اطلاعات همایش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس

  جامعه منتظر جامعه ای است که تمام مناسباتش بر مبنای اسلام باشد

سومین پیش نشست تخصصی همایش دکترین مهدویت برگزار شد (بخش دوم)

به گزارش کمیته اطلاع رسانی همایش بین المللی دکترین مهدویت، بخش دوم گزارش کامل پیش نشست سوم پنجمین همایش بین المللی دکترین مهدویت به شرح ذیل می باشد:

دکتر سعید اصفهانیان، استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: اول بحث خدا را شاکریم که به برکت نظام جمهوری اسلامی مجالی پیش آمد که این بحث‌ها مطرح شود نعمت سلامت و امنیت دو نعمت مشهود و بزرگ است هر چند که این بحث‌ها را دیر شروع کردیم اما ابتدا باید شروع این کار و خدا را برای آن فرصتی که به ما برای شروع این کار عطا کرده است بسیار باید شاکر باشیم.

وی افزود: ابتدا از تعریف فرهنگ شروع می‌کنم. عنوانی که دوستان انتخاب کرده اند عنوان بسیار کلیدی است اما ما چه تعریفی از فرهنگ داریم که می‌خواهیم به حسب آن برنامه اعمال کنیم اگر بالغ بر 50 تعریف از فرهنگ داشته باشیم که بزرگان ذکر کرده اند، و با آن تعریف زیبایی که آقای ذوالفقار زاده گفتند پیشینه و خاستگاه فرهنگ را گذشته می‌دانیم که این جا یک چالش به وجود می‌آید آیا این حرف درست است که انبیای گذشته فرهنگ را مبتنی بر آینده حرکت داشته اند پس ما باید یک نگاه مجددی به فرهنگ باید بیاندازیم. اعتقاد چیزی نیست که به فرهنگ بیانجامد فرهنگ محصول ایمان است. هرکسی برای خودش اعتقادات زیادی دارد اما آنچه قرآن روی آن تاکید دارد ایمان وعمل صالح است و ایمان هم نشانه هایی دارد. العلم و العمل مقرونان ایمان باید به عمل کشیده شود تا نشان ایمان بودنش ظاهر شود. فرهنگ محصول ایمان است ولی من می‌خواهم اینجا یک نکته را یاداور شود به تعبیر امام راحل(ره) و محققان بزرگوار در دین سه حوزه مختلف و البته مرتبط با هم می‌بینیم سه حوزه ای که در تفکر فقه اکبر و فقه اصغر می‌بینیم فقه اصغر یعنی آن چیزی که ما وجهه همت خودمان کردیم. در این هزار و چندین سال و در حوزه فقه اکبر یعنی با دو شاخصه مهم اخلاق و ایمان انگیزه‌های کار کردنمان کمتر بوده و کار جدی نداریم اگرچه به همت دوستان و فرمایشات مقام معظم رهبری دانشگاه اخلاق می‌خواهیم راه بیاندازیم ولی هنوز کار نکرده ایم و در ابتدای راهیم و حوزه فقه اکبر قواعد خاص خودش را می‌طلبد و این گونه نیست که با تمام قواعد فقه اصغر بتوانیم در فقه اکبر ورود پیدا کنیم.

وی ادامه داد: اخلاق و ایمان قواعد خاص خود را می‌طلبد ما در ابتدای راهیم. می‌خواهم این را عرض کنم که اگر ما بتوانیم راهکارهای فرهنگی را ترسیم کرده و به سمت اش حرکت کنیم ابتدا باید بیاییم در حوزه ایمانیات عمل اخلاقیات وفقه مهدوی ورود کنیم و کار کنیم شاید فقه مهدوی الان زیاد به کار ما نیاید مثلا این که قاعده ارث در زمان ظهور به چه شکل خواهد بود که این الان به کار ما نمی‌آید. اما اگر زمانبندی کنیم و متوجه شویم که در چه مقطعی هستیم اینجا می‌توانیم دقیق‌تر حوزه ایمان واخلاقی که مورد نیاز ماست را شناسایی کنیم؛ ببینید ما الان هزار و اندی سال از صدر اسلام را می‌گذرانیم اما شرایط امروزمان بعد از انقلاب چگونه است امروز باید چه زمینه ای بسازیم پیش از انقلاب ما زمانی که ندای امام خمینی(ره) را می‌شنیدیم که حرکتی را شروع کردند بنده جوان خام آن روزگار می‌شنیدم که بزرگی می‌گفت که این حرکت امام مخالف اسلام است که امام در سخنرانی 15 خرداد گفتند که بنده جواب این خون‌ها را می‌دهم آن موقع یک حرکت کردیم در حوزه فرهنگ سازی امروز ما باید مقطع را بشناسیم و یک حرکت جدید انجام دهیم در حوزه معرفت و در حوزه اخلاق.

وی اظهار داشت: ما یک آیه ای را در مورد شناخت مقطع امروز زمانی رویش مطالعه و سرمایه گذاری کردیم آیه 65 سوره انعام «بسم الله الرحمن الرحیم، قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذاباً من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعاً و یذیق بعضکم بأس بعض انظر کیف نصرف الآیات لعلهم یفقهون»(9) و مجموعه روایات این آیه که وقتی مطالعه کردیم دیدیم که ظاهرش این است که عذابی می‌خواهد بیاید اما زمانش از صدر اسلام تا الان نبوده فرمایشات علامه طباطبایی را مطالعه کردیم که در دیدم ایشان به 9 دلیل اشاره کرده اند که تفسیر و تاویل این آیه به آینده است بعد روایات را احصا کردیم دیدیم هفت نوع روایات از پیامبر اکرم(ص) امام باقر(ع) و امام صادق(ع) از تاویل این آیه به آخرالزمان طرح شده است. ما به دنبال این بودیم که در چه مقطعی از زمان مهدوی هستیم که الان کی است گذشته چه بوده و به کجا می‌خواهیم برسیم خوب اگر ما می‌خواهیم در حوزه معرفت و اخلاق معرفت سازی کنیم باید مقطع خودمان را خوب شناسایی کنیم که نکند کاری الان می‌خواهیم انجام دهیم که مربوط می‌شود به مقطع زمانی قبل از انقلاب و یا صد سال آینده و حلقه‌های مفقوده تا صد سال قبل را نمی‌بینیم. در این آیه خداوند خودش را قادر معرفی می‌کند در تحقق چهار واقعه بزرگ که در آن تحولات عظیم در طبیعت مطرح و وقتی رجوع می‌کنیم به فرمایشات ذیل آیه می‌بینیم که پیامبر اکرم(ص) تحقق این چهار واقعه را بعد از یک تحولات شدید فرهنگی در جامعه اسلامی طرح می‌کند که اگر نماز و امر به معروف چنین و چنان شد این اتفاقات می‌افتد، «توقعوا الریح الحمراء»(10) و موارد دیگر مثل الخصم و الدخان و یقتل بعضکم بعضا در تاویل این آیه. حالا آیا ما می‌توانیم تحولات شدید فرهنگی را که ما می‌توانیم بگویم اگر چنین و چنان شد این تحولات روی می‌دهد را بر این هزار و اندی ساله بار کنیم یا این که بخشی از این سال‌ها ممکن است نشانی از این تحولات فرهنگی باشد. ما به این نتیجه رسیدیم که ممکن است تحولات شدید فرهنگی را در جهان از زمان آقای کندی ببینیم که بشر در این مقاطع یک سیر قهقرایی را به سمت آزادی‌های جنسی و موضوعات دیگر پیدا می‌کند اگر سینمای غرب حاکی از فرهنگ مقاطع زندگی در آن جامعه باشد شما آثار سینمای غرب را مطالعه کنید مثل چارلی چاپلین، لرر هاردی و هارول لوید را می‌بینید که در زمان آن افراد سینمای غرب یک سینمای دریده ای نیست مثل امروز سینمای غرب در حال حاضر یک سینمای دریده است که متاثر آن فرهنگ است و در جامعه ایران از زمان رضا خان. اگر این تصویر و تعبیر درست باشد به تعبیر بعضی از دوستان و بزرگان ما مقطع اول آخرالزمان را طی کردیم.

وی گفت: به تعبیر برخی مورخان بالغ بر 250 نشانه آخرالزمان واقع شده است به تعبیر عده ای 800 و اندی و به تعبیر برخی دیگر مثل آيت الله ناصری همه نشانه‌ها ظاهر شده است. اگر فرمایشات این دوستان درست باشد ما مقطع اول آخرالزمان را طی کردیم و یا در آستانه مقطع دوم آخرالزمان هستیم و به تعبیر دکتر همایون در آستانه مقطعی هستیم که طبیعت به عمل انسان پاسخ دهد نمی‌دانیم چه زمانی است ولی در آستانه آن هستیم.

وی افزود: مساله دوم این که به تعبیر استاد پورسیدآقایی ما می‌خواهیم به اضطرار و معرفت به ولی برسیم که یک محصول است حال با چه راهکارهایی به این نتیجه برسیم دامن زدن به این مطلب که ما داریم به مرحله واکنش طبیعت برسیم بدون دادن راهکار نتیجه ای جز افزایش نگرانی‌ها ندارد. من بحث را می‌برم به بحث اخلاق و ایمان که با توجه به شرایط زمانی فعلی که بسیار مهم است، زیرا با بررسی برخی فعالیت‌های گروه‌های مهدوی که می‌بینیم آنها بیشتر موضوعی وارد شده اند بدون لحاظ کردن زمان شما مواجه می‌شوید با نقشه شهرداری با 90 لایه خوب چگونه می‌توانیم آن را مطالعه کنیم مثل این است که ما موضوعاتی را جداگانه بررسی می‌کنیم بدون در نظر گرفتن زمان آن موضوع مشخص است که چیزی متوجه نمی‌شویم. بنابراین ما نیاز داریم در دوره غیبت به طور عام و در مقطع بعد از انقلاب در این مقطع چه کنیم و کدام مقطع منجر به ایجاد این تحولات می‌شود نباید همه آیات و روایات را یکجا و در یک مقطع دید و تقدم وتاخرش را با توجه به زمان لحاظ کنیم.

وی خاطرنشان کرد: یک نکته ای هم بگویم که ما در نظام قرآنی تقسیم بندی افراد را به «السابقون و اصحاب یمین و اصحاب شمال» می‌بینیم اصولا برای ما شیعیان و محبان اهل بیت(ع) در تفکرات و اعتقاداتمان ائمه اطهار هادیانی هستند برای ما انبیا هادیانی برای گذشته ما. آیات آخر سوره بقره را می‌خوانیم «لقد کان في قصصهم عبرة لاولي الاباب»(11) به آن اعتقاد هم داریم ولی ایمان نداریم. بنده می‌خواهم عرض کنم که ما چرا در بحث مهدویت به سراغ درس‌های مهدویت برای رسولان نرویم این را می‌توانیم اثبات کنیم «بسم الله الرحمن الرحیم ولقد ارسلنا موسی بایاتنا عن اَن اخرج قومک من الظلمات الی النور و ذکرهم بایام الله»(12) اساسا ارسال موسی با 10 آیه برای خروج قوم موسی از ظلمت به سمت نور و تذکر به ایام الله است. موسی(ع) به عنوان یک پیامبر اولی العظم 10 معجزه می‌گیرد که چه کار کند؟ قومش ولایت گر باشند و متذکر به ایام الله کن آنها را. حال ایام الله یعنی چه؟ حداقل 6 یا 7 روایات از ائمه در ذیل این آیه داریم که درباره ارتباط ایام الله به آینده از جمله ایام الله یعنی «یوم الکرة و یوم یقوم القائم و یوم القيامة»(13) پس سه مقطع جدی و بزرگ در آینده داریم.

وی افزود: امام صادق(ع) و امام باقر(ع) این آیه را توضیح می‌دهند . موسی(ع) به عنوان پیامبر اولی العظم وظیفه داشت در ولایت گری قوم به این سه مقطع. موسی(ع) باید تبیین جدی داشته باشد باید توان داشته باشد که همان 10 معجزه است با این قدرت باید قوم را از ظلمت برهاند و به ایام الله متذکر باشد و ادله متعدد دیگر، موسی(ع) فقط با بهشت آشنا نیست با این مقاطع هم آشنا است ما چرا موسی و ابراهیم و یوسف(ع) را از این مقطع نگاه نکنیم. اساسا ماجرای این بزرگان تذکره است یعنی گذشته را ببینید برای طرح آینده. عجیب است وقتی امام صادق(ع) می‌فرماید خضر نبی در همان روایت که امام مثل ابر بهار گریه می‌کند که اگر حضرت را ببینم که ما از بعد از انقلاب معمولا به همین بسنده کردیم در آن روایات مبانی معرفتی مهدویت را مطرح می‌کنند که خضر حجت قرارداده شد برای امام عصر. این نبود ماجرایی داشت. حال امروز ما مطالعه کنیم و نتیجه ای بگیریم ماجرای او برای احتجاج بحث غیبت امام عصر(عج) بود خداوند این را در ماجرای خضر قرار داد خداوند بر اساس نقشه آینده چیزی را در مسیر تعبیه کرد.

وی گفت: این مسیری که جهت فرهنگ را آینده بدانیم و زمان خودمان را تشخیص بدهیم و سوم وقتی به سراغ راهکار می‌آییم حوزه ایمان و اخلاق را جدا و مطالعه کنیم و چهارم شاخص‌های بزرگان و نخبگان بشر را در مورد مهدویت مطالعه کنیم. بنده الان برایم مهم است که خواب امام را ببینم و یا امام را در بیداری زیارت کنم. حال انبیای بزرگ ما چگونه بودند، «و ان من شیعته لابراهیم انه ...»(14) یعنی او دارای قلب سلیم بود حالا ابراهیم با کلاس خودش وقتی با انوار عرشی اهل بیت(ع) آشنا می‌شود که این روایات از پیامبر اکرم(ع) و امام صادق(ع) است، خداوند حجاب عرش را کنار می‌زند نوری را می‌بیند وسوال می‌کند که پیامبر می‌فرماید نور محمد(ص) در کنار این نور نوری می‌بیند که با آن نور متفاوت است که خدواند می‌فرماید نور امیرالمومنین(ع) است در کنارش دوباره نوری می‌بیند که نور فاطمه(س) بود پشت اینها دو نور حسنین(ع) را می‌بیند پشت این پنج نور نوری می‌بیند که اهل بیت(ع) بودند بعد انواری می‌بیند پراکنده در فضا که محبیهم و شیعتهم بودند اینجا موضوع را در می‌یابد و دعا می‌کند که خدایا مرا از شیعیان قرار بده. البته ظاهر روایت به نوح(ع) می‌خورد ولی به فرمایش امیرالمومنین(ع) این روایت به شیعیان امام علی(ع) مربوط می‌شود و شیعیان و محبین اهل بیت از جمله شیعیان مهدی(ع). ابراهیم با این کلاس آشنا است مگر می‌تواند این را ترک کند.

وی اظهار داشت: نکته چهارمی که عرض کردم این است اگر قرار هست راهکار فرهنگی ارایه کنیم چرا ملاک را اصحاب یمین بگذاریم. «ثلّة من الأولین* و قلیل من الاخرین»(15) چرا برای ارایه راهکار فرهنگی آن عده قلیل یاران حضرت را به عنوان شاخص در رفتار نگیریم و بعد انبیا و رسل را به عنوان ملاک نگیریم. بنده اگر بگویند که هدف من قله باشند شاید بتوانم چند قدم بردارم اگر هدف ما السابقون و اهداف و راهکارشان ان شاءالله در اوج اصحاب یمین حرکت کنیم ولی اگر هدف نظام جامعه منتظر را اصحاب یمین بگذاریم ما واقعا انتظار داریم جامعه مان زمینه ساز باشد؟ این امکان ندارد. امام راحل هدف را السابقون گذاشت که جامعه در مقابل مخالفت‌ها سست نشد و سه برنامه را برای زمینه سازی ظهور چیدند به تعبیر آقای عسگر اولادی که مرحله اولش پی ریزی انقلاب اسلامی در سال 42 بود اگر اصحاب یمین می‌گذاشت موفق نمی‌شد.

سپس حجت الاسلام والمسلمین هادیزاده از محققان پژوهشکده مهدویت در سخنانی عنوان داشت: نکته اصلی که ما با آن مواجه هستیم که در جامعه ای که در آن به سر می‌بریم و آشکار است این است که ویژگی‌های جامعه مطلوب از نگاه اولیای ما محقق نیست ما در این جامعه ای که انقلاب اسلامی در آن به وقوع پیوسته و 30 سال هم گذشته و امام و مقام معظم رهبری تلاش‌های فراوانی در این راستا انجام داده اند و تلاش‌های فرهنگی فراوانی هم شده است اما هنوز این جامعه با جامعه شیعی مورد نظر امام زمان(عج) فاصله زیادی دارد. شاید پس از گذشت این 30 سال جای تامل باشد که به دنبال راهکارها و راهبردهایی باشیم که جامعه امروز با جامعه ای مورد خوشنودی حضرت است را فاصله اش را کم کنیم و جامعه امروز را سوق بدهیم به این سمت. ما این فاصله را مشاهده کردیم.

وی گفت: گام اول برای برداشتن این فاصله برنامه ریزی است. برای برنامه ریزی گام اول اندیشه است واین اندیشه از این جهت مهم است که اهداف ما گاهی در اندازه بنگاه‌های تجاری و اقتصادی است در اینجا می‌خواهیم روی یک سری راه‌های شناخته شده و تجربه شده به آن هدف برسیم ولی در اینجا مساله این است که هدفی که داریم برای مان عملا مشخص نیست یعنی آن جامعه ای که اگر تحقق پیدا کند زمینه‌های ظهور فراهم می‌شود را هنوز به خوبی نمی‌شناسیم و راه شناخت این جامعه بررسی‌های جامعه شناسانه جامعه امروزمان نیست همان طور که برخی دوستان اشاره کردند منبع اصلی این شناخت منابع وحیانی است یعنی ما باید این منابع را شناسایی کنیم و ببینیم که آن جامعه ای که ولی امر می‌تواند با شرایط آن جامعه اهداف خود را عملی کند چیست. از این رو آمدیم این بحث را مطرح کردیم که اگر بخواهیم زمینه سازی کنیم آن جامعه باید تحقق پیدا کند این جامعه هم یک جامعه دینی و ولایی شیعی است ولی نکته ای که می‌خواهیم رویش دست بگذاریم؛ این جامعه از جوامع دینی است رابطه و نسبتی است که این جامعه با امام و ولی خودش دارد که این، رابطه انتظار است اگر از بین اوصافی که برای جامعه دینی و منتظر مطرح شد یا ویژگی‌های عامی که مطرح شد از بین اینها روی این نکته تاکید شده برای این است که نسبت این جامعه با ظهور ولی خودش را می‌خواهیم در نظر بگیریم و روی این نکته حرکت کنیم.

وی افزود: آن نسبتی که در روایات آمده است و از ما خواسته شده به آن عمل کنیم انتظار است. یعنی جامعه باید به سمتی برود که بشود به آن گفت جامعه منتظر. حالا بحث ما همان گونه که حاج آقا به آن اشاره کردند از اینجا شروع می‌شود که جامعه منتظر چگونه جامعه ای است. در اینجا اشاره کنیم که جامعه ترکیب شده است از افراد نهادها و روابطی اگر ما بخواهیم به سمت آن جامعه حرکت کنیم در گام اول باید افراد دگرگون شوند و این دگرگونی در افراد دگرگونی در روابط و جامعه را به دنبال خواهد داشت واین سیر را اگر بخواهیم طی کنیم و افراد را دگرگون کنیم این دگرگونی از اندیشه شروع می‌شود تا اندیشه فرد تغییر نکند عشق و علاقه‌ها و محبت‌های او دگرگون نمی‌شود و تا این محبت‌ها دگرگون نشود رفتارها و روابط تغییر نمی‌کند اگر حاج آقا پورسیدآقایی روی این مطلب تاکید داشتند سرنخ اش این مساله است. منتها این تغییر را هم دقت باید داشته باشیم که روش و وسایلش را هم باید از وحی بگیریم این جور نیست که بنشینیم و با خود بگوییم که اگر می‌خواهیم در جامعه تغییری به وجود بیاید از اینجا شروع کنیم و چون فلان مکتب روانشناسی این گونه می‌گوید باید از اینجا شروع کنیم. نه، اهداف مختلف روش‌های مختلفی را به همراه می‌آورد اگر اهداف ما همان علوم تربیتی غرب باشد می‌توانیم آنها را لحاظ بکنیم ولی در اینجا این طور نیست. البته این به این معنا نیست که از این روش‌ها چشم پوشی کنیم و مطالعه نداشته باشیم. ما از همه تجربیات بشری استفاده می‌کنیم اما فراموش نکنیم که ما بشر را به گونه دیگر در جایگاه دیگری تعریف می‌کنیم و مقاصد دیگری را برایش تعریف می‌کنیم و این مقاصد و روش‌ها احکام و مسوولیت هایی را به دنبال خودش می‌آورد یعنی این که حتی مقصد اگر روشن شد ما نمی‌توانیم بگوییم که خوب حالا اگر مقصد این است با هر روشی برویم یا اگر روش روشن شد این روش را با هر شکلی که خواستیم به کار ببریم و از احکام چشم پوشی کنیم همه اینها باید متکی به وحی باشد.

وی گفت: حال اگر مشخص شد که چرا ما به سراغ چنین موضوعی آمدیم «جامعه و دولت زمینه ساز رسالت‌ها و راهبردها» که نکته اش به طور خلاصه این شد، فاصله جامعه مطلوب بعد از گذشت 30 سال از انقلاب با جامعه مورد توقع اولیای ما. نکته دوم این است که جامعه منتظر اگر تعبیر کردیم به این دلیل بود که نسبت این جامعه با ظهور چیست آنی که در روایات بسته شده یعنی این که ما به سمتی برویم که زمینه‌های ظهور را فراهم کنیم. نکته سوم این بود که روش را هم ما باید از وحی بگیرم زیرا نگاه وحیانی به انسان و نگاه انسانی به انسان کاملا متفاوت است یعنی اهدافی که نگاه آسمانی به انسان دارد و اهدافی که نگاه انسان به انسان‌ها دارد متفاوت است در نتیجه روش‌ها هم با هم مقاوت خواهند بود. حالا اگر از این نکات بگذریم به این نکته می‌رسیم که برای طی این جامعه چه باید کرد اینجا بحث راهبردها مطرح می‌شود که راهبردها هم در فراخوان همایش چند محور برایش آمده است که این نشست در جهت تبیین و به چالش کشیدن یکی از راهبردها به عنوان راهبرد فرهنگی است.

وی افزود: انتظار ما این است که از جمع اندیشمندان بهره مند شویم در این حوزه که اگر می‌خواهیم برای رسیدن به جامعه منتظر از بعد فرهنگیش چه راهبردی را تعیین کنیم البته این را قبول دارم که باید از مطالعات حوزوی انتظار داشت یعنی جامعه منتظر را که گفتیم منبع اش وحیانی است باید از روایات و آیات استخراج کرد که اوصافش چیست که اوصاف را که می‌گویم فقط اوصاف فردی نیست بلکه در روایات ما روابط خاصی حاکم است. بعد که شاخص‌های این جامعه مشخص شد باید روش را هم از وحی بگیریم این هم باید از مطالعه گران حوزوی انتظار داشت. حالا تجربه اینجا به ما کمک می‌کند که بحث طرح و برنامه ریزی و راهبردسازی مطرح است حالا ما می‌خواهیم ببینیم که اگر بخواهیم در این بخش حرکت کنیم چه کمکی از دوستان ساخته است با توجه به تخصصی که دارند با ما همکاری و همفکری کنند. آن بخشی که در حوزه مطالعات حوزوی دارد با ما البته دوستان در این بخش هم دارای مطالعات خوبی هستند، آن بخشی را که مربوط به مطالعات راهبردی و برنامه ریزی راهبردی است از تجربه دوستان استفاده کنیم.

پورسیدآقایی در ادامه گفت: در این قسمت اگر بنا شد ما راهبردی را طراحی کنیم برای رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب آن چیزی که در همه راهبردها مشترک است همین بررسی شرایط محیطی است که خواسته شما را تامین می‌کند یعنی اگر گفتیم راهبرد طراحی کنیم این که در چه شرایط زمانی و مکانی هستم اینکه چه امکاناتی دارم و چه فرصت‌ها و تهدیدات واز آن طرف چه نقاط ضعفی دارم مطرح است واینجا مشخص می‌شود حالا با ملاحظه اینها و با توجه به چشم انداز راهبرد من است که به سمت هدف مطلوب و وضع مطلوب برسم که البته این مساله کاملا عقلانی و عقلایی است.

وی افزود: به هر ترتیب من مخالف نیستم که تعریف فرهنگ را نکنیم ولی معتقدم برخی از اینها را می‌توانیم به عنوان پیش فرض بگیریم این هم که فرهنگ رو به نگاه آینده دارد با آن که اگر می‌خواهیم کار فرهنگی کنیم از کجا آغاز کنیم اینها نباید با هم خلط شود نگاه به آینده نگاه به مقصد انسان است اما همین انبیا الهی وقتی می‌خواهند کار فرهنگی کنند و تحولی در نگرش در اعتقاد مردم شکل دهند که عشق و علاقه و ایمانی در او شکل بگیرد البته اعتقاد همان ایمان است یعنی «هل الدین الا الحب و البغض و یا هل الایمان الّا الحب و البغض»(16) همین است یعنی با همین معرفت محبتی در تو شکل می‌گیرد که این محبت به عمل می‌انجامد البته شاید اینها را به راحتی نتوانیم از هم تفکیک کنیم اما می‌شود این نگاه را داشت که وقتی می‌خواهم تحولی ایجاد کنم از کجا آغاز کنم غیر از این که باید تحولی در نگاه تو اندیشه و رفتار تو ایجاد شود و وقتی اندازه‌های تو را نشان دهند آن وقت می‌بینی که به کمتر از قرب به پرودگار نباید راضی باشی حتی به بهشت و جهنم هم قانع نیستی. این نکته را به این جهت عرض می‌کنم که برای استفاده بیشتر از دوستان و این جلسه کسانی که در زمینه راهبرد تخصص دارند و به طور خاص برای طراحی راهبرد طرحی آماده کردید و یا به این برنامه ریزی ما انتقادی دارید این بحث‌ها را مطرح کنید تا ما به آن مقصودمان که طراحی راهبردهای فرهنگی مان است بیشتر نزدیک شویم.

دکتر مصطفی ادیب، استاد دانشگاه و رییس پژوهشکده مطالعات راهبردی فرهنگ نیز اظهار داشت: اول برمی گردیم به این که اساسا به آن نگاهی که دوستمان در خصوص فرهنگ عام و فرهنگ خاص داشتند یک بحث جدی داریم اساسا فلسفه وجودی و خاستگاه انقلاب اسلامی حوزه فرهنگ به معنای عام خودش است و خود انقلاب اسلامی ان شاالله بسترساز و زمینه ساز ظهور خواهد بود. منتها در فرمایش حاج آقای پورسیدآقایی در اول جلسه بود که ما خیلی نمی‌خواهیم انتزاعی و نظری بحث کنیم دنبال راه هایی هستیم که ما را به هدف نزدیک‌تر کند با آن موضوعی که حاج آقا گفتند من می‌خواهم این نکته را یادآوری کنم که شما در بحث جامعه وارد می‌شویم این جامعه مولفه‌های چهارگانه دارد و نمی‌شود که شما به مولفه فرهنگ توجه کرده و از دیگر مولفه‌های آن غافل شوید. گر چه همان گونه که عرض کردم خاستگاه انقلاب اسلامی فرهنگی است ولی یک حقیقت تلخ را باید مرور کنیم و آن این مطلب است که بنده اغراق می‌کنم که در عمر با برکت انقلاب اسلامی به این عرصه توجه زیادی نشده است این درحالی است که به عرصه اقتصاد و سیاست توجه شده است ولی به عرصه فرهنگ به عنوان یک شاکله جدی توجه خاصی نشده است.

وی اظهار داشت: یکی از گیرهای ما همین است که خاستگاه اصلی انقلاب اتصال به آن وعده است، 30 سال از انقلاب می‌گذرد حال سوال اینجاست که چقدر روی افزایش شعور و آگاهی مردم نسبت به این مساله تلاش کردیم. می‌خواهم توجه شما را به این مساله جلب کنم که جامعه چهار ستون دارد یکی از ستون هایش در جامعه منتظر فرهنگ است ولی در انقلاب اسلامی خیمه اساسی فرهنگ است ولی ما غفلت کرده ایم. وقتی صاحب نظران و اندیشمندان در این حوزه صحبت می‌کنند از تمام حوزه‌ها صحبت می‌نمایند چون فکر می‌کنند که این حوزه در تمام اینها نهفته است و وجود دارد ولی به واقع باید عرض کنیم که موضوع فرهنگ را به مفهوم عامش در این نگاه و انتظارات فرهنگ به معنای خاص را در این 30 سال برآورده نکردیم.

وی خاطرنشان کرد: نتیجه بحث من است که من عناوین را که دیدم تقسیم بندی شما خوب است ولی ارتباط این حوزه راهبردهای فرهنگی شما باید با حوزه راهبردهای سه گانه شما ملموس‌تر باشد این نیست که کسی اگر می‌خواهد راهبردی تنظیم می‌کند برای یک کار فقط بیاید حالا در بحثی که دوستان تغریبا یک ساعتی از نشست به آن سپری شد که بالاخره اصالت با فرد است یا با جامعه و ما در این حوزه توجه مان به کدام بخش باشد بالاخره در این جامعه شما بخشی از جامعه به مفهوم جامعه را منظورتان هست ولی حالا شاکله جامعه که داریم می‌گوییم ماهیت کارکردهای سیاسی فرهنگی و اجتماعی منظور نظر هست که اینها آیا با هم یکسان سازی می‌شود یا نمی‌شود که به طور جدی در این دولت زمینه ساز مورد توجه ماست. اگر با این زاویه به مطلب نگاه کنیم فکر می‌کنیم باید برگردیم به حالا دوستان اشاره کردند به تعالیم انبیا و رسل می‌خواهم عرض کنم که اگر نگاهی به آموزه‌های امام هم نظر بیاندازیم می‌بینیم که در این مسیر است. مگر این نیست که ایشان همان روش و منش انبیای عظام را داشتند من حالا نمی‌خواهم به فرمایش دوستمان آقای ذوالفقاری برگردم چون اینجا جای این بحث نیست گر چه آن بحث هم باید موشکافی و مشخص شود که اصلا رویکرد فرهنگ به گذشته است یا آینده ولی می‌خواهم این را عرض کنم که تا گذشته پایدار نداشته باشیم آینده استوار نمی‌توانیم ایجاد کنیم. مثال‌های آقای اصفهانیان هم در این جهت بود که همان نگاه و تکیه گاه پایدار بود که کارها و اهداف انبیا را استوار گردانید. با این نگاه اگر به سمت رویکردهای فرهنگی برویم فکر می‌کنم که می‌توانیم یک روش و متد خوبی را در بحث راهبردهای فرهنگی داشته باشیم.

دکتر سیدمحسن پورسیدآقایی هم در این نشست گفت: من فقط یک سوال دارم اولا این مساله ای که گفتید کار حوزه است و مطلبی که جناب هادیزاده گفتند خیلی مطلب مهمی است که اول ما باید هدف را بشناسیم و بعد برای آن راهبرد بریزیم. آیا این هدف روشن شده است آیا مشخص کردیم که جامعه قبل از ظهور شبیه جامعه بعد از ظهور است یا جامعه بعد از ظهور ضد جامعه قبل از ظهور است. یعنی اول فساد بر و بحر را در برمی گیرد و در زمان ظهور جامعه یک دفعه متحول می‌شود و یا این که جامعه قبل از ظهور یک مدل کوچکی است از جامعه پس از ظهور پس باید برسیم به جامعه ای که عین جامعه زمان ظهور است. این حرفی که از انجمن حجتیه بلند شد که جامعه قبل از ظهور کاملا ضد جامعه پس از ظهور است و مردم چون در فساد هستند و متحیر اند امام زمان(عج) را می‌پذیرند پس می‌شود کمک کرد و یا به انتظار نشست که دنیا به سمت فساد حرکت کند اتفاقا جامعه به ظهور نزدیک‌تر می‌شود. یعنی از بد شدن دنیا خوشحال باشیم. یا این که نه، امام زمان(عج) وقتی ظهور می‌کند که یک جایی را پایگاه ببیند که این پایگاه صددرصد و یا 60 درصد از آنچه امام می‌خواهد دارد و بقیه اش را امام درست می‌کند. حالا اگر دومی باشد که طبیعتا معقول‌تر است چون خداوند انسان را برای پیشرفت خلق کرده است حالا اگر ما می‌خواهیم راهبرد بنویسیم که برای تحقق آن جامعه می‌خواهیم به آن سمت حرکت کنیم و اگر نمی‌توانیم صبر کنیم آقا بیاید و آن را تکمیل کند و یا حداقل قسمتی از آن راه را طی کنیم. حال آن جامعه چه جامعه ای است برای آن که مثال ملموسی بزنیم می‌گوییم که آیا در آن جامعه آرمانی همه زنان با حجاب اند یا عده ای با حجاب و عده ای بی حجاب اند چون خیلی فرق می‌کند. اگر بدانیم که در زمان ظهور مردم در رای شان آزادند یک جور باید تعامل داشته باشیم و عمل کنیم و اگر این گونه نبود به نحوه دیگری باید رفتار کرد و راهبرد بنویسیم. آیا در آن جامعه فقیر و غنی وجود ندارد و یا دارد باید ببینیم که در آن جامعه آیا زنان خانه دارند و یا دارای مشاغل و مناسب اجتماعی و سیاسی هستند. آیا در آن جامعه به لحاظ علمی پیشرفت علمی ارزش است و پیشرفت فقط در نماز و روزه و دیانت است. آیا فقط متدینین علم دار با ارزش هستند ویا علم دارانی که شاید خیلی هم متدین نباشند هم دارای ارزش هستند؟ چون در این وادی‌ها اختلاف نظر است من فکر می‌کنم که تعریف روشنی برایمان نیست و نمی‌دانیم که در آن جامعه چه روابطی حاکم است.

وی افزود: در بعد نظامی آیا در آن جامعه از اسلحه‌های قوی و تجهیزات سنگین استفاده می‌شود و یا نه جامعه ای است که بدون اسلحه است و امام زمان(عج) با امداد‌های غیبی مسایل را حل می‌کند. در اینجا خیلی تفاوت دارد که این بحث‌ها باشد یا خیر. روزی این بحث ما بود که آیا حضرت با همین ابزارها می‌خواهد دنیا را فتح کند پس حتما ایران به بمب اتم نیاز دارد حتما به علم امروز دانش نظامی هسته ای را می‌خواهد زیرا دنیا هم با سرعت در این عرصه پیشرفت می‌کند وقتی ما در این نظام و در حالی که توان نظامی خوبی نداریم هستیم در واقع به امام ضرر می‌رسد و صدمه خواهند خورد. اما اگر امام با امداد غیبی می‌خواهند این قیام را انجام می‌دهند پس ما چه نیازی داریم سالیانه این همه خرج کنیم که سلاح پیشرفته تولید کنیم می‌ایستیم تا امام بیایند و به روش خودشان انقلاب کنند.

وی خاطرنشان کرد: می‌خواهم بگویم اگر شما در حوزه زحمت بکشید که بالاخره این شرایط ظهور چیست؟ و اصلا ما باید خودمان را با آن وفق بدهیم بعدا می‌شود راهبرد ارایه کرد حتی می‌خواهم بگویم که، راهبردهای خیلی عملی را هم می‌شود ارایه کرد حتی می‌شود گفت که آیا در این جامعه گشت ارشاد لازم است یا خیر؟ اگر بفهمیم منطق امام با برخورد با فساد اجتماعی چگونه است می‌توانیم در مورد برخورد با بسیاری از موضوعات نظیری که با آن روبرو هستیم اقدامات بهتری بگیریم. آنچه که می‌گوییم 30 سال از انقلاب گذشته و هنوز به جامعه مورد نظرمان نرسیدیم در واقع به این دلیل است که هنوز نمی‌دانیم جامعه مورد نظرمان کجاست؟ و هر کاری می‌کنیم می‌گوییم که هنوز به دلخواهمان نرسیدیم. در حالی که ما از این وضعیت و فساد جوانان ناراضی هستیم می‌خواهم بگویم که در گذشته هم همین وضعیت بود. در حالی که علامه مجلسی 400 سال قبل گله می‌کند که علایم ظهور نزدیک است چون جوانان ما بی دین شده اند و فاسدند ولی وقتی می‌بینیم که نوع نگاه به نسل قبلی همین گونه است زیرا ما فکر می‌کنیم که الان جامعه نسبت به چند نسل قبل خیلی بی دین شده است ولی در حالی که در 400 سال پیش هم چنین تصوری وجود داشت. در حالی که می‌گوییم آن زمان واقعا دین حاکم بوده است.

دکتر میرزا احمدی، عضو هیات علمی دانشگاه علم وصنعت نیز گفت: تصور می‌کنم که اگر بخواهیم زمینه را برای ظهور فراهم کنیم باید روی فرهنگ کار کنیم و فرهنگ بشود خیمه و اصل کار. برای نیل به اهداف فرهنگی باید از ابزار اقتصاد و سیاست استفاده کنیم. ما اول باید ویژگی‌های فرهنگ را بیان کنیم تا من اقتصاددان بتوانیم بر روی این شاخصه‌ها و برای نیل به آن هدف فرهنگی برنامه ریزی کنیم. به عنوان مثال الان جامعه غرب هم دقیقا ادعایی که دارند این است که دنبال تعالی هستند به این مفهوم که، در سازمان ملل متحد تصمیم گرفتند روی توسعه انسانی کار کنند این مبحث توسعه انسانی در واقع با این نیت آغاز شد که انسان فقط تلاشگر برای نیل به اهداف و امیال جسمیش نیست. در توسعه انسانی می‌گویند که اقتصاد جز کوچکی از آن است آنها می‌گویند توسعه انسانی یعنی بسط و گسترش دامنه انتخاب مردم در یک فضای اجتماعی قابلیت دار. یعنی شما مردم را توانمند کنید تا آنها به اهداف متعالی شان برسند در واقع ما هم همین را می‌گوییم.

وی افزود: به نظر می‌رسد تمام ابزارها در کنار فرهنگ قرار گیرد برای توانمند کردن مردم. حالا این توانمندی در چه جهتی باید انجام شود که این جای بحث است. در بحث اقتصاد دو فرضیه وجود دارد که یکی می‌گوید برای تعالی انسان باید از نظام اقتصادی لیبرالیستی قرار دهید آن موقع توزیع ناعادلانه ثروت به مفهوم لیبرالیستی توسط آن سرمایه دار تکثر ثروت در جامعه به وجود می‌آید و این را بهترین نوع توزیع ثروت می‌دانند.

وی خاطرنشان کرد: یک تفکر دیگری هم هست که الان دولت دارد انجام می‌دهد که روی سامانه توزیع عادلانه ثروت کار می‌کند. پس دولت باید بداند که از طریق توزیع کنترل شده درآمد می‌تواند به افزایش توانمندی افراد برای نیل به اهدافشان کمک کند و یا این که جامعه را آزاد بگذارد بر این اساس اگر مباحث اصلی را فرهنگ قرار دهد آن موقع به من بگویید که از لحاظ فرهنگی می‌خواهیم انسان این گونه بار بیاید آن موقع می‌توانم به شما بگویم که دولت چگونه می‌تواند ابزارها و چارچوب اقتصادی را بچیند که مردم را به آن اهداف اصلی برساند .

در ادامه دکتر غلامرضا گودرزی اظهارداشت: قبل از جمع بندی به چند گزینه اشاره می‌کنم اول این که ماهیت حرکت انبیا و حرکت الهی یک حرکت فرهنگی است البته فرهنگ به معنای عام و نه فرهنگ در کنار سیاست و اقتصاد برایند حرکت بشر یک رشدی را نشان می‌دهد منتها من از دو منظر به این بحث نگاه می‌کنم یک وقت می‌گوییم از دیدگاه الهی این حرکت به کدام سمت می‌رود پس می‌گویم به سمت تعالی، در این جا فرهنگ تعالی بخش و اصل و مبنای حرکت است البته به معنای عام. اگر از دیدگاه شیطانی نگاه می‌کنیم اتفاقا به سمت افول حرکت می‌کنیم پس به این می‌رسیم که فرهنگ صرفا ابزار است و این همه تعبیراتی که به دلیل تهاجم فرهنگی خیلی ریز و جزیی به آن نگاه می‌کنیم همین است، فرهنگ یک ابزار لذت آفرین در کنار اقتصاد و سیاست اما به قول دکتر ادیب باید یک چهارپایه‌ای میزان باشد اما هدف غایی سود است و نه تعالی انسان.

وی گفت: همین جاست که واژه توسعه فرهنگی ما را کمی اذیت می‌کند که آیا تعالی فرهنگی باید بگوییم یا توسعه فرهنگ؟ انقلاب اسلامی ما هم که به اعتقاد من یک انقلابی است که ریشه ای در آینده دارد و سایه ای از آن در حال افتاده و ما آن را درک می‌کنیم و اگر خوب بتوانیم پاسداری کنیم ان شاءالله به آن اصل نزدیک می‌شویم اما اگر خوب پاسداری نکنیم متاسفانه ریشه را خشک می‌کنیم، یک انقلاب فرهنگی است که خود بنیانگذارش هم بارها به این مطلب اشاره کرده و مقام معظم رهبری و سایر بزرگان هم اشاراتی داشته اند. اگر این جوری جمع بندی کنیم من این گونه متوجه می‌شوم که زمینه سازی در موضوع مهدویت یعنی فرهنگ سازی انقلاب مهدوی جز انقلاب فرهنگی نیست البته یک روایتی هم داریم که باید یک بحث مفصل رویش انجام دهیم که تا یک روز مانده به ظهور مردم خودشان بایستی این تحول را ایجاد کنند اگر نشد این اتفاق می‌افتد از این باب برداشتم این است که حرکت مهدوی یک حرکت فرهنگی است.

وی افزود: پس زمینه سازی هم زمینه سازی فرهنگی است ما اینجا نمی‌خواهیم یک قوانین بنویسیم که قوانین جامعه مهدوی چیست تا ما برمبنای آن زمینه سازی حقوقی کنیم. نکته دیگر این است که استراتژی‌ها همواره در چند سطح نوشته می‌شوند. استراتژی‌های کلان و استراتژی‌های عملیاتی. اینجا برمی گردیم به صحبت‌های جناب آقای پورسیدآقایی این که اگر می‌خواهیم استراتژی‌های عملی طرح کنیم باید یک سری کارهای جدی انجام دهیم تا بتوانیم یک استراتژی عملیاتی بنویسیم مثلا در موضوع حجاب باید چکار کنیم به تعبیر یکی از دوستان شاید باید برویم به این سمتی که مثل دیگر کشورها بگوییم یا حجاب است یا بی حجابی ما بد حجابی نداریم الان ما هیچ پاسخی نمی‌توانیم بدهیم البته از نظر مهدوی.

وی گفت: نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که بپذیریم موعودگرایی یک حرکتی است که الان دارد انجام می‌شود و متاسفانه ما هستیم که با داشتن این همه منابع و آموزه‌ها از آن عقب هستیم و مانده ایم در یک سری چیزهای اولیه که مثلا اصالت با فرد است یا جمع؟ یا اینکه برای من بگویید جامعه پس از ظهور چیست؟ و از این قبیل صحبت‌ها و خودمان هم در این واژه‌ها می‌مانیم که چه تعریفی داشته باشیم اما نگاه می‌کنیم که حرکت مقابل ما به عنوان معنی منفی خودش و نه به معنای مثبت وارد صحنه عمل شده و راهبردهای فرهنگیش را اجرا می‌کند. اگر به صنعت سینمای غرب نگاه کنید به وضوح می‌بینید که رویکرد موعودگرایانه دارد. اول آمدند در ژانرهای مختلف این بحث را مطرح کردند اصلا خود موضوع موعودگرایی را لوث کردند و عقاید مختلف شکل گرفت اصلا همین تفکر موعودگرایی که موعود از جانب خدا می‌آید را وارد شک و شبهه کردند. الان در غرب موعودگرایی‌ها و آخرالزمانی‌ها زیادی دارید. وقتی آخرالزمان‌ها خراب شد موعود را خراب کردند و بعد جامعه آخرالزمان را خراب کردند و امروز روی موضوع رجعت کار می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: این نکته را بگویم که به نظر می‌رسد زمینه سازی فرهنگ سازی است و در اندیشه مهدوی فعال است و نه منفعل، آینده نگر است و نه گذشته محور با این تذکر درستی که دکتر ادیب دادند این گونه می‌بینیم که در نگاه مهدوی گسستی بین گذشته و آینده نیست که تا به حال بشر این کارها را می‌کرده و تا به حال گذشته را ببین و از الان آینده را ببین. اینها با هم یک کل پیوسته است. مورد بعدی این است که تعالی بخش است و نه این که ما بخواهیم از روی لذت می‌خواهیم فرهنگ را توسعه بدهیم دوستانی در بحث ادبیات استراتژیک کارکرده اند به نظر من این گونه می‌رسد که فرهنگ چشم اندازی غایی ماست و نه یک نیاز محوری که اشاره کنیم که ببینید خوب سازمان‌های غربی هم فرهنگ دارند و از صداقت و ... دم می‌زنند برای ما یک چشم انداز و اصل است که نمی‌توانیم از آن چشم پوشی کنیم و آن را کنار بگذاریم.

وی افزود: برای همین بنده به چند راهبرد اشاره می‌کنم. از راهبردهای کلان یکی: گسترش نگاه فرهنگی است به عنوان پایه و اساس حرکت نکته ای که مقام معظم رهبری بارها اشاره کردند که به نظرم می‌رسد که فرهنگ در جمهوری اسلامی مهم ترین موضوع است و متاسفانه مظلوم ترین هم هست برداشتی که دوستان کردند که باید پیوست فرهنگی داشته باشد در این جا یک نیاز ابزاری شده است که منظور پیوست فرهنگی در صحبت‌های آقا اصلا یک چیز دیگری است. دوم: موضوع مخاطب محوری است حالا تا می‌گوییم مخاطب محوری دوستان بحث را در سطح مخاطب نگه می‌دارند من می‌گویم که به پیامبر نگاه کنید پیامبر مخاطب محور سخن می‌گفت ولی مخاطب را می‌آورد بالا و در سطح مخاطب توقف نمی‌کرد، از این رو مهم ترین دیدگاه ما در این بحث متکی بر مخاطب محوری همراه با تلاش در جهت افزایش درک و معلومات مخاطب است. تهاجم فرهنگی می‌تواند یک رویکرد باشد. البته ما همیشه این تهاجم فرهنگی را از دید منفی‌اش نگاه می‌کنیم ولی این بار با توجه به ابزار و منابعی که داریم ما می‌توانیم این تهاجم فرهنگی را داشته باشیم به اندیشه غرب.

وی گفت: از رویکردهای ما قرآن محوری است به معنای واقعی قرآن ماهیت و مایه و اساس حرکت ماست و نه فقط مایه برکت کار ما و نه این که در یک محدودیت و در جلسه ای یکی از دوستان در مورد استانداردها بحث کرد و می‌گفت: این استانداردها مثل آیات قرآن می‌ماند خوب است برای خواندن و نه برای عمل کردن بعد که بیشتر بحث کردیم فهمیدیم که ایشان قرآن را محدود کننده می‌دانست و به همین دلیل این را گفت در حالی که قرآن محور حرکت است و معجزه جاوید، به همین دلیل است.

وی اضافه کرد: نکته آخر توانمندسازی فرهنگی به عنوان یک راهبرد مهم است. توانمندسازی در نیرو که ما در کشور کم داریم محصولات و ساختارها و استفاده از فضای فرهنگی که وقتی می‌گوییم فضای فرهنگی، سریع ذهنمان می‌رود روی کتابخانه، بوستان و از این قبیل در حالی که حج یک فضای فرهنگی است که ما هنوز از آن استفاده نکرده ایم و دیگران استفاده کردند همین الان عتبات یک فضای مهم فرهنگی است یکی از دوستان می‌گفت که آیا درست است که شیعه در این فضای بمب گذاری‌ها برود در عراق و جان خود را از دست بدهد که به او گفتم که سوال اصلا اشتباه است مهم فضای فرهنگی است که در شرایط امروز عراق، این فضا نباید خالی باشد.

وی خاطرنشان کرد: باید نگاه کنیم به حرکت انبیا که ابتدا حرکتشان فرهنگی بود و 13 سال کار فرهنگی، و در مرحله بعد از ابزارهای بشری هم استفاده کرد و آنها را طرد نکرد. اما متکی به سپاه و امکانات مادی نبود قاعدتاً حرکت امام زمان(عج) هم با توجه شرایط حاضر نظیر چنین حرکتی خواهد بود.

در ادامه حجت الاسلام والمسلمین پورسیدآقایی گفت: در رابطه با سوالاتی که دکتر پور سیدآقایی داشتند عرض کنم که شما کمی دیر تشریف آوردید در ابتدای جلسه مطرح شد که ما یک راه نهایی و آرمانی داریم و یک وضعیت موجود داریم و یک فضای وسط میان آرمان و وضع موجود هم داریم که اسمش را جامعه منتظر گذاشتیم. یک نگاهش این است که: جامعة آرمانی را تصوّر کنیم، چون این جامعه دور است و شخص امام و بعضی از شرایط خاص در آن لحاظ شده است که برخی از آن جزو اختصاصات حضرت است از این جهت آمدیم یک راه، شاید بهتر این باشد که روی جامعه زمینه ساز کار کنیم که اول باید شاخصه‌های این جامعه را مشخص کنیم جامعه منتظر به این علت که می‌خواستیم نسبت خودمان را با جامعه ظهور بسنجیم و محوریتش را بدهیم به امامت و ولایت دیگر حتی نمی‌گوییم جامعه دینی و جامعه اسلامی زیرا تصورات از جامعه دینی و اسلامی متعدد است، ما می‌گوییم که آن جامعه دینی را می‌گوییم که محوریتش امام حاضر و حی و موجود است و نه این که مثل اهل سنت یک وعده ای داده شده است در آینده متولد می‌شود و به درد الان ما هم نمی‌خورد این درحالی که موعود ما همین الان هم مجاهد و تلاش‌گر است و برای ظهورش زمینه سازی می‌کند.

وی اظهار داشت: آمدیم شاخصه‌های جامعه را بگوییم برای این کار آسان‌تر می‌شود. شاخصه‌های فکری، رفتاری و اعتقادیش که باید روی آنها کار کنیم بعد هم راهبردسازی برای چنین جامعه ای ملموس‌تر و راحت‌تر است. در مورد این بحثی که شما مطرح کردید بر فرض این که ما بخواهیم آن جامعه آرمانی را به عنوان غایت نهایی خودمان در نظر بگیریم بعد بگوییم ما می‌خواهیم برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم و راهبرد طراحی کنیم. این به این معنی نیست که ما حتما تمام برنامه ریزی‌های آن را بدانیم به قول آقای دکتر اگر ما فقط همان شاخصه‌های کلی را بدانیم و طراحی کنیم حالا دیگر این جزییات یا جواب می‌گیرند و یا ممکن است جواب هم نگیرند مساله دیگر این است که ما برای جواب گیری فقط جامعه آرمانی را نداریم آن جامعه هم سیرت و سیره امیرالمومنین و هم رسول الله است. یعنی ما تاکید می‌کنیم روی مهدویت و انتظار ولی این بریده از سایر ادله ما که نیست ما امام زمان(عج) رسالت جهانی دارد که در زمان حضرت محقق نشد ولی ما بریده این وضعیت را در زمان پیامبر امیرالمومنین(ع) دیدیم ماییم و همین ادله ما سوالات شما را با همین ادله می‌توانیم جواب دهیم نیازی نیست که ما بگوییم که گشت ارشاد را می‌خواهیم یا نه حتما باید آزادی‌های عمومی آن زمان را به تصویر بکشید تا ببینیم آیا الان من این کارها را انجام بدهم یا خیر. من «و اَعِدُّوا لهم مااستطعتم من قوّة»(17) را دارم من آیات جهاد و امر به معروف و ... را دارم اصلا برای تشکیل حکومت و برای این که برسیم به آن جامعه برفرض که دلیلی هم نداشتم همین احکام ما حکم عقل برایش کافی است که باید برسیم به چنین حکومتی و در برابر ظالم اینها را داشته باشیم. نباییم اینها را منوط کنیم به این که شما آن را کاملا به تصویر بکشید البته ما روایتی داریم که می‌توانیم آنها را برای شما به تصویر بکشیم اما آن کلیات در تعارض با آنچه که در ادله دین سیره ائمه و امیرالمومنین(ع) وجود دارد نیست مگر این که از اختصاصات امام زمان(عج) باشد مثل پیامبر که مثلا این تعداد همسران از اختصاصات پیامبر بود حتی مختص به ائمه هم نیست. باز برای این که این شبهات پیش نیاید خود این جامعه منتظر هم می‌تواند پاسخگوی آنها باشد.

حجت الاسلام والمسلمین پورسیدآقایی گفت: انتظاری که از دوستان داریم این است که در این بحث‌ها از حد گفت وگو بیاییم بالاتر و ان شاالله دست به مقاله ببرند و بنویسند در اینجا شما به مقالات و منابعی احتیاج دارید که می‌توانید با مراجعه به تارنمای (سایت) همایش و دبیرخانه همایش بین المللی دکترین مهدویت به این مقالات دستیابی پیدا کنید اگر از ما نکته و یا روایتی می‌خواهند می‌توانیم جلساتی بگذاریم که این نکات بررسی و منتقل شود در پایان از دکتر گودرزی که بانی این نشست بودند هم تشکر می‌کنیم.

گفتنی است در این نشست حجج اسلام رحمانی، مجتبی انتظاری معاون آموزش موسسه آینده روشن، نصرت الله آیتی عضو هیات علمی پژوهشکده مهدویت و محمدرضا پورخلیلی پژوهشگر مهدوی از دیگر شرکت کنندگان این نشست بودند.

پنجمین همایش بین المللی دکترین مهدویت 13 و 14 مردادماه سال جاری با محوریت جامعه و دولت زمینه ساز؛ رسالت‌ها و راهبردها با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی در سالن اجلاس سران تهران برگزار می‌شود.

علاقه مندان برای شرکت در این همایش می‌توانند مقالات خود را تا 20 خرداد ماه امسال به دبیرخانه همایش واقع در قم، خیابان شهدا، کوچه 25 ، پلاک 27 ارسال نمایند.

نشانی اینترنتی همایش بین المللی دکترین مهدویت www.mahdaviat-conference.com می‌باشد.

پایان مطلب #

برای مطالعه بخش نخست گزارش این نشست بر روی عنوان زیر کلیک نمایید:
دولت زمینه ساز باید به تحقق جامعه زمینه ساز بیاندیشد

پی نوشت ها:
9. انعام (6)، 65.
10. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 262 و جامع الاخبار، ص 141.
11. یوسف (12)، 111.
12. ابراهیم (14)، 5.
13. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 63.
14. قصص (28)، 15.
15. واقعة (56)، 13 ـ 14.
16. کافی، کلینی، ج 2، ص 125.
17. انفال (8)، 60.

نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل