همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  دکترین مهدویت و حکومت جهانی مهدوی

اکرم مبارکی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
يکي از ارکان مهم دکترين مهدويت حکومت جهاني مهدوي است که به اقتضاي قواعد عقلي، آيات قرآني و احاديث اسلامي، جهاني به شمار مي‌رود. حکومت جهاني مهدوي داراي مباني و آرمان‌ها و دست‌آوردهاي بزرگ و جهاني است.

خداپرستي، عدالت‌خواهي، تعالي‌جويي، خاتميت و جهان شمولي اسلام، امامت معصوم، حکومت ديني و ولايي از مباني فلسفي و کلامي حکومت مهدوي به شمار مي‌روند.

لذا تصديق حکومت جهاني مهدوي در گرو پذيرش اصول ياد شده است. حکومت جهاني مهدوي آرمان‌ها و دست‌آوردهاي مهمّي دارد که همگي از نيازها و خواسته‌هاي فطري بشرند، از اين روي مورد وفاق جامعه جهاني بوده و همين امر مهم‌ترين عامل تحقق‌پذيري آن خواهد بود.

يکتاپرستي که ريشه در فطرت انساني دارد، نخستين محصول عقيدتي حکومت مهدوي است. علاوه بر آن، گسترش فضايل و ارزش‌هاي ديني و برچيده شدن بساط محرمات و ناپاکي‌ها از فضاي زندگي بشر خواهد بود. جهان شمولي عدالت و مساوات را مي‌توان محور اين حکومت در عرصة اجتماعي دانست.

فراگير شدن امنيت به صورت کامل، توسعه عمران و آباداني سرزمين‌ها و به دنبال آن تحقق رفاه عمومي، گسترش و تعميق صفا و صميميّت و برقراري رابطة دوستي خالصانه از خصوصيات ديگر اين حکومت به شمار مي‌رود که در پرتو آن زندگي، لذت‌بخش و بهشت‌آسا خواهد شد.

گويي در پايان عمر دنيا جلوه‌اي از زندگي دل‌انگيز بهشتي که در سراي قيامت نصيب پارسايان خواهد شد، در اين جهان به نمايش گذاشته مي‌شود.

رهايي بشريت از آتش فتنه‌هاي شيطاني، نابودي بدعت‌ها و احياي سنّت‌هاي نيک معصومان از ديگر دست‌آوردهاي اين حکومت الهي است و سرانجام عقول بشري تکامل مي‌يابد و علم و دانش به آخرين درجة کمال خود مي‌رسد.

مقدمه
اعتقاد به ظهور منجي و مصلحي جهاني ايده‌اي فراگير و همگاني است. به جز کساني که به تاريخ نگاه بدبينانه و منفي دارند، پيروان مکتب ها و اديان مختلف، ايدة مهدويت به معناي مزبور را باور دارند.

تفاوتي که در اين باره وجود دارد، مربوط به ويژگي‌های شخصي و شخصيتي مصلح جهاني است. در تفکر اسلامي، منجي و مصلح جهاني «مهدي» نام دارد و از دودمان رسول گرامي اسلام(ص) است.

از ديدگاه شيعة دوازده امامي، مهدي موعود(عج) از نسل امام حسين(ع) و يگانه فرزند امام حسن عسکري(ع) است که در نيمة شعبان سال 255 هـ .ق در شهر سامرا ديده به جهان گشود و چون حاکمان عباسي در پي قتل او بودند، خداوند وجود او را از ديدگان پنهان ساخت تا آخرين حجت الهي محفوظ بماند و آن گاه که شرايط ظهور و قيام او فراهم گردد، قيام کند و حکومت عدل جهاني را بر پا سازد.

البته جمع کثيري از دانشمندان بزرگ اهل سنت انديشة ولادت و غيبت مهدي موعود(عج) را می‌پذيرند، ولي مشهور آنان بر اين باورند که منجي و مصلح جهاني هنوز به دنيا نيامده و در آستانة ظهور، ديده به جهان خواهد گشود.

بررسي دلايل اين دو ديدگاه فرصت و مجال ديگري می‌طلبد و از حوصله و رسالت اين نوشتار بيرون است. در اين نوشتار دکترين مهدويت در سه بخش تبيين می‌شود:

1. جهاني بودن قيام و حکومت مهدوي؛
2. مباني فلسفي و کلامي حکومت جهاني مهدوي؛

3. اهداف و دستاوردهاي حکومت جهاني مهدوي.

اينک به تبيين محورهاي ياد شده، می‌پردازيم:

حکومت جهاني مهدوي
1. عقل و حکومت جهاني مهدوي
وجود امام معصوم و تصرف او در امور جامعه بشري و مديريت و رهبري سياسي او مظهر و مصداق لطف الهي در مورد مکلفان می‌باشد. عبارت معروف خواجه نصيرالدين طوسي در کتاب تجريد الاعتقاد که نوشته:
وجودُه لطفٌ و تصرفه لطفٌ آخَر و عدمُه منّا.

ناظر به اين مطلب است. البته همين که مکلفان معتقد باشند که امام معصوم وجود دارد؛ اگرچه او را نمی‌بينند، در نوع رفتار آنها مؤثر خواهد بود و آنان را به طاعت خدا نزديک و از معصيت او دور می‌سازد. البته آن حضرت از وضعيت مکلفان آگاه است و اعمال خوب آنها موجب خشنودي و اعمال بد آنان موجب ناراحتي او می‌گردد.

از يک طرف وجود امام و رهبري او مصداق لطف الهي است و از طرفي ديگر، موضوع قاعده لطف تکليف و مکلف است و ويژگي‌های جغرافيايي، تاريخي، نژادي، زباني، مکتبي و غيره در اين باره تأثيري ندارد.

لذا اين قاعده شامل حال همگان می‌شود و جامعة بشري را فرا می‌گيرد. بنابراين، مقتضاي برهان عقلي لطف جهاني بودن حکومت مهدوي می‌باشد.

2. قرآن و حکومت جهاني مهدوي
آن دسته از آيات قرآن که ناظر بر حکومت مهدوي هستند نيز بيانگر جهاني بودن آن می‌باشند:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

چنان‌که روشن است در اين آيه از حکومت صالحان بر کل زمين سخن به ميان آمده است:
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.

در دلالت اين آيه بر جهان شمولي حکومت مهدوي، هيچ ترديدي وجود ندارد.

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِيِ ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يشْرِكُونَ بِي شَيئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛

خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان‌گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند.

طبق روايات بسياري از امامان معصوم اين آيه بر حکومت جهاني مهدوي تطبيق گرديده است، و مفاد آن خلافت در کل زمين است.

«الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّكَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الإمُور»؛
همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند، و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند، و فرجام همة كارها از آنِ خداست.

اين آيه، اگرچه شامل حکومت‌های محدود و منطقه‌ای الهي هم می‌شود، ولي شکي نيست که مصداق کامل آن حکومت جهاني مهدوي(عج) است، بدين جهت امام باقر(ع) فرموده: اين آيه مربوط به مهدي آل محمد(عج) و ياران او است؛ خداوند آنان را مالک شرق و غرب جهان می‌سازد، او دين را آشکار نموده و با کمک يارانش بدعت و باطل را از ميان بر می‌دارد.

3. حکومت جهاني مهدوي در روايات
روايات پيامبر(ص) و خاندان پاک او آشکارا بر جهاني بودن حکومت مهدوي دلالت دارند. چنان که در حديث مشهوري که از پيامبر(ص) روايت شده فرموده است:

اگر حتي جز يک روز از عمر دنيا باقي بماند خداوند مردي از خاندان مرا بر می‌انگيزد تا جهان (زمين) را پر از عدل و داد سازد، چنان که پيش از آن ظلم و جور فراگير شده بود.

اميرالمؤمنين(ع) نيز فرموده است:
دنيا پس از اين که به ما پشت کرده سرانجام به سوي ما باز خواهد گشت همان گونه که شتر چموش به سوي فرزندش باز می‌گردد.

آن گاه آية «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض...» را تلاوت فرمود. ابن ابي الحديد در شرح سخن امام(ع) گفته است به اعتقاد اصحاب ما اين سخن امام ظهور و قيام امامی ‌را وعده می‌دهد که مالک زمين گرديده و بر همة سرزمين ها استيلا می‌يابد.

امام باقر(ع) نيز فرموده:
قائم (مهدي موعود(عج)) از خاندان ماست، نصرت خداوند او را تأييد می‌کند و با ايجاد رعب در دل دشمنان از نصرت الهي بهره‌مند می‌گردد، همة زمين در اختيار او قرار می‌گيرد و گنجينه ها و اندوخته ها بر او آشکار می‌شود، حکمراني او شرق و غرب را در بر می‌گيرد، خداوند به واسطة او دين خود را بر همة اديان مسلط و نمايان می‌گرداند هر چند مشرکان خوش ندارند.

روايات در اين باره بسيارند ولي به نمونه‌اي ياد شده بسنده می‌کنيم.

ب: مباني حکومت جهاني مهدوي
مقصود از اين مباني، مقدمات و مقومات فکري و اعتقادي حکومت جهاني مهدوي می‌باشد، يعني تصوير و تصديق حکومت جهاني، متوقف بر تصوير و تصديق آنهاست. اين مباني عبارت‌اند از:

1. خداپرستی
از آن جا که حکومت جهاني مهدوي حکومتي است الهي نخستين مبنا و شالودة فکري و عقيدتي آن خداپرستي است، يعني تصوير حکومت جهاني مهدوي ـ آن گونه که در شريعت اسلامی‌ترسيم شده ـ در گرو اعتقاد به وجود خداوند و پرستش او است. کسي که خدا را انکار کند و او را نپرستد، نمی‌تواند به حکومت جهاني مهدوي معتقد گردد.


به عبارت ديگر: نخستين گام تئوريک براي قبول حکومت جهاني مهدوي نفي ماترياليسم و پذيرش جهان‌بيني الهي و توحيدي است.

براهين اثبات وجود خداوند و نفي ماترياليسم در کتاب‌های کلامی‌ و فلسفي بيان گرديده است.

2. عدالت‌خواهي و تعالي‌جويي انسان
انديشة حکومت جهاني مهدوي، که پرچم‌دار عدالت و تعالي انساني در سطح جهاني است، بر اين اصل استوار است که انسان فطرتاً عدالت‌خواه و تعالي‌جو است.

اگرچه تاريخ بشر کارنامة درخشاني در اين باره نداشته و همواره ستم‌گري و تباهي‌گرايي قدرت‌طلبان و سلطه‌گران راه را بر بسط عدالت و تعالي جوامع بشري بسته و عدالت‌خواهي و تعالي‌جويي قربانيان بي شماري داده است، ولي تمايل به عدالت و عشق به فضيلت هيچ گاه از زندگي بشر به کلي رخت بر نبسته و همواره انسان‌های برجسته و بي شماري در اين راه فداکاري کرده‌اند.

امروز نيز چراغ عدالت هم چنان پرفروغ است، منتها در طول تاريخ انسان‌های شيطان سيرت با استفاده از جهالت و اهرم‌های شيطاني ديگر مانع بسط و گسترش چنين روحيه و انديشه‌ای در جهان شده و اجازه نداده‌اند اين تمايل و انديشه به صورت يک عزم جهاني نمايان گردد.

لذا اين پديدة فرخنده در آيندة تاريخ رخ خواهد داد و زمينه حکومت جهاني مهدوي فراهم خواهد شد.

3. اسلام و خاتميت
حکومت جهاني مهدوي حکومتي اسلامی‌است، بر اين اساس، دومين مبناي فکري و تصديقي آن پذيرش اسلام به عنوان آخرين شريعت آسماني است.

4. جهان شمولي اسلام
شريعت اسلام، علاوه بر اين که آخرين شريعت الهي می‌باشد، آييني است همگاني و جهان شمول و چنان که برخي پنداشته‌اند، تنها به جامعة عرب اختصاص ندارد. دلايل جهان شمولي اسلام در کتاب‌های کلام و تفسير تبيين شده است.

5. اسلام و حکومت
حکومت يکي از ارکان شريعت اسلام است، اين گونه نيست که اسلام صرفاً به مسايل اعتقادي، اخلاقي و اخروي پرداخته باشد، بلکه به حيات مادي و دنيوي بشر نيز اهتمام ورزيده و تحقق امنيت و عدالت را در جامعه بشري از اهداف بزرگ خود قرار داده است.

البته اين مسئله اختصاص به اسلام ندارد، بلکه همة شريعت‌های آسماني داراي چنين ويژگي‌اي بوده‌اند. اين مطلب از آيات مربوط به نبوت عامه به روشني به دست می‌آيد، زيرا در اين آيات از داوري در اختلافات ميان مردم و برپايي قسط در جامعه به عنوان اهداف عمومی‌ پيامبران ياد شده است.

اصولاً بخش عظيمی‌ از احکام اسلام به گونه‌ای است که بدون تشکيل حکومت اسلامی ‌زمينة اجراي آنها به نحو مطلوب فراهم نخواهد شد.

بنابراين، يکي از مباني نظري حکومت جهاني مهدوي نفي نظرية سکولاريسم و جداسازي حکومت از دين است. لذا آنان که به سکولاريسم اعتقاد دارند نمی‌توانند حکومت جهاني مهدوي را قبول و باور داشته باشند.

در اين‌جا، سکولارهاي مسلمان با انبوه رواياتي روبرو خواهند شد که از حکومت جهاني مهدوي سخن به ميان آورده و از عدالت و امنيت جهاني و عمران سرزمين‌ها به عنوان دست‌آوردهای بزرگ آن ياد کرده‌اند. بدون شک اين روايات ‌انديشة سکولاريسم را، به ويژه در مسئله مهدويت، مردود می‌سازند.

6. حکومت ولايي
حکومت جهاني مهدوي حکومتي ولايي است، حکومت ولايي ريشه در ولايت و مشيت خداوند دارد و مشروعيت حکومت از ولايت و مشيت خداوند سرچشمه می‌گيرد، برخلاف حکومت‌های امروزي بشر که منشأ مشروعيت آنها خدايي نيست، حال يا نژاد و وراثت است، مانند حکومت‌های سلطنتي، يا غلبه و استيلاي نظامی‌است، مانند حکومت‌های کودتايي، يا رأي و خواست اکثريت افراد يک جامعه است مانند حکومت‌های دموکراتيک.

منطق حکومت ولايي اين است که هيچ کس بدون رضايت ديگران حق تصرف در امور ديگران را ندارد، و از طرفي معمولاً رضايت همگاني براي دخالت فرد يا افرادي در سرنوشت آنها حاصل نمی‌شود.

بر اين اساس، هيچ يک از حکومت‌های بشري از مشروعيت ديني برخوردار نيستند، اما حکومت ولايي که از ولايت و مشيت خداوند سرچشمه می‌گيرد، از چنين مشروعيتي برخوردار است، زيرا خداوند، آفريدگار و مالک انسان و جهان است و بالذات حق تصرف در امور بندگان خود را دارد، و از طرفي، افعال الهي ـ اعم از تکويني و تشريعي ـ بر مبناي علم و حکمت و رحمت استوار است و هيچ گونه عيب و نقصي در آن راه ندارد. بر اين اساس اگر کسي را به عنوان پيشواي ديني و دنيوي مردم برگزيند، از مشروعيت ديني برخوردار خواهد بود.

البته، اعمال رهبري سياسي و اجتماعي بدون مقبوليت مردم امکان‌پذير نيست، از اين رو تحقق يافتن حاکميت سياسي پيامبران و امامان منوط به آمادگي و پذيرش جامعه بوده که اين شرط در مواردي تحقق يافته، و در موارد بسياري نيز تحقق نيافته است.

بدون شک شرط مزبور در حکومت جهاني مهدوي به شکل ايده‌آل تحقق خواهد يافت و در نتيجه مشروعيت الهي آن با مقبوليت عمومی ‌بشر هم آهنگ خواهد گرديد.

البته، شرط ولايي بودن با شرط‌های پيشين اين تفاوت را دارد که اگر کسي به حکومت ولايي هم اعتقاد نداشته باشد ولي حکومت اسلامی ‌را به رهبري حضرت مهدي(عج) بپذيرد می‌تواند به حکومت جهاني مهدوي اعتقاد داشته باشد، هر چند مبناي مشروعيت آن را خواست مردم بداند، چون پيش فرض حکومت جهاني مهدوي اين است که حداقل، عموم مستضعفان جهان رهبري آن پيشواي دادگستر را خواهند پذيرفت و از او حمايت خواهند کرد.

از ديدگاه اين افراد مقبوليت عمومی‌حکومت مهدوي تأمين کنندة مشروعيت ديني آن هم خواهد بود، ولي مطابق نظريه ولايي بودن حکومت، مشروعيت ديني و مقبوليت مردمی‌دو مقولة جدا از یک‌دیگر می‌باشند.

7. امامت معصوم
حکومت جهاني مهدوي براساس ديدگاه شيعه، توسط آخرين امام معصوم تحقق خواهد يافت، لذا امامت معصوم نيز يکي از مباني اين حکومت به شمار می‌رود. روشن است که اين شرط از ديدگاه مذاهب غيرشيعي لازم نمی‌باشد.

اما از آن جا که به مقتضاي دلايل عقلي و نقلي مذهب شيعة اثنا عشري کامل ترين مذهب اسلامی‌است،‌ انديشة مهدويت در کامل‌ترين شکل آن در اين مذهب تبلور يافته است.

دست‌آوردهاي حکومت جهاني مهدوي
دست‌آوردهاي حکومت جهاني مهدوي با آرمان‌های آن برابر است، زيرا عموم انسان‌ها آرزوي تحقق آن را دارند و نمونة اعلاي حکومت‌هایي است که تمام پيامبران الهي و عدالت خواهان جهان در پي برپايي آن بودند، ولي در مقياس جهاني جامة عمل بر تن نکرده است؛ به هر حال حکومت جهاني مهدوي حکومتي است که تجلي کامل مشيت الهي در قالب حکومت ولايي در زندگي بشري است.

بنابراين، در بارة حکومت جهاني مهدوي می‌توان گفت آن‌چه همة حکومت‌های خوب دارند و يا بايد داشته باشند، اين حکومت به تنهايي در بردارد. از اين روي، حکومت جهاني مهدوي فصلي از کتاب تاريخ سياسي، عقيدتي، اخلاقي، عرفاني و اجتماعي بشر را رقم خواهد زد که عصارة همة مکارم و فضايل انساني است.

اين حکومت از يک سو نقطه پايان حيات بشري در سراي دنيا و مطلع زندگي اخروي خواهد بود و آن‌چه در اين حکومت در حد ظرفيت دنيا تبلور خواهد يافت حاکميت، علم، قدرت، حکمت، عدالت، رحمت الهي در زندگي انسان است و مستکبران مستوجب قهر الهي می‌شوند.

از سوي ديگر، مستضعفان طعم شيرين عدالت و رحمت را در همة ابعاد زندگي اجتماعي خواهند چشيد، چنان که مجموعة حيات بشري نشان‌گر علم، قدرت، حکمت و رحمت خداوندي خواهد بود. در چنين شرايطي نظام زندگي اجتماعي بشر بر حقيقت استوار خواهد گرديد و ستم‌گري، جهالت و امثال آن ريشه‌کن خواهد شد.

ما در اين جا با الهام‌گيري از آيات و روايات نمونه‌هایي از دست‌آوردهای حکومت جهاني مهدوي را بازگو می‌کنيم، چون آگاهي از اين دست‌آوردها و توجه به آنها می‌تواند زمينة سنجش حکومت جهاني مهدوي را با حکومت‌های ديگر که فيلسوفان و سياست‌مداران غربي تحت عنوان «جهاني‌سازي» از آن ياد می‌کنند فراهم می‌سازد.

1. جهان شمولي يکتاپرستي و اسلام
پيامبران الهي از آدم تا خاتم مناديان توحيد و يکتاپرستي بوده‌اند.
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ»؛

و در حقيقت، در ميان هر امتى فرستاده‏اى برانگيختيم [تا بگويد:] خدا را بپرستيد و از طاغوت [فريبگر] بپرهيزيد.
نهضت‌های پيامبران با توحيد آغاز شده و نخستين شعار و پيام آنان اين بوده:

«اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيرُهُ».
پيامبر گرامی‌اسلام(ص) نيز در نخستين شعار و پيام خود به مردم فرمود:
قولوا لا اله الا الله تفلحوا.

اما در طول تاريخ بشر پيوسته طاغوتيان در برابر پيامبران ايستادند و از تحقق اين آرمان الهي در شکل جهاني و همگاني آن جلوگيري کردند، اما اين آرمان در حکومت جهاني مهدوي واقعيت خواهد يافت.

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.

در احاديث متعددي که از طريق شيعه و اهل سنت روايت شده آمده است که آية ياد شده ناظر به ظهور مهدي موعود(عج) و هنگامی ‌است که حضرت عيسي(ع) از آسمان به زمين فرو می‌آيد. در آن زمان هيچ آييني جز اسلام رسميت نخواهد داشت.

سيوطي از جابربن عبدالله انصاري روايت کرده که گفته است اين آيه تحقق نمی‌يابد مگر هنگامی‌که يهودي و نصراني پيرو هيچ آيين آسماني‌اي جز اسلام نخواهد بود و اين زماني است که عيسي بن مريم از آسمان نازل می‌شود.

شيخ صدوق از ابوبصير روايت کرده که گفت: امام صادق(ع) دربارة آيه ياد شده فرمود:
تأويل اين آيه هنوز تحقق نيافته، و تا وقتي قائم ما خروج ننمايد تأويل آن تحقق نخواهد يافت، هنگامی‌که او قيام کند هر کافر و مشرکي از قيام او ناخشنود خواهد بود.

طبرسي از امام باقر(ع) روايت کرده که فرمود: اين آيه هنگام خروج مهدي آل محمد(ص) تحقق خواهد يافت در آن زمان هيچ کس باقي نخواهد ماند مگر اين که به پيامبر اسلام(ص) ايمان می‌آورد. در اين‌جا يادآوري دو نکته لازم است:

الف) گرچه آيين‌های يهود و مسيحيت نيز به عنوان اديان ابراهيمی ‌و توحيدي شناخته می‌شوند، ولي با توجه به عقايد آنان دربارة عزيز و مسيح(ع) و نيز دربارة احبار و رهبان و نظاير آن اين اديان توحيدي خالص نيستند.

و يگانه آيين توحيدي خالص آيين اسلام است، از اين رو، در حکومت جهاني مهدوي توحيد با معيار اسلامی‌آن در جهان گسترش خواهد يافت و در نتيجه آن‌چه به عنوان دين رسمی ‌پذيرفته می‌شود تنها دين اسلام است.

ب) غلبه و ظهور دين اسلام بر اديان ديگر دو جلوه دارد. يکي از نظر منطق و استدلال، و ديگري از نظر حاکميت سياسي. آن‌چه تاکنون تحقق نيافته و با قيام امام عصر(عج) تحقق خواهد يافت، نوع دوم است اما نوع نخست از آغاز ظهور اسلام پيوسته محقق بوده و خواهد بود.

أفغير دين الله يَبغُونَ و لَهُ أسلم مَن في السموات والأرض طوعاً و کرهاً.
آيا جز دين خداوند را برمی‌گزينند در حالي که همة کساني که در آسمان ها و زمين هستند از روي رضايت يا کراهت تسليم او شده‌اند.

در تأويل اين آيه از امامان معصوم روايت شده که مقصود از اسلام توحيد و يکتاپرستي است، و تحقق آن به صورت جهاني و همگاني در زمان ظهور و قيام مهدي موعود(عج) تحقق خواهد يافت. عياشي از امام صادق(ع) روايت کرده که پس از تلاوت اين آيه فرمود:

هنگامی‌که قائم(عج) قيام کند سرزميني يافت نخواهد شد مگر آن‌که در آن به يگانگي خداوند و نبوت پيامبر اسلام گواهي داده خواهد شد.

از امام کاظم(ع) هم روايت شده که فرمود: اين آيه ناظر به قيام قائم(عج) می‌باشد. در آن هنگام پيروان همة مذاهب يا از روي رضايت يا کراهت آيين اسلام را خواهند پذيرفت.

2. گسترش فضايل و ارزش‌های ديني
حکومت جهاني مهدوي نمونه‌اي ايده‌آل از يک حکومت ديني است، طبيعي است که آن‌چه براي يک حکومت ديني اولويت دارد توسعه و تعميق باورها و رفتارهاي ديني مردم است.

البته اين کار نيازمند برنامه‌ريزي جامع است تا مسايل رفاهي و نيازهاي طبيعي و دنيوي بشر را هم در برداشته باشد. چنان‌که پس از اين بيان خواهد شد. اين مسايل در حکومت جهاني مهدوي جايگاه خاص خود را دارند.

اما اينک سخن از دست‌آوردهای حکومت جهاني مهدوي است که يکي از آنها گسترش فضايل و ارزش‌هاي ديني در گسترة جهاني است.

يکي از مهم‌ترين ارکان تحقق اين آرمان اين است که دولت مردان و کارگزاران حکومت مهدوي از شايسته‌ترين انسان‌ها و دين دارترين آنها خواهند بود.

«أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
صالحان وارثان زمين خواهند شد.

«الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر»؛
آنان کساني‌اند که نماز بر پا می‌دارند، زکات می‌دهند، امر به معروف و نهي از منکر می‌کنند.

دربارة ياران حضرت مهدي(عج) که در حقيقت عناصر اصلي حکومت مهدوي می‌باشند، روايت شده است که مصاديق آيه کريمة «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يؤْتِيهِ مَن يشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» می‌باشند.

اين آيه کريمه از انسان‌هایي خبر می‌دهد که خداوند آنان را در آينده پديد خواهد آورد، خداوند آنان را دوست می‌دارد و آنان نيز خداوند را دوست می‌دارند، در برابر مؤمنان اظهار ذلت می‌کنند و با کافران با عزت برخورد می‌کنند، در راه خدا جهاد کرده و از ملامت‌گران نمی‌هراسند. اين ويژگي ها جلوه‌هایي از فضل خداوند است که بر اساس مشيت حکيمانه‌اش به افراد می‌دهد.

بي‌شک هر گاه رهبران سياسي جامعه انسان‌هایي پارسا و متديّن باشند، جامعه به سوي پارسايي و دين‌داري گرايش خواهد داشت. چنان که گفته شده است: «الناس علي دين ملوکهم».

لذا با توجه به اين عوامل جامعه در عصر حکومت مهدوي جامعه اي است که به احکام، فضايل و ارزش‌های ديني اهتمام می‌ورزد و مردم را به عبادات اسلامی‌سوق می‌دهد. چنان که از اميرالمؤمنين(ع) درباره دوران حضرت مهدي(عج) چنين روايت شده:

و يقبل الناس علي العبادات والشرع والديانة والصلوة في الجماعات و تؤدي الأمانات؛
مردم به عبادات و اهتمام به شرع و دينداري و نمازهاي جماعت روي می‌آورند و امانت ها به صاحبانشان بازگردانده می‌شود.

3. برچيده شدن بساط محرمات الهي
اين دست آورد در حقيقت متمم و مکمل دست آورد پيشين و ملازم با آن است، زيرا هنگامی‌که در جامعة جهاني فرهنگ فضايل و ارزش‌های ديني حاکم گردد زمينه‌ای براي ظهور گناه و ناپاکي باقي نخواهد ماند، و از طرف ديگر بدون برچيده شدن بساط ناپاکي‌ها و محرمات الهي فرهنگ فضايل و ارزش‌های ديني حاکم نخواهد شد. چنان‌که اميرالمؤمنين(ع) درحديث مذکور فرموده است:
و يذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا.

4. جهان شمولي عدالت و مساوات
جهان شمولي عدالت و برابري در حکومت مهدوي از چنان جايگاه بالا و والايي برخوردار است که به عنوان بيت الغزل مهدويت در تفکر اسلامی ‌به شمار می‌رود و در احاديث مهدويت به عنوان برجسته‌ترين آرمان قيام مهدي(عج) مطرح گرديده است.

اين برجستگي از يک سو، به دليل جايگاه ويژه‌ای است که عدالت و مساوات در جهان‌بيني توحيدي دارد و از سوي ديگر تمام ارزش ها را در بردارد. اگر عدالت در عرصه‌های مختلف فردي و اجتماعي انسان تحقق يابد، چيزي جز توحيد، و ملکات انساني تحقق نخواهد يافت.

البته، اين نکته را نبايد فرو گذاشت که عدالت آن گاه که با مقوله حکومت همراه گردد پيش از هر چيز به عدالت اجتماعي مانند اقتصادي، حقوقي، سياسي و... نظر دارد و ناظر به مسايل اعتقادي و اخلاق فردي نيست. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره فرموده:

إنّ افضل قرة عين الولاة استقامة العدل في البلاد؛
بهترين چشم روشني براي حاکمان اين است که در سرزمين‌های تحت حکومت آنان عدالت بر پا گردد.

اين مسئله به شکل کامل در حکومت جهاني مهدوي تحقق خواهد يافت. ابوسعيد خدري از پيامبر اکرم(ص) روايت کرده که فرمود: شما را به مهدي بشارت می‌دهم.

او زمين را آکنده از عدالت خواهد کرد آن گونه که پيش از او پر از ظلم و ستم شده بود، لذا اهل آسمان‌ها و زمين از او راضي خواهند بود. او اموال را به طور يکسان ميان مردم تقسيم می‌کند.

مقصود از اموال در اين روايت، اموال عمومی ‌و اموال متعلق به عموم مردم است. در چنين اموالي همة افراد به طور يکسان سهم دارند و تفاوت‌های قومي، نژادي، مقامي، مالي و غيره ملاک امتياز در سهم بيشتر نخواهد بود، نه ثروتمند می‌تواند مدعي سهم بيش‌تر شود و نه فقير.

آري، در شريعت اسلامی ‌براي فقيران حقوق مالي ويژه‌ای در اموال ثروت‌مندان در نظر گرفته شده است که هر گاه ثروت‌مندان آن حقوق را بپردازند، مشکل اقتصادي مستمندان هم حل خواهد شد.

البته در حکومت مهدوي، هم اموال عمومی ‌به طور يکسان در ميان مردم تقسيم می‌شود و هم سهم ويژة مستمندان از اموال ثروت‌مندان دريافت و به آنان پرداخت می‌گردد.

5. فراگيري امنيت
امنيت يکي از مقوله‌هایي است که پيوسته مورد توجه حاکمان و سياست‌مداران بوده است. لذا يکي از آرمان‌های حکومت مهدوي برقراري امنيت در جامعه است.

به گونه‌ای که جان، مال و حيثيت افراد جامعه از تجاوز ديگران در امان باشد. در جامعه‌ای که امنيت برقرار نباشد زندگي تلخ و ناگوار خواهد بود.

رسالت حکومت جهاني تحقق امنيت براي همة شهروندان، به ويژه مظلومان و مستضعفان است، زيرا آنان بيش‌تر در معرض ناامني‌اند. بدين جهت اميرالمؤمنين(ع) يکي از آرمان‌های حکومت اسلامی ‌و علوي را ايجاد امنيت مظلومان می‌داند:

فيأمن المظلومون من عبادک.
در حديثي آمده است:
اذا قام القائم(عج) حکم بالعدل و ارتفعَ الجورَ و آمنت به السبلَ؛
هنگامی‌که قائم(عج) قيام کند براساس عدالت، داوري می‌کند و بساط ستم‌گري برچيده خواهد شد و به واسطة او راه‌ها امنيت خواهد داشت.

در حديث ديگري از امام باقر(ع) روايت شده که فرمود:
امنيت در عصر حکومت مهدوي(عج) به گونه‌ای است که پيرزني می‌تواند از مشرق به سوي مغرب سفر کند و هيچ کس به او آزاري نرساند.

6. توسعه عمران و آباداني
يکي از اهداف حکومت‌های ديني و رسالت‌های حاکمان الهي آباد کردن و عمران سرزمين‌ها و مناطق مسکوني بوده است. اين مسئله از ديدگاه قرآن کريم يکي از رسالت‌های آدميان است، چون خداوند اين کرة خاکي را مهد آسايش و آرامش بشر قرار داده است.

بر همين اساس اميرالمؤمنين(ع) در آغاز عهدنامة خود به مالک اشتر از او خواسته است تا به عمران و آباداني سرزمين‌های الهي تحت حکومت خود بپردازد: عمارة بلادها. اين دست‌آورد حکومت جهاني در روايات متعددي که شيعه و اهل سنت روايت کرده‌اند آمده است؛ مانند:

الف. اِنّه يبلغ سلطانه المشرق والمغرب و تظهر له الکنوز ولايبقي في الارض خراب الا يعمّر؛
حکومت مهدي موعود(عج) شرق و غرب عالم را فرا می‌گيرد، و گنج‌های نهفته در زمين براي او آشکار می‌شود، و هيچ جاي ويراني در زمين باقي نمی‌ماند و همة آنها آباد می‌گردد.

ب. يبلغ سلطانه المشرق و المغرب، و يظهر الله عزوجل به دينه علي الدين کله و لوکره المشرکون، فلا يبقي في الارض خراب الا قد عمّر؛

فرمان‌روايي مهدي موعود(عج) شرق و غرب عالم را در بر می‌گيرد، خداوند به واسطة او دين خود را بر همة اديان غالب می‌گرداند و در زمين خرابه‌ای باقي نمی‌ماند، و همگي آباد می‌شود.

نکتة شايان ذکر اين که آباداني زمين دو جلوه دارد: جلوة مادي و جلوة معنوي. در جهان‌بيني توحيدي عمران و آباداني زمين در شکل ايده‌آل آن در گرو تحقق هر دو جلوة است.

اصولاً آباداني مادي اگر با آباداني و اصلاح معنوي همراه نباشد، آباداني نخواهد بود، زيرا آباداني حيات انساني آنگاه تحقق می‌يابد که حيات معقول او آباد باشد و آباداني مادي و جسماني در خدمت حيات معقول او قرار گيرد.

لذا در حديث پيشين جملة «فلا يبقي في الارض خراب الا قد عمّر» بر حاکميت فرهنگ توحيدي اسلام بر مشرق و غرب متفرع گرديده است و اين تفريع بيان گر دو نکته است:

الف) جامعة توحيدي و اسلامی ‌بايد به مسئله آباداني و عمران سرزمين‌ها اهتمام ورزد؛
ب) عمران وآباداني واقعي در گرو حاکميت فرهنگ توحيدي و اسلامی ‌در جوامع بشري است.

از پيامبر اکرم(ص) روايت شده است که خداوند در شب معراج به من فرمود: به واسطه قائم از خاندان تو زمين خود را با تسبيح و تهليل و تقديس و تکبير و تمجيد خود آباد می‌سازم، و زمين را از دشمنان پاک می‌سازم و دوستان خود را وارث آن می‌گردانم.

7. رفاه عمومي
در جهان‌بینی توحيدي فقر و تهي‌دستي امر نامطلوبي است. بدين جهت يکي از رسالت‌های مهم پيامبران الهي مبارزه با پديدة فقر و تهی‌دستی بوده است. لذا در شرايع آسماني براي حل اين معضل اجتماعي راه کارهايي ‌انديشيده شده است که کامل ترين آن در شريعت اسلام است.

خداوند بر قريش منت می‌گذارد که به واسطة قرار دادن خانه کعبه در شهر مکه آنان را از دو خطر ناامني و فقر نجات داده است زيرا آنان از طريق تجارت به سرزمين‌های ديگر معيشت خود را تأمين می‌کردند و به دليل احترام خانة کعبه راهزنان متعرض آنها نمی‌شدند. و اينک مقتضاي شکر اين دو نعمت اين است که خداوند را عبادت کنند.

فليعبدوا ربّ هذا البيت الذي اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف.
با اين حال فقر و تهی‌دستی يکي از معضلات ناگوار بشر بوده است و با همة کوشش‌ها و تدبيرهايي که انجام گرفته به صورت مطلق ريشه‌کن نشده و هيچ گاه رفاه عمومی ‌فراهم نگرديده است.

امروزه نيز سازمان‌ها و نهادهاي گوناگوني به نام مبارزه با فقر و تهی‌دستی وجود دارند و تلاش‌هایي نيز می‌کنند، ولي متأسفانه آمار تهي‌دستان و حتي کساني که به سبب فقر و بيچارگي به کام مرگ می‌روند، روز به روز بالا می‌رود.

اما در حکومت جهاني مهدوي فقر و تهی‌دستی به کلي ريشه‌کن خواهد شد و رفاه عمومی‌ تحقق خواهد يافت.

از پيامبر گرامی(ص) روايت شده که فرمود: در دوران حکومت مهدوي مردم به گونه‌ای از نعمت‌های الهي بهره‌مند می‌شوند که در تاريخ بشر بي‌سابقه بوده است، در آن دوران زمين همة خوردني‌های خود را در اختيار بشر قرار می‌دهد و اموال روي هم انباشته خواهد بود. به گونه‌ای که افراد به سهولت از آن بهره‌مند می‌گردند.

در حديثي از امام صادق(ع) روايت شده که فرمود: در عصر حکومت مهدوي زمين گنج‌های خود را آشکار خواهد کرد و مردم آنها را مشاهده می‌کنند و از نظر معيشت به گونه‌ای هستند که فردي در طلب يافتن شخصي بر می‌آيد که از مال خود به او انعام نمايد و زکات مالش را به او بپردازد، ولي پيدا نمی‌کند، زيرا مردم به آنچه خداوند به آنها روزي داده از ديگران بي‌نياز می‌باشند.

ابوسعيد خدري از پيامبر(ص) روايت کرده که فرمود: عدالت مهدوي شامل عموم مردم می‌شود [و در نتيجه فقر و نيازمندي از جامعة بشري رخت بر می‌بندد لذا هنگامی‌که] فردي از طرف حضرت مهدي(عج) اعلان می‌‌کند که اگر کسي به مال و ثروت احتياج دارد برخيزد، تنها يک نفر قيام می‌کند. امام(ع) او را نزد مسئول بيت‌المال می‌فرستد تا اموالي را به وي عطا کند، خزانه دار جامة او را پر از مال و ثروت می‌کند، در اين هنگام آن فرد از کرده خود پشيمان می‌گردد و با خود می‌گويد من آزمندترين فرد امت پيامبر(ص) بودم که چنين درخواستي کردم و اموال را به مسئول بيت‌المال باز می‌گرداند ولي او آن را نمی‌پذيرد و می‌گويد: آن‌چه را بخشيديم باز نمی‌ستانيم.

در اين باره سه نکته قابل توجه است:
1. يکي از عوامل رفاه عمومی‌در حکومت جهاني مهدوي تلاش و برنامه‌ريزي عالمانه در جهت آباد ساختن زمين است. آن گاه که دستگاه حکومتي همة توان و تلاش خود را به صورت درست و با نيّت خالص در جهت عمران و آباداني سرزمين‌ها به کار گيرد و همة افراد جامعه به تلاش مخلصانه و مدبرانه اقدام کنند، ميزان توليد و درآمد ملي هم افزايش خواهد يافت. و رفاه عمومی ‌و همگاني ايجاد خواهد شد.

2. افزايش توليد و سرمايه‌های ملّي به خودي خود رفاه عمومی ‌را به دنبال نخواهد داشت، بلکه در پرتو عدالت اجتماعي حاصل می‌شود، يعني از يک طرف فرصت ها و امکانات به صورت عادلانه در اختيار آحاد جامعه قرار خواهد گرفت و از سوي ديگر نظام عادلانه توزيع، مانع سودجويي دلالان و انگل‌های جامعه از حاصل دست رنج توليدکنندگان می‌شود. بدين جهت در سخن پيامبر(ص) بي نيازي مالي افراد در حکومت مهدوي بر حاکميت و بسط عدالت در جامعه متفرع شده است.

3. در ساية رشد معنوي افراد، صفات رذيله‌ای چون بخل، رانت‌خواري، حرص و آز از جامعه رخت برمی‌بندد، و انسان‌ها در پي مال‌اندوزي از هر طريق و به هر کيفيت نمی‌باشند، از اين روي وقتي اعلان می‌شود که هر کس به مال نياز دارد اظهار نمايد تنها يک نفر برمی‌خيزد و سرانجام از کار خود پشيمان می‌شود.

8. دوستي خالصانه
آن گاه زندگي اجتماعي لذت‌بخش و آکنده از صفا و صميميت است که افراد جامعه در ارتباط اجتماعي و خانوادگي خود به يک‌ديگر مهر بورزند و رابطة آنان بر اساس صداقت، محبت و دوستي خالصانه باشد؛ بدبيني، بدگماني، حسادت، بخل، کينه و ديگر اوصاف رذيله از دل‌های آنان زدوده گردد.

هرگاه اين صفات ناپسند از ميان آدميان رخت بر بندد و صفات پسنديده جاي‌گزين آنها شود زندگي، سعادتمندانه‌ای خواهند داشت. لذا آن‌چه زندگي اخروي مؤمنان و پارسايان را بهشتي می‌سازد، محبت‌ورزي و دوستي خالصانه ميان آنان است، قرآن کريم در اين باره می‌فرمايد:

«وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ»؛
و آن‌چه كينه [و شائبه‏هاى نفسانى] در سينه‏هاى آنان است بركَنيم؛ برادرانه بر تختهايى روبروى يكديگر نشسته‏اند.

همة پيامبران الهي پيام‌آوران و پرچم‌داران محبت و دوستي خالصانه و بي‌شائبه بودند و توانستند در زمان خود با توجه به شرايط موجود به صورت نسبي به اين هدف دست يابند، اما شکل ايده‌آل و همه جانبة آن در حکومت مهدوي تحقق خواهد يافت.

حديث ذيل در بارة برقراري رابطه دوستي خالصانه در عصر مهدي موعود(عج) است که بسيار در خور توجه می‌باشد:
به امام باقر(ع) گفته شد: اصحاب ما در کوفه بسيارند اگر آنان را به قيام فرمان دهي، اطاعت خواهند کرد. امام(ع) فرمود: آيا رابطة آنان با یک‌دیگر بدين‌گونه است که يکي از آنان بدون اجازه از ديگري ‌اندوخته مالي او را به ‌اندازه نياز خود بردارد؟ آن فرد پاسخ داد: خير. امام(ع) فرمود: آنان که نسبت به مال خود بخل می‌ورزند، در مورد خون خويش بخيل‌تر خواهند بود. آن گاه افزود: اين وضعيت ادامه خواهد داشت تا اين که قائم ما قيام کند، در آن زمان دوستي خالصانه ميان مردم برقرار خواهد شد؛ به گونه‌ای که فردي از ‌اندوختة برادر ديني‌اش آنچه را که نياز دارد بدون اين که منعي در ميان باشد، برمی‌دارد.


واژة فتنه در اصل به معناي آزمودن است چنان که در قرآن کريم و روايات در موارد متعددي به اين معنا به کار رفته است. گاهي به ناملايمات و شدايد نيز از آن جهت که وسيله آزمايش افراد می‌باشند فتنه گفته می‌شود، لذا در بعضي موارد مال و فرزند نيز فتنه ناميده شده است.

از سوي ديگر، فاعل فتنه اگر خداوند باشد قطعاً حکيمانه و پسنديده خواهد بود، ولي هرگاه از بشر سر زند می‌تواند ناپسند و مذموم باشد، چنان‌که کاربردهاي قرآني آن درباره انسان ناظر به معناي نکوهيدة آن است.


در هر حال، فتنه‌های نکوهيدة آدميان ريشه در خصلت‌های نفساني و شيطاني آنان دارد. خودخواهي، حسادت، افزون‌طلبي، انتقام‌جويي کينه‌توزانه و نظاير آن ريشه‌های رواني و نفساني فتنه‌ها و آشوب‌ها می‌باشند که به صورت آشکار و پنهان فضاي زندگي اجتماعي را مکدّر و آشفته می‌سازند.

حال يکي از دست‌آوردهای حکومت جهاني مهدوي اين خواهد بود که فتنه‌گري‌ها از ميان می‌رود و دل‌ها با يک‌ديگر مهربان گرديده، صميميت و هم‌دلي فضاي زندگي اجتماعي را عطرآگين و مبارک می‌سازد؛ در حديث نقل شده که اميرالمؤمنين(ع) فرموده: از پيامبر(ص) پرسيدم آيا مهدي موعود(عج) از خاندان ما است يا از خاندان ديگر؟

پيامبر(ص) فرمود: از خاندان ماست و همان گونه که دين اسلام با ما آغاز گرديد با ما نيز پايان می‌يابد، و همان طور که امت ما از شرک رهايي يافت از فتنه‌ها نيز نجات می‌يابد و چنان که به واسطه ما عداوت‌های ناشي از فرهنگ جاهلي به الفت و هم‌دلي مبدل شد، دل‌های آنان پس از عداوت‌های ناشي از فتنه نيز به وسيله ما به یک‌دیگر مهربان خواهد شد و فتنه‌گري‌ها شکل اخوت ديني به خود خواهند گرفت.


از قرار گرفتن لفظ فتنه با شرک در کنار هم می‌توان گفت که مقصود از فتنه در اين حديث، نفاق و ديگر خصلت‌های شيطاني و نفساني است که بسياري از انسان‌های يکتاپرست به آنها آلوده می‌باشند.

اين صفات نکوهيده منشأ رفتارهاي غيرانساني و غيراخلاقي گشته و انسان را از «حيات طيبه» بي‌بهره يا کم بهره می‌سازند. در جامعة مهدوي اين رذايل شيطاني يا به کلي از بين می‌روند يا به حداقل کاهش می‌يابند و در نتيجه مردم از موهبت حيات طيبة الهي به طور کامل بهره‌مند می‌شوند.

9. تکامل عقول
در جهان‌بینی توحيدي عقل جايگاهي بس بالا و والا دارد. عاقلان نيز از حرمت و کرامت ويژه‌ای برخوردارند.

يکي از امتيازات پيامبران الهي برتري عقلي آنان بر ديگران بوده است، آنان در پرتو عقل توانستند بشر را در جهت سعادت دنيوي و اخروي هدايت کنند، در احاديث آمده است که انجام فرايض ديني به تنهايي نشان‌گر کمال و تعالي شخصيت انسان نيست، بلکه کمال عقل است که نشان‌دهندة تکامل شخصيت انسان است. البته، مقصود از عقل آن است که انسان را به خداشناسي، خداپرستي و جلب نعمت‌های الهي سوق دهد.

به عبارت ديگر: آن‌چه در ستايش عقل آمده عقل قدسي است که در حوزة نظر، انسان را به معرفت درست خداوند رهنمون بوده و در حوزة عمل او را به تسليم در برابر اوامر و نواهي الهي برمی‌انگيزد.

در طول تاريخ در پرتو هدايت‌های پيامبران و حکيمان الهي، انسان‌های بسياري از موهبت کمال عقلي برخوردار شدند، اما بسيار ‌اندک بودند. اما در حکومت مهدوي اين پديدة مبارک گسترش خواهد يافت و عموم بندگان خدا را شامل خواهد شد.

چنان که از امام باقر(ع) روايت شده که فرمود:
اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤس العباد فجمع به عقولهم وکملت به احلامهم؛
هنگامی‌که قائم ما قيام کند دست خود را بر سر بندگان خدا می‌نهد به واسطة آن عقول آنان به کمال می‌رسد.

لذا در پرتو تعاليم و ارشادهاي حکيمانة امام عصر(عج) و آمادگي بشر براي بهره‌مندي از تعاليم الهي همگان از دانايي و حکمت در حد بالايي برخوردار خواهند شد، و هيچ گونه سخني يا رفتار جاهلانه و سفيهانه‌ای نخواهند داشت.

10. تکامل علوم
علم و دانش يکي از مکارم و مفاخر انساني است. حضرت آدم(ع) به دليل اين که از موهبت «علم الاسماء» بهره‌مند بود، مسجود فرشتگان گرديد. طبق احاديث اسلامي، مرکّب دانش‌مندان بر خون شهيدان برتري دارد.

اگر مؤمن غيردانش‌مند از درجه‌ای از کمال معنوي برخوردار است، مؤمن دانش‌مند داراي درجاتي از کمال معنوي خواهد بود.

علم و دانش انواع و مراتب بسياري دارد و جز پيامبران و اولياي خاص خداوند که از علوم مختلف و مراتب آن بهره‌مند بوده‌اند (البته با توجه به اصل تفاضل ميان آنان) اکثريت انسان‌ها تنها در زمينه‌هایي خاص و به صورت محدود به آن دست يافته‌اند.

يکي از دست‌آوردهای حکومت مهدوي اين است که علم و دانش در همة ابعاد آن گسترش يافته و افراد جامعه از کامل ترين مواهب علمی‌ برخوردار خواهد گرديد. از امام صادق(ع) روايت شده است که فرمود: علم از بيست و هفت حرف تشکيل شده است، مجموع علومی‌که پيامبران آورده‌اند دو حرف از اين حروف بيست و هفت گانه بوده است و هنگامی‌که قائم ما(عج) قيام کند بيست و پنج حرف ديگر را در ميان مردم منتشر خواهد ساخت و در نتيجه علوم به طور کامل در اختيار بشر قرار خواهد گرفت.

11. محو بدعت‌ها و احياي سنّت‌ها
سنّت عبارت است از: آن‌چه پيامبر گرامی‌اسلام(ص) به عنوان راه و رسم زندگي مطلوب و تبيين قرآن کريم به امت اسلامی ‌آموخت.

پيامبر(ص) براي حفظ و فهم کتاب و سنت، امت اسلامی‌ را به صورت مؤکد به پيروي از عترت خويش توصيه کرد اما آنها به اين سفارش به طور شايسته عمل نکردند و در نتيجه بدعت‌هایي در حوزة تفکر اسلامی ‌پديد آمد.

ولي اساس نامه و منشور حکومت جهاني مهدوي چيزي جز کتاب و سنّت در شکل اصيل و صحيح آن نخواهد بود. از آن‌جا که مهدي موعود(عج) وارث علوم نبوي است، بدعت‌ها و سنت‌ها را به خوبي می‌شناسد. قبل از هر چيز بدعت‌ها را از دامن فرهنگ و تفکر اسلامی‌می‌زدايد و سنت‌هایي که متروک و مهجور مانده‌اند احيا و اجرا می‌کند. امام باقر(ع) در اين باره فرموده است:

اذا قام القائم لايترک بدعة الاّ ازالها، و لاسنّة الا أقامها؛
هنگامی‌ که قائم(عج) قيام کند بدعت‌ها را زايل می‌سازد و سنت‌ها را بر پا می‌دارد.

اين موارد دوازده‌گانه نمونه‌هایي از مهم‌ترين دست‌آوردهای حکومت جهاني مهدوي است که مجموعة آنها جامعه‌ای آرماني و ايده‌آل تشکيل می‌دهد و «حيات طيبه» قرآني را به عنوان عالي‌ترين ارمغان، به جامعه انساني عرضه می‌نمايد.

چنين جامعه‌ای است که مطلوب و محبوب بشريت است، به همين سبب حکومت جهاني مهدوي با استقبال عمومی‌ مواجه خواهد شد، و جز مستکبران که حيات شيطاني خود را در چنين جامعه‌ای در خطر می‌بينند با آن مخالفت نخواهند کرد؛ گرچه آنان نيز گرفتار خشم توده‌های عدالت‌جو، تعالي‌خواه و آرمان‌طلب خواهند شد.

پي‌نوشت‌ها
1. تفسير برهان، ج3، ص146ـ150.
2. منتخب‌الاثر، ص470.
3. سنن ابي داود، ص671، ح4282 و ص672، ح4285؛ منتخب‌الاثر، ص142ـ143؛ المستدرک علي الصحيحين، ج4، ص600، ح8669.
4. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، شماره209.
5. شرح نهج‌البلاغه، ج19، ص26.
6. کمال‌الدين و تمام‌النعمه، ج1، ص331.
7. کان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الکتاب بالحقّ ليحکم بين الناس فيما اختلفوا فيه؛ (بقره، 213) لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط (حديد، 25) انما وليکم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و هم راکعون. (مائده، 55)
8. نحل، 36.
9. اعراف، 59، 65، 73 و 85.
10. توبه، 33.
11. الدرالمنثور، ج 4، ص 161.
12. البرهان في تفسير القرآن، ج2، ص121.
13. مجمع‌البيان، ج 3، ص25.
14. آل‌عمران، 83.
15. تفسير عياشي، ج 1، ص 183.
16. همان، نيز ر.ک: تفسير صافي، ج 2، ص 73.
17. انبياء، 105.
18. حج، 41.
19. مائده، 54.
20. منتخب‌الاثر، ص 475.
21. همان، ص474.
22. همان.
23. نهج‌البلاغه، عهدنامة مالک اشتر.
24. نورالابصار، ص347؛ ينابيع‌الموده، ج2، ص528.
25. نهج‌البلاغه، خطبه 131.
26. منتخب‌الاثر، ص308.
27. همان، ينابيع الموده، ص 480.
28. نهج‌البلاغه، عهدنامه مالک اشتر.
29. ينابيع الموده، ج2، ص529.
30. شيخ صدوق، امالي، ص231.
31. منتخب‌الاثر، ص168.
32. الميزان، ج20، ص366.
33. قريش، 3ـ4.
34. منتخب‌الاثر، ص‌473؛ المستدرک علي الصحيحين، ج4، ص558.
35. بحارالأنوار، ج52، ص337.
36. نورالابصار، ص347؛ ينابيع الموده، ص528.
37. سوره حجر، آیه 47.
38. بحارالأنوار، ج52، ص372.
39. مفردات راغب، ص371ـ372 کلمه فتنه.
40. نورالابصار، ص347.
41. اصول کافي، ج1، کتاب العقل و الجهل، ح11.
42. همان، ح 8 و 9.
43. «العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان»، اصول کافي، ج1، کتاب العقل والجهل، ح2.
44. منتخب‌الاثر، ص483.
45. سوره بقره، آیه 31.
46. بحارالأنوار، ج2، ص14.
47. (يرفع الله الذين آمنوا والذين اوتوا العلم درجات)، مجادله، 11، ر.ک: الميزان، ج19، ص188.
48. بحارالأنوار، ج52، ص336.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل