همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  حكومت امام زمان

محمدعلی ضیائی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

مقدمه
در ابتدا اشاره‌ای به مقام شامخ و شناخت آن حضرت داريم، تا بدانيم كسي كه دل‌ها، در انتظار او است براي تحقق چه امري می‌آيد؟

و هنگامي كه آن موعود حقيقي ظهور می‌فرمايد، چه برنامه‌ای را سرلوحه برنامه‌های خويش قرار می‌دهد و چه انديشه‌های تابناكي در ذهن او وجود دارد؟

به بيان ديگر لازم است ما مسلمانان و شيعيان بر پايه‌های حكومتي حضرت ولي عصر(عج) آگاهي يابيم. و با اصول و محورهاي اصلي و برنامة كاري آن حضرت آشنا شويم.

فوايد شناخت محورهاي دولت موعود
الف) براي اولين نكته می‌توان به حديث ذيل اشاره داشت كه:
و أن من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميته جاهليه؛
و آن‌كه می‌ميرد و امام زمان خود را نمي‌شناسد گويي بر مرگ جاهليت فوت شده است.

و گويا زندگي آن فرد با فرهنگ جاهلي توأم بوده و نتوانسته به حقيقت زندگي پا گذارد.

مشابه ‌این مطلب را عالم اهل‌سنت، فخر رازي، در المسائل الخمسون طي مسأله چهل و هفت نقل می‌كند كه:
من مات و لم يعرف إمام زمانه فلیمت يهودياً او نصرانياً؛
پيغمبر فرمود: اگر كسي بميرد و امام زمانش را نشناسد، گويي هم‌چون يهودي يا نصراني جان سپرده.
يعني بر آئين اسلام جان نداده است.

و از آن‌جا كه شناخت بر هر شخص با آگاهي بر مباني فكر و عقائد او صورت می‌پذيرد. لذا لازم است نسبت به اصول و محورهاي اصلي و برنامة كاري آن حضرت معرفت پيدا كنم. كه به دنبال آن با اركان حكومت ولي‌عصر آشنا شويم! و بدانيم كه موعود ما كدام است؟ و در انتظار چه حكومتي هستيم ؟ بشريت در انتظار چيست؟ و أنبياء و اوصياء چه چيزي را به بشريت وعده كرده‌اند؟

كه پاسخ به اين سؤالات حاوي نكاتي است كه بر عرفان ما به حضرت می‌افزايد.

ب) دومين فايده شناخت بر حكومت ولي‌عصر(عج) اين است كه قادر به تميز بين حكومت‌ها می‌شويم. به تعبير اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب(ع) از ديرباز جامعه نيازمند به حكومت بوده است. چه حكومت صالح و چه فاسد.

لابد للناس من أمير براً او فاجراً.
و بر اساس فطرت خدادادي جامعه انساني رهبر می‌خواهد. و زندگي بشر نمي تواند بدون حكومت برقرار باشد. و بشر تا امروز انواع حكومت‌ها را تجربه كرده است و با نگاهي به اركان حكومت امام زمان(عج) جاي خالي او كاملاً حس می‌شود و نياز به او نيز بيشتر.

ج) سومين نكته در شناخت جامعة مهدوي اين است كه ذهن ما را به اهداف اصولي تمام انبياء الهي متوجه می‌كند. به خاطر اين‌كه معتقديم خواسته تمام آن بزرگواران در برنامة جهاني حضرت ولي عصر(عج) تجلي پيدا می‌كند.

د) و چهارمين نكته، ثمره عملي اين شناخت است.

هر مقدار كه بدانيم، آن وجود موعود، چه اهداف و چه نظم نويني را مقرّر و برقرار می‌كند!

بازتاب عقلي آن، سبب می‌گردد كه سعي كنيم به سوي آن برنامه‌ها گام‌هاي نزديك‌تري برداريم تا فاصله زيادي با برنامه‌های آن حكومت جهاني نداشته باشيم. و بتوانيم خودمان را با آن مشي و مرام و سياست منطبق كنيم. لذا ضروري است كه شناختي بر اصول آن حكومت داشته باشد.

اگر با سيري در تاريخ به دردهاي اصلي زندگي بشر نظر افكنيم؛ مشاهده می‌شود كه پنج درد اصلي است كه امروزه نيز جامعة بشريت به اين دردهاي جانكاه مبتلا است.

كفر، جهل، ظلم، خوف و فقر اين پنج دردي است كه در طول تاريخ، بشريت به سبب آن دچار ركود شده است. و سير تكاملي بشر به ركود گرايش پيدا كرده يا متوقف شده است.

اصول و محور اصلي حكومت حضرت مهدي(عج) مقابله و برچيدن اين پنج آسيب و مسأله است. يعني حكومت جهاني آن حضرت.

ايمان و توحيدمداري را به جاي كفر؛

علم باوري را به جاي جهل؛

عدالت را به جاي ظلم؛

امنيت را به جاي خوف؛

و رفاه و عمران را به جاي فقر قرار می‌دهد.

اين پنج عنصر، سرفصل‌هاي حكومت حضرت ولي‌عصر(عج) است.

شرح اجمالي بر سرفصل‌هاي حكومت حضرت صاحب‌الأمر(عج)
1. برقراري توحيد و عبوديت الهي:
شعار اول تمام أنبيا الهي و حرف آخر آنها، عبوديت و بندگي خداوند سبحان است. و اجتناب از هر گونه شرک و هر آن‌چه در قبال حضرت احديت بوي طاغي‌گري و طغيان‌گري دهد.

و لقد بعثنا في كل امه رسولاً أن اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت.
و ان‌شاالله هر چه زودتر اين هدف به دست توان‌مند حضرت ولي‌عصر(عج) محقق می‌شود. و در سايه توحيد، عدل را فراگير می‌كند و حكومت «أشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله» را در جهان مستقر می‌فرمايد.

همان كه حضرات معصومين(ع) در پيرامون آيه شريفه ذيل اين حقايق را ذكر كرده‌اند:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

مي‌بينيم كه صحبت از زمين مكه يا ارض خاصي نيست و خداوند كل ارض را خطاب كرده است كه نشان از حكومت يك‌دست بر روي زمين است و از آن‌جا كه عبوديت در سايه توحيدمداري حاصل می‌شود لذا آن حكومت صرفاً داراي قانون توحيدي و الهي است.

امام صادق(ع) فرمودند: اذا قام القائم لايبقي ارض الانودي فيها شهاده ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله؛
هيچ سرزميني باقي نمي ماند الا آن كه صداي «اشهد ان لا الا الله و اشهد أن محمداً رسول الله» از درون آن شنيده می‌شود.

و اين برنامه اول آن حكومت جهاني است كه بشريت را تحت پوشش نورانيت توحيد و ايمان قرار می‌دهد.

2. ارزش نهادن به علم و مبارزه با جهل:
اصل و محور دوم حكومت حضرت صاحب‌الأمر(عج) جهل‌ستيزي است.

علمي كه امروز روبه رشد است مشكل بزرگي به همراه دارد و آن عدم توازن با روح انسان است. متأسفانه هر مقدار كه رشد صنعتي و تكنولژي بيشتر می‌شود، هم‌آهنگ با روح و نيازهاي روحي بشر طراحي نمي‌شود. لذا دچار تناقض و درگيري می‌شود. و به تعبير بزرگان مغرب و مشرق، عدم بها دادن به توازن، ميان نيازهاي جسمي و روحي بشر، فاجعه‌ای است كه گريبان بشر را گرفته است.

و سرلوحه برنامة امام زمان(عج) گسترش دانش و علم به همراه رشد فكري و ذهني انسان‌هاست. كه به صورت خود به خود و بر اساس برنامه قبلي حاصل می‌شود. يعني وقتي كه انسان‌ها از چالش‌ها و درگيري‌هاي زائد مشركانه بيرون می‌آيند و از طاغوت اجتناب می‌كنند و اطاعت خداوند را پيش می‌گيرند، اولين نتيجه‌ای كه به همراه دارد رشد فكري بشريت است.

إذا قام قائمنا وضع يده علي روس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم؛
هنگامي كه آن بزرگوار بر می‌خيزد دست خود را بر سر انسان‌ها می‌گذارد. آن‌گاه انديشه انسان‌ها به يك سو جمع می‌شود و فكرها و خيال‌هاي انسان را كامل می‌كند و در مسير خودش قرار می‌دهد.

هم‌چنين به تعبير معصومين امام زمان(عج) «يحيي ميت الكتاب و السنه»، آيات مرده قرآن و اصول مرده سنت را زنده می‌كند. نه بدان معنا كه اینها مرده است بلكه خودمان آن را ميرانده‌ایم. زيرا به اصول آيات و سنن اهل‌بيت(ع) بي‌اعتنا بوده‌ایم. و اگر بي‌اعتنا هم نبوده‌ایم ولي ذهنيات شخصي خودمان را با آيات و روايات آميخته كرديم. و آن بزرگوار می‌آيد تا آيات الهي را شكوفا كند و آن‌گاه تفسير حقيقي قرآن شنيده می‌شود.

در روايات داريم كه اگر جواني با بيست سال سن در حكومت امام زمان(عج) معارف الهي را نداند و به وظايف شخصي خودش آگاه نباشد، امام زمان او را حد می‌زند و قصاص نفس خود جوان را از او طلب می‌كند. چرا كه او نفس خود را كشته است. و اين بدان معنا است كه در حكومت امام زمان(عج) آموزش اجباري است و اختياري نمي‌باشد. و حتي زنان به فقاهت می‌رسند به گونه‌ای كه براي اهل‌بيت خود حكم صادر می‌كنند.

در روايات داريم:وتؤتون الحكمه في زمانه حتي أن المرأه لتقضي في بيتها بكتاب الله تعالي و سنه رسول الله(ص)؛
اي مردم! خداوند به شما آن‌قدر حكمت و دانش عطا می‌فرمايد كه زنان و بانوان در درون خانه بر اساس دانشي كه از كتاب و سنت آموخته‌اند قضاوت و حكومت می‌كنند و فتوا می‌دهند.

امام زمان(عج) چنين رشد علمي را براي بشريت به ارمغان می‌آورد. و جامعه‌ای علمي و نوراني با عقول و انديشه‌های تابناك سراسر جهان را فرا می‌گيرد.

3. ظلم‌ستيزي و عدالت‌گستري:
در روايات بر جنبه قسط و عدالت‌گستري امام زمان(عج) تاكيد بيشتري شده است. و علتش اين است كه ثمره علمي ايمان و توحيدمداري عدل و عدالت است. هنگامي كه عدالت در جامعة انساني لنگ می‌زند، بسياري از اهداف پيامبران الهي جامة عمل نخواهد پوشيد.

انبياء و اولياء الهي آمده‌اند تا جامعه انساني را به اقامه قسط فرا خوانند و قسط آن عدالتي است كه طرف مقابل را نيز شامل می‌شود. يعني بيشتر از اين‌كه انسان براي خود به عدل فكر كند، به عمل با ديگران فكر می‌كند. به عبارت ديگر قسط، عدالت طرفينی است.

لذا در مورد آن بزرگوار (حضرت ولي‌عصر(عج)) از كلمه قسط استفاده شده است. يعني همان عدل فراگير. كه هيج گاه مفهوم واقعي آن در سطح كره خاك از حد شعار فراتر نرفته است. اگرچه شايد در محدوده‌هایي خاص جلوه‌ای از خود نشان داده باشد و ليكن هيچ گاه اين شعار به صورت فراگير اجرا نشده است. و اجرا نخواهد شد تا زماني كه آن عدالت گستر حقيقي بيايد و آن‌گاه «يملأ اللهُ الارضَ به قِسطاً و عَدلاً» و هر حقي را به صاحبش باز می‌گرداند.

در برنامه‌های امام زمان(عج) هر حقي به اهل آن داده می‌شود و هيچ شخصي نمي تواند به حق ديگري تعدي كند. در حكومت آن حضرت، همه انسان‌ها در قبال قانون عادلانه می‌ايستند و در آن نظام عدالت‌گستر، هيچ امتيازي و تفاخري براي طبقه يا گروه يا نژادي ديده نمي شود.

در آن هنگام سياه و سفيد، حبشي و قريشي يكسان مقابل قانون می‌ايستند. همان گونه كه در سنت نبي اكرم(ص) نيز توزيع صحيح امكانات در ميان انسان‌ها بود و حضرت آن عدالت فراگير را براي بشريت به ارمغان می‌آورد.

و در حكومت حضرت صاحب‌الامر(عج) عدالت آن چنان گسترش می‌يابد كه هر فرد عادلانه از حظ و بهره خود برخوردار می‌شود.

اذا قام قائمنا فانه يقسم بالسويه و يعدل في خلق الرحمن البر منهم و الفاجر فمن اطاعه فقد اطاع الله و من عصاه فقد عصي الله؛
آن زمان كه قائم ما قيام كند او حقوق را به مساوات ميان انسان‌ها تقسيم می‌كند و در بين بندگان خداي رحمان به عدالت رفتار می‌كند، چه نيكوكار و چه بدكار. پس هر كه از او پيروي كند همانا از خداوند اطاعت كرده است و هر كه نافرماني كند خداوند را نافرماني كرده است.

آن حضرت حقوق انسان‌ها را يكسان می‌پردازد و با عدالت در ميان بندگان خدا عمل می‌كند و در اجراي عدالت حتي به تقواي افراد نظر نمي افكند. و هر كه باشند و هر چه باشند حقوق خود را در نظام حكومتي آن حضرت دريافت می‌كنند. و به حقوق لازم خود می‌رسند. پس سومين امر مسئله عدالت‌گستري است كه در سايه نظام توحيدي اجرا می‌شود. و در كنار آن علم‌باوری و علم‌گستري صورت می‌گيرد و انسان‌ها به حقوق‌شان آگاه و ظلم‌ها برچيده می‌شود.

4. تأمين امنيت:
از مقولاتي كه امروزه در ميان بشريت، روز به روز بر شعار آن افزوده می‌شود؛ همان امنیت يا مفهوم secority است. مفهومي كه بسياري از مباحث خاص سياسي و اجتماعي را به خود اختصاص داده است و داراي تقسيم‌هايي با عنوان‌هاي امنيت شخصي، اجتماعي، ملي، بين‌المللي، مالي و فرهنگي نيز می‌باشد. امنيت مقوله‌ای است كه اهميت آن در آيات قرآن آشكارا ديده می‌شود.

«فَلْيعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيتِ* الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ»؛
پس بايد خداوند اين خانه را بپرستند؛ همان [خدايى] كه در گرسنگى غذاي‌شان داد، و از بيم [دشمن] آسوده ‏خاطرشان كرد.

خداوند هنگامي كه می‌خواهد در قبال تمام الطافي كه به قريش عطا كرده است ذهن آنان را به عبوديت خود متوجه كند، به دو نعمت بزرگ اشاره می‌كند، يعني اول اطعام و دوم امنيت.

قرآن هنگامي كه می‌خواهد فضاي نوراني خانه خدا و محدوده آن را بستايد. از امنيت خانه سخن به ميان می‌آورد و فضا و مكان امن خانه را به رخ انسان‌ها می‌كشد.

فيه أيات بينات مقام ابراهيم و من دخله كان أمناً و لله علي الناس حجج البيت... فان الله غني عن العالمين؛
در آن نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است؛ و هر كه داخل آن شود ؛ در امان خواهد بود،... و خداوند از همه جهانيان بي‌نياز است.

و فراتر از آن، اين‌كه مفهوم امنيت در كلمه مؤمن نهفته است. مؤمن به چه كسي می‌گويند؟
مؤمن از ماده امان می‌آيد. وجود مؤمن نبايد جز امنيت باشد. و به طور كلي ايمان رمز امان و امنيت است. و ليكن امروزه خوف فراگير است. در طول تاريخ زورمداران اجازه نداده‌اند كه خوف از چشم مردم بيرون برود و امنيت در دل آنها بنشيند. اگر يك سوي جهان آرام می‌شود، سوي ديگر دغدغه خون و قتل و جنايت دارد.

از گذشته دور هميشه ناامني در ابعاد كلان و خرد آن وجود داشته. ولي در حكومت حضرت صاحب‌الامر(عج) كه حكومت صالحان است ديگر نظام استكباري وجود ندارد بلكه استضعاف حاكميت دارد.

«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

و خداوند براي امنيت در دوران حكومت حضرت ولي‌عصر(عج) می‌فرمايد:
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد. همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد ؛ و دين و آييني را كه براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترس‌شان را به امنيت و آرامش مبدل می‌كند، (آن‌چنان) كه تنها مرا می‌پرستند و چيزي را شريك من نخواهند ساخت و كساني كه پس از آن كافر شوند. آنها فاسقند.

در آن نظام براي فردي مخاطره‌ای ايجاد نمي‌شود. امنيت فكري بر دل‌ها حاكميت می‌كند و آرامش ذهني به انسان‌ها هديه می‌شود و در ابعاد كلان نظام، حكومت امان ده و امان بخش است. همان گونه كه در نظام جد بزرگوارش رسول خدا(ص) امنيت برقرار بود نه تشنج‌زايي؛ و چنين حالتي در نظام حكومتي امام زمان(عج) مشهود است.

آن هم به حدي فراگير است كه اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب(ع) می‌فرمايند:اگر قائم ما قيام كند آسمان باران خود را بر زمين ارزاني می‌كند و زمين بركات خويش را آشكار خواهد كرد و كينه، از دل بيرون می‌رود و حيوانات نيز با هم سازگاري خواهند داشت (و امنيت به حدي فراگير است) كه زني ميان عراق و شام به تنهايي پاي به زمين می‌نهد و با تمام زينت‌هايي كه بر خويش دارد حركت می‌كند و هيچ عاملي او را نمي ترساند.

امروزه در سطح كره زمين، شهرهايي كه داراي امكانات امنيتي قوي هستند، كسي چنان جراتي ندارد كه چنين عملي انجام دهد. و اين‌جاست كه تصرف ولي خدا به وضوح ديده می‌شود.

5. ريشه‌كن كردن فقر:
پنجمين سرفصل در حكومت امام زمان(عج) برچيدن فقر است.

فقر چيزي است كه با گسترش آن جلوي رشد عقلانيت و تكامل بشريت را می‌گيرد. فقر به پيكره رشد انساني ضربه می‌زند. لذا در كلمات معصومين(ع) اشاره‌ای به اين قضيه شده است كه در باب توسعه رزق، از خداوند سبحان تقاضاي گشايش روزي شده است.

حضرت موسي‌بن جعفر(ع) می‌فرمايند:اللّهم و لاتفتني باغلاق ابواب الارزاق و انسداد مالكها؛
خدايا! ما را به بستن درب روزي و تنگ‌شدن معيشت امتحان مكن كه اين آزموني بس دشوار و سخت است كه جز بندگان خوب تو كس ديگري نمي‌تواند در قبال آن، نتيجه موفقيت‌آميزي حاصل كند.

فقر اين چنين است و متأسفانه نظام كلي امروز و ديروز چنين بوده كه عده‌ای در فقر دست و پا بزنند تا جمعي بتوانند به متامع خويش برسند. در جهان امروز عامل اصلي فقر بازتاب سياست‌گذاري صاحبان سرمايه غرب است. كه براي فقر بشريت برنامه مدون دارند. حال آن‌كه خداوند منابع سرشاري را در زمين قرار داده است. «الم نجعل الارض كفاتا احياء و امواتاً»

تصور بفرماييد هنگامي كه بنا است زمين‌هاي گلف ايالات متحده و قبرستان‌هاي‌شان مثل بهشت هميشه سرسبز باشد و براي سرسبزي آنها هزاران تن كود شيميايي هزينه شود كه برابر 20% رشد غله كشورهاي در حال توسعه است. و به تعبير ويلي برانت در كتاب جهان مسلح و جهان گرسنه هزينه‌ای كه براي ساخت يك هواپيماي جنگي و تجهيز آن استفاده می‌شود، برابر با قيمت تجهيز كردن چهل هزار داروخانه دنيا است. و هزينه طراحي و ساخت يك زيردريايي هسته‌ای برابر با هزينه آموزشي بيست و سه كشور در حال توسعه دنيا و محروميت يكصد و شصت ميليون دانش آموز از تحصيل است.

در نتيجه درمی‌يابيم كه ريشه اصلي فقر در دنياي امروز سياست غلط سرمايه‌داران غرب است. كه سود و بقای خود را در نابودي ديگران می‌دانند. ولي از اصول و برنامه‌های قطعي امام زمان(عج) فقرزدايي است. به طوري‌كه ريشه‌های فقر را می‌خشكاند.

و به شكلي برنامه‌ريزي صورت می‌گيرد كه فقر از ساحت بشر دور می‌شود و امكانات در ميان انسان‌ها توزيع می‌شود. و كار به آن‌جا می‌كشد كه اگر فردي بخواهد زكات مالش را بدهد، كسي را پيدا نمي‌كند كه مستحق گرفتن زكات باشد.

يعني رفاه اجتماعي و اقتصادي و تنعم به گونه‌ای است كه انسان‌ها به گرفتن زكات از يكديگر حاجت‌مند نيستند. و از فضل خداوند به رزق و روزي الهي مستغني می‌شوند. بشر چنين روزي را يك لحظه هم نديده و جز در حكومت آن موعد حقيقي نخواهد ديد.

و در آن زمان هيچ خرابه‌ای در زمين نمي‌ماند الا اين‌كه بدست توان‌مند او آبادان و عمارت می‌يابد.

لا يبقي في الارض خراب الاعمر.
بعد دوم مساله فقرزدايي براساس آيات مباركه قرآن تقوا می‌باشد.

ولو ان اهل القري أمنوا و التقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون؛
و اگر اهل شهرها و آبادي‌ها، ايمان می‌آوردند و تقوا پيشه می‌كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها می‌گشوديم؛ ولي (آنها حق را) تكذيب كردند؛ ما هم آنان را به كيفر اعمال‌شان مجازات كرديم.

و در زمان حكومت آن حضرت چون مردم متقي می‌شوند. لذا خداوند لطف و رحمتش را بر بندگان بيشتر می‌كند. زيرا كه معصيت و گناه در ميان جامعه تقليل پيدا می‌كند، بنابراين نعمت‌هاي الهي پديدار می‌شود، به گونه‌ای كه «ويظهر الله له كنوز الارض و معادنها» خداوند گنجينه‌های نهان زمين را براي آن بزرگوار پديدار می‌كند و عناصر و معادن كشف می‌شود و آن هنگام انسان از منابع و ذخايري كه تاكنون برايش ناشناخته بوده، آگاهي می‌يابد.

و حضرت سرمايه‌های عمومي را تقسيم می‌كنند كه نبي مكرم اسلام(ص) فرمودند:
مهدي در امت من خارج می‌گردد. خداوند او را آشكارا براي مردم مبعوث می‌گرداند. امت به رفاه و نعمت می‌رسند و چهارپايان نيز با آسايش زندگي می‌كنند و زمين روييدني‌هاي خود را می‌روياند و مهدي اموال را به صحت تقسيم می‌كند.

و اين در حالي است، كه خود ائمه اطهار(ع) مشي و برنامه اقتصادي زندگي شخصی حضرت را اين گونه معرفي فرموده‌اند:
به خداوند سوگند كه طعام و خوراك او نيست مگر نان جوي درشت و لباس او نيست مگر جامه‌ای زبر و او شمشير الهي است كه مرگ ظالمان در زير شمشير اوست.

و براي او تسليم است هر آن‌كه در آسمان‌ها و زمين است و خواسته يا ناخواسته به سوي او باز می‌گردد و ما نيز می‌گوئيم:
اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل