همايش هشتم (1391)
همايش هفتم (1390)
همايش ششم (1389)
همایش پنجم (1388)
همايش چهارم (1387)
همايش سوم (1386)
همايش دوم (1385)
همايش اول (1384)
اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس
ارسال مقاله

  نقش رأی و مشارکت عمومی در حکومت جهانی مهدوی

جواد مؤمنی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چكيده
تكيه بر توده مردم و احترام به رأي اكثريت، از جمله موارد مهمي است كه بیشتر نظام‌هاي سياسي و حكومت‌هاي روز دنيا از آن به عنوان پايه‌هاي اقتدار و مشروعيت نام مي‌برند؛ در واقعيت، آن‌چه اتفاق مي‌افتد، صرفاً استفاده ابزاري از اكثريت و سوء استفاده از حضور توده‌هاي مردمي در جهت توجيه قدرت‌طلبي و زراندوزي بي‌حد و حصر قدرت‌مندان است.

حكومت جهاني و ايده‌آل امام عصر(عج)، حكومتي است كه در آن، مشاركت مردمي و رأي مردم ‌به طور حقيقي، عنصر اصلي است و در فرآيند اين حكومت، ارزش، جايگاه و نقش واقعي دارد، به گونه‌ای که در اين حكومت، مردم هم زمينه ظهور را با حركت سازنده و انتظاري پويا و اميدبخش فراهم مي‌آورند و هم در تحقق و اجراي اين حكومت در كنار آن حضرت خواهند بود.

آنچه در اين نوشتار به آن پرداخته شده، همين نقش حقيقي و ويژه‌اي است كه مردم در قبل از ظهور امام عصر(عج) و در زمان حكومت آن حضرت ايفا كرده‌اند و خواهند كرد.

نتيجه آن است كه به عقيده اكثر صاحب‌نظران، با قبول وجود اعجاز و امداد غيبي و الهي در قيام و انقلاب مهدي(ع)، اجراي حكومت جهاني و گسترده آن حضرت نيازمند شركت فراگير و عميق مردم در اين امر خواهد بود؛ البته اين بدان معنا نيست كه حكومت امام عصر(عج)، مشروعيت خود را از رأي اكثريت كسب خواهد كرد، بلكه حكومت او ريشه و منبعي الهي دارد. با این حال، اين حكومت الهي به دست توده‌هاي مردمي اجرا و محقق خواهد شد.

مقدمه
نام مهدي(عج) يادآور اين حقيقت ديني است كه سرانجام روزي فرا خواهد رسيد كه ابرهاي سياه و تاريك و طوفان‌های مرگبار و سيل‌های ويران‌گر فتنه و فساد از ميان خواهد رفت، آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و گرداب‌های مخوف و هولناك براي هميشه در برابر بشر نخواهد بود، و در افقي نه چندان دور نشانه‌های ساحل نجات به چشم می‌خورد، زيرا جهان در انتظار يك مصلح بزرگ جهاني است كه با يك قيام عظيم و گسترده، همه عالم را به نفع حق و عدالت دگرگون خواهد نمود، و بشريت را از تيرگي، ‌ظلم، ‌فساد و تباهي نجات خواهد داد.

ترديدي نيست كه هر نهضت و انقلابي در صورتي امكان پيروزي دارد كه زمينه آن از هر جهت فراهم باشد و شرايط كاملاً‌ مهيا شود. نهضت و قيام حضرت مهدي(عج) هم از اين قاعده كلي مستثني نيست.

نهضت آن حضرت يك نهضت سطحي نيست بلكه يك انقلابي همه‌جانبه و جهاني است و برنامه‌ای بسيار عميق و دشوار دارد. او می‌خواهد تمامي اختلافات و پريشاني‌ها را از ريشه براندازد و همه انسان‌ها را در زير لواي توحيد و عدل گرد آورد و فضايل انساني و كمالات معنوي را در عالم بشري زنده سازد.

رسيدن به اين هدف به ‌طور حتم با تكيه بر مشاركت و نيروي توده مردم ميسر خواهد بود. درست است كه امام(ع) از پشتوانه‌ای الهي و اعجاز برخوردار است اما بدون شك در اجرا و پياده كردن حكومت خود نيازمند مردم است. در اين نوشتار به نقش مردم در دو مبحث جداگانه پرداخته شده است:

الف) نقش مردم در قيام و انقلاب مهدي(عج) و منظور نقشي است كه مردم می‌توانند با رفتار و حركات سازنده خود زمينه ظهور آن حضرت را فراهم آورند و در جهت انتظاري سازنده و اميدبخش گام بردارند.

ب) نقش مردم در اجراء و به فعليت درآوردن حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) كه مربوط می‌شود به نقشي كه مردم در تحقق حكومت جهاني آن حضرت دارند،‌ اين بخش بيشتر حول اين محور است كه امام(ع) جهت برقراري حكومت عدل جهاني و ایده‌آل خود متكي به نيروي مردمي و مشاركت آنها و نيز استفاده از علوم و تكنولوژي پيشرفته رايج آن روز می‌باشد. و رأي مردم جهت اداره اين حاكميت تأثير احترام‌آميزي دارد.

اهميت و ضرورت تحقيق
بشريت در دنياي امروز بيش از هر زمان ديگري تشنه معنويت و اخلاق است، جهان سرمایه‌داری و ايدئولوژي مادي آن با ترويج انديشه‌های خود به ‌طور گسترده‌ای انسان‌ها را از طبيعت اوليه و فطرت اصلي خود دور نموده و با رواج فرهنگ مصرف،‌ زندگي را بي‌روح و انسان‌ها را از انسانيت خود تهي و مسخ نموده است چنان كه ماركوزه جامعه‌شناسی آلماني اعتقاد دارد كه نظام سرمایه‌داری بشريت را از طبيعت اوليه خود جدا نموده و براي او طبيعت ثانويه ساخته و پرداخته است. ماركوزه می‌گويد: اين جريان [مصرف‌گرایی] بتدريج طبيعت ثانويه انساني شد... بدين سان است كه انسان تك بعدي می‌شود. (انسان تك بعدي مورد نظر ماركوزه ديگر انسان نيست).

اين انسان فقط مسائل مربوط به شكم و ديگر غرايز حيواني‌اش را ياد گرفته و اصلاً فكرش را فراموش كرده است، حتي عشقش را هم از ياد برده است.»

در دنياي امروز و در تار و پود نبره مصرف‌گرایی و طمع، انسان‌ها رفته رفته از معنويت و اخلاق دور شده و به انسان و دنياي پيرامون او با ديدي غيرهدفمندانه نگريسته و در نهايت به پوچي و سرخوردگي دچار شده اند؛ از طرفي قدرت‌مندان دنيا نيز با تحت فشار قرار دادن توده‌هاي مظلوم و بنام دموكراسي و آزادي،‌ ستمگري و غارت را از حد گذرانده‌اند.

در اين ميان آن‌چه می‌تواند اميدبخش توده‌هاي اسير پوچ‌گرايي و نويددهنده رهايي و نجات توده‌هاي دربند قدرت‌مندان باشد، معطوف نمودن افكار همه توده‌ها به سمت حكومت ایده‌آل و جهاني حضرت مهدي(عج) در آينده است كه می‌تواند بارقه اميدي براي همه آنها باشد. حكومتي مردمي كه با دموكراسي‌های دروغين امروزي كاملاً متفاوت است.

نگاهي گذرا به زندگي‌نامه امام مهدي(عج)
به سال 255 هـ. ق در سپيده دم پانزدهم شعبان در شهر سامرا پايتخت عباسيان به دنيا آمد. نامش نام پيامبر (محمد) و كنيه‌اش پيامبر (ابوالقاسم) است.
ولادتش از دشمنان پنهان ماند. زيرا كه حكومت وقت،‌ سخت در پي او بود و مشتاق يافتن و نابود ساختنش. با شهادت پدر ارجمندش در هشتم ربيع الاول 260 هـ. ق بار دشوار امامت بر دوش او نهاده شد و به فرمان حكمت آميز پروردگار. از مردم «غيبت» اختيار فرمود.

دوران غيبت او دو بخش متمايز دارد:
1. غيبت صغري يا كوتاه مدت (255 يا 260 تا 329 هـ.ق) كه در آن شيعيان از راه تماس با وكيلان و نائبان حضرتش با وي ارتباط داشتند.

2. غيبت كبري يا بلندمدت كه تا امروز ادامه يافته است و در آن راه تماس رسمي و آشكاري براي مردم وجود ندارد و بر آنهاست كه از نواب عام امام يعني فقيهان پارسا و خويشتن دار پيروي كنند.

تاكنون نزديك به هزار و صد و هشتاد سال از عمر شريفش می‌گذرد. عموم امت اسلامي عقيده دارند، كه بر اساس وعده خداوند در قرآن روزي ظهور خواهد كرد «می‌آيد بر مردم زماني كه شكم هاي آنها خداي‌شان باشد و زن‌های آنها قبله آنهاست، دينارهاي آنها دين‌شان است و شرف آنان متاع‌شان است.

باقي نمی‌ماند از ايمان مگر اسمش و نه از اسلام مگر رسمش و نه از قرآن مگر درسش. مسجدهاي آنها معمور و قلب‌هاي آنان خراب است.»

معنا و مفهوم مشاركت عمومي در حكومت جهاني مهدوي
وقتي صحبت از حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) می‌شود، حكومت ایده‌آلي با آن همه گستردگي و در دنيايي مدرن، اين سؤال پيش می‌آيد كه اين حكومت، مشروعيت خود را چگونه به دست خواهد آورد؟

آيا بر اساس دموكراسي‌های امروزين دنيا توجه به اكثريت و مراجعه به آراء عمومي مورد نظر خواهد بود، به بيان ديگر در اين حكومت همان ساز و كارهاي دمكراتيك رايج بكار برده خواهد شد يا از ساختار ديگري برخوردار خواهد بود؟

در جامعه‌شناسی سياسي قدرت مشروع بر اساس منشاء و منبع آن به سه قسم تقسيم شده است؛ اين تقسيم بندي را كه جامعه‌شناسی آلماني ماكس وبر انجام داده به سه شكل سنتي، فرهمندانه (كاريزماتيك) و قانوني می‌باشد. مشروعيت نوع اول بر اعتقاد متداول به تقدس سنت‌هايي كه از قديم اعتبار داشته مبتني است.

مشروعيت فرهمندانه بر فرمان‌برداري غير عادي و استثنايي از يك فرد با توجه به ويژگي‌هایي شخصيتي آن فرد متكي می‌باشد و مشروعيت قانوني كه بر اعتقاد به قانوني بودن مقررات موجود و حق اعمال سيادت كساني است كه اين مقررات آنان را براي اعمال سيادت فرا خوانده است.

اما «از ديدگاه اسلامي منبع ذاتي مشروعيت، حقانيت و اعتبار خداوند متعال است كه حاكميت مطلق جهان و انسان از آن اوست. هر قانون و اقتدار و سيادتي كه بدون رعايت واجبات و محرمات الهي وضع يا حاصل شده باشد بي اعتبار است... بنابراين خداوند تنها منبع ذاتي مشروعيت است».

در انديشه سياسي امام علي(ع) دولت ماهيتي الهي و مردمي دارد. مشروعيت دولت اسلامي، الهي و مقبوليت آن مردمي است. دولت حق، دولتي است كه براي معيارهاي الهي و حق و با خواست و اقبال مردم شكل گيرد و با مشاركت فعال آنان عمل كند.

در منظر امير مؤمنان(ع) دولت اسلامي شأني الهي و شأني مردمي دارد؛‌ رويي به حق و رويي به خلق دارد، همان گونه كه امام حق، يك روي به حق و يك روي به خلق دارد؛ و همانطور كه در مفهوم ولايت، ميان والي و رعيت فاصله و جدايي نيست،‌ در دولت اسلامي نيز ميان پيشواي حق و مردم فاصله و جدايي نيست.

اگر امامت را نه به ‌طور يك نظريه، بلكه به عنوان يك واقعيت جامعه اسلامي مطرح نمائيم؛ مسئله بيعت و پذيرش مردم، خود به خود يكي از عناصر تشكيل‌دهنده آن خواهد بود؛ به ويژه امامت به عنوان مركزيت و قطبيت ايدئولوژيك، در عينيت جامعه وقتي قابل فرض است كه همراه با پذيرش مردم باشد.

«اين معني به مفهوم آن نيست كه امام بدون انتخاب و يا پذيرش مردم،‌واجد صلاحيت امامت نيست؛ و يا قبول مردم از شرايط امامت است؛ بلكه به معني آن است كه بدون پذيرش از طرف مردم، امامت امام واجد صلاحيت و انتخاب شده از جانب خدا عينيت پيدا نمی‌كند».

بنابراين رأي و خواست مردم در مشروعيت حكومت دخالتي ندارد. خواسته ها و تمايلات مردم نمی‌تواند امام را از خط وحي جدا نمايد. وقتي مردم امام خويش را برگزيدند، او حركت پويايي خويش را با خواست مكتب و اراده متجلي شده در وحي تنظيم می‌كند.

«امامت به دليل برخورداري از بعد مركزيت و قطبيت (به مفهوم اعم از سياست و هدايت)، از ولايت و حاكميت ويژه‌ای برخوردار است كه جز با تفويض الهي مشروعيتي نخواهد داشت. بر اساس اعتقاد به توحيد، حاكميت تشريعي اختصاص به خداوند دارد و ولايت و حاكميت پيامبر و امام بايد از طريق وحي مشخص گردد. اين اصل در مورد همه شعبه ها و شئونات ولايت و حاكميت صادق است».

درست است كه حكومت و دولت اسلامي به لحاظ مشروعيت منبع و منشأ الهي دارد اما اين دولت زماني می‌تواند اعمال قدرت نمايد و در اهداف و برنامه‌هاي خود توفيق يابد كه پيوسته از مشروعيت الهي و مقبوليت مردمي برخوردار باشد.

«دولت اسلامي همه مشروعيت و حقانيت خود را بر اساس ويژگي‌هایي كه بايد در آن لحاظ شود، از جانب ذات اقدس الهي می‌يابد و بر اساس خواست و رضايت مردم تحقق می‌يابد و با حمايت و مشاركت مردم قدرت اجرايي و توفيق تحقق اهداف الهي و قوانين حكومتي را مطابق شريعت مقدس اسلام كسب می‌كند».

پيامبر اكرم(ص) ولايت را به ‌طور صريح از آن علي(ع) می‌داند ليكن در خصوص اعمال ولايت و به اجرا گذاشتن اين حق الهي به آن حضرت دستور می‌دهد كه تا زماني كه مردم پذيراي حكومتش نشده‌اند از بدست گرفتن قدرت حكومت خودداري نمايد و تأكيد می‌فرمايد كه اگر مردم درمورد تو اختلاف كردند، آنان را به حال خودشان واگذارد.

گر چه طبق مبناي مشروعيت الهي، خواه انتخاب و اقبال مردم باشد و خواه نباشد، ولايت براي حضرت جعل و فعليت داشت، ولي مشروعيت اعمال ولايت و تصدي آن، ‌به رضايت مردم وابسته بود. اگر مردم نمی‌پذيرفتند، موضوع اعمال ولايت تحقق نمی‌يافت و با تحقق نيافتن موضوع خطر هرج و مرج و لرزان شدن پايه‌هاي اسلام،‌ وظيفه سكوت بود. اصل ولايت،‌ هم در مرتبه انشاء و هم در مرتبه فعليت، متوقف بر نصب الهي است و با جعل و نصب، او را ولي می‌خوانند ولي جواز اعمال اين ولايت متوقف بر پيدايش زمينه‌هاي اجتماعي و استقبال عمومي است».

بر اساس مطالب گفته شده،‌ نقش و رأي مردم در حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) نه از منظر مشروعيت بخشي به اين حكومت بوده؛ بلكه نقش مردم در اين حكومت در بحث عينيت بخشي ، كارآمدي و تحقق حكومت جهاني مهدي(ع) خواهد بود؛ به بيان ديگر حكومت الهي و ایده‌آل امام عصر توسط مردم و اقبال عمومي توده‌ها به فعليت درآمده و اجرا خواهد شد.

به ‌طور كلي نقش مردم را در اين رابطه می‌توان به دو بخش عمده تقسيم‌بندي نمود:
الف) نقش مردم در قيام و انقلاب مهدي(عج) قبل از ظهور حضرت؛

ب) نقش مردم در اجرا و به فعاليت در آوردن حكومت جهاني آن حضرت (تحقق حكومت ایده‌آل امام عصر(ع).

الف) نقش مردم و مشاركت عمومي در قيام و انقلاب مهدي(عج) (قبل از ظهور)
مهم‌ترين نقش كه می‌توان براي مردم قبل از ظهور حضرت مهدي(عج) قائل بود، فراهم ساختن زمينه ظهور آن حضرت می‌باشد. حكومت ایده‌آل قائم آل محمد(ص) به دليل گستردگي و جهاني بودن آن به ‌طور حتم به زمينه‌هاي مستحكمي نيازمند است و فراهم ساختن اين زمينه‌هاي مستحكم به عهده و وظيفه مردمي است كه به اين حكومت اعتقاد قلبي دارند؛ بدين لحاظ اين نقش و وظيفه را می‌توان به صورت انتظار سازنده، ‌شناخت لازم و آمادگي رواني و حركت سازنده فعال و اميدبخش بيان نمود.

انتطار سازنده
انتظار بحث مفصلي است كه در قيام و انقلاب مهدي(عج) جايگاه خاصي دارد. در تمامي متون اسلامي روايات، انتطار به اين معني است كه افراد نبايد برخورد انفعالي داشته و بدون هيچ اقدام سازنده‌ای دست روي دست بگذارند؛ زيرا در اين صورت زندگي و جامعه آنها حالت كسل كننده و رخوت آوري بخود خواهد گرفت. بنابراين انتظار در اينجا به معني حركت است نه نشستن بيهوده.

«انسان منتطر كه ميان دو قطب يأس و اميد قرار گرفته، پيوسته در حركت پويايي است و نمی‌تواند آرام بگيرد... لازمة چشم براهي، مهيا شدن و مهيا ساختن براي ظهور است... بنابراين بايد هم خود را آماده سازد، هم اطرافيان را و هم ابزار و امكانات لازم را. اينها سه برنامه است. خودسازي، ديگرسازي و فراهم سازي».

منتظران با اخلاص، در مرحلة تربيت نفس و خودسازي به امر ديگري نيز بايد توجه كنند، توجهي عميق. آن امر، تمرين زندگي است ساده و خشن و دور از رفاه و تن آسايي، تا بدين گونه با زندگي پيشواي قيام هماهنگ گردند و تاب پيروي از فرزند علي را پيدا كنند...

بايد در انسان منتظر، روح پارسايي، پايداري، زهد و بي‌نيازي، قدرت و مردانگي، شهامت و بي‌باكي، نظامي‌گري و سلحشوري به وفور وجود داشته باشد. بر اساس روايات، انتظار فرج يكي از بزرگ‌ترين عوامل مقاومت و پايداري است.

و از آن جهت كه مسلمانان و به ويژه شيعيان را در برابر ظلم‌ها، فسادها، زورگوئي‌ها، و انواع بلاها و سختي‌ها ثابت و پابرجا نگه می‌دارد و به آنان دل و جرأت می‌دهد تا در برابر تهديدها، تطميع‌ها و سخت‌گيري هاي دشمنان اسلام خود را نبازند، و از هيچ چيز و هيچ كس نترسند و نهراسند و مقاومت و ايستادگي خود را از دست ندهند، و در عقيده خود هم چنان محكم و مستحكم، استوار و ثابت قدم بمانند.

انسان در عصر غيبت، بايد داراي شناختي درست و بصيرتي درخشان باشد.
اين انسان بايد قوه درك و شناخت را افزايش داده و پايداري خود را حفظ نمايد. او بايد معني انتظار را بداند و فلسفه انتظار را درك كند و به معناي واقعي منتظر باشد نه این‌که رخوت و سستي بر وجود او مستولي شده و بجاي فعاليت به يك شخص منفعل تبديل شود. چنان كه از امام صادق(ع) نقل شده است: هر كس امر امامت و رهبري را بشناسد، آنگاه پيش از قيام قائم از جهان برود، پاداش او مانند كسي است كه در ركاب قائم شهيد شود.»

آمادگي مردم يكي از موارد مهمي است كه نقش تعيين‌كننده‌ای در قيام امام مهدي(عج) دارد.
«چشم به راه مهدي بودن، در عقايد مردمي كه نهضت‌هاي قرن سيزدهم را در ايران به پا داشتند، مقام بلندي داشته است؛ ولي در قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادي اين عقيده راسخ‌تر و مشهورتر گشت... داستاني كه ياقوت حموي نقل می‌كند بسيار آموزنده است...

در شهر كاشان، سران شهر، هر روز هنگام سپيده دم از دروازة شهر خارج می‌شدند و اسب زين كرده‌ای را يدك می‌بردند تا قائم مهدي، در صورت ظهور، بر آن اسب سوار شود. در سبزوار به ‌طوري كه خواندمير در «روضه‌الصفا» می‌گويد:
هر بامداد و شب به انتظار صاحب‌الزمان اسب كشيدندي.

اين آمادگي و انتظار عملي در زمان حكومت پادشاهان صفوي نيز وجود داشته است به ‌طوری که پادشاهان صفوي در كاخ خود در اصفهان دو اسب با زين مجلل آماده داشتند تا اگر امام غايب(ع) ظهور نمايد بر آن اسب‌ها سوار شود.

بشر از روزي كه در بسيط خاك سكني گرفته، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت می‌باشد، و به اميد رسيدن چنين روزي قدم بر می‌دارد، از اين رو آيندة جهان روزي را در بر خواهد داشت كه در آن روز جامعه بشري، پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزيستي نمايد، و افراد انساني، غرق فضيلت و كمال شوند. البته استقرار چنين وضعي به دست خود انسان؟ و رهبر چنين جامعه‌ای، منجي جهان بشري مهدي(عج) خواهد بود. بدين لحاظ ما در دورة انتظار وظيفه خاصي داريم.

«بشناسيم همة زمينه‌هاي منفي را و موانع واقعه را و بيزاري جوئيم از آنها، و در رفع آنها بكوشيم، بشناسيم همة زمينه‌های مثبت و جالب واقعه را و ابراز علاقه كنيم به آنها، براي ظهور و جلب آنها تلاش كنيم.

خود را براي برخورد با واقعه آماده كنيم، و با واقعه تناسب دهيم و با واقعه هماهنك و هم جهت كنيم و بالاخره محو در واقعه شويم. يعني: جزء واقعه شويم و خود عامل مؤثر در بروز واقعه باشيم.»

بنابراين معلوم می‌گردد كه قبل از ظهور امام عصر(عج) اين مردم هستند كه می‌توانند با ايفاي نقش ديني و مذهبي خود زمينه را براي ظهور آماده سازند و در اين جريان مردم نقش محوري دارند چنان كه محمدرضا حكيمي در كتاب خورشيد مغرب دراين باره می‌گويد:
در پي‌گيري بحث‌هاي انتظار و غيبت، به اين نتيجه می‌رسيم، كه انتظار، يك بسيج عمومي است. مكتب تشيع علوي، در عصر انتظار، پيرواني می‌خواهد هميشه آماده و همواره در سنگر... اين آمادگي هميشگي و عمومي، جوهر اصلي انتظار است.

شناخت و آمادگي رواني مردم
علاوه بر آمادگي‌هاي گسترده‌ای كه مردم بايد قبل از ظهور حضرت مهدي(عج) داشته باشند در بعد شخصيتي و رواني نيز آمادگي را بايد كسب نموده و ذهن و روح را به نور معرفت آن حضرت نوراني نمايند و از بصيرتي كامل برخوردار شوند. اين بصيرت مربوط به وضعيت نابسامان قبل از ظهور نيز می‌شود.

«مردم جهان بايد به قدر كافي تلخي اين وضع نابسامان و بي‌عدالتي ها را درك كنند. مردم جهان بايد نارسائي و ضعف قوانين بشري را براي اجراي عدالت لمس كنند. مردم جهان بايد اين حقيقت را بيابند كه تنها در سايه اصول و پيوندهاي مادي و ضمانت اجرايي موجود و مقررات خودساخته انسان‌ها مشكل جهان حل نمی‌شود بلكه مشكلات هر روز متراكمتر و پيچيده تر می‌گردد.

مردم جهان بايد احساس كنند كه بحران‌های كنوني زائيده نظامات كنوني است و اين نظامات از حل بحران‌ها و سرانجام عاجزند. مردم جهان بايد درك كنند كه براي وصول به اين هدف بزرگ اصول و نظاماتي تازه لازم است كه متكي به ارزش‌های انساني و ايمان و عواطف بشري و اخلاق باشد؛ نه تنها اصول خشك و بي‌روح و نارساي مادي.

مردم جهان بايد به اين حد از رشد و شناخت اجتماعي برسند كه بفهمند پيشرفت تكنولوژي الزاماً به مفهوم پيشرفت بشريت و تأمين خوشبخت انسان‌ها نيست، بلكه تكنولوژي پيشرفته تنها در صورتي ضامن نيك‌بختي و سعادت است كه زير چتر يك سلسله اصول معنوي و انساني استقرار يابد و الا بلا آفرين خواهد بود و ماية ويران‌گري است.

مردم جهان بايد دريابند كه اگر صنايع به صورت بتي درآيند بر حجم مشكلات كنوني افزوده خواهد شد و به ابعاد ويراني و ضايعات جنگ‌ها وسعت می‌بخشد. اين صنايع بايد به شكل ابزاري درآيند تحت كنترل انسان‌هاي شايسته».

آمادگي مادي و حركت سازنده
علاوه بر آمادگي رواني و شناخت كافي نسبت به اوضاع و احوال جهان مردم بايد جهت اجراي جكومت جهاني امام عصر(عج) امكانات و لوازم اين حكومت را فراهم آورند و در اين جهت جنب و جوش لازم را انجام داده، دست به حركت سازنده بزنند «به حكم آية شريفة 60 سورة انفال كه می‌فرمايد:
هر نيرويي در توان داريد، براي مقابله با آنها آماده سازيد! و همچنين اسب‌هاي ورزيده. تا به وسيلة آن، دشمن خدا را و دشمن خويش را بترسانيد.

آمادگي براي حفظ و حراست از مرزهاي فيريكي و فرهنگ يك تكليف و واجب الهي است، منتهي در جبهه جنگ و نبرد نيز يكي از طريق تهيه اسلحه نظامي و در جبهه دفاع فرهنگي و اقتصادي از طريق آماده كردن ابزارهاي خاص آن و دراين جهت، عصر حضور امام با دورة غيبت فرق نمی‌كند.

بعضي از پيش‌آمدها و حوادثي كه قبل از ظهور اتفاق می‌افتد، منتظران مؤمن را بر آن می‌دارد تا بكوشند براي پاسداري از دين و ادامة حيات با سختي‌ها دست و پنجه نرم كنند و دشواري‌ها را از پيش پاي خود بردارند و ناگزير به انگيزة طبيعي براي دفاع از خود، به تهيه نيرو و ابزار آلات جنگي بپردازند و لوازم و امكانات را فراهم آورند. بنابراين يكي از ابعاد انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي و تهية ابزار و آلات جنگي مورد نياز براي قيام شكوهمند امام غايب است.

منتظران راستين وظيفه دارند تنها به خويش نپردازند بلكه مراقب حال يكديگر باشند و علاوه بر اصلاح خويش در اصلاح ديگران نيز بكوشند. زيرا برنامه عظيم و سنگيني كه انتظارش را می‌كشند يك برنامه فردي نيست؛ برنامه‌ای است كه تمام عناصر بايد در آن شركت جويند؛ بايد كار به صورت دسته جمعي و همگاني باشد، كوشش‌ها و تلاش‌ها بايد هماهنگ گردد و عمق و سعت اين هماهنگي بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهاني باشد كه انتظار آن را دارند.

ب) نقش مشاركت مردمي در اجرا و به فعليت درآوردن حكومت جهاني حضرت مهدي(عج):
مردم‌سالاري ديني
اين مطلب را می‌توان بدين طريق بيان كرد كه بعد از ظهور حضرت مهدي(عج) و تشكيل حكومت جهاني، مردم نقش اساسي در استمرار حكومت او دارند، در حقيقت امام(ع) براي اجرا و تحقق حكومت، مردم را در تمامي سطوح و جنبه هاي حكومت خود در نظر دارد، حكومت آن حضرت يك حكومت مردمي است.

او درست، مانند حضرت علي(ع)، خواست مردم را در اجراي حكومت خود در نظر خواهد داشت. مردم سالاري ديني را به عينه در حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) خواهيم داشت. درست است كه امام(ع) به مدد غيبي و اعجاز تلاش خود را جهت ايجاد حكومت بكار خواهد برد اما اين به آن معني نيست كه از مردم بي‌نياز خواهد بود بلكه اين مهم به كمك مردم انجام خواهد شد «مهدي از مردم ياري می‌طلبد.

يكي از ياران خود را می‌خواهد، به او می‌فرمايد: نزد مردم مكه برو و بگو: اي مكيان! من فرستادة مهدي‌ام، مهدي مي‌گويد: ما خاندان رحمتيم، مركز رسالت و خلافتيم، ما ذريه محمد و سلاله پيامبرانيم. مردمان به ما ستم كردند، و بر ما جفا روا داشتند، و از هنگام درگذشت پيامبر حق ما را از ما ستاندند، اكنون من از شما ياري می‌طلبم، به ياري من بشتابيد.»

غيبت امام(ع) را نمی‌توان به دوري امام مهدي(عج) از جامعه و دشواري‌های پيچيدة آن تفسير كرد، بلكه مهدي(عج) رهبري است بي‌همتا كه با شعور سرشار، دردها و آرزوهاي امت خود و پايگاه‌های مردمي خويش را احساس می‌كند و با فكر و عمل و انديشه به آنها پاسخ می‌دهد و آن، بنا به مقتضيات وضع و مصلحت اسلام است.

حكومتي از جنس مردم و نه اعجاز
درست است كه امام از امداد غيبي برخوردار است، اما پياده كردن حكومت جهاني او به پشتوانة مردم خواهد بود. وجود نيروهايي غيبي و غيرمرئي منافاتي با لزوم حضور مردم در صحنه و این‌که مهدي(عج) مردم را به حق و ياري حق دعوت می‌كند و از آنان كمك می‌طلبد ندارد. دراحاديث ائمه طاهرين(ع) به صراحت ذكر شده است كه مهدي، به هنگام ظهور، از مردم كمك و ياري می‌طلبد، و اين بدان سبب است كه هم مردمان را به راه سعادت و حق ببرد و به فيض فداكاري در راه استوار ساختن حق و عدالت نائل سازد، و هم حركت انساني و قيام جهاني را تا جايي كه ممكن است با دست خود مردم به ثمر برساند.

«در انقلاب بزرگ مهدي(عج) نيروهاي مردمي نقش دارند، نقشي عمده. درست است كه پاره‌ای از مسائل مربوط به «امام غايب»، جزو مسائل ماوراي طبيعي است؛ غيبت، طول عمر، داشتن ميراث پيامبران و... اينها مسائل عادي نيست، بلكه اموري الهي است، و مهدي خود «غيب‌الله» و «سرالله» است.

ظهور و تسلط او بر جهان، و غلبة او بر شرق و غرب عالم نيز، تا حدودي در ارتباط با همين جنبة الهي و ماوراي طبيعي است...

ليكن بايد در نظر داشت كه يك طرف قضية اين ظهور و انقلاب، انسان است. مهدي می‌آيد تا به كمك انسان و انسانيت برخيزد و دست انسان را بگيرد، و جهان انساني را پديدار سازد.»

انسان در آن جريان بزرگ نيز حضور دارد. آن هم حضور اختياري و تكليفي. و همين است كه در هنگام ظهور نيز برخي از مردم، حق را اختيار می‌كنند و در پي مهدي به راه می‌افتند، و برخي باطل را اختيار می‌كنند. و رو در روي مهدي می‌ايستند.. و انسان، در كنار مهدي، وارد صحنه می‌شود و عدل جهاني، به رهبري مهدي، و با كمك انسان‌های مقاوم و مبارز، تحقق می‌پذيرد. بنابراين اصل ياد شده، يعني نقش نيروهاي مردمي در تحقق يافتن حكومت مهدي(عج) بايد همواره در يادها باشد، تا آمادگي‌های لازم را فراهم آورد.

حضور گسترده مردم در حكومت جهاني مهدي(عج) از جنبة ديگري نيز الزام‌آور می‌شود. و آن اين است كه امام(ع) براي ايجاد، استمرار و گسترش حكومت خود و براي پياده كردن جامعه ايده‌آل مورد نظر خود.

از امكانات و تكنولوژي روز دنيا در تمامي زمينه‌ها استفاده خواهد كرد، چنانكه آيت الله شهيد سيدمحمّد صادق صدر در كتاب «موسوعة الامام المهدي» می‌نويسد كه: «حضرت(ع) تجزية بشريت را به مرزها و دولت‌ها نخواهد پذيرفت، اما در دولت حضرت(ع)، راديو، تلويزيون، تئاتر و سينما و جز آن تعطيل نمی‌شود، بلكه تصحيح می‌گردد.»

بنابراين مهدي(عج) حكومت خود را با استفاده از تمامي امكانات مدرن و تكيه بر علم و تكنولوژي روز دنيا و با كمك مردم و براساس خواست مردم، محقق خواهد ساخت و نه صرفاً با معجزه.

«اين اشتباه است اگر، تصور كنيم كه در عصر حكومت او همة اين مسائل، [ادارة شهرها، علم و تكنولوژي، سياست خارجي، جنگ و...] از طريق اعجاز حل می‌شود، چرا كه اعجاز حكم يك استثنا را دارد، و براي مواقع ضروري و مخصوصاً اثبات حقانيت دعوت پيامبر يا امام است؛ نه براي تنظيم زندگي روزمره و جريان عادي زندگي، كه هيچ پيامبري براي اين مقصد از معجزه استفاده نكرده است.»

نتيجه گيري
بنابر آن‌چه گفته شد می‌توان نتيجه گرفت كه نقش و رأي مردم در قيام و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) نقش حساس و پر رنگي است. حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) حكومتي است كه به عكس دموكراسي‌های دروغين امروزي، كه در آن فقط مردم ابزار دست صاحبان قدرت هستند.

از جايگاه واقعي و حقيقي خود برخوردار هستند. مردم در زمينه‌سازي ظهور حضرت وظايف سنگيني به عهده دارند. و در اجراي حكومت جهاني آن حضرت نيز داراي اهميت اساسي هستند.

درست است كه حضرت مهدي(عج) از نيروي غيبي و اعجاز جهت برپايي حكومت و جامعه ایده‌آل خود برخوردار است اما تحقق، اجرا و استمرار حكومت جهاني آن حضرت جز با مشاركت مردم و همياري آنها انجام نخواهد پذيرفت؛ امام با تكيه بر نيروي تودة مردم و با استفاده از امكانات علمي و تكنولوژي روز، حكومت عدل خود را در جهان گسترش خواهد داد؛ و نكته آخر این‌که مشروعيت حكومت حضرت(ع) ريشه‌ای الهي دارد و رأي اكثريت در اين مشروعيت نمی‌تواند نقش اساسي داشته باشد. در حقيقت مشروعيت حكومت را از خداوند دريافت می‌كند ليكن در كار آمدي و اجرا به مشاركت و رأي مردم متكي است.

فهرست منابع و ماخذ
1. حسین ابوالحسن تنهايي، درآمدي بر مكاتب و نظريه‌هاي جامعه‌شناسی، نشر مرنديز، گناباد 1374.
2. محمّد بهشتي، اديان و مهدويت، انتشارات مرآتي، تهران 1344.
3. محسن كديور، نظريه‌هاي دولت در فقه شيعه، نشر ني، تهران 1378.
4. مصطفی دلشاد تهراني، دولت آفتاب، خانه انديشه جوان، تهران 1377.
5. عباسعلی عميد زنجاني، فقه سياسي، انتشارات اميركبير، تهران 1366.
6. گروهي از نويسندگان، حكومت علوي، (بنيان‌ها و چالش‌ها)، دبيرخانه مجلس خبرگان، تهران 1381.
7. حسین تاجري، انتظار بذر انقلاب، انتشارات بدر، تهران 1358.
8. اسدالله هاشمي شهيدي، ظهور حضرت مهدي(عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، انتشارات مسجد جمكران، قم1380.
9. علامه مجلسي، بحارالأنوار. ج52.
10. ای. پ پطروشفكي، نهضت سربداران خراسان، ترجمه كريم كشاورز، انتشارات پيام، تهران.
11. رجبعلی مظلومي، در مسير نور تا خورشيد، چاپخانة افست، تهران 1366.
12. محمّدرضا حكيمي، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران 1377.
13. ناصر مكارم شيرازي، مهدي انقلابي بزرگ، انتشارات هدف، قم 1356.
14. آيت‌الله صافي گلپايگاني، گفتمان مهدويت، انتشارات مسجد جمكران، قم 1377.
15. اديب عادل، زندگاني تحليلي پيشوايان ما، مترجم اسدالله مبشري، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران 1369.
16. كتاب ماه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شماره 84 ـ83، شهريور و مهر 1383.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل