همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  مهدویت و جهانی‌شدن

حسین هاونگی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
این نوشتار با تأکید بر تبیین جهانی‌سازی در قالب الگوی مهدویت اسلامی، به ویژگی‌های جهانی‌سازی از منظرهای مختلف می‌پردازد. به این منظور، پس از اشاره به مهم‌ترین تعاریف جهانی‌شدن و زمینه‌های شکل‌گیری آن، تعاریف و مفاهیم جهانی‌شدن در متون اسلامی و مهم‌ترین بنیان‌های نظری و عملی مهدویت اسلامی را بر‌مي‌شمارد.

بررسی این موارد نشان می‌دهد که جهانی‌شدن بر اساس الگوهای غربی، سعادت و کمال انسانی را در پی نخواهد داشت. تنها با ظهور حضرت ولی‌عصر، مهدی موعود(عج) و ایجاد حکومت جهانی اسلام، دنیا پر از عدل و داد خواهد شد و برابری و برادری رواج خواهد یافت. بدین ترتیب، افق‌های سعادت بشری در جهان گشوده خواهد شد و انسان به کمال واقعی دست خواهند یافت.

مقدمه
تغییرات و تحولات دهه‌های اخیر چهره واقعی جهان را یک‌سره دگرگون ساخته و حتی سرعت تحولات در این سال‌ها به گونه‌ای بوده است که جهان امروز با جهان ده سال پیش تفاوت بسیار و معناداری دارد.

در این گستره، برخی نظریه‌پردازان و تاریخ‌شناسان ویژگی اصلی تغییرات در قرن اخیر را حذف مرز‌های فیزیکی و در نتیجه، دنیای بدون مرز می‌دانند، و با روی‌کردی متأثر از علوم ارتباطات، از دهکده جهانی سخن به میان می‌آورند. گروهی نیز، هم‌صدا با صاحب نظران عرصه سیاست، واژه جهانی‌شدن و جامعة جهانی را به کار می‌برند.

پس جریان جهانی‌شدن به عنوان یک واقعیت و یکی از جریان‌های مسلط فکری عصر ما از مهم‌ترین پدیده‌های جهان معاصر به شمار می‌رود. از طرف دیگر، اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی در معنای عام خود، باور فراگیر دینی در بین انسان‌ها بوده است.

از منجی به تعابیر مختلفی چون «کاکلی» در آیین هندو، «مسیحا» در مسیحیت، «سوشیانت» در زردشت و مهدی(عج) در فرهنگ اسلامی یاد شده است. چنین تعابیر و باورهایی با وجود تفاوت‌های خاص، در تأکید بر ظهور منجی جهت گشودن راه جدیدی فراروی انسان برای دست‌‌یابی به سعادت ابدی، مشترک هستند.

از این رو، مهدویت و منجی‌گرایی، دغدغه تمامی انسان‌ها در دوران‌های مختلف تاریخی بوده است و در روزگار ما نیز که انسان‌ها هم‌چنان با بی‌عدالتی‌ و ستم‌گری در جهان روبه‌رویند اهمیت دارد. این نوشتار به بررسی موضوع مهدویت و جهانی‌شدن به صورت خاص می‌پردازد.

اهداف تحقیق
این تحقیق در بررسی مهدویت و جهانی‌شدن، به زمینه‌های شکل‌گیری و چگونگی گسترش جهانی‌شدن، پیوند اسلام و جهانی‌شدن و ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی(عج) اشاره می‌کند.

روش تحقیق
دوش تحقیق، توصیفی ـ کاربردی است. از این نظر که مهدویت و جهانی‌شدن موضوع مطالعة این پژوهش است، تحقیق، توصیفی است. با این حال، توصیف به تنهایی نمی‌تواند هدف‌های پژوهش را بر آورده سازد و باید پس از توصیف و طبقه‌بندی یافته‌ها، برای سازمان‌دهی آن چارچوبی منظم در نظر بگیریم.

پیشینه تحقیق
امروزه کار به جایی رسیده است که در همه جای جهان، هر کودکی که به کودکستان یا دبستان می‌رود، هر نوجوان و جوانی که در مدرسه یا دانشگاهی درس می‌خواند و هر فردی که چشم و گوش خود را به این یا آن رسانه می‌سپارد یا کتاب و روزنامه‌ای می‌خواند، متأثر از دانش و فن‌آوری، هنر، تبلیغات و برنامه‌های گوناگون جهانی است. تمام تحقیقات علمی نیز مؤید این واقعیت است (هامیلتون، ادواردز و آشر، گرین، مارگینسون، هنری و همکاران، فالک، و برک ).

علاوه بر آن چه ذکر شد، می‌توان به موارد دیگر نیز اشاره کرد که به بررسی مقولة جهانی‌سازی و تأثیر آن بر فرهنگ، ارزش‌ها و دیگر مقوله‌های انسانی پرداخته‌اند: آینگر فرهنگ زندگی و فرهنگ نابودی (نهضت جهانی‌سازی) برکهد، جهانی‌شدن، هویت و دموکراسی ـ بوکووانسکی هویت جمعی ملی: ساخت‌های اجتماعی و نظام‌های بین‌المللی ـ باربولس و تارس.

جهانی‌شدن و آموزش و پرورش ـ کارنوی و راتن، یک روی‌کرد مقایسه‌ای در مسئله تأخیر جهانی‌شدن بر تغییرات آموزشی ـ کلیولاند، قرن جهانی ـ کورن ول آیندة آموزش لیبرال و تسلط ارزش‌های اقتصادی ـ فاس، کودکان و جهانی‌شدن ـ فیزرستون، فرهنگ تباهی: جهانی‌سازی، پست مدرنیسم و هویت ـ گول، جهانی‌شدن معاصر و چالش‌های اخلاقی ـ گیلپسی، به سوی تقابل اصیل: دوباره‌سازی ـ مفهومی آموزش لیبرال در عصر جهانی‌شدن ـ هال، هویت جمعی ملی: ساختارهای اجتماعی و نظام‌های بین‌المللی مک ایوان، جهانی‌شدن چیست؟

شن کنگ، پژوهش آموزش برای فرآیند دیالکتیکی جهانی‌شدن و محلی‌شدن ـ سویتینگ، جهانی‌شدن یادگیری: الگوی نمونه یا متناقض؟ تاماس، مذاهب در جامعة شهری جهانی و ویت، آموزش در تایلند پس از بحران ایجاد تعادل بین جهانی‌شدن و انتظارات ملی، در کتب و مقالاتی نیز که در سال‌های اخیر در کشور ما انتشار یافته به جوانب اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی در این موضوع توجه شده است.

از این میان می‌توان به مواردی از این قبیل اشاره نمود: استیگلیتس، جهانی‌سازی و مسائل آن. تأثیر جهانی‌شدن بر توسعه ملی بلند مدت ایران ـ الویری، آسیب‌شناسی جهانی‌شدن دین، آثار جهانی‌شدن در خاورمیانه ـ بلخاری، آفات جهانی‌شدن ـ پالاست، گریک بهترین دموکراسی که با پول می‌توان خرید: یک گزارش تحقیقی که پرده از حقیقت جهانی‌سازی شرکت‌های بزرگ و غول‌های مالی جهان را در بر می‌دارد (ترجمه رضا افتخاری) ـ پانیچیاکدی (1381)، آثار جهانی‌شدن بر حمایت‌های اجتماعی ـ توانایان‌فرد (1382)، جهانی‌سازی، اقتصاد اینترنت، آی تی شدن و اقتصاد اطلاع‌رسانی، حکیمی (1382)، جهانی‌سازی اسلامی، جهانی‌سازی غربی، حلالی (1381)، آغاز انحطاط مرزهای ملیت: جهانی‌شدن، خوشحال (1382)، جهانی‌شدن یا آمریکایی شدن ـ رفیعی فنود (1381)، آن سوی جهان‌سازی ـ سردار آبادی(1382)، جهانی‌شدن و دموکراسی (عدم دموکراسی) ـ صدیقی (1382)، آزادسازی، مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، بایسته‌های جهانی‌شدن ـ طباطبایی (1382)، جهان رسانه و جهانی‌شدن ـ عزیزی بی‌طرف (1380)، آسیب‌شناسی سه انقلاب: جهانی‌شدن، مهندسی ژنتیک و اینترنت ـ فالک (1381)، ادیان توحیدی در عصر جهانی‌شدن (ترجمه عبدالرحیم مرودشتی)، گل‌محمدی، جهانی‌شدن فرهنگ و هویت، مرقاتی، جهان شمولی اسلامی و جهانی‌سازی ـ نقیب السادات، جهانی‌سازی ـ والی‌نژاد، نخستین چالش‌های هزاره سوم: توسعه پایدار جهانی‌شدن- بهروز لک، جهانی‌شدن و چشم‌انداز فرج، مهدویت و جهانی‌شدن از مطالعات پیشین چنین بر می‌آید که مردم در برخورد با مسئله جهانی‌شدن و نفوذ فرهنگ بیگانه، هویت فرهنگی، دینی و ملّی خود را حداقل به سه صورت نشان می‌دهد. اولین واکنش مردم آن است که خود را به گذشتة تاریخی خویش نزدیک تر کنند و در برابر فرهنگ بیگانه مقاومت و با آن مخالفت نمایند.

به گذشتة خود توجهی نمی‌کنند و در فکر آن هستند که پدیدة مسلط فرهنگی و اجتماعی کدام است و چگونه می‌توان آیندة خود را در ورای فرهنگ سنتی و کهن، با مقتضیات جهان معاصر و نوجویی ناشی از آن سازمان داد. در واکنش سوم که واکنشی فعال و منطقی است.

گروهی از مردم در پی آن بر می‌آیند که گذشته را به حال و آینده پیوند بزنند و عناصر مثبت و درست فرهنگ و تمدن معاصر را روی ریشه‌های تاریخی، دینی، ملی خود بنا کنند. در میان دولت‌مردان و نخبگان نیز همین سه واکنش به نوعی دیده می‌شود. اما آن‌چه مهم، قابل توجه و منطقی است این می‌باشد که بنا به اظهار بهروز لک، جهانی‌شدن پدیده‌ای است که در چند دهه اخیر فراتر از عرصة تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توجه مجامع علمی را نیز برانگیخته است.

جهانی‌شدن از این جهت مورد توجه پژوهش‌گران و صاحب‌نظران عرصة مطالعات فراتر از مسئله هستی و ماهیت جهانی‌شدن، یکی از محورهای مهمی که می‌تواند مورد توجه دین‌پژوهان قرار گیرد، توانایی و ظرفیت مفاهیم جدید به ویژه جهانی‌شدن در فهم آموزه‌های دینی می‌باشد.

در حوزه مطالعات اسلامی نزدیک‌ترین بحث دربارة جهانی‌شدن آموزه حکومت جهانی اسلامی می‌باشد که عصر موعود را محقق می‌سازد. از این رو مباحث مهدویت در پرتو مباحث جهانی‌شدن مورد توجه می‌باشد.

تعریف و تبیین جهانی‌شدن
جهانی‌شدن یا جهان‌شمولی، مجموعه‌ای از دگرگونی‌هاست که دولت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به هم‌گرایی در سراسر جهان می‌انجامد. به عبارتی دیگر، آن چه در حال رخ دادن است و شرایط زندگی انسان‌ها را در تمام جنبه‌ها دست‌خوش دگرگونی عمیق می‌کند، جهانی‌سازی نام دارد.

جهانی‌شدن معمولا به فرآیندی اشاره دارد که در پی آن، مرزها رفته رفته ناپدید می‌شوند و هم‌زمان با آن، مبادلات بین‌المللی و تعاملات فراملی افزایش می‌یابد. جهانی‌شدن، فرآیندی پیچیده است که با وجود کاربرد زیاد این اصطلاح، ماهیت دقیق تغییری که می‌خواهد نشان دهد، روشن نیست.

هرچند این اصطلاح نسبتاً نوپا است، اما جهانی‌شدن، فرآیندی است که چندین دهه ادامه دارد و اصطلاحاتی مانند وابستگی متقابل، فراملی شدن و تغییر تقسیم بین‌المللی کار برای اشاره به آن به کار رفته است. از نگاهی دیگر، جهانی‌شدن، گسترش دامنه روابط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در ابعاد فرامرزی است.

پس باید توجه داشت که گرچه جهانی‌شدن گونه‌هایی یک‌سان از رفتارها، فرآیندها و نظام‌ها را گسترش می‌دهد، اما مجموعه‌هایی از روش‌های مشترک را بنا نمی‌گذارد و به معنای یک‌پارچگی جهانی هم نیست، بلکه فقط می‌توان گفت در حقیقت موتور محرکة جهانی‌سازی، نوعی شمولیت اقتصادی است.

به عبارتی، بین‌المللی کردن تولید، تجارت، توزیع و امور مالی، جوهرة اصلی جهانی‌شدن را تشکیل می‌دهد. البته این نکته بدان معنا نیست که جهانی‌شدن ابعاد دیگری ندارد، بلکه دارای جنبه‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. جهانی‌سازی در ابعاد فرهنگی و اطلاع‌رسانی بیشتر با عنوان «دهکدة جهانی» مطرح شده و برای کشورهای توسعه نیافته که تنها باقی‌مانده میراث‌شان، میراث معنوی، اخلاقی، فرهنگی و مذهبی است، بسیار قابل تأمل است.

عده‌ای، جهانی‌شدن را فرآیندی می‌دانند که پی‌آمد تدریجی تاریخی آن، نهادینه شدن و اشاعه منطق و توجیه نظری و سازمانی غرب به طور اعم و قالب‌های فکری و ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به طور اخص و در مقیاس وسیع‌تر و همه‌گیرتر از تمدن یونانی و رومی ‌است.

در طبقه‌بندی نگرش‌های موجود درباره جهانی‌شدن معمولاً به خصلت‌های سه‌گانه فرآیندی بودن، طرح واره بودن و پدیده‌محور بودن اشاره شده است. یان شولت به شش معنای مختلف از جهانی‌شدن اشاره کرده است: بین‌المللی شدن، آزادسازی، جهان‌گستری، غربی‌کردن یا امریکایی‌کردن، قلمروزدایی یا گسترش فوق قلمروگرایی. از منظر دیگر، برخی بر ارتباط جهانی‌شدن با مفاهیمی چون مدرنیسم و پسامدرنیسم تمرکز کرده‌اند.

از منظر گفتمانی نیز به جهانی‌شدن نگریسته شده است. از این نگاه، جهانی‌شدن به مشابه یک گفتمان عمل می‌کند. نورمن فرکلاف با اشاره به گفتمان جهانی‌شدن معتقد است این فرآیند به شیوه نئولیبرالی بر مبنای سیاست‌های نهادها و سازمان‌هایی چون گات، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول اعمال شده است.

بر این اساس، جهانی‌شدن بر اساس ساختار درونی آن و چگونگی تعامل گفتمان‌های موجود و متخاصم، گونه‌های متفاوتی می‌یابد. بر این اساس، فرآیند رو به رشد شکل‌گیری کنوانسیون‌ها و عهدنامه‌های بین‌المللی، نزدیک شدن مقررات کشورها به یکدیگر، تشکیل پیمان‌ها و اتحادیه‌های گوناگون در اروپا و دیگر کشورها، سیطرة جهانی قوانین بین‌المللی، گشایش بازارهای جهانی، افزایش شدید رقابت‌های بین‌المللی و گسترش بی‌سابقه دانش و فن‌آوری موجب نقش‌آفرینی روزافزون شرکت‌های بزرگ فراملیتی در زمینه‌های اقتصادی، بازارهای جهانی و رسانه‌های گروهی جهان شده است.

زمینه‌های شکل‌گیری و گسترش جهانی‌شدن
جهانی‌شدن و تشکیل حکومت جهانی از دیرباز یکی از آرمان‌های بشری بوده است. انسان‌ها همواره خواسته‌اند در پرتو اصول مشترک و متعالی، به جنگ‌ها و درگیری‌ها خاتمه دهند و زندگی مسالمت‌آمیزی را محقق سازند. پیامبران الهی نیز تحقق چنین آرزویی را در آینده تاریخ بشارت داده‌اند که وجود تفکر ظهور منجی جهانی میان ادیان و مذاهب مختلف، دلیلی بر این مدعاست.

در این گستره سه فرآیند در شکل‌گیری این پدیدة مهم نقش محوری داشته‌اند است که عبارتند از:
1. گسترش نظام‌های دولت‌های ملی که نقطه آغازین آن به قرن شانزدهم میلادی برمی‌گردد.

2. رشد اقتصادی و سرمایه‌داری جهانی و انقلاب صنعتی در اروپا و غرب.

3. گسترش وسایل ارتباط جهانی و فن‌آوری اطلاعات.

امواج جهانی‌شدن به سال‌های 1980 و 1990 میلادی به ویژه پس از جنگ سرد برمی‌گردد که پاره‌ای از تحولات پس از جنگ جهانی دوم در شتاب گرفتن فرآیند جهانی‌شدن سهم به‌سزایی داشته‌ است. از جمله آن می‌توان به تشکیل سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین‌المللی، فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق و رشد فعالیت شرکت‌های چند ملیتی اشاره کرد.

رسانه‌های بین‌المللی نیز حرکت خود را بر پایه آماده‌سازی کشورهای جهان سوم برای پذیرش فرآیند جهانی‌سازی متمرکز کرده‌اند.

باید دانست جهانی‌شدن و تشکیل حکومت جهانی اسلامی ‌به معنای ناب آن با نظریه جهانی‌شدن در دنیای اقتصاد و غرب، تفاوت ماهوی دارد. در دین مبین اسلام و دنیای شیعی، تشکیل حکومت جهانی، در دین، مذهب و اعتقادات ریشه دارد.

پیامبر اعظم(عج) حرکت به سوی جهانی شدن را بشارت داد و زمینه‌های زیربنایی لازم را فراهم کرد. همه مسلمانان نیز به این باور دارند که زمانی جهان پر از عدل و داد و مساوات خواهد شد که حضرت مهدی(عج) ظهور کند و حکومت جهانی اسلامی را تشکیل دهد.

اسلام و جهانی‌شدن
فرآیند جهانی‌شدن با وجود شباهت‌هایی مانند حذف مرزهای جغرافیایی و سیاسی، با مفهوم جهانی‌شدن از دیدگاه اسلام چندان مطابقتی ندارد. البته قدر مسلّم آن است که در اسلام، مخالفتی با موضوع جهانی‌شدن و جهان‌سازی به چشم نمی‌خورد، ولی ویژگی‌های جهانی‌شدن از منظر اسلام با ویژگی‌های جهان شدن که امروز رایج است، تفاوت دارد.

نگاهی به مفاد متون و فرهنگ دینی، ما را با این واقعیت انکارناپذیر روبه‌رو می‌سازد که دین اسلام، دینی جهانی است و در تجربه تاریخی خود همواره برای جهانی‌شدن کوشیده است. آیات و روایات و مستندات فراوانی بر طرح مسئله جهانی‌شدن و تشکیل جامعه جهانی و حکومت عدل جهانی در اسلام وجود دارد که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

«قُل یا أَیُّهَا الناسُ إِنّیِ رَسوُلُ اللهِ إِلَیکُم جَمیعاً»؛
ای رسول ما، به خلق بگو که من بر همه شما جنس بشر رسول خدایم.

«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ»؛
و ما تو را جز برای این نفرستادیم که عموم بشر را بشارت دهیم.

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛
او خدایی است که رسول خدا را با قرآن و دین حق به جهان فرستاد تا او را بر همة ادیان چیره گرداند.

در این آیات شریفه به این مطلب اشاره شده است که پیامبر گرامی اسلام، پیام قرآنی خود را که همان وحی الهی است، با ویژگی ابدیت برای تمام بشر اعلام کرده است. آیات یادشده بر فراگیری و جهان‌شمولی نظام حقوقی اسلامی و رسالت پیامبر اعظم(عج) دلالت دارد.

در آیاتی نیز تشکیل جامعه جهانی بشارت داده شده است، مانند:
«وَ لَقَد کَتَبنا فی الزَبورِ مِن بَعدِ الذِّکرَ الآن یَرِثها عِبادی الصّالِحون»؛
و ما بعد از تورات در زبور داوود نوشتیم که البته بندگان صالح، وارث زمین خواهند شد.

«وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنکُم وَ عَمِلوُا الصالِحاتِ لَیَستَخِلفَنَّهُم فِی الأَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَبلِهِم وَ لَیُمِکِّنَّن لَهُم دینَهُم الَّذی ارتَضَی لَهُم وَ لَیُبَدِّ لَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمنا»؛
و خدا به کسانی از شما مؤمنان که ایمان آورد و نیکوکار باشد، وعده فرموده است که در زمین خلافت دهد، چنان که امت‌های صالح پیامبران، سلف جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را بر همة ادیان مسلط می‌سازد و به همة مؤمنان، پس از خوف و اندیشه از دشمنان، ایمنی کامل می‌دهد.

«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناکُم مِن ذِکرِ وَ أُثنی وَ جَعَلناکُم شُعوُباً وَ قَبائِل لِتَعارَفوا إِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ أَتقَیکُم»؛
ای مردم، ما شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آن گاه شعبه‌های بسیار و فرقه‌های مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

در این آیه اشاره شده است که انسان‌ها در اصل دارای جوهر واحدی هستند و اختلافات قومی، زبانی و نژادی، عارضی و غیراصیل است. هم‌چنین این آیه با توجه به دو واژه «تَعارَفوا» و «أَتقَیکُم»، تکثیر قومی و تمدنی را برای افزایش معرفت انسانی و حاصل شدن سعادت و رفاه جهانی معرفی می‌کند. به طور کلی، تمامی مواردی که آیات قرآن کریم با خطاب عام «یا أَیُّهَا النّاسُ» آغاز می‌شود، می‌تواند شاهدی بر جهانی بودن پیام قرآن باشد.

هم‌چنین از سیره و سنّت پیامبر اعظم(عج) که در منابع تاریخی نقل شده است، نشانه‌هایی مبنی بر وجود نگاه جهانی آن حضرت به رویدادهای آن زمان به چشم می‌خورد که نامه نوشتن به سران قدرت‌های بزرگ جهانی و دعوت آنان به اسلام، نمونه آن است.

افرون بر آن، از نظر استدلال‌های عقلی هم به این نتیجه می‌رسیم که اعتقاد به خاتمیت دین مبین اسلام، جهانی بودن این دین است؛ زیرا اگر قرار باشد از این پس، هیچ پیامبری مبعوث نشود، دین اسلام باید قابلیت پاسخ‌گویی به نیازهای همه انسان‌ها، در همه زمان‌ها و مکان‌ها را داشته باشد. یعنی این که دین اسلام هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی، فراگیر و جهانی باشد تا نیاز همیشگی بشر به هدایت آسمانی را برآورده سازد.

از نظر دین اسلام، تمام عوامل چنان ترتیب داده می‌شوند که زمانی جهان برای ظهور حضرت مهدی(عج) آماده شود و ایشان حکومت جهانی اسلام را بر تمام دنیا حاکم سازد.

مهدویت در اسلام
ظهور منجی موعود، تدبیری الهی و فضیلتی بزرگ است تا آروزوهای ناب بشر پس از قرن‌ها انتظار تحقق یابد. زمینه‌ها و شرایط لازم باید آماده ‌باشد تا چنین عصری تحقق یابد. در همین راستار، آموزه مهدویت اسلامی با پدیده‌ جهانی‌شدن، ارتباط منطقی و معناداری پیدا می‌کند. بدون تردید، مدینه فاضله مهدوی ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که اکنون بعضی از آنها را بررسی می‌کنیم.

الف) غایت تاریخ و مهدویت
در مورد فلسفه و غایت تاریخ، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در برخی نگرش‌های تاریخی، مانند برخی مذاهب باستانی نظیر آیین هندو، دنیا همواره در چرخه‌هایی در حال تکرار است. در مقابل، در ادیان آسمانی، تاریخ سرانجامی ‌دارد و دارای غایتی بزرگ است که انسان در حال حرکت بدان سوست. در نگرش اسلامی، سرانجام تاریخ بشری، تحقق وعدة الهی مبنی بر حاکمیت حق و عدالت اسلامی است که سنّت عظیم الهی به شمار می‌رود.

عملی شدن چنین غایتی، وضعیت جدیدی برای بشر است تا جامعه‌ای مبتنی بر فطرت به‌وجود ‌آورد. پیدایش چنین جامعه‌ای، غایت تمامی انسان‌های جهان است. بدین جهت، عصر مهدوی به قوم، قبیله و نژاد خاصی تعلق ندارد. در واقع، انتظار کشیدن ظهور منجی موعود انتظار تحقق غایت بشری است که بر جهان حاکم خواهد شد و گستره آن، تمام عرصه‌های زندگی را در بر خواهد گرفت.

ب) ابعاد جهانی مهدویت
ادیان الهی، خصلتی جهانی دارند. به دلیل وحدت ذاتی جهان هستی که بر اساس آن، همه امور به ذات حق برمی‌گردد، پیام الهی برای تمامی انسان‌هاست و تنوع ادیان آسمانی، نه به دلیل تنوع در محتوا و پیام، بلکه به دلیل ویژگی‌های خاص عصر نزول آنهاست. پیام الهی، واحد است (ان الّدینَ عند اللهَ الاسلام) و در نتیجه، مخاطب آن نیز تمام انسان‌ها هستند.

مهدویت اسلامی نیز هرگز متعلق به سرزمین یا قوم و نژاد خاصی نیست و تدبیر الهی برای تمامی انسان‌هاست و از این جهت، گستره‌ای جهانی دارد. همه ادیان و برخی مکاتب بشری، حالتی فراگیر و جهان‌شمول دارند. اسلام صرفاً بر اعتقاد مشترک انسان‌ها تأکید دارد و هیچ‌گونه مرزبندی درون جهان اسلام را نمی‌پذیرد. مرز اسلام بی‌انتهاست، هر چند در طول تاریخ اسلام به دلیل سنّت الهی استدراج و فرصت یافتن کافران در این جهان، تقابل «دارالسلام» و «دارالکفر» در عمل وجود داشته است.

در مدینه فاضله مهدوی، به دلیل پیروزی حق بر باطل، چنین برداشت‌هایی هم از بین خواهد رفت. روایات وارده درباره مهدویت اسلامی همگی بر این عنصر عظیم تأکید دارند. به همین جهت، گفته می‌شود مهدویت اسلامی، تحقق‌بخش فطرت و اوج تبلور کمال بشری است.

انسان به طور فطری هویتی الهی دارد. هر گونه تعلقات عرضی و طولی جغرافیایی، قومی و نژادی در برابر چنین هویت مشترکی، صبغه‌ای زوال‌پذیر و ثانوی دارند و در نتیجه، توان تقابل و تعارض با هویت مشترک الهی را ندارند. از این رو، مهدویت اسلامی به دلیل بناشدن بر هویت فطری و الهی انسان‌ها تمامی بشریت را دربرمی‌گیرد و بعدی کاملاً جهانی دارد.

در واقع، پیروزی عقیدتی و عملی دولت مهدوی بر سراسر جهان، تحقق وحدت انسان‌ها بر اساس هویت فطری و الهی مشترک است. بر این اساس، هویتی که برای انسان عصر مهدوی تعریف می‌شود، هویتی فرازمانی و فرامکانی است و در سراسر جهان گسترش خواهد یافت.

ج) صبغه الهی ـ دینی مهدویت
انسان مدرن عصر حاضر با غالب ساختن خرد ابزاری خود جامعه و سیاست را جولان‌گاه خواسته‌ها و خواهش‌های خویش قرار داده و حکم به جدایی عرصة دینی از سیاست می‌دهد. چنین تفکیکی در دنیای مدرن، بحران‌آفرین است؛ زیرا با ساختار وجودی انسان تعارض و تضاد دارد.

عصر مدرن با تفکیک این دو عرصه از یکدیگر بر تضاد درونی انسان‌ها دامن می‌زند. از یک سو، نفی دین در کل، موجب نقصان هویت وجودی انسان می‌شود و از سوی دیگر، حکم به تفکیک دین و سیاست، با وجود پذیرش دین در عرصة خصوصی، تضاد درونی هویت واقعی انسان جا مانده از دین را در پی خواهد داشت.

بر خلاف مکاتب عصر جدید، از منظر اسلام، حیات فردی ـ اجتماعی انسان‌ها در هم تنیده است و خداوند با زمینه‌سازی سعادت نهایی انسان‌ و از باب لطف و کرم خویش، بستری مناسب برای زندگی فردی ـ اجتماعی به او ارزانی داشته است. شکست مکتب‌های مدرن و سخن گفتن آنان از عصر پساسکولار همگی نشانه ناکارآمدی نگرش سکولاریستی و تفکیک دین از سیاست است.

در جامعة مهدوی، امام معصوم(ع)، لطف و موهبتی بس عظیم خداوندی است که با هدایت خویش و اجرای احکام الهی در عرصه فردی و اجتماعی، جامعه را به سوی سعادت رهنمون می‌سازد. تفکر غیر دینی عصر جدید صرفاً بر آزادی بی‌بند و بار انسان‌ها مبتنی است و دغدغه فضیلت و سعادت بشر را ندارد. روگردانی از عنصر فضیلت و سعادت سبب می‌شود عرصة زندگی این جهانی در تنظیم زندگی سیاسی محوریت داشته باشد.

بدین دلیل، ایدئولوژی‌های بشری دوره مدرن نمی‌توانند جهان‌شمول باشند. رویدادهای عصر حاضر که در پی پدیده جهانی‌شدن رخ نموده، بازگشت ادیان را به عرصة سیاست فراهم ساخته و ناکار‌آمدی ایدئولوژی‌های مبتنی بر سکولاریسم را آشکار کرده است.

هر حکومت جهانی ناگزیر از توجه به عنصر دین به عنوان عامل هویت بخش فراگیر است. در این میان، حکومت جهانی مهدوی(عج) به دلیل ابتنا بر نگرش دینی ـ الهی، برای زندگی سیاسی و اجتماعی افراد اهمیت فوق‌العاده قائل است و ویژگی‌های جهان‌شمول و پایدار انسانی و اسلامی دارد.

د) تکامل فکری بشر
با وجود انحراف‌های فکری در ادوار مختلف تاریخی که انسان‌ها با آن دست به گریبان بوده‌اند، در طول تاریخ به شناخت تکامل یافته‌ای از جهان اطراف خویش دست یافته‌اند. از این رو، سیر تفکر بشری همواره در سمت و سوی تسخیر عرصه‌های ناشناخته جدید حرکت کرده است. انسان عصر ما نیز هرچند دچار آفات و انحرافات فکری شده است، اما در مجموع، نسبت به بشر گذشته، فرصت بیشتری برای شناخت جهان و عرصه‌های گونه‌گون هستی دارد.

رشد و پیشرفت علوم با کشف فضاهای جدید دانش در بسیاری از موارد آموزه‌های اعتقادی و دینی را تأیید می‌کند. بدین ترتیب، انسان‌ها با سیر آفاقی نیز می‌توانند عرصه‌های جدیدتری از عظمت خلقت الهی را مشاهده کنند. هرچند دانش بشری افق‌های بسیار گسترده و عظیمی را فتح کرده، اما چنان که در روایات آمده است، علم در عصر ظهور حضرت مهدی(عج)، پیشرفت شگرف و عجیبی خواهد داشت.

از سوی دیگر، درباره فهم و آگاهی انسان‌ها در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) چنین نقل شده است:
هنگامی که حضرت مهدی(عج) ظهور کند، دانش 27 حرف یا 27 شعبه است. تمام آن‌چه پیامبران الهی برای مردم آورده‌اند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته‌اند، اما هنگامی که خاتم ما قیام کند، 25 حرف (25 شاخه) دیگر را آشکار می‌سازد و میان مردم منتشر می‌کند و دو حرف را به آن ضمیمه می‌سازد تا 27 حرف کامل و منتشر شود.

ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزون بر برخورداری از ظرفیت و توان‌مندی درونی جهت جهان‌شمولی، از نظر عینی نیز دارای خصایصی است که نارسایی‌های موجود در الگوهای بشری را جبران می‌کند. دیدگاه نظری حکومت حضرت مهدی(عج) بر آموزه‌های جهانی‌شدن اسلام مبتنی است و این با فطرت و خواسته‌های معقول بشری ارتباط دارد که جهانی‌سازی اندیشه اسلامی را از حالت تحمیلی، خارج و جوامع بشری را اقناع می‌کند.

بنابراین، قوانین اسلامی این نوید را می‌دهد که حکومت حضرت ولی عصر(عج) مقتضیات لازم برای جهانی‌شدن را دارد. به همین علت، حکومت امام عصر(عج) ویژگی‌هایی دارد که برای بشر جذاب و گیراست. اکنون مهم‌ترین آنها بررسی خواهد شد.

الف) توحیدمحوری
توحید محوری از مهم‌ترین ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام است؛ زیرا همه قوانین و تدابیر اجرایی در این حکومت بر محوریت توحید استوار است. توحید، سرچشمة وحدت قانون‌گذاری و محور مشترک تمام جوامع بشری در جایگاه بندگان خدای یکتاست. حکومت مهدوی که تجلی اراده الهی است، بالاترین سازوکار مدیریتی و اجرایی به شمار می‌رود؛ زیرا بر اساس اندیشه ناب توحیدی، نابرابری‌های طبقاتی و نژادی رنگ می‌بازد و همگان در صف واحد، پیرو این دین واحد و فرمان‌بردار قانون الهی شناخته می‌شوند.

بدون تردید، نابرابری‌های طبقاتی، نژادی و خانوادگی یکی از آسیب‌های زیان‌بار جامعه مستقل و سالم شمرده می‌شود. در جامعه‌ای نابرابر که امکانات و برخورداری‌های مادی و معنوی در اختیار طیف و طبقه‌ای خاص قرار دارد، دچار بی‌عدالتی و تبعیض خواهیم شد و وجود تبعیض و نابرابری، حکومت‌ها را با چالش مشروعیت و مقبولیت و سرانجام، بی‌ثباتی سیاسی روبه‌رو می‌سازد.

در جامعة جهانی اسلام، یکسانی همگان در برابر قانون و برخورداری مساوی از امکانات و تسهیلات موجود بر اساس اندیشه توحید‌محور به ‌ایجاد قانون واحد و روشن قانون‌گرایی و قانون‌گذاری می‌انجامد و جامعه چند پاره را به وحدت و یک‌رنگی رهنمون می‌سازد.

امام صادق(ع) در همین زمینه چنین می‌فرماید:
ای مفضل، سوگند به خدا، او (مهدی(عج)) اختلاف میان ملت‌ها و ادیان را برمی‌چیند و دین واحد می‌شود، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است: دین حقیقی نزد خدا اسلام است.

وحدت ادیان و قوانین نیازمند تکامل و رشد افکار بشری است و زمانی که انسان به بلوغ و رشد فکری و معنوی برسد، به صورت قهری از قوانین و ادیان پراکنده، سرخورده خواهد شد و به دین واحد و جهانی روی خواهد آورد.

این هدف همانا هدف مشترک میان جوامع بشری است که همه انسان‌ها را به دور از تعلقات مادی و اعتباری بر محوریت توحید به هم می‌رساند. به این صورت، وعده‌ای که خداوند به بشر داده است، محقق می‌شود.

ب) عدالت‌محوری

عدالت در اندیشه سیاسی اسلام جایگاه اساسی دارد، چنان که قرآن کریم، عدالت را یکی از اهداف بعثت پیامبران و فرستدن کتاب معرفی می‌کند. دین مبین اسلام در ایجاد و استقرار عدالت همواره با موانع جدی از سوی انسان‌هایی روبه‌روست که قرآن، آنان را ملأ و مترف معرفی می‌کند.

عدالت، خواست فطری و همگانی است، اما این امر فطری، منافع طبقات زیاده‌خواه و خودکامگان را به خطر می‌اندازد. در نتیجه، آنان در صف مقابل اسلام قرار گیرند. از منظر عدالت اجتماعی، اندیشه لیبرالیسم این مشکل رادارد که اصل اساسی لیبرال، پذیرش نابرابری است و برای ایجاد رقابت اقتصادی، به تشویق نابرابری و ترویج آن می‌پردازد.

دموکراسی لیبرال، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را به ارمغان می‌آورد، اما این همه مواهب در اختیار تعدادی از انسان‌ها و بخشی از جوامع بشری قرار می‌گیرد. به همین دلیل، جمعیت فراوانی از انسان‌ها با افزایش بی‌عدالتی و فقر رو به رو خواهند شد. در چنین حالتی، زمینه‌های بهتر و مناسبی جهت استقرار عدالت اجتماعی در حوزه اسلامی ایجاد می‌شود.

از ویژگی‌های مهم و قابل توجه حکومت جهانی اسلام، توسعه و رفاه اقتصادی عدالت‌محور است. در این‌ نظام، عدالت، اصل اساسی است که رفاه و توسعه برپایه آن استوار می‌شود. روزی که مهدی موعود(عج) قیام کند، با عدالت تام حکومت می‌کند.

در دوران حکومت او اثری از ستم روی زمین یافت نمی‌شود. راه‌ها امن خواهد شد و زمین برکات خود را خارج می‌سازد.

هر حقی به صاحبش برمی‌گردد و روی زمین پیرو هیچ دینی باقی نمی‌ماند، مگر این‌که اسلام می‌آورد و به ایمان اعتراف می‌کند.

با مطالعة آیات قرآن و روایات معصومین(ع) به این نکته می‌رسیم که وقتی اندیشه بلند حکومت جهانی اسلام تحقق یابد، تمام غایت‌های دروغین و موهوم رخت بر می‌بندد. آن‌گاه فقط اسلام، دین حقیقی و بی بدیل همة مردم در شرق و غرب جهان می‌شود. بی‌عدالتی، ظلم و نابرابری از بین می‌رود و در مقابل، عدالت و برابری سراسر جهان را فرا می‌گیرد. حاکمیت خلفای الهی در جهان برقرار می‌شود و نور هدایت الهی تابیدن می‌گیرد و زمین از آن صالحان می‌شود. به رهبری امام زمان(عج)، همه در راستای رشد همه‌جانبه امت واحد تلاش می‌کنند و حکومت جهانی به معنای خاص محقق می‌شود.

ج) رفاه و توسعه اقتصادی
با نگاهی به روایات مشخص می‌شود که عصر ظهور و حکومت جهانی اسلام با توسعه و رشد اقتصادی چشم‌گیری همراه است. همان‌گونه که ذکر شد، این توسعه بر مبنای عدالت واقعی استوار است و تمام جوامع از این موهبت بهره‌مند می‌شوند. حضرت باقر(ع) در حدیثی روشن چنین می‌فرماید:
به محض قیام مهدی، رحمت‌ها و برکت‌های الهی، پرواپیشگانی را که خردشان در پی آن انقلاب آسمانی کمال می‌یابد، فرا‌می‌گیرد.

تحلیل و توضیح رفاه و توسعه همه‌جانبه این عصر را با توجه به دو عامل مهم می‌توان مطرح و بررسی کرد. از یک سو، بشر از نظر فن‌آوری و در اختیار گرفتن مواهب طبیعی به اوج ترقی، رشد و کمال می‌رسد. از سوی دیگر، به فعلیت رسیدن ظرفیت‌ها و استعدادهای نهفته طبیعت و زمین در این دوره است که به تعبیر احادیث، زمین همه ذخایر، اندوخته‌ها و داشته‌های خود را بیرون می‌ریزد. حکومت او شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و گنجینه‌های زمین برای او ظاهر می‌شود و در سرتاسر جهان، جای ویرانی باقی نخواهد ماند. مگر این‌که آن را آباد خواهد ساخت.

البته آبادانی و شکوفایی زمین که به نوعی، بیان‌گر اوج توسعه و رفاه اقتصادی جامعه است، با مهار نیروهای ویران‌گر و استخدام همه‌جانبة طبیعت و استخراج ذخیره‌ها و منابع طبیعی صورت می‌گیرد.

د) توسعه علم و فن‌آوری
امروزه توسعه علم و فن‌آوری یکی از شاخص‌های اساسی و قابل توجه توسعه به شمار می‌رود. آن‌چه در نگرش پوزیتویستی مدرن و پست مدرن در تعریف علم قرار می‌گیرد، بیشتر ناظر به علوم تجربی و علم به مفهوم sience است. این علم‌گرایی یا علم‌محوری به طور عمده ناظر به امور تجربی و دنیایی است و الزاماً به علوم عقلی و غریزی توجه دارد. در این چارچوب، رشد عقلانیت انسان نیز در مفهوم عقلانیت ابزاری مورد نظر است.

توسعه علم و فن‌آوری که یکی از ویژگی‌های جامعه عصر ظهور به شمار می‌رود، توسعه و رشد همه‌جانبه علم، عقلانیت و آگاهی را در بر می‌گیرد. علم و آگاهی به ارزش‌ها و ناباوری‌های علوم انسانی که در فطرت او ریشه دارد، نیز در این حوزه مورد توجه است. می‌توان گفت ورود بشر به این عرصه، بیان‌گر تحول فکری همه‌جانبه است که از شرایط ظهور و تشکیل حکومت جهانی اسلام به شمار می‌رود.

در این باره تمام داشته‌های علمی ‌بشر فقط بخش اندکی از معارف و دانشی است که جوامع تا عصر ظهور بدان دست می‌یابند. از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
دانش 27 حرف یا 27 شعبه است. تمام آن‌چه پیامبران الهی برای مردم آورده‌اند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته‌اند، اما هنگامی که خاتم ما قیام کند، 25 حرف (25 شاخه) دیگر را آشکار می‌سازد و میان مردم منتشر می‌کند و دو حرف را به آن ضمیمه می‌سازد تا 27 حرف کامل و منتشر شود.

بنا بر این حدیث، جامعة عصر ظهور از نظر علم و فن‌آوری با رشد و توسعه فزاینده‌ای روبه‌رو می‌شود که در تاریخ تلاش‌های علمی بشر بی‌سابقه است و این محقق نمی‌شود مگر با رهبری و درایت حضرت مهدی(عج). بنابراین، باید بپذیریم که ناآگاهی بشر، ریشه بیشتر نابسامانی‌ها و مشکلات اجتماعی است. در چنین جامعه‌ای، ریشه اصلی نابهنجاری‌های اجتماعی از بین خواهد رفت.

نتیجه

جهانی‌شدن، فرآیندی است که از سال‌ها قبل شروع شده است و به سرعت بر ابعاد و دامنه آن افزوده می‌شود. با تمام چشم‌اندازهای روشنی که جهانی‌شدن به شکل غربی و غیراسلامی آن برای بشر به ارمغان آورده است، ولی نمی‌تواند دغدغه‌های فراوان انسان را از بین ببرد و بسیاری از پرسش‌ها را بی‌پاسخ می‌گذارد. تفکرات موجود، جواب‌گوی نیازهای همه‌جانبة انسان در دنیای امروز نیست.

جهان‌شمولی اسلامی که زمینه گسترش آن از همان روزهای اول ظهور مبارک دین مبین اسلام محقق شد، واقعیتی است که بلوغ و حاکمیت اندیشه اسلام را در آیندة بشری نشان می‌دهد این موضوع در آموزه‌های فطری دینی ریشه دارد. به همین دلیل، داعیه‌داران جهانی‌شدن انحصاری زاییده تفکر غرب را به بن‌بست می‌کشاند.

از همه مهم‌تر این‌که جامعیت اسلام و اندیشه حکومت جهانی اسلامی (مهدویت) بیان‌گر توان‌مندی و ظرفیت درونی اسلام برای جهان‌‌گیر شدن آن است. این بزرگ‌ترین نوید برای بشر متفکر و کنجکاو امروز است که در پی به‌دست آوردن جایگاه واقعی خویش و آشنایی با آموزه‌های جدید علمی بر پایه عدالت‌محوری ‌باشد. بر این پایه پیشنهاد می‌شود:
1. در نظام آموزشی، محتوای تمام علوم با نگاهی به آموزه‌های مهدویت اسلامی تدوین شود.

2. پژوهش‌های مستقلی در جنبه‌‌های مختلف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) صورت پذیرد.

3. مدیران تربیتی، سیره معصومین(ع) را مهم توصیف کرده‌اند، اما در به کارگیری سیره عملی آن بزرگواران کمتر وارد عمل شده‌اند. ضرورت دارد برای استفاده از برنامه عملی حضرت مهدی(عج) در زمان ظهور و حکومت‌داری، برنامه‌های آموزشی لازم تهیه شود.

4. امروزه نقش الگو در آموزه‌های دینی بر کسی پوشیده نیست. پیشنهاد می‌شود در برنامه‌های آموزشی و عقیدتی از طریق تلویزیون و اینترنت، با معرفی الگوهای رفتاری و هدایت‌های مناسب، زمینه کسب آمادگی لازم برای ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم شود.

5. از آن‌جا که در طول تاریخ حیات بشر، بهترین برنامه‌های تربیتی در تعالیم دین اسلام وجود دارد، توصیه می‌شود مربیان با تحلیل موارد و نتایج مثبت آن بر جامعة آخرالزمان، موجب نشاط معنوی، ارزشی و تربیتی بیشتر مربیان شوند.

6. راهبردهای کلان با الهام از فلسفه ظهور حضرت مهدی(عج) تدوین شود.

7. پژوهش‌های میدانی مستقل برای تعیین تفاوت بنیادی حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) با جهانی‌سازی مورد نظر غرب انجام ‌شود.

منابع
1. قرآن کریم.
2. جوزف استگلیتس، جهانی‌سازی و مسائل آن، ترجمه حسن گلریز، نشر نی، تهران 1382.
3. حسن الویری، آسیب‌شناسی جهانی‌شدن دین، نشریه اندیشه صادق، شماره 5.
4. حسن بلخاری، آفات جهانی‌شدن، نشریه موعود، اسفند 1380.
5. غلامرضا بهروز لک، مهدویت و جهانی‌شدن، منبع اینترنتی 1385.
6. سید عبدالقیوم سجادی، جهانی‌شدن و مهدویت، دو نگاه به آینده، منبع اینترنتی 1383.
7. محمود صوفی‌آبادی، اسلام جهانی‌شدن و پی‌آمدهای فرهنگی آن، منبع اینترنتی 1383.
8. شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ترجمه رسولی محلاتی، نشر فرهنگ، تهران 1378.
9. پرتراند راسل، آیا بشر آینده‌ای هم دارد، انتشارات مروارید، تهران 1360.
10. محمّدحسین رفیعی فنود، آن سوی جهانی‌سازی، انتشارات شابک، تهران 1381.
11. کیث گریقین، مروری بر جهان‌سازی و گذار اقتصادی، ترجمه محمدرضا فرزین، سازمان برنامه و بودجه، تهران 1381.
12. احمد، گل‌محمدی، جهانی‌شدن فرهنگ و هویت، نشر نی، تهران 1381.
13. آنتونی گیدنز، جهانی‌شدن نابرابری دولت سرمایه‌گذار اجتماعی، ترجمه محمّدرضا مهدی‌زاده، نشر آفتاب، شماره 21، 1382.
14. حسین لطف‌آبادی، رشد اخلاقی، ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی، انتشارات شابک، تهران 1381.
15. حسین لطف‌آبادی، وحیده نوروزی، بررسی چگونگی نگرش دانش‌آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی ایران به جهانی‌شدن و تأثیر آن بر ارزش‌ها و هویت دینی و ملی آنان، فصل‌نامه علمی، پژوهشی نوآوری‌های آموزشی، شماره 9، 1383.
16. محمّدباقر مجلسی، بحارالأنوار، دارالکتب اسلامیه، تهران 1363.
17. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی(عج)، انتشارات نسل جوان، قم 1380.
18. طه مرفاتی، جهان شمولی اسلامی و جهان‌سازی، مجموعه مقالات کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی، مجمع جهانی تقریب مذاهب، تهران 1383.
19. منیر اعظم میثاقی‌نژاد، جهانی‌شدن و نقش زنان، منبع اینترنتی 1385.
20. رضا نقیب‌السادات، جهانی‌سازی، انتشارات شابک، تهران 1382.
21. مرتضی والی‌نژاد، نخستین چالش‌های هزاره سوم: توسعه پایدار جهانی‌شدن، نشریه سیمای اقتصادی، شماره‌های: 187 و 188، 1380.
22. یوگن هاپرماس، جهانی‌شدن، ترجمه شاهرخ حقیقی و ابراهیم مکلا، نشریه آفتاب، شماره 19، 1381.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل