
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در دیدار با دست اندرکاران سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت:
انتظار ظهور، سرّی از اسرار الهی است
مرجع : کمیته اطلاع رسانی همایش دکترین مهدویت
جمعی از مسئولان و پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، با حضور در دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، با ایشان دیدار و گفتوگو کردند. متن سخنان ایشان در زیر میآید:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوۀ والسلام علی سیدنا ابی القاسم محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیَما مولانا بقیۀ الله فی الأرضین واللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین. السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم.
من واقعاً نمیتوانم که احساس خوشحالی و مسرتی را که برای من با این توضیحاتی که جنابعالی فرمودید، بیان کنم. همین طور که جنابعالی تذکر دادید، مسأله از اهم مسائل اسلامی و مذهبی ماست و ما هر چه روی این مسأله کار کنیم و هر چه ابعاد و جوانب گوناگون آن بیشتر بررسی شود و توسعه پیدا کند و عزیزان و فضلایی که هستند، با این مسأله آشنایی کامل پیدا کنند، خوب است. همان طور که فرمودید، ما آن طوری که باید، روی این مسأله سرمایهگذاری نکردهایم. حالا نمیدانم، نگوییم کاری نشده است، البته راجع به گذشتگان نمیتوانیم جسارتی بکنیم، چون این آثاری که در دست ماست، به وسیله آنها به دست ما رسیده است و آن ها هم، در زمان خودشان هر کدام کارهایی کردهاند و کتابهایی نوشته شده است. اینها همه وظیفه خودشان را انجام میدادهاند. اما به هر حال، مسأله مهمتر از این است که ما فرض میکنیم. هرچه روی این مسأله کار بشود و مردم به این توجه پیدا بکنند، جا دارد. (مرحوم آیت الله بروجردی رحمۀ الله علیه، وقتی که سفارش به طلاب میکردند بعد از مباحثه، میفرمودند این مسأله امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراموش نکنید، در همه منبرها؛ یعنی این باید در ذُکر مردم باشد، جوری نشود که ـالبته این خودش مسأله مهمی است جوری نشود که این، از مطالب عجیب و غریب و غیرطبیعی تلقی بشود. این باید مسألهای باشد که مردم همیشه با آن مرتبط باشند. و همیشه در مسأله مهدویت و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، روی این مسأله همیشه ما کار بکنیم؛ هم علما هم فضلا هم اهل منبر هم دیگران، همه این مسأله را باید وجهه همت خودمان قرار بدهیم که مردم متوجه به وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند و همه بدانند که همه رعیت ایشان هستند.) ...در هر حال، این مسأله بسیار مسأله بزرگی است و قدمهایی که شما برداشتهاید، همه مشکور است و ان شاء الله، امیدوارم که مقبول درگاه خدا و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
حوزه را باید روی این بسیج کرد. حوزه مال آقاست، مال امام زمان است. تمام روحانیت تعلق به ایشان دارد. اگر منهای ایشان بخواهیم، ما هویتی نداریم، ما کسی نیستیم که. هر کس هر چه هم باشد، کسی نیست، چیزی نیست. هر کس هویتی دارد. آنهایی که هویتی داشتهاند، مثل شیخ طوسی، (فرض بکنید) علامه حلی، اینها همه هویتشان وابسته به ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این است که حفظ هویت خودمان را هم اگر بخواهیم بکنیم، باید در این مسأله کوشا باشیم و تلاش بکنیم و ان شاء الله بیشتر از اینها و جوری باشد که در دنیا هم توجه به این مطلب داشته باشند.
البته آن وقت این ابعاد و جوانبش هم خیلی (همین دیروز سؤالی از من کرده بودند. می خواستم جوابی را که داده بودم، بیاورم برای شما بخوانم. کسی نوشته بود که وقتی امام زمان بیاید، دیگر آدم محتاج به چیزی نیست و دیگر فعالیتی لازم نیست و از این سؤالها کرده بود. و من جوابهایی دادم آنجا، که نشد بیاورم.) ...غرض، سؤالهایی که میشود، پرسشهایی که میشود، اینها همه باید که ما جواب بدهیم و جواب داشته باشیم و حاضر باشد.
طلاب و اینها باید همه، البته شما اینکه اختصاصاً خودتان را در این مسیر قرار دادهاید، خب این افتخار خیلی بزرگی است البته بسیار بسیار بااهمیت است ولیکن همه را باید بسیج کرد. یعنی حوزه باید روی این مسأله فعال بشود. حوزه باید برای مسأله مهدویت فعال بشود. چون عرض کردم هویت حوزه این است. این انقلاب اسلامی ما که الان هست، این هم همین است.
مرحوم امام، رحمۀ الله علیه، در آن فرمانی که داده بودند، گفتند که من به عنوان حق شرعی، (حق شرعی چیست؟ حق شرعی همین است دیگر که ارتباط با امام زمان و نیابت عامه امام زمان است. والاّ، این حق شرعی چیز دیگری که نیست. این مسأله انقلاب هم متکی به همین مسأله فکر مهدویت و عقیده به مهدویت است. همه باید که به این مسأله توجه داشته باشند که اساسش محکم باشد که محکم هست ولیکن باید جوری باشد که (در عالم ثبوت در کمال استحکام است، ولی) در عالم اثبات هم هرچه بیشتر جوانب و اطراف این مسأله و این موضوع هرچه روشنتر بشود. از آن طرف هم دشمنان هم هستند، کتابهایی هم مینویسند همین الان.
آن کتابهایی که نوشته میشود هم، مسأله، مسأله سیاسی است؛ یعنی چون میبینند این مسأله در شیعه معنای بزرگ و معنای فعالی دارد که روی این آمدهاند و میخواهند حکومت درست بکنند و حکومت تأسیس بکنند، در مقام این برمیآیند که این را خدشهدار کنند و در آن اشکال بکنند و فعالیت میکنند. البته اصل این مسأله از اول مورد توجه بوده است. یعنی این مسأله نیابت عامه امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف. بنده یک وقتی صحبت شد ـکه حالا مفصل است گفتم زمان غیبت صغری، از همان زمان و بعد زمان غیبت کبری، همین جور بود. مردم، شیعیان متدین و متعهد، علما را حاکم میدانستند.
یعنی در آن زمانهای پیش. فرض بفرمایید وقتی که محقق کرکی بود یا مثلاً شاه تهماسب بود، علما را حاکم میدانستند به عنوان اینکه اینها نیابت عامه دارند نسبت به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، و این رشته بود. لذا در خیلی از اموری که بود، حتی اموال دولتی، از علما اجازه میگرفتند. تصرف نمی کردند. حتی بعضیها وقتی میخواستند سوار مثلاً راههای آهن بشوند، اجازه میگرفتند؛ آنهایی که متعهد بودند. به هر صورت، این مسأله خیلی مهم است که رویش کار بشود.
کسانی هم که مدعی مهدویت شدهاند، آنها هم فعال شدهاند. همین بهاییها الان مشغولاند. کتابهایی که در رد اینها نوشته شده است، (چه خودشان، آنهایی که مستبصر شدهاند و چه دیگران) در ارتباط با این است. اینها باید که همه بررسی بشود. امیدوارم که شما بتوانید که در این زمینه قدمهای خوبی بردارید ان شاء الله.
درباره همین دولت کریمه که گفتید، من چیزی نوشته بودم به اسم «به سوی دولت کریمه»، همین که وقتی حضرت میآیند و ان شاء الله ظهور میکنند، چه جور عالم را اداره میکنند، چه برنامههایی هست، دنیا چه جور اداره میشود، مردم چه جور میشوند. اینها همه ابعادی است که باید بررسی بشود و عرض کردم که علما هم همیشه در این مقام بودهاند و البته فعال بودهاند.
الان که نشستم اینجا، به عکس مرحوم والد که نگاه کردم، ایشان وجودی بودند که تمام وجودشان، عشق به امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، بود و به این مناسبت، دیدم این را بگویم. زندگی ایشان در ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه، صرف شد. اگر بخواهم مجاهداتشان را بگویم، خودش کتاب بزرگی میشود که چه کارهای بزرگی از ایشان در ارتباط با امام زمان و دفاع از مهدویت، در آن زمانهایی که خیلی مشکل بود، در زمان رضاخان، چه کارهای بزرگی ایشان انجام داد.
اشعاری دارند که شاید با کم و زیادش، ده هزار بیت باشد. اینها همهاش در مدح حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، است. کتاب راجع به حضرت ولی عصر نوشتهاند. این حالی است که برای هر کسی پیدا بشود، خیلی غنیمت است و افتخار است برای شما که الحمد لله چنین توفیقی پیدا کردهاید و امیدوارم که ان شاء الله توفیقات شما زیاد بشود و عنایات خود آقا، ان شاء الله، شامل حال شما باشد. مسأله همین است که این موضوع را هرچه بیشتر در اطرافش بسط کلام بدهیم و مطالب را روشن کنیم، خیلی مهم است.
یکی از این مسائلی که خیلی مطرح است، همینهایی است که ادعای ملاقات و اینها دارند. البته این را هم نمیشود سلب کلی کرد. از ادلهای که بر وجود حضرت هست، همین ملاقاتهاست که بعضیهایش را آدم یقین دارد البته. ولی اینکه هر کسی ادعا میکند و آن هم با نقلهایی سخیف و ضعیف که آن اساس مطلب و آنهایی را که کاملاً محکم است، زیر سؤال ببرد، البته حق نیست.
اشخاصی که کتاب مینویسند درباره حضرت، باید خیلی آگاهی داشته باشند؛ یعنی بفهمند چه مینویسند. باید مطلب را خودشان درک کرده باشند و آن وقت کتاب بنویسند. من بیشتر از این نمیتوانم عرض بکنم، ولی خیلی خوشحال شدم و دعا میکنم ان شاء الله که شما موفق بشوید این برنامهها را به نحو احسن انجام بدهید و عرض کردم که شعب این هم شعب مختلفی است. از اصل، از ولایت امیرالمؤمنین علیه الصلوۀ والسلام شروع میشود، تا منتهی میشود به ولایت حضرت خاتم الأولیا، خود حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف.
در ادامه آیت الله العظمی صافی افزودند: «بنده الان با این حال و وضعیتی که دارم و این اشتغالاتی هم که هست، بیشتر راجع به همین مطالب اعتقادی است. از مسأله الاهیات شروع میشود تا میرسد به مسأله معاد. اینها را زیاد سؤال میکنند و باید جواب بدهیم؛ چون در کل این مطالب، الان سیر حوزه سیر کامل نیست. یعنی سیر مطمئن و سیر سالم نیست. مثلاً در موضوع معاد، باید همان طور که این همه آیات قرآن مسأله معاد را تجسیم میکند و معاد جسمانی و اینها، الان مطرح میشود که اینها این طور نیست.
یا در موضوع ربط حادث به قدیم، اینها خیلی به عکس واقع شده است؛ یعنی مدعی شدهاند به تعدد قدما و حرفهایی دیگر. بنده در کل این مطالب جواب میدهم. راجع به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم با اینکه وقت ندارم، ولی هر کتابی که میآید، مطالعه میکنم و هر سؤالی که بشود، در حد امکان، جواب میدهم. حتی من در مباحثه خمس، در مسأله سهم امام، آنجا راجع به حضرت ولی عصر، تذکراتی دادهام و حتی مطلبی را گفتهام که راجع به اینکه میگویند سهم امام را باید دفن کرد، یا اینکه وصیت کنیم و وصیت کنیم و وصیت کنیم، تا برسد به دست خود آقا، اینها را نوشتهام که البته ما منتظر ظهور هستیم. «حتی انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً» ما مسأله ظهور را خیلی قریب و نزدیک میدانیم.
ولی معذلک گفتم اینها این جوری تصور میکنند که همین فردا امام زمان ظهور میکند یا ده سال دیگر یا بیست سال دیگر، نوشتهام که ممکن هم هست که تا دویست هزار سال دیگر هم ظهور نکند. این سرّی از اسرار الهی است. «افضل جهاد امتی انتظار الفرج» ما انتظار میکشیم که فردا ظهور بکند حضرت. شاید الان هم ظهور کند.
اما این مسأله از اسرار الهی است که خداوند متعال وجود مبارک ایشان را قرار داده است، بهای عالم به وجود ایشان است. «اللهم بلی لاتخلو الأرض من قائم بالله بحجۀ اما ظاهر...» این روایت را اهل سنت و عامه هم نقل میکنند. این یک ذخیره الهی است که باید باشد در عالم و همه چیز در عالم دلیل بر وجود ایشان است، مثل خیلی مطالب دیگر. مانند «ان الذین یؤمنون بالغیب...» که ما ایمان به وجود مبارک ایشان را ایمان به غیب میدانیم. مثل ایمان به وجود جبرئیل و میکائیل و بهشت و جهنم و الی آخر. وجود مبارک ایشان غیب است. در عین حال که در کمال ظهور است، این از امور غیبیهای است که ما به وجود مبارک ایشان به این عنوان باید اعتقاد داشته باشیم.
پس از سخنانی درباره لزوم تشکیل لجنهای با نظارت حضرت آیت الله العظمی صافی که به مسائل مهدویت بپردازد و طلاب و فضای مشتاق این مباحث را پرورش دهند، از ایشان خواسته شد تا از پدر بزرگوارشان تشرفی یا نکتهای که احساس برانگیز باشد، به عنوان حسن ختام نقل کنند.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی نیز فرمودند: «ایشان گفتم که اتصال خاصی با حضرت داشتند. مثلاً عریضه به حضرت ولی عصر را خودشان عرض میکردند و نیمه شعبان را مقید بودند که جشن بگیرند. البته بعد رضاخان ممنوع کرد، اما ما جشن را در منزلمان میگرفتیم. یا برنامههایی در ارتباط با حضرت داشتند. ایشان صداع و سردردی داشتند که خیلی شدید بود و آن وقت، پزشکی و طب و اینها هم این طور نبود. البته ارادتمندانی که داشتند، اینها بعضیهایشان از پزشکان درجه یک بودند در تهران و دواهایی داده بودند، ولی هیچ اثر نکرده بود. یک روز والده به ایشان گفته بود که عریضهای بنویسید.
آنجا مسجدی بود که الان بازسازی شده. این مسجد درش رو به منزل ما باز میشد. این مسجد، چاهی داشت که در آن چاه، مردم عریضه میانداختند. والده گفت عریضهای بنویسید و در این چاه بیندازید. ایشان گفته بودند من نمیتوانم و حال این را ندارم. به هر حال، قلم و کاغذ آوردند و نوشته بودند این عریضه را. این مسلَم است که ایشان عریضه را نوشته بودند و زیر بغل ایشان را گرفته بودند و ایشان عریضه را انداخته بودند توی چاه و برگشته بودند. حالا یا توی اتاق یا توی حیاط نرسیده بودند، که درد افتاد. عریضه همان جا اثر کرده بود.»
در نهایت، ایشان به درخواست برخی از حاضران، دو بیت از اشعار پدرشان، مرحوم صافی را خواندند که به گفته ایشان از اشعاری بود که از کودکی به ایشان آموخته بودهاند:
یارب، آن جان جهان، مونس ابرار کجاست؟
کعبه اهل صفا، قبله اخیار کجاست؟
وارث علم نبی مهدی موعود رسل
قطب عالم، خلف حیدر کرار کجاست؟
گشت دیوانه دلم، سلسله مویش کو
تیره شد بخت مرا، طالع بیدار کجاست؟
و بعد از آن، چند بیتی از اشعاری که خود ایشان دربارهی حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، سرودهاند، خواندند:
آن دم که مرا بر گل رویش نظر افتاد
بر هستیام از آتش عشقش شرر افتاد
از جلوه آن قامت موزون و رخ ماه
دین و دل و تقوای من اندر خطر افتاد
بگذشت ز خویش و زن و از مال و ز فرزند
هر اهل دلی را که به کویش گذر افتاد
از پرتو خورشید جمال رخ یار است
هر خیر و سعادت که نصیب بشر افتاد
تنها نه منم عاشق و شیدای جمالش
هر کس که رخش دید، ز خود بیخبر افتاد
«لطفی» نتوان کرد بیان شرح غم هجر
چون هر چه بگوییم، همه مختصر افتاد
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. والصلوۀ والسلام علی سیدنا ابی القاسم محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیَما مولانا بقیۀ الله فی الأرضین واللعن علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین. السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم.
من واقعاً نمیتوانم که احساس خوشحالی و مسرتی را که برای من با این توضیحاتی که جنابعالی فرمودید، بیان کنم. همین طور که جنابعالی تذکر دادید، مسأله از اهم مسائل اسلامی و مذهبی ماست و ما هر چه روی این مسأله کار کنیم و هر چه ابعاد و جوانب گوناگون آن بیشتر بررسی شود و توسعه پیدا کند و عزیزان و فضلایی که هستند، با این مسأله آشنایی کامل پیدا کنند، خوب است. همان طور که فرمودید، ما آن طوری که باید، روی این مسأله سرمایهگذاری نکردهایم. حالا نمیدانم، نگوییم کاری نشده است، البته راجع به گذشتگان نمیتوانیم جسارتی بکنیم، چون این آثاری که در دست ماست، به وسیله آنها به دست ما رسیده است و آن ها هم، در زمان خودشان هر کدام کارهایی کردهاند و کتابهایی نوشته شده است. اینها همه وظیفه خودشان را انجام میدادهاند. اما به هر حال، مسأله مهمتر از این است که ما فرض میکنیم. هرچه روی این مسأله کار بشود و مردم به این توجه پیدا بکنند، جا دارد. (مرحوم آیت الله بروجردی رحمۀ الله علیه، وقتی که سفارش به طلاب میکردند بعد از مباحثه، میفرمودند این مسأله امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراموش نکنید، در همه منبرها؛ یعنی این باید در ذُکر مردم باشد، جوری نشود که ـالبته این خودش مسأله مهمی است جوری نشود که این، از مطالب عجیب و غریب و غیرطبیعی تلقی بشود. این باید مسألهای باشد که مردم همیشه با آن مرتبط باشند. و همیشه در مسأله مهدویت و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، روی این مسأله همیشه ما کار بکنیم؛ هم علما هم فضلا هم اهل منبر هم دیگران، همه این مسأله را باید وجهه همت خودمان قرار بدهیم که مردم متوجه به وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند و همه بدانند که همه رعیت ایشان هستند.) ...در هر حال، این مسأله بسیار مسأله بزرگی است و قدمهایی که شما برداشتهاید، همه مشکور است و ان شاء الله، امیدوارم که مقبول درگاه خدا و حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
حوزه را باید روی این بسیج کرد. حوزه مال آقاست، مال امام زمان است. تمام روحانیت تعلق به ایشان دارد. اگر منهای ایشان بخواهیم، ما هویتی نداریم، ما کسی نیستیم که. هر کس هر چه هم باشد، کسی نیست، چیزی نیست. هر کس هویتی دارد. آنهایی که هویتی داشتهاند، مثل شیخ طوسی، (فرض بکنید) علامه حلی، اینها همه هویتشان وابسته به ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این است که حفظ هویت خودمان را هم اگر بخواهیم بکنیم، باید در این مسأله کوشا باشیم و تلاش بکنیم و ان شاء الله بیشتر از اینها و جوری باشد که در دنیا هم توجه به این مطلب داشته باشند.
البته آن وقت این ابعاد و جوانبش هم خیلی (همین دیروز سؤالی از من کرده بودند. می خواستم جوابی را که داده بودم، بیاورم برای شما بخوانم. کسی نوشته بود که وقتی امام زمان بیاید، دیگر آدم محتاج به چیزی نیست و دیگر فعالیتی لازم نیست و از این سؤالها کرده بود. و من جوابهایی دادم آنجا، که نشد بیاورم.) ...غرض، سؤالهایی که میشود، پرسشهایی که میشود، اینها همه باید که ما جواب بدهیم و جواب داشته باشیم و حاضر باشد.
طلاب و اینها باید همه، البته شما اینکه اختصاصاً خودتان را در این مسیر قرار دادهاید، خب این افتخار خیلی بزرگی است البته بسیار بسیار بااهمیت است ولیکن همه را باید بسیج کرد. یعنی حوزه باید روی این مسأله فعال بشود. حوزه باید برای مسأله مهدویت فعال بشود. چون عرض کردم هویت حوزه این است. این انقلاب اسلامی ما که الان هست، این هم همین است.
مرحوم امام، رحمۀ الله علیه، در آن فرمانی که داده بودند، گفتند که من به عنوان حق شرعی، (حق شرعی چیست؟ حق شرعی همین است دیگر که ارتباط با امام زمان و نیابت عامه امام زمان است. والاّ، این حق شرعی چیز دیگری که نیست. این مسأله انقلاب هم متکی به همین مسأله فکر مهدویت و عقیده به مهدویت است. همه باید که به این مسأله توجه داشته باشند که اساسش محکم باشد که محکم هست ولیکن باید جوری باشد که (در عالم ثبوت در کمال استحکام است، ولی) در عالم اثبات هم هرچه بیشتر جوانب و اطراف این مسأله و این موضوع هرچه روشنتر بشود. از آن طرف هم دشمنان هم هستند، کتابهایی هم مینویسند همین الان.
آن کتابهایی که نوشته میشود هم، مسأله، مسأله سیاسی است؛ یعنی چون میبینند این مسأله در شیعه معنای بزرگ و معنای فعالی دارد که روی این آمدهاند و میخواهند حکومت درست بکنند و حکومت تأسیس بکنند، در مقام این برمیآیند که این را خدشهدار کنند و در آن اشکال بکنند و فعالیت میکنند. البته اصل این مسأله از اول مورد توجه بوده است. یعنی این مسأله نیابت عامه امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف. بنده یک وقتی صحبت شد ـکه حالا مفصل است گفتم زمان غیبت صغری، از همان زمان و بعد زمان غیبت کبری، همین جور بود. مردم، شیعیان متدین و متعهد، علما را حاکم میدانستند.
یعنی در آن زمانهای پیش. فرض بفرمایید وقتی که محقق کرکی بود یا مثلاً شاه تهماسب بود، علما را حاکم میدانستند به عنوان اینکه اینها نیابت عامه دارند نسبت به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، و این رشته بود. لذا در خیلی از اموری که بود، حتی اموال دولتی، از علما اجازه میگرفتند. تصرف نمی کردند. حتی بعضیها وقتی میخواستند سوار مثلاً راههای آهن بشوند، اجازه میگرفتند؛ آنهایی که متعهد بودند. به هر صورت، این مسأله خیلی مهم است که رویش کار بشود.
کسانی هم که مدعی مهدویت شدهاند، آنها هم فعال شدهاند. همین بهاییها الان مشغولاند. کتابهایی که در رد اینها نوشته شده است، (چه خودشان، آنهایی که مستبصر شدهاند و چه دیگران) در ارتباط با این است. اینها باید که همه بررسی بشود. امیدوارم که شما بتوانید که در این زمینه قدمهای خوبی بردارید ان شاء الله.
درباره همین دولت کریمه که گفتید، من چیزی نوشته بودم به اسم «به سوی دولت کریمه»، همین که وقتی حضرت میآیند و ان شاء الله ظهور میکنند، چه جور عالم را اداره میکنند، چه برنامههایی هست، دنیا چه جور اداره میشود، مردم چه جور میشوند. اینها همه ابعادی است که باید بررسی بشود و عرض کردم که علما هم همیشه در این مقام بودهاند و البته فعال بودهاند.
الان که نشستم اینجا، به عکس مرحوم والد که نگاه کردم، ایشان وجودی بودند که تمام وجودشان، عشق به امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، بود و به این مناسبت، دیدم این را بگویم. زندگی ایشان در ارتباط با امام زمان، عجل الله تعالی فرجه، صرف شد. اگر بخواهم مجاهداتشان را بگویم، خودش کتاب بزرگی میشود که چه کارهای بزرگی از ایشان در ارتباط با امام زمان و دفاع از مهدویت، در آن زمانهایی که خیلی مشکل بود، در زمان رضاخان، چه کارهای بزرگی ایشان انجام داد.
اشعاری دارند که شاید با کم و زیادش، ده هزار بیت باشد. اینها همهاش در مدح حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، است. کتاب راجع به حضرت ولی عصر نوشتهاند. این حالی است که برای هر کسی پیدا بشود، خیلی غنیمت است و افتخار است برای شما که الحمد لله چنین توفیقی پیدا کردهاید و امیدوارم که ان شاء الله توفیقات شما زیاد بشود و عنایات خود آقا، ان شاء الله، شامل حال شما باشد. مسأله همین است که این موضوع را هرچه بیشتر در اطرافش بسط کلام بدهیم و مطالب را روشن کنیم، خیلی مهم است.
یکی از این مسائلی که خیلی مطرح است، همینهایی است که ادعای ملاقات و اینها دارند. البته این را هم نمیشود سلب کلی کرد. از ادلهای که بر وجود حضرت هست، همین ملاقاتهاست که بعضیهایش را آدم یقین دارد البته. ولی اینکه هر کسی ادعا میکند و آن هم با نقلهایی سخیف و ضعیف که آن اساس مطلب و آنهایی را که کاملاً محکم است، زیر سؤال ببرد، البته حق نیست.
اشخاصی که کتاب مینویسند درباره حضرت، باید خیلی آگاهی داشته باشند؛ یعنی بفهمند چه مینویسند. باید مطلب را خودشان درک کرده باشند و آن وقت کتاب بنویسند. من بیشتر از این نمیتوانم عرض بکنم، ولی خیلی خوشحال شدم و دعا میکنم ان شاء الله که شما موفق بشوید این برنامهها را به نحو احسن انجام بدهید و عرض کردم که شعب این هم شعب مختلفی است. از اصل، از ولایت امیرالمؤمنین علیه الصلوۀ والسلام شروع میشود، تا منتهی میشود به ولایت حضرت خاتم الأولیا، خود حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف.
در ادامه آیت الله العظمی صافی افزودند: «بنده الان با این حال و وضعیتی که دارم و این اشتغالاتی هم که هست، بیشتر راجع به همین مطالب اعتقادی است. از مسأله الاهیات شروع میشود تا میرسد به مسأله معاد. اینها را زیاد سؤال میکنند و باید جواب بدهیم؛ چون در کل این مطالب، الان سیر حوزه سیر کامل نیست. یعنی سیر مطمئن و سیر سالم نیست. مثلاً در موضوع معاد، باید همان طور که این همه آیات قرآن مسأله معاد را تجسیم میکند و معاد جسمانی و اینها، الان مطرح میشود که اینها این طور نیست.
یا در موضوع ربط حادث به قدیم، اینها خیلی به عکس واقع شده است؛ یعنی مدعی شدهاند به تعدد قدما و حرفهایی دیگر. بنده در کل این مطالب جواب میدهم. راجع به حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم با اینکه وقت ندارم، ولی هر کتابی که میآید، مطالعه میکنم و هر سؤالی که بشود، در حد امکان، جواب میدهم. حتی من در مباحثه خمس، در مسأله سهم امام، آنجا راجع به حضرت ولی عصر، تذکراتی دادهام و حتی مطلبی را گفتهام که راجع به اینکه میگویند سهم امام را باید دفن کرد، یا اینکه وصیت کنیم و وصیت کنیم و وصیت کنیم، تا برسد به دست خود آقا، اینها را نوشتهام که البته ما منتظر ظهور هستیم. «حتی انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً» ما مسأله ظهور را خیلی قریب و نزدیک میدانیم.
ولی معذلک گفتم اینها این جوری تصور میکنند که همین فردا امام زمان ظهور میکند یا ده سال دیگر یا بیست سال دیگر، نوشتهام که ممکن هم هست که تا دویست هزار سال دیگر هم ظهور نکند. این سرّی از اسرار الهی است. «افضل جهاد امتی انتظار الفرج» ما انتظار میکشیم که فردا ظهور بکند حضرت. شاید الان هم ظهور کند.
اما این مسأله از اسرار الهی است که خداوند متعال وجود مبارک ایشان را قرار داده است، بهای عالم به وجود ایشان است. «اللهم بلی لاتخلو الأرض من قائم بالله بحجۀ اما ظاهر...» این روایت را اهل سنت و عامه هم نقل میکنند. این یک ذخیره الهی است که باید باشد در عالم و همه چیز در عالم دلیل بر وجود ایشان است، مثل خیلی مطالب دیگر. مانند «ان الذین یؤمنون بالغیب...» که ما ایمان به وجود مبارک ایشان را ایمان به غیب میدانیم. مثل ایمان به وجود جبرئیل و میکائیل و بهشت و جهنم و الی آخر. وجود مبارک ایشان غیب است. در عین حال که در کمال ظهور است، این از امور غیبیهای است که ما به وجود مبارک ایشان به این عنوان باید اعتقاد داشته باشیم.
پس از سخنانی درباره لزوم تشکیل لجنهای با نظارت حضرت آیت الله العظمی صافی که به مسائل مهدویت بپردازد و طلاب و فضای مشتاق این مباحث را پرورش دهند، از ایشان خواسته شد تا از پدر بزرگوارشان تشرفی یا نکتهای که احساس برانگیز باشد، به عنوان حسن ختام نقل کنند.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی نیز فرمودند: «ایشان گفتم که اتصال خاصی با حضرت داشتند. مثلاً عریضه به حضرت ولی عصر را خودشان عرض میکردند و نیمه شعبان را مقید بودند که جشن بگیرند. البته بعد رضاخان ممنوع کرد، اما ما جشن را در منزلمان میگرفتیم. یا برنامههایی در ارتباط با حضرت داشتند. ایشان صداع و سردردی داشتند که خیلی شدید بود و آن وقت، پزشکی و طب و اینها هم این طور نبود. البته ارادتمندانی که داشتند، اینها بعضیهایشان از پزشکان درجه یک بودند در تهران و دواهایی داده بودند، ولی هیچ اثر نکرده بود. یک روز والده به ایشان گفته بود که عریضهای بنویسید.
آنجا مسجدی بود که الان بازسازی شده. این مسجد درش رو به منزل ما باز میشد. این مسجد، چاهی داشت که در آن چاه، مردم عریضه میانداختند. والده گفت عریضهای بنویسید و در این چاه بیندازید. ایشان گفته بودند من نمیتوانم و حال این را ندارم. به هر حال، قلم و کاغذ آوردند و نوشته بودند این عریضه را. این مسلَم است که ایشان عریضه را نوشته بودند و زیر بغل ایشان را گرفته بودند و ایشان عریضه را انداخته بودند توی چاه و برگشته بودند. حالا یا توی اتاق یا توی حیاط نرسیده بودند، که درد افتاد. عریضه همان جا اثر کرده بود.»
در نهایت، ایشان به درخواست برخی از حاضران، دو بیت از اشعار پدرشان، مرحوم صافی را خواندند که به گفته ایشان از اشعاری بود که از کودکی به ایشان آموخته بودهاند:
یارب، آن جان جهان، مونس ابرار کجاست؟
کعبه اهل صفا، قبله اخیار کجاست؟
وارث علم نبی مهدی موعود رسل
قطب عالم، خلف حیدر کرار کجاست؟
گشت دیوانه دلم، سلسله مویش کو
تیره شد بخت مرا، طالع بیدار کجاست؟
و بعد از آن، چند بیتی از اشعاری که خود ایشان دربارهی حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، سرودهاند، خواندند:
آن دم که مرا بر گل رویش نظر افتاد
بر هستیام از آتش عشقش شرر افتاد
از جلوه آن قامت موزون و رخ ماه
دین و دل و تقوای من اندر خطر افتاد
بگذشت ز خویش و زن و از مال و ز فرزند
هر اهل دلی را که به کویش گذر افتاد
از پرتو خورشید جمال رخ یار است
هر خیر و سعادت که نصیب بشر افتاد
تنها نه منم عاشق و شیدای جمالش
هر کس که رخش دید، ز خود بیخبر افتاد
«لطفی» نتوان کرد بیان شرح غم هجر
چون هر چه بگوییم، همه مختصر افتاد


