کرامت انسانی در حکومت مهدوی(عج)
نجفعلی غلامی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
حضرت ولی عصر(عج) دقیقاً مطابق با منش و روش پیامبر(ع)به انسان و جایگاه و منزلت کرامت و شرافت او مینگرد. آن حضرت، کرامت انسانی را به دو گونه ذاتی و اکتسابی ترسیم میکند: حکومت نیز در دیدگاه امام مهدی(عج) دولت کریمه به شمار میرود؛ زیرا بر پایه و با کمک کرامت ذاتی آدمی انسانهای کریم بنیاد میگردد.
از همین روی حکومت مهدوی به دنبال شکوفایی کرامت انسان و تجلی اخلاق الهی در جامعه است. نمونههای عینی رعایت منزلت، شأن و کرامت انسانی در حکومت مهدوی به این شرح است:
1. امام زمان(عج) در حکومت جهانی خود، مساوات و برادری را کاملاً اجرا میکند و در رفتار و برخوردهای خود با انسانها، انسان بودن آنان را ملاک قرار میدهد.
2. انحرافهای اخلاقی زمینه گناهان و مفاسد اجتماعی و فردی در عصر ظهور از میان میرود و اخلاق انسان رشد مییابد.
3. حکومت مهدوی آزادی از سلطه دیگران، آزادی سیاسی و آزادی اجتماعی را در خدمت کرامت انسانی تحقق میبخشد.
4. زن در حکومت مهدوی به جایگاه شایسته خود و کرامت انسانی دست مییابد.
5. حکومت مهدوی(عج) تبعیض نژادی را نفی میکند.
مقدمه
نمادینه ساختن ارزش و جایگاه والای انسان در زندگی اجتماعی ما و نهادسازی بر پایه آن، به کوششهای نظری بنیادین نیازمند است.
انسان تنها موجودی است که به وصف کرامت متصف و آیه لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ درباره او نازل شده است. واژه کرامت معناهایی مانند بزرگواری، جوانمردی، لطف کردن به محرومان و عزت و عظمت روح را در بردارد.
کرامت در فرهنگ اسلامی نوعی علو روحی و اعتلای معنوی و معرفتی است که موجب میشود آدمی بر پایه عزت، صلابت و عظمت روحی ـ اخلاقی، رفتار و کردار خود و رابطهاش را با افراد جامعه و مخالفان سامان دهد.
انسانی که به این بزرگواری روحی رسیده است، باتلاقهای ذلت را پشت سر مینهد و از امور لهو پرهیز مینماید و با رسیدن به آزادگی ویژهای، در قبال سرنوشت اجتماعی و فردی خاموش نمیماند، زیر بار هیچ قدرتی که از راه زور و سلطه بوجود آمده نمیرود و حق آزادی در اندیشه و انتخاب را برای گزینش بهترین راه سعادت برای اشخاص باز میگذارد، ضمن اینکه وفاداری به اصول و ارزشهای اسلامی و بنیانهای عقیدتی را در نظر دارد و حتی از چنین منابع ارزشمندی برای حل مشکلات جهانیان کمک میگیرد.
انسان اهل کرامت جنبشها، نهضتها و جوششهای اجتماعی را به سوی فضیلتها هدایت میکند. در حقیقت کرامت همان پاکی از هرگونه پستی و فرومایگی است و در مقابل فرد کریم، دنی وجود دارد.
کسی که میخواهد به مقام مکرمین دست یابد، از اعتبارات دنیایی فراتر میرود، به اعتلا گرایش پیدا میکند و کرامتی به سوی مسیر حق میرود، بر تقوا و پارسایی متکی است و به عنوان کمالی نفسانی، بدون علم و عمل کامل نمیشود.
آنچه برای انسان از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است شناخت جایگاه و نقش خود و پی بردن به کرامت ذاتی خویش است. انسان در خلقت خود مایههای اصیل کرامت را دریافت نموده و در فطرت خویش، میل به کرامت و تلاش برای وصول بدان را تجربه میکند.
کرامت به عنوان یک ارزش فردی برای بسیاری از انسانها مطرح بوده و چه بسیار کسانی که در سختترین شرایط، شخصیت ذاتی و کرامت اخلاقی خود را حفظ کردهاند.
معنای کرامت: در کتاب لغت مصباح المنیر ذیل ماده «کَرَم» آمده: کرم الشی کرماً ای نَفُسَ و عزّ، کرامت شی نفیس و عزیز شدن آن است. در مفردات راغب در ذیل همین واژه میخوانیم:
زمانی که «کرم» را برای توصیف خداوند تبارک و تعالی به کار میبریم، اسمی است برای احسان و انعام که از او صادر میشود چنانکه در آیه شریفه فرموده است: «فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ» ولی هنگامی که آن را برای توصیف انسان به کار میبریم اسمی است که برای اخلاق و اعمال نیکو که از وی بر میآید چه اینکه اگر چنین اعمالی از انسان صادر نشود به او کریم گفته نمیشود.
کرامت انسانی از منظر امام زمان(عج)
از جمله خصوصیات و ویژگیهای زمانه قبل از ظهور انحطاط انسانیت و لگدمال شدن کرامت انسانی است. انسان در این دوره شرافت خود را از دست خواهد داد و حقوق بشر زیر چکمههای نظام سلطه حاکم بر جهان نابود خواهد شد.
انسان از مسیر اصلی خود که همان رسیدن به کمال مطلق و دست یابی به قلههای انسانی و ملکات اخلاقی به بیراهه فساد و تباهی منحرف خواهد شد. با توجه به این بحث آنچه برای حضرت ولی عصر(عج) در درجه او اهمیت قرار دارد نجات انسان از ورطه سقوط و رساندن او به کمالات و ارزشهای انسانی است.
از آنجایی که امام عصر(عج) متولی حاکم کردن معارف قرآن و احیای سنت پیامبر و ائمه اطهار(ع) میباشد و کرامت انسان از هم قرآن مقدس و هم در سنت مطهر از تأئیدات اعجاب انگیزی برخوردار است بنابراین انسان در نزد حضرت از ارزش و جایگاه والا و بالایی برخوردار میباشد و امام زمان خود را ملزم به تبعیت و احیای سنت معصومین میداند. در روایتی از پیامبر(ع)نقل شده است که حضرت فرمود:
المهدی یقفُو اثری لا یَخَطی؛
مهدی روش مرا دنبال میکند و هرگز از روش من بیرون نمیرود.
باز از حضرت نقل شده است:یخرج رجلٌ من اهل بیتی و یعمل سنتی؛
مردی از اهل بیت من قیام میکند و به سنت من عمل مینماید.
در روایت دیگری پیامبر(ع)میفرماید:المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خلقا؛
مهدی(عج) از فرزندان من است کنیه او کنیه من است او شبیهترین مردم به من از حیث ظاهری و اخلاقی است.
با توجه به این چند روایت پیشگفته تقید حضرت ولی عصر(عج) به سیره و روش جد بزرگوارش کاملاً مشخص گردید در مبحث کرامت انسانی نیز امام(عج) کاملاً در مسیر پیامبر گام خواهد برداشت پیامبر اعظم(ع)انسان را اشرف موجودات جهان میداند و بر حفظ عزت و کرامت انسان برخویش و بر دیگران تأکید میکند.
از منظر پیامبر(ع)انسان مجاز نیست که ذلت بپذیرد و گوهر کرامتش را منکوب نماید و آنگاه که از روی میل و رغبت ذلت وخواری را بپذیرد از حوزه پیروی اهل بیت(ع) خارج خواهد شد، چه اینکه پیامبر(ع)میفرماید:من اقرّ بالذُّل طائعاً فلیس منا اهل البیت؛
اگر کسی از روی اختیار ذلت را پذیرا باشد از ما اهل بیت نیست.
پیامبر برای انسان دو گونه کرامت تصور میکنند اول: کرامت ذاتی، این قسم اشاره به طنیت پاک فطری انسان دارد و همه انسانها مادامی که با اختیار خود به جهت ارتکاب به خیانت و جنایت آن کرامت را از خود سلب نکنند از این صفت برخوردارند به عبارت اُِخری پیامبر برای انسان بما هو انسان یک ارزش ذاتی قایل هستند. ایشان در روایتی میفرماید:
لیس شی خیراً من الف مثله الاّ الانسان؛
هیج چیزی نیست که از هزار همتای خود بهتر باشد مگر انسان.
همچنین در حدیث دیگر میفرماید:ما شی اکرم علی الله من ابن آدم؛
هیچ چیزی نزد خداوند گرامیتر از فرزند آدم نیست.
دوم: کرامت اکتسابی:
از یک رهیافت دیگر، حضرت رسول(ع)یک نوع خاصی از کرامت را برای انسان بماهو مؤمن قایل هستند که یک کرامت اکتسابی و ارزشی است. انسانی که خود را در مسیر عبودیت و بندگی قرار دهد و در مسیر سیر الی الله حرکت نماید واجد این کرامت خواهد شد و در زمره مکرمین عندالله قرار خواهد گرفت.
پیامبر(ع)میفرماید:مثل المؤمن عندالله کمثل ملک مقرقب و ان المؤمن عندالله عزوجل اعظم من الملک؛
مثل انسان مؤمن نزد خداوند مثل فرشته مقرب الهی است و مؤمن نزد خداوند عزوجل با ارزشتر از فرشته است.
بنابراین دیدگاه حضرت ولی عصر(عج) به انسان و جایگاه و منزلت کرامت و شرافت انسانی دقیقاً مطابق با همان مشی و روش پیامبر پیرامون این بحث است که پیرامون این مطلب در صفحات بعدی بیشتر خواهیم پرداخت.
کرامت انسانی در حکومت امام زمان(عج)
حکومت را از نظر لغوی میتوان، مدیریت و هدایت هوشمند جامعه انسانی دانست به عبارت دیگر مردم یک جامعه یا یک قوم به این دلیل به حکومت کردن مینهند که امنیت جامع و کامل میطلبند و آن را در وجود یک حکومت برخاسته از خود جستجو میکنند و به همین دلیل حکومت نماینده جامعه و هویتبخش آن است.
حکومت در هر جامعه در حقیقت شرافت آن جامعه را معرفی مینماید. بین کرامت انسانی و حکومت، یک تعامل دو سویه برقرار است هر جامعهای که در آن حکومت برپا میشود یک نوع نگاه خاصی به انسان دارد و در بحث «انسانشناسی» از یک متولوژی و روش خاصی پیروی میکند، و این نگاه در محتوی و شکل حکومت تأثیر مستقیم دارد به عبارت دیگر اساس حکومتها مبتنی بر تئوری «انسانشناسانه» آنهاست.
به عنوان مثال اندیشهای که بر اساس «اومانیسم» شکل گرفته و قایل به اصالت لذت است یک نوع مدل حکومتی معرفی میکند و نظریهای که بر پایه خدا محوری انسان و غایتمندی او به سوی معنویت و عبودیت منظم شده نوع متفاوتی از حکومت را ارائه میدهد.
از سوی دیگر حکومت نیز در رشد و تعالی کرامت انسانی نقش بسزایی ایفاء میکند و یکی از تأثیر گذارترین ابزارهای در این مقوله محسوب میشود. حکومتی که ارتقاء کرامت انسانی را رسالت خود میداند و در این مسیر قدم بر میدارد در به تعالی رساندن انسان تفاوت اساسی با حکومتی دارد که خود را مقید به این امور نمیداند و در حقیقت منزلت انسانی در این دو نوع حکومت در دو مسیر متفاوت او هم قرار میگیرند.
حکومت در دیدگاه امام مهدی(عج) حکومت و دولت کریمه است چه اینکه در دعای افتتاح میخوانیم:
اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله.
حکومتی که ایشان بنا میکند بر اساس کرامت انسانی است پس حکومت مهدی(عج) کریم است چون بر اساس انسان کریم بنا شده است. بر همین اساس حکومت مهدوی به دنبال شکوفایی کرامت انسانی و تجلی اخلاق الهی در جامعه است و در پی آزادگی انسان (آزادی از درون و بیرون) است نه آزادی انسان (آزادی از برون به تنهایی) به همین دلیل حکومت امام زمان(عج) دولتی اخلاقی است که بر اساس تقوا بنا شده است و پیشرفت و ترقی در آن جامعه به معنای عمران و آبادی است که بر اساس حیات طیبه انسانی پایهگذاری شده است.
در حکومت مهدوی چون مبنا و معیار اخلاق و کرامت انسانی است با فقر و بیعدالتی و تبعیض سرسازگاری ندارد. چون بیعدالتی کرامت انسان فقیر و غنی هر دو را از بین میبرد. قیومتپرستی و ملیگرایی منفی با حکومت مهدوی ارتباطی ندارد، چون قیومتپرستی و ملیگرایی منفی به طرد دیگر انسانها میپردازد و اخلاق را شامل خود و بیاخلاقی را شامل نصیب دیگر ملتها میداند و کرامت ملت خود را حفظ و پلیدترین اقدامات را شامل دیگر ملل مینماید.
حکومت مهدوی حکومت صلح و دوستی است و اگر از ابزار جهاد و خشونت مقدس استفاده مینماید. در حقیقت مسیری است برای از بین بردن موانع کرامت انسانی انسانها و مکانیزمی برای رساندن انسان به نقطه اوج شرافت و آزادگی محسوب میشود.
حکومت معنایی است که بر معنویت بنا میشود و عدالت و آزادی را برای استقرار معنویت میطلبد و از این زاویه به دانش بشری مینگرد. دانش بشریای مورد تأیید حکومت مهدوی است که خدمت به انسان را در درون خود دارد نه حکومت بر انسان پس به دانش بصورت بومی مینگرد به عبارت دیگر یک نگاه فرهنگی به علم و دانش دارد که در خدمت مردم قرار میگیرد.
پس «دانش زندگی محور» را دنبال میکند که به کرامت دنیوی ارج میدهد و بر اساس کرامت انسانی دانش خود را توسعه و بسط خواهد داد. حضرت مهدی(عج) ملاک برتری و کرامت انسانی را به فضیلت و تقوی میداند و این اصل را در روش و منش و بینش خود کاملاً رعایت خواهد کرد.
حضرت ملاکات نهادینه شد در جاهلیت مدرن را باطل اعلام خواهد نمود و بر این مطلب تأکید مینماید که آنچه باعث اوج و کرامت انسان است فقط و فقط تقوی است و لاغیر.
امام مهدی(عج) در حکومت جهانی خود انحرافها و کجیهای انسان را به صراط مستقیم هدایت خواهد کرد آری در سایه تربیت مهدوی، فطرتها بیدار میگردد و نیازهای حقیقی و واقعی انسانها مجال بروز پیدا میکند انسانها به دنبال پاسخگویی به ندای فطرت الهی خواهند بود و آرزوهای دروغین و خواهشهای پوچ کمرنگ میشود. امام باقر(ع) میفرماید:
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست خود را بر سر بندگان مینهد و سبب آن عقلهای انسان کامل میگردد و اخلاق آدمیان به تکامل میرسد.
این به این مطلب اشاره دارد که حکومت امام زمان(عج) آنچنان محیط را مساعد خواهد نمود که حکومت را فراهم خواهد کرد که انسان به بالاترین درجه عقلانیت برسد و براستی تکامل انسان در مسیر عقلانیت و وصول انسان به عقل فطری و عملی چیزی جزء رسیدن انسان به کرامت و شرافت ذاتی انسانی نیست و حکومت مهدوی هدفی جزء این ندارد که رفیعترین اهداف محسوب میگردد. در حقیقت در حیات مهدوی جایی برای کنیه و دشمنی نمیماند را انسانها به کرامت عالی خواهند رسید. امام علی(ع) در این زمینه میفرمایند:
و لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد؛
چون قائم ما قیام کند کینه از دلها بیرون میرود.
در حکومت حضرت ولی عصر برکات الهی به منتها درجه اوج خواهد رسید و اخلاق انسانی به در مسیر ترقی و تکامل قدم خواهد برداشت و چون مبنای حکومت و نگاه حکومت حضرت به انسان یک نگاه کاملاً کریمانه مبتنی بر حفظ حرمت انسانی و شرافت والای آدمی است، انسانها نیز در این حکومت در این مسیر قدم خواهند برداشت امیرمؤمنان میفرماید:
هنگامی که حضرت قائم قیام کند، آسمان باران خود را فرو میفرست و هر گونه کنیه و عداوت از دلهای بندگان نسبت به همدیگر برطرف میشود به گونهای که یک زن از عراق تا به شام جز به سبزهزار قدم نمینهد.
با توجه به طرح این مباحث میتوان نتیجه گرفت که امام زمان(عج) با تکیه بر سنت و سیره پیامبر(ع)و سایر ائمه معصومین حکومتی بر پا خواهد کرد که در این حکومت به هیچ انسان محترمی ظلم نشود و هیچ گونه حرمت شکنی به انسانها مجاز نباشد اگر چه آن انسان دشمن باشد، انسان در این حکومت حقوقش، حریمش، شرافت و کرامتش محفوظ است و مورد تکریم و احترام میباشد. از این روایت حضرت امیر(ع) جایگاه انسان در حکومت مهدوی مشخص میشود:
در زمان حضرت مهدی بده کاری نخواهد ماند مگر آنکه بدهی او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقی به گردن و ذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق باز خواهد گرداند. کسی کشته نمیشود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت.
دولت مهدوی(عج) دولت احیای آدمیان است، آن حضرت با حاکم کردن دین حق، مردمان را زنده میکند. شیخ صدوق به اسناد خود از عبدالرحمن بن سلیط از حضرت امام حسین(ع) روایت کرده است که حضرت سیدالشهداء(ع) فرمود:
از خاندان ما دوازده هدایتگر است که نخستین ایشان امام علی است و آخرینشان نهمین فرزند من است و او قیامکننده به حق است زمین (اهل آن) را پس زا مردن زنده میکند و دین حق را بر همه ادیان چیره میگرداند.
در یک کلام در انقلاب حضرت مهدی(عج) رابطه انسان با خدا و با خود تحول اساسی مییابد یعنی انسان حقیقتاً بنده و خدا و فرمانبر او میشود و در پرتو خالص و ناب آن معلم و مربی الهی آموزش داده میشود و نیز رابطه انسان با خود و چگونگی درک و دریافت خود و کیفیت احساس از نفس خویش و نیروهای و استعدادهای درونی تحولی بنیادین مییابد و انسان به ارزش والای خویش و به جایگاه و منزلت رفیع انسانی خود دست مییابد.
مصادیق کرامت انسانی در حکومت مهدوی
پس از بیان این مقدمه و تبین جایگاه کرامت انسانی در حکومت حضرت ولی عصر(عج) در این قسمت به بیان مصادیقی خواهیم پرداخت که نمود عینی منزلت و شأن کرامت انسانی در حکومت جهانی مهدی موعود میباشد.
1. اجرای کامل مساوات و برادری
انسان در طول تاریخ بشریت به دنبال مساوات و برابری حقوق و رفع و نابودی مظاهر تبعیض و ظلم بوده است. آنچه به عنوان خود گمشده بشر تلقی میشود نهادینه کردن اصل برابری و برادری است.
مشکل اساسی انسان بخصوص در عصر قبل از ظهور منجی عالم بشریت مثله شدن حقوق انسانی و رسمی شدن نظام طبقاتی و به بازیچه گرفتن بحث حقوق بشر است نظام سلطه که ادامه حیات خود را در این مسیر جستجو میکند با تمام قوا به دنبال فربه کردن سرمایهداران و طبقه فرا دستان و مثله کردن مستمندان و طبقه فرو دستان است، اگر چه با ظاهری فریب کارانه خود را حامی حقوق انسانی و ناجی ملتها معرفی میکند البته این حنا نزد ملل تحت سلطه دیگر رنگی ندارد.
لذا با توجه به احساس این نیاز اساس انسان حضرت ولی عصر(عج) در حکومت جهانی خود در میان مردم به مساوات رفتار میکند و ملاک در برخورد با انسانها را انسانیت آنان میداند. به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمیشود و این همان سطح متعالی زندگی و رفاه عمومی است که زکات، مورد مصرف نداشته باشد در روایت چنین میخوانیم:
و سدی بین الناس حتی لاتری محتاجاً الی زکاة.
بنابراین از یک طرف حکومت جهانی امام زمان(عج) مساوات کامل را برقرار میکند به نحوی که پیامبر گرامی اسلام(ع)میفرماید:
به مهدی بشارتتان میدهم، او از میان امت من برانگیخته میشود ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال به نحو صحیح تقسیم میکند. مردی پرسید به نحو صحیح به چه معناست؟ فرمود: میان همه مساوی.
و امام باقر(ع) نیز میفرماید:امام قائم(عج) اموال را مساوی تقسیم میکند و میان همة مردم چه نیکوکار و چه بدکار به عدالت رفتار مینماید.
اشاره امام باقر(ع) به رفتار کردن امام(عج) به عدالت میان نیکوکار و بدکار تأیید این مطلب است که نگاه امام عصر(عج) به انسان نگاه کرامت محورانه و کریمانه است و انسان اگر چه بدکار هم باشد باید با او به عدالت رفتار کرد و از طرف دیگر مردم و انسانها نیز با آموزش و پرورش مهدوی از آن چنان تربیت والا آرمانی برخوردار میشوند که دیگر مرزی میان مالکیتها و محدودیتها باقی نماند و روابط اجتماعی بر اصل یاری رساندن و مواساة و دیگر خواهی استوار میگردد.
و دلبستگی به مال و مال اندوزی رنگ میبازد و اصل اخوت و برادری و تعهد و مسئولیت، اصل ضابطه در روابط میشود امام علی(ع) در این باره میفرماید:
ای نوف آیا میدانی شیعه من چه کسانی هستند؟ گفت نه به خدا قسم، امام فرمود: شیعه من در اموال خود دیگران را شریک میگرداند و آن در راه خدا به دیگران میبخشد. ای نوف درهمی و درهمی (درهمی برای خود و درهمی برای دیگران) جامهای و جامهای (جامهای بر خود و جامهای برای دیگران) و گرنه، نه (و الاّ شیعه من نمیباشند).
امام باقر(ع) نیز دربارة برادری در عصر ظهور میفرماید:اذا قام القائم جائت المزامله و یأتی الرجل الی کس اخیه فیأخذ لامنعه؛
هنگامی که امام قائم قیام کند، رفاقت و دولتی خالصانه (در میان مردم) رایج میگردد و اگر مردی دست در جیب برادرش فرو برد و به اندازه نیازش بردارد، برادرش او را منع نمیکند.
انبوهی از روایات بیانگر این واقعیت است که آینده جهان و حرکت آخرین تاریخ بشریت به سویی میرود که جهان پر از ظلم و جور و تباهی، با قیام منجی بشریت از ستمها پاک و مملو از عدل و داد خواهد گشت و این سنت الهی است حدیث معروف نبوی(ع) «یملا الله الارض به قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً» که از طریق عامه و خاصه در کتب زیادی نقل شده و متواتر یا نزدیک به تواتر است.
حضرت تعبیر به پرشدن زمین از قسط و عدل میکند که با توجه به مفهوم دقیق این دو کلمه (قسط به معنای نفی هر گونه تبعیض و عدل به معنای نفی هرگونه تجاوز) ترسیم جالبی از وضع آن جامعهای آرمانی میکند.
عدل و داد نه در یک بُعد که در تام ابعاد از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و عقاید و از داخل خانهها گرفته تا مهمترین مراکز بینالمللی حاکم خواهد شد. و انسان تحت سلطه به منتهی درجه آرزویش که همان احیای عدل و حکمرانی بر اساس فصلت محوری انسانها است میرسد. امیرالمؤمنین در این مورد میفرماید:
... فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتاَبِ وَ السُّنَّةِ؛
او به هنگام قیام، عدالت و دادگری و روش پیامبر و سنت را که پیش از او مردهاند، زنده خواهد ساخت.
از وجود مبارک باقر العلوم آل محمد(ع)نیز نقل شده است:
اذا قام قائم اهل البیت قسم بالسویه و عدل فی الرعیه؛
در حکومت قیامکنندهای اهلبیت پیامبر قسط و عدل (به معنای عدم بیعیض در تقسیم بیتالمال و رعایت حقوق مردم) به طور کامل اجرا خواهد شد.
2. تعالی اخلاقی انسان در عصر ظهور
از جمله مشکلاتی که انسان به طور مستمر با آن دست به گیربان است وجود زمینههای انحراف از ارزشهای انسانی و سقوط در ورطه فساد و تباهی و گناه میباشد.
انسان در دوران قبل از ظهور حضرت ولی عصر آنچنان مست قدرت و ثروت است که لگدمال شدن ملکات اخلاقی و فضایل انسانی برای او دردآور و حساسیت برانگیز نمیباشد و اصولاً تعریف او از ارزش و فضیلت تفاوت ماهوی پیدا کرده است و فصیلت و ارزشی را در یک پارادیم استحاله شده جستجو میکند.
به عنوان مثال هر چند غرب در شناخت طبیعت و ماده به پیشرفتهای شگرفی نائل شده است، اما در شناخت حق از باطل و درک ارزشهای واقعی زندگی و حیات معقول توفیق زیادی نداشته است. دنیس گولت در این باره مینویسد:
نوینسازی به سادگی سؤالات مربوط به مفهوم نمایی تراژدی رنج و تجربه به انسانی را غیر مهم تلقی میکند. در جوامع مدرن افراد به دنبال کالاهی مادی در مسابقهای دشوار برای کسب مشاغل یا موفقیتهای اجتماعی بالاتر گرفتار میشوند. بنابراین چنین جوامعی عمدتاً از نظامهای عمیقتر معنایی تهی میکردند.
به این ترتیب چون هدف انسان از زندگی در چنین نظام معنایی، ایجاد رفاه بیشتر و رشد اقتصادی افزونتر و سودمندترین و لذتبخشترین انتخاب ممکن از میان ترجیحات مختلف است، از یاد خدا به طور سازماندهی شده غفلت میشود و مفهوم عاقل بودن و عقلانی عمل کردن هم بصورت عقلانیت فنی و ابزاری در میآید یعنی از بین ترجیحات مختلفی که برای شخص دربارة هر چیزی وجود دارد، کدام ترجیح و تمایل را انتخاب کند تا سود و لذتش حداکثر شود.
اما اینکه اینکار به چه نیت و قصدی انجام میشود و آیا ارزشهای انسانی در آن لحاظ میشود یا نه، مورد غفلت و بیاعتنایی قرار میگیرد و غیر مهم تلقی میگردد.
در حقیقت جوامع غربی پاسخ مناسبی برای بحثهایی ارزشی دربارة زندگی خوب ندارد، استاد علامه محمدتقی جعفری در این باره میگوید:
هیچ کس نمیتواند در این واقعیت تردید کند که از زمانی به نسبت طولانی تاکنون نه تنها مغرب زمین یک مکتب فلسفی و جهانبینی سیستماتیک به عرصة افکار بشری عرضه نکرده است بلکه حتی از بیان تعدادی مطالب عمیق و پرمعنی ولو به طور متفرقه سرباز زده است. در صورتی که بشر بدون درک اصول کلی ارتباطات چهار گانه (ارتباط انسان با خویشتن، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با جهان هستی و ارتباط انسان با همنوعان خود) توانایی تفسیر و توجیح اختیاری زندگی را ندارد.
حتی عدهای از اندیشمندان غربی معتقدند که اساساً نظام سرمایهداری غرب به خاطر اعتماد راسخ به اصالت خرد مایل نیست دربارة ارزشها پاسخی داشته باشد لستر تارو مینویسد:
سرمایهداری مبنایی ندارد که حتی از کسی بخواهد که خود برای خویش قید و بندی ایجاد کند مگر اینکه عمل کسی به طور مستقیم آزاری یا زیانی به کس دیگر برساند.
به هر تقدیر، اکنون جوامع توسع یافته با الهامات عمدهای در خصوص معنای زندگی خوب یا همان آرزوی قدیمی بشر برای سعادتمند شدن مواجهاند، در همین ارتباط یکی از ابهامات عمدهای که وجود دارد این است که آیا زندگی خوب به معنی برابری فرصتهاست یا برابری نتیجهها؟ در اکثر ملل توسعه یافته این بحث قدیمی هیچ گاه حل نشده است یک جنبه دیگر بحث ارزشی دربارة زندگی خوب، این است که آیا جوامع باید بیشتر برانگیزههای مادی تکیه کنند یا برانگیزههای اخلاقی؟ و دهها سؤال دیگر پیرامون این مسائل در غرب لاینخل و بدون جواب مانده اند.
به هر حال جوامع توسعه یافته یا ضعف حکمت معنوی و عقل عملی که ناشی از دوری از خدا و بیتقوایی نظاممنداست روبرو است اندیشمندان دلسوخته غربی خود به این ضعف اساسی پی بردهاند. دنیس گولت میگوید:
ما نیاز به حکمتی داریم که با علوم ما سنخیت داشته باشد حکمتی که دیدگاه وسیعتری را از هدفهای زندگی انسانی و تلاشهای انسانی ارائه نماید و برای فرموله کردن الگوی توسعه رهنمود بدهد.
اما آیا حکمت مورد ادعای گولت قابل حصول است و اگر چنین است آیا میتوان آن را آموخت و گسترش داد؟ قرآن کریم در آیه 29 سوره مبارکه انفال به این پرسش جواب میدهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا...»
ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر تقوای الهی پیشه کنید (و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید) خداوند برای شما وسیلهای برای جدایی حق از باطل قرار میدهد.
مفسرین میگویند این جمله کوتاه و پرمعنی یکی از مهمترین مسائل سرنوشتساز انسان را بیان کرده است و آن اینکه در مسیر راهی که انسان سوی پیروزیها میرود همیشه موانع و پرتگاهای وجود دارد که اگر آنها را به خوبی نبیند و نشناسد چنان سقوط میکند که اثری از او باقی نمیماند.
در اینجا دید و درک نیرومندی لازم است و نورانیت و روشنبینی فوقالعاده که آیه فوق میگوید این دید و درک ثمره درخت تقوی است.
فیالواقع مطلبی که حضرت ولی عصر(عج) در انقلاب جهانی خود به دنبال آن و در مسیر تحقق آن گام برمیدارد، قرار دادن انسان در مسیر تقوی و کسب مکارم اخلاقی و فضایل انسانی است تا به وسیله این امر انسان را به کرامت حقیقی برساند. حضرت امام خمینی با اشاره به این بُعد از رسالت امام زمان(عج) میفرماید:
تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست حتی نفوس اشخاص کامل هم در آنها انحرافاتی هست و او خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقائد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در تمام کارهایی که بشر میکند انحرافش معلوم است و ایشان (حضرت ولی عصر(عج)) مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند و به اعتدال که واقعاً صدق نکند.
این سخنان نشان میدهد که امام زمان(عج) در برنامة کاری خود از این نقطة زیر بنای و مهمتر همان انسان سازی و جهاد اکبر برای همه مردم است، شروع میکند، زیرا تا انسانها ساخته نشوند جامعه بنیاد صحیح نخواهد یافت.
در این زمینه با توجه به اینکه در حکومت جهانی امام(عج) نهادهای اجتماعی فاسد و شیطانی نیز از بین رفتهاند، بنابراین امکان تحقق این ایدهآل که تمام مفاسد ریشهکن شود و انسان به اوج ملکات ارزشی و فضائل انسانی و کرامت ذاتی برسد کاملاً قابل تصور است.
در آیات قرآن مجید آمده است که شیطان پس از رانده شدن از درگاه خدا از محضر مقدس ربوبی تقاضا کرد که عمر جاویدان (تا پایان دنیا) برای اغوای بنی آدم پیدا کند و گفت:
«رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»
خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده.
اما به او خطاب شد:«إِنَّكَ مِنْ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ».
از سوی دیگر در حالات امام مهدی(عج) چنین آمده است که «یوم الوقت المعلوم» زمان ظهور آن حضرت و برقراری حکومت عدل او میباشد. در روایتی چنین میخوانیم: در صحف ادریس پیامبر آمده است:
تو (شیطان) زمان معینی مهلت داده خواهی شد، تا زمانی که مقدر کردهایم زمین را از کفر و شرک و معاصی پاک کنم و برای آن روز بندگانی انتخاب کردهام که قلوبشان را برای ایمان آزمودهام من در آن روز تو (شیطان) و سواره و پیاده لشگرت را همگی نابود میکنم.
بدین ترتیب انحرافات اخلاقی نیز برطرف شده و گناهان و مفاسد اجتماعی فردی زمینة ظهور را نخواهد یافت و ناسازگاریهای اجتماعی که ریشه در کینهتوزی انسانها نسبت به یکدیگر دارد، تبدیل به صلح و صفا و محبت و تعاون میگردد و امنیت پایدار اجتماعی که ناشی از متمدن بودن و موحد بودن واقعی انسانهاست حاصل میگردد.
امام صادق(ع) پیرامون ویژگیهای آن عصر طلایی میفرماید:
و یجتمع الله الکلمه و یؤلف بین القلوب مختلفه و لایعصی الله عزوجل فی ارضه؛
[در آن عصر طلایی] خداوند وحدت کلمه پدید میآورد و افکار و قلوب ناسازگار را سازگار میکند و خداوند عزوجل در زمین معصیت نمیشود.
3. آزادی به مثابه کرامت انسانی در حکومت مهدوی(عج)
آزادی نعمتی بس عظیم است که از طرف خداوند قادر متعال به انسان ارزانی شده است و اساساً فضیلت انسان به اراده و آزادی اوست. مسلمانان در تاریخ خود، فراز و فرودهای فراوانی را در مسیر آزادی عقیده پشت سر گذاشتهاند.
فغ این بحث فقط صرف ادعا نمیباشد و از طرف مستشرقان به این مسئله اشاره شده است. جان دیون پورت پس از اشاره به شکنجهها و قتلهایی که به نام دین انجام گرفته میگوید:
با کمال اطمینان باید اعتراف شود که چنان جنگهای مهیب و فجیع و بلکه یک رشته جنگهای متوالی دینی، برای چهارده قرن جزء میان مسحیان در جای دیگر وجود نداشت و هیچگاه مللی که داغ باطله کفر بر آنها زده شده است یک قطره خون به بهانه دین و به دلیل مذهب نریختهاند.
آنچه از نعمق و تفکر در روایات استفاده میشود بلند مرتبگی بحث آزادی در حکومت مهدوی(عج) است. آزادی از نتایج باور به کرامت انسانی است به عبارت دیگر حکومتی که انسان در آن کریم است و شرافت انسانی از جایگاه و پایگاه بالا و والایی برخوردار است، آزادی انسان در زمره مهمترین مسائل آن حکومت جای میگیرد و حکومت امام زمان(عج) به تمام معنا این چنین نگاه و دیدگاه بی نسبت به انسان، کرامت آدمی و آزادی او دارد.
بر اساس اندیشه اسلامی آزادی مفاهیم متعددی دارد که براساس آنها به محورهای مختلف آزادی میتوان اشاره نمود. بنابراین مفهوم آزادی با توجه به شرایط عصر ظهور میتواند در اقسام ذیل خلاصه شود:
الف. آزادی از سلطه غیر: اصل اولیه در مورد ساختار وجودی انسان، رهایی و آزادی او از هر گونه سلطه دیگران بر اوست جز اینکه انسان وابستگی ذاتی به حضرت باری تعالی دارد از این رو انسان ذاتاً بنده و عبد حضرت حق بوده و در سلطه و سیطره اوست و چنانچه بنده این مقام و موقعیت خویش را نسبت به خدا بداند و بپذیرد به آزادی دست مییابد.
این گونه آزادی جزء اصلیترین رسالتها و اهداف امام عصر(عج) است و در عصر ظهور به مهمترین شکل ممکن محقق خواهد گشت.
اصولاً تمامی مساعی حضرت در پی تحقق این نوع آزادی است چه اینکه در آن عصر با تکامل عقول، ارشاد انسانها به صلاح و مصالحشان توسط مهدی موعود(عج) و با رهانیده شدن ایشان از قید و بند بتهای نفس و جاه و مقام، نافرمانیهای انسان در برابر خداوند به کاهش میگذارد و با جایگزین شدن شفتگی و محبت خداوند در دل او، تسلیم واقعی ذات باری تعالی میگردد.
در نتیجه آزادی واقعی و معنوی برای بشر به ارمغان خواهد آمد و با وجو این انسان از سلطه نظام زر و زور و تزویر متخلص خواهد شد و در این هنگام شکوفای کرامت انسانی متجلی خواهد گشت، پیامبر اعظم(ع)میفرماید:
(بالمهدی) یخرج ذل الرق من اعنافکم؛
به دست امام مهدی(عج) بندهای بردگی از گردن شما گشوده میشود.
ب. آزادی سیاسی: این گونه آزادی به معنای مشارکت همگان در تصمیم گیرهای سیاسی و به فعلیت رساندن زمامدار و حاکم جامعه است. در اسلام این نوع آزادی، جایگاه ویژهای دارد.
در عصر ظهور، امامت و حاکمیت سیاسی امام معصوم(ع) از ارکان اساسی حکومت جهانی مهدوی به شمار میآید و حق حاکمیت و رهبری جامعه به عهده امام معصوم است اما این بدین معنا نیست که انسانها نقش و مشارکتی در انتخاب گونه حکومت خویش نداشته باشند بلکه در حکومت حضرت آزادی سیاسی و نقش انسان در حکومت از یکی از اساسیترین پایههای جامعه مهدوی محسوب میگردد و تا اراده و خواست همگان و یا غالب امتها نباشد پیدا نمیکند و به طور کلی شرط اساسی ظهور آن منجی مصلح و تشکیل حکومت دینی، مشارکت عمومی انسانهاست که در آن عصر همگان آزادانه حکومت دینی امام عصر را خواهند پذیرفت.
وجود مسئله بیعت یاران امام عصر با حضرت از دلایل وجود این آزادی است چه اینکه یاران و محبان ایشان با کمال میل و از روی رغبت با امام خویش بیعت میکنند کما اینکه بعضی از افراد هم بیعت نمیکنند، امام علی(ع) میفرماید:
مهدی امت خطاب به یارانش چنین میگوید: من به کاری دست نمیزنم، مگر آنکه شما با من شرایطی بیعت کنید و بر آن پایبند باشید و چیزی از آن تغییر بدهید، من نیز هشت چیز را متعهد میشوم. یارانش در پاسخ امام(ع) همگی میگویند:
ما به طور کامل تسلیم و از تو پیروی میکنیم و هر شرطی را که قرار دهید میپذیریم امام در پاسخ میفرماید: اگر به این شرایط پای بند شوید و رفتار کنید بر من واجب است که جز شما را به عنوان یاور برگزینیم.
در این روایت امام زمان(عج) شرط پذیرش پیروان خود را منوط قبول بیعت میکند و اصولاً در بیعت زور و اجبار جایگاهی ندارد و افراد با آزادی تمام و با طیب نفس کامل به امر بیعت مبادرت میورزند و این نشان دهنده احترام اسلام به انسان و شرافت و آزادی اوست.
طبق نقل روایات و شواهد تاریخی در حکومت امام علی(ع) نیز بیعت به طور آزادانه انجام شد. در منابع از محمد حنیفه نقل شده است: پس از کشته شدن عثمان اصحاب نزد پدرم آمدند و گفتند: ما خواهان بیعت با شما هستیم اما ابتدا استنکاف نمود اما با اصرار فراوان مردم، حضرت فرمود بیعت نمیتواند پنهانی باشد و باید در مسجد انجام شود.
مردم گروه گروه بیعت کردند. سعدبن ابی وقاص گفت: بعداً بیعت میکنم و کسی متعرض او نشد. از انصار گروهی اندک از عثمانیه چون کعب بن مالک و تنی چند از بهرهمندان جوان نعمت عثمان مانند عبدالله بن عمر بیعت نکردند و کسی متعرض آنان نشد.
بنابراین مشارکت فعال و حضور گسترده مردمی در سایه آزادی سیاسی در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) یکی از ویژگیهای آشکار حکومت آن حضرت میباشد. با آنکه دنیای مدرن در پی گسترش مشارکت سیاسی فعال بوده است، اما در صفحه عمل در دنیای لیبرال موکراسی امروز نیز فرد عملاً تحت تأثیر تبلیغات و گروههای فشار و نیز طبقه مسلط و سرمایهدار جامعه قرار دارد که به شیوههای مختلفی تلاش دارند رفتار او را با ذهنیتسازی و تبلیغات خویش به نفع خود جهت داده و مشارکت او را در عمل به خاطر چنین محدودیتها و تأثیر گذاری صاحبات زر و زور و تزویر به افکار عمومی مشارکت سیاسی چندان آگاهانه نیست.
در حکومت عدل مهدوی انسانها با آگاهی و مسؤلیت اجتماعی مبتنی بر آزادی و کرامت محوری در فرایند سیاسی مشارکت خواهند کرد. در دیدگاه اسلامی همانطور که متذکر شدیم تضمین مشارکت سیاسی فعال از راه بیعت و همراهی با امامی معصوم و آگاه و عادلی خواهد بود که با رهبری خود زمینه بهترین انتخاب را برای افراد در جامعه پدید خواهد آورد.
بیعت با امام معصوم(ع) نه از سر روابطه ناآگاهانه و تبعیت کور، بلکه به عنوان یک وظیفه ومسؤلیت الهی و البته کاملاً آگاهانه و به طور آزاد منشانه و انتخاب شه خواه بود از این رو مشارکت سیاسی بر آزادی که نشان دهند تکریم انسان و ارج نهادن به جلوههای کرامتی انسان است در جامعه مهدوی مشارکت فعال متعهدانه خواهد بود برخلاف مشارکت نظامهای لیبرال دموکراسی که مبتنی بر آزادی افسار گسیخته است و تنها هدف آنها منافع مادی میباشد مشارکت عصر ظهور مشارکتی مسؤلانه خواهد بود.
ج. آزادی اجتماعی: وجود آزادی اجتماعی در هر جامعهای متضمن بقای حیات معنوی و مادی آن جامعه محسوب میگردد. اگر انسانها در محیط زندگی خود احساس آزادی نمایند و به این حس برسند که سایه خودکامگی و استبداد ظهور و نمودی در حاکمیت سیاسی جامعه ندارد روح اطاعتپذیری و دلدادگی به حکومت نیز دو چندان افزایش خواهد یافت.
در حکومت جهانی مهدوی انسانها شاهد این چنین جامعهای هستند که آزادیهای بنیادین و اصیل در عرصه اجتماعی نهادینه خواهد شد و انسانها با زندگی در این محیط به کرامت حقیقی خواهند رسید. البته باید توجه داشت که معنای وجود آزادی اجتماعی در حکوکت مهدوی(عج) بدین معنا و مفهوم نیست که انسان هر کاری که بخواهد میتواند انجام دهد و هیچ گونه رادع و مانعی پیش روی او در انجام افعال وجود نداشته باشد.
اصولاً یکی از اهداف مهم و استراتژیک حضرت ولی عصر مبارزه با آزادی به معنای اباحیگیری و بیبند و باری است که بدین وسیله انسان را از ورطة فساد و تباهی نجات بدهد و به در مسیر کرامت و شرافت قرار دهد. با توجه به تشکیل حکومت جهان شمول اسلامی و همچنین ضرورت اجرای قوانین الهی به شکل گسترده در این عصر، آزادیهای اجتماعی در حیطه شریعت اسلام محدود میگردد زیرا اولاً از دیدگاه اسلام آزادی تا جایی مقدور است که به حقوق دیگران تجاوز نشود و با آنها در تزاحم نباشد و از آنجا که تحقق حکومتی عادلانه تنها با رعایت حقوق همگان و اجابت دادخواهی مظلومان و قضاوتهای عادلانه و اصل مساوات در همه عرصهها میسر میشود کمتر کسی در این عصر از رعایت حقوق بندگان خدا و تلاش برای هم زیستی با آنان کوتاهی میکند.
از آن روی که این کوتاهیها با قاطعیت و سازش ناپذیری حکومت عدل مهدی روبه رو خواهد شد. در روایتی این چنین آمده است: امام زمان(عج) مظالم بندگان خود را با آنان رد میکند ولو در جاهای دست یافتنی باشند.
همچنین علامه مجلسی در روایتی نقل میکند:یقام حدودالله فی خلقه؛
امام عصر حدود الهی را در جامعه اقامه و احیاء خواهد نمود و حتی مکانهایی که از مصادیق ظلم به دیگران به شمار میرود، هر چند مقدس هم باشد نابود و ویران خواهد شد.
قال الباقر(ع):اذا قام القائم ... یهدم کل مسجد علی الطریق.
ثانیاً آزادی باید با نظام و قانون شریعت اسلامی سازگار باشد و در صورت عدم سازگاری در هر شرایطی با قانون شکنان برخورد خواهد شد. لذا کمتر کسی در ظاهر جرأت انجام فسوق را دارد. بنابراین حضرت و کارگران ایشان با اقسام این گونه آزادی همانند آزادی جنسی و بیبند و باری شهوات آزادی سنتهای اجتماعی غلط و ناپسند و ... برخور قاطع خواهند کرد. امام صادق(ع) میفرماید:
هنگامی که حضرت مهدی(عج) قیام کنند پیرمرد زناکار را اعدام میکند و کسی که مانع زکات شود به قتل میرساند.
و امام زمان(عج) با این شیوه یعنی حمایت از آزادیهای مشروع و مطابق با فطرت انسانی و مبارزه قاطع و خالی از هر گونه سستی و اهمالکاری با آزادیهای نامشروع و مخالف طینت آدمی، آزادگی را به انسان هدیه میدهد و این کوششی است از طرف آن حضرت برای رساندن انسان به قله کرامت و متصل کردن او به فضایل و ارزشهای الهی که مواقع انسان دوران قبل از ظهور تشنه این چنین عنایاتی است.
4. جایگاه زن نمونهای از کرامت انسانی در حکومت مهدوی(عج)
اندیشه ناب اسلامی به انسان بودن زن ومرد در آفرینش از دیدگاهی واحد مینگرد و هر دو را به تحرک و سازندگی فرا میخواند و مسؤلیت انحراف از مسیر را یکسان به دوش هر دو میگذارد و بر اساس اصل تکامل انسانی، نقشها و مسؤلیتها را بین آن دو تقسیم میکند تا با تعامل ارزشها بین زن و مرد، ویژگیهای انسانی در سطح تکامل نقشها و مسؤلیتها به یگانگی و انجام برسد.
رفتار غیرانسانی مردم جاهلیت پیش از اسلام با زنان و دختران چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. در آن روزگار زن یک کالای بیارزشی شناخته میشد و در بازار برده فروشان عرضه میگشت. دختران به بدترین شیوه زنده به گور میشدند و زنان در شدیدترین قید وبندها بدترین روزها را سپری میکردند و هیچ اراده و اختیاری نداشتند.
در چنین عصری پیامبر رحمت به دستور پروردگار با رقه امید و چراغ زندگی در دلهای مأیوس آن ستمدیدگان روشن ساخت و پیوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افکار جاهلیت و باز گرداندن شخصیت به زنان سعی وافر نمود.
و به آنها عزت و احترام بخشید. اما اکنون در دوران به اصطلاح مدرنیسم هستیم. جاهلیت مدرن دوباره زن را از اصالت حقیقیاش خارج کرده و به بهانههای واهی مثل آزادی زن، تساوی زن و مرد، حمایت از حقوق زنان یا ترویج نظریههای فمنیستی زن را از مسیر انسانیت منحرف کردهاند، لذا ارتقای ارزش زن و تبین و نهادینه کردن اصالت واقعی زن در حکومت مهدوی از برنامههای مهم حکومتی ایشان شمرده شده است.
نگاه حکومت حضرت به زن نگاه کریمانه است و از حیثیت انسانی تفاوتی بین زن و مرد قائل نمیباشد و پلههای ترقی در عرصه معنویت و اجتماع همانطور که برای مردان مهیا است برای زنان نیز آماده خواهد بود و به علت اینکه مبنای نگاه امام زمان به زن کرامت انسانی است پس تفاوتی بین زن و مرد در مقوله انسانیت قائل نیست.
حال سزاوار است بدانیم زنان در حکومت قائم آل محمد(ع)چه جایگاهی دارند، چه کسانی هستند، چند نفرند، از کجا میآیند و چه مسؤلیتی بر عهده دارند بر اساس برخی از روایات حضور و نقش این زنان از نظر زمان و موقعیت به سه گونه تقسیم میشود.
الف. حضور پنجاه زن در بین یاران امام زمان(عج)
اولین گروه از زنانی که به محضر امام(عج) میشتابند آنهایند که در آن ایام میزیستهاند و همانند دیگر یاران امام به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت حضرت میرسند، در این زمینه دو روایت وجود دارد روایت اول: امسلمه ضمن حدیثی درباره علائم ظهور، از پیامبر روایت کرده است که فرمود:
یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الوارده المتفرقه حتی یجتمع الیه ثلاث مأه و اربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر علی کل جبار و ابن جبار؛
در آن هنگام پناهندهای به حرم امن الهی پناه میآورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم میبرند به سوی او جمع میشوند تا اینکه نزد آن حضرت سیصد و سیزده نفر گرد آمده که برخی از آنان زن میباشند که بر هر ستمگر و ستمگرزادهای پیروز میشود.
دوم: جابربن یزید جعفی ضمن حدیث مفصلی از امام باقر(ع) در بیان برخی نشانههای ظهور نقل کرده است که:
یحیی و الیه ثلاث ماة و یضعه عشر رجلاً فیهم خمسون امراة؛
به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر میآیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند.
ب. زنان آسمانی
دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر(عج) در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی(ع) به زمین میآیند. از پیامبر اعظم(ع)روایت شده که حضرت میفرماید:
ینزل عیسیبن مریم علی ثمان ماة رجل و اربع مائة امراه خیار من علی الارض و اصلاح من مفی؛
حضرت عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایستهترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد.
ج. رجعت زنان در عصر ظهور
در منابع اسلامی نام سیزده زن یاد میشود که به هنگام ظهور قائم آل محمد(ع)زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان به مداوای مجروحان جنگی وسرپرستی بیماران خواهند پرداخت. از مضفل بن عمر روایت شده که امام صادق(ع) فرمود:
همراه قائم(عج) سیزده زن خواهند بود، گفتم آنها را برای چه کاری میخواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پراخته، سرپرستی بیماران را به عهده خواهند، عرض کردم نام آنه را بفرمایید فرمود: قنواء دختر رشیر هجری، امایمن، حبابه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمّسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه و ام خالد جهنیه.
با توجه، تعمق و تأمل در این روایات و احادیث مشابهای چنین بدست میآید که زنان در حکومت مهدوی(عج) از جایگاه و پایگاه شایسته و بایسته برخوردارند از منظر حضرت ولی عصر(عج) نگاه حنسیتی به انسان امری کاملاً غلط و غیر منطقی است و انسان بماهو انسان فراغ از زن بودن یا مرد بودن توان رسیدن به مراتب بالا و والای معنویت، علم، فعالیتهای اجتماعی را دارا میباشند،
البته این نکته مخفی نماند که بعضی از امور هستند که زنان به لحاظ توانایی جسمی و حساسیت بالایی آن امر که باید بدور از هرگونه احساس و عاطفه باشد، توانایی لازم پرداختن به آن امر را ندارد و این مسئله هیچ گونه نقصی بر آنان محسوب نمیشود. بنابراین اهمیت و ارج نهادن به زن و مقام او در حکومت مهدوی(عج) دلیلی دیگر بر این بحث است که حضرت نگاه کرامت محورانه به انسان داد.
5. نفی تبعیض نژادی در حکومت مهدوی(عج)
از جمله مصائب و مشکلاتی که بشر همواره به آن دست به گریبان بوده وجود تبعیض نژادی است. اساساً اسلام و روح توحید ناب با اعمال تبعیض نژادی و مبنا قرار دادن قبیله، شهرت و ملیت در واگذاری مناصب و امتیازات به شدت مخالف است قرآن کریم با بیان شیوا و رسا ملاک برتری افراد را تقوی میداند و برای مسائل مادی، نژادی و قوی شأنیت و جایگاهی قائل نیست.
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».
آنچه ما در حکومت نبوی(ع)و علوی(ع) شاهد هستیم تبعیت کامل از این اصل است وجود افراد مختلف از ملل گوناگون حول شمع وجود نبی مکرم اسلام(ع)همچون بلال حبشی، سلمان فارسی، صهیب رومی، ابوذر غفاری، نشان از این دارد که ملاک انتخاب و گزینش اصحاب نزد حضرت رسول(ع)تقوا، معنویت و لیاقت آنان است و لاغیر و ملیت و وابستگی قوی آنان دخلی در این امر ندارد.
جانبداری حضرت امیر(ع) از تازه مسلمانان ایرانی که در حکومت خلفاء مورد تبعیض نژادی و ظلم واقع میشدند. بیانگر این مطلب است که آنچه برای حضرت مهم است کرامت انسانی انسانهاست نه عرب یا عجم بودن آنها و همین مشی و شیوه امام علی(ع) بود که ایرانیان را شیفته و واله ایشان نمود که در حقیقت بذر محبت و ولایت امیرالمؤمنین در دل ایرانیان از همین جا شروع به رشد و نمو کرد و باعث شد تشیع در ایران مستحکم و قوی گردد.
از آنجای که الگوی و مبنای حکومت مهدوی(عج) بر اساس حکومت نبوی و علوی خواهد و امام عصر(عج) خود را ملزم به سیر در این مسیر میداند، انتخاب کارگزاران و اصحاب توسط ایشان بر مبنای تقوا و کرامت انسانی است که هیچ گونه تبعیض نژادی و قیومت محوری و ملیت پرستی منفی در حکومت حضرت ولی عصر(عج) وجود ندارد.
نیروهای حضرت از ملیتهای گوناگونی تشکیل میشوند. در روایات سخنان گوناگونی در این باره وجود دارد. گاه از عجمها به عنوان سپاهیان حضرت نام میبرند که غیر عرب را در بر میگیرد. برخی روایات نام شهرها و کشورها را ذکر میکنند که سپاهیان از آنجا به یاری امام(عج) میشتابند. از جمله ملیتهای که نام آنها در روایات وارد شده ایرانیان است امام باقر(ع) میفرماید:
نیروهایی با پرچمهای سیاه که از خراسان قیام کردهاند در کوفه فرود میآیند و با حضرت مهدی بیعت میکنند.
همچنین در روایتی امیرمؤمنان(ع) میفرماید:خوشا به حال طالقان، زیرا خداوند در آنجا گنجهایی دارد که از جنس طلا و نقره نیستند، بلکه مردانی مؤمن هستند که خداوند را به حق شناختهاند و آنان یاوران حضرت مهدی(عج) در آخر الزمان میباشند.
در برخی از احادیث اشاره به وجود اعراب در سپاه حضرت ولی عصر(عج) دارد امام باقر(ع) میفرماید:سیصد و سیزده نفر، به عدد یاران جنگ بدر در میان رکن و مقام با حضرت مهدی(عج) بیعت میکنند، در میان آنان بزرگانی از مردم مصر و نیکانی از شام و خوبانی از مردم عراق به چشم میخورد.
همچنین وجود پیراوان ادیان گوناگون در حکومت و سپاه امام زمان(عج) در برخی روایات تصریح شده است مفصلبن عمر نقل میکند که امام صادق(ع) فرمود:
هنگامی که قائم آل محمد(ع)ظهور کند، تعدادی از پشت کعبه، بیرون میآیند که عبارتند از بیست و هفت نفر از قوم موسی، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی، مؤمن آل فرعون سلمان فارسی، ابادجانه انصاری و مالک اشتر.
از مجموع این روایات فهمیده میشود که حضرت مهدی(عج) در سراسر جهان لشکریان و پایگاههایی به طور آماده دارد که به هنگام ظهور وارد پیکار میشوند و برخی از آنان نیز در غالب رجعت که از مسلمات اعتقادات شیعه است به دنیا باز خواهند گشت.
بنابراین آنچه از این روایات استنباط میگردد رعایت اصل شایسته سالاری بر مبنای کرامت انسانی در انتخاب کارگزاران و سپاهیان در حکومت مهدوی است و نه بر اساس ملیتی خاص و نگاهی ویژه.
نتیجه
انسان موجودی است که فطرتاً به دنبال کمال مطلق است و کمالجویی در ذات انسان نهادینه شده است آنچه انسان امروز به آن سر در گریبان است غلط انگاشتن نقطه نهایی کمال است.
اگرچه انسان میخواهد خود را به کمال و قله اوج هستی برساند اما در این سیر این مسیر و طی این طریق با موانع و مشکلاتی روبرو است که باعث انحراف از خط اصلی و صراط مستقیم میگردد.
از جمله تبعات و آثار این انحراف سقوط انسان در ورطه فساد، خودخواهی و تباهی است که باعث منکوبشدن کرامت آدمی و حیثیت انسانی میگردد. اگر نگاهی به وضعیت امروز دنیای به اصطلاح مدرن و پیشرفته بیفکنیم به وضوح شاهد این جریان خواهیم بود آنچه که برای بشر امروز به ویژه در غرب اهمیت ندارد بعد مادی انسانها است و تمام هم و غم بشر تلاش در جهت لذت بردن بیشتر است و هدف غایی او رسیدن به مطامع مادی و زخارف پست دنیوی است.
انسان به بهانه آزادی، آزادگری خود را لگدمال کرده است و کرامت خویش را بازیچه هوسهای شیطانی خود نموده است و در این میان انسانهای فصلت محور ارزشطلب، حقیقتخواه و کمالجویی حق و حقانیت در حال انتظار به سر میبرند تا نجاتدهندهای که خداوند او را ذخیره کرده است از سرا پرده غیبت بیرون آید تا خط بطلانی بر تمامی انحرافات بشر بکشد.
آنچه انسان عصر قبل از ظهور خواهان آن است احیای کرامت انسانی است و به دنبال رسیدن و وصول به انسانیت خوش است و بدون تردید منجی عالم بشریت خاتم الاوصیاء حضرت بقیةالله الاعظم نیز در همین راست حرکت خواهد کرد و کرامت از دست رفته انسانها را به آنان بر میگرداند.
آنچه ما در این گفتار به دنبال آن بودیم و با تمسک به روایات بدان پرداختیم در حقیقت همین بحث بود که انسان در عصر ظهور دیگر دغدغههای عصر غیبت را ندارد و در سایه حکومت مهدوی به تمامی فضایل، ارزشها و کرامت ناب انسانی دست خواهد یافت. به امید آن روز.
حضرت ولی عصر(عج) دقیقاً مطابق با منش و روش پیامبر(ع)به انسان و جایگاه و منزلت کرامت و شرافت او مینگرد. آن حضرت، کرامت انسانی را به دو گونه ذاتی و اکتسابی ترسیم میکند: حکومت نیز در دیدگاه امام مهدی(عج) دولت کریمه به شمار میرود؛ زیرا بر پایه و با کمک کرامت ذاتی آدمی انسانهای کریم بنیاد میگردد.
از همین روی حکومت مهدوی به دنبال شکوفایی کرامت انسان و تجلی اخلاق الهی در جامعه است. نمونههای عینی رعایت منزلت، شأن و کرامت انسانی در حکومت مهدوی به این شرح است:
1. امام زمان(عج) در حکومت جهانی خود، مساوات و برادری را کاملاً اجرا میکند و در رفتار و برخوردهای خود با انسانها، انسان بودن آنان را ملاک قرار میدهد.
2. انحرافهای اخلاقی زمینه گناهان و مفاسد اجتماعی و فردی در عصر ظهور از میان میرود و اخلاق انسان رشد مییابد.
3. حکومت مهدوی آزادی از سلطه دیگران، آزادی سیاسی و آزادی اجتماعی را در خدمت کرامت انسانی تحقق میبخشد.
4. زن در حکومت مهدوی به جایگاه شایسته خود و کرامت انسانی دست مییابد.
5. حکومت مهدوی(عج) تبعیض نژادی را نفی میکند.
مقدمه
نمادینه ساختن ارزش و جایگاه والای انسان در زندگی اجتماعی ما و نهادسازی بر پایه آن، به کوششهای نظری بنیادین نیازمند است.
انسان تنها موجودی است که به وصف کرامت متصف و آیه لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ درباره او نازل شده است. واژه کرامت معناهایی مانند بزرگواری، جوانمردی، لطف کردن به محرومان و عزت و عظمت روح را در بردارد.
کرامت در فرهنگ اسلامی نوعی علو روحی و اعتلای معنوی و معرفتی است که موجب میشود آدمی بر پایه عزت، صلابت و عظمت روحی ـ اخلاقی، رفتار و کردار خود و رابطهاش را با افراد جامعه و مخالفان سامان دهد.
انسانی که به این بزرگواری روحی رسیده است، باتلاقهای ذلت را پشت سر مینهد و از امور لهو پرهیز مینماید و با رسیدن به آزادگی ویژهای، در قبال سرنوشت اجتماعی و فردی خاموش نمیماند، زیر بار هیچ قدرتی که از راه زور و سلطه بوجود آمده نمیرود و حق آزادی در اندیشه و انتخاب را برای گزینش بهترین راه سعادت برای اشخاص باز میگذارد، ضمن اینکه وفاداری به اصول و ارزشهای اسلامی و بنیانهای عقیدتی را در نظر دارد و حتی از چنین منابع ارزشمندی برای حل مشکلات جهانیان کمک میگیرد.
انسان اهل کرامت جنبشها، نهضتها و جوششهای اجتماعی را به سوی فضیلتها هدایت میکند. در حقیقت کرامت همان پاکی از هرگونه پستی و فرومایگی است و در مقابل فرد کریم، دنی وجود دارد.
کسی که میخواهد به مقام مکرمین دست یابد، از اعتبارات دنیایی فراتر میرود، به اعتلا گرایش پیدا میکند و کرامتی به سوی مسیر حق میرود، بر تقوا و پارسایی متکی است و به عنوان کمالی نفسانی، بدون علم و عمل کامل نمیشود.
آنچه برای انسان از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است شناخت جایگاه و نقش خود و پی بردن به کرامت ذاتی خویش است. انسان در خلقت خود مایههای اصیل کرامت را دریافت نموده و در فطرت خویش، میل به کرامت و تلاش برای وصول بدان را تجربه میکند.
کرامت به عنوان یک ارزش فردی برای بسیاری از انسانها مطرح بوده و چه بسیار کسانی که در سختترین شرایط، شخصیت ذاتی و کرامت اخلاقی خود را حفظ کردهاند.
معنای کرامت: در کتاب لغت مصباح المنیر ذیل ماده «کَرَم» آمده: کرم الشی کرماً ای نَفُسَ و عزّ، کرامت شی نفیس و عزیز شدن آن است. در مفردات راغب در ذیل همین واژه میخوانیم:
زمانی که «کرم» را برای توصیف خداوند تبارک و تعالی به کار میبریم، اسمی است برای احسان و انعام که از او صادر میشود چنانکه در آیه شریفه فرموده است: «فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ» ولی هنگامی که آن را برای توصیف انسان به کار میبریم اسمی است که برای اخلاق و اعمال نیکو که از وی بر میآید چه اینکه اگر چنین اعمالی از انسان صادر نشود به او کریم گفته نمیشود.
کرامت انسانی از منظر امام زمان(عج)
از جمله خصوصیات و ویژگیهای زمانه قبل از ظهور انحطاط انسانیت و لگدمال شدن کرامت انسانی است. انسان در این دوره شرافت خود را از دست خواهد داد و حقوق بشر زیر چکمههای نظام سلطه حاکم بر جهان نابود خواهد شد.
انسان از مسیر اصلی خود که همان رسیدن به کمال مطلق و دست یابی به قلههای انسانی و ملکات اخلاقی به بیراهه فساد و تباهی منحرف خواهد شد. با توجه به این بحث آنچه برای حضرت ولی عصر(عج) در درجه او اهمیت قرار دارد نجات انسان از ورطه سقوط و رساندن او به کمالات و ارزشهای انسانی است.
از آنجایی که امام عصر(عج) متولی حاکم کردن معارف قرآن و احیای سنت پیامبر و ائمه اطهار(ع) میباشد و کرامت انسان از هم قرآن مقدس و هم در سنت مطهر از تأئیدات اعجاب انگیزی برخوردار است بنابراین انسان در نزد حضرت از ارزش و جایگاه والا و بالایی برخوردار میباشد و امام زمان خود را ملزم به تبعیت و احیای سنت معصومین میداند. در روایتی از پیامبر(ع)نقل شده است که حضرت فرمود:
المهدی یقفُو اثری لا یَخَطی؛
مهدی روش مرا دنبال میکند و هرگز از روش من بیرون نمیرود.
باز از حضرت نقل شده است:یخرج رجلٌ من اهل بیتی و یعمل سنتی؛
مردی از اهل بیت من قیام میکند و به سنت من عمل مینماید.
در روایت دیگری پیامبر(ع)میفرماید:المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خلقا؛
مهدی(عج) از فرزندان من است کنیه او کنیه من است او شبیهترین مردم به من از حیث ظاهری و اخلاقی است.
با توجه به این چند روایت پیشگفته تقید حضرت ولی عصر(عج) به سیره و روش جد بزرگوارش کاملاً مشخص گردید در مبحث کرامت انسانی نیز امام(عج) کاملاً در مسیر پیامبر گام خواهد برداشت پیامبر اعظم(ع)انسان را اشرف موجودات جهان میداند و بر حفظ عزت و کرامت انسان برخویش و بر دیگران تأکید میکند.
از منظر پیامبر(ع)انسان مجاز نیست که ذلت بپذیرد و گوهر کرامتش را منکوب نماید و آنگاه که از روی میل و رغبت ذلت وخواری را بپذیرد از حوزه پیروی اهل بیت(ع) خارج خواهد شد، چه اینکه پیامبر(ع)میفرماید:من اقرّ بالذُّل طائعاً فلیس منا اهل البیت؛
اگر کسی از روی اختیار ذلت را پذیرا باشد از ما اهل بیت نیست.
پیامبر برای انسان دو گونه کرامت تصور میکنند اول: کرامت ذاتی، این قسم اشاره به طنیت پاک فطری انسان دارد و همه انسانها مادامی که با اختیار خود به جهت ارتکاب به خیانت و جنایت آن کرامت را از خود سلب نکنند از این صفت برخوردارند به عبارت اُِخری پیامبر برای انسان بما هو انسان یک ارزش ذاتی قایل هستند. ایشان در روایتی میفرماید:
لیس شی خیراً من الف مثله الاّ الانسان؛
هیج چیزی نیست که از هزار همتای خود بهتر باشد مگر انسان.
همچنین در حدیث دیگر میفرماید:ما شی اکرم علی الله من ابن آدم؛
هیچ چیزی نزد خداوند گرامیتر از فرزند آدم نیست.
دوم: کرامت اکتسابی:
از یک رهیافت دیگر، حضرت رسول(ع)یک نوع خاصی از کرامت را برای انسان بماهو مؤمن قایل هستند که یک کرامت اکتسابی و ارزشی است. انسانی که خود را در مسیر عبودیت و بندگی قرار دهد و در مسیر سیر الی الله حرکت نماید واجد این کرامت خواهد شد و در زمره مکرمین عندالله قرار خواهد گرفت.
پیامبر(ع)میفرماید:مثل المؤمن عندالله کمثل ملک مقرقب و ان المؤمن عندالله عزوجل اعظم من الملک؛
مثل انسان مؤمن نزد خداوند مثل فرشته مقرب الهی است و مؤمن نزد خداوند عزوجل با ارزشتر از فرشته است.
بنابراین دیدگاه حضرت ولی عصر(عج) به انسان و جایگاه و منزلت کرامت و شرافت انسانی دقیقاً مطابق با همان مشی و روش پیامبر پیرامون این بحث است که پیرامون این مطلب در صفحات بعدی بیشتر خواهیم پرداخت.
کرامت انسانی در حکومت امام زمان(عج)
حکومت را از نظر لغوی میتوان، مدیریت و هدایت هوشمند جامعه انسانی دانست به عبارت دیگر مردم یک جامعه یا یک قوم به این دلیل به حکومت کردن مینهند که امنیت جامع و کامل میطلبند و آن را در وجود یک حکومت برخاسته از خود جستجو میکنند و به همین دلیل حکومت نماینده جامعه و هویتبخش آن است.
حکومت در هر جامعه در حقیقت شرافت آن جامعه را معرفی مینماید. بین کرامت انسانی و حکومت، یک تعامل دو سویه برقرار است هر جامعهای که در آن حکومت برپا میشود یک نوع نگاه خاصی به انسان دارد و در بحث «انسانشناسی» از یک متولوژی و روش خاصی پیروی میکند، و این نگاه در محتوی و شکل حکومت تأثیر مستقیم دارد به عبارت دیگر اساس حکومتها مبتنی بر تئوری «انسانشناسانه» آنهاست.
به عنوان مثال اندیشهای که بر اساس «اومانیسم» شکل گرفته و قایل به اصالت لذت است یک نوع مدل حکومتی معرفی میکند و نظریهای که بر پایه خدا محوری انسان و غایتمندی او به سوی معنویت و عبودیت منظم شده نوع متفاوتی از حکومت را ارائه میدهد.
از سوی دیگر حکومت نیز در رشد و تعالی کرامت انسانی نقش بسزایی ایفاء میکند و یکی از تأثیر گذارترین ابزارهای در این مقوله محسوب میشود. حکومتی که ارتقاء کرامت انسانی را رسالت خود میداند و در این مسیر قدم بر میدارد در به تعالی رساندن انسان تفاوت اساسی با حکومتی دارد که خود را مقید به این امور نمیداند و در حقیقت منزلت انسانی در این دو نوع حکومت در دو مسیر متفاوت او هم قرار میگیرند.
حکومت در دیدگاه امام مهدی(عج) حکومت و دولت کریمه است چه اینکه در دعای افتتاح میخوانیم:
اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله.
حکومتی که ایشان بنا میکند بر اساس کرامت انسانی است پس حکومت مهدی(عج) کریم است چون بر اساس انسان کریم بنا شده است. بر همین اساس حکومت مهدوی به دنبال شکوفایی کرامت انسانی و تجلی اخلاق الهی در جامعه است و در پی آزادگی انسان (آزادی از درون و بیرون) است نه آزادی انسان (آزادی از برون به تنهایی) به همین دلیل حکومت امام زمان(عج) دولتی اخلاقی است که بر اساس تقوا بنا شده است و پیشرفت و ترقی در آن جامعه به معنای عمران و آبادی است که بر اساس حیات طیبه انسانی پایهگذاری شده است.
در حکومت مهدوی چون مبنا و معیار اخلاق و کرامت انسانی است با فقر و بیعدالتی و تبعیض سرسازگاری ندارد. چون بیعدالتی کرامت انسان فقیر و غنی هر دو را از بین میبرد. قیومتپرستی و ملیگرایی منفی با حکومت مهدوی ارتباطی ندارد، چون قیومتپرستی و ملیگرایی منفی به طرد دیگر انسانها میپردازد و اخلاق را شامل خود و بیاخلاقی را شامل نصیب دیگر ملتها میداند و کرامت ملت خود را حفظ و پلیدترین اقدامات را شامل دیگر ملل مینماید.
حکومت مهدوی حکومت صلح و دوستی است و اگر از ابزار جهاد و خشونت مقدس استفاده مینماید. در حقیقت مسیری است برای از بین بردن موانع کرامت انسانی انسانها و مکانیزمی برای رساندن انسان به نقطه اوج شرافت و آزادگی محسوب میشود.
حکومت معنایی است که بر معنویت بنا میشود و عدالت و آزادی را برای استقرار معنویت میطلبد و از این زاویه به دانش بشری مینگرد. دانش بشریای مورد تأیید حکومت مهدوی است که خدمت به انسان را در درون خود دارد نه حکومت بر انسان پس به دانش بصورت بومی مینگرد به عبارت دیگر یک نگاه فرهنگی به علم و دانش دارد که در خدمت مردم قرار میگیرد.
پس «دانش زندگی محور» را دنبال میکند که به کرامت دنیوی ارج میدهد و بر اساس کرامت انسانی دانش خود را توسعه و بسط خواهد داد. حضرت مهدی(عج) ملاک برتری و کرامت انسانی را به فضیلت و تقوی میداند و این اصل را در روش و منش و بینش خود کاملاً رعایت خواهد کرد.
حضرت ملاکات نهادینه شد در جاهلیت مدرن را باطل اعلام خواهد نمود و بر این مطلب تأکید مینماید که آنچه باعث اوج و کرامت انسان است فقط و فقط تقوی است و لاغیر.
امام مهدی(عج) در حکومت جهانی خود انحرافها و کجیهای انسان را به صراط مستقیم هدایت خواهد کرد آری در سایه تربیت مهدوی، فطرتها بیدار میگردد و نیازهای حقیقی و واقعی انسانها مجال بروز پیدا میکند انسانها به دنبال پاسخگویی به ندای فطرت الهی خواهند بود و آرزوهای دروغین و خواهشهای پوچ کمرنگ میشود. امام باقر(ع) میفرماید:
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست خود را بر سر بندگان مینهد و سبب آن عقلهای انسان کامل میگردد و اخلاق آدمیان به تکامل میرسد.
این به این مطلب اشاره دارد که حکومت امام زمان(عج) آنچنان محیط را مساعد خواهد نمود که حکومت را فراهم خواهد کرد که انسان به بالاترین درجه عقلانیت برسد و براستی تکامل انسان در مسیر عقلانیت و وصول انسان به عقل فطری و عملی چیزی جزء رسیدن انسان به کرامت و شرافت ذاتی انسانی نیست و حکومت مهدوی هدفی جزء این ندارد که رفیعترین اهداف محسوب میگردد. در حقیقت در حیات مهدوی جایی برای کنیه و دشمنی نمیماند را انسانها به کرامت عالی خواهند رسید. امام علی(ع) در این زمینه میفرمایند:
و لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد؛
چون قائم ما قیام کند کینه از دلها بیرون میرود.
در حکومت حضرت ولی عصر برکات الهی به منتها درجه اوج خواهد رسید و اخلاق انسانی به در مسیر ترقی و تکامل قدم خواهد برداشت و چون مبنای حکومت و نگاه حکومت حضرت به انسان یک نگاه کاملاً کریمانه مبتنی بر حفظ حرمت انسانی و شرافت والای آدمی است، انسانها نیز در این حکومت در این مسیر قدم خواهند برداشت امیرمؤمنان میفرماید:
هنگامی که حضرت قائم قیام کند، آسمان باران خود را فرو میفرست و هر گونه کنیه و عداوت از دلهای بندگان نسبت به همدیگر برطرف میشود به گونهای که یک زن از عراق تا به شام جز به سبزهزار قدم نمینهد.
با توجه به طرح این مباحث میتوان نتیجه گرفت که امام زمان(عج) با تکیه بر سنت و سیره پیامبر(ع)و سایر ائمه معصومین حکومتی بر پا خواهد کرد که در این حکومت به هیچ انسان محترمی ظلم نشود و هیچ گونه حرمت شکنی به انسانها مجاز نباشد اگر چه آن انسان دشمن باشد، انسان در این حکومت حقوقش، حریمش، شرافت و کرامتش محفوظ است و مورد تکریم و احترام میباشد. از این روایت حضرت امیر(ع) جایگاه انسان در حکومت مهدوی مشخص میشود:
در زمان حضرت مهدی بده کاری نخواهد ماند مگر آنکه بدهی او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقی به گردن و ذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق باز خواهد گرداند. کسی کشته نمیشود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت.
دولت مهدوی(عج) دولت احیای آدمیان است، آن حضرت با حاکم کردن دین حق، مردمان را زنده میکند. شیخ صدوق به اسناد خود از عبدالرحمن بن سلیط از حضرت امام حسین(ع) روایت کرده است که حضرت سیدالشهداء(ع) فرمود:
از خاندان ما دوازده هدایتگر است که نخستین ایشان امام علی است و آخرینشان نهمین فرزند من است و او قیامکننده به حق است زمین (اهل آن) را پس زا مردن زنده میکند و دین حق را بر همه ادیان چیره میگرداند.
در یک کلام در انقلاب حضرت مهدی(عج) رابطه انسان با خدا و با خود تحول اساسی مییابد یعنی انسان حقیقتاً بنده و خدا و فرمانبر او میشود و در پرتو خالص و ناب آن معلم و مربی الهی آموزش داده میشود و نیز رابطه انسان با خود و چگونگی درک و دریافت خود و کیفیت احساس از نفس خویش و نیروهای و استعدادهای درونی تحولی بنیادین مییابد و انسان به ارزش والای خویش و به جایگاه و منزلت رفیع انسانی خود دست مییابد.
مصادیق کرامت انسانی در حکومت مهدوی
پس از بیان این مقدمه و تبین جایگاه کرامت انسانی در حکومت حضرت ولی عصر(عج) در این قسمت به بیان مصادیقی خواهیم پرداخت که نمود عینی منزلت و شأن کرامت انسانی در حکومت جهانی مهدی موعود میباشد.
1. اجرای کامل مساوات و برادری
انسان در طول تاریخ بشریت به دنبال مساوات و برابری حقوق و رفع و نابودی مظاهر تبعیض و ظلم بوده است. آنچه به عنوان خود گمشده بشر تلقی میشود نهادینه کردن اصل برابری و برادری است.
مشکل اساسی انسان بخصوص در عصر قبل از ظهور منجی عالم بشریت مثله شدن حقوق انسانی و رسمی شدن نظام طبقاتی و به بازیچه گرفتن بحث حقوق بشر است نظام سلطه که ادامه حیات خود را در این مسیر جستجو میکند با تمام قوا به دنبال فربه کردن سرمایهداران و طبقه فرا دستان و مثله کردن مستمندان و طبقه فرو دستان است، اگر چه با ظاهری فریب کارانه خود را حامی حقوق انسانی و ناجی ملتها معرفی میکند البته این حنا نزد ملل تحت سلطه دیگر رنگی ندارد.
لذا با توجه به احساس این نیاز اساس انسان حضرت ولی عصر(عج) در حکومت جهانی خود در میان مردم به مساوات رفتار میکند و ملاک در برخورد با انسانها را انسانیت آنان میداند. به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمیشود و این همان سطح متعالی زندگی و رفاه عمومی است که زکات، مورد مصرف نداشته باشد در روایت چنین میخوانیم:
و سدی بین الناس حتی لاتری محتاجاً الی زکاة.
بنابراین از یک طرف حکومت جهانی امام زمان(عج) مساوات کامل را برقرار میکند به نحوی که پیامبر گرامی اسلام(ع)میفرماید:
به مهدی بشارتتان میدهم، او از میان امت من برانگیخته میشود ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال به نحو صحیح تقسیم میکند. مردی پرسید به نحو صحیح به چه معناست؟ فرمود: میان همه مساوی.
و امام باقر(ع) نیز میفرماید:امام قائم(عج) اموال را مساوی تقسیم میکند و میان همة مردم چه نیکوکار و چه بدکار به عدالت رفتار مینماید.
اشاره امام باقر(ع) به رفتار کردن امام(عج) به عدالت میان نیکوکار و بدکار تأیید این مطلب است که نگاه امام عصر(عج) به انسان نگاه کرامت محورانه و کریمانه است و انسان اگر چه بدکار هم باشد باید با او به عدالت رفتار کرد و از طرف دیگر مردم و انسانها نیز با آموزش و پرورش مهدوی از آن چنان تربیت والا آرمانی برخوردار میشوند که دیگر مرزی میان مالکیتها و محدودیتها باقی نماند و روابط اجتماعی بر اصل یاری رساندن و مواساة و دیگر خواهی استوار میگردد.
و دلبستگی به مال و مال اندوزی رنگ میبازد و اصل اخوت و برادری و تعهد و مسئولیت، اصل ضابطه در روابط میشود امام علی(ع) در این باره میفرماید:
ای نوف آیا میدانی شیعه من چه کسانی هستند؟ گفت نه به خدا قسم، امام فرمود: شیعه من در اموال خود دیگران را شریک میگرداند و آن در راه خدا به دیگران میبخشد. ای نوف درهمی و درهمی (درهمی برای خود و درهمی برای دیگران) جامهای و جامهای (جامهای بر خود و جامهای برای دیگران) و گرنه، نه (و الاّ شیعه من نمیباشند).
امام باقر(ع) نیز دربارة برادری در عصر ظهور میفرماید:اذا قام القائم جائت المزامله و یأتی الرجل الی کس اخیه فیأخذ لامنعه؛
هنگامی که امام قائم قیام کند، رفاقت و دولتی خالصانه (در میان مردم) رایج میگردد و اگر مردی دست در جیب برادرش فرو برد و به اندازه نیازش بردارد، برادرش او را منع نمیکند.
انبوهی از روایات بیانگر این واقعیت است که آینده جهان و حرکت آخرین تاریخ بشریت به سویی میرود که جهان پر از ظلم و جور و تباهی، با قیام منجی بشریت از ستمها پاک و مملو از عدل و داد خواهد گشت و این سنت الهی است حدیث معروف نبوی(ع) «یملا الله الارض به قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً» که از طریق عامه و خاصه در کتب زیادی نقل شده و متواتر یا نزدیک به تواتر است.
حضرت تعبیر به پرشدن زمین از قسط و عدل میکند که با توجه به مفهوم دقیق این دو کلمه (قسط به معنای نفی هر گونه تبعیض و عدل به معنای نفی هرگونه تجاوز) ترسیم جالبی از وضع آن جامعهای آرمانی میکند.
عدل و داد نه در یک بُعد که در تام ابعاد از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و عقاید و از داخل خانهها گرفته تا مهمترین مراکز بینالمللی حاکم خواهد شد. و انسان تحت سلطه به منتهی درجه آرزویش که همان احیای عدل و حکمرانی بر اساس فصلت محوری انسانها است میرسد. امیرالمؤمنین در این مورد میفرماید:
... فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتاَبِ وَ السُّنَّةِ؛
او به هنگام قیام، عدالت و دادگری و روش پیامبر و سنت را که پیش از او مردهاند، زنده خواهد ساخت.
از وجود مبارک باقر العلوم آل محمد(ع)نیز نقل شده است:
اذا قام قائم اهل البیت قسم بالسویه و عدل فی الرعیه؛
در حکومت قیامکنندهای اهلبیت پیامبر قسط و عدل (به معنای عدم بیعیض در تقسیم بیتالمال و رعایت حقوق مردم) به طور کامل اجرا خواهد شد.
2. تعالی اخلاقی انسان در عصر ظهور
از جمله مشکلاتی که انسان به طور مستمر با آن دست به گیربان است وجود زمینههای انحراف از ارزشهای انسانی و سقوط در ورطه فساد و تباهی و گناه میباشد.
انسان در دوران قبل از ظهور حضرت ولی عصر آنچنان مست قدرت و ثروت است که لگدمال شدن ملکات اخلاقی و فضایل انسانی برای او دردآور و حساسیت برانگیز نمیباشد و اصولاً تعریف او از ارزش و فضیلت تفاوت ماهوی پیدا کرده است و فصیلت و ارزشی را در یک پارادیم استحاله شده جستجو میکند.
به عنوان مثال هر چند غرب در شناخت طبیعت و ماده به پیشرفتهای شگرفی نائل شده است، اما در شناخت حق از باطل و درک ارزشهای واقعی زندگی و حیات معقول توفیق زیادی نداشته است. دنیس گولت در این باره مینویسد:
نوینسازی به سادگی سؤالات مربوط به مفهوم نمایی تراژدی رنج و تجربه به انسانی را غیر مهم تلقی میکند. در جوامع مدرن افراد به دنبال کالاهی مادی در مسابقهای دشوار برای کسب مشاغل یا موفقیتهای اجتماعی بالاتر گرفتار میشوند. بنابراین چنین جوامعی عمدتاً از نظامهای عمیقتر معنایی تهی میکردند.
به این ترتیب چون هدف انسان از زندگی در چنین نظام معنایی، ایجاد رفاه بیشتر و رشد اقتصادی افزونتر و سودمندترین و لذتبخشترین انتخاب ممکن از میان ترجیحات مختلف است، از یاد خدا به طور سازماندهی شده غفلت میشود و مفهوم عاقل بودن و عقلانی عمل کردن هم بصورت عقلانیت فنی و ابزاری در میآید یعنی از بین ترجیحات مختلفی که برای شخص دربارة هر چیزی وجود دارد، کدام ترجیح و تمایل را انتخاب کند تا سود و لذتش حداکثر شود.
اما اینکه اینکار به چه نیت و قصدی انجام میشود و آیا ارزشهای انسانی در آن لحاظ میشود یا نه، مورد غفلت و بیاعتنایی قرار میگیرد و غیر مهم تلقی میگردد.
در حقیقت جوامع غربی پاسخ مناسبی برای بحثهایی ارزشی دربارة زندگی خوب ندارد، استاد علامه محمدتقی جعفری در این باره میگوید:
هیچ کس نمیتواند در این واقعیت تردید کند که از زمانی به نسبت طولانی تاکنون نه تنها مغرب زمین یک مکتب فلسفی و جهانبینی سیستماتیک به عرصة افکار بشری عرضه نکرده است بلکه حتی از بیان تعدادی مطالب عمیق و پرمعنی ولو به طور متفرقه سرباز زده است. در صورتی که بشر بدون درک اصول کلی ارتباطات چهار گانه (ارتباط انسان با خویشتن، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با جهان هستی و ارتباط انسان با همنوعان خود) توانایی تفسیر و توجیح اختیاری زندگی را ندارد.
حتی عدهای از اندیشمندان غربی معتقدند که اساساً نظام سرمایهداری غرب به خاطر اعتماد راسخ به اصالت خرد مایل نیست دربارة ارزشها پاسخی داشته باشد لستر تارو مینویسد:
سرمایهداری مبنایی ندارد که حتی از کسی بخواهد که خود برای خویش قید و بندی ایجاد کند مگر اینکه عمل کسی به طور مستقیم آزاری یا زیانی به کس دیگر برساند.
به هر تقدیر، اکنون جوامع توسع یافته با الهامات عمدهای در خصوص معنای زندگی خوب یا همان آرزوی قدیمی بشر برای سعادتمند شدن مواجهاند، در همین ارتباط یکی از ابهامات عمدهای که وجود دارد این است که آیا زندگی خوب به معنی برابری فرصتهاست یا برابری نتیجهها؟ در اکثر ملل توسعه یافته این بحث قدیمی هیچ گاه حل نشده است یک جنبه دیگر بحث ارزشی دربارة زندگی خوب، این است که آیا جوامع باید بیشتر برانگیزههای مادی تکیه کنند یا برانگیزههای اخلاقی؟ و دهها سؤال دیگر پیرامون این مسائل در غرب لاینخل و بدون جواب مانده اند.
به هر حال جوامع توسعه یافته یا ضعف حکمت معنوی و عقل عملی که ناشی از دوری از خدا و بیتقوایی نظاممنداست روبرو است اندیشمندان دلسوخته غربی خود به این ضعف اساسی پی بردهاند. دنیس گولت میگوید:
ما نیاز به حکمتی داریم که با علوم ما سنخیت داشته باشد حکمتی که دیدگاه وسیعتری را از هدفهای زندگی انسانی و تلاشهای انسانی ارائه نماید و برای فرموله کردن الگوی توسعه رهنمود بدهد.
اما آیا حکمت مورد ادعای گولت قابل حصول است و اگر چنین است آیا میتوان آن را آموخت و گسترش داد؟ قرآن کریم در آیه 29 سوره مبارکه انفال به این پرسش جواب میدهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا...»
ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر تقوای الهی پیشه کنید (و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید) خداوند برای شما وسیلهای برای جدایی حق از باطل قرار میدهد.
مفسرین میگویند این جمله کوتاه و پرمعنی یکی از مهمترین مسائل سرنوشتساز انسان را بیان کرده است و آن اینکه در مسیر راهی که انسان سوی پیروزیها میرود همیشه موانع و پرتگاهای وجود دارد که اگر آنها را به خوبی نبیند و نشناسد چنان سقوط میکند که اثری از او باقی نمیماند.
در اینجا دید و درک نیرومندی لازم است و نورانیت و روشنبینی فوقالعاده که آیه فوق میگوید این دید و درک ثمره درخت تقوی است.
فیالواقع مطلبی که حضرت ولی عصر(عج) در انقلاب جهانی خود به دنبال آن و در مسیر تحقق آن گام برمیدارد، قرار دادن انسان در مسیر تقوی و کسب مکارم اخلاقی و فضایل انسانی است تا به وسیله این امر انسان را به کرامت حقیقی برساند. حضرت امام خمینی با اشاره به این بُعد از رسالت امام زمان(عج) میفرماید:
تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست حتی نفوس اشخاص کامل هم در آنها انحرافاتی هست و او خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقائد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در تمام کارهایی که بشر میکند انحرافش معلوم است و ایشان (حضرت ولی عصر(عج)) مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند و به اعتدال که واقعاً صدق نکند.
این سخنان نشان میدهد که امام زمان(عج) در برنامة کاری خود از این نقطة زیر بنای و مهمتر همان انسان سازی و جهاد اکبر برای همه مردم است، شروع میکند، زیرا تا انسانها ساخته نشوند جامعه بنیاد صحیح نخواهد یافت.
در این زمینه با توجه به اینکه در حکومت جهانی امام(عج) نهادهای اجتماعی فاسد و شیطانی نیز از بین رفتهاند، بنابراین امکان تحقق این ایدهآل که تمام مفاسد ریشهکن شود و انسان به اوج ملکات ارزشی و فضائل انسانی و کرامت ذاتی برسد کاملاً قابل تصور است.
در آیات قرآن مجید آمده است که شیطان پس از رانده شدن از درگاه خدا از محضر مقدس ربوبی تقاضا کرد که عمر جاویدان (تا پایان دنیا) برای اغوای بنی آدم پیدا کند و گفت:
«رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»
خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده.
اما به او خطاب شد:«إِنَّكَ مِنْ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ».
از سوی دیگر در حالات امام مهدی(عج) چنین آمده است که «یوم الوقت المعلوم» زمان ظهور آن حضرت و برقراری حکومت عدل او میباشد. در روایتی چنین میخوانیم: در صحف ادریس پیامبر آمده است:
تو (شیطان) زمان معینی مهلت داده خواهی شد، تا زمانی که مقدر کردهایم زمین را از کفر و شرک و معاصی پاک کنم و برای آن روز بندگانی انتخاب کردهام که قلوبشان را برای ایمان آزمودهام من در آن روز تو (شیطان) و سواره و پیاده لشگرت را همگی نابود میکنم.
بدین ترتیب انحرافات اخلاقی نیز برطرف شده و گناهان و مفاسد اجتماعی فردی زمینة ظهور را نخواهد یافت و ناسازگاریهای اجتماعی که ریشه در کینهتوزی انسانها نسبت به یکدیگر دارد، تبدیل به صلح و صفا و محبت و تعاون میگردد و امنیت پایدار اجتماعی که ناشی از متمدن بودن و موحد بودن واقعی انسانهاست حاصل میگردد.
امام صادق(ع) پیرامون ویژگیهای آن عصر طلایی میفرماید:
و یجتمع الله الکلمه و یؤلف بین القلوب مختلفه و لایعصی الله عزوجل فی ارضه؛
[در آن عصر طلایی] خداوند وحدت کلمه پدید میآورد و افکار و قلوب ناسازگار را سازگار میکند و خداوند عزوجل در زمین معصیت نمیشود.
3. آزادی به مثابه کرامت انسانی در حکومت مهدوی(عج)
آزادی نعمتی بس عظیم است که از طرف خداوند قادر متعال به انسان ارزانی شده است و اساساً فضیلت انسان به اراده و آزادی اوست. مسلمانان در تاریخ خود، فراز و فرودهای فراوانی را در مسیر آزادی عقیده پشت سر گذاشتهاند.
فغ این بحث فقط صرف ادعا نمیباشد و از طرف مستشرقان به این مسئله اشاره شده است. جان دیون پورت پس از اشاره به شکنجهها و قتلهایی که به نام دین انجام گرفته میگوید:
با کمال اطمینان باید اعتراف شود که چنان جنگهای مهیب و فجیع و بلکه یک رشته جنگهای متوالی دینی، برای چهارده قرن جزء میان مسحیان در جای دیگر وجود نداشت و هیچگاه مللی که داغ باطله کفر بر آنها زده شده است یک قطره خون به بهانه دین و به دلیل مذهب نریختهاند.
آنچه از نعمق و تفکر در روایات استفاده میشود بلند مرتبگی بحث آزادی در حکومت مهدوی(عج) است. آزادی از نتایج باور به کرامت انسانی است به عبارت دیگر حکومتی که انسان در آن کریم است و شرافت انسانی از جایگاه و پایگاه بالا و والایی برخوردار است، آزادی انسان در زمره مهمترین مسائل آن حکومت جای میگیرد و حکومت امام زمان(عج) به تمام معنا این چنین نگاه و دیدگاه بی نسبت به انسان، کرامت آدمی و آزادی او دارد.
بر اساس اندیشه اسلامی آزادی مفاهیم متعددی دارد که براساس آنها به محورهای مختلف آزادی میتوان اشاره نمود. بنابراین مفهوم آزادی با توجه به شرایط عصر ظهور میتواند در اقسام ذیل خلاصه شود:
الف. آزادی از سلطه غیر: اصل اولیه در مورد ساختار وجودی انسان، رهایی و آزادی او از هر گونه سلطه دیگران بر اوست جز اینکه انسان وابستگی ذاتی به حضرت باری تعالی دارد از این رو انسان ذاتاً بنده و عبد حضرت حق بوده و در سلطه و سیطره اوست و چنانچه بنده این مقام و موقعیت خویش را نسبت به خدا بداند و بپذیرد به آزادی دست مییابد.
این گونه آزادی جزء اصلیترین رسالتها و اهداف امام عصر(عج) است و در عصر ظهور به مهمترین شکل ممکن محقق خواهد گشت.
اصولاً تمامی مساعی حضرت در پی تحقق این نوع آزادی است چه اینکه در آن عصر با تکامل عقول، ارشاد انسانها به صلاح و مصالحشان توسط مهدی موعود(عج) و با رهانیده شدن ایشان از قید و بند بتهای نفس و جاه و مقام، نافرمانیهای انسان در برابر خداوند به کاهش میگذارد و با جایگزین شدن شفتگی و محبت خداوند در دل او، تسلیم واقعی ذات باری تعالی میگردد.
در نتیجه آزادی واقعی و معنوی برای بشر به ارمغان خواهد آمد و با وجو این انسان از سلطه نظام زر و زور و تزویر متخلص خواهد شد و در این هنگام شکوفای کرامت انسانی متجلی خواهد گشت، پیامبر اعظم(ع)میفرماید:
(بالمهدی) یخرج ذل الرق من اعنافکم؛
به دست امام مهدی(عج) بندهای بردگی از گردن شما گشوده میشود.
ب. آزادی سیاسی: این گونه آزادی به معنای مشارکت همگان در تصمیم گیرهای سیاسی و به فعلیت رساندن زمامدار و حاکم جامعه است. در اسلام این نوع آزادی، جایگاه ویژهای دارد.
در عصر ظهور، امامت و حاکمیت سیاسی امام معصوم(ع) از ارکان اساسی حکومت جهانی مهدوی به شمار میآید و حق حاکمیت و رهبری جامعه به عهده امام معصوم است اما این بدین معنا نیست که انسانها نقش و مشارکتی در انتخاب گونه حکومت خویش نداشته باشند بلکه در حکومت حضرت آزادی سیاسی و نقش انسان در حکومت از یکی از اساسیترین پایههای جامعه مهدوی محسوب میگردد و تا اراده و خواست همگان و یا غالب امتها نباشد پیدا نمیکند و به طور کلی شرط اساسی ظهور آن منجی مصلح و تشکیل حکومت دینی، مشارکت عمومی انسانهاست که در آن عصر همگان آزادانه حکومت دینی امام عصر را خواهند پذیرفت.
وجود مسئله بیعت یاران امام عصر با حضرت از دلایل وجود این آزادی است چه اینکه یاران و محبان ایشان با کمال میل و از روی رغبت با امام خویش بیعت میکنند کما اینکه بعضی از افراد هم بیعت نمیکنند، امام علی(ع) میفرماید:
مهدی امت خطاب به یارانش چنین میگوید: من به کاری دست نمیزنم، مگر آنکه شما با من شرایطی بیعت کنید و بر آن پایبند باشید و چیزی از آن تغییر بدهید، من نیز هشت چیز را متعهد میشوم. یارانش در پاسخ امام(ع) همگی میگویند:
ما به طور کامل تسلیم و از تو پیروی میکنیم و هر شرطی را که قرار دهید میپذیریم امام در پاسخ میفرماید: اگر به این شرایط پای بند شوید و رفتار کنید بر من واجب است که جز شما را به عنوان یاور برگزینیم.
در این روایت امام زمان(عج) شرط پذیرش پیروان خود را منوط قبول بیعت میکند و اصولاً در بیعت زور و اجبار جایگاهی ندارد و افراد با آزادی تمام و با طیب نفس کامل به امر بیعت مبادرت میورزند و این نشان دهنده احترام اسلام به انسان و شرافت و آزادی اوست.
طبق نقل روایات و شواهد تاریخی در حکومت امام علی(ع) نیز بیعت به طور آزادانه انجام شد. در منابع از محمد حنیفه نقل شده است: پس از کشته شدن عثمان اصحاب نزد پدرم آمدند و گفتند: ما خواهان بیعت با شما هستیم اما ابتدا استنکاف نمود اما با اصرار فراوان مردم، حضرت فرمود بیعت نمیتواند پنهانی باشد و باید در مسجد انجام شود.
مردم گروه گروه بیعت کردند. سعدبن ابی وقاص گفت: بعداً بیعت میکنم و کسی متعرض او نشد. از انصار گروهی اندک از عثمانیه چون کعب بن مالک و تنی چند از بهرهمندان جوان نعمت عثمان مانند عبدالله بن عمر بیعت نکردند و کسی متعرض آنان نشد.
بنابراین مشارکت فعال و حضور گسترده مردمی در سایه آزادی سیاسی در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) یکی از ویژگیهای آشکار حکومت آن حضرت میباشد. با آنکه دنیای مدرن در پی گسترش مشارکت سیاسی فعال بوده است، اما در صفحه عمل در دنیای لیبرال موکراسی امروز نیز فرد عملاً تحت تأثیر تبلیغات و گروههای فشار و نیز طبقه مسلط و سرمایهدار جامعه قرار دارد که به شیوههای مختلفی تلاش دارند رفتار او را با ذهنیتسازی و تبلیغات خویش به نفع خود جهت داده و مشارکت او را در عمل به خاطر چنین محدودیتها و تأثیر گذاری صاحبات زر و زور و تزویر به افکار عمومی مشارکت سیاسی چندان آگاهانه نیست.
در حکومت عدل مهدوی انسانها با آگاهی و مسؤلیت اجتماعی مبتنی بر آزادی و کرامت محوری در فرایند سیاسی مشارکت خواهند کرد. در دیدگاه اسلامی همانطور که متذکر شدیم تضمین مشارکت سیاسی فعال از راه بیعت و همراهی با امامی معصوم و آگاه و عادلی خواهد بود که با رهبری خود زمینه بهترین انتخاب را برای افراد در جامعه پدید خواهد آورد.
بیعت با امام معصوم(ع) نه از سر روابطه ناآگاهانه و تبعیت کور، بلکه به عنوان یک وظیفه ومسؤلیت الهی و البته کاملاً آگاهانه و به طور آزاد منشانه و انتخاب شه خواه بود از این رو مشارکت سیاسی بر آزادی که نشان دهند تکریم انسان و ارج نهادن به جلوههای کرامتی انسان است در جامعه مهدوی مشارکت فعال متعهدانه خواهد بود برخلاف مشارکت نظامهای لیبرال دموکراسی که مبتنی بر آزادی افسار گسیخته است و تنها هدف آنها منافع مادی میباشد مشارکت عصر ظهور مشارکتی مسؤلانه خواهد بود.
ج. آزادی اجتماعی: وجود آزادی اجتماعی در هر جامعهای متضمن بقای حیات معنوی و مادی آن جامعه محسوب میگردد. اگر انسانها در محیط زندگی خود احساس آزادی نمایند و به این حس برسند که سایه خودکامگی و استبداد ظهور و نمودی در حاکمیت سیاسی جامعه ندارد روح اطاعتپذیری و دلدادگی به حکومت نیز دو چندان افزایش خواهد یافت.
در حکومت جهانی مهدوی انسانها شاهد این چنین جامعهای هستند که آزادیهای بنیادین و اصیل در عرصه اجتماعی نهادینه خواهد شد و انسانها با زندگی در این محیط به کرامت حقیقی خواهند رسید. البته باید توجه داشت که معنای وجود آزادی اجتماعی در حکوکت مهدوی(عج) بدین معنا و مفهوم نیست که انسان هر کاری که بخواهد میتواند انجام دهد و هیچ گونه رادع و مانعی پیش روی او در انجام افعال وجود نداشته باشد.
اصولاً یکی از اهداف مهم و استراتژیک حضرت ولی عصر مبارزه با آزادی به معنای اباحیگیری و بیبند و باری است که بدین وسیله انسان را از ورطة فساد و تباهی نجات بدهد و به در مسیر کرامت و شرافت قرار دهد. با توجه به تشکیل حکومت جهان شمول اسلامی و همچنین ضرورت اجرای قوانین الهی به شکل گسترده در این عصر، آزادیهای اجتماعی در حیطه شریعت اسلام محدود میگردد زیرا اولاً از دیدگاه اسلام آزادی تا جایی مقدور است که به حقوق دیگران تجاوز نشود و با آنها در تزاحم نباشد و از آنجا که تحقق حکومتی عادلانه تنها با رعایت حقوق همگان و اجابت دادخواهی مظلومان و قضاوتهای عادلانه و اصل مساوات در همه عرصهها میسر میشود کمتر کسی در این عصر از رعایت حقوق بندگان خدا و تلاش برای هم زیستی با آنان کوتاهی میکند.
از آن روی که این کوتاهیها با قاطعیت و سازش ناپذیری حکومت عدل مهدی روبه رو خواهد شد. در روایتی این چنین آمده است: امام زمان(عج) مظالم بندگان خود را با آنان رد میکند ولو در جاهای دست یافتنی باشند.
همچنین علامه مجلسی در روایتی نقل میکند:یقام حدودالله فی خلقه؛
امام عصر حدود الهی را در جامعه اقامه و احیاء خواهد نمود و حتی مکانهایی که از مصادیق ظلم به دیگران به شمار میرود، هر چند مقدس هم باشد نابود و ویران خواهد شد.
قال الباقر(ع):اذا قام القائم ... یهدم کل مسجد علی الطریق.
ثانیاً آزادی باید با نظام و قانون شریعت اسلامی سازگار باشد و در صورت عدم سازگاری در هر شرایطی با قانون شکنان برخورد خواهد شد. لذا کمتر کسی در ظاهر جرأت انجام فسوق را دارد. بنابراین حضرت و کارگران ایشان با اقسام این گونه آزادی همانند آزادی جنسی و بیبند و باری شهوات آزادی سنتهای اجتماعی غلط و ناپسند و ... برخور قاطع خواهند کرد. امام صادق(ع) میفرماید:
هنگامی که حضرت مهدی(عج) قیام کنند پیرمرد زناکار را اعدام میکند و کسی که مانع زکات شود به قتل میرساند.
و امام زمان(عج) با این شیوه یعنی حمایت از آزادیهای مشروع و مطابق با فطرت انسانی و مبارزه قاطع و خالی از هر گونه سستی و اهمالکاری با آزادیهای نامشروع و مخالف طینت آدمی، آزادگی را به انسان هدیه میدهد و این کوششی است از طرف آن حضرت برای رساندن انسان به قله کرامت و متصل کردن او به فضایل و ارزشهای الهی که مواقع انسان دوران قبل از ظهور تشنه این چنین عنایاتی است.
4. جایگاه زن نمونهای از کرامت انسانی در حکومت مهدوی(عج)
اندیشه ناب اسلامی به انسان بودن زن ومرد در آفرینش از دیدگاهی واحد مینگرد و هر دو را به تحرک و سازندگی فرا میخواند و مسؤلیت انحراف از مسیر را یکسان به دوش هر دو میگذارد و بر اساس اصل تکامل انسانی، نقشها و مسؤلیتها را بین آن دو تقسیم میکند تا با تعامل ارزشها بین زن و مرد، ویژگیهای انسانی در سطح تکامل نقشها و مسؤلیتها به یگانگی و انجام برسد.
رفتار غیرانسانی مردم جاهلیت پیش از اسلام با زنان و دختران چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. در آن روزگار زن یک کالای بیارزشی شناخته میشد و در بازار برده فروشان عرضه میگشت. دختران به بدترین شیوه زنده به گور میشدند و زنان در شدیدترین قید وبندها بدترین روزها را سپری میکردند و هیچ اراده و اختیاری نداشتند.
در چنین عصری پیامبر رحمت به دستور پروردگار با رقه امید و چراغ زندگی در دلهای مأیوس آن ستمدیدگان روشن ساخت و پیوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افکار جاهلیت و باز گرداندن شخصیت به زنان سعی وافر نمود.
و به آنها عزت و احترام بخشید. اما اکنون در دوران به اصطلاح مدرنیسم هستیم. جاهلیت مدرن دوباره زن را از اصالت حقیقیاش خارج کرده و به بهانههای واهی مثل آزادی زن، تساوی زن و مرد، حمایت از حقوق زنان یا ترویج نظریههای فمنیستی زن را از مسیر انسانیت منحرف کردهاند، لذا ارتقای ارزش زن و تبین و نهادینه کردن اصالت واقعی زن در حکومت مهدوی از برنامههای مهم حکومتی ایشان شمرده شده است.
نگاه حکومت حضرت به زن نگاه کریمانه است و از حیثیت انسانی تفاوتی بین زن و مرد قائل نمیباشد و پلههای ترقی در عرصه معنویت و اجتماع همانطور که برای مردان مهیا است برای زنان نیز آماده خواهد بود و به علت اینکه مبنای نگاه امام زمان به زن کرامت انسانی است پس تفاوتی بین زن و مرد در مقوله انسانیت قائل نیست.
حال سزاوار است بدانیم زنان در حکومت قائم آل محمد(ع)چه جایگاهی دارند، چه کسانی هستند، چند نفرند، از کجا میآیند و چه مسؤلیتی بر عهده دارند بر اساس برخی از روایات حضور و نقش این زنان از نظر زمان و موقعیت به سه گونه تقسیم میشود.
الف. حضور پنجاه زن در بین یاران امام زمان(عج)
اولین گروه از زنانی که به محضر امام(عج) میشتابند آنهایند که در آن ایام میزیستهاند و همانند دیگر یاران امام به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت حضرت میرسند، در این زمینه دو روایت وجود دارد روایت اول: امسلمه ضمن حدیثی درباره علائم ظهور، از پیامبر روایت کرده است که فرمود:
یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الوارده المتفرقه حتی یجتمع الیه ثلاث مأه و اربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر علی کل جبار و ابن جبار؛
در آن هنگام پناهندهای به حرم امن الهی پناه میآورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم میبرند به سوی او جمع میشوند تا اینکه نزد آن حضرت سیصد و سیزده نفر گرد آمده که برخی از آنان زن میباشند که بر هر ستمگر و ستمگرزادهای پیروز میشود.
دوم: جابربن یزید جعفی ضمن حدیث مفصلی از امام باقر(ع) در بیان برخی نشانههای ظهور نقل کرده است که:
یحیی و الیه ثلاث ماة و یضعه عشر رجلاً فیهم خمسون امراة؛
به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر میآیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند.
ب. زنان آسمانی
دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر(عج) در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی(ع) به زمین میآیند. از پیامبر اعظم(ع)روایت شده که حضرت میفرماید:
ینزل عیسیبن مریم علی ثمان ماة رجل و اربع مائة امراه خیار من علی الارض و اصلاح من مفی؛
حضرت عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایستهترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد.
ج. رجعت زنان در عصر ظهور
در منابع اسلامی نام سیزده زن یاد میشود که به هنگام ظهور قائم آل محمد(ع)زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان به مداوای مجروحان جنگی وسرپرستی بیماران خواهند پرداخت. از مضفل بن عمر روایت شده که امام صادق(ع) فرمود:
همراه قائم(عج) سیزده زن خواهند بود، گفتم آنها را برای چه کاری میخواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پراخته، سرپرستی بیماران را به عهده خواهند، عرض کردم نام آنه را بفرمایید فرمود: قنواء دختر رشیر هجری، امایمن، حبابه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمّسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه و ام خالد جهنیه.
با توجه، تعمق و تأمل در این روایات و احادیث مشابهای چنین بدست میآید که زنان در حکومت مهدوی(عج) از جایگاه و پایگاه شایسته و بایسته برخوردارند از منظر حضرت ولی عصر(عج) نگاه حنسیتی به انسان امری کاملاً غلط و غیر منطقی است و انسان بماهو انسان فراغ از زن بودن یا مرد بودن توان رسیدن به مراتب بالا و والای معنویت، علم، فعالیتهای اجتماعی را دارا میباشند،
البته این نکته مخفی نماند که بعضی از امور هستند که زنان به لحاظ توانایی جسمی و حساسیت بالایی آن امر که باید بدور از هرگونه احساس و عاطفه باشد، توانایی لازم پرداختن به آن امر را ندارد و این مسئله هیچ گونه نقصی بر آنان محسوب نمیشود. بنابراین اهمیت و ارج نهادن به زن و مقام او در حکومت مهدوی(عج) دلیلی دیگر بر این بحث است که حضرت نگاه کرامت محورانه به انسان داد.
5. نفی تبعیض نژادی در حکومت مهدوی(عج)
از جمله مصائب و مشکلاتی که بشر همواره به آن دست به گریبان بوده وجود تبعیض نژادی است. اساساً اسلام و روح توحید ناب با اعمال تبعیض نژادی و مبنا قرار دادن قبیله، شهرت و ملیت در واگذاری مناصب و امتیازات به شدت مخالف است قرآن کریم با بیان شیوا و رسا ملاک برتری افراد را تقوی میداند و برای مسائل مادی، نژادی و قوی شأنیت و جایگاهی قائل نیست.
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».
آنچه ما در حکومت نبوی(ع)و علوی(ع) شاهد هستیم تبعیت کامل از این اصل است وجود افراد مختلف از ملل گوناگون حول شمع وجود نبی مکرم اسلام(ع)همچون بلال حبشی، سلمان فارسی، صهیب رومی، ابوذر غفاری، نشان از این دارد که ملاک انتخاب و گزینش اصحاب نزد حضرت رسول(ع)تقوا، معنویت و لیاقت آنان است و لاغیر و ملیت و وابستگی قوی آنان دخلی در این امر ندارد.
جانبداری حضرت امیر(ع) از تازه مسلمانان ایرانی که در حکومت خلفاء مورد تبعیض نژادی و ظلم واقع میشدند. بیانگر این مطلب است که آنچه برای حضرت مهم است کرامت انسانی انسانهاست نه عرب یا عجم بودن آنها و همین مشی و شیوه امام علی(ع) بود که ایرانیان را شیفته و واله ایشان نمود که در حقیقت بذر محبت و ولایت امیرالمؤمنین در دل ایرانیان از همین جا شروع به رشد و نمو کرد و باعث شد تشیع در ایران مستحکم و قوی گردد.
از آنجای که الگوی و مبنای حکومت مهدوی(عج) بر اساس حکومت نبوی و علوی خواهد و امام عصر(عج) خود را ملزم به سیر در این مسیر میداند، انتخاب کارگزاران و اصحاب توسط ایشان بر مبنای تقوا و کرامت انسانی است که هیچ گونه تبعیض نژادی و قیومت محوری و ملیت پرستی منفی در حکومت حضرت ولی عصر(عج) وجود ندارد.
نیروهای حضرت از ملیتهای گوناگونی تشکیل میشوند. در روایات سخنان گوناگونی در این باره وجود دارد. گاه از عجمها به عنوان سپاهیان حضرت نام میبرند که غیر عرب را در بر میگیرد. برخی روایات نام شهرها و کشورها را ذکر میکنند که سپاهیان از آنجا به یاری امام(عج) میشتابند. از جمله ملیتهای که نام آنها در روایات وارد شده ایرانیان است امام باقر(ع) میفرماید:
نیروهایی با پرچمهای سیاه که از خراسان قیام کردهاند در کوفه فرود میآیند و با حضرت مهدی بیعت میکنند.
همچنین در روایتی امیرمؤمنان(ع) میفرماید:خوشا به حال طالقان، زیرا خداوند در آنجا گنجهایی دارد که از جنس طلا و نقره نیستند، بلکه مردانی مؤمن هستند که خداوند را به حق شناختهاند و آنان یاوران حضرت مهدی(عج) در آخر الزمان میباشند.
در برخی از احادیث اشاره به وجود اعراب در سپاه حضرت ولی عصر(عج) دارد امام باقر(ع) میفرماید:سیصد و سیزده نفر، به عدد یاران جنگ بدر در میان رکن و مقام با حضرت مهدی(عج) بیعت میکنند، در میان آنان بزرگانی از مردم مصر و نیکانی از شام و خوبانی از مردم عراق به چشم میخورد.
همچنین وجود پیراوان ادیان گوناگون در حکومت و سپاه امام زمان(عج) در برخی روایات تصریح شده است مفصلبن عمر نقل میکند که امام صادق(ع) فرمود:
هنگامی که قائم آل محمد(ع)ظهور کند، تعدادی از پشت کعبه، بیرون میآیند که عبارتند از بیست و هفت نفر از قوم موسی، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی، مؤمن آل فرعون سلمان فارسی، ابادجانه انصاری و مالک اشتر.
از مجموع این روایات فهمیده میشود که حضرت مهدی(عج) در سراسر جهان لشکریان و پایگاههایی به طور آماده دارد که به هنگام ظهور وارد پیکار میشوند و برخی از آنان نیز در غالب رجعت که از مسلمات اعتقادات شیعه است به دنیا باز خواهند گشت.
بنابراین آنچه از این روایات استنباط میگردد رعایت اصل شایسته سالاری بر مبنای کرامت انسانی در انتخاب کارگزاران و سپاهیان در حکومت مهدوی است و نه بر اساس ملیتی خاص و نگاهی ویژه.
نتیجه
انسان موجودی است که فطرتاً به دنبال کمال مطلق است و کمالجویی در ذات انسان نهادینه شده است آنچه انسان امروز به آن سر در گریبان است غلط انگاشتن نقطه نهایی کمال است.
اگرچه انسان میخواهد خود را به کمال و قله اوج هستی برساند اما در این سیر این مسیر و طی این طریق با موانع و مشکلاتی روبرو است که باعث انحراف از خط اصلی و صراط مستقیم میگردد.
از جمله تبعات و آثار این انحراف سقوط انسان در ورطه فساد، خودخواهی و تباهی است که باعث منکوبشدن کرامت آدمی و حیثیت انسانی میگردد. اگر نگاهی به وضعیت امروز دنیای به اصطلاح مدرن و پیشرفته بیفکنیم به وضوح شاهد این جریان خواهیم بود آنچه که برای بشر امروز به ویژه در غرب اهمیت ندارد بعد مادی انسانها است و تمام هم و غم بشر تلاش در جهت لذت بردن بیشتر است و هدف غایی او رسیدن به مطامع مادی و زخارف پست دنیوی است.
انسان به بهانه آزادی، آزادگری خود را لگدمال کرده است و کرامت خویش را بازیچه هوسهای شیطانی خود نموده است و در این میان انسانهای فصلت محور ارزشطلب، حقیقتخواه و کمالجویی حق و حقانیت در حال انتظار به سر میبرند تا نجاتدهندهای که خداوند او را ذخیره کرده است از سرا پرده غیبت بیرون آید تا خط بطلانی بر تمامی انحرافات بشر بکشد.
آنچه انسان عصر قبل از ظهور خواهان آن است احیای کرامت انسانی است و به دنبال رسیدن و وصول به انسانیت خوش است و بدون تردید منجی عالم بشریت خاتم الاوصیاء حضرت بقیةالله الاعظم نیز در همین راست حرکت خواهد کرد و کرامت از دست رفته انسانها را به آنان بر میگرداند.
آنچه ما در این گفتار به دنبال آن بودیم و با تمسک به روایات بدان پرداختیم در حقیقت همین بحث بود که انسان در عصر ظهور دیگر دغدغههای عصر غیبت را ندارد و در سایه حکومت مهدوی به تمامی فضایل، ارزشها و کرامت ناب انسانی دست خواهد یافت. به امید آن روز.


