همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  جامعه منتظر ظهور

فروغ السادات احمد پناهی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چكيده
خداوند، پيامبران را براي هدايت و رهبري مردم از گمراهي به راه سعادت گسيل داشت.

آنان تمام توان و كوشش خود را براي هدايت و رهبري مردم صرف كردند، ولي هيچ يك در زمان حيات خود به نتيجه نهايي و حكومت دل‌خواه نرسيدند و موفق به تشكيل حكومت جهاني نشدند.

در این میان، همه انسان‌ها امید دارند اين راه ادامه يابد و در همه مردم جهان اين زمينه به وجود آيد که حكومت جهاني برقرار گردد.

رسول خدا(ص) بشارت داده است مردی از خاندان شريف او به نام مهدی(عج) در آخرالزمان ظهور خواهد کرد كه پس از لبریز شدن جهان از ستم، عدل و آرامش را بر پهنه گيتي خواهد گسترانيد.

چشم انتظاري و لحظه‌شماري براي ظهور مهدي موعود، در طول قرون گذشته در بين امت اسلامي استمرار داشته است.

اميد و انتظار براي عدل و قسط جهاني و گشايش و آرامش در مراحل پاياني حيات بشر و ريشه كن شدن ظلم و تجاوز از پهنه كره زمين، تنها عقيده‌اي اسلامي نيست، بلكه پيروان دیگر اديان ابراهيمي چون يهوديان ـ مسيحيان و بخش‌هاي مهمي از ملل جهان به آن عقيده دارند.

در اين مقاله سعي شده است اميد به زندگي و نجات و بشارت آيات قرآني به منجی موعود و مسئله انتظار، فايده و مقصد و پاداش منتظران تجزيه و تحليل شود.

مقدمه
يكي از نام‌هاي خداوند در فرازهاي دعا و نيايش (يا منتهي الرجايا، اي نهايت اميدها) است. رسول خدا(ص) می‌فرمايد: اگر اميد نبود، مادري فرزند خود را شير نمی‌داد و كسي درختي نمی‌كاشت.

پس ضرورت اميد آن‌چنان روشن است كه دليلي نمی‌طلبد و بدون اميد لازم نيست براي چيزي تلاش و تكاپو نمود.

تا جايي كه نبايد براي سطور بعدي تلاش كرد. اما اين امر حياتي مي‌تواند صورت سرآميزي به خود گيرد. اين همان صورتي است كه ما شر را تحمل مي‌كنيم و به اين اميد دل مي‌بنديم كه خود از بين برود و مي‌گوئيم: اميدوارم فردا بهتر شود.

آه مي‌كشيم و به جاي آن كه اقدامي براي خلاص شدن از آن انجام دهيم دست روي دست مي‌گذاريم و به اميد فردا مي‌نشينيم.

اميدي كه ما از آن گفت‌و‌گو مي‌كنيم و در كلام پيامبر خدا(ص) به آن اشاره شده اميدي منفعل نيست كه عقب‌نشینی كند. راكد باشد و سكوت را توصيه نمايد.

در اين نگاه اميدي كه از آن سخن به ميان خواهد آمد عشق را بر مي‌انگيزد و عاشق بي‌ترديد به عشق خويش عمل مي‌كند.

در انديشه ديني، اميد فعال ستوده شده است و اميد منفعل و بي‌تلاش هرگز مطلوب نيست.

امام علي(ع) اميدواري منفي را چنين به تصوير كشيده است: از كساني مباش كه بدون عمل، اميد سعادت آخرت را دارند و توبه را با آرزوهاي دور و دراز تأخير مي‌اندازند.

درباره دنيا هم‌چون زاهدان سخن مي‌گويند ولي هم‌چون دنياپرستان عمل مي‌كنند.

از شكر آن‌چه به او داده شده عاجز است. نيكان را دوست مي‌دارد اما عمل آنها را انجام نمی‌دهد.

گنه‌كاران را دشمن مي‌دارد اما خودش يكي از آنها است. عبرت آموختن را توصيف مي‌كند ولي خود عبرت نمی‌گيرد.

سخن بسيار مي‌گويد اما عمل نمی‌كند. شخصي به امام جعفر صادق(ع) گفت: گروهي از دوستان شما مرتكب گناه مي‌شوند و مي‌گويند ما اميدواريم.

آن حضرت فرمود: دروغ مي‌گويند!.... هركس به چيزي اميدوار باشد در راه رسيدن به آن كار مي‌كند و هركس از چيزي بترسد از آن بگريزد.

البته اين بينش از فرهنگ قرآني ريشه مي‌گيرد كه اميد واهي را نهي مي‌كند.

در آياتي از قرآن مي‌خوانيم: كار، نه با آرزوي شما مسلمانان و نه آرزوي اهل كتاب درست مي‌شود، هر كس كار بد كند. (هر كس باشد) كيفر آن را خواهد ديد و به جز خدا احدي را يار و ياور خود نخواهد يافت.

پس هركس از زن و مرد كارهاي شايسته انجام دهد در حالي‌كه ايمان داشته باشد وارد بهشت شده و به اندازه نقيري (پوست سبك هسته خرما) به آنان ستم نخواهد شد. (سوره نساء آیه 123 و 124)

در آيه‌ای ديگر اميدواران به رحمت خدا را، به شرط ايمان و هجرت و تلاش در راه خداوند توصيف نموده است. (سوره بقره آیه 218) اميد به نجات خبر از واقعيتي در طبيعت انسان و تبلور آن در يك برهه از تاريخ به وسيله يك ابرمرد، تفكري سازنده و حركتي مسئولانه است. در غير اين صورت اصل تناسب و هارموني اين اميد رعايت نشده است.

تشيع با عرضه اعتقاد به مهدي(عج) ابتکار عمل در رفع اين عطش انساني را به عهده گرفته است.

اعتقاد به رهبري مردمي كه آرمان‌هاي حقيقي انسان را لباس واقعیت مي‌پوشاند. شيعه و بينش شرقی آن، بر اميدي حيات‌بخش پاي مي‌فشارد.اين اميد بر تحليلي واقع‌گرايانه از انسان و شناخت جهان استوار است.

اين اميد انعكاسي از قانون جامعه‌شناختي و پرورده ذهن متفكران نمی‌باشد و هم‌چنین نيازي به تطبيق اين تفكر شيعي به خاطر شباهت نتيجه نهايي آن با دترمینيزم هيستريك یا جبر تاريخي كه قوس نزولي تاريخ را بعد از تسلط طبقه حاكم زور‌مندان به نفع توده‌های محروم، تحليل مي‌كند نيست.

گرچه در حصول نتيجه شباهت‌هايي وجود داشته باشد و انسان‌ها به طور كل از آن انقلاب بهره‌مند شوند. زيرا در نظريه شيعه بحثی از حاكميت طبقات نيست. بلكه شكوفائي انسان به طور عام دنبال مي‌شود.

اما با فوتوريسم يا آينده‌گرايي هم مطابق نيست زيرا در همان دوران انتظار و عدم تحقق آينده منتظر آگاه به هدف اگر ملتزم به وظيفه باشد، فرج حاصل شده است.

در حديثي شگفت مي‌خوانيم: من عرف هذا الامر فرج عنه الانتظاره. هر كس اين مقصد را شناخته باشد براي او به واسطه انتظارش فرج حاصل شده است.

در مورد اميد مطرح شده از سوي دين و تشيع بايد بدانيم كه اين اميد يك واقعيت، حقيقت و ضرورت زندگي انسان است كه بر پايه وجود امام ثابت مي‌شود.

راه نجات از اين بن‌بست‌ها نيرويي است كه بتواند ايمان و عشق و نصرت و ياري و در نهايت سرپرستي و ولايت انسان را عهده‌دار شود. و تضادها را حل و شور و حركت بي‌آفريند.

نيرويي كه به عشق‌های كوچك آدمي شكل دهد و او را رهبري كند. آن‌چه اين مهم را عهده‌دار مي‌شود تمركز و تمرين‌هاي روحي كه از طرف كارشناسان روان‌كاوي يا مربيان يوگا پیش‌نهاد مي‌شود نيست و در بينش ديني اسلام در اولين مرحله اصل ايمان به خدا و توحيد پايان‌دهنده اين نگراني هاست.

ايمان ـ مانع وسوسه‌ها شده و نيروهاي باطني آدمي را هم‌آهنگ مي‌كند. تركيب اين هدايت و معرفت به محبت و ايمان بزرگ‌تري مي‌انجامد كه يأس و نااميدي را به توكل تبديل مي‌كند. (فصلت آیه 54) توحيد و حاكميت خداوند در درون آدمي بر سه محور اثر مي‌گذارد.

1. تحرك و انگيزه‌ها؛
2. هدف؛
3. برنامه ريزي.

در اين بينش توحيدي، انسان از همه چيز منقطع شده و دل در گرو ايمان به خداست. براي او ديگر موقعيت‌ها مهم نيست چرا كه مؤمن به حركت در مسير مرزهاي خدا مي‌انديشد.

از آن‌جا كه خداوند وجودي نامحدود است. بر همه چيز احاطه دارد و اين احاطه دانش مهيمن و مسلط او را بر همه اجزاي هستي ثابت مي‌كند.(سوره طلاق آیه 12)

پس دين اسلام مطابق نياز آدمي و مبتني بر آگاهي به ساختار آدمي است و جامعيت لازم را دارا مي‌باشد. چون اين دين در كتابي بر پيامبر نازل شده كامل‌ترين برنامه براي انسان را در بر دارد.

خير دنيا و آخرت و عهده‌دار اصلاح احوالات انساني در زندگي دنيا و آخرت خواهد بود. حاصل تبعیت از دين و ولايت شكستن بن‌بست عملي انسان مي‌باشد.

در اين مرحله حتي پيامبر كه اين دانش بر او وحي شده بايد تابع باشد تا چه رسد به ديگران. قرآن كريم می‌فرماید: پيامبر از خود چيزي نمی‌گويد و اگر چنين قصدي كند تهديد مي‌شود كه رگ حيات او قطع خواهد شد.(سوره الحاقه آیه 46)

بعد از ولایت خداوند و سرپرستي انسان در پيامبر اولي‌الامر تجلي پيدا مي‌كند و اطاعت او عين اطاعت خداست.(سوره نساء آیه 80)

زيرا او جز وحي چيزي نمی‌گويد.(سوره نجم آیه 4) زيربناي اين ولايت عصمت اوست و تفسير عصمت اين است.

بعد از تلقي دانش وحي و علم و هدايت هنگامي‌كه روحي به آزادي رسيد و جز امر حق امر نداشت. اين روح به ولايت مي‌رسد و اين است كه رسول الله به ولايت و اولويت رسيده است.

در حقيقت اين آيه قرآن گزارش‌گر حقيقت ولايت است. اولي بالمؤمنين بین انفسهم.(سوره احزاب آیه 6) پيامبر از مؤمنان به خودشان در اولويت است.

بنابراين مؤمن هر مصلحتي داشته باشد در هنگام تعارض با خواست پيامبر(ص) اطاعت ار پیامبر مقدم مي‌شود.(تفسیر المیزان جلد16)

پس در حقيقت ولايت، حاكم گرفتن والي معصوم و تنها او را دوست داشتن است.

اين حاكميت تا درون آدمي نفوذ دارد و محرك پيرو، امر معصوم است. نه پيروي از حرف‌هاي آدم‌ها و جلوه‌های دنيا. بي‌سبب نيست كه قرآن ولايت را بالاترين نعمت‌ها، بلكه متمم نعمت‌ها مي‌داند.(سوره مائده آیه5)

پيشينه تاريخي اعتقاد شيعه به حضرت مهدي(عج)
شيعه در اين عقيده همانند اعتقادات ديگر مطلبي خارج از ساختار اصيل اسلام به وجود نياورده است و مانند فرقه‌های ديگر بدعتي در دين ننهاده است.

بلكه همواره استناد اعتقادات خويش را عرضه نموده و پشتوانه نظرات فكري خود را از نفس اسلام آشكار ساخته است. به همين دليل است كه كسي از تشيع روي بر نمی‌گرداند.

بلكه از فرقه‌های ديگر مستبصر گشته و به اصالت عقايد شيعه پي برده و مي‌برند.(نحل آیه 44) در عقيده به نجات‌بخش نهايي انسان نيز، استناد به گفتار پيامبر اكرم(ص) محكم‌كننده بنيان اين اعتقاد و نشانه اصالت ديني آن از متن مكتب مي‌باشد.

ارزش اين تبين از سوي پيامبر(ص) به جهت هدايتي است كه قرآن نموده است و پيامبر اكرم را به عنوان مفسر و مبين كتاب و اصلي‌ترين پشتوانه محتويات اسلام قرار داده است.

در قرآن كريم مي‌خوانيم: «وَأَنزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ»؛
و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آن‌چه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى.

رسول اكرم(ص) در سخني فرمودند: دنیا به پايان نمی‌رسد مگر آن‌كه مردي از امت من به پا خيزد. او از نسل حسين(ع) است و زمين را پر از عدل و داد مي‌كند و هنگامي‌كه از ظلم و جور پر شود. 5

در حديث ديگري از رسول خدا مي‌خوانيم: «ابشركم بالمهدي يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلزال» من شما را به مهدي در امت خويش بشارت مي‌دهم.

آن‌گاه كه مردم به اختلاف رسيده و دچار تزلزل‌ها و لغزش‌ها گردند و سپس زمين را پر از عدل و داد گرداند. هم‌چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. ساكنان زمين و آسمان از او خوشنود خواهند شد.

بشارات موعود در اسلام از ديدگاه آيات قرآن
علامه مجلسي قريب 77 آيه در رابطه با بشارت مهدي(عج) جمع آوري نموده است.(6)

اينك به برخي از آيات اشاره مي‌نمائيم. «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»؛(سوره حدید آیه 17) آنان‌كه به غيب ايمان مي‌آورند. امام صادق(ع) در ذيل اين آيه شريفه می‌فرماید: يعني كسي كه اقرار به قیام قائم مهدي(عج) نمايد و او را حق بداند.

(5)«وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (سوره قصص آیه 5) (حق آمد و باطل نابود شد. همانا باطل نابود شدني بود.)

گروهي از بزرگان از حكيمه، عمه حضرت امام حسن عسکري(ع) نقل مي‌نمايند كه ايشان فرمودند هنگامي‌كه مهدي موعود به دنيا آمد به سجده رفت و بر بازوي راست او اين آيه نوشته بود. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» بدانيد خداوند زمين را بعد از مرگ آن زنده خواهد كرد. ابن عباسي در تفسير اين آيه گفته است.

خداوند زمين را بعد از مرگش يعني بعد از ستم اهل زمين توسط قائم آل‌محمد(ص) اصلاح و زنده خواهد كرد. «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ». و ما اراده كرده‌ايم كه بر مستضعفين زمين منت گذارده و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.

امام صادق(ع) در تفسير اين آيه شريفه می‌فرماید: پيامبر اكرم به حضرت علي و امام حسن و امام حسين نگريسته و گريست و آن‌گاه فرمود شما مستضعفين بعد از من هستيد.

مفضل مي‌گويد از امام پرسيدم منظور چيست؟ فرمود: يعني شما امامان بعد از من هستيد. سپس آيه مذكور را تلاوت نموده و فرمود اين آيه تا روز قيامت در مورد خانواده ما منطبق است.

(7) «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىَ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛ (خداوند كسي است كه رسول خويش را با هدايت و دين حق فرستاد تا براي تمامي اديان و مذاهب پيروز گرداند و هر چند مشركان (از اين امر) ناخشنود باشند).

در حديث شريفي در ذيل اين آيه آمده است.اين آيه درباره قائم آل‌محمد نازل گرديده است و او امامي است كه خداوند او را بر همه اديان پيروز مي‌نمايد. و زمين را پر از عدل و داد كند. بعد از آن كه پر از ظلم و وجور گرديده باشد.

(5) «إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيهِم مِّن السَّمَاء آيةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»؛ اگر بخواهيم از آسمان نشانه‌ای نازل می‌كنيم كه در برابر آن گردن خم نموده و خاضع گردند.

امام صادق(ع) می‌فرماید: همانا قائم قيام نمی‌كند مگر آن كه منادي از آسمان ندا كند كه اهل مشرق و مغرب آن را بشنوند. اين آيه درباره همان واقعه نازل شده است.

(6) «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ»؛ خداوند به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي‌دهند وعده داده است كه آنان را خلفاي زمين قرار داده چنان‌كه با پيشينيان از صالحان چنين نموده.

امام صادق(ع) می‌فرماید: اين آيه درباره مهدي نازل شده است.(6) «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ به تحقيق در كتاب زبور بعد از ذكر تورات نوشتيم كه بندگان صالح وارث زمين خواهند شد.

در حديثي از امام معصوم(ع) در ذيل آيه مي‌خوانيم. اين بندگان صالح و شايسته، قائم و اصحاب او خواهند بود.

(5)‌«أَينَ مَا تَكُونُواْ يأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا»؛ هر كجا كه باشيد خداوند همگي شما را جمع خواهد نمود. از ابن عباس در ذيل آيه نقل شده كه گفت اين آيه درباره اصحاب حضرت قائم نازل شده است كه خداوند آنان را در يك روز واحد جمع خواهد نمود.

(6) «فَلاَ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ»؛ پس سوگند به ستارگاني كه باز مي‌گردند و حركت نموده و از ديده مستور مي‌گردند.

از امام صادق(ع) درباره اين آيه سؤال شده حضرت فرمود: اين آيه درباره امامي است كه پنهان مي‌گردد و سپس همانند شهابي افروخته در تاريكي سياهی شب آشكار مي‌شود.

پس اگر او را درك نمودي چشمانت روشن باد. البته آيات بسياري به بشارت موعود(عج) تفسير و تأويل شده است.

انتظار يا زمينه‌سازي
هر انقلابي وقتي به نتيجه مي‌رسد كه قبلا در ابعاد مختلف زمينه‌سازي خوبي براي آن شده باشد.

انقلاب جهاني حضرت مهدي كه مهم‌ترين وسيع‌ترين انقلابات جهاني است و مربوط به همه جهان مي‌باشد از اين قانون مستثني نيست بلكه به خاطر جهاني و عميق بودنش بايد براي آن زمينه‌سازي كرد.

مفهوم واقعي انتظار كه در روايات ما به عنوان بالاترين عمل شمرده شده(5) و آن به شمشيرزدن بر فرق دشمن در ركاب پيامبر اكرم تشبيه شده همين زمینه‌سازی است وگرنه انتظار تنها به عبارت ديگر اميد ذهني بي‌آن كه در جامعه تحقق يابد و آثارش آشكار شود. هيچ‌گاه بهترين عمل نخواهد بود.

چنان‌كه مفهوم واژه عمل و جنگيدن در ركاب پيامبر حاكي از حضور در صحنه و فعاليت عملي و كار و كوشش و زمینه‌سازی عيني است. نه نيت بدون عمل و اميد ذهني بدون آثار عملي.

انتظار به معني آينده‌نگري به معني ناراضي بودن از وضع موجود و راضي شدن به آينده بهتر است. هم‌چون بيمار كه انتظار صحت و سلامتي دارد. يعني اميد آن دارد كه از وضع موجود رهايي يابد و به وضع بهتري برسد. پرواضح است چنين دگرگوني نياز به زمینه‌سازی دارد.

در انقلاب‌های پيامبران نيز زمینه‌سازی وجود داشت و آنها در صورتي انقلاب را به ثمر مي‌رساندند كه در همه ابعاد زمینه‌سازي عملي شود وگرنه انقلاب‌شان در نيمه راه با شكست مواجه مي‌شد.


از آن‌جا كه انقلاب حضرت مهدي جهاني و همه جانبه است و همه انقلاب‌هاي خداپرستان تاريخ و پيامبران در آن خلاصه مي‌گردد و هدف انقلابات مقدس بشري است حتماً نياز به زمینه‌سازی وسيع‌تر و عميق‌تر دارد.

به عبارت روشن‌تر وقتي در روايات اسلامي مي‌خوانيم در حكومت امام زمان علم و صنعت، عدالت، اخلاق، فكر و انديشه... به طور كلي اقتصاد در همه زمينه‌ها زمینه‌سازی دراز مدت و عميق و پر دوام لازم دارد چراكه بنابر اعجاز نيست.

بلكه همانند انقلاب پيامبران بنا بر فكر و عمل و كار و سعي مردم در همه ابعاد است. چنان‌كه انقلاب‌هاي بشري در طول تاريخ هميشه بر اين اساس بوده است. براي مثال وقتي در روايات مي‌خوانيم امام صادق(ع) فرمود: علم و دانش داراي بيست و هفت شعبه است.

تمام آن‌چه تاكنون از پيامبران به ما رسيده دو شعبه آن بيشتر نبوده و وقتي حضرت قائم ظهور كند آن دو را به بيست و هفت شعبه مي‌رساند.

(5) نتيجه مي‌گيريم كه براي چنين انقلاب دامنه‌دار و عميقي زمینه‌سازی پردامنه و عميق لازم است كه بسيار از زمینه‌سازی‌هاي ديگر انقلاب‌ها وسيع‌تر و پردامنه‌تر است.

انتظار موعود ـ هم‌دلي جبهه ايمان و انتظار
اگر شيعيان ما كه خداوند پيروزشان بدارد درباره عهدي كه با ما دارند با يك‌ديگر هم‌دل مي‌شدند از خجستگي ديدار ما محروم نمی‌گشتند و براي نيك‌بختي آنان به وسيله مشاهده ما شتاب مي‌شده.

ديداري راستين و بر اساس شناخت. پس از ظهور ما منع نمی‌شوند مگر به دليل كارهايي كه نزد ما ناپسند است. و آنان مرتكب مي‌گردند. و ما (شأن شيعيان را) سزاوار چنين رفتاري نمی‌دانيم. خداوند را به كمك مي‌طلبيم و او ما را كفايت نموده و چه خوب حمايت‌گري است.(5)

فايده انتظار
انتظار توقع است. آمادگي در حديثي مي‌خوانيم: «ليعدن احدكم الخروج القائم عليه اسلام و لو سهما»(5) براي قيام قائم(عج) هر يك از شما آماده گردد. هر چند با تهيه كردن يك تير. انساني كه منتظر است توقعي بيش از آن‌چه هست دارد و براي اين توقع به آمادگي مي‌پردازند.

انسان منتظر با ديدگاهي كه درباره انسان از اسلام گرفته است به آن‌چه هست راضي و خشنود نيست و به آن‌چه بايد باشد مي‌انديشد.

انسان در تفكر ديني با عالي‌ترين استعدادها آفريده شده.(سوره رعد آیه 28 و سوره بقره آیه 3) بنابراين امنيت ـ آزادي ـ رفاه و تكامل نيز نهايت هدف او نيست.(7)

اين قرآن است كه چنين توقعي را بر اساس واقعيت وجود آدمي در منتظر پايه مي‌ريزد ومی‌فرماید: «أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ»؛ (سوره شعراء آیات 146-149) آيا رها شده ايد؟ (اشاره به آرمان آزادي) كه در اين جهان به امنيت سر كنيد.(آرمان امنيت)

و در باغ‌ها و مزارع و نخلستان‌هايي كه ميوه شيرين و رسيده دارد (گردش نموده) و از كوه‌ها براي خود خانه بتراشيد. براي شادكامي؟

اين استفهام و انكار در انسان غروري را زنده مي‌كند كه به اهداف حقير دل‌بسته و به بالاترين جهت در زندگي مي‌انديشد. جهتي كه در دستان سبز و مهربان امام و دامان امامت بارور مي‌شود و در كلامي از علي(ع) مي‌خوانيم: «اني اريدكم لله» (من شما را براي خداوند مي‌خواهم و خداوند برترين جهت هستي و عالی‌ترین آرمان مي‌باشد كه مسلمان معتقد هر روز در سجده نماز خويش صبح و شام را با او شروع و ختم مي‌كند.

اشاره به ذكر سبحان الله ربي الاعلي و بحمده ستايش مي‌كنم خدايي را كه برترين (مقصود) است در سجده است.

انتظار امام موعود ديگر هم‌چون انتظار گودو (نمایش‌نامه‌ای از اوزن یونسکو) انتظاري مأيوس‌كننده نيست. انتظار شخصي است كه مي‌آيد و در فاصله غيبت تا ظهور منتظران پالايش شده نهايت تلاش خويش را براي تثبيت اهداف به كار مي‌گيرند.

زيرا عاشق در اين انديشه مي‌خواهند آسايش معشوق را فراهم كند. نه آسايش خويش را چون آسايش و در راحتي خويش، همان آسايش محدود، مانده و فناپذير است. اين است كه عهده‌دار همان كارهايي مي‌شود كه امام به عهده‌دارد.

اسلام و مسئله انتظار
مسلمانان در انتظار حكومتي هستند كه در آن خردها زنده شود و نور ايمان و فروغ عدل و فضيلت بر پهنه گيتي گسترده گردد و طومار سياهي و تباهي درهم پيچد و رهبري الهي كه ميراث مرسلين است حكومت را در دست گيرد.

از همان دوران حيات پيامبر(ص) شيعه به طرف داري از اميرالمؤمنين(ع) در سامان‌بخشيدن به چنين حكومتي به حركت درآمد و در انتظار آن حكومت شماري نمود.

بر اساس متن قرآن كريم و مدارك اصيل اسلامي كه از پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به مسلمانان رسيده است در كره زمين عدالت جهاني و انصاف عمومي بر مبناي اصول الهي تشكيل مي‌گردد و انساني الهي رهبري اين حكومت عدل را به عهده مي‌گيرد. (انتظار)

عالي‌ترين انگيزه شوق بشر به راه كمال و رشد تعالي است. پيامبر(ص) مي‌فرمايند: (افضل العباده انتظار الفرج) برترين عبادت‌ها انتظار فرج است.

انتظار فرج ايمان به امامت حضرت حجت(عج) است كه همه اعتقادات اساسي از يك‌تايي خدا، رسالت پيامبر(ص) و پيشوايي امامان معصوم(ع) و عقايد ديگر اسلامي را در بردارد. رسول گرامي(ص) مؤمنان منتظر و ياران حضرت بقيةالله(عج) را برادران خود مي‌داند.

(طوبي للصابرين في غيبته طوبي للمتقين علي محبه اولئك الذين وصفهم في كتابه و قال هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب)

خوشا به حال شكيبان در غيبت او و پابرجايان در محبت او كه خداي تبارك و تعالي آنها را در كتابش چنين توصيف فرموده است: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ»؛ اين كتاب هدايت است براي پرهيزگاران.

آنها كه به غيب ايمان مي‌آورند. امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرموده است (المتقون شيعه علي و الغيب هو الحجه الغايب) متقين شيعيان اميرالمؤمنين(ع) هستند و غيب حجت غايب است.

منتظر واقعي كسي است كه به معرفت امام عصر نائل شده باشد. زيرا معرفت امام عصر صرفاً براي اين نيست كه از طريق آن احكام دين و شريعت به دست آيد.

بلكه نفس اعتقاد به امام و رجوع و تسليم در برابر ايشان بالاترين بندگي خدا و روح همه اعمال عبادي به حساب مي‌آيد و بندگي خدا بيش از هر چيز به همين اعتقاد و قبول ولايت او بر مي‌گردد و اين اعتقاد انسان را در پيش‌گاه الهي خاضع مي‌گرداند.

امام حسين(ع) مي‌فرمايند: «يا ايها الناس ان الله ـ والله ـ ماخلق العباد الا ليعرفوه فاذا عرفوه عبده فاذا عبدوه استغنوا بعباده عن عباده من سواء» اي مردم، همانا خداوند ـ قسم به خداوند ـ بندگان را نيافريد مگر براي اين‌كه او را بشناسند. وقتي به او معرفت پيدا كردند به عبادت او بپردازند.

پس با بندگي او از بندگي غير او بي‌نياز شوند. آن‌گاه مردي از ايشان پرسيد: پدر و مادرم فداي شما اي پسر رسول خدا، معرفت خدا چيست؟ حضرت فرمود: «معرفه اهل كل زمان امامهم الذي یجب عليهم طاعته» معرفت اهل هر زماني به امام خودشان كه اطاعتش بر ايشان واجب است.

مقصد انتظار
هدف انتظار بررسي و محك‌زدن ايمان در راه اين باور است. اين امتحان يك سنت جاري در تشخيص مقدار مقاومت و اخلاص است.

اگر كسي دين را برگزيده است و غايت حاكميت موعود(عج) نيز دين است. پس بايد در بستر امتحان قرار گرفت.

هيچ بينشي به اندازه دين نمی‌تواند انقلابي دروني كه به تهذيب و تلطيف اخلاقي بي‌انجامد و استقامت و پايداري را رقم بزند ايجاد كند.

اكنون دوران انتظار به مقصد پالايش نيرو‌هاي دين مدار براي حمايت از احياگر حقيقي دين يعني موعود(عج) دوران اجتناب‌ناپذير است كه در حديثي شريف آمده است.

(8)«لابد للناس من ان يمحضوا ويميزو اويغربلوا» چاره‌ای از اين نيست بايد تمحيص و تشخيص داده شوند و غربال گردند. بلايي شكننده كه به شكستن چون شیشه مي‌انجامد و اين سنتي بوده است كه با اولياي خدا شروع شده و سپس براي شيعيان جاري گشت.(5)

پاداش انتظار
پاداش تابع و متغير بزرگي از حجم مشكلات است بنابراين اگر در اين فترت تا ظهور، كسي با شناخت و آگاهي از امام موعود هم‌راه شود و سپس قبل از مشاهده حضور امام بميرد پاداش شهادت هم‌راه او را دريافته است (8) و از بسياري از شهداي بدر و احد برتر بوده و مرگ او در خیمه قائم محسوب مي‌گردد و هم‌چون شمشيرزنان در حضور رسول الله پذيرفته شده كه به دفاع از جبهه پيامبر پرداخته است و چرا چنين نباشد كه اين قيام مهدي(عج) تولدي ديگر از نهضت پيامبر مي‌باشد.

اين اجر و چشم روشني كساني است كه براي دفاع از مرز دين رفته‌اند. در حالي‌كه دين در زمان انتظار بيش از آن كه بر اعضاء و جوارح جاري شود بر زبان‌ها جاري است.(9)

زمان ظهور
از موضوعاتي است كه همانند دانش قيامت از همه پنهان است و موقتون (تعيين‌كنندگان زمان ظهور) بايد تكذيب شوند. كذب‌الموقتون، كذب‌الوقاتون. پاسخ ائمه به كساني است كه از زمان ظهور به صورت معين پرسش مي‌كنند. عبدالرحمان بن كثير مي‌گويد: نزد امام صادق(ع) بوديم كه مهزم اسدي داخل شد و گفت فدايت شوم امري را كه انتظار مي‌كشيد چه هنگام است؟

به راستي كه به طول انجاميد. امام صادق(ع) فرمود: اي مهزم تعيين‌كنندگان تاريخ ظهور دروغ مي‌گويند و شتاب كنندگان هلاك مي‌شوند. و برادران نجات يافته و به ما پيوند مي‌خورند.

(5) منتظران بايد در نيايش خويش، در تسليم به دین تقدير تاريخي را از خداوند بجويند به همين جهت در دعاي غيبت چنين مي‌خوانيم: خدايا، مرا در امر غيبت شكيبايي عطا كن، تا آن‌كه شتاب در آن‌چه را كه تأخير روا مي‌داري نخواهم.(1)

زمينه‌سازان و نقش ايران
حركت امام مهدي(عج) بدون زمینه‌سازی نمی‌شود. منتظرين واقعي براي قيام امام تمهيداتي را به عهده مي‌گيرند. در حديثي به سرزمين و جغرافياي زمينه‌سازان اشاره بلكه تصريح شده است.

«يخرج الناس من المشرق فيوطن للمهدي» يعني سلطانه از مشرق زمين مرداني خروج مي‌كنند و زمينه‌ساز حاكميت مهدي موعود مي‌گردند.(5)

نويسنده كتاب عصر ظهور با توجه به رواياتي (بحارالانوار جلد 6 صفحه 213 و صفحه 216) اين موطئن را بر نهضت امام خميني و از شهر قم تطبيق نموده است وشواهدي براي مسئله ارائه كرده است.

در اين روايات بر قيام مردمي از قم (نه اهل قم زيرا امام خميني متولد خمين بوده‌اند اما قيام را از قم شروع نمودند) و اين‌كه قم پايگاهي براي فضل و دانش گرديده و از اين شهر دانش به شرق و غرب جهان انتشار مي‌يابد. تصريح شده است.(10)

عناصر اصلي قيام و ظهور
براي تحقق يك برنامه حساب شده و جامع در سطح كل جهان نياز به برنامه‌ريزي دقيق در امور نه‌گانه دارد. كه به طور عملي وجدي و حساب شده تعقیب شود و اين امور در حقيقت پايه‌های اصلي برنامه‌ريزي است كه به همت مسلمانان باید تحقق یابد تا زمينه ظهور فراهم گردد. به اين موارد مي‌پردازيم:

الف) هدف‌داري
يكي از عوامل پيروزي داشتن هدف است. به ويژه هدفي عالي و تأمين‌كننده تمام ابعاد سعادت بشر در مورد صلح آينده كه اين عقیده در اسلام جزء بافت و اركان اسلام است. بر همين اساس هدف مشخص و غير مبهم است.

امام خميني در يكي از سخنان خود كه در روز نيمه شعبان 1360 شمسي ايراد نمود فرمود: بايد خودمان را مهيا كنيم از براي آمدن آن حضرت. من نمی‌دانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم. بزرگ‌تر از اين است.

نمی‌دانم بگويم شخص اول است براي اين‌كه دومي در كار نيست. ايشان را نمی‌توانيم ما با هيچ تعبيري تعبير كنيم.

الا همين كه مهدي موعود است. آن‌كس كه خداوند ذخيره كرده است براي بشر.(11) آري اين عنوان مهدي موعود هدف‌دار بودن اين عقيده را مشخص مي‌كند.

ب) توجه به جهاني‌بودن ظهور
پايه دوم اين است كه ظهور و امامت امام زمان مربوط به كل جهان است و پس از ظهور اسلام حقيقي با تمام ابعادش در همه جهان پياده مي‌شود.

امام صادق فرمود: «اذا قام القائم لايبقي ارض الا نودي فيها شهاده لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله». وقتي كه قائم قيام كرد هيچ نقطه‌ای از زمين نيست مگر اين‌كه آواي توحيد و پذيرش رسالت پيامبر در آن بلند است.

ج) جهش و انقلاب
همان‌گونه كه از نام انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) پيداست بايد براي وصول به اين انقلاب به صورت انقلابي كار كرد.

با ميانه‌روي و محافظه‌كاري خط ليبرالي نمی‌توان به اين هدف بزرگ رسيد. بايد حركت‌هاي اين نهضت اسلامي و مكتبي باشد.

چنان‌كه در روش انبیاء و پيامبران الهي اين جهش در سطح محدود ديده مي‌شده.

طبق بعضي از روايات آن حضرت در روز عاشورا قيام مي‌كند.(5) و به فرموده امام صادق(ع) او در شب بيست و سوم ماه رمضان به نام آن حضرت ندا شود و در روز عاشورا قيام كند.

مي‌توانیم نتيجه بگيريم كه مسئله قيام و انقلاب و شهادت‌طلبي و جهاد تا سر حد شهادت نفرت شديد از دشمن است و بايد با چنين روشي خود را به امام زمان نزديك كنيم.

د) پيش‌رفت عميق و استوار
در برنامه‌ريزي لازم است توجه كامل شود كه در تمام ابعاد به طور صحيح و عميق و استوار پيش رفت و واحدهاي اين بناي عظيم را از اساس و شالوده درست و محكم ساخت. بايد هر چه مي‌توانيم بر كيفيت كار توجه كنيم نه كميت بدون كيفيت.

اين كار نياز به طرح‌هاي بسيار استوار و محكم خواهد داشت. و تحقق چنين امر مهمي نياز به طول زمان دارد. از اين‌رو خداوند متعال به حضرت مهدي طول عمر عنایت فرموده است. تا آمادگي در مردم جهان پيدا شود.

هـ) اخلاص
براي پيش‌روي و دست‌يابي به مقدمات ظهور هيچ عاملي در كاربرد امور و پيمودن پله‌ها و پشت سرگذاشتن موانع مانند اخلاص در كار نيست. اخلاص در كارها روح و نشاط مي‌بخشد به طور اتوماتيك چرخ‌هاي عظيم موتورهاي انقلاب را به حركت در مي‌آورد.

اخلاص انسان را به آخرين درجه آمادگي و اراده قاطع و بدون منت كه همان انتظار ظهور است سوق مي‌دهد. خداوند متعال پشتيبان افراد مخلص است. آزاد اندیشی واقعي در سايه اخلاص توكل به خدا و اعتماد به نفس و عزت و شرافت بدست مي‌آيد.

كه هر يك عاملي براي دست‌يابي به مقدمات ظهور و حضرت بقيةالله است. در روايتي از امام محمدباقر(ع) مي‌خوانيم: هر بنده‌ای چهل روز در راه خدا مخلصانه قدم برداشت خداوند درد و درمان را به او نشان مي‌دهد و ريشه‌های حكمت و دانش را در دلش استوار مي‌سازد.(5)

و) تخصص و تعهد
به عبارت دیگر علم و ایمان و توسعه‌دادن به این دو در همه ابعاد زندگی بهترین زمینه‌ساز برای فراهم شدن ظهور امام زمان است. این دو هم‌چون دو بال پرنده‌اند.

اگر هیچ‌یک از این دو نباشد پروازی نیست و اگر یکی باشد دیگری نباشد باز نتیجه بخش نیست. تخصص بدون تعهد و تعهد بدون تخصص به جای پیش‌رفت بر مشکلات می‌افزاید.(12)

از سخنان امیر مومنان(ع) است که فرمود: کمر مرا دو گروه شکستند. دانش‌مندان منحرف. مردمان نادان. قرآن مجید در یک آیه پیش‌روی و پیمودن درجات عالی و پیروزی را در سایه تخصص و تعهد (علم و ایمان) هر دو دانسته و می‌فرماید: «یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوالعلم» درجات خداوند از شما آنان راکه ایمان آوردند و تحصیل علم و دانش کردند چندین درجه بر دیگران برتری می‌بخشد.

ز) مانع‌شناسی
اکثراً عوامل حرکت فراهم می‌شود ولی موانع سر راه چرخ‌های آن عوامل را از حرکت باز می‌دارد. باید موانع را بشناسیم تا آن را از سر راه برداریم. مثلاً انحطاط مذهبی و اخلاقی، عدم استفاده از علوم گوناگون، غفلت از وضع زمان، اختلاف و تفرق.

کارهای اساسی را فدای امور جزئی و فرعی کردن... مقدم دانستن منافع شخصی بر منافع عمومی از موانع سر راه است.

بر همین اساس است که امام صادق(ع) می‌فرماید: «العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر طریق و لا تزید سرعه الا بعدا» (عمل و حرکت بدون بصیرت و شناخت مانند حرکت در غیر راه اصلی است و سرعت در این راه جز دوری بیشتر از هدف نتیجه دیگری ندارد).

ح) هوش‌یاری و هوش‌مندی
یک فرد با ایمان باید هوش‌یار باشد و کاملاً مراقب باشد که از ناحیه دشمن غافل‌گیر نگردد. مؤمن همیشه در این دنیا خود را در جبهه مقدم با دشمن ببیند.

باید از عوامل بازدارنده غافل‌کننده مانند سنت‌گرایی و گذشته‌نگری غلط، شخصیت‌گرایی، پیش‌داوری و گم‌بودن یرخودبینی و عجب، پیروی از هوا‌های نفسانی، تکیه بر حدس وگمان به شدت پرهیز کند.(13)

جامعه منتظر
مسلمانان بايد هوش‌يار و بيدار باشند و بدانند انگيزه غیبت آن حضرت چه بوده و ياران حضرت مهدي داراي چه ويژگي‌ها و شرايطي مي‌باشند، تا بتوانند آن‌گونه شوند.

هر فرد مسلمان بايد مانند يك سرباز جانباز حكومت اسلامي عمل كند. يعني هم‌چون صدراسلام باشد. اتحاد و برادري و رعايت حقوق هم‌ديگر مسلمانان در تمام زمينه‌ها، اعتقاد به توحيد و نفي شرك مطلق و تقوا و خلوص در اين امور سنگ اول اين ساختمان عظيم را تشكيل مي‌دهد. (جامعه)

علماي اخلاق مي‌گويند: مراحل تكامل چهار پايه دارد. كشف و شناخت و استخراج و عمل. فرد‌سازي و جامعه‌سازي به راستي كه درست گفته‌اند.

اگر اين مراحل به طور صحيح طي شوند آن‌وقت است كه جامعه در مسير انتظار است.. آمادگي و تلاش پي‌گير در تمام ابعاد اسلامي هم‌چنین توجه به تاريخ اسلام و معاني آيات قرآن و روايات معصومين ما را در جهت اين هدف كمك مي‌كند.

چون مهم‌ترين هدف امام قائم پس از ظهور تهذيب، تكميل نفوس است كه جامعه منتظر بايد به آن بپردازد.

خودسازي و پاك‌سازي
امام صادق(ع) فرمودند: هر كس دوست دارد تا از ياران قائم باشد بايد در انتظار ظهور باشند و حتماً بايد كارهايش بر اساس تقوا، پاكي و اخلاق نيك باشد. چنین کسی منتظر امام است. علماي اخلاق می‌گویند: انسان وقتي كه صبح از خواب برمي‌خيزد تا شب كه مي‌خوابد بايد چهارچيز را حفظ كند.

مشارطه، مراقبه. محاسبه و محاكمه. يعني نخست متعهد باشد. دوم مواظب باشد كه اين حالت ادامه يابد. سوم در آخر كار خود را به حساب بكشد. كه مبادا در حسابش بده‌كار خدا باشد. چهارم در صورت بده‌كاري نفس خود را به محاكمه بكشد و بازخواست نمايد. در روايات آمده است

عمل هر قدر کوچک باشد سه دفتر برای ثبت خصوصیات آن گشوده می‌شود. اول: چرا؟ دوم: چگونه؟ سوم: برای چه کس؟ یعنی انگیزه عمل، چگونگی و کیفیت آن و هدف نهایی آن چیست؟ باید منتظران حضرت مهدی و زمینه‌سازان انقلاب جهانی به رهبری آن حضرت این امور را رعایت کنند.

امام باقر(ع) فرمود: هرکس بمیرد ولی شناخت به امامت حضرت قائم داشته باشد دیر یا زود شدن ظهورش به او ضرر نمی‌رساند. هر کس شناخت به امامت او داشته باشد و بمیرد مانند کسی است که هم‌راه قائم در میان خیمه اوست.

نشانه‌های عالی در جامعه منتظر بعضی از علمای بزرگ برای درجه عالی انتظار از روایات 12 نشانه ذکر کردند که دوازدهمین نشانه مهیا بودن برای ورود محبوب است که خود مهیا بودن به چند چیز است.

1. عزم حقیقی بر یاری و مطابعت آن حضرت؛

2. متصف شدن به صفات نیک؛

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس مهمان طلب

3. مواظبت در طاعات و انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات؛

4. تهیه سلاح؛

5. مرابطه و مرزداری؛

6. مواظبت در خواندن عهدنامه بزرگ و کوچک (که در کتاب زادالمعاد مذکور است)؛

7. ظلم نکردن، اعانت به ظلم نکردن، هوش‌یاری و توجه و شناخت افراد توطئه گر و... .

رعایت حقوق برادران
در این‌باره به سخن امام جعفر صادق و امام محمدباقر(ع) توجه می‌کنیم. که امام باقر به جابر جعفی فرمود: ای جابر آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند برای او این قول که دوست اهل‌بیت هستم کافی است ؟ سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و اطاعت از خداوند کند.

شيعيان ما را به اين صفات بشناسند: تواضع و خشوع، امانت‌داري، بسيار در ياد خدا بودن، اهل نماز و روزه بودن، احترام به پدر و مادر كردن، مهرباني كردن به همسايگان مستمند و بده‌كار و يتيمان، راست‌گو بودن، آنها تلاوت قرآن مي‌كنند و زبانشان را كنترل مي‌نمايند و براي خودشان در همه چيز امين هستند.

اي جابر!(ما تنال و لايتنا الا بالعمل و الورع: به ولايت و دوستي ما، جز از راه عمل و پرهيزكاري نمی‌تواني برسي).در موردي حقوق برادران ديني به حديث جالب و جامع ذيل كه امام صادق(ع) براي يكي از يارانش (معلي بن خنيس) در موارد هفت‌گانه زير شرح داده‌اند توجه كنيد: معلي بن خنيس مي‌گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: حق مسلمان بر مسلمان چيست؟

فرمود: (هفت حق واجب است كه اگر يكي از آنها را تباه كند، از ولايت و اطاعت خداوند خارج شده و خداوند از او بهره (طاعت و بندگي) ندارد. عرض كردم: آنها چيست؟ فرمود: من بر تو نگرانم، مي‌ترسم آنها را تباه سازي و بداني و عمل نكني.

عرض كردم: لا قوه الا بالله! فرمود: آسان‌ترين آنها اين است كه: آن‌چه را براي برادر مسلمانت دوست بداري كه براي خودت دوست مي‌داري و نپسندي براي او آن‌چه را كه براي خود نمی‌پسندي.

از خشمگين كردن برادر مسلمانت (يا از خشم) دوري كني، و آن‌چه را كه مورد رضايتش است انجام دهي و اوامرش را اطاعت كني.

با جان و مال و زبان و دست و پاي خود او را ياري كني.

چشم و راه‌نما و آئينه او باشي.

تو سير نباشي و او گرسنه، تو سيراب نباشي و او تشنه، و تو پوشيده نباشي و او برهنه.

اگر داراي خدمت‌كار باشي و برادر مسلمانت خدمت‌كار نداشته باشد بر تو واجب است كه خدمت‌كارت را بفرستي تا لباس‌های او را بشويد و غذايش را آماده كند و فرشش را بگستراند.

او را از مسئوليت‌های سوگندهايش رها سازي. دعوتش را اجابت كني، در بيماري او را عيادت كني. بر جنازه‌اش حاضر شوي، اگر دانستي كه او حاجتي دارد در اداي حاجت او شتاب كني. تأخير در رواي حاجت او نكني كه او اظهار آن كند بلكه زودتر به رفع نيازش بپرداري.

سپس امام صادق(ع) گفتارشان را با اين جملات پايان دادند: (فاذا فعلت ذلك وصلت ولايتك بولايته و ولايته بولايتك. وقتي چنين كردي، دوستي خود را به دوستي او و دوستي او را به دوستي خود پيوند داده‌اي).

حضرت موسي بن عمران به خدا عرض كرد: (پروردگارا آيا كسي را مثل من گرامي داشته‌ای آن‌جا كه سخن خود را به من شنوانده‌اي؟خداوند فرمود: (بدان‌كه براي من بندگاني هست كه در آخرالزمان مي‌آيند، آنها به من از نسبت به تو نزديك‌ترند، زيرا من با تو با واسطه بودن هفتادهزار پرده حجاب سخن مي‌گويم ولي هرگاه (بنده من در آخرالزمان) روزه بگيرد و بر اثر روزه لبهايش سفيد و رنگش زرد گردد اين هفتاد هزار پرده را هنگام افطار آنها برمي‌دارم.

(و اين‌چنين به آنها نزديك مي‌شوم). نتيجه اين‌كه علاقه‌مندان و ياران امام مهدي(عج) بايد كاملاً خود را وظيفه‌شناس و پاي‌بند به اسلام و متعهد و مسئول بدانند و همواره مراقب احوال و كارهاي خود باشند، و از انحرافات دوري جسته و پناه به خدا ببرند و مو به مو احكام اسلام را عمل نمايند تا شايستگي سربازي آن حضرت را پيدا كنند.

مبارزه و جهاد و ياد خدا و رسول(ص)
ياران و منتظران مهدي(عج) به خصوص بايد به امر به معروف و نهي از منكر و جهاد و مبارزه با انحرافات و دشمنان و آگاهي از جريانات جهان اهميت بدهند و همواره در صحنه حضور داشته باشند. بدانند كه بزرگترين و مهمترين عامل نهضت امام حسين(ع) دو عامل امر به معروف و نهي از منكر بوده است.

و بدانند كه در بررسي جهاد و جنگ‌های پيامبر اكرم(ص) چنين به دست مي‌آيد كه در طول تاريخ بشر هيچ كس و هيچ ژنرالي مانند پيامبر(ص) با دشمن نجنگيده است.(منظور وسعت و دامنه جنگ نيست بلكه منظور اشتغال به كار جنگ است.)

در اين بررسي مي‌بينيم پيامبر(ص) در حدود 5/7 سال كار جنگي (در ده سالي كه در مدينه بود) در اين مدت 64 يا 65 فعاليت جنگي دارد كه اگر بر روزها تقسيم كنيم هر 45 يا 50 روز يك لشكركشي مي‌كند. عثمان بن مظعون كه انزوا و عبادت در گوشه و كنار كوه‌ها را اختيار كرده بود، به پيامبر خدا(ص) عرض كرد: دلم مي‌خواهد بيابان‌گرد باشم و كنار كوه‌ها به عبادت مشغول شوم.

پيامبر(ص) فرمود: (لا تفعل فان سياحه امتي الغزوه و الجهاد: چنين نكن، سياحت و بيابان‌گردي امت من، جنگ و جهاد است. علاقه‌مندان و ياران حضرت مهدي(عج) هيچ‌گاه نبايد خدا و رسول و آلش و روش آنها را فراموش كنند. بلكه بايد همواره آنها را در نظر داشته باشند.

ايستادگي در سختي‌ها و آزمايش‌ها
به اين نكته مهم بايد توجه داشت كه در زمان غيبت و در آستانه ظهور امام قائم مردم مسلمان در سخت‌ترين آزمايش‌ها قرار مي‌گيرند و زير و رو مي‌شوند. در چنين وضعي، نگهداري آتش در كف دست آسان‌تر است از حفظ ايمان.

در اين مورد يكي از ياران امام باقر(ع) با نام جابر جعفي(ع) از امام باقر(ع) پرسيد: فرج شما چه وقت است؟ امام باقر(ع) فرمود: (هيهات، هيهات لا تكون فرجنا حتي تغربوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا يقولها ثلاثاً ـ حتي يذهب الكدر ويبقي الصفو: هيهات! هيهات! فرج ما نرسد تا غربال شويد، باز هم غربال شويد و باز هم غربال شويد تا اين‌كه كدورت‌ها برود و صافي و صفا بماند.)!

يعني وقتي مسلمانان با هم با كمال صفا و اتحاد و صميميت زندگي كردند به فرج امامشان خواهند رسيد. همين مطلب را امام صادق(ع) نيز به شكل ديگر فرمود. شخصي از آن حضرت پرسيد؟ آن آزمايش‌ها چيست؟ امام صادق(ع) اين آيه را تلاوت فرمود: (و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال والانفس و الثمرات و بشر الصابرين):

همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي، زيان مالي و جاني و كمبود ميوه‌ها آزمايش مي‌كنيم وبشارت ده استقامت كنندگان را)(ترس از زمام‌داران فاسق و... است، گرسنگي به خاطر گراني است، زيان مالي از كسادي تجارت و كم‌رونقي آن است و زبان جاني به مرگ‌های سريع است و كمبود ميوه‌ها بر اثر نقص كشاورزي و كمبود بركت در ميوه‌ها است.

آن‌گاه فرمود: بشارت بده استقامت‌كنندگان به نزديك‌شدن ظهور قائم را) البته بسياري هم هستند كه طاقت اين آزمايش را نداشته و ازاين غربال امتحان بيرون مي‌افتند. چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود: (ستخرج من الغربال خلق كثير: به زودي افراد بسياري از غربال خارج شوند.)(5)

معرفت امام و پيروي از آن حضرت
بايد قبل از قيام مهدي(عج) او را شناخت و از او پيروي كرد. چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: (خوشا به سعادت آن فردي كه قائم(عج) فرمود: ما را قبل از قيامش شناخته و به او اقتدا كرده است. دوست او را دوست داشته و از دشمن او بي‌زاري بجوئيد. و امامان قبل از او نيز ولي و سرپرست وي را بشناسد.

چنين افرادي دوستان من هستند و دوستي و مهر مرا به خود جلب كرده‌اند و گرامي‌ترين امت من نزد من هستند.

چنان‌كه امام قائم در فرازي از توقع خود به شيخ مفيد می‌فرماید: (ما به اخبار شما آگاهي كامل داشته و هيچ مطلب كوچكي از اخبار شما از ما پنهان نيست وگرنه آن‌چنان كه در سختي قرار مي‌گرفتيد كه دشمنان شما، شما را تارومار مي‌كردند.) بنابراين بايد ما همواره به ياد امام عصر ارواحنا له الفداء باشيم و به او اقتدا كنيم. او نيز حتماً به ياد ما هست و ما را ياري خواهد كرد.


امام باقر(ع) يا امام صادق فرمود: (لا يكون العبد مؤمناً حتي يعرف الله و رسوله و الائمه كلهم و امام زمانه و يرد إليه و يسلم له ثم قال: كيف يعرف الاخر و هو يجهل الاول: مؤمن نيست مگر كسي كه خدا و پيامبر و همه امامان(ع) و امام زمانش را بشناسد و به او مراجعه كرده و تسليم فرمان او باشد.

سپس فرمود: چگونه ممكن است كسي امام آخر را بشناسد ولي نسبت به امام اول (حضرت علي) جاهل باشد.

مسئله رهبري
يكي از مسائل مهم در زمان غيبت، مسئله رهبري و توجه به تشكيل حكومت‌های صالح در كشورهاي اسلامي است. رهبر صالح است كه مي‌تواند چرخ‌های انقلاب را به حركت درآورد و اسلام را به طور صحيح اجرا نمايد و در پرتو آن قوانين اسلام زنده شوند تا زمينه‌ساز سازنده‌ای براي قيام جهاني حضرت مهدي(عج) به وجود آيد.

در اين باره حضرت علي(ع) فرمود:(در حكم خدا و اسلام بر مسلمانان واجب و لازم است كه هيچ‌كاري انجام ندهند و قدمي پيش و پس‌نگذارند. قبل از آن‌كه امامي را برگزينند امامي عفيف و خوب و پارسا كه احكام قضاوت و سنت پيامبر(ص) را خوب بشناسد، اموالشان را جمع كند و حج و نماز جمعه‌شان را برپا دارد و ماليات‌های اسلامي را بستاند.

از سوي ديگر امامان ما، ما را به تأكيد از قبول رهبران ناشايست برحذر داشته‌اند. امام باقر(ع) فرمودند: خداوند فرموده است: (حتماً آنان را كه امامان ستم‌گر انتخاب مي‌كنند كيفر مي‌كنم گرچه خود نيكوكار و پارسا باشند.

ولي مردمي را كه امامت عادلان را برگزينند مي‌بخشم. گرچه خود ستم‌گر باشند.) امام كاظم(ع)در گفت‌و‌گوي خود با صفوان شتردار در پايان فرمود: (فمن احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم فهو كان ورد النار: هر كس ماندن رهبران ناشايست را دوست بدارد جزء آنهاست و هركس جزء آنها باشد در ميان آتش دوزخ خواهد بود.) قرآن در سوره هود آيه 113 می‌فرماید:

«وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِياء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ»؛
تكيه بر ستم‌گران نكنيد (و به آنها وابسته نشويد) كه موجب مي‌شود آتش شما را فرا گيرد و در آن حال جز خدا هيچ‌كس سرپرستي نخواهد داشت و ياري نمی‌شويد.

به هر حال منتظران و ياران مهدي(عج) بايد در اين جهت حتماً خود و جامعه خود را بسازند و استقلال همه جانبه بيابند. تا در وقت خروج آن حضرت آنها را در اختيار امام بگذارند.

منتظران مهدي(عج) بايد بدانند كه از هدف‌های اصلي امام قائم(عج) ريشه‌كن كردن ظلم است بنابراين نه خود ظالم باشند و نه هيچ‌كس عنوان كمك به ظلم كنند.

خواه آن ظالم در محدوده خاص باشد و يا ظالمي به صورت ابرقدرت باشد. اين امور است كه زمينه‌های سازنده براي ظهور آن حضرت را پديد مي‌آورد و نبايد از آن غفلت نمود.

توجه به شناخت قرآن و اجراي آن
از امور اصلي و هر روزه‌ای كه حتماً بايد منتظران مهدي(عج) به آن اهميت دهند انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است. در مورد شناختن مفاهيم قرآن و اجراي آن، مگر نه اين است كه قرآن و عترت(ع) در كنار هم هستند. امام زمان قرين قرآن است.

اگر خداي نكرده قرآن مجهور گردد درست برعكس راه امام(ع) قدم برداشته شده است. اگر آيات عذاب، آيات رحمت، آيات عبرت، آيات سياسي، آيات عبادي، آيات تذكر و... را با كمال دقت توجه كنند و هر روز بخوانند و معناني آن را در ذهن خود ترسيم نمايند خواهند فهميد كه با اين كار چقدر سريع و آگاه به سوي فرج امام گام برداشته اند.

در اين‌جا براي اين‌كه هم از قرآن استفاده كرده باشيم و هم طرز استفاده از آن را دريابيم و هم از دستورات محكم قرآن در جهت زمینه‌سازی براي حكومت صالحان مطلبي بدانيم به دو فراز زير از قرآن توجه كنيد. در آيه 75 سوره نساء مي‌خوانيم:

«وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا»

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفين از مردان و زنان و كودكان، پيكار و مبارزه (با مستكبران) نمی‌كنيد و در راه نجات مستضعفين كه مي‌گويند: خدايا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ستم‌گر است بيرون ببر و براي ما از طرف خودت سرپرست و ياور قرار بده، اقدام نمی‌نماييد؟ اين آيه به ما مي‌گويد نبايد بي‌تفاوت باشيم بايد براي خدا و نجات مستضعفين پيكار كنيم، مستضعفاني كه خدا پرستند و دنبال رهبر شايسته‌اند و از ستم و ستم‌گران ناخشنودند چنين افراد را بايد كمك كرد و نجات داد.

تعبير به (مالكم = چرا) يك نوع استفهام انكاري است، حاكي است كه حتماً بايد مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخيزند، بلكه بايد پيكار كنند.

پيامبر خدا(ص) با بيانات جذاب و پرمحتواي خود شاگردان مكتب اسلام را به گونه‌ای ساخته بود كه در مبارزه با دشمن كارشان چنان اوج گرفت كه طبق روايات هفت نفر از فقراي انصار به حضور پيامبر(ص) آمده و عرض كردند: بر اثر تهي‌دستي وسيله‌ای براي شركت در جهاد نداريم.

شما وسيله‌ای از شمشير و نيزه، و مركب در اختيار ما بگذاريد. تا در جهاد شركت كنيم. پيامبر خدا چون وسيله در اختيار نداشت جواب منفي به آنها داد.

آنها به قدري ناراحت شدند كه اشك در چشم‌هايشان حلقه‌زده بود و كم‌كم به گريه تبديل شد و سخت گريستند و بعدها به (بكائون ـ گريه‌كنندگان) معروف شدند. اين آيه در وصف اين افراد مخلص نازل شد:
«وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْينُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يجِدُواْ مَا ينفِقُونَ»؛

و نيز اشكالي نيست بر آنها كه نزد تو (پيامبر(ص)) آمدند كه آنها را مركبي براي ميدان جهاد سوار كني، گفتي: مركبي كه شما را بر آن سوار كنم ندارم.

از نزد تو بازگشتند در حالي كه چشمان‌شان اشك‌بار بود از اين‌رو كه چيزي را نداشتند تا در راه خدا انفاق كنند. آري اين چنين تعليمات قرآن كه دو نمونه‌اش را ذكر كرديم، اثر مي‌بخشد.

فرزندان و شاگردان قرآن بايد اين چنين تربيت گردند تا منتظر واقعي امام زمان(عج) شوند. پس بايد با قرآن مأنوس بود و اين درس‌ها را از آن آموخت.

زنان بايد احساس مسئوليت كنند
در اين مسير زنان كه نيمي از جامعه را تشكيل مي‌دهند، بايد نقش سازنده داشته باشند بدانند كه آنها نيز موظفند دوش به دوش مردان براي زمینه‌سازی ظهور امام قائم(عج) و براي خودسازي و پاك‌سازي محيط و قهرمان‌پروري كه آن‌هم زمینه‌سازی است، تلاش عميق و پي‌گير و خستگي‌ناپذير بنمايند.

وقتي در جنگ احد بسياري از مسلمانان كشته شدند و شخص رسول خدا و امام علي(ع) سخت مجروح گرديدند شايع شد كه پيامبر نيز شهيد شده. زنان مسلمان به خصوص خيلي ناراحت شدند، از خانه بيرون آمدند و به تحقيق پرداختند.

يكي از زنان انصار (مسلمان مدينه) از مدينه بيرون آمده و سراسيمه به سوي احد ره‌سپار شد، در راه مردي را ديد كه از جبهه برمي‌گردد. از او پرسيد: آيا به پيامبر(ص) آسيبي وارد شده است؟ آن مرد به جاي جواب سؤال زن به او گفت: اي خواهر ! پدر شما كشته شده است.

زن تكان ملايمي خورد. باز طولي نكشيد پرسيد: آيا پيامبر سالم است؟ آن مرد به جاي سؤال زن به او گفت: اي خواهر! برادر شما نيز كشته شده است. زن تكان مختصري عارضش شد، ولي بار ديگر به حال آمد و پرسشش را تكرار كرد، مرد براي بار سوم گفت: اي خواهر! شوهر شما كشته شده است.

زن باز تكاني خورد، اما اين بار با خشم و گستاخي گفت: من نمی‌خواهم بدانم چه كساني از من كشته شده‌اند، فعلاً احتياجي به اينها ندارم. خواهش مي‌كنم بگوييد: پيامبر در كمال سلامتي است؟ آن مرد در جواب گفت: پيامبر(ص) در كمال سلامتي است.

ناگهان صورت زن از خوشحالي برافروخته شد و با حالي سرشار از عشق به اسلام، قاطعانه گفت: بنابراين قرباني ما هدر نشده است.

يعني اگر من سه قرباني (پدر و برادر و شوهرم) را در راه خدا داده‌ام به هدر نرفته، چرا كه رهبر عزيز اسلام پيامبر(ص) زنده است و همين افتخار مرا بس. اين چنين زنان قهرمان درصدر اسلام بسيار بودند.

هم اكنون نيز بايد زنان مسلمان اين‌چنين نقش گويا و زاينده و بالنده داشته باشند و بدانند كه گردش چرخ انقلاب‌ها (بدون آن به فرج امام زمان(عج) نزديك نخواهيم شد.) نيمي به دوش زنان است و زن بايد خود را درك كند. و بداند مسئوليتي بس سنگين دارد و قبلاً نيز در اين‌باره سخن گفتيم.

الگوي زنان مسلمان بايد افرادي مانند خديجه و زينب كبري(ع) باشد. زينب در شرايط سخت نهضت امام حسين(ع) سه كار مهم را به عهده گرفت: حمايت از رهبرش امام حسين(ع) تا زنده بود و سپس از امام سجاد(ع)

حفظ يتيمان و سرپرستي از آنها
رساندن پيام شهيدان در كوفه و شام، و با بيانات كوبنده و پرمحتوا در هر جا سخن از آنان گفت. اين سه امر مهم را به خوبي انجام داد و مرام آنها را زنده نگه داشت.

توجه به جمعه و جماعات
شكي نيست كه از مهم‌ترين عوامل پيروزي، اتحاد و اجتماع و به هم پيوستگي است كه به راستي يك اهرم بسيار قوي براي حركت‌دادن سريع چرخ‌های انقلاب است. منتظران امام مهدي(عج) بايد به آن توجه كامل داشته باشند و بدانند آن حضرت اماكن مقدسه را توسعه مي‌دهد.

از جمله مسجد كوفه را، تا جمعيت در آن جا بگيرند. ما وقتي نماز را هر روز مي‌خوانيم، ‌وقتي آن را تجزيه و تحليل مي‌كنيم مي‌بينيم نماز بر اساس جمع و جماعت تشريع شده است. مثلاً در سوره حمد واژه‌های (نعبد = تنها تو را مي‌پرستيم)، (نستعين = تنها از تو كمك مي‌جوييم.) و (اهدنا = ما را هدايت كن) همه به صورت جمع به كار رفته است.

و در پايان نماز، سلام بر جمع شده (السلام عليكم = سلام بر شما) اين نشانه آن است كه انزوا و گسيختگي از اجتماع، از اسلام به دور است. اينك به چند روايت زير توجه كنيد.

پيامبر خدا(ص) تصميم گرفت مردمي را كه در منزل‌های خود نماز مي‌خوانند و در جماعت شركت نمی‌كنند خانه‌هايشان را آتش بزند. نابينايي به حضور پيامبر(ص) رسيد و عرض كرد: من شب كور هستم. صداي اذان جماعت را مي‌شنوم ولي كسي نيست كه دستم را بگيرد و مرا به مسجد برساند تا در جماعت شركت كنم و با شما نماز بخوانم.

پيامبر خدا فرمود: (از منزل خود تا مسجد طنابي بكش، آن طناب را بگير و با راهنمايي آن، ‌خود را به مسجد برسان و در جماعت شركت كن).

امام صادق(ع) فرمود: (هركس درباره جماعت مسلمانان به اندازه يك وجب مانع شود تعهد ايمان از گردنش ساقط مي‌گردد.)

اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: (... و ألزموا عما عقد عليه حبل الجماعه: به آن‌چه را كه پيوند جماعت بر آن گره خورده است بپيونديد و آن را رها نكنيد.)

در مورد نماز جمعه اين نماز عبادي سياسي و اين ميتينگ هفتگي پرشور مسلمين و اين اجتماع دشمن‌شكن و نفاق برانداز، امام باقر(ع) فرمود: (من ترك الجمعه ثلاث جمع متواليه، طبع الله علي قلبه: هركس(بدون عذرشرعي) سه بار پشت سر هم نماز جمعه را ترك كند خداوند مهر بر قلبش مي‌زند.

(يعني چنين كسي آن‌چنان در عناد و نفاق و بي‌ايماني فرو مي‌رود كه خداوند حس تشخيص را از او مي‌گيرد و او را كوردل مي‌كند.)

باز فرمود:
سوگند به خدا! به من خبر رسيد كه ياران پيامبر(ص) در روز پنج شنبه براي روز جمعه (و انجام نماز جمعه و ساير آداب) مهيا مي‌شدند.

امام صادق(ع) فرمود: هركس به سوي مسجد گام برمي‌دارد، به هر چيز خشك و تري گام بگذارد زمين آن تا طبقه هفتم براي او تسبيح خدا مي‌گويند.
بايد علاقه‌مندان به ظهور امام مهدي(عج)به اجتماع و جماعت و نماز جمعه و پركردن مساجد، اهميت فوق‌العاده بدهند.

تا در پرتو آن، ‌عوامل استقبال از امام مهدي(عج) فراهم شود و موجب خودسازي خودشان گردد. امامان معصوم (ع) ما از هر فرصتي براي تهذيب و پاك‌سازي پيروان‌شان استفاده مي‌كردند.(7)

ط) دورنمایی از امکانات عظیم دنیای اسلام
با توجه به مطالب یاد شده درباره امکانات جهان اسلام سخنی به میان می‌آوریم که اگر در جهت اجرای اسلام و زمینه‌سازی ظهور مهدی به کار گرفته می‌شد چقدر مثمر ثمر و نتیجه‌بخش بود. امکانات مسمانان را از چند جهت می‌توان بررسی کرد.

از جهت نیروی انسانی و اتحاد
حدود یک میلیارد نفر مسلمانان در دنیا زندگی می‌کنند که یک چهارم کل جمعیت کره زمین را تشکیل می‌دهند و حدود چهل و هفت کشور مستقل دارند و در بسیاری کشورها هم دارای نیروی عظیم می‌باشند مثلاً هندوستان یک کشور مسلمان نیست ولی یکصد و پنجاه میلیون مسلمان دارد.

اگر مسلمانان متحد شوند هیچ قدرتی در دنیا بدون جلب رضای اینها نمی‌تواند حاکم باشد. در مجامع بین‌المللی مسلمان 42ـ45 رأی مستقل دارند که اگر هر نفرشان بتوانند یک رأی از کشورهای دیگر را به دست آورند دارای نود رأی خواهد شد.

قدرت‌های غیراسلامی وجه مشترکی ندارند که آنها را به هم پیوند دهد ولی اسلام با عنوان حبل الله رابط دینی خدا همه را به هم پیوند می‌دهد و از قطرات باران، سیل بنیان‌کن جاری می‌سازد.(14)

امکانات جغرافیایی
اسلام دارای امکانات جغرافیایی عظیمی است که با هیچ قدرتی در دنیا قابل مقایسه نمی‌باشد. خلیج فارس ـ تنگه هرمز دو طرفش در دست مسلمانان است. دو طرف کانال سوئز یک طرف جبل الطارق و عبور از اقیانوس هند بدون جلب رضایت مسلمانان ممکن نیست.

اقیانوسیه در دست مسلمانان است. در جنوب آفریقا مهم‌ترین خط کشتی‌رانی دنیا وجود دارد و اگر مسلمانان مایل نباشند عبور در آن ممکن نیست. یک طرف دریای استرات ـ یکی مدیترانه و تنگه دارانل و بسفور در دست مسلمانان است.

3. امکانات اقتصادی دنیای اسلام
وضع اقتصادی مسلمانان در حدی است که تنها در اپک حداقل چهل درصد سوخت دنیا از ناحیه مسلمانان تأمین می‌شود. اگر این امر نباشد دنیا خاموش می‌گردد. قاره آفریقا که 70 درصد آن مسلمان هستند انبار باروت اروپاست و اگر این انبار را ببندند اروپا خفه می‌شود. اپن یک‌پارچه به دنیای اسلام وابسته است.

اگر دو ماه رابطه‌اش را با دنیای اسلام قطع کند به یک جزیره سرد و خاموش تبدیل می‌شود. دنیای اسلام قابل توجه است.

دنیای اسلام بدون نیاز اقتصادی به دنیاهای دیگر می‌تواند ادامه زندگی دهد اما دنیاهای دیگر بدون دنیای اسلام نمی‌توانند ادامه زندگی دهند.

اگر دنیای اسلام با برنامه‌ریزی‌های دقیق در جهت حکومت جهانی تحت رهبری یک مصلح عادل و عالم حرکت کند آن‌وقت است که دنیا آماده ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد شد و همه آن چیزهایی را که ناممکن تصور می‌کردیم ممکن می‌شود.(15)

نتیجه
به کجا چنین شتابان
دل من گرفته زین جا

هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان

به کدام سو رو کنیم و از کدامین راه بگریزیم؟ ما که نه طاقت دوری از امام را داریم و نه لیاقت زیستن در دولت عدلش را. چون در رکاب حضرتش توانیم جنگید. یا بر قضای ناچیزش قناعت کرد؟

چگونه شب‌ها نخسبیم و سر بر خاک عبادت سائیم و روزها شهادت را در سایه شمشیرش نظاره‌گر باشیم؟

لیک در غبار این بیابان نیز نشاید نشستن و باید شتابان رفتن. خویش را صالح انگاشته‌ایم ولی از صلاح بدوریم. هم‌چنان که به گناه نزدیک.

آیا پنداشته‌ایم که امتحانی نیست؟ آیا مردمان چنین پنداشته‌اند که اگر گفتند ایمان آوردیم به حال خود رها خواهند گشت و از آزمایش نخواهند گذشت؟

(سوره عنکبوت آیه 2) به ما فرصتی داده‌اند و این آزمایش ماست. به آنان مهلت دادیم تا بر گناه خود بی‌افزایند و آنها را عذابی رسواساز در پیش است.

(سوره عنکبوت آیه 2)چه می‌اندیشیم؟ مگر نه این‌که آن‌گاه که حضرتش ظهور فرماید ما را فرمان دهد که از قرآن پیروی کنیم و رسول خدا را و جانشین‌اش علی و جانشین‌اش حسن... (سوره آل عمران آیه 178)

پس چرا امروز چنین نباشیم؟ و چرا درد غربت امام را با پیمودن راه ثقلین مرهم ننهیم. (حدیث ثقلین) اینک این راه که با خلقت آغاز شد، با بعثت به اوج رسید در غدیر جاودانه شد و می‌رود که به دست آخرین معصوم به مقصد رسد، پیش روی ماست و ما را آموخته‌اند که چگونه راهیان این راه باشیم.

امام(ع) را قدر ندانستیم و از سویش روی برتافتیم. تا چشیدیم طعم تلخ غیبت را و دیدیم تیرگی دل‌ها را. چه زیبا گفته‌اند که نبودن او گناه ماست. راستی گناه از ماست. می‌بایست به سویش می‌رفتیم ولی ماندیم... مگر چنین است که معلمی به دنبال شاگردان خویش رود تا درسشان آموزد؟ ساده‌دلان به بی‌راهه شدند.

تن‌پروران به استهزاء نشسته‌اند. دشمنان زیرک از آب گل آلود ماهی گرفتند. در این میان پاکان و صالحان به هوش ماندند. امید را دامن زدند و با تاریکی‌ها به مبارزه برخاستند و این‌که وظیفه ماست. این بار بر دوش ماست.

ما به دروغ نام منتطر بر خود نهاده‌ایم. درد‌مندانه نشسته‌ایم و می‌نگریم. دست‌هایی را که می‌کوشند یاد آسمانی رهبر روزگار را از میان برگیرند و تفکر اصیل شیعی ما را به انحراف کشانند.

مائیم که دوری ظهور را سبب شده‌ایم. پس به خود آئیم و نزدیکی قیام را از توانایی بخواهیم که کار ظهور را در یک شب سامان تواند داد. باید بدانیم کارمان بیهوده نیست. حقی است و باطلی چیرگی حق بر باطل مسلم است. اگرچه در واپسین روز هستی زمین باشد.

پس نتیجه می‌گیریم انتظار نه به آن معناست که تنها با نام امام قائم به پاخیزیم و بمانیم تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند که در انتظار شکنجه و درد از غربت امام، نیرو گرفتن دست فریب‌خوردگان نیز هست و دگرگونی و قیام نیز تا خود تغییر نکنیم خدایمان دگرگون نخواهد ساخت.

تا که ساعت ظهور فرا رسد و خویش را با دست پر منتظر یابیم که در میقات ظهور به میعاد نور آمده است. تا جاء الحق را نظاره‌گر باشد و زهق الباطل را وانتظر الفرج صباحا و مساءا (بحارالانوار

منابع
قرآن کریم
مفاتیح الجنان ـ محدث بزرگ حاج شیخ عباس قومی
گروه نشر گلستان کوثر ـ توصیه‌های حضرت مهدی(عج)
تفسیر نهج البلاغه (کلمات قصار)- علامه محمدتقی جعفری ـ دفتر نشر فرهنگ اسلامی-
اصول کافی ـ محمدبن یعقوب کلینی ـ تهران ـ دارالکتب الاسلامیه
بحارالانوار ـمحمد باقر - مجلسی ـ چاپ قدیم جلد 13 ـ چاپ حدید 54-52-51
الغیبه - محمدبن حسن - شیخ طوسی ـ- ـ موسسه معارف اسلامیه ـ 1417 قمری
فروغ تابان ولایت - محمد محمدی اشتهاردی ـانتشارت مسجد مقدس جمکران
غیبت امام زمان - محمد - صالحی آذری ـ دانشگاه مشهد
گفتارهایی پیرامون امام زمان - سید حسن - افتخار زاده - انتشارات نیک معارف
مصلح کل حضرت مهدی(عج) - علی صفائی کاشانی ـ انتشارات مفید
غم عشق - عبدالقائم - شوشتری ـ (گام‌های نخستین در مسیر سلوک) انتشارات طوبای محبت
دادگستر جهان - ابراهیم - امینی
خورشید مغرب - محمدرضا - حکیمی ـ نشر فرهنگ اسلامی
توسل به حضرت مهدی(عج) - گروه نشر گلستان کوثر
رهایی بخش - مسعود - شریعت پناهی ـ دفتر نشر آفاق

نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل