همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  آسیب‌شناسی سیاسی ـ اجتماعی فرهنگ انتظار «مهدویت»

محمّدرضا خاکشور

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
مهدويت به عنوان نهايت و غايت بشريت مهم‌ترین و اساسي‌ترين مساله‌اي است كه هر انساني بايد در مقابل آن تأمل و تفكر كرده و راه و هدف خود را انتخاب و در اين مسير و سير وسلوك قرار بگيرد.

بديهي است مهدويت آني و دفعي نبوده يك‌باره اتفاق نخواهد افتاد بلكه مسيري است بس طولاني كه هركس و هر ايده‌اي سازنده و هادي قسمتي از اين راه است. راهي كه شناخت آن دشوار و بيراهه‌ها و رنج و شكنجه آن بسيار است.

مسأله پراهميت منجي و غايت هستي موضوعي است كاملاً جهان شمول كه هيچ وجودي از آن مستثني نيست. انسان به عنوان اشرف مخلوقات هميشه و درهمه حال سعي كرده‌ايد و طرح زندگي خود را بر اساس اين موضوع ارائه دهد و بر اساس آن دنيای دون را پشت سر گذاشته و گام در سراي ابدي بگذارد. انسان‌هاي اهل فكر و آينده بين پي به مسؤوليت خطير خود برده‌اند و هميشه سعي كرده‌اند تا وظيفه خود را در هر جايي از زمان و مكان كه هستند نسبت به منجي و غايت هستي انجام دهند.

اسلام به عنوان كامل‌ترين دين و بهترين توشه در اختيار بشريت قرار گرفته تا انسان‌هاي آزاده با انتخاب اين دين ناب به رستگاري ابدي نايل گردند. اما به راستي كه انتخاب سخت و بسيار دشوار است. موضوع منجي و مهدويت با چهره‌ها و ظاهر و باطن‌هاي مختلف و توسط مكاتب متفاوت ارائه شده و انتخاب حقيقت و واقعيت را براي بشريت بسيار بسيارسخت كرده است.

مهدويت‌هايي با ظاهرهايي زرين و پرزرق و برق به وجود آمده كه چشم بسياري از انسان‌هاي ساده‌لوح را گرفته و آنها را به جمود كشانده است. ايده و اصولي كه امروزه عملاً و صراحتاً توسط بسياري از دشمنان اسلام، اين دين ناب و اصيل، ارائه شده مي‌شود همگي چون ويروس‌هاي مهدويت اسلامي و انساني را با مخاطراتي رو به روكرده و بعضاً ضربه‌هاي مهلكي را به پيكره آن وارد كرده است.

تبليغات و تحريف و تخريب حقايق امروزه كمتر بشري را گرفتار خود نكرده و دامنه آن تقريباً تمام افكار را دربرگرفته و چشم بسياري از كوته‌بينان را كور كرده است. در اين مقاله سعي شده با كم‌ترین جملات ممكن مهم‌ترین خطرات و آفاتي كه اسلام و به خصوص غايت هستي و مهدويت اسلامي را تهديد مي‌كند مورد بررسي و نقد قرار گيرد.

آن‌چه كه در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته به دو بعد دروني و بيروني مربوط می‌شود. برخي رشد علف‌هاي هرز را در حيطه مهدويت متوجه درون مي‌كند و آن هم جامعه مسلمين است و برخي از اين آفت‌ها و آسيب‌ها بيرونی بوده و بيرون از جامعه مسلمين و توسط دشمنان اسلام و مسلمين بر پيكره آن نقش بسته است.

هر دوي اين ابعاد به نوبة خود مهم بوده و هركدام به اندازه ديگري اهميت دارد. بعد دروني بيشتر علما و دانش‌مندان و متفكران اسلامي را شامل مي‌شود و بعد بيروني نيز شامل تمامي مكاتب وایسم‌هايي است كه عملاً و صراحتاً شيپور جنگ را سرداده و با همه گستردگی خود و با ابزار قدرت هم‌چون افعي تمام مارهاي ريز و درشت را بلعيده تا سرور و سالار جهان و تبديل به قدرت مطلق شوند. قدرتي جهان شمول و منجي كل. اميد است اين مقاله دريچه‌اي باشد به روزي نو و صبحي پاك و حقيقي.

مقدمه
موضوع مهدویت و مسأله منجی به عنوان غایت و نهایت زندگی بشر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نقش این مسأله در حیات بشر و سرنوشت او چنان تأثیرگذار و انکار‌ناپذیر است که تمام اهداف و آرمان‌های او را سمت و سو می‌دهد. به همین دلیل این موضوع همواره با افکار و ایده‌های مختلف اختلاط یافته و بعضاً به بیراهه کشیده شده است

. عاملانی که خواست‌ه‌اند غایت بشر را موافق میل خود برنامه‌ریزی کرده یا خود، یا ایده خود را عامل نجات معرفی کنند، هر کدام آفات و مضرراتی را وارد این بحث کرده و شناسایی مهدویت حقیقی را برای عامه سخت و گران نمود‌ه‌اند. چنین آفات و مضرراتی، خواسته یا ناخواسته، برخی از جامعه اسلامی و برخی از بیرون و توسط دشمنان اسلام به پیکره مهدویت تزریق شده است و چشم‌ها را در رؤیت چهره و نمای مهدویت حقیقی تیره و تار کرده است.

آفات دروني موضوع مهدویت
الف) آفات دروني و ريشه‌اي
بر كسي پوشيده نيست كه پس از وفات رسول خدا(ص) نزديك به دو قرن از كتابت و تدوين احاديث رسول خدا(ص) جلوگيري شد و اساسي‌ترين هدفي كه اين سياست و منش دشمنان اسلام دنبال مي‌كرد و اوج اين سياست در زمان بني‌اميه نيز ادامه يافت اين بود كه مخالفان اهل‌بيت بتوانند با اجراي اين سياست آثار حقانيت اهل‌بيت رسول خدا(ص) و امامان دوازده‌گانه را كه در تعداد بي‌شماري از احاديث رسول خدا(ص) آمده بود نابود سازند آنان گمان مي‌كردند كه با تداوم اين خوي و سياست صحابه خواهند مرد و احاديث پيامبر(ص) نيز با آنان دفن خواهد شد.

از اين بدتردشمنان اسلام چون فهميدند سياست منع تدوين، آنها را به اهدافشان نمي‌رساند سياست ديگري تحت عنوان جعل و تحريف را پيش گرفتند و ضربه‌هاي مهلکی را بر اسلام وارد كردند.

هدف سياست جديد اين بود كه اولاً به فضايلي كه در مورد اهل‌بيت(ع) وارد شده بود دستبرد زنند و آن را كم‌رنگ كنند و از معناي واقعي آن دور کنند. ثانياً نمونه آن فضايل را براي ديگران نيزجعل كنند تا فضايل ياد شده از انحصار اهل‌بيت رسول خدا(ص) بيرون بيايد و جنبه عمومي به خود گيرد و در نتيجه از اهميت آن كاسته شود.

سومين سياستي كه مخالفان اهل‌بیت درپيش گرفتند سياست حذف بود. عالمان متعصب و سطحي‌نگر، احياناً با حمايت حكومت ها (اوليه) با سعي و پشتكار كوشيدند تا آن‌چه را كه از فضايل اهل‌بیت در منابع اوليه اهل‌سنت ازحديث، تاريخ، تفسير و... ثبت شده بود حذف كنند ناگفته نماند كه اين سياست قرن‌ها توسط عناصر متعصب ادامه داشته و دارد.

بديهي است كه يكي از مهم‌ترین اهداف اين افراد با طراحي اين سياست حذف مهدويت از اسلام بود كه از همان ابتدا با مخالفت آشكار آنها با اهل‌بیت آغاز شد. اين سياست نه تنها به آثار حقانيت اميرالمومنين(ع) محدود نشد بلكه آثاري كه حقانيت فرزندان معصوم آن حضرت و از جمله پيشواي عدالت گسترگيتي حضرت مهدي(عج) را نشان می‌داد را نيز در برگرفت.

موارد بسياري است كه جاهلان حقيقت گريز اسناد و منابع اوليه امت اسلامي را مورد ستيز و دستبرد قراردادند تا آثار مهدویت را حذف و يا تحريف كنند. از تمامي مطالب بالا مي‌توان فهميد كه اين علف هرزه‌اي كه توسط اين جاهلان كاشته شد و رشد كرد چگونه جاهلان امروزي را نيز اسير خود كرده و آتش افروخته صدر اسلام دامن جاهلان امروزي را نيز گرفته است. نمونه آن ايجاد شبهه و شك درحقانيت صاحب عصر و تفرقه‌های پوچ و بي‌معنای دشمنان اسلام در صدر اسلام بوده و هست و از اين بدترآب‌هاي بسياري را به آسياب مكاتب غرب ضداسلام ريخته است.

ب) ايجاد اختلاف و تمايز بين ديدگاه شيعي و سني در باب مهدويت
اين موضوع ناشي ازوجود تفاوت‌هاي عميق فلسفي و كلامي است كه ميان نگرش شيعي و اهل‌سنت به چشم می‌خورد. شناخت اين تفاوت‌ها و ويژگي هاي تفكر شيعي از اين جهت ضرورت دارد كه بدون توجه به آن، طرح مسأله مهدویت به عنوان يك موضوع اساسي و تحليل و تفسير ابعاد مختلف آن قابل درك نخواهد بود. مهم‌ترین چالش‌ها و تفاوت‌ها در ابعاد مختلفي از جمله تاريخي كلامي و فلسفي مطرح مي‌شود كه البته تمايز تفكرات شيعي در اين ميان به خوبي آشكار و روشن است.

موضوع اختلاف در بحثي به اين مهمي نتايج و تبعات بسيار مهمي نيز در بردارد كه گاهي به درگيري و تضعيف اين مقوله «مهدويت» منجر مي‌شود. در ميان شيعه حضرت مهدي(عج) فردي شناخته شده و معين است كه حضور بالفعل وغائب گونه دارد حال آن كه در ميان اهل‌سنت اين صفت مخصوص شخصي نامعين از دودمان پيامبر است كه از پدر و مادر ناشناخته در زمان و مكان نامشخص متولد خواهد شد.

موضوع ديگر اصل و اصالت اين ديدگاه در نزد شيعه است به طوري كه از اصول اساسي شيعه محسوب می‌شود و عنصري محوري است كه البته با توجه مسأله خلافت در ميان اهل‌سنت تفاوت ديدگاه اهل‌سنت و شيعه آشكار مي‌شود.

مهم‌تر از اين تفاوت اين موضوع است كه دشمنان اسلام با دامن زدن به اين مسأله درصدد بزرگ جلوه دادن آن هستند و از آن براي پيش‌برد مقاصد شوم خود بهره جسته و مي‌جويند.

جالب این‌جاست كه پيچيدگي اين درگيري و تعارض در اين است كه رويارويي ميان فرق از حالت تعارض فيزيكي به بعد نامحسوس جنگ رواني تغيير يافته است و ميدان‌دار اصلي اين جنگ نامرئي نيز نظريه‌پردازان و كارشناسان حرفه‌اي‌اند. در اين نبرد سياسي ـ فرهنگي گرچه نقش سياست‌مداران برجسته انگاشته مي‌شود ولي فرماندهي اين جنگ را تئوري‌پردازهای پشت صحنه برعهده دارند. از اين رو اين جنگ را مي‌بايد جنگ و نبرد ميان تئوري‌ها دانست كه ريشه در رقابت فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و ايده‌آل‌هاي مختلف دارد.

خصوصيت اين جنگ و رقابت اين است كه قلمرو رقابت آن، جهاني است. و ابزار آن ابزار تبليغات ـ فرهنگي است و موضوع و هدف رقابت و آن‌چه كه تيرها بسوي آن نشانه رفته است كنترل و مديريت افكار و اراده جهاني در راستاي مقاصد خاص سياسي اقتصادي و دين و... است.

ج) آفات اعتقادي بحث مهدويت و ظهور مهدي(عج)
در اين باب مسأله‌اي كه بيش از همه اهميت دارد بحث اعتقاد به امام زمان(عج) و تداوم اين انديشه است. آيا اعتقاد به مهدي(عج) یك مسأله ايستا و دو طرفه است؟ يا نه. این مسأله كاملا درگير و فعال بوده و هر فرد بايد تلاش كند تا اين اعتقاد را ا ز نظر به عمل تبديل كند؟

از یکسو دوران غيبت به مثابة «اتاق انتظار» است كه بايد در آن به دور از اهل باطل نشست و منتظر بود تاصاحب امر بيايد و كار را يكسره كند. تلاش افراد در این‌جا براي دور نگاه داشتن و مصون داشتن خود و ديگران از اهل باطل است.

نتيجه چنين فهمي از مهدویت به صورتي آشكار مي‌گردد كه درآن مي‌كوشند افراد را با كنار كشيدن از معركه همراه با انتظاري انفعالي مصون نگه دارند. اين موضوع خود آسيبي را به همراه دارد به گونه‌اي كه آسيب‌پذيري فرد از طريق دور نگاه داشتن وي از مواجهه، افزايش مي‌يابد حال آن كه اگر مهدویت ناظر به غلبه نهايي حق بر باطل است بايد آن غلبه را در پرتو قانون كلي چالش ميان حق و باطل فهم كرد. در چالش با باطل است كه حق غالب می‌گردد.

تنها در يك فضاي باز و درگير است كه حقانيت منجي روشن می‌شود. اين روايت خود مويد اين موضوع است كه مومنان در عصرغيبت چون ساكنان كشتي اسير پنجه توفان‌اند كه با آن واژگون و زير و رو می‌گردند. آنان با پرچم هاي اشتباه‌انگيز رو به رو خواهند بود و بايد چنان بصيرتي داشته باشند كه پرچم مهدي(عج) را از پرچم هاي دروغين باز شناسند. در اين صحنه باز است كه مرزها شكسته شده و عدالت و باطل شناخته شده و هر شخصي می‌تواند نماد يكي از اين دو باشد.

د) تحريف زمان و وقت دقيق ظهورمهدي(عج)
در مورد زمان و وقت دقيق ظهور امام زمان(عج) نيز بحث‌هايي مطرح شده كه خود هم‌چون آفتي گريبان‌گير جامعه اسلامي شده است. حكمت الهي بر اين واقع شده كه وقت ظهور امام زمان(عج) مخفي بماند. لذا احدي نمی‌تواند براي ظهور وقت تعيين كند. در روايات و احاديث هم اين موضوع مطرح شده به ويژه فرموده امام صادق(ع) كه خطاب به مفضل بيان داشته‌اند و وقتي را براي ظهور معين نكرده‌اند. تعيين وقت ظهوراز سوي بسياري دشمنان اسلام دنبال‌كننده اهدافي بوده تا هرچه بيشتر تأمين‌كننده منافع شوم آنها باشد.

تعيين وقت‌هاي دروغين در مكتب‌هاي ضد اسلامي و به ويژه غرب عملاً و صراحتاً جهت كم‌رنگ‌كردن بحث مهدویت و در نهايت خاموش كردن شعله آن بوده و بس. اين مكتب‌هاي ضد اسلامي با طرح چنين مسائلي از يك طرف ياس و نااميدي را به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعيين شده ايجاد كرد‌ه‌اند و از طرف ديگر بدبيني‌هایي را نسبت به بحث ظهور و حضرت حجت(عج) پيش آورد‌ه‌اند و قساوت را در دل‌ها انداخته و ايمان مردم را سست نمود‌ه‌اند.

تنها راه چاره اين است كه انسان ظهور را نزديك بداند و هر لحظه منتظر ظهور باشد و با اين حال، تسليم اراده و امرالهي باشد و هيچ امري پرده صبر او را ندارد که «نجي المقربون».

هـ) آفت نااميدي و ياس
انتظار فرج براي امت آخرالزمان بزرگ‌ترين عبادت و ثواب است. شايد از اين جهت كه ياس سم مهلك اجتماعات و افرادی است كه می‌خواهند زنده بمانند و به سعادت برسند و اميد، ضروري‌ترين خوراك براي انسان است. انساني كه موجود صاحب اختيار يا حيوان مختاري است كه احتياج مبرم به اتخاذ هدف و اميد رسيدن به آن را دارد. خصوصاً در اين دوره سراسر دنيا از شرق و غرب زيرا مواج تيره و ترسناك نارضايتي و سرخوردگي فرو رفته است و سيرعمومي به سوي نااميدي و سرگرداني است.

مكاتب فلسفي و اجتماعي و اقتصادي و انساني كه هر كدام ادعاي نجات‌بخشي و جلال و رستگاری داشتند يكي بعد از ديگري ميدان خالي كرد‌ه‌اند، اخلاقيات و الهيات قرون وسطاي مسيحيت آبرو و اميد براي خود حفظ نكرده است. نه ستاره‌هاي درخشان اكتشافات و نه نظريات علمي كه به زعم روشن‌فكران مادي‌گرا كليد مشكل‌گشاي بشريت بود و نه صنعت و فن و مديريت با همه توليد و توان و تدبير، جوامع پيش و پس‌افتاده را خوشبخت وخالي ازدردهاي بي‌درمان كرده است.

خلاصه آن‌که زور، علم، پول، فكر، فلسفه، اسلحه، فن، سياست، بحث، مكتب و خيلي چيزهاي ديگر آمده و مسائل و مشكلات زيادي را حل كرده و بر زندگي و دنيا چهره‌هاي درخشان و زيباتر از سابق داده ولي نتوانسته راحتي و رضا و سعادت مطلوب بشريت را تأمين نمايد. بالعكس در سطح جهاني به طور متوسط با شدت و ضعف‌هاي مختلف ناراحتي و ناله از ناروائي‌ها و فشارها بيشتر گرديده است.

به طوركلي بشريت دربسياري از مسائل و حيطه‌هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... به كاميابي‌هايي دست يافته ولي درحيطه عدل وداد و صلح هم‌چنان عقب مانده و تشنه‌تر و دردمندتر شده است. مهدویت و اميد با هم عجين شده و بس براي حيات اميد می‌خواهد و براي زندگيش عدالت و صلح.

آفات بيروني وتحميلي
الف) اعتقادات پوچ در مورد ظهور مهدي(عج)
آن‌چه درغرب در باب اعتقاد به منجي (مهدي) آمده بحث انتظار براي ظهور مسيح است كه از آن تعبير به مسيانيزم می‌شود كه همان مسيح‌گرايي يا موعودگرایی است. بر كسي پوشيده نيست كه شعارهاي مكتب غرب در باب طلوعي دوباره در پس غروب وحشت‌زده امروزي و دلداري مظلومان همه اغواي افكار است.

هم‌چنين بر خلاف نظر بعضي جناح‌هاي مكتب غرب هم‌چون پراگماتيست‌ها (امام زمان(عج) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفيد است) امام زمان(عج) هم حقيقت است و هم اعتقاد به او مفيد است و هم حقيقت دارد و هم فايده. پس نبايد اين آموزه را از منظر اساطيري بررسي نمود.

اما مخرب‌ترين مسأله، موضوعي است كه از طرف تفكر ليبرال و سرمايه‌داري و هژموني غرب، امروزه دردنيا به افكار عمومي تزريق و به زور تبليغ و تزوير، القا شده و آن نفي ايده غايت تاريخ است.

مروج اين ايده، هژموني سرمايه‌داري ليبرال و حاكميت هسته‌هاي سرمايه‌داري يهود است كه امروزه بر امريكا و از طريق امريكا به دنيا تحميل می‌شود و همه چيز را حتي ايده غايت را براساس منافع خود نظم و ترتيب داده است و مدينه فاضله دروغيني ساخته كه اكثر لوازم يك جهان آرماني را دارد، اما در قالبي چركين و فاسد ريخته شده است.

ب) طرح مساله آزادي با عنوان غايت بشر
آزادي از بنيادي‌ترين حقوق بشر به شمار می‌رود و به گونه‌اي اساسي بين انسان و ديگر پديده‌هاي پست و مادون تمايز قائل می‌شود. آزادي حقي است كه از سرشت آدمي برمی‌خيزد و محدود و محصور به قراردادهاي اجتماعي نيست. آزادي يكي از مهم‌ترین مسائلي است كه در بحث نجات و منجي و به ويژه در اسلام و مهدويت مطرح می‌شود و از اهداف اصلي حكومت مهدي موعود(عج) است.

از ديدگاه مكتب توحيدي اسلام، آزادي مقامي بس والا دارد كه انسان و جامعه پس از طي طريق در گذرگاه‌هاي سخت و مشقت‌بار، بدان دست می‌يابد. اين مشقات به گونه‌اي هستند كه جامعه و فرد را به روشن‌بيني، هوشياري، خودآگاهي و بصيرت متعالي رهنمون می‌سازند.

اما اصل آزادي ارائه شده به جهان امروزي كه ديدگاهي غربي و تحت سلطه مكتب مغرب زمين است يك موضوع كاملاً قراردادي است كه بين اعضا خويش برقرار می‌سازد، يعني جامعه بشري برحسب تجربه اجتماعي خويش به كاربرد مثبت آن و آثار مترتب بر آن در طي عمل پي برده و به ضرورت آن دست يافته است. حال آن‌که اصل آزادي در حكومت اسلامي حقيقتي است كه در جوهره هستي و از جمله سرشت آدمي عجين شده و به هیچ وجه زاييده ضرورت كاري و يا قرارداد اجتماعي نيست.

بنابراين در مكتب اصيل اسلامي كه در آن مهدويت حرف اول را می‌زند، به فردي آزاد، مختار و صاحب اراده می‌گويند كه خلوص واكنش هاي اخلاقي‌اش از ضريب بالايي برخوردار است.

آزادي حقيقي كه در الگوي نجات ارائه می‌شود يك چنين آزادي است و آزادي كه غرب آن را ترويج كرده و در تئوري‌ها و غايت‌انديشی خود به كار برده صرفاً تزوير بوده و تنها از آن به عنوان ابزاري براي پيش‌برد اهداف شوم خود استفاده كرده است. به ويژه با بيان مسائل مختلفي كه در جریان سكولاريزاسيون غرب شروع شد و عملاً از آزادي به عنوان حربه‌اي براي جذب افكار استفاده كرد و اين الگو را طعمة تله خود قرارداد تا حكومت جهاني و منجي خود را هرچه بيشتر موجه‌تر و مثبت‌تر نمايش دهد، حال آن‌که آزادي واقعي‌اي كه غايت بشر است و در مهدويت جستجو بايد كرد فراتر از همه اين مسائل پوچ و قراردادي است كه غرب آن را علم كرده و خود به دنبال آن به راه افتاده است.

در عصر مهدويت و ظهور چنان كه در روايات آمده، علم و دانش به اوج تكامل خود می‌رسد و در چنين شرايطي جامعه‌اي متكثر و متنوع درعين وحدت ظهور می‌يابد. اين علم وآگاهي است كه به فرد قدرت تشخيص عالم از جاهل و ظالم از مظلوم را می‌دهد نه علمي كه بي‌پايه و اساس بوده و تنها تضمين‌كننده حاكميت است؛ كه امروزه بركسي پوشيده نيست علم صنعت و تكنولوژي امروزي كه در اختيار غرب و فرهنگ تبليغاتي غرب قرار گرفته و از سرچشمه مكتب مغرب زمين آب می‌خورد سراسر پوچ و بي‌اساس و سطحي بوده و تنها تأمين‌كننده نيازهاي مرتبط با شهوات و هوس‌هاست و هيچ غايت و كمال حقيقي را دنبال نمی‌كند كه گريزان از آن نيز هست.

علم در غرب حتي نافي علم ماورا و ملكوت الهي است و هيچ تناسبي با مهدويت ندارد. علم و آگاهي مسموم غرب تنها و تنها با قدرت عجين شده تا جايي كه خود منشأ و اساس سكولاريزم درغرب و متاسفانه در برخي منابع اسلامي شده است. علمي كه غرب در رگ‌هاي جامعه امروزي تزريق كرده ويروسي است كه با ظاهري شكيل و با چهره‌اي واقعی تمام افكار را فرا گرفته و عملاً زرق و برق آن چشم بسياري از افراد را كور كرده است.

اما علم و آگاهي در مكتب مهدويت، علم و آگاهي حقيقي است به طوري كه آگاهي‌اي است كه خود، منجي انسان از شر علوم ظاهري است با چنين آگاهي و علمي است كه معاويه از علي باز شناخته می‌شود و مرز حاكميت و سلطه‌گري و سلطه‌پذيري را در جهان برمی‌اندازد.

ج) منجی از ما و برای ما
يكي ازآفاتي كه امروزه گريبان‌گير بحث منجي و نجات‌بخش شده اين موضوع است كه به راستي منجي چه كسي و از چه تباري است و براي نجات چه کسي يا كساني آمده و دين حقيقي و مورد قبول او چيست؟
براي تبيين و تشريح اين موضوع به طور مختصر به مسأله منجي در بين چند دين پرداخته می‌شود.

انديشه تشكيل جامعه‌اي عاري از ظلم و ستم و تبعيض و سرشار از عدالت كه در آن معيارهاي عالي معنوي و انساني يا به عبارتي جامعه‌اي مردمي و حقيقي حاكم باشد، از ديرباز در ذهن بشر از جايگاه و اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و هست از مدينه فاضله افلاطون تا حال حاضر.

در ميان اكثر اديان ابتدایي به صورت افسانه‌ها واسطوره‌هايي چنين جامعه‌اي مطلوب بوده و در ميان اديان بزرگ نيز چون يهود و مسيحيت و اسلام نيز به طورگسترده مطرح شده است. اما بحث اصلي در اين باره است كه في‌الواقع منجي چه كسي و از چه نژادي و براي چه كسي می‌آيد؟ متأسفانه در بسياري از اديان منجي يك فرد انحصارگرا تلقي شده است.

اگر از اسطوره‌هاي اديان ابتدايي بگذريم در ميان اديان بزرگي هم‌چون يهود و مسيحيت و اسلام بحث بسيار پيچيده است. در دين يهود و در عهد عتيق، كتاب مقدس يهود، اشارات مكرري به نجات‌بخش آخرالزمان شده است. اين اعتقاد متأسفانه در برخي فرق و مكاتب يهودي سوء تعبير شده است.

بنا به اعتقاد آنها مبنی بر برگزیدگی قوم یهود، مسيح يا منجي تنها و تنها مختص آنهاست که می‌آيد تا يهود را سرور عالم كند. اين عقيده به ويژه در آرا و افكار صهيونيستي و يهودي كاذب شكل و شمايل پررنگي گرفته و عملاً بحث مهدويت و منجي كل را با چالشي عظيم روبرو كرده است.

نژادپرستي و خودخواهي يهود درسخنان هرتزل و لوتر بر كسي پوشيده نيست. اما آن‌چه از بن و ريشه اين مسائل برمی‌آيد نه تنها قبول واقعيت جهاني پاك و آرام در ابديت نيست بلكه برعكس سركوب و تخريب دنيايي است كه در مهدويت مطرح می‌شود.

هرچند ناگفته نماند كه دين اصيل يهود دقيقاً عكس اين مسائل را مطرح كرده و می‌كند اما با توجه به نفوذ روزافزون صهيونيست و افكارصهيونيستي از جمله آفات وآسيب‌هاي جدي كه امروزه به جان مهدويت و منجي كل افتاده همين موضوع مورد اشاره است.

در مسيحيت نيز شاخه‌اي تحت عنوان مسيحيت هرتزلي كه صهيونيست از آن پا گرفت نيز همين خطر را متوجه مهدويت كرده است. البته براي عدم تكرار مطالب بايد فقط خاطر نشان كرد كه مكاتب وايسم‌هايي كه در صدر مسيحيت پس از مسأله سكولاريزاسيون مطرح شد همگي در جهت نفي خدا و به تبع آن مهدويت بود.

همه اين مباحث سوالي را مطرح می‌كند و آن اين‌كه پس قلمرو حكومت كجاست و چه كساني را در برمی‌گيرد؟

تنها در محدوده خانه و جامعه و فلان دين و نژاد يا در سراسر عالم و براي همه آدميان؟

درحالت اول بديهي است كه ديگر هيچ نيازي به امام نيست، به وحي و كتاب و پيامبر هم نيازي نيست چون براي نجات جزء نیاز به درگیری کل نیست. از منظر انساني امام زمان(عج) كسي است كه ابتدا «انسان» است و در ثاني «عادل» و «كامل» و«معصوم» و داراي مرتبه «يقين». روشن و واضح است كه هر انساني كه داراي چنين شرايطي بود امام زمان(عج) است، حال چه عرب باشد چه عجم، چه يهودي، چه مسيحي و... و به تعبير قرآن «با تقواترين شما گرامي‌ترين شماست». پس اسلام منجي را فردي عالم‌گير و عالم بين و متعالي می‌داند نه فردي يهودي يا مسلمان يا مسيحي.

از این‌جا مشخص می‌شود كه اين آفت را بايد با طرح اين مسأله از بین برد كه اسلام با دايره جهان شمولش، ارائه‌كننده مهدويت واقعي است و اين مهدويت با مهدويت مسيحيت اصيل و يهوديت اصيل و حقيقي و در واقع با هيچ مهدويتي كه اصالتاً واقعي و حقيقي است منافاتي ندارد.

نتيجه‌گيري
تفكرات پوچي كه در مورد ظهور مهدي(عج) آمده بسیار است، برخي معتقدند جامعه بايد به حال خود رها شود و كاري به فساد آن نبايد داشت تا زمینه ظهور ـ كه دنياي پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آيد. برخي بدتر از اين معتقدند نه تنها نبايد جلوي فساد و تباهي را گرفت بلكه بايد بدان دامن زد تا زمینه ظهور بيش از پيش فراهم شود.

اين افكار پوچ پيامدها و آسيب‌هايي را با خود يدك می‌كشد كه از آن جمله قانع‌شدن به وضع موجود و عدم كوشش براي تحقق وضعي برتر، عقب‌ماندگي توده، تسلط بيگانگان و به ويژه مكتب غرب و زبوني در مقابل آنها و عدم استقلال، نااميدي و پذيرش شكست درحوزه فردي و اجتماعي، ترويج ظلم و فحشا و بي‌مسؤوليتي و ذلت و به ويژه تعطيلي بسياري از آيات و روايات در باب امر به معروف و نهي از منكر و حيطه سياست و ديانت و... می‌باشد.

پس با اين تفاسير بايد كوشيد تا با علم و بصيرت در دين، علم و بصيرت در حوزه سياست و اجتماع، تبيين و روشن‌گري انديش‌مندان و علما درحوزه مسائل ديني سياسي و اجتماعي و به حاشيه راندن تفكرات متحجرانه و مردود در مقابل اين هجمه ايستاد.

فهرست منابع
مرتضی آقا تهرانی، سودای روی دوست، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی 1385.
مهدی بازرگان، امام و زمان، نشر حقیقت، تهران 1357.
محمّد بهشتی، ادیان و مهدویت یا بررسی شخصیت جهانی مهدی موعود، بی‌جا، بی‌نا، 1361.
سیدمحمّد حکیمی، عصر زندگی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1385.
علی‌اصغر رضوانی، دفاع از مهدویت، انتشارات مسجد جمکران، قم 1385.
غلامحسین زینلی، حذف و تحریف آثار مهدویت در منابع اسلامی، مجله تخصصی انتظار موعود، شماره چهارم.
محمّد جعفر صابری، اندیشه مهدویت و آسیب‌ها، مجله تخصصی انتظار موعود، شماره پانزدهم.
علی کورانی، عصر ظهور، ترجمه عباس جوزانی، مرکز چاپ و نشر تبلیغات اسلامی، 1373.
مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه و تاریخ، نشر اسلامی، قم 1373.
مهدویت از منظر ولایت، مجموعه سخنرانی‌های مقام معظم رهبری، انتشارات حدیث راه عشق، 1384.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل