همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در دیدار با دست اندرکاران سومین همایش بین ­المللی دکترین مهدویت:

  انتظار ظهور، سرّی از اسرار الهی است

مرجع : کمیته اطلاع رسانی همایش دکترین مهدویت

جمعی از مسئولان و پژوهش­گران مؤسسه آینده روشن، با حضور در دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، با ایشان دیدار و گفت­وگو کردند. متن سخنان ایشان در زیر می­آید:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوۀ والسلام علی سیدنا ابی القاسم محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیَما مولانا بقیۀ الله فی الأرضین واللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین. السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم.

من واقعاً نمی­توانم که احساس خوش­حالی و مسرتی را که برای من با این توضیحاتی که جناب­عالی فرمودید، بیان کنم. همین طور که جناب­عالی تذکر دادید، مسأله از اهم مسائل اسلامی و مذهبی ماست و ما هر چه روی این مسأله کار کنیم و هر چه ابعاد و جوانب گوناگون آن بیشتر بررسی شود و توسعه پیدا کند و عزیزان و فضلایی که هستند، با این مسأله آشنایی کامل پیدا کنند، خوب است. همان طور که فرمودید، ما آن طوری که باید، روی این مسأله سرمایه­گذاری نکرده­ایم. حالا نمی­دانم، نگوییم کاری نشده است، البته راجع به گذشتگان نمی­توانیم جسارتی بکنیم، چون این آثاری که در دست ماست، به وسیله آنها به دست ما رسیده است و آن ها هم، در زمان خودشان هر کدام کارهایی کرده­اند و کتاب­هایی نوشته شده است. اینها همه وظیفه خودشان را انجام می­داده­اند. اما به هر حال، مسأله مهم­تر از این است که ما فرض می­کنیم. هرچه روی این مسأله کار بشود و مردم به این توجه پیدا بکنند، جا دارد. (­مرحوم آیت الله بروجردی رحمۀ الله علیه، وقتی که سفارش به طلاب می­کردند بعد از مباحثه، می­فرمودند این مسأله امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراموش نکنید، در همه منبرها؛ یعنی این باید در ذُکر مردم باشد، جوری نشود که ـ­البته این خودش مسأله مهمی است­ جوری نشود که این، از مطالب عجیب و غریب و غیرطبیعی تلقی بشود. این باید مسأله­ای باشد که مردم همیشه با آن مرتبط باشند. و همیشه در مسأله مهدویت و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، روی این مسأله همیشه ما کار بکنیم؛ هم علما هم فضلا هم اهل منبر هم دیگران، همه این مسأله را باید وجهه همت خودمان قرار بدهیم که مردم متوجه به وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند و همه بدانند که همه رعیت ایشان هستند.) ...در هر حال، این مسأله بسیار مسأله بزرگی است و قدم­هایی که شما برداشته­اید، همه مشکور است و ان شاء الله، امیدوارم که مقبول درگاه خدا و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.


حوزه را باید روی این بسیج کرد. حوزه مال آقاست، مال امام زمان است. تمام روحانیت تعلق به ایشان دارد. اگر منهای ایشان بخواهیم، ما هویتی نداریم، ما کسی نیستیم که. هر کس هر چه هم باشد، کسی نیست، چیزی نیست. هر کس هویتی دارد. آن­هایی که هویتی داشته­اند، مثل شیخ طوسی، (فرض بکنید) علامه حلی، این­ها همه هویتشان وابسته به ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این است که حفظ هویت خودمان را هم اگر بخواهیم بکنیم، باید در این مسأله کوشا باشیم و تلاش بکنیم و ان شاء الله بیشتر از این­ها و جوری باشد که در دنیا هم توجه به این مطلب داشته باشند.


البته آن وقت این ابعاد و جوانبش هم خیلی (­همین دیروز سؤالی از من کرده بودند. می خواستم جوابی را که داده بودم، بیاورم برای شما بخوانم. کسی نوشته بود که وقتی امام زمان بیاید، دیگر آدم محتاج به چیزی نیست و دیگر فعالیتی لازم نیست و از این سؤال­ها کرده بود. و من جواب­هایی دادم آن­جا، که نشد بیاورم.) ...غرض، سؤال­هایی که می­شود، پرسش­هایی که می­شود، این­ها همه باید که ما جواب بدهیم و جواب داشته باشیم و حاضر باشد.


طلاب و این­ها باید همه، البته شما این­که اختصاصاً خودتان را در این مسیر قرار داده­اید، خب این افتخار خیلی بزرگی است البته بسیار بسیار بااهمیت است ولیکن همه را باید بسیج کرد. یعنی حوزه باید روی این مسأله فعال بشود. حوزه باید برای مسأله مهدویت فعال بشود. چون عرض کردم هویت حوزه این است. این انقلاب اسلامی ما که الان هست، این هم همین است.


مرحوم امام، رحمۀ الله علیه، در آن فرمانی که داده بودند، گفتند که من به عنوان حق شرعی، (حق شرعی چیست؟ حق شرعی همین است دیگر که ارتباط با امام زمان و نیابت عامه امام زمان است. والاّ، این حق شرعی چیز دیگری که نیست. این مسأله انقلاب هم متکی به همین مسأله فکر مهدویت و عقیده به مهدویت است. همه باید که به این مسأله توجه داشته باشند که اساسش محکم باشد که محکم هست ولیکن باید جوری باشد که (در عالم ثبوت در کمال استحکام است، ولی) در عالم اثبات هم هرچه بیشتر جوانب و اطراف این مسأله و این موضوع هرچه روشن­تر بشود. از آن طرف هم دشمنان هم هستند، کتاب­هایی هم می­نویسند همین الان.


آن کتاب­هایی که نوشته می­شود هم، مسأله، مسأله سیاسی است؛ یعنی چون می­بینند این مسأله در شیعه معنای بزرگ و معنای فعالی دارد که روی این آمده­اند و می­خواهند حکومت درست بکنند و حکومت تأسیس بکنند، در مقام این برمی­آیند که این را خدشه­دار کنند و در آن اشکال بکنند و فعالیت می­کنند. البته اصل این مسأله از اول مورد توجه بوده است. یعنی این مسأله نیابت عامه امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف. بنده یک وقتی صحبت شد ـ­که حالا مفصل است­ گفتم زمان غیبت صغری، از همان زمان و بعد زمان غیبت کبری، همین جور بود. مردم، شیعیان متدین و متعهد، علما را حاکم می­دانستند.


یعنی در آن زمان­های پیش. فرض بفرمایید وقتی که محقق کرکی بود یا مثلاً شاه تهماسب بود، علما را حاکم می­دانستند به عنوان این­که این­ها نیابت عامه دارند نسبت به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، و این رشته بود. لذا در خیلی از اموری که بود، حتی اموال دولتی، از علما اجازه می­گرفتند. تصرف نمی کردند. حتی بعضی­ها وقتی می­خواستند سوار مثلاً راه­های آهن بشوند، اجازه می­گرفتند؛ آن­هایی که متعهد بودند. به هر صورت، این مسأله خیلی مهم است که رویش کار بشود.


کسانی هم که مدعی مهدویت شده­اند، آن­ها هم فعال شده­اند. همین بهایی­ها الان مشغول­اند. کتاب­هایی که در رد این­ها نوشته شده است، (چه خودشان، آن­هایی که مستبصر شده­اند و چه دیگران) در ارتباط با این است. این­ها باید که همه بررسی بشود. امیدوارم که شما بتوانید که در این زمینه قدم­های خوبی بردارید ان شاء الله.


درباره همین دولت کریمه که گفتید، من چیزی نوشته بودم به اسم «به سوی دولت کریمه»، همین که وقتی حضرت می­آیند و ان شاء الله ظهور می­کنند، چه جور عالم را اداره می­کنند، چه برنامه­هایی هست، دنیا چه جور اداره می­شود، مردم چه جور می­شوند. این­ها همه ابعادی است که باید بررسی بشود و عرض کردم که علما هم همیشه در این مقام بوده­اند و البته فعال بوده­اند.


الان که نشستم این­جا، به عکس مرحوم والد که نگاه کردم، ایشان وجودی بودند که تمام وجودشان، عشق به امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، بود و به این مناسبت، دیدم این را بگویم. زندگی ایشان در ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه، صرف شد. اگر بخواهم مجاهداتشان را بگویم، خودش کتاب بزرگی می­شود که چه کارهای بزرگی از ایشان در ارتباط با امام زمان و دفاع از مهدویت، در آن زمان­هایی که خیلی مشکل بود، در زمان رضاخان، چه کارهای بزرگی ایشان انجام داد.


اشعاری دارند که شاید با کم و زیادش، ده هزار بیت باشد. این­ها همه­اش در مدح حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، است. کتاب راجع به حضرت ولی عصر نوشته­اند. این حالی است که برای هر کسی پیدا بشود، خیلی غنیمت است و افتخار است برای شما که الحمد لله ­چنین توفیقی پیدا کرده­اید و امیدوارم که ان شاء الله توفیقات شما زیاد بشود و عنایات خود آقا، ان شاء الله، شامل حال شما باشد. مسأله همین است که این موضوع را هرچه بیشتر در اطرافش بسط کلام بدهیم و مطالب را روشن کنیم، خیلی مهم است.


یکی از این مسائلی که خیلی مطرح است، همین­هایی است که ادعای ملاقات و این­ها دارند. البته این را هم نمی­شود سلب کلی کرد. از ادله­ای که بر وجود حضرت هست، همین ملاقات­هاست که بعضی­هایش را آدم یقین دارد البته. ولی این­که هر کسی ادعا می­کند و آن هم با نقل­هایی سخیف و ضعیف که آن اساس مطلب و آن­هایی را که کاملاً محکم است، زیر سؤال ببرد، البته حق نیست.


اشخاصی که کتاب می­نویسند درباره حضرت، باید خیلی آگاهی داشته باشند؛ یعنی بفهمند چه می­نویسند. باید مطلب را خودشان درک کرده باشند و آن وقت کتاب بنویسند. من بیشتر از این نمی­توانم عرض بکنم، ولی خیلی خوش­حال شدم و دعا می­کنم ان شاء الله که شما موفق بشوید این برنامه­ها را به نحو احسن انجام بدهید و عرض کردم که شعب این هم شعب مختلفی است. از اصل، از ولایت امیرالمؤمنین علیه الصلوۀ والسلام شروع می­شود، تا منتهی می­شود به ولایت حضرت خاتم الأولیا، خود حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف.


در ادامه آیت الله العظمی صافی افزودند: «بنده الان با این حال و وضعیتی که دارم و این اشتغالاتی هم که هست، بیشتر راجع به همین مطالب اعتقادی است. از مسأله الاهیات شروع می­شود تا می­رسد به مسأله معاد. این­ها را زیاد سؤال می­کنند و باید جواب بدهیم؛ چون در کل این مطالب، الان سیر حوزه سیر کامل نیست. یعنی سیر مطمئن و سیر سالم نیست. مثلاً در موضوع معاد، باید همان طور که این همه آیات قرآن مسأله معاد را تجسیم می­کند و معاد جسمانی و این­ها، الان مطرح می­شود که این­ها این طور نیست.


یا در موضوع ربط حادث به قدیم، این­ها خیلی به عکس واقع شده است؛ یعنی مدعی شده­اند به تعدد قدما و حرف­هایی دیگر. بنده در کل این مطالب جواب می­دهم. راجع به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم با این­که وقت ندارم، ولی هر کتابی که می­آید، مطالعه می­کنم و هر سؤالی که بشود، در حد امکان، جواب می­دهم. حتی من در مباحثه خمس، در مسأله سهم امام، آن­جا راجع به حضرت ولی عصر، تذکراتی داده­ام و حتی مطلبی را گفته­ام که راجع به این­که می­گویند سهم امام را باید دفن کرد، یا این­که وصیت کنیم و وصیت کنیم و وصیت کنیم، تا برسد به دست خود آقا، این­ها را نوشته­ام که البته ما منتظر ظهور هستیم. «حتی انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً» ما مسأله ظهور را خیلی قریب و نزدیک می­دانیم.


ولی مع­ذلک گفتم این­ها این جوری تصور می­کنند که همین فردا امام زمان ظهور می­کند یا ده سال دیگر یا بیست سال دیگر، نوشته­ام که ممکن هم هست که تا دویست هزار سال دیگر هم ظهور نکند. این سرّی از اسرار الهی است. «افضل جهاد امتی انتظار الفرج» ما انتظار می­کشیم که فردا ظهور بکند حضرت. شاید الان هم ظهور کند.


اما این مسأله از اسرار الهی است که خداوند متعال وجود مبارک ایشان را قرار داده است، بهای عالم به وجود ایشان است. «اللهم بلی لاتخلو الأرض من قائم بالله بحجۀ اما ظاهر...» این روایت را اهل سنت و عامه هم نقل می­کنند. این یک ذخیره الهی است که باید باشد در عالم و همه چیز در عالم دلیل بر وجود ایشان است، مثل خیلی مطالب دیگر. مانند «ان الذین یؤمنون بالغیب...» که ما ایمان به وجود مبارک ایشان را ایمان به غیب می­دانیم. مثل ایمان به وجود جبرئیل و میکائیل و بهشت و جهنم و الی آخر. وجود مبارک ایشان غیب است. در عین حال که در کمال ظهور است، این از امور غیبیه­ای است که ما به وجود مبارک ایشان به این عنوان باید اعتقاد داشته باشیم.


پس از سخنانی درباره لزوم تشکیل لجنه­ای با نظارت حضرت آیت الله العظمی صافی که به مسائل مهدویت بپردازد و طلاب و فضای مشتاق این مباحث را پرورش دهند، از ایشان خواسته شد تا از پدر بزرگوارشان تشرفی یا نکته­ای که احساس برانگیز باشد، به عنوان حسن ختام نقل کنند.


آیت الله العظمی صافی گلپایگانی نیز فرمودند: «ایشان گفتم که اتصال خاصی با حضرت داشتند. مثلاً عریضه به حضرت ولی عصر را خودشان عرض می­کردند و نیمه شعبان را مقید بودند که جشن بگیرند. البته بعد رضاخان ممنوع کرد، اما ما جشن را در منزلمان می­گرفتیم. یا برنامه­هایی در ارتباط با حضرت داشتند. ایشان صداع و سردردی داشتند که خیلی شدید بود و آن وقت، پزشکی و طب و این­ها هم این طور نبود. البته ارادت­مندانی که داشتند، این­ها بعضی­هایشان از پزشکان درجه یک بودند در تهران و دواهایی داده بودند، ولی هیچ اثر نکرده بود. یک روز والده به ایشان گفته بود که عریضه­ای بنویسید.


آن­جا مسجدی بود که الان بازسازی شده. این مسجد درش رو به منزل ما باز می­شد. این مسجد، چاهی داشت که در آن چاه، مردم عریضه می­انداختند. والده گفت عریضه­ای بنویسید و در این چاه بیندازید. ایشان گفته بودند من نمی­توانم و حال این را ندارم. به هر حال، قلم و کاغذ آوردند و نوشته بودند این عریضه را. این مسلَم است که ایشان عریضه را نوشته بودند و زیر بغل ایشان را گرفته بودند و ایشان عریضه را انداخته بودند توی چاه و برگشته بودند. حالا یا توی اتاق یا توی حیاط نرسیده بودند، که درد افتاد. عریضه همان جا اثر کرده بود.»


در نهایت، ایشان به درخواست برخی از حاضران، دو بیت از اشعار پدرشان، مرحوم صافی را خواندند که به گفته ایشان از اشعاری بود که از کودکی به ایشان آموخته بوده­اند:


یارب، آن جان جهان، مونس ابرار کجاست؟

کعبه اهل صفا، قبله اخیار کجاست؟

وارث علم نبی مهدی موعود رسل

قطب عالم، خلف حیدر کرار کجاست؟

گشت دیوانه دلم، سلسله مویش کو

تیره شد بخت مرا، طالع بیدار کجاست؟



و بعد از آن، چند بیتی از اشعاری که خود ایشان درباره­ی حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، سروده­اند، خواندند:


آن دم که مرا بر گل رویش نظر افتاد

بر هستی­ام از آتش عشقش شرر افتاد

از جلوه آن قامت موزون و رخ ماه

دین و دل و تقوای من اندر خطر افتاد

بگذشت ز خویش و زن و از مال و ز فرزند

هر اهل دلی را که به کویش گذر افتاد

از پرتو خورشید جمال رخ یار است

هر خیر و سعادت که نصیب بشر افتاد

تنها نه منم عاشق و شیدای جمالش

هر کس که رخش دید، ز خود بی­خبر افتاد

«لطفی» نتوان کرد بیان شرح غم هجر

چون هر چه بگوییم، همه مختصر افتاد
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل