظران، «به رغم تلاشهایی که صورت گرفته و موفقیتهایی که به دست آمده، وضع حقوق بشر از هر زمان دیگری بحرانیتر و اسفناکتر است. علوم و فنون بیش از آنچه در خدمت حقوق باشند، در خدمت پایمال کردن حقوق انسانها در ابعاد وسیع و وحشتناک قرار گرفتهاند. حتی خود حقوق بشر نیز از زمانی که به صورت ابزارهای سیاست خارجی قدرتهای بزرگ در آمده است، به صورت ابزاری برای سرکوب ملتهای ضعیف به کار گرفته شده است و متأسفانه اندیشهها و نظریههای انتزاعی که به مدت دویست سال در دفاع از حقوق بشر به کار گرفته شدهاند، هیچ کمکی به پیشرفت موضوع نکردهاند». از سوی دیگر، فقدان حمایتها و نبود ضمانت اجرایی میثاقهای بینالمللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر از دلایل چنین ناکامیهایی است که به ناکارآیی چنین اعلامیهای انجامیده؛ چنانکه ارزش حقوقی این میثاق نیز کاملاً زیر سؤال رفته است. ارزشیابی نهایی این اعلامیه در حفظ کرامت انسانی از دید کلی از صاحبنظران اینگونه بیان شده است:
در پایان باید دانست با وجود آنکه اعلامیه حقوق بشر، فاقد ارزش حقوقی است، لکن باید این حقیقت را پذیرفت که اصول اعلامیه در معاهدات بینالمللی رسوخ کرده و به صورت عرف بینالمللی درآمده است که خود از جمله منابع حقوق بینالمللی بهشمار میرود... با این وجود، ضمانت اجراهای مندرج در میثاقها بسیار ضعیف است و از کارآیی لازم برخوردار نمیباشد، بهویژه میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی سعی نمیکند که اجرای این دسته از حقوق بشر را به گونۀ مؤثری تضمین نماید... .
گفتنی است که یکی دیگر از علل ناکارآیی اعلاميه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن، ناهمسازی معدودی از موارد آن (مانند ماده 16 و 18) با موازین اسلامی است و به همین دلیل نیز کشورهای مسلمان در اجلاس وزرای امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره، اعلامیه حقوق بشر را در پنجم اوت 1990 (پانزدهم مرداد 1369) در 25 ماده به تصویب رساندند، هرچند که این اعلامیه نیز همانند سایر میثاقها در حد حرف و انتزاعیات باقیمانده و فاقد ضمانت اجرا و حمایت و تحقق عملی است.
کرامت انسانی در قرآن و روایات
مفهوم «کرامت» در لغت، در مقابل «لئامت» و «دنائت» و «دنیا» قرار میگیرد؛ همچنانکه در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «من کرمت نفسه صغرت الدنیا فی عینه.» بنابراین، کرامت از مفاهیم استعلایی است که از طریق تعالی روح و به گونهای ایجابی و با نزاهت و دوری از همه پستیها و دنائتها به گونهای سلبی بر قامت انسان وارسته از همه تعلقات، وابستگیها و دلبستگیها و آلودگیهای دنیوی پوشانده میشود.
راغب اصفهانی کرامت را از دو جهت کرامت خداوند و کرامت انسان معنا میکند. کرامت خداوند با استناد به آیاتی مانند: (فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ) نام احسان و نعمتهایی است که خدا میدهد و از این طریق ظهور میکند و در جایی که بخواهد انسان توصیف شود، به نام آراستگیها و افعال نیکی که از او آشکار میشود، کرامت گفته میشود، ولی درباره او کریم نمیگویند. سپس راغب میگوید: واژه کرامت معنای عامی دارد و به هر چیزی که در جای خودش شرافت و بزرگی داشته باشد، کرامت میگویند. به همین دلیل خداوند درباره گیاه میگوید: (فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ). همچنین اکرام و تکریم، چیزی است که به انسان نفعی و فایدهای برساند که در آن پیچیدگی و مانع نباشد.
جالب آنکه یکی از معروفترین اسامی قرآن در نزد مسلمانان، «قرآن کریم» است؛ همچنانکه با گشودن این صحیفه الهی، به کلمات و واژگان بسیاری برمیخوریم که با کلمه «کریم» پیوند خورده است؛ واژههایی همانند: «رسول کریم»، «رزق کریم»، «اجر کریم»، «کتاب کریم»، «رب الکریم»، «زوج کریم»، «مقام کریم»، «عرش کریم»، «ملک کریم»، «قول کریم»، «عزیز کریم»، «قرآن کریم»، و «مدخل کریم».
با نگاهی کوتاه و گذرا به واژگان پیشگفته، به جز مواردی که مختص ذات الهی است، درمییابیم که بسیاری از آنها درباره انسان و یا امور درباره اوست، مانند: رزق، زوج، اجر و... . علاوه بر واژه کریم، مشتقات دیگری از این واژه به صور مختلف در قرآن کریم به کار رفته که هرکدام یادآور نکتهای خاص و بیانگر موضوعی در این زمینه است.
قرآن کریم آنجا که میخواهد در میان گرامیان، با کرامتترین را نزد خداوند معرفی کند: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) را یادآور میشود و آنجا که اوصاف نیکان را یادآوری میکند، به عبور کریمانه آنان میپردازد: (وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا)، و وقتی به ملائک محافظ انسان اشاره میکند، آنان را به «كِرَامًا كَاتِبِينَ» میستاید که نشان از جایگاه و موقعیت آنها نزد فرشتگان دیگر دارد و در آن هنگام که از نامههای یادآوری کننده همراه با ارائه دهندگان آنها یاد میکند، به وصف کرامت میخواند: (فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ... * بِأَيدِي سَفَرَةٍ * كِرَامٍ بَرَرَةٍ) که یادآور قیامت است و تنهایی او.
گفتنی است که انواع کرامات الهی مذکور در قرآن را در دو نوع تکریم عام و تکریم خاص میتوان جای داد. نوع اول این توجّهات و کرامات، عام است و همگی انسانها اعم از زن و مرد، مؤمن و کافر و ... را شامل میشود که بیانگر صفت رحمانیت خداوند است. همانگونه که در تفسیر صفت «رحمان» آمده، رحمان در مقابل رحیم بوده و آن نوعی از کرامت خداوندی است که تمام بشر را دربرمیگیرد. کراماتی چون حق حیات و خلقت انسان، قدرت اراده و اختیار، قدرت تعقل و اندیشه، مسخّر قرار دادن دیگر موجودات برای انسان، فراهم کردن اسباب هدایت انسان مانند فرستادن رسول ظاهری و باطنی از این جملهاند.
نوع دیگر کرامات الهی به بشر، خاص بوده و تنها انسانهایی را شامل میشود که راه حقیقت را یافتهاند و ایمان به خدا دارند. خداوند به این دسته از انسانها، رحمت خاصی عطا کرده که غیرمؤمنان، از آن بینصیبند. از این نوع کرامت و رحمت در لسان قرآن و تفاسیر، به رحمت خاص یاد شده است. مفسران در معنای «رحیم» گفتهاند که نوعی از رحمت خاص پروردگار است که تنها مؤمنان را شامل میشود: (وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا) و نیز خداوند میفرماید: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) و
به هر حال، تعدد آیات قرآنی مربوط به موضوع کرامت انسانی بیانگر آن است که هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای انسان ارزش و اهمیت نمیگذارد. قرآن انسان را جانشین خدا بر روی زمین میداند و وی را موجودی میخواند که فرشتگان بر او سجده کردهاند، همه آسمانها و زمین در تسخیر او هستند و موجودات جهان آفرینش سرتمکین در برابر او فرود آوردهاند. در نظر اسلام، انسان مقام و ارزش والایی دارد و خداوند، سروری موجودات زمین و آسمان را برای او فراهم ساخته است. روح خدا در آدم دمیده شده و شایسته تکریم و تعظیم گردیده و حتی فرشتگان مأمور شدهاند که بر او سجده کنند. انسان در نظر اسلام دارای مقام خلیفةالله است. در این زمینه آیات و روایات فراوان وجود دارد، بهویژه آیهای از سوره اسراء کرامت انسانی را با وضوح هرچه تمامتر اعلام میدارد:
(وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً)؛
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى آشكار داديم.
گفتنی است که از نظر اسلام، همانطور که از پارهای آیات از جمله آیه 29 از سوره بقره برمیآید، همه انسانها صرفنظر از دین و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار آنها دارای کرامت هستند، هرچند که انسان باتقوا دارای فضیلت و کرامتی بیشتر است. به دیگر سخن، هر انسان کرامت ذاتی دارد، اما گروهی از انسانها علاوه بر کرامت ذاتی دارای کرامت ارزشی یا اکتسابی نیز هستند که بنا به آیه معروف: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) با تقوا بهدست میآید. اسلام بهویژه بر این کرامت تأکید دارد، در حالی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین کشورها، به این کرامت توجه چندانی نشده است. البته دلیل چنین امری بدیهی مینماید؛ در این دست از اعلامیهها که بر مبنای تفکر انسانمدارانه و اومانیستی و لیبرالیستی غربی نگاشته شده، نظامها و اندیشههای سکولار حاکم بر جوامع غرب، مبنای کرامت را در خود انسان و فرد جای دادهاند و انسان و ارزشهای صرف انسانی و مادی را جایگزین خدا و ارزشهای الهی نمودهاند و در حقیقت و برخلاف تفکر اسلامی، خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی ندیدهاند و بلکه آن را بشری پنداشتهاند و آن را در دایره حقوق طبیعی انسانها تعریف کردهاند و لذا مبنای جعل آن را غالباً بشری و نه الهی بهشمار میآورند. به همین دلیل، برخی از مواد این اعلامیهها با پارهای از موازین ادیان الهی و از جمله اسلامی دارای درجاتی از مغایرت است.
همانطور که آیات الهی، منشأ و خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی میبینند، روایات اسلامی نیز چنین دیدگاهی اصولی دارند. در اینگونه روایات در موضوعاتی مانند «کرم»، «کرامه»، «کریم»، «کرام»، و «إکرام» به موضوع کرامت پرداخته شده است و صفات متعدد الهی و در رأس آنها تقوا که مایه تقرب به درگاه ذات احدیت میگردد، از مؤلفههای تحقق کرامت به حساب آمده است. امام علی(ع) فرمودهاند:
لا کرم کالتقوی؛
هيچ كرمي مانند تقوا نيست.
من اتّقی ربّه کان کریماً؛
هر کس تقوای الهی پیشه کند، کریم است.
إنّما الکرم التنزّه عن المعاصي ]المساوی[؛
به درستی که کرم به معنای اجتناب از گناهان و بدیهاست.
الکرم حسن السجیّة و اجتناب الدنیّة؛
کرم به معنای سجایای نیکو و اجتناب از پستیهاست.
أملک علیک هواک و شُحّ بنفسک عمّا لایحلّ لک، فإنّ الشحّ بالنفس حقیقة الکرم؛
هوای نفس بر تو سیطره دارد، بر نفست از آن چیزی که بر تو حلال نیست، بخل ورز و از او دریغ دار؛ زیرا در حقیقت این امساک نفس، عین واقعیت کرم است.
الکرم نتیجۀ علوّ الهمّۀ؛
کرم و کرامت نتیجه علو همت است.
من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛
کسی که نفس او کریم و بزرگوار شود، شهوتش بر او خوار و ضعیف میگردد.
الکریم من تجنّب المحارم و تنزّه عن العیوب؛
کریم کسی است که از محارم اجتناب نموده و خود را از عیبها منزه میدارد.
یستدلّ علی کرم الرجل بحسن بشره و بذل برّه؛
کرامت مرد با روی گشاده و بذل و بخشش نیکوییهایش اثبات میگردد.
الکریم یعفو مع القدرة، و یعدل مع الإمرة و یکفّ لسانه، و یبذل إحسانه؛
کریم کسی است که هنگام قدرت عفو میکند و در هنگام امارت و امیری عدالت میورزد و زبانش لجام دارد و نیکیهایش را بذل و بخشش میکند.
همچنین در روایت جالبی، پیامبر مکرم اسلام (ص)، کرامت را با تدین یکی دانسته و فرمودهاند: «کرم الرجل دینه؛ کرامت هر شخصی در دین وی نهفته است». در روایت دیگری امام صادق(ع) سه چیز را دال بر کرامت فرد میداند که عبارتند از حسن خلق، فروخوردن خشم و چشمپوشی و گذشت.
بدیهی است که کلیه این روایات و دیگر اشارات قرآنی، سه چشمه کرامت انسانی و بشری را در دیانت و فطرت الهی انسان جستوجو میکنند و معنای واقعی و متعالی آن را از این منظر مینگرند. البته به کرامت، نهتنها از زاویه فردی و اخلاقی، که از زوایای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز چنین نگریسته میشود و کاملاً میتوان این برداشت از کرامت و جایگاه آن را در تعاملات اجتماعی و سیاسی ملاحظه نمود؛ همچنانکه امام(ع) نیز ویژگیهای دولت کریمه را در تقابل با دولت فرومایه چنین به تصویر کشیده است:
دولة الکریم تظهر مناقبه، دولۀ اللئیم تکشف مساويه و معایبه؛
دولت کریمه دولتی است که مناقب و نیکیهای آن آشکار میشود و دولت فرومایه و لئیم، دولتی است که بدیها و معایب آن بروز مییابد.
کرامت انسانی در عصر ظهور
الف) زوال کرامتها از ملاحم قبل از ظهور
در بسیاری از روایات منقول از پیامبر (ص) و معصومان (علیهم السلام) از زوال کرامت انسانی و بروز ناامنیها، بیعدالتیها، جنگها، هرج و مرجها و فتنههای فراوان و فساد گسترده به عنوان ملاحم و نشانههای ظهور مهدی موعود(عج) و ویژگی عصر غیبت یاد شده است، از جمله خطبه 138 نهجالبلاغه چنین مضامینی دارد؛ همچنانکه پیامبر مکرم اسلام (ص) در این زمینه میفرماید:
منّا مهدیّ هذه الاُمّة إذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطّعت السبل و أغار بعضهم علی بعض فلاکبیر يرحم صغیراً و لاصغیر یوقّر کبیراً فیبعث الله عند ذلک مهدیّنا التاسع من صلب الحسین یفتح حصون الضلالة و قلوباً غفلاء یقوم فی الدین فی آخرالزمان کما قمت به فی أوّل الزمان و یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً؛
مهدی این امت از ماست. هنگامی كه در دنیا هرج و مرج شده و فتنهها آشکار شود و راهها مورد راهزنی قرار گرفته و بعضی از مردم به بعض دیگر تهاجم کنند و بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچکتر احترام بزرگتر را نگه ندارد، در چنین زمانی مهدی ما که نهمین امام از صلب حسین است برج و باروهای گمراهی و قلبهای قفل شده را فتح میکند و در آخرالزمان برای دین قیام میکند؛ همانطور که من در اول زمان، بدین قیام مبادرت کردم. او زمینی را که از جور پرشده، از عدل و داد، پر و سرشار میسازد.
امام علی(ع) در خطبه 108 نهجالبلاغه با جملاتی مانند: «تفیض اللئام فیضاً و تغیض الکرام غیضاً...» عصر فرومایگی قبل از ظهور و فراگیری لئامت و نُدرتیابی کرامت را بهخوبی تشریح فرمودهاند؛ دورهای که همانند جامعه هابزی، انسانها گرگ یکدیگر شده و درندهخویی جای انسانیت و مدنیت را میگیرد. این ملاحم که مسخ همه ارزشها و کرامتهای الهی و انسانی را دربردارد، از دید امام(ع) چنین بیان شده است:
پس در آن هنگام که بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود و جهل و نادانی بر مرکبها سوار و طاغوت زمان عظمت یافته و دعوتکنندگان به حق اندک و بیمشتری خواهند شد. روزگار چونان درنده خطرناکی حملهور شده و باطل پس از مدّتها سکوت، نعره میکشد. مردم در شکستن قوانین خدا دست در دست هم میگذارند و در جداشدن از دین متحد میگردند و در دروغپردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند. و چون چنین روزگاری میرسد، فرزند با پدر دشمنی میورزد و باران خنککننده، گرمی و سوزش آورد، پستفطرتان و لئیمان همهجا را پر و لبریز مینمایند و افراد با کرامت و بزرگوار به شدت کمیاب و کاسته میگردند. مردم آن روزگار چون گرگان و پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان و مستمندان چون مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت برمیبندد و دروغ فراوان میشود. با زبان تظاهر به دوستی دارند، اما در دل دشمن هستند. به گناه افتخار میکنند و از پاکدامنی به شگفت میآیند و اسلام را چون پوستینی وارونه میپوشند.
بدیهی است در چنین زمانی با تکریم دونپایگان، مجالی برای احترام به کرامات واقعی انسانی نخواهد بود و مؤمنان و شیعیان ذلیل خواهند شد. در اینباره علامه مجلسی از غیبت نعمانی حدیثی را از امام علی(ع) بدین شرح نقل نموده است:
روزی بیاید كه شیعيان مانند بز باشند که شیر نداند دست روی کدام یک از آنها بگذارد! یعنی عزت آنها از دست رفته و کسی احترامی برای آنها قائل نیست و کسی ندارند که در کارهای خود به وی پناه برند.
ب) امام مهدی(عج) مظهر کرامتها و سرآمد کریمان
یکی از دلایل و براهین کرامتمحور بودن عصر ظهور و دولت کریمه مهدوی آن است که امام مهدی(عج) همانند جد خویش اکرمالاکرمین و خاستگاه کرامت است. پیامبر مکرم اسلام (ص) بارها خود را به این صفت متصف مینمود و میفرمود: «أنا أکرم الأکرمین» یا «أنا أکرم ولد آدم علی ربّی» . همچنین با توجه به روایات فراوانی که سنت و سیره امام عصر را همسان سنت و سیره نبوی و علوی به شمار میآورند، بسیار بدیهی است که دولت تحت فرمان مهدوی، بر محور کرامت و لحاظ عالیترین حد کرامتهای الهی و انسانی حرکت نموده و تبلور یابد. در همین زمینه پیامبر (ص) میفرماید:
سنّته سنّتی یقیم الناس علی ملّتی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب ربّی عزّوجلّ؛
سیرت و سنت او، سیرت و سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت میکند.
و یا امام صادق(ع) فرمودهاند:
إنّ قائمنا إذا قام لبس لباس علیّ و سار بسیرته؛
به درستی که قائم ما در هنگام قیام، لباس علی را پوشیده و به سیره او حرکت و عمل میکند.
مهدی موعود(عج) همانند سایر ائمه هدی مظهر کرامت، اُنس و شفقت و دلسوزی با مردم بوده و پناهگاه عالمیان است و این مقام جز در قالب امامت شیعی تصورشدنی نیست. این مطلب در روایت امام رضا(ع) اینگونه توصیف شده است:
الإمام الأنیس الرفیق و الوالد الشفیق و الأخ الشفیق و الاُمّ البرّه بالولد الصغیر مفزع العباد فی الداهیة النأد؛
امام، آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تنی (که پشتیبان برادر) بوده و همانند مادر دلسوز به فرزند خردسال و پناهگاه بندگان در واقعه هولناک است.
یکون أولی الناس بالناس من أنفسهم، و أشفق علیهم من آبائهم و اُمّهاتم، و یکون أشدّ الناس تواضعاً لله عزّوجلّ، و یکون آخذ الناس بما یأمر به، و أکفّ الناس عمّا ینهی عنه... و یکون أعلم الناس و أحکم الناس و أتقی الناس و أحلم الناس، و أسخی الناس و أعبد الناس... و تنام عیناه و لاینام قلبه...؛
او برای مردم از خودشان سزاوارتر، از پدر و مادرشان مهربانتر و در برابر خداوند از همه متواضعتر است. آنچه به مردم فرمان میدهد، خود بیش از دیگران به آن عمل میکند و آنچه مردم را از آن نهی میکند، خود بیش از همگان از آن پرهیز میکند... . او عالمترین، حکیمترین، باتقواترین، صبورترین، بخشندهترین و عابدترین مردمان است... و اگر چشمان او به خواب رود، قلبش بیدار است... .
امام مهدی(عج)، سرآمد کریمان عالم، متواضعترین فرد جهان بشری در برابر خداوند بوده و در شتاب به سوی نیکیها و بزرگواریها، مجاهد و مجتهدی سختکوش است. او کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب را دارد و میتوان وی را سرآمد تهجدپیشگان و شبزندهداران و ساجدان به درگاه الهی به شمار آورد. امام کاظم(ع) اوصاف عبادی امام غایب را چنین برشمرده است:
او [مهدی(عج)] بر اثر تهجد و شبزندهداری رنگش به زردی متمایل است. پدرم فدای کسی باد که شبها در حال سجده و رکوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات میکند... . او چراغ هدایت در تاریکیهای مطلق است. پدرم فدای کسی که به امر خدا قیام میکند.
اوصاف کریمانه امام عصر به کرات در روایات مورد تأکید قرار گرفته است؛ همانطور که امام علی(ع) با ذکر این اوصاف، بزرگواری و کرامت فرزند دوازدهم خود را مایه پناه و گردهمآیی مسلمین و تجدید عزت و عظمت آنها به حساب آورده است:
مردی است نیرومند، شمشیری از شمشیرهای خدا، بزرگی است بخشنده و با استقامت. فرق او به قلۀ عظمت میساید و بزرگواری همیشگی او بر بهترین اصول استوار است... پناه دادن وی به مردم بیپناه از شما بهتر، علمش از شما افزونتر و جهدش در صله ارحام از همه بیشتر است. خداوندا با بیعت کردن با وی، مردم را از اندوه بیرون آور و مسلمانان را از پراکندگی نجات ده! ...
ج) کرامتهای انسانی با ریشه و خاستگاه الهی
حکومت جهانی امام عصر(عج) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب الی الله و برداشتن موانع این مسیر است و میخواهد وعده الهی تفوق جهانی اسلام بر سایر ادیان را محقق نماید و در سایه حاکمیت امام عصر(عج)، بانگ توحید را همهجا فراگیر سازد و شرک و کفر را نابود کند. اساساً حیات معنوی وجه تمایز انسان با سایر موجودات است و همین حیات، او را به خداوند حیات آفرین میرساند و به مقام قرب الهی نايل میکند؛ همچنانکه قرآن کریم بر همین مبنا، انسان را بهسوی احیای واقعی فرا میخواند:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يحْيِيكُمْ)؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مىبخشد، آنان را اجابت كنيد.
از این رو، در زمان حاکمیت جهانی دولت کریمه، این بخش از وجود آدمی و مکارم عالی و ارزشهای انسانی در همه ابعاد سامان گرفته و رونق و طراوت مییابد و از دلایل فضیلتمداری و کرامتمحوری چنین دورهای، نابودی شرک و برطرف شدن همه زمینههای صفات رذیله است. به فرموده امام باقر(ع):
... هر آینه (در زمان امام مهدی(عج)) دین محمد (ص) به هرجا که شب میرسد خواهد رسید و عالمگیر خواهد شد، به گونهای که بر سطح زمین اثری از شرک نخواهد ماند، همانگونه که خداوند وعده کرده است.
در حکومت دینسالار مهدوی، تمایلات و هواهای نفسانی جایی ندارد و با از بین رفتن بسیاری از گناهان، کرامتهای الهی و دروازههای برکت به سوی عالمیان گشوده خواهد شد. امام علی(ع) در عبارتهای مختلفی ضمن شرح تفصیلی این دوران فرموده است:
او [حضرت مهدی(عج)] خواستهها و امیال را تابع هدایت وحی میکند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند. در حالیکه به نام تفسیر، نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند، او نظریهها و اندیشهها را تابع قرآن میسازد... . بدی میرود و خوبی باقی میماند، رونق کشاورزی بیاندازه میشود، زنا، شرب خمر و ربا رخت برمیبندد، مردم به عبادت، شریعت و دیانت روی میآورند؛ نماز جماعت رونق میگیرد، عمرها طولانی میگردد، امانات ادا میشود، درختان پرمیوه و برکات فراوان میگردد، اشرار نابود میشوند، اخیار باقی میمانند و دشمنان اهلبیت باقی نمیمانند.
در عصر ظهور کرامتهای الهی و بشری در بستر احیای امر به معروف و نهی از منکر تحقق مییابد و «مهدی و یاران او امر به معروف و نهی از منکر میکنند» و خداوند به وسیله حضرت مهدی(عج) این امت را پس از آنکه تباه شدهاند، اصلاح میکند و او آثار گمراهی و هوا و هوس را نابود خواهد کرد؛ همانطور که در دعای ندبه که آهنگ فراق و نوای جدایی از امام غایب بوده، این اشاره آمده است:
أین طامس آثار الزیغ و الأهواء، أین قاطع حبائل الکذب و الإفتراء؛
کجاست آنکه ریسمانهای دروغ و افترا را خواهد گسیخت؟ کجاست آنکه آثار گمراهی و هوی و هوس را نابود خواهد کرد؟
بر همین منوال، امام هیچ بدعتی را وا نمیگذارد، مگر اینکه آن را ریشهکن کند و از هیچ سنتی الهی نمیگذرد، مگر اینکه آن را برپا نماید. همچنین از اقدامات اساسی جهت تمهید و بسترسازی احیای کرامتها و فضایل عالی در جامعه آخرالزمان، نابودی شیطان به دست امام عصر(عج) است. علامه مجلسی در بحارالأنوار در ذکر روایتی نقل میکند که از امام صادق(ع) درباره «وقت معلوم» که خداوند به شیطان فرمود منتظر آن باشد پرسیدند و ایشان فرمود:
روز قیام قائم ماست؛ وقتی خداوند او را برانگیخته میکند (و آماده قیام است) و در مسجد کوفه است. در آن وقت شیطان در حالیکه با زانوهای خود راه میرود، به آنجا میآید و میگوید: ای وای از خطر امروز! قائم پیشانی او را میگیرد و گردنش را میزند. آنموقع روز وقت معلوم است که مدت او به آخر میرسد.
بدین ترتیب، عصر ظهور، دوران تکمیل و تتمیم مکارم اخلاقی و کرامتهای انسانی خواهد بود؛ دورهای که با عملیات اصلاحی دولت مهدوی، آدمیان به نهایت تزکیه نفسانی، بلوغ و تکامل اخلاقی میرسند و ایمان آنها از حیث عقیدتی و عمل کامل میشود و مسلمانان و مؤمنان عزت مییابند و منافقان و بیدینان ذلیل میگردند؛ همانگونه که در دعای افتتاح، این وضعیت آرمانی و کریمه اینگونه از خدا مطالبه گردیده است:
اللّهمّ إنّا نرغب إلیک فی دولۀ کریمۀ تعزّ بها الإسلام و أهله و تذلّ بها النفاق و أهله.
خدایا! از تو امید داریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری، و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی، و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی.
د) کرامتمحوری و کرامتخواهی در ادعیه امام مهدی(عج)
در مجموعه دعاهای حضرت مهدی(عج) که «صحیفه مهدیه» یا «صحیفة المهدی» نامیده میشود نیز کرامتخواهی و کرامتمحوری موج میزند. برای نمونه در دعای معروف زیر امام(ع) ضمن درخواست هدایت الهی به منزله مبنای کرامت (و أکرمنا بالهدی)، راهکارهای فراوانی را برای همه قشرهای اجتماعی در کسب کرامت از مسیر اطاعت الهی و دوری از معاصی و محرمات الهی بیان میفرمایند:
بار الها! به ما توفیق فرمانبرداری و پرهیز از گناه و نافرمانی و نیت پاک و بیآلایش و شناخت و معرفت به آنچه نزد تو ارزشمند است، عطا فرما و ما را به هدایت و پایداری تکریم نما و زبان ما را به صدق و صواب بر کلام حکیمانه و شایسته گویا ساز و دل ما را از علم و معرفت لبریز فرما و شکم ما را از اطعام حرام و شبههناک پاک گردان و دست ما را از ظلم و تعدی و تجاوز باز دار و چشم ما را از گناه و خیانت محفوظ دار و گوش ما را از شنیدن سخنان بیهوده و غیبت مسدود گردان! به دانشمندان ما زهد و بیرغبتی به دنیا و نصیحت و خیرخواهی و به دانشآموزان ما جدّیت و شوق و رغبت و به شنوندگان، پیروی و پندپذیری و به بیماران مسلمان شفا و آسایش و به مردگان آنان رأفت و رحمت، به پیرمردان ما وقار و متانت، به جوانان، بازگشت به سوی تو و توبه، و به زنان، حیا و عفت عنایت فرما و به ثروتمندان تواضع و سعۀ صدر و به فقیران صبر و قناعت و به رزمندگان نصرت و پایداری و به اسیران آزادی و آسایش و به امیران و فرماندهان دادگری و مهربانی و به مردم انصاف و سرشت نیک عطا فرما! و به توشه و سرمایۀ حجاج و زائران برکت عنایت کن و حج و عمرهای که بر آنان واجب ساختهای، ادا فرما! به فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
این عبارت از زیبا، بلند و متعالی از ادعیه امام غایب بهخوبی نشان میدهد که در اندیشه اسلامی و مهدوی کرامتهای انسانی بدون ابتنای بر مبادی ایمانی و توحیدی فاقد معنا و دلالت لازم بوده و این ارزشها چه در حوزههای فردی و چه در تعاملات اجتماعی بر مبنای عمل به آموزههای دینی و اتصاف به اخلاقیات اسلامی شکل میگیرد.
هـ) بیعتنامه مهدوی، منشور کرامتمداری و بشردوستی
بدیهی است که رعایت کرامات انسانها و حقوق بشردوستانه ـ مبتنی بر آيین توحیدی اسلام ـ تنها به امام عصر(عج) ختم نمیشود، بلکه یاران وی نیز عالم و عامل به این حقوق و مظهر آن در تعاملات فردی و اجتماعی هستند؛ زیرا آنان به خداوند و امام خود شناخت فراوان دارند و با آگاهی کامل در میدان حق حضور دارند؛ همچنانکه امام علی(ع) درباره ایشان فرموده است:
رجال عرفوا الله حقّ معرفته و هم أنصار المهدیّ فی آخرالزمان؛
مردانی که خدا را آنچنان که باید، شناختهاند، یاران مهدی در آخرالزمانند.
و یا امام صادق(ع) میفرماید:
رجال کأنّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فی ذات الله أشدّ من الحجر؛
آنان مردانیاند که گویا دلهایشان پارههای آهن است و از سنگ سختترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.
کرامتمحوری یاران مهدی(عج) بسیار طبیعی است؛ زیرا این یاوران، از پیشوايي خود الگو گرفتهاند و روزها و شبها را با یاد معبود سپری میکنند و روح بندگی و راز و نیاز با جانشان در همآمیخته، همواره خود را در محضر خدا میبینند و از یاد او لحظهای غفلت نمیورزند. روایات متعددی مؤید این مطلب است؛ چنانکه امام باقر(ع) فرمودهاند:
گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف مینگرم؛ توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس شده است، جای سجده بر پیشانیشان نمایان است، شیران روزند و راهبان شب.
امام مهدی(عج) با یاران عابد و زاهد خود جهت شروع عملیات اصلاحی و الهی عدالت گسترشان، میثاقی میبندند که به حق میتوان آن را منشور حقوق بشردوستانه و کرامتمحورانه دولت مهدوی به شمار آورد؛ بیعتی که امام علی(ع) در وصف آن فرمودهاند:
یبایعون علی أن لایسرقوا و لایزنوا، و لایسبّوا مسلماً و لایقتلوا محرّماً و لایهتکوا حریماً محرّماً و لایهجموا منزلاً و لایضربوا أحد إلاّ بالحقّ و لایکنزوا ذهباً و لافضّۀ و لابرّاً و لاشعیراً و لایأکلوا مال الیتیم و لایشهدوا بما یعلمون...؛
با او بیعت میکنند که هرگز دزدی نکنند، زنا نکنند، مسلمانی را دشنام ندهند، خون کسی را به ناحق نریزند، به آبروی کسی لطمه نزنند، به خانه کسی هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره و گندم و جو ذخیره نکنند، مال یتیم را نخورند، در مورد چیزی که یقین ندارند گواهی ندهند، مسجدی را خراب نکنند، مشروب نخورند، حریر و خز نپوشند، در برابر سیم و زر سرفرود نیاورند، راه را بر کسی نبندند، راه را ناامن نکنند، گرد همجنسبازی (و اعمال منافی عفت) نگرایند، خوراکی را انبار نکنند، به کم قناعت کنند، طرفدار پاکی باشند، از پلیدی گریزان باشند، به نیکی فرمان دهند، از زشتیها باز دارند، جامههای خشن بپوشند، خاک را متکّای خود سازند، در راه خدا حقّ جهاد را ادا کنند و... .
این میثاق الهی و بشردوستانه یک جانبه نیست و امام عصر(عج) نیز خود را بدان مکلف میداند؛ به فرموده امام علی(ع):
... و یشتطّ علی نفسه لهم، أن یمشی حیث یمشون و یلبسون کما یلبسون و یرکب کما یرکبون و یکون من حیث یریدون و یرضی بالقلیل و یملأ الأرض بعون الله عدلاً کما ملئت جوراً، یعبدالله حقّ عبادته، و لایؤاخذ حاجباً و لابوّاباً.
... او نیز در حق خود تعهد میکند که از راه آنها برود، جامهای مثل جامه آنها بپوشد، مرکبی همانند مرکب آنها سوار شود؛ آنگونه که مردم میخواهند و به کم راضی و قانع شود، زمین را به یاری خداوند پر از عدالت کند؛ چنانکه پر از ستم شده باشد، خدا را آنطور که شاید بپرستد و برای خود حاجب و نگهبان و دربان اختیار نکند.
امام مهدی(عج) بر مبنای همین میثاق الهی و کریمانه، «یارانش را در همه شهرها پراکنده میکند و به آنان دستور میدهد که عدل و احسان را شیوۀ خود سازند و آنان را فرمانروایان اقلیمهای مختلف میگرداند و به آنان فرمان میدهد که شهرها را آباد سازند». امام علی(ع) در حفظ حقوق و کرامت مردم و بهویژه بینوایان بسیار کوشا بوده و بر کارگزاران خود در این امر نظارت شدیدی دارد. به تعبیر روایات، «مهدی(عج)» بخشندهای است که مال را به وفور میبخشد، بر کارگزاران و مسئولان دولت خویش بسیار سخت میگیرد و بر بینوایان بسیار رئوف و مهربان است» و به همین دلیل، حاصل چنین سیره الهی و کرامت محورانه، تعظیم و تکریم امت اسلامی خواهد بود؛ به فرموده پیامبر (ص):
یخرج فی آخر اُمّتی المهدیّ، یستقیه الله الغیث و تخرج الأرض نباتها و یعطی المال صحاحاً و تکثر الماشیۀ و تعظم الاُمّۀ؛
در پایان روزگار امت من، مهدی خروج میکند. خداوند در زمان او زمین را با باران رحمتش سیراب میکند، زمین گیاهانش را میرویاند. او ثروت را به طور مساوی بین مردم تقسیم مینماید. در آن زمان چهارپایان در جهان فراوان شود و امت را تکریم نموده و عظمت میبخشد.
بدین ترتیب در دولت کریمه مهدوی، کرامت انسانها و حقوق بشردوستانه نهتنها محوریت دارد که به عالیترین حد خود خواهد رسید. گفتاری از امیرمؤمنان(ع) بهترین شاهد روایی بر توصیف نوع کرامتبخشی به جامعه انسانی در عصر ظهور است:
سپس به کوفه روی میآورد که قرارگاه و منزل اوست. بردۀ مسلمان در بندی نمیماند جز اینکه او را میخرد و آزاد میسازد و بدهکاری نمیماند مگر اینکه دَین او را میدهد و مظلمهای نمیماند جز اینکه آن را میپردازد و کشتهای نمیماند مگر اینکه دیه او را میدهد... و کشتهای نمیماند جز اینکه دَین او را میپردازد و خانواده او را تأمین میکند و همه امور را تدبیر و کارها را تنظیم مینماید تا آنجایی که زمین را سرشار از عدل و داد مینماید، همانگونه که به هنگامه ظهور او، از ظلم و جور لبریز است... .
در چنین وضعيتی که امام(ع) به منزله ملجأ و قله کرامت و اکرمالاکرمین عالمیان بوده، «امت اسلامی به سوی او پناه میبرند، آنچنان که زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند؛ عدالت را در سراسر گیتی میگستراند، همچنانکه پر از ستم شده، تا جاییکه صفا و صمیمیت صدر اسلام را به آنها باز میگرداند. خفتهای را بیهوده بیدار نمیکند و خونی را (به ناحق) نمیریزد» و بدین ترتیب «ساکنان آسمان، مردم زمین، پرندگان هوا، درندگان صحرا، و ماهیان دریا همه و همه از او خشنود میشوند».
و) برخی مبانی و شاخصههای کرامتمحوری جامعه مهدویت
کرامتمحوری و کرامتخواهی جامعه و دولت کریمه مهدوی دارای الزامات و مقوماتی است که میتوان از آنها به مبانی و شاخصههای تحقق کرامتهای مزبور نیز یاد کرد. روایات بسیاری نیز بر این الزامات و مقومات شاهدند که به گونهای موجز برخی از آنها میآید:
1. عدالت و نفی تبعیض
تحقق عدالت و استیفای کامل حقوق همگان، از اساسیترین مبانی و پایههای تأمین کرامتها و ارزشهای الهی و انسانی به شمار میرود. بدیهی است که عدالت به منزله شعار اصلی حکومت عدلگستر مهدوی، ضامن تحقق این کرامتهای عالی خواهد بود؛ به فرموده پیامبر اعظم (ص):
... فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض...؛
پس زمین را از عدل و قسط پر میکند، همانگونه که از ستم و جفاکاری پر شده بود. هم ساکنان آسمان و هم ساکنان زمین از او خشنود هستند.
همچنین امام صادق(ع) سوگند یاد میکند که مهدی(عج) عدالت را همچنان که سرما و گرما وارد خانهها میشود، وارد خانههای مردمان میکند.
از سویی اعمال عدالت در جامعه مهدوی بدون تبعیض بوده و حتی بدکاران از عدالت و مساوات امام(ع) بهرهمند میگردند. امام باقر(ع)، نفی تبعیض پیشگفته را چنین شرح داده است:
... فإنّه یقسم بالسوّیة و یعدل فی خلق الرحمان، البرّ منهم و الفاجر؛
آن حضرت (اموال را) برابر تقسیم میکند و میان همه مردم چه نیکوکار و چه بدکار، به عدالت رفتار مینماید.
عدالتورزی امام عصر(عج) به گونهای است که در حیطۀ قضا و قضاوت نیز کرامت قضایی همگان تأمین میشود؛ زیرا امام با استفاده از علم لدنی و برحسب اشراف بر کنه و باطن وقایع، قضاوت مینماید و حتی به طلبیدن گواه شاهدان نیازی ندارد.
2. امنیت و صلح همه جانبه و پایدار
تحقق کامل امنیت و صلح فراگیر، از ویژگیهای اساسی عصر ظهور است. خاستگاه بسیاری از حقوق و ارزشهای بشری در کسب امنیت روانی، جانی، مالی و... نهفته و همانند تعامل عدالت و کرامت، میان امنیت واقعی و همه کرامتهای عالی، تعاملی مستقیم و دوجانبه وجود دارد؛ زیرا تأمین امنیت به معنای مصونیتبخشی این کرامتها از هرگونه گزند و آسیب محتمل است. در روایت معروف امام علی(ع) دوره امنیت و صلح فراگیر جامعۀ عادله مهدوی چنین تشریح گردیده است:
اگر به تحقیق، قائم ما قیام کند، به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آنچنان که باید میبارد و زمین نیز رستنیهایش را بیرون میدهد و کینه از دلهای بندگان زدوده میشود و میان دد و دام آشتی برقرار میشود؛ به گونهای که یک زن میان عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید و هرجا قدم میگذارد، همه سبزه و رستنی است و بر روی سرش زینتهایش را گذارده و نه ددی او را آزار میدهد و نه میترساند.
3. فقدان تحمیل عقیده و تکریم اقلیتها
در دولت کریمه مهدوی، اسلام آیینی برتر و متعالی است که با براهین و استدلالهای روشن به جهانیان معرفی میشود اکثر آنان نیز آن را خواهند شناخت و پذیرفت. اگر معاندان و لجاجتپیشگانی هم به این امر تن ندهند و به حقستیزی ادامه دهند، سرانجام مجبور خواهند شد که بر اساس جریان جهانی و عالمگیری حقجویانه اسلام، بدین حق گرایش یابند. بدین ترتیب، همانگونه که امام صادق(ع) میفرماید: «وقتی قائم آل محمد قیام میکند، مکانی بر روی زمین باقی نمیماند مگر اینکه کلمه طیبه”لاإله الاّ الله محمّد رسولالله“ در آنجا به آواز بلند گفته شود».
از سویی چون بخش اعظم جهانیان با میل و رغبت خود به دین اسلام میگروند، تحمیل عقیده در عصر و دولت کریمه مهدوی از اساس باطل و بیبنیاد است. همانطور که پیامبر اکرم (ص) درباره اجماعی بودن پذیرش حکومت حضرت مهدی(عج) میفرماید:
زمین را همانگونه که از ستم پر شده بود، از عدل سرشار میکند. اهل آسمانها و اهل زمین و پرندگان آسمان به خلافت او رضایت میدهند.
البته علاوه بر رضایت همگان از این دولت کریمه و اجماعی بودن مشروعیت آن، عالمیان بنابه روایات پیش آمده، از آن فرحناک و مسرور خواهند بود؛ زیرا محور کار حضرت مهدی(عج) ـ همانطور که از نامشان نیز برمیآید ـ هدایت جامعه بشری است که بدیهی مینماید اصل و اساس هدایت، بر اقناع میبایستی مبتنی باشد.
بنابر دلالت روایات، حضرت از همان ابتدای ظهور، کتب بدون تحریف زبور، تورات، انجیل و... را نمایان میسازد و بر اساس نسخ اصل آنها با اهل کتاب محاجّه، استدلال و گفتوگو میکند و آن بر آنان حکم میراند تا آنکه ایشان به دین اسلام و حکومت جهانشمول مهدوی هدایت گردند. اوج اکرام و کرامت بخشی امام(ع) و دولت ایشان در این است که امام «... بین اهل تورات با تورات و بین اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور و بین اهل قرآن با قرآن، قضاوت خواهد کرد». بدینسان اگر اقلیتهای دینی محدودی هم در جامعه مهدوی وجود داشته باشند، از تکریم آنها و احترام به عقایدشان کوتاهی نخواهد شد.
4. رشد عقلانیت، شکوفایی علوم و فنآوری
کمال عقلانیت بشری در دوره ظهور، ضامن تحقق کرامتهای عالی الهی و انسانی است. روایات فراوانی بیانگر آن است که عقول مردم در دوره ظهور به بالاترین مرحله کمال خویش میرسد؛ به فرموده امام باقر(ع):
إذا قام قائمنا وضع یده علی رئوس العباد فجمع به عقولهم و أکمل به أخلاقهم؛
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست عنایتش را بر سر بندگان میکشد و عقل آنها زیاد میشود و به واسطه این رشد عقلی، اخلاق آنها نیز کامل میگردد.
در عصر مهدوی دانش بشری به دستآوردهایی مافوق تصور میرسد و 25 حرف از 27 حرف کل دانش، کشف و در میان مردم منتشر میشود؛ همانگونه که امام صادق(ع) به تفصیل این شکوفایی علوم و بالندگی فنآوری را بیان نمودهاند. بسیار هویداست که در این دوره طلایی معرفت بشری، کرامتها و ارزش الهی به گونه غریبی بر جوامع انسانی مسلط میگردند و جنبه ملموسی مییابند و این گسترش کرامتها و حکمت بر جامعه بشری به گونهای خواهد بود که زنان خانهدار هم حکمت میآموزند و بینیاز از دیگران بر اساس احکام الهی و نبوی به قضاوت میپردازند؛ به فرموده امام باقر(ع):
... به مردم زمان قائم(عج) آنچنان حکمتی عطا خواهد شد که حتی زنان در کانون خانه خویش بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبرش عادلانه و آگاهانه داوری میکنند و نیازی به دیگری ندارند.
5. تأمین رفاه، بالندگی اقتصادی و معیشتی
حفظ کرامتهای انسانی بدون توجه به رفاه و وضعیت معیشتی مردم در واقع فاقد معنای لازم است و در اسلام توجه به «معاد» و «معاش» با هم دیده شده و همین دو لازم و ملزوم هم دانسته شدهاند. این تلازم در عصر ظهور در نهایت کمال محقق میگردد و همه انسانها و بهویژه مؤمنان از حیث معیشت و رفاه به عالیترین سطوح ممکن خواهند رسید. توصیف پیامبر (ص) از این وضعیت بدین صورت است:
در آن زمان، امت من چنان از نعمت برخوردار شوند که هرگز امتی آنچنان از نعمت برخوردار نشده باشد؛ سرتاسر زمین محصول دهد و هیچ چیز را از آنان دریغ ندارد، اموال انبوه شود. هرکس نزد مهدی آید و بگوید به من مالی ده او بیدرنگ میگوید: بگیر.
به فرموده امام صادق(ع)، حضرت ناچیزترین دیون و طلبهای شیعیان را حتی اگر سیر و خشخاش باشد، پرداخت میکند و «در دنیا اعلام میدارد که هرکس طلبی از یکی از شیعیان دارد، بیاید بگیرد».
در دولت مهدی(عج) رباخواری از بین میرود و اموال توسط حضرت بدون آنکه شمارش شوند، تقسیم میگردند و تمام معادن و گنجهای زیرزمینی در حکومت او آشکار و استخراج میشوند و بر روی زمین مخروبهای نمیماند مگر آنکه بهوسیله آن حضرت آباد شود. بدین ترتیب، جامعه بشری به استغنای کامل خواهند رسید و حتی فقیری برای دریافت زکات، صدقات و اعانات یافت نخواهد شد. بخشی از روایات امام صادق(ع) در اینباره بدین صورت است:
... و زمین خزینههای خود را آشکار میگرداند، به نوعی که خلایق همه آنها را در روی زمین میبینند و مرد در آن وقت کسی را میطلبد برای اینکه از مالش به او اعطا نماید تا اینکه صلۀ رحم بهجا بیاورد و یا اینکه از وجه زکات چیزی به او بدهد، چنین کسی که اینها را از او قبول نماید، یافت نمیگردد و خلایق به سبب آنچه خدا از فضل خود به ایشان روزی کرده، مستغنی و بیاحتیاج خواهند بود.
6. کمال قوت و سلامت جسمی و روانی
از ضمانتها و عوامل تحقق کرامتهای عالی در دولت کریمه مهدوی آن است که بیماریهای جسمی و روانی انسانها در این دوره از بین میرود و قوای بدنی و روحی مؤمنان به طور شگفتآوری نیرومند میشود؛ به فرموده امام صادق(ع):
هنگامی که حضرت قائم قیام کند، خداوند بیماریها را از مؤمنان دور میکند و تندرستی را به آنان باز میگرداند.
امام زینالعابدین(ع) این وضعیت را اینگونه تشریح مینمایند:
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند آفات و بیماری و بلایا را از شیعیان ما دور خواهد کرد و قلبهای آنان را به مانند پارههای آهن خواهد ساخت و قوت و توان مردان ایشان را به اندازه چهل مرد افزون خواهد نمود. در آن هنگام شیعیان حاکمان زمین و سروران آن خواهند گشت.
کرامتبخشی به مؤمنان در این دوره به جایی خواهد رسید که تواناییهای شنوایی و بینایی آنها توسعه بیبدیل و شگفتآوری خواهد یافت؛ آنگونه که مؤمنان در شرق و غرب همدیگر را با وجود اختلاف و بُعد مکانی، مشاهده خواهند نمود؛ و به فرمایش امام صادق(ع):
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند در دستگاه شنوایی و بینایی شیعیان ما گستردگی و کشش ویژهای میبخشد تا میان آنها و مهدی ما واسطه و نامهرسان یا فاصلهای نباشد.
البته در دولت کریمه، میان برخورداری از سطوح عالی ایمانی و کرامتهای اعطایی خداوند متعال، رابطه مستقیمی وجود دارد و اینگونه قابلیتها و استعدادها در مؤمنان واقعی که همان شیعیان هستند، رؤیتپذیر و تحقق یافتنی است.
7. رعایت و محترم شمردن حریمهای خصوصی و عمومی
در نظریهها و مکاتب مردمسالار امروزین، دخالت و تعدی به حریم خصوصی افراد و یا عدم پاسخ به مطالبات در حوزه حقوق عمومی، از نشانههای حکومتهای بسته و جامعالقوا (توتالیتر) است که خواه ناخواه نتیجه چنین عملکردی، تضییع و تضییق کرامتها و حقوق انسانها خواهد بود. دولت کریمه مهدوی از این قبیل آفات و نقایصی به دور است و در مقابل چنین نظامهای سرکوبگری قرار دارد. لذا در این حکومت، هرگونه تجاوز به حقوق عمومی و خصوصی مردم به شدت نفی و با آن مقابله میگردد. برای نمونه در دولت کریمه، حتی اشراف بر منزل دیگران، یا ریزش آب از ناودان منازل به محیط عمومی و یا اشراف مسجد به خانههای مردم و یا ساخته شدن بخشی از یک بنا در راههای عمومی، با برخورد حکومت مواجه خواهد شد و این موارد هرچند با تخریب مسجد برطرف میگردد. روایت امام صادق(ع) گواه روشنی بر این کرامتخواهی و دفاع از حقوق خصوصی و عمومی مردم در این دوره آرمانی است:
هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه منهدم میکند و هیچ مسجد مشرفی را نمیگذارد مگر اینکه کنگره و اشراف آن را خراب نماید و به حال ساده و بدون اشراف گذارد؛ شاهراهها را توسعه میدهد؛ هرگوشهای از خانهها را که در راه عمومی قرار دارد، اصلاح میکند و ناودانهایی را که مشرف به راه مردم است، بر میدارد؛ هر بدعتی را برطرف میسازد و هر سنتی را باقی میگذارد... .
در حدیث مشابه دیگری، امام باقر(ع) میفرماید:
و وسّع الطریق الأعظم، و کسر کلّ جناح خارج فی الطریق، و أبطل الکُنُف و المیازیب إلی الطرقات...؛
راههای اصلی را توسعه میدهد، بالکنهایی که به داخل راهها آمده از بین میبرد، ناودانهایی را که به کوچهها میریزد، برمیدارد...
نتیجه
جامعه بشری از دیرباز به کرامت و حقوق انسانی اهمیت میداده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948 ميلادي) مبتکر این حقوق نبوده، بلکه ادیان الهی بهویژه اسلام از نخستین مدافعان کرامت انسانی و حقوق بشردوستانه بودهاند. امروزه وضع حقوق بشر، به دلایل متعددی از جمله فقدان ضمانت اجرا و کارآیی لازم اینگونه اعلامیهها و میثاقها و استفاده سیاسی ابزاری از آنها، بحرانیتر و اسفناکتر گشته و حتی علوم و فنون در خدمت پایمال کردن حقوق انسانها در ابعاد وسیع و دهشتناک قرار گرفتهاند. همچنین نگاه قرآنی و روایی به موضوع کرامت انسانی، حاکی از متونی غنی و شواهد بسیار ملموسی در اینباره است. این قراین نشان میدهند که هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای انسان و کرامتهای وی ارزش و اهمیت قائل نشده است. آیات الهی و روایات معصومان (علیهم السلام)؛ منشأ و خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی میدانند و بین ایندو تلازم کاملی را برقرار مینمایند.
در مبحث اصلی و تفصیلی مقاله، جایگاه کرامتهای انسانی در عصر ظهور تبیین شد و مشخص گردید که زوال این کرامتها از ملاحم و نشانههای اصلی دوران ماقبل ظهور است. آنگاه با استناد به روایات، امامت شیعی و از جمله امام مهدی(عج)، مظهر کرامت و سرآمد کریمان دانسته شدند و بر الهی بودن ریشه و خاستگاه کرامتهای انسانی در دوره ظهور تأکید گردید. چنانکه مستدل گذشت، حتی ادعیه امام عصر(عج) نیز سرشار از کرامتمحوری و کرامتخواهی است. سپس بیعتنامه امام عصر با یاران خویش به گونهای استدلالی منشور کرامتمداری و بشردوستی آموزه مهدویت مطرح گردید. آنگاه به شرح آمد که کرامتمحوری و کرامتخواهی دولت کریمه مهدوی دارای الزامات و مقوماتی است که میتوان آنها را مبانی و شاخصههای تحقق کرامتهای مزبور یاد کرد. آن الزامات و مقومات عبارت بودند از:
1. عدالت و نفی تبعیض؛
2. امنیت و صلح همه جانبه و پایدار؛
3. فقدان تحمیل عقیده و تکریم اقلیتها؛
4. رشد عقلانیت، شکوفایی علوم و فنآوری؛
5. کمال قوت و سلامت جسمی و روانی؛
6. رعایت و محترم شمردن حریمهای خصوصی و عمومی.
بدین ترتیب، این نوشتار با پاسخ به پرسش اصلی خویش مدعا و مفروضی چنین را تأیید نمود: کرامت انسانی در اندیشه اسلامی و آموزه و دولت مهدوی خاستگاهی الهی دارد؛ انسان نه بر محور انسانمداری، بلکه بر مدار خدامداری به کرامت و بزرگواری میرسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش کرامتهای انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد. به همین دلیل، مؤمنان واقعی یعنی شیعیان در دولت مهدوی از بالاترین کرامتها و تعظیمها برخوردارند.
اهتمام به ارتقاي کرامتهای انسانی و حقوقی بشردوستانه از موضوعات بسیار با اهمیت، بهویژه در سدۀ اخیر بوده است. معالأسف، این اهتمام با وجود تلاشهای فراوان اندیشهورزان و جامعه بشری، نهتنها تاکنون به نتایج پذيرفتني نينجاميده، كه این حقوق و کرامتها در بسیاری از انحاي عالم وضعیت اسفناک و بغرنجی دارد.
آیین رحمت و رأفت اسلام، از زمان تلألؤ خویش، از منظری الهی به بهسازی وضعیت بشر و حفظ حقوق و کرامتها و ارزشهای انسانی نگریسته و توجه ویژهای به این امر مبذول داشته است. اسلام همواره كوشيده تا مکارم اخلاقی را به نهایت کمال برساند. به همین دليل، شواهد بسیار غنی در منابع قرآنی و روایی اين موضوع را تأييد ميكنند.
از سویی، تبیین جایگاه کرامتهای انسانی در دولت و عصر مهدوی از موضوعات مهمی به شمار ميرود که تاکنون بدان کمتر پرداخته شده است. امروزه برخی با تصورات نادرست و چه بسا مغرضانه، از امام عصر(عج) صرفاً تصویری خشن و غیر رأفتآمیز ترسیم مینمایند. از همينرو، نتایج چنین پژوهشهایی، این توهمها را از اساس زایل ميكند و بر غلبه همهسويه جوانب انسانی و کریمانه قیام حضرت و شخصیت مکرم ایشان مهر تأیید میزند.
سؤال اصلی این پژوهش را اینگونه میتوان خلاصه نمود: کرامتهای انسانی در دولت حضرت مهدی(عج) چه جایگاهی دارد و خاستگاه اصلی، مبانی و شاخصههای آن کدامند؟ و اساساً این کرامتها بر حول چه محور و مداری تحقق و ابتنا مییابند؟
برحسب پرسش یادشده، مدعا و مفروض نوشتار حاضر، اینگونه سامان یافته است: کرامت انسانی در اندیشه اسلامی و در آموزه دولت مهدوی خاستگاهي الهی دارد، یعنی انسان نه بر محور انسانمداری، بلکه بر مدار خدامداری به کرامت و بزرگواری میرسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش کرامتهای انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد. به همین دلیل، مؤمنان واقعی یعنی شیعیان، در دولت مهدوی از بالاترین کرامتها و تعظیمها برخوردارند.
برای پاسخ به پرسشها و آزمون صدق روایی مدعای فوق، مباحث اصلی مقاله حاضر در سه بخش اصلی تدوین شده است: ابتدا پیشینه تاریخی موضوع کرامت انسانی و حقوق بشردوستانه، بهویژه در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح میگردد و سپس موضوع کرامت در قرآن و روایات تبیین میشود و در نهایت، مبحث کرامت انسانی به تفصیل در دوره ظهور تشریح شده و خاستگاههای اصلی، شاخصهها و مبانی آن با استناد به منابع روایی بیان میگردد.
واژگان كليدي
کرامت الهی، کرامت انسانی، قرآن، روایات، آموزه مهدویت، دولت کریمه مهدوی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، تقوا، رحمانیت.
کرامت انسانی و اعلامیه جهانی حقوق بشر
مقام انسان، انسانیت و کرامت و حقوق انسانی از موضوعاتی بوده که از دیرباز مورد توجه فراوان ادیان، فلاسفه و اندیشهورزان بشری بوده است. در عصر حاضر نیز مبحث حقوق بشر بر این موضوع بااهمیت ناظر است. این حقوق، از حق زیستن که طبیعیترین حق انسان به شمار ميرود، شروع میشوند و به حقوق معنوی که موجد کمال و اعتلای بشر هستند، مثل آزادی بیان، آزادی قلم و اندیشه ختم میگردند. امروزه حقوق مزبور از محدوده مرزهای ملی به صحنه بینالمللی گذر کرده و به ظاهر در اعلامیه جهانی حقوق بشر صورت یافته است. البته به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اعلامیه جهانی حقوق بشر مبتکر حقوق بشر نبوده، بلکه ادیان الهی بهویژه اسلام نخستین اعلامیههای حقوق را دربرداشتهاند و فلاسفه و دانشمندان نیز به گونهای از حقوق بشر دفاع کردهاند و قبل از اعلامیه جهانی حقوق بشر این حقوق در برخی از اعلامیهها و مقررات داخلی کشورها مطرح شده است. همچنین تاریخ تمدن بشر، کوشش پیامبران، فلاسفه و متفکران و انساندوستان مشرق و مغرب زمین را در اعتلای شأن و کرامت انسان و دفاع از حقوق و آزادیهای اساسی او مينمايد؛ در اينباره به انعقاد «حلف الفضول» توسط محمد امین (ص) و قبل از بعثت آن حضرت و همچنین تأسیس نهاد مشابهی که در زمان اسماعیل پیامبر، به صورت پیمانی در قبیله «جرحم» که به نحوی، با هدف حمایت و دفاع از حقوق بشر شکل گرفته، میتوان اشاره نمود.
از سویی توجه به موضوع کرامت انسانی و حقوق بشر را در اينچنين اسنادی تاریخی ميتوان مطالعه كرد: قانون حمورابی پادشاه بابل (2123 ـ 2080 قبل از ميلاد)، قانون اساسی آتن (507 قبل از ميلاد)، منشور کوروش پادشاه هخامنشی (قرن پنج پیش از میلاد)، الواح دوازدهگانه روم (451 قبل از ميلاد)، اقدامات روستینین امپراطور روم (قرن ششم قبل از میلاد) در جهت احیا و اصلاح الواح دوازدهگانه روم، قطعنامه ماکناگارتا معروف به منشور کبیر انگلستان (1215 میلادی)، اعلامیه حقوق انگلستان (1866 میلادی)، منشور آزادیها مصوب دادگاه عمومی ماساچوست (1641 میلادی)، اعلامیه استقلال امریکا (1766 میلادی)، لایحه حقوقی ویرجینیا (1776 میلادی). بنابراين اسناد، زمامداران به رضا یا اکراه، رعایت حقوق و آزادیها و کرامت انسانها را به تناسب شرایط زمانی و مکانی خویش، جزو دستور و برنامه کار خود قرار دادند.
با وجود طرح مباحث کرامت انسانی در کهنترین اسناد بشری، تدوین اعلامه جهانی حقوق بشر، پيشينهاي کمتر از شصت سال دارد. در واقع این اعلامیه در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1372) به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و رسماً انتشار یافت. از آنجا که مواد این میثاق تنها هنگامی اجرايي ميشد که 35 کشور به آن ملحق شوند، از اینرو فرآیند این الحاقها مدتها طول کشید تا آنکه در 1966 ميلادي پس از تکمیل امضاها، میثاقهای بینالمللی حقوق بشر از حیث عملی قابلیت پیگیری یافت.
اعلامیه جهانی حقوق بشر یک مقدمه و سی ماده دارد. مقدمه اعلامیه متضمن سلسله مفاهیم و اندیشههایي بنیادی است که امضاکنندگان اعلامیه، اعتماد و اعتقاد راسخ خود را به آن اعلام داشتهاند. آن مفاهیم عبارتند از:
1. وحدت اعضای خانواده بشری، حیثیت ذاتی انسان (کرامت انسانی) و شناسایی حقوق ناشی از آن (حقوق بشر)؛
2. آزادی عقیده و بیان، و آزادی از ترس و فقر و بهطور کلی استقلال فرد؛
3. حمایت حقوق بشر از راه اجرای قانون (حاکمیت قانون)؛
4. برابری حقوق انسان و برابری ملتها و دولتها؛
5. توسعه روابط دوستانه بین ملتها.
نویسندگان اعلامیه، وحدت اعضای خانواده بشری (افراد بشر)، کرامت انسانی و شناسایی حقوق ناشی از آن را اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان میدانند و ظهور جهانی را که در آن، افراد بشر در بیان عقیده آزاد، و از ترس و فقر رها باشند، بالاترین آمال بشری اعلام مینمایند. مقدمه اعلامیه چنین آغاز میشود:
از آنجا که حیثیت ذاتی کلیۀ اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقالناپذیر آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکیل میدهد... از آنجا که عدم شناسایی و تحقیق حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانهای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالاترین آمال بشری اعلام شده است... .
اعلامیه در سی ماده، حقوق بشر را با وضوح و صراحت کاملی اعلام میدارد و آنها را برای رشد و پرورش شخصیت انسانی ضروری میداند. (ماده 28 و بند 1 از مادۀ 30)
متأسفانه باوجود این تلاشها برای حفظ و رعایت کرامت انسانی، نتایج به دست آمده فاقد موفقیتهای لازم و درخور بوده و به اعتقاد صاحبنظران، «به رغم تلاشهایی که صورت گرفته و موفقیتهایی که به دست آمده، وضع حقوق بشر از هر زمان دیگری بحرانیتر و اسفناکتر است. علوم و فنون بیش از آنچه در خدمت حقوق باشند، در خدمت پایمال کردن حقوق انسانها در ابعاد وسیع و وحشتناک قرار گرفتهاند. حتی خود حقوق بشر نیز از زمانی که به صورت ابزارهای سیاست خارجی قدرتهای بزرگ در آمده است، به صورت ابزاری برای سرکوب ملتهای ضعیف به کار گرفته شده است و متأسفانه اندیشهها و نظریههای انتزاعی که به مدت دویست سال در دفاع از حقوق بشر به کار گرفته شدهاند، هیچ کمکی به پیشرفت موضوع نکردهاند». از سوی دیگر، فقدان حمایتها و نبود ضمانت اجرایی میثاقهای بینالمللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر از دلایل چنین ناکامیهایی است که به ناکارآیی چنین اعلامیهای انجامیده؛ چنانکه ارزش حقوقی این میثاق نیز کاملاً زیر سؤال رفته است. ارزشیابی نهایی این اعلامیه در حفظ کرامت انسانی از دید کلی از صاحبنظران اینگونه بیان شده است:
در پایان باید دانست با وجود آنکه اعلامیه حقوق بشر، فاقد ارزش حقوقی است، لکن باید این حقیقت را پذیرفت که اصول اعلامیه در معاهدات بینالمللی رسوخ کرده و به صورت عرف بینالمللی درآمده است که خود از جمله منابع حقوق بینالمللی بهشمار میرود... با این وجود، ضمانت اجراهای مندرج در میثاقها بسیار ضعیف است و از کارآیی لازم برخوردار نمیباشد، بهویژه میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی سعی نمیکند که اجرای این دسته از حقوق بشر را به گونۀ مؤثری تضمین نماید... .
گفتنی است که یکی دیگر از علل ناکارآیی اعلاميه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن، ناهمسازی معدودی از موارد آن (مانند ماده 16 و 18) با موازین اسلامی است و به همین دلیل نیز کشورهای مسلمان در اجلاس وزرای امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره، اعلامیه حقوق بشر را در پنجم اوت 1990 (پانزدهم مرداد 1369) در 25 ماده به تصویب رساندند، هرچند که این اعلامیه نیز همانند سایر میثاقها در حد حرف و انتزاعیات باقیمانده و فاقد ضمانت اجرا و حمایت و تحقق عملی است.
کرامت انسانی در قرآن و روایات
مفهوم «کرامت» در لغت، در مقابل «لئامت» و «دنائت» و «دنیا» قرار میگیرد؛ همچنانکه در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «من کرمت نفسه صغرت الدنیا فی عینه.» بنابراین، کرامت از مفاهیم استعلایی است که از طریق تعالی روح و به گونهای ایجابی و با نزاهت و دوری از همه پستیها و دنائتها به گونهای سلبی بر قامت انسان وارسته از همه تعلقات، وابستگیها و دلبستگیها و آلودگیهای دنیوی پوشانده میشود.
راغب اصفهانی کرامت را از دو جهت کرامت خداوند و کرامت انسان معنا میکند. کرامت خداوند با استناد به آیاتی مانند: (فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ) نام احسان و نعمتهایی است که خدا میدهد و از این طریق ظهور میکند و در جایی که بخواهد انسان توصیف شود، به نام آراستگیها و افعال نیکی که از او آشکار میشود، کرامت گفته میشود، ولی درباره او کریم نمیگویند. سپس راغب میگوید: واژه کرامت معنای عامی دارد و به هر چیزی که در جای خودش شرافت و بزرگی داشته باشد، کرامت میگویند. به همین دلیل خداوند درباره گیاه میگوید: (فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ). همچنین اکرام و تکریم، چیزی است که به انسان نفعی و فایدهای برساند که در آن پیچیدگی و مانع نباشد.
جالب آنکه یکی از معروفترین اسامی قرآن در نزد مسلمانان، «قرآن کریم» است؛ همچنانکه با گشودن این صحیفه الهی، به کلمات و واژگان بسیاری برمیخوریم که با کلمه «کریم» پیوند خورده است؛ واژههایی همانند: «رسول کریم»، «رزق کریم»، «اجر کریم»، «کتاب کریم»، «رب الکریم»، «زوج کریم»، «مقام کریم»، «عرش کریم»، «ملک کریم»، «قول کریم»، «عزیز کریم»، «قرآن کریم»، و «مدخل کریم».
با نگاهی کوتاه و گذرا به واژگان پیشگفته، به جز مواردی که مختص ذات الهی است، درمییابیم که بسیاری از آنها درباره انسان و یا امور درباره اوست، مانند: رزق، زوج، اجر و... . علاوه بر واژه کریم، مشتقات دیگری از این واژه به صور مختلف در قرآن کریم به کار رفته که هرکدام یادآور نکتهای خاص و بیانگر موضوعی در این زمینه است.
قرآن کریم آنجا که میخواهد در میان گرامیان، با کرامتترین را نزد خداوند معرفی کند: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) را یادآور میشود و آنجا که اوصاف نیکان را یادآوری میکند، به عبور کریمانه آنان میپردازد: (وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا)، و وقتی به ملائک محافظ انسان اشاره میکند، آنان را به «كِرَامًا كَاتِبِينَ» میستاید که نشان از جایگاه و موقعیت آنها نزد فرشتگان دیگر دارد و در آن هنگام که از نامههای یادآوری کننده همراه با ارائه دهندگان آنها یاد میکند، به وصف کرامت میخواند: (فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ... * بِأَيدِي سَفَرَةٍ * كِرَامٍ بَرَرَةٍ) که یادآور قیامت است و تنهایی او.
گفتنی است که انواع کرامات الهی مذکور در قرآن را در دو نوع تکریم عام و تکریم خاص میتوان جای داد. نوع اول این توجّهات و کرامات، عام است و همگی انسانها اعم از زن و مرد، مؤمن و کافر و ... را شامل میشود که بیانگر صفت رحمانیت خداوند است. همانگونه که در تفسیر صفت «رحمان» آمده، رحمان در مقابل رحیم بوده و آن نوعی از کرامت خداوندی است که تمام بشر را دربرمیگیرد. کراماتی چون حق حیات و خلقت انسان، قدرت اراده و اختیار، قدرت تعقل و اندیشه، مسخّر قرار دادن دیگر موجودات برای انسان، فراهم کردن اسباب هدایت انسان مانند فرستادن رسول ظاهری و باطنی از این جملهاند.
نوع دیگر کرامات الهی به بشر، خاص بوده و تنها انسانهایی را شامل میشود که راه حقیقت را یافتهاند و ایمان به خدا دارند. خداوند به این دسته از انسانها، رحمت خاصی عطا کرده که غیرمؤمنان، از آن بینصیبند. از این نوع کرامت و رحمت در لسان قرآن و تفاسیر، به رحمت خاص یاد شده است. مفسران در معنای «رحیم» گفتهاند که نوعی از رحمت خاص پروردگار است که تنها مؤمنان را شامل میشود: (وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا) و نیز خداوند میفرماید: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) و
به هر حال، تعدد آیات قرآنی مربوط به موضوع کرامت انسانی بیانگر آن است که هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای انسان ارزش و اهمیت نمیگذارد. قرآن انسان را جانشین خدا بر روی زمین میداند و وی را موجودی میخواند که فرشتگان بر او سجده کردهاند، همه آسمانها و زمین در تسخیر او هستند و موجودات جهان آفرینش سرتمکین در برابر او فرود آوردهاند. در نظر اسلام، انسان مقام و ارزش والایی دارد و خداوند، سروری موجودات زمین و آسمان را برای او فراهم ساخته است. روح خدا در آدم دمیده شده و شایسته تکریم و تعظیم گردیده و حتی فرشتگان مأمور شدهاند که بر او سجده کنند. انسان در نظر اسلام دارای مقام خلیفةالله است. در این زمینه آیات و روایات فراوان وجود دارد، بهویژه آیهای از سوره اسراء کرامت انسانی را با وضوح هرچه تمامتر اعلام میدارد:
(وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً)؛
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى آشكار داديم.
گفتنی است که از نظر اسلام، همانطور که از پارهای آیات از جمله آیه 29 از سوره بقره برمیآید، همه انسانها صرفنظر از دین و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار آنها دارای کرامت هستند، هرچند که انسان باتقوا دارای فضیلت و کرامتی بیشتر است. به دیگر سخن، هر انسان کرامت ذاتی دارد، اما گروهی از انسانها علاوه بر کرامت ذاتی دارای کرامت ارزشی یا اکتسابی نیز هستند که بنا به آیه معروف: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) با تقوا بهدست میآید. اسلام بهویژه بر این کرامت تأکید دارد، در حالی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین کشورها، به این کرامت توجه چندانی نشده است. البته دلیل چنین امری بدیهی مینماید؛ در این دست از اعلامیهها که بر مبنای تفکر انسانمدارانه و اومانیستی و لیبرالیستی غربی نگاشته شده، نظامها و اندیشههای سکولار حاکم بر جوامع غرب، مبنای کرامت را در خود انسان و فرد جای دادهاند و انسان و ارزشهای صرف انسانی و مادی را جایگزین خدا و ارزشهای الهی نمودهاند و در حقیقت و برخلاف تفکر اسلامی، خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی ندیدهاند و بلکه آن را بشری پنداشتهاند و آن را در دایره حقوق طبیعی انسانها تعریف کردهاند و لذا مبنای جعل آن را غالباً بشری و نه الهی بهشمار میآورند. به همین دلیل، برخی از مواد این اعلامیهها با پارهای از موازین ادیان الهی و از جمله اسلامی دارای درجاتی از مغایرت است.
همانطور که آیات الهی، منشأ و خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی میبینند، روایات اسلامی نیز چنین دیدگاهی اصولی دارند. در اینگونه روایات در موضوعاتی مانند «کرم»، «کرامه»، «کریم»، «کرام»، و «إکرام» به موضوع کرامت پرداخته شده است و صفات متعدد الهی و در رأس آنها تقوا که مایه تقرب به درگاه ذات احدیت میگردد، از مؤلفههای تحقق کرامت به حساب آمده است. امام علی(ع) فرمودهاند:
لا کرم کالتقوی؛
هيچ كرمي مانند تقوا نيست.
من اتّقی ربّه کان کریماً؛
هر کس تقوای الهی پیشه کند، کریم است.
إنّما الکرم التنزّه عن المعاصي ]المساوی[؛
به درستی که کرم به معنای اجتناب از گناهان و بدیهاست.
الکرم حسن السجیّة و اجتناب الدنیّة؛
کرم به معنای سجایای نیکو و اجتناب از پستیهاست.
أملک علیک هواک و شُحّ بنفسک عمّا لایحلّ لک، فإنّ الشحّ بالنفس حقیقة الکرم؛
هوای نفس بر تو سیطره دارد، بر نفست از آن چیزی که بر تو حلال نیست، بخل ورز و از او دریغ دار؛ زیرا در حقیقت این امساک نفس، عین واقعیت کرم است.
الکرم نتیجۀ علوّ الهمّۀ؛
کرم و کرامت نتیجه علو همت است.
من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛
کسی که نفس او کریم و بزرگوار شود، شهوتش بر او خوار و ضعیف میگردد.
الکریم من تجنّب المحارم و تنزّه عن العیوب؛
کریم کسی است که از محارم اجتناب نموده و خود را از عیبها منزه میدارد.
یستدلّ علی کرم الرجل بحسن بشره و بذل برّه؛
کرامت مرد با روی گشاده و بذل و بخشش نیکوییهایش اثبات میگردد.
الکریم یعفو مع القدرة، و یعدل مع الإمرة و یکفّ لسانه، و یبذل إحسانه؛
کریم کسی است که هنگام قدرت عفو میکند و در هنگام امارت و امیری عدالت میورزد و زبانش لجام دارد و نیکیهایش را بذل و بخشش میکند.
همچنین در روایت جالبی، پیامبر مکرم اسلام (ص)، کرامت را با تدین یکی دانسته و فرمودهاند: «کرم الرجل دینه؛ کرامت هر شخصی در دین وی نهفته است». در روایت دیگری امام صادق(ع) سه چیز را دال بر کرامت فرد میداند که عبارتند از حسن خلق، فروخوردن خشم و چشمپوشی و گذشت.
بدیهی است که کلیه این روایات و دیگر اشارات قرآنی، سه چشمه کرامت انسانی و بشری را در دیانت و فطرت الهی انسان جستوجو میکنند و معنای واقعی و متعالی آن را از این منظر مینگرند. البته به کرامت، نهتنها از زاویه فردی و اخلاقی، که از زوایای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز چنین نگریسته میشود و کاملاً میتوان این برداشت از کرامت و جایگاه آن را در تعاملات اجتماعی و سیاسی ملاحظه نمود؛ همچنانکه امام(ع) نیز ویژگیهای دولت کریمه را در تقابل با دولت فرومایه چنین به تصویر کشیده است:
دولة الکریم تظهر مناقبه، دولۀ اللئیم تکشف مساويه و معایبه؛
دولت کریمه دولتی است که مناقب و نیکیهای آن آشکار میشود و دولت فرومایه و لئیم، دولتی است که بدیها و معایب آن بروز مییابد.
کرامت انسانی در عصر ظهور
الف) زوال کرامتها از ملاحم قبل از ظهور
در بسیاری از روایات منقول از پیامبر (ص) و معصومان (علیهم السلام) از زوال کرامت انسانی و بروز ناامنیها، بیعدالتیها، جنگها، هرج و مرجها و فتنههای فراوان و فساد گسترده به عنوان ملاحم و نشانههای ظهور مهدی موعود(عج) و ویژگی عصر غیبت یاد شده است، از جمله خطبه 138 نهجالبلاغه چنین مضامینی دارد؛ همچنانکه پیامبر مکرم اسلام (ص) در این زمینه میفرماید:
منّا مهدیّ هذه الاُمّة إذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطّعت السبل و أغار بعضهم علی بعض فلاکبیر يرحم صغیراً و لاصغیر یوقّر کبیراً فیبعث الله عند ذلک مهدیّنا التاسع من صلب الحسین یفتح حصون الضلالة و قلوباً غفلاء یقوم فی الدین فی آخرالزمان کما قمت به فی أوّل الزمان و یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً؛
مهدی این امت از ماست. هنگامی كه در دنیا هرج و مرج شده و فتنهها آشکار شود و راهها مورد راهزنی قرار گرفته و بعضی از مردم به بعض دیگر تهاجم کنند و بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچکتر احترام بزرگتر را نگه ندارد، در چنین زمانی مهدی ما که نهمین امام از صلب حسین است برج و باروهای گمراهی و قلبهای قفل شده را فتح میکند و در آخرالزمان برای دین قیام میکند؛ همانطور که من در اول زمان، بدین قیام مبادرت کردم. او زمینی را که از جور پرشده، از عدل و داد، پر و سرشار میسازد.
امام علی(ع) در خطبه 108 نهجالبلاغه با جملاتی مانند: «تفیض اللئام فیضاً و تغیض الکرام غیضاً...» عصر فرومایگی قبل از ظهور و فراگیری لئامت و نُدرتیابی کرامت را بهخوبی تشریح فرمودهاند؛ دورهای که همانند جامعه هابزی، انسانها گرگ یکدیگر شده و درندهخویی جای انسانیت و مدنیت را میگیرد. این ملاحم که مسخ همه ارزشها و کرامتهای الهی و انسانی را دربردارد، از دید امام(ع) چنین بیان شده است:
پس در آن هنگام که بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود و جهل و نادانی بر مرکبها سوار و طاغوت زمان عظمت یافته و دعوتکنندگان به حق اندک و بیمشتری خواهند شد. روزگار چونان درنده خطرناکی حملهور شده و باطل پس از مدّتها سکوت، نعره میکشد. مردم در شکستن قوانین خدا دست در دست هم میگذارند و در جداشدن از دین متحد میگردند و در دروغپردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند. و چون چنین روزگاری میرسد، فرزند با پدر دشمنی میورزد و باران خنککننده، گرمی و سوزش آورد، پستفطرتان و لئیمان همهجا را پر و لبریز مینمایند و افراد با کرامت و بزرگوار به شدت کمیاب و کاسته میگردند. مردم آن روزگار چون گرگان و پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان و مستمندان چون مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت برمیبندد و دروغ فراوان میشود. با زبان تظاهر به دوستی دارند، اما در دل دشمن هستند. به گناه افتخار میکنند و از پاکدامنی به شگفت میآیند و اسلام را چون پوستینی وارونه میپوشند.
بدیهی است در چنین زمانی با تکریم دونپایگان، مجالی برای احترام به کرامات واقعی انسانی نخواهد بود و مؤمنان و شیعیان ذلیل خواهند شد. در اینباره علامه مجلسی از غیبت نعمانی حدیثی را از امام علی(ع) بدین شرح نقل نموده است:
روزی بیاید كه شیعيان مانند بز باشند که شیر نداند دست روی کدام یک از آنها بگذارد! یعنی عزت آنها از دست رفته و کسی احترامی برای آنها قائل نیست و کسی ندارند که در کارهای خود به وی پناه برند.
ب) امام مهدی(عج) مظهر کرامتها و سرآمد کریمان
یکی از دلایل و براهین کرامتمحور بودن عصر ظهور و دولت کریمه مهدوی آن است که امام مهدی(عج) همانند جد خویش اکرمالاکرمین و خاستگاه کرامت است. پیامبر مکرم اسلام (ص) بارها خود را به این صفت متصف مینمود و میفرمود: «أنا أکرم الأکرمین» یا «أنا أکرم ولد آدم علی ربّی» . همچنین با توجه به روایات فراوانی که سنت و سیره امام عصر را همسان سنت و سیره نبوی و علوی به شمار میآورند، بسیار بدیهی است که دولت تحت فرمان مهدوی، بر محور کرامت و لحاظ عالیترین حد کرامتهای الهی و انسانی حرکت نموده و تبلور یابد. در همین زمینه پیامبر (ص) میفرماید:
سنّته سنّتی یقیم الناس علی ملّتی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب ربّی عزّوجلّ؛
سیرت و سنت او، سیرت و سنت من است. مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت میکند.
و یا امام صادق(ع) فرمودهاند:
إنّ قائمنا إذا قام لبس لباس علیّ و سار بسیرته؛
به درستی که قائم ما در هنگام قیام، لباس علی را پوشیده و به سیره او حرکت و عمل میکند.
مهدی موعود(عج) همانند سایر ائمه هدی مظهر کرامت، اُنس و شفقت و دلسوزی با مردم بوده و پناهگاه عالمیان است و این مقام جز در قالب امامت شیعی تصورشدنی نیست. این مطلب در روایت امام رضا(ع) اینگونه توصیف شده است:
الإمام الأنیس الرفیق و الوالد الشفیق و الأخ الشفیق و الاُمّ البرّه بالولد الصغیر مفزع العباد فی الداهیة النأد؛
امام، آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تنی (که پشتیبان برادر) بوده و همانند مادر دلسوز به فرزند خردسال و پناهگاه بندگان در واقعه هولناک است.
یکون أولی الناس بالناس من أنفسهم، و أشفق علیهم من آبائهم و اُمّهاتم، و یکون أشدّ الناس تواضعاً لله عزّوجلّ، و یکون آخذ الناس بما یأمر به، و أکفّ الناس عمّا ینهی عنه... و یکون أعلم الناس و أحکم الناس و أتقی الناس و أحلم الناس، و أسخی الناس و أعبد الناس... و تنام عیناه و لاینام قلبه...؛
او برای مردم از خودشان سزاوارتر، از پدر و مادرشان مهربانتر و در برابر خداوند از همه متواضعتر است. آنچه به مردم فرمان میدهد، خود بیش از دیگران به آن عمل میکند و آنچه مردم را از آن نهی میکند، خود بیش از همگان از آن پرهیز میکند... . او عالمترین، حکیمترین، باتقواترین، صبورترین، بخشندهترین و عابدترین مردمان است... و اگر چشمان او به خواب رود، قلبش بیدار است... .
امام مهدی(عج)، سرآمد کریمان عالم، متواضعترین فرد جهان بشری در برابر خداوند بوده و در شتاب به سوی نیکیها و بزرگواریها، مجاهد و مجتهدی سختکوش است. او کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب را دارد و میتوان وی را سرآمد تهجدپیشگان و شبزندهداران و ساجدان به درگاه الهی به شمار آورد. امام کاظم(ع) اوصاف عبادی امام غایب را چنین برشمرده است:
او [مهدی(عج)] بر اثر تهجد و شبزندهداری رنگش به زردی متمایل است. پدرم فدای کسی باد که شبها در حال سجده و رکوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات میکند... . او چراغ هدایت در تاریکیهای مطلق است. پدرم فدای کسی که به امر خدا قیام میکند.
اوصاف کریمانه امام عصر به کرات در روایات مورد تأکید قرار گرفته است؛ همانطور که امام علی(ع) با ذکر این اوصاف، بزرگواری و کرامت فرزند دوازدهم خود را مایه پناه و گردهمآیی مسلمین و تجدید عزت و عظمت آنها به حساب آورده است:
مردی است نیرومند، شمشیری از شمشیرهای خدا، بزرگی است بخشنده و با استقامت. فرق او به قلۀ عظمت میساید و بزرگواری همیشگی او بر بهترین اصول استوار است... پناه دادن وی به مردم بیپناه از شما بهتر، علمش از شما افزونتر و جهدش در صله ارحام از همه بیشتر است. خداوندا با بیعت کردن با وی، مردم را از اندوه بیرون آور و مسلمانان را از پراکندگی نجات ده! ...
ج) کرامتهای انسانی با ریشه و خاستگاه الهی
حکومت جهانی امام عصر(عج) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب الی الله و برداشتن موانع این مسیر است و میخواهد وعده الهی تفوق جهانی اسلام بر سایر ادیان را محقق نماید و در سایه حاکمیت امام عصر(عج)، بانگ توحید را همهجا فراگیر سازد و شرک و کفر را نابود کند. اساساً حیات معنوی وجه تمایز انسان با سایر موجودات است و همین حیات، او را به خداوند حیات آفرین میرساند و به مقام قرب الهی نايل میکند؛ همچنانکه قرآن کریم بر همین مبنا، انسان را بهسوی احیای واقعی فرا میخواند:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يحْيِيكُمْ)؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مىبخشد، آنان را اجابت كنيد.
از این رو، در زمان حاکمیت جهانی دولت کریمه، این بخش از وجود آدمی و مکارم عالی و ارزشهای انسانی در همه ابعاد سامان گرفته و رونق و طراوت مییابد و از دلایل فضیلتمداری و کرامتمحوری چنین دورهای، نابودی شرک و برطرف شدن همه زمینههای صفات رذیله است. به فرموده امام باقر(ع):
... هر آینه (در زمان امام مهدی(عج)) دین محمد (ص) به هرجا که شب میرسد خواهد رسید و عالمگیر خواهد شد، به گونهای که بر سطح زمین اثری از شرک نخواهد ماند، همانگونه که خداوند وعده کرده است.
در حکومت دینسالار مهدوی، تمایلات و هواهای نفسانی جایی ندارد و با از بین رفتن بسیاری از گناهان، کرامتهای الهی و دروازههای برکت به سوی عالمیان گشوده خواهد شد. امام علی(ع) در عبارتهای مختلفی ضمن شرح تفصیلی این دوران فرموده است:
او [حضرت مهدی(عج)] خواستهها و امیال را تابع هدایت وحی میکند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند. در حالیکه به نام تفسیر، نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند، او نظریهها و اندیشهها را تابع قرآن میسازد... . بدی میرود و خوبی باقی میماند، رونق کشاورزی بیاندازه میشود، زنا، شرب خمر و ربا رخت برمیبندد، مردم به عبادت، شریعت و دیانت روی میآورند؛ نماز جماعت رونق میگیرد، عمرها طولانی میگردد، امانات ادا میشود، درختان پرمیوه و برکات فراوان میگردد، اشرار نابود میشوند، اخیار باقی میمانند و دشمنان اهلبیت باقی نمیمانند.
در عصر ظهور کرامتهای الهی و بشری در بستر احیای امر به معروف و نهی از منکر تحقق مییابد و «مهدی و یاران او امر به معروف و نهی از منکر میکنند» و خداوند به وسیله حضرت مهدی(عج) این امت را پس از آنکه تباه شدهاند، اصلاح میکند و او آثار گمراهی و هوا و هوس را نابود خواهد کرد؛ همانطور که در دعای ندبه که آهنگ فراق و نوای جدایی از امام غایب بوده، این اشاره آمده است:
أین طامس آثار الزیغ و الأهواء، أین قاطع حبائل الکذب و الإفتراء؛
کجاست آنکه ریسمانهای دروغ و افترا را خواهد گسیخت؟ کجاست آنکه آثار گمراهی و هوی و هوس را نابود خواهد کرد؟
بر همین منوال، امام هیچ بدعتی را وا نمیگذارد، مگر اینکه آن را ریشهکن کند و از هیچ سنتی الهی نمیگذرد، مگر اینکه آن را برپا نماید. همچنین از اقدامات اساسی جهت تمهید و بسترسازی احیای کرامتها و فضایل عالی در جامعه آخرالزمان، نابودی شیطان به دست امام عصر(عج) است. علامه مجلسی در بحارالأنوار در ذکر روایتی نقل میکند که از امام صادق(ع) درباره «وقت معلوم» که خداوند به شیطان فرمود منتظر آن باشد پرسیدند و ایشان فرمود:
روز قیام قائم ماست؛ وقتی خداوند او را برانگیخته میکند (و آماده قیام است) و در مسجد کوفه است. در آن وقت شیطان در حالیکه با زانوهای خود راه میرود، به آنجا میآید و میگوید: ای وای از خطر امروز! قائم پیشانی او را میگیرد و گردنش را میزند. آنموقع روز وقت معلوم است که مدت او به آخر میرسد.
بدین ترتیب، عصر ظهور، دوران تکمیل و تتمیم مکارم اخلاقی و کرامتهای انسانی خواهد بود؛ دورهای که با عملیات اصلاحی دولت مهدوی، آدمیان به نهایت تزکیه نفسانی، بلوغ و تکامل اخلاقی میرسند و ایمان آنها از حیث عقیدتی و عمل کامل میشود و مسلمانان و مؤمنان عزت مییابند و منافقان و بیدینان ذلیل میگردند؛ همانگونه که در دعای افتتاح، این وضعیت آرمانی و کریمه اینگونه از خدا مطالبه گردیده است:
اللّهمّ إنّا نرغب إلیک فی دولۀ کریمۀ تعزّ بها الإسلام و أهله و تذلّ بها النفاق و أهله.
خدایا! از تو امید داریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری، و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی، و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی.
د) کرامتمحوری و کرامتخواهی در ادعیه امام مهدی(عج)
در مجموعه دعاهای حضرت مهدی(عج) که «صحیفه مهدیه» یا «صحیفة المهدی» نامیده میشود نیز کرامتخواهی و کرامتمحوری موج میزند. برای نمونه در دعای معروف زیر امام(ع) ضمن درخواست هدایت الهی به منزله مبنای کرامت (و أکرمنا بالهدی)، راهکارهای فراوانی را برای همه قشرهای اجتماعی در کسب کرامت از مسیر اطاعت الهی و دوری از معاصی و محرمات الهی بیان میفرمایند:
بار الها! به ما توفیق فرمانبرداری و پرهیز از گناه و نافرمانی و نیت پاک و بیآلایش و شناخت و معرفت به آنچه نزد تو ارزشمند است، عطا فرما و ما را به هدایت و پایداری تکریم نما و زبان ما را به صدق و صواب بر کلام حکیمانه و شایسته گویا ساز و دل ما را از علم و معرفت لبریز فرما و شکم ما را از اطعام حرام و شبههناک پاک گردان و دست ما را از ظلم و تعدی و تجاوز باز دار و چشم ما را از گناه و خیانت محفوظ دار و گوش ما را از شنیدن سخنان بیهوده و غیبت مسدود گردان! به دانشمندان ما زهد و بیرغبتی به دنیا و نصیحت و خیرخواهی و به دانشآموزان ما جدّیت و شوق و رغبت و به شنوندگان، پیروی و پندپذیری و به بیماران مسلمان شفا و آسایش و به مردگان آنان رأفت و رحمت، به پیرمردان ما وقار و متانت، به جوانان، بازگشت به سوی تو و توبه، و به زنان، حیا و عفت عنایت فرما و به ثروتمندان تواضع و سعۀ صدر و به فقیران صبر و قناعت و به رزمندگان نصرت و پایداری و به اسیران آزادی و آسایش و به امیران و فرماندهان دادگری و مهربانی و به مردم انصاف و سرشت نیک عطا فرما! و به توشه و سرمایۀ حجاج و زائران برکت عنایت کن و حج و عمرهای که بر آنان واجب ساختهای، ادا فرما! به فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
این عبارت از زیبا، بلند و متعالی از ادعیه امام غایب بهخوبی نشان میدهد که در اندیشه اسلامی و مهدوی کرامتهای انسانی بدون ابتنای بر مبادی ایمانی و توحیدی فاقد معنا و دلالت لازم بوده و این ارزشها چه در حوزههای فردی و چه در تعاملات اجتماعی بر مبنای عمل به آموزههای دینی و اتصاف به اخلاقیات اسلامی شکل میگیرد.
هـ) بیعتنامه مهدوی، منشور کرامتمداری و بشردوستی
بدیهی است که رعایت کرامات انسانها و حقوق بشردوستانه ـ مبتنی بر آيین توحیدی اسلام ـ تنها به امام عصر(عج) ختم نمیشود، بلکه یاران وی نیز عالم و عامل به این حقوق و مظهر آن در تعاملات فردی و اجتماعی هستند؛ زیرا آنان به خداوند و امام خود شناخت فراوان دارند و با آگاهی کامل در میدان حق حضور دارند؛ همچنانکه امام علی(ع) درباره ایشان فرموده است:
رجال عرفوا الله حقّ معرفته و هم أنصار المهدیّ فی آخرالزمان؛
مردانی که خدا را آنچنان که باید، شناختهاند، یاران مهدی در آخرالزمانند.
و یا امام صادق(ع) میفرماید:
رجال کأنّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شکّ فی ذات الله أشدّ من الحجر؛
آنان مردانیاند که گویا دلهایشان پارههای آهن است و از سنگ سختترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.
کرامتمحوری یاران مهدی(عج) بسیار طبیعی است؛ زیرا این یاوران، از پیشوايي خود الگو گرفتهاند و روزها و شبها را با یاد معبود سپری میکنند و روح بندگی و راز و نیاز با جانشان در همآمیخته، همواره خود را در محضر خدا میبینند و از یاد او لحظهای غفلت نمیورزند. روایات متعددی مؤید این مطلب است؛ چنانکه امام باقر(ع) فرمودهاند:
گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف مینگرم؛ توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس شده است، جای سجده بر پیشانیشان نمایان است، شیران روزند و راهبان شب.
امام مهدی(عج) با یاران عابد و زاهد خود جهت شروع عملیات اصلاحی و الهی عدالت گسترشان، میثاقی میبندند که به حق میتوان آن را منشور حقوق بشردوستانه و کرامتمحورانه دولت مهدوی به شمار آورد؛ بیعتی که امام علی(ع) در وصف آن فرمودهاند:
یبایعون علی أن لایسرقوا و لایزنوا، و لایسبّوا مسلماً و لایقتلوا محرّماً و لایهتکوا حریماً محرّماً و لایهجموا منزلاً و لایضربوا أحد إلاّ بالحقّ و لایکنزوا ذهباً و لافضّۀ و لابرّاً و لاشعیراً و لایأکلوا مال الیتیم و لایشهدوا بما یعلمون...؛
با او بیعت میکنند که هرگز دزدی نکنند، زنا نکنند، مسلمانی را دشنام ندهند، خون کسی را به ناحق نریزند، به آبروی کسی لطمه نزنند، به خانه کسی هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره و گندم و جو ذخیره نکنند، مال یتیم را نخورند، در مورد چیزی که یقین ندارند گواهی ندهند، مسجدی را خراب نکنند، مشروب نخورند، حریر و خز نپوشند، در برابر سیم و زر سرفرود نیاورند، راه را بر کسی نبندند، راه را ناامن نکنند، گرد همجنسبازی (و اعمال منافی عفت) نگرایند، خوراکی را انبار نکنند، به کم قناعت کنند، طرفدار پاکی باشند، از پلیدی گریزان باشند، به نیکی فرمان دهند، از زشتیها باز دارند، جامههای خشن بپوشند، خاک را متکّای خود سازند، در راه خدا حقّ جهاد را ادا کنند و... .
این میثاق الهی و بشردوستانه یک جانبه نیست و امام عصر(عج) نیز خود را بدان مکلف میداند؛ به فرموده امام علی(ع):
... و یشتطّ علی نفسه لهم، أن یمشی حیث یمشون و یلبسون کما یلبسون و یرکب کما یرکبون و یکون من حیث یریدون و یرضی بالقلیل و یملأ الأرض بعون الله عدلاً کما ملئت جوراً، یعبدالله حقّ عبادته، و لایؤاخذ حاجباً و لابوّاباً.
... او نیز در حق خود تعهد میکند که از راه آنها برود، جامهای مثل جامه آنها بپوشد، مرکبی همانند مرکب آنها سوار شود؛ آنگونه که مردم میخواهند و به کم راضی و قانع شود، زمین را به یاری خداوند پر از عدالت کند؛ چنانکه پر از ستم شده باشد، خدا را آنطور که شاید بپرستد و برای خود حاجب و نگهبان و دربان اختیار نکند.
امام مهدی(عج) بر مبنای همین میثاق الهی و کریمانه، «یارانش را در همه شهرها پراکنده میکند و به آنان دستور میدهد که عدل و احسان را شیوۀ خود سازند و آنان را فرمانروایان اقلیمهای مختلف میگرداند و به آنان فرمان میدهد که شهرها را آباد سازند». امام علی(ع) در حفظ حقوق و کرامت مردم و بهویژه بینوایان بسیار کوشا بوده و بر کارگزاران خود در این امر نظارت شدیدی دارد. به تعبیر روایات، «مهدی(عج)» بخشندهای است که مال را به وفور میبخشد، بر کارگزاران و مسئولان دولت خویش بسیار سخت میگیرد و بر بینوایان بسیار رئوف و مهربان است» و به همین دلیل، حاصل چنین سیره الهی و کرامت محورانه، تعظیم و تکریم امت اسلامی خواهد بود؛ به فرموده پیامبر (ص):
یخرج فی آخر اُمّتی المهدیّ، یستقیه الله الغیث و تخرج الأرض نباتها و یعطی المال صحاحاً و تکثر الماشیۀ و تعظم الاُمّۀ؛
در پایان روزگار امت من، مهدی خروج میکند. خداوند در زمان او زمین را با باران رحمتش سیراب میکند، زمین گیاهانش را میرویاند. او ثروت را به طور مساوی بین مردم تقسیم مینماید. در آن زمان چهارپایان در جهان فراوان شود و امت را تکریم نموده و عظمت میبخشد.
بدین ترتیب در دولت کریمه مهدوی، کرامت انسانها و حقوق بشردوستانه نهتنها محوریت دارد که به عالیترین حد خود خواهد رسید. گفتاری از امیرمؤمنان(ع) بهترین شاهد روایی بر توصیف نوع کرامتبخشی به جامعه انسانی در عصر ظهور است:
سپس به کوفه روی میآورد که قرارگاه و منزل اوست. بردۀ مسلمان در بندی نمیماند جز اینکه او را میخرد و آزاد میسازد و بدهکاری نمیماند مگر اینکه دَین او را میدهد و مظلمهای نمیماند جز اینکه آن را میپردازد و کشتهای نمیماند مگر اینکه دیه او را میدهد... و کشتهای نمیماند جز اینکه دَین او را میپردازد و خانواده او را تأمین میکند و همه امور را تدبیر و کارها را تنظیم مینماید تا آنجایی که زمین را سرشار از عدل و داد مینماید، همانگونه که به هنگامه ظهور او، از ظلم و جور لبریز است... .
در چنین وضعيتی که امام(ع) به منزله ملجأ و قله کرامت و اکرمالاکرمین عالمیان بوده، «امت اسلامی به سوی او پناه میبرند، آنچنان که زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند؛ عدالت را در سراسر گیتی میگستراند، همچنانکه پر از ستم شده، تا جاییکه صفا و صمیمیت صدر اسلام را به آنها باز میگرداند. خفتهای را بیهوده بیدار نمیکند و خونی را (به ناحق) نمیریزد» و بدین ترتیب «ساکنان آسمان، مردم زمین، پرندگان هوا، درندگان صحرا، و ماهیان دریا همه و همه از او خشنود میشوند».
و) برخی مبانی و شاخصههای کرامتمحوری جامعه مهدویت
کرامتمحوری و کرامتخواهی جامعه و دولت کریمه مهدوی دارای الزامات و مقوماتی است که میتوان از آنها به مبانی و شاخصههای تحقق کرامتهای مزبور نیز یاد کرد. روایات بسیاری نیز بر این الزامات و مقومات شاهدند که به گونهای موجز برخی از آنها میآید:
1. عدالت و نفی تبعیض
تحقق عدالت و استیفای کامل حقوق همگان، از اساسیترین مبانی و پایههای تأمین کرامتها و ارزشهای الهی و انسانی به شمار میرود. بدیهی است که عدالت به منزله شعار اصلی حکومت عدلگستر مهدوی، ضامن تحقق این کرامتهای عالی خواهد بود؛ به فرموده پیامبر اعظم (ص):
... فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض...؛
پس زمین را از عدل و قسط پر میکند، همانگونه که از ستم و جفاکاری پر شده بود. هم ساکنان آسمان و هم ساکنان زمین از او خشنود هستند.
همچنین امام صادق(ع) سوگند یاد میکند که مهدی(عج) عدالت را همچنان که سرما و گرما وارد خانهها میشود، وارد خانههای مردمان میکند.
از سویی اعمال عدالت در جامعه مهدوی بدون تبعیض بوده و حتی بدکاران از عدالت و مساوات امام(ع) بهرهمند میگردند. امام باقر(ع)، نفی تبعیض پیشگفته را چنین شرح داده است:
... فإنّه یقسم بالسوّیة و یعدل فی خلق الرحمان، البرّ منهم و الفاجر؛
آن حضرت (اموال را) برابر تقسیم میکند و میان همه مردم چه نیکوکار و چه بدکار، به عدالت رفتار مینماید.
عدالتورزی امام عصر(عج) به گونهای است که در حیطۀ قضا و قضاوت نیز کرامت قضایی همگان تأمین میشود؛ زیرا امام با استفاده از علم لدنی و برحسب اشراف بر کنه و باطن وقایع، قضاوت مینماید و حتی به طلبیدن گواه شاهدان نیازی ندارد.
2. امنیت و صلح همه جانبه و پایدار
تحقق کامل امنیت و صلح فراگیر، از ویژگیهای اساسی عصر ظهور است. خاستگاه بسیاری از حقوق و ارزشهای بشری در کسب امنیت روانی، جانی، مالی و... نهفته و همانند تعامل عدالت و کرامت، میان امنیت واقعی و همه کرامتهای عالی، تعاملی مستقیم و دوجانبه وجود دارد؛ زیرا تأمین امنیت به معنای مصونیتبخشی این کرامتها از هرگونه گزند و آسیب محتمل است. در روایت معروف امام علی(ع) دوره امنیت و صلح فراگیر جامعۀ عادله مهدوی چنین تشریح گردیده است:
اگر به تحقیق، قائم ما قیام کند، به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آنچنان که باید میبارد و زمین نیز رستنیهایش را بیرون میدهد و کینه از دلهای بندگان زدوده میشود و میان دد و دام آشتی برقرار میشود؛ به گونهای که یک زن میان عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید و هرجا قدم میگذارد، همه سبزه و رستنی است و بر روی سرش زینتهایش را گذارده و نه ددی او را آزار میدهد و نه میترساند.
3. فقدان تحمیل عقیده و تکریم اقلیتها
در دولت کریمه مهدوی، اسلام آیینی برتر و متعالی است که با براهین و استدلالهای روشن به جهانیان معرفی میشود اکثر آنان نیز آن را خواهند شناخت و پذیرفت. اگر معاندان و لجاجتپیشگانی هم به این امر تن ندهند و به حقستیزی ادامه دهند، سرانجام مجبور خواهند شد که بر اساس جریان جهانی و عالمگیری حقجویانه اسلام، بدین حق گرایش یابند. بدین ترتیب، همانگونه که امام صادق(ع) میفرماید: «وقتی قائم آل محمد قیام میکند، مکانی بر روی زمین باقی نمیماند مگر اینکه کلمه طیبه”لاإله الاّ الله محمّد رسولالله“ در آنجا به آواز بلند گفته شود».
از سویی چون بخش اعظم جهانیان با میل و رغبت خود به دین اسلام میگروند، تحمیل عقیده در عصر و دولت کریمه مهدوی از اساس باطل و بیبنیاد است. همانطور که پیامبر اکرم (ص) درباره اجماعی بودن پذیرش حکومت حضرت مهدی(عج) میفرماید:
زمین را همانگونه که از ستم پر شده بود، از عدل سرشار میکند. اهل آسمانها و اهل زمین و پرندگان آسمان به خلافت او رضایت میدهند.
البته علاوه بر رضایت همگان از این دولت کریمه و اجماعی بودن مشروعیت آن، عالمیان بنابه روایات پیش آمده، از آن فرحناک و مسرور خواهند بود؛ زیرا محور کار حضرت مهدی(عج) ـ همانطور که از نامشان نیز برمیآید ـ هدایت جامعه بشری است که بدیهی مینماید اصل و اساس هدایت، بر اقناع میبایستی مبتنی باشد.
بنابر دلالت روایات، حضرت از همان ابتدای ظهور، کتب بدون تحریف زبور، تورات، انجیل و... را نمایان میسازد و بر اساس نسخ اصل آنها با اهل کتاب محاجّه، استدلال و گفتوگو میکند و آن بر آنان حکم میراند تا آنکه ایشان به دین اسلام و حکومت جهانشمول مهدوی هدایت گردند. اوج اکرام و کرامت بخشی امام(ع) و دولت ایشان در این است که امام «... بین اهل تورات با تورات و بین اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور و بین اهل قرآن با قرآن، قضاوت خواهد کرد». بدینسان اگر اقلیتهای دینی محدودی هم در جامعه مهدوی وجود داشته باشند، از تکریم آنها و احترام به عقایدشان کوتاهی نخواهد شد.
4. رشد عقلانیت، شکوفایی علوم و فنآوری
کمال عقلانیت بشری در دوره ظهور، ضامن تحقق کرامتهای عالی الهی و انسانی است. روایات فراوانی بیانگر آن است که عقول مردم در دوره ظهور به بالاترین مرحله کمال خویش میرسد؛ به فرموده امام باقر(ع):
إذا قام قائمنا وضع یده علی رئوس العباد فجمع به عقولهم و أکمل به أخلاقهم؛
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست عنایتش را بر سر بندگان میکشد و عقل آنها زیاد میشود و به واسطه این رشد عقلی، اخلاق آنها نیز کامل میگردد.
در عصر مهدوی دانش بشری به دستآوردهایی مافوق تصور میرسد و 25 حرف از 27 حرف کل دانش، کشف و در میان مردم منتشر میشود؛ همانگونه که امام صادق(ع) به تفصیل این شکوفایی علوم و بالندگی فنآوری را بیان نمودهاند. بسیار هویداست که در این دوره طلایی معرفت بشری، کرامتها و ارزش الهی به گونه غریبی بر جوامع انسانی مسلط میگردند و جنبه ملموسی مییابند و این گسترش کرامتها و حکمت بر جامعه بشری به گونهای خواهد بود که زنان خانهدار هم حکمت میآموزند و بینیاز از دیگران بر اساس احکام الهی و نبوی به قضاوت میپردازند؛ به فرموده امام باقر(ع):
... به مردم زمان قائم(عج) آنچنان حکمتی عطا خواهد شد که حتی زنان در کانون خانه خویش بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبرش عادلانه و آگاهانه داوری میکنند و نیازی به دیگری ندارند.
5. تأمین رفاه، بالندگی اقتصادی و معیشتی
حفظ کرامتهای انسانی بدون توجه به رفاه و وضعیت معیشتی مردم در واقع فاقد معنای لازم است و در اسلام توجه به «معاد» و «معاش» با هم دیده شده و همین دو لازم و ملزوم هم دانسته شدهاند. این تلازم در عصر ظهور در نهایت کمال محقق میگردد و همه انسانها و بهویژه مؤمنان از حیث معیشت و رفاه به عالیترین سطوح ممکن خواهند رسید. توصیف پیامبر (ص) از این وضعیت بدین صورت است:
در آن زمان، امت من چنان از نعمت برخوردار شوند که هرگز امتی آنچنان از نعمت برخوردار نشده باشد؛ سرتاسر زمین محصول دهد و هیچ چیز را از آنان دریغ ندارد، اموال انبوه شود. هرکس نزد مهدی آید و بگوید به من مالی ده او بیدرنگ میگوید: بگیر.
به فرموده امام صادق(ع)، حضرت ناچیزترین دیون و طلبهای شیعیان را حتی اگر سیر و خشخاش باشد، پرداخت میکند و «در دنیا اعلام میدارد که هرکس طلبی از یکی از شیعیان دارد، بیاید بگیرد».
در دولت مهدی(عج) رباخواری از بین میرود و اموال توسط حضرت بدون آنکه شمارش شوند، تقسیم میگردند و تمام معادن و گنجهای زیرزمینی در حکومت او آشکار و استخراج میشوند و بر روی زمین مخروبهای نمیماند مگر آنکه بهوسیله آن حضرت آباد شود. بدین ترتیب، جامعه بشری به استغنای کامل خواهند رسید و حتی فقیری برای دریافت زکات، صدقات و اعانات یافت نخواهد شد. بخشی از روایات امام صادق(ع) در اینباره بدین صورت است:
... و زمین خزینههای خود را آشکار میگرداند، به نوعی که خلایق همه آنها را در روی زمین میبینند و مرد در آن وقت کسی را میطلبد برای اینکه از مالش به او اعطا نماید تا اینکه صلۀ رحم بهجا بیاورد و یا اینکه از وجه زکات چیزی به او بدهد، چنین کسی که اینها را از او قبول نماید، یافت نمیگردد و خلایق به سبب آنچه خدا از فضل خود به ایشان روزی کرده، مستغنی و بیاحتیاج خواهند بود.
6. کمال قوت و سلامت جسمی و روانی
از ضمانتها و عوامل تحقق کرامتهای عالی در دولت کریمه مهدوی آن است که بیماریهای جسمی و روانی انسانها در این دوره از بین میرود و قوای بدنی و روحی مؤمنان به طور شگفتآوری نیرومند میشود؛ به فرموده امام صادق(ع):
هنگامی که حضرت قائم قیام کند، خداوند بیماریها را از مؤمنان دور میکند و تندرستی را به آنان باز میگرداند.
امام زینالعابدین(ع) این وضعیت را اینگونه تشریح مینمایند:
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند آفات و بیماری و بلایا را از شیعیان ما دور خواهد کرد و قلبهای آنان را به مانند پارههای آهن خواهد ساخت و قوت و توان مردان ایشان را به اندازه چهل مرد افزون خواهد نمود. در آن هنگام شیعیان حاکمان زمین و سروران آن خواهند گشت.
کرامتبخشی به مؤمنان در این دوره به جایی خواهد رسید که تواناییهای شنوایی و بینایی آنها توسعه بیبدیل و شگفتآوری خواهد یافت؛ آنگونه که مؤمنان در شرق و غرب همدیگر را با وجود اختلاف و بُعد مکانی، مشاهده خواهند نمود؛ و به فرمایش امام صادق(ع):
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند در دستگاه شنوایی و بینایی شیعیان ما گستردگی و کشش ویژهای میبخشد تا میان آنها و مهدی ما واسطه و نامهرسان یا فاصلهای نباشد.
البته در دولت کریمه، میان برخورداری از سطوح عالی ایمانی و کرامتهای اعطایی خداوند متعال، رابطه مستقیمی وجود دارد و اینگونه قابلیتها و استعدادها در مؤمنان واقعی که همان شیعیان هستند، رؤیتپذیر و تحقق یافتنی است.
7. رعایت و محترم شمردن حریمهای خصوصی و عمومی
در نظریهها و مکاتب مردمسالار امروزین، دخالت و تعدی به حریم خصوصی افراد و یا عدم پاسخ به مطالبات در حوزه حقوق عمومی، از نشانههای حکومتهای بسته و جامعالقوا (توتالیتر) است که خواه ناخواه نتیجه چنین عملکردی، تضییع و تضییق کرامتها و حقوق انسانها خواهد بود. دولت کریمه مهدوی از این قبیل آفات و نقایصی به دور است و در مقابل چنین نظامهای سرکوبگری قرار دارد. لذا در این حکومت، هرگونه تجاوز به حقوق عمومی و خصوصی مردم به شدت نفی و با آن مقابله میگردد. برای نمونه در دولت کریمه، حتی اشراف بر منزل دیگران، یا ریزش آب از ناودان منازل به محیط عمومی و یا اشراف مسجد به خانههای مردم و یا ساخته شدن بخشی از یک بنا در راههای عمومی، با برخورد حکومت مواجه خواهد شد و این موارد هرچند با تخریب مسجد برطرف میگردد. روایت امام صادق(ع) گواه روشنی بر این کرامتخواهی و دفاع از حقوق خصوصی و عمومی مردم در این دوره آرمانی است:
هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه منهدم میکند و هیچ مسجد مشرفی را نمیگذارد مگر اینکه کنگره و اشراف آن را خراب نماید و به حال ساده و بدون اشراف گذارد؛ شاهراهها را توسعه میدهد؛ هرگوشهای از خانهها را که در راه عمومی قرار دارد، اصلاح میکند و ناودانهایی را که مشرف به راه مردم است، بر میدارد؛ هر بدعتی را برطرف میسازد و هر سنتی را باقی میگذارد... .
در حدیث مشابه دیگری، امام باقر(ع) میفرماید:
و وسّع الطریق الأعظم، و کسر کلّ جناح خارج فی الطریق، و أبطل الکُنُف و المیازیب إلی الطرقات...؛
راههای اصلی را توسعه میدهد، بالکنهایی که به داخل راهها آمده از بین میبرد، ناودانهایی را که به کوچهها میریزد، برمیدارد...
نتیجه
جامعه بشری از دیرباز به کرامت و حقوق انسانی اهمیت میداده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948 ميلادي) مبتکر این حقوق نبوده، بلکه ادیان الهی بهویژه اسلام از نخستین مدافعان کرامت انسانی و حقوق بشردوستانه بودهاند. امروزه وضع حقوق بشر، به دلایل متعددی از جمله فقدان ضمانت اجرا و کارآیی لازم اینگونه اعلامیهها و میثاقها و استفاده سیاسی ابزاری از آنها، بحرانیتر و اسفناکتر گشته و حتی علوم و فنون در خدمت پایمال کردن حقوق انسانها در ابعاد وسیع و دهشتناک قرار گرفتهاند. همچنین نگاه قرآنی و روایی به موضوع کرامت انسانی، حاکی از متونی غنی و شواهد بسیار ملموسی در اینباره است. این قراین نشان میدهند که هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای انسان و کرامتهای وی ارزش و اهمیت قائل نشده است. آیات الهی و روایات معصومان (علیهم السلام)؛ منشأ و خاستگاه کرامتهای انسانی را الهی میدانند و بین ایندو تلازم کاملی را برقرار مینمایند.
در مبحث اصلی و تفصیلی مقاله، جایگاه کرامتهای انسانی در عصر ظهور تبیین شد و مشخص گردید که زوال این کرامتها از ملاحم و نشانههای اصلی دوران ماقبل ظهور است. آنگاه با استناد به روایات، امامت شیعی و از جمله امام مهدی(عج)، مظهر کرامت و سرآمد کریمان دانسته شدند و بر الهی بودن ریشه و خاستگاه کرامتهای انسانی در دوره ظهور تأکید گردید. چنانکه مستدل گذشت، حتی ادعیه امام عصر(عج) نیز سرشار از کرامتمحوری و کرامتخواهی است. سپس بیعتنامه امام عصر با یاران خویش به گونهای استدلالی منشور کرامتمداری و بشردوستی آموزه مهدویت مطرح گردید. آنگاه به شرح آمد که کرامتمحوری و کرامتخواهی دولت کریمه مهدوی دارای الزامات و مقوماتی است که میتوان آنها را مبانی و شاخصههای تحقق کرامتهای مزبور یاد کرد. آن الزامات و مقومات عبارت بودند از:
1. عدالت و نفی تبعیض؛
2. امنیت و صلح همه جانبه و پایدار؛
3. فقدان تحمیل عقیده و تکریم اقلیتها؛
4. رشد عقلانیت، شکوفایی علوم و فنآوری؛
5. کمال قوت و سلامت جسمی و روانی؛
6. رعایت و محترم شمردن حریمهای خصوصی و عمومی.
بدین ترتیب، این نوشتار با پاسخ به پرسش اصلی خویش مدعا و مفروضی چنین را تأیید نمود: کرامت انسانی در اندیشه اسلامی و آموزه و دولت مهدوی خاستگاهی الهی دارد؛ انسان نه بر محور انسانمداری، بلکه بر مدار خدامداری به کرامت و بزرگواری میرسد و میان افزایش تقرّب به درگاه الهی و مماثلت با آن و افزایش کرامتهای انسانی رابطه مستقیمی وجود دارد. به همین دلیل، مؤمنان واقعی یعنی شیعیان در دولت مهدوی از بالاترین کرامتها و تعظیمها برخوردارند.


