کرامت انسان در دولت مهدوی
محسن حسنزاده
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
انسان از ابتدای خلقتش واژه و مفهومی به نام کرامت را با خود به همراه داشته است. دین مبین اسلام به این سهم توجه ویژهای مبذول داشته است و مفاهیمی عمیق در باب کرامت در متون غنی اسلامی موجود میباشد اما تنها اسلام نیست که از کرامت انسان سخن میگوید بلکه ادیان الهی و حتی بعضاً غیرالهی نیز با عمق کمتری که نشان از عمق کمفکر مردم آن دوران میباشد نیز نتوانستهاند کرامت انسان را نادیده بگیرند.
همانطور که میدانیم سطح فکر مردم برای درک موضوع مهمی همچون کرامت، بسیار پایین بود فلذا عمل انسانها در آن دوران منطبق بر اصول والای انسانی نبود و تنها عدة کمی راه حق مییافتند و این در حالی بود که هزاران نبی و رسول و مبلغ در سرتاسر جهانله کرامت بانگ برداشته بودند و به ترویج این مسئلة عظیم میپرداختند.
کار بدانجا رسید که همان عدة قلیلی که راه حق مییافتند و در میان خیل عظیم ایمانآورندگان ظاهری، ایمان حقیقی و در نتیجه کرامت حقیقی داشتند با انحراف مطالب دینی و در حقیقت تحریف دین، گمراه شده و بین دو راهی کرامت و لئامت، آگاهانه یا ناآگاهانه مسیر غلط لئامت را پیمودند فلذا لازم بود خداوند دوباره مطالب فراموش شدة قبلی را بازگو کند، البته برای آخرین بار؛ پس آخرین رسولش را به سوی مردم فرستاد.
ظهور اسلام آنهم در آن شرایط و موقعیت انسانها نقطه عطفی بود برای مردم جهان تا طعم شیرین کرامت فراموش شدة خود را دوباره بچشند. اسلام با کتاب آسمانی قرآن و مطالب نورانی آن نمودار نزولی سطح کرامت در جامه را به یک نمودار صعودی تبدیل کرد و با عبارت «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» خط بطلان کشید بر تمامی ضد کرامتها و هر گونه امتیاز را متعلق به همة مردم معرفی کرد.
اسلام با ظهور خود مردم را متوجه به کرامت ذاتیشان نمود و آنها تشویق به کسب کرامت اکتسابی کرد. عقیدهای که اسلام بر آن تکیه دارد، عقیدهای ژرف و شگفت است که آن را در قالب سخن خدا در قرآن چنین بیان میکند که «و نفخت فیه من روحی».
اسلام با این سخن همه را مکرم نمود نه فقط عدة خاصی که آن هم اکثراً توسط مردم گمراه مطرح میشد دین عقلی اسلام، ظهور کرد تا آگاهیها را در افکار مردم وارد کند و جهل و ناآگاهی را از آنها بگیرد و از این طریق کرامت را به انسان بیاموزد. دین اسلام با ترویج توحید حقیقی، کرامت نامحدود را مطرح کرد و از این عامل سکوی پرشی ساخت برای آنهایی که دوست دارند نامحدود باشند.
سلوک انسان و صعود وی و نیروی بالقوة وجودی او در اسلام شناسایی شده و راه رسیدن به کرامت برای وی روشن شد. اما دین، ما را از این حد هم بالاتر میبرد. اسلام با بیان آنچه اتفاق خواهد افتاد، پایان جهان را نیز برای انسان ترسیم نموده است. اما در این میان چه اتفاقی روی خواهد داد که اسلام نیروی آخرینش را و ذخیرة خدا را به صحنه خواهد آورد و او چه خواهد کرد؟
جواب این سوال را دیگر نیازی نیست فقط بنویسیم و بخوانیم چرا که میتوانیم آن را با چشم خود ببینیم. اما سوال اول را با چشم سر و جواب سوال دوم را با چشم باطن میتوانیم ببینیم. اما سوال اول در فاصلة ظهور اسلام تا پایان ظاهری این نوع زندگی در جهان چه اتفاقاتی خواهد افتاد که خدا با آمدن منجی آن را اصلاح خواهد کرد.
با اندک دقتی در وضع کرامت در جهان امروز به جواب این سوال خواهیم رسید. انسان امروز با دور شدن از فطرت و طبیعت خود کرامت خود را نفی میکند. اخلاق در جوامع مورد توجه قرار نمیگیرد و همین عامل سبب میشود سطح کرامت انسانی به میزان قابل توجهی پایین بیاید.
انسان امروز یعنی ظهور انسان دیروز در یک برهة زمانی دیگر با این تفاوت که علمش بالا رفته است و عقلش نه. خانوادة امروز به جای تولید کرامت و انتشار آن در جامعه خود مکانی برای نقض کرامت شده است. مکان زندگی افراد بیش از نوع تفکراتشان اهمیت یافته، تعالیم دینی زیر پا گذاشته میشود و نهایتاً معلمان انسانها به جای درس کرامت، پستی و دون صفتی را به انسان میآموزند.
امام طبق نظر اسلام وضع به این حالت نخواهد ماند. طبق نظر اسلام ذخیرة خدا خواهد آمد. اما سوال دوم، او چه خواهد کرد؟ ذخیرة خدا مهدی موعود(عج) خواهد آمد و کرامت از دست رفتة انسان را به وی باز خواهد گردانید. کرامتی که نادیده گرفته شده بود را در همة جهان به نمایش میگذارد و برای اینکه این خواستهاش را عملی کند شرق و غرب زمین را فتح میکند و دایرة حکومتش را تا همة جهان گسترش میدهد تا همه کرامت را دریابند.
خدا ذخیره خود را به سوی خلق میفرستد تا آنها را به طبیعت و فطرتشان باز گرداند و وقتی فطرت انسان به جای واقعی خود بازگشت، کرامت نیز باز خواهد گشت. موعود(عج) با آمدنش جلوگیری میکند از وقوع همة زشتیها و پلیدیها و فضائل را دوباره برای انسان به ارمغان میآورد تا میانبر دیگری باشد برای کریم شدن انسان.
امام آخرین، با برداشتن همة مانعهای سر راه کرامت انسان آخرین و پیشرفتهترین و والاترین مراحل کرامت را به انسان مینمایاند. مردمان را از فقر نجات میدهد و به رفاه و ثروت میرساند تا ذهن مردم مشغول مسائل دیگر نشود و همه فقط به پلههای صعود بیاندیشند. این خلاصهای بود از آنچه در متن اصلی تحقیق نگاشته شده بود. امید است با ظهور حضرت مهدی(عج)، امید آخرین و امیدآفرین قلوب بشر، کرامتی که بحث آن رفت را در جهان شاهد باشیم.
مقدمه
مسئلة کرامت انسان اگر چه در هزارة اخیر به آن بیشتر پرداخته شده است اما قدمت آن به اندازة قدمت بشر است و مختص مذهب، عقیده یا فرهنگ خاصی نیست بلکه از ادیان قبل از اسلام تا اسلام و مذاهب و فرقهها و حتی مملکت کفر را نیز شامل میشود.
البته روشن است که فرهنگ صحیح در همه جا قابل دسترس است اما عمل به آن و اجرای آن اکثراً دارای مشکل است لذا در طول تاریخ و در ملل مختلف توجه به کرامت انسان دارای نوسان تقریباً شدیدی بوده است.
هیچ کشور یا مذهبی نمیتواند ادعا کند که حقوق بشر و کرامت انسان توسط آنها مطرح شده است بلکه همانگونه که متذکر شدم مسئلة مهم سخن از حق و کرامت نیست بلکه عمل به آن از نظر اهمیت در مرحله بالاتری قرار دارد.
البته حقیقت امر آن است که کرامت انسان امری غیرقابل انکار است اما به علت این که عمل به آن برای افرادی در جوامع مختلف مشکل ایجاد میکند از پرداختن به آن صرفنظر میشود.
امروز به کرامت انسان به صورت کلمهای ناشناخته نگاه میکنند، حتی در ممالک اسلامی هم این مهم نادیده گرفته میشود لذا بازگشت به دورهای که در آن باور کرامت جزء لاینفک اعتقادات مردم جامعه بوده است نیازمند همکاری متخصصان، کارشناسان و مسئولان فرهنگی جامعه به طور دائمی است تا فرهنگی که در طی سالیان دچار خدشه شده، دوباره ترمیم گردد و به عنوان نمونه مورد استفادة جهانیان قرار گیرد. نکتهای که قابل تذکر است این که با پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی و قانونگذاری صحیح ایشان حقوق بشر و کرامت انسانی به خوبی در آن مشاهده گردید.
در این تحقیق سعی بر آن است تا مطالبی هر چند به طور فشرده و خلاصه ارائه شود و نظرات مختلف که توسط متفکرین جامعه اسلامی و متفکرین جوامع دیگر ارائه شده به صورتی منظم و با رعایت سیر تاریخی کرامت آورده شود. کتبی که هم اکنون در این زمینه وجود دارد اگر چه توسط اساتید برجسته نگاشته شده است ولی قادر به ارضا نیستند و نیاز پژوهشگران را به طور کامل برطرف نمیکند و حتی در بعضی ازجنبههای کرامت انسان به طور کلی مطلبی در آنها وجود ندارد.
این اثر شامل بخشهایی است که همان طور که ذکر کردم در آنها سیر تاریخی کرامت از ابتدای خلقت انسان تا جهان امروز و آیندة روشنی که انتظارش را میکشیم مطرح شده است. به انضمام آسیبشناسی دیدگاه مردم راجع به این مسئله که در جای خود دارای اهمیت است.
لازم به ذکر است که فصل چهارم این تحقیق فصل مورد نظر است. لیکن به جهت پیوستگی به مطالبی که ذکر ان رفت در ابتدای امر باید در سه فاصله زمانی قبل از ظهور آن حضرت مسائل بیان گردد و نتیجههای کلی صورت گیرد وسپس در پایان به ارتباط با فصل های قبل پرداخته شود. به عبارت دیگر سه فصل اول حکم مقدمه را برای این تحقیق دارد لیکن به جهت حجم زیاد، فصلبندی و عنوانبندی گردید و در فهرست و متن بدون ذکر کلمه مقدمه قرار گرفت.
اما ميرسيم به بخشي كه ما آن را نديدهایم ولي اوصافش را در پرتو عقل و نقل ديده و شنيدهایم. دولت مهدوي، دولتي است كه در آن كرامت از دست رفتة بشر امروز احيا ميگردد و در فصل قبل ديديم كه بشر چگونه كرامتش را ناديده گرفته است حال بايستي زماني بيايد كه بشر آگاه شود به 1. جايگاه خود و مقام خود به عنوان يك انسان، 2. جايگاه خود در جهان هستي و وظايف و حقوقش.
بررسي اين مسئله از دو جهت امكانپذير است: 1. از طريق عقلي، 2. از طريق نقلي كه ما بيشتر به مسئله نقلي ميپردازيم كه علت آن را هم ذكر خواهم نمود.
عقلي: از نظر عقلي كاملا ساده میتوان اثبات نمود كه بشر كرامت خود را روزي بدست میآورد. اگر به جهان هستي و متعلقاتش نگاه كنيم میبينيم كه هيچ چيز در آن بيهدف نيست هر چيزي در طبيعت كار مخصوصي انجام میدهد اما به حيطة كار چيزهاي ديگر تعدي نمیكند. انسان نيز در طبيعت الهي بيهوده به وجود نيامده است. او نيز همانند همة مخلوقات بايد سيري را طي كند و بيهدف و بيغايت نيست.
عقل و فطرت بر نيكي و بر حكم میكند. يعني انسان عاقل میفهمد كه نيكي بهتر از شر و بدي است. غايت جهان نيز اگر به شر ختم شود معقول نيست. هدف هستي بايد با نيكي پايان پذيرد چون در غير اين صورت هدفمندی معنا پيدا نمیكند. پس غايت انسان نيز كه جزئي از طبيعت است با خير پايان میپذيرد.
وقتي مه فهميديم بايد به خير برسيم به يك حكم كلي رسيدهایم. باز هم به عقل رجوع میكنيم و كاملترين و عقليترين نقلها را بر میگزينيم، تا با ويژگيهاي اين پايان دقيقتر آشنا شويم. عقل سليم در میيابد كه نقلهاي اسلامي، عقليترين نقلهاست. پس براي يافتن اینکه چگونه غايت هستي به نيكي ختم میشود به نقلهای اسلامي رجوع میكنيم.
بنابر تمام احاديث و تعدادي از آيات قرآن كريم كه كم هم نيستند در میيابيم كه در آخرين مرحله از اجراي امر الهي در زمين ظهور با بركت حضرت مهدي(عج) است. حضرت مهدي براي جمادات و حيوانات فايدة چنداني ندارد كه با غايت از آنها گرفته شود. ظهور حضرت مهدي(عج) براي انسان هاست.
طبق همة آنچه كه در اين تحقيق گفته شده والاترين ويژگي انسان كرامت است پس حضرت مهدي هر كاري كه انجام میدهند در جهت رساندن مردم به كرامت است. چرا كه وقتي كرامت ظهور میكند ديگر ويژگيهای نيك انساني نيز ظهور میكند براي اینکه بدانيم حضرت چگونه اين كار انجام میدهند منابع روايي بهترين منابع هستند. روشن است كه تفكرات هر شخصي در اعمال وي پديدار میگردد.
امام مهدي(عج) نيز به عنوان رئيس حكومت جهاني بعد از ظهور تفكرات خود را در حيطة حكومت پياده میكند. بنابراين توجه به كرامت انساني بايد در ويژگيهای حكومت آن حضرت ديده شود. براي اینکه تفكرات در گسترة گيتي پراكنده شود ناچار لازم است حكومت حضرت بر گسترة گيتي پراكنده باشد. پس اولين فاكتوري كه بايد حكومت حضرت مهدي داشته باشد تا بتواند انسان را به كرامت برساند جهانيبودن حكومت ايشان است. در اين مورد آيات و روايات فراواني ذكر شده است.
«قرآن درباره جهانیشدن دين اسلام میگويد:«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».
با توجه به اين آيه كه هنوز دين اسلام دين تمام مردم جهان نشده است و وعدة خداوند تخلفناپذير است بايد روزي برسد كه اين دين به تمام جهان سايه افكند و اين وعده ممكن نيست مگر با آمدن مهدي موعود كه تشكيل حكومت جهاني، دين اسلام را طبق وعدة الهي در جهان پياده میكند.
در اینجا لازم است اين نكته را متذكر شوم كه با توجه به آنچه در بخش دوم ذكر شد يعني كرامت انسان در اسلام و آنچه در بخش سوم ذكر شد يعني كرامت انسان. در جهان امروز، و با توجه به اين نكته كه حضرت مهدي همة تفكراتشان بر پايه اسلام است نتيجه میگيريم كه حضرت میخواهند كرامت انسان در اسلام را كه مردم آن را ناديده گرفته بودند، مجددا به مردم بازگردانند و چون تفكرشان تفكري اسلامي است و حكومتشان حكومتي جهاني پس دين يكپارچة مردم جهان، اسلام خواهد بود.
از همين روست كه پاية بحثهایي كه در مورد اين موضوع میشود روايات اسلامي است. مورد ديگري كه از احاديث میتوان نقل نمود اين است كه امام باقر(ع) فرمود:يفتح الله له شرق الارض وغربها؛
خداوند براي ما شرق و غرب زمين را فتح خواهد كرد.
اين مسئله كه شرق و غرب عالم براي ايشان توسط خدا فتح میشود اين منظور را میرساند كه حكومتش شرق و غرب عالم را فرا میگيرد و در نتيجه احكام اسلامي و كرامت انساني در همة جهان منتشر میشود.
در دعاي ندبه آمده است:این جامع الكلمه علي التقوي؛
كجاست آن كه سخنان را به تقوي جمع مینمايد.
اميرمؤمنان علي(ع) درباره آية 28 سوره فتح فرمود:تا جايي كه هيچ آبادي نماند مگر اینکه هر صبح و شام بانگ شهادت لااله الاالله و محمّد رسول الله در آن بلند شود.
اين مسئله نيز دلالت بر گسترش حكومت حضرت بر تمامي بلاد و كشورهاي جهان دارد. براي استناد بيشتر به چند روايت ديگر اشاره میكنيم.
پيامبر اكرم(ص) فرمود:امامان بعد از من دوازده نفرند. اولشان تو هستي يا علي و آخرينشان قائم است كه خداوند عزوجل به دست او شرق و غرب زمين را فتح میكند.
اين حديث نيز در راستاي حديث امام باقر(ع) نشانة فراگيري حكومت امام زمان بر كل كرة زمين است.
پس طبق آيات و روايات «حضرت حكومت خود را در تمام جهان گسترش میدهد» و اين همان چيزي است كه لازمة ايجاد كرامت در همة انسان و در همة نقاط زمين میباشد. اما درون ماية حكومتي حضرت نيز بايد به گونهاي باشد كه كرامت انساني را ترويج نمايد.
عقلانیت درحکومت مهدوی
عقلانيت در حكومت مهدوي يكي از دلايل كرامت انساني است كه هم كرامت ذاتي را سبب میشود و هم كرامت اكتسابي را. علت آن هم به طرق مختلف قابل بيان است. اول اینکه عقل سبب ايجاد ايمان در آدمي است و انسان با ايمان به خدا كرامت اكتسابياش افزايش میيابد. دوم اینکه انسان با عقل درمیيابد مه بايد از شيطان دوري نمايد.
دوري از شيطان هم به معني دوري از بديهاست و دوري از بديها به معني حكومت در مسير الهي است و حركت در مسير الهي سبب ايجاد كرامت میگردد. سوم اینکه انسان با عقل خود به سمت فضائل میرود و فضائل اخلاقي كرامتآور است چهارم اینکه انسان از نظر عقلي وقتي خدا را اثبات كرد باز هم به عقل رجوع میكند و میفهمد كه چنين خدايي را بايد عبادت كرد.
عبادت سبب كرامت است خصوصاً عبادتي كه معقولانه انتخاب شده باشد. پنجم انسان عاقلي كه با عقل به سمت فضائل رفته است درصدد اصلاح جامعة خويش است و از هيچ كوشش مادي و معنوي دريغ نمیكند. اين كوشش چون جزو فضائل است و مورد رضاي الهي سبب كرامت میشود.
ششم اینکه انسان عاقل با توجه به قرائن معتقد میشود به روز جزا كه نتايج بالا را در پي دارد و از همة اینها مهمتر و بزرگتر انسان با عقل خود به كرامت و بزرگواريش پي میبرد و اين آگاهي و اصلاح از كرامت خود دليلي است بر كرامت انسان. حال بايد ديد كه وضعيت عقل انسان كه مستقيماً سبب كرامت است در دولت مهدوي چگونه است.
با مراجعه به روايات و احاديث زياري كه از ائمه(ص) نقل شده است پي به جايگاه والاي عقل و بالا رفتن درجه عقل در دولت مهدوي میتوان برد. «چون مهدي موعود(عج) تشكيل حكومت میدهد و رهبري مردم را به عهده میگيرد سطح افكار و انديشه مردم به نحو چشمگيري بالا میرود و مردم از پرتو وجود او تكامل عقلي و علمي پيدا میكنند»
ممكن است اين سوال پيش آيد كه مگر عقل بشر هم اكنون پيشرفته نيست و در حال جلو رفتن نيست؟ بايد گفت البته اين گونه است ولي اين رشدي كه میبينيم رشد علمي است و با رشد عقلي فرق میكند. «قبل از ظهور مردم به پيشرفتهاي علمي چشمگيري دست میيابند اما رشد علمي توازي با رشد عقلي آنان ندارد از اين رو علم آنها بيش از عقل آنان است.»
«يكي از تحولات مهم عصر ظهور رهايي پرندة عقل از قفس هواهاي نفساني است و با اين آزادي است كه عقل ها رشد میكنند و هم چنين زمينههاي طبيعي رشد عقلي نظير: حضور مردم در محضر عالم و... فراهم میگردد.»
همان طور كه متذكر شدم «رواياتي است كه دلالت میكند بر آن كه امام زمان(عج) كامل كننده عقول بشر و رشددهنده افكار و اخلاق مردم است. آن هم به گونهاي كه مقام ولايت آن حضرت را بر نور عقل اثبات میكند»4براي نمونه به يكي از احاديث معروف و معتبر كه در كتب مختلف ذكر شده است اشاره میشود.
امام باقر(ع) فرمود:اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رووس العباد فجمع عقولهم و كملت به احلامهم؛
هر گاه قائم ما قيام كند خداوند دستش را بر سر بندگان قرار دهد پس عقلهايشان جمع و بردباریشان كامل گردد.
مسلم است كه پس از آن كه عقل به اعلي درجة خود برسد علوم و فنون نيز به حد بالاي خود میرسد چنان كه طبق احاديث علوم كه 27 مرحله و شاخه دارد و هنوز 2 شاخة آن شناخته شده در زمان حضرت كامل میگردد. پس از اين نظر نيز مسألة سيطره بر جهان هستي حل میشود چرا كه «وسايل اطلاعاتي آن قدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست آشكار میسازد و به حكومت مركزي تسلط كامل بر اوضاع جهان میبخشد تا به موقع و بدون فوت وقت براي حل مشكلات جهاني بكوشد و هر گونه فسادي را (عمدي و غيرعمدي) در نطفه خفه سازد.»
عدالت در حكومت مهدوي
مسئلة مهم ديگري كه از طريق احاديث میتوان فهميد اين است كه بارزترين مشخصة حكومت حضرت عدل است. در طول فصلهای گذشته به كرات راجع به اين مسئله سخن رفت كه عدالت بايد وجود داشته باشد چرا كه مويد كرامت انساني است و ظلم بايد نابود شود چرا كه مخرب كرامت انساني است.
آنچه توسط پيامبر و ائمه پيشبيني شده است اين است كه جهان قبل ظهور مهدي پر از ظلم و بيداد است يعني مردم كرامت خود را از دست داده اند و حضرت ظلم را نابود و عدالت را برقرار میسازد يعني در واقع بيكرامتي كنار میرود و كرامت انساني جاي آن را میگيرد. اما اینکه چرا قبل از ظهور جهان پر از ظلم است؟ «اين مسلم است تا كسي طعم ظلم را نچشيده باشد لذت عدالت را درك نمیكند و آن طوري كه لازم است از آن استقبال نمینمايند.
بنابراين ظهور مهدي موعود و تشكيل حكومت الهي و جهاني تا آنگاه به تعويق میافتد كه مزاج بشر براي قبول عدالت اجتماعي به معناي واقعي كلمه راپيدا كند.»
در دعاي افتتاح اين مسئله تا آن جا مهم تلقي شده است كه امام را با لقب عدل میخواند:اللهم وصل علي ولي امر كالقائم المومل و العدل المنتظر و حفد بملائكتك المقربين و ايده بروج القدس يارب العالمين.
نكتة ديگري كه میتوان راجع به عدالت ذكر نمود اين است كه عدالت مطابق فطرت آدمي است و قبلا راجع به فطرت مطالبي گفته شد. فطرت آدمي هيچ گاه اشتباه نمیكند و هر احساسي نسبت به هر چيزي كه دارد كاملا صحيح و درست است. پس عشق به عدالت كه در وجود آدمي است نيز صحيح است و اين مسئله «در درون جان هر كسي هست؛ همه از صلح و عدالت لذت میبرند.»
همان طور كه متذكر شدم فطرت صحيح است پس عدالت نيز كه امري بر مبناي فطرت است صحيح است حال لازم میگردد تا روزي بشر به فطرت خود بازگردد و آن روز طبق احاديث ما موقع ظهور مهدي و دولت مهدوي است.
در قرآن كريم نيز هدف از فرستادن پيامبران همين عدل ذكر شده و امام نيز كه از باقي ماندة نسل پيغمبر و آخرين وصي اوست بايد در جهت همين اصل حركت كنند.
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
امام باقر(ع) فرمود:وقتي مهدي خانواده ما قيام كند مال و امكانات را به طور مساوي تقسيم كرده و در ميان مردم به عدالت رفتار میكند.
پس آنچه گفته شده مويد اين است كه عدل جزء لاينكف حكومت حضرت مهدي است و چون لازمة كرامت است، حكومت حضرت رو به سوي كرامت انسان دارد.
راجع به عدل حضرت مهدي احاديث و دلائل عقلي و نقلي فراوان ديگري وجود دارد كه براي جلوگيري از اطالة كلام از نقل آنها خودداري كرده به همين مقدار بسنده میكنيم.
امنيت در حكومت مهدوي
يكي از مسائلي كه در كرامت انسان در اسلام مطرح شده مسئله امنيت يود، كه دليلي بر كرامت انسان است و گفته شد كه وقتي امنيت نباشد ويژگيهای انساني به مرحلة بروز و ظهور نخواهد رسيد و در نتيجه كرامت انساني ناديده گرفته میشود.
يكي از مسائلي كه راجع به روش حكومت حضرت مهدي(عج) مطرح میشود و همين مسئلة امنيت است. اين ويژگي دليل ديگري بر كرامتآوري حكومت مهدي(عج) براي انسان میباشد. طبق موارد قبل اين مورد نيز از طريق عقلي و نقلي اثبات میشود.
اثبات عقلي اين مسئله همانند موارد قبل است يعني انسان فطرتاً نياز و حب به امنيت دارد و اين حس نشأت گرفته از فطرت بايد روزي به مرحله ظهور برسد چرا كه خداوند اين حس را در فطرت نهاده است و در كار خدا بحثي نيست.
اما از نظر نقلي هم مسئله به همين جا ختم میگردد. طبق روايات متواتري كه از ائمه(ص) رسيده است امام زمان، حكومتي داراي امنيت خواهند ساخت.
امام صادق فرمودند:هرگاه حضرت قائم قيام كند به عدالت حكم میكند و در زمان او ظلم و ستمگري برچيده میشود به وسيلة آن حضرت امنيت در راهها برقرار میگردد و زمين بركاتش را بر میآورد و هر حقي به حقدار میرسد.
به طور كلي اگر بر جامعهای امنيت حاكم نباشد؛ مردم آن به هيچ يك از اهداف خود نخواهند رسيد و همة افكار مردم صرف آن میشود كه به نوعي از خود دفاع كنند چه دفاع از اعتقادات خود و چه دفاع از جان و مال خود اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:اگر قائم ما قيام كند آسمان باران خود را فرو میريزد و زمين گياه خود را میروياند و كينه و دشمني از دل بندگان رخت بر میبندد، درندگان با چهارپايان ديگر كنار میآيند و امنيت به گونهاي زياد میشود كه زن راه بين عراق و شام را میپيمايد و پاي خود را جز بر سبزه و گياه نمیگذارد و انبان (كيسه) خود را بر دوش دارد، نه درندهای او را میترساند و نه او از آن هراس دارد.
پس مشاهده كرديم كه روايات اين مسأله را نشان میدهد كه امنيت در حكومت حضرت وجود دارد و با وجود امنيت كرامت وجود خواهد داشت البته ناگفته نماند كه اين امنيت همة ابعاد امنيت را در بر میگيرد و اگر غير از اين میبود نمیتوانستيم آن را كامل بدانيم كما اینکه هم اكنون ممكن است در نقاط مختلف كره زمين امنيت وجود داشته باشد اما همة ابعاد آن در هيچ جا كامل نيست و فقط با ظهور امام زمان كامل میگردد.
وجود احاديث فراوان و نقل مكرر آنها در متوني كه راجع به اين مسأله بحث میكنند ممكن است از نظر بعضي بي فايده بيايد چرا كه بارها تكرار میگردد و ممكن است صدها كتاب آن را مورد استفاده قرارداده باشند اما بايد گفت اين گونه احاديث كه عموما نقل نقل میگردد اگر چه تكراري است اما همچون قطرة آبي است كه بر سنگ دل برخي سنگدلان فرو میريزد و آن گاه كه مكرر فرو میريزد راهي از آن سنگ میگشايد. اما بعد...
گسترش اسلام در حكومت مهدوي
در فصل قبل متذكر شديم كه تنها راه رسيدن به كرامت انساني چنگ زدن به شريعت الهي است و عقل سليم اسلام را به عنوان اكمل اديان میپذيرد. همچنین اشاره كردم كه با كمرنگشدن نقش دين در بين مردم سطح كرامت مردم پايين میآيد علت اين امر اين طور گفته شد كه چون دين و به طور خاص دين اسلام همة مفاهيمش بر پاية كرامت انساني است لذا با كمرنگي آن كرامت نابود میگردد.
با توجه به اینکه اسلام در زمان حضرت مهدي(عج) دين رسمي جهان خواهد بود و اين وعده در قرآن داده شده است و خداوند در وعدهاش تخلفي نمیكند و با توجه به اینکه هم اكنون ما شاهد اين هستيم كه پيشگوييهای ائمه تحقق يافته است و دين اسلام جايگاه واقعياش را در بين مردم پيدا نكرده لذا بايستي شخصي بيايد و اين اصل فراموش شده يعني اسلام را جهاني كند و تعاليمش را باز به مردم ارائه دهد تا وعدة الهي تحقق پذيرد.
در فرهنگ اسلامي كسي كه اين كار را انجام میدهد حضرت مهدي(عج) معرفي شده است. پس با آمدن آن حضرت اسلام واقعي بازگردانده میشود و چون اسلام واقعي مبتني بر كرامت انساني است میتوان گفت كه حضرت با آمدنشان كرامت را به انسان باز میگردانند.
در آيات قرآن و احاديث و دعاها نشانههايي از اين مسئله وجود دارد. روايات و دعاها و آيات همگي دلالت بر زندهشدن اسلام دارد و آيات قرآن با كنايه و دعاها و احاديث به طور مستقيم و علني اين مسئله را كه حضرت مهدي باني اين امر است بيان نمودهاند. پس جاي هيچ شكي در اين زمينه باقي نمیماند.
در دعاي ندبه آمده است:اين محيي معالم الدين واهله.
اين جمله كه در آن كلمة محيي به كار رفته به خوبي نشان میدهد كه زماني خواهد بود كه اسلام میميرد و پس از مردن زمان میآيد كه اسلام احيا میگردد.
در تفسير آية «ليظهره علي الدين كله» آمده است: با ظهور حضرت قائم اين كار انجام خواهد شد.
امام صادق(ع) فرمودند:اذا قام القائم دعي الناس الي الاسلام جديدا و هدا هم الي امر قد دثر؛
وقتي قائم قيام كرد مردم را از نو به اسلام فراخواند و آنان را به امري كه كهنه شده است رهنمون شود.
ديديم كه چگونه دين كه عامل اصلي كرامت انساني است توسط امام زمان تجديد میشود و تحريفات و كژيهایي كه بدان افزوده شده را به سمت نيستي رهسپار میسازد.
فضيلتها در حكومت مهدوي
در فصلهای قبل اشاره كرديم كه فضائل سبب كرامت و زوائل مخالف كرامت انساني است. تا زماني كه زشتيها بر زمين وجود داشته باشد و حكومت كنند، زنگ كرامت به همين حدي كه هست كه در واقع نيست، باقي خواهد ماند و كرامت انساني آن طور كه نبايست باشد نخواهد بود. چرا كه وجود زشتيها در وجود انسان، يعني اینکه انسان بگويد من از كاري كه كردم كوچكترم. انسان با انجام زشتيها و پليديها خود را كوچكتر از خود حقيقي قرار داده است.
يكي از ويژگيهای حكومت امام زمانبري شدن انسان در زمان ايشان از زشتيها و بريشدن جهان از زشتيهاست. پيش از آن كه بحث را مستند كنيم لازم است مطلبي بيان شود و آن اینکه در اين فرآيند و عمل صورت میگيرد.
1. بريشدن محيط از بدي،
2. بريشدن انسان از بدي. اگر در محيط عواملي وجود داشته كه داعي شر باشد بيم آن میرود كه انسان كرامت خود را زير پا بگذارد پس لازم است كه جهان از پليديها پاك شود و پاك شدن انسان هم كه اثري مستقيم بر كرامت دارد. بنابراين در آن زماني كه حضرت حاكم زمين میگردند همه چيز دست به دست هم میدهد تا انسان را به كرامت برساند و در زمان حضرت هيچگونه عامل مانع رسيدن به كرامت وجود نخواهد داشت.
در زمان حضرت «خوب بودن يك فرهنگ بنيادي، مستمر و تنها راه زندگي خواهد شد. امیرالمؤمنین فرمود:
يذهب السر و يبقي الخير؛
بدي میرود و خوبي میماند.
در عصر ظهور حق میآيد و باطل میرود، ايمان میآيد و كفر میرود توحيد میرود و شرك میرود. و با وجود چنين مسائلي در حكومت حضرت است كه باعث میشود به اين نتيجه برسيم كه قيام حضرت قائم براي رساندن انسان به كرامت است.
از بين رفتن زشتي و زشتكاران در حكومت مهدوي
در فصلهای قبل اشاره شد كه انسان با اعمال خود از بخشي از كرامت و گاهي از تمام كرامت خود چشمپوشي كرده است. اين انسانها كه تعداشان هم كم نيست در جوامع به طور عادي رفت و آمد میكنند و هيچ منعي بر حركات و رفتار آنها وجود ندارد.
اين مسئله سبب میشود كه افرادي موفق شدهاند كرامت و انسانيت خود را حفظ كنند تحت تأثير منفي كثرت اين گونه افراد قرار گرفته و بنياد فكري آنها كه بر اساس كرامت بوده است مبدل به بنياد فكري ناهماهنگ با افكار و ضد كرامت انساني شود. به عبارت ديگر اشخاص يك جامعه در تعامل با يكديگر از هم تأثير میپذيرند و اين تأثير گاهي مثبت و گاهي منفي است هم چنين اين تأثير گاهي پيشبيني و گاهي غيرقابل پيشبيني میباشد.
در حكومت حضرت مهدي و در روش عملكرد ايشان برخلاف حكومتهای ديگر كه ممكن است فقط يك جنبة تأثير يعني جنبة قابل پيشبيني آن را مورد منع قرار دهند. هر دو گونة تأثير با علم و آگاهي فراوان حضرت جلوگيري میشود.
به اين معنا مثلا حكومتهای امروزي اكثرا نمیتوانند تشخيص دهند كه وجود افرادي با ويژگيهای خاص خود چه تأثيري بر انسانيت انسان ها دارد اما حضرت كه بر پنهانيهای همه چيز آگاه است اين مسأله به خوبي درك میكند لذا اقدامات اوليه حضرت در جهت محو و نابود كردن افرادي است كه به طور محسوس به كرامت انساني لطمه میزنند و پس از نابودي اين افراد حضرت تأثيرات غير محسوس افراد را نيز تحت كنترل قرار میدهد و به محض ايجاد تفكر چنين تأثيراتي آنها در نطفه خفه میكند.
در احاديث و روايات به طور مكرر و فراوان اشاره شده كه حضرت زمين را از لوث وجود بدكاران پاك میكند و يا آنها را به سخت ترين حالات اجازة زندگي میدهد كه مساوي مرگ است.
امام باقر(ع) فرمودند:هر گاه قائم به پا خيزد ايمان را بر هر همه جا عرضه میكند پس اگر به طور حقيقي آن را پذيرفت (كه هيچ) و گرنه گردنش را میزند يا بايد جزيه بدهد چنان كه امروزه اهل ذمه جزيه میدهند و هميان بر كمر میبندد و آنها را از شهرها به سوي شهرهاي بزرگ میراند.
اين اقدام حضرت نمونهای است از آنچه حضرت در جهت رساندن انسانها به كمال واقعي بدون هيچ گونه مانعي و سدي، انجام میدهند.
همان طور كه در بالا ذكر شد در اين مورد روايات و آيات فراواني داريم.
آنچه كه قابل ذكر است اینکه حضرت با از بين بردن انسانهای حقير و پست دولتهای ظالم و ستمگر را نيز از بين میبرند.
امام صادق(ع) فرمود:اذاقام القائم ذهبت دوله الباطل.
محمّدبن مسلم میگويد: به امام باقر عرض كردم: تأويل اين سخن پروردگار چيست كه در سورة انفال میفرمايد: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه» حضرت فرمودند: هنوز تأويل اين آيه نيامده است پس زماني كه تأويل اين آيه فرا میرسد با كافران پيكار شود و مشركان كشته شوند تا به توحيد خداي يگانه ايمان آورند و شركي باقي نماند و اين به هنگام ظهور قائم ما اهلبيت است.
حضرت مهدي در اين راه آن قدر قاطع هستند كه حتي توبه مردم در زمان حضرت پذيرفته نيست و همة اینها بدان جهت است كه حضرت از خطرات احتمالي جلوگيري كنند. پس با توجه به آنچه ذكر شد يكي ديگر از راههاي رسيدن به كرامت برداشتن مانعها از سر راه انسان است و اين كار به دليل مشكل بودن و گستردگي از توان يك انسان عادي خارج است و حضرت با آمدنشان مانع ها را برمیدارند و يكي از اين مانعها كه كافران و منافقان جوامع هستند توسط حضرت با قاطعيت تمام نابود میشوند.
نابودي جهل و انحراف در حكومت مهدوي
يكي ديگر اقدامات حضرت مهدي(عج) كه در همين راستاي مورد بحث صورت میگيرد از بين بردن جاهلان و منحرفان جوامع است. اين ضربه و اثر كه از طرف اين گروه به جوامع و كرامت انساني جوامع وارد میآيد به مراتب بيشتر از كافران و منافقان يك جامعه میباشد و در اكثر مواقع توسط افراد جامعه احساس نمیشود و لذا بيشترين خطر از سوي جاهلاني است كه در جوامع زندگي میكنند و عقايد خود را نشر میدهند.
بنابراين لازم است در حكومتي كه قرار است طبق شواهد قبلي در آن انسان به كرامت برسد اين عامل خطرساز نيز از بين برود. از طرفي جهل نيز درجات و مراتبي دارد و حضرت همة جاهلان را از بين نمیبرد چون همة افراد بشر به استثناي معصومين و وابستگان به درياي علم الهي نسبت به مسائلي جهل دارند و هيچ كس همه چيز را درباره دنياي پيرامونش نمیداند. پس جاهلاني كه اميد بازگشتشان نيست و ضربههاي اساسي به جامعه وارد كردهاند نابود خواهند شد.
اما مردم عادي كه در طول زمان مبتلا به جهل شده اند، انحراف فكريشان توسط حضرت برطرف خواهد شد و با از بين رفتن اين انحرافات مسير انسان به سوي كرامت مسيري همواري میگردد. در اين مورد نيز احاديث و روايات فراواني داريم كه بر اين مسئله گواهي میدهند. امام علي(ع) فرمودند: «يعطف الهوي علي الهدي اذا عطفوالهدي علي الهوي و يعطف الداي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الراي» و چون مهدي در آيد، هواپرستي رابه خداپرستي بازگرداند پس از آنكه خداپرستي را به هواپرستي بازگردانده باشند و رأيها و نظرها و افكار را به قرآن بازگرداند، پس از آنكه قرآن را به رأيها و نظرها و افكار خود بازگردانده (و تأويل كرده باشند).
پس ديديم كه حضرت علاوه بر عوامل بيروني جهل با عوامل پنهاني جهل مردم مبارزه میكند و با بستر صحيح تفكرات صحيح كرامت را براي انسان به ارمغان میآورد.
رفاه اقتصادي در حكومت مهدوي
قبلاً گفته شد كه حق رفاه و آسايش از جمله حقوقي است كه با كرامت انساني است. انساني كه كرامت دارد و میتواند بالاتر و برتر از فرشتگان باشد زمنيههاي صعودي بايستي فراهم شود و يكي از اين زمنيهها رفاه و آسايش است. هم چنين گفته شد كه در جهان امروز اين آسايش تا حد زيادي از مردم سلب شده است.
يكي از مهمترين جنبههاي رفاه، رفاه اقتصادي است. چرا كه با رفاه اقتصادي تقريبا ديگر جنبههاي رفاه تا حدي براي فرد به وجود میآيد. حال بايد ديد كه رفاه اقتصادي در دولت مهدوي به چه صورت است؟ آيا اين رفاه به حدي است كه كرامت انساني را لطمه وارد نكند؟ با توجه به جنبههاي عقلي و نقلي حكومت حضرت اين مسئله كاملا مبرهن میشود كه حضرت مهدي(عج) حكومتي خواهد ساخت كه در آن افراد زير سايه رفاه اقتصادي به كرامت میرسند.
اين مسأله از جنبههاي مختلف قابل بررسي است. اولين مسئله اینکه حضرت آمدنشان اسلام را زنده خواهند نمود بنابراين احكام اسلامي كه تكيه بر به رفاه رساندن مردم دارد نيز زنده خواهد شد و مردم با رعايت اصول اسلامي به اين مسئله دست میيابند و از آنجا كه حكومت جهاني است همة مردم عالم در رفاه خواهند بود.
دوم اینکه با حكومت حضرت فضائل اخلاقي به اين مسئله نيز پرداخته میشود به اين صورت كه اعمال ثروتمنداني كه از راه نامشروع ثروتاندوزي كرده و از اين صديق به اقشار ديگر جامعه وارد میآورند قطع میشود و از طرفي فضائل اين اثر را نيز دارد كه سرمايهداران را به مرحلهای میرساند كه قادر به تحمل فقر ديگر اعضاي جامعه نيستند و در نتيجه ثروتها بين همة مردم تقسيم میگردد از طرفي گفته شد كه در حكومت مهدي(عج) انسان به كرامت خود واقف میشود و تمامي هم خود را به وسائل مادي معطوف نمیكند در نتيجه به فقرا نيز اجازه داده میشود در سطح ديگر اعضاي جامعه باشند.
سوم اینکه با تكامل عقل در دولت مهدوي انسان راههاي صحيح و آسان رسيدن به ثروت و رفاه اقتصادي را در میيابد، چهارم اینکه همان طور كه قبلا گفته شد حكومت حضرت مطابق كرامت انساني داراي عدل میباشد بنابراين با عدل حضرت فقر برداشته میشود و رفاه اقتصادي حاكم میگردد. پنجم اینکه حكومت حضرت حكومت امنيت است و امنيت اقتصادي از جمله شاخههاي رفاه است پس رفاه و امنيت اقتصادي در حومت حضرت وجود خواهد داشت.
در مورد عدل و رفاه اقتصادي امام صادق(ع) میفرمايند:ان الناس يستغنون اذا عدل بينهم.
همچنين حضرت رسول(ص) فرمودند:يكون في امتي المهدي... يتنعم امتي في زمانه يغيما لم يتنغموا مثله قط، البرو الفاجر، يرسل السماء عليهم مدرا را ولا تذخر الارض يشئا من نباتها؛
در امت من مهدي قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايي دست میيابند كه در هيچ زماني دست نيافته باشند (همه) نيكوكار و بدكار آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزي از رويدنيهای خود را پنهان ندارد.
اين مسأله از جنبة ديگري نيز قابل بررسي میباشد. قبلاً گفته شد كافران در حكومت حضرت از بين میروند و وعدة الهي يعني ارث رسيدن زمين به مستعضفين تحقق میيابد. مومنين سر تا سر عالم را فرا میگيرند و اين همان چيزي است كه سبب رفاه اقتصادي میگردد چرا كه خداوند در قرآن میفرمايد:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ».
فلذا در احاديث وارد شده راجع به حضرت مهدي(عج) مكرر شاهد اين مسئله هستيم كه به وفور نعمت اشاره كردهاند. يكي از مسائلي كه راجع به وفور نعمت آمده است مسئلة باران است كه در احاديث فراواني آن را میبينيم كه در بالا نمونهای آورده شد اما به يك حديث ديگر در اين مورد اشاره میكنيم اميرالمومنين(ع) میفرمايند:
... فريبكاري شما را از راه خدا نفريبد از روزي كه خداوند درهاي آسمان را بست قطرهای باران از آن نباريد و اگر قائم ما قيام كند آسمان باران رحمت خود را فرو میفرستد.
در نتيجة اين امر كشاورزي كه پاية نعمات يك كشور است رشد میكند و كشورها از اين نظر به استغني میرسد. دراين زمينه مطالب فراوان است كه در كتب مختلف راجع به آن بحث شده است. اما در آخر به يك حديث ديگر در اين زمينه اشاره میكنيم. از امام صادق(ع) در حديثي آمده است:
و يك مرد از شما در جستجوي كسي خواهد شد كه از مال خود به او احسان كند و ذكات مالش به او بدهد احدي را نخواهد يافت كه از او بپذيرد. مردم به آنچه خداوند به آنان از راه تفضل روزي فرموده بي نياز میشوند.
صحت و سلامتي در حكومت مهدوي
در ادامة بحثهاي قبلي، اين نكته نيز بايد مطرح شود انساني كه خداوند او را كرامت بخشيده است لياقت دارد كه از تمام ناراحتيها معصون باشد از جمله اين ناراحتيها بيماريهایي است كه نوع بشر دائماً بدان گرفتار است لذا كرامت انساني كه در دولت مهدوي به حد اعلا میرسد ايجاب میكند سلامتي نيز در حكومت مهدوي(عج) به حد اعلا وجود داشته باشد آنچه از روايات به دست میآيد اين مسئله را تأييد میكند كه در حكومت حضرت سلامتي به غايت خود میرسد كما اینکه حضرت با اصولي كه خود راجع به خود اعمال میكنند سلامتي خود را در طول غيبت طولاني خويش حفظ نمودهاند.
بنابراين يكي از اين ويژگيهای ديگر حكومت امام زمان كه رابطة مستقيمي با كرامت دارد مسئلة بالا رفتن سطح سلامتي مردم میباشد از جمله پيامدهاي اين مسئله دراز شدن عمر انسان و قابليت انسان براي شكوفا كردن استعدادها و بهرهمندي سطح بالاي كرامت است. امام صادق(ع) فرمودهاند:در هنگامي كه قائم ما قيام كند مردم در سايه فرمانروايي او عمري دراز خواهند داشت به گونهای كه براي هر شخص 1000 فرزند متولّد میشود.
امام حسين(ع) درباره حكومت مهدوي(عج) میفرمايد:هيچ نابينا، زمينگير و دردمندي بر روي زمين نمیماند مگر آنكه خداوند درد او را برطرف میسازد.
و حديث آخري كه در اين زمينه و راستا مطرح میشود اینکه امام باقر نيز همانند سخن امام حسين(ع) فرمودهاند:هر كس قائم اهلبيت مرا درك كرد اگر به بيماري دچار باشد شفا میيابد و چنان كه دچار ناتواني باشد، توانا و نيرومند میگردد.
پس بنابر آنچه گفته شد بهداشت و سلامتي در زمان حكومت حضرت مهدي زياد میشود علت اين مسئله را با توجه به وجود ويژگيهای ديگر حكومت حضرت میتوان بيان كرد به عنوان مثال از ويژگيهای حكومت حضرت عقل كامل و ظهور آن میباشد مسلم است وقتي كه عقل به حد كمال رسيد ساير جنبههاي انسان متأثر از عقل به حد كمال میرسد هم چنين قبلا گفته شد كه حضرت مهدي براي زنده كردن مفاهيم عميق و زندهكننده اسلامی قيام میفرمايند و يكي از مسائلي كه اسلام تأكيد فراوان بر آن دارد نظافت است.
كه در احكام آن قابل مشاهده میباشد بنابراين نظافت نيز به حد اكمل میرسد، سطح بهداشت بالا میرود و بيماريها كاهش میيابد و حتي نيست و نابود و ريشهكن میشود و از همه اینها مهمتر انسان در حكومت مهدوي به كرامت خود واقف میگردد و قدر وجود خود چه جسمي، چه روحي را تمام و كمال میداند و از انجام دادن اموري كه به آن دو لطمه بزنند شديدا اجتناب میكند.
از طرفي در حكومت حضرت عدل و مساوات وجود دارد و برخي از مشكلات بر سر راه بهداشت كه امروزه وجود دارد مثل قيمتهای گزاف وسائل بهداشتي درماني و يا نرخ سر به فلك كشيده بيمارستانها و يا تفكيك بيمارستانهاي خصوصي و دولتي كه در خصوصي كه امكانات بيشتري وجود دارد همه مردم قادر به استفاده نيستند و در دولتي نيز امكانات و كيفيت پايين میباشد و همه مشكلاتي بر سر راه بهداشت جوامع است كه با آمدن حضرت بر طرف میگردد.
حكومت مهدوي و بيعت با همراهان و ياران خاص
يكي از مسائلي كه جناب آقاي حكيمي در كتاب عصر زندگي مطرح نمودهاند مسئلة بيعت است كه همان طور كه خود ايشان اشاره به اين مسئله نموده اند رابطه مستقيمي با كرامت انساني دارد. در فصلهای قبل اشاره شد كه حكومت و دولت از آن مردم است و مردم بيشترين حق را در آن دارند حال از بين مردم شخصي كه از هر هظر شايسته باشد بايستي برگزيده شود، اين شخص شايستة برگزيده پس از بدست گرفتن حكومت مسئوليت سنيگيني بر عهده دارد خصوصاً در حكومت از نظر اسلام زيرا شخص موظف است كه حق كرامت انساني همه افراد زير دست خود را به طور كامل رعايت كند و اين معياري است براي تشخيص حكومت سالم و غيرسالم حال میرسيم به حكومت امام زمان(عج) نمونة شايسته برگزيده الهي كه به معناي واقعي كلمه رهبر است نيز از اين قاعده مستثني نيست و بايد حق كرامت انساني را ادا كند همان طور كه در اين فصل از جهات گوناگون بررسي گرديد.
حضرت مهدي بر اين امر اهتمام تام دارند و از هيچ كوششي دريغ نمیفرمايند. اما يكي از نمونههايي كه اسلام مطرح كرده و از ابتداي زور اسلام توسط پيامبر اكرم و ائمه ترويج میشده است مسئلة بيعت میباشد. در بيعت مسائلي نهفته شده كه داراي اهميت فراوان است بيعت در درجه اول موضوع حكمراني را مشخص میكند اما از آن مهمتر اين است كه بيعت به معني اهميت دادن به تك تك مردم و رعايت كردن كرامت انساني آن هاست كما اینکه حضرت معصومين بارها از مردم بيعت گرفتند و در مقابل بيعت هشداري است براي دستياران كه آنها نيز حقوق مردم را رعايت كنند.
در واقع بيعت رابطهای دو جانبه بر قرار میسازد كه در اين ميان كرامت انساني نقش اصلي را ايفا میكند. البته نبايد ناديده گرفت كه بيعت با كارگزاران از درجه اهميت بالاتري برخوردار است اين مسئله را به وضوح میتوان در دولت مهدوي مشاهده كرد. طبق سخن امام علي(ع) كه راجع به بيعت امام زمان با ياران خويش میباشد، تمام موارد ذكر شده در راستاي تحقق اصل كرامت انساني میباشد. دشنام ندادن به مسلمانان، هتك حرمت نكردن، هجوم نكردن به خانههاي مردم بدون اجازه، همه مواردي هستند كه مويد اين مسئلهاند كه حضرت مهدي(عج) میآيند تا انسان را به كرامت برسانند.
حديث مذكور در كتاب عصر ظهور اين گونه بيان شده است:
انه (القائم) يا خدالبيعه عن اصحابه علي ان... لا سبوا مسلما... ولايهتكواحريما محرما، و لا يهجموا منزلا و لا يضربوا احدا الا بالحق... و لا يكنزوا ذهبا و لا فضه و لابراو لا شعيرا و لا ياکلوا مال اليتيم... و لا يلبسوا الخز و لا الحرير و لا يتمنطقوا بالذهب، و لا يحسبوا طعاما من براو شعير، و يرضون القليل... و يلبسون الحسن من الثياب و يتوسدون التراب علي الخدود... و يجاهدون في الله حق جهاده و يشترط علي نفسه لهم ان يمشي حيت يمشون ويلبس كما يلبسون و يركب كما يركبون و يكون من حيث يريدون، و يرضي بالقليل و يملا الرض بعون الله عدلا كما ملئت ظلما و جورا... و لا يتخذ حاجبا و لابوابا؛
(امام) قائم با يارانش پيمان میبندد و از آنان بيعت میگيرد كه (به اين اصول عمل كنند)... مسلماني را دشنام ندهند حريمي را هتك نكنند به خانهای (بدون اجازه) هجوم نبرند، كسي را به نا حق نزنند... طلا و نقره گنج نكنند، همچنین گندم و جو (مواد غذايي) اندوخته نسازند، مال يتيمان نخورند... لباس خز و حرير (لباسهاي اشرافي) نپوشند، كمربند زرين نبندند... گندم و جو فراوردههاي خوراكي را احتكار نكنند در امور معاش به اندك بسنده كنند... لباس درشت بپوشند و (در حال عبادت) صورت بر خاك بگذارند و در راه خدا به جهادي شايسته دست يابند. (امام) خود نيز متعهد میشود كه از همان راهي كه آنان میروند برود و چون آنان لباس بپوشد و بر مركوبي مانند مركوب آنان سوار شود و چنان باشد كه آنها هستند و به اندك بسنده كند و زمين را با ياري خداي از دادگري بیا كند پس از آن كه از ستم آكنده باشد... و حاجب و درباني نگمارد.
سخن آخر
آنچه گفته شد شمهای و قطرهای بود از درياي بيكران مطالبي كه راجع به حكومت حضرت مهدي(عج) بيان شده است و تمامي آنها مطابق و تأييدكننده اصول كرامت انساني است. در پايان به طور خلاصه و فهرستوار مطالب گفته شده را بيان میكنيم: حكومت حضرت مهدي(عج) حكومتي است كه در آن طبق تفاسير و روايات و احاديث انسان به كرامت واقعي خود كه به دليل فاصله گرفتن از ارزشهاي انساني از آن دور شده است خواهد رسيد و اين نكته به دليل موقعیت سياسي امام در حكومت ايشان نمايان است.
جهانگيري حكومت، ازدياد عقل و علم مردم، برقراري عدل و انصاف كه بخش اعظم احاديث تكيه بر اين مطلب دارند، امنيت، زنده شدن مفاهيم ديني عميق، سوق دادن مردم به طور يك پارچه به سوي فضائل و دور كردن مردم از رذائل اخلاقي، نابودي ناقضان حقوق بشر و كرامت انساني، نابودي جاهلان و منحرفان در سطح بالاي انحراف فكري، تصحيح افكار ناصحيح و رفع خرافات از مردم، ايجاد رفاه و آسايش در سطوح گسترده و جهاني، بالا رفتن سطح بهداشت مردم و سلامتي مردم، تحکیم بنیان خانواده، گزینش مسئولان دیندار و پویا، انتخاب الگوهای برتر وکیفیت بالای تحصیل با افزایش قوه عقل و در نهايت رعايت اصول كرامت انساني توسط حضرت و كارگزاران دولت مهدوي عواملي است كه نشان میدهد حكومت حضرت مهدي حكومت به كرامت رساندن مردم است.
در پايان با هم قسمتي از دعاي افتتاح را زمزمه میكنيم كه:
اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاه الي طاعتك و القاده الي سبيلك و ترزقنا بها كرامه الدنيا و الاخره.
منابع و ماخذ
1. قرآن کریم.
2. نهجالبلاغه فیض الاسلام.
3. داود الهامی، آخرین امید، انتشارات مکتب اسلام، چاپ دوم: 1377.
4. رابرت ا. هیوم، ادیان زندة جهان، ترجمة عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1373.
5. جرج جرداق، امام علی صدای عدالت انسانیت، ج3و4، ترجمه سید هادی خرمشاهی، چاپ اول: 1379.
6. انجیل مقدس عهد جدید.
7. مارسل بوازار، انسان دوستی در اسلام، ترجمة دکتر محمد حسن مهدوی اردبیلی و دکتر غلامحسین یوسفی، چاپ اول: انتشارات طوس، 1362.
8. استاد مطهری، انسان و ایمان، چاپ هشتم 1371 و انتشارات صدرا.
10. اوستا کهن ترین گنجینة مکتوب ایران، ترجمه و پژوهش هاشم رضی چاپ فرض 1379.
11. واحد پژوهش انتشارات مسجد جمکران، آیین انتظار، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول 1383.
12. محمّد جواد مروجی طبسی، بامداد بشریت، انتشارات مسجد جمکران، چاپ اول 1383.
13. محمّدرضا اکبری، پرچم هدایت، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول1383.
14. سید جمالالدین حجازی، پیام امام زمان، نشر مولود کعبه، چاپ دوم 1416 ه.ق.
15. عباس قدیانی، تاریخ ادیان و مذاهب در ایران، انتشارات فرهنگ مکتوب، 1381.
16. نجمالدین طبسی، چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی(عج)، بوستان کتاب قم، 1380.
17. محمّد بستهنگار، حقوق بشر از منظر اندیشمندان، شرکت سهامی انتشار، 1380.
18. محمّدتقی جعفری، حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران،1370.
19. دکتر جمشید ممتاز، مایکل فریمن، جوست دلبروک، فالی اس. نریمان، موریس فلوری، آنتونیفرانسیس بویل، حقوق بشر در پرتو تحولات بینالمللی، ترجمة حسین شریفی طراز کوهی، چاپ اول نشر دادگستر.
20. محمّد صفوی، زن و شوهر از نظر اسلام، پارت مشهد، رمضان 1398.
21. استاد مطهری، سیری در نهجالبلاغه، چاپخانه سپهر چاپ دوم 1354.
22. محمّد حکیمی، عصر زندگی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم 1380.
23. ثقهالاسلام کلینی، اصول کافی، جلد 3و5 و ترجمة سید جواد مصطفوی، انتشارات علمیه اسلامیه.
24. شیخ عباس قمی، مفاتیحالجنان.
25. استاد مطهری، موانع و عوامل رشد در خانواده، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1360.
26. استاد مکارم شیرازی، مهدی انقلابی بزرگ، مطبوعاتی هدف، بیتا.
27. محمّدحسین طسوجی، مهدی معجزة جاودان، انتشارات لاهیجی، 1382.
28. استاد مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1353.
29. سایت www.razaneh.dowdani.net
30. سایت فرهنگی قرآن.
انسان از ابتدای خلقتش واژه و مفهومی به نام کرامت را با خود به همراه داشته است. دین مبین اسلام به این سهم توجه ویژهای مبذول داشته است و مفاهیمی عمیق در باب کرامت در متون غنی اسلامی موجود میباشد اما تنها اسلام نیست که از کرامت انسان سخن میگوید بلکه ادیان الهی و حتی بعضاً غیرالهی نیز با عمق کمتری که نشان از عمق کمفکر مردم آن دوران میباشد نیز نتوانستهاند کرامت انسان را نادیده بگیرند.
همانطور که میدانیم سطح فکر مردم برای درک موضوع مهمی همچون کرامت، بسیار پایین بود فلذا عمل انسانها در آن دوران منطبق بر اصول والای انسانی نبود و تنها عدة کمی راه حق مییافتند و این در حالی بود که هزاران نبی و رسول و مبلغ در سرتاسر جهانله کرامت بانگ برداشته بودند و به ترویج این مسئلة عظیم میپرداختند.
کار بدانجا رسید که همان عدة قلیلی که راه حق مییافتند و در میان خیل عظیم ایمانآورندگان ظاهری، ایمان حقیقی و در نتیجه کرامت حقیقی داشتند با انحراف مطالب دینی و در حقیقت تحریف دین، گمراه شده و بین دو راهی کرامت و لئامت، آگاهانه یا ناآگاهانه مسیر غلط لئامت را پیمودند فلذا لازم بود خداوند دوباره مطالب فراموش شدة قبلی را بازگو کند، البته برای آخرین بار؛ پس آخرین رسولش را به سوی مردم فرستاد.
ظهور اسلام آنهم در آن شرایط و موقعیت انسانها نقطه عطفی بود برای مردم جهان تا طعم شیرین کرامت فراموش شدة خود را دوباره بچشند. اسلام با کتاب آسمانی قرآن و مطالب نورانی آن نمودار نزولی سطح کرامت در جامه را به یک نمودار صعودی تبدیل کرد و با عبارت «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» خط بطلان کشید بر تمامی ضد کرامتها و هر گونه امتیاز را متعلق به همة مردم معرفی کرد.
اسلام با ظهور خود مردم را متوجه به کرامت ذاتیشان نمود و آنها تشویق به کسب کرامت اکتسابی کرد. عقیدهای که اسلام بر آن تکیه دارد، عقیدهای ژرف و شگفت است که آن را در قالب سخن خدا در قرآن چنین بیان میکند که «و نفخت فیه من روحی».
اسلام با این سخن همه را مکرم نمود نه فقط عدة خاصی که آن هم اکثراً توسط مردم گمراه مطرح میشد دین عقلی اسلام، ظهور کرد تا آگاهیها را در افکار مردم وارد کند و جهل و ناآگاهی را از آنها بگیرد و از این طریق کرامت را به انسان بیاموزد. دین اسلام با ترویج توحید حقیقی، کرامت نامحدود را مطرح کرد و از این عامل سکوی پرشی ساخت برای آنهایی که دوست دارند نامحدود باشند.
سلوک انسان و صعود وی و نیروی بالقوة وجودی او در اسلام شناسایی شده و راه رسیدن به کرامت برای وی روشن شد. اما دین، ما را از این حد هم بالاتر میبرد. اسلام با بیان آنچه اتفاق خواهد افتاد، پایان جهان را نیز برای انسان ترسیم نموده است. اما در این میان چه اتفاقی روی خواهد داد که اسلام نیروی آخرینش را و ذخیرة خدا را به صحنه خواهد آورد و او چه خواهد کرد؟
جواب این سوال را دیگر نیازی نیست فقط بنویسیم و بخوانیم چرا که میتوانیم آن را با چشم خود ببینیم. اما سوال اول را با چشم سر و جواب سوال دوم را با چشم باطن میتوانیم ببینیم. اما سوال اول در فاصلة ظهور اسلام تا پایان ظاهری این نوع زندگی در جهان چه اتفاقاتی خواهد افتاد که خدا با آمدن منجی آن را اصلاح خواهد کرد.
با اندک دقتی در وضع کرامت در جهان امروز به جواب این سوال خواهیم رسید. انسان امروز با دور شدن از فطرت و طبیعت خود کرامت خود را نفی میکند. اخلاق در جوامع مورد توجه قرار نمیگیرد و همین عامل سبب میشود سطح کرامت انسانی به میزان قابل توجهی پایین بیاید.
انسان امروز یعنی ظهور انسان دیروز در یک برهة زمانی دیگر با این تفاوت که علمش بالا رفته است و عقلش نه. خانوادة امروز به جای تولید کرامت و انتشار آن در جامعه خود مکانی برای نقض کرامت شده است. مکان زندگی افراد بیش از نوع تفکراتشان اهمیت یافته، تعالیم دینی زیر پا گذاشته میشود و نهایتاً معلمان انسانها به جای درس کرامت، پستی و دون صفتی را به انسان میآموزند.
امام طبق نظر اسلام وضع به این حالت نخواهد ماند. طبق نظر اسلام ذخیرة خدا خواهد آمد. اما سوال دوم، او چه خواهد کرد؟ ذخیرة خدا مهدی موعود(عج) خواهد آمد و کرامت از دست رفتة انسان را به وی باز خواهد گردانید. کرامتی که نادیده گرفته شده بود را در همة جهان به نمایش میگذارد و برای اینکه این خواستهاش را عملی کند شرق و غرب زمین را فتح میکند و دایرة حکومتش را تا همة جهان گسترش میدهد تا همه کرامت را دریابند.
خدا ذخیره خود را به سوی خلق میفرستد تا آنها را به طبیعت و فطرتشان باز گرداند و وقتی فطرت انسان به جای واقعی خود بازگشت، کرامت نیز باز خواهد گشت. موعود(عج) با آمدنش جلوگیری میکند از وقوع همة زشتیها و پلیدیها و فضائل را دوباره برای انسان به ارمغان میآورد تا میانبر دیگری باشد برای کریم شدن انسان.
امام آخرین، با برداشتن همة مانعهای سر راه کرامت انسان آخرین و پیشرفتهترین و والاترین مراحل کرامت را به انسان مینمایاند. مردمان را از فقر نجات میدهد و به رفاه و ثروت میرساند تا ذهن مردم مشغول مسائل دیگر نشود و همه فقط به پلههای صعود بیاندیشند. این خلاصهای بود از آنچه در متن اصلی تحقیق نگاشته شده بود. امید است با ظهور حضرت مهدی(عج)، امید آخرین و امیدآفرین قلوب بشر، کرامتی که بحث آن رفت را در جهان شاهد باشیم.
مقدمه
مسئلة کرامت انسان اگر چه در هزارة اخیر به آن بیشتر پرداخته شده است اما قدمت آن به اندازة قدمت بشر است و مختص مذهب، عقیده یا فرهنگ خاصی نیست بلکه از ادیان قبل از اسلام تا اسلام و مذاهب و فرقهها و حتی مملکت کفر را نیز شامل میشود.
البته روشن است که فرهنگ صحیح در همه جا قابل دسترس است اما عمل به آن و اجرای آن اکثراً دارای مشکل است لذا در طول تاریخ و در ملل مختلف توجه به کرامت انسان دارای نوسان تقریباً شدیدی بوده است.
هیچ کشور یا مذهبی نمیتواند ادعا کند که حقوق بشر و کرامت انسان توسط آنها مطرح شده است بلکه همانگونه که متذکر شدم مسئلة مهم سخن از حق و کرامت نیست بلکه عمل به آن از نظر اهمیت در مرحله بالاتری قرار دارد.
البته حقیقت امر آن است که کرامت انسان امری غیرقابل انکار است اما به علت این که عمل به آن برای افرادی در جوامع مختلف مشکل ایجاد میکند از پرداختن به آن صرفنظر میشود.
امروز به کرامت انسان به صورت کلمهای ناشناخته نگاه میکنند، حتی در ممالک اسلامی هم این مهم نادیده گرفته میشود لذا بازگشت به دورهای که در آن باور کرامت جزء لاینفک اعتقادات مردم جامعه بوده است نیازمند همکاری متخصصان، کارشناسان و مسئولان فرهنگی جامعه به طور دائمی است تا فرهنگی که در طی سالیان دچار خدشه شده، دوباره ترمیم گردد و به عنوان نمونه مورد استفادة جهانیان قرار گیرد. نکتهای که قابل تذکر است این که با پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی و قانونگذاری صحیح ایشان حقوق بشر و کرامت انسانی به خوبی در آن مشاهده گردید.
در این تحقیق سعی بر آن است تا مطالبی هر چند به طور فشرده و خلاصه ارائه شود و نظرات مختلف که توسط متفکرین جامعه اسلامی و متفکرین جوامع دیگر ارائه شده به صورتی منظم و با رعایت سیر تاریخی کرامت آورده شود. کتبی که هم اکنون در این زمینه وجود دارد اگر چه توسط اساتید برجسته نگاشته شده است ولی قادر به ارضا نیستند و نیاز پژوهشگران را به طور کامل برطرف نمیکند و حتی در بعضی ازجنبههای کرامت انسان به طور کلی مطلبی در آنها وجود ندارد.
این اثر شامل بخشهایی است که همان طور که ذکر کردم در آنها سیر تاریخی کرامت از ابتدای خلقت انسان تا جهان امروز و آیندة روشنی که انتظارش را میکشیم مطرح شده است. به انضمام آسیبشناسی دیدگاه مردم راجع به این مسئله که در جای خود دارای اهمیت است.
لازم به ذکر است که فصل چهارم این تحقیق فصل مورد نظر است. لیکن به جهت پیوستگی به مطالبی که ذکر ان رفت در ابتدای امر باید در سه فاصله زمانی قبل از ظهور آن حضرت مسائل بیان گردد و نتیجههای کلی صورت گیرد وسپس در پایان به ارتباط با فصل های قبل پرداخته شود. به عبارت دیگر سه فصل اول حکم مقدمه را برای این تحقیق دارد لیکن به جهت حجم زیاد، فصلبندی و عنوانبندی گردید و در فهرست و متن بدون ذکر کلمه مقدمه قرار گرفت.
اما ميرسيم به بخشي كه ما آن را نديدهایم ولي اوصافش را در پرتو عقل و نقل ديده و شنيدهایم. دولت مهدوي، دولتي است كه در آن كرامت از دست رفتة بشر امروز احيا ميگردد و در فصل قبل ديديم كه بشر چگونه كرامتش را ناديده گرفته است حال بايستي زماني بيايد كه بشر آگاه شود به 1. جايگاه خود و مقام خود به عنوان يك انسان، 2. جايگاه خود در جهان هستي و وظايف و حقوقش.
بررسي اين مسئله از دو جهت امكانپذير است: 1. از طريق عقلي، 2. از طريق نقلي كه ما بيشتر به مسئله نقلي ميپردازيم كه علت آن را هم ذكر خواهم نمود.
عقلي: از نظر عقلي كاملا ساده میتوان اثبات نمود كه بشر كرامت خود را روزي بدست میآورد. اگر به جهان هستي و متعلقاتش نگاه كنيم میبينيم كه هيچ چيز در آن بيهدف نيست هر چيزي در طبيعت كار مخصوصي انجام میدهد اما به حيطة كار چيزهاي ديگر تعدي نمیكند. انسان نيز در طبيعت الهي بيهوده به وجود نيامده است. او نيز همانند همة مخلوقات بايد سيري را طي كند و بيهدف و بيغايت نيست.
عقل و فطرت بر نيكي و بر حكم میكند. يعني انسان عاقل میفهمد كه نيكي بهتر از شر و بدي است. غايت جهان نيز اگر به شر ختم شود معقول نيست. هدف هستي بايد با نيكي پايان پذيرد چون در غير اين صورت هدفمندی معنا پيدا نمیكند. پس غايت انسان نيز كه جزئي از طبيعت است با خير پايان میپذيرد.
وقتي مه فهميديم بايد به خير برسيم به يك حكم كلي رسيدهایم. باز هم به عقل رجوع میكنيم و كاملترين و عقليترين نقلها را بر میگزينيم، تا با ويژگيهاي اين پايان دقيقتر آشنا شويم. عقل سليم در میيابد كه نقلهاي اسلامي، عقليترين نقلهاست. پس براي يافتن اینکه چگونه غايت هستي به نيكي ختم میشود به نقلهای اسلامي رجوع میكنيم.
بنابر تمام احاديث و تعدادي از آيات قرآن كريم كه كم هم نيستند در میيابيم كه در آخرين مرحله از اجراي امر الهي در زمين ظهور با بركت حضرت مهدي(عج) است. حضرت مهدي براي جمادات و حيوانات فايدة چنداني ندارد كه با غايت از آنها گرفته شود. ظهور حضرت مهدي(عج) براي انسان هاست.
طبق همة آنچه كه در اين تحقيق گفته شده والاترين ويژگي انسان كرامت است پس حضرت مهدي هر كاري كه انجام میدهند در جهت رساندن مردم به كرامت است. چرا كه وقتي كرامت ظهور میكند ديگر ويژگيهای نيك انساني نيز ظهور میكند براي اینکه بدانيم حضرت چگونه اين كار انجام میدهند منابع روايي بهترين منابع هستند. روشن است كه تفكرات هر شخصي در اعمال وي پديدار میگردد.
امام مهدي(عج) نيز به عنوان رئيس حكومت جهاني بعد از ظهور تفكرات خود را در حيطة حكومت پياده میكند. بنابراين توجه به كرامت انساني بايد در ويژگيهای حكومت آن حضرت ديده شود. براي اینکه تفكرات در گسترة گيتي پراكنده شود ناچار لازم است حكومت حضرت بر گسترة گيتي پراكنده باشد. پس اولين فاكتوري كه بايد حكومت حضرت مهدي داشته باشد تا بتواند انسان را به كرامت برساند جهانيبودن حكومت ايشان است. در اين مورد آيات و روايات فراواني ذكر شده است.
«قرآن درباره جهانیشدن دين اسلام میگويد:«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».
با توجه به اين آيه كه هنوز دين اسلام دين تمام مردم جهان نشده است و وعدة خداوند تخلفناپذير است بايد روزي برسد كه اين دين به تمام جهان سايه افكند و اين وعده ممكن نيست مگر با آمدن مهدي موعود كه تشكيل حكومت جهاني، دين اسلام را طبق وعدة الهي در جهان پياده میكند.
در اینجا لازم است اين نكته را متذكر شوم كه با توجه به آنچه در بخش دوم ذكر شد يعني كرامت انسان در اسلام و آنچه در بخش سوم ذكر شد يعني كرامت انسان. در جهان امروز، و با توجه به اين نكته كه حضرت مهدي همة تفكراتشان بر پايه اسلام است نتيجه میگيريم كه حضرت میخواهند كرامت انسان در اسلام را كه مردم آن را ناديده گرفته بودند، مجددا به مردم بازگردانند و چون تفكرشان تفكري اسلامي است و حكومتشان حكومتي جهاني پس دين يكپارچة مردم جهان، اسلام خواهد بود.
از همين روست كه پاية بحثهایي كه در مورد اين موضوع میشود روايات اسلامي است. مورد ديگري كه از احاديث میتوان نقل نمود اين است كه امام باقر(ع) فرمود:يفتح الله له شرق الارض وغربها؛
خداوند براي ما شرق و غرب زمين را فتح خواهد كرد.
اين مسئله كه شرق و غرب عالم براي ايشان توسط خدا فتح میشود اين منظور را میرساند كه حكومتش شرق و غرب عالم را فرا میگيرد و در نتيجه احكام اسلامي و كرامت انساني در همة جهان منتشر میشود.
در دعاي ندبه آمده است:این جامع الكلمه علي التقوي؛
كجاست آن كه سخنان را به تقوي جمع مینمايد.
اميرمؤمنان علي(ع) درباره آية 28 سوره فتح فرمود:تا جايي كه هيچ آبادي نماند مگر اینکه هر صبح و شام بانگ شهادت لااله الاالله و محمّد رسول الله در آن بلند شود.
اين مسئله نيز دلالت بر گسترش حكومت حضرت بر تمامي بلاد و كشورهاي جهان دارد. براي استناد بيشتر به چند روايت ديگر اشاره میكنيم.
پيامبر اكرم(ص) فرمود:امامان بعد از من دوازده نفرند. اولشان تو هستي يا علي و آخرينشان قائم است كه خداوند عزوجل به دست او شرق و غرب زمين را فتح میكند.
اين حديث نيز در راستاي حديث امام باقر(ع) نشانة فراگيري حكومت امام زمان بر كل كرة زمين است.
پس طبق آيات و روايات «حضرت حكومت خود را در تمام جهان گسترش میدهد» و اين همان چيزي است كه لازمة ايجاد كرامت در همة انسان و در همة نقاط زمين میباشد. اما درون ماية حكومتي حضرت نيز بايد به گونهاي باشد كه كرامت انساني را ترويج نمايد.
عقلانیت درحکومت مهدوی
عقلانيت در حكومت مهدوي يكي از دلايل كرامت انساني است كه هم كرامت ذاتي را سبب میشود و هم كرامت اكتسابي را. علت آن هم به طرق مختلف قابل بيان است. اول اینکه عقل سبب ايجاد ايمان در آدمي است و انسان با ايمان به خدا كرامت اكتسابياش افزايش میيابد. دوم اینکه انسان با عقل درمیيابد مه بايد از شيطان دوري نمايد.
دوري از شيطان هم به معني دوري از بديهاست و دوري از بديها به معني حكومت در مسير الهي است و حركت در مسير الهي سبب ايجاد كرامت میگردد. سوم اینکه انسان با عقل خود به سمت فضائل میرود و فضائل اخلاقي كرامتآور است چهارم اینکه انسان از نظر عقلي وقتي خدا را اثبات كرد باز هم به عقل رجوع میكند و میفهمد كه چنين خدايي را بايد عبادت كرد.
عبادت سبب كرامت است خصوصاً عبادتي كه معقولانه انتخاب شده باشد. پنجم انسان عاقلي كه با عقل به سمت فضائل رفته است درصدد اصلاح جامعة خويش است و از هيچ كوشش مادي و معنوي دريغ نمیكند. اين كوشش چون جزو فضائل است و مورد رضاي الهي سبب كرامت میشود.
ششم اینکه انسان عاقل با توجه به قرائن معتقد میشود به روز جزا كه نتايج بالا را در پي دارد و از همة اینها مهمتر و بزرگتر انسان با عقل خود به كرامت و بزرگواريش پي میبرد و اين آگاهي و اصلاح از كرامت خود دليلي است بر كرامت انسان. حال بايد ديد كه وضعيت عقل انسان كه مستقيماً سبب كرامت است در دولت مهدوي چگونه است.
با مراجعه به روايات و احاديث زياري كه از ائمه(ص) نقل شده است پي به جايگاه والاي عقل و بالا رفتن درجه عقل در دولت مهدوي میتوان برد. «چون مهدي موعود(عج) تشكيل حكومت میدهد و رهبري مردم را به عهده میگيرد سطح افكار و انديشه مردم به نحو چشمگيري بالا میرود و مردم از پرتو وجود او تكامل عقلي و علمي پيدا میكنند»
ممكن است اين سوال پيش آيد كه مگر عقل بشر هم اكنون پيشرفته نيست و در حال جلو رفتن نيست؟ بايد گفت البته اين گونه است ولي اين رشدي كه میبينيم رشد علمي است و با رشد عقلي فرق میكند. «قبل از ظهور مردم به پيشرفتهاي علمي چشمگيري دست میيابند اما رشد علمي توازي با رشد عقلي آنان ندارد از اين رو علم آنها بيش از عقل آنان است.»
«يكي از تحولات مهم عصر ظهور رهايي پرندة عقل از قفس هواهاي نفساني است و با اين آزادي است كه عقل ها رشد میكنند و هم چنين زمينههاي طبيعي رشد عقلي نظير: حضور مردم در محضر عالم و... فراهم میگردد.»
همان طور كه متذكر شدم «رواياتي است كه دلالت میكند بر آن كه امام زمان(عج) كامل كننده عقول بشر و رشددهنده افكار و اخلاق مردم است. آن هم به گونهاي كه مقام ولايت آن حضرت را بر نور عقل اثبات میكند»4براي نمونه به يكي از احاديث معروف و معتبر كه در كتب مختلف ذكر شده است اشاره میشود.
امام باقر(ع) فرمود:اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رووس العباد فجمع عقولهم و كملت به احلامهم؛
هر گاه قائم ما قيام كند خداوند دستش را بر سر بندگان قرار دهد پس عقلهايشان جمع و بردباریشان كامل گردد.
مسلم است كه پس از آن كه عقل به اعلي درجة خود برسد علوم و فنون نيز به حد بالاي خود میرسد چنان كه طبق احاديث علوم كه 27 مرحله و شاخه دارد و هنوز 2 شاخة آن شناخته شده در زمان حضرت كامل میگردد. پس از اين نظر نيز مسألة سيطره بر جهان هستي حل میشود چرا كه «وسايل اطلاعاتي آن قدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست آشكار میسازد و به حكومت مركزي تسلط كامل بر اوضاع جهان میبخشد تا به موقع و بدون فوت وقت براي حل مشكلات جهاني بكوشد و هر گونه فسادي را (عمدي و غيرعمدي) در نطفه خفه سازد.»
عدالت در حكومت مهدوي
مسئلة مهم ديگري كه از طريق احاديث میتوان فهميد اين است كه بارزترين مشخصة حكومت حضرت عدل است. در طول فصلهای گذشته به كرات راجع به اين مسئله سخن رفت كه عدالت بايد وجود داشته باشد چرا كه مويد كرامت انساني است و ظلم بايد نابود شود چرا كه مخرب كرامت انساني است.
آنچه توسط پيامبر و ائمه پيشبيني شده است اين است كه جهان قبل ظهور مهدي پر از ظلم و بيداد است يعني مردم كرامت خود را از دست داده اند و حضرت ظلم را نابود و عدالت را برقرار میسازد يعني در واقع بيكرامتي كنار میرود و كرامت انساني جاي آن را میگيرد. اما اینکه چرا قبل از ظهور جهان پر از ظلم است؟ «اين مسلم است تا كسي طعم ظلم را نچشيده باشد لذت عدالت را درك نمیكند و آن طوري كه لازم است از آن استقبال نمینمايند.
بنابراين ظهور مهدي موعود و تشكيل حكومت الهي و جهاني تا آنگاه به تعويق میافتد كه مزاج بشر براي قبول عدالت اجتماعي به معناي واقعي كلمه راپيدا كند.»
در دعاي افتتاح اين مسئله تا آن جا مهم تلقي شده است كه امام را با لقب عدل میخواند:اللهم وصل علي ولي امر كالقائم المومل و العدل المنتظر و حفد بملائكتك المقربين و ايده بروج القدس يارب العالمين.
نكتة ديگري كه میتوان راجع به عدالت ذكر نمود اين است كه عدالت مطابق فطرت آدمي است و قبلا راجع به فطرت مطالبي گفته شد. فطرت آدمي هيچ گاه اشتباه نمیكند و هر احساسي نسبت به هر چيزي كه دارد كاملا صحيح و درست است. پس عشق به عدالت كه در وجود آدمي است نيز صحيح است و اين مسئله «در درون جان هر كسي هست؛ همه از صلح و عدالت لذت میبرند.»
همان طور كه متذكر شدم فطرت صحيح است پس عدالت نيز كه امري بر مبناي فطرت است صحيح است حال لازم میگردد تا روزي بشر به فطرت خود بازگردد و آن روز طبق احاديث ما موقع ظهور مهدي و دولت مهدوي است.
در قرآن كريم نيز هدف از فرستادن پيامبران همين عدل ذكر شده و امام نيز كه از باقي ماندة نسل پيغمبر و آخرين وصي اوست بايد در جهت همين اصل حركت كنند.
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
امام باقر(ع) فرمود:وقتي مهدي خانواده ما قيام كند مال و امكانات را به طور مساوي تقسيم كرده و در ميان مردم به عدالت رفتار میكند.
پس آنچه گفته شده مويد اين است كه عدل جزء لاينكف حكومت حضرت مهدي است و چون لازمة كرامت است، حكومت حضرت رو به سوي كرامت انسان دارد.
راجع به عدل حضرت مهدي احاديث و دلائل عقلي و نقلي فراوان ديگري وجود دارد كه براي جلوگيري از اطالة كلام از نقل آنها خودداري كرده به همين مقدار بسنده میكنيم.
امنيت در حكومت مهدوي
يكي از مسائلي كه در كرامت انسان در اسلام مطرح شده مسئله امنيت يود، كه دليلي بر كرامت انسان است و گفته شد كه وقتي امنيت نباشد ويژگيهای انساني به مرحلة بروز و ظهور نخواهد رسيد و در نتيجه كرامت انساني ناديده گرفته میشود.
يكي از مسائلي كه راجع به روش حكومت حضرت مهدي(عج) مطرح میشود و همين مسئلة امنيت است. اين ويژگي دليل ديگري بر كرامتآوري حكومت مهدي(عج) براي انسان میباشد. طبق موارد قبل اين مورد نيز از طريق عقلي و نقلي اثبات میشود.
اثبات عقلي اين مسئله همانند موارد قبل است يعني انسان فطرتاً نياز و حب به امنيت دارد و اين حس نشأت گرفته از فطرت بايد روزي به مرحله ظهور برسد چرا كه خداوند اين حس را در فطرت نهاده است و در كار خدا بحثي نيست.
اما از نظر نقلي هم مسئله به همين جا ختم میگردد. طبق روايات متواتري كه از ائمه(ص) رسيده است امام زمان، حكومتي داراي امنيت خواهند ساخت.
امام صادق فرمودند:هرگاه حضرت قائم قيام كند به عدالت حكم میكند و در زمان او ظلم و ستمگري برچيده میشود به وسيلة آن حضرت امنيت در راهها برقرار میگردد و زمين بركاتش را بر میآورد و هر حقي به حقدار میرسد.
به طور كلي اگر بر جامعهای امنيت حاكم نباشد؛ مردم آن به هيچ يك از اهداف خود نخواهند رسيد و همة افكار مردم صرف آن میشود كه به نوعي از خود دفاع كنند چه دفاع از اعتقادات خود و چه دفاع از جان و مال خود اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:اگر قائم ما قيام كند آسمان باران خود را فرو میريزد و زمين گياه خود را میروياند و كينه و دشمني از دل بندگان رخت بر میبندد، درندگان با چهارپايان ديگر كنار میآيند و امنيت به گونهاي زياد میشود كه زن راه بين عراق و شام را میپيمايد و پاي خود را جز بر سبزه و گياه نمیگذارد و انبان (كيسه) خود را بر دوش دارد، نه درندهای او را میترساند و نه او از آن هراس دارد.
پس مشاهده كرديم كه روايات اين مسأله را نشان میدهد كه امنيت در حكومت حضرت وجود دارد و با وجود امنيت كرامت وجود خواهد داشت البته ناگفته نماند كه اين امنيت همة ابعاد امنيت را در بر میگيرد و اگر غير از اين میبود نمیتوانستيم آن را كامل بدانيم كما اینکه هم اكنون ممكن است در نقاط مختلف كره زمين امنيت وجود داشته باشد اما همة ابعاد آن در هيچ جا كامل نيست و فقط با ظهور امام زمان كامل میگردد.
وجود احاديث فراوان و نقل مكرر آنها در متوني كه راجع به اين مسأله بحث میكنند ممكن است از نظر بعضي بي فايده بيايد چرا كه بارها تكرار میگردد و ممكن است صدها كتاب آن را مورد استفاده قرارداده باشند اما بايد گفت اين گونه احاديث كه عموما نقل نقل میگردد اگر چه تكراري است اما همچون قطرة آبي است كه بر سنگ دل برخي سنگدلان فرو میريزد و آن گاه كه مكرر فرو میريزد راهي از آن سنگ میگشايد. اما بعد...
گسترش اسلام در حكومت مهدوي
در فصل قبل متذكر شديم كه تنها راه رسيدن به كرامت انساني چنگ زدن به شريعت الهي است و عقل سليم اسلام را به عنوان اكمل اديان میپذيرد. همچنین اشاره كردم كه با كمرنگشدن نقش دين در بين مردم سطح كرامت مردم پايين میآيد علت اين امر اين طور گفته شد كه چون دين و به طور خاص دين اسلام همة مفاهيمش بر پاية كرامت انساني است لذا با كمرنگي آن كرامت نابود میگردد.
با توجه به اینکه اسلام در زمان حضرت مهدي(عج) دين رسمي جهان خواهد بود و اين وعده در قرآن داده شده است و خداوند در وعدهاش تخلفي نمیكند و با توجه به اینکه هم اكنون ما شاهد اين هستيم كه پيشگوييهای ائمه تحقق يافته است و دين اسلام جايگاه واقعياش را در بين مردم پيدا نكرده لذا بايستي شخصي بيايد و اين اصل فراموش شده يعني اسلام را جهاني كند و تعاليمش را باز به مردم ارائه دهد تا وعدة الهي تحقق پذيرد.
در فرهنگ اسلامي كسي كه اين كار را انجام میدهد حضرت مهدي(عج) معرفي شده است. پس با آمدن آن حضرت اسلام واقعي بازگردانده میشود و چون اسلام واقعي مبتني بر كرامت انساني است میتوان گفت كه حضرت با آمدنشان كرامت را به انسان باز میگردانند.
در آيات قرآن و احاديث و دعاها نشانههايي از اين مسئله وجود دارد. روايات و دعاها و آيات همگي دلالت بر زندهشدن اسلام دارد و آيات قرآن با كنايه و دعاها و احاديث به طور مستقيم و علني اين مسئله را كه حضرت مهدي باني اين امر است بيان نمودهاند. پس جاي هيچ شكي در اين زمينه باقي نمیماند.
در دعاي ندبه آمده است:اين محيي معالم الدين واهله.
اين جمله كه در آن كلمة محيي به كار رفته به خوبي نشان میدهد كه زماني خواهد بود كه اسلام میميرد و پس از مردن زمان میآيد كه اسلام احيا میگردد.
در تفسير آية «ليظهره علي الدين كله» آمده است: با ظهور حضرت قائم اين كار انجام خواهد شد.
امام صادق(ع) فرمودند:اذا قام القائم دعي الناس الي الاسلام جديدا و هدا هم الي امر قد دثر؛
وقتي قائم قيام كرد مردم را از نو به اسلام فراخواند و آنان را به امري كه كهنه شده است رهنمون شود.
ديديم كه چگونه دين كه عامل اصلي كرامت انساني است توسط امام زمان تجديد میشود و تحريفات و كژيهایي كه بدان افزوده شده را به سمت نيستي رهسپار میسازد.
فضيلتها در حكومت مهدوي
در فصلهای قبل اشاره كرديم كه فضائل سبب كرامت و زوائل مخالف كرامت انساني است. تا زماني كه زشتيها بر زمين وجود داشته باشد و حكومت كنند، زنگ كرامت به همين حدي كه هست كه در واقع نيست، باقي خواهد ماند و كرامت انساني آن طور كه نبايست باشد نخواهد بود. چرا كه وجود زشتيها در وجود انسان، يعني اینکه انسان بگويد من از كاري كه كردم كوچكترم. انسان با انجام زشتيها و پليديها خود را كوچكتر از خود حقيقي قرار داده است.
يكي از ويژگيهای حكومت امام زمانبري شدن انسان در زمان ايشان از زشتيها و بريشدن جهان از زشتيهاست. پيش از آن كه بحث را مستند كنيم لازم است مطلبي بيان شود و آن اینکه در اين فرآيند و عمل صورت میگيرد.
1. بريشدن محيط از بدي،
2. بريشدن انسان از بدي. اگر در محيط عواملي وجود داشته كه داعي شر باشد بيم آن میرود كه انسان كرامت خود را زير پا بگذارد پس لازم است كه جهان از پليديها پاك شود و پاك شدن انسان هم كه اثري مستقيم بر كرامت دارد. بنابراين در آن زماني كه حضرت حاكم زمين میگردند همه چيز دست به دست هم میدهد تا انسان را به كرامت برساند و در زمان حضرت هيچگونه عامل مانع رسيدن به كرامت وجود نخواهد داشت.
در زمان حضرت «خوب بودن يك فرهنگ بنيادي، مستمر و تنها راه زندگي خواهد شد. امیرالمؤمنین فرمود:
يذهب السر و يبقي الخير؛
بدي میرود و خوبي میماند.
در عصر ظهور حق میآيد و باطل میرود، ايمان میآيد و كفر میرود توحيد میرود و شرك میرود. و با وجود چنين مسائلي در حكومت حضرت است كه باعث میشود به اين نتيجه برسيم كه قيام حضرت قائم براي رساندن انسان به كرامت است.
از بين رفتن زشتي و زشتكاران در حكومت مهدوي
در فصلهای قبل اشاره شد كه انسان با اعمال خود از بخشي از كرامت و گاهي از تمام كرامت خود چشمپوشي كرده است. اين انسانها كه تعداشان هم كم نيست در جوامع به طور عادي رفت و آمد میكنند و هيچ منعي بر حركات و رفتار آنها وجود ندارد.
اين مسئله سبب میشود كه افرادي موفق شدهاند كرامت و انسانيت خود را حفظ كنند تحت تأثير منفي كثرت اين گونه افراد قرار گرفته و بنياد فكري آنها كه بر اساس كرامت بوده است مبدل به بنياد فكري ناهماهنگ با افكار و ضد كرامت انساني شود. به عبارت ديگر اشخاص يك جامعه در تعامل با يكديگر از هم تأثير میپذيرند و اين تأثير گاهي مثبت و گاهي منفي است هم چنين اين تأثير گاهي پيشبيني و گاهي غيرقابل پيشبيني میباشد.
در حكومت حضرت مهدي و در روش عملكرد ايشان برخلاف حكومتهای ديگر كه ممكن است فقط يك جنبة تأثير يعني جنبة قابل پيشبيني آن را مورد منع قرار دهند. هر دو گونة تأثير با علم و آگاهي فراوان حضرت جلوگيري میشود.
به اين معنا مثلا حكومتهای امروزي اكثرا نمیتوانند تشخيص دهند كه وجود افرادي با ويژگيهای خاص خود چه تأثيري بر انسانيت انسان ها دارد اما حضرت كه بر پنهانيهای همه چيز آگاه است اين مسأله به خوبي درك میكند لذا اقدامات اوليه حضرت در جهت محو و نابود كردن افرادي است كه به طور محسوس به كرامت انساني لطمه میزنند و پس از نابودي اين افراد حضرت تأثيرات غير محسوس افراد را نيز تحت كنترل قرار میدهد و به محض ايجاد تفكر چنين تأثيراتي آنها در نطفه خفه میكند.
در احاديث و روايات به طور مكرر و فراوان اشاره شده كه حضرت زمين را از لوث وجود بدكاران پاك میكند و يا آنها را به سخت ترين حالات اجازة زندگي میدهد كه مساوي مرگ است.
امام باقر(ع) فرمودند:هر گاه قائم به پا خيزد ايمان را بر هر همه جا عرضه میكند پس اگر به طور حقيقي آن را پذيرفت (كه هيچ) و گرنه گردنش را میزند يا بايد جزيه بدهد چنان كه امروزه اهل ذمه جزيه میدهند و هميان بر كمر میبندد و آنها را از شهرها به سوي شهرهاي بزرگ میراند.
اين اقدام حضرت نمونهای است از آنچه حضرت در جهت رساندن انسانها به كمال واقعي بدون هيچ گونه مانعي و سدي، انجام میدهند.
همان طور كه در بالا ذكر شد در اين مورد روايات و آيات فراواني داريم.
آنچه كه قابل ذكر است اینکه حضرت با از بين بردن انسانهای حقير و پست دولتهای ظالم و ستمگر را نيز از بين میبرند.
امام صادق(ع) فرمود:اذاقام القائم ذهبت دوله الباطل.
محمّدبن مسلم میگويد: به امام باقر عرض كردم: تأويل اين سخن پروردگار چيست كه در سورة انفال میفرمايد: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه» حضرت فرمودند: هنوز تأويل اين آيه نيامده است پس زماني كه تأويل اين آيه فرا میرسد با كافران پيكار شود و مشركان كشته شوند تا به توحيد خداي يگانه ايمان آورند و شركي باقي نماند و اين به هنگام ظهور قائم ما اهلبيت است.
حضرت مهدي در اين راه آن قدر قاطع هستند كه حتي توبه مردم در زمان حضرت پذيرفته نيست و همة اینها بدان جهت است كه حضرت از خطرات احتمالي جلوگيري كنند. پس با توجه به آنچه ذكر شد يكي ديگر از راههاي رسيدن به كرامت برداشتن مانعها از سر راه انسان است و اين كار به دليل مشكل بودن و گستردگي از توان يك انسان عادي خارج است و حضرت با آمدنشان مانع ها را برمیدارند و يكي از اين مانعها كه كافران و منافقان جوامع هستند توسط حضرت با قاطعيت تمام نابود میشوند.
نابودي جهل و انحراف در حكومت مهدوي
يكي ديگر اقدامات حضرت مهدي(عج) كه در همين راستاي مورد بحث صورت میگيرد از بين بردن جاهلان و منحرفان جوامع است. اين ضربه و اثر كه از طرف اين گروه به جوامع و كرامت انساني جوامع وارد میآيد به مراتب بيشتر از كافران و منافقان يك جامعه میباشد و در اكثر مواقع توسط افراد جامعه احساس نمیشود و لذا بيشترين خطر از سوي جاهلاني است كه در جوامع زندگي میكنند و عقايد خود را نشر میدهند.
بنابراين لازم است در حكومتي كه قرار است طبق شواهد قبلي در آن انسان به كرامت برسد اين عامل خطرساز نيز از بين برود. از طرفي جهل نيز درجات و مراتبي دارد و حضرت همة جاهلان را از بين نمیبرد چون همة افراد بشر به استثناي معصومين و وابستگان به درياي علم الهي نسبت به مسائلي جهل دارند و هيچ كس همه چيز را درباره دنياي پيرامونش نمیداند. پس جاهلاني كه اميد بازگشتشان نيست و ضربههاي اساسي به جامعه وارد كردهاند نابود خواهند شد.
اما مردم عادي كه در طول زمان مبتلا به جهل شده اند، انحراف فكريشان توسط حضرت برطرف خواهد شد و با از بين رفتن اين انحرافات مسير انسان به سوي كرامت مسيري همواري میگردد. در اين مورد نيز احاديث و روايات فراواني داريم كه بر اين مسئله گواهي میدهند. امام علي(ع) فرمودند: «يعطف الهوي علي الهدي اذا عطفوالهدي علي الهوي و يعطف الداي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الراي» و چون مهدي در آيد، هواپرستي رابه خداپرستي بازگرداند پس از آنكه خداپرستي را به هواپرستي بازگردانده باشند و رأيها و نظرها و افكار را به قرآن بازگرداند، پس از آنكه قرآن را به رأيها و نظرها و افكار خود بازگردانده (و تأويل كرده باشند).
پس ديديم كه حضرت علاوه بر عوامل بيروني جهل با عوامل پنهاني جهل مردم مبارزه میكند و با بستر صحيح تفكرات صحيح كرامت را براي انسان به ارمغان میآورد.
رفاه اقتصادي در حكومت مهدوي
قبلاً گفته شد كه حق رفاه و آسايش از جمله حقوقي است كه با كرامت انساني است. انساني كه كرامت دارد و میتواند بالاتر و برتر از فرشتگان باشد زمنيههاي صعودي بايستي فراهم شود و يكي از اين زمنيهها رفاه و آسايش است. هم چنين گفته شد كه در جهان امروز اين آسايش تا حد زيادي از مردم سلب شده است.
يكي از مهمترين جنبههاي رفاه، رفاه اقتصادي است. چرا كه با رفاه اقتصادي تقريبا ديگر جنبههاي رفاه تا حدي براي فرد به وجود میآيد. حال بايد ديد كه رفاه اقتصادي در دولت مهدوي به چه صورت است؟ آيا اين رفاه به حدي است كه كرامت انساني را لطمه وارد نكند؟ با توجه به جنبههاي عقلي و نقلي حكومت حضرت اين مسئله كاملا مبرهن میشود كه حضرت مهدي(عج) حكومتي خواهد ساخت كه در آن افراد زير سايه رفاه اقتصادي به كرامت میرسند.
اين مسأله از جنبههاي مختلف قابل بررسي است. اولين مسئله اینکه حضرت آمدنشان اسلام را زنده خواهند نمود بنابراين احكام اسلامي كه تكيه بر به رفاه رساندن مردم دارد نيز زنده خواهد شد و مردم با رعايت اصول اسلامي به اين مسئله دست میيابند و از آنجا كه حكومت جهاني است همة مردم عالم در رفاه خواهند بود.
دوم اینکه با حكومت حضرت فضائل اخلاقي به اين مسئله نيز پرداخته میشود به اين صورت كه اعمال ثروتمنداني كه از راه نامشروع ثروتاندوزي كرده و از اين صديق به اقشار ديگر جامعه وارد میآورند قطع میشود و از طرفي فضائل اين اثر را نيز دارد كه سرمايهداران را به مرحلهای میرساند كه قادر به تحمل فقر ديگر اعضاي جامعه نيستند و در نتيجه ثروتها بين همة مردم تقسيم میگردد از طرفي گفته شد كه در حكومت مهدي(عج) انسان به كرامت خود واقف میشود و تمامي هم خود را به وسائل مادي معطوف نمیكند در نتيجه به فقرا نيز اجازه داده میشود در سطح ديگر اعضاي جامعه باشند.
سوم اینکه با تكامل عقل در دولت مهدوي انسان راههاي صحيح و آسان رسيدن به ثروت و رفاه اقتصادي را در میيابد، چهارم اینکه همان طور كه قبلا گفته شد حكومت حضرت مطابق كرامت انساني داراي عدل میباشد بنابراين با عدل حضرت فقر برداشته میشود و رفاه اقتصادي حاكم میگردد. پنجم اینکه حكومت حضرت حكومت امنيت است و امنيت اقتصادي از جمله شاخههاي رفاه است پس رفاه و امنيت اقتصادي در حومت حضرت وجود خواهد داشت.
در مورد عدل و رفاه اقتصادي امام صادق(ع) میفرمايند:ان الناس يستغنون اذا عدل بينهم.
همچنين حضرت رسول(ص) فرمودند:يكون في امتي المهدي... يتنعم امتي في زمانه يغيما لم يتنغموا مثله قط، البرو الفاجر، يرسل السماء عليهم مدرا را ولا تذخر الارض يشئا من نباتها؛
در امت من مهدي قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايي دست میيابند كه در هيچ زماني دست نيافته باشند (همه) نيكوكار و بدكار آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزي از رويدنيهای خود را پنهان ندارد.
اين مسأله از جنبة ديگري نيز قابل بررسي میباشد. قبلاً گفته شد كافران در حكومت حضرت از بين میروند و وعدة الهي يعني ارث رسيدن زمين به مستعضفين تحقق میيابد. مومنين سر تا سر عالم را فرا میگيرند و اين همان چيزي است كه سبب رفاه اقتصادي میگردد چرا كه خداوند در قرآن میفرمايد:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ».
فلذا در احاديث وارد شده راجع به حضرت مهدي(عج) مكرر شاهد اين مسئله هستيم كه به وفور نعمت اشاره كردهاند. يكي از مسائلي كه راجع به وفور نعمت آمده است مسئلة باران است كه در احاديث فراواني آن را میبينيم كه در بالا نمونهای آورده شد اما به يك حديث ديگر در اين مورد اشاره میكنيم اميرالمومنين(ع) میفرمايند:
... فريبكاري شما را از راه خدا نفريبد از روزي كه خداوند درهاي آسمان را بست قطرهای باران از آن نباريد و اگر قائم ما قيام كند آسمان باران رحمت خود را فرو میفرستد.
در نتيجة اين امر كشاورزي كه پاية نعمات يك كشور است رشد میكند و كشورها از اين نظر به استغني میرسد. دراين زمينه مطالب فراوان است كه در كتب مختلف راجع به آن بحث شده است. اما در آخر به يك حديث ديگر در اين زمينه اشاره میكنيم. از امام صادق(ع) در حديثي آمده است:
و يك مرد از شما در جستجوي كسي خواهد شد كه از مال خود به او احسان كند و ذكات مالش به او بدهد احدي را نخواهد يافت كه از او بپذيرد. مردم به آنچه خداوند به آنان از راه تفضل روزي فرموده بي نياز میشوند.
صحت و سلامتي در حكومت مهدوي
در ادامة بحثهاي قبلي، اين نكته نيز بايد مطرح شود انساني كه خداوند او را كرامت بخشيده است لياقت دارد كه از تمام ناراحتيها معصون باشد از جمله اين ناراحتيها بيماريهایي است كه نوع بشر دائماً بدان گرفتار است لذا كرامت انساني كه در دولت مهدوي به حد اعلا میرسد ايجاب میكند سلامتي نيز در حكومت مهدوي(عج) به حد اعلا وجود داشته باشد آنچه از روايات به دست میآيد اين مسئله را تأييد میكند كه در حكومت حضرت سلامتي به غايت خود میرسد كما اینکه حضرت با اصولي كه خود راجع به خود اعمال میكنند سلامتي خود را در طول غيبت طولاني خويش حفظ نمودهاند.
بنابراين يكي از اين ويژگيهای ديگر حكومت امام زمان كه رابطة مستقيمي با كرامت دارد مسئلة بالا رفتن سطح سلامتي مردم میباشد از جمله پيامدهاي اين مسئله دراز شدن عمر انسان و قابليت انسان براي شكوفا كردن استعدادها و بهرهمندي سطح بالاي كرامت است. امام صادق(ع) فرمودهاند:در هنگامي كه قائم ما قيام كند مردم در سايه فرمانروايي او عمري دراز خواهند داشت به گونهای كه براي هر شخص 1000 فرزند متولّد میشود.
امام حسين(ع) درباره حكومت مهدوي(عج) میفرمايد:هيچ نابينا، زمينگير و دردمندي بر روي زمين نمیماند مگر آنكه خداوند درد او را برطرف میسازد.
و حديث آخري كه در اين زمينه و راستا مطرح میشود اینکه امام باقر نيز همانند سخن امام حسين(ع) فرمودهاند:هر كس قائم اهلبيت مرا درك كرد اگر به بيماري دچار باشد شفا میيابد و چنان كه دچار ناتواني باشد، توانا و نيرومند میگردد.
پس بنابر آنچه گفته شد بهداشت و سلامتي در زمان حكومت حضرت مهدي زياد میشود علت اين مسئله را با توجه به وجود ويژگيهای ديگر حكومت حضرت میتوان بيان كرد به عنوان مثال از ويژگيهای حكومت حضرت عقل كامل و ظهور آن میباشد مسلم است وقتي كه عقل به حد كمال رسيد ساير جنبههاي انسان متأثر از عقل به حد كمال میرسد هم چنين قبلا گفته شد كه حضرت مهدي براي زنده كردن مفاهيم عميق و زندهكننده اسلامی قيام میفرمايند و يكي از مسائلي كه اسلام تأكيد فراوان بر آن دارد نظافت است.
كه در احكام آن قابل مشاهده میباشد بنابراين نظافت نيز به حد اكمل میرسد، سطح بهداشت بالا میرود و بيماريها كاهش میيابد و حتي نيست و نابود و ريشهكن میشود و از همه اینها مهمتر انسان در حكومت مهدوي به كرامت خود واقف میگردد و قدر وجود خود چه جسمي، چه روحي را تمام و كمال میداند و از انجام دادن اموري كه به آن دو لطمه بزنند شديدا اجتناب میكند.
از طرفي در حكومت حضرت عدل و مساوات وجود دارد و برخي از مشكلات بر سر راه بهداشت كه امروزه وجود دارد مثل قيمتهای گزاف وسائل بهداشتي درماني و يا نرخ سر به فلك كشيده بيمارستانها و يا تفكيك بيمارستانهاي خصوصي و دولتي كه در خصوصي كه امكانات بيشتري وجود دارد همه مردم قادر به استفاده نيستند و در دولتي نيز امكانات و كيفيت پايين میباشد و همه مشكلاتي بر سر راه بهداشت جوامع است كه با آمدن حضرت بر طرف میگردد.
حكومت مهدوي و بيعت با همراهان و ياران خاص
يكي از مسائلي كه جناب آقاي حكيمي در كتاب عصر زندگي مطرح نمودهاند مسئلة بيعت است كه همان طور كه خود ايشان اشاره به اين مسئله نموده اند رابطه مستقيمي با كرامت انساني دارد. در فصلهای قبل اشاره شد كه حكومت و دولت از آن مردم است و مردم بيشترين حق را در آن دارند حال از بين مردم شخصي كه از هر هظر شايسته باشد بايستي برگزيده شود، اين شخص شايستة برگزيده پس از بدست گرفتن حكومت مسئوليت سنيگيني بر عهده دارد خصوصاً در حكومت از نظر اسلام زيرا شخص موظف است كه حق كرامت انساني همه افراد زير دست خود را به طور كامل رعايت كند و اين معياري است براي تشخيص حكومت سالم و غيرسالم حال میرسيم به حكومت امام زمان(عج) نمونة شايسته برگزيده الهي كه به معناي واقعي كلمه رهبر است نيز از اين قاعده مستثني نيست و بايد حق كرامت انساني را ادا كند همان طور كه در اين فصل از جهات گوناگون بررسي گرديد.
حضرت مهدي بر اين امر اهتمام تام دارند و از هيچ كوششي دريغ نمیفرمايند. اما يكي از نمونههايي كه اسلام مطرح كرده و از ابتداي زور اسلام توسط پيامبر اكرم و ائمه ترويج میشده است مسئلة بيعت میباشد. در بيعت مسائلي نهفته شده كه داراي اهميت فراوان است بيعت در درجه اول موضوع حكمراني را مشخص میكند اما از آن مهمتر اين است كه بيعت به معني اهميت دادن به تك تك مردم و رعايت كردن كرامت انساني آن هاست كما اینکه حضرت معصومين بارها از مردم بيعت گرفتند و در مقابل بيعت هشداري است براي دستياران كه آنها نيز حقوق مردم را رعايت كنند.
در واقع بيعت رابطهای دو جانبه بر قرار میسازد كه در اين ميان كرامت انساني نقش اصلي را ايفا میكند. البته نبايد ناديده گرفت كه بيعت با كارگزاران از درجه اهميت بالاتري برخوردار است اين مسئله را به وضوح میتوان در دولت مهدوي مشاهده كرد. طبق سخن امام علي(ع) كه راجع به بيعت امام زمان با ياران خويش میباشد، تمام موارد ذكر شده در راستاي تحقق اصل كرامت انساني میباشد. دشنام ندادن به مسلمانان، هتك حرمت نكردن، هجوم نكردن به خانههاي مردم بدون اجازه، همه مواردي هستند كه مويد اين مسئلهاند كه حضرت مهدي(عج) میآيند تا انسان را به كرامت برسانند.
حديث مذكور در كتاب عصر ظهور اين گونه بيان شده است:
انه (القائم) يا خدالبيعه عن اصحابه علي ان... لا سبوا مسلما... ولايهتكواحريما محرما، و لا يهجموا منزلا و لا يضربوا احدا الا بالحق... و لا يكنزوا ذهبا و لا فضه و لابراو لا شعيرا و لا ياکلوا مال اليتيم... و لا يلبسوا الخز و لا الحرير و لا يتمنطقوا بالذهب، و لا يحسبوا طعاما من براو شعير، و يرضون القليل... و يلبسون الحسن من الثياب و يتوسدون التراب علي الخدود... و يجاهدون في الله حق جهاده و يشترط علي نفسه لهم ان يمشي حيت يمشون ويلبس كما يلبسون و يركب كما يركبون و يكون من حيث يريدون، و يرضي بالقليل و يملا الرض بعون الله عدلا كما ملئت ظلما و جورا... و لا يتخذ حاجبا و لابوابا؛
(امام) قائم با يارانش پيمان میبندد و از آنان بيعت میگيرد كه (به اين اصول عمل كنند)... مسلماني را دشنام ندهند حريمي را هتك نكنند به خانهای (بدون اجازه) هجوم نبرند، كسي را به نا حق نزنند... طلا و نقره گنج نكنند، همچنین گندم و جو (مواد غذايي) اندوخته نسازند، مال يتيمان نخورند... لباس خز و حرير (لباسهاي اشرافي) نپوشند، كمربند زرين نبندند... گندم و جو فراوردههاي خوراكي را احتكار نكنند در امور معاش به اندك بسنده كنند... لباس درشت بپوشند و (در حال عبادت) صورت بر خاك بگذارند و در راه خدا به جهادي شايسته دست يابند. (امام) خود نيز متعهد میشود كه از همان راهي كه آنان میروند برود و چون آنان لباس بپوشد و بر مركوبي مانند مركوب آنان سوار شود و چنان باشد كه آنها هستند و به اندك بسنده كند و زمين را با ياري خداي از دادگري بیا كند پس از آن كه از ستم آكنده باشد... و حاجب و درباني نگمارد.
سخن آخر
آنچه گفته شد شمهای و قطرهای بود از درياي بيكران مطالبي كه راجع به حكومت حضرت مهدي(عج) بيان شده است و تمامي آنها مطابق و تأييدكننده اصول كرامت انساني است. در پايان به طور خلاصه و فهرستوار مطالب گفته شده را بيان میكنيم: حكومت حضرت مهدي(عج) حكومتي است كه در آن طبق تفاسير و روايات و احاديث انسان به كرامت واقعي خود كه به دليل فاصله گرفتن از ارزشهاي انساني از آن دور شده است خواهد رسيد و اين نكته به دليل موقعیت سياسي امام در حكومت ايشان نمايان است.
جهانگيري حكومت، ازدياد عقل و علم مردم، برقراري عدل و انصاف كه بخش اعظم احاديث تكيه بر اين مطلب دارند، امنيت، زنده شدن مفاهيم ديني عميق، سوق دادن مردم به طور يك پارچه به سوي فضائل و دور كردن مردم از رذائل اخلاقي، نابودي ناقضان حقوق بشر و كرامت انساني، نابودي جاهلان و منحرفان در سطح بالاي انحراف فكري، تصحيح افكار ناصحيح و رفع خرافات از مردم، ايجاد رفاه و آسايش در سطوح گسترده و جهاني، بالا رفتن سطح بهداشت مردم و سلامتي مردم، تحکیم بنیان خانواده، گزینش مسئولان دیندار و پویا، انتخاب الگوهای برتر وکیفیت بالای تحصیل با افزایش قوه عقل و در نهايت رعايت اصول كرامت انساني توسط حضرت و كارگزاران دولت مهدوي عواملي است كه نشان میدهد حكومت حضرت مهدي حكومت به كرامت رساندن مردم است.
در پايان با هم قسمتي از دعاي افتتاح را زمزمه میكنيم كه:
اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاه الي طاعتك و القاده الي سبيلك و ترزقنا بها كرامه الدنيا و الاخره.
منابع و ماخذ
1. قرآن کریم.
2. نهجالبلاغه فیض الاسلام.
3. داود الهامی، آخرین امید، انتشارات مکتب اسلام، چاپ دوم: 1377.
4. رابرت ا. هیوم، ادیان زندة جهان، ترجمة عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1373.
5. جرج جرداق، امام علی صدای عدالت انسانیت، ج3و4، ترجمه سید هادی خرمشاهی، چاپ اول: 1379.
6. انجیل مقدس عهد جدید.
7. مارسل بوازار، انسان دوستی در اسلام، ترجمة دکتر محمد حسن مهدوی اردبیلی و دکتر غلامحسین یوسفی، چاپ اول: انتشارات طوس، 1362.
8. استاد مطهری، انسان و ایمان، چاپ هشتم 1371 و انتشارات صدرا.
10. اوستا کهن ترین گنجینة مکتوب ایران، ترجمه و پژوهش هاشم رضی چاپ فرض 1379.
11. واحد پژوهش انتشارات مسجد جمکران، آیین انتظار، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول 1383.
12. محمّد جواد مروجی طبسی، بامداد بشریت، انتشارات مسجد جمکران، چاپ اول 1383.
13. محمّدرضا اکبری، پرچم هدایت، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول1383.
14. سید جمالالدین حجازی، پیام امام زمان، نشر مولود کعبه، چاپ دوم 1416 ه.ق.
15. عباس قدیانی، تاریخ ادیان و مذاهب در ایران، انتشارات فرهنگ مکتوب، 1381.
16. نجمالدین طبسی، چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی(عج)، بوستان کتاب قم، 1380.
17. محمّد بستهنگار، حقوق بشر از منظر اندیشمندان، شرکت سهامی انتشار، 1380.
18. محمّدتقی جعفری، حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران،1370.
19. دکتر جمشید ممتاز، مایکل فریمن، جوست دلبروک، فالی اس. نریمان، موریس فلوری، آنتونیفرانسیس بویل، حقوق بشر در پرتو تحولات بینالمللی، ترجمة حسین شریفی طراز کوهی، چاپ اول نشر دادگستر.
20. محمّد صفوی، زن و شوهر از نظر اسلام، پارت مشهد، رمضان 1398.
21. استاد مطهری، سیری در نهجالبلاغه، چاپخانه سپهر چاپ دوم 1354.
22. محمّد حکیمی، عصر زندگی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم 1380.
23. ثقهالاسلام کلینی، اصول کافی، جلد 3و5 و ترجمة سید جواد مصطفوی، انتشارات علمیه اسلامیه.
24. شیخ عباس قمی، مفاتیحالجنان.
25. استاد مطهری، موانع و عوامل رشد در خانواده، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1360.
26. استاد مکارم شیرازی، مهدی انقلابی بزرگ، مطبوعاتی هدف، بیتا.
27. محمّدحسین طسوجی، مهدی معجزة جاودان، انتشارات لاهیجی، 1382.
28. استاد مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1353.
29. سایت www.razaneh.dowdani.net
30. سایت فرهنگی قرآن.


