مباني و اهداف حكومت حضرت مهدي(عج)
قدسي بندهكريم
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چكيده
قران كريم درباره آينده تاريخ و حوادث آخرالزمان و استيلاي خوبي و خوبان برجهان و حكومت صالحان سخن گفته است و از امتيازات و ويژگيهای مهم اين عصر درخشان ياد میكند. و اين آينده روشن را تحقق فلسفه بعثت و نبوت پيامبران میداندكه بارهبري كاملترين و صالحترين انسانها يعني حضرت مهدي تحقق پيدا میكند و اين نكته در قرآن كريم به خوبي يادآوري شده است.
آيا كسي كه به حق رهبري ميكند سزاوارتر است پيروي شود يا كسي كه را ه نمیيابد مگر آنکه هدايت شود ؟
حكومت جهاني حضرت مهدي بر اساس اين مباني شكل میگيرد:
دعوت به پذيرش توحيد و نفي شرك؛
برقراري قسط و عدل؛
مبارزه با تبعيض نژادي و امتيازات واهي؛
توجه به تفكر و دانايي؛
حاكميت معنويت و ارزشهای اخلاقي؛
توجه به رشد و تعالي زندگي مادي.
شاخصهای زير بیانگر جلوهای از اهداف و رفتار حضرت مهدي است:
1. حاكميت توحيد و اسلام ناب در سراسر جهان؛
2. زدودن تحريف و بدعتها از دين؛
3. تعليم قرآن بنحوكامل؛
4. اجراي احكام اسلامي؛
5. استقرار امنيت؛
6. حفظ نظم و همبستگي اجتماعي؛
7. فراگير شدن بهداشت جسمي و رواني در جامعه؛
8. پيشرفتهای علمي، فكري و تكنيكي؛
9. پيشرفتهای كشاورزي و اقتصادي توسعه ارتباطات نيرومند؛
10. وسعت دادن به شهرها و مراكز ديني؛
11. پيشرفتهای تربيتي؛
12. ارتقاء سطح فكري و معنوي.
مقدمه
ظهور و قيام يك انسان كامل براي نجات بشريت صرفاً يك عقيده اصيل مذهبي و ديني نيست، بلكه يك آرزوي بشري است كه از فطرت او سرچشمه میگيرد. هر انساني فطرتاً خواهان عدالت است و آرزو میكند در نظامي قرار گيرد كه عدالت بر آن حكمفرماست و جامعهای را میطلبد كه در آن همه افراد به راحتي در كنار هم بر مبناي اصول اخلاقي زندگي كنند و بدون شك چنين ميلي در وجود انسان بيهوده نيست و اين ميل بازتاب يك واقعيت مسلم است كه با ظهور منجي جامعه بشري در عاليترين مرتبه خود شكل میگيرد، حقيقتي كه در تمام اديان الهي به ویژه در اسلام به صورت گستردهای مطرح شده است و نويدهاي بیشائبه پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت به مردم مؤمن و آزاديخواه جهان حاكي از اين امر است لذا سخن گفتن از اين حكومت جهاني و اهداف آن ضرورت خاصي دارد چرا كه با ظهور منجي فلسفه خلقت و بعثت پيامبران تحقق پيدا میكند.
در اين مقاله كه بر اساس روش كتابخانهای تدوين شده است تلاش در اين جهت كه بتوانم با توجه به آيات قرآن و روايات، مباني اين حكومت جهاني و اهداف آنرا از ديدگاه اسلام و خصوصاً شيعه بررسي كنم.
رهايي و سعادت آرزوي ديرينه بشري است كه همواره جزء دغدغدههاي فكري او در طول تاريخ محسوب میشود. اميد به زندگي بهتر و آيندهای روشن كه در آن خبري از نابساماني و ظلم نيست فكر بشري را به خود مشغول كرده است و اين تصور در حيات انسان به گونههاي مختلف تبلور يافته است كه بارزترين آنرا در آثار بشري تحت عنوان مدينه فاضله، شهر آفتاب ، سرزمين الدوادو و غيره میيابيم.
آرمانشهري زميني كه در آن نشاني از ظلم و بيعدالتي و دغدغدههای جوامع امروز نيست و در آن ايدهآلهاي بشري به تصور كشيده شده است.
طرح مدينه فاضله اول بار از سوي افلاطون مطرح ميشود و عمدتاً از فلسفه او نشأت میگيرد و بعدها «كتاب جمهوري در طي تاريخ اوتوپي مورد نظر تمام نويسندگان اينگونه آثار قرار میگيرد. اوتوپي، توماس مور، كامپانلا، فوريه و كابه از روي نمونه جمهوري تدوين شده است» اوتوپيهاي قديم و جديد در اين اوصاف مشترك هستند:
1. «در اوتوپي خدا غايب است زيرا اوتوپي مدينه بشر است و در طرح آن صرفاً به آسايش در اين جهان نظر شده است.» و حتي افلاطون نيز مرادش از دين، ديني است كه تابع فلسفه است.
2. «اهل مدينه از تفكر نيز معاف هستند و تفكر و اختيار را از آنها سلب كردهاند تا از عواقب آنکه گناه و شر حاصل از آن است، در امان بمانند، پس تخطي از احكام و قوانين اوتوپي مجاز نيست و همگان بايد از آن اطاعت كنند تا هيچكس بار گناه را بر دوش خود احساس نكند.»
3. همه اوتوپيها وضع و موقع جغرافياي خاص دارد يا جزيرهايست كه محاط در درياها و اقيانوسهاي ساكت و آرام است و مردم آن از بيم موج و گردابهای هائل در شب تاريك بیخبرند يا اگر جزيره نيست چنان از بقيه سرزمينها جداست كه اهل آن تماس با خارج ندارند و به وجهي مورد حمايت هستند.
فارابي به عنوان يك فيلسوف مسلمان در توصيف مدينه فاضله چنين میگويد: مردمش به اموري مشغولند و به فضايلي آراستهاند و هدفشان رسيدن به سعادت است و چنين جامعهای را به بدن سالم تشبيه میكند. و در ویژگيهای زعيم مدينه فاضله علاوه خصوصيات فيزيكي و اخلاقي والا اشاره به عاليترين درجه سعادت بشري مینمايد يعني اتصال با عقل فعال و ارتباط با ملك وحي، به گونه كه بتواند مصالح و شرايع را به وضوح دريافت كند و در اختيار مردم قرار دهد.
«هرچند در اين مدينه فاضلهای كه فارابي ترسيم كرده افلاطون اساس فكر او را تشكيل میدهد ليكن به تأثير اسلام و اوضاع و احوال زمان و مكان اختلافات چندي در آن به چشم میخورد».
1. رئيسجمهور افلاطون فيلسوف آگاهي است در حاليكه رئيس مدينه فاضله فارابي میتواند فيلسوف و پيامبر و رهبر ديني باشد.
2. افلاطون به اشتراك زن و فرزند قائل است ليكن فارابي به علت مخالفت دين اسلام از آن سخن نميگويد.» از آنجا كه فارابي تمايلات شيعي داشته بسياري از عقايد شيعيان در آراء اجتماعي او میبينيم فيالمثل نياز به معلم در فلسفه او نياز به امام در نظر شيعيان است. پيوندي كه رئيس مدينه فاضله با پروردگار دارد يادآور پيوند امام معصوم شيعيان با پروردگار است و بالاخره همانند شيعيان كه امامان خود را يكي بعد از ديگري حاكم میدانند رؤساي مدينه فاضله نيز يكي پس از ديگري رياست میكند. امام صفات كاملي دارد رئيس مدنيه فاضله نيز صفات كاملي دارد.
باتوجه به مطالب ذكر شده به خوبي پي میبريم كه خوب زيستن و سعادت از آرزوهاي بشري است و خداوند متعال از روي لطف و حكمت به اين آرزوي بشري جامعه عمل پوشانده و تمامي امكانات لازم براي خوب زيستن و سعادت را دراختيار بشر قرار داده و براي تحقق چنين هدف والاي سفيران عادل و قوانين عادلانه را براي زندگي انسان معين نموده چرا كه هدف از آفرينش تكامل انسان است و رسالت پيامبران در جهت تعليم و تربيت انسانها و برخورداري از يك قانون صحيح زندگي است، قانوني كه در پرتو آن انسان به سعادت واقعي نايل میشود پس چگونه ممكن است خداوند حكيم به ضروريترين نياز انسان يعني نياز به هدايت تشريعي و آشنايي با راه و رسم زندگي كه تأمينكننده سعادت واقعي اوست بیاعتنا باشد و اين راهنمايي از جانب خدا در حيات انسان به قدري است كه بدون آن حجت بر مردم تمام نميشود.
خداوند در سوره نساء به اين نكته اشاره كرده و ميفرمايد:
«رُسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا»
از اين آيه به روشني بر میآيد كه اگر مشعل هدايت به دست پيامبران بر سر انسانها روشن نميگشت و راه از چاه نموده نمیشد گمراهان در دادگاه عدل الهي عذري داشتند و همين خود شاهد گويايي است كه از نظر قرآن كريم عقل و حس و ساير استعدادها بشر به تنهايي براي شناختن راه و روش صحيح زندگي كافي نيست.
در قرآن كريم دو هدف مشخص به عنوان اهداف مشترك انبياء معرفي شده كه ساير تعليمات پيامبران مقدمهای است براي رسيدن به اين دو هدف و اين دو هدف عبارتند از:
1. شناخت خدا و نزديكشدن به او؛
2. برقراري عدالت اجتماعي.
تحقق كامل اين دو هدف مشترك انبياء با حكومت حضرت مهدي امكانپذير است لذا لازم است قبل از بحث درمورد مباني و اهداف اين حكومت جهاني به نقش و مفهوم ولايت امام بپردازيم.
نقش و مفهوم ولايت امام
در اعتقادات شيعي خاتميت پيامبر به وصايت و امامت امامان منتهي میشود و اصولاً امامت مجوز ختم نبوت است و استمرار خاتميت در ولايت امامان معصوم است ليكن به دليل موانع گوناگون خارجي برخي از ابعاد ولايت امامان تحقق پيدا نكرد همانگونه كه در دوران غيبت ولايت امام غايب نيز در همه ابعاد خود ظهور نمييابد و نقش امام در اين دوران بسان خورشيدي كه در پشت ابر پنهان است و وظايف خود را به عنوان واسطه فيض ميان خدا و جهان هستي از يكسو و خدا و انسانها از سوي ديگر ادا میكند.
«در حضور وجود حجت بايد از نظر قانون تكوين و روابط ماهوي نسبيب و عليت به اين واقعيت نگريست و ديد كه حجت در اين رابطه حضور علي دارد و اگر نباشد (لساخت الارض باهلها)خواهد شد نه زميني بر جا خواهد ماند و نه زميني بر روي آن جاي خواهد گرفت.»
«در آيه 69 سوره زمر قرآن میفرمايد: «وَأَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» دانايان علم قرآن گفتهاند: ربها يعني امامها زمين از فروغ امام ساكن در زمين روشن است... چه نور وجود باشد يا نور شهادت يا نور ظاهري خود يكي از شؤون سببيت امام است.»
در اينجا به ذكر پارهای از عناوين و صفات كه در ضمن زيارت و ادعيههاي مختلف به وجود حضرت مهدي و نقش آن در حضرت در نظام هستي اشاره میكند میپردازيم:
بقيةالله: باقيمانده خدا در روي زمين؛
وليالله: سرسپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهي، دوست خدا؛
وارث الانبياء: ميراث پيامبران؛
رحمةالله واسعه: رحمت بیپايان خدا، لطف و رحمت بیكران پروردگار، رحمت گسترده حق؛
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستي دوران؛
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان؛
حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاي ربوبي؛
صاحب الامر: دارنده ولايت امر الهي، صاحب فرمان و اختياردار شريعت؛
الكتاب المسطور: قرآن مجسم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيبت بشري.
نگاه قرآن به آينده بشري
در نگاه قرآن آينده بشري كاملا روشن است و تاريخ در نهايت امر به امن و امان، نعمت و رفاه و جانشيني صالحان منتهي میشود و با استقرار حق و عدل بشريت از كمالي عظيم برخوردار خواهد شد و وعده تمام سفيران الهي جامعه عمل خواهد پوشيد. قرآن در آيات زيادي اين امر اشاره دارد.
در آيه 55 سوره نور میفرمايد:«ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛
از مجموع آيه چنين برمي آيد كه خداوند به گروهي از مسلمانان كه داراي دوصفت هستند ايمان و عمل صالح سه نويد داده است:
1. استخلاف و حكومت زمين؛
2. نشر آئين حق بطور اساسي و ريشه دار در همه جاكه از كلمه تمكين استفاده میشود؛
3. از ميان رفتن اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامني.
گروهي آنرا اشاره به حكومت مهدي(عج) ميدانند كه شرق و غرب جهان در زير لواي حكومتش قرار میگيرد و آيين حق در همه جا نفوذ میكند و نا امني و خوف و جنگ از صفحه زمين بر چيده میشود و عبادت خالي از شرك براي جهانيان تحقق میيابد.
از جمله آيه 81 سوره اسراء:«وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا».
در آيات فوق يك اصل كلي و اساسي و يك سنت جاودان الهي بر میخورد میكنيم كه مايه دلگرمي همه پيروان حق است و آن اينكه سر انجام حق پيروز است و باطل به طور قطع نابود شدني است باطل صولت و دولتي دارد، رعد و برقي میزند كر و فري نشان میدهد ولي عمرش كوتاه است و سرانجام به دره نيستي سقوط میكند. و جمله جاءالحق به قيام مهدي(عج) تفسير شده است.
در مكتب اسلام اعتقاد به امامت و رهبري در دوران پس از پيامبر جز با قبول مهدويت كه همان جهان شمولي هدايت است سامان نمیيابد. «ظهور منجي از اهلبيت و فرزندان فاطمه يك اعتقاد عمومي و اجتماعي مسلمين است و اختصاص به شيعه ندارد اگر جه شيعه شخص اورا از نظر حسب و نسب معرفي میكند ولي اصل قضيه يك اعتقاد همگاني است.
اهميت اين اعتقاد را با تأمل در حديث پيامبر میتوان درك كرد «من ما ت ولم يعرف امام زمانه مات ميتة اجاهلية» كسي كه بميرد بدون آنكه امامي داشته باشد يا امامش را نشناسد او به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.
در سوره رعد آيه17 قرآن جريان حق و باطل را به صورتي زيبا ترسيم ميكند:«كَذَلِكَ يضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا ينفَعُ النَّاسَ فَيمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ».
حق هميشه مفيد و سودمند است همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگي است اما باطل بیفايده و بيهوده است نه كفهای روي آب هرگز كسي را سيراب ميكند و نه درختي را میرويانند و نه كفهايي كه در كورههاي ذوب فلزات ظاهر ميشود میتوان ازآنها زينتي و يا وسيلهای براي زندگي ساخت و اگر هم مصارفي داشته باشند مصارف پست و بیارزشند كه به حساب نمیآيند همانند صرف كردن خاشاك براي سوزاندن.
در نگاه قرآن باطل به جايي میرسد كه قدرت نگهداري خويش را ندارد و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب میگردد و اين در همان حال است كه حق به جوشش میآيد هنگاميكه حق به خروش افتاد باطل همچون كفهای روي ديك به خارج پرتاب میشود بيرون میافتد و اين خود دليلي است بر اينكه حق هميشه بايد بجوشدد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد.
در بينش الهي همواره در طول تاريخ درگيري بين حق و باطل وجود دارد و انگيزه حق و باطل در درون انسانهاست و افرادي كه گرايشات حيواني در وجود آنها غالب شود تشكيل جبهه باطل را میدهند و افرادي كه گرايشات عالي بر وجود آنها حاكم شده جبهه حق را تشكيل میدهند و همواره بين اين دو گروه درگيري وجود دارد ولي در هر حال اسلام آينده تاريخ را درخشان معرفي میكند و از پيروزي نهايي حق بر باطل و عدالت بر ظلم خبر میدهد.
مباني حكومت جهاني حضرت مهدي
يكي از ويژگيهای مشهور دولت مهدي موعود جهانگير بودن آن است حكومت مهدي شرق و غرب عالم را فرا میگيرد و آبادي درزمين نمیماند مگر اينكه گلبانگ محمدي ازآن بر میخيزد و سراسر گيتي ازعدل و داد آكنده میشود و در آن حكومت همه چيز پيرو و تابع حق و عدل میگردد.
ظهور داراي سه حضور بيماننداست:
1. حضور آفاقي؛
2. حضور انساني؛
3. حضور فطري.
حضور آفاقي تأثير حاكميت ظهور است در همه آفاق جهان، حضور انساني، گسترش حكومت مهدي است در همه سوي زندگي انسان در كره ارض و حضور فطري، نفوذ حكومت و تعاليم مهدي است در خردها و شگفتن فطرتها درپهنه حيات.
با تأمل و دقت درآيات قرآن و روايات میتوان به اين مباني حكومت جهاني پي برد:
1. اولين مبناي فلسفه حكومت جهاني امام مهدي(عج) دعوت به پذيرش توحيد و نفي شرك است دعوتي كه بارها از سوي همه انبياء در طول تاريخ تكرار شد و در كلام پيامبر اسلام چنين تبلور يافته است «قولوالا اله الاالله تفلحوا» و اين دعوت و بر نامه در حكومت آخرين ولي خدا اهميت خاصي دارد.
2. در نگرش شيعه امامت مجوز ختم نبوت است و ادله نقلي و شواهد تاريخي عموميت رسالت پيامبر و جاودانگي دين اسلام را اثبات میكند آيات فراواني در قرآن به صراحت دلالت میكند كه دين اسلام، دين همه مردم روي زمين است و ويژه قوم و ملت خاصي نيست از آن جمله میتوان به آيات زير اشاره كرد:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا»؛
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»؛
ودر آيه 19 سوره انعام میفرمايد:
«وَأُوحِي إِلَي هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ».
به من قرآن وحي شده است تا به وسيله آن شما و هر كه قرآن به او ميرسد انذار كنم. افزون بر اين آيات، آياتي.است كه دين اسلام را به شكل كامل و تام الهي میشمارد و بعد از تمام شدن كمال دين الهي ديگر نيازي به آمدن پيامبر جديد نيست.
«وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ».
با توجه به مطالب ذكر شده اكمال و اتمام دين بدون شك بايد در سه جهت دريافت، ابلاغ و اجرا صورت گيرد.
اما عليرغم تلاشهای زياد پيامبر اكرم به دليل فراهم نبودن شرايط و موانع گوناگون اجراي كامل دين تحقق نيافت. در حقيقت خاتميت پيامبر به خاتميت وصي منتهي میشود و اگر خاتم اولياء نباشد دين به معناي كامل و نهايي خود نمیتواند بر همه مردم و عقول عرضه شود. عرضه كامل دين و دعوت به سوي توحيد و نفي شرك به صورت كامل با حكومت حضرت مهدي تحقق میيابد.
در اين حكومت جهاني دين محور و اساس حكومت قرار میگيرد و قرآن در اين مورد میفرمايد:«إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ»؛
اسلام تسليم شدن در برابر حق و درمقام عمل و اعتقاد است و فرستادگان الهي امت واحدي بودند براي رساندن انسانها به هدف نهايي خلقت و آفرينش و منشأ انگيزه و دعوت آنها نيز يكي بود. اما ناسپاسي مردم گاه باعث و دور شدن از هدف اصلي خلفت گرديد. در اين حكومت جهاني شرك و كفر و بتپرستي به طور كلي ريشهكن خواهد شد.
در ادعيه و زيارات آن امام همام را با اين عنوان میخوانيم:
يا داعي الله: اي دعوتكننده الهي، فراخواننده مردم به سوي خدا، منادي راستين هدايت الي الله.
يا نور الله: نور خاموشيناپذير خدا، ظاهركننده همه معارف و حقايق توحيدي، مايه هدايت رهجويان.
الدين المأثور: تجسم دين، تجسيد آيين بر جاي مانده از آثار پيامبران، خود دين و كيان آئين، روح مذهب.
مهدي الامم: هدايتگر همه امتها، راه يافته راهنماي همه طواف بشري.
ياجامع الكلم: درآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.
از امام باقر چنين نقل شده: خداوند به دست مهدي دين خويش را برهمه دينها پيروز سازد اگرچه اين را بیدينان نخواهند.
در قرآن نيز به همين معنا تأكيد شده است:«لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
3. برقراري قسط و عدل: بر پايي قسط و عدل يكي از ويژگيهای بارز حكومت حضرت مهدي است. در زيارت چنين ميخوانيم: «السلام علي القائم المنتظر والعدل المشتهر» و در بسياري از روايات از حضرت مهدي به عنوان مظهر تجلي كامل عدالت ياد شده است و بر عدالتگستري آن حضرت تأكيد شده. اصولاً حركت خداجويانه انسان جزء در سايه نظامي عادلانه امكانپذير نيست و تنها بااستقرار حكومت حق و عدل بشريت از كمالي عظيم برخوردار خواهد شد و استعدادهاي انسان به شكوفايي میرسد.
4.
در سايه عدالت مهدي هيچ انساني در قيد بندگي و بردگي باقي نمیماند و بندهاي پيدا و ناپيداي بندگي از سر و گردن انسانها باز میگردد و زمينه استثمار انسان به كلي از جامعه بر چيده میشود و اين عدالت مهدوي در سطح نفوس بشري تحقق پيدا میكند.
امام صادق(ع) ميفرمايد:به خدا قسم عدالت در ميان خانههايشان وارد میشود همانگونه كه سرما و گرما وارد خانه میشود.
3. مبارزه با تبعيضنژادي و امتيازات واهي: امام مهدي(عج)حكومت خويش را برمبناي آيه 13 سوره حجرات قرار میدهد.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».
4. توجه به تفكر و دانايي: تفكر و دانايي در دين اسلام از جايگاه خاصي بر خوردار است به طوري كه اولين آياتي كه بر رسول خدا نازل شد در باره دانشآموختن بود و در اهميت اين امر میتوان به آيه زير اشاره كرد:
«هَلْ يسْتَوِي الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لاَ يعْلَمُونَ إِنَّمَا يتَذَكَّرُ أُوْلُوا الألْبَابِ».
ظهور مهدي دوران گسترش علم و دانايي است و همانطور كه ظلم و بيداد جاي خود را به عدل و دادگري میسپارد دانايي و فرزانگي نيز جايگزين جهل و ناداني میگردد و جهان از نور عقل و دانش آكنده میگردد.
5. حاكميت معنويت و ارزشهای اخلاقي: تربيت و پرورش روح انسانها و توجه به اخلاق و فضايل انساني يكي از اساسيترين بر نامههاي اسلام است به طوري كه پيامبر اسلام میفرمايد:
بعثت لاتمم امكارم الاخلاق؛
در اين سخن پيامبر هدف از بعثت را توجه به اخلاق و معنويت اعلام میكند.
در حكومت حضرت مهدي انسانها به اكمال اخلاق و فضايل انساني راه میيابند. ظلم، جور، تجاوز، جنايت خيانت ريشهكن میگردد و برادري و برابري، عدالت و محبت همه جا را فرا میگيرد.
6. توجه به رشد و تعالي زندگي مادي: توجه به نيازهاي مادي در نگرش اسلام اهميت خاصي دارد قرآن در اين رابطه میفرمايد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خَالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ».
در روايات زيادي تأكيد بر اين امر شده كه در زمان معدي مردم چنان نعمت و برخورداري و رفاه دست يابند كه در هيچ زماني دست نيافته باشند. حضرت علي(ع)ميفرمايند: در زمان ظهور آسمان بارانش را فرود ميريزد و زمين گياهانش را بيرون میدهد و كينه از دلهای بندگان زايل شده و درندگان سازگار میشوند. در سايه اين حكومت جهاني فقر و گرسنگي ريشهكن میگردد و هيچ انسان گرسنهای سر بر بالين نمیگذارد.
اهداف حكومت حضرت مهدي(عج)
امام(عج) اولين هدف حكومتي خويش را طرد كليه وجوه شرك در عرصههاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بينالمللي قرار میدهد و تلاشي فراگير براي ايجاد تفكر و فرهنگ توحيدي در سرتاسر گيتي مینمايد. امام صادق در اين رابطه چنين میفرمايد:
اذا قام قائمنا لا يبقي ارض الانودي فيها شهادةان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله.
زمانيكه قائم ما قيام كرد جايي در روي زمين باقي نمیماند مگر اينكه در آنجا صداي شهادتين بلند میشود.
زدودن تحريف و بدعتها از دين:
امام باقر میفرمايد: «يهدم ماقبله كما صنع رسول الله ويستانف الاسلام جديدا» آنچه از آثار بدعت و گمراهي قبل از وي بوده است منهدم میكند چنانكه پيامبر اساس جاهليت را منهدم كرد آنگاه ازنو اسلام را میسازد.
تعليم قرآن به نحوكامل
از روايات استفاده میشود كه در زمان ظهور تمام جزئيات و خصوصيات قرآن از سوي آن حضرت براي مردم روشن میشود و تعليم قرآن به نحو كامل و جامع و عمل به كتاب معيار عمل انسانها خواهد بود.
اجراي احكام اسلامي
با استقرار حكومت جهاني جوامع بشري تحت حاكميت حدود و احكام الهي اسلام اداره خواهد شد.
استقرار امنيت
دولت مهدي(عج) امنيتي فراگير و همه جانبه در ابعاد مختلف اعتقادي، سياسي، احتماعي، سياسي، فرهنگي و رواني در جامعه ايجاد میكند و حقوق انسانها محور همه برنامهريزيها قرار میگيرد.
حفظ نظم و همبستگي اجتماعي
حكميت توحيد و عدالت و نظام سياسي عادلانه حضرت مهدي عهدهدار انسجام و همبستگي اجتماعي است به گونهای كه دستگاهها و قواي مختلف حكومتي در يك راستا فعاليت میكنند.
ارتقاء سطح فكري و معنوي مردم
تعليم و تربيت در زمان آن حضرت گسترش میيابد و حضرت چندين برابر علوم و معارفي راكه فرستادگان الهي براي بشر آوردهاند آشكار میسازد و سطح دانش مردم چنان بالا میرود كه زنان در خانه ياراي آن دارند كه بر پايه كتاب و سنت پيامبر قضاوت كنند.
8. فراگير شدن بهداشت جسمي و رواني در جامعه: در دوره حكومت حضرت مهدي(عج)همه مردم از نيازمندهاي زندگي به قدر كافي استفاده میكنند در نتيجه بيماري و بدبختي ريشهكن میشود. در روايت ذكر شده كه «هرگونه بيماري و نقص عضو از جامعه مسلمانان رخت میبندد و خداوند دلهای آنان را مانند پاره آهن استوار میسازد و مردم در آن عصر هر كدام قدرت و نيروي فوق خواهند يافت و در سايه آن حكومت زمين را قبضه خواهند كرد.»
9. توجه به عمران و آبادي:
در حكومت مهدی(عج) عمران و آبادي سرتاسر زمين مطرح است به گونهای كه چون آن حضرت قيام كند همه خرابيها را آباد و تمامي سطح زمين را از سرسبزي و نشاط و طراوت بپوشاند و گنجها و معادن زمين همگي استخراج شوند و زمين آنچه را در درون مخفي داشته براي رفاه و آسايش انسانها ظاهر نمايد.
10. توجه به توده مستضعف:
قرآن در آيه 5 سوره قصص در مورد اهداف حكومت مهدي میفرمايد: اراده ما بر اين امر قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و وارثان زمين قراردهيم البته مستضعف انواع و اقسامي دارد مستضعف فكري، فرهنگي، اقتصادي، اخلاقي و سياسي و آنچه قرآن بيشتر روي آن تكيه كرده مستضعفين سياسي و اخلاقي است.
نتيجه
رسيدن به فلاح و كمال آرزوي انسانهای خيرانديش است كه خلقت جهان و انسان را عبث و بيهوده نمیدانند و تحقق چنين آرزويي جز با حكومت جهاني حضرت مهدي امكانپذير نيست. در حقيقت حضرت مهدي تجسم همه نويدهاي سفيران الهي است كه حكومت خويش را برمبناي رسالت انبياء و اهداف آنان آغاز میكند.
مهمترين مبناي حكومتي حضرت مهدي حاكميت توحيد و عدل است در سايه اين دو ويژگي اساسي اخلاق انساني و ارزشهای والاي اسلامي در همه زمينههاي عقيدتي، فرهنگي، نظامي، سياسي، اقتصادي و اخلاقي در جامعه حاكم میگردد و جامعه ايدهآل و زيبا الهي پديدار ميشود.
در اين عصر درخشان عدالت و امنيت سراسر جهان را فرا میگيرد و از امتيازات مهم اين حكومت پيشرفتهای چشمگير عجيب علم و صنعت و فرهنگ است علاوه بر اين پيشرفتهاي فرهنگي و اخلاقي در روابط خانوادگي و اجتماعي به جايي میرسد كه زن در خانه خود بر قرآن و سنت رسول خدا قضاوت میكند و نيازي به دادگاه و محاكم قضايي نيست.
منابع
1-الهامي، مهدي پور، داود، علي اكبر، اوخواهد آمد، انتشارات دارالتبليغ اسلامي
2-اميني، ابراهيم، دادگستر جهان، انتشارات شفق، قم، 1380
3 -بهشتي، مهدي، اديان و مهدويت يا بررسي شناخت جهاني مهدي موعود
4-حسيني بهشتي، سيد محمد، باهنر، گلزاده غفوري، شناخت اسلام
5-حكيمي، محمد رضا، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهاردهم 1364
6-داوري اردكاني، فارابي، موسس فلسفه اسلامي، انتشارات علوم انساني و مطالعات فرهنگي
7- علي، مهدي موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار مجلسي، ناشر دارالكتاب الاسلامية
8--صافي گلپايگاني، گفتمان مهدويت
9-هاشمي شهيدي، سيداسدالله، ظهور مهدي از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
10-طباطبايي، سيد محمد حسين، شيعه در اسلام، انتشارات كتابخانه بزرگ اسلامي
11-گلستاني، سيدهاشم، ج1، فلسفه اسلامي، انتشارات نشاط اصفهان
12 –مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي، انتشرات صدرا
13-مطهري، مرتضي، سيري در سيره ائمه، انتشارات صدرا
14-مطهري، مرتضي، فطرت، انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1372
15-مكارم شيرازي، ناصر، مهدي انقلاب بزرگ، انتشارات هدف
16مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه جلد7، 13، 12، 14، 16انتشارات دارالكتب اسلامي
17-موسوي، سيدابوالفضل، موعود جهاني، انتشارات بعثت
18-نوري، نجم الثاقب، انتشارات كتابفروشي الاسلاميه
قران كريم درباره آينده تاريخ و حوادث آخرالزمان و استيلاي خوبي و خوبان برجهان و حكومت صالحان سخن گفته است و از امتيازات و ويژگيهای مهم اين عصر درخشان ياد میكند. و اين آينده روشن را تحقق فلسفه بعثت و نبوت پيامبران میداندكه بارهبري كاملترين و صالحترين انسانها يعني حضرت مهدي تحقق پيدا میكند و اين نكته در قرآن كريم به خوبي يادآوري شده است.
آيا كسي كه به حق رهبري ميكند سزاوارتر است پيروي شود يا كسي كه را ه نمیيابد مگر آنکه هدايت شود ؟
حكومت جهاني حضرت مهدي بر اساس اين مباني شكل میگيرد:
دعوت به پذيرش توحيد و نفي شرك؛
برقراري قسط و عدل؛
مبارزه با تبعيض نژادي و امتيازات واهي؛
توجه به تفكر و دانايي؛
حاكميت معنويت و ارزشهای اخلاقي؛
توجه به رشد و تعالي زندگي مادي.
شاخصهای زير بیانگر جلوهای از اهداف و رفتار حضرت مهدي است:
1. حاكميت توحيد و اسلام ناب در سراسر جهان؛
2. زدودن تحريف و بدعتها از دين؛
3. تعليم قرآن بنحوكامل؛
4. اجراي احكام اسلامي؛
5. استقرار امنيت؛
6. حفظ نظم و همبستگي اجتماعي؛
7. فراگير شدن بهداشت جسمي و رواني در جامعه؛
8. پيشرفتهای علمي، فكري و تكنيكي؛
9. پيشرفتهای كشاورزي و اقتصادي توسعه ارتباطات نيرومند؛
10. وسعت دادن به شهرها و مراكز ديني؛
11. پيشرفتهای تربيتي؛
12. ارتقاء سطح فكري و معنوي.
مقدمه
ظهور و قيام يك انسان كامل براي نجات بشريت صرفاً يك عقيده اصيل مذهبي و ديني نيست، بلكه يك آرزوي بشري است كه از فطرت او سرچشمه میگيرد. هر انساني فطرتاً خواهان عدالت است و آرزو میكند در نظامي قرار گيرد كه عدالت بر آن حكمفرماست و جامعهای را میطلبد كه در آن همه افراد به راحتي در كنار هم بر مبناي اصول اخلاقي زندگي كنند و بدون شك چنين ميلي در وجود انسان بيهوده نيست و اين ميل بازتاب يك واقعيت مسلم است كه با ظهور منجي جامعه بشري در عاليترين مرتبه خود شكل میگيرد، حقيقتي كه در تمام اديان الهي به ویژه در اسلام به صورت گستردهای مطرح شده است و نويدهاي بیشائبه پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت به مردم مؤمن و آزاديخواه جهان حاكي از اين امر است لذا سخن گفتن از اين حكومت جهاني و اهداف آن ضرورت خاصي دارد چرا كه با ظهور منجي فلسفه خلقت و بعثت پيامبران تحقق پيدا میكند.
در اين مقاله كه بر اساس روش كتابخانهای تدوين شده است تلاش در اين جهت كه بتوانم با توجه به آيات قرآن و روايات، مباني اين حكومت جهاني و اهداف آنرا از ديدگاه اسلام و خصوصاً شيعه بررسي كنم.
رهايي و سعادت آرزوي ديرينه بشري است كه همواره جزء دغدغدههاي فكري او در طول تاريخ محسوب میشود. اميد به زندگي بهتر و آيندهای روشن كه در آن خبري از نابساماني و ظلم نيست فكر بشري را به خود مشغول كرده است و اين تصور در حيات انسان به گونههاي مختلف تبلور يافته است كه بارزترين آنرا در آثار بشري تحت عنوان مدينه فاضله، شهر آفتاب ، سرزمين الدوادو و غيره میيابيم.
آرمانشهري زميني كه در آن نشاني از ظلم و بيعدالتي و دغدغدههای جوامع امروز نيست و در آن ايدهآلهاي بشري به تصور كشيده شده است.
طرح مدينه فاضله اول بار از سوي افلاطون مطرح ميشود و عمدتاً از فلسفه او نشأت میگيرد و بعدها «كتاب جمهوري در طي تاريخ اوتوپي مورد نظر تمام نويسندگان اينگونه آثار قرار میگيرد. اوتوپي، توماس مور، كامپانلا، فوريه و كابه از روي نمونه جمهوري تدوين شده است» اوتوپيهاي قديم و جديد در اين اوصاف مشترك هستند:
1. «در اوتوپي خدا غايب است زيرا اوتوپي مدينه بشر است و در طرح آن صرفاً به آسايش در اين جهان نظر شده است.» و حتي افلاطون نيز مرادش از دين، ديني است كه تابع فلسفه است.
2. «اهل مدينه از تفكر نيز معاف هستند و تفكر و اختيار را از آنها سلب كردهاند تا از عواقب آنکه گناه و شر حاصل از آن است، در امان بمانند، پس تخطي از احكام و قوانين اوتوپي مجاز نيست و همگان بايد از آن اطاعت كنند تا هيچكس بار گناه را بر دوش خود احساس نكند.»
3. همه اوتوپيها وضع و موقع جغرافياي خاص دارد يا جزيرهايست كه محاط در درياها و اقيانوسهاي ساكت و آرام است و مردم آن از بيم موج و گردابهای هائل در شب تاريك بیخبرند يا اگر جزيره نيست چنان از بقيه سرزمينها جداست كه اهل آن تماس با خارج ندارند و به وجهي مورد حمايت هستند.
فارابي به عنوان يك فيلسوف مسلمان در توصيف مدينه فاضله چنين میگويد: مردمش به اموري مشغولند و به فضايلي آراستهاند و هدفشان رسيدن به سعادت است و چنين جامعهای را به بدن سالم تشبيه میكند. و در ویژگيهای زعيم مدينه فاضله علاوه خصوصيات فيزيكي و اخلاقي والا اشاره به عاليترين درجه سعادت بشري مینمايد يعني اتصال با عقل فعال و ارتباط با ملك وحي، به گونه كه بتواند مصالح و شرايع را به وضوح دريافت كند و در اختيار مردم قرار دهد.
«هرچند در اين مدينه فاضلهای كه فارابي ترسيم كرده افلاطون اساس فكر او را تشكيل میدهد ليكن به تأثير اسلام و اوضاع و احوال زمان و مكان اختلافات چندي در آن به چشم میخورد».
1. رئيسجمهور افلاطون فيلسوف آگاهي است در حاليكه رئيس مدينه فاضله فارابي میتواند فيلسوف و پيامبر و رهبر ديني باشد.
2. افلاطون به اشتراك زن و فرزند قائل است ليكن فارابي به علت مخالفت دين اسلام از آن سخن نميگويد.» از آنجا كه فارابي تمايلات شيعي داشته بسياري از عقايد شيعيان در آراء اجتماعي او میبينيم فيالمثل نياز به معلم در فلسفه او نياز به امام در نظر شيعيان است. پيوندي كه رئيس مدينه فاضله با پروردگار دارد يادآور پيوند امام معصوم شيعيان با پروردگار است و بالاخره همانند شيعيان كه امامان خود را يكي بعد از ديگري حاكم میدانند رؤساي مدينه فاضله نيز يكي پس از ديگري رياست میكند. امام صفات كاملي دارد رئيس مدنيه فاضله نيز صفات كاملي دارد.
باتوجه به مطالب ذكر شده به خوبي پي میبريم كه خوب زيستن و سعادت از آرزوهاي بشري است و خداوند متعال از روي لطف و حكمت به اين آرزوي بشري جامعه عمل پوشانده و تمامي امكانات لازم براي خوب زيستن و سعادت را دراختيار بشر قرار داده و براي تحقق چنين هدف والاي سفيران عادل و قوانين عادلانه را براي زندگي انسان معين نموده چرا كه هدف از آفرينش تكامل انسان است و رسالت پيامبران در جهت تعليم و تربيت انسانها و برخورداري از يك قانون صحيح زندگي است، قانوني كه در پرتو آن انسان به سعادت واقعي نايل میشود پس چگونه ممكن است خداوند حكيم به ضروريترين نياز انسان يعني نياز به هدايت تشريعي و آشنايي با راه و رسم زندگي كه تأمينكننده سعادت واقعي اوست بیاعتنا باشد و اين راهنمايي از جانب خدا در حيات انسان به قدري است كه بدون آن حجت بر مردم تمام نميشود.
خداوند در سوره نساء به اين نكته اشاره كرده و ميفرمايد:
«رُسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا»
از اين آيه به روشني بر میآيد كه اگر مشعل هدايت به دست پيامبران بر سر انسانها روشن نميگشت و راه از چاه نموده نمیشد گمراهان در دادگاه عدل الهي عذري داشتند و همين خود شاهد گويايي است كه از نظر قرآن كريم عقل و حس و ساير استعدادها بشر به تنهايي براي شناختن راه و روش صحيح زندگي كافي نيست.
در قرآن كريم دو هدف مشخص به عنوان اهداف مشترك انبياء معرفي شده كه ساير تعليمات پيامبران مقدمهای است براي رسيدن به اين دو هدف و اين دو هدف عبارتند از:
1. شناخت خدا و نزديكشدن به او؛
2. برقراري عدالت اجتماعي.
تحقق كامل اين دو هدف مشترك انبياء با حكومت حضرت مهدي امكانپذير است لذا لازم است قبل از بحث درمورد مباني و اهداف اين حكومت جهاني به نقش و مفهوم ولايت امام بپردازيم.
نقش و مفهوم ولايت امام
در اعتقادات شيعي خاتميت پيامبر به وصايت و امامت امامان منتهي میشود و اصولاً امامت مجوز ختم نبوت است و استمرار خاتميت در ولايت امامان معصوم است ليكن به دليل موانع گوناگون خارجي برخي از ابعاد ولايت امامان تحقق پيدا نكرد همانگونه كه در دوران غيبت ولايت امام غايب نيز در همه ابعاد خود ظهور نمييابد و نقش امام در اين دوران بسان خورشيدي كه در پشت ابر پنهان است و وظايف خود را به عنوان واسطه فيض ميان خدا و جهان هستي از يكسو و خدا و انسانها از سوي ديگر ادا میكند.
«در حضور وجود حجت بايد از نظر قانون تكوين و روابط ماهوي نسبيب و عليت به اين واقعيت نگريست و ديد كه حجت در اين رابطه حضور علي دارد و اگر نباشد (لساخت الارض باهلها)خواهد شد نه زميني بر جا خواهد ماند و نه زميني بر روي آن جاي خواهد گرفت.»
«در آيه 69 سوره زمر قرآن میفرمايد: «وَأَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» دانايان علم قرآن گفتهاند: ربها يعني امامها زمين از فروغ امام ساكن در زمين روشن است... چه نور وجود باشد يا نور شهادت يا نور ظاهري خود يكي از شؤون سببيت امام است.»
در اينجا به ذكر پارهای از عناوين و صفات كه در ضمن زيارت و ادعيههاي مختلف به وجود حضرت مهدي و نقش آن در حضرت در نظام هستي اشاره میكند میپردازيم:
بقيةالله: باقيمانده خدا در روي زمين؛
وليالله: سرسپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهي، دوست خدا؛
وارث الانبياء: ميراث پيامبران؛
رحمةالله واسعه: رحمت بیپايان خدا، لطف و رحمت بیكران پروردگار، رحمت گسترده حق؛
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستي دوران؛
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان؛
حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاي ربوبي؛
صاحب الامر: دارنده ولايت امر الهي، صاحب فرمان و اختياردار شريعت؛
الكتاب المسطور: قرآن مجسم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيبت بشري.
نگاه قرآن به آينده بشري
در نگاه قرآن آينده بشري كاملا روشن است و تاريخ در نهايت امر به امن و امان، نعمت و رفاه و جانشيني صالحان منتهي میشود و با استقرار حق و عدل بشريت از كمالي عظيم برخوردار خواهد شد و وعده تمام سفيران الهي جامعه عمل خواهد پوشيد. قرآن در آيات زيادي اين امر اشاره دارد.
در آيه 55 سوره نور میفرمايد:«ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛
از مجموع آيه چنين برمي آيد كه خداوند به گروهي از مسلمانان كه داراي دوصفت هستند ايمان و عمل صالح سه نويد داده است:
1. استخلاف و حكومت زمين؛
2. نشر آئين حق بطور اساسي و ريشه دار در همه جاكه از كلمه تمكين استفاده میشود؛
3. از ميان رفتن اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامني.
گروهي آنرا اشاره به حكومت مهدي(عج) ميدانند كه شرق و غرب جهان در زير لواي حكومتش قرار میگيرد و آيين حق در همه جا نفوذ میكند و نا امني و خوف و جنگ از صفحه زمين بر چيده میشود و عبادت خالي از شرك براي جهانيان تحقق میيابد.
از جمله آيه 81 سوره اسراء:«وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا».
در آيات فوق يك اصل كلي و اساسي و يك سنت جاودان الهي بر میخورد میكنيم كه مايه دلگرمي همه پيروان حق است و آن اينكه سر انجام حق پيروز است و باطل به طور قطع نابود شدني است باطل صولت و دولتي دارد، رعد و برقي میزند كر و فري نشان میدهد ولي عمرش كوتاه است و سرانجام به دره نيستي سقوط میكند. و جمله جاءالحق به قيام مهدي(عج) تفسير شده است.
در مكتب اسلام اعتقاد به امامت و رهبري در دوران پس از پيامبر جز با قبول مهدويت كه همان جهان شمولي هدايت است سامان نمیيابد. «ظهور منجي از اهلبيت و فرزندان فاطمه يك اعتقاد عمومي و اجتماعي مسلمين است و اختصاص به شيعه ندارد اگر جه شيعه شخص اورا از نظر حسب و نسب معرفي میكند ولي اصل قضيه يك اعتقاد همگاني است.
اهميت اين اعتقاد را با تأمل در حديث پيامبر میتوان درك كرد «من ما ت ولم يعرف امام زمانه مات ميتة اجاهلية» كسي كه بميرد بدون آنكه امامي داشته باشد يا امامش را نشناسد او به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.
در سوره رعد آيه17 قرآن جريان حق و باطل را به صورتي زيبا ترسيم ميكند:«كَذَلِكَ يضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا ينفَعُ النَّاسَ فَيمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ».
حق هميشه مفيد و سودمند است همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگي است اما باطل بیفايده و بيهوده است نه كفهای روي آب هرگز كسي را سيراب ميكند و نه درختي را میرويانند و نه كفهايي كه در كورههاي ذوب فلزات ظاهر ميشود میتوان ازآنها زينتي و يا وسيلهای براي زندگي ساخت و اگر هم مصارفي داشته باشند مصارف پست و بیارزشند كه به حساب نمیآيند همانند صرف كردن خاشاك براي سوزاندن.
در نگاه قرآن باطل به جايي میرسد كه قدرت نگهداري خويش را ندارد و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب میگردد و اين در همان حال است كه حق به جوشش میآيد هنگاميكه حق به خروش افتاد باطل همچون كفهای روي ديك به خارج پرتاب میشود بيرون میافتد و اين خود دليلي است بر اينكه حق هميشه بايد بجوشدد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد.
در بينش الهي همواره در طول تاريخ درگيري بين حق و باطل وجود دارد و انگيزه حق و باطل در درون انسانهاست و افرادي كه گرايشات حيواني در وجود آنها غالب شود تشكيل جبهه باطل را میدهند و افرادي كه گرايشات عالي بر وجود آنها حاكم شده جبهه حق را تشكيل میدهند و همواره بين اين دو گروه درگيري وجود دارد ولي در هر حال اسلام آينده تاريخ را درخشان معرفي میكند و از پيروزي نهايي حق بر باطل و عدالت بر ظلم خبر میدهد.
مباني حكومت جهاني حضرت مهدي
يكي از ويژگيهای مشهور دولت مهدي موعود جهانگير بودن آن است حكومت مهدي شرق و غرب عالم را فرا میگيرد و آبادي درزمين نمیماند مگر اينكه گلبانگ محمدي ازآن بر میخيزد و سراسر گيتي ازعدل و داد آكنده میشود و در آن حكومت همه چيز پيرو و تابع حق و عدل میگردد.
ظهور داراي سه حضور بيماننداست:
1. حضور آفاقي؛
2. حضور انساني؛
3. حضور فطري.
حضور آفاقي تأثير حاكميت ظهور است در همه آفاق جهان، حضور انساني، گسترش حكومت مهدي است در همه سوي زندگي انسان در كره ارض و حضور فطري، نفوذ حكومت و تعاليم مهدي است در خردها و شگفتن فطرتها درپهنه حيات.
با تأمل و دقت درآيات قرآن و روايات میتوان به اين مباني حكومت جهاني پي برد:
1. اولين مبناي فلسفه حكومت جهاني امام مهدي(عج) دعوت به پذيرش توحيد و نفي شرك است دعوتي كه بارها از سوي همه انبياء در طول تاريخ تكرار شد و در كلام پيامبر اسلام چنين تبلور يافته است «قولوالا اله الاالله تفلحوا» و اين دعوت و بر نامه در حكومت آخرين ولي خدا اهميت خاصي دارد.
2. در نگرش شيعه امامت مجوز ختم نبوت است و ادله نقلي و شواهد تاريخي عموميت رسالت پيامبر و جاودانگي دين اسلام را اثبات میكند آيات فراواني در قرآن به صراحت دلالت میكند كه دين اسلام، دين همه مردم روي زمين است و ويژه قوم و ملت خاصي نيست از آن جمله میتوان به آيات زير اشاره كرد:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا»؛
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»؛
ودر آيه 19 سوره انعام میفرمايد:
«وَأُوحِي إِلَي هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ».
به من قرآن وحي شده است تا به وسيله آن شما و هر كه قرآن به او ميرسد انذار كنم. افزون بر اين آيات، آياتي.است كه دين اسلام را به شكل كامل و تام الهي میشمارد و بعد از تمام شدن كمال دين الهي ديگر نيازي به آمدن پيامبر جديد نيست.
«وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ».
با توجه به مطالب ذكر شده اكمال و اتمام دين بدون شك بايد در سه جهت دريافت، ابلاغ و اجرا صورت گيرد.
اما عليرغم تلاشهای زياد پيامبر اكرم به دليل فراهم نبودن شرايط و موانع گوناگون اجراي كامل دين تحقق نيافت. در حقيقت خاتميت پيامبر به خاتميت وصي منتهي میشود و اگر خاتم اولياء نباشد دين به معناي كامل و نهايي خود نمیتواند بر همه مردم و عقول عرضه شود. عرضه كامل دين و دعوت به سوي توحيد و نفي شرك به صورت كامل با حكومت حضرت مهدي تحقق میيابد.
در اين حكومت جهاني دين محور و اساس حكومت قرار میگيرد و قرآن در اين مورد میفرمايد:«إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ»؛
اسلام تسليم شدن در برابر حق و درمقام عمل و اعتقاد است و فرستادگان الهي امت واحدي بودند براي رساندن انسانها به هدف نهايي خلقت و آفرينش و منشأ انگيزه و دعوت آنها نيز يكي بود. اما ناسپاسي مردم گاه باعث و دور شدن از هدف اصلي خلفت گرديد. در اين حكومت جهاني شرك و كفر و بتپرستي به طور كلي ريشهكن خواهد شد.
در ادعيه و زيارات آن امام همام را با اين عنوان میخوانيم:
يا داعي الله: اي دعوتكننده الهي، فراخواننده مردم به سوي خدا، منادي راستين هدايت الي الله.
يا نور الله: نور خاموشيناپذير خدا، ظاهركننده همه معارف و حقايق توحيدي، مايه هدايت رهجويان.
الدين المأثور: تجسم دين، تجسيد آيين بر جاي مانده از آثار پيامبران، خود دين و كيان آئين، روح مذهب.
مهدي الامم: هدايتگر همه امتها، راه يافته راهنماي همه طواف بشري.
ياجامع الكلم: درآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.
از امام باقر چنين نقل شده: خداوند به دست مهدي دين خويش را برهمه دينها پيروز سازد اگرچه اين را بیدينان نخواهند.
در قرآن نيز به همين معنا تأكيد شده است:«لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
3. برقراري قسط و عدل: بر پايي قسط و عدل يكي از ويژگيهای بارز حكومت حضرت مهدي است. در زيارت چنين ميخوانيم: «السلام علي القائم المنتظر والعدل المشتهر» و در بسياري از روايات از حضرت مهدي به عنوان مظهر تجلي كامل عدالت ياد شده است و بر عدالتگستري آن حضرت تأكيد شده. اصولاً حركت خداجويانه انسان جزء در سايه نظامي عادلانه امكانپذير نيست و تنها بااستقرار حكومت حق و عدل بشريت از كمالي عظيم برخوردار خواهد شد و استعدادهاي انسان به شكوفايي میرسد.
4.
در سايه عدالت مهدي هيچ انساني در قيد بندگي و بردگي باقي نمیماند و بندهاي پيدا و ناپيداي بندگي از سر و گردن انسانها باز میگردد و زمينه استثمار انسان به كلي از جامعه بر چيده میشود و اين عدالت مهدوي در سطح نفوس بشري تحقق پيدا میكند.
امام صادق(ع) ميفرمايد:به خدا قسم عدالت در ميان خانههايشان وارد میشود همانگونه كه سرما و گرما وارد خانه میشود.
3. مبارزه با تبعيضنژادي و امتيازات واهي: امام مهدي(عج)حكومت خويش را برمبناي آيه 13 سوره حجرات قرار میدهد.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».
4. توجه به تفكر و دانايي: تفكر و دانايي در دين اسلام از جايگاه خاصي بر خوردار است به طوري كه اولين آياتي كه بر رسول خدا نازل شد در باره دانشآموختن بود و در اهميت اين امر میتوان به آيه زير اشاره كرد:
«هَلْ يسْتَوِي الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لاَ يعْلَمُونَ إِنَّمَا يتَذَكَّرُ أُوْلُوا الألْبَابِ».
ظهور مهدي دوران گسترش علم و دانايي است و همانطور كه ظلم و بيداد جاي خود را به عدل و دادگري میسپارد دانايي و فرزانگي نيز جايگزين جهل و ناداني میگردد و جهان از نور عقل و دانش آكنده میگردد.
5. حاكميت معنويت و ارزشهای اخلاقي: تربيت و پرورش روح انسانها و توجه به اخلاق و فضايل انساني يكي از اساسيترين بر نامههاي اسلام است به طوري كه پيامبر اسلام میفرمايد:
بعثت لاتمم امكارم الاخلاق؛
در اين سخن پيامبر هدف از بعثت را توجه به اخلاق و معنويت اعلام میكند.
در حكومت حضرت مهدي انسانها به اكمال اخلاق و فضايل انساني راه میيابند. ظلم، جور، تجاوز، جنايت خيانت ريشهكن میگردد و برادري و برابري، عدالت و محبت همه جا را فرا میگيرد.
6. توجه به رشد و تعالي زندگي مادي: توجه به نيازهاي مادي در نگرش اسلام اهميت خاصي دارد قرآن در اين رابطه میفرمايد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خَالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ».
در روايات زيادي تأكيد بر اين امر شده كه در زمان معدي مردم چنان نعمت و برخورداري و رفاه دست يابند كه در هيچ زماني دست نيافته باشند. حضرت علي(ع)ميفرمايند: در زمان ظهور آسمان بارانش را فرود ميريزد و زمين گياهانش را بيرون میدهد و كينه از دلهای بندگان زايل شده و درندگان سازگار میشوند. در سايه اين حكومت جهاني فقر و گرسنگي ريشهكن میگردد و هيچ انسان گرسنهای سر بر بالين نمیگذارد.
اهداف حكومت حضرت مهدي(عج)
امام(عج) اولين هدف حكومتي خويش را طرد كليه وجوه شرك در عرصههاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بينالمللي قرار میدهد و تلاشي فراگير براي ايجاد تفكر و فرهنگ توحيدي در سرتاسر گيتي مینمايد. امام صادق در اين رابطه چنين میفرمايد:
اذا قام قائمنا لا يبقي ارض الانودي فيها شهادةان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله.
زمانيكه قائم ما قيام كرد جايي در روي زمين باقي نمیماند مگر اينكه در آنجا صداي شهادتين بلند میشود.
زدودن تحريف و بدعتها از دين:
امام باقر میفرمايد: «يهدم ماقبله كما صنع رسول الله ويستانف الاسلام جديدا» آنچه از آثار بدعت و گمراهي قبل از وي بوده است منهدم میكند چنانكه پيامبر اساس جاهليت را منهدم كرد آنگاه ازنو اسلام را میسازد.
تعليم قرآن به نحوكامل
از روايات استفاده میشود كه در زمان ظهور تمام جزئيات و خصوصيات قرآن از سوي آن حضرت براي مردم روشن میشود و تعليم قرآن به نحو كامل و جامع و عمل به كتاب معيار عمل انسانها خواهد بود.
اجراي احكام اسلامي
با استقرار حكومت جهاني جوامع بشري تحت حاكميت حدود و احكام الهي اسلام اداره خواهد شد.
استقرار امنيت
دولت مهدي(عج) امنيتي فراگير و همه جانبه در ابعاد مختلف اعتقادي، سياسي، احتماعي، سياسي، فرهنگي و رواني در جامعه ايجاد میكند و حقوق انسانها محور همه برنامهريزيها قرار میگيرد.
حفظ نظم و همبستگي اجتماعي
حكميت توحيد و عدالت و نظام سياسي عادلانه حضرت مهدي عهدهدار انسجام و همبستگي اجتماعي است به گونهای كه دستگاهها و قواي مختلف حكومتي در يك راستا فعاليت میكنند.
ارتقاء سطح فكري و معنوي مردم
تعليم و تربيت در زمان آن حضرت گسترش میيابد و حضرت چندين برابر علوم و معارفي راكه فرستادگان الهي براي بشر آوردهاند آشكار میسازد و سطح دانش مردم چنان بالا میرود كه زنان در خانه ياراي آن دارند كه بر پايه كتاب و سنت پيامبر قضاوت كنند.
8. فراگير شدن بهداشت جسمي و رواني در جامعه: در دوره حكومت حضرت مهدي(عج)همه مردم از نيازمندهاي زندگي به قدر كافي استفاده میكنند در نتيجه بيماري و بدبختي ريشهكن میشود. در روايت ذكر شده كه «هرگونه بيماري و نقص عضو از جامعه مسلمانان رخت میبندد و خداوند دلهای آنان را مانند پاره آهن استوار میسازد و مردم در آن عصر هر كدام قدرت و نيروي فوق خواهند يافت و در سايه آن حكومت زمين را قبضه خواهند كرد.»
9. توجه به عمران و آبادي:
در حكومت مهدی(عج) عمران و آبادي سرتاسر زمين مطرح است به گونهای كه چون آن حضرت قيام كند همه خرابيها را آباد و تمامي سطح زمين را از سرسبزي و نشاط و طراوت بپوشاند و گنجها و معادن زمين همگي استخراج شوند و زمين آنچه را در درون مخفي داشته براي رفاه و آسايش انسانها ظاهر نمايد.
10. توجه به توده مستضعف:
قرآن در آيه 5 سوره قصص در مورد اهداف حكومت مهدي میفرمايد: اراده ما بر اين امر قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و وارثان زمين قراردهيم البته مستضعف انواع و اقسامي دارد مستضعف فكري، فرهنگي، اقتصادي، اخلاقي و سياسي و آنچه قرآن بيشتر روي آن تكيه كرده مستضعفين سياسي و اخلاقي است.
نتيجه
رسيدن به فلاح و كمال آرزوي انسانهای خيرانديش است كه خلقت جهان و انسان را عبث و بيهوده نمیدانند و تحقق چنين آرزويي جز با حكومت جهاني حضرت مهدي امكانپذير نيست. در حقيقت حضرت مهدي تجسم همه نويدهاي سفيران الهي است كه حكومت خويش را برمبناي رسالت انبياء و اهداف آنان آغاز میكند.
مهمترين مبناي حكومتي حضرت مهدي حاكميت توحيد و عدل است در سايه اين دو ويژگي اساسي اخلاق انساني و ارزشهای والاي اسلامي در همه زمينههاي عقيدتي، فرهنگي، نظامي، سياسي، اقتصادي و اخلاقي در جامعه حاكم میگردد و جامعه ايدهآل و زيبا الهي پديدار ميشود.
در اين عصر درخشان عدالت و امنيت سراسر جهان را فرا میگيرد و از امتيازات مهم اين حكومت پيشرفتهای چشمگير عجيب علم و صنعت و فرهنگ است علاوه بر اين پيشرفتهاي فرهنگي و اخلاقي در روابط خانوادگي و اجتماعي به جايي میرسد كه زن در خانه خود بر قرآن و سنت رسول خدا قضاوت میكند و نيازي به دادگاه و محاكم قضايي نيست.
منابع
1-الهامي، مهدي پور، داود، علي اكبر، اوخواهد آمد، انتشارات دارالتبليغ اسلامي
2-اميني، ابراهيم، دادگستر جهان، انتشارات شفق، قم، 1380
3 -بهشتي، مهدي، اديان و مهدويت يا بررسي شناخت جهاني مهدي موعود
4-حسيني بهشتي، سيد محمد، باهنر، گلزاده غفوري، شناخت اسلام
5-حكيمي، محمد رضا، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهاردهم 1364
6-داوري اردكاني، فارابي، موسس فلسفه اسلامي، انتشارات علوم انساني و مطالعات فرهنگي
7- علي، مهدي موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار مجلسي، ناشر دارالكتاب الاسلامية
8--صافي گلپايگاني، گفتمان مهدويت
9-هاشمي شهيدي، سيداسدالله، ظهور مهدي از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
10-طباطبايي، سيد محمد حسين، شيعه در اسلام، انتشارات كتابخانه بزرگ اسلامي
11-گلستاني، سيدهاشم، ج1، فلسفه اسلامي، انتشارات نشاط اصفهان
12 –مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي، انتشرات صدرا
13-مطهري، مرتضي، سيري در سيره ائمه، انتشارات صدرا
14-مطهري، مرتضي، فطرت، انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1372
15-مكارم شيرازي، ناصر، مهدي انقلاب بزرگ، انتشارات هدف
16مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه جلد7، 13، 12، 14، 16انتشارات دارالكتب اسلامي
17-موسوي، سيدابوالفضل، موعود جهاني، انتشارات بعثت
18-نوري، نجم الثاقب، انتشارات كتابفروشي الاسلاميه


