جامعه منتظر ظهور، (بررسي شرايط سياسي، اجتماعي و فرهنگي تحقق ظهور)
زهرا دهقانی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چكيده
اين تحقيق درصدد است جامعه منتظر را از ابعاد مختلفي (سياسي، اجتماعي و فرهنگي و...) بررسي کند. در قرآن مجيد، اين معجزه هميشه جاويد، آيات بسياري از جمله آيات 5 قصص، 55 نور، 41 حج، 148 بقره درباره مصلح جهاني سخن گفتهاند. ائمه معصومين(ص)این آیات را به ظهور آخرين ذخيره الهي تأویل کردهاند.
در اين تحقيق، به بعضي از این آيات اشاره و از ستارگان درخشان آسمان امامت و ولايت به ترتيب از اولين امام، علي بن ابيطالب(ع) تا آخرين امام، حضرت مهدي(عج)، روايات زيادي درباره اوضاع فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي آينده جهان مطرح شده است. از كتابهاي روایي اهل سنت نيز درباره موضوع تحقيق استفاده شده است.
تمام منابعي كه ذكر شد، در اين امر اتفاق نظر دارند و به ابنای بشر مژده ميدهند كه در آخرالزمان، با انفجار نور عدالت در دل ظلمت دنياي بيعدالتي، حق آشكار خواهد شد.
او با معجزه تمام انبيا، جهانيان را به خداي واحد و دين واحد فرا میخواند و با علم و اراده و انديشه خدايي، ثروتهاي جهان را استخراج میکند و دروازههاي فقر را براي هميشه ميبندد.
مقدمه
يكي از عقايد و باورهاي رايج در ميان همه جوامع ديني و بشري، اعتقاد به ظهور منجي در آخرالزمان است كه هر آییني با توجه به سطح فكري و بينش خود در اين زمينه نظریهپردازي كرده است. در زبور داوود(ع) كه با عنوان مزامير در لابهلای «عهد عتيق» آمده، نويدهايي درباره ظهور مهدي موعود داده شده است.
میتوان گفت در هر بخش از زبور، اشارههايي به ظهور آن حضرت و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آیین مستقيم، موجود است.
جالب توجه اینکه يكي از آيات متعددي كه در قرآن مجيد درباره امام زمان(ص)هست و در روايات متاواتر از طريق شيعه و سنّي، ظهور آن حضرت تفسير شده است:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
جالبتر اینکه همين عبارت در زبور موجود است:
زيرا كه شريران منتقطع خواهند شد. و امّا منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد، و امّا حليمان وارث زمين خواهند شد.
در كتابهاي مقدس هندوان نیز که آنها را كتاب آسماني میدانند و آورندگان آنها را پيامبر میشمارند، تصريحهای زيادي به مهدي موعود وجود دارد. البته ما اين كتابها را كتاب آسماني نمیدانيم و آورندگان آنها را پيامبر نمیشماریم، بلكه معتقديم آنها با پيامبران بوده يا این مطالب را از كتابهاي پيامبران سلف اقتباس کردهاند؛ زيرا اين مطالب درباره آينده است و پيشگويي اين مطالب منحصراً از منابع وحي سرچشمه گرفته است.
اگر از اسم «مهدي» و «قائم» صرفنظر كنيم، اعتقاد به ظهور مصلحی مقتدر را در عقايد «يونانيان»، مردم ايران باستان، كتابهای قديمي «چينيان»، اهالي «اسكانديناوي» و حتي ميان مصريان قديم و بوميان «مكزيك» و نظاير آنها میتوان يافت.
ايرانيان باستان معتقد بودند كه «كرزاسپه»، قهرمان تاريخي آنان، زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسباني میكنند تا روزي كه بيدار شود و قيام کند. برهمایيان نيز بر اين عقيدهاند كه در آخر زمان، «ويشنو» ظهور میکند و بر اسب سفيدي سوار میشود و شمشير آتشين به دست میگیرد و مخالفان را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن میشود.
اين پيشگویيها، با مهدي موعود اسلام، كاملاً تطبيق نمیكند، ولی از این حقيقت مسلّم حكايت میكند که نويد آمدن مصلح، امری جهاني است.
اين مقاله میکوشد تا جامعه منتظر را از بعد سياسي، اجتماعي و فرهنگي بررسي کند.
مفهوم حقيقي انتظار
مسئله انتظار يكي از مهمترين و پرارزشترين وظايف شيعه در عصر غيبت موعود جهان است. انتظار در لغت به معناي «مراقب بودن» است و معمولاً به كسي گفته میشود كه از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتري تلاش میكند. براي مثال، بيماري كه انتظار بهبودي میكشد، يا پدري كه در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، هر دو از بيماري و فراق ناراحتند و براي به وجود آوردن وضع بهتري میكوشند. بنابراين، مسئله انتظار حكومت حق و عدالت مهدي(ص)و قيام مصلح جهاني، در واقع مركب از دو عنصر است: عنصر نفي و عنصر اثبات. عنصر نفي، همان بيگانگي با وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر بودن است.
با توجه به معناي لغوي انتظار، گاهي تصور میشود وظيفه ما در دوران غيبت، تنها آن است كه به انتظار روزي بنشينيم، تا امام بيايد، كفر را از بين ببرد و مسلمانان بتوانند در سايه قيام او در امن و امان زندگي كنند. به عبارت ديگر، ما در دوران زندگاني خود به منظور برقراري حكومت اسلامي در تمام زمينهها به ويژه در امور سياسي هيچگونه مسئوليت ديني براي قيام نداريم؛ چرا كه برقراري حكومت همه جانبه اسلامي، وظيفه امام منتظر(ص)است.
پس ما اكنون مكلف به قيام نيستيم. برخي با اينگونه توهمهاي بیجا، اعتقاد شيعه به امام زمان(ص)را كه فكري سازنده و انقلابي است، به انديشهاي تخديركننده تبديل كردهاند تا به بهانههاي واهي، از زير بار مسئوليت قيام بر ضد باطل شانه خالي كنند.
بعد فرهنگي انتظار
در بخش فرهنگي، كسي منتظر واقعي آن حضرت است كه علاوه بر خودسازي به «دگرسازي» نيز بپردازد، تا از اين طريق، زمينه ظهور آن حضرت را فراهم كند. به طور كلي، انتظار فرج در هر امري، از اعمال صالح است و انتظار فرج مهدي موعود، در واقع، انتظار فرج فرزند آلمحمد(ص)و نور چشم شيعيان و فرج مظهر دين است. اين انتظار فرج، برترين انتظارهاست. حضرت رضا(ع) به نقل از پیامبر اعظم(ص)فرمود:افضل اعمال امت من، انتظار فرج است.
بعد امر به معروف و نهي از منكر انتظار
يكي از تكاليف عمده ديني، امر به معروف و نهي از منكر است. به كمك اين دو فريضه، احكام و فرايض الهي برقرار میماند و جامعه ديني از انحراف رهايي میيابد. همچنین میدانيم كه رضا و خشنودي حضرت مهدي(ص)در آن است كه «معروف» عملي و «منكر» ترك شود. بنابراين، انسان منتظر نميتواند در اين باره بیاعتنا باشد.
بعد قرآني انتظار
امر مهم ديگري كه هر منتظري بايد متوجه آن باشد، كتاب خدا و قرآن است. مهدي(عج)، زندهكننده همه احكام قرآن است. انسان منتظر همواره اين آرمان را در دل زنده میدارد كه روزي با ظهور جهانگير مهدي آلمحمد(ص)و آخرين خليفه آورنده قرآن، احكام قرآن به درستی جاري شود. در آن زمان، قرآن در سراسر جهان حاكميت میيابد و كتاب آسماني، برنامه زندگي انسان زميني میشود.
پيشينه تاريخي ظهور منجی
اگر سرگذشت امتهاي گذشته را رقم بزنيم، به اين مطلب پي میبريم كه در هر عصري، بر اساس نياز همان عصر، نمايندهای از طرف خداوند به عنوان پيامبر مبعوث شده است تا پيام خالق را به مخلوق ابلاغ كند. بر همين اساس، خداوند، حضرت نوح را براي هدايت مردم مبعوث کرد. اين پيامبر بزرگ الهي پس از اینکه از ايمان آوردن امت خود نااميد شد، از خدا خواست تا نسلي ديگر جايگزين اين قوم شود و اين امر با اراده پروردگار اتّفاق افتاد.
رسالت حضرت موسي(ع) نيز زماني آغاز شد كه فرعون ادّعاي خدايي کرد. پروردگار متعال با همان جريان آب رود كه باعث نجات موسي شد، فرعون را هلاك کرد تا عبرتي باشد براي تمام گردنكشان و دينستيزان.
همچنین حضرت عيسي در برههای از زمان برانگيخته شد كه پیشرفت علم طب به اوج خود رسيده بود و علم پزشكي آن روز بر بيشتر بيماريها چیره شده بود و پزشکان تنها از زنده كردن مردگان، عاجز بودند. حضرت عيسي با اراده خداوند توانست در انظار مردم، مرده را زنده كند و بدين وسيله رسالت خود را به اثبات برساند.
پيامبر اسلام نیز هنگامي ظهور کرد كه به نص قرآن كريم، «ظَهَرَ اَلفِسَادُ فِي البِرَّ» اوضاع جهان دگرگون شده، فساد برّ و بحر را فرا گرفته، تعليمات پيامبران بر اثر گذر زمان تحريف شده و از ميان رفته بود و دنيا نياز فراواني به هدايت و اصلاح داشت. به طور کلی، جامعه انسانی در آخرين درجه تنزّل از ارزشهاي بشري قرار داشت كه پيامبر اسلام براي اصلاح جامعه، از طرف خداوند مبعوث شد و ملت پست و خونريز را از چنگال اهريمنان رهانيد.
در كتاب «حقوق نبي»، فصل 7 عهد عتیق میخوانيم:...و و اگر چه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود، بلكه جميع امتها را نزد خويش جمع میكند و تمامي را براي خويشتن فراهم میكند.
در مزمور 27 زبور داوود(ع) درباره با آينده جهان چنين نوشته است:
در روزهايش صدّيقان شكوفه خواهند نمود و زيادتي سلامتي تا باقي ماند ماه، خواهند بود.
احیای اخلاق انسانی
پيامبر گرامي اسلام، هدف از بعثت خويش را اكمال مكارم اخلاق میداند. خوش اخلاقي در روابط خانوادگي و اجتماعي انسانها اهمیت و تأثیر فراوانی دارد و در روايات از آن به بزرگي ياد شده است. پيامبر اكرم(ص)میفرمايد:حُسْنُ الْخُلقِ نِصْْفُ الدِّينِ.
همچنین میفرمايد:اَكْمَلُ الْمُؤمِنيِن ايِمَاناٌ اَحْسَنتُم خُلقاٌ؛
ايمان آن مؤمن کاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد.
امام صادق(ع) حسن خلق را چنين تعریف میفرمايد:حسن خلق اين است كه نرمخو و مهربان باشي، گفتارت پاکيزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرويي برخورد كني.
در آخرالزمان بر اثر عوامل مختلفي، بد اخلاقيها افزایش مییابد تا جايي كه تندي و غضب، جايگزين نرمخويي میشود و كينه و دشمني، مهرباني را از ياد انسان میبرد و نگاه افراد به یکدیگر انتقامگونه میشود تا جاييكه جواب سلام یکدیگر را نيز نمیدهند. صله ارحام، خوشرفتاري، كمك به همسايگان و در يك كلام، عواطف انسانی به سردي میگرايد.
پيامبر اكرم(ص)میفرمايد:از نشانههاي قيامت، بد رفتاري با همسايه و گسستن پيوندهاي خويشاوندي است.
هم چنين میفرمايد:در آن روزگار، بزرگتران به زيردستان و كوچكتران رحم نمیكنند. قوي بر ضعيف ترحم نمیکند. در آن هنگام، خداوند به او (قائم(عج)) اذن قيام و ظهور میدهد.
با قيام قائم(عج)، انقلابي همه جانبه در سراسر جهان رخ میدهد و ارزشهاي والاي اخلاقي زنده میشود. در آن روزگار با شكوه، انسانها شاهد مهرورزي و دوستي حقيقي بين یکدیگر خواهند بود.
پیآمدهاي كنارهگيري از سياست
با كنارهگيري از فعاليتهاي سياسي و از دست دادن پستهاي مديريت اجتماعي، هرگونه قدرتي به مرور از دست میرود. كار به جايي میرسد كه انسان به احكام دين حتي در جنبه فردی نمیتواند عمل كند. اگر دینداران، از حضور سياسي ـ اجتماعي در جامعه کناره بگیرند، محتوای حضور اعتقادي، سنّتي، فرهنگي و عمليشان نیز به انحراف كشيده میشود. منتظران حضرت مهدي(ص)بايد در اين باره بسيار بيدار و هشيار باشند.
دخالت در سياست حقّه و شركت در سياست به قصد اداره جامعه جهت زمينهسازي و فراهم كردن مقدمه حكومت مصلح كل و نگهداري جامعه از انحراف و حفظ دين خدا در اجتماع، از افضل طاعات و اعظم عبادات است و در سرلوحه تكاليف ديني جاي دارد. براي اثبات اين مطلب همين آيه قرآن ما را بس كه میفرمايد: «كونوا قوّامين بالقسط»؛ برپاي دارندگان مقتدر داد و دادگري باشند.
اعمال تربيت و سياست ديني در جامعه جز با در دست داشتن قدرت حاكميّت ممكن نيست. اين است كه حضور سياسي و كسب قدرت سياسي، براي حفظ حضور و قدرت ديني، به وظيفه شرعي تبدیل میشود. بر اين اساس، دين عين سياست و سياست عين دين است. پس اگر دين از سياست جدا شود، به منزله اين است كه دين از قدرت جدا شده است و وقتي از قدرت جدا شد، دیگر هيچ ماهیتی نخواهد داشت.
افتادن حاكميت سياسي به دست نااهلان
كساني كه در جهان، خداوند را میپرستند و به عدالت و انسانيّت، شرف، فضليت و حقيقت ايمان دارند، مستضعفاند و مستكبرين و در مقابل، آنهايي كه از او بيگانهاند و انديشههاي شيطاني و آرمانهاي حيواني دارند، قوي پنجه و سركشاند.
هر وجدان آگاه و بيدار گواهي میدهد كه ضعيف شمردهشدگان از دست استضعافگران و ستمگران چه میكشند و زورمندان چه نقشههاي جنايتكارانهای برای چپاول زیردستان طرح میكنند. اگر استعمارگران از عدل، صلح، آزادي، مساوات، انقلاب، همكاري، همزيستي، دموكراسي و هر لفظ و اصطلاح ديگري دم میزنند، دروغ میگويند و اين الفاظ را بهانه رسيدن به مقاصد خاینانه خود و تسلط بر بندگان خدا و غارت كردن ثروت و ذخائر مالي و معادن آنها كردهاند.
زرمداران و زورمندان دنیا كه پرونده اعمالشان، رسواترين پروندههاست، ثروتهاي بیحساب خود را از غصب اموال كارگران مظلوم و تودههاي محروم اندوخته و با تسلط بر سياست، اقتصاد، فرهنگ علم و اخلاق، این ابزار را در مسير ارضاي شهوت و سرمايهاندوزی، استخدام كردهاند. مردم فهيم و آزاديخواه دنيا میدانند كه در تمدنهاي مدرن جهان، غيرت، همّت، فداكاري، عفت، نجابت و حيا چه سان بیارزش شده و جز لفظ چیزی از آن باقي نمانده است.
بدین ترتیب، جهان به دو جبهه تقسيم شده است: جبهه زورمندان و استضعافگران و جبهه اكثريت استضعاف شده. اگر ملتها به پا نخيزند و بنشينند و اين همه گمراهي و تباهي را در جهان ببينند و تكان نخورند، در پيشگاه ذات اقدس الهي مسئول و مقصرند.
وقت ظهور
خداوند درباره ياريكنندگان دين خدا میفرمايد:
«يَااَيُّّهَاالَّذيِنَ اَمَنُوا اِِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ و َيُثَبِّتْ اَقْدَامَكُمْ»؛
اگر خدا را ياري كنيد، او هم شما را ياري میکند و گامهايتان را استوار میدارد.
و باز میفرمايد:«وَالَّذيِنَ جَاهَدُوا فِيِنَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحْسِنِيِن»؛
و آنان كه در راه ما جهاد میكنند، البته آنان را به راههايمان هدايت میكنيم و خداوند هر آينه با نيكوكاران است.
با توجه به وعدههاي صريح خداوند در آن زمینه، براي هيچكس در ترك ياري حق عذري باقی نمیماند. از همین جا درمییابیم «انتظاري» كه دستآويز تبليغات دشمنان اسلام عليه مسلمانان شده است و رضايتمندی به نابسامانيها و عقبماندگيها را در پی دارد، مخالف تحول و تكامل انقلاب جهاني منجي موعود است و در قرآن و احاديث وجود ندارد.
انتظار بیهدف و بیمعني در اسلام مردود است و انتظار مورد نظر آن حقيقتي است كه عامل جنبش و حركت و مبارزه و مقاومت باشد.
قرآن و امام، هدايت واحد
بر مبناي وحدت جهتگيري در هدايت انسان و همآهنگي جنبههای گوناگون تعاليم اسلامي، مینگريم كه اسلام، امر هدايت انسان را به پيروي از دو نهاد يگانه وابسته کرده است. امور تربيتي و فردسازي و امور سياسي و اجتماعسازي، همه و همه، با اين دو نهاد ارتباط دارند. قرآن و امام، دو روي يك سكهاند، سكه هدايت و نجات. قرآن، امام صامت است و امام، قرآن ناطق. پيامبر اكرم(ص)در حديث مشهور «ثقلين» بر همين امر تأكيد كرده و دو نهاد يگانه (امام و قرآن) را به نام ميراث هدايت و شاخص خط نجات و سعادت، در ميان امّت باقي گذاشته است تا مردم از اين هر دو، با هم، پيروي کنند، نه اینکه يكي را بگيرند و ديگري را رها كنند.
به فرموده رسول گرامي اسلام در حديث ثقلين:لَنْ يَفْتَرَِ قَا حَتَي يَرِِدَا عَلَيَ الْحَوْضِ.
اين دو، هرگز از هم جدا نخواهند گشت، تا در لب حوض كوثر در روز رستاخيز نزد من باز آيند.
معلم تربيت و مدير سياست در عصر غيبت
نایب امام معلم تربيت و مدير سياست، در عصرغيبت است. مسلمانان در عصر غیبت بیسرپرست رها نشدهاند و طبق قاعده لطف كلامي كه در امامت بدان استدلال میشود، نایب امام به جاي امام قرار دارد. احيا و اجراي احكام قرآن و رهبري جامعه، به عهده نایب امام است که شرايط لازم برای به دست گرفتن این مقام را دارد.
تكليف در عصر غيبت
در عصر غيبت، تكليف باقي است و اطاعت از احكام نایب امام واجب است؛ زیرا او عالم كامل و ربّاني جامع هر عصر است و در علم، آگاهي، تقوا و تعهد، نمونه و كامل است. حركت در خط او، حركت در خط دين و ائمه طاهرين است و سستی ورزیدن در انجام فرمانهای او، موضعگيري منفی در برابر وی و قيام عليه او خروج از خط امامت، نبوّت و قرآن به شمار میرود. خروج از خط نبوّت نیز خروج از خط دين و توحيد است.
تداوم نيابت تا ظهور امامت
با مطرح شدن امر « نيابت»، تسلسل ضروري «امامت» و رهبري ادامه میيابد و رشته هدايت ديني جامعه از هم نمیگسلد. اگر درباره دوران غيبت و چگونگي عمل به تكليف در آن دوران و امر مهم رهبري و مديريت، هيچ سخني و دستوري از امام معصوم نرسيده بود، كار مشكل بود. خوشبختانه امامان معصوم، مردم را به نایب امام در هر عصر رجوع دادهاند و تكاليف نشر دين (تربيت) و بقاي دين (سياست) را به او سپرده و همه را به اطاعت او فراخواندهاند.
در عصر غيبت؛ مردمان از درك «حضور مربي اكبر» محرومند، ولی امكانات هدايت از جمله عالم رباني در اختیار هست. يكي از آثار عمده حجت(ص)اگر چه خود در پرده غيبت به سر برد، همين جريان نيابت است، زيرا مردم با رجوع به عالم ربّاني در خط دين قرار میگيرند و به ديانت و هدايت میرسند. معلوم است كه رجوع به عالم رباني، در عصر غيبت به اعتبار نيابت او از امام است. پس نقش سازنده و بزرگ عالمان سترگ شيعه، در سرتاسر اعصار غيبت، اثري است از آثار وجود حجت بالغه الهي و شعاعي است از اشعه آن خورشيد ازلي.
در این میان، در شناخت اين اصل ديني (نيابت در عصر غيبت)، اهميت بسيار دارد، توجه به ابعاد تكليفي اين مقام است، و كسي كه در عصر غيبت كبري، در رأس جامعه تشيع، قرار میگيرد، امام است. و نایب امام، بايد به همانگونه كه ائمه طاهرين(ص)عمل میكردهاند عمل كنند. ائمه در رابطه با جامعه شيعه، رفتار تشكيلاتي داشتهاند. اينگونه نبوده است كه مردم به امام مراجعه كنند و مسائلي بپرسند و باز گردند.
امام چون در رأس جامعه تشيّع قرار داشت، هشیارانه به سازماندهي تشکیلاتی برای حفظ موجوديت تشيّع و نشر و گسترش آموزههای آن میپرداخت. پدید آمدن مسئله سفارت در عصر غيبت صغري را نيز در همین راستا باید ارزیابی کرد وجود فاصله میان غيبت صغري تا غيبت كبري برای اين بود تا مردم به مرور با رهبري نيابي انس بگيرند.
هستههاي مركزي اجتماع شيعه به گونهای اداره شوند که در دوران غيبت كبري سر پا بایستند. اين سازوکار تشكيلاتي بسيار نیرومند و عميق نشان میدهد که رفتار ائمه با جامعه شيعه، تنها رفتار يك معلم ساده نبود، بلكه خود را در قالب رفتار مدير و رهبری جامع نشان میداد. عالم ديني نیز كه نایب امام میشود، در همه اين ابعاد، ولايت ظاهري امام را دارد؛ يعني همان وظيفهای كه امام در عصر حضور بر عهده دارد، در عصر غيبت بر عهده وليّ فقيه است تا اين بار امانت را بر دوش كشد و هنگام ظهور مصلح جهاني، به حضرت بقيةالله الأعظم تقديم كند.
ساماندهی اقتصاد
همه انقلابها و اصلاحها براي گسترش يافتن و باقي ماندن، نيازمند هزينهاند. جامعه و افراد انسانی نيز در مواردي نيازمند كمك مالي هستند. به طور کلی، همه ابعاد جامعه براي پیشرفت و تكامل به هزينه نیاز دارد. بنابراين، بقا و تكثير ثروتهاي سودمند عمومي، در ميان جامعه دینی، جزو وظايف همگانی است. يكي از ابعاد مقاومت، همين توانمندي مالي است.
قرآن كريم، مال را مايه «قوام» شمرده است و میفرمايد:«وَلاَ تُؤْ تُوا السُّفَهَاءَ اَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامِاً»؛
اموالي را كه خدا قوام زندگي شما را به آن مقرر داشته است به تصرف سفيهان ندهيد، حفظ دين و فرهنگ و مظاهر دینی و همچنین گسترش و تبليغ آن، نيازمند قدرت مالي و اقتصادي است. اعضای جامعه دینی بايد بكوشند با كار حلال، به توانگری دست یابند و آن را، هنگام ضروت، در خدمت نشر دين خدا و آرمانهاي والاي انساني به كار گيرند.
نزول رحمت از آسمان و خروج نعمتهاي خدا از زمين
يحيي بن علاء رازي روايت میكند كه از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:يَنْتَبِجُ اللَّهَ فِي هَذِ هِ الْاُ مَهِِ رَجُلا"ِمِنّي وَاَنَا مِنْهُ يَسُوقُ اللَّهُ بِهِ بَرِكَاتَ السَّمَوَاتِ وَالْاَرْضِ فَتُنْرِلَ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ يُخْرِجَ الْاْ رْضُ بَدْرَهَا وَ تَاَمَنُ و َوُحُوشُهَا وَسَبَاعُهَا وَ يَمْلَاُْ الْاَ رْضَ قِسْطاً وَ عَدْ لاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً وَ يَقْتُلُ حَتَّي يَقُولَ الْجَاهِلُ لَو كَانَ هَذَا مِنْ ذُرِيَهَ مُحَمَّدٍ لَرَحمَ.
خداوند در اين امت، مردمي پديد آورد كه او از من و من از او باشم. خداوند به خاطر او، بركات آسمان و زمين را به مردم روزي كند. آسمان، باران نافع خود را به موقع فرو ريزد و زمين، بذر خود را بيرون دهد و همه درندگان در امان باشند. او زمين را پر از عدل و داد كند، چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. او دشمنان خدا را چنان به قتل میرساندكه نادانان میگويند اگر اين مرد از نسل پیامبر اكرم(ص)بود، به مردم رحم میكرد.
خداوند به بركت وجود آن يگانه مصلح جهاني، تمام نعمتهاي خود را از آسمان و زمين ظاهر میكند و باران رحمتش را چنان بر زمينهاي تفتيده میبارد تا در دل زمين نفوذ كند و تمام بذرها بر زمين به ثمر بنشيند. در آن زمان از بارانهاي سيلآسا ديگر خبري نخواهد بود.
عدالت حضرت مهدي(عج)
در احاديث است كه مهدي(ص)اموال را برابر تقسيم میكند که اين، شيوه پيامبر و ائمه اطهار است، در همين مورد، ابو سعيد خذري روايت میكند كه پيامبر اكرم(ص)فرمود: اُبَشِّرُكُمْ بِالْمَهْدِي... يُقَسِّمُ الْمَالَ صَحَاحاٌ.
شما را مژده میدهم به آمدن مهدي... مهدي(ص)مال را به صورت «صحاح» تقسيم میكند.
مردي از پيامبر پرسيد: صحاح چيست؟ پيامبر فرمود: «سويه ميان همه».
امام باقر(ع) فرمود:وَيُسَوِّيَ بَينَ النَّاسِ، حَتَّي لَا تَرَي مُحْتَاجاٌ اِلَي الزَّكَاةِ.
مهدي، اموال را ميان مردم چنان به تساوي قسمت میكند تا ديگر محتاجي نیست تا به او زكات دهند.
فراوانی نعمت
رسول گرامي اسلام درباره با وضعيت اقتصادي مردم در زمان حكومت مصلح جهاني فرمود:
تَنعُم اُمَّتِيِِ دُنياهُ تَعيماٌ لَم تَنعُم مٍٍِثلَه ُقَطُ، البّرُّ مِنهُموَالفَاجِرُ وَالمَالُ كُدُوسً، يَا تيِهِ الرَجُلُ فَيَحثُولَهُ.
در دولت او، مردم چنان در رفاه و آسايش به سر میبرند كه هرگز نظير آن ديده نشده است. مال به قدري فراوان میشود كه هر كس نزد او بيايد، اموال فراواني زير پايش میريزد.
كَلاَمُّهُ وَ صَمتَهُ.
خوشا به حال كسي كه كار، دوستي، خشم، گرفتن و واگذاردن، سخن گفتن و خموشياش را براي خدا خالص گرداند.
وظيفه علما در عصر غیبت
علما و دانشمندان درباره با ظهور آخرين ذخيره الهي حجت حق، وظيفه سنگيني بر عهده دارند. آنها بايد علم خود را ظاهر كنند و كساني را كه نسبت به مسئله ظهور آگاهي ندارند، آگاه سازند و طريقه برخورد با مخالفان را به مردم بياموزند تا حيران و گمراه نشوند.
از امام علي النقي(ع) روايت است كه فرمود:اگر نباشد به بركت علمایي كه در زمان غایب بودن حضرت قائم(عج)، مردم را به سوي آن حضرت دعوت میكنند و شبهات ملحدين را با دليلهاي محكم رفع میکنند و عوام ضعيف را از دام شيطان و دشمنان دين نجات میدهند، هر آينه، تمام مردم گمراه شوند و از دين برگردند، ولی اين علما، دلهاي ضعيف شيعيان را نگاه میدارند، چنانكه صاحب كشتي، سكّان كشتي را نگاه میدارد و اين طايفه نزد خدا از هر كسي بهترند.
از امام صادق(ع) روايت است كه فرمود:اَلرَاويَّهُ لِحَدِيثِنَا يُشدِدُ بِهِ قُلُوبَ شيِعَتِنَا اَفضَلَ مِن اَلفِ عَابِدٍ.
آن كسي كه حديث ما را نقل میكند و دلهاي شيعيان ما را به آن محكم میكند، از هزار عابد بهتر است.
به استناد این احاديث، هر عالمي بايد به قدر قوه خود، علمش را ظاهر سازد. در دوران غيبت، وظيفه علما به مراتب سنگينتر است و بايد تلاش كنند تا انسانها را به آيندهای روشن اميدوار سازند و نااميدي را از اذهان افراد جامعه بزدابند.
حضرت رسول اکرم(ص)فرمود:هرگاه بدعتها در ميان امّت ظاهر شد، پس عالم باید علم خود را آشكار كند و اگر علم خود را ظاهر نكند، لعنت خداوند جل شأنه بر او باد.
حضرت صادق(ع) نیز فرمود:وَلَوْ اَدرَكتَهُ لِخِدمَتَهُ اَيَّامِ حَبَا تِي.
اگر من در زمان او (حضرت حجت) میبودم، تا زنده بودم، او را خدمت میكردم.
در حاليكه امام معصوم، خود را خادم آخرين ذخيره الهي میداند، آن هم نه براي يك مقطع خاصي، بلكه حاضر است تا آخرين لحظه حيات دنيوي، مشغول خدمتگزاري به آن حضرت باشد، در اين صورت، علما بايد با تمام وجود، همّت خود را به كار گيرند و با ارادهاي راسخ، مردم را به سوي حكومت جهاني بر اساس وعدههاي خداوند و ائمه معصوم راهنمايي كنند و براي رسيدن به اين هدف مقدس سر از پا نشناسند.
دانشمنداني كه علم خود را وسيله كسب مال و جاه و تقرّب به فرمانروايان و توجيه تجاوز آنها قرار میدهند و در برابر منكر و ستمگريها و تجاوز به احكام خدا، سکوت میکنند و قلمهايشان براي كنار زدن ظلمتها در نیام است، بايد منتظر انتقام الهي باشند. به يقين، روزي، خون مظلومان تاريخ، دامنگير آنها خواهد شد و قائم آلمحمد(ص)و يارانش، آنان را به مجازات اعمالشان خواهند رساند.
پيامبر اكرم(ص)نیز میفرمايد:صِنفَانِ مِنَ النَّاسِ اِذَا صَلَحَا صَلَحَ النَّاسُ وَ اِذَا فَسَدَا فَسَدَ النَّاسُ: اَلعُلَمَاء وَالاُمَرَاهُ.
دو صنف از امّت من هستند كه اگر آنها اصلاح شوند، مردمان اصلاح میشوند و اگر آنها فاسد باشند، مردم فاسد میشوند. آنها دانشمندان و زمامداران هستند.
وظيفه توده مردم
يكي از وظايف مهم توده مردم اين است که منتظر ظهور مصلح جهاني باشند و باور کنند كه روزي آن عدالتگستر ظهور خواهد كرد و به اين زندگي نكبتبار پایان خواهد داد. امام محمد تقي(ع) فرمود:
قائم ما آن مهدي است كه واجب است در زمان غایب بودنش، ظهور او را انتظار بکشید.
از امير المؤمنين علي عليه السلام نیز روایت است:اَفضَلَ العِبَادَهِ الصَبرٌ وَصَّمتُ وَاِنتِظَارُ الفَرَجُ.
بهترين عبادت، صبر است و خاموشي و انتظار فرج.
به علت طولاني شدن غيبت ممكن است افراد سست ايمان، مرتد شوند و به شك و شبهه بيفتند و آن را انكار كنند. بنابراین، فقط مخلصان در امر انتظار ثابت قدمند.
مردم بايد از جانب ذات اقدس الهي بخواهند شایستگی شناخت آن حضرت را به ایشان عطا کند و اين دعا را كه از حضرت امام صادق(ع) روايت شده است، با اخلاص بخوانند:اَللَّهُمَّ عَرِّفنِي نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تَعَرِّفْنِي نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِفْ نَبِيِّكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنيِ رَسُولِكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنيِ حُجَّتُكَ، ظَلَلْتُ عَنْ ديِنيِ.
خدايا ! خودت را به من معرفي كن، كه اگر تو، خودت را به من نشناساني، رسولت را نتوانم شناخت. خدايا! رسولت را به من بشناسان؛ كه اگر تو رسولت را به من نشناساني، حجتت را نمیشناسم. خدايا ! حجتت را به من بشناسان، كه تو اگر حجتت را به من نشناساني، از دين خود گمراه خواهم شد.
در اين دعا به عظمت آخرين ذخيره الهي بيشتر پي میبريم؛ چون براي شناخت حجت خدا لازم است انسان اول خودش را بشناسد و بعد نسبت به اصول خدا شناخت حاصل كند و اين شناختها مقدمه شناخت حجت خداست.
پس از شناخت منجي موعود، هواداران آن حضرت وظيفه دارند خود را با سلاحها و ابزار روز مجهز كنند تا هرگاه با اراده خداوند آن روز موعود فرا رسيد، با آمادگي كامل به ياري مولاي خويش بشتابند. پس مقدمه ياري رساندن به حضرت حجت، شناخت حق و باطل است و بعد از اين كه هدف شناسايي شد، مبارزه آغاز میشود. آن وقت است كه انسان حاضر میشود از تمامي هستي خود بگذرد تا اهداف و آرمانهايش تحقق يابد. مردم بايد فضایل و كمالات آن حضرت را در جامعه نشر دهند؛ زيرا آن جناب، ولي نعمت و واسطه در جميع نعمتهاي خداست كه به ما میرسد.
حضرت سيدالشهداء میفرمايد:هر مؤمني كه در زمان غایب بودن امام دوازدهم بر اذيت و تكذيب دشمنان صبر كند، به منزله كسي است كه در خدمت حضرت رسول(ص)با كفار جهاد كرده باشد.
دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب فتح و نصرت و ظهور آن جناب از خدا وظيفه مردم ستمديده است. براي اين عمل، ثمرات بسياري از ائمه اطهار(ص)روايت شده است. خود آن حضرت نیز فرموده است:اَكْثَرُو الدُعَاءَ بِتَعجِلِ الفَرَجَ فَاِنَّ ذَالِكَ فَرَجُكُم؛
براي تعجيل فرج من بسيار دعا كنيد؛ زيرا گشايش و فرج شما در آن است.
تولّي و تبرّي
تولّي و تبرّي جزو ضروريات دين مبين اسلام است و با رعايت اين دو اصل مهم بر استقامت مردان خدا افزوده میشود و دشمنان خدا و بشر ناامید میشوند. در عصر ظهور مردم بايد بسيار هشيار باشند؛ چون ممكن است افرادي ادعاي مهدويت كنند، همچنان كه از اول غيبت تا به حال، افراد زيادي ادعاي مهدويت كردهاند. مدعیان مهدویت در پی خلل وارد کردن به وحدت مسلمانان و ایجاد انشعاب در دين و تفرقه انداختن بين مسلمانان هستند تا دنياطلبان بر مسلمانان تسلّط پيدا كنند.
از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:اگر كسي در زمان غيبت كبري ادعا كرد كه من صاحبالامر هستم، از او چيزهايي را بپرسيد و بخواهيد كه هيچكس غير از امام نمیتواند از عهده آن بر آيد و جواب گويد.
مسئله مهم ديگری كه منتظران بايد به آن توجه كنند، اين است كه هيچكس نميتواند براي ظهور منجي موعود وقت تعيين كند. حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود:كساني كه براي آن (ظهور) وقت معين میكنند، دروغ میگويند.
از حضرت امام رضا(ع) روايت شده است:مَثَل او مَثَل قيامت است كه هيچكس از وقت آن خبر ندارد. از جمله وظايف پيروان آن حضرت، تقيه كردن است و معني تقيه كه واجب است، اين است كه شخص مؤمن در جايي كه در اِظهار حق كردن براي او خوف ضرر عقلاني به جان يا مال يا آبروي او هست، خود را نگاه دارد و اظهار حق نكند، بلكه اگر ناچار شد به جهت حفظ جان يا مال يا آبروي او هست، خود به موافقت كردن با مخالفان با زبان، با آنها موافقت كند، ولی قلب او، مخالف زبانش باشد.
يكي ديگر از اموري كه بايد مورد توجه منتظران قرار گيرد، اين است تلاش كنند در زمان غيبت آن حضرت، قساوت قلب پيدا نكنند و با ياد کردن خدا و دوري جستن از معاصي، قساوت را از خود دور سازند. خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده است:اَلَم يَانِ لِلَّذيِنَ آَمَنُو اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِاللَّهُ.
آيا وقت آن نشده است كه دلهاي مؤمنان با ياد خدا نرم شود.
از حضرت صادق(ع) نیز روايت است:اين آيه شريفه، درباره خصوص كساني نازل شده است كه در زمان حضرت حجت بن الحسن(ص)هستند.
پس منتظران منجي با اطاعت از خدا و استقامت در راه رسيدن به صلح جهاني به پيروزي حق بر باطل چشم دارند؛ چون خدا به بندگان خود چنین فرمود:جَاءَ الحَقْ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ اِنَّ لْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقَا.
امام حسين(ع) فرمود:آگاه باشيد، آنها كه در غيبت حضرت مهدي، با تحمّل رنجها و تكذيب بیدينان، بر عقيده خود ثابت میمانند، مثل كساني هستند كه با شمشير در ركاب رسول خدا جهاد كردند.
خداوند در زبان وحي به بشر چنين آموخت:رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَمَنَا.
انسانها حاضر در عصر غيبت نيز بايد ثابت ماندن در دين حق را از خداوند طلب كنند كه اين دعا، نصرت ذات اقدس الهي را در پي دارد و اگر هم منتظران در ظاهر پيروز نشوند، اجر كساني را میبرند كه در كنار پيامبر با دشمنان خدا مبارزه كردهاند.
بعثت، فرود آمدن نور است در طبيعت. غدير، تداوم حكومت نور است در زمين. عاشورا، ذبح عظيم است براي نجات دادن حكومت نور و ظهور مهدي، انفجار نور است در بینهایت ظلمت. هنگاميكه آفاق، ظلمت فرا میگيرد، نورشناسانِ نورخواه به پا میخيزند و به بيداري جامعه و آمادهسازي ياران مهدي دست میزنند، تا دست نياز به درگاه خداي بینياز بردارند و ظهور آن ذخيره الهي و منجي نهايي را بطلبند. شعار «اِنَّ اللََّهَ يَاْ مُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِحْسَان» تحقق خواهد یافت و عدل و احسان همه جا را فرا خواهد گرفت.
پس دعا میکنیم:اَللَّهُمَّ اَرَنَا الطَّلعَه الرَّشيِدَه، وَالْغَُرَّهَالحَميِدَه ْ، اَللَّهُمَّ اِنَّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فِي دُولَه ٍكَريِمَهٍ، تُعِزُّ بِهَاالاِسْلاَمِ وَاَهْلَه... .
نتيجه
سست شدن بنياد خانواده، خويشاوندي و دوستي و گسترش بیمهري و فراگير شدن فساد در تمام ابعاد، از جمله آشكار شدن زنان بیحجاب و برهنه در جامعه كه به سوي شهوتها تمایل و شتاب دارند، از ويژگيهاي آخرالزمان است.
در بعد فرهنگي جهان امروز نیز مشاهده میشود كه تقريباً اكثر مطبوعات دنيا، سينماها، مراكز فساد و فحشا، عرصه سياست، بازرگاني، فرهنگ و تعليم و تربيت جهان انحطاط فكر بشر را در پي دارد و گرايش انسان را به سوي صفات حيواني متمايل میسازد.
فرهنگ وحي مبتني بر تمام ابزار لازم براي رشد و تكامل انسان است و بشر را به قلّه شرافت و آزادگي رهنمون میسازد. اين فرهنگ به بشر عزّت و شكوفايي عطا میكند، به گونهای كه عرشيان از ديدن چنين انسانهايي به وجد میآيند. با اين فرهنگ آسماني، انسان تحت تأثير جلوههاي اخلاص، عدالتخواهي و بندگي خدا قرار میگيرد.
ظهور مصلح جهاني، بالاترين و والاترين ارزشها و آموزههاي متعال انساني و اجتماعي را به ارمغان میآورد و مردم را به حفظ ارزشها و پایبندی به تعهدها فرا میخواند. انتظار ظهور، عرصه جاودانه تجلي پيوند حيات و عدل، حماسه و رسالت، ايمان و پايداري، آزادگي و شرف، اعتقاد و جهاد، نماز و عدالت، ديانت و آدميت، عينيت و عرفان در همه عصرهاست.
حضرت مهدي(ص)هنگامي زمام امور را به دست میگيرد كه دنيا، وارث انبوهي از نابسامانيهاست، هالهای از ويراني بر دنيا سايه افكنده و ناامني همه جا را فرا گرفته باشد. شهرها در اثر جنگ به ويرانهای تبديل گشته و نابودي كشتزارها، كمبود ارزاق را به دنبال داشته باشد.
فرق بنيادين پیشرفت در روزگار حضرت مهدي(ص)با جهان كنوني در اين است كه در روزگار ما، پیشرفت علم و صنعت در جهت سقوط فرهنگ و اخلاق و جامعه بشري است و انسانها هر چه از نظر دانش، پیشرفت میكنند، از صفات اخلاقي و انساني بيشتر فاصله میگيرند و به فساد و تباهي و كُشتار روی میآورند؛ چون علم بشر عصر حاضر بدون تهذيب نفس است، ولي در روزگار حضرت مهدي(عج)، بشر در عين اینکه به بالاترين درجه رشد علمي و صنعتي میرسد، به همان اندازه، بلكه بيشتر، به تعالي اخلاق و كمال انساني نزديك میشود.
اين تحقيق درصدد است جامعه منتظر را از ابعاد مختلفي (سياسي، اجتماعي و فرهنگي و...) بررسي کند. در قرآن مجيد، اين معجزه هميشه جاويد، آيات بسياري از جمله آيات 5 قصص، 55 نور، 41 حج، 148 بقره درباره مصلح جهاني سخن گفتهاند. ائمه معصومين(ص)این آیات را به ظهور آخرين ذخيره الهي تأویل کردهاند.
در اين تحقيق، به بعضي از این آيات اشاره و از ستارگان درخشان آسمان امامت و ولايت به ترتيب از اولين امام، علي بن ابيطالب(ع) تا آخرين امام، حضرت مهدي(عج)، روايات زيادي درباره اوضاع فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي آينده جهان مطرح شده است. از كتابهاي روایي اهل سنت نيز درباره موضوع تحقيق استفاده شده است.
تمام منابعي كه ذكر شد، در اين امر اتفاق نظر دارند و به ابنای بشر مژده ميدهند كه در آخرالزمان، با انفجار نور عدالت در دل ظلمت دنياي بيعدالتي، حق آشكار خواهد شد.
او با معجزه تمام انبيا، جهانيان را به خداي واحد و دين واحد فرا میخواند و با علم و اراده و انديشه خدايي، ثروتهاي جهان را استخراج میکند و دروازههاي فقر را براي هميشه ميبندد.
مقدمه
يكي از عقايد و باورهاي رايج در ميان همه جوامع ديني و بشري، اعتقاد به ظهور منجي در آخرالزمان است كه هر آییني با توجه به سطح فكري و بينش خود در اين زمينه نظریهپردازي كرده است. در زبور داوود(ع) كه با عنوان مزامير در لابهلای «عهد عتيق» آمده، نويدهايي درباره ظهور مهدي موعود داده شده است.
میتوان گفت در هر بخش از زبور، اشارههايي به ظهور آن حضرت و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آیین مستقيم، موجود است.
جالب توجه اینکه يكي از آيات متعددي كه در قرآن مجيد درباره امام زمان(ص)هست و در روايات متاواتر از طريق شيعه و سنّي، ظهور آن حضرت تفسير شده است:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
جالبتر اینکه همين عبارت در زبور موجود است:
زيرا كه شريران منتقطع خواهند شد. و امّا منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد، و امّا حليمان وارث زمين خواهند شد.
در كتابهاي مقدس هندوان نیز که آنها را كتاب آسماني میدانند و آورندگان آنها را پيامبر میشمارند، تصريحهای زيادي به مهدي موعود وجود دارد. البته ما اين كتابها را كتاب آسماني نمیدانيم و آورندگان آنها را پيامبر نمیشماریم، بلكه معتقديم آنها با پيامبران بوده يا این مطالب را از كتابهاي پيامبران سلف اقتباس کردهاند؛ زيرا اين مطالب درباره آينده است و پيشگويي اين مطالب منحصراً از منابع وحي سرچشمه گرفته است.
اگر از اسم «مهدي» و «قائم» صرفنظر كنيم، اعتقاد به ظهور مصلحی مقتدر را در عقايد «يونانيان»، مردم ايران باستان، كتابهای قديمي «چينيان»، اهالي «اسكانديناوي» و حتي ميان مصريان قديم و بوميان «مكزيك» و نظاير آنها میتوان يافت.
ايرانيان باستان معتقد بودند كه «كرزاسپه»، قهرمان تاريخي آنان، زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسباني میكنند تا روزي كه بيدار شود و قيام کند. برهمایيان نيز بر اين عقيدهاند كه در آخر زمان، «ويشنو» ظهور میکند و بر اسب سفيدي سوار میشود و شمشير آتشين به دست میگیرد و مخالفان را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن میشود.
اين پيشگویيها، با مهدي موعود اسلام، كاملاً تطبيق نمیكند، ولی از این حقيقت مسلّم حكايت میكند که نويد آمدن مصلح، امری جهاني است.
اين مقاله میکوشد تا جامعه منتظر را از بعد سياسي، اجتماعي و فرهنگي بررسي کند.
مفهوم حقيقي انتظار
مسئله انتظار يكي از مهمترين و پرارزشترين وظايف شيعه در عصر غيبت موعود جهان است. انتظار در لغت به معناي «مراقب بودن» است و معمولاً به كسي گفته میشود كه از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتري تلاش میكند. براي مثال، بيماري كه انتظار بهبودي میكشد، يا پدري كه در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، هر دو از بيماري و فراق ناراحتند و براي به وجود آوردن وضع بهتري میكوشند. بنابراين، مسئله انتظار حكومت حق و عدالت مهدي(ص)و قيام مصلح جهاني، در واقع مركب از دو عنصر است: عنصر نفي و عنصر اثبات. عنصر نفي، همان بيگانگي با وضع موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر بودن است.
با توجه به معناي لغوي انتظار، گاهي تصور میشود وظيفه ما در دوران غيبت، تنها آن است كه به انتظار روزي بنشينيم، تا امام بيايد، كفر را از بين ببرد و مسلمانان بتوانند در سايه قيام او در امن و امان زندگي كنند. به عبارت ديگر، ما در دوران زندگاني خود به منظور برقراري حكومت اسلامي در تمام زمينهها به ويژه در امور سياسي هيچگونه مسئوليت ديني براي قيام نداريم؛ چرا كه برقراري حكومت همه جانبه اسلامي، وظيفه امام منتظر(ص)است.
پس ما اكنون مكلف به قيام نيستيم. برخي با اينگونه توهمهاي بیجا، اعتقاد شيعه به امام زمان(ص)را كه فكري سازنده و انقلابي است، به انديشهاي تخديركننده تبديل كردهاند تا به بهانههاي واهي، از زير بار مسئوليت قيام بر ضد باطل شانه خالي كنند.
بعد فرهنگي انتظار
در بخش فرهنگي، كسي منتظر واقعي آن حضرت است كه علاوه بر خودسازي به «دگرسازي» نيز بپردازد، تا از اين طريق، زمينه ظهور آن حضرت را فراهم كند. به طور كلي، انتظار فرج در هر امري، از اعمال صالح است و انتظار فرج مهدي موعود، در واقع، انتظار فرج فرزند آلمحمد(ص)و نور چشم شيعيان و فرج مظهر دين است. اين انتظار فرج، برترين انتظارهاست. حضرت رضا(ع) به نقل از پیامبر اعظم(ص)فرمود:افضل اعمال امت من، انتظار فرج است.
بعد امر به معروف و نهي از منكر انتظار
يكي از تكاليف عمده ديني، امر به معروف و نهي از منكر است. به كمك اين دو فريضه، احكام و فرايض الهي برقرار میماند و جامعه ديني از انحراف رهايي میيابد. همچنین میدانيم كه رضا و خشنودي حضرت مهدي(ص)در آن است كه «معروف» عملي و «منكر» ترك شود. بنابراين، انسان منتظر نميتواند در اين باره بیاعتنا باشد.
بعد قرآني انتظار
امر مهم ديگري كه هر منتظري بايد متوجه آن باشد، كتاب خدا و قرآن است. مهدي(عج)، زندهكننده همه احكام قرآن است. انسان منتظر همواره اين آرمان را در دل زنده میدارد كه روزي با ظهور جهانگير مهدي آلمحمد(ص)و آخرين خليفه آورنده قرآن، احكام قرآن به درستی جاري شود. در آن زمان، قرآن در سراسر جهان حاكميت میيابد و كتاب آسماني، برنامه زندگي انسان زميني میشود.
پيشينه تاريخي ظهور منجی
اگر سرگذشت امتهاي گذشته را رقم بزنيم، به اين مطلب پي میبريم كه در هر عصري، بر اساس نياز همان عصر، نمايندهای از طرف خداوند به عنوان پيامبر مبعوث شده است تا پيام خالق را به مخلوق ابلاغ كند. بر همين اساس، خداوند، حضرت نوح را براي هدايت مردم مبعوث کرد. اين پيامبر بزرگ الهي پس از اینکه از ايمان آوردن امت خود نااميد شد، از خدا خواست تا نسلي ديگر جايگزين اين قوم شود و اين امر با اراده پروردگار اتّفاق افتاد.
رسالت حضرت موسي(ع) نيز زماني آغاز شد كه فرعون ادّعاي خدايي کرد. پروردگار متعال با همان جريان آب رود كه باعث نجات موسي شد، فرعون را هلاك کرد تا عبرتي باشد براي تمام گردنكشان و دينستيزان.
همچنین حضرت عيسي در برههای از زمان برانگيخته شد كه پیشرفت علم طب به اوج خود رسيده بود و علم پزشكي آن روز بر بيشتر بيماريها چیره شده بود و پزشکان تنها از زنده كردن مردگان، عاجز بودند. حضرت عيسي با اراده خداوند توانست در انظار مردم، مرده را زنده كند و بدين وسيله رسالت خود را به اثبات برساند.
پيامبر اسلام نیز هنگامي ظهور کرد كه به نص قرآن كريم، «ظَهَرَ اَلفِسَادُ فِي البِرَّ» اوضاع جهان دگرگون شده، فساد برّ و بحر را فرا گرفته، تعليمات پيامبران بر اثر گذر زمان تحريف شده و از ميان رفته بود و دنيا نياز فراواني به هدايت و اصلاح داشت. به طور کلی، جامعه انسانی در آخرين درجه تنزّل از ارزشهاي بشري قرار داشت كه پيامبر اسلام براي اصلاح جامعه، از طرف خداوند مبعوث شد و ملت پست و خونريز را از چنگال اهريمنان رهانيد.
در كتاب «حقوق نبي»، فصل 7 عهد عتیق میخوانيم:...و و اگر چه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود، بلكه جميع امتها را نزد خويش جمع میكند و تمامي را براي خويشتن فراهم میكند.
در مزمور 27 زبور داوود(ع) درباره با آينده جهان چنين نوشته است:
در روزهايش صدّيقان شكوفه خواهند نمود و زيادتي سلامتي تا باقي ماند ماه، خواهند بود.
احیای اخلاق انسانی
پيامبر گرامي اسلام، هدف از بعثت خويش را اكمال مكارم اخلاق میداند. خوش اخلاقي در روابط خانوادگي و اجتماعي انسانها اهمیت و تأثیر فراوانی دارد و در روايات از آن به بزرگي ياد شده است. پيامبر اكرم(ص)میفرمايد:حُسْنُ الْخُلقِ نِصْْفُ الدِّينِ.
همچنین میفرمايد:اَكْمَلُ الْمُؤمِنيِن ايِمَاناٌ اَحْسَنتُم خُلقاٌ؛
ايمان آن مؤمن کاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد.
امام صادق(ع) حسن خلق را چنين تعریف میفرمايد:حسن خلق اين است كه نرمخو و مهربان باشي، گفتارت پاکيزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرويي برخورد كني.
در آخرالزمان بر اثر عوامل مختلفي، بد اخلاقيها افزایش مییابد تا جايي كه تندي و غضب، جايگزين نرمخويي میشود و كينه و دشمني، مهرباني را از ياد انسان میبرد و نگاه افراد به یکدیگر انتقامگونه میشود تا جاييكه جواب سلام یکدیگر را نيز نمیدهند. صله ارحام، خوشرفتاري، كمك به همسايگان و در يك كلام، عواطف انسانی به سردي میگرايد.
پيامبر اكرم(ص)میفرمايد:از نشانههاي قيامت، بد رفتاري با همسايه و گسستن پيوندهاي خويشاوندي است.
هم چنين میفرمايد:در آن روزگار، بزرگتران به زيردستان و كوچكتران رحم نمیكنند. قوي بر ضعيف ترحم نمیکند. در آن هنگام، خداوند به او (قائم(عج)) اذن قيام و ظهور میدهد.
با قيام قائم(عج)، انقلابي همه جانبه در سراسر جهان رخ میدهد و ارزشهاي والاي اخلاقي زنده میشود. در آن روزگار با شكوه، انسانها شاهد مهرورزي و دوستي حقيقي بين یکدیگر خواهند بود.
پیآمدهاي كنارهگيري از سياست
با كنارهگيري از فعاليتهاي سياسي و از دست دادن پستهاي مديريت اجتماعي، هرگونه قدرتي به مرور از دست میرود. كار به جايي میرسد كه انسان به احكام دين حتي در جنبه فردی نمیتواند عمل كند. اگر دینداران، از حضور سياسي ـ اجتماعي در جامعه کناره بگیرند، محتوای حضور اعتقادي، سنّتي، فرهنگي و عمليشان نیز به انحراف كشيده میشود. منتظران حضرت مهدي(ص)بايد در اين باره بسيار بيدار و هشيار باشند.
دخالت در سياست حقّه و شركت در سياست به قصد اداره جامعه جهت زمينهسازي و فراهم كردن مقدمه حكومت مصلح كل و نگهداري جامعه از انحراف و حفظ دين خدا در اجتماع، از افضل طاعات و اعظم عبادات است و در سرلوحه تكاليف ديني جاي دارد. براي اثبات اين مطلب همين آيه قرآن ما را بس كه میفرمايد: «كونوا قوّامين بالقسط»؛ برپاي دارندگان مقتدر داد و دادگري باشند.
اعمال تربيت و سياست ديني در جامعه جز با در دست داشتن قدرت حاكميّت ممكن نيست. اين است كه حضور سياسي و كسب قدرت سياسي، براي حفظ حضور و قدرت ديني، به وظيفه شرعي تبدیل میشود. بر اين اساس، دين عين سياست و سياست عين دين است. پس اگر دين از سياست جدا شود، به منزله اين است كه دين از قدرت جدا شده است و وقتي از قدرت جدا شد، دیگر هيچ ماهیتی نخواهد داشت.
افتادن حاكميت سياسي به دست نااهلان
كساني كه در جهان، خداوند را میپرستند و به عدالت و انسانيّت، شرف، فضليت و حقيقت ايمان دارند، مستضعفاند و مستكبرين و در مقابل، آنهايي كه از او بيگانهاند و انديشههاي شيطاني و آرمانهاي حيواني دارند، قوي پنجه و سركشاند.
هر وجدان آگاه و بيدار گواهي میدهد كه ضعيف شمردهشدگان از دست استضعافگران و ستمگران چه میكشند و زورمندان چه نقشههاي جنايتكارانهای برای چپاول زیردستان طرح میكنند. اگر استعمارگران از عدل، صلح، آزادي، مساوات، انقلاب، همكاري، همزيستي، دموكراسي و هر لفظ و اصطلاح ديگري دم میزنند، دروغ میگويند و اين الفاظ را بهانه رسيدن به مقاصد خاینانه خود و تسلط بر بندگان خدا و غارت كردن ثروت و ذخائر مالي و معادن آنها كردهاند.
زرمداران و زورمندان دنیا كه پرونده اعمالشان، رسواترين پروندههاست، ثروتهاي بیحساب خود را از غصب اموال كارگران مظلوم و تودههاي محروم اندوخته و با تسلط بر سياست، اقتصاد، فرهنگ علم و اخلاق، این ابزار را در مسير ارضاي شهوت و سرمايهاندوزی، استخدام كردهاند. مردم فهيم و آزاديخواه دنيا میدانند كه در تمدنهاي مدرن جهان، غيرت، همّت، فداكاري، عفت، نجابت و حيا چه سان بیارزش شده و جز لفظ چیزی از آن باقي نمانده است.
بدین ترتیب، جهان به دو جبهه تقسيم شده است: جبهه زورمندان و استضعافگران و جبهه اكثريت استضعاف شده. اگر ملتها به پا نخيزند و بنشينند و اين همه گمراهي و تباهي را در جهان ببينند و تكان نخورند، در پيشگاه ذات اقدس الهي مسئول و مقصرند.
وقت ظهور
خداوند درباره ياريكنندگان دين خدا میفرمايد:
«يَااَيُّّهَاالَّذيِنَ اَمَنُوا اِِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ و َيُثَبِّتْ اَقْدَامَكُمْ»؛
اگر خدا را ياري كنيد، او هم شما را ياري میکند و گامهايتان را استوار میدارد.
و باز میفرمايد:«وَالَّذيِنَ جَاهَدُوا فِيِنَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحْسِنِيِن»؛
و آنان كه در راه ما جهاد میكنند، البته آنان را به راههايمان هدايت میكنيم و خداوند هر آينه با نيكوكاران است.
با توجه به وعدههاي صريح خداوند در آن زمینه، براي هيچكس در ترك ياري حق عذري باقی نمیماند. از همین جا درمییابیم «انتظاري» كه دستآويز تبليغات دشمنان اسلام عليه مسلمانان شده است و رضايتمندی به نابسامانيها و عقبماندگيها را در پی دارد، مخالف تحول و تكامل انقلاب جهاني منجي موعود است و در قرآن و احاديث وجود ندارد.
انتظار بیهدف و بیمعني در اسلام مردود است و انتظار مورد نظر آن حقيقتي است كه عامل جنبش و حركت و مبارزه و مقاومت باشد.
قرآن و امام، هدايت واحد
بر مبناي وحدت جهتگيري در هدايت انسان و همآهنگي جنبههای گوناگون تعاليم اسلامي، مینگريم كه اسلام، امر هدايت انسان را به پيروي از دو نهاد يگانه وابسته کرده است. امور تربيتي و فردسازي و امور سياسي و اجتماعسازي، همه و همه، با اين دو نهاد ارتباط دارند. قرآن و امام، دو روي يك سكهاند، سكه هدايت و نجات. قرآن، امام صامت است و امام، قرآن ناطق. پيامبر اكرم(ص)در حديث مشهور «ثقلين» بر همين امر تأكيد كرده و دو نهاد يگانه (امام و قرآن) را به نام ميراث هدايت و شاخص خط نجات و سعادت، در ميان امّت باقي گذاشته است تا مردم از اين هر دو، با هم، پيروي کنند، نه اینکه يكي را بگيرند و ديگري را رها كنند.
به فرموده رسول گرامي اسلام در حديث ثقلين:لَنْ يَفْتَرَِ قَا حَتَي يَرِِدَا عَلَيَ الْحَوْضِ.
اين دو، هرگز از هم جدا نخواهند گشت، تا در لب حوض كوثر در روز رستاخيز نزد من باز آيند.
معلم تربيت و مدير سياست در عصر غيبت
نایب امام معلم تربيت و مدير سياست، در عصرغيبت است. مسلمانان در عصر غیبت بیسرپرست رها نشدهاند و طبق قاعده لطف كلامي كه در امامت بدان استدلال میشود، نایب امام به جاي امام قرار دارد. احيا و اجراي احكام قرآن و رهبري جامعه، به عهده نایب امام است که شرايط لازم برای به دست گرفتن این مقام را دارد.
تكليف در عصر غيبت
در عصر غيبت، تكليف باقي است و اطاعت از احكام نایب امام واجب است؛ زیرا او عالم كامل و ربّاني جامع هر عصر است و در علم، آگاهي، تقوا و تعهد، نمونه و كامل است. حركت در خط او، حركت در خط دين و ائمه طاهرين است و سستی ورزیدن در انجام فرمانهای او، موضعگيري منفی در برابر وی و قيام عليه او خروج از خط امامت، نبوّت و قرآن به شمار میرود. خروج از خط نبوّت نیز خروج از خط دين و توحيد است.
تداوم نيابت تا ظهور امامت
با مطرح شدن امر « نيابت»، تسلسل ضروري «امامت» و رهبري ادامه میيابد و رشته هدايت ديني جامعه از هم نمیگسلد. اگر درباره دوران غيبت و چگونگي عمل به تكليف در آن دوران و امر مهم رهبري و مديريت، هيچ سخني و دستوري از امام معصوم نرسيده بود، كار مشكل بود. خوشبختانه امامان معصوم، مردم را به نایب امام در هر عصر رجوع دادهاند و تكاليف نشر دين (تربيت) و بقاي دين (سياست) را به او سپرده و همه را به اطاعت او فراخواندهاند.
در عصر غيبت؛ مردمان از درك «حضور مربي اكبر» محرومند، ولی امكانات هدايت از جمله عالم رباني در اختیار هست. يكي از آثار عمده حجت(ص)اگر چه خود در پرده غيبت به سر برد، همين جريان نيابت است، زيرا مردم با رجوع به عالم ربّاني در خط دين قرار میگيرند و به ديانت و هدايت میرسند. معلوم است كه رجوع به عالم رباني، در عصر غيبت به اعتبار نيابت او از امام است. پس نقش سازنده و بزرگ عالمان سترگ شيعه، در سرتاسر اعصار غيبت، اثري است از آثار وجود حجت بالغه الهي و شعاعي است از اشعه آن خورشيد ازلي.
در این میان، در شناخت اين اصل ديني (نيابت در عصر غيبت)، اهميت بسيار دارد، توجه به ابعاد تكليفي اين مقام است، و كسي كه در عصر غيبت كبري، در رأس جامعه تشيع، قرار میگيرد، امام است. و نایب امام، بايد به همانگونه كه ائمه طاهرين(ص)عمل میكردهاند عمل كنند. ائمه در رابطه با جامعه شيعه، رفتار تشكيلاتي داشتهاند. اينگونه نبوده است كه مردم به امام مراجعه كنند و مسائلي بپرسند و باز گردند.
امام چون در رأس جامعه تشيّع قرار داشت، هشیارانه به سازماندهي تشکیلاتی برای حفظ موجوديت تشيّع و نشر و گسترش آموزههای آن میپرداخت. پدید آمدن مسئله سفارت در عصر غيبت صغري را نيز در همین راستا باید ارزیابی کرد وجود فاصله میان غيبت صغري تا غيبت كبري برای اين بود تا مردم به مرور با رهبري نيابي انس بگيرند.
هستههاي مركزي اجتماع شيعه به گونهای اداره شوند که در دوران غيبت كبري سر پا بایستند. اين سازوکار تشكيلاتي بسيار نیرومند و عميق نشان میدهد که رفتار ائمه با جامعه شيعه، تنها رفتار يك معلم ساده نبود، بلكه خود را در قالب رفتار مدير و رهبری جامع نشان میداد. عالم ديني نیز كه نایب امام میشود، در همه اين ابعاد، ولايت ظاهري امام را دارد؛ يعني همان وظيفهای كه امام در عصر حضور بر عهده دارد، در عصر غيبت بر عهده وليّ فقيه است تا اين بار امانت را بر دوش كشد و هنگام ظهور مصلح جهاني، به حضرت بقيةالله الأعظم تقديم كند.
ساماندهی اقتصاد
همه انقلابها و اصلاحها براي گسترش يافتن و باقي ماندن، نيازمند هزينهاند. جامعه و افراد انسانی نيز در مواردي نيازمند كمك مالي هستند. به طور کلی، همه ابعاد جامعه براي پیشرفت و تكامل به هزينه نیاز دارد. بنابراين، بقا و تكثير ثروتهاي سودمند عمومي، در ميان جامعه دینی، جزو وظايف همگانی است. يكي از ابعاد مقاومت، همين توانمندي مالي است.
قرآن كريم، مال را مايه «قوام» شمرده است و میفرمايد:«وَلاَ تُؤْ تُوا السُّفَهَاءَ اَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامِاً»؛
اموالي را كه خدا قوام زندگي شما را به آن مقرر داشته است به تصرف سفيهان ندهيد، حفظ دين و فرهنگ و مظاهر دینی و همچنین گسترش و تبليغ آن، نيازمند قدرت مالي و اقتصادي است. اعضای جامعه دینی بايد بكوشند با كار حلال، به توانگری دست یابند و آن را، هنگام ضروت، در خدمت نشر دين خدا و آرمانهاي والاي انساني به كار گيرند.
نزول رحمت از آسمان و خروج نعمتهاي خدا از زمين
يحيي بن علاء رازي روايت میكند كه از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:يَنْتَبِجُ اللَّهَ فِي هَذِ هِ الْاُ مَهِِ رَجُلا"ِمِنّي وَاَنَا مِنْهُ يَسُوقُ اللَّهُ بِهِ بَرِكَاتَ السَّمَوَاتِ وَالْاَرْضِ فَتُنْرِلَ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ يُخْرِجَ الْاْ رْضُ بَدْرَهَا وَ تَاَمَنُ و َوُحُوشُهَا وَسَبَاعُهَا وَ يَمْلَاُْ الْاَ رْضَ قِسْطاً وَ عَدْ لاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً وَ يَقْتُلُ حَتَّي يَقُولَ الْجَاهِلُ لَو كَانَ هَذَا مِنْ ذُرِيَهَ مُحَمَّدٍ لَرَحمَ.
خداوند در اين امت، مردمي پديد آورد كه او از من و من از او باشم. خداوند به خاطر او، بركات آسمان و زمين را به مردم روزي كند. آسمان، باران نافع خود را به موقع فرو ريزد و زمين، بذر خود را بيرون دهد و همه درندگان در امان باشند. او زمين را پر از عدل و داد كند، چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. او دشمنان خدا را چنان به قتل میرساندكه نادانان میگويند اگر اين مرد از نسل پیامبر اكرم(ص)بود، به مردم رحم میكرد.
خداوند به بركت وجود آن يگانه مصلح جهاني، تمام نعمتهاي خود را از آسمان و زمين ظاهر میكند و باران رحمتش را چنان بر زمينهاي تفتيده میبارد تا در دل زمين نفوذ كند و تمام بذرها بر زمين به ثمر بنشيند. در آن زمان از بارانهاي سيلآسا ديگر خبري نخواهد بود.
عدالت حضرت مهدي(عج)
در احاديث است كه مهدي(ص)اموال را برابر تقسيم میكند که اين، شيوه پيامبر و ائمه اطهار است، در همين مورد، ابو سعيد خذري روايت میكند كه پيامبر اكرم(ص)فرمود: اُبَشِّرُكُمْ بِالْمَهْدِي... يُقَسِّمُ الْمَالَ صَحَاحاٌ.
شما را مژده میدهم به آمدن مهدي... مهدي(ص)مال را به صورت «صحاح» تقسيم میكند.
مردي از پيامبر پرسيد: صحاح چيست؟ پيامبر فرمود: «سويه ميان همه».
امام باقر(ع) فرمود:وَيُسَوِّيَ بَينَ النَّاسِ، حَتَّي لَا تَرَي مُحْتَاجاٌ اِلَي الزَّكَاةِ.
مهدي، اموال را ميان مردم چنان به تساوي قسمت میكند تا ديگر محتاجي نیست تا به او زكات دهند.
فراوانی نعمت
رسول گرامي اسلام درباره با وضعيت اقتصادي مردم در زمان حكومت مصلح جهاني فرمود:
تَنعُم اُمَّتِيِِ دُنياهُ تَعيماٌ لَم تَنعُم مٍٍِثلَه ُقَطُ، البّرُّ مِنهُموَالفَاجِرُ وَالمَالُ كُدُوسً، يَا تيِهِ الرَجُلُ فَيَحثُولَهُ.
در دولت او، مردم چنان در رفاه و آسايش به سر میبرند كه هرگز نظير آن ديده نشده است. مال به قدري فراوان میشود كه هر كس نزد او بيايد، اموال فراواني زير پايش میريزد.
كَلاَمُّهُ وَ صَمتَهُ.
خوشا به حال كسي كه كار، دوستي، خشم، گرفتن و واگذاردن، سخن گفتن و خموشياش را براي خدا خالص گرداند.
وظيفه علما در عصر غیبت
علما و دانشمندان درباره با ظهور آخرين ذخيره الهي حجت حق، وظيفه سنگيني بر عهده دارند. آنها بايد علم خود را ظاهر كنند و كساني را كه نسبت به مسئله ظهور آگاهي ندارند، آگاه سازند و طريقه برخورد با مخالفان را به مردم بياموزند تا حيران و گمراه نشوند.
از امام علي النقي(ع) روايت است كه فرمود:اگر نباشد به بركت علمایي كه در زمان غایب بودن حضرت قائم(عج)، مردم را به سوي آن حضرت دعوت میكنند و شبهات ملحدين را با دليلهاي محكم رفع میکنند و عوام ضعيف را از دام شيطان و دشمنان دين نجات میدهند، هر آينه، تمام مردم گمراه شوند و از دين برگردند، ولی اين علما، دلهاي ضعيف شيعيان را نگاه میدارند، چنانكه صاحب كشتي، سكّان كشتي را نگاه میدارد و اين طايفه نزد خدا از هر كسي بهترند.
از امام صادق(ع) روايت است كه فرمود:اَلرَاويَّهُ لِحَدِيثِنَا يُشدِدُ بِهِ قُلُوبَ شيِعَتِنَا اَفضَلَ مِن اَلفِ عَابِدٍ.
آن كسي كه حديث ما را نقل میكند و دلهاي شيعيان ما را به آن محكم میكند، از هزار عابد بهتر است.
به استناد این احاديث، هر عالمي بايد به قدر قوه خود، علمش را ظاهر سازد. در دوران غيبت، وظيفه علما به مراتب سنگينتر است و بايد تلاش كنند تا انسانها را به آيندهای روشن اميدوار سازند و نااميدي را از اذهان افراد جامعه بزدابند.
حضرت رسول اکرم(ص)فرمود:هرگاه بدعتها در ميان امّت ظاهر شد، پس عالم باید علم خود را آشكار كند و اگر علم خود را ظاهر نكند، لعنت خداوند جل شأنه بر او باد.
حضرت صادق(ع) نیز فرمود:وَلَوْ اَدرَكتَهُ لِخِدمَتَهُ اَيَّامِ حَبَا تِي.
اگر من در زمان او (حضرت حجت) میبودم، تا زنده بودم، او را خدمت میكردم.
در حاليكه امام معصوم، خود را خادم آخرين ذخيره الهي میداند، آن هم نه براي يك مقطع خاصي، بلكه حاضر است تا آخرين لحظه حيات دنيوي، مشغول خدمتگزاري به آن حضرت باشد، در اين صورت، علما بايد با تمام وجود، همّت خود را به كار گيرند و با ارادهاي راسخ، مردم را به سوي حكومت جهاني بر اساس وعدههاي خداوند و ائمه معصوم راهنمايي كنند و براي رسيدن به اين هدف مقدس سر از پا نشناسند.
دانشمنداني كه علم خود را وسيله كسب مال و جاه و تقرّب به فرمانروايان و توجيه تجاوز آنها قرار میدهند و در برابر منكر و ستمگريها و تجاوز به احكام خدا، سکوت میکنند و قلمهايشان براي كنار زدن ظلمتها در نیام است، بايد منتظر انتقام الهي باشند. به يقين، روزي، خون مظلومان تاريخ، دامنگير آنها خواهد شد و قائم آلمحمد(ص)و يارانش، آنان را به مجازات اعمالشان خواهند رساند.
پيامبر اكرم(ص)نیز میفرمايد:صِنفَانِ مِنَ النَّاسِ اِذَا صَلَحَا صَلَحَ النَّاسُ وَ اِذَا فَسَدَا فَسَدَ النَّاسُ: اَلعُلَمَاء وَالاُمَرَاهُ.
دو صنف از امّت من هستند كه اگر آنها اصلاح شوند، مردمان اصلاح میشوند و اگر آنها فاسد باشند، مردم فاسد میشوند. آنها دانشمندان و زمامداران هستند.
وظيفه توده مردم
يكي از وظايف مهم توده مردم اين است که منتظر ظهور مصلح جهاني باشند و باور کنند كه روزي آن عدالتگستر ظهور خواهد كرد و به اين زندگي نكبتبار پایان خواهد داد. امام محمد تقي(ع) فرمود:
قائم ما آن مهدي است كه واجب است در زمان غایب بودنش، ظهور او را انتظار بکشید.
از امير المؤمنين علي عليه السلام نیز روایت است:اَفضَلَ العِبَادَهِ الصَبرٌ وَصَّمتُ وَاِنتِظَارُ الفَرَجُ.
بهترين عبادت، صبر است و خاموشي و انتظار فرج.
به علت طولاني شدن غيبت ممكن است افراد سست ايمان، مرتد شوند و به شك و شبهه بيفتند و آن را انكار كنند. بنابراین، فقط مخلصان در امر انتظار ثابت قدمند.
مردم بايد از جانب ذات اقدس الهي بخواهند شایستگی شناخت آن حضرت را به ایشان عطا کند و اين دعا را كه از حضرت امام صادق(ع) روايت شده است، با اخلاص بخوانند:اَللَّهُمَّ عَرِّفنِي نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تَعَرِّفْنِي نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِفْ نَبِيِّكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنيِ رَسُولِكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنيِ حُجَّتُكَ، ظَلَلْتُ عَنْ ديِنيِ.
خدايا ! خودت را به من معرفي كن، كه اگر تو، خودت را به من نشناساني، رسولت را نتوانم شناخت. خدايا! رسولت را به من بشناسان؛ كه اگر تو رسولت را به من نشناساني، حجتت را نمیشناسم. خدايا ! حجتت را به من بشناسان، كه تو اگر حجتت را به من نشناساني، از دين خود گمراه خواهم شد.
در اين دعا به عظمت آخرين ذخيره الهي بيشتر پي میبريم؛ چون براي شناخت حجت خدا لازم است انسان اول خودش را بشناسد و بعد نسبت به اصول خدا شناخت حاصل كند و اين شناختها مقدمه شناخت حجت خداست.
پس از شناخت منجي موعود، هواداران آن حضرت وظيفه دارند خود را با سلاحها و ابزار روز مجهز كنند تا هرگاه با اراده خداوند آن روز موعود فرا رسيد، با آمادگي كامل به ياري مولاي خويش بشتابند. پس مقدمه ياري رساندن به حضرت حجت، شناخت حق و باطل است و بعد از اين كه هدف شناسايي شد، مبارزه آغاز میشود. آن وقت است كه انسان حاضر میشود از تمامي هستي خود بگذرد تا اهداف و آرمانهايش تحقق يابد. مردم بايد فضایل و كمالات آن حضرت را در جامعه نشر دهند؛ زيرا آن جناب، ولي نعمت و واسطه در جميع نعمتهاي خداست كه به ما میرسد.
حضرت سيدالشهداء میفرمايد:هر مؤمني كه در زمان غایب بودن امام دوازدهم بر اذيت و تكذيب دشمنان صبر كند، به منزله كسي است كه در خدمت حضرت رسول(ص)با كفار جهاد كرده باشد.
دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب فتح و نصرت و ظهور آن جناب از خدا وظيفه مردم ستمديده است. براي اين عمل، ثمرات بسياري از ائمه اطهار(ص)روايت شده است. خود آن حضرت نیز فرموده است:اَكْثَرُو الدُعَاءَ بِتَعجِلِ الفَرَجَ فَاِنَّ ذَالِكَ فَرَجُكُم؛
براي تعجيل فرج من بسيار دعا كنيد؛ زيرا گشايش و فرج شما در آن است.
تولّي و تبرّي
تولّي و تبرّي جزو ضروريات دين مبين اسلام است و با رعايت اين دو اصل مهم بر استقامت مردان خدا افزوده میشود و دشمنان خدا و بشر ناامید میشوند. در عصر ظهور مردم بايد بسيار هشيار باشند؛ چون ممكن است افرادي ادعاي مهدويت كنند، همچنان كه از اول غيبت تا به حال، افراد زيادي ادعاي مهدويت كردهاند. مدعیان مهدویت در پی خلل وارد کردن به وحدت مسلمانان و ایجاد انشعاب در دين و تفرقه انداختن بين مسلمانان هستند تا دنياطلبان بر مسلمانان تسلّط پيدا كنند.
از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:اگر كسي در زمان غيبت كبري ادعا كرد كه من صاحبالامر هستم، از او چيزهايي را بپرسيد و بخواهيد كه هيچكس غير از امام نمیتواند از عهده آن بر آيد و جواب گويد.
مسئله مهم ديگری كه منتظران بايد به آن توجه كنند، اين است كه هيچكس نميتواند براي ظهور منجي موعود وقت تعيين كند. حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود:كساني كه براي آن (ظهور) وقت معين میكنند، دروغ میگويند.
از حضرت امام رضا(ع) روايت شده است:مَثَل او مَثَل قيامت است كه هيچكس از وقت آن خبر ندارد. از جمله وظايف پيروان آن حضرت، تقيه كردن است و معني تقيه كه واجب است، اين است كه شخص مؤمن در جايي كه در اِظهار حق كردن براي او خوف ضرر عقلاني به جان يا مال يا آبروي او هست، خود را نگاه دارد و اظهار حق نكند، بلكه اگر ناچار شد به جهت حفظ جان يا مال يا آبروي او هست، خود به موافقت كردن با مخالفان با زبان، با آنها موافقت كند، ولی قلب او، مخالف زبانش باشد.
يكي ديگر از اموري كه بايد مورد توجه منتظران قرار گيرد، اين است تلاش كنند در زمان غيبت آن حضرت، قساوت قلب پيدا نكنند و با ياد کردن خدا و دوري جستن از معاصي، قساوت را از خود دور سازند. خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده است:اَلَم يَانِ لِلَّذيِنَ آَمَنُو اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِاللَّهُ.
آيا وقت آن نشده است كه دلهاي مؤمنان با ياد خدا نرم شود.
از حضرت صادق(ع) نیز روايت است:اين آيه شريفه، درباره خصوص كساني نازل شده است كه در زمان حضرت حجت بن الحسن(ص)هستند.
پس منتظران منجي با اطاعت از خدا و استقامت در راه رسيدن به صلح جهاني به پيروزي حق بر باطل چشم دارند؛ چون خدا به بندگان خود چنین فرمود:جَاءَ الحَقْ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ اِنَّ لْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقَا.
امام حسين(ع) فرمود:آگاه باشيد، آنها كه در غيبت حضرت مهدي، با تحمّل رنجها و تكذيب بیدينان، بر عقيده خود ثابت میمانند، مثل كساني هستند كه با شمشير در ركاب رسول خدا جهاد كردند.
خداوند در زبان وحي به بشر چنين آموخت:رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَمَنَا.
انسانها حاضر در عصر غيبت نيز بايد ثابت ماندن در دين حق را از خداوند طلب كنند كه اين دعا، نصرت ذات اقدس الهي را در پي دارد و اگر هم منتظران در ظاهر پيروز نشوند، اجر كساني را میبرند كه در كنار پيامبر با دشمنان خدا مبارزه كردهاند.
بعثت، فرود آمدن نور است در طبيعت. غدير، تداوم حكومت نور است در زمين. عاشورا، ذبح عظيم است براي نجات دادن حكومت نور و ظهور مهدي، انفجار نور است در بینهایت ظلمت. هنگاميكه آفاق، ظلمت فرا میگيرد، نورشناسانِ نورخواه به پا میخيزند و به بيداري جامعه و آمادهسازي ياران مهدي دست میزنند، تا دست نياز به درگاه خداي بینياز بردارند و ظهور آن ذخيره الهي و منجي نهايي را بطلبند. شعار «اِنَّ اللََّهَ يَاْ مُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِحْسَان» تحقق خواهد یافت و عدل و احسان همه جا را فرا خواهد گرفت.
پس دعا میکنیم:اَللَّهُمَّ اَرَنَا الطَّلعَه الرَّشيِدَه، وَالْغَُرَّهَالحَميِدَه ْ، اَللَّهُمَّ اِنَّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فِي دُولَه ٍكَريِمَهٍ، تُعِزُّ بِهَاالاِسْلاَمِ وَاَهْلَه... .
نتيجه
سست شدن بنياد خانواده، خويشاوندي و دوستي و گسترش بیمهري و فراگير شدن فساد در تمام ابعاد، از جمله آشكار شدن زنان بیحجاب و برهنه در جامعه كه به سوي شهوتها تمایل و شتاب دارند، از ويژگيهاي آخرالزمان است.
در بعد فرهنگي جهان امروز نیز مشاهده میشود كه تقريباً اكثر مطبوعات دنيا، سينماها، مراكز فساد و فحشا، عرصه سياست، بازرگاني، فرهنگ و تعليم و تربيت جهان انحطاط فكر بشر را در پي دارد و گرايش انسان را به سوي صفات حيواني متمايل میسازد.
فرهنگ وحي مبتني بر تمام ابزار لازم براي رشد و تكامل انسان است و بشر را به قلّه شرافت و آزادگي رهنمون میسازد. اين فرهنگ به بشر عزّت و شكوفايي عطا میكند، به گونهای كه عرشيان از ديدن چنين انسانهايي به وجد میآيند. با اين فرهنگ آسماني، انسان تحت تأثير جلوههاي اخلاص، عدالتخواهي و بندگي خدا قرار میگيرد.
ظهور مصلح جهاني، بالاترين و والاترين ارزشها و آموزههاي متعال انساني و اجتماعي را به ارمغان میآورد و مردم را به حفظ ارزشها و پایبندی به تعهدها فرا میخواند. انتظار ظهور، عرصه جاودانه تجلي پيوند حيات و عدل، حماسه و رسالت، ايمان و پايداري، آزادگي و شرف، اعتقاد و جهاد، نماز و عدالت، ديانت و آدميت، عينيت و عرفان در همه عصرهاست.
حضرت مهدي(ص)هنگامي زمام امور را به دست میگيرد كه دنيا، وارث انبوهي از نابسامانيهاست، هالهای از ويراني بر دنيا سايه افكنده و ناامني همه جا را فرا گرفته باشد. شهرها در اثر جنگ به ويرانهای تبديل گشته و نابودي كشتزارها، كمبود ارزاق را به دنبال داشته باشد.
فرق بنيادين پیشرفت در روزگار حضرت مهدي(ص)با جهان كنوني در اين است كه در روزگار ما، پیشرفت علم و صنعت در جهت سقوط فرهنگ و اخلاق و جامعه بشري است و انسانها هر چه از نظر دانش، پیشرفت میكنند، از صفات اخلاقي و انساني بيشتر فاصله میگيرند و به فساد و تباهي و كُشتار روی میآورند؛ چون علم بشر عصر حاضر بدون تهذيب نفس است، ولي در روزگار حضرت مهدي(عج)، بشر در عين اینکه به بالاترين درجه رشد علمي و صنعتي میرسد، به همان اندازه، بلكه بيشتر، به تعالي اخلاق و كمال انساني نزديك میشود.


