همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  فرد و جامعه منتظر ظهور

ناهید رزاقی‌زاده، فاطمه عرب‌زاده

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
انتظار از مهم‌ترین مسائل در حوزه‌های فکری و عقیدتی شیعه و دیگر ادیان الهی است که به مسئله موعود اعتقاد دارند. در این میان، هر کس به فراخور درک، فهم و زاویه دیدی که دارد، سخن می‌گوید.

در مباحث اسلامی، انتظار از اولویت‌های مهم به شمار می‌رود و فلسفه‌اي رو به آینده دارد. آن‌چه قرار است روی دهد، یوم‌الله ظهور است، آن هم پس از یک فصل انتظار (فصل آیش و تفکر اسلامی امت مسلمان)؛ زیرا همان‌گونه که زمین برای باروری بیشتر نیازمند آیش است، بشر هم برای کمال یافتن باید انتظار بکشد.

هر کس با هر شخصیت فکری و منش خاصی، انتظار را به گونه‌اي مي‌بیند. گروهی، انتظار را ایستاده و بی‌حرکت مي‌نگرند و هر حرکتی را در این زمان محکوم مي‌کنند. اینان از شجاعت اسلامی و جسارت شیعی آن گونه که باید، بهره نبرده‌اند. از این رو، در انتظار قائم به قعود مي‌رسند و برای همیشه به خودشان استراحت مي‌دهند. غافل از این‌که قائم با هیچ نشسته‌اي، خویشاوندی ندارد و استراحتی نماز هم برای قیام است، نه برای قعود.

گروهی دیگر انتظار را پویا و محرک مي‌دانند و اساساً انتظار را فرصتی برای مبارزه با باطل به نیّت تمرین برای درافتادن نهایی با باطل در فردای ظهور مي‌شمارند. اینان هرگز به خود راحت‌باش نمي‌دهند و مي‌گویند منتظر قائم باید توان هم‌رکابی و پای همراهی داشته باشد و انتظار را بسان جهاد مي‌دانند. از آن‌جا كه فرد، جامعه را مي‌سازد و انتظار فرد در رسيدن جامعه به كمال مطلوب نقش مهمي دارد، به فرد و جامعه منتظر ظهور می‌پردازیم.

انسان‌ها با همه اختلافاتی که در عقیده و مذهب دارند، دریافته‌اند روز موعود و انسان موعودی خواهد بود که با ظهورش، هدف نهایی ادیان الهی تحقق خواهد یافت. در این میان، انتظار هم یک اصل فکری اجتماعی و هم یک اصل فطری انسانی است؛ به این معنا که اساساً انسان، موجودی منتظر است و انتظار به معنای واقعی، امید به طلوع و رهایی را در جان مي‌افزاید.
انتظار؛ یعنی رشد و تعالی و اصلاح فرد و جامعه، نفی سستی و پرورش روح امید به این‌که از ورای تاریخ، امام حق‌جویان، عدالت را فراگیر مي‌‌سازد.

مقدمه
روزگاری نه چندان دور را «عصر طلایی بشر» و «روزگار رهایی آدمی» نامیده‌اند. روزگاری که پیشینیان ما از آغاز خلقت به انتظارش نشسته‌اند و ما نیز چشم به راهش دوخته‌ایم. عصری که جهانی کامل در پرتو ظهور و هدایت امامی صالح شکل می‌گیرد و خستگی دوران‌های بلند زمان را از زمین می‌زداید.

امامی کامل که مصلحی است نیکوکار، سایة امنش به وسعت تمامی بی‌پناهان است و دست مهربانش بر سر تمامی غربت‌چشیدگان.

او خواهد آمد و جهانی خواهد ساخت که وعده تمامی تاریخ و نویدبخش هر رسالتی بوده است؛ چرا که از آغاز خلقت، خداوند حلاوت زمان آخرین را نوید داده بود. پاداش امتحان‌های سخت الهی که بر ظفریافتگانش بسیار شیرین می‌نماید، پاداشی بس بزرگ است که به دل می‌نشیند، رنج‌ها را می‌زداید و دل‌ها را التیام می‌بخشد. بسا که ارزش رنجی عظیم‌تر و آزمونی سخت‌تر را در خود نهفته داشته باشد.

انتظار، عملی است نه چندان آسان و نه آراسته به قامت ناآراستگان. عملی است با جلوه‌های گوناگون که هر جلوه آن، فراز وسیعی از بلندای تاریخ است و تاریخ دیانت، نکته‌های بسیاری از انتظار دارد.

مفهوم‌شناسی انتظار
الف) واژه‌شناسی انتظار
انتظار از نظر لغوی به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده تعبیر شده است.
انتظار یعنی مقاومت در مقابل ظلم، باطل، بردگی و ذلت؛ ایستادگی در برابر هر ناحقی و تلاش برای یافتن عدالت، آزادگی و آزادی.

حقیقت انتظار
انتظار، حالتی روانی به همراه درنگ و تأمّل است. از آن دو معنا که می‌توان برداشت کرد. در برداشت نخست، حالت چشم به راهی، انسان را به عزلت و انزوا می‌کشاند. بدین ترتیب، منتظر، دست روی دست می‌گذارد، و با تحمل وضعیت فعلی به امید آیندة مطلوب، فقط انتظار می‌کشد.

چنین فردی، از حرکت‌های اصلاحی جامعه کناره می‌گیرد و با بی‌اعتنایی به جریان‌های دینی و اجتماعی، هیچ گونه مسئولیت دینی برای قیام را نمی‌پذیرد؛ زیرا برقرار ساختن حکومت همه‌جانبه را وظیفه امام منتظَر(عج) می‌شمارد.

در برداشت دیگر، انتظار مایه حرکت، پویایی، عمل و آمادگی وسیع‌تر می‌شود. پیشوایان معصوم با ترسیم تصویری مناسب از انتظار، روی برداشت اول، خط بطلان کشیده‌اند. آنان برای این‌که هرگز آن معنا به ذهن مخاطب نرسد، به قسمت مهم و اساسی مفهوم انتظار اشاره کرده‌اند که انتظار، عمل است، آن هم بزرگ‌ترین اعمال.

در این‌جا شایسته است به بایسته‌های فرهنگ انتظار اشاره کنیم که بر دو دسته است:
1. بایسته‌های نظری که شامل شناخت نظری و همه‌جانبه مهدویت و انتظار و بررسی تاریخ زندگی حضرت مهدی است.

2. بایسته‌های عملی که شامل ایجاد رابطه عاطفی و معنوی با وجود مقدس امام زمان(عج) و پیروی از فرمان‌های اوست.

اولین و مهم‌ترین بایسته فرهنگ انتظار و وظیفة مهم مسلمانان به ویژه معتقدان به مکتب امامت، شناخت کامل پیشوای بزرگ الهی و ذخیرة خداوندی است. اهتمام در شناخت امام، لزوم پیروی از وی را در پی خواهد داشت و پیروی از امام، ما را در مسیر تربیت الهی او قرار خواهد داد.

با شناخت ویژگی‌های پیشوایان، انسان، خود را به صفات ممتاز آنان نزدیک می‌سازد و در چرخه آفرینش، راه کمال را می‌پیماید؛ زیرا آن بزرگواران، مظهر اسماء جلال و جمال خدایند. اندیشه در نام‌ها و نشان‌ها در نامه‌ها و فرمان‌ها، رموز و اسرار غیبت، هدایت معنوی و ولایت تشریعی و تکوینی حضرت مهدی(عج) در گسترة شناخت امام قابل توجه است.

پس میان کسی که در زمان پرافتخار اسلام زندگی می‌کند و به پیشوای الهی خویش آگاه نیست، با مرده زمان جاهلی، هیچ فرقی و امتیازی وجود ندارد.

انتظار، «رفع تکلیف نیست»، بلکه «فهم تکلیف» است. از بایسته‌های فرهنگ انتظار، دریافت کامل و تبیین دقیق مفهوم انتظار است. دست روی دست گذاردن، رها کردن همه چیز به حال خود و منتظر ماندن برای آمدن امامی که با ظهور خویش، جهان را از فساد و تباهی می‌رهاند، انتظاری ویران‌گر و در مفهوم کلی، «رفع تکلیف» است.

در انتظار سازنده «فهم تکلیف» نهفته است. در این حالت، منتظر از هر گونه ظلم و بی‌عدالتی گریزان است و درصدد برپایی زمینه‌های دادگری و اصلاح فردی و اجتماعی است. در این نوع برداشت، منتظر ضمن آن‌که مشتاق و در انتظار پیشوای عدالت‌گستر است، خود نیز قیام می‌کند، فریاد می‌زند و جانش را فدای آرمان الهی می‌‌کند. بنابراین، «یاران مهدی موعود(عج) را باید در میان سلاح بردستان، کفن‌پوشان، جان برکفان، مبارزان و سنگرنشینان وخدمت‌گزاران به انقلاب و تقویت‌کنندگان سپاه دین و حرمت‌گزاران به خانواده شهیدان یافت، نه در ساکنان و بی‌تفاوتان و نه در رفاه‌زدگان عافیت‌طلب.»

در این مفهوم، انتظار، فلسفه مقاومت است، نه عامل تسلیم. انتظار، درختی است که جز اصلاح، ثمری نمی‌دهد. بدیهی است کارکرد اصلی چنین انتظاری، «امیدواری نسبت به آینده» است که به انسان پویایی می‌بخشد و او را سرپا و آماده نگه می‌دارد.

دیده‌بانی، مسیریابی، و پاسداری از فرهنگ و معارف مهدوی یکی دیگر از بایسته‌های مهم فرهنگ انتظار برای منتظران امام عصر(عج) است. امروز مهم‌ترین و بیشترین هجوم تبلیغاتی و فرهنگی دشمنان عدالت‌ستیز در طول تاریخ علیه فرهنگ تشیع و اسلام ناب شکل گرفته است.

امام راحل با درک این واقعیت فرمود:ما الان در یک موقع حساسی هستیم که به نظر من، حساس‌ترین نقطه تاریخ است. این قطعه از زمان، حساس‌ترین قطعات زمان است بر کشور ما و بر اسلام.

ب) اصطلاح‌شناسی انتظار
انتظار؛ یعنی چشم به راه «بنیان‌گذار حکومت جهانی اسلامی» بودن که برای اولین بار، پرچم پرافتخار اسلام را در سراسر شرق و غرب جهان به اهتزاز درمی‌آورد:
یَفتِحَ اللهُ شرقَ الارض و غربَها... حَتی لا یَبقیَ اِلا دین محمد(ص)
و به دوران کفر جهانی و شرک بین‌المللی خاتمه می‌دهد و اختلاف بین مذاهب و ادیان را پایان می‌بخشد.

لیرفع عن الملل و الادیان الاختلاف.
و بساط طرف‌داران دروغین مذهب و مکتب الهی را در هم می‌پیچد.

یَرفَع اللهَ المَذاهِبَ مِنَ الارض فلا یَبقیَ الا الدین الخالص؛
و بانگ رسای توحید و نبوت را در سراسر جهان طنین‌انداز خواهد کرد.

لایَبقی قَریَة اِلا نُودِیَ فیها بشهادةٍ ان لا اِلهَ اِلا الله و انَّ محمداً رسول الله بُکرةً و عَشیا.
انتظار؛ یعنی چشم به راه آمدن «مصلح کل» و «مؤسس حکومت عدل الهی» و «انقلابی بزرگ تاریخ بشر» که با انقلاب بی‌نظیرش، بساط ستم و بیداد را در جهان برمی‌چید. و حکومت عدل را جای‌گزین آن می‌سازد، آن چنان که از بیداد مملو گشته است. در این صورت، تمام تشنگان عدالت، با جان و دل، به سوی او خواهند شتافت.

فیملأها قِسطا و عَدلاً کما ملاوها جَوراً فَمَن اَدرکَ ذلِک منکم فلیاتهم ولو حَبُّوا علی الثلج.
انتظار؛ یعنی فرا‌گیر شدن عدل و مساوات در تمام محورها آن چنان که پرندگان در آشیانه‌های خود خوش‌حال شوند و ماهیان در اندرون دریاها اظهار شادمانی کنند:فَعِند ذلک یَفرحُ الطُورِ فی اوکارها والحُبَّتان فِی بحارها.

انتظار؛ یعنی: چشم به راه دادخواهی بودن که از ستم‌دیدگان آن‌چنان رفع ستم خواهد کرد که اگر حق ستم‌دیده‌ای، زیر دندان ستم‌پیشه‌ای باشد، آن را باز ستاند و به صاحبش برگرداند.

اساساً «انتظار حقیقی»، معنایی جز این ندارد که شیعیان عاشق و دل‌باخته که آرزوی یاری حضرت حجت را در دل می‌پرورانند، از سر اخلاص، در طریق «اقامه دین» می‌کوشند و خود را مهیای حضور حجت الهی و شایسته جان‌فشانی در رکاب مبارکش می‌کنند، گرچه توفیق دیدار نصیبشان نشود.

ضرورت انتظار
اگر بخواهید نشانه‌ای پیدا کنید که با آن، میزان رشد یک فرد را بسنجید، می‌توانید ببینید انتظار چه چیزی را می‌کشد. آیا در انتظار آن است که به ثروت یا به مقامی‌ برسد؟ منتظر است شرایط گناهی برایش فراهم شود؟ آیا در انتظار است که زمینه‌ای برای خدمت‌گزاری به مردم برای او فراهم شود آیا در انتظار اعتلای کلمه حق است یا در انتظار گسترش باطل؟

پیروان امام عصر(عج) باید این فرصت را غنیمت بشمارند و انتظار را به خوبی در وجود خود پرورش بدهند. در این صورت، آقایی، بزرگی، کرامت، رشد و کمال آنها بیشتر محقق می‌شود. بنابراین، نوع انتظار آدمی نشانه کمال اوست.

برای آشکار شدن ابعاد موضوع، شایسته است درباره با امام معصوم(ع) اندکی توضیح داده شود.

می‌دانیم که بین اسلام، انسان و امام، رابطه‌ای زیبا و پر رمز و راز وجود دارد. یعنی اگر مثلثی رسم کنید و در یک رأس آن اسلام، در رأس دیگر امام و در رأس سوم انسان را قرار دهید، سپس در وسط آن نیز کمال انسانی را بنویسید، مثلث زیبایی می‌شود. دلیل این مدعا این است که وقتی خداوند، انسان را آفرید، او رارها نکرد، بلکه فرمود:
وَ مَا خَلقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلاَّ لِیَعبُدوُنَ.
ما انسان و جن را نیافریدیم مگر این که بندگی کنند، معرفت به دست آورند و به کمال برسند. به طور کلی، به حال خود رها شدن آدمی با حکمت الهی سازگار نیست.

خداوند متعال، شریعت را برای رشد و کمال و انسان شدن، به آدمی ارزانی داشت که البته کامل‌ترین این شریعت‌ها، دین اسلام است. بنابراین، انسان محتاج برنامه است. انسان برای کمال به نقشه نیاز دارد و اسلام همان نقشه کمال اوست. این ارتباط به قدری عمیق و تنگاتنگ است که هیچ چیزی جای آن را نمی‌گیرد.

اکنون آیا می‌توانیم بگوییم قوانین ساخته شده به دست انسان برای کمال انسان کافی است؟ در پاسخ باید گفت این کار هرگز کفایت نمی‌کند؛ زیرا بین آن قوانین و ضرورت‌های کمال، انطباق کامل وجود ندارد. از طرفی ممکن است گفته شود همین که انسان عقل دارد، کافی است تا کمال پیدا بکند، اما این هم کفایت نمی‌کند.

عقل در جای خود بسیار ارزش‌مند است، ولی برد عقل، محدود است و انسان را تا جای مشخصی راهنمایی می‌کند که از آن‌جا به بعد انسان باید به وحی تکیه کند. پس بین اسلام از یک طرف و ذات آدمی از طرف دیگر، هم‌سویی وجود دارد. برای تبیین دقیق‌تر این رابطه می‌توان به آیاتی از قرآن استناد کرد. برای نمونه، خداوند در قرآن می‌فرماید:
«وَ بَشِّرِالصَّابِرینَ»؛
به آنهایی که صبر می‌کنند، بشارت بده.

صبر، بخشی از برنامه کمال است.
هر مقدار انسان صبور باشد، بشارت الهی بیشتر نصیب او می‌شود. بشارت الهی همان گشایشی است که در امور آدمی به وجود می‌آید. در سوره والعصر آمده است:
وَالعَصرِ، اِنَّ الاِنسَانَ لَفیِ خُسرٍ، اِلاَّ الََّذِینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُاالصََّالِحَاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ.
خُسر واژه بسیار پرمعنایی است و به معنای ضررهای معمولی نیست.

همه انسان‌ها همیشه با این خطر روبه‌رویند که اصل سرمایه خود؛ یعنی فطرت الهی‌شان را از دست بدهند. بنابر فرموده خداوند، تنها آنان که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، ضرر نمی‌کنند. اگر انسان با این برنامه حرکت کند، فطرت وی از قوه به فعل می‌آید و به خداوند نزدیک می‌شود. وقتی انسان مؤمن شد، یعنی خود را به خدا سپرد و در پناه امن خداوند متعال قرار داد، در آن صورت، تیر شیطان در او اثر نمی‌کند. این نمونه‌ها این مطلب را اثبات می‌کند که انسان به کمال نیاز دارد و اسلام، برنامه رسیدن به کمال است.

باید دانست اگر اسلام و قرآن، مفسّر نداشته باشند، انسان نمی‌تواند در مدار کمال و رشد قرار گیرد. آدمی در پی آن است تا به الگوی کاملی از انسان دست یابد.

امام، نمونه کامل کمال انسانی است. وقتی انسان با امام رابطه برقرار می‌کند و برای کسب فضایل الهی و انسانی، انگیزه بیشتری می‌‌یابد. وجود امام معصوم، رأس مثلث را کامل می‌کند. اگر امام نبود، انسان بی‌اسوه می‌ماند و نمی‌توانست به برنامه‌ها و دستورهای خداوند عمل کند. آدمی با بهره‌گیری از آموزه‌های امام می‌تواند به راحتی به برنامه زندگی عمل کند.

انسان دوست دارد «معشوق» قرار گیرد. او دوست دارد امام داشته باشد و امام نیز او را دوست بدارد. رابطه امام و امت در کنار بهره‌مندی از ابعاد سیاسی و فرهنگی، رابطه‌ای عاطفی است. امام، عاشق امت و امت نیز عاشق امام است.

یکی از معانی ولایت، دوستی است و از معانی دیگر آن، سرپرستی است. «امام » و «ولی»، کسی است که هم بر دل‌ها حکومت می‌کند و هم امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را مدیریت می‌کند. امام چنین رابطه‌ای با مردم دارد. بنابراین، انسان دوست دارد هم معشوق و هم عاشق امامش باشد؛ یعنی می‌خواهد عشق دوطرفه‌ای بین انسان و امامش وجود داشته باشد.

می‌دانید که عشق در زندگی چه‌قدر زیباست. عشق اگر رنگ و بوی قرآنی و الهی داشته باشد، زندگی انسان را تکان می‌دهد، ولی اگر آدم از قرآن و اسلام جدا شود، آن عشق ممکن است به مسیرهای دیگری برود و چه بسا انسان را به جایی ببرد که متناسب با شأن او نباشد.

این مثلث در زندگی، مثلث سعادت است که در یک رأس آن، اسلام؛ در یک رأس آن، امام به عنوان الگو و در رأس دیگر آن، انسان قرار دارد. در وسط این مثلث نیز کمال انسانی جای گرفته است؛ یعنی اگر اسلام و امام نبود، انسان رشد و کمال پیدا نمی‌کرد.

آیا با مشیت و حکمت خداوند سازگار است که بعد از امام یازدهم که عرصه برای امام دوازدهم تنگ شده است، انسان بی‌امام بماند؟ اگر امام نباشد، به این معنا نیست که دیگر از آدمی نباید کمال را انتظار داشت؟ یعنی اگر ما جامعه و تاریخ را بدون امام تصور کنیم، آن گاه باید انسان منهای کمال را نیز بپذیریم که البته این امر با حکمت پروردگار متعال و عقل انسان سازگار نیست. بنابراین، با همین استدلال به راحتی می‌توان ضرورت وجودی امام قائم را پذیرفت.

انواع انتظار
انتظار فرج و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگه‌دارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرک‌بخش است، به گونه‌ای است که می‌تواند نوعی عبادت و حق‌پرستی شمرده شود؛ در مقابل، انتظاری که گناه، ویران‌گر، اسارت‌بخش و فلج‌کننده است و نوعی «اُباحی‌گری» محسوب می‌شود. این دو نوع انتظار فرج، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است که خود، از دو نوع بینش درباره تحولات و انقلاب‌های تاریخی ناشی می‌شود.

الف) انتظار ویران‌گر
برداشت گروهی از مردم از مهدویت و قیام مهدی موعود(عج) این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد، و او از گسترش ظلم، تبعیض‌، اختناق‌، حق‌کشی و تباهی جلوگیری می‌کند. در این نگاه، قیام ایشان نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد؛ حق و حقیقت هیچ طرف‌داری نداشته باشد؛ باطل، یکّه‌تاز میدان شود؛ جز نیروی باطل، نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می‌دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت؛ زیرا حقیقت طرف‌داری ندارد) از آستین بیرون می‌آید.

بنابراین، هر اصلاحی محکوم است؛ زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در اجتماع، نقطه روشنی هست، دست غیب ظاهر نمی‌شود. برعکس، هر گونه گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق‌کشی و پلیدی به حکم این که مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب‌الوقوع می‌کند، رواست؛ زیرا «الغایات تبررالمبادی» و هدف‌ها، وسیله‌های نامشروع را مشروع می‌کند.

پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج فساد است. بدین ترتیب، گناه هم فال است و هم تماشا؛ هم کام‌جویی است و هم کمک به انقلاب مقدّس نهایی. اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می‌یابد:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد

به طور طبیعی، این گروه به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می‌نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدی موعود(عج) می‌شمارند. برعکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناه‌کاران و عاملان فساد می‌نگرند؛ زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می‌‌کنند.

ب) انتظار سازنده
از آیات قرآن کریم درمی‌یابیم که ظهور مهدی موعود(عج)، حلقه‌ای است از حلقه‌های مبارزه اهل حق و باطل با یک‌دیگر که به پیروزی نهایی اهل حق می‌انجامد. سهیم بودن یک فرد در این سعادت به این بستگی دارد که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی که در روایات بدان‌ها استناد شده است، نشان می‌دهد مهدی موعود(عج)، مظهر نویدی است که خداوند به مؤمنان و صالحان داده است.

خداوند در آیه 55 سوره مبارکه نور می‌فرماید:
وَعَدَ اللهُ الَذیِنَ آمَنوُا مِنکُم وَ عَمِلوُالصَّالِحَاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فیِ الاَرضِ کَمَااستَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُم دیِنَهُمُ الَّذِی ارتَضَی لَهُم وَ لَیُبَدِّلََنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمناً یَعبُدُونَنیِ لاَ یُشرِکوُنَ بیِ شَیئاً...؛

خداوند به مؤمنان و شایسته‌کاران وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد، دینی که برای آنها را پسندیده است، مستقر سازد؛ دوران خوف آنان را به دوران امنیت تبدیل کند (دشمنان آن را نابود سازد) تا بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و اطاعت غیر خدا را گردن ننهند و چیزی را در عبادت یا طاعت شریک حق نسازند.

ظهور مهدی موعود، منّتی است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان، وسیله‌ای است برای پیشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه‌ای است برای به ارث بردن خلافت الهی در روی زمین.

در آیه 5 سوره مبارکه قصص آمده است:
وَ نُریِدُ اَن نَمُنَّ عَلیَ الَّذیِنَ استُضعِفوُا فیِ الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثیِنَ.
ظهور مهدی موعود، وعده‌ای را که خداوند متعال از قدیم‌ترین زمان‌ها در کتاب‌های آسمانی به صالحان و متقیان داده است که زمین از آنِ آنان است و پایان، تنها به متقیان تعلق دارد تحقق می‌بخشد؛

حدیث معروف «یَملَأُ اللهُ بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً بَعدَما مُلِئَت ظُلماً وَ جوُراً» نیز شاهد مدعای ماست. در این حدیث، سخن از گروه ظالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و می‌رساند قیام مهدی برای حمایت از مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند.

بدیهی است اگر گفته شده بود: «یَملَأُ اللهُ بِهِ الاَرضَ ایِماناً وَ تَوحیِداً وَ صَلاحاً بَعدَ مَا مُلِئَت کُفراً وَ شِرکاً وَ فِساداً»، مستلزم این نبود که لزوماً گروهی مستحق حمایت وجود داشته باشد. در آن صورت، استنباط می‌شد که قیام مهدی موعود برای نجات حق از دست رفته و به صفر رسیده است، نه برای گروه اهل حق، هر چند به صورت یک اقلّیّت.

انتظار در حدیث
پیامبر اکرم(ص) فرمود:اُبَشِّرُکُم بِالمَهدِی یَبعَثُ فیِ اُمَتیِ عَلیَ اِختَلافِ مِنَ النََّاسِ وَزَلازِل، فَیَملَأُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً، کَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً، یَرضی عَنهُ ساکنُ السماءِ وَ ساکِنُ الاَرضَ، یَقسِمُ المَالَ صَحَاحاً؛

شما را به مهدی مژده می‌دهم. آن گاه که مردمان با هم اختلاف یابند و ناامنی‌ها و دل نگرانی‌ها آنان را در برگیرد، به پا می‌خیزد و داد را در دنیایی که از ستم آکنده گشته است، می‌گستراند و اموال (دارایی‌ها و امکانات اقتصادی) را به طور مساوی بین همه تقسیم می‌کند. (چنین است که) اهل آسمان و ساکنان زمین از او خشنود می‌شوند.

امیرمؤمنان علی(ع) از پیامبر اعظم(ص) چنین نقل کرده است:اَفضَلُ العِبادَةِ انتَظارُ الفَرَج؛
انتظار فرج حضرت قائم(عج)، برترین عبادت است.

امام زین‌العابدین(ع) نیز فرمود:انتَظارُ الفَرَجِ مِن اَعظَمِ الفَرَج؛
در انتظار فرج بودن از بزرگ‌ترین فرج است.

به طورکلی، انتظار فرج در هر امری، یکی از اعمال صالحه است و انتظار فرج کلی که فرج آل محمّد(ص) و شیعیان ایشان و فرج دین است، افضل انتظار فرج است.

حضرت رضا(ع) از پیامبر اعظم(ص) نقل کرده است:افضل اعمال امت من انتظار فرج است.

مثل این حدیث را امام زین‌العابدین(ع) از امیرالمؤمنین علی(ع) و ایشان از پیامبر اکرم(ص) نقل فرموده است:افضل عبادت مؤمن، انتظار فرج است.

نیز مردی از آن حضرت پرسید: چه عملی نزد خدا محبوب‌تر است؟ فرمود: انتظار فرج.
حضرت رضا(ع) فرمود: چه‌قدر نیکوست صبر و انتظار فرج. آیا نشنیده‌ای قول مرد صالح (یعنی شعیب) را که فرمود:وَ ارتَقَبوُا اِنِّی مَعَکُم رَقیبُ فَانتَظِروُا اِنِّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِریِن؛
مترقب باشید که من هم با شما مترقبم و منتظر باشید که من هم از منتظرین هستم.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرموده است:منتظر فرج باشید و از رَوح خدا (یعنی راحت‌رسانی) ناامید مشوید؛ زیرا محبوب‌ترین عمل‌ها نزد خداوند عزّوجلّ، انتظار فرج است.

نیز فرمود:در امر پیش از رسیدنش شتاب نکنید که پشیمان می‌شوید. بر طول مدت شما را دراز نکند که دل‌های شما قسی خواهد شد.

حضرت صادق(ع) فرمود:منتظر دوازدهمی مانند کسی است که شمشیر خود را کشیده و پیش روی پیامبر(ص) از او دفاع می‌کند.

حضرت باقر(ع) نیز فرمود:برای ما دولتی است که خداوند هر وقت بخواهد، او را خواهد آورد. هرکس دوست دارد از اصحاب قائم(عج) باشد، پس منتظر باشد و به ورع و محاسن اخلاق عمل کند در حالی که منتظر است. پس اگر بمیرد و قائم(عج) بعد از او قیام کند، مانند کسی که او را درک کرده باشد، پاداش خواهد داشت. پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارا باد شما را ای جماعت مرحومه.

انتظار از دیدگاه شیعه
گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم از که پرسم جانا نشان کُویَت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی‌نشان است

انتظار یکی از مهم‌ترین و پرارزش‌ترین وظایف و تکالیف شیعه در عصر غیبت موعود جهان است. انتظار در لغت به معنای «انتظار کشیدن و مراقب بودن» است و معمولاً به حالت کسی گفته می‌شود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش می‌کند. بنابراین، مسئله انتظار حکومت حق و عدالت مهدی(عج) و قیام مصلح جهانی در واقع، مرکب از دو عنصر است: عنصر نفی و عنصر اثبات. عنصر نفی همان بیگانگی با وضع موجود و عنصر اثبات، خواستن وضع بهتر است.

بعضی این توهم بی‌جا را پراکنده‌اند که شیعه عقیده دارد باید منتظر بماند و هیچ اقدامی ‌نکند بدین ترتیب، اعتقاد شیعه به امام زمان(عج) را که فکری سازنده و انقلابی است، اندیشه‌ای تخدیرکننده معرفی کرده‌اند که شیعیان به بهانه‌های واهی، خود را از زیر بار مسئولیت قیام بر ضد باطل بیرون کشند.

مخالفان شیعه یا نمی‌خواهند حق را درک کنند یا این که درست نمی‌فهمند؛ زیرا وقتی کلمه «انتظار» را در معنای واقعی‌اش، یکی از لوازم اعتقاد به امام بدانیم، با این گونه توهم‌ها بسیار منافات خواهد داشت و با حقیقت اعتقاد اسلامی‌که عقیده به امامت را جزو مهمی از اجزای خود می‌داند، در تضاد خواهد بود.

روا نیست هیچ مسلمانی به بهانه این‌که منتظر مهدی(عج) و اصلاح‌گر کل و راهنما و بشارت‌دهنده است، از آن‌چه بر او واجب است، دست بردارد؛ زیرا این امر نه تکلیفی را ساقط می‌کند و نه انجام وظیفه‌ای را به تأخیر می‌اندازد و نه انسان را مانند جانوران چرنده، بی‌مسئولیت می‌سازد.

هیچ کس نمی‌تواند منکر اصل اصیل انتظار شود؛ زیرا چنان‌چه این اصل از وجود انسان برداشته شود، موجودی پوچ، بی‌معنا و بی‌حرکت خواهد بود. «انسان منتظر»، انسانی است امیدوار، پویا، گویا، کوشا، دشمن‌شکن، جوّشکن، تعالی‌جو، در سوز و گداز، حساب‌گر و حساب‌رس، دقیق، خودآگاه، آگاه به زمان، با مردم و در میان مردم، با شرح صدری وسیع، مؤمن و معتقد به راه محبوبی که در طلب آن می‌سوزد و می‌گدازد.

«منتظِر»؛ یعنی زمینه‌ساز موعود «منتظَر» که منتظر آمدن مولایش است. پس هر قدر انتظارش شدیدتر باشد، تلاشش در کسب آمادگی برای ظهور به وسیله پرهیز از گناه، تهذیب نفس، پاکیزه کردن درون از صفات نکوهیده و به دست آوردن خوبی‌های پسندیده، افزایش می‌یابد تا به فیض دیدار مولای خویش برسد و با مشاهده جمال دلربای او در زمان غیبتش رستگار شود.

سخن آخر این‌که انتظار، آرمانی روشن و فردای تابناک را نوید می‌دهد. منتظر در امید و با امید زندگی می‌کند. در نتیجه، موانع را کنار می‌زند، با ستم‌کاران می‌ستیزد و به امید مشاهده دولت کریمه «امام منتظَر»، امیدوار می‌ماند و زبان حالش همواره چنین است:

ای دل! بشارت می‌دهم خوش روزگاری می‌رسد
یا درد و غم طی می‌شود یا شهریاری می‌رسد

ای منتظر! غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر

گردی به پا شد در افق، گویی سواری می‌رسد


اکنون انتظار را در اندیشه شماری از اندیش‌مندان شیعی معاصر بررسی می‌کنیم.

امام خمینی در این باره می‌فرماید:مهدی منتظر در لسان ادیان به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می‌دهد و بشریّت را به توحید می‌خواند. برای چنین کار بزرگی که در تمام دنیا، عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر، کسی جز به مهدی موعود(عج) نبوده است. کسی که عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) است.

آن هم نه عدالت در زمین برای رفاه مردم، بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیّت. اگر انسان هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، روحی، عقلی، برگرداندن این انحرافات ایجاد عدالت در انسان است. وقتی ایشان ظهور کنند، تمام بشر را از انحطاط بیرون می‌آورد و تمام کجی‌ها را راست می‌کند.

علامه طباطبایی ذیل آیه 55 سوره مبارکه نور «وَعدَاللهُ الَّذینَ آمَنوُا... لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرضِ...» می‌نویسد:این آیه، وعده... زیبایی است: خدای سبحان به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، وعده می‌دهد که به زودی جامعه‌ای برای‌شان برپا می‌دارد که به تمام معنا صالح باشد، و از ملکه کفر و نفاق و فسق پاک باشد؛ زمین را ارث برند و در عقاید افراد آن و اعمال‌شان جز دین حق، چیزی حاکم نباشد؛ در امنیّت زندگی کنند؛ ترس از دشمن داخلی و خارجی نداشته باشند؛ از کید نیرنگ‌بازان و ظلم ستم‌گران و زورگویی زورگویان آزاد باشند.

این جامعه طیب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده و دنیا تاکنون چنین جامعه‌ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی(عج) خواهد بود. چون اخبار متواتری که از رسول خدا(ص) و ائمه اهل‌بیت(ع) در خصوصیات آن جناب وارد شده، از انعقاد چنین جامعه‌ای خبر می‌دهد. حق این است که آیة شریفه جز با اجتماعی که به وسیله ظهور مهدی(عج) به زودی منعقد می‌شود، قابل انطباق با هیچ مجتمعی نیست.

آیت‌الله شهید محمّدباقر صدر در همین زمینه معتقد است:
مهدی(عج) یک الهام فطری انسانی است که در برابر بینش‌های متفکرین جهان، روزگار درخشانی را مجسم می‌سازد. این الهام طبیعی و این شعور باطنی که در افراد همه جوامع و ملل موجود است، از گسترده‌ترین و روشن‌ترین الهامات بشری است. اثر وجودی این ایمان و باور، تنها این نیست که در مقابل ناامنی‌ها و پریشانی‌ها و دردها، انسان را تسلّی بدهد و نگرانی‌های درونی را آرامش ببخشد، بلکه در برابر دل‌مردگی و ناامیدی که مظالم جنایت‌کاران و تراکم ستم بیدادپیشگان به وجود می‌آورد، ایمان به مهدی(عج)، عامل نیروبخشی است که امید به دنیای عدل و داد آینده، حسّ مقاومت و جنبش را در افراد به وجود می‌آورد و از خاموش شدن مشعل انتقام که در سینه مظلومان برافروخته شده و تندباد یأس و نومیدی با آن بازی می‌کند، جلوگیری می‌نماید.

این شعور باطنی آمیخته با اعتقاد دینی ثابت می‌کند که در روزگار آینده، عدالت این توانایی را خواهد داشت که با یک جهانی مالامال از ستم روبه‌رو شود و ارکان بیداد را منهدم سازد و دنیایی از نو بنا کند و هر اندازه ظلم و جنایت در اقطار جهان نیرومند گردد و بر سرنوشت‌ها مسلط شود، آخرالامر باید روزی منهدم گردد؛ زیرا ستم یک موجود غیرطبیعی و نابودی آن حتمی است... انتظار فرج مهدی(عج)، خود، بزرگ‌ترین عاملی است که این اندیشه سازنده را تقویت می‌کند و ملت منتظر، خود را متصل به رهبری می‌بیند که نابودکننده ستم است. لذا فکر نابودی ستم در مغز آن ملت زنده می‌شود و همواره در چهره تیره بیداد، نیستی و انهدام را می‌بیند.

امید، مطلوب‌اندیشی و انتظار
سرمایه اصلی حیات، امید است و تلاش، در مقابل ناامیدی، مرگ روانی و خسران زندگانی است. آن کس که آرامش و امید و اندیشه مطلوبی دارد، احساس می‌کند همه چیز دارد؛ زیرا خوش‌بختی واقعی و سعادت جاودان در احساس آرامش، آرامش‌گری، امید و مطلوب‌اندیشی خلاصه می‌شود. «مطلوب‌اندیشی»، اندیشیدن به مطلوب‌ترین وضعیت در خانواده‌هاست. «مطلوب‌اندیشی»، اندیشه و امید به مطلوب‌ترین شرایط حاکم بر جوامع و روابط انسان‌ها در گسترة گیتی است.

«مطلوب‌اندیشی»، اندیشه و امید به «وجود» و «ظهور» کامل‌ترین انسان، مطلوب‌ترین الگو، مصلح‌ترین پیشوا و عادل‌ترین رهبر برای رهبری انسان‌ها در جهان پرتلاطم امروز به سوی سعادت و کمال است. «مطلوب‌اندیشی»، امید و انتظار ظهور دوازدهمین ستاره سپهر ولایت، نور هدایت، ارمغان آورنده صلح و عدالت، بقیة‌الله الاعظم، حضرت حجت بن الحسن العسکری، امام زمان(عج) است. «مطلوب‌اندیشی»، برخورداری از اندیشه مطلوب در حریم ارزش‌ها و تلاش بی‌وقفه در تحقق بخشیدن به آرمان‌های مهدی موعود(عج) است.

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت نیمه شعبان در سال 1368 فرمود:
درست است که با پیشرفت وسایل جدید و تلویزیون و رادیو و تبلیغات و پول و امکانات صنعتی و... تسلط قدرت‌های استکباری بر ملت‌ها و بر شئون آنها روز به روز بیشتر شده است، اما سنّت الهی بر این قرار گرفته که ملت‌ها هم بیدار شوند و ما امروز می‌بینیم که ملت‌ها هم روز به روز بیدار می‌شوند و این به خاطر امیدی است که آنها به آینده پیدا کرده‌اند.

اگر آن گونه که برخی اعتقاد دارند، بشر رو به سقوط و نابودی داشت یا جهان در حال پس رفت بود و در امور مختلف، به وضع نامطلوب‌تر راه می‌پیمود، انسان نمی‌کوشید و با امید و قدرت و ایمان به آینده فعالیت نمی‌کرد. بنابراین، دست‌یابی به آینده بهتر و ایده‌آل یا «مدینه فاضله» که همه فرزندان بشر در ساختن آن مشارکت دارند، آرزوی همه انسان‌هاست.

عقیده شیعه به امام مهدی(عج) در حقیقت، انتظار برانگیزاننده و بشارت‌دهنده به این آینده است. اگر از بعد تربیتی به این اندیشه‌ها نگاه کنیم، باید بگوییم که مفهوم انتظار فرج، معنای حقیقی خود را نزد ما از دست داده و منحرف شده است. ما انسان‌ها به بهانه انتظار، از مسئولیت‌های خود شانه خالی می‌کنیم و کار و تلاش را در انتظار ظهور صاحب‌الزمان(عج) رها کرده‌ایم. متأسفانه این انحراف در همه ارزش‌ها اتفاق افتاده است.

حقیقت این است که اندیشه انتظار در حیات مذهب شیعه نقش مهمی ایفا کرده است؛ زیرا امید همانا زندگی است. امید، راه آینده و وسیله پیوند آدمی به آینده است. انسان ناامید، میان خود و آینده، دیواری کشیده است که عبور از آن ناممکن است. نومیدی، جمود است و جمود، توقف و مرگ. زندگی و استمرار آن؛ یعنی بقای انسان در لحظه بعد و حرکت انسان از لحظه‌ای به لحظه بعد. اگر جمود حاکم باشد، به این معناست که حرکتی وجود ندارد و اگر حرکتی نباشد، معنایش مرگ است.

در اهمیت دوران انتظار همین بس که دشمنان، آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان شمرده‌اند. آنان دو نکته را عامل پایداری شیعه معرفی می‌کنند؛ نگاه سرخ و نگاه سبز. نگاه سرخ شیعیان، یعنی عاشورا و نگاه سبزشان؛ یعنی انتظار. جمله مشهوری نیز در این زمینه دارند که می‌گوید: «اینها به اسم امام حسین قیام می‌کنند و به اسم امام زمان(عج)، قیام‌شان را حفظ می‌کنند.»

زندگی، عزت، پیروزی و موفقیت، هزینه دارد. خداوند جز از راه اسباب و وسایل، امور را سامان نمی‌دهد. کسی که در انتظار عزت و شرف است، نمی‌تواند انتظار یک پیروزی ناگهانی را بکشد و نباید عزّت و شرف را بدون تلاش و رنج توقع داشته باشد.

خداوند نیز انتظار را به معنی فرافکنی و شانه خالی کردن از ما نمی‌پذیرد:وَ لَیَنصُرَنَّ الله مَن یَنصُره اِنَّ اللهَ لَقَویٌ عَزیزٌ؛
خدا هرکس را که یاری‌اش کند، یاری می‌کند و خدا توانا و پیروز است.

واکنش انسان در مقابل زمینه‌های روان‌شناختی انتظار
از جمله عواملی که انسان را به سمت آینده می‌کشاند و او را به بسیج شدن برای آینده وادار می‌کند، ویژگی و تمایل انسان برای اعمال کنترل بر خویشتن و محیط خود است. خداوند این توانایی را در انسان ایجاد کرده است که از عقل انسان سرچشمه می‌گیرد و ارادة انسان را شکل می‌دهد.

انسان از نظر روان‌شناختی درصدد افزایش کنترل بر دنیای درونی و بیرونی خویش است که اراده‌ای قوی را در انسان ایجاد می‌کند. کوشش انسان در کسب قدرت، مقام، مال، علم و مدرک یا حتی دست زدن به اعمال مجرمانه همگی برای گسترش کنترل خویش بر خود و اطرافیان انجام می‌گیرد.

اگر افسردگی، اضطراب یا وسواس به سراغ کسی می‌آید، تا وقتی بر بخش مهمی‌ از شخصیتش تسلط و کنترل دارد، با بیماری خویش کنار می‌آید، ولی وقتی احساس کند کنترل خویش را از دست داده است، فرو می‌ریزد و خود را از دست‌رفته می‌پندارد.

انتظار از دیدگاه علوم تجربی، فلسفه و معرفت دینی
وقتی انسان می‌خواهد بداند که آینده او و جهان چگونه خواهد بود و می‌خواهد آینده را از آن خود کند، چه راه‌کارهایی را برای تحقق خواسته‌های خود در پیش می‌گیرد؟ رایج‌ترین روش عالمانه و عاقلانه این است که پاسخ خود را در«علوم تجربی»، «فلسفه» یا «دین» جست‌وجو کند. اگر با تأکید بر علوم تجربی بخواهیم دست به پیش‌بینی آینده بزنیم، هرچند راه ممکن را می‌پیماییم، ولی قابلیت تحقق آن را به سادگی در اختیار نخواهیم داشت.

علوم تجربی با ماهیت ویژه خود می‌توانند با متغیرهایی که به دقت آنها را تفکیک کرده و به کنترل خود درآورده‌اند، سر و کار داشته باشند. این علوم برای شناخت پدیده‌ها، آنها با دسته‌بندی به اجزای تشکیل‌دهنده و قابل مطالعه، تأثیر و تأثر آنها را بر یک‌دیگر بررسی می‌کنند. و به شناسایی روابط بین پدیده‌ها و در نتیجه، پیش‌بینی وقوع آنها در آینده می‌پردازند.

علم در گام‌های بعدی از ترکیب پدیده‌های جزئی به شناخت پدیده‌های کلّی‌تر و ترکیبی می‌رسد؛ یعنی با ترکیب شناختی که در مورد اجزا به دست آورده است، به شناختی در مورد پدیده‌های پیچیده دست می‌یابد، مانند پیش‌بینی زمان فرود هواپیما در مقصد.

با این حال، آیا این علم می‌تواند وقایعی از نوع وقایع انسانی و اجتماعی را نیز با این دقت پیش‌بینی کند؟ آیا علم می‌تواند برای آینده‌های دور یا نزدیک بشر را پیش‌بینی کند و شیوه‌های کنترل آینده را نیز در اختیار انسان قرار دهد؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت اگر متغیرهای انسانی و اجتماعی مانند متغیرهای فیزیکی و آب و هوایی دقیقاً قابل شناسایی و کنترل باشند و بتوانیم تحول این متغیرها را با قانون‌مندی‌های حاکم بر آنها مشخص کنیم، می‌توانیم چنین پیش‌بینی‌هایی نیز بکنیم.

البته در حال حاضر و در آینده‌ای نزدیک، دست‌رسی به چنین دانشی برای انسان تحقق‌پذیر نیست. هر چند انسان توانسته است بسیاری از پدیده‌های فیزیکی را زیر سیطرة خود درآورد، ولی نتوانسته است پدیده‌های انسانی را این‌گونه شناسایی و کنترل کند.

نمونه آن، برای مثال حوادثی است که در جهان اتفاق می‌افتد و مدعیان دست‌رسی به دانش جهان از پیش‌بینی و حتی تحلیل آن عاجزند. برای مثال، پیروزی انقلاب اسلامی‌ و نابودی حکومت شاهنشاهی، فروپاشی شوروی سابق یا یازدهم سپتامبر، اینها وقایعی نیستند که در چنبرة علم تجربی گرفتار آمده و پیش‌بینی‌پذیر باشند. پیش‌بینی چنین رویدادهایی ناممکن و محال است، ولی در حال حاضر و با سطح دانش امروزی بشر قابل تحقیق نیست.

با چنین شرایطی آیا از علم تجربی می‌توان انتظار داشت که آینده جهان را برای ما ترسیم کند و سرنوشت این جهانی انسان‌ها را برای ما روشن سازد؟ چنین انتظاری برای شناخت آینده، انتظاری نابجاست؛ چه رسد به این‌که انسان بتواند آن آینده مجهول را به کمک این علم به کنترل خویش درآورد.

با این حال، برخی حکومت‌ها به ویژه حکومت امریکا به دلیل احساس خطر مبهمی‌که از آینده دارد و زنگ خطری که در خاورمیانه برایش به صدا در آمده است (یعنی همان جایی که انتظار ظهور مهدی(عج) از آن‌جا می‌رود)، به امید کنترل احتمالی وقایع آینده، خود را برای سیطره بر این منطقه آماده می‌سازد.

فلسفه نیز با ماهیتی که دارد، می‌تواند انسان را به سمتی هدایت کند که در آن، نویدی برای آینده بشر باشد، هرچند ممکن است همین معرفت، برآمده از دیدگاه بدبینانه برخی فیلسوفان، تیرگی و شقاوت را برای آینده بشر پیش‌بینی کند. در هر حال، فلسفه تنها می‌تواند جهتی کلی به شکل سعادت یا شقاوت را برای جامعه بشری پیش‌بینی کند و از پیش‌بینی دقیق وقایعی که ممکن است به وقوع بپیوندد، عاجز است.

در این میان، معرفت دینی با اتکا بر وحی توانسته است به مقتضیات روان‌شناختی انسان برای توجه به آینده پاسخ دهد. انتظار ظهور فردی معین با تاریخچه‌ای مشخص و وعده‌هایی که برای پیش‌بینی ظهور او داده شده و یکی پس از دیگری تحقق می‌یابد و حتّی کیفیت ظهور و شمار یارانش نیز بیان شده است، حداقل از نظر روان‌شناختی، پاسخی است روشن به انتظار طبیعی و فطری که از درون هر انسانی برمی‌خیزد.

این امر یکی از معجزات دینی اسلام است که به تمام مقتضیات فطری انسان از جمله این نیاز بشری پاسخ گفته است. انسان اگر از قید امیال و شهوات خویش رها شود، به آینده‌ای خواهد اندیشید که آن را مکتب الهی محمد و آل محمد(عج) به او وعده داده است.

انتظار واقعی
اگر کسی واقعاً منتظر حقیقی باشد، برای پایان یافتن انتظار تلاش می‌کند؛ زیرا انتظار شرایطی دارد که آدمي باید آن شرایط را فراهم کند. این شرایط بیشتر آثار روحی دارد و ارتقای کمال و تعمیق معرفت نيز در آن نهفته است. به جز شرايط روحي، توانايي، مادی هم لازمة کار است.

در برخی روایت‌ها آمده است افراد به محضر ائمه(ع) می‌رسیدند و اظهار می‌داشتند ما در انتظار فرج هستیم. آن‌گاه پاسخ می‌شنیدند: شما چند چیز را آماده کنید كه یکی از آنها سلاح است. در عرف عامه مردم هم هست که مؤمن همواره وصیت و سلاح را زیر بالش خود می‌گذارد. این سخن نشان مي‌دهد که مؤمن واقعی همیشه وصیتش آماده است و همواره آماده جهاد و شهادت است؛ زیرا سلاحش را به کف دارد.

بنابراین، وقتی منتظر دنبال مصلح است، آن مصلح، مسلّح خواهد بود. پس ما هم باید از نظر روحی و جسمی، خود را آماده کنیم تا بتوانیم در رکاب مصلح کل با کافران بجنگیم. کسی که دنبال اصلاح است، باید خودش صالح باشد؛ زیرا اصلاح‌گری لازمه کار است. یعنی کسی که عزم اصلاح‌گری نداشته باشد، صالح منزوی است.

این نکته را نيز نباید فراموش کنیم که در آغاز ظهور، اصلاح‌گری چند سال طول خواهد کشید و این گونه نیست که همه چیز یک‌شبه اصلاح شود؛ زیرا جهاد، حصر اقتصادی و نظامی را نيز در پي دارد. پس افرادی که در رکاب حضرت هستند، باید آمادگی لازم را داشته باشند تا بتوانند همة این مشكلات را تحمل کنند. پس حاکمیت مهدویت به وجود خواهد آمد که فقر، فساد، بی‌عدالتی، ظلم، و نادانی خبري نخواهد بود.

منتظران حقیقی انتظار را خودسازی در مقابل هواها و خواهش‌های نفسانی می‌دانند و آن را بسیج همگانی برای نهضت جهانی انقلابی بزرگ تاریخ بشر مي‌پندارند. آنان، انتظار را آماده شدن جهت مبارزه با جباران و خون‌خواران، در زیر پرچم بزرگ علمدار عدالت می‌شمارند.

به همين دليل، آن فریاد جاودانه محمد(ص) بر سر مشرکان چپاول‌گر و شمشیر همواره افراشته علی(ع) بر فرق منافقان غارت‌گر و خون همیشه جوشان و حماسه‌آفرین حسین(ع) در بستر تاریخ، تفسیر می‌کنند. به طور كلي منتظران واقعی آن حضرت از اين سه ویژگی برجسته برخوردار هستند: اخلاص حقیقی، پيروي راستین و دعوت‌گري آشکار و پنهان به دین خدا.

کاری که قرار است به دست حضرت مهدي(عج) در کره زمین انجام پذیرد، چنان اهميت دارد که علاوه بر پیامبران بزرگ الهی و معصومین(ع) که در زمان خود مکرر دربارة ایشان سخن‌ها گفته‌اند، خدای تعالی در قرآن، خود را منتظر آمدن و ظهور آن حضرت معرفی می‌کند.

حضرت امام باقر(ع) در تفسیر آیه 41 سوره مبارکه حج: «اَلّذِینَ اِن مَکَّنَاهُم فِی الاَرضِ اَقَاموُ الصَلوةَ وَ اتَوَا الزَکوةَ» می‌فرماید:
حضرت مهدی(عج) و اصحاب‌شان کسانی هستند که خداوند آنها را بر شرق و غرب زمین تمکین خواهد داد و دین خداوند را «به وسیله ایشان» ظاهر خواهد کرد و همان‌طور که نادانان«در زمان غیبت» حقایق را از بین برد، ایشان و اصحابش همه بدعت‌ها و باطل‌ها را از بین خواهند برد تا اثری از ظلم نماند. اينان و امر به معروف و نهی از منکر خواهند کرد.

آثار انتظار در زندگی فردی و اجتماعی
آثار اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی را در دو بخش می‌توان بررسی کرد: اول، بخش آثار عملی که بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه کار باید بکنیم. این همان بحث انتظار است.

بخش دوم، آثاری است که به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است که از این نظر می‌تواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد. همان‌گونه که در قسمت‌های قبل گفته شد، انتظار واقعی، این آثار را در جان آدمی به ارمغان می‌آورد:
1. تحقق خوف و رجای معقول در تمام تلاش‌های اجتماعی
رجای معقول (خوش‌بینی به آینده بشر):
دربارة آینده بشر نظرهاي مختلفي مطرح است. برخی می‌گویند شر و فساد و بدبختی، لازمة جدايي‌ناپذير حیات بشری است و زندگی بی‌ارزش است و عاقلانه‌ترین کارها، پايان دادن به زندگی است. برخی هم معتقدند بشر بر اثر پیشرفت حیرت‌آور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسایل تخریبی، به مرحله‌ای رسیده که با گوری که با دست خود کند است، بیش از یک گام فاصله ندارد. اين در حالی است که در نگاه ما، ریشه فسادها و تباهی‌ها، نقص روحی و معنوی انسان است.

انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را می‌پيمايد و خشم و شهوت بر او و عقلش حاکم است. انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می‌رود. نه شر و فساد لازمه جدايي‌ناپذير طبیعت بشر است و نه جبر تمدن که فاجعه خودکشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد. جریان مبارزه حق و باطل ادامه می‌یابد و جلو می‌رود تا آن‌جا که در نهایت به تشکيل حکومت عدل حضرت مهدی(عج) خواهد انجاميد و زحمت اصلاح‌گران به سرانجام مي‌رسد.

انسان در حالت عادی وقتی فراوانی ظلم و فساد و غلبه ظاهری ظالمان را در جهان می‌بیند، با خود می‌اندیشد که آیا می‌تواند در مقابل این موج عظیم کاری از پیش ببرد بنابر نص آیه 105 سورة مبارکة انبیاء:
«وَ لَقَد کَتبنَا فِی الزَّبوُر مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحوُنَ».

خوف معقول (امید واهی نداشتن به تلاش‌های خود)
وعده منجی جهان به ما می‌گوید که به تلاش‌های خودتان امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید که سراسر جهان را به تنهایی اصلاح کنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است، اما شرط کافی نیست؛ یعنی جامعه بشری در سیر تکاملی‌اش از مهدی بی‌نیاز نخواهد بود.

2. توجه به کیفیت به جای توجه به کمیّت
در تلاش‌های اجتماعی آن‌چه مهم است، تقویت فرهنگی و معنوی جبهه حق است که این اقدام، کیفی است، نه کمی‌؛ یعنی آن‌چه مقدمة ظهور است، این نیست که از نظر شناس‌نامه‌ای، تعداد مسلمانان یا شیعیان افزایش یابد؛ بلکه آن‌چه اولویت بیشتری دارد، این است که انسان‌ها تشنه حقیقت و عدالت شوند.

پس تعداد یاران اولیه و اصلی حضرت شاید کم باشد، اما از نظر کیفیت در رديف برترین انسان‌هایند که هر یک می‌توانند انقلابی در جان‌ها ایجاد کند. به تعبیر یکی از بزرگان، یاران مهدی(عج)، اشخاصی از سنخ امام خمینی یا بالاتر از او خواهند بود. در واقع این که خوبان هم باید به نهایت کار خود برسند، تأکید مهمی است بر این‌که بیش از کمیت باید به کیفیت اندیشید.

3. خروج از پارادایم‌های رایج در تفکر غرب
دورة جدید، دورة سیطرة فرهنگی جهان غرب بر جهان است. منتظر واقعی، انسانی است که به این سلطه گردن نمي‌نهند. حتي مسلمانان امروزه بسیاری از سخنان، گرایش‌ها و رفتارهاي خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که در نگاه جهان مدرن مقبول افتند و با الگوهای مدرن سازگار باشند.

اين در حالی است که معتقد به ظهور مهدی، براساس معادلاتی رفتار می‌کند که در ظرف محدود معادلات دنیای رایج در جهان مدرن نمی‌گنجد؛ بدین سبب، تمام معادلات آنها را به راحتی به هم می‌ریزد که باز در این زمینه، سیره زندگی امام خمینی می‌تواند عبرت‌آموز باشد.

4. معرفت منتظر
فرد و اجتماع منتظر، حتماً به دنبال شناخت میهمان خود خواهند رفت که به انتظارش نشسته‌اند؛ زیرا معنی ندارد انسان به انتظار کسی یا چیزی بنشیند که آن را نمی‌شناسد. بسیاری از مردم چون امام زمان خود را نمی‌شناسند، منتظر هم نیستند. بنابراین، معرفت به امام عصر(عج)، مهم‌ترین اثر انتظار در فرد و اجتماع است.

باید گفت فرد و اجتماعی که آن حضرت را به شکلی که خدای تعالی در قرآن کریم معرفی کرده است، نشناسند منتظر فرج هم نیستند، هرچند ادعای آن را بکنند؛ زیرا خداوند متعال در آیة 30 سورة ملک، وجود امام زمان(عج) را چنین معرفی فرموده است:
[ای رسول ما]، بگو: «به من خبر دهيد، اگر آب [آشاميدنى] شما [به زمين] فرو رود، چه كسى آب روان برايتان خواهد آورد؟»

از رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) روایت شده است كه منظور در اين آيه، امام غایب است؛ یعنی ای مردم، اگر امام زمان‌تان غایب شد، چه کسی مثل او را برای‌تان خواهد آورد؟

5. آمادگی برای ورود میهمان
از مهم‌ترین آثار فرج آن است که شخص یا اجتماع منتظر برای پذیرایی از میهمان خود که شخصیتش را شناخته است، آماده می‌شود. پس خانه دل را از آلودگي گناه و صفات بد و غیرانسانی چون بخل، کینه، حسادت، نفاق، محبت دنیا و غیره پاک مي‌کند و آن را به فرش‌های محبت به خدا و امام زمان(عج) و رنگ زیبای صفا و صمیمیت و لوسترهای توجه به خدا و صفات الهی آراسته مي‌سازد.

6. تهیه لباس
هر میزبانی به تناسب شخصیت میهمان خود، لباس مناسب فراهم می‌کند. آیا ما تاکنون به فکر لباسی افتاده‌ایم که مناسب با امام عصر(عج) باشد؟ آیا با لباس آلوده به لجن ظلم، گناه، خودخواهی، تکبر، خودبرتربيني و مانند آن می‌توان سر سفره بزرگانی نشست که جهان را زير فرمان خود خواهند گرفت و ذره‌ای به کسی ظلم نمی‌کنند؟

کسانی که یک گناه هرچند کوچک را ترک نمی‌کنند و سست اراده هستند، مانند فرد بی‌لباس‌اند. برای تهیه لباس‌های مناسب باید به فروشگاه الهی و تجارت‌خانه پروردگار در آیة110 سوره توبه و آیات سوره صف و سوره شمس و دعای بیستم صحیفه سجادیه مراجعه کرد که دست کم در یک فراز از آن، 19 دست لباس به فروش گذاشته شده است. با تلاش در سیر الی‌الله و تزکیه نفس زير نظر دست‌پرورده‌های امام زمان(عج) مي‌توان لباس مناسب این میهمانی را تهیه کرد.

7. سبقت گرفتن در خوبی‌ها
از آثار انتظار فرج بر فرد و اجتماع آن است که انسان‌ها در انجام خوبی‌ها از يک‌دیگر سبقت می‌گیرند تا به پاداش خلیفة‌اللهی و مقام یاری امام زمان(عج) برسند. اين کار، «بهتر پيمودن راه تزکیه نفس» است.

خدای تبارک و تعالی در آیة 148 سوره بقره می‌فرماید:
در كارهاى نيك بر يك‌ديگر پيشى گيريد. هر كجا كه باشيد، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد.

طبق روایات اهل عصمت و طهارت(ع)، این آیه مربوط به یاران حضرت بقیة‌الله(عج) است که در مسیر تزکیه نفس از یکدیگر سبقت می‌گیرند و خدای تعالی در لحظه ظهور، آنان را با طیُّ الارض کردن و سوار شدن بر ابر در مدت کوتاهی در مکّه جمع خواهد کرد.

8. با فضیلت‌ترین افراد و جوامع
امام سجاد(ع) در روایتی می‌فرماید:
اهل زمان غیبت که معتقد به امامت امام زمان(عج) و واقعاً چشم به راه ظهورش باشند، از اهل هر زمان دیگر با فضیلت‌ترند؛ زیرا آن قدر یقین و رشد فکری دارند که غیبت امام برای آنان مثل دیدن اوست.

9. زنده بودن یاد و نام امام عصر(عج) در قلب منتظر
فرد و اجتماع منتظر، نام و یاد آن حضرت را در خود و اجتماع‌شان زنده نگه می‌دارند که طبق حدیث امام سجاد(ع)، آن‌چنان در این جهت رشد و یقین دارند که مثل آن است که امام زمان بین آنها حضور دارد و او را مي‌بينند. با چنین حالتی، توجه به امام عصر(عج) و ذکر و نام او اصلی‌ترین دغدغه فردی و اجتماعی آنان مي‌شود.

10. افزايش نور امام زمان(عج) در قلب منتظر
هر قدر انتظار فرد یا اجتماع برای فرج زیادتر باشد، نور امام هم در قلب آنان بیشتر نورافشانی خواهد کرد و دل‌شان به معارف بلند اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) بیشتر روشن خواهد شد. نشانه آن نيز اين است که فرد منتظر هر روز یا هر هفته احساس می‌کند به حقایق بیشتری دربارة امام عصر(عج) در قلب خود دست یافته و بیشتر به امامش نزدیک شده است.

امام باقر(عج) در روایتی می‌فرماید:امام، نورش در قلب مؤمن از خورشید درخشان نورانی‌تر است و به خدا قسم، ائمه(ع)، قلوب مؤمنان را نورانی می‌کنند.

11. منفعت عام
فرد یا اجتماع منتظر با عمل کردن به ايده اصيل انتظار، برای تسریع ظهور امام فعالیت می‌کند. ظهور آن حضرت براي همه انسان‌های کره زمین و حتی جان‌داران دیگر نيز سودمند است. بنابراین، منفعت شخص منتظر به همه مردم تا روز قیامت خواهد رسید؛ زیرا حکومت عدل جهانی آن حضرت تا قیامت ادامه خواهد یافت.

12. دعا برای تعجیل فرج
شخص و اجتماع منتظر چون می‌دانند فتح تمام کره زمین به دست خداست و تنها او باید اذن دهد، در تلاش و خودسازی دایم برای تعجیل فرج امام زمان(عج) با حال دل‌شکستگی دعا می‌کنند. دعای ندبه به همین جهت، دعايي را دعای ندبه (گریه با صدای بلند) نام داده‌اند؛ زیرا دعای شخص دل‌شکسته اثر خواهد داشت.

امام عصر(عج) می‌فرماید:وَ اَکثَروُا الدَّعَا بِتَعجیِل الفَرجِ فَاِّنَ ذَلکَ فَرجَکُم؛
برای آن‌که خداوند فرج را با عجله برساند، بسیار دعا کنید که فرج شما با آن خواهد بود.

در زمینه فواید دعا کردن برای تعجیل فرج امام عصر(عج)، حدود 110 فایده بزرگ در کتاب مکیال‌المکارم ذکر شده است.
13. تشرّف به محضر مقدس امام زمان(عج)
تشرّف به محضر امام زمان(عج) از شیرین‌ترین آثار انتظار فرج براي فرد است. فرد منتظر همیشه با حالت چشم به راهی خود سبب می‌شود قلب مهربان امام زمان(عج) را به خود جلب کند و خدای تعالی هم به آن حضرت گاهی اجازه فرماید تا جلوه ديدار خود را به بعضی منتظرانش نشان دهد.

در کتاب‌های تشرّف و ديگر کتاب‌هاي مربوط به حضرت، چنين ديدارهاي گاه به گاهي به طور مفصل ذکر شده است. به همين دليل در دعای عهد می‌خوانیم: خدایا، چشمانم را با سرمه دیدار امام زمان بیارای و فرجش را تعجیل بفرما.

14. تعجیل فرج
حضرت ولی عصر(عج) دستور فرموده است که برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید؛ چون فرج شما همین است. تا دعایی در تعجیل فرج اثر نداشته باشد، امام چنين سخني را نمی‌فرماید.

امام صادق(ع) در روایتی می‌فرماید:
وقتی عذاب بر بنی‌اسرائیل طولانی شد، آنان چهل روز به درگاه الهی گریه و ناله کردند تا خداوند به موسی و هارون وحی فرمود تا آنان را از دست فرعون نجات دهند که مدت 170 سال از غیبت حضرت موسی صرف نظر شد. شما شیعیان نیز اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را خواهد رساند وگرنه غیبت آن حضرت تا پر شدن پیمانه آن ادامه خواهد یافت.

15. دست‌‌یابی به امتیازات زمانی ظهور و تزکیه نفس
فرد منتظر روز به روز با امام عصر(عج) بیشتر آشنا و دوستدارش می‌شود تا آن‌که اگر به شرایط یک عاشق دل‌باخته عمل کند، آن حضرت نیز تربیت روحی او را در زمان غیبت کبرا به عهده مي‌گيرد و از او انسان کاملی چون سلمان یا بالاتر می‌سازد. نام این تربیت را می‌توان بهره‌گیری از امتیازات زندگی زمان ظهور گذاشت.

امام صادق(ع) می‌فرماید:
کسی که دوست دارد از اصحاب حضرت ولی عصر(عج) باشد، باید منتظر و چشم به راه باشد و در حال انتظار، به تزکیه نفس خود بپردازد که اگر هم ظهور را درک نکرد، مانند کسی است که آن حضرت را درک کرده باشد. پس براي تزکیه نفس جدیت کنید و منتظر آن حضرت باشید. گوارا باد بر شما ای گروهی که مورد رحمت خدا هستید.

16. ایمان به غیبت و رسيدن به کمال روحی
يکي ديگر از آثار انتظار آن است که منتظر به غیبت ایمان خواهد آورد. از اين رو، با نماز خواندن واقعی، انفاق اموال در راه خدا، از هدایت قلبی خداوند بهره‌مند مي‌شود و به بالاترین مراحل کمال انسانی و تزکیه نفس مي‌رسد و در شمار رستگاران (مفلحون) قرار مي‌گيرد. اين آثار در آیات 1 تا 6 سوره بقره به ضمیمة تفسیر آن از خاندان عصمت(ع) ذکر شده است.

17. برقراري ارتباط روحی با امام عصر(عج)
خداوند متعال در آیه آخر سوره آل‌عمران می‌فرماید:اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.

از امام باقر(ع) چنين روایت شده است:در زمان غیبت امام زمان(عج) با استقامت باشید و یکدیگر را هم به صبر فراخوانيد و با امامی که انتظارش را می‌کشید، ارتباط داشته باشید.

18. محبوب شدن نزد خدا
يکي از آثار انتظار آن است که خداوند متعال شخص منتظر را دوست دارد؛ زیرا خداوند در حدیث معراج به رسول اکرم(ص) می‌فرماید:
ای محمد(ص)، او (حضرت مهدی(عج)) را دوست بدار که من او و هر که او را دوست داشته باشد، دوست می‌دارم. پس لازمه دوستی آن حضرت، دوست داشتن انتظار اوست.


19. از بین رفتن قساوت قلبی
شخص منتظر در اثر انتظار دل سنگ نمی‌شود. خدای تعالی در آیه 16 سورة حدید می‌فرماید:
مانند کسانی نباشید که بر اثر طولانی شدن زمان غیبت، قلب‌شان سخت شد و قساوت آن را فرا گرفت.

20. تعهّد
تعهد فرد و اجتماع از آثار انتظار است. شخص منتظر حتماً متعهّد خواهد بود وگرنه با فرهنگ انتظار آشنايي ندارد؛ چون ریشه تمام تعهدات و عهد واقعی، حضرت بقیة‌الله(عج) است که در زیارت آل‌یاسین به ايشان چنين عرض می‌کنیم: «سلام بر شما ای میثاق الهی.» آن حضرت نیز فرموده است:
چون شیعیان به عهد خود با ما یک‌دل و هم‌آهنگ عمل نکردند، سعادت دیدارمان را نیافتند.

21. توبه نصوح
22. قرار گرفتن در بلندترین مقام‌ها
پیرمردی ناتوان که از منتظران فرج بود، خدمت امام صادق(ع) رسید و گریه کرد. آن حضرت به او فرمود:
اگر باقی ماندی و خدمت قیام‌کننده ما رسیدی، در بلندترین مقام‌ها خواهی بود و اگر از دنیا رفتی، روز قیامت با ثقل محمد(ص) خواهی بود و ثقل محمد(ص) ما هستیم.

23. زنده شدن در زمان ظهور
يکي از آثار انتظار فرج اين است که منتظر اگر از دنیا برود و ظهور را درک نکند به دنیا برمي‌گردد. البته اين بازگشت به اختیار او خواهد بود. این معنا در دعای عهد و روایات دیگر آمده است.

24. برادری با رسول خدا(ص)
پدران و مادران برای تربیت کودکان و نوجوانانی که به عنوان امانت در اختیار دارند، چه روش‌هايي را باید به کار بندند؟ به یقین، روحیه انتظار جنبه تربیتی دارد و از طریق مجموعه‌ای از فعالیت‌ها شکل می‌گیرد.

قبل از هر چیز، پدران و مادران باید به این نکته مهم توجه کنند که انتظار در مفهوم اسلامی آن در جغرافیای دین اسلام معنا پیدا می‌کند. بر این اساس، ضروری است تربیت دینی را محور اصلی زندگی خود قرار دهند. اگر افراد نسبت به مسائل اعتقادی باور پیدا کنند، به انتظار نیز اعتقاد پیدا خواهند کرد.

نوجونان بايد فلسفه امامت را به درستی بشناسند و با تمام وجود درک کنند که بدون راهنمايي انسان کامل نمی‌توان به کمال رسید. اگر فرزندان ما به خوبی متوجه این نکته شوند که «امام»، شریعت اسلام را به اجرا درمی‌آورد و به وسیله آن، شرایط مناسب را برای اعتلای انسان ایجاد می‌کند، قبول فلسفه انتظار برای او آسان خواهد بود. بنابراین، اولیا باید تربیت دینی را سرلوحه برنامه‌های خود قرار دهند و فرزند خويش را با روحیه ایمان، اعتقاد و انتظار تربیت کنند.

برای تربیت دینی در هر دوره‌ای، متناسب با آن دوره باید اقدام کرد. شیوة تربیت را ویژگی‌های مخاطب تعیین می‌کند. آن چه در دورة ابتدایی به والدین توصیه می‌شود، عادت دادن فرزندان به رفتار دینی است؛ چون اعمال آنان بر کودکان اثر مي‌گذارد.

اگر والدين براساس ملاک‌های دینی عمل کنند و فرزندان رفتارهای دینی را ببينند، به احتمال قوی، به دین روی می‌آورند. با این که عادت دادن در بعضی موارد، نامطلوب است، ولی در دورة ابتدایی، کار مطلوبی است. در تعلیم و تربیت، هر قدر نیروی عقلانی و تحلیل ذهنی ضعیف باشد، چشم‌ها قوی‌تر کار می‌کنند و مشاهده رفتار تأثیر بسیار بالايي در فرد بر جا می‌گذارد. همواره با بالا رفتن سن فرد باید با او عقلانی‌تر برخورد کرد.

رفتار با فرزندان در دوره نوجوانی و جوانی به روش‌های عقلانی‌تر نیاز دارد. با این‌که در هیچ دوره از زندگی، تأثیر عادت از بین نمی‌رود ولی با افزایش سن از تأثیر آن کاسته می‌شود و تأثیر برهان و استدلال افزايش يابد.

مطالعه کتاب‌های مربوط به امام عصر(عج) در افزایش آگاهی و تقویت نگرش مثبت به ظهور این بزرگوار تأثیر فراوان دارد. انسان‌ها معمولاً مي‌خواهند کتاب‌هایی را مطالعه کنند که در امور عادی زندگی به ايشان کمک کند. با اين حال، شایسته است که ذهن خود را از امورعادی فراتر بریم و متوجه امور اساسی و معنوی زندگی سازیم.

اگر مراقب نباشیم، زندگی عادی و روزمرگي، ما را در خود می‌بلعد و در شمار منتظران جاذبه‌های کاذب قرار می‌گيريم. بنابراین، بايد هم معارف خود را نسبت به مسایل اعتقادی عمیق‌تر کنیم و هم فرزندان خود را به کسب اطلاعات بیشتر فرا بخوانيم. کتاب‌های مناسب را باید بشناسيم و آنها را به فرزندان خود نیز معرفی کنيم. یک شیوه این است که گاهی فرازهایی از یک نوشته را برای فرزند خود بخوانيم و دربارة معانی آن با اعضاي خانواده سخن بگوييم.

شرکت در محافل دینی، به‌ويژه محافلی که به امام عصر(عج) مربوط می‌شود، راه دیگري براي پرورش انسان «منتظِر» است. دعای ندبه، وسیله بسیارخوبی برای تقویت ارتباط معنوی با امام دوازدهم است. خواندن این دعا با صوت زیبا و مداحی در لابه‌لای آن، اثر فوق‌العاده‌ای دارد. برپايي مراسم جشن و شادماني در سالروز میلاد امام عصر(عج) نيز فرصت خوبی است تا فرزندان خود را با فلسفه غیبت و ارزش وجودی منجی بشر آشنا کنیم.

بدين ترتيب، مي‌توانيم نگرش فرزند خود را نسبت به ظهور حضرت ولی عصر(عج)، به صورت مؤثرتر و مطلوب‌تر شکل دهیم. به طور کلی، می‌توان گفت محیط آدمی ‌و تجاربی که از طریق تعامل با محیط کسب می‌کند، در تربیت دینی تأثیر فراوان دارد.

معمولاً انسان‌ها در زندگی روزانه خود انتظار بسياري از امور را می‌کشند. می‌توان گفت زندگی سرشار از انتظارات و آرزوهای رنگارنگ است. نوع انتظار، روحیة خاصی در انسان به وجود می‌آورد. وقتي با فرزند خود، نوع رابطه آدمی را با انتظاراتش بررسی کنيم، این نقد و بررسی، افق‌های تازه‌ای را در زندگی برای او می‌گشاید.

به وسیله نقّادی انتظارات و تحلیل رابطة آنها با ارزش و مقام انسان، نوجوانان می‌توان را به سوی انتظارات عالی‌تر و انسانی‌تر هدایت کرد. به یقین، این قبیل انتظارات نهادینه شده، زمینه را برای انتظار فرج فراهم می‌سازد.

نقش اراده در انتظار از دیدگاه مطهری
«انقلاب مهدی(عج)، تحولی عظیم در تاریخ بشر است. در خصوص تحولات تاریخی، دو نوع بینش وجود دارد که براساس هر یک، انتظار، معنای خاصّی می‌یابد. یک دیدگاه این است که تحولات تاریخی، ضابطه‌مند نیست یا اگر ضابطه‌مند است، ارادة انسانی در آن نقشی ندارد و بر روند تاریخ، جبری حاکم است. کسی که معتقد باشد تحوّلات تاریخی ضابطه‌مند نیست، باید قايل شود به این که این تحولات قابل شناختن نیست.

پس قیام مهدی(عج) را هم نمی‌توان تحلیل کرد. آن‌گاه انتظار، یعنی منتظر یک حادثه عجیب و غریب ماندن و کاری نکردن تا بلکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند. اینجاست که باب تأویلات نادرست در خصوص احادیث ظهور باز می‌شود و حتی برخی خواهند گفت چون جهان باید پر از ستم شود تا مهدی بیاید، پس ما هم به رواج ظلم کمک کنیم.

کسی هم که قايل باشد تحولات ضابطه‌مندند، اما ارادة انسانی در آنها نقشی ندارد، چاره‌ای ندارد جز این‌که بگوید کاری نمی‌توان کرد و یگانه کار، حرکت در همین مسیر جبری است و باز هم در این منطق، اصلاحات مردود است. بر اساس هر دو روی‌کرد این دیدگاه، قیام مهدی صرفاً ماهیت انفجاری دارد و فقط و فقط از گسترش و اشاعة ستم‌ها و تبعیض‌ها ناشی می‌شود.

آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد و باطل یکه‌تاز میدان شود، این انفجار رخ می‌دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت؛ زیرا حقیقت طرفداری ندارد) از آستین بیرون می‌آید.»

«درست است که ارادة انسانی نقش مهمی در تحولات تاریخی دارد، اما با توجه به اصالت فطرت و جهت‌گیری واقعی درون انسان به سمت هدف واقعی، این انتظار معنای خاصی می‌یابد و آن اولاً قبول این است که حق از باطل قابل تشخیص است و ثانیاً وظیفة اصلی منتظر، تقویت دايم جبهه حق و تلاش برای مشخص‌ترکردن مرز حق و باطل برای به ثمر رسیدن آن نبرد عظیم جهانی خواهد بود.

بدین معنا، انتظار، هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی، نه تنها حالت سلبی نیست، بلکه فعل ایجابی است که بر تمام افعال ما سایه می‌افکند و بدین سبب، افضل اعمال شمره شده است. به لحاظ فردی، کسی می‌تواند واقعاً منتظر حکومت عدل باشد و آرزوی عدالت جهانی را در سر بپروراند که خودش با عدل خو گرفته باشد و مزاجش با عدل سازگار باشد.

کسی می‌تواند منتظر عدل جهانی باشد که عدل را دوست داشته باشد و کسی که عدل را دوست داشته باشد، در درجه اول، خودش اهل عدل خواهد بود و این است که گفته‌اند منتظران مصلح، خود، باید صالح باشند. به لحاظ اجتماعی نیز هر حرکت اصلاحی که در جهت پیروزی حق باشد، وظیفه منتظران است.

پس اصلاحات جزئی و تدریجی نه تنها محکوم نیست، بلکه به نوبة خود، آهنگ حرکت تاریخ را به سود اهل حق تند می‌نماید و بر عکس فسادها، تباهی‌ها و فسق و فجورها کمک به نیروی مقابل است و آهنگ حرکت تاریخ را به زبان اهل حق کند می‌کند. بنابراین، در این بینش، آن‌چه باید رخ دهد، از قبیل رسیدن یک میوه بر شاخة درخت است، نه از قبیل انفجار یک دیگ بخار. درخت هر چه بهتر از نظر آبیاری و... مراقبت گردد و هر چه بیشتر با آفاتش مبارزه شود، میوه بهتر و سالم‌تر و احیاناً زودتر تحویل می‌دهد.»

جایگاه عدل در انتظار
بعد عدل و دادگری و توجه به آن نیز در مسئله انتظار، بسیار روشن است. انتظار مهدی، انتظار ظهور عدل است. عدل جهانی، عدل آفاقی و انفسی است.

مهدی، مظهر اسماء الهی، از جمله این دو اسم مبارک «عدل» و «حکیم» است. مهدی، تجسم اعلای حق و تحقق والای عدل است. اوست که جهان آکنده از بیداد را از داد سرشار می‌سازد و عدل خدایی را در همه جا و همه سو گسترش می‌دهد. او مظهر دادگری فراگیر است. به طور کلی، تداعی موضوع عدل و عدالت و جهان‌گیر شدن آن هنگام سخن گفتن از انتظار جزو بدیهیات است. انتظار؛ یعنی چشم به راه امامی داشتن که چون بیاید، جهان را از عدل و داد سرشار مي‌سازد، پس از آن که از ظلم و جور آکنده شده باشد.

نتیجه
با مطالعه در احوال بشري ديديم كه اميد در امتداد آرزوهاي ممكن بشري پديد مي‌آيد و به خواسته‌هاي معقول آنها نيرو مي‌بخشد. اميد مايه كوشش، مبارزه، پيشروي و ادامه زندگي است.

سر از دریچة صبح امید کرد برون
کسی که دامن شب‌های انتظار گرفت

ما انتظار مي‌كشيم تا اميدمان ثمر بدهد و به نتيجه برسد. نهال اميدمان را با انتظار آبياري مي‌كنيم تا ميوه و نتيجة اين انتظار، تحقق خواسته و هدف مطلوب‌مان باشد. انتظار قدمي ديگر است از جانب ما به سوي خواسته‌هاي ممكن و هدف‌هاي مطلوب زندگي.

كوه‌نوردي را در نظر بگيريد كه ستيغ قله‌اي را براي صعود و فتح برگزيده و به سوي آن در حركت است. قله، هدف و آرزوي اوست كه به آن وابسته و اميدوار شده است. اين اميد، محرك اصلي اوست. انتظار رسيدن به قله سبب مي‌شود تا او قدمي ديگر بردارد و ميخي ديگر بكوبد و هر بار سر را به سوي قله بلند كند و به فاصله كمتر شده خود و قله بنگرد تا اميد او نتيجه دهد و انتظارش به پايان برسد و قله را فتح كند. انتظار سبب مي‌شود نيروهاي خاموش آدمي روشن شود، جهت بگيرد و با تلاش و همت، نتيجه‌اي عظيم به بار آورد.

هر چه آرزويي، مطلوب‌تر باشد و هر چه هدفي، دوست داشتني‌تر باشد. انتظارش، سخت‌تر و تلاش براي آن شيرين‌تر خواهد بود. انتظار، عاملي است كه صبر و تلاش را به دنبال مي‌آورد و رسيدن به مطلوب را ممكن مي‌سازد. هر چه هدف نزديك شود، صبر براي آن، مشكل‌تر و تلاش براي آن، بيشتر و جدي‌تر خواهد بود.

همه انسان‌ها در اين هدف‌ها مشتركند. ممكن است تعريف آنان از كار خوب متفاوت باشد يا زندگي را درگرو چيز ديگري ببينند، ولي به هرحال، دوست دارند خوب زندگي كنند و خوب زيستن را بياموزند. شجاعت، سخاوت، راست‌گويي، ايثار و فداكاري و تمام صفات نيك انساني، جلوه‌هاي دوست داشتني است كه همگان به آنها ارج مي‌نهند و هيچ كس به طور طبيعي دوست ندارد اين ارزش‌ها را زير پا بگذارد، مگر اين‌كه اين اصول را مقابل هدف خويش بيابد و عمل به آنها مانع رسيدن به آرزويش شود.

در اين هنگام است كه از اين ارزش‌ها چشم مي‌پوشد و تنها به هدف خويش مي‌نگرد. با اين حال، در عمق وجود، هميشه همراهي اين دوره را طلب مي‌كند و از اين‌كه صفات نيكوي انساني سد راه وي شوند، در رنج است و آنها را به فراموشي مي‌سپارد.

البته در آخر يا به آنها نمي‌انديشيد يا اعمال ناپسند خود را توجيه مي‌كند و خاطر خويش را آرامش مي‌بخشد. با توجه به نظریه‌هاي ارائه شده در مورد انتظار می‌توان نتیجه گرفت کرد که انتظار، امری سازنده؛ تمریني براي تعالی روح و اندیشه و اعتقاد ژرف به ظهور منجی، نگاهبانی برای ایمان انسان‌ها از سستی نا اميدي؛ دریچه‌ای امیدوارکننده براي اجرای فرمان‌هاي الهی در جهت تحقق بخشيدن اهداف قرآن و عترت و دارویی برای محرومان و مصلحان در انتظار آن یار دور از نظر است که از فطرت الهی برخوردارند.

به عقیده علما، انتظار واقعی، آدمي را امیدوار مي‌کند و از پوچی می‌رهاند. انتظار، بسیج عمومی مؤمنان برای اصلاح ساختار جامعه مورد رضایت حضرت ولی عصر(عج) است. انتظار همانا دیده دوختن به راه تحقق امری است که منتظر را به حالت انتظار واداشته است و هرچه این معنا در نظر مهم‌تر باشد، برای تحقق آن بیشتر تلاش می‌کند.

انسان امید دارد که به مصداق آیه کریمه «وَ لَقَدکَتَبنَا فِی الزَّبوُرِ مِن بَعدِ الذَّکرِ انَ الاَرضَ یَرثُها عِبادیَ الصَالِحون»، با ظهور منجی بشر و ذخیره الهی صالحان، به جایگاه حقیقی خویش دست يابد که همانا فرمان‌روایی و تکیه زدن بر مسند خلیفه الهی است نائل گردند.

منابع
1. قرآن کریم.
2. محمّدتقی اصفهانی، مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم(عج)، مترجم: مهدی حائری قزوینی، مسجد جمکران، قم 1382.
3. فریدون بلوری، انوار الهی، انتشارات حق بین، قم، پائیز 1383.
4. محمّدرضا حکیمی، خورشید مغرب، چاپ بیستم: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران1380.
5. سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، انتظار در اندیشه‌ها، چاپ اوّل: انتشارات دفاع، تابستان 1379.
6. محمود طالقانی، به کوشش سیّدمحمّد موسوی‌نژاد، در انتظار ظهور، انتشارات جهان‌آرا، قم 1359.
7. سید محمّدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، ج15، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، قم 1363.
8. حسین‌بن محمّدتقی طبرسی نوری، نجم‌الثاقب (مشتمل بر احوال امام زمان(عج)) مسجد مقدس جمکران، قم 1375.
9. عبدالهادی فضلی، در انتظار امام، ترجمه: حبیب روحانی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد 1372.
10. محمّدکاظم قزوینی، امام مهدی(عج) از ولادت تا ظهور، ترجمه و تحقیق: علی کرمی و سیدمحمّد حسینی، چاپ سوم: نشر الهادی، 1378.
11. کلینی رازی، اصول کافی، ترجمه و شرح: سیدجواد مصطفوی، دفتر نشر و فرهنگ اهل‌بیت، تهران 1344.
12. محمّدحسین گنجی‌فرد، وقت معلوم، چاپ دوم: ناشر بطحاء، قم، زمستان 1378.
13. علامه محمّدباقر مجلسی، بحارالأنوار (دوره 110جلدی)، ترجمه: علی دوانی، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1361.
14. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، صدرا، تهران 1371.
15. محمّدحسن معینیان، معماهای زندگانی چهارده معصوم، چاپ چهاردهم: انتشارات نبوغ، قم 1376.
16. مهدی صادقی، تاریخ زندگانی امام زمان(عج)، انتشارات فیض کاشانی، تهران 1380.
17. محمّدجواد خراسانی، مهدی منتظر(عج)، تحقیق و تعلیق: سیدجواد میرشفیعی خوانساری، چاپ یازدهم: بنیاد پژوهش‌های علمی فرهنگی نورالاصفیاء، تهران 1380.
18. عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، مترجم: حجت‌الاسلام موسوی دامغانی، چاپ اوّل: نشر سبحان، تهران، دی 1374.
19. دکتر علی‌اصغر احمدی، زمینه‌ها و پیامدهای روان‌شناختی و تربیتی انتظار، نشریه پیوند، شماره 277، 1381.
20. امام موسی صدر، امید، انتظار و راه آینده (حضرت مهدی(عج))»، نشریه اطلاعات، 11/7/1383.
21. دکتر محی‌الدین محمدیان، «با عدالت‌خواهی عقلانی لحظه ظهور نزدیک‌تر می‌شود»، نشریه رسالت، 12/6/1383.
22. محمّد، غنی و قاسم قزوینی، دیوان حافظ، انجمن خوشنویسان ایران، تهران 1363.
23. حسن ملکی، «انتظار مقدس، نهاد مقدس»، نشریه ماهانه آموزشی ـ تربیتی، مجله پیوند، شمارة 284، 1382.
24. علیرضا نعمتی، «اثرات انتظار فرج در زندگی فردی و اجتماعی»، نشریة رسالت، 21/8/1383 و 19/6/1383.
25. فصل‌نامه داخلی علمی ـ آموزشی فرهنگیان بسیجی، «استراتژی انتظار»، شمارة 6، 1384.
26. غلام‌علی افروز، «مطلوب‌انديشي لازمة بهداشت رواني»، نشریه ماهانه آموزشی ـ تربیتی، مجلة پیوند، شمارة 277، 1381.
26. حسین سوزنچی، «مهدویت و انتظار در اندیشه مطهری»، 18/2/1384. www.sharifnews.ir
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل