
آیت الله مهدوی کنی:
فرهنگ انتظار باید فراگیر و جهانی شود
مرجع : کمیته اطلاع رسانی همایش دکترین مهدویت
آیت الله مهدوی کنی، دیگر سخنران افتتاحیه سومین همایش بینالمللی دکترین مهدویت بودند. ایشان در سخنان خود عالیترین آرمان انسانی را انتظار دانسته و بر ضرورت جهانی شدن فرهنگ انتظار تاکید کردند. متن کامل سخنان آیت الله مهدوی کنی در ادامه می آید:
به نام خدا. ابتدا این نکته را حضور محترم علما، بزرگان، اساتید و مهمانان گرامی تذکر بدهم که این توفیق را یافتم که دقایقی با درخواست و اشارة برادرانی که مسئول این کنگره هستند، مزاحم شوم. در هر حال، این مجموعه، این جمع و این همایش به عنوان «دکترین مهدویت» یا «النظریة المهدویة» است که کنگره باشکوه و پرمحتوایی است و آیندۀ بسیار خوبی خواهد داشت برای آمادگی و زمینه سازی ظهور آن حضرت. ما از قرآن در برابر مسئولیتهایی که داریم، درسهایی گرفته و باید بگیریم. در این مسئولیتهای مهم ما سه راه پیش رو داریم و باید یکی از این سه راه را انتخاب کنیم:
ـ راه اول، راه نادرست بیتفاوتی و مخالفت با وظیفه است و کوتاهی کردن در وظیفه.
ـ راه دوم، انجام وظیفه است در حدی خوب ولی نه کامل.
ـ راه سوم، انتخاب بهترین و کامل ترین راه است.
قرآن کریم و رسول اکرم(ص) در آموزههای خود، همیشه ما را به راه بهتر دعوت کردهاند. تعابیر قرآن در این باره زیاد است. «خیر ابقی اغنی» آن چیزی که مفیدتر است، چیزی که بیشتر فایده داشته باشد و در این آیۀ کریمه در سورۀ «زمر»، خداوند متعال به بندگانش بشارت میدهد: :بشر عبادی الذین یستعمون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب: قرآن کریم با این بشارت، نکتۀ بالاتری را ذکر میکند،کسانی که بهترینها را انتخاب میکنند، اینها صاحب هدایت هستند، هدایت شده هستند، مهدوی و صاحب خرد و عقل هستند. درباره ضمیر «احسنه» هم، مفسرین دو نظر دارند. نظر معروف این است که «احسنه» به قول بر میگردد؛ یعنی «فیتبعون احسن القول، احسن الاقوال»، بندگان خوب خدا و عقلا آنها هستند که در میان گفتارها و نظریهها، نظریۀ بهتر را میپذیرند.
این نوعی معنای تفسیری است که بیشتر مفسرین چنین گفتهاند، ولی ظاهراً در تفسیر «عیاشی» از امام رضا(ع) رسیده است که میفرمایند: «فیتبعون احسن الاتباع»، ضمیر را به مفهومی که از یتبعون استفاده میشود، به او برگردانده است.
فرمود کسانی که قولها را میشنوند، این قول، اقوال نیست، بلکه همان قول حق است. :الذین یستمعون القول: چون نفرموده است: «یستعمون الاقوال» حرف حق را چون رسول میگوید: «یستعمون القول» یعنی قول خوب و درست را میشنوند، ولی در مقام اتباع به بهترین وجه اتباع میکند: «فیتبعونه احسن الاتباع» بالاخره هر یک از این دو معنا باشد، ما را به راه احسن هدایت میکند که ما همیشه در برخورد با این سه گزینه، گزینۀ بهتر را انتخاب کنیم.
نکتۀ بعدی، حدیث معروف است که متفق است بین الفریقین به عبارتهایی با تفاوت کم که قال رسول الله(ص): «افضل اعمال امتی انتظار الفرج» یا «افضل الاعمال انتظار الفرج» ملاحظه میفرمایید که در موقع غیبت، چه چیزی از همه بهتر است؟ برای رسیدن به آن آرمان عالی انسانی که در غیبت امام و انتظار فرج تصریح شده و همه آرزویش را دارند و دنیایی است پر از صفا، صمیمیت و انسانیت یا به تعبیری که در احادیث هست، گرگ و میش با هم زندگی میکنند، برای رسیدن به این آرمان مقدس و عظیم که گاهی به نظر میآید که ناشدنی است راه صحیح کدام است؟ ما را اینطور هدایت کردند که بهترین وسیله برای رسیدن به این آرمان، انتظار است.
آن هم انتظار به عنوان یک عمل، نه به عنوان یک آرزوی تنها و آرزوی قلبی. چون نفرمودند «افضل الآمال» بلکه فرمودند «افضل الاعمال» عمل است، یعنی باید این جنبه عملی پیدا کند، نه جنبة آرمانی صرف، آرمانی که هدف است. او مقدس است که باید برای او کوشش کنیم تا برسیم. باید چه کرد؟ کاری سازنده که ما را به هدف نزدیک کند اما مسأله بعدی تعبیر امتی است، اینجا دو نکته استفاده میشود:
1. این آرمان و این انتظار، مربوط به امت است، جنبه فردی ندارد و لذا حاضرین در این کنفرانس با رویکرد سیاسی و حقوقی به مسأله نگاه میکنند. رویکرد سیاسی و حقوقی مربوط به جامعه است، مربوط به امت است و پیامبر هم بحث امت را پیش کشید. پس اگر امت بخواهد به هدف برسد، باید کارهایی انجام بدهد.
2. امت بدون امام مفهوم و مصداقی ندارد. مگر میشود ما امتی داشته باشیم و امامی نداشته باشیم. امت کسانی هستند دارای امام، یعنی مأموم هستند برای یک رهبر و یک امام تا امت نامیده شود. نکته دوم این که باید این انتظار، انتظار جمعی، ملی و امتی باشد، نه انتظار فردی. انتظار فردی، فضیلت و ثواب بسیار دارد و انسانهای زیادی با این انتظار از دنیا رفتند و اجر بردند، امید است که روز ظهور هم، جزء اصحاب خاص آن حضرت باشیم ولی چیزی که کارساز و کارگشا است، این است که باید این انتظار فراگیر باشد. این البته وظیفه دیگری است برای منتظرین واقعی و شیعیان تا این انتظار را فراگیر کنند. در فرهنگ انتظار همانطور که برادر عزیز فرمودند، باید کار کنیم تا این فرهنگ؛ فراگیر و جمعی باشد.
بسیاری آرمان حکومت عدل جهانی را دارند ولی انتظار به معنایی که در این حدیث آمده را ندارند. دلیلش این است که عملاً برخلاف آن آرمان قدم برمیدارند، چه حکومتها، چه دولتها، چه مسئولین، حتی بعضی علما و روحانیون. مقصود از این انتظار، چشم به راه بودن است. اگر شما چشم به راه مهمان عزیزی باشید چه میکنید؟ اگر شما چشم به راه حکومت عدل الهی در جهان باشید، چه باید کنید؟ آیا مساله یکباره انجام میشود؟
اگر امام عصر(ص) ظهور کند، آیا تمام دانشگاهها، مدرسهها و همه را تعطیل میکنند؟ ادارات را تعطیل میکنند و حکومتی از نو ساخته میشود یا اصلاً اداره نمیخواهد؟ همانجا که تشریف دارند، در مکه یا در هر جا دستور میدهند و کارها انجام میشود. مسلماً امام عصر هم وزیر، استاندار، فرماندار، مفتی، عالم، مبلغ، استاد دانشگاه، دانشگاه و مدرسه میخواهد.
همه اینها باید برای ظهور آماده باشند. سال گذشته، جناب آقای احمدینژاد چیزی را از قول من نقل کردند، زمانی که در وزارت کشور بودم، به فرمانداران و استانداران گفتم آقایان آیا آماده هستید تا اگر امام ظهور کند، فرماندار ایشان باشید و شما را همانجا که هستید، ابقا کند؟ بگوید چه فرماندار خوبی، پس شما باشید. شما چه استاندار خوبی هستید، چه حاکم خوبی هستید. مفهوم انتظار این است که آیا برای فرمانبرداری از دستور آن حاکم عدل الهی، آن محبوب الهی و محبوب بشریت آماده هستیم؟ بنابراین، این انتظار، انتظاری سازنده است. نه انتظاری آرمانی که بعضیها تصور میکنند، منشأ رکود و سستی است. چون مفهوم این انتظار را خوب درک نکردند، گفتند: پس ما راحت مینشینیم. «اذهب انت و ربک فقاتلا انا هاهنا قاعدون»، بنیاسرائیل به حضرت موسی(ع) میگفتند که ما هم دوست داریم که شما پیروز شوید ولی حال جنگ کردن نداریم، شمشیر به مزاج ما نمیسازد، سختیها را نمیتوانیم تحمل کنیم. تو با خدای خودت برو بجنگ.
وقتی پیروز شدی، ما میآییم. آیا انتظار حضرت ولیعصر(عج) این است که بنشینیم، نماز بخوانیم و کارهای خود را انجام دهیم، بعد بگوییم این انتظار، انتظار سازندهای است؟ پس باید دانشگاهها را ساخت، اساتید بزرگ ساخت تا وقتی حضرت ظهور کرد، بگوید این استادها به درد دانشگاه ما میخورند. این علما به درد تبلیغ دین میخورند. این علما به درد مساجد ما میخورند. این بسیجیها به درد لشکر ما میخورند. پس انتظار واقعی این است. اگر همیشه دعا میکنیم «عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»، باید چنین چیزی داشته باشیم.
خداوند در آیه 32 سوره فاطر میفرماید که: :ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصر و منهم سابق بالخیرات: میفرماید: این کتاب را به ارث دادیم به بندگان برگزیده خود. این کتاب که در دست بنده یا بندگان صالح و مصطفای ما قرار میگیرد، برای چیست؟ برای این است که مردم به راه راست هدایت شوند، به حقیقت و انسانیت برسند، به عدالت برسند. در برابر این کتاب و این بندگان مصطفای ما، مردم سه دسته میشوند. ممکن است تفسیر دیگری هم باشد. «فمنهم» ضمیر به اصل عباد بر میگردد، نه به عباد مصطفی. عباد مصطفی نمیشود که ظالم لنفسه باشد.
بندگان به سه دسته تقسیم میشوند:
1. ظالم لنفسه: آنها که به خود ظلم میکنند و حق را نمیپذیرند و در برابر حق طغیان میکنند.
2. انسانهای مقتصد و میانهرو که راه میانه را میپذیرند و از راه گمراه نمیشوند ، اما لک لکی راه را میروند.
3. سابق بالخیرات، عدهای هستند که با مسابقه در این میدان میروند.
دنیا مسابقه است. در کلمات امیرالمؤمنین هم ذکر شده. ما در این مسابقه هم مثل زندگی مادیمان با یکدیگر در مسابقه هستیم. اگر چیزی را بخواهیم تولید کنیم، دیگران هم هستند. علم تولید، برنامهریزی، پیشرفت، تمام اینها در نوعی مسابقه قرار گرفته است. فکر نکنید در خلأ زندگی میکنیم و مانعی سر راه نداریم، اینطور نیست. هر دولت خدمتگزاری باید بپذیرد که راه شوسه نیست، مقتضیات و موانعی است.
باید مقتضیات را تقویت کرد و موانع را از سر راه برداشت. همین عدۀ ظلمه جزو موانع است. بنابراین یک راه شوسۀ خوب را انتخاب کردن کافی نیست. قرآن میگوید: :و منهم سابق بالخیرات: باید عدهای جزو سابقین باشند تا در این مسابقه و در این ورزش برنده باشند. اگر مسابقه نباشد، شکست است. شما هر چه جنس خوب تولید کنید، جنسهای خوبتری تولید میکنند. کفشهای خیلی خوب، در مقابل کفش برخی کشورهای دیگر، عقب نشینی میکنند. بعد آنها بازار شما را خواهند گرفت. شما باید در این مسابقه، بر آنها پیشی بگیرید. این مسابقه در جنبههای مادی است، در جنبههای معنوی هم همین است.
از نظر علمی، سیاسی، برنامهریزی، تعلیم و تربیت باید ما جزو سابقین باشیم، قرآن میفرماید که سابقین چه میکنند. در دو جا بحث شده: سابقین :فاستبقوا الخیرات: در کارهای خیر از یکدیگر پیشی بگیرید و در سورۀ واقعه که میفرماید: :والسابقون السابقون: آنهایی که در کارها، در جهاد و در مسابقه، فعالیت بیشتر و اخلاص بیشتر داشته باشند. اینها خواه ناخواه جزو سابقین خواهند بود. آن روزی که صدای حضرت بلند میشود، چه کسانی دعوت میشوند؟ سابقین.
آیا واقعاً ما بر آن عهدی که با خدا کردیم، عهدی که با حضرت ولیعصر(عج) کردیم و دعای عهد میخوانیم، به آن وفادار هستیم؟ :هل نحن علی ما عاهدنا الله علیه و هل انتم علی ما عاهدتم الله علیه: خداوند میفرماید: :اوفوا بعهدی، اوف بعهدکم:، شما اگر به وعدۀ ما وفا کنید، ما هم وفا میکنیم. :ان الله لایخلف المیعاد: وعدۀ خدا دروغ نیست، ولی شاید ما کوتاهی کردیم. امید است که این کنگره و این همایش ، این جمعیت و این فعالیتهای زیبا و لطیفی که انجام میدهیم، مخلصانه باشد و صحیح برنامهریزی شود. کسانی هم که شرکت میکنند، شرکتشان جنبۀ تشریفاتی نداشته باشد. شما را به خدا، بیایید یک مقدار از این تشریفات بکاهیم و جدی صحبت کنیم. بیاییم با خدا جدی صحبت کنیم.
«وهب لی الجد فی خشیتک و الدوام فی الاتصال بخدمتک حتی اسرع الیک فی میادین السابقین و اسرع الیک فی البارزین و اشتاق الی قربک فی المشتاقین و ادنو منک دنو المخلصین و اخافک مخافة الموقنین» واقعاً راه اخلاص را برویم، اگر این راه را درست برویم هر کس هر چیزی را که بخواهد، خدا به او میدهد و اگر راست بگوییم، پاسخ ما حتماً درست است. «اجیب دعوة الداع اذا دعان»
«اَللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعْثَنا، وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا، وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا، وَ أعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا، وَ أغْنِ بِهِ عائِلَنا، وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا، وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا، وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، وَ يَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا، وَ بَيِّضْ بِهِ وُجوهَنا، وَ فُكَّ بِهِ أسْرَنا، وَ أنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا، وَ أنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا، وَ اسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا، وَ أعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا، وَ بَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ آمالَنا، وَ أعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا.
يا خَيْرَ الْمَسْؤُولينَ، وَ أوْسَعَ الْمُعْطينَ، اِشْفِ بِهِ صُدورَنا، وَ أذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلوبِنا، وَ اهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإذْنِكَ؛ إنَّكَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ إلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، وَ انْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّنا، إلهَ الْحَقِّ آمينَ.»
خدایا روح شهدای ما، روح امام شهدای ما شاد فرما و اجری از این مجلس به ارواح آنان نثار فرما. خدایا، به جانبازان ما، به خانوادههایشان، صبر و توفیق عنایت بفرما. به خدمت گزاران مملکت ما، مسئولین این نظام مقدس جمهوری اسلامی، توفیق عنایت فرما.
به نام خدا. ابتدا این نکته را حضور محترم علما، بزرگان، اساتید و مهمانان گرامی تذکر بدهم که این توفیق را یافتم که دقایقی با درخواست و اشارة برادرانی که مسئول این کنگره هستند، مزاحم شوم. در هر حال، این مجموعه، این جمع و این همایش به عنوان «دکترین مهدویت» یا «النظریة المهدویة» است که کنگره باشکوه و پرمحتوایی است و آیندۀ بسیار خوبی خواهد داشت برای آمادگی و زمینه سازی ظهور آن حضرت. ما از قرآن در برابر مسئولیتهایی که داریم، درسهایی گرفته و باید بگیریم. در این مسئولیتهای مهم ما سه راه پیش رو داریم و باید یکی از این سه راه را انتخاب کنیم:
ـ راه اول، راه نادرست بیتفاوتی و مخالفت با وظیفه است و کوتاهی کردن در وظیفه.
ـ راه دوم، انجام وظیفه است در حدی خوب ولی نه کامل.
ـ راه سوم، انتخاب بهترین و کامل ترین راه است.
قرآن کریم و رسول اکرم(ص) در آموزههای خود، همیشه ما را به راه بهتر دعوت کردهاند. تعابیر قرآن در این باره زیاد است. «خیر ابقی اغنی» آن چیزی که مفیدتر است، چیزی که بیشتر فایده داشته باشد و در این آیۀ کریمه در سورۀ «زمر»، خداوند متعال به بندگانش بشارت میدهد: :بشر عبادی الذین یستعمون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب: قرآن کریم با این بشارت، نکتۀ بالاتری را ذکر میکند،کسانی که بهترینها را انتخاب میکنند، اینها صاحب هدایت هستند، هدایت شده هستند، مهدوی و صاحب خرد و عقل هستند. درباره ضمیر «احسنه» هم، مفسرین دو نظر دارند. نظر معروف این است که «احسنه» به قول بر میگردد؛ یعنی «فیتبعون احسن القول، احسن الاقوال»، بندگان خوب خدا و عقلا آنها هستند که در میان گفتارها و نظریهها، نظریۀ بهتر را میپذیرند.
این نوعی معنای تفسیری است که بیشتر مفسرین چنین گفتهاند، ولی ظاهراً در تفسیر «عیاشی» از امام رضا(ع) رسیده است که میفرمایند: «فیتبعون احسن الاتباع»، ضمیر را به مفهومی که از یتبعون استفاده میشود، به او برگردانده است.
فرمود کسانی که قولها را میشنوند، این قول، اقوال نیست، بلکه همان قول حق است. :الذین یستمعون القول: چون نفرموده است: «یستعمون الاقوال» حرف حق را چون رسول میگوید: «یستعمون القول» یعنی قول خوب و درست را میشنوند، ولی در مقام اتباع به بهترین وجه اتباع میکند: «فیتبعونه احسن الاتباع» بالاخره هر یک از این دو معنا باشد، ما را به راه احسن هدایت میکند که ما همیشه در برخورد با این سه گزینه، گزینۀ بهتر را انتخاب کنیم.
نکتۀ بعدی، حدیث معروف است که متفق است بین الفریقین به عبارتهایی با تفاوت کم که قال رسول الله(ص): «افضل اعمال امتی انتظار الفرج» یا «افضل الاعمال انتظار الفرج» ملاحظه میفرمایید که در موقع غیبت، چه چیزی از همه بهتر است؟ برای رسیدن به آن آرمان عالی انسانی که در غیبت امام و انتظار فرج تصریح شده و همه آرزویش را دارند و دنیایی است پر از صفا، صمیمیت و انسانیت یا به تعبیری که در احادیث هست، گرگ و میش با هم زندگی میکنند، برای رسیدن به این آرمان مقدس و عظیم که گاهی به نظر میآید که ناشدنی است راه صحیح کدام است؟ ما را اینطور هدایت کردند که بهترین وسیله برای رسیدن به این آرمان، انتظار است.
آن هم انتظار به عنوان یک عمل، نه به عنوان یک آرزوی تنها و آرزوی قلبی. چون نفرمودند «افضل الآمال» بلکه فرمودند «افضل الاعمال» عمل است، یعنی باید این جنبه عملی پیدا کند، نه جنبة آرمانی صرف، آرمانی که هدف است. او مقدس است که باید برای او کوشش کنیم تا برسیم. باید چه کرد؟ کاری سازنده که ما را به هدف نزدیک کند اما مسأله بعدی تعبیر امتی است، اینجا دو نکته استفاده میشود:
1. این آرمان و این انتظار، مربوط به امت است، جنبه فردی ندارد و لذا حاضرین در این کنفرانس با رویکرد سیاسی و حقوقی به مسأله نگاه میکنند. رویکرد سیاسی و حقوقی مربوط به جامعه است، مربوط به امت است و پیامبر هم بحث امت را پیش کشید. پس اگر امت بخواهد به هدف برسد، باید کارهایی انجام بدهد.
2. امت بدون امام مفهوم و مصداقی ندارد. مگر میشود ما امتی داشته باشیم و امامی نداشته باشیم. امت کسانی هستند دارای امام، یعنی مأموم هستند برای یک رهبر و یک امام تا امت نامیده شود. نکته دوم این که باید این انتظار، انتظار جمعی، ملی و امتی باشد، نه انتظار فردی. انتظار فردی، فضیلت و ثواب بسیار دارد و انسانهای زیادی با این انتظار از دنیا رفتند و اجر بردند، امید است که روز ظهور هم، جزء اصحاب خاص آن حضرت باشیم ولی چیزی که کارساز و کارگشا است، این است که باید این انتظار فراگیر باشد. این البته وظیفه دیگری است برای منتظرین واقعی و شیعیان تا این انتظار را فراگیر کنند. در فرهنگ انتظار همانطور که برادر عزیز فرمودند، باید کار کنیم تا این فرهنگ؛ فراگیر و جمعی باشد.
بسیاری آرمان حکومت عدل جهانی را دارند ولی انتظار به معنایی که در این حدیث آمده را ندارند. دلیلش این است که عملاً برخلاف آن آرمان قدم برمیدارند، چه حکومتها، چه دولتها، چه مسئولین، حتی بعضی علما و روحانیون. مقصود از این انتظار، چشم به راه بودن است. اگر شما چشم به راه مهمان عزیزی باشید چه میکنید؟ اگر شما چشم به راه حکومت عدل الهی در جهان باشید، چه باید کنید؟ آیا مساله یکباره انجام میشود؟
اگر امام عصر(ص) ظهور کند، آیا تمام دانشگاهها، مدرسهها و همه را تعطیل میکنند؟ ادارات را تعطیل میکنند و حکومتی از نو ساخته میشود یا اصلاً اداره نمیخواهد؟ همانجا که تشریف دارند، در مکه یا در هر جا دستور میدهند و کارها انجام میشود. مسلماً امام عصر هم وزیر، استاندار، فرماندار، مفتی، عالم، مبلغ، استاد دانشگاه، دانشگاه و مدرسه میخواهد.
همه اینها باید برای ظهور آماده باشند. سال گذشته، جناب آقای احمدینژاد چیزی را از قول من نقل کردند، زمانی که در وزارت کشور بودم، به فرمانداران و استانداران گفتم آقایان آیا آماده هستید تا اگر امام ظهور کند، فرماندار ایشان باشید و شما را همانجا که هستید، ابقا کند؟ بگوید چه فرماندار خوبی، پس شما باشید. شما چه استاندار خوبی هستید، چه حاکم خوبی هستید. مفهوم انتظار این است که آیا برای فرمانبرداری از دستور آن حاکم عدل الهی، آن محبوب الهی و محبوب بشریت آماده هستیم؟ بنابراین، این انتظار، انتظاری سازنده است. نه انتظاری آرمانی که بعضیها تصور میکنند، منشأ رکود و سستی است. چون مفهوم این انتظار را خوب درک نکردند، گفتند: پس ما راحت مینشینیم. «اذهب انت و ربک فقاتلا انا هاهنا قاعدون»، بنیاسرائیل به حضرت موسی(ع) میگفتند که ما هم دوست داریم که شما پیروز شوید ولی حال جنگ کردن نداریم، شمشیر به مزاج ما نمیسازد، سختیها را نمیتوانیم تحمل کنیم. تو با خدای خودت برو بجنگ.
وقتی پیروز شدی، ما میآییم. آیا انتظار حضرت ولیعصر(عج) این است که بنشینیم، نماز بخوانیم و کارهای خود را انجام دهیم، بعد بگوییم این انتظار، انتظار سازندهای است؟ پس باید دانشگاهها را ساخت، اساتید بزرگ ساخت تا وقتی حضرت ظهور کرد، بگوید این استادها به درد دانشگاه ما میخورند. این علما به درد تبلیغ دین میخورند. این علما به درد مساجد ما میخورند. این بسیجیها به درد لشکر ما میخورند. پس انتظار واقعی این است. اگر همیشه دعا میکنیم «عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»، باید چنین چیزی داشته باشیم.
خداوند در آیه 32 سوره فاطر میفرماید که: :ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصر و منهم سابق بالخیرات: میفرماید: این کتاب را به ارث دادیم به بندگان برگزیده خود. این کتاب که در دست بنده یا بندگان صالح و مصطفای ما قرار میگیرد، برای چیست؟ برای این است که مردم به راه راست هدایت شوند، به حقیقت و انسانیت برسند، به عدالت برسند. در برابر این کتاب و این بندگان مصطفای ما، مردم سه دسته میشوند. ممکن است تفسیر دیگری هم باشد. «فمنهم» ضمیر به اصل عباد بر میگردد، نه به عباد مصطفی. عباد مصطفی نمیشود که ظالم لنفسه باشد.
بندگان به سه دسته تقسیم میشوند:
1. ظالم لنفسه: آنها که به خود ظلم میکنند و حق را نمیپذیرند و در برابر حق طغیان میکنند.
2. انسانهای مقتصد و میانهرو که راه میانه را میپذیرند و از راه گمراه نمیشوند ، اما لک لکی راه را میروند.
3. سابق بالخیرات، عدهای هستند که با مسابقه در این میدان میروند.
دنیا مسابقه است. در کلمات امیرالمؤمنین هم ذکر شده. ما در این مسابقه هم مثل زندگی مادیمان با یکدیگر در مسابقه هستیم. اگر چیزی را بخواهیم تولید کنیم، دیگران هم هستند. علم تولید، برنامهریزی، پیشرفت، تمام اینها در نوعی مسابقه قرار گرفته است. فکر نکنید در خلأ زندگی میکنیم و مانعی سر راه نداریم، اینطور نیست. هر دولت خدمتگزاری باید بپذیرد که راه شوسه نیست، مقتضیات و موانعی است.
باید مقتضیات را تقویت کرد و موانع را از سر راه برداشت. همین عدۀ ظلمه جزو موانع است. بنابراین یک راه شوسۀ خوب را انتخاب کردن کافی نیست. قرآن میگوید: :و منهم سابق بالخیرات: باید عدهای جزو سابقین باشند تا در این مسابقه و در این ورزش برنده باشند. اگر مسابقه نباشد، شکست است. شما هر چه جنس خوب تولید کنید، جنسهای خوبتری تولید میکنند. کفشهای خیلی خوب، در مقابل کفش برخی کشورهای دیگر، عقب نشینی میکنند. بعد آنها بازار شما را خواهند گرفت. شما باید در این مسابقه، بر آنها پیشی بگیرید. این مسابقه در جنبههای مادی است، در جنبههای معنوی هم همین است.
از نظر علمی، سیاسی، برنامهریزی، تعلیم و تربیت باید ما جزو سابقین باشیم، قرآن میفرماید که سابقین چه میکنند. در دو جا بحث شده: سابقین :فاستبقوا الخیرات: در کارهای خیر از یکدیگر پیشی بگیرید و در سورۀ واقعه که میفرماید: :والسابقون السابقون: آنهایی که در کارها، در جهاد و در مسابقه، فعالیت بیشتر و اخلاص بیشتر داشته باشند. اینها خواه ناخواه جزو سابقین خواهند بود. آن روزی که صدای حضرت بلند میشود، چه کسانی دعوت میشوند؟ سابقین.
آیا واقعاً ما بر آن عهدی که با خدا کردیم، عهدی که با حضرت ولیعصر(عج) کردیم و دعای عهد میخوانیم، به آن وفادار هستیم؟ :هل نحن علی ما عاهدنا الله علیه و هل انتم علی ما عاهدتم الله علیه: خداوند میفرماید: :اوفوا بعهدی، اوف بعهدکم:، شما اگر به وعدۀ ما وفا کنید، ما هم وفا میکنیم. :ان الله لایخلف المیعاد: وعدۀ خدا دروغ نیست، ولی شاید ما کوتاهی کردیم. امید است که این کنگره و این همایش ، این جمعیت و این فعالیتهای زیبا و لطیفی که انجام میدهیم، مخلصانه باشد و صحیح برنامهریزی شود. کسانی هم که شرکت میکنند، شرکتشان جنبۀ تشریفاتی نداشته باشد. شما را به خدا، بیایید یک مقدار از این تشریفات بکاهیم و جدی صحبت کنیم. بیاییم با خدا جدی صحبت کنیم.
«وهب لی الجد فی خشیتک و الدوام فی الاتصال بخدمتک حتی اسرع الیک فی میادین السابقین و اسرع الیک فی البارزین و اشتاق الی قربک فی المشتاقین و ادنو منک دنو المخلصین و اخافک مخافة الموقنین» واقعاً راه اخلاص را برویم، اگر این راه را درست برویم هر کس هر چیزی را که بخواهد، خدا به او میدهد و اگر راست بگوییم، پاسخ ما حتماً درست است. «اجیب دعوة الداع اذا دعان»
«اَللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعْثَنا، وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا، وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا، وَ أعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا، وَ أغْنِ بِهِ عائِلَنا، وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا، وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا، وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، وَ يَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا، وَ بَيِّضْ بِهِ وُجوهَنا، وَ فُكَّ بِهِ أسْرَنا، وَ أنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا، وَ أنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا، وَ اسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا، وَ أعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا، وَ بَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ آمالَنا، وَ أعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا.
يا خَيْرَ الْمَسْؤُولينَ، وَ أوْسَعَ الْمُعْطينَ، اِشْفِ بِهِ صُدورَنا، وَ أذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلوبِنا، وَ اهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإذْنِكَ؛ إنَّكَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ إلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، وَ انْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّنا، إلهَ الْحَقِّ آمينَ.»
خدایا روح شهدای ما، روح امام شهدای ما شاد فرما و اجری از این مجلس به ارواح آنان نثار فرما. خدایا، به جانبازان ما، به خانوادههایشان، صبر و توفیق عنایت بفرما. به خدمت گزاران مملکت ما، مسئولین این نظام مقدس جمهوری اسلامی، توفیق عنایت فرما.


