بایستههای ظهور (قسمت دوم، بخش اول)
قنبرعلی صمدی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
در مقاله قبلي تحت عنوان «نقش مردم در تعجيل ظهور»، تأثير نقشآفريني مردم و رويكردهاي بشري در بسترسازي و تحقق وعده ظهور، مورد بررسي قرار گرفت. در اين قسمت به تبیین و بررسی ضرورتها، عوامل و بایستههای تحقق ظهور، به منظور شناخت تکالیف عصر انتظار خواهيم پرداخت در این راستا، از یکسو، توجه به الزامات و راهبردهای تحقق ظهور از سوی دیگر، مهمترین و مبرمترین نیازی است که سزاوار است در عرصه پژوهشهای مهدوی، مورد اهتمام جدی قرار گیرد.
در این نوشتار، نگارنده سعی نموده است مهمترین بایستههای اعتقادی و عملی انتظار ظهور و لزوم فراهمسازی زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حرکت به سوی تحقق این ایده الهی و نجاتبخش را مورد توجه قرار دهد.
مقدمه
یکی از مسائل مهم و کاربردی درباره مهدویت و انتظار ظهور، شناخت ضرورتها و بايستههای تحقق ظهور است. تشدید حالت انتظار، ایجاد آمادگی و به کارگیری عوامل زمینهساز، برای شتاب بخشیدن به فرآیند ظهور و تحقق وعدة الهی از بایستههای ظهور به شمار میروند. همچنان كه انتظار چیزی کشیدن، بیتوجه و آمادگي امکان نمیپذیرد، شتاب کردن برای رسیدن به آن چیز نیز بیآمادگی، تلاش و تکاپوی دو چندان امکانپذیر نباشد.
این مقاله به بررسی زمینهها و عوامل فکری، اعتقادی یا عملی و رفتاری مؤثر در تحقق ظهور و تعجیل در آن میپردازد. این بحث بر اصل «فرآیند پذیری پدیدة ظهور»، یعنی تأثیرگذاری انسان در سرعتبخشی به ظهور و ایجاد زمینههای آن و ارتباطش با اوضاع و رویکردهای گوناگون جامعه بشری استوار است.
در این زمینه، ضرورتها، اولویتها و بايستههاي فراوانی در قالب وظیفههای فردی و اجتماعی و دستورالعملهای عصر انتظار طرحشدنی است. این نوشتار، مهمترین بایستهها و تکلیفهای اعتقادی و عملی این دوره را تبیین میکند.
معرفت امام عصر(عج)
بایستگی«معرفت»، یعنی شناخت امام و اوصاف او کلیدیترین عنصر بایستههای اعتقادی است که بسیاری از مباحث مهدویت بر پایه آن استوار است؛ زیرا بایستههای عملی نیز از بایستگی اعتقادی معرفت، سرچشمه میگیرند و آنچه در حوزه بایستههای عملی طرحشدنی است، از آثار و لوازم این بایستگی به شمار میرود. شناخت امام عصر(عج) و شناساندن جایگاه او، تعریف و تعیینکننده حقوق امام و مردم و بنیاد همه تکلیفها و بایستههای عملی است.
معرفت تنها به معنای شناخت شناسنامهای امام، یعنی دانستن اسم و نسب و ویژگیهای ظاهری او نیست، بلکه ایمان و اعتقاد قلبی مردم به مقام الهی امام عصر(عج) و توجه آنان به جايگاه بلند دینی، سیاسی و اجتماعی او در عصر حاضر مقصود است. اندیشة انتظار ظهور بر پایه چنین شناخت و معرفتی قرار دارد و بدون آن حرکت کردن در جاده انتظار، ممکن نیست، از اینرو، ضرورت، مؤلفهها و آثار آن باید بررسی شود.
ضرورت معرفت
عنصر شناخت امام عصر(عج) و اعتقاد قلبی به امامت او در فرهنگ دینی، چنان مهم وکلیدی است که احادیث متواتری، بود و نبود آن را معیار ایمان و کفر برشمردهاند. پیامبراکرم(ص) میفرماید: «من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة الجاهلیّة؛» هرکس بمیرد در حالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی و بیدینی مرده است.
اين حديث، با عبارتهای گوناگونی به طور مستفیض در منابع حدیثی فریقین (شیعه و سنی)، آمده است: «من مات بغیر إمام مات میتة الجاهلیّة.»
«من مات و لیس فی عنقه بیعة مات میتة الجاهلیّة.»
«من مات و ليس عليه إمام حيّ يعرفه، مات ميتة جاهلیّة.»
«من مات ولم یعرف إمام زمانه... .»
همه اینها اهمیت کلیدی معرفت امام و حجت زنده الهی را در هر زمان نشان میدهد، به گونهای که نشناختن او با بیدینی و مردن به مرگ جاهلیت، برابر است و حتی اندکی کوتاهی در آن پذیرفته نیست.
امام باقر(ع) میفرماید: «لايعذر الناس حتّي يعرفوا إمامهم؛» مردم هیچکدام در مورد شناخت امام و حجت عصر، معاف و معذور نمیباشند.
امام صادق(ع) نیز به يحیي، میفرمايد: «يا يحیي من بات ليلة لا يعرف فيه إمام زمانه مات ميتة جاهلیّة؛» هركس حتي يك شب بدون معرفت امام زمانش بخوابد، به مرگ جاهليت مرده است.
در اين كلام حضرت، تعبير «مات» وجود ندارد و ایشان به طور مطلق فرموده و آن را ویژه مردن در آن شب ندانسته است. این دو و احادیث مشابه آن، گویای اهمیت فراوان مسئله معرفت امام در هر عصری است.
راز تأکید این روایتها بر لزوم معرفت امام و حجت حی، در پیوند مسئله امامت با نبوت و توحید نهفته است. امام در فرهنگ اعتقادی شیعه، همانند پيامبر مسئولیت هدايت و دینورزی مردم را برعهده دارد. از اینرو، امام صادق(ع) به زراره دعایی آموخت تا شناخت خالق، پيامبر و حجت او را از خداوند بخواهد. امام در آن دعا، كليد معرفت خدا و پیامبر را معرفت حجت يعني امام عصر(عج) دانسته است.
آن حضرت در جاي ديگری به زراره سفارش میکند كه در صورت درك زمان غيبت قائم، پیوسته بخواند: «اللّهمّ عرّفني حجّتک فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني؛» خدایا حجتت را به من بشناسان، اگر معرفت حجت را به من ندهي، گمراه خواهم شد. [و بدون امام و راهبر، بيراهه خواهم رفت؛ چون او مايه هدايت و بقای ديانت و ايمان است.]
مؤلفههای معرفت
معرفت شخص امام، مقام و اوصاف و ویژگیهای او، سه عنصر مهم «معرفت امام» در اندیشه کلامی شیعه به شمار میرود.
الف) معرفت به شخص امام
دانستن زمان تولد و اسم و نسب امام، یعنی اینکه ایشان فرزند امام حسن عسکری(ع) و آخرین وصی پیامبر(ص) است و نیز اعتقاد به اینکه هماکنون زنده است و به دلیل مصلحتی الهی در پس پرده غیبت به سر میبرد، معرفت شخص امام را در پی میآورد. ویژگیهای شخصی آن حضرت، در برخی از روایتها آمده است.
ابوذر از پيامبر(ص) نقل میکند: «الأئمّة من بعدي اثناعشر، تسعة من صلب الحسين تاسعهم قائمهم. ثمّ قال: ألا إنّ مَثَلهم فيكم مَثَل سفينة نوح من ركبها نجي و من تخلّف عنها هلك؛» امامان بعد از من دوازده نفرند، نه نفر آنان از نسل حسینند که نهمین آنان قائم آنان است. آگاه باشید که داستان بودن آنان در میان شما همانند داستان کشتی نوح است. هرکس به آن کشتی متمسک شود، نجات مییابد و هرکه از آن فاصله گیرد، هلاک میشود.
روایتهای دیگری نیز مانند روایت زیر بر ضرورت اعتقاد به امامت ائمه(ع) و شناخت تکتک آنان، بویژه امام عصر(عج)، تأکید کردهاند: «إنّ الأئمّة من بعدي إثني عشر من أهل بيتي، عليٌّ أوّلهم و أوسطهم محمّد و آخرهم محمّد و مهديّ هذه الأمّة الذي سيصلّي خلفه عيسي بن مريم؛» امامان پس از من دوازده نفر از اهلبیت من هستند. اولی آنها علی و وسطی ایشان محمد و آخرینشان محمد است و او مهدی این امت است؛ کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز گذارد.
ب) معرفت به مقام امام
معرفت مقام امام به معنای اعتقاد به الهی بودن منصب امامت و شناخت جایگاه امام و خلیفه پس از پیامبر(ص) است. اعتقاد به انتصابی بودن منصب امامت و نابشری بودن آن مقام، از کلیدیترین مباحث کلامی شیعه درباره امامت خاصه، شمرده میشود. امامت و امامشناسی، موضوعی کلامی و از مهمترین اصول اعتقادی دین و شالوده اندیشه شیعه است و از فروع دین یا مسئلهای فقهی به شمار نمیرود. دلایل این سخن در بحث از امامت خاصه آمده است.
ج) معرفت اوصاف امام
امام عصر(عج) از مقام عصمت، امامت و ولایت، علم لدنّی و غیبی و دیگر ویژگیهای شخصیتی برخوردار است. شناخت این اوصاف و اعتقاد قلبی به آنان معرفت اوصاف امام را به دنبال میآورد. دلایل وجود این ویژگیها در امام نیز در جای خود آمده است.
نصاب معرفت امام
شناخت امام و شئون تکوینی و تشریعی مقام امامت، با توجه به اندازه فهم و درک افراد، مراتب گوناگونی دارد، یعنی هرکسی به فراخور تلاش و استعداد عقلیاش به درجه خاصی از معرفت دست مییابد. پایینترین میزان معرفت به امام، که در آن صورت نبود معرفت، با جاهلیت و بیدینی برابری خواهد کرد، چه اندازه است؟
امام صادق(ع)، همسنگ دانستن امام را با پيامبر اكرم(ص)، حداقل معرفت به امام دانسته است: «أدني معرفة الإمام أنّه عدل النبيّ إلاّ درجة النبوّة و وارثه و أنّ طاعته طاعة الله وطاعة رسولالله والتسليم له في كلّ أمر و الردّ إليه و الأخذ بقوله و يعلم أنّ الإمام بعد رسولالله(ص)، علي بن أبيطالب و بعده الحسن ثمّ الحسين... والحجّة من ولد الحسن؛» كمترين درجه معرفت امام، اعتقاد به هموزن و همشأن بودن امام با پيامبر است، مگر در شأن و مرتبه نبوت كه از این نظر، امام وارث پيامبر است و اطاعت او اطاعت خدا و پيامبر خدا، فرمانبری از او، واگذاري امور به او، عمل به گفتههاي او و اعتقاد به اين موضوع که بعد از پيامبر(ص) علي بن ابيطالب و بعد از او حسن و حسين تا حضرت حجت، جانشینان پیامبر و پیشوایان مسلمينند که خداوند آنان را بدین منصب برگزیده است.
بنابراین كلام امام صادق(ع)، پايينترين درجه معرفت امام، هموزن دانستن امام با پيامبر در همه شئون ولایی به جز نبوت است. و راه به دست آوردن معرفت تنها در دیدگاه کلامی امامیه است؛ زیرا تنها شیعیانند که خلفاي پيامبر(ص) را دوازده امام معصوم(ع) میدانند و خاستگاه امامت و خلافت واقعی، فقط در بینش کلامی آنان وجود دارد.
البته باید توجه داشت که به دلیل عمق و گستردگی ابعاد مقام امامت، درک حقیقت و ژرفای شخصیت امام برای افراد عادی، ناممکن است.
امام رضا(ع) در اینباره میفرمايد: «فمن ذا الذي يبلغ معرفت الإمام أو يمكنه اختياره هيهات هيهات! ضلّت العقول و تاهت الحلوم و حارت الالباب و خسئت العيون و تصاغرت العظماء و تحيّرت الحكماء و... عن وصف شأن من شأنه أو فضيلة من فضائله؛» چگونه ممکن است اندیشه و فهم مردم، حقیقت مقام امام را درک کند تا بتوانند امام را اختیار نمایند؟ عقلها و اندیشهها هرگز به عمق آن دست نیابند، صاحبان خرد از درک آن همواره حیران باشند، نوابغ و تیزهوشان پیوسته از دیدن آن چشم فرو بندند و بزرگان و دانشمندان پیاپی از بیان حتی یکی از صفات آن و یکی از فضایل آن، دربمانند.
بنابراین، به دلیل گنجایی نداشتن فهم و خرد بشر و ناتوانی علمی او انتظار تحقق شناخت و معرفت حقيقت مقام امام(ع)، نامعقول است. و لذا کسی بدان مکلف نیست، بلکه آنچه برای حیات دینی ـ اعتقادی انسان ضرورت دارد، معرفت حداقلی به امام عصر(عج) است که آموزههای دینی، آن را تکلیفی همگانی شمردهاند.
عنصرهای اعتقادی زیر در معرفت حداقلی وجود دارند:
یکم. اعتقاد به ضرورت وجود امام و حجت الهی در هر عصر؛
دوم. اعتقاد به تولد و حیات بالفعل امام عصر(عج)؛
سوم. اعتقاد به مقام امامت و ولایت امام عصر(عج)؛
چهارم. اعتقاد به غایب بودن امام عصر(عج) در این زمان؛
پنجم. اعتقاد به ظهور امام عصر(عج) در آینده برای گستراندن دین و عدالت در جهان. نبود هریک از این عناصر، شناخت نادرست امام را در پی میآورد و حرکت کردن را در جاده انتظار، ناممکن میکند.
روششناسی معرفت امام عصر(عج)
شناخت جايگاه تكويني امام عصر(عج) در جهان، حس نیازمندی را به آن حضرت، در انسان ایجاد میکند، یعنی اگر انسان جايگاه محوري امام را در نظام هستي درك نكند، خود را نيازمند به او نمیبيند تا شأن ولایی و تشريعياش را پاس بدارد و از سر خردورزی و روشنبینی و نامقلدانه از او پیروی کند و او را همسنگ پيامبر بداند.
اما هنگامی که انسان به رهبری دینی و سیاسی امام عصر(عج) باور دارد و او را واسطه میان خلق و خالق میداند، نه تنها وی را در معرفت تشریعی معادل پیامبر(ص) و مطاع مطلق میخواند، که در تکوین نیز خود را نیازمند به او و ناگزير به او میبیند.
پيدايی چنين نگرش و حس مبارکی در انسان، عشق به امام را، در درون انسان پديد میآورد و او نه تنها براي برآوردن نیاز خود به سوي امام، رو میآورد، که حجت عصر را «تنها راه» نجات یگانه پناه خویش میخواند.
از اينرو، براي اينكه انسان در حوزه سطحی معرفتياش، به انحراف در امامشناسي دچار نگردد و امام را با دیگر رهبران سياسي و زعيمان حكومت نسنجد، از دیدگاهی كلامي به اين موضوع باید بنگرد، يعني به شئون تكويني و جايگاه ولایی امام در عالم هستي، باید توجه کند؛ زيرا شئون تشريعي (رهبري ديني و سياسي) او پدیدهای اعتباري و برخاسته از شئون حقيقي و تكويني مقام امامت است.
بنابراین، افزون بر اینکه امام عصر(عج) رهبر الهی و زعیم ديني و سياسي مردم به شمار میرود، فرمانروای جهان تكوين، وليّ نعمت، واسطه فيض الهي و بركتهای زميني و آسماني و مايه بقای عالم هستي است.
«القائم المنتظر المهديّ المرجي الذي ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الأرض و السماء...؛» امام قائمی كه اميدها و چشمها در انتظار آمدن او دوخته شده است، كسيكه به بركت وجود او جهان هستي باقي و برقرار مانده است.
اين نگرش، زمينه را براي طرح دیگر مباحث امامت و مهدویت، فراهم میآورد و تفاوت جوهري امامت شيعه را با خلافت و سلطنت اهلسنت، آشکار میسازد. آنگاه هر انسان باانصاف و اندیشهوری، به روشنی خواهد دانست که «عصمت»، نخستین شرط جانشيني پيامبر(ص) شمرده میشود. اين معرفت حداقلی، با نگرش كلامي شيعه به دست خواهد آمد.
انسان در پرتو چنين معرفتي، نور میگیرد و به دلیل چنگ زدن به ريسمان هدايت (حبلالله) و برقرار ساختن رابطه با خدا، پيامبر(ص) و امام عصر(عج)، پيوسته از خدا میخواهد كه اين پيوند را ناگستني گرداند و چنین نجوا میکند: «اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك، اللّهمّ عرّفني نبيّك فإنّك إن لم تعرّفني نبيّك لم أعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني؛» خدايا خودت، خودت را برایم بشناسان كه اگر خودت را برما نشناساني پيامبرت را نخواهم شناخت. خدايا پيامبرت را برایم بشناسان وگرنه حجتت را نخواهم شناخت. خدايا حجتت را برمن بشناسان كه اگرحجتت را برمن نشناساني، گمراه خواهم شد.
انسان منتظر، برخواسته معرفتی سوم (معرفت امام عصر(عج)) بیش از دیگر خواستهها تأکید میکند؛ زيرا رشته ديانت و هدايت انسان را به معرفت حجت عصر بسته میبیند. معرفت توحید و نبوت، نیز گرچه در رتبهای پیش از معرفت امام قرار دارند و ریشه آن به شمار میروند در معرفت حجت، نهفته است.
هنگامی که از امام حسين(ع) درباره چیستی خداشناسی (معرفةالله) پرسیدند، آن حضرت فرمود: «معرفة أهل كلّ زمان إمامهم الذي يجب عليهم طاعته؛» خداشناسی مردم هر زمانی، همان معرفت امام آن عصر است، چون معرفت امام عصر در هر زمانی، خاستگاه معرفت توحيدي است.
روايات، معرفت امام عصر(عج) را، پایه اندیشه انتظار دانستهاند، به گونهای كه با وجود چنين معرفت، حتي كساني كه توفیق زنده ماندن را تا عصر ظهور نیافتهاند نيز در جرگه همراهان حضرت حجت(عج) و در رکاب او قرار میگیرند و پاداش آنان با دیگران يكسان است.
امام محمد باقر(ع) در اینباره میفرمايد: «و لا يعذر الناس حتّي يعرفوا إمامهم، من مات و هو عارف لإمامه لم يضرّه تقدّم هذا الأمر أو تأخّر و من مات و هو عارف لإمامه كان كمن هو مع القائم في فسطاطه؛» مردم همگی مکلفند تا امام و حجت الهی را بشناسند و در این مورد هیچگاه معذور نیستند. هرگاه کسی با معرفت امام زمانش بمیرد، زیانی نخواهد دید؛ چه امر ظهور جلو بیفتد و یا به تأخیر انداخته شود. چنین کسی همانند کسی است که در رکاب حضرت قائم(عج) و زیر خیمه او حضور دارد.
امام صادق(ع) نيز میفرمايد: «من مات منتظراً لهذا الأمر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدی رسولالله بالسيف؛» هركس بميرد در حاليكه منتظر ظهور قائم باشد، همانند كسي است كه همراهی حضرت قائم را درك نموده و در خيمه وي حضور دارد، بلكه همانند كسي است كه در پيش روي پيامبر(ص) بر دشمنان شمشير میزند.
ضرورت معرفت امام و حجت زنده در هر عصر و زمان، همان بايسته مهم و عذرناپذیری است كه این احادیث، هدایت و دیانت انسانها را در گرو آن دانستهاند و خداوند همگان را به تحصیل آن موظف کرده است.
آثار معرفت امام عصر(عج).
الف) ذکر و ياد امام(ع)
منتظر واقعي همواره باید سعي کند که به ياد حضرت مهدي(عج) باشد، هر صبح با خواندن دعاي عهد با امام خود دوباره پيمان ببندد، براي سلامتي و فرج او دعا کند و نامش را در هر محفل و مجلسي زنده نگاه دارد تا انتظار کشیدن ظهور او به پدیدهای همگانی بدل گردد.
پیراستگی از آلودگيهاي مادی و روحي نخستین گام لازم در این راه است؛ زیرا اين آلودگيها از سویی موجب پوشیده شدن چشم بصيرت آدمي با حجاب غفلت میگردند و از سوی ديگر، شایستگی درك حضور و یاد حضرت را از او میگیرند. بنابراین انسان همواره از امام خود غایب است (و غیبته منّا)، چشمان حقيقتبين خود را از دست داده و خود باعث دوري از او شدهایم؛ زیرا آن حضرت همیشه حاضر و ناظر است و تا زمانی که بشر به هوش آید، ناگزیر پنهانی میزید.
ب) محبت به امام(ع)
انس و ارتباط روحی و دوستی با امام عصر(عج) به طور طبیعی، شناخت و یاد او را در پی میآورد؛ زیرا ممکن نیست کسی آن حضرت را به درستی بشناسد و محبت او قلبش را فرا بگیرد، اما در یاد وی نباشد و پیوسته او را نجوید.
او امامی است که در قلبها و دلهای مردم جا دارد و حکومت او بر دلها و جانها، بر پایه ایمان، معرفت، عشق و عاطفه است. از اینرو، مردم به او عشق میورزند.
پیامبر اکرم(ص) درباره محبوب بودن امام مهدی(عج) نزد مردم میفرماید: «اُبشّرکم بالمهدیّ یبعث فی اُمتّی... یملأ الأرض قسطاً و عدلاً و یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض؛» شما را به آمدن مهدی بشارت میدهم... زمین را آکنده از عدل و داد میکند و اهل آسمان و زمین از حکومت او راضی و خشنودند.
المهدیّ... یرضی بخلافته أهل السماء و أهل الأرض و الطیر فی الهواء؛
مهدی کسی است که همه اهل آسمان و زمین از حکومت او راضیاند، حتی پرندگان آسمان.
محبوب و مقبول بودن، از آن روست که مردم جهان، دولت مهدی(عج) را نماد تحقق آرزوهای خود میدانند و لذا با میل و رغبت به او روی میآورند.
«تأوی إلیه اُمّته کما تأوی النحلة إلی یعسوبها؛» شور و علاقه و دلبستگی مردم به امام مهدی(عج) رهبر حکومت جهانی، به گونهای است که مردم، به او همانند زنبور عسل به ملکه علاقهمندند و به او پناه میبرند. هیچ دولتی، به اندازه دولت مهدوی نزد مردم محبوب نیست. بیگمان، این محبت و عشق، بیش از هر کسی، زیبنده منتظران است.
ج) رضایت امام(عج)
یکی از آثار دیگر معرفت امام زمان(عج)، کوشش برای خشنود ساختن امام عصر(عج) است که رضايت خداوند را نیز به دنبال میآورد، یعنی تنها با پیروی از حجت الهی، خداوند را میتوان راضی کرد. «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ؛» بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد.
رضایت آن حضرت نیز تنها با عمل به دستورهای دین، آراستگی به اخلاق نيكو و تقوا، دست یافتنی است. حضرت صاحبالامر(عج) در توقیع شریفی که برای مرحوم شيخ مفيد فرستادند، کارهای ناشايست و گناهان شيعيان را يكى از اسباب يا تنها سبب دراز شدن زمان غيبت و دورى آنان از دیدار خود برشمردهاند: «فما يحبسنا عنهم إلاّ ما يتّصل بنا ممّا نكرهه، و لا نؤثره منهم؛» تنها چيزى كه میان ما و شيعيان فاصله انداخته است، همانا اعمال و رفتار ناخوشآيندى است که از آنان انتظار نمىرود و ما آن را نمیپسندیم.
«إجعلوا قصدكم إلينا بالمودّة علي السنّة الواضحة، فقد نصحت لكم و الله شاهدٌ عليّ و عليكم؛» هدف و مقصد خويش را درباره محبت و دوستي ما اهلبيت، بر مبناي عمل به سنت و اجراي احكام الهي قرار دهيد؛ پس همانا كه موعظهها و سفارشهاي لازم را نمودم و خداوند متعال به رفتار همه ما و شما شاهد و گواه است.
از اینرو، برآوردن خواستههای امام و دورى گزيدن از گناهان و رفتارهای ناشايست، نشان معرفت، دوستی و محبت صادقانه به امام است.
د) دعا برای سلامتی و تعجیل ظهور امام(عج)
دعا برای سلامتی و رسیدن فرج امام زمان(عج) از دیگر آثار مهم معرفت و حس نيازمندی و پیوند به آن حضرت است.
مقصود از دعا، تنها خواندن زباني خداوند نيست، بلكه خواستن قلبي نیز لازم است؛ يعني اگر نماد همه آمال و آرزوهاي انسان منتظر، امام زمان است، بزرگترين دغدغه او نيز، تعجيل ظهور آن حضرت باید باشد و با الحاح و التماس، آن را از خداوند بخواهد؛ زیرا جهان آفرينش بر پايه اسباب و مسببات، استوار و پيدايی هر پديدهای به وجود شرطها و زمينههاي آن مشروط است. آموزههاي دينی، دعا را يكي از اسباب و عوامل تعجیل ظهور دانستهاند؛ یعنی پدیده ظهور به تحقق شرطها و زمينههایی وابسته است و دعا يكي از آنها (سلسله علل ظهور) شمرده میشود. معصومان به همین دلیل بر کثرت دعا براي تعجيل فرج آن حضرت، تأکید کردهاند و آن را موجب فرج و گشایش کار شیعیان دانستهاند.
خود امام عصر(عج) در توقيعي برای اسحاق بن يعقوب، فرستاده، به شيعيان چنین فرموده: «و أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم؛»
براي زودرس بودن امر فرج، بسيار دعا كنيد؛ زيرا گشايش شما در آن است.
گرچه كلمه «فرج» به معناي مطلق گشايش است، در اينجا به قرينه سياق توقيع و وجود كلمه «تعجيل» (موضوع دعا) در آن، مراد از «فرج»، ظهور حضرت است. افزون بر اینکه خود «ظهور» برجستهترین مصداق فرج است. همچنین، تأكيد بر فرج با کلمه «إنّ» و کاربرد «ذلك» به جاي ضمير«ه»، اهميت موضوع دعا و تأثير آن را در تعجيل ظهور، نشان میدهد.
پيام حضرت در اين بخش از توقيع اين است كه تحقق زودهنگام ظهورش، به خواسته قلبی همه مردم و نه فرد یا افراد خاصی از آنان باید بدل شود؛ زیرا دعا تنها خواندن زباني خداوند نيست، بلكه خواستن از روي شناخت و همراه با عشق و حس قلبي است و چنین دعا، هنگامی تحقق مییابد که تعجيل ظهور، مهمترین دغدغه مردم و در صدر فهرست خواستههاي آنان باشد و نیازمندی به ظهور امام زمان(عج) فراگیر شود.
امام حسن عسكري(ع) نیز دعا کردن براي تعجيل ظهور فرزندش را در زمان غيبت او، یکی از ويژگيهاي شیعیان و منتظران ظهور، دانسته است. وی به احمد بن اسحاق قمی میفرمايد: «و الله ليغيبنّ غيبة لاينجوا فيها من الهلكة إلاّ من ثبّته الله عزّوجلّ علي القول بإمامته و وفّقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه؛» به خدا سوگند، فرزندم غيبتي خواهد داشت كه در آن زمان از هلاكت و گمراهي كسي نجات نمیيابد مگر اينكه خداوند او را بر پذيرش امامت فرزندم، موفق نمايد تا براي تعجيل ظهورش دعا كند.
آموزههای دینی بر توجه مردم به امام عصر(عج) تأكيد میکنند تا آنان دوران غیبت را مهم بشمارند و بدانند که در این دوران، امام عصر(عج) تجسم همه انبيا و اوليا و واسطه همه فيضهای الهي است و لذا آنان با توسل به آن وجود مقدس، از خداوند باید بخواهند که خواستههایشان بویژه تعجيل در ظهور آن حضرت را برآورد.
از اینرو در دعای شریف افتتاح، توسل به پيامبر اكرم(ص) و دیگر معصومان(ع)، تنها يكبار در يازده سطر، و توسل به امام دوازدهم، حضرت صاحبالامر(عج) ششبار و در بيش از 25 سطر آمده است و همه خواستههای مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و فردي و جمعي، با توسل به او از خداوند درخواست میشود: «... اللّهمّ المم به شعثنا والشعب به فتقنا و كثّر به قلّتنا و أعزز به ذلّتنا و أغن به عائلنا و اقض به عن مغرمنا و اجبر به فقرنا و سدّ به خلّتنا و یسّر به عسرنا و بيّض به وجوهنا و فكّ به أسرنا و أنحج به طلبتنا و أنجز به مواعيدنا و استجب به دعوتنا و أعطنا به سؤلنا و بلّغنا به من الدنيا و الآخرة آمالنا و أعطنا به فوق رغبتنا...؛» خدایا پریشانی ما را به آن جمع گردان و پراکندگی امور ما را به وجود او اصلاح فرما و شکاف و تفرقههای ما را اتحاد بخش و عده قلیل ما را بسیار گردان و ذلت ما را به وجودش بدل به عزت ساز و نیاز ما را بدل به بینیازی گردان و دین ما را به برکتش ادا فرما و فقر ما را جبران نما و نقص ما را مسدود ساز و مشکلات ما را به برکتش آسان گردان و به وجود او ما را رو سفید گردان و اسیران ما را آزاد ساز و حاجتهای ما را روا گردان و وعدههایی که دادی منجز گردان و به برکتش دعاهای ما مستجاب و درخواستهای ما را عطا فرما و به آرزوهایی که در دنیا و آخرت داریم برسان و به ما فوق آنچه مایلیم عطا فرما... .
تأکید بر وجود مقدس امام عصر(عج) با «به»، در همه این درخواستها وجود دارد. همه اين تأكيدها در اینگونه از آموزهها (دعاها)، برای جلب کردن توجه مردم به آن وجود مقدس در عصر غیبت است. بنابراين، دعا عامل معنوي مؤثری در تعجيل ظهور حضرت و توجه مردم به او و يكي از بايستههاي مهم انتظار زمينهساز شمرده میشود.
زراره از امام صادق(ع) نقل کرده است:
«ألا یدّلکم علی شیئ لم یستثن فیه رسولالله؟ الدعاء یرّد القضاء و قد أبرم إبراماً؛» آیا میخواهید شما را به چیزی راهنمایی کنم که پیامبر(ص) در مورد تأثیر آن استثنائی قائل نشده است؟ دعا جلو قضاي الهي را بعد از تأیید نیز میگیرد و آن را تغییر میدهد.
گاهی مقدرات و زمینههای تحقق پدیدهای فراهم میگردد تا قضا به آن حتمیت و فعلیت بخشد، اما هنگامیکه عاملی مانند دعا در تقديرات نخستین اثر گذارد و اوضاع را عوض کند، قضا نیز دچار تغییر میشود و آنچه مقدر شده بود، محقق نمیگردد.
این گفته که همه پدیدهها با قضاي الهي تحقق میپذيرند، با تأثیرگذاری دعا ناسازگار نیست؛ زیرا دعا خود دارای تأثيری جوهري و تکوینی است و میتواند در سلسله طولي علل تحقق اشيا قرار گیرد. البته اين تأثيرگذاری نیز به اذن و اراده الهي صورت میپذیرد و لذا اعتقاد به تأثیر دعا، عین توحید است؛ زیرا همان خدایی که بندگان را به دعا کردن مأمور کرده «اُدعونی أستجب لکم»، دعاهای آنان را مؤثر و مجرای تحقق اراده خود قرار داده است.
بنابراین، پدیده ظهور حضرت حجت(عج) و تعجیل یا تأخیر در زمان آن، همانند دیگر پدیدهها، به قضاي الهي وابسته است و دعای انسانِ موظف به دعا کردن نیز، در آنها تأثیر میگذارد.
مهم این است كه دعا، از خواست قلبی مردم سرچشمه بگیرد تا آثارش در عمل و رفتار آنان نمایان گردد؛ یعنی شيعيان و منتظران عاشق آن حضرت، در پی دعای خود در تهذيب نفس و اصلاح کارها بکوشند تا به رسیدن فرج آن حضرت شتاب بخشند و زمينه را براي پذيرش حكومت عدالتخواه امام عصر(عج) آماده کنند.
دعاها و ذکرهای فراوانی مانند ندبه، اللّهمّ کن لولیّک (فرج)، عهد، دعای صاحبالامر، غریق، زیارت آلیاسین، زیارت جامعه و...، در این زمینه وجود دارند که ائمه شیعیان را به پیوسته خواندن آنها سفارش کردهاند. دعای زیر نمونهای از آنهاست: «اللّهمّ عرّفني نفسک فإنّک إن لم تعرّفني نفسک لم أعرف نبيّک، اللّهمّ عرّفني رسولک... اللّهمّ عرّفني حجّتک فإنّک إن لم تعرّفني حجّتک ضللت عن ديني.»
هـ) نکوداشت مناسبتهای مهدوی
یکی از بايسههای دیگر معرفت امام عصر(عج) که در فرهنگسازی و نهادینه شدن انتظار، کاربرد بسیاری دارد، نکوداشت مناسبتها و عیدهایی مانند پانزده شعبان است. این کار تأثیر فراوانی در گسترش فرهنگ مهدوی و افزايش معرفت و محبت مردم به امام عصر(عج) میگذارد؛ زیرا برگزاري جشنهای مذهبي و شرکت مردم در این نوع از آیینهای ديني، موجب تعظيم شعاير الهي و انس و الفت مردم با معارف اهلبيت میشود و اگر این آیینها به درستی برگزار و مديریت شوند و از پيرايههاي ناسازگار با شأن اهلبيت(ع) پالایش گردند، به جلوهگاه معرفت، فضيلت، پاكي و عشق مردم به اهلبيت(ع) و امام زمان(عج) بدل خواهند شد.
زادروز امام زمان(عج)، از شيرينترين، خجستهترين و بزرگترين عیدهای اسلامي و جشن زنده شدن آرزوها و اميدها و آماده شدن براي شركت در نهضتي بزرگ و انساني است که با آگاهي، حركتي پیوسته، سازنده و زندگيبخش و پیمان و همسويي با آن حضرت میآمیزد؛ عید ولادت او، عيد همه انسانهاي پاك و آزاده عالم است.
امام عسکري(ع) پس از ولادت با بركت فرزند گرامياش مهدی(عج)، دستور داد نان و گوشت فراوانی (دههزار دهل) بخرند و در ميان فقيران سامرا تقسيم كنند. همچنین هفتاد قوچ در آیین عقيقه او قربانی كرد و برخي از راویان آوردهاند که سيصد گوسفند قربانی كرد. و چهار تای آنها را براي يكي از اصحاب خود به نام ابراهيم فرستاد و در نامهاي برای او چنین نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم. اين گوسفندها از فرزندم محمد مهدي(عج) است. خودت از آنها بخور و هركس از شيعيان ما را ديدي، به او هم بخوران.» هنگامی که شيعيان از ولادت آن حضرت باخبر شدند، سرتاسر وجودشان را سرور و شادي فرا گرفت و دستهدسته خدمت امام عسکری(ع) ميرسيدند و ولادت آن بزرگوار را به ايشان تبريك ميگفتند.
شاعران نیز با سرودن شعرهاي بسياري در اينباره سرور و خوشحالي خود را آشكار ميكردند. اين روز بزرگ مظهر نشاط و شادي مسلمانان بويژه شيعيان جهان است. بنابراین، شادی و فرح آنان در این روز با شادماني اهلبیت همسو باید باشد.
بدون شك برپا ساختن جشن و چراغاني و شادماني اقشار مختلف جامعه در ایام مثل عید شعبان، عيد عدالت، آزادي، عزت و كرامت انساني، حاكي از ارادت و ايمان و شور عشق برپا كنندگان آن است كه رایحه دلانگيز آن، مشام هر دوستدار عدالت و فضيلت را معطر میسازد و نام آن مصلح الهي را در دلها زنده نگه میدارد. اين شور و شوقها، جلوه زیبای نفيسترين احساسات شیفتگان و شیعیان آن حضرت است که شکوه انتظار مقدس آن یگانه دوران، برای عاشقان و دلباختگان آن حضرت، بسی شوقانگیز و بهجتآور است و نام و یاد مقدس آن حضرت در این ایام، سرفصل بیتالغزل اینگونه محافل و مجالس معنوی است.
اين شور و شوقها، داستان تشخيص يكي از نفيسترين تعليمات دين خداست، داستان گفتوگو از انسان كامل، انسان قرآن و انسان متعالي است كه براي تحقق اهداف ناب و اعلاي حيات انساني و مصلحان بزرگ تاريخ بشري بويژه انبيا و اولياي الهي، ذخيره شده است و ما نيز موظف و مكلف هستيم و بلكه اقتضاي عشق و ايمان هر عاشق مؤمني است كه ياد و نام او و پيام انتظار او را، زنده و شاداب، به گوش جهانيان برسانيم.
و) توجه به مکانها و نمادهای مهدوی
توجه به مکانهایی مانند مسجد مقدس جمكران و دیگر مسجدها، حرمها و بقعههای متبرک و فراخواندن مردم به سوی آنها، تأثیر فراوانی در برانگیختن حس مذهبي و جذب و آشنایي آنان با مسائل مهدويت، خواهد گذارد.
امروز مسجد مقدس جمكران بر اثر گسترش گرایش و توجه فراوان قشرهای گوناگون مردم به حضرت مهدی(عج)، به پايگاهی مهم برای تبليغ دين و معارف مهدوي در سطح بینالمللی، بدل شده است به گونهای كه هيچ ابزار فرهنگي ديگري، به اندازه آن کارآمد نیست.
شمار انبوه زائران و مشتاقان حضرت که از سراسر جهان بویژه در نیمه شعبان به آن مکان مقدس میآیند، عشق بیپایان مردم را به ایشان نشان میدهد و جهتگيري صحيح و استفاده بهينه و آسیبشناسانه، از اين فرصتها براي تقويت ارتباط مردم با امام عصر(عج)، بسیار مهم است.
تفسیر صحیح مفاهیم و آموزههای مهدویت
مفاهیم و آموزههایی مانند غیبت، انتظار، ارتباط و ملاقات، علایم و شروط ظهور، زمان ظهور و...، همچون دیگر آموزههای دینی، به تبیین صحیح و مستند و تفسیر کارشناسانه، نیازمندند؛ زیرا بدفهمی آنها بدعتها و پیدایش فرقهها و نحلههای منحرف بسیاری پدید میآورد.
از اینرو، فهم و تفسیر صحیح مسائل مهدویت، و مرزبندی میان حقیقت و خرافه و شناخت آفتها و مقابله با آنها، از مهمترین بایستههای مهدویتپژوهی و رسالت مهم کارشناسان و مراکز علمی ـ فرهنگی است.
عوامل آفتزا
عوامل گوناگونی مانند سطحنگری و روشنفکرمآبی به گسترش فرهنگ مهدوي در جامعه شیعه آسیب میرسانند و هر یک از آنها، پيآمدهای زیانبار فراواني به دنبال دارد.
الف) سطحنگري
سطحنگری و عوامگرایي در مسائل مهدويت، عامل مخربي است كه انديشه مهدويت و انتظار را از محتواي اصيل و سازنده آن تهي میکند و مردم را از توجه به مفاهيم و اهداف ارجمند آن بازمیدارد و آنان را به سوی خرافه، كژانديشي و انحراف، سوق میدهد.
افراد كمسواد كه از تحليل مفاهيم عميق و سازنده انديشه مهدويت عاجزند، بیش از دیگران به خرافه گرایش دارند؛ برخي از آنان با مداحيهاي بيمحتوا و رياضتكشيهاي بدون دلیل و گروهی ديگر با گردآوری داستانهایی ضعیف درباره خوابها و ملاقاتها و سفارش به ختمگيري، چلهنشيني و گفتن اذكار و اوراد و...، براي تشرف به حضور آن حضرت، بر رونق بازار داستانسرایي و خرافهگرایی میافزایند. آنان از روشمند نبودن تشرف به آن محضر، غافلند و گمان میکنند که با خواندن فلان دعا و ورد خاص یا با فرمول معيني، حتماً به مقام دیدار با امام(ع) بار مییابند. اما برپایه توقيع شريف آن حضرت به آخرين نایب خاصش (علي بن محمد سمري)، امام(ع) آشکارا در زمان غيبت كبرا، با هیچکس رفت و آمد نمیکند و دفتری برای ملاقاتهای خصوصي ندارد.
آنچه بازار نقلها وحكايتنويسيها را گرم میکند، عوامگرایي، برخوردهای سليقهای و درآمدهای كتابهایی است كه به دلیل داستاني بودنشان، قشر عوام آنها را بسیار میخرند. برخي از اين حکایتها به اندازهای سبک و بيپایه است كه آمیخته بودنشان به ريا و تظاهر و دروغ، با اندکی تأمل آشکار میگردد.
بیگمان گسترش اينگونه افكار سست و مضحك در جامعه، موجب وهن اعتقادات مردم و غفلت آنان از عناصر سازنده و محتواي اصيل انديشه مهدويت، خواهد شد و پیآمدهای زیانباری به دنبال خواهد آورد.
البته به دلیل وجود تواتر اجمالي برخی از اخبار درباره تشرف افراد ثقه و اهل ورع و تقوا، به محضر امام زمان(عج)، دیدار او در عصر غیبت، امکانپذیر است. اما بايد توجه کرد كه اين دیدار تنها هنگامی تحقق میپذیرد كه خداوند بر پایه مصالح خاصي، به کسی اذن تشرف بدهد تا او در صورتی که آن حضرت بخواهد، به چنين فيضي دست یابد.
باری، بزرگان و علمای شیعه بر آنند که اصل در زمان غيبت كبرا، ارتباط نداشتن با امام زمان(عج) است و پذیرش ادعاي ملاقات با او، به دلیل و قرينه اطمينانآور نیاز دارد.
ب) روشنفکرمآبی
نگرش روشنفكرانه و دور از تعبد در مباحث مهدويت نیز مخرب و زيانبار است. برخی از افراد به جاي استفاده از اصول عقلي و كلامي برای تحليل و بررسي اندیشه مهدویت و عناصر سیاسی ـ حکومتی آن، از معیارهای رایج در میان مردم بهره میگیرند. این رویکرد پيآمدهاي خطرناكي به دنبال خواهد داشت؛ زیرا از سویی با فرو کاستن فرهنگ انتظار به اندازه دیگر انديشههای سياسي ـ اجتماعي كه صدها چونوچرا و نقض و ابرام در آنها وجود دارد، رفتهرفته موجب تردید مردم در حتميت و قطعيت واقعه ظهور میگردد و از سوي ديگر انديشه مهدويت را از همه پشتوانههاي غيبي و الهي آن تهي و امام مهدي(عج) را همچون رهبر جنبشی اجتماعي، گرفتار قانونهای پذيرفته جوامع بشري، مجسم میکند. بنابراين، خرافهزدایي و ایستادن در برابر نگرشهاي روشنفکرانه افراطي در حوزه مباحث مهدوي، از دیگر بايستههاي انتظار سازنده و فعال به شمار میآيند.
در مقاله قبلي تحت عنوان «نقش مردم در تعجيل ظهور»، تأثير نقشآفريني مردم و رويكردهاي بشري در بسترسازي و تحقق وعده ظهور، مورد بررسي قرار گرفت. در اين قسمت به تبیین و بررسی ضرورتها، عوامل و بایستههای تحقق ظهور، به منظور شناخت تکالیف عصر انتظار خواهيم پرداخت در این راستا، از یکسو، توجه به الزامات و راهبردهای تحقق ظهور از سوی دیگر، مهمترین و مبرمترین نیازی است که سزاوار است در عرصه پژوهشهای مهدوی، مورد اهتمام جدی قرار گیرد.
در این نوشتار، نگارنده سعی نموده است مهمترین بایستههای اعتقادی و عملی انتظار ظهور و لزوم فراهمسازی زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حرکت به سوی تحقق این ایده الهی و نجاتبخش را مورد توجه قرار دهد.
مقدمه
یکی از مسائل مهم و کاربردی درباره مهدویت و انتظار ظهور، شناخت ضرورتها و بايستههای تحقق ظهور است. تشدید حالت انتظار، ایجاد آمادگی و به کارگیری عوامل زمینهساز، برای شتاب بخشیدن به فرآیند ظهور و تحقق وعدة الهی از بایستههای ظهور به شمار میروند. همچنان كه انتظار چیزی کشیدن، بیتوجه و آمادگي امکان نمیپذیرد، شتاب کردن برای رسیدن به آن چیز نیز بیآمادگی، تلاش و تکاپوی دو چندان امکانپذیر نباشد.
این مقاله به بررسی زمینهها و عوامل فکری، اعتقادی یا عملی و رفتاری مؤثر در تحقق ظهور و تعجیل در آن میپردازد. این بحث بر اصل «فرآیند پذیری پدیدة ظهور»، یعنی تأثیرگذاری انسان در سرعتبخشی به ظهور و ایجاد زمینههای آن و ارتباطش با اوضاع و رویکردهای گوناگون جامعه بشری استوار است.
در این زمینه، ضرورتها، اولویتها و بايستههاي فراوانی در قالب وظیفههای فردی و اجتماعی و دستورالعملهای عصر انتظار طرحشدنی است. این نوشتار، مهمترین بایستهها و تکلیفهای اعتقادی و عملی این دوره را تبیین میکند.
معرفت امام عصر(عج)
بایستگی«معرفت»، یعنی شناخت امام و اوصاف او کلیدیترین عنصر بایستههای اعتقادی است که بسیاری از مباحث مهدویت بر پایه آن استوار است؛ زیرا بایستههای عملی نیز از بایستگی اعتقادی معرفت، سرچشمه میگیرند و آنچه در حوزه بایستههای عملی طرحشدنی است، از آثار و لوازم این بایستگی به شمار میرود. شناخت امام عصر(عج) و شناساندن جایگاه او، تعریف و تعیینکننده حقوق امام و مردم و بنیاد همه تکلیفها و بایستههای عملی است.
معرفت تنها به معنای شناخت شناسنامهای امام، یعنی دانستن اسم و نسب و ویژگیهای ظاهری او نیست، بلکه ایمان و اعتقاد قلبی مردم به مقام الهی امام عصر(عج) و توجه آنان به جايگاه بلند دینی، سیاسی و اجتماعی او در عصر حاضر مقصود است. اندیشة انتظار ظهور بر پایه چنین شناخت و معرفتی قرار دارد و بدون آن حرکت کردن در جاده انتظار، ممکن نیست، از اینرو، ضرورت، مؤلفهها و آثار آن باید بررسی شود.
ضرورت معرفت
عنصر شناخت امام عصر(عج) و اعتقاد قلبی به امامت او در فرهنگ دینی، چنان مهم وکلیدی است که احادیث متواتری، بود و نبود آن را معیار ایمان و کفر برشمردهاند. پیامبراکرم(ص) میفرماید: «من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة الجاهلیّة؛» هرکس بمیرد در حالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی و بیدینی مرده است.
اين حديث، با عبارتهای گوناگونی به طور مستفیض در منابع حدیثی فریقین (شیعه و سنی)، آمده است: «من مات بغیر إمام مات میتة الجاهلیّة.»
«من مات و لیس فی عنقه بیعة مات میتة الجاهلیّة.»
«من مات و ليس عليه إمام حيّ يعرفه، مات ميتة جاهلیّة.»
«من مات ولم یعرف إمام زمانه... .»
همه اینها اهمیت کلیدی معرفت امام و حجت زنده الهی را در هر زمان نشان میدهد، به گونهای که نشناختن او با بیدینی و مردن به مرگ جاهلیت، برابر است و حتی اندکی کوتاهی در آن پذیرفته نیست.
امام باقر(ع) میفرماید: «لايعذر الناس حتّي يعرفوا إمامهم؛» مردم هیچکدام در مورد شناخت امام و حجت عصر، معاف و معذور نمیباشند.
امام صادق(ع) نیز به يحیي، میفرمايد: «يا يحیي من بات ليلة لا يعرف فيه إمام زمانه مات ميتة جاهلیّة؛» هركس حتي يك شب بدون معرفت امام زمانش بخوابد، به مرگ جاهليت مرده است.
در اين كلام حضرت، تعبير «مات» وجود ندارد و ایشان به طور مطلق فرموده و آن را ویژه مردن در آن شب ندانسته است. این دو و احادیث مشابه آن، گویای اهمیت فراوان مسئله معرفت امام در هر عصری است.
راز تأکید این روایتها بر لزوم معرفت امام و حجت حی، در پیوند مسئله امامت با نبوت و توحید نهفته است. امام در فرهنگ اعتقادی شیعه، همانند پيامبر مسئولیت هدايت و دینورزی مردم را برعهده دارد. از اینرو، امام صادق(ع) به زراره دعایی آموخت تا شناخت خالق، پيامبر و حجت او را از خداوند بخواهد. امام در آن دعا، كليد معرفت خدا و پیامبر را معرفت حجت يعني امام عصر(عج) دانسته است.
آن حضرت در جاي ديگری به زراره سفارش میکند كه در صورت درك زمان غيبت قائم، پیوسته بخواند: «اللّهمّ عرّفني حجّتک فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني؛» خدایا حجتت را به من بشناسان، اگر معرفت حجت را به من ندهي، گمراه خواهم شد. [و بدون امام و راهبر، بيراهه خواهم رفت؛ چون او مايه هدايت و بقای ديانت و ايمان است.]
مؤلفههای معرفت
معرفت شخص امام، مقام و اوصاف و ویژگیهای او، سه عنصر مهم «معرفت امام» در اندیشه کلامی شیعه به شمار میرود.
الف) معرفت به شخص امام
دانستن زمان تولد و اسم و نسب امام، یعنی اینکه ایشان فرزند امام حسن عسکری(ع) و آخرین وصی پیامبر(ص) است و نیز اعتقاد به اینکه هماکنون زنده است و به دلیل مصلحتی الهی در پس پرده غیبت به سر میبرد، معرفت شخص امام را در پی میآورد. ویژگیهای شخصی آن حضرت، در برخی از روایتها آمده است.
ابوذر از پيامبر(ص) نقل میکند: «الأئمّة من بعدي اثناعشر، تسعة من صلب الحسين تاسعهم قائمهم. ثمّ قال: ألا إنّ مَثَلهم فيكم مَثَل سفينة نوح من ركبها نجي و من تخلّف عنها هلك؛» امامان بعد از من دوازده نفرند، نه نفر آنان از نسل حسینند که نهمین آنان قائم آنان است. آگاه باشید که داستان بودن آنان در میان شما همانند داستان کشتی نوح است. هرکس به آن کشتی متمسک شود، نجات مییابد و هرکه از آن فاصله گیرد، هلاک میشود.
روایتهای دیگری نیز مانند روایت زیر بر ضرورت اعتقاد به امامت ائمه(ع) و شناخت تکتک آنان، بویژه امام عصر(عج)، تأکید کردهاند: «إنّ الأئمّة من بعدي إثني عشر من أهل بيتي، عليٌّ أوّلهم و أوسطهم محمّد و آخرهم محمّد و مهديّ هذه الأمّة الذي سيصلّي خلفه عيسي بن مريم؛» امامان پس از من دوازده نفر از اهلبیت من هستند. اولی آنها علی و وسطی ایشان محمد و آخرینشان محمد است و او مهدی این امت است؛ کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز گذارد.
ب) معرفت به مقام امام
معرفت مقام امام به معنای اعتقاد به الهی بودن منصب امامت و شناخت جایگاه امام و خلیفه پس از پیامبر(ص) است. اعتقاد به انتصابی بودن منصب امامت و نابشری بودن آن مقام، از کلیدیترین مباحث کلامی شیعه درباره امامت خاصه، شمرده میشود. امامت و امامشناسی، موضوعی کلامی و از مهمترین اصول اعتقادی دین و شالوده اندیشه شیعه است و از فروع دین یا مسئلهای فقهی به شمار نمیرود. دلایل این سخن در بحث از امامت خاصه آمده است.
ج) معرفت اوصاف امام
امام عصر(عج) از مقام عصمت، امامت و ولایت، علم لدنّی و غیبی و دیگر ویژگیهای شخصیتی برخوردار است. شناخت این اوصاف و اعتقاد قلبی به آنان معرفت اوصاف امام را به دنبال میآورد. دلایل وجود این ویژگیها در امام نیز در جای خود آمده است.
نصاب معرفت امام
شناخت امام و شئون تکوینی و تشریعی مقام امامت، با توجه به اندازه فهم و درک افراد، مراتب گوناگونی دارد، یعنی هرکسی به فراخور تلاش و استعداد عقلیاش به درجه خاصی از معرفت دست مییابد. پایینترین میزان معرفت به امام، که در آن صورت نبود معرفت، با جاهلیت و بیدینی برابری خواهد کرد، چه اندازه است؟
امام صادق(ع)، همسنگ دانستن امام را با پيامبر اكرم(ص)، حداقل معرفت به امام دانسته است: «أدني معرفة الإمام أنّه عدل النبيّ إلاّ درجة النبوّة و وارثه و أنّ طاعته طاعة الله وطاعة رسولالله والتسليم له في كلّ أمر و الردّ إليه و الأخذ بقوله و يعلم أنّ الإمام بعد رسولالله(ص)، علي بن أبيطالب و بعده الحسن ثمّ الحسين... والحجّة من ولد الحسن؛» كمترين درجه معرفت امام، اعتقاد به هموزن و همشأن بودن امام با پيامبر است، مگر در شأن و مرتبه نبوت كه از این نظر، امام وارث پيامبر است و اطاعت او اطاعت خدا و پيامبر خدا، فرمانبری از او، واگذاري امور به او، عمل به گفتههاي او و اعتقاد به اين موضوع که بعد از پيامبر(ص) علي بن ابيطالب و بعد از او حسن و حسين تا حضرت حجت، جانشینان پیامبر و پیشوایان مسلمينند که خداوند آنان را بدین منصب برگزیده است.
بنابراین كلام امام صادق(ع)، پايينترين درجه معرفت امام، هموزن دانستن امام با پيامبر در همه شئون ولایی به جز نبوت است. و راه به دست آوردن معرفت تنها در دیدگاه کلامی امامیه است؛ زیرا تنها شیعیانند که خلفاي پيامبر(ص) را دوازده امام معصوم(ع) میدانند و خاستگاه امامت و خلافت واقعی، فقط در بینش کلامی آنان وجود دارد.
البته باید توجه داشت که به دلیل عمق و گستردگی ابعاد مقام امامت، درک حقیقت و ژرفای شخصیت امام برای افراد عادی، ناممکن است.
امام رضا(ع) در اینباره میفرمايد: «فمن ذا الذي يبلغ معرفت الإمام أو يمكنه اختياره هيهات هيهات! ضلّت العقول و تاهت الحلوم و حارت الالباب و خسئت العيون و تصاغرت العظماء و تحيّرت الحكماء و... عن وصف شأن من شأنه أو فضيلة من فضائله؛» چگونه ممکن است اندیشه و فهم مردم، حقیقت مقام امام را درک کند تا بتوانند امام را اختیار نمایند؟ عقلها و اندیشهها هرگز به عمق آن دست نیابند، صاحبان خرد از درک آن همواره حیران باشند، نوابغ و تیزهوشان پیوسته از دیدن آن چشم فرو بندند و بزرگان و دانشمندان پیاپی از بیان حتی یکی از صفات آن و یکی از فضایل آن، دربمانند.
بنابراین، به دلیل گنجایی نداشتن فهم و خرد بشر و ناتوانی علمی او انتظار تحقق شناخت و معرفت حقيقت مقام امام(ع)، نامعقول است. و لذا کسی بدان مکلف نیست، بلکه آنچه برای حیات دینی ـ اعتقادی انسان ضرورت دارد، معرفت حداقلی به امام عصر(عج) است که آموزههای دینی، آن را تکلیفی همگانی شمردهاند.
عنصرهای اعتقادی زیر در معرفت حداقلی وجود دارند:
یکم. اعتقاد به ضرورت وجود امام و حجت الهی در هر عصر؛
دوم. اعتقاد به تولد و حیات بالفعل امام عصر(عج)؛
سوم. اعتقاد به مقام امامت و ولایت امام عصر(عج)؛
چهارم. اعتقاد به غایب بودن امام عصر(عج) در این زمان؛
پنجم. اعتقاد به ظهور امام عصر(عج) در آینده برای گستراندن دین و عدالت در جهان. نبود هریک از این عناصر، شناخت نادرست امام را در پی میآورد و حرکت کردن را در جاده انتظار، ناممکن میکند.
روششناسی معرفت امام عصر(عج)
شناخت جايگاه تكويني امام عصر(عج) در جهان، حس نیازمندی را به آن حضرت، در انسان ایجاد میکند، یعنی اگر انسان جايگاه محوري امام را در نظام هستي درك نكند، خود را نيازمند به او نمیبيند تا شأن ولایی و تشريعياش را پاس بدارد و از سر خردورزی و روشنبینی و نامقلدانه از او پیروی کند و او را همسنگ پيامبر بداند.
اما هنگامی که انسان به رهبری دینی و سیاسی امام عصر(عج) باور دارد و او را واسطه میان خلق و خالق میداند، نه تنها وی را در معرفت تشریعی معادل پیامبر(ص) و مطاع مطلق میخواند، که در تکوین نیز خود را نیازمند به او و ناگزير به او میبیند.
پيدايی چنين نگرش و حس مبارکی در انسان، عشق به امام را، در درون انسان پديد میآورد و او نه تنها براي برآوردن نیاز خود به سوي امام، رو میآورد، که حجت عصر را «تنها راه» نجات یگانه پناه خویش میخواند.
از اينرو، براي اينكه انسان در حوزه سطحی معرفتياش، به انحراف در امامشناسي دچار نگردد و امام را با دیگر رهبران سياسي و زعيمان حكومت نسنجد، از دیدگاهی كلامي به اين موضوع باید بنگرد، يعني به شئون تكويني و جايگاه ولایی امام در عالم هستي، باید توجه کند؛ زيرا شئون تشريعي (رهبري ديني و سياسي) او پدیدهای اعتباري و برخاسته از شئون حقيقي و تكويني مقام امامت است.
بنابراین، افزون بر اینکه امام عصر(عج) رهبر الهی و زعیم ديني و سياسي مردم به شمار میرود، فرمانروای جهان تكوين، وليّ نعمت، واسطه فيض الهي و بركتهای زميني و آسماني و مايه بقای عالم هستي است.
«القائم المنتظر المهديّ المرجي الذي ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الأرض و السماء...؛» امام قائمی كه اميدها و چشمها در انتظار آمدن او دوخته شده است، كسيكه به بركت وجود او جهان هستي باقي و برقرار مانده است.
اين نگرش، زمينه را براي طرح دیگر مباحث امامت و مهدویت، فراهم میآورد و تفاوت جوهري امامت شيعه را با خلافت و سلطنت اهلسنت، آشکار میسازد. آنگاه هر انسان باانصاف و اندیشهوری، به روشنی خواهد دانست که «عصمت»، نخستین شرط جانشيني پيامبر(ص) شمرده میشود. اين معرفت حداقلی، با نگرش كلامي شيعه به دست خواهد آمد.
انسان در پرتو چنين معرفتي، نور میگیرد و به دلیل چنگ زدن به ريسمان هدايت (حبلالله) و برقرار ساختن رابطه با خدا، پيامبر(ص) و امام عصر(عج)، پيوسته از خدا میخواهد كه اين پيوند را ناگستني گرداند و چنین نجوا میکند: «اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك، اللّهمّ عرّفني نبيّك فإنّك إن لم تعرّفني نبيّك لم أعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني؛» خدايا خودت، خودت را برایم بشناسان كه اگر خودت را برما نشناساني پيامبرت را نخواهم شناخت. خدايا پيامبرت را برایم بشناسان وگرنه حجتت را نخواهم شناخت. خدايا حجتت را برمن بشناسان كه اگرحجتت را برمن نشناساني، گمراه خواهم شد.
انسان منتظر، برخواسته معرفتی سوم (معرفت امام عصر(عج)) بیش از دیگر خواستهها تأکید میکند؛ زيرا رشته ديانت و هدايت انسان را به معرفت حجت عصر بسته میبیند. معرفت توحید و نبوت، نیز گرچه در رتبهای پیش از معرفت امام قرار دارند و ریشه آن به شمار میروند در معرفت حجت، نهفته است.
هنگامی که از امام حسين(ع) درباره چیستی خداشناسی (معرفةالله) پرسیدند، آن حضرت فرمود: «معرفة أهل كلّ زمان إمامهم الذي يجب عليهم طاعته؛» خداشناسی مردم هر زمانی، همان معرفت امام آن عصر است، چون معرفت امام عصر در هر زمانی، خاستگاه معرفت توحيدي است.
روايات، معرفت امام عصر(عج) را، پایه اندیشه انتظار دانستهاند، به گونهای كه با وجود چنين معرفت، حتي كساني كه توفیق زنده ماندن را تا عصر ظهور نیافتهاند نيز در جرگه همراهان حضرت حجت(عج) و در رکاب او قرار میگیرند و پاداش آنان با دیگران يكسان است.
امام محمد باقر(ع) در اینباره میفرمايد: «و لا يعذر الناس حتّي يعرفوا إمامهم، من مات و هو عارف لإمامه لم يضرّه تقدّم هذا الأمر أو تأخّر و من مات و هو عارف لإمامه كان كمن هو مع القائم في فسطاطه؛» مردم همگی مکلفند تا امام و حجت الهی را بشناسند و در این مورد هیچگاه معذور نیستند. هرگاه کسی با معرفت امام زمانش بمیرد، زیانی نخواهد دید؛ چه امر ظهور جلو بیفتد و یا به تأخیر انداخته شود. چنین کسی همانند کسی است که در رکاب حضرت قائم(عج) و زیر خیمه او حضور دارد.
امام صادق(ع) نيز میفرمايد: «من مات منتظراً لهذا الأمر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدی رسولالله بالسيف؛» هركس بميرد در حاليكه منتظر ظهور قائم باشد، همانند كسي است كه همراهی حضرت قائم را درك نموده و در خيمه وي حضور دارد، بلكه همانند كسي است كه در پيش روي پيامبر(ص) بر دشمنان شمشير میزند.
ضرورت معرفت امام و حجت زنده در هر عصر و زمان، همان بايسته مهم و عذرناپذیری است كه این احادیث، هدایت و دیانت انسانها را در گرو آن دانستهاند و خداوند همگان را به تحصیل آن موظف کرده است.
آثار معرفت امام عصر(عج).
الف) ذکر و ياد امام(ع)
منتظر واقعي همواره باید سعي کند که به ياد حضرت مهدي(عج) باشد، هر صبح با خواندن دعاي عهد با امام خود دوباره پيمان ببندد، براي سلامتي و فرج او دعا کند و نامش را در هر محفل و مجلسي زنده نگاه دارد تا انتظار کشیدن ظهور او به پدیدهای همگانی بدل گردد.
پیراستگی از آلودگيهاي مادی و روحي نخستین گام لازم در این راه است؛ زیرا اين آلودگيها از سویی موجب پوشیده شدن چشم بصيرت آدمي با حجاب غفلت میگردند و از سوی ديگر، شایستگی درك حضور و یاد حضرت را از او میگیرند. بنابراین انسان همواره از امام خود غایب است (و غیبته منّا)، چشمان حقيقتبين خود را از دست داده و خود باعث دوري از او شدهایم؛ زیرا آن حضرت همیشه حاضر و ناظر است و تا زمانی که بشر به هوش آید، ناگزیر پنهانی میزید.
ب) محبت به امام(ع)
انس و ارتباط روحی و دوستی با امام عصر(عج) به طور طبیعی، شناخت و یاد او را در پی میآورد؛ زیرا ممکن نیست کسی آن حضرت را به درستی بشناسد و محبت او قلبش را فرا بگیرد، اما در یاد وی نباشد و پیوسته او را نجوید.
او امامی است که در قلبها و دلهای مردم جا دارد و حکومت او بر دلها و جانها، بر پایه ایمان، معرفت، عشق و عاطفه است. از اینرو، مردم به او عشق میورزند.
پیامبر اکرم(ص) درباره محبوب بودن امام مهدی(عج) نزد مردم میفرماید: «اُبشّرکم بالمهدیّ یبعث فی اُمتّی... یملأ الأرض قسطاً و عدلاً و یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض؛» شما را به آمدن مهدی بشارت میدهم... زمین را آکنده از عدل و داد میکند و اهل آسمان و زمین از حکومت او راضی و خشنودند.
المهدیّ... یرضی بخلافته أهل السماء و أهل الأرض و الطیر فی الهواء؛
مهدی کسی است که همه اهل آسمان و زمین از حکومت او راضیاند، حتی پرندگان آسمان.
محبوب و مقبول بودن، از آن روست که مردم جهان، دولت مهدی(عج) را نماد تحقق آرزوهای خود میدانند و لذا با میل و رغبت به او روی میآورند.
«تأوی إلیه اُمّته کما تأوی النحلة إلی یعسوبها؛» شور و علاقه و دلبستگی مردم به امام مهدی(عج) رهبر حکومت جهانی، به گونهای است که مردم، به او همانند زنبور عسل به ملکه علاقهمندند و به او پناه میبرند. هیچ دولتی، به اندازه دولت مهدوی نزد مردم محبوب نیست. بیگمان، این محبت و عشق، بیش از هر کسی، زیبنده منتظران است.
ج) رضایت امام(عج)
یکی از آثار دیگر معرفت امام زمان(عج)، کوشش برای خشنود ساختن امام عصر(عج) است که رضايت خداوند را نیز به دنبال میآورد، یعنی تنها با پیروی از حجت الهی، خداوند را میتوان راضی کرد. «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ؛» بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد.
رضایت آن حضرت نیز تنها با عمل به دستورهای دین، آراستگی به اخلاق نيكو و تقوا، دست یافتنی است. حضرت صاحبالامر(عج) در توقیع شریفی که برای مرحوم شيخ مفيد فرستادند، کارهای ناشايست و گناهان شيعيان را يكى از اسباب يا تنها سبب دراز شدن زمان غيبت و دورى آنان از دیدار خود برشمردهاند: «فما يحبسنا عنهم إلاّ ما يتّصل بنا ممّا نكرهه، و لا نؤثره منهم؛» تنها چيزى كه میان ما و شيعيان فاصله انداخته است، همانا اعمال و رفتار ناخوشآيندى است که از آنان انتظار نمىرود و ما آن را نمیپسندیم.
«إجعلوا قصدكم إلينا بالمودّة علي السنّة الواضحة، فقد نصحت لكم و الله شاهدٌ عليّ و عليكم؛» هدف و مقصد خويش را درباره محبت و دوستي ما اهلبيت، بر مبناي عمل به سنت و اجراي احكام الهي قرار دهيد؛ پس همانا كه موعظهها و سفارشهاي لازم را نمودم و خداوند متعال به رفتار همه ما و شما شاهد و گواه است.
از اینرو، برآوردن خواستههای امام و دورى گزيدن از گناهان و رفتارهای ناشايست، نشان معرفت، دوستی و محبت صادقانه به امام است.
د) دعا برای سلامتی و تعجیل ظهور امام(عج)
دعا برای سلامتی و رسیدن فرج امام زمان(عج) از دیگر آثار مهم معرفت و حس نيازمندی و پیوند به آن حضرت است.
مقصود از دعا، تنها خواندن زباني خداوند نيست، بلكه خواستن قلبي نیز لازم است؛ يعني اگر نماد همه آمال و آرزوهاي انسان منتظر، امام زمان است، بزرگترين دغدغه او نيز، تعجيل ظهور آن حضرت باید باشد و با الحاح و التماس، آن را از خداوند بخواهد؛ زیرا جهان آفرينش بر پايه اسباب و مسببات، استوار و پيدايی هر پديدهای به وجود شرطها و زمينههاي آن مشروط است. آموزههاي دينی، دعا را يكي از اسباب و عوامل تعجیل ظهور دانستهاند؛ یعنی پدیده ظهور به تحقق شرطها و زمينههایی وابسته است و دعا يكي از آنها (سلسله علل ظهور) شمرده میشود. معصومان به همین دلیل بر کثرت دعا براي تعجيل فرج آن حضرت، تأکید کردهاند و آن را موجب فرج و گشایش کار شیعیان دانستهاند.
خود امام عصر(عج) در توقيعي برای اسحاق بن يعقوب، فرستاده، به شيعيان چنین فرموده: «و أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم؛»
براي زودرس بودن امر فرج، بسيار دعا كنيد؛ زيرا گشايش شما در آن است.
گرچه كلمه «فرج» به معناي مطلق گشايش است، در اينجا به قرينه سياق توقيع و وجود كلمه «تعجيل» (موضوع دعا) در آن، مراد از «فرج»، ظهور حضرت است. افزون بر اینکه خود «ظهور» برجستهترین مصداق فرج است. همچنین، تأكيد بر فرج با کلمه «إنّ» و کاربرد «ذلك» به جاي ضمير«ه»، اهميت موضوع دعا و تأثير آن را در تعجيل ظهور، نشان میدهد.
پيام حضرت در اين بخش از توقيع اين است كه تحقق زودهنگام ظهورش، به خواسته قلبی همه مردم و نه فرد یا افراد خاصی از آنان باید بدل شود؛ زیرا دعا تنها خواندن زباني خداوند نيست، بلكه خواستن از روي شناخت و همراه با عشق و حس قلبي است و چنین دعا، هنگامی تحقق مییابد که تعجيل ظهور، مهمترین دغدغه مردم و در صدر فهرست خواستههاي آنان باشد و نیازمندی به ظهور امام زمان(عج) فراگیر شود.
امام حسن عسكري(ع) نیز دعا کردن براي تعجيل ظهور فرزندش را در زمان غيبت او، یکی از ويژگيهاي شیعیان و منتظران ظهور، دانسته است. وی به احمد بن اسحاق قمی میفرمايد: «و الله ليغيبنّ غيبة لاينجوا فيها من الهلكة إلاّ من ثبّته الله عزّوجلّ علي القول بإمامته و وفّقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه؛» به خدا سوگند، فرزندم غيبتي خواهد داشت كه در آن زمان از هلاكت و گمراهي كسي نجات نمیيابد مگر اينكه خداوند او را بر پذيرش امامت فرزندم، موفق نمايد تا براي تعجيل ظهورش دعا كند.
آموزههای دینی بر توجه مردم به امام عصر(عج) تأكيد میکنند تا آنان دوران غیبت را مهم بشمارند و بدانند که در این دوران، امام عصر(عج) تجسم همه انبيا و اوليا و واسطه همه فيضهای الهي است و لذا آنان با توسل به آن وجود مقدس، از خداوند باید بخواهند که خواستههایشان بویژه تعجيل در ظهور آن حضرت را برآورد.
از اینرو در دعای شریف افتتاح، توسل به پيامبر اكرم(ص) و دیگر معصومان(ع)، تنها يكبار در يازده سطر، و توسل به امام دوازدهم، حضرت صاحبالامر(عج) ششبار و در بيش از 25 سطر آمده است و همه خواستههای مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و فردي و جمعي، با توسل به او از خداوند درخواست میشود: «... اللّهمّ المم به شعثنا والشعب به فتقنا و كثّر به قلّتنا و أعزز به ذلّتنا و أغن به عائلنا و اقض به عن مغرمنا و اجبر به فقرنا و سدّ به خلّتنا و یسّر به عسرنا و بيّض به وجوهنا و فكّ به أسرنا و أنحج به طلبتنا و أنجز به مواعيدنا و استجب به دعوتنا و أعطنا به سؤلنا و بلّغنا به من الدنيا و الآخرة آمالنا و أعطنا به فوق رغبتنا...؛» خدایا پریشانی ما را به آن جمع گردان و پراکندگی امور ما را به وجود او اصلاح فرما و شکاف و تفرقههای ما را اتحاد بخش و عده قلیل ما را بسیار گردان و ذلت ما را به وجودش بدل به عزت ساز و نیاز ما را بدل به بینیازی گردان و دین ما را به برکتش ادا فرما و فقر ما را جبران نما و نقص ما را مسدود ساز و مشکلات ما را به برکتش آسان گردان و به وجود او ما را رو سفید گردان و اسیران ما را آزاد ساز و حاجتهای ما را روا گردان و وعدههایی که دادی منجز گردان و به برکتش دعاهای ما مستجاب و درخواستهای ما را عطا فرما و به آرزوهایی که در دنیا و آخرت داریم برسان و به ما فوق آنچه مایلیم عطا فرما... .
تأکید بر وجود مقدس امام عصر(عج) با «به»، در همه این درخواستها وجود دارد. همه اين تأكيدها در اینگونه از آموزهها (دعاها)، برای جلب کردن توجه مردم به آن وجود مقدس در عصر غیبت است. بنابراين، دعا عامل معنوي مؤثری در تعجيل ظهور حضرت و توجه مردم به او و يكي از بايستههاي مهم انتظار زمينهساز شمرده میشود.
زراره از امام صادق(ع) نقل کرده است:
«ألا یدّلکم علی شیئ لم یستثن فیه رسولالله؟ الدعاء یرّد القضاء و قد أبرم إبراماً؛» آیا میخواهید شما را به چیزی راهنمایی کنم که پیامبر(ص) در مورد تأثیر آن استثنائی قائل نشده است؟ دعا جلو قضاي الهي را بعد از تأیید نیز میگیرد و آن را تغییر میدهد.
گاهی مقدرات و زمینههای تحقق پدیدهای فراهم میگردد تا قضا به آن حتمیت و فعلیت بخشد، اما هنگامیکه عاملی مانند دعا در تقديرات نخستین اثر گذارد و اوضاع را عوض کند، قضا نیز دچار تغییر میشود و آنچه مقدر شده بود، محقق نمیگردد.
این گفته که همه پدیدهها با قضاي الهي تحقق میپذيرند، با تأثیرگذاری دعا ناسازگار نیست؛ زیرا دعا خود دارای تأثيری جوهري و تکوینی است و میتواند در سلسله طولي علل تحقق اشيا قرار گیرد. البته اين تأثيرگذاری نیز به اذن و اراده الهي صورت میپذیرد و لذا اعتقاد به تأثیر دعا، عین توحید است؛ زیرا همان خدایی که بندگان را به دعا کردن مأمور کرده «اُدعونی أستجب لکم»، دعاهای آنان را مؤثر و مجرای تحقق اراده خود قرار داده است.
بنابراین، پدیده ظهور حضرت حجت(عج) و تعجیل یا تأخیر در زمان آن، همانند دیگر پدیدهها، به قضاي الهي وابسته است و دعای انسانِ موظف به دعا کردن نیز، در آنها تأثیر میگذارد.
مهم این است كه دعا، از خواست قلبی مردم سرچشمه بگیرد تا آثارش در عمل و رفتار آنان نمایان گردد؛ یعنی شيعيان و منتظران عاشق آن حضرت، در پی دعای خود در تهذيب نفس و اصلاح کارها بکوشند تا به رسیدن فرج آن حضرت شتاب بخشند و زمينه را براي پذيرش حكومت عدالتخواه امام عصر(عج) آماده کنند.
دعاها و ذکرهای فراوانی مانند ندبه، اللّهمّ کن لولیّک (فرج)، عهد، دعای صاحبالامر، غریق، زیارت آلیاسین، زیارت جامعه و...، در این زمینه وجود دارند که ائمه شیعیان را به پیوسته خواندن آنها سفارش کردهاند. دعای زیر نمونهای از آنهاست: «اللّهمّ عرّفني نفسک فإنّک إن لم تعرّفني نفسک لم أعرف نبيّک، اللّهمّ عرّفني رسولک... اللّهمّ عرّفني حجّتک فإنّک إن لم تعرّفني حجّتک ضللت عن ديني.»
هـ) نکوداشت مناسبتهای مهدوی
یکی از بايسههای دیگر معرفت امام عصر(عج) که در فرهنگسازی و نهادینه شدن انتظار، کاربرد بسیاری دارد، نکوداشت مناسبتها و عیدهایی مانند پانزده شعبان است. این کار تأثیر فراوانی در گسترش فرهنگ مهدوی و افزايش معرفت و محبت مردم به امام عصر(عج) میگذارد؛ زیرا برگزاري جشنهای مذهبي و شرکت مردم در این نوع از آیینهای ديني، موجب تعظيم شعاير الهي و انس و الفت مردم با معارف اهلبيت میشود و اگر این آیینها به درستی برگزار و مديریت شوند و از پيرايههاي ناسازگار با شأن اهلبيت(ع) پالایش گردند، به جلوهگاه معرفت، فضيلت، پاكي و عشق مردم به اهلبيت(ع) و امام زمان(عج) بدل خواهند شد.
زادروز امام زمان(عج)، از شيرينترين، خجستهترين و بزرگترين عیدهای اسلامي و جشن زنده شدن آرزوها و اميدها و آماده شدن براي شركت در نهضتي بزرگ و انساني است که با آگاهي، حركتي پیوسته، سازنده و زندگيبخش و پیمان و همسويي با آن حضرت میآمیزد؛ عید ولادت او، عيد همه انسانهاي پاك و آزاده عالم است.
امام عسکري(ع) پس از ولادت با بركت فرزند گرامياش مهدی(عج)، دستور داد نان و گوشت فراوانی (دههزار دهل) بخرند و در ميان فقيران سامرا تقسيم كنند. همچنین هفتاد قوچ در آیین عقيقه او قربانی كرد و برخي از راویان آوردهاند که سيصد گوسفند قربانی كرد. و چهار تای آنها را براي يكي از اصحاب خود به نام ابراهيم فرستاد و در نامهاي برای او چنین نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم. اين گوسفندها از فرزندم محمد مهدي(عج) است. خودت از آنها بخور و هركس از شيعيان ما را ديدي، به او هم بخوران.» هنگامی که شيعيان از ولادت آن حضرت باخبر شدند، سرتاسر وجودشان را سرور و شادي فرا گرفت و دستهدسته خدمت امام عسکری(ع) ميرسيدند و ولادت آن بزرگوار را به ايشان تبريك ميگفتند.
شاعران نیز با سرودن شعرهاي بسياري در اينباره سرور و خوشحالي خود را آشكار ميكردند. اين روز بزرگ مظهر نشاط و شادي مسلمانان بويژه شيعيان جهان است. بنابراین، شادی و فرح آنان در این روز با شادماني اهلبیت همسو باید باشد.
بدون شك برپا ساختن جشن و چراغاني و شادماني اقشار مختلف جامعه در ایام مثل عید شعبان، عيد عدالت، آزادي، عزت و كرامت انساني، حاكي از ارادت و ايمان و شور عشق برپا كنندگان آن است كه رایحه دلانگيز آن، مشام هر دوستدار عدالت و فضيلت را معطر میسازد و نام آن مصلح الهي را در دلها زنده نگه میدارد. اين شور و شوقها، جلوه زیبای نفيسترين احساسات شیفتگان و شیعیان آن حضرت است که شکوه انتظار مقدس آن یگانه دوران، برای عاشقان و دلباختگان آن حضرت، بسی شوقانگیز و بهجتآور است و نام و یاد مقدس آن حضرت در این ایام، سرفصل بیتالغزل اینگونه محافل و مجالس معنوی است.
اين شور و شوقها، داستان تشخيص يكي از نفيسترين تعليمات دين خداست، داستان گفتوگو از انسان كامل، انسان قرآن و انسان متعالي است كه براي تحقق اهداف ناب و اعلاي حيات انساني و مصلحان بزرگ تاريخ بشري بويژه انبيا و اولياي الهي، ذخيره شده است و ما نيز موظف و مكلف هستيم و بلكه اقتضاي عشق و ايمان هر عاشق مؤمني است كه ياد و نام او و پيام انتظار او را، زنده و شاداب، به گوش جهانيان برسانيم.
و) توجه به مکانها و نمادهای مهدوی
توجه به مکانهایی مانند مسجد مقدس جمكران و دیگر مسجدها، حرمها و بقعههای متبرک و فراخواندن مردم به سوی آنها، تأثیر فراوانی در برانگیختن حس مذهبي و جذب و آشنایي آنان با مسائل مهدويت، خواهد گذارد.
امروز مسجد مقدس جمكران بر اثر گسترش گرایش و توجه فراوان قشرهای گوناگون مردم به حضرت مهدی(عج)، به پايگاهی مهم برای تبليغ دين و معارف مهدوي در سطح بینالمللی، بدل شده است به گونهای كه هيچ ابزار فرهنگي ديگري، به اندازه آن کارآمد نیست.
شمار انبوه زائران و مشتاقان حضرت که از سراسر جهان بویژه در نیمه شعبان به آن مکان مقدس میآیند، عشق بیپایان مردم را به ایشان نشان میدهد و جهتگيري صحيح و استفاده بهينه و آسیبشناسانه، از اين فرصتها براي تقويت ارتباط مردم با امام عصر(عج)، بسیار مهم است.
تفسیر صحیح مفاهیم و آموزههای مهدویت
مفاهیم و آموزههایی مانند غیبت، انتظار، ارتباط و ملاقات، علایم و شروط ظهور، زمان ظهور و...، همچون دیگر آموزههای دینی، به تبیین صحیح و مستند و تفسیر کارشناسانه، نیازمندند؛ زیرا بدفهمی آنها بدعتها و پیدایش فرقهها و نحلههای منحرف بسیاری پدید میآورد.
از اینرو، فهم و تفسیر صحیح مسائل مهدویت، و مرزبندی میان حقیقت و خرافه و شناخت آفتها و مقابله با آنها، از مهمترین بایستههای مهدویتپژوهی و رسالت مهم کارشناسان و مراکز علمی ـ فرهنگی است.
عوامل آفتزا
عوامل گوناگونی مانند سطحنگری و روشنفکرمآبی به گسترش فرهنگ مهدوي در جامعه شیعه آسیب میرسانند و هر یک از آنها، پيآمدهای زیانبار فراواني به دنبال دارد.
الف) سطحنگري
سطحنگری و عوامگرایي در مسائل مهدويت، عامل مخربي است كه انديشه مهدويت و انتظار را از محتواي اصيل و سازنده آن تهي میکند و مردم را از توجه به مفاهيم و اهداف ارجمند آن بازمیدارد و آنان را به سوی خرافه، كژانديشي و انحراف، سوق میدهد.
افراد كمسواد كه از تحليل مفاهيم عميق و سازنده انديشه مهدويت عاجزند، بیش از دیگران به خرافه گرایش دارند؛ برخي از آنان با مداحيهاي بيمحتوا و رياضتكشيهاي بدون دلیل و گروهی ديگر با گردآوری داستانهایی ضعیف درباره خوابها و ملاقاتها و سفارش به ختمگيري، چلهنشيني و گفتن اذكار و اوراد و...، براي تشرف به حضور آن حضرت، بر رونق بازار داستانسرایي و خرافهگرایی میافزایند. آنان از روشمند نبودن تشرف به آن محضر، غافلند و گمان میکنند که با خواندن فلان دعا و ورد خاص یا با فرمول معيني، حتماً به مقام دیدار با امام(ع) بار مییابند. اما برپایه توقيع شريف آن حضرت به آخرين نایب خاصش (علي بن محمد سمري)، امام(ع) آشکارا در زمان غيبت كبرا، با هیچکس رفت و آمد نمیکند و دفتری برای ملاقاتهای خصوصي ندارد.
آنچه بازار نقلها وحكايتنويسيها را گرم میکند، عوامگرایي، برخوردهای سليقهای و درآمدهای كتابهایی است كه به دلیل داستاني بودنشان، قشر عوام آنها را بسیار میخرند. برخي از اين حکایتها به اندازهای سبک و بيپایه است كه آمیخته بودنشان به ريا و تظاهر و دروغ، با اندکی تأمل آشکار میگردد.
بیگمان گسترش اينگونه افكار سست و مضحك در جامعه، موجب وهن اعتقادات مردم و غفلت آنان از عناصر سازنده و محتواي اصيل انديشه مهدويت، خواهد شد و پیآمدهای زیانباری به دنبال خواهد آورد.
البته به دلیل وجود تواتر اجمالي برخی از اخبار درباره تشرف افراد ثقه و اهل ورع و تقوا، به محضر امام زمان(عج)، دیدار او در عصر غیبت، امکانپذیر است. اما بايد توجه کرد كه اين دیدار تنها هنگامی تحقق میپذیرد كه خداوند بر پایه مصالح خاصي، به کسی اذن تشرف بدهد تا او در صورتی که آن حضرت بخواهد، به چنين فيضي دست یابد.
باری، بزرگان و علمای شیعه بر آنند که اصل در زمان غيبت كبرا، ارتباط نداشتن با امام زمان(عج) است و پذیرش ادعاي ملاقات با او، به دلیل و قرينه اطمينانآور نیاز دارد.
ب) روشنفکرمآبی
نگرش روشنفكرانه و دور از تعبد در مباحث مهدويت نیز مخرب و زيانبار است. برخی از افراد به جاي استفاده از اصول عقلي و كلامي برای تحليل و بررسي اندیشه مهدویت و عناصر سیاسی ـ حکومتی آن، از معیارهای رایج در میان مردم بهره میگیرند. این رویکرد پيآمدهاي خطرناكي به دنبال خواهد داشت؛ زیرا از سویی با فرو کاستن فرهنگ انتظار به اندازه دیگر انديشههای سياسي ـ اجتماعي كه صدها چونوچرا و نقض و ابرام در آنها وجود دارد، رفتهرفته موجب تردید مردم در حتميت و قطعيت واقعه ظهور میگردد و از سوي ديگر انديشه مهدويت را از همه پشتوانههاي غيبي و الهي آن تهي و امام مهدي(عج) را همچون رهبر جنبشی اجتماعي، گرفتار قانونهای پذيرفته جوامع بشري، مجسم میکند. بنابراين، خرافهزدایي و ایستادن در برابر نگرشهاي روشنفکرانه افراطي در حوزه مباحث مهدوي، از دیگر بايستههاي انتظار سازنده و فعال به شمار میآيند.


