
در سومین پیش نشست تخصصی پنجمین همایش دکترین مهدویت عنوان شد:
دولت زمینه ساز باید به تحقق جامعه زمینه ساز بیاندیشد
متن کامل سومین پیش نشست همایش دکترین مهدویت (1)
به گزارش کمیته اطلاع رسانی همایش بین المللی دکرترین مهدویت، متن کامل این نشست برای استفاده علاقمندان و پژوهشگران در دو قسمت منتشر می شود که در زیر بخش نخست آن می آید:
دکتر غلامرضا گودرزی، استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ابتدای این نشست گفت: عرض خیر مقدم داریم خدمت دوستان و بزرگوارانی که به این نشست تشریف آوردند به خصوص عزیزانی که از قم تشریف آوردند و خدمتشان هستیم، ان شاالله امیدواریم که در این جلسه بتوانیم بحث مفیدی را با مشارکت دوستان داشته باشیم و استفاده کنیم، اجازه میخواهم اول بحث یک توضیح مقدماتی ذکر شود تا در ادامه از نظرات عزیزان استفاده شود.
وی افزود: در خدمت اساتید دانشگاه هستیم که در حوزه مهدویت هم تدریس و هم مطالعه دارند از این عزیزان دعوت به عمل آوردیم که در خصوص راهبردهای فرهنگی موضوع مهدویت بشنویم. جناب دکتر ادیب، رییس پژوهشکده مطالعات فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات تشریف دارند. همچنین جناب دکتر اصفهانیان که از اساتید دانشگاه هستند. جناب آقای بابایی که درسهای مهدویت ما را تدریس میکنند. خدمت دوستان باید عرض کنم که بیشتر در جریان درسهای دانشگاه امام صادق(ع) باشند که نزدیک به چهار پنج سال است که حداقل دو واحد دانشجویان ما درس مهدویت را میخوانند. این که گفتم حداقل دو واحد به این خاطر است که برخی از درسهای ما به صورت اختیاری انتخاب میکنند که در آنجا هم بسته موضوع مهدویت از جمله فرجام شناسی و آینده نگری و بحث راهبرد سازی تدریس میشود. جناب آقای بابایی هم در این حوزه فعالیت دارند. جناب آقای ذوالفقار زاده، از اساتید دانشگاه امام صادق(ع)هستند که در این حوزه تدریس میکنند. بعضا دانشجویانی هستند که در حوزه مهدویت در مقطع کارشناسی ارشد و یا دکترا پایان نامه مینویسند؛ البته در مرحله دکترا در حال تالیف هستیم ولی هنوز چیزی ارایه نشده است ولی در مقطع کارشناسی ارشد یکی دو تا پایان نامه داریم.
حجت الاسلام والمسلمین سیدمسعود پورسیدآقایی، دبیر همایش بین المللی دکترین مهدویت نیز در ادامه گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدي و علی آبائه. خیلی خوشحالم از این که در جمع فرهیختگان جامعه خودمان هستم گرچه این توفیق برای ما حاصل نشده است که بتوانیم همه آنها را جمع کنیم اما از این که توانستیم در خدمت جمعی از این اندیشمندان و فرهیختگان باشیم خدا را شکر میکنیم. برای این که بیشتر بتوانیم از نظرات شما استفاده کنیم من یک اشاره ای به بحث این نشست خواهم کرد و بعد از نظرات همه عزیزان استفاده میکنیم ان شاالله که برکت این جمعها و دعاهای حضرت ولی عصر(عج) بتوانیم گامی را برای ترویج فرهنگ مهدویت برداشته باشیم.
وی اظهار داشت: همه شما مستحضر هستید که مقوله مهدویت یک مقوله و آموزه بسیار مهم و حیاتی است به طوری که اگر ما نداشتیم به جز همین روایت متواتر بین شیعه و سنی را که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»(1) را که متواتر بین شیعه و سنی است این یک خبر واحد نیست که کسی اشکال کند که پیدا کنید سند او را و یا این که فقط شیعه آن را نقل کرده باشد اگر امروزه بخواهیم یک ترجمه فصیح از آن داشته باشیم شاید این گونه اگر بگوییم خالی از لطف نیست و اغراق نکرده باشیم که ترجمه اش این است که مهدویت رمز هویت ماست همه چیز ماست به طوری که از حضرت باقر(ع) یا حضرت صادق(ع) سوال میکنند که فمات ميتة جاهلية یعنی چه؟ حضرت(ع) فرمودند: ميتة یعنی، کفر و نفاق و ظلال.(2) پس این رمز هویت ماست چیزی که ما را از دیگران متمایز میکند البته متاسفانه آنچنان هم که باید به این مساله پرداخته نشده است ما چند هزار حدیث در این باره داریم به جای این که اینها تبیین شود به خواب و رویا اکتفا شده است یا برخی روایاتی را که در این زمینه شاید خیلی کاربردی نباشد. بیشتر روایات ما شاید روی شرایط ظهور باشد غافل از این که در جامعه خود ما بیشتر به علایم ظهور پرداخته میشود حالا چرا علایم ظهور در روایات ما بعدا برجسته شده یک تحلیل دیگر دارد که چه شرایطی بود که ائمه(س) به خاطر این که شیعیان در دام زیدیه و دیگران نیافتند تاکیدی روی علایم کردند که شیعه حفظ شود. به هر تقدیر آنچنان که شایسته مباحث مهدویت بوده به آن پرداخته نشده است.
وی خاطرنشان کرد: اکنون به برکت جمهوری اسلامی ایران که امام خمینی(ره) آن را به ثمر رساندند میبینیم که این مباحث مطرح شده ولی بازهم آن گونه که باید مطرح نشده است. واقع این است که جای این بحث در آکادمیهای علمی و کرسیهای نظریه پردازی است. حالا هم که به آن روی آوردند میبینیم مباحثی است که خیلی کاربردی نیست و تکراری است و آن چه که باید فحول از حوزه و دانشگاه به آن بپردازند میبینیم که به آن پرداخته نشده است. بنابراین موضوع امسال همایش بین المللی دکترین مهدویت «جامعه و دولت زمینه ساز رسالتها و راهبردها» قرار دادیم.
پورسیدآقایی با اشاره به برگزاری دو پیش نشست قبلی این همایش در قم و دانشگاه علم و صنعت گفت: این سومین پیش نشست همایش است که موضوع اش در حقیقت راهبردهای فرهنگی یک جامعه و یک دولت زمینه ساز است البته راهبردهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی میتواند باشد اما آنچه از امثال این دانشگاه توقع میرود و از حوزه هم توقع میرود و از جهتی مهم ترین راهبردها را هم دارد راهبرد فرهنگی است. برای این که من طرح بحث کنم و از نظرات شما استفاده کنم اشاره کوتاهی میکنم به جامعه زمینه ساز و راهبردها و رسالتهای فرهنگی آن. ما برای این که بتوانیم راهبردهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تدوین کنیم لازم اش این است که یک تحلیل و تصویر درستی از جامعه منتظر داشته باشیم. مگر جامعه منتظر چه نوع جامعه ای است که اگر این جامعه محقق شود ظهور هم محقق میشود چون میدانید که جامعه منتظر حد واسط بین جامعه و وضعیت موجود و جامعه آرمانی ماست جامعه آرمانی ما جامعه ای است که امام زمان(عج) ظهور میکنند و با حضور حضرت کارهایی شکل میگیرد که البته اگر برخی اش از مختصات و مخصوص امام نباشد برای ما هم الگو و حجت است و ما هم میتوانیم در حد و توان خودمان آن را انجام دهیم اما برای این که یک نگاه کاربردی بهتری داشته باشیم و راهبردهایی تدوین کنیم نیاز داریم به یک سری اهداف نزدیکتر و میانیتر جامعه منتظر در واقع حد بین وضع موجود و وضع نهایی ماست. حال اگر بخواهیم روی جامعه منتظر متمرکز شویم که این جامعه چگونه جامعه ای است اگر بیاییم و مختصات این جامعه را نشان دهیم و شاخصه هایش را بگوییم وقتی این کار را کردیم میتوانیم بگوییم راهبردهای رسیدن به چنین جامعه ای این است راهبردهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و غیره هم مشخص میشود.
وی افزود: اول از جامعه منتظر تعریف میکنم بعد به سراغ بعضی از شاخصهای فرهنگی آن میروم و بعد فرایند تدوین راهبردهای فرهنگی برای رسیدن به چنین جامعه ای را بررسی میکنیم. ویژگی این بحث این است که کاملا کاربردی است و رسالت اساسی ما هم که همان دولت و جامعه زمینه ساز است محقق میشود حتی ما اگر بتوانیم شاخصهای جامعه منتظر و زمینه ساز را طراحی میکنیم میتوانیم به دولت بگوییم که ای دولتی که میگویی زمینه ساز هستی و رسالتی بیش از این نداری شما بایستی که چنین جامعه ای را محقق کنی. راهبردهای فرهنگی تو برای تحقق چنین جامعه ای باید این چنین باشد. تازه این کمک به دولت است و شاید هم برای یک دولت زمینه ساز شاید گام اول این باشد که ما شاخصه هایش را تعریف کنیم.
وی ادامه داد: حال جامعه منتظر و جامعه زمینه ساز چه جامعه ای است؟ جامعه منتظر جامعه ای است که میتواند امام معصوم را تحمل کند تحمل حاکمیت ولایت و سرپرستی امام معصوم را دارد آنچه باعث غیبت امام معصوم شد این بود که: جامعه تاب امام را نداشت تا حتی که میخواستند او را بکشند که حتی شیعه هم نمیتوانست امام را حفظ کند نه تنها زمینههای مردمی نبود بلکه نیروهای توانمندی هم نبودند که بتوانند امام را حفظ کنند حتی تا حد تقیه هم نمیتوانستند امام را حفظ کنند و به کمتر از کشتن امام راضی نبودند حتی اگر شرایط شرایط تقیه بود امام غیبت نمیکردند. غیبت ادامه تقیه است آنجایی است که امام را نمیتوانستند تحمل کنند. ما جامعه ای میخواهیم که بتواند امر امام را تحمل کند شما ببینید بعضا مردم ما جمهوری اسلامی و حاکمیت نایب او را نمیتوانند تحمل کنند تا چه رسد به امام معصوم. شما مستحضر هستید که در روایات ما هم وجود دارد که فردی از خراسان آمد خدمت امام صادق(ع) و عرضه داشت که یابن رسول الله چرا در خانه نشسته اید و قیام نمیکنید شما کلی یار دارید، امام فرمود: چند نفر یار دارم؟ گفت: 100 هزار نفر. حضرت فرمود: 100 هزار نفر؟! بعد گفت: 200 هزار نفر دوباره حضرت فرمود: 200 هزار نفر؟! که دیگر حضرت چیزی نفرمودند. باز هم در نقل مشابهی است که حضرت فرمود: شما میگویید من این همه یار دارم؟ و آن مرد هم گفت: بلی. بعد حضرت به کنیز خود فرمود: تنور خانه را روشن کنید، به حدی این تنور داغ شد که قسمت بالای تنور از شدت حرارت به سفیدی میزد. حضرت فرمود: ای خراسانی برو در تنور بنشین و آن مرد معذرت خواهی کرد که اگر جسارت کردم که قیام کنید مرا ببخشید و من در خراسان کسانی را دارم که منتظر من هستند. حضرت دیگر چیزی نفرمودند. بعد شخصی به نام هارون مکی که نعلین به دست آمد. حضرت به او فرمود: برو در تنور بنشین. به محض شنیدن این امر هارون مکی رفت و داخل تنور نشست بعد امام با آن خراسانی در مورد جایگاه و آن منطقه به نحوی صحبت میکردند که گویی تمام مردم آن منطقه را میشناسند. بعد از مدتی امام به مرد خراسانی فرمود: برو داخل تنور را ببین بعد آن مرد رفت و دید که آن شیعه درون تنور نشسته و به تعبیر ما آنجا برایش گلستان است. سپس حضرت فرمود: از امثال این هارون چند نفر در خراسان دارید؟ مرد گفت: به خدا قسم که یک نفر هم نداریم! حضرت فرمود: راست میگویی یک نفر را هم ندارید. در روایت مشابهی که فردی ادعا کرد که حضرت 300 هزار شیعه و یار دارد که حضرت سکوت کردند و بعد با آن مرد به صحرا رفت و وقتی به گله کوچکی از گوسفندان رسیدند، فرمود: اگر به تعداد این گوسفندان یار داشتم در خانه نمینشستم. بعد دیدند که تعداد گوسفندان حدود 17 راس است. این یعنی این که باید جامعه ای باشد که بتواند امر امام را تحمل کند. حالا ما راجع به این میتوانیم توضیحات بیشتری بدهیم یک جامعه منتظر باید بتواند خودش را حفظ کند و استمرار داشته باشد باید بتواند طرحی برای گسترش و آینده خودش را داشته باشد و زمینههای آنچه نیازهای طرح است را فراهم کند. انتظار یک نوع آمادگی است. آمادگی در طرح بسترسازی و زمینه ها؛ هنوز تعریف دقیقی در نوشته ندیدیم این جا دارد که ما تامل کنیم و با توجه به منابعی که داریم مشخص کنیم که جامعه منتظر؛ را چه میدانیم؟ اگر در همین حد قانع باشیم میتوانیم در مورد شاخصه هایش گفت وگو کنیم. پس یک جامعه ای است در این هدف، علاوه بر این بتواند خودش را حفظ کند برای آمادگی و استمرار و گسترش خودش طرح هم داشته باشد و زمینههای آن را هم فراهم کند.
پورسیدآقایی گفت: حال باید نگاه کنیم که این جامعه چه شاخصه هایی دارد ما فقط بحثمان شاخصههای فرهنگی است که در این نشست روی آن بحث میکنیم. ما در تعریف فرهنگ میدانیم که فرهنگ مجموعه ای است از عقاید اعتقادات آداب و سنن که اینها را در مجموعه فرهنگ جا میدهند. سه عنصر فکری، رفتاری و اعتقادی در فرهنگ وجود دارد. اگر ما بخواهیم به یک جامعه منتظر برسیم یکی از شاخصه هایش به لحاظ فکری این است که افراد باید در خود وجودشان اضطرار به حجت برایشان مفهوم باشد که درک کنند که ما به امام نیاز داریم. این از احتیاج به امام بالاتر است. این اضطرار به حجت است همان عنوانی که مرحوم کلینی در کافی و مرحوم صاحب بحارالانوار و مجلسی دارند «باب الاضطر الی الحجة». این اضطرار را درک کنند با ذره ذره سلولهای وجودشان حس کنند. «السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره علیک» یعنی سلام بر تنها راه. این که «لا ابتغي به بدلاً و لا اتخذ من دونه ولیاً»(3) این را لمس کند یعنی من غیر تو کسی را نمیخواهم یعنی تو جایگزین و بدلی نداری ما غیر از تو حاکم و سرپرستی نمیخواهیم. او باید این اضطرار به حجت را بفهمد. از شاخصهای فکری در بحث فرهنگ این است که این فرد بفهمد حق ولایت مهم ترین حق است، «النبيُّ اولی بالمومنین من انفسهم»(4) همچنان که ولی هم بر خود ما از ما ولایتش بیشتر است. معرفت به ولی و حق سرپرستی را بشناسد پس ما باید به دنبال شاخصهای فکری باشیم. بعد باید برویم به سراغ شاخصهای اعتقادی، جامعه منتظر جامعه ای است که باید محبت به ولی در آن وجود داشته باشد. قبلی معرفت به ولی بود. ولی ادامه این معرفت محبت است. باید در برابر امام مثل هارون مکی تسلیم بود. این محبت ما را به اطاعت میرساند این اطاعت هم ما را به تسلیم میرساند که در برابر فعل معصوم در من هیچ ذره خلجانی در دل من هم ایجاد نمیشود. به تعبیر یکی از دوستان که از نهج البلاغه نقل میکرد که امام علی(ع) فرمود: اگر شمشیر را بر گردنش نهادن هیچ چیزی نگوید زیرا من معصومم و علاقه ام به او بیشتر از علاقه او به من است. تسلیم بالاتر از اطاعت است یعنی در دلش هم هیچ ناراحتی نداشته باشد که چرا به دیگری بیشتر یا کمتر داده شد، هیچ خلجانی و ریبی در دلش ایجاد نمیشود تا به مرحله ای که نسبت به خواستههای ولی به سبقت میرسی خواهی رسید تویی که خودت را به آّب و آتش میزنی «و السابقون السابقون* اولئک المقربون»(5)، که تو تا سبقت هم وجود دارد سبقت به بهترین راهها و با بهترین انگیزه ها. اعتقاد با فکر فرق میکند اعتقاد پیوند بین اندیشه و احساس است وقتی که اندیشه با احساس پیوند میخورد میشود اعتقاد به لحاظ اعتقادی محبت اطاعت تسلیم بودن و سبقت نسبت به امر و خواستههای ولی در وجود من شکل میگیرد.
وی افزود: به لحاظ رفتاری ما باید عهده دار کارهای ولی شویم آنچه از ما خواسته اند آنچه به لحاظ ویژگیهای رفتاری یک مسلمان است به کنار این که باید متواضع باشد تذکر و یادآوری داشته باشند علاوه بر آن باید یک سری روابط خاصی بین آنها وجود داشته باشد زیرا اینها هستند که باید زمینه ساز ظهور باشند آن وقت مساله به نام «مدیریت ولایی» به وجود میآید و بعد در باب مدیریت نگاه جدیدی ایجاد میشود در روابط ولایی وظیفه ما کار افتاده و نشده است و از آن طرف هر کسی مسوول است «کلُّکم راع و کلُّکم مسئول عن رعیته»(6) یعنی مسوول در برابر کارهای انجام نشده و از آن طرف هم عهده داری کارهایی که باید انجام دهی. نکته دیگر در اینجا این است که هر کسی با کارش ارتقای وجود پیدا میکند و رفعت مییابد. ببینید جامعه منتظر که تعریفی از آن کردیم که باید دقت بیشتری روی آن کرد خوب ما باید اول شاخصههای فرهنگی اش را تحصیل کنیم که گفتیم شاخصههای فرهنگی در حوزه فکری اعتقادی و رفتاری را با توجه به روایاتی که داریم به دست بیاوریم که البته نمونه هایی هم ذکر کردیم که جای کار زیادی دارد حالا راههای کلی و راه هایی که ما به این اهداف میرساند را مشخص کنیم با چه راهبردی میتوانیم به این شاخصهای جامعه منتظر برسیم که این اگر این جامعه ایجاد شود زمینه برای آمدن امام آماده است که حالا یا علت تامه یا علت ناقصه است برای ظهور که علت دیگری هم میخواهد که اگر دست به دست هم بدهند ظهور محقق میشود.
وی ادامه داد: اینجانب یکی دو نمونه در این رابطه عرض کنم، اگر با این نگاه داخل سیره محصول شویم میتوانیم در این قسمت راهبردهایی را تدوین کنیم که کمک ما باشند به عنوان مثال میشود شرایط خاص حضرت سجاد(ع) را مطرح کرد شما میبینید که راهبرد حضرت سجاد(ع) در دعا تجلی پیدا میکند منتها این که چرا حضرت این راهبرد و استراتژی را انتخاب میکند در حالی که ائمه(ع) دیگر هم دعاهایی دارند ولی چرا این نمودش به عنوان یک راهکار اساسی در حرکت امام تجلی پیدا میکند. میبینیم که شرایطی هست که جامعه اسلامی از بیرون به شدت گزیده شده است. واقعه حرّه واقعه ننگینی است سه روز و سه شب بر سپاه مدینه ای که شهر رسول خدا(ص) است و خلیفه ای که مدعی است جانشین رسول خدا هستم مباح میشمارند به طوری که مورخان اینجا را به شرمساری مینویسند و برخی دیگر ادامه نمیدهند که میگویند قلم از نوشتن آن عاجز است. حتی بعضا مطرح میکنند که سالها بود دیگر دختری را به شرط بکارت نمیدادند این جور مورد تهاجم واقع شده و جامعه ای که این گونه هویتش را گرفته اند و له کرده اند. باز پیامبر با جامعه ای روبرو بود که خشن و بدوی بود ولی امام با جامعه ای روبرو بود که له کرده اند. او را وهویتش را از او گرفته اند خوب شما با چنین جامعه ای که معیارها را از او گرفته اند و چنین به او و نوامیس اش تجاوز کردند خانه را هم بعدا به منجنیق و آتش بستند در این فضا باید توجه مردم را به معارف جلب کرد در این فضا که مردم به قدری له شده اند که دیگر تاب و توان و تحمل حرف مستقیم شنیدن را ندارند باید مِن غیر مستقیم با آنها حرف بزنی؛ مِن غیر مستقیم هم این که باید آنها حرف را از زبان خودشان بشنوند، یعنی احساس کنند که خودشان با زبان خودشان با خدا حرف میزنند خوب اینجا حضرت باید چکار کند؟ میبینید که ایشان عمیق ترین معارف را با استفاده از این راهبرد دعا مطرح کردند و باعث حفظ شیعه شدند لذا زیباترین تعبیر را جعفر مرتضی در این مقالات تاریخی دارد که «السجاد باعث الاسلام من جدید» که یعنی اسلام مدیون حضرت سجاد(ع) است زیرا یک جاهلیت عجیبی در آن زمان شکل گرفته بود خوب ما این را در جای جای سیره حضرت رسول نیز داریم از جمله برای این که خط روشن ولایت را مشخص کند چون اسلام دو رکن و دو بال اساسی دارد یکی قرآن و یکی عترت این دو بال باید معرفی شود. امام علی(ع) را چگونه معرفی میکنند؟ چرا در برخی جنگها پرچم را میدهد به خلیفه اول و دوم که میروند و شکست میخوردند و در آخر سر شمشیر را به دست امیرالمومنین میدهد بعد با تعبیراتی مثل «کرار غیر فرار» چرا در جنگی اولی و دومی را میفرستد و آنها شکست میخورند و بعد امام را میفرستد میبینید که چگونه علی(ع) را معرفی میکند و چه نشانه هایی را معرفی میکند حتی برای بعد از خودش هم نشانه میگذارد. حتی در آخرین لحظات میفرماید: «ايتوني بصحيفة و دواة أکتب لکم»(7) یعنی چیزی برایتان بنویسم که گمراه نشوید چرا وقتی میخواند مدینه را از نفاق خالی کند آن هم تحت سپاه اسامه خارج شوند؛ میفرماید: «جهّزوا جیش اسامة لعن الله من تخلّف عن جیش اسامة»(8). چه کرد برای امیرالمومنین که دیگر هیچ عذری برای نپیوستن به امیرالمومنین نداشته باشند چگونه این حجت را تمام میکند و راه روشنی ایجاد میکند که تا امروز ادامه دارد با احادیث خود مثل ثقلین و عین اثنی عشر اش. چگونه فاطمه(س) را نشانه میگذارد چطور ابوذر و سلمان را نشانه میگذارد اگر با این راهبرد به زندگی حضرت رسول نگاه میکنیم میبینیم که چطور در جای جای زندگی رسول خدا طرح امیرالمومنین است و این که چند سال دعوت پنهان دارند و بعد دعوت علنی و بعد چطور نیروها را هجرت میدهد و تا حبشه میفرستد و چطور مدینه را کاملا در تصرف نمیگیرند در جای جای زندگی و سیره اهل بیت(س) هم این گونه راهبردها را میتوانیم ببینیم. خیلی صحبت شد؛ امیدواریم با این مقدمه بتوانیم از نقطه نظرات آقایان استفاده کنیم اگر تعریفی در این مورد دارند خیلی هم نمیخواهیم در این تعریفها داخل شویم اگر نکته ای در ذهنشان است بفرمایند تا با توجه به حوزه تخصصی دانشگاهی عزیزان که طراحی راهبرد است آیا ما این طرح راهبردی که عنوان کردیم در حوزه فرهنگی مناسب است یا خیر و یا این که آیا خودشان راهبردی را به نظرشان میرسد که به بحث بگذاریم و استفاده کنیم.
در ادامه دکتر گودرزی گفت: من قبل از بحث این نکته را بگویم که این سومین نشست است در نشست اول یک نشست سه نفره برگزار شد در نشست دوم چند تن از اساتید دانشگاه در بحث محدودتری شرکت کردند این نشست ترکیبی از دو نشست قبلی است. من خواهش میکنم از آقای دکتر که در نشست قبلی میهمان ایشان بودیم در دانشگاه علم و صنعت و بحث در همین جا خاتمه پیدا کرد، (یعنی راهبرد و زمینه سازی) بفرمایند تا از خدمتشان استفاده کنیم.
دکتر سیامک نوری، رییس دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت در این نشست گفت: من فکر میکنم که الان یک شرایط استثنایی در مملکت ما هست تمام صحبتها تداعی میکند که ما میخواهیم برسیم به اسلام ناب و چه کنیم که به آن برسیم چه راهکارهای عملی؟ در بحث مدیریت منابع انسانی در دانشگاه با دانشجویان بررسی کردیم عملکرد 100 شرکت برتر دنیا را با تمرکز بر حوزه منابع انسانی، پس از مطالعه این فعالیتها میبینیم آنها با آن دید سودمداری و انسان گرایانه خودشان به 90 درصد از اسلوبها و ارزشهای اسلامی میرسند یک شرکتی در آلمان جزو ارزشهایش این است که ما احترام به نیروی انسانی بگذاریم، رشوه نگیریم، هزینههای خانوار را پایین بیاوریم و کالایی را که تولید کردیم به همان قیمت بفروشیم؛ میبینیم تمام اسلوبهای آنان فرقی با ارزشهای اسلامی ندارد؛ میبینیم که آنها از راه زمینی دارند میرسند به معنویات و سودآوری و ماندگاری خود را در این میبینند که به نیروی انسانی خودشان ارزشهای معنوی را نشان بدهند. آن روشهای مادی که در دهه 50 و 60 که روشهای انگیزشی دیگر پاسخگو نیست و ما داریم یعنی یک حرکت زمین به بالا را داریم میبینیم الان یک شرایط استثنایی نسبت به 14 و 15 قرن گذشته را شاهد هستیم.
وی افزود: فکر نمیکنم حضرت حجت چیزی غیر از ائمه دیگر راه بخواهند ارایه کنند. همان راه ائمه دیگر را ادامه خواهند داد ما از آن راه دور افتادیم. چه راههای عملی را ملت و دولت و دانشگاهمان باید در پیش بگیرد که به آن راه نزدیک شویم در حوزههای فرهنگی و دانشگاهی. کسانی که در صدر هستند بیشترین نقش را میتوانند داشته باشند ما میتوانیم از روشهای ارشادی و نظارتی استفاده کنیم. میبینیم در حالی که حضرت سجاد(ع) در خفیه حرکت میکردند و از روشهای غیر مستقیم استفاده میکردند ما میتوانیم از روشهای علنیتر استفاده کنیم. از ابزارهایی که وجود دارد میتوانیم در سطح جهان این عقاید را مطرح کنیم. باید از روشهای عملی استفاده کنیم اگر دنیا واقعیت و زلالی را ببیند به سمت آن حرکت میکند زلالی را دولت است و حکومت و دانشگاه باید رویش کار کند. رسیدن به این مهم سهل ممتنع است و باید این فرهنگ جا بیافتد فرهنگی که دروغ نگوییم و درست کار کنیم فرهنگ این که رشوه نگیریم، حالا بعد از آن نماز و روزه میآیند اینها را تکمیل میکند و این اعتقادات باید به صورت عملی و با استفاده از روشهای عینی در جامعه نهادینه شود که در اینجا آموزش و پرورش کمک زیادی میتواند انجام دهد در بعد عملی کسانی که در صدر هستند میتوانند راهکار دهند این راهکارهای عملی میتواند ما را به سمت مدینه فاضله ببرد. شاید آن مدینه فاضله و مسیری که شما به دنبالش هستید عمل به فرامین اسلامی باشد به هر حال در حوزه منابع انسانی که حوزه تخصص من است با چینش منابع انسانی با رویکرد فرهنگ مهدویت دوم رویکرد توسعه منابع انسانی بر پایه رویکرد مهدویت که باید تمرکزش روی سازمانهای اجتماعی که کوچک ترین اش خانواده است تا جامعه کلان جهانی میتوان کار کرد.
احسان بابایی، فارغ التحصیل رشته حقوق دانشگاه امام صادق(ع) نیز اظهار داشت: من دو نکته به ذهنم میرسد که اگر دوستان به این مساله دقت کنند میتواند کمک زیادی به بحث کند اول اساسا به تعریف جامعه منتظر منظورم است این که چرا ما عادت داریم دایما اصطلاح سازی کنیم شاید برای بعضیها منطقی باشد، ولی من تردید دارم اگر از نظر مبنایی بخواهیم جامعه منتظر را تحلیل و تعریف کنیم، مگر چیزی جز جامعه دینی است مگر چیزی جز جامعه اسلامی است روایتی است از امام صادق(ع) که از ایشان میپرسند که در زمان غیبت چه کنیم که میفرماید همان چیزی که در دست دارید را عمل کنید یعنی کتاب عقل سنت و هرچه داریم عمل کنیم من انتظار را پایداری در حوزه اعتقادی میدانم، یعنی چون ما مسلمان هستیم به مقتضای اسلام باید عمل کنیم به نظر من هیچ نیازی نیست که اصطلاح سازی کنیم که هر اصطلاح جدیدی را باز باید تعریف کنیم که در نهایت هم میرسیم به همین جامعه اسلامی. گاهی اوقات این اصطلاحسازی، ما را از هدفمان دور میکند. شاید مخاطب خاص یا عام ما با جامعه دینی بتواند راحتتر ارتباط برقرار کند تا اصطلاح تازه ای به نام جامعه منتظر که باید آن را دوباره تعریف کنیم به نظر من بهتر است که همان تعریف جامعه دینی را شفافتر بیان کنیم.
وی افزود: نکته دوم در رابطه با راهبردهای فرهنگی به سمت جامعه منتظر میخواهم برگردم به سالهای قبل از انقلاب و تلاش هایی که شهید مطهری انجام داد. در قبل از انقلاب بحث و دعوایی بود که آیا فرد اصالت دارد یا جامعه که شهید مطهری با الهام از اسلام و تفسیر المیزان گفتند که هر دو اصالت دارند و از کنار این مساله نباید راحت گذشت ما وقتی بحث میکنیم یک جانبه این بحث را مطرح میکنیم و بایستههای فرد را مطرح میکنیم و فردی بحث میکنیم اما اگر جامعه را در نظر بگیریم آن وقت ساختارها و روابط هم هستند قوانین هم است اینجا با سیستم مواجه هستیم در این جا برای اصلاح نباید فقط به دنبال تربیت باشیم باید به ساختارسازی هم توجه کرد. فکر میکنم اگر یک مقداری از مباحث شهید که متاسفانه بعد از شهادتشان هم ادامه پیدا نکرد الهام بگیریم در ارایه نسخه خیلی به ما کمک میکند اگر ما یک فضای تازه ای را جدای از تربیت اخلاقی که چندین بار در بحث امروز هم عنوان شد در باب فضایل اخلاقی باید به ساختارسازیها هم فکر کنیم چون ساختار اولا چیزی جداگانه از فرد است و ثانیاً بر فرد اثر میگذارد یعنی اثر متقابل دارد شهید مطهری در کتاب ده گفتارشان آنجایی که از ساختار روحانیت میگویند هم به این بحث اشاره میکنند که ما وقتی میخواهیم اصلاح کنیم باید از فرد شروع کنیم و یا این که باید به ساختار هم توجه کنیم که در نهایت ایشان میگوید که باید به هر دوی اینها توجه کنیم در نهایت شاید بعضیها قبول نداشته باشند که حضرت استاد مصباح در کتابی که بعد از شهید مطهری با نام جامعه و تاریخ نوشتند وجود جامعه را نفی کردند شاید هم آخر به این دیدگاه برسیم که دیدگاه ایشان درست است، اما آن یک بحث دیگر است در طراحی فراخوان مقالات میتوانیم این بحثها را قبلش برگزار کنیم که آیا چیزی به نام جامعه و قانون هم وجود دارد آن وقت شاید در موضوعاتی که میخواهیم در موردش بحث و تحقیق کنیم یک تجدید نظری انجام دهیم.
سپس محمدمهدی ذوالفقار زاده، از دانشگاه امام صادق(ع) گفت: یک نکته ای که به ذهنم میرسد این است که اگر میخواهیم به سمتی برسیم شاخصهای جامعه دینی و منتظر را مشخص کنیم نیاز به چارچوب فکری و نظام داریم تا بگوییم این شاخص در آن مطرح است اگر چارچوب نداشته باشیم ممکن است هر کدام یک شاخص را مطرح کنیم و فرد جدیدی وارد شود و بگوید چرا این مطلب را اشاره نکردید و ما بگوییم خوب ما این را هم اضافه میکنیم و فردی دیگری هم بیاید و همین اتفاق بیافتد و ممکن است به یک ظرفی برسیم که نمیخواهم این تعبیر را بکنم که از هر نخود و لوبیایی در آن بریزیم و آشی درست شود. ما نیاز داریم به یک چارچوب فکری که بتوانیم شاخصه هایش را احصا کنیم.
وی افزود: در مورد فرهنگ فکر میکنم که ما در مباحث فرهنگی مان حالا که میخواهیم راهبرد فرهنگی تنظیم کنیم باید یک پالایش انجام دهیم، منظورم این است که به آرا و عملکرد متولیان فرهنگی و آمارها نگاه میکنیم میبینیم عمده مطالعات وتحقیقات و کارهای فرهنگی یک سمت و سو و جهتی دارد که با آن راهبردهای جامعه زمینه ساز همسو نیست. ما تعریفمان از فرهنگ این است که فرهنگ مجموعه ای از باورها اعتقادات و آداب و رسوم و چه وچه که ریشه اش در گذشته است یعنی اینها یک سری مانده هایی است که به ما رسیده این عمده نگاهی است که در اذهان متولیان فرهنگی وجود دارد ولی وقتی به فرهنگ نخبگان بشر نگاه میکنیم آنها نگاهشان ریشه در گذشته ندارد شاید ما داریم جهت را اشتباه میرویم منظور من از نخبگان بشر انبیا(ع) هستند این بزرگواران عمده شاخصهای رفتاری شان ریشه در آینده است و فرهنگشان ریشه در آینده است و نه در گذشته فکر میکنم باید یک پالایش اساسی در بحث فرهنگ به وجود بیاید که خواستگاه فرهنگ را در آینده قرار دهیم و نه در گذشته. اگر قرار بود راهبرد فرهنگی تدوین و تنظیم شود باید با آن نگاه باشد. حالا آن نظامی که در قسمت اول اشاره کردم به نوعی مطرح شد آن نگاه باید مبتنی بر آیات و روایات و سنت نخبگان بشر باشد. یعنی بیاییم به تفکر نخبگان و انبیا نگاه کنیم، نه به آن سبب که گذشته را مطالعه کنیم بلکه این بزرگواران رفتارشان ریشه در آینده داشته است شاید الان در این جلسه فرصت باز کردن این مساله نباشد که چگونه نگاهشان به ظهور و زمینه سازی بوده باید نگاه کرد که آنها در مقابل رفتارها و تفکرات قومشان چه رفتاری را اتخاذ کردند و از مدلهای رفتاری این بزرگواران راهبردهای فرهنگی را استخراج کنیم.
حجت الاسلام حمید رضا اسلامیه، پژوهشگر مهدوی هم در این نشست اظهار داشت: به نظرم میآید باید روی پیش فرض هایمان کار کنیم مثلا میگوییم چه زمانی جامعه دینی میشود، زمانی که افراد دینی شوند بیشتر مواردی که ذکر میکنیم ناظر بر فرد است این یک نگاه است. مطلب دوم این که درست است امثال شهید آيت الله مرتضی مطهری اصالتی هم به فرد و هم به جامعه میدهند اما در حواشی که بر روش ریالیسم دارند همان نگاه علامه را دارند که جامعه، یک کل اعتباری است به این معنا که جامعه عبارت است از افراد به علاوه هم و نه افراد ضرب در هم. یعنی تمایلات روحی و گرایشات فکری و احساسات جامعه و تصرفات خارجی شان یک نظام درست میکند این نظام در هم تنیده است و ضرب میشود، یعنی رابطه اش رابطه تقومی است بنابراین یک نگاه دیگری است بالاتر از فرمایش شهید مطهری به این مضمون که جامعه هم دارای هویت است. اصالت دارد به فرمایش شهید یعنی یک کل است اعتبار کردیم و آدم هایی را به علاوه کردیم. اما یک وقتی هست که میگوییم نه، این تمایلات روحی و تمایلات فکری و تصرفات خارجی افراد ضرب در هم میشود اگر این پیش فرض را قبول کنیم باید ساز و کاری برای تهذیب فرد و جامعه فراهم کنیم. دیگر اگر گفتند که در غرب رفتیم و مسلم دیدیم و مسلمان ندیدیم همان گونه که سید جمال میگوید چون ایشان با مبانی اومانیستی غرب آشنا نیست. آن احترام برای اصالت لذت است آن تعامل خوب برای اصالت سود بیشتر است پس اینها باید نقد شود که ما یک وقت با یک جامعه ابتدایی مواجه هستیم آن وقت میرویم و افراد را تربیت میکنیم اما یک وقتی با مدرنیته و جامعه غرب مواجه هستیم و میخواهیم در برابر آنها جامعه منتظر را بسازیم. ما هم باید پیچیده فکر کنیم یعنی باید یک فهم جامع از مفهوم یک دین را داشته باشیم یعنی اگر دو تا مکتب فکری را برای تربیت انسان به طور کلی مطالعه کنیم نباید با روابطش گزاره را، جداگانه بیاوریم و بگوییم که اینجا، عین اسلام است. نه؛ از حرف خوب مکتب فرویدیسم میتوانیم مشابه آن روایتی را بیاوریم آن حرف خوب رابطه اش با گذارههای دیگر؛ چه رابطه ای میسازد؟ عبد، انسان میسازد یا عبدالله.
وی افزود: پس باید دقت کنیم آقای بابایی گفتند در جامعه امروز تربیت افراد را هم باید از طریق جامعه انجام دهیم. یعنی فرهنگ اجتماعی را در افراد هم و یا یک خانواده که امروزه ما دیگر یک خانواده بریده و مجزا نداریم زیرا رسانهها و عوامل دیگر به طور مستقیم و غیر مستقیم روی این جامعه اثر میگذارد فقط یک جامعه پیچیده داریم یعنی رابطه این عناصری که دارد جامعه را میسازد یک رابطه تقومی و دوطرفه است قاعدتاً چیزی که باید این جامعه را بسازد علم است چیزی که علم را میسازد روشهای تولید علم است به نظر من مهم ترین راهبرد فرهنگی تولید علم است. روش و منطق استنباط باید گسترش پیدا کند میبینیم که روش استنباط و منطق اجتهاد در حوزههای ما منطقی است که برای فرد دارد توصیه میدهد حکم درست میکند برای فرد و کلی را میبیند و نه کل را. اگر میخواهد برای اقتصاد و بیمه مجوز صادر کند بیمه را فارغ از نظام سرمایه داری میبیند. اما اگر شما ببینید بیمه که بخشی از نظام سرمایه داری است حالا ما با اوفوا بالعقود درستش میکنیم اما اگر ما کل را و نظام سرمایه داری را ببینیم معلوم نیست که برایش مجوز صادر کنیم. اول باید ساختارها را عوض کنیم یعنی عمل قهقرایی حال اگر بخواهیم ساختارها را عوض کنیم باید علوم مرتبط با ساختار ها. معنا ندارد که من یک کارخانه شراب سازی دارم و یک آدم خوب بگذارم بالای سر این کارخانه. مناسبتهایی که در این کارخانه است این است که باید شراب تولید کند غیر از این که این آدم خوب بیاید مناسبات این کارخانه را عوض کند. بنابراین منطق فکرمان در حوزهها باید عوض شود! یعنی به جای این که منطق صدور حکم به جای این که برای فرد باشد باید برای جامعه باشد و دوم این که منطق تولید علم دینی به معنای تجربه انسانی انجام شود و منطق اجرا. اگر این گونه عمل کنیم راهبرد فرهنگی ما فرهنگ به معنی الاعم میشود و نه معنی الاخص، نه فرهنگ در مقابل سیاست و اقتصاد بلکه میشود فرهنگ سیاست فرهنگ اقتصاد و فرهنگ فرهنگ. فکر میکنم که نگاه ما به شدت فردی است اشاره کردند که حتی در مسایل تربیتی به شدت فردی بحث میکنیم یک استیلایی تفکر فردانگارانه و اومانیستی بر تفکر ما دارد. به نظر من برای تغییر ساختارها باید تولید علم صورت گیرد و تغییر ساختارها نتیجه میدهد فرهنگ متناسب با فرهنگ خصم ودشمن را. نتیجه این میشود که، آدمها هم تربیت میشوند که البته این به معنای آن نیست که از تربیت فرد و افراد غفلت کنیم.
وی تاکید کرد: جامعه منتظر جامعه ای است که تمام مناسباتش بر مبنای اسلام باشد جامعه منتظر جامعه ایثارگر و دارای غنای قلبی است من نمیتوانم در چنین جامعه ای نظام سرمایه داری که نهادینه گر نظام طبقاتی است را وارد کنم. این یعنی شخصیت دوگانه درست کردن برای آدم ها.
ادامه دارد ... .
پی نوشت ها:
1. صدوق، اکمال الدین و تمام النمعة، ج 2، ص 409.
2. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 23، ص 77.
3. صحیفه علویّه، ص 312 و 534.
4. احزاب (33)، 6.
5. واقعه (56)، 10 ـ 11.
6. مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 38.
7. رجال الکشی، ص 75 و بحارالانوار، ج 72، ص 433. شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 184 (أتونی بدواة و کتف الکتب لکم کتاباً تفلوا بعده ابدا).
8. مجلسی، بحارالانوار، ج 30، ص 432.
دکتر غلامرضا گودرزی، استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ابتدای این نشست گفت: عرض خیر مقدم داریم خدمت دوستان و بزرگوارانی که به این نشست تشریف آوردند به خصوص عزیزانی که از قم تشریف آوردند و خدمتشان هستیم، ان شاالله امیدواریم که در این جلسه بتوانیم بحث مفیدی را با مشارکت دوستان داشته باشیم و استفاده کنیم، اجازه میخواهم اول بحث یک توضیح مقدماتی ذکر شود تا در ادامه از نظرات عزیزان استفاده شود.
وی افزود: در خدمت اساتید دانشگاه هستیم که در حوزه مهدویت هم تدریس و هم مطالعه دارند از این عزیزان دعوت به عمل آوردیم که در خصوص راهبردهای فرهنگی موضوع مهدویت بشنویم. جناب دکتر ادیب، رییس پژوهشکده مطالعات فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات تشریف دارند. همچنین جناب دکتر اصفهانیان که از اساتید دانشگاه هستند. جناب آقای بابایی که درسهای مهدویت ما را تدریس میکنند. خدمت دوستان باید عرض کنم که بیشتر در جریان درسهای دانشگاه امام صادق(ع) باشند که نزدیک به چهار پنج سال است که حداقل دو واحد دانشجویان ما درس مهدویت را میخوانند. این که گفتم حداقل دو واحد به این خاطر است که برخی از درسهای ما به صورت اختیاری انتخاب میکنند که در آنجا هم بسته موضوع مهدویت از جمله فرجام شناسی و آینده نگری و بحث راهبرد سازی تدریس میشود. جناب آقای بابایی هم در این حوزه فعالیت دارند. جناب آقای ذوالفقار زاده، از اساتید دانشگاه امام صادق(ع)هستند که در این حوزه تدریس میکنند. بعضا دانشجویانی هستند که در حوزه مهدویت در مقطع کارشناسی ارشد و یا دکترا پایان نامه مینویسند؛ البته در مرحله دکترا در حال تالیف هستیم ولی هنوز چیزی ارایه نشده است ولی در مقطع کارشناسی ارشد یکی دو تا پایان نامه داریم.
حجت الاسلام والمسلمین سیدمسعود پورسیدآقایی، دبیر همایش بین المللی دکترین مهدویت نیز در ادامه گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدي و علی آبائه. خیلی خوشحالم از این که در جمع فرهیختگان جامعه خودمان هستم گرچه این توفیق برای ما حاصل نشده است که بتوانیم همه آنها را جمع کنیم اما از این که توانستیم در خدمت جمعی از این اندیشمندان و فرهیختگان باشیم خدا را شکر میکنیم. برای این که بیشتر بتوانیم از نظرات شما استفاده کنیم من یک اشاره ای به بحث این نشست خواهم کرد و بعد از نظرات همه عزیزان استفاده میکنیم ان شاالله که برکت این جمعها و دعاهای حضرت ولی عصر(عج) بتوانیم گامی را برای ترویج فرهنگ مهدویت برداشته باشیم.
وی اظهار داشت: همه شما مستحضر هستید که مقوله مهدویت یک مقوله و آموزه بسیار مهم و حیاتی است به طوری که اگر ما نداشتیم به جز همین روایت متواتر بین شیعه و سنی را که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»(1) را که متواتر بین شیعه و سنی است این یک خبر واحد نیست که کسی اشکال کند که پیدا کنید سند او را و یا این که فقط شیعه آن را نقل کرده باشد اگر امروزه بخواهیم یک ترجمه فصیح از آن داشته باشیم شاید این گونه اگر بگوییم خالی از لطف نیست و اغراق نکرده باشیم که ترجمه اش این است که مهدویت رمز هویت ماست همه چیز ماست به طوری که از حضرت باقر(ع) یا حضرت صادق(ع) سوال میکنند که فمات ميتة جاهلية یعنی چه؟ حضرت(ع) فرمودند: ميتة یعنی، کفر و نفاق و ظلال.(2) پس این رمز هویت ماست چیزی که ما را از دیگران متمایز میکند البته متاسفانه آنچنان هم که باید به این مساله پرداخته نشده است ما چند هزار حدیث در این باره داریم به جای این که اینها تبیین شود به خواب و رویا اکتفا شده است یا برخی روایاتی را که در این زمینه شاید خیلی کاربردی نباشد. بیشتر روایات ما شاید روی شرایط ظهور باشد غافل از این که در جامعه خود ما بیشتر به علایم ظهور پرداخته میشود حالا چرا علایم ظهور در روایات ما بعدا برجسته شده یک تحلیل دیگر دارد که چه شرایطی بود که ائمه(س) به خاطر این که شیعیان در دام زیدیه و دیگران نیافتند تاکیدی روی علایم کردند که شیعه حفظ شود. به هر تقدیر آنچنان که شایسته مباحث مهدویت بوده به آن پرداخته نشده است.
وی خاطرنشان کرد: اکنون به برکت جمهوری اسلامی ایران که امام خمینی(ره) آن را به ثمر رساندند میبینیم که این مباحث مطرح شده ولی بازهم آن گونه که باید مطرح نشده است. واقع این است که جای این بحث در آکادمیهای علمی و کرسیهای نظریه پردازی است. حالا هم که به آن روی آوردند میبینیم مباحثی است که خیلی کاربردی نیست و تکراری است و آن چه که باید فحول از حوزه و دانشگاه به آن بپردازند میبینیم که به آن پرداخته نشده است. بنابراین موضوع امسال همایش بین المللی دکترین مهدویت «جامعه و دولت زمینه ساز رسالتها و راهبردها» قرار دادیم.
پورسیدآقایی با اشاره به برگزاری دو پیش نشست قبلی این همایش در قم و دانشگاه علم و صنعت گفت: این سومین پیش نشست همایش است که موضوع اش در حقیقت راهبردهای فرهنگی یک جامعه و یک دولت زمینه ساز است البته راهبردهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی میتواند باشد اما آنچه از امثال این دانشگاه توقع میرود و از حوزه هم توقع میرود و از جهتی مهم ترین راهبردها را هم دارد راهبرد فرهنگی است. برای این که من طرح بحث کنم و از نظرات شما استفاده کنم اشاره کوتاهی میکنم به جامعه زمینه ساز و راهبردها و رسالتهای فرهنگی آن. ما برای این که بتوانیم راهبردهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تدوین کنیم لازم اش این است که یک تحلیل و تصویر درستی از جامعه منتظر داشته باشیم. مگر جامعه منتظر چه نوع جامعه ای است که اگر این جامعه محقق شود ظهور هم محقق میشود چون میدانید که جامعه منتظر حد واسط بین جامعه و وضعیت موجود و جامعه آرمانی ماست جامعه آرمانی ما جامعه ای است که امام زمان(عج) ظهور میکنند و با حضور حضرت کارهایی شکل میگیرد که البته اگر برخی اش از مختصات و مخصوص امام نباشد برای ما هم الگو و حجت است و ما هم میتوانیم در حد و توان خودمان آن را انجام دهیم اما برای این که یک نگاه کاربردی بهتری داشته باشیم و راهبردهایی تدوین کنیم نیاز داریم به یک سری اهداف نزدیکتر و میانیتر جامعه منتظر در واقع حد بین وضع موجود و وضع نهایی ماست. حال اگر بخواهیم روی جامعه منتظر متمرکز شویم که این جامعه چگونه جامعه ای است اگر بیاییم و مختصات این جامعه را نشان دهیم و شاخصه هایش را بگوییم وقتی این کار را کردیم میتوانیم بگوییم راهبردهای رسیدن به چنین جامعه ای این است راهبردهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و غیره هم مشخص میشود.
وی افزود: اول از جامعه منتظر تعریف میکنم بعد به سراغ بعضی از شاخصهای فرهنگی آن میروم و بعد فرایند تدوین راهبردهای فرهنگی برای رسیدن به چنین جامعه ای را بررسی میکنیم. ویژگی این بحث این است که کاملا کاربردی است و رسالت اساسی ما هم که همان دولت و جامعه زمینه ساز است محقق میشود حتی ما اگر بتوانیم شاخصهای جامعه منتظر و زمینه ساز را طراحی میکنیم میتوانیم به دولت بگوییم که ای دولتی که میگویی زمینه ساز هستی و رسالتی بیش از این نداری شما بایستی که چنین جامعه ای را محقق کنی. راهبردهای فرهنگی تو برای تحقق چنین جامعه ای باید این چنین باشد. تازه این کمک به دولت است و شاید هم برای یک دولت زمینه ساز شاید گام اول این باشد که ما شاخصه هایش را تعریف کنیم.
وی ادامه داد: حال جامعه منتظر و جامعه زمینه ساز چه جامعه ای است؟ جامعه منتظر جامعه ای است که میتواند امام معصوم را تحمل کند تحمل حاکمیت ولایت و سرپرستی امام معصوم را دارد آنچه باعث غیبت امام معصوم شد این بود که: جامعه تاب امام را نداشت تا حتی که میخواستند او را بکشند که حتی شیعه هم نمیتوانست امام را حفظ کند نه تنها زمینههای مردمی نبود بلکه نیروهای توانمندی هم نبودند که بتوانند امام را حفظ کنند حتی تا حد تقیه هم نمیتوانستند امام را حفظ کنند و به کمتر از کشتن امام راضی نبودند حتی اگر شرایط شرایط تقیه بود امام غیبت نمیکردند. غیبت ادامه تقیه است آنجایی است که امام را نمیتوانستند تحمل کنند. ما جامعه ای میخواهیم که بتواند امر امام را تحمل کند شما ببینید بعضا مردم ما جمهوری اسلامی و حاکمیت نایب او را نمیتوانند تحمل کنند تا چه رسد به امام معصوم. شما مستحضر هستید که در روایات ما هم وجود دارد که فردی از خراسان آمد خدمت امام صادق(ع) و عرضه داشت که یابن رسول الله چرا در خانه نشسته اید و قیام نمیکنید شما کلی یار دارید، امام فرمود: چند نفر یار دارم؟ گفت: 100 هزار نفر. حضرت فرمود: 100 هزار نفر؟! بعد گفت: 200 هزار نفر دوباره حضرت فرمود: 200 هزار نفر؟! که دیگر حضرت چیزی نفرمودند. باز هم در نقل مشابهی است که حضرت فرمود: شما میگویید من این همه یار دارم؟ و آن مرد هم گفت: بلی. بعد حضرت به کنیز خود فرمود: تنور خانه را روشن کنید، به حدی این تنور داغ شد که قسمت بالای تنور از شدت حرارت به سفیدی میزد. حضرت فرمود: ای خراسانی برو در تنور بنشین و آن مرد معذرت خواهی کرد که اگر جسارت کردم که قیام کنید مرا ببخشید و من در خراسان کسانی را دارم که منتظر من هستند. حضرت دیگر چیزی نفرمودند. بعد شخصی به نام هارون مکی که نعلین به دست آمد. حضرت به او فرمود: برو در تنور بنشین. به محض شنیدن این امر هارون مکی رفت و داخل تنور نشست بعد امام با آن خراسانی در مورد جایگاه و آن منطقه به نحوی صحبت میکردند که گویی تمام مردم آن منطقه را میشناسند. بعد از مدتی امام به مرد خراسانی فرمود: برو داخل تنور را ببین بعد آن مرد رفت و دید که آن شیعه درون تنور نشسته و به تعبیر ما آنجا برایش گلستان است. سپس حضرت فرمود: از امثال این هارون چند نفر در خراسان دارید؟ مرد گفت: به خدا قسم که یک نفر هم نداریم! حضرت فرمود: راست میگویی یک نفر را هم ندارید. در روایت مشابهی که فردی ادعا کرد که حضرت 300 هزار شیعه و یار دارد که حضرت سکوت کردند و بعد با آن مرد به صحرا رفت و وقتی به گله کوچکی از گوسفندان رسیدند، فرمود: اگر به تعداد این گوسفندان یار داشتم در خانه نمینشستم. بعد دیدند که تعداد گوسفندان حدود 17 راس است. این یعنی این که باید جامعه ای باشد که بتواند امر امام را تحمل کند. حالا ما راجع به این میتوانیم توضیحات بیشتری بدهیم یک جامعه منتظر باید بتواند خودش را حفظ کند و استمرار داشته باشد باید بتواند طرحی برای گسترش و آینده خودش را داشته باشد و زمینههای آنچه نیازهای طرح است را فراهم کند. انتظار یک نوع آمادگی است. آمادگی در طرح بسترسازی و زمینه ها؛ هنوز تعریف دقیقی در نوشته ندیدیم این جا دارد که ما تامل کنیم و با توجه به منابعی که داریم مشخص کنیم که جامعه منتظر؛ را چه میدانیم؟ اگر در همین حد قانع باشیم میتوانیم در مورد شاخصه هایش گفت وگو کنیم. پس یک جامعه ای است در این هدف، علاوه بر این بتواند خودش را حفظ کند برای آمادگی و استمرار و گسترش خودش طرح هم داشته باشد و زمینههای آن را هم فراهم کند.
پورسیدآقایی گفت: حال باید نگاه کنیم که این جامعه چه شاخصه هایی دارد ما فقط بحثمان شاخصههای فرهنگی است که در این نشست روی آن بحث میکنیم. ما در تعریف فرهنگ میدانیم که فرهنگ مجموعه ای است از عقاید اعتقادات آداب و سنن که اینها را در مجموعه فرهنگ جا میدهند. سه عنصر فکری، رفتاری و اعتقادی در فرهنگ وجود دارد. اگر ما بخواهیم به یک جامعه منتظر برسیم یکی از شاخصه هایش به لحاظ فکری این است که افراد باید در خود وجودشان اضطرار به حجت برایشان مفهوم باشد که درک کنند که ما به امام نیاز داریم. این از احتیاج به امام بالاتر است. این اضطرار به حجت است همان عنوانی که مرحوم کلینی در کافی و مرحوم صاحب بحارالانوار و مجلسی دارند «باب الاضطر الی الحجة». این اضطرار را درک کنند با ذره ذره سلولهای وجودشان حس کنند. «السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره علیک» یعنی سلام بر تنها راه. این که «لا ابتغي به بدلاً و لا اتخذ من دونه ولیاً»(3) این را لمس کند یعنی من غیر تو کسی را نمیخواهم یعنی تو جایگزین و بدلی نداری ما غیر از تو حاکم و سرپرستی نمیخواهیم. او باید این اضطرار به حجت را بفهمد. از شاخصهای فکری در بحث فرهنگ این است که این فرد بفهمد حق ولایت مهم ترین حق است، «النبيُّ اولی بالمومنین من انفسهم»(4) همچنان که ولی هم بر خود ما از ما ولایتش بیشتر است. معرفت به ولی و حق سرپرستی را بشناسد پس ما باید به دنبال شاخصهای فکری باشیم. بعد باید برویم به سراغ شاخصهای اعتقادی، جامعه منتظر جامعه ای است که باید محبت به ولی در آن وجود داشته باشد. قبلی معرفت به ولی بود. ولی ادامه این معرفت محبت است. باید در برابر امام مثل هارون مکی تسلیم بود. این محبت ما را به اطاعت میرساند این اطاعت هم ما را به تسلیم میرساند که در برابر فعل معصوم در من هیچ ذره خلجانی در دل من هم ایجاد نمیشود. به تعبیر یکی از دوستان که از نهج البلاغه نقل میکرد که امام علی(ع) فرمود: اگر شمشیر را بر گردنش نهادن هیچ چیزی نگوید زیرا من معصومم و علاقه ام به او بیشتر از علاقه او به من است. تسلیم بالاتر از اطاعت است یعنی در دلش هم هیچ ناراحتی نداشته باشد که چرا به دیگری بیشتر یا کمتر داده شد، هیچ خلجانی و ریبی در دلش ایجاد نمیشود تا به مرحله ای که نسبت به خواستههای ولی به سبقت میرسی خواهی رسید تویی که خودت را به آّب و آتش میزنی «و السابقون السابقون* اولئک المقربون»(5)، که تو تا سبقت هم وجود دارد سبقت به بهترین راهها و با بهترین انگیزه ها. اعتقاد با فکر فرق میکند اعتقاد پیوند بین اندیشه و احساس است وقتی که اندیشه با احساس پیوند میخورد میشود اعتقاد به لحاظ اعتقادی محبت اطاعت تسلیم بودن و سبقت نسبت به امر و خواستههای ولی در وجود من شکل میگیرد.
وی افزود: به لحاظ رفتاری ما باید عهده دار کارهای ولی شویم آنچه از ما خواسته اند آنچه به لحاظ ویژگیهای رفتاری یک مسلمان است به کنار این که باید متواضع باشد تذکر و یادآوری داشته باشند علاوه بر آن باید یک سری روابط خاصی بین آنها وجود داشته باشد زیرا اینها هستند که باید زمینه ساز ظهور باشند آن وقت مساله به نام «مدیریت ولایی» به وجود میآید و بعد در باب مدیریت نگاه جدیدی ایجاد میشود در روابط ولایی وظیفه ما کار افتاده و نشده است و از آن طرف هر کسی مسوول است «کلُّکم راع و کلُّکم مسئول عن رعیته»(6) یعنی مسوول در برابر کارهای انجام نشده و از آن طرف هم عهده داری کارهایی که باید انجام دهی. نکته دیگر در اینجا این است که هر کسی با کارش ارتقای وجود پیدا میکند و رفعت مییابد. ببینید جامعه منتظر که تعریفی از آن کردیم که باید دقت بیشتری روی آن کرد خوب ما باید اول شاخصههای فرهنگی اش را تحصیل کنیم که گفتیم شاخصههای فرهنگی در حوزه فکری اعتقادی و رفتاری را با توجه به روایاتی که داریم به دست بیاوریم که البته نمونه هایی هم ذکر کردیم که جای کار زیادی دارد حالا راههای کلی و راه هایی که ما به این اهداف میرساند را مشخص کنیم با چه راهبردی میتوانیم به این شاخصهای جامعه منتظر برسیم که این اگر این جامعه ایجاد شود زمینه برای آمدن امام آماده است که حالا یا علت تامه یا علت ناقصه است برای ظهور که علت دیگری هم میخواهد که اگر دست به دست هم بدهند ظهور محقق میشود.
وی ادامه داد: اینجانب یکی دو نمونه در این رابطه عرض کنم، اگر با این نگاه داخل سیره محصول شویم میتوانیم در این قسمت راهبردهایی را تدوین کنیم که کمک ما باشند به عنوان مثال میشود شرایط خاص حضرت سجاد(ع) را مطرح کرد شما میبینید که راهبرد حضرت سجاد(ع) در دعا تجلی پیدا میکند منتها این که چرا حضرت این راهبرد و استراتژی را انتخاب میکند در حالی که ائمه(ع) دیگر هم دعاهایی دارند ولی چرا این نمودش به عنوان یک راهکار اساسی در حرکت امام تجلی پیدا میکند. میبینیم که شرایطی هست که جامعه اسلامی از بیرون به شدت گزیده شده است. واقعه حرّه واقعه ننگینی است سه روز و سه شب بر سپاه مدینه ای که شهر رسول خدا(ص) است و خلیفه ای که مدعی است جانشین رسول خدا هستم مباح میشمارند به طوری که مورخان اینجا را به شرمساری مینویسند و برخی دیگر ادامه نمیدهند که میگویند قلم از نوشتن آن عاجز است. حتی بعضا مطرح میکنند که سالها بود دیگر دختری را به شرط بکارت نمیدادند این جور مورد تهاجم واقع شده و جامعه ای که این گونه هویتش را گرفته اند و له کرده اند. باز پیامبر با جامعه ای روبرو بود که خشن و بدوی بود ولی امام با جامعه ای روبرو بود که له کرده اند. او را وهویتش را از او گرفته اند خوب شما با چنین جامعه ای که معیارها را از او گرفته اند و چنین به او و نوامیس اش تجاوز کردند خانه را هم بعدا به منجنیق و آتش بستند در این فضا باید توجه مردم را به معارف جلب کرد در این فضا که مردم به قدری له شده اند که دیگر تاب و توان و تحمل حرف مستقیم شنیدن را ندارند باید مِن غیر مستقیم با آنها حرف بزنی؛ مِن غیر مستقیم هم این که باید آنها حرف را از زبان خودشان بشنوند، یعنی احساس کنند که خودشان با زبان خودشان با خدا حرف میزنند خوب اینجا حضرت باید چکار کند؟ میبینید که ایشان عمیق ترین معارف را با استفاده از این راهبرد دعا مطرح کردند و باعث حفظ شیعه شدند لذا زیباترین تعبیر را جعفر مرتضی در این مقالات تاریخی دارد که «السجاد باعث الاسلام من جدید» که یعنی اسلام مدیون حضرت سجاد(ع) است زیرا یک جاهلیت عجیبی در آن زمان شکل گرفته بود خوب ما این را در جای جای سیره حضرت رسول نیز داریم از جمله برای این که خط روشن ولایت را مشخص کند چون اسلام دو رکن و دو بال اساسی دارد یکی قرآن و یکی عترت این دو بال باید معرفی شود. امام علی(ع) را چگونه معرفی میکنند؟ چرا در برخی جنگها پرچم را میدهد به خلیفه اول و دوم که میروند و شکست میخوردند و در آخر سر شمشیر را به دست امیرالمومنین میدهد بعد با تعبیراتی مثل «کرار غیر فرار» چرا در جنگی اولی و دومی را میفرستد و آنها شکست میخورند و بعد امام را میفرستد میبینید که چگونه علی(ع) را معرفی میکند و چه نشانه هایی را معرفی میکند حتی برای بعد از خودش هم نشانه میگذارد. حتی در آخرین لحظات میفرماید: «ايتوني بصحيفة و دواة أکتب لکم»(7) یعنی چیزی برایتان بنویسم که گمراه نشوید چرا وقتی میخواند مدینه را از نفاق خالی کند آن هم تحت سپاه اسامه خارج شوند؛ میفرماید: «جهّزوا جیش اسامة لعن الله من تخلّف عن جیش اسامة»(8). چه کرد برای امیرالمومنین که دیگر هیچ عذری برای نپیوستن به امیرالمومنین نداشته باشند چگونه این حجت را تمام میکند و راه روشنی ایجاد میکند که تا امروز ادامه دارد با احادیث خود مثل ثقلین و عین اثنی عشر اش. چگونه فاطمه(س) را نشانه میگذارد چطور ابوذر و سلمان را نشانه میگذارد اگر با این راهبرد به زندگی حضرت رسول نگاه میکنیم میبینیم که چطور در جای جای زندگی رسول خدا طرح امیرالمومنین است و این که چند سال دعوت پنهان دارند و بعد دعوت علنی و بعد چطور نیروها را هجرت میدهد و تا حبشه میفرستد و چطور مدینه را کاملا در تصرف نمیگیرند در جای جای زندگی و سیره اهل بیت(س) هم این گونه راهبردها را میتوانیم ببینیم. خیلی صحبت شد؛ امیدواریم با این مقدمه بتوانیم از نقطه نظرات آقایان استفاده کنیم اگر تعریفی در این مورد دارند خیلی هم نمیخواهیم در این تعریفها داخل شویم اگر نکته ای در ذهنشان است بفرمایند تا با توجه به حوزه تخصصی دانشگاهی عزیزان که طراحی راهبرد است آیا ما این طرح راهبردی که عنوان کردیم در حوزه فرهنگی مناسب است یا خیر و یا این که آیا خودشان راهبردی را به نظرشان میرسد که به بحث بگذاریم و استفاده کنیم.
در ادامه دکتر گودرزی گفت: من قبل از بحث این نکته را بگویم که این سومین نشست است در نشست اول یک نشست سه نفره برگزار شد در نشست دوم چند تن از اساتید دانشگاه در بحث محدودتری شرکت کردند این نشست ترکیبی از دو نشست قبلی است. من خواهش میکنم از آقای دکتر که در نشست قبلی میهمان ایشان بودیم در دانشگاه علم و صنعت و بحث در همین جا خاتمه پیدا کرد، (یعنی راهبرد و زمینه سازی) بفرمایند تا از خدمتشان استفاده کنیم.
دکتر سیامک نوری، رییس دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت در این نشست گفت: من فکر میکنم که الان یک شرایط استثنایی در مملکت ما هست تمام صحبتها تداعی میکند که ما میخواهیم برسیم به اسلام ناب و چه کنیم که به آن برسیم چه راهکارهای عملی؟ در بحث مدیریت منابع انسانی در دانشگاه با دانشجویان بررسی کردیم عملکرد 100 شرکت برتر دنیا را با تمرکز بر حوزه منابع انسانی، پس از مطالعه این فعالیتها میبینیم آنها با آن دید سودمداری و انسان گرایانه خودشان به 90 درصد از اسلوبها و ارزشهای اسلامی میرسند یک شرکتی در آلمان جزو ارزشهایش این است که ما احترام به نیروی انسانی بگذاریم، رشوه نگیریم، هزینههای خانوار را پایین بیاوریم و کالایی را که تولید کردیم به همان قیمت بفروشیم؛ میبینیم تمام اسلوبهای آنان فرقی با ارزشهای اسلامی ندارد؛ میبینیم که آنها از راه زمینی دارند میرسند به معنویات و سودآوری و ماندگاری خود را در این میبینند که به نیروی انسانی خودشان ارزشهای معنوی را نشان بدهند. آن روشهای مادی که در دهه 50 و 60 که روشهای انگیزشی دیگر پاسخگو نیست و ما داریم یعنی یک حرکت زمین به بالا را داریم میبینیم الان یک شرایط استثنایی نسبت به 14 و 15 قرن گذشته را شاهد هستیم.
وی افزود: فکر نمیکنم حضرت حجت چیزی غیر از ائمه دیگر راه بخواهند ارایه کنند. همان راه ائمه دیگر را ادامه خواهند داد ما از آن راه دور افتادیم. چه راههای عملی را ملت و دولت و دانشگاهمان باید در پیش بگیرد که به آن راه نزدیک شویم در حوزههای فرهنگی و دانشگاهی. کسانی که در صدر هستند بیشترین نقش را میتوانند داشته باشند ما میتوانیم از روشهای ارشادی و نظارتی استفاده کنیم. میبینیم در حالی که حضرت سجاد(ع) در خفیه حرکت میکردند و از روشهای غیر مستقیم استفاده میکردند ما میتوانیم از روشهای علنیتر استفاده کنیم. از ابزارهایی که وجود دارد میتوانیم در سطح جهان این عقاید را مطرح کنیم. باید از روشهای عملی استفاده کنیم اگر دنیا واقعیت و زلالی را ببیند به سمت آن حرکت میکند زلالی را دولت است و حکومت و دانشگاه باید رویش کار کند. رسیدن به این مهم سهل ممتنع است و باید این فرهنگ جا بیافتد فرهنگی که دروغ نگوییم و درست کار کنیم فرهنگ این که رشوه نگیریم، حالا بعد از آن نماز و روزه میآیند اینها را تکمیل میکند و این اعتقادات باید به صورت عملی و با استفاده از روشهای عینی در جامعه نهادینه شود که در اینجا آموزش و پرورش کمک زیادی میتواند انجام دهد در بعد عملی کسانی که در صدر هستند میتوانند راهکار دهند این راهکارهای عملی میتواند ما را به سمت مدینه فاضله ببرد. شاید آن مدینه فاضله و مسیری که شما به دنبالش هستید عمل به فرامین اسلامی باشد به هر حال در حوزه منابع انسانی که حوزه تخصص من است با چینش منابع انسانی با رویکرد فرهنگ مهدویت دوم رویکرد توسعه منابع انسانی بر پایه رویکرد مهدویت که باید تمرکزش روی سازمانهای اجتماعی که کوچک ترین اش خانواده است تا جامعه کلان جهانی میتوان کار کرد.
احسان بابایی، فارغ التحصیل رشته حقوق دانشگاه امام صادق(ع) نیز اظهار داشت: من دو نکته به ذهنم میرسد که اگر دوستان به این مساله دقت کنند میتواند کمک زیادی به بحث کند اول اساسا به تعریف جامعه منتظر منظورم است این که چرا ما عادت داریم دایما اصطلاح سازی کنیم شاید برای بعضیها منطقی باشد، ولی من تردید دارم اگر از نظر مبنایی بخواهیم جامعه منتظر را تحلیل و تعریف کنیم، مگر چیزی جز جامعه دینی است مگر چیزی جز جامعه اسلامی است روایتی است از امام صادق(ع) که از ایشان میپرسند که در زمان غیبت چه کنیم که میفرماید همان چیزی که در دست دارید را عمل کنید یعنی کتاب عقل سنت و هرچه داریم عمل کنیم من انتظار را پایداری در حوزه اعتقادی میدانم، یعنی چون ما مسلمان هستیم به مقتضای اسلام باید عمل کنیم به نظر من هیچ نیازی نیست که اصطلاح سازی کنیم که هر اصطلاح جدیدی را باز باید تعریف کنیم که در نهایت هم میرسیم به همین جامعه اسلامی. گاهی اوقات این اصطلاحسازی، ما را از هدفمان دور میکند. شاید مخاطب خاص یا عام ما با جامعه دینی بتواند راحتتر ارتباط برقرار کند تا اصطلاح تازه ای به نام جامعه منتظر که باید آن را دوباره تعریف کنیم به نظر من بهتر است که همان تعریف جامعه دینی را شفافتر بیان کنیم.
وی افزود: نکته دوم در رابطه با راهبردهای فرهنگی به سمت جامعه منتظر میخواهم برگردم به سالهای قبل از انقلاب و تلاش هایی که شهید مطهری انجام داد. در قبل از انقلاب بحث و دعوایی بود که آیا فرد اصالت دارد یا جامعه که شهید مطهری با الهام از اسلام و تفسیر المیزان گفتند که هر دو اصالت دارند و از کنار این مساله نباید راحت گذشت ما وقتی بحث میکنیم یک جانبه این بحث را مطرح میکنیم و بایستههای فرد را مطرح میکنیم و فردی بحث میکنیم اما اگر جامعه را در نظر بگیریم آن وقت ساختارها و روابط هم هستند قوانین هم است اینجا با سیستم مواجه هستیم در این جا برای اصلاح نباید فقط به دنبال تربیت باشیم باید به ساختارسازی هم توجه کرد. فکر میکنم اگر یک مقداری از مباحث شهید که متاسفانه بعد از شهادتشان هم ادامه پیدا نکرد الهام بگیریم در ارایه نسخه خیلی به ما کمک میکند اگر ما یک فضای تازه ای را جدای از تربیت اخلاقی که چندین بار در بحث امروز هم عنوان شد در باب فضایل اخلاقی باید به ساختارسازیها هم فکر کنیم چون ساختار اولا چیزی جداگانه از فرد است و ثانیاً بر فرد اثر میگذارد یعنی اثر متقابل دارد شهید مطهری در کتاب ده گفتارشان آنجایی که از ساختار روحانیت میگویند هم به این بحث اشاره میکنند که ما وقتی میخواهیم اصلاح کنیم باید از فرد شروع کنیم و یا این که باید به ساختار هم توجه کنیم که در نهایت ایشان میگوید که باید به هر دوی اینها توجه کنیم در نهایت شاید بعضیها قبول نداشته باشند که حضرت استاد مصباح در کتابی که بعد از شهید مطهری با نام جامعه و تاریخ نوشتند وجود جامعه را نفی کردند شاید هم آخر به این دیدگاه برسیم که دیدگاه ایشان درست است، اما آن یک بحث دیگر است در طراحی فراخوان مقالات میتوانیم این بحثها را قبلش برگزار کنیم که آیا چیزی به نام جامعه و قانون هم وجود دارد آن وقت شاید در موضوعاتی که میخواهیم در موردش بحث و تحقیق کنیم یک تجدید نظری انجام دهیم.
سپس محمدمهدی ذوالفقار زاده، از دانشگاه امام صادق(ع) گفت: یک نکته ای که به ذهنم میرسد این است که اگر میخواهیم به سمتی برسیم شاخصهای جامعه دینی و منتظر را مشخص کنیم نیاز به چارچوب فکری و نظام داریم تا بگوییم این شاخص در آن مطرح است اگر چارچوب نداشته باشیم ممکن است هر کدام یک شاخص را مطرح کنیم و فرد جدیدی وارد شود و بگوید چرا این مطلب را اشاره نکردید و ما بگوییم خوب ما این را هم اضافه میکنیم و فردی دیگری هم بیاید و همین اتفاق بیافتد و ممکن است به یک ظرفی برسیم که نمیخواهم این تعبیر را بکنم که از هر نخود و لوبیایی در آن بریزیم و آشی درست شود. ما نیاز داریم به یک چارچوب فکری که بتوانیم شاخصه هایش را احصا کنیم.
وی افزود: در مورد فرهنگ فکر میکنم که ما در مباحث فرهنگی مان حالا که میخواهیم راهبرد فرهنگی تنظیم کنیم باید یک پالایش انجام دهیم، منظورم این است که به آرا و عملکرد متولیان فرهنگی و آمارها نگاه میکنیم میبینیم عمده مطالعات وتحقیقات و کارهای فرهنگی یک سمت و سو و جهتی دارد که با آن راهبردهای جامعه زمینه ساز همسو نیست. ما تعریفمان از فرهنگ این است که فرهنگ مجموعه ای از باورها اعتقادات و آداب و رسوم و چه وچه که ریشه اش در گذشته است یعنی اینها یک سری مانده هایی است که به ما رسیده این عمده نگاهی است که در اذهان متولیان فرهنگی وجود دارد ولی وقتی به فرهنگ نخبگان بشر نگاه میکنیم آنها نگاهشان ریشه در گذشته ندارد شاید ما داریم جهت را اشتباه میرویم منظور من از نخبگان بشر انبیا(ع) هستند این بزرگواران عمده شاخصهای رفتاری شان ریشه در آینده است و فرهنگشان ریشه در آینده است و نه در گذشته فکر میکنم باید یک پالایش اساسی در بحث فرهنگ به وجود بیاید که خواستگاه فرهنگ را در آینده قرار دهیم و نه در گذشته. اگر قرار بود راهبرد فرهنگی تدوین و تنظیم شود باید با آن نگاه باشد. حالا آن نظامی که در قسمت اول اشاره کردم به نوعی مطرح شد آن نگاه باید مبتنی بر آیات و روایات و سنت نخبگان بشر باشد. یعنی بیاییم به تفکر نخبگان و انبیا نگاه کنیم، نه به آن سبب که گذشته را مطالعه کنیم بلکه این بزرگواران رفتارشان ریشه در آینده داشته است شاید الان در این جلسه فرصت باز کردن این مساله نباشد که چگونه نگاهشان به ظهور و زمینه سازی بوده باید نگاه کرد که آنها در مقابل رفتارها و تفکرات قومشان چه رفتاری را اتخاذ کردند و از مدلهای رفتاری این بزرگواران راهبردهای فرهنگی را استخراج کنیم.
حجت الاسلام حمید رضا اسلامیه، پژوهشگر مهدوی هم در این نشست اظهار داشت: به نظرم میآید باید روی پیش فرض هایمان کار کنیم مثلا میگوییم چه زمانی جامعه دینی میشود، زمانی که افراد دینی شوند بیشتر مواردی که ذکر میکنیم ناظر بر فرد است این یک نگاه است. مطلب دوم این که درست است امثال شهید آيت الله مرتضی مطهری اصالتی هم به فرد و هم به جامعه میدهند اما در حواشی که بر روش ریالیسم دارند همان نگاه علامه را دارند که جامعه، یک کل اعتباری است به این معنا که جامعه عبارت است از افراد به علاوه هم و نه افراد ضرب در هم. یعنی تمایلات روحی و گرایشات فکری و احساسات جامعه و تصرفات خارجی شان یک نظام درست میکند این نظام در هم تنیده است و ضرب میشود، یعنی رابطه اش رابطه تقومی است بنابراین یک نگاه دیگری است بالاتر از فرمایش شهید مطهری به این مضمون که جامعه هم دارای هویت است. اصالت دارد به فرمایش شهید یعنی یک کل است اعتبار کردیم و آدم هایی را به علاوه کردیم. اما یک وقتی هست که میگوییم نه، این تمایلات روحی و تمایلات فکری و تصرفات خارجی افراد ضرب در هم میشود اگر این پیش فرض را قبول کنیم باید ساز و کاری برای تهذیب فرد و جامعه فراهم کنیم. دیگر اگر گفتند که در غرب رفتیم و مسلم دیدیم و مسلمان ندیدیم همان گونه که سید جمال میگوید چون ایشان با مبانی اومانیستی غرب آشنا نیست. آن احترام برای اصالت لذت است آن تعامل خوب برای اصالت سود بیشتر است پس اینها باید نقد شود که ما یک وقت با یک جامعه ابتدایی مواجه هستیم آن وقت میرویم و افراد را تربیت میکنیم اما یک وقتی با مدرنیته و جامعه غرب مواجه هستیم و میخواهیم در برابر آنها جامعه منتظر را بسازیم. ما هم باید پیچیده فکر کنیم یعنی باید یک فهم جامع از مفهوم یک دین را داشته باشیم یعنی اگر دو تا مکتب فکری را برای تربیت انسان به طور کلی مطالعه کنیم نباید با روابطش گزاره را، جداگانه بیاوریم و بگوییم که اینجا، عین اسلام است. نه؛ از حرف خوب مکتب فرویدیسم میتوانیم مشابه آن روایتی را بیاوریم آن حرف خوب رابطه اش با گذارههای دیگر؛ چه رابطه ای میسازد؟ عبد، انسان میسازد یا عبدالله.
وی افزود: پس باید دقت کنیم آقای بابایی گفتند در جامعه امروز تربیت افراد را هم باید از طریق جامعه انجام دهیم. یعنی فرهنگ اجتماعی را در افراد هم و یا یک خانواده که امروزه ما دیگر یک خانواده بریده و مجزا نداریم زیرا رسانهها و عوامل دیگر به طور مستقیم و غیر مستقیم روی این جامعه اثر میگذارد فقط یک جامعه پیچیده داریم یعنی رابطه این عناصری که دارد جامعه را میسازد یک رابطه تقومی و دوطرفه است قاعدتاً چیزی که باید این جامعه را بسازد علم است چیزی که علم را میسازد روشهای تولید علم است به نظر من مهم ترین راهبرد فرهنگی تولید علم است. روش و منطق استنباط باید گسترش پیدا کند میبینیم که روش استنباط و منطق اجتهاد در حوزههای ما منطقی است که برای فرد دارد توصیه میدهد حکم درست میکند برای فرد و کلی را میبیند و نه کل را. اگر میخواهد برای اقتصاد و بیمه مجوز صادر کند بیمه را فارغ از نظام سرمایه داری میبیند. اما اگر شما ببینید بیمه که بخشی از نظام سرمایه داری است حالا ما با اوفوا بالعقود درستش میکنیم اما اگر ما کل را و نظام سرمایه داری را ببینیم معلوم نیست که برایش مجوز صادر کنیم. اول باید ساختارها را عوض کنیم یعنی عمل قهقرایی حال اگر بخواهیم ساختارها را عوض کنیم باید علوم مرتبط با ساختار ها. معنا ندارد که من یک کارخانه شراب سازی دارم و یک آدم خوب بگذارم بالای سر این کارخانه. مناسبتهایی که در این کارخانه است این است که باید شراب تولید کند غیر از این که این آدم خوب بیاید مناسبات این کارخانه را عوض کند. بنابراین منطق فکرمان در حوزهها باید عوض شود! یعنی به جای این که منطق صدور حکم به جای این که برای فرد باشد باید برای جامعه باشد و دوم این که منطق تولید علم دینی به معنای تجربه انسانی انجام شود و منطق اجرا. اگر این گونه عمل کنیم راهبرد فرهنگی ما فرهنگ به معنی الاعم میشود و نه معنی الاخص، نه فرهنگ در مقابل سیاست و اقتصاد بلکه میشود فرهنگ سیاست فرهنگ اقتصاد و فرهنگ فرهنگ. فکر میکنم که نگاه ما به شدت فردی است اشاره کردند که حتی در مسایل تربیتی به شدت فردی بحث میکنیم یک استیلایی تفکر فردانگارانه و اومانیستی بر تفکر ما دارد. به نظر من برای تغییر ساختارها باید تولید علم صورت گیرد و تغییر ساختارها نتیجه میدهد فرهنگ متناسب با فرهنگ خصم ودشمن را. نتیجه این میشود که، آدمها هم تربیت میشوند که البته این به معنای آن نیست که از تربیت فرد و افراد غفلت کنیم.
وی تاکید کرد: جامعه منتظر جامعه ای است که تمام مناسباتش بر مبنای اسلام باشد جامعه منتظر جامعه ایثارگر و دارای غنای قلبی است من نمیتوانم در چنین جامعه ای نظام سرمایه داری که نهادینه گر نظام طبقاتی است را وارد کنم. این یعنی شخصیت دوگانه درست کردن برای آدم ها.
ادامه دارد ... .
پی نوشت ها:
1. صدوق، اکمال الدین و تمام النمعة، ج 2، ص 409.
2. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 23، ص 77.
3. صحیفه علویّه، ص 312 و 534.
4. احزاب (33)، 6.
5. واقعه (56)، 10 ـ 11.
6. مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 38.
7. رجال الکشی، ص 75 و بحارالانوار، ج 72، ص 433. شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 184 (أتونی بدواة و کتف الکتب لکم کتاباً تفلوا بعده ابدا).
8. مجلسی، بحارالانوار، ج 30، ص 432.


