نقش مبلغان ادیان در راهبرد منجیباوری ادیان
دکتر سیدحسن آقایی فیروزآبادی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
براي دعوت بشر به منجي و رفع موانع و تهديدات اين تفكر و ايجاد اقبال عمومي به منجي، باید دكترين فرهنگيِ دارای شيوهها و سازوكارهای مناسبی را در مراكز و حوزههاي علمي و فرهنگي پیش نهاد. این دكترين فرهنگي، بایستی براساس معادلات سياسي هر منطقه از جهان، شرايط فرهنگي و تبليغي و سياستگذاريهاي كلان تعيين شود و شكل گيرد.
با انتخاب دكترين مناسب براساس مؤلفههاي اعتقادي و ملي و با بهرهگيري مؤثر از شرايط جغرافيايي و اقليمي هر منطقه از جهان، ترسيم خطوط كلي حركت تبليغي و فرهنگي و هنري در رساندن پيام مشترك دعوت به منجي بشر و رويارويي با كانونهاي تهديد، هدفمند و جهتدار خواهد شد و قطعاً به تدريج پيوستگي و انسجام همهجانبه تودههاي مردمي جهان را در جستوجوي منجي بشر در پی خواهد آورد.
مقدمه
فرهنگ انتظار، راهبردی امیدبخش و سازنده است که با دعوت مؤمنان به منجی مصلح و عدالتگستر الهی، حکومت واحد جهانی (وحدت دینی، وحدت نظام، وحدت قانون و وحدت جامعه بشری) را برای بشر تداعی میکند.
انتظار موعود در ادیان الهی، امری فطری تلقی شده است. زبور داوود(ع)، کتب عهد قدیم و جدید حضرت موسی و عیسی(ع)، کتاب زند زرتشت پیامبر، کتاب آسمانی هندوان (کتاب باسک)، عقاید بودائیان و دیگر مذاهب گوناگون و قرآن کریم، به این مسئله اشاره کردهاند و بدان وعده دادهاند.
مهمترین اثر انتظار موعود در ادیان الهی، تجلی توحید و آثار سیاسی و اجتماعی ناشی از آن است. برآوردن اهداف توحیدی و الهی مثل وحدت حکومت، نظام، قانون، دین و جامعه به وسیله آن حضرت، از جمله اموری به شمار میروند که تجلی توحید را در ظهور مهدی(عج) روشن میسازند. از اینرو، استکبار جهانی در جهت مقابله با آثار موعودباوری و منجیگرایی میکوشد اضطراب و جنگ و یأس را تبلیغ کند تا پوچی، فلسفه زندگی مردم گردد.
چه بسا كانونهاي تهديد مراكز صهيونيستي ـ امپرياليستي و طاغوتهاي جهان در آغاز كار تا مدتي راهبرد فرهنگي دعوت به منجي را در موقعيتي دشوارتر و شديدتر از وضعيت فعلي قرار دهند و موانع و تهديدات جاري، مخالفت آنان را جديتر و بيشتر نمايد و رويارويي همهجانبهشان را سبب سازد.
بديهي است در اين مرحله آگاهي از طرحها و سناريوهاي تهاجمي و توانمنديهاي همهجانبه نرمافزاري و سختافزاري آنان و حتي نفوذ در میان آنان الزامي است. برای مقابله با این وضعيت، باید به شیوههای تبلیغ و اطلاعرسانی روحیهبخش در قالب دكترينهاي كاربردي و متناسب با شرايط جغرافيايي، اقليمي، حكومتي، قومي، فرهنگي و ويژگيهاي برترساز مقاومت روی آورد تا ساختارها اصلاح گردند و الگوهاي پوششي و نرمافزاري و سختافزاري و غيرمتمركز مورد نياز تبليغ تبیین شوند. آنگاه این دکترین خواهد توانست نيروهاي مؤمن باهوش، عالم و مقاوم را در مقابله با هرگونه تهديد و تغيير و رويداد جديد فرهنگي، سياسي و امنيتي، در محيطي مطمئن به سوي جامعهاي خواهان عدالت و منجي، هدايت نمايد.
این پژوهش، در پی پاسخ به چیستی نقش منجیباوری در تربیت و وحدت انسانهای عدالتجوست. پرسشهای دیگری نیز مطرح است، از جمله:
1. آیا راهکار واحدی برای جوامع بشری در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میتوان به کار برد، یا به بومیسازی آن با بسترهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیاز است؟
2. انواع راهبردهای متصور برای نهادینه کردن منجیگرایی در جوامع مختلف چیست؟
3. مهمترین مؤلفه تربیت انسانی برای مقابله با استکبار و حرکت به سوی عدالت چیست؟
بنابر فرضیه این پژوهش، با توجه به فطری بودن گرایش به منجی عدالتگستر و تلاش بشر برای برونرفت از بحران معنا و معنویت در جهان امروز، منجیگرایی از توان و قدرت بسیجکنندگی بالایی برخوردار است، افزون بر اینکه کاربست آن به مثابه راهبرد (دکترین) در جوامع، باید متناسب با معادلات و مؤلفههای خاص فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه از جهان، توسط مبلغان ادیان انجام پذیرد.
این نوشتار، پس از تعریف و بیان اقسام دکترین، به تدوین تئوریک راهبرد منجیگرایی و بررسی راهکارهای عملیاتی کردن مباحث نظری آن میپردازد.
مفهوم دکترین
دكترين در فرهنگ لغتهای عميد و معين و كتب مباحث استراتژيك در الفاظ متفاوتي تعريف گرديده كه با وجود ناهمگوني در خطوط ظاهري، مفاهيم مشترك و همساني دارند. دكترين، قواعد بنيادي و چارچوب نظاممند و اصول ريشهاي است كه بدان واسطه در هر شاخهاي از علوم راهبردي انباشت دانش، تجربه، مطالعه، تحليل، آزمايش و گردآوري شده و فعاليتهاي آينده سامانهای را سازمان میدهد و توانمنديها را در جهت اهداف سياسي در محيطهاي اجرايي به کار میگیرد.
دكترين، مفهومي عميق و كاربردي گسترده دارد كه اصول، خط مشي و چگونگي عمل در حوزه هر اقدامي را به صورت ديدگاهي رسمي در خصوص ملاحظات و مباني سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي بيان ميكند.
دكترين، قواعد ريشهاي، اساسي و روش و دستور هدايت كننده عمليات در پشتيباني از سياستهاي كلي است.
اقسام دکترین
دكترين در تعاريف به سه بخش راهبردي، كاربردي و فني تفكيك ميشود كه هركدام مفهوم خاصي دارد.
الف) دكترين فرهنگي راهبردي
این دکترین، مرجع و مأخذ دیگر دكترينهاست. شاكله این دکترین، نمايش توان سامانه فرهنگي، ايجاد توان تبليغ و آموزش و پاسخدهي به اشكالات، آمادهسازی حكومتها، تشكلها و حاكميت در گستره جغرافيايي مورد نظر، گرد آوردن مباني و منابع براي ساماندهي امكانات و مردم در پشتيباني از اهداف و سياستها و تأمين اصول كافي طرح فرهنگي است. این دکترین، با ساماندهي مؤثر و كارآمد، تشكيل و ايجاد منابع و اصول تبليغ، تدارك و پشتيباني و تأمين راههاي تبليغ و تأمين احتياجات ضروري سامانه فرهنگي، محيطي مناسب را براي نيروهاي مبلغ فراهم میآورد.
مهمترين اصل راهبردي این دکترین، حفظ اسرار است كه ضعف آن كار را متوقف ميسازد.
ب) دكترين كاربردي
این دکترین، اصول و قواعد اساسی را تعیین میکند كه بر انديشه دعوت به منجي بشري و به طور خاص مهدويت استوار است و با بهرهگیری از تجارب تبليغي و آموزشي، عقايد و قالبهاي ذهني متفكران اصلي و طراحان و تصميم گيرندگان سامانه فرهنگي را در مراكز ديني و مؤسسات آموزش و تبليغي و انتشاراتي هدایت میکند. به عبارتي، این دکترین راهنماي طرحريزي و اجراي امور كاري مراكز ديني و سازمانهای تبليغي در حين اقدامات مشترك و كافي است.
دكترين كاربردي بیشتر پیرو دكترين راهبردي به شمار میرود و مفهوم كلي آن، بهرهگيري از ويژگيهاي اقليمي، ظرفيتهای فرهنگي ـ تبليغي و راههاي برقراری ارتباط در مراكز فرهنگي و حوزههاي ديني است که در گسترهای جغرافيايي بنابر ملاحظات فرهنگي، زباني و تمدني بدان توجه میکنند.
ج) دكترين فني
قواعدی فني وجود دارد كه چگونگی اجراي طرحی فرهنگي را در منطقهای جغرافيايي از جهان بیان میدارد و عناصر فني را در صحنههاي تبليغ هدایت میکند. دكترين فني دو گونه آيين دارد: فردی، مانند آنچه در رسالههاي تبليغ و فن خطابه بيان شده و تشكيلاتي، مانند آموزهها و مفاد توافقنامهها، تفاهمنامهها و اساسنامههای مراكز تبليغي و آموزشي و حوزههاي علمي و فرهنگي. آیین فردي، تخصصها، مهارتها و چگونگی به كارگيري ابزارهاي تبليغي، ارتباطي و پيامرساني را بیان میدارد. هر بخش از سامانه فرهنگي، چگونگی طرحريزي و اجراي برنامهها را تبيين مينماید.
ملاحظات اساسي در تدوين تئوریک راهبردی منجیگرایی
بنابر این تعاريف از دكترين كاربردي، ويژگيهاي زير را باید اساس و مبناي تدوين دكترين در نظر گرفت:
1. دكترين كاربردي در نهاد و اصل تبليغ قرار دارد و بيانگر اصول و عقايد اصلي تفكر منجي بشريت و به طور خاص مهدويت براي دستيابي به هدفها و موفقيتهاست. از اینرو، بايستي همه مؤلفهها و سامانهها را دربر گیرد.
2. دكترين كاربردي وضعيتي پويا و فعال دارد و در زمانها و موقعيتهاي مختلف انعطاف میپذیرد. بنابر این دکترین، بايد همگام با تغييرات محيط، مخالفتها، پشتیبانیها و تهديدهای نرمافزاری و سختافزاری، مؤسسات و مراكز فرهنگي و فني، عناصر تبليغ را تغييری منطقي داد. به دیگر بیان، زمينههاي تغييرپذيري و انعطافپذیری در دكترين باید لحاظ گردد.
هوشمند بودن دكترين كاربردي الزامآور است و در مقام عمل به قوه تشخيص نياز دارد. از اینرو، زمينههاي آن بايستي به گونهاي تبيين شود كه در هدايت و راهنمايي مبلغان و مراكز تبليغ مؤثر افتد.
3. دكترين كاربردي اقداماتي را دربر میگیرد كه مراکز و عناصر تبليغي حسب آموزشها و تجربيات به آنها اعتقاد دارند و براساس آنها عمل ميكنند. از اینرو، باید كارگاههاي بازآموزي در مناطق بومي تشكيل شود تا شيوههاي جديد تبیین گردد.
4. برای تدوين دكترين كاربردي در مقابل ابرقدرتها، همه مناطق جغرافيايي جهان را عرصه تبليغ و نقاط حساس و امالقري را میدان نبرد فرهنگي باید انگاشت. افزون بر این، توانايي مخالفان برای تغيير جهت تهاجم فرهنگي و اقدام وسيع و سريع در عرصههاي مختلف ديگر نیز مهم تصور میشود و منجي موعود در همه جاي جهان باید تبلیغ شود.
5. دشمن تفكر مهدويت، براي رسيدن به اهداف خود به تمامي ويژگيهاي جغرافيايي هر منطقه، وضعيت مرزها، تركيب و تراكم قومي و جمعيتي، فرهنگ، آداب و رسوم توجه خواهد نمود. ضروري است الزامات مقابله در هر حوزه را در نظر گرفت.
6. دشمنان تفكر مهدويت، دشمنان بشريتند. از اینرو، برای مراكز فكري برنامهريزي مادي میکنند و از سرمایهگذاریها و روشهاي غيرمتعارف بهره میگیرند. در چنين شرايطی باید از نيروها و مراكز تبليغي نگاهبانی کرد و به تدارك و پشتيباني نيروها اندیشید.
راهکارهای عملیاتی کردن مباحث نظری
1. ارتقای دانش و اعتقاد به منجي موعود و عدالتگستر؛
2. ايجاد مبناي علمي و فكري، تهيه و تدوين متون معرفتي درباره منجي عدالتگستر، تحول در شيوه تبليغ، تعيين الگوهاي نرمافزاري و سختافزاري و ارتقای معرفت بشر در برابر تهدیدات فرهنگی سکولار ـ لیبرالیستی غرب در سطح فرهنگ و عقايد مختلف؛
3. هدايت مراكز ديني و مبلغان براي سازماندهي و همآهنگسازی تبليغات ديني براي مقابله و دفع فرهنگ مهاجم؛
4. ايجاد وحدت نظر در طرحريزيهاي آموزشي ـ تبليغاتي و اداره عرصههاي تبليغ غربي، تحول و بهبود متون آموزشي ـ تبليغي و كيفيت مهارت مبلغان در كشورها و مناطق دنيا متناسب با تهاجمها و تهديدها و دكترين كاربردي منجي صالح و عدالتگستر بشر؛
5. روشنگري و احيای معارف و ارتقای توان علمي مبلغان ديني و فرهنگي بر سه اصل سرعت، دقت و كيفيت تبليغ و عكسالعمل سريع سازمانها و مراكز ديني و آموزشي در مقابله با تهاجم فرهنگ سلطهطلب غربي؛
6. ايجاد تغييرات لازم و ممكن در ساختار مراكز تبليغي و آموزشي و چگونگی گسترش مبلغان با نگرش عميق و همهجانبه به اصول و رويكرد جديد نهضت دعوت به منجي عدالتگستر بشر؛
7. تعيين چارچوبي براي طرحريزيهاي آموزشي ـ تبليغي مشترك؛
8. آمادهسازي عرصههاي تبليغ متناسب با حجم و شدت تهاجم و ماهيت تهاجم فرهنگي غرب؛
9. تلفيق و همآهنگسازي برنامههاي ابتكاري در عرصهها و مناطق گوناگون تبليغ؛
10. كاهش آسيبپذيري نيروهاي تبليغي در مقابله با قدرتهاي مهاجم به ويژه در مراحل اوليه تبليغ و دعوت به منجي صالح و عدالتگستر بشر؛
11. طرحريزي و تهيه نيروها و طرحهاي جايگزين در مناطقي كه مراكز و عناصر تبليغي، با تهديد يا تطميع و با فريب استكبار، از صحنه خارج شدهاند؛
12. توجيه مراكز تبليغي و عناصر تبليغ درباره عمليات رواني دشمنان تفكر منجي بشر و سازمانهاي فرهنگي وابسته به استكبار؛
13. پرهيز مراكز تبليغي از تضييع وقت و نيروی فراوان برای مبارزه و درگيري با فرقههاي گمراه يا عناصر تحريك شده؛
14. به كارگیری حكمت، موعظه و جدال احسن براي هدايت و روشنگري آنان؛
15. استفاده از ارتباطات و سيستمهاي ارتباطی چندرسانهای.
نتیجه
اگر هر ملتي براي فداشدن آرماني نداشته باشد، زير چكمههاي ظالمانه فرهنگ مهاجم سكولار ـ ليبراليستي غرب نابود خواهد شد و با هر اندازه توان اقتصادي، سياسي و فرهنگي شكست خواهد خورد. بنابراين، وجود اراده مقاومت، ميل به دفاع از فرهنگ اصيل و آمادگي براي فداكاري، مهمترين ركن قدرت پايداري ملتها را تشكيل ميدهد.
دهكده جهاني غرب، در چند سطح فني، كاربردي و راهبردي در حال تهاجم فرهنگي به ملتهاست. مردم، سطح قاعده هرم مقاومت فرهنگي هر ملت، در هر مرحله از تهاجم دشمنان هستند. بنابراين، سازماندهي، به كارگيري، مديريت و آمادهسازي رواني مردم، براي دفاع از فرهنگ اصيل مهم خواهد بود.
تهاجم فرهنگي در آينده، تحت تأثير تحولات و پيشرفتهاي فنآوريهاي شتابدار اتفاق خواهد افتاد و تهديدها و تهاجمها به صورت فزايندهاي ماهيت فنآوري خواهد یافت. با وجود این، ملتها نيز فرصتهايي در اختيار دارند: اول تكيه بر فرهنگ اصيل بومي، دوم شناخت ضعفهاي ذاتي و اساسي غرب مهاجم.
بنابر اين، در برابر مدعيان جهانخوار، تنها اميد و اعتقاد به منجي صالح و عدالتگستر جهاني است كه ملتها را در صحنه دفاع از خود نگه ميدارد و آنان را به ايثار و فداكاري در راه منافع عقیدتی و مادي خود وا میدارد. ميتوان پيشنهاد كرد كه دكترين دعوت به منجي صالح و عدالتگستر جهان، نگهبان فرهنگ ملتهاي اصيل و الهي است. همين دكترين، اساس مقاومت در برابر فرهنگ مهاجم سكولار ـ ليبراليستي و سرمايهداري غرب بوده و ملتها را به پيروزي خواهد رساند.
اين راه فراروي همه ملتها با اديان و اعتقادات گوناگون قرار دارد تا منجي واحد بشر بيايد و ملتها و دین را با رهبري جهانی به وحدت گرایاند.
براي دعوت بشر به منجي و رفع موانع و تهديدات اين تفكر و ايجاد اقبال عمومي به منجي، باید دكترين فرهنگيِ دارای شيوهها و سازوكارهای مناسبی را در مراكز و حوزههاي علمي و فرهنگي پیش نهاد. این دكترين فرهنگي، بایستی براساس معادلات سياسي هر منطقه از جهان، شرايط فرهنگي و تبليغي و سياستگذاريهاي كلان تعيين شود و شكل گيرد.
با انتخاب دكترين مناسب براساس مؤلفههاي اعتقادي و ملي و با بهرهگيري مؤثر از شرايط جغرافيايي و اقليمي هر منطقه از جهان، ترسيم خطوط كلي حركت تبليغي و فرهنگي و هنري در رساندن پيام مشترك دعوت به منجي بشر و رويارويي با كانونهاي تهديد، هدفمند و جهتدار خواهد شد و قطعاً به تدريج پيوستگي و انسجام همهجانبه تودههاي مردمي جهان را در جستوجوي منجي بشر در پی خواهد آورد.
مقدمه
فرهنگ انتظار، راهبردی امیدبخش و سازنده است که با دعوت مؤمنان به منجی مصلح و عدالتگستر الهی، حکومت واحد جهانی (وحدت دینی، وحدت نظام، وحدت قانون و وحدت جامعه بشری) را برای بشر تداعی میکند.
انتظار موعود در ادیان الهی، امری فطری تلقی شده است. زبور داوود(ع)، کتب عهد قدیم و جدید حضرت موسی و عیسی(ع)، کتاب زند زرتشت پیامبر، کتاب آسمانی هندوان (کتاب باسک)، عقاید بودائیان و دیگر مذاهب گوناگون و قرآن کریم، به این مسئله اشاره کردهاند و بدان وعده دادهاند.
مهمترین اثر انتظار موعود در ادیان الهی، تجلی توحید و آثار سیاسی و اجتماعی ناشی از آن است. برآوردن اهداف توحیدی و الهی مثل وحدت حکومت، نظام، قانون، دین و جامعه به وسیله آن حضرت، از جمله اموری به شمار میروند که تجلی توحید را در ظهور مهدی(عج) روشن میسازند. از اینرو، استکبار جهانی در جهت مقابله با آثار موعودباوری و منجیگرایی میکوشد اضطراب و جنگ و یأس را تبلیغ کند تا پوچی، فلسفه زندگی مردم گردد.
چه بسا كانونهاي تهديد مراكز صهيونيستي ـ امپرياليستي و طاغوتهاي جهان در آغاز كار تا مدتي راهبرد فرهنگي دعوت به منجي را در موقعيتي دشوارتر و شديدتر از وضعيت فعلي قرار دهند و موانع و تهديدات جاري، مخالفت آنان را جديتر و بيشتر نمايد و رويارويي همهجانبهشان را سبب سازد.
بديهي است در اين مرحله آگاهي از طرحها و سناريوهاي تهاجمي و توانمنديهاي همهجانبه نرمافزاري و سختافزاري آنان و حتي نفوذ در میان آنان الزامي است. برای مقابله با این وضعيت، باید به شیوههای تبلیغ و اطلاعرسانی روحیهبخش در قالب دكترينهاي كاربردي و متناسب با شرايط جغرافيايي، اقليمي، حكومتي، قومي، فرهنگي و ويژگيهاي برترساز مقاومت روی آورد تا ساختارها اصلاح گردند و الگوهاي پوششي و نرمافزاري و سختافزاري و غيرمتمركز مورد نياز تبليغ تبیین شوند. آنگاه این دکترین خواهد توانست نيروهاي مؤمن باهوش، عالم و مقاوم را در مقابله با هرگونه تهديد و تغيير و رويداد جديد فرهنگي، سياسي و امنيتي، در محيطي مطمئن به سوي جامعهاي خواهان عدالت و منجي، هدايت نمايد.
این پژوهش، در پی پاسخ به چیستی نقش منجیباوری در تربیت و وحدت انسانهای عدالتجوست. پرسشهای دیگری نیز مطرح است، از جمله:
1. آیا راهکار واحدی برای جوامع بشری در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میتوان به کار برد، یا به بومیسازی آن با بسترهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیاز است؟
2. انواع راهبردهای متصور برای نهادینه کردن منجیگرایی در جوامع مختلف چیست؟
3. مهمترین مؤلفه تربیت انسانی برای مقابله با استکبار و حرکت به سوی عدالت چیست؟
بنابر فرضیه این پژوهش، با توجه به فطری بودن گرایش به منجی عدالتگستر و تلاش بشر برای برونرفت از بحران معنا و معنویت در جهان امروز، منجیگرایی از توان و قدرت بسیجکنندگی بالایی برخوردار است، افزون بر اینکه کاربست آن به مثابه راهبرد (دکترین) در جوامع، باید متناسب با معادلات و مؤلفههای خاص فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه از جهان، توسط مبلغان ادیان انجام پذیرد.
این نوشتار، پس از تعریف و بیان اقسام دکترین، به تدوین تئوریک راهبرد منجیگرایی و بررسی راهکارهای عملیاتی کردن مباحث نظری آن میپردازد.
مفهوم دکترین
دكترين در فرهنگ لغتهای عميد و معين و كتب مباحث استراتژيك در الفاظ متفاوتي تعريف گرديده كه با وجود ناهمگوني در خطوط ظاهري، مفاهيم مشترك و همساني دارند. دكترين، قواعد بنيادي و چارچوب نظاممند و اصول ريشهاي است كه بدان واسطه در هر شاخهاي از علوم راهبردي انباشت دانش، تجربه، مطالعه، تحليل، آزمايش و گردآوري شده و فعاليتهاي آينده سامانهای را سازمان میدهد و توانمنديها را در جهت اهداف سياسي در محيطهاي اجرايي به کار میگیرد.
دكترين، مفهومي عميق و كاربردي گسترده دارد كه اصول، خط مشي و چگونگي عمل در حوزه هر اقدامي را به صورت ديدگاهي رسمي در خصوص ملاحظات و مباني سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي بيان ميكند.
دكترين، قواعد ريشهاي، اساسي و روش و دستور هدايت كننده عمليات در پشتيباني از سياستهاي كلي است.
اقسام دکترین
دكترين در تعاريف به سه بخش راهبردي، كاربردي و فني تفكيك ميشود كه هركدام مفهوم خاصي دارد.
الف) دكترين فرهنگي راهبردي
این دکترین، مرجع و مأخذ دیگر دكترينهاست. شاكله این دکترین، نمايش توان سامانه فرهنگي، ايجاد توان تبليغ و آموزش و پاسخدهي به اشكالات، آمادهسازی حكومتها، تشكلها و حاكميت در گستره جغرافيايي مورد نظر، گرد آوردن مباني و منابع براي ساماندهي امكانات و مردم در پشتيباني از اهداف و سياستها و تأمين اصول كافي طرح فرهنگي است. این دکترین، با ساماندهي مؤثر و كارآمد، تشكيل و ايجاد منابع و اصول تبليغ، تدارك و پشتيباني و تأمين راههاي تبليغ و تأمين احتياجات ضروري سامانه فرهنگي، محيطي مناسب را براي نيروهاي مبلغ فراهم میآورد.
مهمترين اصل راهبردي این دکترین، حفظ اسرار است كه ضعف آن كار را متوقف ميسازد.
ب) دكترين كاربردي
این دکترین، اصول و قواعد اساسی را تعیین میکند كه بر انديشه دعوت به منجي بشري و به طور خاص مهدويت استوار است و با بهرهگیری از تجارب تبليغي و آموزشي، عقايد و قالبهاي ذهني متفكران اصلي و طراحان و تصميم گيرندگان سامانه فرهنگي را در مراكز ديني و مؤسسات آموزش و تبليغي و انتشاراتي هدایت میکند. به عبارتي، این دکترین راهنماي طرحريزي و اجراي امور كاري مراكز ديني و سازمانهای تبليغي در حين اقدامات مشترك و كافي است.
دكترين كاربردي بیشتر پیرو دكترين راهبردي به شمار میرود و مفهوم كلي آن، بهرهگيري از ويژگيهاي اقليمي، ظرفيتهای فرهنگي ـ تبليغي و راههاي برقراری ارتباط در مراكز فرهنگي و حوزههاي ديني است که در گسترهای جغرافيايي بنابر ملاحظات فرهنگي، زباني و تمدني بدان توجه میکنند.
ج) دكترين فني
قواعدی فني وجود دارد كه چگونگی اجراي طرحی فرهنگي را در منطقهای جغرافيايي از جهان بیان میدارد و عناصر فني را در صحنههاي تبليغ هدایت میکند. دكترين فني دو گونه آيين دارد: فردی، مانند آنچه در رسالههاي تبليغ و فن خطابه بيان شده و تشكيلاتي، مانند آموزهها و مفاد توافقنامهها، تفاهمنامهها و اساسنامههای مراكز تبليغي و آموزشي و حوزههاي علمي و فرهنگي. آیین فردي، تخصصها، مهارتها و چگونگی به كارگيري ابزارهاي تبليغي، ارتباطي و پيامرساني را بیان میدارد. هر بخش از سامانه فرهنگي، چگونگی طرحريزي و اجراي برنامهها را تبيين مينماید.
ملاحظات اساسي در تدوين تئوریک راهبردی منجیگرایی
بنابر این تعاريف از دكترين كاربردي، ويژگيهاي زير را باید اساس و مبناي تدوين دكترين در نظر گرفت:
1. دكترين كاربردي در نهاد و اصل تبليغ قرار دارد و بيانگر اصول و عقايد اصلي تفكر منجي بشريت و به طور خاص مهدويت براي دستيابي به هدفها و موفقيتهاست. از اینرو، بايستي همه مؤلفهها و سامانهها را دربر گیرد.
2. دكترين كاربردي وضعيتي پويا و فعال دارد و در زمانها و موقعيتهاي مختلف انعطاف میپذیرد. بنابر این دکترین، بايد همگام با تغييرات محيط، مخالفتها، پشتیبانیها و تهديدهای نرمافزاری و سختافزاری، مؤسسات و مراكز فرهنگي و فني، عناصر تبليغ را تغييری منطقي داد. به دیگر بیان، زمينههاي تغييرپذيري و انعطافپذیری در دكترين باید لحاظ گردد.
هوشمند بودن دكترين كاربردي الزامآور است و در مقام عمل به قوه تشخيص نياز دارد. از اینرو، زمينههاي آن بايستي به گونهاي تبيين شود كه در هدايت و راهنمايي مبلغان و مراكز تبليغ مؤثر افتد.
3. دكترين كاربردي اقداماتي را دربر میگیرد كه مراکز و عناصر تبليغي حسب آموزشها و تجربيات به آنها اعتقاد دارند و براساس آنها عمل ميكنند. از اینرو، باید كارگاههاي بازآموزي در مناطق بومي تشكيل شود تا شيوههاي جديد تبیین گردد.
4. برای تدوين دكترين كاربردي در مقابل ابرقدرتها، همه مناطق جغرافيايي جهان را عرصه تبليغ و نقاط حساس و امالقري را میدان نبرد فرهنگي باید انگاشت. افزون بر این، توانايي مخالفان برای تغيير جهت تهاجم فرهنگي و اقدام وسيع و سريع در عرصههاي مختلف ديگر نیز مهم تصور میشود و منجي موعود در همه جاي جهان باید تبلیغ شود.
5. دشمن تفكر مهدويت، براي رسيدن به اهداف خود به تمامي ويژگيهاي جغرافيايي هر منطقه، وضعيت مرزها، تركيب و تراكم قومي و جمعيتي، فرهنگ، آداب و رسوم توجه خواهد نمود. ضروري است الزامات مقابله در هر حوزه را در نظر گرفت.
6. دشمنان تفكر مهدويت، دشمنان بشريتند. از اینرو، برای مراكز فكري برنامهريزي مادي میکنند و از سرمایهگذاریها و روشهاي غيرمتعارف بهره میگیرند. در چنين شرايطی باید از نيروها و مراكز تبليغي نگاهبانی کرد و به تدارك و پشتيباني نيروها اندیشید.
راهکارهای عملیاتی کردن مباحث نظری
1. ارتقای دانش و اعتقاد به منجي موعود و عدالتگستر؛
2. ايجاد مبناي علمي و فكري، تهيه و تدوين متون معرفتي درباره منجي عدالتگستر، تحول در شيوه تبليغ، تعيين الگوهاي نرمافزاري و سختافزاري و ارتقای معرفت بشر در برابر تهدیدات فرهنگی سکولار ـ لیبرالیستی غرب در سطح فرهنگ و عقايد مختلف؛
3. هدايت مراكز ديني و مبلغان براي سازماندهي و همآهنگسازی تبليغات ديني براي مقابله و دفع فرهنگ مهاجم؛
4. ايجاد وحدت نظر در طرحريزيهاي آموزشي ـ تبليغاتي و اداره عرصههاي تبليغ غربي، تحول و بهبود متون آموزشي ـ تبليغي و كيفيت مهارت مبلغان در كشورها و مناطق دنيا متناسب با تهاجمها و تهديدها و دكترين كاربردي منجي صالح و عدالتگستر بشر؛
5. روشنگري و احيای معارف و ارتقای توان علمي مبلغان ديني و فرهنگي بر سه اصل سرعت، دقت و كيفيت تبليغ و عكسالعمل سريع سازمانها و مراكز ديني و آموزشي در مقابله با تهاجم فرهنگ سلطهطلب غربي؛
6. ايجاد تغييرات لازم و ممكن در ساختار مراكز تبليغي و آموزشي و چگونگی گسترش مبلغان با نگرش عميق و همهجانبه به اصول و رويكرد جديد نهضت دعوت به منجي عدالتگستر بشر؛
7. تعيين چارچوبي براي طرحريزيهاي آموزشي ـ تبليغي مشترك؛
8. آمادهسازي عرصههاي تبليغ متناسب با حجم و شدت تهاجم و ماهيت تهاجم فرهنگي غرب؛
9. تلفيق و همآهنگسازي برنامههاي ابتكاري در عرصهها و مناطق گوناگون تبليغ؛
10. كاهش آسيبپذيري نيروهاي تبليغي در مقابله با قدرتهاي مهاجم به ويژه در مراحل اوليه تبليغ و دعوت به منجي صالح و عدالتگستر بشر؛
11. طرحريزي و تهيه نيروها و طرحهاي جايگزين در مناطقي كه مراكز و عناصر تبليغي، با تهديد يا تطميع و با فريب استكبار، از صحنه خارج شدهاند؛
12. توجيه مراكز تبليغي و عناصر تبليغ درباره عمليات رواني دشمنان تفكر منجي بشر و سازمانهاي فرهنگي وابسته به استكبار؛
13. پرهيز مراكز تبليغي از تضييع وقت و نيروی فراوان برای مبارزه و درگيري با فرقههاي گمراه يا عناصر تحريك شده؛
14. به كارگیری حكمت، موعظه و جدال احسن براي هدايت و روشنگري آنان؛
15. استفاده از ارتباطات و سيستمهاي ارتباطی چندرسانهای.
نتیجه
اگر هر ملتي براي فداشدن آرماني نداشته باشد، زير چكمههاي ظالمانه فرهنگ مهاجم سكولار ـ ليبراليستي غرب نابود خواهد شد و با هر اندازه توان اقتصادي، سياسي و فرهنگي شكست خواهد خورد. بنابراين، وجود اراده مقاومت، ميل به دفاع از فرهنگ اصيل و آمادگي براي فداكاري، مهمترين ركن قدرت پايداري ملتها را تشكيل ميدهد.
دهكده جهاني غرب، در چند سطح فني، كاربردي و راهبردي در حال تهاجم فرهنگي به ملتهاست. مردم، سطح قاعده هرم مقاومت فرهنگي هر ملت، در هر مرحله از تهاجم دشمنان هستند. بنابراين، سازماندهي، به كارگيري، مديريت و آمادهسازي رواني مردم، براي دفاع از فرهنگ اصيل مهم خواهد بود.
تهاجم فرهنگي در آينده، تحت تأثير تحولات و پيشرفتهاي فنآوريهاي شتابدار اتفاق خواهد افتاد و تهديدها و تهاجمها به صورت فزايندهاي ماهيت فنآوري خواهد یافت. با وجود این، ملتها نيز فرصتهايي در اختيار دارند: اول تكيه بر فرهنگ اصيل بومي، دوم شناخت ضعفهاي ذاتي و اساسي غرب مهاجم.
بنابر اين، در برابر مدعيان جهانخوار، تنها اميد و اعتقاد به منجي صالح و عدالتگستر جهاني است كه ملتها را در صحنه دفاع از خود نگه ميدارد و آنان را به ايثار و فداكاري در راه منافع عقیدتی و مادي خود وا میدارد. ميتوان پيشنهاد كرد كه دكترين دعوت به منجي صالح و عدالتگستر جهان، نگهبان فرهنگ ملتهاي اصيل و الهي است. همين دكترين، اساس مقاومت در برابر فرهنگ مهاجم سكولار ـ ليبراليستي و سرمايهداري غرب بوده و ملتها را به پيروزي خواهد رساند.
اين راه فراروي همه ملتها با اديان و اعتقادات گوناگون قرار دارد تا منجي واحد بشر بيايد و ملتها و دین را با رهبري جهانی به وحدت گرایاند.


