همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  با امام خمینی در اندیشه مهدویت

مصطفی خلیلی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
اندیشه امام خمینی بر کارآمدی مسئله اعتقاد به مهدویت در جامعه جهانی مبتنی است زیرا هیچ قدرتی در اجرای عدالت و برپایی قسط و رفع ظلم و ستم عدل او نخواهد بود. امام عصر(عج) واسطه فیض الهی و متصل به قدرت لایزال ربوبی بوده و آخرین ذخیره خداوند برای تحقق اهداف بلند انبیا می‌باشد.

هر حکومت و قدرتی غیر از حاکمیت حق، توفیق آن ‌را ندارد که قسط و عدل را به معنای واقعی کلمه اعمال نماید به جز آن‌ که را خداوند خواسته است. پس امام زمان(عج) برای چنین امر مهمی ظهور خواهد نمود و جهان پر از ظلم و جور را به عدل و داد مزین خواهد ساخت. بدین جهت نام و یاد آن حجت خدا در ایام مبارک میلاد خصوصاً باید احیا گردد و نیمه شعبان یادآور چنین اعتقادی است.

بر ما فرض و لازم است معرفت واقعی پیدا کنیم که اعمال فردی ما هر هفته دوبار به رؤیت آن امام حاضر می‌رسد و با این اعتقاد دینی، بسیاری از معضلات و مشکلات روحی و عملی تسهیل خواهد شد. امام بر این نکته تأکید دارند که غالب مشکلات ما بر عدم معرفت و آگاهی مبتنی است. شکوفایی و پویایی حیات انسانی بر معرفت حقیقی ابتناء دارد. بااین معرفت، افراد و اجتماع خود را برای ظهور نه حضور مهیا ساخته و امیدوارانه به حرکت و پویایی دعوت می‌شوند، یأس و ناامیدی از آن‌جا ظهور می‌یابد که فرد و جامعه نسبت به انتظار و ظهور و آینده‌ خویش آگاهی و معرفت لازم را ندارد.

به همین خاطر امام بر این امر تأکید ورزیده و مسئله عرضه اعمال و آثار و برکات ظهور را در کلمات نورانی خود آورده و تلاش در روشن‌گری آن برای عامه مردم دارند. از جمله آثار و برکات آن را وحدت و انسجام ملت‌ها، کاهش فساد و تباهی‌ها، کامل نمودن معرفت‌ها، احقاق حق و اجرای عدالت و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بر می‌شمارند.

ایشان اعتقاد به مهدویت را صرفاً یک تئوری عقیدتی نمی‌دانند که در قلم‌رو اعتقاد محدود شود بلکه این اعتقاد، کاربردی‌ترین عقیده مسلمین است که می‌تواند بشریت را از قید ظلم و ستم و زنجیر اسارت حاکمان زر و زور و تزویر رهایی بخشد و آرمان‌های انسانی را در جامعه‌های بشری به ارمغان آورد که مقدمه آن را در تحقق بخشیدن نظام مقدس جمهوری اسلامی به اثبات رساندند.

او با عملی ساختن انقلاب اسلامی و رهبری معصوم‌گونه خود، برداشت‌های ناصواب از مسئله انتظار را خط بطلان کشیده و برپایی حاکمیت دینی در عصر غیبت را امری لازم و ضروری بر شمردند.

ای مهر، طلوع کن که خوابیم همه
در هجر رخت در تب و تابیم همه

هر برزن و بام از رخت روشن باد
خفاش وشیم و در حجابیم همه

حسن مقال را با رباعی امام ابتدا نموده تا شاید آن روح بلند و ملکوتی، مدد رسانده و نگارنده حق سخن را در این باب به نیکی ادا نماید.

برای هیچ علمی این امر پوشیده نیست که موضوع مهدویت و آینده تاریخ بشریت، یکی از مهم‌ترین و چالش برانگیزترین موضوعاتی است که از ابتدای تاریخ اسلام تا به امروز مطرح می‌باشد. با نگاه عمیق‌تر می‌توان گفت که موعودگرایی یکی از مباحث مهم همه ادیان الهی و غیرالهی بوده است، لااقل سه دین بزرگ ابراهیمی، اسلام، مسیحیت و یهود اعتقاد راسخ دارند که آینده تاریخ از آن صالحان و خداپرستان و برای فرزندان ابراهیم(ع) خواهد بود.

تا به حال از میان عالمان دینی و متفکران اسلامی، اعم از شیعه و سنی، آثار متعددی در این زمینه به رشته تحرید درآمد و متقابلاً برخی از اندیش‌مندان مسلمان و غیرمسلمان موضوع مهدویت را مورد نقد و چالش قرار داده‌اند.

امام هرچند اثر مستقلی در این موضوع از خود به یادگار نگذاشته‌اند ولی نظرات و آرای خویش را در کرسی تدریس، سخن‌رانی‌ها و مجامع علمی به مناسبت موضوع بیان داشته‌اند و هدف از نوشتار حاضر تبیین دیدگاه آن عالم ربانی وعارف صمدانی است.

مقدمه

یکی از مباحث مهم ادیان الهی و نیز ادیان غیرالهی، بحث فرجام تاریخ و آینده بشریت است. بسیاری از اندیشمندان دینی در ادیان مختلف، این بحث را مطرح ساخته‌اند که آینده تاریخ چه خواهد شد و به چه صورتی خاتمه می‌یابد؟

به هرحال موعودگرایی، موضوعی نیست که انسان را به حال خود رها ساخته و اندیشه او را به خود سرگرم نسازد. بنابراین مقوله موعود و انتظار یکی از دغدغه‌های اصلی تفکر بشری است که در حیطه دین خاص محدود نمی‌شود.

دیدگاه‌هایی که در این باب مطرح شده سه دیدگاه کاملاً متفاوت است که هیچ‌گونه وجه اشتراکی میان آنها وجود ندارد.
الف ـ اندیشه‌ای که آینده بشری را بسیار روشن و نیکو دانسته و آن را پایان تمام بی‌عدالتی‌ها و جرم و جنایت‌های انسانی و برپایی نظام عدالت گستر در گستره حیات انسانی حتی رفع ظلم در زندگی حیوانات می‌داند، نه تنها انسان‌ها با کمال اخوت و برادری با یکدیگر زندگی خواهند کرد بلکه هیچ حیوانی به حیوانات دیگر ظلم و تعدی روا نخواهد داشت.

ب ـ دیدگاه دیگر این است که حیات انسانی سیر قهقهرایی داشته و به سمت انحطاط و پستی در حال پیشروی است، در آینده شر و فساد حیات انسان‌ها را فرا خواهد گرفت به حدی که ادامه زندگی در عرصه حیات مادی برای او تنگ خواهد شد و افراد تمنای مرگ خواهند نمود.

ج ـ گروهی چنین می‌اندیشند که آینده تاریخ، بسیار مبهم و تاریک بوده و از دسترس ادراک بشر خارج است، هرگونه اظهار نظر عقلی در این زمینه از درک قوه عاقله خارج بوده و در حد، حدس و گمان می‌توان آن را پذیرفت.

از میان اقوال سه گانه، نگاه متفکران اسلامی بر مبنای اندیشه توحیدی این است که آینده تاریخ بشریت به عدالت و کمال و سعادت رقم خواهد خورد و هر اندیشه دیگری در تعارض با عقل و نقل خواهد بود.

نگاه امام خمینی که طلایه‌دار بزرگترین انقلاب در جهان معاصر می‌باشد شاید فصل انحطاب هم‌اندیشه‌ها در این زمینه باشد که در حیات پربرکت خویش کوشیده است تا تفکر ناب خود را به منصه ظهور رساند. او معتقد بود که همه انسان‌ها باید سیر زندگی خود را در این مسیر سوق دهند که تمهیدات چنین نظام عدالت گستر را تحقق بخشند.

انتظار و مهدویت نه تنها یک اعتقاد درونی بلکه باید در تمام لحظات حیات انسانی تجلی و ظهور داشته باشد، تلاش در کارآمدی و تحقق عملی آن از جانب تمام افراد در جامعه اسلامی و دینی، جزئی از تکالیف شرعی محسوب می‌شود.

در نوشتار حاضر اهتمام شده تا اندیشه تابناک امام خمینی که بیداری مسلمانان در قرن حاضر، مرهون تلاش اوست در باب مهدویت تبیین شده و با آگاهی از آن، چنین اندیشه‌ای چراغ راه هدایت و سعادت بشری قرار گیرد.

امام زمان واسطه فیض الهی
انسان کامل در هر عصری واسطه فیض الهی است واین شأن یکی از شئون اوست. عقیده شیعه بر این امر مبتنی است که همه مواهب الهی از مسیر خاص خود سریان دارند و با مسدود شدن آن، همه فیوضات باطنی و ظاهری منقطع خواهد شد.

بکم فتح الله وبکم یختم وبکم ینزّل الغیث وبکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض إلاّ بإذنه؛
خداوند به واسطه شما (فیض) را بازگشاید و به واسطه شما (آن‌را) پایان بخشد، به واسطه شما باران را نازل نماید و به سبب شما آسمان را از افتادن به زمین نگه دارد مگر به اذن خویش.

امام خمینی با توجه به مکتب اهل‌بیت(ع) معتقد بود که امام زمان ولی‌الله‌الاعظم ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ ، واسطه فیض و عنایات حق تعالی است. او خاتم ولایت کلی است، آن‌گونه که پیامبر اسلام(ص) خاتم رسل است.

وساطت در فیض الهی، بیانی اقناعی و خطابی نیست که عالمان دینی از باب ذوق معنوی و باطنی به خاندان عصمت، نسبت دهند بلکه درمباحث کلامی و فلسفی تحت عنوان «قاعده امکان اشرف» و نیز «قانون فیض» مطرح می‌باشد.

«امکان اشرف» به این معنا که تا موجود شریف‌تر، تحقق پیدا نکند، وجودی پایین‌تر از او محقق نخواهد شد و اولویت وجودی با موجود اشرف است. و «قانون فیض وجودی» در نظام تکوینی به این معنا است که خداوند، فیض خویش را بر مبنای اسباب و وسایط قرار داده است؛ نفس امام و قلب ولی زمان، عامل اصلی وصول فیض است.

این نکته در احادیث و ادعیه مأثوره بسیار است اما چون محل تفصیل بحث نیست به اشاره می‌گذریم، در حدیثی وارد شده است که:
فإنّا صنائع ربّنا و الناس بعد صنائع لنا؛
ما تربیت‌شده پروردگارمان ومردم پرورش‌یافته ما هستند.

این حدیث هم از امام علی(ع) وارد شده و هم در توقیع شریف از امام زمان(عج) بیان شده است. و هم‌چنین از رسول گرامی اسلام(ص) روایت شده که فرمود:به برکت ما درخت‌ها بارور گردیده و میوه‌ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان باریده و گیاه از زمین روییده است.

امام صادق(ع) فرمود:خداوند خودداری و امتناع فرمود که کارها را بدون اسباب فراهم آورد پس برای هرچیزی سبب و وسیله‌ای قرار داد و برای هر سببی شرح و گشایشی مقرر داشت و برای هر شرحی نشانه‌ای گذاشت و برای هر نشانه‌ای، دری گویا نهاد. عارف حقیقی کسی است که این در را شناخت و نادان حقیقی کسی است که به این در نادان گشت، این در گویا رسول خدا(ص) است و ما ائمه.

امام با معرفت و آگاهی کامل نسبت به متون دینی و پیشوایان الهی یک عمر با محبت آنان زندگی کردند به همین خاطر نه فقط در مباحث علمی بلکه در بیانات ادبی که فارغ از استدلالات خشک عقلی است باذوق شعری درکلمات منظوم خویش همان عقاید عمیق را مورد تلمیح قرار می‌دادند.

در قصیده‌ای طولانی در این زمینه سروده‌ای دارند که به برخی از ابیات آن اشاره می‌شود.

حضرت صاحب زمان مشکوة انوار الهی
مالک کون و مکان مرآت ذات لامکانی

مظهر قدرت، ولی‌عصر، سلطان دو عالم
قائم آل ‌محمد، مهدی آخر زمانی

با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقی
بی‌لحاظ اقدمش یک دم همه مخلوق فانی

خوشه‌چین خرمن فیضش همه عرشی و فرشی
ریزه‌خوار خوان احسانش همه انسی و جانی

از طفیل هستی‌اش، هستی موجودات عالم
جوهری و عقلی و نامی و حیوانی و کانی

حاصل سخن این‌که امام عصر(عج) واسطه فیض الهی بوده و خلق به واسطه او از مواهب الهی برخوردار می‌باشند. پس این فراز از دعای ندبه که خطاب به آن حضرت ولی‌الله‌الاعظم گفته می‌شود «أین السبب المتصل بین الارض و السماء» صرف یک دعا نیست، بلکه بیان عقیده است.

آخرین ذخیره خدا برای تحقق اهداف انبیا با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت که آن امام، عصاره خلقت، وارث نبوت، برپا دارنده عدالت، آخرین ذخیره امامت، رهایی‌بخش بشر از جور ظلمت، ولی کامل امت، مصداق اتم کرامت و میزان صداقت می‌باشد.

به همین جهت امام معتقد است که ما در وصف چنین شخصیتی عاجزیم و فقط می‌توانیم بگوییم که او مهدی موعود است، کسی‌که خداوند او را برای بشر ذخیره کرده است.

و آخرین ذخیره امامت و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‌دار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار است. او بزرگ شخصیتی است که برپا کننده عدالت (بزرگ‌ترین اهداف انبیا) و ابر مردی است که جهان را از شرّ دغل‌بازان و ستم‌گران تطهیر می‌نماید.

و زمین راکه پر از ظلم و جور شده با عدل و داد مزیّن می‌سازد. این همان چیزی است که در روایات بدان تصریح شده است. امام صادق(ع) فرمود:خداوند در این امت مردی را از من بر می‌انگیزاند که من از او هستم و او از من، خداوند برکات آسمان‌ها و زمین را بر او فرو می‌بارد. آسمان باران بسیار خواهد بارید، زمین تمام روییدنی‌های خود را آشکار خواهد ساخت و وحوش و درندگان همه رام و آرام می‌شوند. او زمین را آکنده از عدل و داد می‌سازد. همان‌گونه که از ظلم و جور لب‌ریز شده باشد.

امام در بیانی مفصل در این‌باره می‌فرمایند:یکی از عالی‌ترین اهداف انبیا، اجرای عدالت و اقامه قسط بوده است، هیچ‌یک از آن سفیران الهی موفق به تحقق آن نشدند. ولی امام زمان(عج) برای چنین هدف بزرگی توفیق خواهند یافت و به همین خاطر توجه به غیبت و ذکر و یاد آن عصاره خلقت برای ما بسیار مهم است.

خداوند آن حضرت صاحب را برای چنین امر مهمی برای بشر ذخیره کرده است، همه انبیا برای اجرای عدالت آمدند ومقصدشان همین بوده ولکن موفق نشدند، حتی رسول ختمی مرتبت(ص) برای اصلاح و تربیت بشر و اجرای عدالت آمده بود. اما در زمان خود موفق به این معنا نشد و آن کسی‌که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام مراتب انسانیت تحقق خواهد بخشید اوست.

آن امام را خداوند برای چنین امری ذخیره نمود، برای کاری که هیچ‌یک از اولین و آخرین این قدرت را پیدا نکرده بودند؛ آن‌چه را که انبیا موفق نشدند خدای تبارک و تعالی به دست این بزرگوار اجرا خواهد نمود. این‌که خداوند به ایشان طول عمر داده برای اجرای چنین امر بزرگی است.

تأکید امام بر نیمه شعبان و موضع شدید مخالفان
تمام تلاش امام در احیای تعالیم مرده و بی‌تحرک اسلام، جهت‌یابی شده بود و در همین راستا با دقت و ظرافت خاص، مسائل را پی‌گیری می‌نمود. در وفیات و اعیاد پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) می‌کوشید که جایگاه و شخصیت آن بزرگواران و سفیران الهی را به مردم معرفی نماید. اما برای نیمه شعبان و میلاد امام زمان(عج) حساب و جایگاه ویژه‌ای قائل بود.

ملت‌های مسلمان خصوصاً ملت ایران که هر ساله این عید را بزرگ شمرده و جشن و سرور برپا می‌کردند، امام آنان را از امور صوری و ظاهری این جشن‌ها به اعماق آن متوجه ساخت و همت خود را به این امر معطوف داشت تا مردم را از کار تصنعی که کمترین آثار نظری و عملی بر آن مترتب نبوده به این سمت سوق دهند. به همین خاطر آنان را به معرفت‌بخشی و غایت‌مندی کار فرا می‌خواند و مرتب این نکته را متذکر می‌شد که نیمه شعبان بزرگ‌ترین عید برای مسلمین بلکه برای بشر است، چون مسئولیت این امام و ذخیره الهی خطیر است.

او با بیانی ساده امّا بسیار عمیق می‌فرمود: اگر عید حضرت رسول‌الله(ص) بزرگ‌ترین عید برای مسلمین است از باب این‌که موفق به توسعه آن چیزهایی که می‌خواست توسعه دهد نشد، چون حضرت صاحب(عج) این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد به همه مراتب عدالت، باید بگوییم که عید شعبان، عید تولد حضرت مهدی(عج) بزرگ‌ترین عید است برای تمام بشر، زیرا وقتی او ظهور کند تمام بشر را از انحطاط بیرون می‌آورد، ایشان مأمورند که تمام انسان‌ها را از انحرافات به سوی اعتدال برگردانند از این جهت این عید، عید تمام بشر است.

این نوع از بیانات و تعابیر امام برای برخی از مخالفان گران آمد چون احساس کردند با احیای چنین تفکری، ملت‌هایی که تشنه عدالتند، حاکمان خود را تحمل نخواهند نمود.

به همین سبب، لبه تیز قلم‌هایشان را به سوی او نشانه گرفته و مخالفت با ایشان را اعلام نمودند. محمد مال‌الله در کتاب خود تحت عنوان الشیعه و تحریف القرآن چنین می‌نویسد که:
شیعه و امام خمینی معتقدند که میلاد خرافی نیمه شعبان از بزرگ‌ترین اعیاد اسلام است.

و نیز در عبارتی دیگر آورده است که:شیعه می‌گوید: مهدی موهوم از انبیا بهتر است و ایشان ایجاد عدالت می‌کند در حالی‌که پیامبر نتوانست.

و در اثر دیگر به نام الخمینی و تفضیل الائمة علی الانبیاء می‌نویسد:
إنّ هذا العید الذی هو عید کبیرة بالنسبة للمسلمین أکبر من میلاد النبی؛
همانا این عید نیمه شعبان برای مسلمانان بزرگ‌تر از عید پیامبر اکرم(ص) است.

نویسنده دیگر عرب به نام عبدالمنعم النمر می‌گوید:بنا به نظر امام خمینی مهدی از همه پیامبران حتی از حضرت محمد(ص) افضل است چون آنها نتوانستند عدالت را اجرا کنند ولی مهدی خواهد توانست.

و نیز ربیع بن محمد المسعودی گفته است که:خمینی گفتند عید ولایت حضرت مهدی از عید پیامبر(ص) بزرگ‌تر است.

این‌گونه از مواضع تند در مقابل سخنان حکیمانه و روح‌بخش امام یا از باب جهالت است و یا از روی غرض‌ورزی. زیرا این مخالفت‌ها در حالی صورت می‌گیرد که امام نه از برای رسیدن به قدرت و حکومت بلکه از روی خیرخواهی ملت‌ها این سخنان را بیان داشته‌اند.

او به خوبی یافته بود که ریشه انحراف ملت‌ها از چه جایی اشراب می‌شود و او به مقام یقین رسیده بود که اگر ملت‌ها از عدالت واقعی محرومند و اگر هر روز عده‌ای از ستم‌دیدگان تحت ظلم ستم‌کاران لگدمال می‌شوند و اگر بی‌عدالتی و بی‌دادگری جهان اسلام را فرا گرفته و گروهی از طالبان زر و زور و تزویر به ناحق حاکمیت را به دست گرفته‌اند، همه اینها به خاطر دوری مسلمانان از اصل اسلام و محرومیت از آگاهی و شناخت لازم نسبت به ائمه خویش و بیگانگی از فرهنگ اصیل اسلامی است.

اگر اینها بفهمند که فلسفه غیبت امامشان چیست؟ و چگونه باید تمهیدات ظهورش را فراهم سازند و اگر بدانند که خداوند آنان را به مقاومت در مقابل ظلم ظالمان مکلف ساخته است چنین حیات ذلت‌باری را تحمل نخواهند نمود.

با اندک تأملی در سخنان مخالفان معلوم خواهد شد که این‌گونه از مواضع تند در مقابل امام به معنای مخالفت با شخص ایشان نیست بلکه مخالفت با اصل اسلام و شخص رسول خدا(ص) است.

زیرا اولاً موضع امام در پایه‌گذاری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مبدأ و منتهای قیام او مشخص بود که ایشان هیچ هدفی جز تحقق اهداف اسلام ناب در سر نداشتند و ثانیاً منشأ کلام او در بسیاری از امور خصوصاً در این امر حدیثی از پیامبر اسلام(ص) بود که در خصوص فضیلت شب نیمه شعبان فرمودند:

کنت نائماً لیلة النصف من شعبان فأتانی جبرئیل و قال یا محمّد أتنام فی هذه اللیلة. فقلت یا جبرئیل: و ما هذه اللیلة، قال هی لیلة النصف من شعبان قم یا محمّد فأقامنی ثمّ ذهب بی إلی البقیع ثم قال لی إرفع رأسک فإنّ هذه لیلة تفتح فیها أبواب السماء فیفتح فیها أبواب الرحمة و باب الرضوان و باب المغفرة و باب الفضل و باب التوبة و باب النعمة و باب الجود و باب الإحسان؛

من در شب نیمه شعبان خواب بودم که جبرئیل بر من وارد شد و گفت ای محمد آیا در این شب می‌خوابی؟ گفتم ای جبرئیل: این شب چه شبی است؟ گفت شب نیمه شعبان، گفت ای محمد بلند شو، بلند شدم سپس مرا به بقیع برد و گفت سرت را بالا ببر همانا در این شب، درب‌های آسمان گشوده می‌ود و درب‌های رحمت، درب بهشت، درب بخشش، درب توبه، درب نعمت، درب فضل و احسان باز می‌گردند.

انقلاب اسلامی ایران و حکومت امام زمان(عج)

این‌که امام خمینی با چه معنویات و برای رسیدن به چه هدفی آغازگر انقلاب بوده‌اند در جهان معاصر برای همه ما حتی برای برخی از دشمنان نیز روشن است.

کسی نیست که با مطالعه ریشه‌ها و عوامل انقلاب نداند که امت با امام خویش چه نظام‌نامه و پیمانی را امضا کرده‌اند و برای چه این همه فداکاری و ایثار نمودند، برای همه روشن است که هدف از انقلاب اسلامی، ایجاد و فراهم کردن زمینه مناسب برای حکومت جهانی امام زمان(عج) بوده است؛ یعنی مقصد همان تمهید مقدمات است و لزوماً شیوه رسیدن به آن مقصد متعالی باید در همان راستا تنظیم شده باشد.

پس رابطه این دو در واقع، نسبت مقدمه و ذی‌المقدمه است. ملت با رهبر خویش قیام نمود و اساس نظامی را پایه‌ریزی کرد تا آن‌را به دست صاحب اصلی‌اش بسپارد. برای تبیین این نکته به برخی از بیانات و گفته‌های آن حکیم فرزانه اشاره می‌شود تا شاید در تحکیم این پیوند، معرفت بیشتری حاصل شود.

امام در بیانی این انقلاب را بارقه الهی دانسته که به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ منتهی خواهد شد.

انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌داری حضرت حجت ـ ارواحنا فداء ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.

امام، انقلاب اسلامی را لطف وعنایت حق‌تعالی دانسته که خداوند بر این ملت ارزانی داشت و آن‌ را یکی از علائم ظهور امام زمان(عج) به شمار آورده که باید در حفظ و تقویت آن کوشا بود.

اسلام را باید به معنای واقعی کلمه در جامعه خود پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز در ممالک خویش پیاده کنند و ظلم و زور و جور از دنیا برطرف شود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ .

امام با تبیین این مطلب که شالوده نظام جمهوری اسلامی، تعالیم و احکام محمدی(ص) است معتقد بود که باید این انقلاب به دنیا صادر گردد تا به سیطره و سلطه و ظلم جهان‌خواران خاتمه دهد و با عنایت حق راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداء ـ هموار سازد. به همین جهت برای بقا و تعالی انقلاب با توجه به همه دسیسه‌های دشمنان بسیار امیدوار بوده و گاهی از جاودانه بودن آن سخن به میان می‌آورد.

جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است

آن روز که عالم زستمگر خالی است
ما را و همه ستم‌کشان را عید است

و نیز در جای دیگری فرمود:
جمهوری ما نشان‌گر اسلام است
افکار پلید فتنه‌جویان خام است

اندیشه امام بر کاربردی بودن مهدویت مبتنی بوده و با همین تفکر، نظام جمهوری اسلامی را تدوین و در مقام عمل آن‌ را محقق ساختند در حالی‌که بسیاری از علماء، آن‌ را امری ناکارآمد می‌پنداشتند.

تلقی ناصواب از مسئله انتظار
در طول تاریخ اسلام پس از غیبت امام عصر(عج)، مسلمانان در حیات اجتماعی خود فراز و نشیب‌های زیادی را مشاهده کردند که غالب آن فرود و فرازها به واسطه حاکمان زمان انجام گرفته و سکوت و فریاد عالمان زمان در آن بی‌تأثیر نبوده‌اند.

مردم ما چون متدین به دین اسلام بودند بدون تصویر دینی زندگی نمی‌کردند به همین خاطر برای عالمان دین احترام و اکرام خاصی قائل بودند. مردم با تصویری از اسلام زندگی می‌کردند که علما و فقهای دینی برای آنان صورت‌گری کرده بودند.

آنان نیز در قبال وظیفه و مسئولیت خطیری که داشتند سعی می‌کردند که مردم را به راه صواب دعوت نموده و از هرگونه کجی و انحراف باز دارند ولیکن بخش مربوط به مسئله غیبت، انتظار و ظهور (مهدویت) را به خوبی تبیین نکرده‌اند.
شاید به نوعی تلاش می‌شد که هر نوع نیاز به طرح مسئله بی‌فایده جلوه داده شود. زیرا برخی به درستی پی برده بودند که پررنگ نمودن موضوع انتظار و عقیده به مسئله مهدویت موجب تحریک و تحول برا ی دفع مظالم و سرنگونی قدرت‌های ظالم خواهد شد.

به همین خاطر آنان‌که موضوع مهدویت را در آثار خویش مطرح ساخته‌اند یا به صورت خاموش و خنثی ذکر کرده‌اند و یا به اشتباه و انحراف قلم زده‌اند، اما خمینی با حدّت ذهن و تیزبینی خاصی که داشتند در این میدان وارد شدند و دو کار بسیار بزرگی را در این زمینه انجام داد‌ه‌اند.

نخست این‌که با طرح مسئله مهدویت، مفهوم واقعی انتظار را تبیین نموده و بزرگ‌ترین ثمره آن که ایجاد انقلاب اسلامی و سرنگونی استکبار و قطع چپاول‌گری آنان در این کشور بوده را تحقق بخشیدند. دیگر این‌که به تفکر و اندیشه‌های انحرافی گذشتگان که غالباً به جمود و رکود و انحطاط مسلمین منجر می‌شد را اصلاح و تصحیح نمودند.

این دو کار مهم شاید بزرگ‌ترین معجزه‌ای بود که به دست با کفایت این مرد الهی در تاریخ اسلام در قرن معاصر انجام گرفت. چون بیان تفصیلی گفته‌های ایشان به بسط مقال منجر می‌شود لذا به مقدار تبیین اندیشه‌اش به مواردی اشاره می‌شود.

1. مسئله انتظار و ترویج گناه
یکی از خطرناک‌ترین تفکر انحرافی در باب انتظار و مسئله مهدویت که متأسفانه تا به امروز هم رشحاتی از آن وجود دارد این است که امام زمان(عج) وقتی ظهور می‌کند که گناه در زمین زیاد شود. امام با این اندیشه انحرافی به مبارزه برخاست و با منطق و استدلال درست، نادرستی آن‌ را آشکار ساخت.

در باطل بودن این تفکر همین بس که باید از بسیاری از واجبات مسلّم دینی دست بکشیم. زیرا لازمه چنین تفکری این است که ما از امر به معروف و نهی از منکر که از مسلمات دین اسلام به شمار می‌آید اجتناب نماییم. و نیز به جای فراهم نمودن مقدمات قیام امام عصر(عج) زمینه را ناهموار کنیم تا او بیاید درست کند.

اگر مفهوم انتظار این باشد باید فاتحه اسلام را خواند. به همین سبب امام این برداشت از انتظار را به سخره گفته و آن ‌را منطق حاکم خمین و عوام منحرفی می‌داند که هیچ مایه علمی ندارد.

منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می‌گفت باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(عج) بیاید. اگر معصیت رواج پیدا نکند حضرت ظهور نمی‌کند.

اگر نظر شماها مثل نظر بعضی از عامی‌های منحرف آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فراگیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فإنّا لله و إنّا إلیه راجعون.

این تز و اندیشه اموی است که برای خام کردن مردم و حفظ سلطه خود آن ‌را تروج می‌کردند و تا به امروز هم به واسطه آخوندهای درباری آن را تبلیغ و ترویج می‌کنند نه تز علوی که برای ارتقای اندیشه بشری و کرامت نهادن به جایگاه انسانی در جهان تلاش می‌کند.

2. مسئله انتظار و دعوت به گناه
علاوه بر تز انحرافی ترویج گناه، گروه دیگری بودند که مردم را به انجام گناه و ارتکاب معاصی دعوت می‌کردند. شاید دست‌مایه این طایفه و دسته اول، روایت امام جواد(ع) باشد که فرمود:
یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً؛
زمین را از عدالت پرکند چنان‌که که از ستم پر شده باشد.
امّا این حدیث وقتی با توجه به احادیث دیگر تفسیر گردد اهداف شوم آنان را تأمین نخواهد کرد.

امام این گروه را با دو وصف ساده‌لوح و منحرف یاد می‌کند که برای وصول به مقاصد و اهداف دنیوی به این فکر گرایش پیدا کردند.
دسته‌ای می‌گفتند باید دامن زد به گناه‌ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم شود و حضرت(عج) تشریف بیاورند. این ‌هم یک دسته‌ای بودند که البته در بین این دسته منحرف‌هایی هم بودند. اشخاص ساده‌لوح هم بودند، که برای مقاصدی به آن دامن می‌زدند.

صحت سخن امام و ناصواب بودن این فکر زمانی آشکار می‌شود که به تمام ابعاد وجودی امام زمان(عج) معرفت کامل حاصل آید و در غیر این‌ صورت به سختی می‌توان در موضوع مهدویت، اندیشه‌ای را مطرح و یا در جرح و تعدیل آن نظر داد.

3. مسئله انتظار و سکوت در مقابل گناه
برداشت غلط و نادرست دیگری که از مسئله انتظار شده این است که برخی پنداشته‌اند وظیفه پیروان آن حضرت فقط دعا کردن است و غیر از آن هیچ تکلیف دیگری ندارند بنابراین تمام همت خویش را در ذکر و دعا برای تعجیل در ظهور آقا امام عصر(عج) مصروف داشته و با این حربه از خود رفع تکلیف می‌کنند.

این عدّه انسان‌های مؤمنی بودند که در سایر عبادات تلاش می‌کردند و تکالیف فردی خود را نسبت به اسلام انجام می‌دادند ولی در موضوع مهدویت به خطا رفته‌اند. امام معتقد بود که باید این فکر انحرافی را از بین برد زیرا دعا نه‌تنها در مسئله انتظار بلکه در همه امور مفید است ولیکن بدون پشتوانه عملی هیچ اثری بر آن مترتب نخواهد بود.

در اسلام هرگز از مسلمانان خواسته نشده که خواسته‌های خویش را از طریق ذکر و ورد و دعا از خدا بگیرند. اگر چنین کاری روا بود انبیا و اولیای الهی در سیره عملی خود به ما تعلیم می‌دادند در حالی‌که عمل هیچ‌یک از پیشوایان دینی چنین چیزی به ما تعلیم نمی‌دهد. پس دعا توأم با عمل، شرط وصول به امل خواهد بود نه این‌که بدون زحمت، مشمول رحمت حق قرار گیرد.

کلام امام در این زمینه قابل توجه است، ایشان می‌فرماید:
بعضی‌ها انتظار فرج را به این می‌دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستمد که یک هم‌چو اعتقادی دارند، یکی از آنها را که من سابقاً می‌شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود. یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب(عج) بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می‌کردند، امر به معروف و نهی از منکر هم می‌کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری از آنها نمی‌آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند نبودند.

این نگاه بسیار سطحی از دین است که برخی به خورد عوام ما داده‌اند و اگر در سطح وسیع، جا باز کند اسلام برای همیشه در صحنه‌های جهانی منزوی خواهد شد و این همان مقصدی است که دشمنان امام زمان(عج) به دنبال تحقق آنند. پس دوستان حضرت باید مراقب باشند که با اعمال و حرکات خویش کاری نکنند که مقاصد و اهداف دشمنان دین را محقق سازند.

4. مسئله انتظار و توجیه تکلیف شرعی
یکی دیگر از برداشت‌های ناصواب در مسئله انتظار که امام آن‌ را متذکر شده‌اند اهمال تکلیف در مقابل ظلم و ستم اجتماعی است. تردیدی نیست که یکی از وظایف اصلی مسلمانان، اهتمام به امور دیگران خصوصاً رفع هرگونه ظلم و ستم نسبت به دیگر مسلمانان است. چنان‌که در روایات ما تصریح شده که اگر کسی صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نورزد مسلمان نیست.

با این وصف، برخی مسئله انتظار را چنین توجیه می‌کنند که انتظار یعنی نشستن و دست روی دست گذاشتن و منتظر قیام امام زمان(عج) بودن، ما تمام مشکلاتی که دشمنان اسلام بر سر مسلمانان داخل و خارج می‌آورد را مشاهده کنیم و صبر کنیم تا امام زمان(عج) قیام کند و با دستان مبارک خویش، مشکلات را رفع نماید.

استدلال آنان این است که: مگر امام زمان(عج) معضلات و مشکلات مسلمانان را نمی‌بینند؟ مگر او نمی‌داند که پیروانش نیاز به کمک دارند؟ و بالاخره مگر امام معصوم زنده نمی‌داند که گرفتاری‌های مسلمین فقط به دست او حل می‌شود؟

اگر همه اینها را می‌داند مکلف است که بدان عمل نماید، پس برای ما تکلیفی نخواهد بود زیرا ما که دل‌سوزتر و قادرتر از او نیستیم. ما باید به فکر خویش باشیم و عباداتی که از ما خواسته شده را انجام دهیم، ما را چه‌کار به دیگران، ما را چه‌کار به مردم فلسطین و لبنان و افغانستان و سایر بلاد مسلمان، اینها جزء تکالیف شرعی ما نیست.

امام ضمن انحرافی دانستن این تفکر در نقد و طرد آن می‌فرمایند این گروه، کسانی هستند که می‌خواهند از زیر بار تکالیف دینی شانه خالی نموده و اسلام را تا آن‌جا می‌خواهند که رفاه نسبی زندگی‌شان را مخدوش نسازد. اینها برای توجیه عقیده‌شان به روایاتی استناد می‌کنند که نه‌تنها از حیث سند ضعیفند بلکه با بسیاری از نصوص در تعارضند.

دو دلیل متقن در طرد این تفکر وجود دارد. یکی مخالفت داشتن آن با عقل و نقل و دیگر در تعارض بودن این فکر با سیره انبیای الهی و اهل‌بیت(ع).

فرازی از بیانات امام این است که:یکی از علما این‌جوری می‌گفت ـ خدا رحمتش کند ـ که: من که دلم بیشتر نسوخته به اسلام از حضرت صاحب(عج) خوب، ایشان هم که می‌بینند این ‌را، خود ایشان بیایند، چرا من بکنم.

این منطق اشخاصی است که می‌خواهند از زیر بار در بروند. اسلام اینها را نمی‌پذیرد، اینها می‌خواهند از زیر بار در بروند، دو تا روایت از این طرف و آن طرف می‌گردند پیدا می‌کنند که خیر با سلاطین مثلاً بسازید دعا کنید به سلاطین. این خلاف قرآن است و خلاف سیره انبیاست.

مسلمان اگر بخواهد اهتمام به امور مسلمین نداشته باشد که مسلمان نیست، لیس بمسلم «من أصبح و لم یهتمّ باُمور المسلمین فلیس بمسلم»، هی هم بگو لا إله إلاّ الله.

5. مسئله انتظار و تز جدایی دین از سیاسیت
از نگاه امام پلیدترین و منحط‌ترین تفکر انحرافی درباره مسئله انتظار، تز جدایی دین از سیاست و باطل بودن شکل‌گیری حکومت اسلامی در عصر غیبت است. که امام با شدّت و حدّت هر چه بیشتر با این دو دسته به محاجّه برخاست. ما ابتدا تز جدایی را از نگاه امام مورد بررسی قرار داده سپس به مورد بعدی می‌پردازیم.

برخی از تحصیل‌کردگان مسلمان در کشور‌های اسلامی خصوصاً در جامعه ما که نه معرفت درستی از دین دارند و نه شناخت صحیحی از سیاست این نغمه را سر دادند که دین از سیاست جداست و رابطه دین و سیاست به منزله آب و روغنی است که هرگز با هم اختلاط نمی‌کنند.

بنابراین دین‌داران کار دینی خود را انجام می‌دهند و سیاست‌مداران کار سیاسی و حکومتی داشته باشند. این فکر که القاء استعمار بر ملت‌های اسلامی بوده به تدریج جا افتاد و نظر برخی را به سمت خود جلب نمود و جزء معتقدات عده‌ای قرار گرفت، در حالی‌که این تز با هیچ‌یک از مبانی دینی ما سازگار نمی‌باشد. و شاید به خاطر تعارض این تز با اصول و مبانی اعتقادی، از نگاه امام، منحط‌ترین فکر شمرده شده است.

تعبیر امام در این خصوص قابل توجه است. در یکی از بیاناتشان می‌فرماید:دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است.

و یا می‌فرماید:وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شده و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید.

به تدریج به این نتیجه رسیدند که بگویند شاه سایه خداست و هر نوع دخالت در امور سیاسی و یا شعار حکومت قبل از امام زمان(عج) باطل است. دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و امروز گروه دیگری حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند. همه این گرایش‌ها از نگاه امام، افکار انحرافی است چرا که سیاست جزء دین ما بوده و از آن قابل تفکیک نیست، سیاست و دیانت دو رکن اساسی تدیّن و دین‌داری است که توضیح آن به زودی می‌آید.

6. مسئله انتظار و بطلان حکومت در عصر غیبت
یکی از برداشت‌های غلط و ناصواب که بیشترین تبلیغات را در طول دوران غیبت داشته موضوع نامشروع و باطل دانستن حکومت در عصر غیبت است، این گروه که غالباً از طیف علما بودند برای صحت و استحکام اندیشه‌شان به روایاتی تمسک می‌کردند که مبارزه با آن آسان نبود.

با صراحت بیان می‌کردند که هرگونه حکومتی اگر در زمان غیبت محقق شود باطل است و بر خلاف اسلام است، آنها مغرورانه به بعضی از روایاتی که وارد شده مبنی بر این‌که هر علمی قبل از ظهور حضرت بلند شود علم باطل است تمسک می‌کردند. قبل از این‌که به پاسخ امام در این زمینه پرداخته شود به برخی از روایات مورد استناد این گروه می‌پردازیم.

1. ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت کرده که امام(ع) فرمود:کلّ رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عزّوجلّ؛
هر پرچمی قبل از قیام قائم بلند شود صاحب آن طاغوت است که غیر از خداوند متعال عبادت می‌شود.

2. امام صادق(ع) به سدیر فرمود:یا سدیر الزم بیتک و کن حلساً من أحلاسه و اسکن ماسکن اللیل و النهار فإذا بلغک أنّ السفیانیّ قد خرج فارحل إلینا و لو علی رجلک؛
ای سدیر پیوسته در خانه خود بنشین و هم‌چون پلاسی از پلاس‌های خانه باش و تا شب و روز آرام است آرامش خود را حفظ کن پس هنگامی‌که شنیدی سفیانی قیام کرده است به سوی ما کوچ کن اگرچه پیاده باشی.

3. از امام علی بن الحسین(ع) است که فرمود:والله لا یخرج واحد منّا قبل خروج القائم إلاّّ کان مثله مثل فرخ طار من وکره قبل أن یستوی جناحاه فاخذه الصبیان فعبثوا به؛
به خدا سوگند هر یک از ما که پیش از قیام قائم قیام کند همانا مانند جوجه‌ای است که از لانه‌اش پرواز کند پیش از آن‌که بال و پرش جان بگیرد و کامل شود و بچه‌ها او را بگیرند و با او بازی کنند.

4. حسین بن خالد از امام رضا(ع) نقل می‌کند که فرمود:لا دین لمن لاورع له ولا إیمان لمن لا تقیّة له إنّ أکرمکم عند الله أعملکم بالتقیة؛
کسی‌که پرهیزکاری ندارد دین ندارد و کسی‌که اهل تقیه نیست ایمان ندارد و گرامی‌ترین شما نزد خدا کسی است که بیشتر تقیه کند. فردی پرسید: ای پسر رسول خدا تا کی باید تقیه کرد؟ فرمود: «الی القیام القائم فمن ترک التقیة قبل خروج قائمنا فلیس منا.» تا قیام قائم، پس کسی‌که ترک تقیه نماید قبل از قیام قائم، از ما نخواهد بود.

و امّا پاسخ این دسته از روایات و مستندات از نگاه امام خمینی.
عقیده امام این است که روایات همانند آیات قرآن کریم دارای ظاهر و باطن، محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ می‌باشند. چون عترت عِدل کتاب بوده و دو ثقلی هستند که دوری از هریک موجب ضلالت و گم‌راهی است. بنابراین نمی‌توان به ظاهر روایات تمسک نمود.

امام با این نگاه به روایات، با تمام قوای علمی به مبارزه با این تفکر برخاسته و با اقامه چندین برهان محکم، آن‌ را نفی می‌کند آن دلایل عبارتند از:
1. جعلی بودن روایات.

2. ملاک نبودن مفهوم ظاهری روایات.

3. متعارض بودن با آیات و برخی روایات دیگر.

4. مخالفت داشتن با عقل.

5. مخالف بودن با حکمت بالغه الهی.

و امّا توضیح هریک از براهین فوق:

1. جعلی بودن روایات
نه‌تنها امام بلکه بسیاری از علمای دین فرموده‌اند که این طایفه از روایات یا ضعف سند داشته و یا مجعول می‌باشند. یکی از علما گوید:
جعلی بودن این روایات به حدی روشن است که نیازی به توضیح ندارد.

و امام می‌فرماید:اگر فرض می‌کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتیم همه را به دیوار می‌زدیم و برای ما اعتباری نداشت.
زیرا اکثر آنها از حیث سند مخدوش و از نظر صدور از معصوم قطعی نیستند.

2. در ملاک نبودن
مفهوم ظاهری روایات باید گفت که ما می‌توانیم از این نوع روایات دو مفهوم را اخذ کنیم. مفهوم ظاهری و معنای واقعی. مفهوم ظاهری همین است که گفته شد؛ یعنی مطلقاً هر پرچمی در زمان غیبت بلند شود محکوم به شکست و پرچم طاغوت خواهد بود.

امّا معنای دیگری هم برای این دسته از روایات وجود دارد و آن این‌که هر پرچمی که در زمان غیبت بلند شود به نام پرچم مهدویت و هم‌راه با ادعای امام زمان بودن و یا با انگیزه‌های غیرالهی، پرچم طاغوت بوده و محکوم به شکست است.

امام می‌فرماید این‌ گروه منحرف خیال کرده‌اند که روایات محدود به همان معنای اولند در حالی‌که این صحیح نیست. زیرا این معنا، مخالف با ضرورت اسلام و مخالف با قرآن است. تکلیف شرعی و دینی ما این است که اگر قدرت پیدا کردیم باید تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم و نیز مکلفیم که برای رسیدن به قدرت تلاش کنیم.

3. متعارض بودن با نصوص دیگر
دلیل سوم بر رد و نقد این دسته از روایات و یا ناصواب بودن مفهوم ظاهری‌شان این است که این معنا مخالف با بسیاری از نصوص است. امام خمینی در این‌باره می‌فرمایند:
اینها نمی‌دانند چه چیزی می‌گویند نبودن حکومت یعنی این‌که مردم به جان هم بریزند و بی‌نظمی و هرج‌ومرج باشد و برخلاف آیات قرآن است، اگر روایتی بگوید که نهی از منکر را ترک کنید باید آن ‌را به دیوار زد، این‌گونه از روایات قابل عمل نیست. زیرا در مقابل این دسته از روایات، احادیث دیگری وارد شده که قیام در عصر غیبت را تأیید کرده‌اند. به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

1. با این‌که برخی قیام زیدیه به رهبری زید بن علی الحسین(ع) را زیر سؤال برده‌اند امّا احادیثی داریم که قیام زید را تأیید می‌کند. امام رضا(ع) خطاب به مأمون فرمود:لاتقس أخی زیداً إلی زید بن علیّ فإنّه کان من علماء آل‌محمد(ص)؛
زید برادرم را با زید فرزند امام سجاد(ع) مقایسه نکن چون او از علماء آل‌محمد(ص) بود.

در ادامه می‌فرماید:دشمنان تلاش کردند تا این‌که او در راه خدا به شهادت رسید.

و امام موسی بن جعفر(ع) فرمود:خداوند عمویم زید را رحمت فرماید. او مردم را به راه غیرحق دعوت نکرد.

2. در صحیفه سجادیه آمده است که:
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آله و حصّن ثغور المسلمین بعزّتک و أیّد حماتها بقوّتک و أسبغ عطایاهم من جدتک و کثّر عدّتهم و اشحذ أسلحتهم و احرس حوزتهم و امنع حومتهم و ألّف جمعهم و دبّر أمرهم و واتر بین میرهم و توحّد بکفایة مؤمنهم و اعضدهم بالنصر و أعنهم بالصبر و الطف لهم فی المکر؛

بار خدایا بر محمد و آل‌محمد درود فرست و مرزهای مسلمانان را به غلبه و تسلط خود استوار ساز و نگه‌دارندگان آن مرزها را به نیروی خویش توانایی ده و بخش‌های ایشان را از توان‌گریت فراوان گردان. جماعتشان را بسیار فرما سلاح‌هایشان را تیز و برّا نما و حدود و اطراف ایشان را نگهداری کن، اطراف‌شان را محکم گردان و گروه‌شان را پیوند و آشنایی ده و کارشان را شایسته فرما و آذوقه‌هاشان را پی‌درپی برسان و سختی‌هایشان را به تنهایی کارگزاری کن و ایشان را به یاری کردن و کمک و به شکیبایی هم‌راهی و در مکر و فریب ایشان دقت نظر عطا فرما.

3. رسول خدا(ص) فرمود:إذا سمعتم الحدیث عنّی تعرفه قلوبکم و تلین له إشعارکم و ابشارکم و ترون أنّه منکم قریب فأنا أولاکم به و إذا سمعتم الحدیث عنّی تنکره قلوبکم و تنفر منه اشعارکم و ابشارکم و ترون أنّه منکم بعید فأنا أبعدکم منه؛

هرگه شنیدید که حدیثی از من نقل شد که با قلب آشناست و با همه وجود نسبت به آن احساس آرامش می‌کنید و مضمون آن‌ را به عقل و منطق خویش نزدیک می‌بینید بدانید که من از شما سزاوارترم که آن سخن را گفته باشم و اگر سخنی به نقل از من شنیدید که با روح شما نا‌آشناست و با آن نفرت دارید آن‌ را دور از عقل می‌دانید بدانید نسبت دادن آن بعیدتر است به من.
علاوه بر تعارض با این روایات با برخی از آیات قرآن کریم نیز متعارض است.

4. مخالفت داشتن با عقل
دلیل دیگری که امام خمینی بر ردّ این برداشت دارد حکم قوه عاقله است. هر عقل سلیمی حکم می‌کند که وجود نظم در جامعه امری لازم و بدون آن تداوم حیات اجتماعی مقدور نخواهد بود. امام خمینی در پاسخ آنان که هر نوع تشکیل حکومت را در عصر غیبت مغایر با اعتقاد به مهدویت می‌دانند می‌فرماید:

عقل هم به ما حکم می‌کند که در دوران غیبت، تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم، اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند دفاع کنیم. شرع مقدس هم همین دستور را داده است. و چون این امر به خودی خود صورت نمی‌گیرد باید حکومت تشکیل داد. معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی‌حالی دست روی دست بگذاریم که هر کاری می‌خواهند بکنند.

5. مخالف بودن با حکمت الهی
همان دلایلی که لزوم امامت پس از نبوت را اثبات می‌کند عیناً لزوم حکومت در دوران غیبت حضرت حجت(عج) را دربردارد. به ویژه پس از این همه مدت که از غیبت آن بزرگوار می‌گذرد و شاید این دوران هزارها سال دیگر نیز ادامه یابد، علم آن نزد خداوند است و ما از طولانی شدن آن به خدای بزرگ پناه می‌بریم.

آیا می‌توان تصور کرد که آفریدگار حکیم، امت اسلامی را به حال خود رها کرده، تکلیفی برای آنان معین نکرده باشد؟ و آیا خردمندانه است که بگوییم خداوند حکیم به هرج‌ومرج میان مسلمین و پریشانی احوال آنان رضا داده است؟

و آیا چنین گمانی به شارع مقدس رواست که بگوییم حکمی قاطع جهت رفع نیازهای اساسی بندگان خدا تشریع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟

امام با اقامه همه این براهین می‌خواهند ثابت نمایند که مسئله مهدویت و موضوع انتظار به معنای واقعی، اهتمام به امور دینی و تلاش در اجرای تعالیم الهی در همه ابعاد زندگی است به نظر می‌رسد که اگر اندک معرفتی در باب موضوع حاصل شود انحرافی بودن همه برداشت‌های ناصواب مذکور، امری بدیهی می‌نماید.

لزوم تشکیل حکومت در عصر غیبت
با توجه به توضیحات گذشته این مطلب روشن می‌شود که حکومت در عصر غیبت از مبانی اعتقادی ما مسلمانان است، همان‌گونه که اعتقاد به امامت و ولایت معصومین جزء اصول به شمار می‌آید. امام در بیان این مطلب می‌فرماید:

اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداره، جزئی از ولایت است، چنان‌که مبارزه و کوشش برای آن از اعتقاد به ولایت است. ما که به ولایت معتقدیم و به این‌که رسول اکرم(ص) تعیین خلیفه کرده باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم، و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره امور برقرار شود. مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی، لازمه اعتقاد به ولایت است.

شاید این وصفی که برای حضرت صاحب(عج) ذکر شده است دنبال همین آیه شریفه که می‌فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى؛ دنبال همین معنا باشد که همه باید قیام کنیم، قیام واحد که بالاترین قیام همان قیام آن شخص واحد است و همه قیام‌ها باید به دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد.

پس انتظار در زمان غیبت امام عصر(عج) به معنای سکوت نیست که نوعی انتظار کاذب است نه انتظار صادق و واقعی، بلکه انتظار از نگاه امام، تلاش، کوشش، مقابله و مبارزه با ظلم و جور، امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با دستگا‌ه‌های ظالم است و این جزء تکلیف شرعی ما می‌باشد.

باید تلاش کرد که حکومت و قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند تا مقدمات ظهور فراهم گردد و انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است.

با این وصف دیدگاهی که تشکیل حکومت در عصر غیبت را انکار می‌کند با اندیشه امام که ظهور و تجلی قدرت اسلام در عصر غیبت را امری لازم و ضروری می‌شمارد در تعارض است.

عرضه اعمال بر امام زمان(عج)
یکی از نکات مهمی که امام در مسئله مهدویت بدان توجه داشته و به مردم متذکر می‌شدند، مسئله عرضه اعمال بندگان بر صاحبشان امام زمان(عج) بود.

ایشان مطابق آیه 105 سوره توبه و با تصریح روایات در تفسیر این آیه، اعتقاد راسخ داشتند که امام زمان(عج) شاهد و ناظر اعمال بوده و هفته‌‌ای دوبار، اعمال ما را رؤیت می‌کند. بنابراین همه ما باید مواظب اعمال و رفتار خود باشیم که دست از پا خطا نکنیم.

در آیه 105 سوره توبه خداوند می‌فرماید:وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ فَينَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛
و بگو: «[هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد، كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست، و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد؛ پس شما را به آن‌چه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد.»

در تفسیر این آیه مطالب زیادی گفته شد. صاحب مجمع البیان گفته است که اصحاب ما روایت کردند که اعمال امت عرضه می‌شود بر پیغمبر(ص) در هر دوشنبه و پنج‌شنبه، پس می‌شناسند آنها را و هم‌چنین عرضه می‌شود بر ائمه هدی(ع) پس آنها نیز می‌شناسند.

مرحوم محدث نوری در نجم الثاقب می‌گوید:اخبار در این زمینه بسیار است که عصر پنج‌شنبه و دوشنبه، زمانی است که اعمال عباد بر امام عصر(عج) عرضه می‌شود چنان‌که در عصر هر امامی بر آن امام عرضه می‌شد و در زمان حضرت رسول(ص) بر آن جناب.

امام خمینی با همین تلقی می‌فرمود:بدانید که تحت مراقبت هستید، نامه اعمال ما می‌رود پیش امام زمان(عج) هفته‌ای دو دفعه (به حسب روایت). نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان(عج) یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی ایشان باشد. زیرا: خلاف ما برای امام زمان سرشکستگی دارد، دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعه او دارد این کار را می‌کند سرشکسته می‌شود.

مبنای عقیده امام، روایات باب عرض اعمال است که یکی از آن را از باب «ما لا یدرک کلّه لایترک کلّه» در این‌جا بیان می‌کنیم. از رسول بزرگوار اسلام روایت شده که فرمود:تعرض أعمال الناس فی کلّ جمعة مرّتین یوم الإثنین ویوم الخمیس؛
اعمال مردم هفته‌ای دو بار عرضه می‌شود روز دوشنبه و روز پنج‌شنبه.

امام نه‌تنها از حیث اعتقادی به این اصل معتقد بودند بلکه در مقام عمل و سیره عملی آن‌گونه که از زندگی شخصی او منقول است پای‌بند بوده و به این دو مقطع زمانی در طول حیاتشان توجه خاص و عنایت ویژه‌ای داشتند.

آثار و برکات ظهور
برای ظهور حضرت حجت(عج) و قیام قائم(عج) آثار و برکاتی را برشمرده‌اند که تبیین آن رساله مستقلی را طلب می‌کند، امّا در این‌جا آن‌چه که محور اندیشه امام بوده مورد اشاره قرار می‌گیرد. امام به برخی از آثار وجودی ظهور امام عصر(عج) توجه ویژه‌ای داشت که بنا به اهمیت موضوع، پس از رحلت ایشان و انتقال آن جایگاه رفیع به مقام معظم رهبری که در حقیقت شأن زمام‌داری به این ذریّه زهرا(س) و سلاله علوی مباهات می‌ورزد نه این‌که او بدان افتخار نماید، هم‌چنان مورد توجه قرار گرفته است. برخی از آن آثار عبارتند از:

الف) انسجام و اتحاد امت
پس از عنایات حق و توجه خاص الهی به این ملت، تردیدی نیست که مهم‌ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی دو عنصر بوده است یکی رهبری آگاه و دیگر اتحاد مردم، بنا به اهمیت موضوع، همیشه این دو عنصر مورد توجه دشمنان اسلام قرار گرفته است.

وحدت و انسجام اسلامی یکی از نمادهایی است که حکایت از حاکمیت امام عصر(عج) دارد. در حکومت حضرت حجت(عج) مردم به درجه‌ای از معرفت می‌رسند که هرگونه عداوت و دشمنی از میان آنان رخت بربسته و الفت و برادری به جای آن می‌نشیند. بر ما لازم است که در حدّ توان خود برای رسیدن به آن بکوشیم و امیدوار به این‌که نمونه‌ای از آن‌چه در آن اتفاق خواهد افتاد را فراهم ساخته‌ایم.

ما امیدواریم که قدرت اسلامی در پناه مهرورزی و عدل‌محوری نه در پناه خشونت و ظلم‌ستیزی به واسطه زور سرنیزه چنان گسترش یابد که همه بشر با هم باشند. به ما این وعده را داده‌اند که وقتی امام زمان(عج) ظهور کند این اختلافات از بین می‌رود و همه برادروار با هم هستند، دیگر زورمند و زورکشی در کار نیست.

البته برای رسیدن به چنین اتحادی، نیاز به زمان داریم، نباید توقع داشته باشیم که صبح کنیم در حالی‌که همه‌چیز سر جای خودش باشد. این‌که اختلاف کاملاً از بین برود محال است. در زمان حضرت صاحب(عج) هم‌ چنین نیست که خلاف پنهانی صورت نگیرد. بالاخره همانان هم که مخالف هستند حضرت صاحب(عج) را شهید می‌کنند. بعضی از فقهای عصر با او مخالفت می‌کنند.

در روایات و ادعیه، قریب به همین مضامین وارد شده. در حدیثی از امیرالمؤمنین علی(ع) روایت شده که به پیغمبر اکرم(ص) گفتم:
یا رسول‌الله آیا مهدی(عج) از ما آل‌محمد است یا از غیر ما؟ فرمود: بلکه از ماست، خداوند دین را به دست او ختم می‌کند. چنان‌که به وسیله ما افتتاح فرمود و به واسطه ما مردم از فتنه‌ها نجات می‌یابند همان‌طور که از شرک نجات یافتند و به وسیله ما خداوند دل‌هایشان را با هم الفت می‌بخشد.

امام صادق(ع) فرمود:خداوند به وسیله آن حضرت بین دل‌های پراکنده و مخالف یک‌دیگر ائتلاف می‌بخشد.

و در دعای ندبه، حضرت را مندوب خود قرار داده و می‌گوییم:
أین مؤلّف شمل الصلاح و الرضا؛
کجاست آن‌که میان پراکندگی، صلاح و رضا را جمع می‌کند.
او تنها مصلحی است که با ایجاد انس و الفت میان قلب‌ها و اتحاد و انسجام بین افراد، صلح جهانی را برقرار می‌سازد.

ب) کاهش فساد
برخی چنین می‌پندارند که پس از قیام قائم و ظهور حضرت حجت(عج) مردم در تحت حاکمیت ایشان، کاملاً به صلاح آمده و فساد از بن ریشه‌کن خواهد شد در حالی‌که چنین پنداری نسبت به حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) از نگاه امام، ناصواب است. زیرا امام معتقد به کاهش فسادند نه زوال آن.
فساد که قبلاً وجود داشته حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود، بله، در زمان حضرت صاحب(عج) حکومت واحد می‌شود، عدالت هم در همه عالم می‌آید؛ اما انسان‌ها، یک انسان دیگری نمی‌شوند. یک دسته‌شان خوبند و یک دسته‌شان بد.

از نگاه امام، چنین معجزه‌ای نه قبلاً اتفاق افتاده و نه بعداً رخ خواهد داد که همه امور یک روزه با ظهور امام زمان(عج) حل گردد. این یک اشتباه است که توقع داشته باشید زمانی که آن مصلح کل ظهور نماید یک روزه عالم اصلاح شود و همه امور در یک شب بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود. بنابراین برای این امر باید تلاش و کوشش نمود اما زوال مطلق آن امری محال خواهد بود.

ج) عدالت در همه مراتب انسانیت
یکی از ثمرات ظهور حضرت حجت(عج)، تحقق قسط و عدل است در تمام ابعاد انسانی و اجتماعی نه یک عدالت متعارف و عادی که مورد فهم عرف است. انسان انحرافات زیادی دارد انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی که امام عصر(عج) همه این انحرافات را بر می‌گرداند و برگرداندن این انحرافات همان ایجاد عدالت است. پس عدالت امام(عج) فقط قضیه عدالت در زمین نیست که برای رفاه مردم باشد بلکه در تمام مراتب انسانیت است.

د) تکامل معرفت
تجلی کمال انسانی در تمام ابعاد وجودی‌اش یکی از آثار و برکات ظهور شمرده شده که در این باب روایاتی هم وارد شده است اما حقیقت مطلب این است که امام به روایات مأثوره در این باب که برخی دلالت بر عمل غیر عادی از امام زمان(عج) می‌کند چندان عنایتی ندارند.

به عنوان مثال در برخی از روایات آمده است که امام عصر(عج) دستی بر سر افراد می‌کشد و آنها عالم می‌شوند و یا به طریق معجزه‌آسایی از راه غیرمتعارف، مردم را به ارتقاء فکری و تکامل معرفتی می‌رساند و آنها بالبداهه کامل می‌شوند.


امام بدون توجه به این دسته از روایات معتقدند که افراد و ملت‌ها به کمال انسانی خود دست نمی‌یابند به این معنا که فرهنگ عمومی مردم ارتقاء نمی‌یابد و اصلاح نمی‌شوند تا این‌که امام عصر(عج) ظهور کند. انسان قبل از رسیدن به عدالت اجتماعی، رفع ظلم و تعدی‌های قومی و نژادی، ایجاد اخوت و برادری و از بین بردن فساد اخلاقی نیاز به تربیت انسانی دارد که امام عصر(عج) این کمالات انسانی را برای او فراهم می‌سازد.

«مکتب ولی امر(عج) برای تعلیم و تربیت این انسان است که او را از حد حیوانیت به حد انسانیت برساند و رشد انسانی پیدا کند. و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد. ملت‌ها که افکار صحیح خود را از دست داده‌‌اند یکی باید بیاید تا آنها را احیا کند که انشاء‌الله حضرت بقیة‌الله اعظم(عج) بیابند و اینها را اصلاح نمایند.

بنابراین معرفت، آگاهی، بینش و بصیرت و به تبع آن برخورد اجتماعی و رفتار فردی از جمله اموری است که در زمان ظهور ارتقاء می‌یابند. وقتی امام(عج) ظهور کند، بشر از انحطاط به ارتقاء می‌رسد. عقاید، اخلاق و رفتار و اعمال منحرف را اصلاح خواهد نمود.

تجدید شریعت یا تکمیل شریعت
یکی از اشتباهاتی که برخی بدان مرتکب شده‌اند این است که امام عصر(عج) برای تکمیل شریعت ظهور خواهد کرد؛ یعنی او می‌آید تا این‌که نقصان تعالیم اسلام را برطرف ساخته و معایب آن را ترمیم نماید، در حالی‌که این اشتباه فاحشی است که برخی به آن دامن زده‌اند.

امام می‌فرماید:وقتی ما از عدالت فراگیر حضرت حجت (عج) سخن می‌گوییم برخی برای خدمت به اجانب یا نفهمیده می‌گویند فلانی گفته است که حضرت مهدی(عج) تکمیل می‌کند شریعت را. این برای ما بسیار ناگوار است. ما حضرت مهدی(عج) را یکی از افرادی می‌دانیم که تابع اسلام است، تابعی که نور چشم پیغمبر اسلام است، او مجری همان تعالیمی است که حضرت رسول اکرم(ص) آورده‌اند.

امام با ذکر این نکته که امام زمان(عج) مجری و مجدد شریعت‌اند نه مکمل آن، این مطلب را هم متذکر می‌شوند که احکام واقعی اسلام، غیر از آن احکامی است که ما با اجتهاد ناقص خود درست کرده‌ایم. اجتهاد ایشان مبتنی بر اصول ظنی مجتهدین نمی‌باشد. «یأتی بکتاب جدید» به این معنا است که مطابق روش فقها استنباط نمی‌کند.

البته مراد امام این نیست که تمام احکام صادره از فقها باطل است زیرا ایشان خود در چنین جایگاهی قرار داشت، بلکه نظر امام این است که همه احکام اسلام به دست ما نرسیده چون نگذاشتند صادقین(ع) کاملاً آزاد باشند و مسائل و احکام را بیان کنند و به خاطر همین اکثریت مردم به ضلالت افتادند و کافه مردم از راه حق بیرون رفتند و هنوز هم میلیون‌ها جمعیت دست به سینه در مقابل قبر فلان و فلان بیشتر از آن اخلاصی که به علی دارند اظهار اخلاص می‌کنند. و این مقداری هم که رسیده در بسیاری موارد بدان توجه نمی‌شود.

پس این به معنای تکمیل شریعت از جانب آن حضرت نیست زیرا روایات، مفسر و مبین آیات قرآنند و فقهای ما با توجه به روایات موجود، آیات را استنباط و احکام را صادر می‌کنند. و عده‌ای نیز با آراء و عقاید پیشین به سراغ متن رفته و آیات و روایات را به عنوان پشتوانه احکام استفاده می‌کنند.

اما امام زمان(عج) علم کامل و لازم را برای صدور احکام دارا می‌باشد پس این جایگاه دارای مراتب تشکیکی است که امام(عج) در بالاترین مرتبه اما دیگران در مراتب نازلة آن قرار گرفته‌اند. امام(عج) در اوج مقام عصمت و صدور احکام قرارداد و دیگران بر موج نشسته اند و گاهی تحولات زمانه، تفکر را تغییر می‌دهد.

بنابراین احتمال هرگونه انحراف و لغزش در صدور و بیان احکام وجود دارد، و هرگز نمی‌توان ورود تحریف را در احکام واقعی اسلام غیرمحتمل یا محال دانست، وقتی این‌گونه احکام وارد دین گردد به تدریج جزء دین به شمار خواهد آمد و زدودن آن از دین امری مستحیل خواهد بود.

آن‌چه که در روایات وارد شده مؤید همین نکته است. از امیرالمؤمنین علی(ع) روایت شده که فرمود:یعطف الهوی علی الهدی إذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرأی علی القرآن إذا عطفوا القرآن علی الرأی؛
ـ قائم ما ـ هواهای نفسانی را به هدایت برمی‌گرداند زمانی‌که هدایت به هواهای نفسانی برگشته است، و آراء را بر قرآن تطبیق می‌کند زمانی که قرآن بر آراء تطبیق شده است.

در روایتی از پیامبر(ص) در کتب اهل‌سنت نقل شده که فرمود:
اسلام کهنه و مندرس می‌شود همان‌گونه که رشته‌های لباس کهنه و مندرس می‌گردد تا جایی‌که نه روزه‌ای و نه زکاتی و نه عبادتی شناخته می‌شود و در یک شب قرآن به جایی برده می‌شود که حتی یک آیه از آن روی زمین باقی نمی‌ماند.

و نیز در حدیثی دیگر فرمود:همانا دوازدهمین اولاد من غایب می‌شود و دیده نخواهد شد و بر امت من زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی باقی نمی‌ماند، در چنین زمانی است که خداوند به او اجازه قیام می‌دهد، پس اسلام را ظاهر و دین را تجدید می‌کند.
و این است معنای روایت «یأتی بکتاب جدید».

نتیجه بحث
امیر بیان حضرت امام علی(ع) در خطابی رسا، آن حجت خدا را چنین وصف می‌کند که:
رسول خدا(ص) رسالت پیامبری را به امانت گزارد و رستگارانه جهان را پشت سر گذارد، و نشانه حق را در میان ما بر جای نهاد. کسی‌که از آن پیش افتد از دین برون است و آن‌که پس ماند تباه و سرنگون است و آن‌که هم‌راهش باشد با رستگاری مقرون.
پرچم‌دار آن از سخن ناسنجیده بپرهیزد و تا آماده نباشد بر نخیزد و چون برخاست چالاک به کار درآویزد.

نگاه امام در باب انتظار و ظهور امام زمان(عج) و توصیف آن امام همام این است که انتظار به معنای ادای به تکالیف و حقایق و ظهور به معنای شکفتن شقایق است، انتظار یعنی قیام به حق و ظهور یعنی قیادت به عدل، انتظار یعنی تجلّد و اظهار قدرت و ظهور یعنی انطماس و زوال نقمت، انتظار یعنی احتماء از ذبول و ظهور یعنی رباوت شعور، انتظار یعنی تعریج به تعالیم دین و ظهور یعنی تجلی هدایت مسلمین، انتظار یعنی توقّی و ورع در منهیات و ظهور یعنی توفیر در نیکی‌ها و حسنات، انتظار اخلاع نفس است از رذایل و ظهور خلجان خلق است به فضایل، انتظار نکهت یار است و عشق به دل‌دار و مهر به اسرار و فرصت دیدار، کانون انتظار، کانون کرم است و احسان و بستر ظهور، جلوه کرامت است و عرفان.

مهدویت با عدالت عجین است و با سعادت‌ قرین، آفتاب پنهان است و هم‌نفس رحمان، قُدوه خلق است و عصاره حق، مظهر قداست است و مجمع حکمت، زینت زمان است و رکن رکین امان، پیشوای شریعت و طریقت است و مرآت حقیقت، تاج دین است و چراغ یقین، محیی شرع است و ممیت شر، بحر وفا است و کان صفا، شمس دانش است و شمع آفرینش، قطب عالم وجود است و چشمه زلال مهر و جود، شمع جمع قیامت است و شمس جمال ولایت، خلیفه به‌حق الهی و گم‌شده زهد و عدل علوی است. مهدویت با سکون و رکود و ایستایی معارض است و با حرکت و انقلاب و پویایی ملازم.

حکومت مهدوی، اوج حاکمیت فرهنگ و فضایل انسانی و محو تمام رذایل و صفات مذموم حیوانی است که همه اینها در چند جمله نغز آن پیر سفر کرده و میر هر حکیم فرزانه آمده که فرمود:
امام زمان(عج) عصاره همه موجودات و مصداق آیه «والعصر» است و «لیلة القدر» نه به معنای لیل دنیوی در نشئه مادی و ملکی بلکه لیله توجه تام ولیّ کامل و ظهور سلطنت ملکوتیه اوست به توسط نفس شریف ولیّ کامل و امام هر عصر و قطب هر زمان که امروز حضرت بقیة‌الله فی‌الارضین، سیدنا و مولانا و امامنا و هادینا حجة بن الحسن العسکری ارواحنا لمقدمه فداست که تغییرات و تبدیلات در عالم طبع واقع شود.

این اندیشه بلند معنوی از روح به‌معراج‌رسیده خمینی ما را چنان مستغرق دریای کلام و عرفان خویش ساخت که فجأة سحرگاهان، سروش غیب، نمی از یم آن اکسیر اعظم را بر لب‌های صاحب خامه ‌تر نمود و ندا داد که تو نیز در انتظار آن قطب عالم بگو:

انتظاری می‌کشم تا روی خوبان را ببینم
رجس دل، بیرون کنم تا شمس دوران را ببینم

گر نبینم آن مه خوبان، حیاتم را چه سود
قطب عالم رخ نما تا جان جانان را ببینم

برقی جهید و بسطی دمید و قبض پرید ولی حالت آن به درازا نکشید. اما این مقام به اثبات رسید که «من جدّ وجد» هر آن‌‌که تلاش کند خواهد رسید؛ یعنی غیرمعصوم، جزء اغیار نیست و با ادب نفس می‌توان واصل شد اما تا قبل از مقام برای حالات دوامی نیست چنان‌که سعدی شیراز گفته است:

یکی پرسید از آن گم گشته فرزند
که ای روشن روان پیر خردمند

ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
چرا در چاه کنعانش ندیدی؟

بگفتا حال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است

گهی بر طارم اعلی نشینم
گهی بر پشت پای خود نبینم

اگر درویش در حالی بماندی
سر و دست از دو عالم برفشاندی

پس می‌توان به مقام سلوک که امام بدان واصل شده وصول یافت و با واسطه فیض مصاحب شد اما با عمل به این کلام امیر بیان که: «قد احیا عقله و امات نفسه» که ابن‌ابی‌الحدید معتزلی گفته است:

هذا أجلّ کلام بالسلوک.
باشد که همه ما به این معرفت امام در باب ظهور و انتظار بار یابیم.

کتاب‌نامه

ـ قرآن کریم.
ـ نهج‌البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1378
ـ صحیفه سجادیه، دفت رانشارات اسلامی، چاپ اول، 1368 ش
ـ ابن ابی زینب، غیبت نعمانی، ت: جواد غفاری ـ ناشر، کتابخانه صدوق، چاپ اول 1363
ـ ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع‌البیان، انتشارات دارالمعرفۀ ناصر خسرو
ـ ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی، کافی، دارالتعارف، بیروت، لبنان
ـ الحر العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعۀ، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت
ـ خمینی، روح‌الله، آداب الصلاۀ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1370 ش
ـ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه، سیدعبدالغنی اردبیلی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول
ـ خمینی، روح‌الله، کتاب البیع، نجف، مطبعۀ الاداب، 1394 هـ . ق
ـ خمینی، روح‌الله، کشف الاسرار، قم، آزادی (بی‌تا)
ـ خمینی، روح‌الله، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، 1377
ـ خمینی، روح‌الله، دیوان شعر، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دهم، 1376
ـ ربیع بن محمد المسعودی، الشیعۀ الامامیه و الاثناعشریۀ
ـ سعدی شیرازی، گلستان، تصحیح محمد علی فروغی، شرکت سهامی چاپ و نشر انتشارات
ـ طبرسی نوری، میرزا حسین، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، 1377
ـ طوسی، شیخ الطائفه، ابی جعفر محمد بن حسن، کتاب الغیبۀ، مؤسسه معارف اسلامی، 1417 هـ .ق
ـ عبدالمنعم النمر، تاریخ و وثائق
ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1421 هـ . ق
ـ متقی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال، مؤسسۀ الاعلمی، بیروت 1412 هـ . ق
ـ منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایۀ الفقیه، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، 1408 هـ . ق
ـ مال الله، محمد، الشیعۀ و تحریف القرآن
ـ مال الله، محمد، الخمینی و تفصیل الائمۀ علی الانبیاء.
ـ المقدسی الشافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدروفی اخبار المنتظر
ـ نوری، حسین، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسه آل‌البیت، لاحیاء التراث العربی، چاپ دوم
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل