نقش آموزه انتظار در پايداري جنبشهاي اسلامي
اسماعيل دانش
چكيده
انتظار، تركيبي از ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت امام زمان(عج) است؛ به معناي چشم به راه بودن و نوعي اميد داشتن به آيندهاي است كه در آن، ظلم و بيعدالتي نباشد. انتظار، اميد داشتن به آمدن رهبري است كه جهان را پر از عدل و داد ميكند.
تفسیرهای گوناگونی درباره انتظار صورت گرفته كه عبارتند از:
1. انتظار، مذهب اعتراض؛ دامنة اعتراض و رسالت منتظران در اين نظريه روشن نشده است.
2. انتظار، مذهب احتراز؛ بر اساس اين برداشت، براي ظهور امام زمان(عج) بايد ظلم و فساد را گسترش داد و نبايد امر به معروف و نهي از منكر كرد. اين نظريه با روايات مختلف منافات دارد و با اصل مسلّم اسلام كه امر به معروف و نهي از منكر است، سازگاري ندارد.
3. انتظار، مذهب پويا؛ صحيحترين تفسير از انتظار است كه مباني آن، فطرت انسان و آيات و روايات است. انتظار پويا، نقش سازندهاي در زندگي سياسي و اجتماعي منتظران دارد كه عبارتند از: اميدواري، اصلاحطلبي، نگهباني از ايمان، عامل مقاومت و بقاي اسلام، فروريختن هيبت دنياي استكبار، توان مقاومت در برابر هر گونه انحراف و ايجاد توازن بين امید و نااميدي.
واژگان كليدی
انتظار، مذهب، اعتراض، احتراز، پويا، مقاومت، اصلاح، استكبار، منتظر.
مقدمه
انتظار، تركيبي است از ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت قطب عالم امكان، امام زمان(عج) كه در سرشت و فطرت انسانها قرار داده شده و حديث نفس همه انسانهاست. انتظار، چلچراغ اميدي است در دهليزهاي بيفروغ قلبهايي كه گذرگاهِ احساس، جهاد، مقاومت، حركت، ايثار و شهادت است و شعلهاي است برافروخته از عشق و برگرفته از ولايت. انتظار، اعلان تنفر از همه مفاسد، تبعيضها، بيعدالتيها و تباهيهاست كه ظهور آن يگانه منجي عالم را به تأخير مياندازد. طبيعي است چنين انتظار پويايي، روح اميدواري، اصلاحطلبي و توان مبارزه و مقاومت در برابر هرگونه انحراف را در منتظران واقعي تقویت ميكند، هيبت دنياي استكبار را فرو ميريزد و ميان نااميدي و اميد توازن به وجود ميآورد.
در طول تاريخ حيات پرافتخار مسلمانان، انتظار و عقيده به ظهور حضرت مهدي(عج)، مهمترين عاملي بوده كه مسلمانان و جامعه منتظران را در برابر حكومتهاي جور و ستم و نظامهاي استكباري محفوظ نگه داشته و عزمشان را برای تحقق بخشيدن آرمانهاي ديني استوارتر ساخته است. نهرو، نخستوزير سابق هند ميگويد:
همين اميد و انتظار است كه در محيطهاي ستمگري و بيدادها، معتقدين را پايدار و ثابت ميدارد. هر مذهب و مسلكي كه اميد در آن بيشتر باشد، پايدارتر است و از شكستها و محروميتها دلسرد و شكستهخاطر و متوقف نميگردد و باعث حيات و بقا و پيشرفت اسلام، همين عقيده است كه از روح امامت و پيروي از آن سرچشمه ميگيرد. سرّ بقاي شيعه و گسترش آن در ميان دشمنهاي داخلي و خارجي همين است... .
از اينرو، منتظران واقعي، انسانهايی هستند كه همواره در برابر طاغوت و نظامهاي ضدديني در حال مبارزه با جان، مال و انديشهاند و براي حضور و شركت در انقلاب جهاني كه با شمشير علي(ع) و زره پيامبر اعظم (ص) و به دست توانمند فرزند خاتم پيامبر (ص) و علي(ع) برپا ميشود، شب و روز را در حال آمادهباش، سپري ميكنند.
بنابراین، ضروري است درباره اين انتظار بحث شود و پاسخ داده شود كه انتظار چيست؟ آيا انتظار، مذهب اعتراض است يا مذهب احتراز يا مذهب پويايي؟ نقش انتظار پويا و سازنده در زندگي فردي، سياسي و اجتماعي چيست و در پايداري جنبشهاي اسلامي چه نقشی دارد؟ مقاله حاضر، پژوهش كوتاهي براي يافتن پاسخ به چنين پرسشهايي است.
از شيوههاي رايج و مطرح در مباحث مختلف علمي، تعريف واژهاي مهمي است كه در بحث مطرح شده است. از اين رو، لازم است نخست، واژه انتظار تعريف شود.
1. معناي لغوي: «انتظار» در لغت، به معناي چشم به راه بودن، ديدهباني، درنگ در امور و نوعي اميد داشتن به آينده است. همچنین به حالت رواني كسي گفته ميشود كه از وضع موجود خسته شده است و براي ايجاد وضع بهتري، تكاپو و تلاش ميكند.
2. معناي اصطلاحي: «انتظار» در اصطلاح عبارت است از اميد به آيندهاي كه در آن، ظلم، بيعدالتي، تبعيض و زشتي نباشد و جهان از آنها رهايي يافته باشد و عدالتگستري بر گيتي حاكم باشد. بنابراین، انتظار يعني اميد به آمدن منجي كه جهان را پر از عدل و داد كند و آسايش، صلح، امنيت و عدالت را بر آن حاكم گرداند.
ديدگاههای گوناگون درباره انتظار
ديدگاههاي گوناگوني درباره انتظار وجود دارد. بر اساس برخي نگاههاي سطحي، انتظار نه تنها اثر سازنده ندارد، بلكه زیانبار و منحرفكننده است و جامعه را به تباهي ميكشاند. برخي، انتظار را با خصوصيات و شرايط ويژهاش در نظر گرفتند كه برآيند آن، راه روشن و پرفروغي است كه همه انسانها در پرتوِ آن به سعادت و تكامل ميرسند و فرد و جامعه را از آرمانهاي ديني سرشار ميكند. بنابراین، برداشتهاي گوناگوني از انتظار شده است كه به طور اختصار به آنها اشاره ميشود:
الف) انتظار، مذهب اعتراض
دكتر علي شريعتي، انتظار را مذهب اعتراض به وضع موجود و حركت به سوي وضع مطلوب دانسته است:
انتظار، مذهب اعتراض است. منتظر، معترض به وضع موجود و خواستار وضع مطلوب است. مذهب انتظار، مذهبي است كه حرف دارد و ميتواند كاري انجام دهد. اين منتظر، به آنچه هست، دل نميبندد و به آنچه كه بايد باشد، ميانديشد. او مهاجم به ظلم است و اين اعتراض، ريشه در يك مبارزه و ندايي تاريخي دارد.
در نگرش دكتر شريعتي، انتظار، مذهب اعتراض به وضع موجودي است كه در آن، ستم و بيعدالتي حاکم است و در ضمن، خواستار وضعيت بهتر و مطلوب است و منتظر، مهاجم به ستم است.
نقد و بررسي
پرسشي كه فراروي نظريه «انتظار، مذهب اعتراض» وي قرار دارد، اين است كه اولاً دامنه اين اعتراض تا كجاست؟ ثانياً پیآمد اين اعتراض چيست و چه باري بر دوش منتظران ميگذارد و اين نفي با چه اثباتي ميتواند همراه باشد؟ علاوه بر اينكه اين پرسشها در اين نظريه بدون پاسخ مانده است، ارتباطي هم با معناي انتظار ندارد؛ زيرا انتظار، اميد داشتن به آيندهاي است كه ظلم، فساد و بيعدالتي در آن نباشد و با آمدن رهبري الهي، جهان پر از عدل و داد ميشود. پس اين نظريه نميتواند نظريهای جامع و كامل باشد.
درباره پرسش اول بايد گفت آرمانهاي ديني از تكامل و شكوفايي استعدادهاي آدمي فراتر و بالاترند؛ زيرا هنگامي كه انسان به تكامل ميرسد، باز اين پرسش مطرح است كه در كدام جهت بايد مصرف شود؛ رشد يا زيان؟
درباره پرسش دوم نيز ميتوان گفت منتظر ظهور حضرت مهدي(عج)، آماده است براي ظهور و حاكميت او زمينهسازي كند، چنانكه در روايت نيز آمده است: «و يوطّئون للمهديّ سلطانه».
ب) انتظار، مذهب احتراز
برخي از «انتظار»، برداشت ناصوابتري كرده و آن را مذهب احتراز پنداشتهاند. بر اساس اين نگرش، منتظران بايد گوشهگيري کنند و در برابر فسادها و بيعدالتيها، حركت و خيزشي نکنند. مير فطروس ميگويد:
انتظار، مذهب احتراز است؛ مذهبي است كه منتظر را به گوشهگيري ميكشاند و مانع تلاش ميشود. مذهبي است كه نميتواند كاري صورت دهد. پس دهنكجي ميكند و كنار ميكشد.
امام خميني(ره) كه از اين برداشت تخريبكننده، رنج ميبرد و انحرافهای آن را به خوبي پيبرده بود، اين ديدگاه را چنين تبيين ميكند:
بعضيها انتظار فرج را به اين ميدانند كه در مسجد، حسينيه و منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان را از خدا بخواهند... يك دسته ديگري بودند كه انتظار فرج را ميگفتند اين است كه ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان چه ميگذرد، سر ملتها چه ميگذرد، بر ملت ما چه ميگذرد، به اين چيزها ما كاري نداشته باشيم. ما تكليف خودمان را عمل ميكنيم. براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايند انشاءالله درست ميكنند... يك دستهاي ميگفتند كه خب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم، تا مردم هر كاري ميخواهند بكنند، گناه زياد بشود تا فرج نزديك بشود.
طرفداران اين نظريه بر اين باورند كه فعلاً كاري از ما ساخته نيست و بايد در انتظار ظهور بود و اصولاً حكومت واحد جهاني حضرت زماني تحقق پيدا ميكند كه جهان پر از ستم شود.
دسته ديگر پا را از این هم فراتر مینهند و ميگويند بايد به ترويج گناه و فساد در جامعه دامن زد و مردم را به گناه دعوت كرد تا دنيا پر از فساد و ظلم و جور شود و در نتيجه، حضرت مهدي(عج) ظهور كند.
عوامل گوناگوني سبب پيدايش اين نظريه شده است. به صورت اجمالي به تبيين برخي از آنها ميپردازيم:
1. تحريف معناي انتظار
مفهوم واقعي انتظار، مسئوليتساز و تكليفآفرين است. منتظران حقيقي همواره مزاحم طبقه حاكم بودند. از اين رو، دستهاي نامرئي طبقه حاكم براي حفظ موقعيت خود كوشيدند تا انتظار معناي واقعي خود را از دست بدهد و منتظران نيز چنين كردند. انگيزههاي سياسي هميشه در تحريف آموزههاي ديني دخالت داشته است و حاكمان انديشههايي را كه موجب براندازي و تضعيف حكومتشان ميشد، تحريف ميكردند.
2. برداشت ناصواب از روايات
يكي از عوامل پيدايش اين نظريه، برداشتهاي غلط و نادرست از رواياتي است كه از ظهور حضرت خبر ميدهند. در اين روايات آمده است كه ظهور امام زمان(عج) هنگامي است كه جهان پر از ظلم و جور گردد. برخي از اين احاديث نتيجه گرفتهاند كه وجود ستم پيش از ظهور، امری قهري و طبيعي است و مقدمه ظهور و فرج است. بنابراین، با مقدمه ظهور نميتوان مبارزه كرد و از امر به معروف و نهي از منكر كه اصل مسلّم اسلام است، سخن گفت.
نقد و بررسي
نظريه «انتظار، مذهب احتراز»، خدشهپذير است؛ زيرا اينكه ميگويند: «ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان بر ملتها چه ميگذرد»، با چند دسته از روايات معتبر سازگاري ندارد.
دسته اول، روايات فراوان و معتبري از شيعه و سني وجود دارند كه در آنها آمده است بايد به ياري مظلومان شتافت؛ از جمله در روايتي آمده است:
من أصبح لايهتّم باُمور المسلمين فليس بمسلم؛
كسي كه صبح كند و به امور مسلمانان توجهي نكند، مسلمان نيست.
دسته دوم، برداشت و نظريه «انتظار، مذهب احتراز» با روايات زير نيز منافات دارد:
در روايت آمده است: كسي از امام صادق(ع) پرسيد: چه ميگوييد درباره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را ميكشد و در چنين حالي از دنيا ميرود؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
هو بمنزلة من كان مع القائم في فسطاطه ـ ثم سكت هنيئة ـ ثم قال هو كمن كان مع رسولالله (ص)؛
او همانند كسي است كه با رهبر اين انقلاب در خيمه او بوده باشد. سپس سكوت كرد و فرمود: مانند كسي است كه با پيامبر در مبارزاتش همراه بوده است.
اين مضمون، با تعبيرهای گوناگوني در روایات دیگر نقل شده است. در برخي از احاديث اين تعبير آمده است:
بمنزلة الضارب بسيفه في سبيل الله؛
همانند شمشيرزني در راه خداست.
در برخي از احاديث آمده است:
كمن قارع مع رسول الله بسيفه؛
همانند كسي است كه در خدمت پيامبر با شمشير بر مغز دشمن بكوبد.
در حديثي آمده است:
بمنزلة من كان قاعداً تحت لواء القائم؛
همانند كسي است كه زير پرچم قائم بوده باشد.
در برخي احاديث آمده است:
بمنزلة المجاهدين بين يدي رسول الله (ص)؛
همانند كسي است كه پيش روي پيامبر جهاد كند.
در برخي احاديث نيز چنين آمده است:
بمنزلة من استشهد مع رسول الله (ص)؛
همانند كسي است كه با پيامبر شهيد شود.
چنين تشبيهاتي كه درباره منتظران ظهور مهدي(عج) وارد شده است، از اين حکایت ميكند كه ميان انتظار، جهاد و مبارزه نوعي رابطه و تشابه وجود دارد.
مذهب احتراز ميگويد: «عالم بايد پر از معصيت شود. نبايد امر به معروف و نهي از منكر كنيم.» در پاسخ ميگوييم:
1. اين برداشت با فلسفه انتظار منافات دارد؛ زيرا فلسفه انتظار، حل نشدن و تسليم نشدن در برابر آلودگيهاي محيط و جامعه است.
آيتالله مكارم شيرازي ميفرمايد:
انتظار ظهور مصلحي كه هرقدر دنيا فاسدتر شود، اميد ظهورش بيشتر ميگردد، اثر فزاينده رواني در معتقدان دارد و آنان را در برابر امواج نيرومند فساد، بيمه ميكند. آنان با گسترش دامنه فساد مأيوس نميشوند، بلكه به مقتضاي «وعده وصل چون شود نزديك؛ آتش عشق تيزتر گردد»، وصول به هدف را در برابر خويش ميبينند و كوشش و تلاششان براي مبارزه با فساد و يا حفظ خويشتن با شوق و عشق زيادتري تعقيب ميگردد.
2. امر به معروف و نهي از منكر، يكي از اصول مسلّم و از ضروريات اسلام و مورد اتفاق عالمان ديني است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)؛
شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شدهاید، به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.
از نظر اسلام، امر به معروف و نهي از منكر بر هر كسي كه توان و قدرت دارد و ضرري متوجه جانش نميشود، واجب است.
پيامبر اسلام ميفرمايد:
بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد، وگرنه خداوند، بدترين و شریرترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا نميگرداند.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر واجبان علي من أمكنه ذلك و لم يخف علي نفسه و لا علي أصحابه؛
امر به معروف و نهی از منکر بر کسی که توانایی انجام آن را دارد و بر خود و یارانش بیم و ترسی از خطر نداشته باشد، واجب است.
بيگمان امر به معروف و نهي از منكر با انتظاري سازگاري دارد كه تكليفساز باشد، نه تكليفسوز.
در پاسخ به رواياتي كه از جهانِ سرشار از ستم خبر ميدهند، ميگوييم:
1. چنين رواياتی از جهاني پر از ستم سخن ميگويند، نه جهاني پر از ظالم. بين جهان پر از ظلم و جهان پر از ظالم فرق است؛ زيرا اگر گفتيم جهان پر از ظلم است، چهبسا ظلمهايي جهاني از ظالماني محدود و قابل شمارش به وجود آمده باشد، چنانكه در عصر ما، بسياري از ظلمها و بيعدالتيها به حاكمان و گروههاي مشخصي مربوط ميشود، نه به همه مردم. احاديثي هم كه از جهان پر از ظلم خبر ميدهند، بدين معنا نيستند كه همه افراد ظالم شوند و جهان را پر از ظلم كنند.
2. بر اساس آيه (وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)، در زمان ظهور منجي، صالحان و مستضعفان، وارث و حاكم روي زمين ميشوند. اگر مراد از فراگير شدن ستم اين باشد كه بهطور كلي، افراد صالح پيدا نميشوند، این خبر با آيه و آيات ديگر قرآن كه از حاكميت مستضعفين در عصر ظهور گزارش ميدهند، تعارض خواهد داشت. بنابراین، رواياتي كه با صريح آيات قرآن در تعارض باشند، قابل قبول نيستند.
3. از ظاهر رواياتي كه از گسترش ستم خبر ميدهند، به دست ميآيد كه فراگير شدن ستم به معناي گسترش ظلم طبقه حاكم است؛ زيرا لازمه ظلم و ظالم بودن، وجود مظلوم است.
بر اساس اين نگرش، زمان ظهور حضرت مهدي(عج) هنگامي خواهد بود كه ظلم طبقه حاكم در ابعاد مختلف زندگي مردم شدت يافته و فراگير شده باشد. طبق اين معنا، هيچگاه مسئوليت مبارزه با ستم و جانبداري از عدالت، از افراد صالح و مستضعف كه ميخواهند وارث حكومت زمين گردند، سلب نميشود.
ج) انتظار، مذهب پويا
انتظار پويا، تركيبي از ايمان و اعتقاد قلبي به ولايت و ظهور قطب عالم امكان است كه آرزوي آمدن منجي و حاكم گردانيدن عدل مطلق را بر پهناي گيتي در قلبهاي عاشق ميپروراند و امید به جايگزين شدن حكومت عدل و عدالت به جاي حكومتهاي جور را ميآفريند. انتظار به اين معنا، صحيحترين و كاملترين برداشت و تفسيري است كه در آدمی، ذوق و شوق دستیابی به دنيايی پاك و مسالمتآميز را در سايهسار زلال منجي موعود ايجاد ميكند.
انتظار پويا، انزجار و تنفر از همه مفاسد و تباهيهايي است كه ظهور آن امام را به تأخير مياندازد و كوششي است برای مهيا كردن خود و جامعه براي درك و تحمل ظهور آخرين سفير الهي؛ شعله برافروختهاي است در قلبهاي منتظران كه هم سوخت و سوزي است از فراق يار و هم نوري است پرفروغ براي آينده روشن و پراميد. اين انتظار در فطرت و اعماق سرشت آدمي جاي دارد.
از منظر آيتالله صافي گلپايگاني:
اين نوع انتظار، شخص را متعهد و مسئول ميسازد كه براي تحقق هدفهاي اسلام و عملي شدن برنامههاي ديني بدون هيچگونه يأس و نااميدي و ضعف و سستي، شب و روز كوشش و تلاش نمايد و فداكاري و جانفشاني كند تا گامي به سوي مقاصد عاليه اسلام بردارد. اين انتظار، شخص را محكم، مقاوم، بااراده، نفوذناپذير، مستقل، شجاع و بلندهمت ميسازد. اين انتظار، لفظ نيست، گفتن نيست؛ عمل است، حركت است، نهضت و مبارزه و جهاد است، صبر و شكيبايي و مقاومت است.
مباني انتظار پويا
انتظار پويا، مباني گوناگوني دارد كه به بيان برخي از مهمترین آنها پرداخته ميشود:
الف) فطرت انسانها
انتظار فرج، مسئلهاي فطري است كه با سرشت آدمي عجين است و عمري به درازاي عمر آفرينش انسانها دارد؛ زيرا با وجود اختلافاتي كه در ميان ملتها و امتها در نگرش، آداب و رسوم، آرا و تمايلات و خواستههاي باطني مردم وجود دارد، عشق به صلح و عدالت جهاني، خواسته همه آنان است. آيتالله مكارم شيرازي ميفرمايد:
عشق به اين موضوع، مربوط به اعماق وجود آدمي است، گاهي به گونهاي پررنگ و گاهي هم كمرنگ. يعني انسان از دو راهِ عاطفه و خرد، در برابر چنين مسئلهاي قرار ميگيرد و سروش اين ظهور را با دو زبان «فطرت و عقل» ميشنود. ايمان به ظهور مصلح جهاني جزئي از عشق به آگاهي، عشق به زيبايي و عشق به نيكي (سه بُعد از ابعاد چهارگانه روح انسان) است كه بدون چنين ظهوري، اين عشقها به ناكامي ميگرايد و به شكست محكوم ميشود.
علاقه انسان به پيشرفت و تكامل، دانايي و زيبايي، نيكي و عدالت، علاقهاي اصيل، هميشگي و جاوداني است و انتظار ظهور يك مصلح بزرگ جهاني، آخرين نقطه اوج اين علاقه است.
چگونه ممكن است عشق به تكاملِ همهجانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظاري نداشته باشد؟ مگر تكامل جامعه انساني بدون آن امكانپذير است؟ اگر تشنه ميشويم و عشق به آب داريم، دليل بر آن است كه «آبي» وجود دارد كه دستگاه آفرينش، تشنگي آن را در وجود ما قرار داده است. اگر عشق به زيبايي و دانايي داريم، دليل بر اين است كه زيباييها و داناييها، در جهان هستي وجود دارد. نتيجه ميگيريم كه اگر انسانها انتظار مصلح بزرگي را ميكشند كه جهان را پر از صلح و عدل و داد كند، دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجي در تكامل جامعه انساني، امكانپذير و عملي است كه عشق و انتظارش در درون جان ماست.
عموميت اين اعتقاد در همه مذاهب، نشانه ديگري بر اصالت و واقعيت آن است؛ زيرا چيزي كه زاييده شرايط خاص و محدودي است، نميتواند عمومي باشد و تنها مسائل فطري از چنين عموميتي برخوردارند. اينها نشانه آن است كه اين نغمه از زبان عواطف و سرشت آدمي در جان او سر داده شده است كه سرانجام، مصلحي بزرگ و جهاني همه گيتي را زير پرچم صلح و عدالت قرار خواهد داد.
اگر انسانها در انتظار ظهور مصلح جهاني به سر ميبرند تا بيايد و جهان را پر از عدل و داد كند، دليل آن است كه علاقه به ظهور آن يگانه منجي در درون جان يكايك بشر نهفته است. بنابراین، سرشت و فطرت انسانها با انتظار عجين گشته است و از اين رو، همه انسانها به گونهای در انتظار منجي به سر ميبرند.
ب) قرآن كريم
آيات فراواني بر اين دلالت دارند که مردم بايد در انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) به سر ببرند و انتظار آمدن او يك تكليف الهي است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ)؛
بگو منتظر باشيد كه ما ]هم[ منتظريم.
همچنین ميفرمايد:
(فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ)؛
پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم.
در جايي ديگر ميفرمايد:
(فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ)؛
پس منتظر باشيد كه من ]هم[ با شما از منتظرانم.
آيات ياد شده، انتظار فرج را به صورت «امر» كه نشانه وجوب است، بيان كردهاند. بنابر روايات فراوانی، اين آيات به انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) تأويل شده است. قرآن كريم به مسئله انتظار كه در زبور مطرح شده است، چنین تصريح دارد:
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
ج) حدیث
روايات فراوانی وجود دارد كه انتظار ظهور امام زمان(عج) را بيان كرده است، از جمله اينكه:
1. شيخ صدوق در كتاب اكمال الدين و تمام النعمه به سندي از عبدالعظيم حسني آورده است:
نزد سرورم، حضرت محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (علیهم السلام) رفتم و خواستم درباره قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او؟ خود آن حضرت شروع كرد به سخن گفتن و به من فرمود: اي ابوالقاسم! به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش در انتظارش باشند و از ظهورش اطاعت شود.
2. علامه مجلسي ذيل روايتي كه به مرزباني در زمان غيبت امر ميكند، بيان ميدارد:
يجب علي الشيعة أن يربطوا أنفسهم علي طاعة إمام الحق و انتظار فرجه و يتهئيّوا لنصرته؛
بر شيعه واجب است كه گوش به فرمان امام برحق باشد و در انتظار فرجش به سر برد و براي ياري او آماده باشد.
نقش انتظار پويا
انتظار پويا بسان خوني در رگ زندگي انسان، قلبي در تاريخ تكاملي بشر و خط بطلاني بر همه كفرها، نفاقها، ظلمها، بيعدالتيها و هوچيگريهاست. انتظار پويا، «بهترين عمل نزد خداوند» و «بافضيلتترين عبادت» است. انسانِ منتظر «از همه مردم در همه عصرها فاضلتر است». چنين انتظاري، اثرهای فراواني در زندگي انسان منتظر خواهد داشت كه به چند اثر اشاره ميكنيم:
الف) اميدزایی و حركتآفرینی
انتظار پويا به معناي اميد و آرزوست. اميد و آرزو در زندگي انسان از مؤثرترين عوامل حركت و مقاومت است. جوهره اين اميدواري، خوشبيني نسبت به آينده و پشتوانه آن، مژدههاي قطعي خداوند به پيروزي صالحان و مستضعفان است، چنانكه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ)؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
در جايي ديگر ميفرمايد:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)؛
خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همانگونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند.
در قرآن درباره غلبه اسلام بر ديگر اديان جهان آمده است:
او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هرچه دین است، پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند.
از ديدگاه شيعه، بدون ترديد، این آیات درباره حضرت مهدي(عج) است. گنجي شافعي بر اين باور است كه آيات ياد شده درباره امام زمان(عج) نازل شده است. در روايات، از اميد و دل بستن به آينده بهتر كه دربردارنده عنصر خوشبيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكاملي تاريخ و اطمينان به آينده روشنتر بشريت است، به انتظار فرج تبیین شده است كه از اصل كلي اسلامي یعنی حرمت نوميدي از لطف و رحمت الهي مایه گرفته است:
(وَ لاَتَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ)؛
و از رحمت خدا ناامید نباشید؛ زیرا بر گروه كافران کسی از رحمت خدا ناامید نميشود.
اميرالمؤمنين علي(ع) ميفرمايد:
انتظار فرج داشته باشيد و از لطف و رحمت خدا نومید نشوید؛ زيرا بهترين كارها در پيشگاه خداي عزوجل، انتظار فرج است.
امام جواد(ع) نيز ميفرمايد:
برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.
انتظار پويا، چلچراغ اميدي است كه دهليزهاي بيفروغ قلبهاي انسان منتظر را آراسته و آن را گذرگاه احساس، جهاد، مقاومت، تحرك، ايثار و شهادت ساخته است. اين نوع انتظار، با حركت و اميد، پیوند برجستهای دارد. حركت و اميد از برآيندهاي انتظار است و انتظار، جهتدهنده حركت و اميد.
بنابر آيات و روايات، خداوند به مسلمانان و مستضعفان وعده پيروزي داده است كه در عصر غيبت، اميد و حركت را در زندگي فردي و اجتماعي انسان منتظر ايجاد ميكند؛ زيرا منتظران به اميد پيروزي حق بر باطل، خود و جامعه را میسازند و در برابر مشكلات، ظلم و طغيان، مبارزه و مقاومت ميكنند. از منظر روانشناختي، وعدههاي پيروزيِ حتمي، قوت روحي و رواني در شخص منتظر ايجاد ميكند. بدين سبب، منتظران در طول تاريخ توانستهاند با روح و روان عالي و با كمترين امكانات و وسايل تسليحاتي، بزرگترين قدرتهاي عصر را كه مجهز به پيشرفتهترين تسليحات روز بودهاند، به زانو درآورند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني در برابر نظام دستنشانده ستمشاهي، جنگ هشتساله تحميلي صدام و موفقيت چشمگير در مسئله انرژي هستهاي و پيروزي حزبالله لبنان در برابر ارتش تا به دندان مسلح اسرائيل و حاميانشان، در پرتو اعتقاد به انتظار ظهور رخ داده است.
مستکبران از نظر انواع علم، صنعت و تكنولوژي و تسليحات نظامي، خود را از مسلمانان برتر ميداند. بر اين اساس، با بهانههاي مختلف و متهم کردن مسلمانان به تروريسم، به كشورهاي اسلامي چنگاندازی میکنند. با این حال، با روح و روان شكست خورده، هيچگاه توان مقاومت و ادامه مبارزه را ندارند و به زودي، پيروزي مسلمانان را در همه سرزمينهاي اسلامي، مشاهده خواهيم كرد.
ماربين، محقق آلماني، انتظار را مهمترين عامل اميدواري شيعه در برابر تمام نابرابريها ميداند و ميگويد:
از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهمي كه موجب اميدواري و رستگاري شيعه است، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست؛ زيرا عقيده شيعه اين است هنگامي كه انسان در بستر رود، باید به اين اميد بخوابد كه چون صبح از خواب برخيزد، حجت عصر ظهور كرده و او براي تأييدش آماده باشد. معتقدند همه مردم و دول زمين تابع حكومت آنها خواهد بود. گويا فرد فرد شيعه بدون استثنا، شب كه به بستر ميروند، به اميد ترقي و عالمگيري و اقتدار خود، صبح از خواب برميخيزند. شيعيان، مجتهدان را نواب عام حجت عصري ميدانند. بر دانشمندان اجتماعي روشن است كه اگر چنين عقيدهاي در ميان فرد فرد ملتي گسترش يافته و رسوخ كند، ناچار روزي اسباب طبيعي براي آنان فراهم خواهد آمد. يأس و حرمان، عامل هرگونه نكبت و ذلت، ولي ضد آن كه پشت گرمي و اميدواري و قوت قلب از روي اعتقاد است، مايه فلاح و نجات ميگردد.
ويليام هنوي، انتظار را عامل حيات دانسته است: «اگر اين انتظار نبود، بشر چون شعله شمع، اندك اندك ميمرد يا به هيچانگاري ميگراييد.»
ب) اصلاحطلبي
انسان منتظر بايد در راه اصلاح خود و جامعه و رفع ستم تلاش كند. منتظرِ مصلح جهاني، خود، بايد صالح و مصلح باشد. در اسلام، تأكيد فراواني بر لزوم مبارزه با هرگونه فساد اخلاقي، سياسي و اجتماعي شده است. امر به معروف و نهي از منكر از منظر اسلام، وظيفه همگاني است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه، «اصلاح» است و مجري آن، «مصلح» ناميده ميشود.
براي درك اهميت اين اصل مسلّم اسلامي، به ذكر يك آيه و حديث بسنده ميشود. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)؛
شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.
پيامبر اعظم (ص) فرموده است:
بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد، وگرنه خداوند، بدترين و شرورترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا نميگرداند.
رضايت و خشنودي امام عصر(عج) نيز در اين است كه «معروف» در جامعه عملي گردد و منكرات ترك شوند. انسان منتظر نبايد درباره امر به معروف و نهي از منكر در جامعه و محيط پيرامونش بیاعتنا بماند. «خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگترين امر كننده به معروف و نهي كننده از منكر است. جامعه منتظر، قطعاً خشنودي و رضايت امام زمان(عج) را ميخواهد و به او اقتدا ميكنند و براي اقامه احكام خدايي، تنبلي و بيتفاوتي را از خويشتن دور ميسازند.» بنابراین، جامعه منتظر بايد در پي كسب رضايت امامش باشد و براي اصلاح خود و ديگران تلاش كند.
ج) حفظ ايمان
از ابعاد تكليف الهي در روزگار غيبت كبرا و عصر انتظار، حفظ دين و نگهباني از مرزهاي عقيدتي است. بايد فروغ ايمان و نور يقين در دل و جان مردم بتابد و جان و دل جوان و نوجوان در برابر تابش اعتقادات درست قرار بگيرد و ايمان جزو وجود آنان گردد؛ بسان خون، سراسر وجودشان را گرم كند و جوهر اصيل حيات آنان باشد.
در عصر انتظار، بايد در برابر شبهههای گوناگون و تهاجم فرهنگي پنهان و آشكار، ايستاد و مقاومت كرد و شبههها را با پاسخهاي مستدل از ذهنها زدود. حفظ و گسترش اعتقادات ديني و شناخت آن در روزگار نزديك به ظهور، مفيد و لازمتر است؛ زيرا تنها دارندگان عقيده و عمل در حوادث پيش از ظهور، غرق و گم نميشوند و دچار ترديد نميگردند. بايد تا ظهور امام مهدي(عج)، اعتقادات ديني و اعمال صالح منتظران حفظ شود؛ چون منتظران داراي جايگاه والایی هستند. پيامبر اعظم (ص) ميفرمايد:
شما اصحاب من هستيد، ولی برادران من در آخرالزمان ميآيند. آنان به نبوت و دين من ايمان ميآورند، با اينكه مرا نديدهاند... هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه ميدارند، چنانكه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست ميكنند يا آتش پردوام چوب داغ را در دست نگاه ميدارند. آن مؤمنان، مشعلهاي فروزانند در تاريكيها. خداوند، آنان را از آشوبهاي تيره و تار (آخرالزمان) نجات خواهد داد.
امام زينالعابدين(ع) خطاب به ابوخالد كابلي فرموده است:
اي ابوخالد! مردماني كه در روزگار غيبت به سر ميبرند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمانها برترند؛ زيرا خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است كه غيبت امام براي آنان مانند حضور است. (يعني با اينكه در عصر غيبت به سر ميبرند و امام را نميبينند، ولی از نظر ايمان و تقوا و پايداري گويي در زمان ظهور به سر ميبرند و امام خود را ميبينند.) اين مردم را خداوند مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ هماناني كه در ركاب پيامبر شمشير ميزدند و پيكار ميكردند. آنان اخلاصپيشگان حقيقي و شيعيان واقعي هستند و (در نهان و عيان) مردم را به دين خدا دعوت ميكنند.
د) عامل مقاومت و بقاي اسلام
انتظار پويا از بزرگترين عوامل مقاومت و پايداري است؛ زيرا مسلمانان و جوامع اسلامي را در برابر ظلم و فساد ثابتقدم و پابرجا نگاه میدارد و به آنان جرئت میبخشيد تا در برابر دشمنان اسلام ايستادگي كنند.
جیمزدار مستتر، خاورشناس و زباندان معروف فرانسوي، انتظار را عامل مقاومت و بقاي اسلام دانسته است:
در حلّه كه نزديك بغداد است، همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشير برهنه ميرفتند و از حاكم شهر، اسبي با زين و برگ ميستاندند... و فرياد ميزدند كه اي صاحبالزمان! بيرون بيا. قومي را كه با چنين احساساتي پرورش يافته است، ميتوان كشتار كرد، اما مطيع نميتوان ساخت.
در طول تاريخ حيات پر افتخار اسلام و تشيع، انتظار و اعتقاد به ظهور حضرت مهدی(عج) مهمترين عاملي است كه اسلام و شيعه را در برابر حكومتهاي جور، از زوال و انقراض نگه داشته است.
آيت الله صافي گلپايگاني فرموده است:
اين اصل انتظار مانند يك قوه مبقيه و عامل بقا و پايداري، طرفداران حق و عدالت و اسلام خواهان حقيقي را در برابر تمام دستگاههاي فشار، جهل و شرك، بشر پرستي و فسادانگيزي پايدار نگه ميدارد و همواره بر روشني چراغ اميدواري منتظران و ثبات قدم و مقاومت آنها ميافزايد و آنان را در انجام وظايف، شور و شوق و نشاط ميدهد... پس از رحلت رسول خدا (ص) و شهادت اميرالمؤمنين(ع) و سيدالشهدا(ع) تا امروز، ريشه تمام وكالت و نهضتهاي شيعه و مسلمين عليه باطل و استعمارگران، همين فلسفه اجتماعي انتظار، عقيده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پيروزي مطلق بوده است؛ كه ميبينيم هميشه از ميان شكستها پيروزيهاي آشكار و در عين ذلت ظاهري، پرتو و شعاع عزت و سربلندي و آقايي نمودار شده و ارادهها و همتها به حركت و جنبش در ميآيد و افراد با اراده و مصمم و متعهد وارد ميدان ميشوند.
هـ) فروريختن هيبت دنياي استكبار
استكبار واقعيتی تاريخي است که از اول پيدايش انسانها وجود داشته و در عهد انبيا نيز بوده است. امروزه برتري نظامي و صنعتي مستكبران باعث جرئت آنان و احساس ضعف مستضعفان شده است. بسياري از كشورهاي اسلامي، وعدههاي قطعي و تخلفناپذير خداوند را فراموش كرده و هراسان از امكانات و پيشرفت تسليحاتي مستكبران، ميپرسند كه امام مهدي(عج) چگونه با شمشير بر تسليحات كنوني پيشرفته دنيا پيروز ميشود؟
پاسخ اين پرسش، با توجه به نكات زير روشن ميشود:
1. وعدههاي پيروزي و بشارت فرج كه در آيات و روايات آمده است، قدرت معنوي مسلمانان را افزايش ميبخشد و آنان را در مبارزه با استكبار از نظر روحي و رواني، توانمند ميسازد. اين تحولات روحي باعث شكسته شدن هيبت مستكبران نزد مستضعفان ميشود. آيتالله صافي گلپایگانی ميفرمايد:
اين وعدهها بود كه مسلمانان را در برابر حوادثي مثل تسلط بنياميه، جنگهاي صليبي و...، پايدار و شكيبا نگه داشت و سرانجام مسلمانان را عليه آنان به جهاد و پيكار برانگيخت. اين وعدهها كه واقعيت آن را حقايق مسلّم ديني و تاريخي صددرصد ثابت كرده است، همواره نويد ميداد كه دور اسلام و روزگار آن به پايان نميرسد و حكومتهايي مانند بنياميه و بنيعباس، مظهر كمال و پيشرفت و نمايش رژيم سياسي و روش رهبري حق و عدالت اسلام نيستند و بايد در انتظار آينده بود و عقبنشيني نكرد، از مرزها و سنگرها حمايت و حفاظت كرد، تا آن عصر طلايي و دوران حكومت مطلقه حق و عدالت فرا رسد.
2. در پرتوِ وعدههاي پيروزي و بشارت ظهور حضرت مهدي(عج)، روحیه برتري بر مستكبران در وجود مسلمانان ايجاد میشود، چنانكه خداوند، هيبت و بزرگي استكبار را نزد اصحاب كهف، كوچك و حقير كرد و درهم شكست. در روايت آمده است:
حضرت مهدي(عج) زماني ظهور خواهد كرد كه مسلمانان با يهوديان ميجنگند و يهوديان را ميكشند.
در روايات فراواني نیز به نكوهش مستكبران و منحرفان پرداخته شده است. امام صادق(ع) ميفرمايد:
مستكبرين (روز قيامت) به صورت مور درآيند و مردم آنان را پايمال [و لگدكوب] ميكنند تا خدا از حساب آنان فارغ شود.
امام علي(ع) نيز ميفرمايد:
پدرم فداي فرزند بهترين كنيزان (مقصود امام قائم(عج) است) که ظالمان و بدكاران را خوار خواهد كرد و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير و كشتار فراگير با آنان برخورد خواهد كرد.
اين روايات و بشارتهای قطعي خداوند، از نظر رواني، اثر قابل توجه و مثبتي در زندگي منتظران به وجود ميآورد كه عبارت است از:
1. بالا بردن قدرت و توان معنوي منتظران در برابر استكبار؛
2. تقويت روحي و رواني منتظران؛
3. نگهداري توان و قدرت برتري منتظران در تعامل با مستكبران.
مقصود از نكوهش مستكبران، يادآوري حقارت و زبوني آنان در برابر مسلمانان است كه با وجود داشتن پيشرفتهترين امكانات و تسليحات، قدرتشان درهم ميريزد و خوار میشوند.
3. بر اساس روايات فراواني، هنگام قيام حضرت مهدي(عج)، سستي و ضعف از شيعيان و مسلمانان برداشته ميشود و دلهايشان چون پارههاي آهن، محكم و استوار ميگردد. هر يك از شيعيان، از شير، بيباكتر و چابكتر و از نيزه، تيزتر و برندهتر خواهند شد و دشمنان را با پا لگدمال ميكنند و با دست ميكشند. امام صادق(ع) ميفرمايد:
هنگام فرا رسيدن امر ما (حكومت مهدي)، خداوند ترس را از دل شيعيان ما برميدارد و در دلهاي دشمنان ما جاي ميدهد. در آن هنگام، هر يك از شيعيان ما از نيزه، برندهتر و از شير، شجاعتر ميشوند.
با توجه به روايات، به اين نتيجه ميرسيم كه پيشرفتهترين امكانات جنگي در اختيار امام عصر(عج) و پنهان از ديد دشمنان خواهد بود. وسایل دفاعي نيروهاي امام قائم(عج) نیز به گونهاي است كه اسلحه دشمن بر آنان كارگر نخواهد افتاد.
امام صادق(ع) در اینباره ميفرمايد:
ياران مهدي اگر با سپاهياني كه بين شرق و غرب را فراگرفتهاند، درگير شوند، آنان را در لحظهاي نابود ميكنند و هرگز سلاح دشمن در آنان تأثير نميكند.
بيگمان، نوع سلاحي كه حضرت قائم(عج) در نبردها به كار ميگيرد، با ديگر سلاحهاي آن روزگار تفاوتي اساسي خواهد داشت. واژه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از اسلحه است، نه اينكه شمشير، مراد باشد. بنابر روايات، سلاح سربازان و سپاهيان حضرت، از جنس آهن نيست، ولي به گونهاي است كه اگر بر كوهي فرود آيد، آن را دو نيم ميكند. امام صادق(ع) ميفرمايد:
ياران مهدي(عج)، شمشيرهايي از آهن دارند، ولي جنس آن غير از آهن است. اگر يكي از آنان با شمشير خود بر كوهي ضربه زند، آن را دو نيم ميكند.
به طور کلی، حضرت مهدي(عج) و يارانش از پيشرفتهترين تاكتيك و شيوه نظامي برخوردار خواهند بود. رسول خدا (ص) ميفرمايد:
پس از شما اقوامي خواهند آمد كه زمين زير پايشان جمع ميشود و دنيا به روي آنان گشوده ميشود... زمين كمتر از يك چشم به هم زدن زير پايشان طي ميگردد.
حضرت با فرشتگان، مؤمنان و ترس و رعب افکندن در دل دشمنان ياري ميشود.
از آنچه بيان شد، نتيجه ميگيريم:
1. هراس و ترسهايي كه پيش از ظهور مهدي(عج) بر وجود منتظران سايه افكنده است، پس از ظهور حضرت، برچيده خواهد شد.
2. با ظهور حضرت قائم(عج)، وحشت و رعب در قلب مستكبران پدید میآید و توان هر گونه مقاومت از آنان سلب ميشود.
3. با اين بشارت و مژدهها، روح عزت و برتري در منتظران ايجاد ميشود و اطمينان پيدا ميكنند داراي سپاه و نيرويي هستند كه هيچ قدرتي به پاي آن نميرسد. آنان با چنين روح و روان عالي، لحظهاي از مبارزه و مقاومت در برابر استكبار كوتاهي نميكنند. آنچه درباره اصحاب كهف اتفاق افتاده است، درباره امام عصر(عج) هم محقق خواهد شد. اين مثال قرآني از تاريخ بشر براي ايجاد روحيه پايداري در مستضعفان و مبارزان جنبشهاي اسلامي است كه اطمينان و يقين آنان به شكست قدرت دنياي استكبار را يقيني ميكند.
و) توان مقاومت در برابر هرگونه انحراف
از آثار اعتقاد به انتظار فرج، ايجاد توان مقاومت براي مسلمانان در برابر هرگونه انحراف اجتماعي است. ايمان به پيروزي و اعتقاد به شكوفايي جهان، آثار تربيتي و اعتقادي فزايندهاي دارد؛ اراده منتظران را برای نابودي انحراف، محكم و آهنين ميسازد. در روايات نيز براي كساني كه درد و رنج را تحمل و با انحراف مبارزه ميكنند، ثواب و پاداش فراوان بيان شده است. از جمله آمده است:
هركه در روزگار غيبت قائم ما، بر ولايت ما استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و احد را به وي عطا فرمايد.
پيامبر اكرم (ص) نيز ميفرمايد: «پس از شما مردمي خواهند آمد كه يكي از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» عرض كردند: اي پيامبر خدا! ما در بدر، احد و حُنين با شما بوديم و قرآن در ميان ما نازل شد! حضرت فرمود: «اگر آنچه بر سر ايشان ميآيد، بر سر شما بيايد، مانند آنان صبر و شكيبايي نميكنيد.»
آيتالله صافي گلپایگانی ميفرمايد:
اين انتظار، ضعف و سستي و مسامحه در انجام تكاليف و وظايف نيست و عذر كسي در ترك مبارزه و ترك امر به معروف و نهي از منكر نميباشد و سكوت و بيحركتي و بيتفاوتي و تسليم به وضع موجود و يأس و نااميدي را هرگز با آن نميتوان توجيه كرد. اين انتظار، حركت، نهضت، فداكاري، طرد انحراف و مبارزه با بازگشت به عقب و ارتداد است. حركت و انتظار در كنار هم ميباشند و از هم جدا نميشوند. انتظار، علت حركت و تحركبخش است.
در پرتو اعتقاد به انتظارِ پويا، مجاهدان جهان اسلام در برابر تمام انحرافها و فشارهاي دنياي استكبار مقاومت و مبارزه ميكنند و كوچكترين تزلزلي به خود راه نميدهند و براي زمينهسازي دولت حق، سر از پا نميشناسند.
ز) ايجاد توازن بين نااميدي و اميد
روايات فراواني از بشارت فرج، نصرت و پيروزي مسلمانان سخن ميگويند، چنانكه پيامبر اكرم (ص) ميفرمايد:
مردم! شما بشارت به فرج داده شدهايد. همانا (در) وعده خداوند، خلاف نيست و قضايش رد نميشود و او دانايي آگاه است و همانا فتح و پيروزي نزديك است.
بر اساس روايات، انحرافهای گستردهاي در زندگي مردم در عصر غيبت كبرا رخ ميدهد. امام علي(ع) ميفرمايد:
زمين پر از ظلم و جور ميشود، تا جايي كه كسي نتواند نام خدا را به زبان جاري كند، مگر در پنهاني آنگاه خداوند، قوم صالح و شايستهاي را ميآورد كه زمين را پر از عدل و داد کند.
پيامبر اعظم (ص) نيز ميفرمايد:
هيچ زماني پيش نميآيد، جز اينكه زمان بعدي، بدتر از آن است.
هنگامي كه دورههای پس از رحلت پيامبر را مطالعه كنيم، متوجه ميشويم كه پايههاي فتنه عميقتر شده است. پيامبر ميفرمايد:
زماني بر مردم بيايد كه انسان در آن روزگار، آرزوي مرگ ميكند.
امام باقر(ع) نيز ميفرمايد:
اهل زمانه دگرگون ميشوند؛ بتپرستي يكبار ديگر رواج مييابد؛ مؤمنان به سختي گرفتار ميشوند؛ دلها را شك و ترديد فراميگيرد؛ رشته دين از گردن آنان خارج ميشود و پيوندشان با دين قطع ميشود.
امروزه انحرافها و گرفتاري مسلمانان از يك طرف و قدرت اسلام و انسجام اسلامي از سوي ديگر در حال گسترش است. از اينكه قدرت و عظمت و انسجام اسلامي، اميدوار و از انحرافها و گرفتاري مسلمانان اندوهگین میشویم. رواياتي كه با مژده به پيروزي مسلمانان و منتظران، درباره فضيلت انتظار و پاداش منتظران سخن میگویند، بين اميد و نااميدي در شخصيت منتظر تعادل ايجاد ميكنند تا در دوران غيبت كبرا، عقدههاي روحي و رواني كه مانع انجام مسئوليت شده است، از بین برود و رعب و وحشت در قلب مستكبران ايجاد شود.
نتيجه
انتظار به معناي چشم به راه بودن و ديدهباني است و به حالت رواني كسي گفته ميشود كه از وضع موجود خسته شده است و براي وضع بهتري تلاش ميكند. انتظار، اميد داشتن به آيندهاي است كه در آن ستم نباشد و آسايش، صلح و صفا بر گيتي حاكم باشد.
برداشتهاي گوناگوني از آموزه انتظار صورت گرفته است. برخي، انتظار را اعتراض به وضع موجود و تلاش و حركت به سوي وضع بهتر كه عدالت حاكم باشد، تفسير کردهاند. اين نظريه با این پرسشها مواجه است: دامنه اين اعتراض تا كجاست؟ پیآمد اين اعتراض چيست؟ به طور کلی، اين برداشت با معناي انتظار، سازگاري و تناسب ندارد.
برخي دیگر، انتظار را مذهب احتراز دانستهاند. طبق اين نگرش، منتظران بايد گوشهگيري کنند و نسبت به آنچه در محيط پيرامونشان ميگذرد، بیاعتنا باشند و در برابر فسادها، ظلمها و بيعدالتيها از خود حركتي نشان ندهند. پس مشغول امور ديني و عبادي خود باشند تا خود حضرت بیاید و امور را اصلاح كند.
اين نظريه به دلیل تحريف معناي انتظار و برداشتهاي ناصواب از رواياتی به وجود آمده است كه ميفرمايد: «و يملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعد...»
اين نظريه نیز صحيح نيست؛ زيرا روايات فراواني از شيعه و سني وجود دارد كه بر اساس آنها، مسلمانان نبايد در برابر ستم سكوت کنند، بلکه بايد به ياري مظلومان بشتابند. اين نظريه با اصل مسلّم اسلام امر به معروف و نهي از منكر نیز كه از ضروريات است، منافات دارد.
انتظار پويا كه تركيبي از ايمان و اعتقاد قلبي به ولايت قطب عالم امكان است، صحيحترين برداشت از انتظار به شمار میرود و مبنای آن نیز فطرت انسانهاست؛ يعني چنين انتظاري در سرشت آدمي عجين شده است. در آيات فراوانی از قرآن كريم بيان شده است كه بايد منتظر باشيد. امامان معصوم (علیهم السلام) نيز دستور دادهاند كه در دوران غيبت كبرا واجب است منتظر ظهور آن حضرت باشيم.
انتظار پويا، بسان خوني در رگ زندگي انسان و خط بطلاني بر همه كفرها، تبعيضها و ظلمهاست. از منظر اسلام، اين نوع انتظار، بهترين عمل نزد خداوند و با فضيلتترين عبادتهاست. منتظران نيز از همه مردم عصرها، ارزشمندتر و بهترند. چنين انتظاري در مبارزههای انسان مسلمان و مقاومت جنبشهاي اسلامي در طول تاريخ نقش مهم و برجستهای داشته و دارد. انتظار پويا به معناي اميد و آرزوست. اميد و آرزو در زندگي انسان، مؤثرترين عامل حركت و مقاومت است. روح و جوهره اين اميدواري، خوشبيني انسان به آينده است كه خداوند در آيات و روايات به صورت حتمي وعده داده است صالحان و مستضعفان، وارث زمين خواهند شد. وعدههاي عزتمندی و اقتداریابی مسلمانان، به روح و روان منتظران، نيرو و توان ميبخشد و سبب میشود مانند حزبالله لبنان در مبارزه با استكبار، كوچكترين ضعفی به خود راه ندهند. دانشمندان غيرمسلمان مانند ماربين، محقق آلماني؛ جيمزدار مستتر، خاورشناس فرانسوي و ويليام هنوي نيز اين مسئله را مطرح کردهاند.
منتظران مصلح جهاني براي اصلاح خود و جامعه تلاش ميكنند. در اسلام، بر لزوم مبارزه با هرگونه فساد اخلاقي، سياسي و اجتماعي، تأكيد فراواني شده است. امر به معروف و نهي از منكر از نظر اسلام، وظيفهای همگاني است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه، اصلاح است و مجري آن، مصلح ناميده ميشود.
نگهباني و پاسداري از مرزهاي اعتقادي در برابر تهاجم فرهنگي غرب از آموزه انتظار سرچشمه گرفته است. بايد فروغ ايمان و نور يقين در دل و جان مردم بتابد و جان و دل جوان و نوجوان در برابر تابش اعتقادات درست قرار بگيرد؛ زيرا تنها دارندگان عقيده درست و صحيح، در حوادث پيش از ظهور، غرق و گم نميشوند.
انتظار، عامل مقاومت و پايداري است؛ زيرا مسلمانان و جوامع اسلامي را در برابر ظلمها و فسادها ثابت و استوار نگه داشته و به آنان در برابر دشمنان اسلام توان ایستادگی بخشيده است.
انتظار، هيبت و شكوه دنياي استكبار را درهم شكسته است؛ زيرا وعدههاي پيروزي و بشارت فرج كه در آيات و روايات آمده است، قدرت معنوي مسلمانان را افزايش ميبخشد و آنان را از نظر روحي و رواني، در مبارزه با استكبار، توانمند ميسازد. در پرتو وعدههاي پيروزي، روحیه برتري مستضعفان بر دنياي استكبار در وجود مسلمانان مطرح شده است؛ چنانكه خداوند، هيبت و بزرگي استكبار را نزد اصحاب كهف از بین برد.
به طور کلی، انتظار بين نااميدي و اميد توازن ايجاد ميكند و منتظران را در برابر ناملايمات توانمند ميسازد.
انتظار، تركيبي از ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت امام زمان(عج) است؛ به معناي چشم به راه بودن و نوعي اميد داشتن به آيندهاي است كه در آن، ظلم و بيعدالتي نباشد. انتظار، اميد داشتن به آمدن رهبري است كه جهان را پر از عدل و داد ميكند.
تفسیرهای گوناگونی درباره انتظار صورت گرفته كه عبارتند از:
1. انتظار، مذهب اعتراض؛ دامنة اعتراض و رسالت منتظران در اين نظريه روشن نشده است.
2. انتظار، مذهب احتراز؛ بر اساس اين برداشت، براي ظهور امام زمان(عج) بايد ظلم و فساد را گسترش داد و نبايد امر به معروف و نهي از منكر كرد. اين نظريه با روايات مختلف منافات دارد و با اصل مسلّم اسلام كه امر به معروف و نهي از منكر است، سازگاري ندارد.
3. انتظار، مذهب پويا؛ صحيحترين تفسير از انتظار است كه مباني آن، فطرت انسان و آيات و روايات است. انتظار پويا، نقش سازندهاي در زندگي سياسي و اجتماعي منتظران دارد كه عبارتند از: اميدواري، اصلاحطلبي، نگهباني از ايمان، عامل مقاومت و بقاي اسلام، فروريختن هيبت دنياي استكبار، توان مقاومت در برابر هر گونه انحراف و ايجاد توازن بين امید و نااميدي.
واژگان كليدی
انتظار، مذهب، اعتراض، احتراز، پويا، مقاومت، اصلاح، استكبار، منتظر.
مقدمه
انتظار، تركيبي است از ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت قطب عالم امكان، امام زمان(عج) كه در سرشت و فطرت انسانها قرار داده شده و حديث نفس همه انسانهاست. انتظار، چلچراغ اميدي است در دهليزهاي بيفروغ قلبهايي كه گذرگاهِ احساس، جهاد، مقاومت، حركت، ايثار و شهادت است و شعلهاي است برافروخته از عشق و برگرفته از ولايت. انتظار، اعلان تنفر از همه مفاسد، تبعيضها، بيعدالتيها و تباهيهاست كه ظهور آن يگانه منجي عالم را به تأخير مياندازد. طبيعي است چنين انتظار پويايي، روح اميدواري، اصلاحطلبي و توان مبارزه و مقاومت در برابر هرگونه انحراف را در منتظران واقعي تقویت ميكند، هيبت دنياي استكبار را فرو ميريزد و ميان نااميدي و اميد توازن به وجود ميآورد.
در طول تاريخ حيات پرافتخار مسلمانان، انتظار و عقيده به ظهور حضرت مهدي(عج)، مهمترين عاملي بوده كه مسلمانان و جامعه منتظران را در برابر حكومتهاي جور و ستم و نظامهاي استكباري محفوظ نگه داشته و عزمشان را برای تحقق بخشيدن آرمانهاي ديني استوارتر ساخته است. نهرو، نخستوزير سابق هند ميگويد:
همين اميد و انتظار است كه در محيطهاي ستمگري و بيدادها، معتقدين را پايدار و ثابت ميدارد. هر مذهب و مسلكي كه اميد در آن بيشتر باشد، پايدارتر است و از شكستها و محروميتها دلسرد و شكستهخاطر و متوقف نميگردد و باعث حيات و بقا و پيشرفت اسلام، همين عقيده است كه از روح امامت و پيروي از آن سرچشمه ميگيرد. سرّ بقاي شيعه و گسترش آن در ميان دشمنهاي داخلي و خارجي همين است... .
از اينرو، منتظران واقعي، انسانهايی هستند كه همواره در برابر طاغوت و نظامهاي ضدديني در حال مبارزه با جان، مال و انديشهاند و براي حضور و شركت در انقلاب جهاني كه با شمشير علي(ع) و زره پيامبر اعظم (ص) و به دست توانمند فرزند خاتم پيامبر (ص) و علي(ع) برپا ميشود، شب و روز را در حال آمادهباش، سپري ميكنند.
بنابراین، ضروري است درباره اين انتظار بحث شود و پاسخ داده شود كه انتظار چيست؟ آيا انتظار، مذهب اعتراض است يا مذهب احتراز يا مذهب پويايي؟ نقش انتظار پويا و سازنده در زندگي فردي، سياسي و اجتماعي چيست و در پايداري جنبشهاي اسلامي چه نقشی دارد؟ مقاله حاضر، پژوهش كوتاهي براي يافتن پاسخ به چنين پرسشهايي است.
از شيوههاي رايج و مطرح در مباحث مختلف علمي، تعريف واژهاي مهمي است كه در بحث مطرح شده است. از اين رو، لازم است نخست، واژه انتظار تعريف شود.
1. معناي لغوي: «انتظار» در لغت، به معناي چشم به راه بودن، ديدهباني، درنگ در امور و نوعي اميد داشتن به آينده است. همچنین به حالت رواني كسي گفته ميشود كه از وضع موجود خسته شده است و براي ايجاد وضع بهتري، تكاپو و تلاش ميكند.
2. معناي اصطلاحي: «انتظار» در اصطلاح عبارت است از اميد به آيندهاي كه در آن، ظلم، بيعدالتي، تبعيض و زشتي نباشد و جهان از آنها رهايي يافته باشد و عدالتگستري بر گيتي حاكم باشد. بنابراین، انتظار يعني اميد به آمدن منجي كه جهان را پر از عدل و داد كند و آسايش، صلح، امنيت و عدالت را بر آن حاكم گرداند.
ديدگاههای گوناگون درباره انتظار
ديدگاههاي گوناگوني درباره انتظار وجود دارد. بر اساس برخي نگاههاي سطحي، انتظار نه تنها اثر سازنده ندارد، بلكه زیانبار و منحرفكننده است و جامعه را به تباهي ميكشاند. برخي، انتظار را با خصوصيات و شرايط ويژهاش در نظر گرفتند كه برآيند آن، راه روشن و پرفروغي است كه همه انسانها در پرتوِ آن به سعادت و تكامل ميرسند و فرد و جامعه را از آرمانهاي ديني سرشار ميكند. بنابراین، برداشتهاي گوناگوني از انتظار شده است كه به طور اختصار به آنها اشاره ميشود:
الف) انتظار، مذهب اعتراض
دكتر علي شريعتي، انتظار را مذهب اعتراض به وضع موجود و حركت به سوي وضع مطلوب دانسته است:
انتظار، مذهب اعتراض است. منتظر، معترض به وضع موجود و خواستار وضع مطلوب است. مذهب انتظار، مذهبي است كه حرف دارد و ميتواند كاري انجام دهد. اين منتظر، به آنچه هست، دل نميبندد و به آنچه كه بايد باشد، ميانديشد. او مهاجم به ظلم است و اين اعتراض، ريشه در يك مبارزه و ندايي تاريخي دارد.
در نگرش دكتر شريعتي، انتظار، مذهب اعتراض به وضع موجودي است كه در آن، ستم و بيعدالتي حاکم است و در ضمن، خواستار وضعيت بهتر و مطلوب است و منتظر، مهاجم به ستم است.
نقد و بررسي
پرسشي كه فراروي نظريه «انتظار، مذهب اعتراض» وي قرار دارد، اين است كه اولاً دامنه اين اعتراض تا كجاست؟ ثانياً پیآمد اين اعتراض چيست و چه باري بر دوش منتظران ميگذارد و اين نفي با چه اثباتي ميتواند همراه باشد؟ علاوه بر اينكه اين پرسشها در اين نظريه بدون پاسخ مانده است، ارتباطي هم با معناي انتظار ندارد؛ زيرا انتظار، اميد داشتن به آيندهاي است كه ظلم، فساد و بيعدالتي در آن نباشد و با آمدن رهبري الهي، جهان پر از عدل و داد ميشود. پس اين نظريه نميتواند نظريهای جامع و كامل باشد.
درباره پرسش اول بايد گفت آرمانهاي ديني از تكامل و شكوفايي استعدادهاي آدمي فراتر و بالاترند؛ زيرا هنگامي كه انسان به تكامل ميرسد، باز اين پرسش مطرح است كه در كدام جهت بايد مصرف شود؛ رشد يا زيان؟
درباره پرسش دوم نيز ميتوان گفت منتظر ظهور حضرت مهدي(عج)، آماده است براي ظهور و حاكميت او زمينهسازي كند، چنانكه در روايت نيز آمده است: «و يوطّئون للمهديّ سلطانه».
ب) انتظار، مذهب احتراز
برخي از «انتظار»، برداشت ناصوابتري كرده و آن را مذهب احتراز پنداشتهاند. بر اساس اين نگرش، منتظران بايد گوشهگيري کنند و در برابر فسادها و بيعدالتيها، حركت و خيزشي نکنند. مير فطروس ميگويد:
انتظار، مذهب احتراز است؛ مذهبي است كه منتظر را به گوشهگيري ميكشاند و مانع تلاش ميشود. مذهبي است كه نميتواند كاري صورت دهد. پس دهنكجي ميكند و كنار ميكشد.
امام خميني(ره) كه از اين برداشت تخريبكننده، رنج ميبرد و انحرافهای آن را به خوبي پيبرده بود، اين ديدگاه را چنين تبيين ميكند:
بعضيها انتظار فرج را به اين ميدانند كه در مسجد، حسينيه و منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان را از خدا بخواهند... يك دسته ديگري بودند كه انتظار فرج را ميگفتند اين است كه ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان چه ميگذرد، سر ملتها چه ميگذرد، بر ملت ما چه ميگذرد، به اين چيزها ما كاري نداشته باشيم. ما تكليف خودمان را عمل ميكنيم. براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايند انشاءالله درست ميكنند... يك دستهاي ميگفتند كه خب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم، تا مردم هر كاري ميخواهند بكنند، گناه زياد بشود تا فرج نزديك بشود.
طرفداران اين نظريه بر اين باورند كه فعلاً كاري از ما ساخته نيست و بايد در انتظار ظهور بود و اصولاً حكومت واحد جهاني حضرت زماني تحقق پيدا ميكند كه جهان پر از ستم شود.
دسته ديگر پا را از این هم فراتر مینهند و ميگويند بايد به ترويج گناه و فساد در جامعه دامن زد و مردم را به گناه دعوت كرد تا دنيا پر از فساد و ظلم و جور شود و در نتيجه، حضرت مهدي(عج) ظهور كند.
عوامل گوناگوني سبب پيدايش اين نظريه شده است. به صورت اجمالي به تبيين برخي از آنها ميپردازيم:
1. تحريف معناي انتظار
مفهوم واقعي انتظار، مسئوليتساز و تكليفآفرين است. منتظران حقيقي همواره مزاحم طبقه حاكم بودند. از اين رو، دستهاي نامرئي طبقه حاكم براي حفظ موقعيت خود كوشيدند تا انتظار معناي واقعي خود را از دست بدهد و منتظران نيز چنين كردند. انگيزههاي سياسي هميشه در تحريف آموزههاي ديني دخالت داشته است و حاكمان انديشههايي را كه موجب براندازي و تضعيف حكومتشان ميشد، تحريف ميكردند.
2. برداشت ناصواب از روايات
يكي از عوامل پيدايش اين نظريه، برداشتهاي غلط و نادرست از رواياتي است كه از ظهور حضرت خبر ميدهند. در اين روايات آمده است كه ظهور امام زمان(عج) هنگامي است كه جهان پر از ظلم و جور گردد. برخي از اين احاديث نتيجه گرفتهاند كه وجود ستم پيش از ظهور، امری قهري و طبيعي است و مقدمه ظهور و فرج است. بنابراین، با مقدمه ظهور نميتوان مبارزه كرد و از امر به معروف و نهي از منكر كه اصل مسلّم اسلام است، سخن گفت.
نقد و بررسي
نظريه «انتظار، مذهب احتراز»، خدشهپذير است؛ زيرا اينكه ميگويند: «ما كاري نداشته باشيم به اينكه در جهان بر ملتها چه ميگذرد»، با چند دسته از روايات معتبر سازگاري ندارد.
دسته اول، روايات فراوان و معتبري از شيعه و سني وجود دارند كه در آنها آمده است بايد به ياري مظلومان شتافت؛ از جمله در روايتي آمده است:
من أصبح لايهتّم باُمور المسلمين فليس بمسلم؛
كسي كه صبح كند و به امور مسلمانان توجهي نكند، مسلمان نيست.
دسته دوم، برداشت و نظريه «انتظار، مذهب احتراز» با روايات زير نيز منافات دارد:
در روايت آمده است: كسي از امام صادق(ع) پرسيد: چه ميگوييد درباره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را ميكشد و در چنين حالي از دنيا ميرود؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
هو بمنزلة من كان مع القائم في فسطاطه ـ ثم سكت هنيئة ـ ثم قال هو كمن كان مع رسولالله (ص)؛
او همانند كسي است كه با رهبر اين انقلاب در خيمه او بوده باشد. سپس سكوت كرد و فرمود: مانند كسي است كه با پيامبر در مبارزاتش همراه بوده است.
اين مضمون، با تعبيرهای گوناگوني در روایات دیگر نقل شده است. در برخي از احاديث اين تعبير آمده است:
بمنزلة الضارب بسيفه في سبيل الله؛
همانند شمشيرزني در راه خداست.
در برخي از احاديث آمده است:
كمن قارع مع رسول الله بسيفه؛
همانند كسي است كه در خدمت پيامبر با شمشير بر مغز دشمن بكوبد.
در حديثي آمده است:
بمنزلة من كان قاعداً تحت لواء القائم؛
همانند كسي است كه زير پرچم قائم بوده باشد.
در برخي احاديث آمده است:
بمنزلة المجاهدين بين يدي رسول الله (ص)؛
همانند كسي است كه پيش روي پيامبر جهاد كند.
در برخي احاديث نيز چنين آمده است:
بمنزلة من استشهد مع رسول الله (ص)؛
همانند كسي است كه با پيامبر شهيد شود.
چنين تشبيهاتي كه درباره منتظران ظهور مهدي(عج) وارد شده است، از اين حکایت ميكند كه ميان انتظار، جهاد و مبارزه نوعي رابطه و تشابه وجود دارد.
مذهب احتراز ميگويد: «عالم بايد پر از معصيت شود. نبايد امر به معروف و نهي از منكر كنيم.» در پاسخ ميگوييم:
1. اين برداشت با فلسفه انتظار منافات دارد؛ زيرا فلسفه انتظار، حل نشدن و تسليم نشدن در برابر آلودگيهاي محيط و جامعه است.
آيتالله مكارم شيرازي ميفرمايد:
انتظار ظهور مصلحي كه هرقدر دنيا فاسدتر شود، اميد ظهورش بيشتر ميگردد، اثر فزاينده رواني در معتقدان دارد و آنان را در برابر امواج نيرومند فساد، بيمه ميكند. آنان با گسترش دامنه فساد مأيوس نميشوند، بلكه به مقتضاي «وعده وصل چون شود نزديك؛ آتش عشق تيزتر گردد»، وصول به هدف را در برابر خويش ميبينند و كوشش و تلاششان براي مبارزه با فساد و يا حفظ خويشتن با شوق و عشق زيادتري تعقيب ميگردد.
2. امر به معروف و نهي از منكر، يكي از اصول مسلّم و از ضروريات اسلام و مورد اتفاق عالمان ديني است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)؛
شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شدهاید، به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.
از نظر اسلام، امر به معروف و نهي از منكر بر هر كسي كه توان و قدرت دارد و ضرري متوجه جانش نميشود، واجب است.
پيامبر اسلام ميفرمايد:
بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد، وگرنه خداوند، بدترين و شریرترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا نميگرداند.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر واجبان علي من أمكنه ذلك و لم يخف علي نفسه و لا علي أصحابه؛
امر به معروف و نهی از منکر بر کسی که توانایی انجام آن را دارد و بر خود و یارانش بیم و ترسی از خطر نداشته باشد، واجب است.
بيگمان امر به معروف و نهي از منكر با انتظاري سازگاري دارد كه تكليفساز باشد، نه تكليفسوز.
در پاسخ به رواياتي كه از جهانِ سرشار از ستم خبر ميدهند، ميگوييم:
1. چنين رواياتی از جهاني پر از ستم سخن ميگويند، نه جهاني پر از ظالم. بين جهان پر از ظلم و جهان پر از ظالم فرق است؛ زيرا اگر گفتيم جهان پر از ظلم است، چهبسا ظلمهايي جهاني از ظالماني محدود و قابل شمارش به وجود آمده باشد، چنانكه در عصر ما، بسياري از ظلمها و بيعدالتيها به حاكمان و گروههاي مشخصي مربوط ميشود، نه به همه مردم. احاديثي هم كه از جهان پر از ظلم خبر ميدهند، بدين معنا نيستند كه همه افراد ظالم شوند و جهان را پر از ظلم كنند.
2. بر اساس آيه (وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)، در زمان ظهور منجي، صالحان و مستضعفان، وارث و حاكم روي زمين ميشوند. اگر مراد از فراگير شدن ستم اين باشد كه بهطور كلي، افراد صالح پيدا نميشوند، این خبر با آيه و آيات ديگر قرآن كه از حاكميت مستضعفين در عصر ظهور گزارش ميدهند، تعارض خواهد داشت. بنابراین، رواياتي كه با صريح آيات قرآن در تعارض باشند، قابل قبول نيستند.
3. از ظاهر رواياتي كه از گسترش ستم خبر ميدهند، به دست ميآيد كه فراگير شدن ستم به معناي گسترش ظلم طبقه حاكم است؛ زيرا لازمه ظلم و ظالم بودن، وجود مظلوم است.
بر اساس اين نگرش، زمان ظهور حضرت مهدي(عج) هنگامي خواهد بود كه ظلم طبقه حاكم در ابعاد مختلف زندگي مردم شدت يافته و فراگير شده باشد. طبق اين معنا، هيچگاه مسئوليت مبارزه با ستم و جانبداري از عدالت، از افراد صالح و مستضعف كه ميخواهند وارث حكومت زمين گردند، سلب نميشود.
ج) انتظار، مذهب پويا
انتظار پويا، تركيبي از ايمان و اعتقاد قلبي به ولايت و ظهور قطب عالم امكان است كه آرزوي آمدن منجي و حاكم گردانيدن عدل مطلق را بر پهناي گيتي در قلبهاي عاشق ميپروراند و امید به جايگزين شدن حكومت عدل و عدالت به جاي حكومتهاي جور را ميآفريند. انتظار به اين معنا، صحيحترين و كاملترين برداشت و تفسيري است كه در آدمی، ذوق و شوق دستیابی به دنيايی پاك و مسالمتآميز را در سايهسار زلال منجي موعود ايجاد ميكند.
انتظار پويا، انزجار و تنفر از همه مفاسد و تباهيهايي است كه ظهور آن امام را به تأخير مياندازد و كوششي است برای مهيا كردن خود و جامعه براي درك و تحمل ظهور آخرين سفير الهي؛ شعله برافروختهاي است در قلبهاي منتظران كه هم سوخت و سوزي است از فراق يار و هم نوري است پرفروغ براي آينده روشن و پراميد. اين انتظار در فطرت و اعماق سرشت آدمي جاي دارد.
از منظر آيتالله صافي گلپايگاني:
اين نوع انتظار، شخص را متعهد و مسئول ميسازد كه براي تحقق هدفهاي اسلام و عملي شدن برنامههاي ديني بدون هيچگونه يأس و نااميدي و ضعف و سستي، شب و روز كوشش و تلاش نمايد و فداكاري و جانفشاني كند تا گامي به سوي مقاصد عاليه اسلام بردارد. اين انتظار، شخص را محكم، مقاوم، بااراده، نفوذناپذير، مستقل، شجاع و بلندهمت ميسازد. اين انتظار، لفظ نيست، گفتن نيست؛ عمل است، حركت است، نهضت و مبارزه و جهاد است، صبر و شكيبايي و مقاومت است.
مباني انتظار پويا
انتظار پويا، مباني گوناگوني دارد كه به بيان برخي از مهمترین آنها پرداخته ميشود:
الف) فطرت انسانها
انتظار فرج، مسئلهاي فطري است كه با سرشت آدمي عجين است و عمري به درازاي عمر آفرينش انسانها دارد؛ زيرا با وجود اختلافاتي كه در ميان ملتها و امتها در نگرش، آداب و رسوم، آرا و تمايلات و خواستههاي باطني مردم وجود دارد، عشق به صلح و عدالت جهاني، خواسته همه آنان است. آيتالله مكارم شيرازي ميفرمايد:
عشق به اين موضوع، مربوط به اعماق وجود آدمي است، گاهي به گونهاي پررنگ و گاهي هم كمرنگ. يعني انسان از دو راهِ عاطفه و خرد، در برابر چنين مسئلهاي قرار ميگيرد و سروش اين ظهور را با دو زبان «فطرت و عقل» ميشنود. ايمان به ظهور مصلح جهاني جزئي از عشق به آگاهي، عشق به زيبايي و عشق به نيكي (سه بُعد از ابعاد چهارگانه روح انسان) است كه بدون چنين ظهوري، اين عشقها به ناكامي ميگرايد و به شكست محكوم ميشود.
علاقه انسان به پيشرفت و تكامل، دانايي و زيبايي، نيكي و عدالت، علاقهاي اصيل، هميشگي و جاوداني است و انتظار ظهور يك مصلح بزرگ جهاني، آخرين نقطه اوج اين علاقه است.
چگونه ممكن است عشق به تكاملِ همهجانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظاري نداشته باشد؟ مگر تكامل جامعه انساني بدون آن امكانپذير است؟ اگر تشنه ميشويم و عشق به آب داريم، دليل بر آن است كه «آبي» وجود دارد كه دستگاه آفرينش، تشنگي آن را در وجود ما قرار داده است. اگر عشق به زيبايي و دانايي داريم، دليل بر اين است كه زيباييها و داناييها، در جهان هستي وجود دارد. نتيجه ميگيريم كه اگر انسانها انتظار مصلح بزرگي را ميكشند كه جهان را پر از صلح و عدل و داد كند، دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجي در تكامل جامعه انساني، امكانپذير و عملي است كه عشق و انتظارش در درون جان ماست.
عموميت اين اعتقاد در همه مذاهب، نشانه ديگري بر اصالت و واقعيت آن است؛ زيرا چيزي كه زاييده شرايط خاص و محدودي است، نميتواند عمومي باشد و تنها مسائل فطري از چنين عموميتي برخوردارند. اينها نشانه آن است كه اين نغمه از زبان عواطف و سرشت آدمي در جان او سر داده شده است كه سرانجام، مصلحي بزرگ و جهاني همه گيتي را زير پرچم صلح و عدالت قرار خواهد داد.
اگر انسانها در انتظار ظهور مصلح جهاني به سر ميبرند تا بيايد و جهان را پر از عدل و داد كند، دليل آن است كه علاقه به ظهور آن يگانه منجي در درون جان يكايك بشر نهفته است. بنابراین، سرشت و فطرت انسانها با انتظار عجين گشته است و از اين رو، همه انسانها به گونهای در انتظار منجي به سر ميبرند.
ب) قرآن كريم
آيات فراواني بر اين دلالت دارند که مردم بايد در انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) به سر ببرند و انتظار آمدن او يك تكليف الهي است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ)؛
بگو منتظر باشيد كه ما ]هم[ منتظريم.
همچنین ميفرمايد:
(فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ)؛
پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم.
در جايي ديگر ميفرمايد:
(فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ)؛
پس منتظر باشيد كه من ]هم[ با شما از منتظرانم.
آيات ياد شده، انتظار فرج را به صورت «امر» كه نشانه وجوب است، بيان كردهاند. بنابر روايات فراوانی، اين آيات به انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) تأويل شده است. قرآن كريم به مسئله انتظار كه در زبور مطرح شده است، چنین تصريح دارد:
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
ج) حدیث
روايات فراوانی وجود دارد كه انتظار ظهور امام زمان(عج) را بيان كرده است، از جمله اينكه:
1. شيخ صدوق در كتاب اكمال الدين و تمام النعمه به سندي از عبدالعظيم حسني آورده است:
نزد سرورم، حضرت محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (علیهم السلام) رفتم و خواستم درباره قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او؟ خود آن حضرت شروع كرد به سخن گفتن و به من فرمود: اي ابوالقاسم! به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش در انتظارش باشند و از ظهورش اطاعت شود.
2. علامه مجلسي ذيل روايتي كه به مرزباني در زمان غيبت امر ميكند، بيان ميدارد:
يجب علي الشيعة أن يربطوا أنفسهم علي طاعة إمام الحق و انتظار فرجه و يتهئيّوا لنصرته؛
بر شيعه واجب است كه گوش به فرمان امام برحق باشد و در انتظار فرجش به سر برد و براي ياري او آماده باشد.
نقش انتظار پويا
انتظار پويا بسان خوني در رگ زندگي انسان، قلبي در تاريخ تكاملي بشر و خط بطلاني بر همه كفرها، نفاقها، ظلمها، بيعدالتيها و هوچيگريهاست. انتظار پويا، «بهترين عمل نزد خداوند» و «بافضيلتترين عبادت» است. انسانِ منتظر «از همه مردم در همه عصرها فاضلتر است». چنين انتظاري، اثرهای فراواني در زندگي انسان منتظر خواهد داشت كه به چند اثر اشاره ميكنيم:
الف) اميدزایی و حركتآفرینی
انتظار پويا به معناي اميد و آرزوست. اميد و آرزو در زندگي انسان از مؤثرترين عوامل حركت و مقاومت است. جوهره اين اميدواري، خوشبيني نسبت به آينده و پشتوانه آن، مژدههاي قطعي خداوند به پيروزي صالحان و مستضعفان است، چنانكه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ)؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
در جايي ديگر ميفرمايد:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)؛
خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همانگونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند.
در قرآن درباره غلبه اسلام بر ديگر اديان جهان آمده است:
او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هرچه دین است، پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند.
از ديدگاه شيعه، بدون ترديد، این آیات درباره حضرت مهدي(عج) است. گنجي شافعي بر اين باور است كه آيات ياد شده درباره امام زمان(عج) نازل شده است. در روايات، از اميد و دل بستن به آينده بهتر كه دربردارنده عنصر خوشبيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكاملي تاريخ و اطمينان به آينده روشنتر بشريت است، به انتظار فرج تبیین شده است كه از اصل كلي اسلامي یعنی حرمت نوميدي از لطف و رحمت الهي مایه گرفته است:
(وَ لاَتَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ)؛
و از رحمت خدا ناامید نباشید؛ زیرا بر گروه كافران کسی از رحمت خدا ناامید نميشود.
اميرالمؤمنين علي(ع) ميفرمايد:
انتظار فرج داشته باشيد و از لطف و رحمت خدا نومید نشوید؛ زيرا بهترين كارها در پيشگاه خداي عزوجل، انتظار فرج است.
امام جواد(ع) نيز ميفرمايد:
برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.
انتظار پويا، چلچراغ اميدي است كه دهليزهاي بيفروغ قلبهاي انسان منتظر را آراسته و آن را گذرگاه احساس، جهاد، مقاومت، تحرك، ايثار و شهادت ساخته است. اين نوع انتظار، با حركت و اميد، پیوند برجستهای دارد. حركت و اميد از برآيندهاي انتظار است و انتظار، جهتدهنده حركت و اميد.
بنابر آيات و روايات، خداوند به مسلمانان و مستضعفان وعده پيروزي داده است كه در عصر غيبت، اميد و حركت را در زندگي فردي و اجتماعي انسان منتظر ايجاد ميكند؛ زيرا منتظران به اميد پيروزي حق بر باطل، خود و جامعه را میسازند و در برابر مشكلات، ظلم و طغيان، مبارزه و مقاومت ميكنند. از منظر روانشناختي، وعدههاي پيروزيِ حتمي، قوت روحي و رواني در شخص منتظر ايجاد ميكند. بدين سبب، منتظران در طول تاريخ توانستهاند با روح و روان عالي و با كمترين امكانات و وسايل تسليحاتي، بزرگترين قدرتهاي عصر را كه مجهز به پيشرفتهترين تسليحات روز بودهاند، به زانو درآورند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني در برابر نظام دستنشانده ستمشاهي، جنگ هشتساله تحميلي صدام و موفقيت چشمگير در مسئله انرژي هستهاي و پيروزي حزبالله لبنان در برابر ارتش تا به دندان مسلح اسرائيل و حاميانشان، در پرتو اعتقاد به انتظار ظهور رخ داده است.
مستکبران از نظر انواع علم، صنعت و تكنولوژي و تسليحات نظامي، خود را از مسلمانان برتر ميداند. بر اين اساس، با بهانههاي مختلف و متهم کردن مسلمانان به تروريسم، به كشورهاي اسلامي چنگاندازی میکنند. با این حال، با روح و روان شكست خورده، هيچگاه توان مقاومت و ادامه مبارزه را ندارند و به زودي، پيروزي مسلمانان را در همه سرزمينهاي اسلامي، مشاهده خواهيم كرد.
ماربين، محقق آلماني، انتظار را مهمترين عامل اميدواري شيعه در برابر تمام نابرابريها ميداند و ميگويد:
از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهمي كه موجب اميدواري و رستگاري شيعه است، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست؛ زيرا عقيده شيعه اين است هنگامي كه انسان در بستر رود، باید به اين اميد بخوابد كه چون صبح از خواب برخيزد، حجت عصر ظهور كرده و او براي تأييدش آماده باشد. معتقدند همه مردم و دول زمين تابع حكومت آنها خواهد بود. گويا فرد فرد شيعه بدون استثنا، شب كه به بستر ميروند، به اميد ترقي و عالمگيري و اقتدار خود، صبح از خواب برميخيزند. شيعيان، مجتهدان را نواب عام حجت عصري ميدانند. بر دانشمندان اجتماعي روشن است كه اگر چنين عقيدهاي در ميان فرد فرد ملتي گسترش يافته و رسوخ كند، ناچار روزي اسباب طبيعي براي آنان فراهم خواهد آمد. يأس و حرمان، عامل هرگونه نكبت و ذلت، ولي ضد آن كه پشت گرمي و اميدواري و قوت قلب از روي اعتقاد است، مايه فلاح و نجات ميگردد.
ويليام هنوي، انتظار را عامل حيات دانسته است: «اگر اين انتظار نبود، بشر چون شعله شمع، اندك اندك ميمرد يا به هيچانگاري ميگراييد.»
ب) اصلاحطلبي
انسان منتظر بايد در راه اصلاح خود و جامعه و رفع ستم تلاش كند. منتظرِ مصلح جهاني، خود، بايد صالح و مصلح باشد. در اسلام، تأكيد فراواني بر لزوم مبارزه با هرگونه فساد اخلاقي، سياسي و اجتماعي شده است. امر به معروف و نهي از منكر از منظر اسلام، وظيفه همگاني است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه، «اصلاح» است و مجري آن، «مصلح» ناميده ميشود.
براي درك اهميت اين اصل مسلّم اسلامي، به ذكر يك آيه و حديث بسنده ميشود. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)؛
شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.
پيامبر اعظم (ص) فرموده است:
بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد، وگرنه خداوند، بدترين و شرورترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره ميكند و دعاي خوبانتان را مستجاب و روا نميگرداند.
رضايت و خشنودي امام عصر(عج) نيز در اين است كه «معروف» در جامعه عملي گردد و منكرات ترك شوند. انسان منتظر نبايد درباره امر به معروف و نهي از منكر در جامعه و محيط پيرامونش بیاعتنا بماند. «خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگترين امر كننده به معروف و نهي كننده از منكر است. جامعه منتظر، قطعاً خشنودي و رضايت امام زمان(عج) را ميخواهد و به او اقتدا ميكنند و براي اقامه احكام خدايي، تنبلي و بيتفاوتي را از خويشتن دور ميسازند.» بنابراین، جامعه منتظر بايد در پي كسب رضايت امامش باشد و براي اصلاح خود و ديگران تلاش كند.
ج) حفظ ايمان
از ابعاد تكليف الهي در روزگار غيبت كبرا و عصر انتظار، حفظ دين و نگهباني از مرزهاي عقيدتي است. بايد فروغ ايمان و نور يقين در دل و جان مردم بتابد و جان و دل جوان و نوجوان در برابر تابش اعتقادات درست قرار بگيرد و ايمان جزو وجود آنان گردد؛ بسان خون، سراسر وجودشان را گرم كند و جوهر اصيل حيات آنان باشد.
در عصر انتظار، بايد در برابر شبهههای گوناگون و تهاجم فرهنگي پنهان و آشكار، ايستاد و مقاومت كرد و شبههها را با پاسخهاي مستدل از ذهنها زدود. حفظ و گسترش اعتقادات ديني و شناخت آن در روزگار نزديك به ظهور، مفيد و لازمتر است؛ زيرا تنها دارندگان عقيده و عمل در حوادث پيش از ظهور، غرق و گم نميشوند و دچار ترديد نميگردند. بايد تا ظهور امام مهدي(عج)، اعتقادات ديني و اعمال صالح منتظران حفظ شود؛ چون منتظران داراي جايگاه والایی هستند. پيامبر اعظم (ص) ميفرمايد:
شما اصحاب من هستيد، ولی برادران من در آخرالزمان ميآيند. آنان به نبوت و دين من ايمان ميآورند، با اينكه مرا نديدهاند... هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه ميدارند، چنانكه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست ميكنند يا آتش پردوام چوب داغ را در دست نگاه ميدارند. آن مؤمنان، مشعلهاي فروزانند در تاريكيها. خداوند، آنان را از آشوبهاي تيره و تار (آخرالزمان) نجات خواهد داد.
امام زينالعابدين(ع) خطاب به ابوخالد كابلي فرموده است:
اي ابوخالد! مردماني كه در روزگار غيبت به سر ميبرند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمانها برترند؛ زيرا خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است كه غيبت امام براي آنان مانند حضور است. (يعني با اينكه در عصر غيبت به سر ميبرند و امام را نميبينند، ولی از نظر ايمان و تقوا و پايداري گويي در زمان ظهور به سر ميبرند و امام خود را ميبينند.) اين مردم را خداوند مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ هماناني كه در ركاب پيامبر شمشير ميزدند و پيكار ميكردند. آنان اخلاصپيشگان حقيقي و شيعيان واقعي هستند و (در نهان و عيان) مردم را به دين خدا دعوت ميكنند.
د) عامل مقاومت و بقاي اسلام
انتظار پويا از بزرگترين عوامل مقاومت و پايداري است؛ زيرا مسلمانان و جوامع اسلامي را در برابر ظلم و فساد ثابتقدم و پابرجا نگاه میدارد و به آنان جرئت میبخشيد تا در برابر دشمنان اسلام ايستادگي كنند.
جیمزدار مستتر، خاورشناس و زباندان معروف فرانسوي، انتظار را عامل مقاومت و بقاي اسلام دانسته است:
در حلّه كه نزديك بغداد است، همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشير برهنه ميرفتند و از حاكم شهر، اسبي با زين و برگ ميستاندند... و فرياد ميزدند كه اي صاحبالزمان! بيرون بيا. قومي را كه با چنين احساساتي پرورش يافته است، ميتوان كشتار كرد، اما مطيع نميتوان ساخت.
در طول تاريخ حيات پر افتخار اسلام و تشيع، انتظار و اعتقاد به ظهور حضرت مهدی(عج) مهمترين عاملي است كه اسلام و شيعه را در برابر حكومتهاي جور، از زوال و انقراض نگه داشته است.
آيت الله صافي گلپايگاني فرموده است:
اين اصل انتظار مانند يك قوه مبقيه و عامل بقا و پايداري، طرفداران حق و عدالت و اسلام خواهان حقيقي را در برابر تمام دستگاههاي فشار، جهل و شرك، بشر پرستي و فسادانگيزي پايدار نگه ميدارد و همواره بر روشني چراغ اميدواري منتظران و ثبات قدم و مقاومت آنها ميافزايد و آنان را در انجام وظايف، شور و شوق و نشاط ميدهد... پس از رحلت رسول خدا (ص) و شهادت اميرالمؤمنين(ع) و سيدالشهدا(ع) تا امروز، ريشه تمام وكالت و نهضتهاي شيعه و مسلمين عليه باطل و استعمارگران، همين فلسفه اجتماعي انتظار، عقيده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پيروزي مطلق بوده است؛ كه ميبينيم هميشه از ميان شكستها پيروزيهاي آشكار و در عين ذلت ظاهري، پرتو و شعاع عزت و سربلندي و آقايي نمودار شده و ارادهها و همتها به حركت و جنبش در ميآيد و افراد با اراده و مصمم و متعهد وارد ميدان ميشوند.
هـ) فروريختن هيبت دنياي استكبار
استكبار واقعيتی تاريخي است که از اول پيدايش انسانها وجود داشته و در عهد انبيا نيز بوده است. امروزه برتري نظامي و صنعتي مستكبران باعث جرئت آنان و احساس ضعف مستضعفان شده است. بسياري از كشورهاي اسلامي، وعدههاي قطعي و تخلفناپذير خداوند را فراموش كرده و هراسان از امكانات و پيشرفت تسليحاتي مستكبران، ميپرسند كه امام مهدي(عج) چگونه با شمشير بر تسليحات كنوني پيشرفته دنيا پيروز ميشود؟
پاسخ اين پرسش، با توجه به نكات زير روشن ميشود:
1. وعدههاي پيروزي و بشارت فرج كه در آيات و روايات آمده است، قدرت معنوي مسلمانان را افزايش ميبخشد و آنان را در مبارزه با استكبار از نظر روحي و رواني، توانمند ميسازد. اين تحولات روحي باعث شكسته شدن هيبت مستكبران نزد مستضعفان ميشود. آيتالله صافي گلپایگانی ميفرمايد:
اين وعدهها بود كه مسلمانان را در برابر حوادثي مثل تسلط بنياميه، جنگهاي صليبي و...، پايدار و شكيبا نگه داشت و سرانجام مسلمانان را عليه آنان به جهاد و پيكار برانگيخت. اين وعدهها كه واقعيت آن را حقايق مسلّم ديني و تاريخي صددرصد ثابت كرده است، همواره نويد ميداد كه دور اسلام و روزگار آن به پايان نميرسد و حكومتهايي مانند بنياميه و بنيعباس، مظهر كمال و پيشرفت و نمايش رژيم سياسي و روش رهبري حق و عدالت اسلام نيستند و بايد در انتظار آينده بود و عقبنشيني نكرد، از مرزها و سنگرها حمايت و حفاظت كرد، تا آن عصر طلايي و دوران حكومت مطلقه حق و عدالت فرا رسد.
2. در پرتوِ وعدههاي پيروزي و بشارت ظهور حضرت مهدي(عج)، روحیه برتري بر مستكبران در وجود مسلمانان ايجاد میشود، چنانكه خداوند، هيبت و بزرگي استكبار را نزد اصحاب كهف، كوچك و حقير كرد و درهم شكست. در روايت آمده است:
حضرت مهدي(عج) زماني ظهور خواهد كرد كه مسلمانان با يهوديان ميجنگند و يهوديان را ميكشند.
در روايات فراواني نیز به نكوهش مستكبران و منحرفان پرداخته شده است. امام صادق(ع) ميفرمايد:
مستكبرين (روز قيامت) به صورت مور درآيند و مردم آنان را پايمال [و لگدكوب] ميكنند تا خدا از حساب آنان فارغ شود.
امام علي(ع) نيز ميفرمايد:
پدرم فداي فرزند بهترين كنيزان (مقصود امام قائم(عج) است) که ظالمان و بدكاران را خوار خواهد كرد و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير و كشتار فراگير با آنان برخورد خواهد كرد.
اين روايات و بشارتهای قطعي خداوند، از نظر رواني، اثر قابل توجه و مثبتي در زندگي منتظران به وجود ميآورد كه عبارت است از:
1. بالا بردن قدرت و توان معنوي منتظران در برابر استكبار؛
2. تقويت روحي و رواني منتظران؛
3. نگهداري توان و قدرت برتري منتظران در تعامل با مستكبران.
مقصود از نكوهش مستكبران، يادآوري حقارت و زبوني آنان در برابر مسلمانان است كه با وجود داشتن پيشرفتهترين امكانات و تسليحات، قدرتشان درهم ميريزد و خوار میشوند.
3. بر اساس روايات فراواني، هنگام قيام حضرت مهدي(عج)، سستي و ضعف از شيعيان و مسلمانان برداشته ميشود و دلهايشان چون پارههاي آهن، محكم و استوار ميگردد. هر يك از شيعيان، از شير، بيباكتر و چابكتر و از نيزه، تيزتر و برندهتر خواهند شد و دشمنان را با پا لگدمال ميكنند و با دست ميكشند. امام صادق(ع) ميفرمايد:
هنگام فرا رسيدن امر ما (حكومت مهدي)، خداوند ترس را از دل شيعيان ما برميدارد و در دلهاي دشمنان ما جاي ميدهد. در آن هنگام، هر يك از شيعيان ما از نيزه، برندهتر و از شير، شجاعتر ميشوند.
با توجه به روايات، به اين نتيجه ميرسيم كه پيشرفتهترين امكانات جنگي در اختيار امام عصر(عج) و پنهان از ديد دشمنان خواهد بود. وسایل دفاعي نيروهاي امام قائم(عج) نیز به گونهاي است كه اسلحه دشمن بر آنان كارگر نخواهد افتاد.
امام صادق(ع) در اینباره ميفرمايد:
ياران مهدي اگر با سپاهياني كه بين شرق و غرب را فراگرفتهاند، درگير شوند، آنان را در لحظهاي نابود ميكنند و هرگز سلاح دشمن در آنان تأثير نميكند.
بيگمان، نوع سلاحي كه حضرت قائم(عج) در نبردها به كار ميگيرد، با ديگر سلاحهاي آن روزگار تفاوتي اساسي خواهد داشت. واژه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از اسلحه است، نه اينكه شمشير، مراد باشد. بنابر روايات، سلاح سربازان و سپاهيان حضرت، از جنس آهن نيست، ولي به گونهاي است كه اگر بر كوهي فرود آيد، آن را دو نيم ميكند. امام صادق(ع) ميفرمايد:
ياران مهدي(عج)، شمشيرهايي از آهن دارند، ولي جنس آن غير از آهن است. اگر يكي از آنان با شمشير خود بر كوهي ضربه زند، آن را دو نيم ميكند.
به طور کلی، حضرت مهدي(عج) و يارانش از پيشرفتهترين تاكتيك و شيوه نظامي برخوردار خواهند بود. رسول خدا (ص) ميفرمايد:
پس از شما اقوامي خواهند آمد كه زمين زير پايشان جمع ميشود و دنيا به روي آنان گشوده ميشود... زمين كمتر از يك چشم به هم زدن زير پايشان طي ميگردد.
حضرت با فرشتگان، مؤمنان و ترس و رعب افکندن در دل دشمنان ياري ميشود.
از آنچه بيان شد، نتيجه ميگيريم:
1. هراس و ترسهايي كه پيش از ظهور مهدي(عج) بر وجود منتظران سايه افكنده است، پس از ظهور حضرت، برچيده خواهد شد.
2. با ظهور حضرت قائم(عج)، وحشت و رعب در قلب مستكبران پدید میآید و توان هر گونه مقاومت از آنان سلب ميشود.
3. با اين بشارت و مژدهها، روح عزت و برتري در منتظران ايجاد ميشود و اطمينان پيدا ميكنند داراي سپاه و نيرويي هستند كه هيچ قدرتي به پاي آن نميرسد. آنان با چنين روح و روان عالي، لحظهاي از مبارزه و مقاومت در برابر استكبار كوتاهي نميكنند. آنچه درباره اصحاب كهف اتفاق افتاده است، درباره امام عصر(عج) هم محقق خواهد شد. اين مثال قرآني از تاريخ بشر براي ايجاد روحيه پايداري در مستضعفان و مبارزان جنبشهاي اسلامي است كه اطمينان و يقين آنان به شكست قدرت دنياي استكبار را يقيني ميكند.
و) توان مقاومت در برابر هرگونه انحراف
از آثار اعتقاد به انتظار فرج، ايجاد توان مقاومت براي مسلمانان در برابر هرگونه انحراف اجتماعي است. ايمان به پيروزي و اعتقاد به شكوفايي جهان، آثار تربيتي و اعتقادي فزايندهاي دارد؛ اراده منتظران را برای نابودي انحراف، محكم و آهنين ميسازد. در روايات نيز براي كساني كه درد و رنج را تحمل و با انحراف مبارزه ميكنند، ثواب و پاداش فراوان بيان شده است. از جمله آمده است:
هركه در روزگار غيبت قائم ما، بر ولايت ما استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و احد را به وي عطا فرمايد.
پيامبر اكرم (ص) نيز ميفرمايد: «پس از شما مردمي خواهند آمد كه يكي از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» عرض كردند: اي پيامبر خدا! ما در بدر، احد و حُنين با شما بوديم و قرآن در ميان ما نازل شد! حضرت فرمود: «اگر آنچه بر سر ايشان ميآيد، بر سر شما بيايد، مانند آنان صبر و شكيبايي نميكنيد.»
آيتالله صافي گلپایگانی ميفرمايد:
اين انتظار، ضعف و سستي و مسامحه در انجام تكاليف و وظايف نيست و عذر كسي در ترك مبارزه و ترك امر به معروف و نهي از منكر نميباشد و سكوت و بيحركتي و بيتفاوتي و تسليم به وضع موجود و يأس و نااميدي را هرگز با آن نميتوان توجيه كرد. اين انتظار، حركت، نهضت، فداكاري، طرد انحراف و مبارزه با بازگشت به عقب و ارتداد است. حركت و انتظار در كنار هم ميباشند و از هم جدا نميشوند. انتظار، علت حركت و تحركبخش است.
در پرتو اعتقاد به انتظارِ پويا، مجاهدان جهان اسلام در برابر تمام انحرافها و فشارهاي دنياي استكبار مقاومت و مبارزه ميكنند و كوچكترين تزلزلي به خود راه نميدهند و براي زمينهسازي دولت حق، سر از پا نميشناسند.
ز) ايجاد توازن بين نااميدي و اميد
روايات فراواني از بشارت فرج، نصرت و پيروزي مسلمانان سخن ميگويند، چنانكه پيامبر اكرم (ص) ميفرمايد:
مردم! شما بشارت به فرج داده شدهايد. همانا (در) وعده خداوند، خلاف نيست و قضايش رد نميشود و او دانايي آگاه است و همانا فتح و پيروزي نزديك است.
بر اساس روايات، انحرافهای گستردهاي در زندگي مردم در عصر غيبت كبرا رخ ميدهد. امام علي(ع) ميفرمايد:
زمين پر از ظلم و جور ميشود، تا جايي كه كسي نتواند نام خدا را به زبان جاري كند، مگر در پنهاني آنگاه خداوند، قوم صالح و شايستهاي را ميآورد كه زمين را پر از عدل و داد کند.
پيامبر اعظم (ص) نيز ميفرمايد:
هيچ زماني پيش نميآيد، جز اينكه زمان بعدي، بدتر از آن است.
هنگامي كه دورههای پس از رحلت پيامبر را مطالعه كنيم، متوجه ميشويم كه پايههاي فتنه عميقتر شده است. پيامبر ميفرمايد:
زماني بر مردم بيايد كه انسان در آن روزگار، آرزوي مرگ ميكند.
امام باقر(ع) نيز ميفرمايد:
اهل زمانه دگرگون ميشوند؛ بتپرستي يكبار ديگر رواج مييابد؛ مؤمنان به سختي گرفتار ميشوند؛ دلها را شك و ترديد فراميگيرد؛ رشته دين از گردن آنان خارج ميشود و پيوندشان با دين قطع ميشود.
امروزه انحرافها و گرفتاري مسلمانان از يك طرف و قدرت اسلام و انسجام اسلامي از سوي ديگر در حال گسترش است. از اينكه قدرت و عظمت و انسجام اسلامي، اميدوار و از انحرافها و گرفتاري مسلمانان اندوهگین میشویم. رواياتي كه با مژده به پيروزي مسلمانان و منتظران، درباره فضيلت انتظار و پاداش منتظران سخن میگویند، بين اميد و نااميدي در شخصيت منتظر تعادل ايجاد ميكنند تا در دوران غيبت كبرا، عقدههاي روحي و رواني كه مانع انجام مسئوليت شده است، از بین برود و رعب و وحشت در قلب مستكبران ايجاد شود.
نتيجه
انتظار به معناي چشم به راه بودن و ديدهباني است و به حالت رواني كسي گفته ميشود كه از وضع موجود خسته شده است و براي وضع بهتري تلاش ميكند. انتظار، اميد داشتن به آيندهاي است كه در آن ستم نباشد و آسايش، صلح و صفا بر گيتي حاكم باشد.
برداشتهاي گوناگوني از آموزه انتظار صورت گرفته است. برخي، انتظار را اعتراض به وضع موجود و تلاش و حركت به سوي وضع بهتر كه عدالت حاكم باشد، تفسير کردهاند. اين نظريه با این پرسشها مواجه است: دامنه اين اعتراض تا كجاست؟ پیآمد اين اعتراض چيست؟ به طور کلی، اين برداشت با معناي انتظار، سازگاري و تناسب ندارد.
برخي دیگر، انتظار را مذهب احتراز دانستهاند. طبق اين نگرش، منتظران بايد گوشهگيري کنند و نسبت به آنچه در محيط پيرامونشان ميگذرد، بیاعتنا باشند و در برابر فسادها، ظلمها و بيعدالتيها از خود حركتي نشان ندهند. پس مشغول امور ديني و عبادي خود باشند تا خود حضرت بیاید و امور را اصلاح كند.
اين نظريه به دلیل تحريف معناي انتظار و برداشتهاي ناصواب از رواياتی به وجود آمده است كه ميفرمايد: «و يملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعد...»
اين نظريه نیز صحيح نيست؛ زيرا روايات فراواني از شيعه و سني وجود دارد كه بر اساس آنها، مسلمانان نبايد در برابر ستم سكوت کنند، بلکه بايد به ياري مظلومان بشتابند. اين نظريه با اصل مسلّم اسلام امر به معروف و نهي از منكر نیز كه از ضروريات است، منافات دارد.
انتظار پويا كه تركيبي از ايمان و اعتقاد قلبي به ولايت قطب عالم امكان است، صحيحترين برداشت از انتظار به شمار میرود و مبنای آن نیز فطرت انسانهاست؛ يعني چنين انتظاري در سرشت آدمي عجين شده است. در آيات فراوانی از قرآن كريم بيان شده است كه بايد منتظر باشيد. امامان معصوم (علیهم السلام) نيز دستور دادهاند كه در دوران غيبت كبرا واجب است منتظر ظهور آن حضرت باشيم.
انتظار پويا، بسان خوني در رگ زندگي انسان و خط بطلاني بر همه كفرها، تبعيضها و ظلمهاست. از منظر اسلام، اين نوع انتظار، بهترين عمل نزد خداوند و با فضيلتترين عبادتهاست. منتظران نيز از همه مردم عصرها، ارزشمندتر و بهترند. چنين انتظاري در مبارزههای انسان مسلمان و مقاومت جنبشهاي اسلامي در طول تاريخ نقش مهم و برجستهای داشته و دارد. انتظار پويا به معناي اميد و آرزوست. اميد و آرزو در زندگي انسان، مؤثرترين عامل حركت و مقاومت است. روح و جوهره اين اميدواري، خوشبيني انسان به آينده است كه خداوند در آيات و روايات به صورت حتمي وعده داده است صالحان و مستضعفان، وارث زمين خواهند شد. وعدههاي عزتمندی و اقتداریابی مسلمانان، به روح و روان منتظران، نيرو و توان ميبخشد و سبب میشود مانند حزبالله لبنان در مبارزه با استكبار، كوچكترين ضعفی به خود راه ندهند. دانشمندان غيرمسلمان مانند ماربين، محقق آلماني؛ جيمزدار مستتر، خاورشناس فرانسوي و ويليام هنوي نيز اين مسئله را مطرح کردهاند.
منتظران مصلح جهاني براي اصلاح خود و جامعه تلاش ميكنند. در اسلام، بر لزوم مبارزه با هرگونه فساد اخلاقي، سياسي و اجتماعي، تأكيد فراواني شده است. امر به معروف و نهي از منكر از نظر اسلام، وظيفهای همگاني است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه، اصلاح است و مجري آن، مصلح ناميده ميشود.
نگهباني و پاسداري از مرزهاي اعتقادي در برابر تهاجم فرهنگي غرب از آموزه انتظار سرچشمه گرفته است. بايد فروغ ايمان و نور يقين در دل و جان مردم بتابد و جان و دل جوان و نوجوان در برابر تابش اعتقادات درست قرار بگيرد؛ زيرا تنها دارندگان عقيده درست و صحيح، در حوادث پيش از ظهور، غرق و گم نميشوند.
انتظار، عامل مقاومت و پايداري است؛ زيرا مسلمانان و جوامع اسلامي را در برابر ظلمها و فسادها ثابت و استوار نگه داشته و به آنان در برابر دشمنان اسلام توان ایستادگی بخشيده است.
انتظار، هيبت و شكوه دنياي استكبار را درهم شكسته است؛ زيرا وعدههاي پيروزي و بشارت فرج كه در آيات و روايات آمده است، قدرت معنوي مسلمانان را افزايش ميبخشد و آنان را از نظر روحي و رواني، در مبارزه با استكبار، توانمند ميسازد. در پرتو وعدههاي پيروزي، روحیه برتري مستضعفان بر دنياي استكبار در وجود مسلمانان مطرح شده است؛ چنانكه خداوند، هيبت و بزرگي استكبار را نزد اصحاب كهف از بین برد.
به طور کلی، انتظار بين نااميدي و اميد توازن ايجاد ميكند و منتظران را در برابر ناملايمات توانمند ميسازد.


