آسیبشناسی سیاسی ـ اجتماعی فرهنگ انتظار
زهرا حسنلو
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
انتظار زيباترين و كاملترين جلوه بندگي خداوند است. بدين جهت بهترين اعمال، و با فضليتترين عبادات شمرده شده است. اعتقاد به وجود منجي ريشه در فطرت آدمي دارد، و مسئله رهاييبخش انسان از يوغ بردگي و ظلم و استبداد، اختصاص به دين و آيين خاصي ندارد، اگر انسانها در انتظار منجي عالم بشريت به سر ميبرند، دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجي در تكامل جامع. بشري امكانپذير ميباشد.
انتظار از ريشه ( نَظَرَ) به معني (چشم به راه بودن)، (نوعي اميد به آينده داشتن) است. گسترة اعتقاد به منجي موعود در دين اسلام و بالخصوص در مكتب انسانساز تشيع يكي از مسايل حياتي و بنيادي ميباشد.
در قرآن كريم در مورد آيندة جهان و حوادث آخرالزمان و استيلاي حكومت صالحان آياتي فراوان بيان شده است، كه روايات بيشماري از ائمه اطهار(ع)تأويل آنها را به وجود حضرت ولي عصر(عج) تصريح فرمودهاند. «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» كه بنا به فرمايش امام صادق(ع) با خروج حضرت مهدي(عج) به ظهور ميرسد.
«يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» بنا به فرمايش امام باقر(ع) به ياران حضرت قائم(عج) تأويل شده است. امام زمان(عج) با ظهور خويش به طغيان مستكبران پايان داده و عدالت را در سرتاسر هستي گسترش خواهد داد. وجود ايشان واسطه فيض الهي به موجودات عالم و لنگر زمين و زمان ميباشد. (لو لا الحجة لساحت الارض باهلها). منكران وجود ايشان محكوم به كفر و الحاد هستند.
انتظار فرج راه گشايش فرجام مستضعفان و شمع فروزان نيكبختي است. شوق ديدار و تحمل مشكلات فرج پاداش جهاد و شهادت را دارد. به همين جهت استكبار، به مبارزه با انتظار، در پي تحريف و تخريب سيماي مهدويت ميباشد.
لذا بايد جهت آسيبزدايي از چهره فرهنگ انتظار، بيدار و هوشيار بود. و كجرويها، انحرافات و بدفهميها را از سيماي تابناك اين فرهنگ مقدس زدود. گفتگو از «مهدويت» و احياء انديشه و فرهنگ انتظار تكليف امروز جامعة ماست، و بايد در سايه چنين تفكر پويا، با تمام سرمايههاي مادي و معنوي در حفظ و حراست آن كوشا باشيم.
مقدمه
فوتوريسم (Futurism) به معناي اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجي و مصلح جهاني است. كه آن مصلح يك وجود فرا بشري ميباشد، كه انسان را از وضع فلاكت بار موجود نجات و عدل را در پهنه هستي ميگستراند.
و آن نقطه مشترك در تمام اديان و حتي مكاتب بشري ميباشد. مترقيترين نوع بينش را مكتب پر فيض شيعه نسبت به ظهور امام دوازدهم حضرت حجت بن الحسن عسگري(عج)، دارد. حقيقت مهدويت در واقع منتهي شدن حق و عدل و خلافت شايستگان به رهبري موعود پيامبران است. براي همين دين مبين اسلام در راستاي اين حقيقت بشري، ايجاد و مدينه فاضله حقيقي را به رهروان خود گوشزد مينمايد.
نياز عمدة جامعة امروزي بسط عدالت در سايه ايدئولوژي و مكتبي است كه پيوند با منبع وحي الهي دارد تا بشر را از گرداب انحطاط اخلاقي، و ناامني روحي نجات بخشد.
مفهوم انتظار در اسلام به عنوان دوران آماده باش كامل، تحت فرماندهي امامي است كه در غيبت به سر ميبرد. و پيوسته با حضورش، نه با ظهورش فيضبخش و هدايتگر و حلال مشكلات مردم ميباشد.
گسترش عدالت و برچيدن بساط ستم در رأس آرمانهای انقلاب عالمگير حضرت مهدي(عج) ميباشد. از اين رو ايشان را منتظر ناميدهاند. چون منتظر اجراي اوامر الهي جهت ظهور ميباشد. يكي از لقبهای ايشان منتظَر است چون عدهاي از (شيعيانش) در انتظار ظهور او ميباشند.
مانع بزرگ راه امام مستكبران و طاغوتان زمان هستند، كه امام(عج) جهت تحقق اهداف خويش با آنها به مبارزه ميپردازد، و منتظران حقيقي امام زمان(عج) نيز به تهيه مقدمات ظهور در مقابل ظالمان و مستكبران به جهت قيام بر عليه آنها اقدام مينمايند.
انتظار آدمي را متعهد ميسازد كه براي دست يافتن به آرمانهای حكومت امام عصر(عج) بدون ضعف و يأس، تلاش نمايد، و پرچم هدايت را برافراشته نگه داشته و از معارف ناب محمّدي(ص)حراست نمايد.
از سيماي منور مكتب، خرافات و بدعتها را بزدايد و خلق و خوي خويش را به صفات و خلقيات امامش تطبيق دهد، و رهروي عاشق و شاگردي مخلص براي او باشد. منتظر حقيقي پيوسته در تلاش و تكاپو جهت تهذيب نفس خويش و تربيت افراد مكتبي جامعه خود است.
تا مهياي پذيرايي از انقلاب جهاني امامش باشد. منتظر واقعي امام زمان(عج) زمانشناس و نكتهسنج و در هر عصري جزء پيشتازان سازندگي است. وي با تبلور عشق امام به دنيا پشت نموده و در سايه انوار الهي راه هدايت را مييابد و با عشق و عرفان اين راه را ميپويد و مشعلي روشن براي رهجويان حق و عدالت است.
پس اعتقاد به مهدويت تحركبخش و مقاومتآفرين است. به اين علت مبارزه با اين تفكر براي دشمنان امري حياتي ميباشد. لذا بايد با بيداري و شناخت نقشههاي آنها همت گمارده و مبارزه را جدي تلقي نمود و نيز با تصحيح عقايد غفلتهایي را كه طي ساليان متمادي ما را از رسيدن به آرمانهای فرهنگ انتظار و مهدويت باز داشته، شناسايي كرده و از آنها اجتناب نمود.
فصل اوّل: جایگاه بحث منجی در ادیان
اعتقاد به منجي يك ايده مشترك بين اديان مختلف است، كه از ديرباز بصورت يك آرمان بشري در نهاد آدمي بوده است، و در بحرانها و آشفتگيها بصورت يك خواست آرماني پر طپش درآمده است. گاهي هم منجر به ظهور مدعيان كذايي در طول تاريخ شده است كه بعد از چندي بدست فراموشي سپرده شدهاند.
ظهور مصلحي، كه با خروج خويش به ظلم و تجاوز ظالمان پايان داده و در گستره حيات بشر، عدل را گسترش دهد. و امنيت و آسايش را كه نياز شديد نسل بشر است به وي ارزاني دارد. و شالوده حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت استوار سازد، در همه اديان مطرح بوده است.
اينك به فرازي از نويدهاي آسماني كه با وجود تحريف از دستبرد مصون ماندهاند و در آنها نويد مصلح جهان، مهدي موعود داده شده است ميپردازيم.
1. جايگاه منجي در دين يهود
يهوديان در انتظار ظهور مسيح موعود(ع) به سر ميبرند. آنها خود را قوم برگزيده و «قوم يهود مقدس و سرورند» و «دنيا فقط براي بنياسرائيل خلق شده» و «مهر و محبت از آن جماعت بنياسرائيل است» تصور مينمايند. و خود را وارث زمين و منجي را از نسل داود نبي(ع) ميپندارند. از اين رو او را مروج دين حضرت موسي(ع) قلمداد مينمايند.
جنگ با پادشاهان و سلاطين را مقدمه ظهور و تشكيل حكومت منجي يهود ميشمارند، و هر كس را مقابل منجي قرار گيرد، شرير ناميده و مستحق عذاب ميدانند.
يهوديان چون به حضرت عيسي(ع) نگرويدند، لذا در مسئله موعود و انتظار بسيار حساس ميباشند، ولي امروزه با ورود صهيونيسم سياسي به دنياي يهود، آنها تشكيل يك حكومت سياسي را علاج عصر مسيحا دانستند و فقط خود را منتظران واقعي مسيح قلمداد مينمايند.
آنها مفاهيم سياسي را با زبان دين مطرح ميسازند و خود اعتراف به استفاده از خاخامها براي رسيدن به مطامع سياسي خويش ميكنند. اهداف سياسي يهوديان و صهيونيستها تسلط بر همه دنياست.
2. جايگاه منجي در دين مسيحيت
مسيحيان منتظر ظهور حضرت عيسي(ع) ميباشند، كه قرباني گناهان آنها شده است. آنها پيوسته در انتظار حكومت هزارساله مسيح به سر ميبرند، و براي رسيدن به اين آرزو پيشگوييهاي فراوان كردند، معتقدند مسيح در مرحله اول به آسمان رجعت مينمايد، اما به زمين نزول نميكند، بلكه با مؤمنان در آسمان ملاقات مينمايد و آنها به خاطر خدماتشان از مسيح پاداش ميگيرند.
او در جنگي نهايي بر پادشاهان غلبه خواهد كرد و عدل و انصاف را به طور كامل در زمين برقرار خواهد نمود. پيروان كليسا معتقدند كه مسيح سوار بر اسب سفيد از آسمان نزول ميكند و در پي او سواره نظامي مركب از مؤمنان از ابرها سرازير خواهند شد، و عيسي(ع) پيروزمندانه به جنگ وارد شده و حكومتي هزار ساله را آغاز خواهد كرد.
بعضي از مسيحيان معتقدند، بازگشت حضرت مسيح(ع) در آخرالزمان با «ويراني بزرگ» يا «آرماگدون» ختم خواهد شد، و تاريخ بشر با اين نبرد نهايي به پايان خواهد رسيد.
آنها معتقدند كه قبل از ظهور صلح در جهان معني ندارد. ولي امروزه تفكرات آنها با جريانات سياسي صهيونيست يك مكتب نو ظهور به وجود آورده است، كه تسلط بر دنيا جهت دفع شريران را مجوزي بر اهداف سلطهجويانه خويش بر ملل دنيا قرار دادند، و خود را مدافع يهوديان بخصوص اسرائيل تصور مينمايند.
3. جايگاه منجي در آيين هندو
اعتقاد به منجي در بسياري از كتب معتبر هندوها آمده است. از جمله در كتاب مقدس «پاتيكل» آمده است كه (چون مدت رو تمام شود، دنياي كهنه نود شود و صاحب ملك تازه پيدا شود) از فرزندان دو پيشواي بزرگ جهان كه يكي (ناموس آخرالزمان) و ديگري (صديق اكبر) يعني وصي بزرگتر وي كه (پشن) نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه (راهنما) است. به حق پادشاه شود و خليفه (رام) باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد.
ناموس آخرالزمان پيامبر اسلام(ص)و پشن نام هندي حضرت علي(ع) و (راهنما) به عربي مهدي و (رام) به لغت سانسكريتي نام خداست.
4. جايگاه منجي در آيين زرتشت
در آيين زرتشت به صراحت از دوره طلايي بشر در پايان جهان ياد شده، كه به آشوب و بلاهاي بسيار مسبوق است. كه با ظهور (سوشيانس) تحقق مييابد.
سوشيانس به معني نجاتدهنده است. در دين زرتشت مكرر از سوشيانتهايي نام برده ميشود، كه در آخرالزمان ظهور ميكنند. غالباً از آخرين سوشيانت كه پس از ظهور وي قيامت خواهد بود اسم برده شده است.
... در اوستا تاريخ ظهور تعيين نشده، ولي در كتب پهلوي وقت تقريبي معلوم است. در كتاب «جاماسبنامه» چنين آمده است كه: نجاتدهنده بزرگ، دين را در جهان رونق دهد و فقر و تنگدستي را نابود سازد. مردم جهان را همفكر و هماهنگ گرداند... اقوام و ملل ديگر هم در انتظار منجي ميباشند.
بوداييها به انتظار ظهور بودا و اقوام مغول «چنگيز» را منجي ميپندارند. كليميان (ماشيح) و چینیان به انتظار (كرشنا) ميباشند.
فصل دوم: جايگاه منجي و مهدويت در آيين اسلام
اعتقاد به ظهور حضرت مهدي(عج) يكي از مسايل بنيادي اسلام است. قرآن كريم و احاديث فراواني به ظهور منجي موعود(عج) تصريح نمودهاند. به نمونههايي از آيات قرآن اشاره ميكنيم:
1. حضرت مهدي(عج) در قرآن
خداوند ميفرمايد:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
امام باقر(ع) فرمودند:اين بندگان صالح كه وارثان زمين شوند، اصحاب حضرت مهدي(عج) هستند در آخرالزمان. و نيز در نور الثقلين آمده است. كه «عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» يعني قائم و اصحاب او در زبور وقايع كشتارهاي عظيم آمده و هم حمد خداوند و تمجيد ذات او.
و نيز خداوند در قرآن ميفرمايد:«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
آيه بشارتي به تحقق مشيت الهي بر حكومت مستضعفان و زوال حكومت ستمگران است. كه نمونه آن حكومت پيامبر(ص)و ظهور اسلام بر تهيدستان عربستان بود. و نمونه گستردهتر آن در حكومت عدالتگستر حضرت مهدي(عج) خواهد بود. حضرت علي(ع) فرمودند:
دنيا را پس از چموشي و سركشي همچون شتري كه از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميكند، به ما روي ميآورد، سپس «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ »را تلاوت فرمود.
در نورالثقلين از امام علي(ع) روايت ميكند كه فرمودند:
اين گروه آل محمّد(ص)هستند. خداوند آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنها وارد ميشود برميانگيزد و به آنها عزت ميدهد و دشمنانشان را خوار ميكند.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.
در تفسير برهان آمده است كه امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرمودند:
به خدا سوگند هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و نخواهد شد، تا آنكه قائم(عج) خروج كند، وقتي او خروج كرد، هيچ كافر و منكر به خدا نميماند. مگر اينكه از خروج آن جناب ناراحت ميشود.
2. ضرورت شناخت
پيامبر(ص)فرمودند:مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعرِفُ اِمامَ زَمانِه، مَاتَ مَيِتَهً جَاهِليَهً؛
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلي مرده است.
عدم شناخت امام(ع) از سوي هر كسي در زمان حياتش به مرگ او در دوران جاهليت تصريح گرديده است. استاد فقيه ايماني در كتاب خود «اِصالة المهدوية فيالاسلام» به بيش از هفتاد تن از علماي اهل سنّت استناد ميكند كه اين حديث را در كتابهایشان آوردهاند. و نيز از طرف علماي اهل سنّت منكرين وجود حضرت مهدي(عج) به كفر و الحاد محكوم شدند.
پيامبر(ص)فرمودند:مَنْ كَذَّبَ بِالْمهديِّ فَقَدْ كَفَرَ؛
هركس مهدي(عج) را انكار كند كافر است.
كه مجموعهاي از فتاواي چهار شاخه از مذاهب اهل سنّت را آقاي محمّدرضا حكيمي در كتاب خود آورده است. و نيز پيامبر فرمودند:
مهدي از فرزندان من است. او را غيبت و سرگرداني است كه ملتها در آن گمراه ميشوند. او اندوختههاي پيامبران را ميآورد و آن را از عدل و قسط مملو ميكند، همان گونه كه از ظلم وجود پر شده است.
3. انساب حضرت مهدي(عج) و زندگاني او
در معرفي حضرت مهدي از پيامبر(ص)و ائمه اطهار(ع)روايات بيشماري منقول است كه نسب آن حضرت را معرفي مينمايد.
امام باقر(ع) فرمودند:
بعد از حسين بن علي، نُه امام خواهد بود. نهمين آنها قائم ايشان است. حضرت مهدي(عج) فرزند امام حسن عسگري(ع) و نام مادرش را نرجس خاتون يا مليكه ، سوسن، ريحانه، صيقل، خمط و سبيكه نيز لقب دادند.
ايشان به سال 255 هجري روز جمعه پانزدهم شعبان متولد شدند. دوران زندگي آن حضرت به سه دوره (اختفاء) و (غيبت صغري) و (غيبت كبري) تقسيم ميگردد.
دوران اختفاء ايشان از بدو تولّد تا به شهادت امام عسگري(ع) به مدت 5 سال طول كشيد و از سال 260 هجري قمري ايشان دوران غيبت صغري را آغاز نمودند كه در اين دوران توسط چهار نائب خاص يعني عثمان بن سعيد، محمّد بن عثمان و حسين بن روح نوبختي و علي بن محمّد كه به نواب خاص مشهورند، زعامت مردم را بر عهده داشتند.
بعد از سپري شدن مدت 69 سال دوران غيبت كبري شروع شده است كه نيابت عامه در غيبت كبري بر عهده فقيه واجدالشرايط تفويض شده است. كه طي توقيعي از جانب حضرت به آخرين نائبش علي بن محمّد سمري در سال 329 صادر شد.
وَ اَمّا الْحَوادِثُ الْواقِعه فَارْجِعوا فيها اِلي رُواهِ اَحاديثنا فَاَنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُجَة الله.
و نيز امام صادق(ع) فرمودند:هر كسي از فقهاء نفس خود را از معاصي و محرمات نگهداري كند و دين خود را حفظ نمايد و مخالف هواي نفس خود و مطيع مولاي خود باشد پس عوام بايد از او تقليد كنند.
مردم در غيبت كبري موظف هستند كه به فقهاي واجدالشرايط مراجعه كنند و با پيروي از آنها اعمال ديني خود را انجام دهند و در زمينه اجتماعي، سياسي نيز اطاعت از فقيهي بنمايند كه از سوي بزرگان شيعه به عنوان ولي فقيه انتخاب شده است.
4. استفاضه از امام در دوران دوران غيبت
در جهت استفاضه از وجود امام عصر(عج) پيامبر(ص)فرمودند:
آري به خدا قسم به پروردگاري كه مرا به پيامبري برانگيخت ، از وي نفع ميبرند و از نور ولايتش كسب فيض مينمايند همچنان كه از خورشيد استفاده ميكنند هنگامي كه در پشت ابرها قرار بگيرد.
امام عصر(عج) واسطه فيض الهي به موجودات و مخلوقات عالم است. براي همين در روايات پيشوايان آمده است:
لَوْلا الْحُجََةُ لِساخَتِ الْاَرِْضُ باَهلِها؛
اگر لحظهاي حجت خدا در روي زمين نباشد، زمين ساكنانش را در كام خود فرو ميبرد.
امام باقر(ع) فرمودند:اگر يك ساعت امام از روي زمين برداشته شود زمين ساكنانش را در نوردد، آن چنان كه دريا به هنگام طوفان ساكنانش را در مينوردد.
امام و حجت خدا را غيبت كلي نيست، بلكه غيبت جزیي دارد (امام دايم الاستفاضه و دائم الافاضه است) يعني امام همواره فيض ميگيرد و فيض ميبخشد.
5. هنگامه ظهور و سيماي حكومت حضرت مهدي(عج)
هنگامي كه قائم(عج) قيام كند. خداوند شيعيان را از همه شهرها، نزد او گرد ميآورد. خداوند هر عيب و نقص را از شيعيان بر طرف ميكند و دلهای آنان را بسان پارههاي پولاد ميگرداند... آنگاه آنان حاكمان و فرمانروايان زمين خواهند بود و سران بزرگوار جهان و امام رضا(ع) فرمودند:
امامي از آل محمد(ص)به يقين ظهور خواهد كرد. او به تأييد اسم اعظم الهي و بركات نصر آسماني به پا ميخيزد. او حق و باطل را از هم جدا ميكند و همه را بر شادخواريها و كينهتوزيها كيفر ميدهد.
در هنگامه ظهور حضرت، حكمت و دانش به مردم ارزاني شود، تا جايي كه زنان در خانه خود به كتاب خدا و سنّت پيامبر(ص)حكم كنند. حضرت علي(ع) ميفرمايد:آراء را پيرو قرآن قرار ميدهد. پس از آنكه قرآن را پيرو آراء قرار داده بودند.
در ترسيم سيماي حكومتي حضرت مهدي(عج) از امام باقر(ع) منقول است كه فرمودند:هنگامي كه قائم قيام كند. شيوههاي نو و كتاب جديد و روشهای تازه ميآورد و در قضاوت روش جديدي دارد.
علت بيان روشي جديد، به جهت ارائه راهحلهای جديد براي حل بحرانها و مشكلات امروزي مردم است و نيز به علت از بين بردن تحريفها و تأويلهای غلط رايج در بين مردم ميباشد. حضرت مهدي(عج) حكومت واحد جهاني را بر اساس قوانين حياتبخش اسلام بنا مينهد و عدل و داد را در پهنه هستي ميگستراند و بر اساس قرآن حكم راند.
پيامبر(ص)فرمودند:امت من در زمان مهدي از چنان نعمتي برخوردار شوند كه مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند. آسمان باران بر سر آنان فرو ريزد و زمين هيچ گياهي را نگه نداشته مگر اينكه آن را ميروياند.
و نيز فرمودند:امت من چنان نزدش پناه جويند كه زنبورهاي عسل نزد ملكه خود. زمين را از عدل و داد مالامال ميكند. همان گونه كه از جور و ستم مالامال شده بود. به طوري كه مردم همچون جامعه نخستين خود گردند. وي خفتهاي را بيدار نميكند و خوني را نميريزد.
جان ما شیفتگان وصل شما میطلبد
این نه از بخت از لطف خدا میطلبد
فصل سوم: مفهوم انتظار و اهميت و ارزش آن در اسلام
انتظار راز و رمز بندگي حق تعالي و با فضيلتترين عبادتهاست. رسول خدا(ص)فرمودند:اَفْضَلُ اَعمالِ اُمَتي اِنتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اللهِ عَزَّوَجَل.
1. معناي لغوي انتظار
انتظار به معني چشمداشت، چشم به راه بودن وقوع چيزي را انتظار داشتن و بر آن صبر كردن است.
2. اهميت انتظار در سنّتحضرت علي(ع) در مورد ارزش و اهميت انتظار فرمودند:
اِنَّهُ سَال عَنْهُ رَجل اي الاعمال احب الي الله عزوجل قال انتظار الفرج؛
دوست داشتنيترين اعمال در نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است.
انتظار در اسلام چشم به راه ظهور منجي حضرت امام زمان(عج) دوازدهمين امام معصوم(ع) ميباشد. انتظار تداوم امامت، راهي كه در آن صالحان حاكميت را به دست گيرند و نا بخردان به انزوا كشيده شده و به دست شمشير عدالت سپرده شوند.
مفهوم انتظار باوري در حيات بشر در قالب اطاعت ، تحرك و مهيا بودن است كه جهت ياري آن امام(ع) كه جوهره اصلي انتظار ميباشد، است. انتظار يعني تهذيب نفس جهت حضور در نهضت كبير امام عصر(عج) است. مهيا شدن، تهيه مقدمات براي تجلي ظهور و قدرت اسلام است نه سكوت و سكون در مقابل مستكبرين.
به تعبير امام خميني:انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است.
ارزش منتظرين حقيقي را همپاي مجاهدان و شهيدان قرار دادند. كه امام باقر(ع) فرمودند:
كسي در حال انتظار بميرد، ضرري نكرده كه در ميان خيمه حضرت و در كنار لشكريانش از دنيا نرفته است.
امام صادق(ع) فرمودند:كساني كه در انتظار قائم(عج) از دنيا بروند، مانند كساني هستند كه در خيمه آن حضرت ميباشند. پس از لختي فرمودند: بلكه چون كساني هستند كه در ركاب آن حضرت شمشير زده باشند، و پس از مكثي ديگر فرمودند: نه به خدا قسم مثل كساني هستند كه در حضور پيامبر(ص)به شهادت رسيدهاند.
در فرهنگ ديني ما منتظرين از جايگاه والايي برخوردارند چنان چه حضرت علي(ع) فرمودند:متمسكين به امر ما فردا در فردوس برين با ما خواهند بود، و منتظرين آن مانند كساني هستند كه در راه خدا به خون خود غلطيدهاند.
بهترين رمز پايداري مكتب تشيع انتظار است، هانري كرين اسلام شناس فرانسوي ميگويد:معنويت اسلام با تشيع امكان حيات و بقاء دارد.
جيمز دارمستر شرقشناس فرانسوي ميگويد:در حلّه كه نزديك بغداد است، همه روزه پس از نماز عصر صد نفر سوار با شمشير برهنه ميرفتند و از حاكم شهر اسبي با زين و برگ ميستاندند و ... فرياد ميزدند كه تو را بخدا اي صاحب الزمان بيرون بيا ... وي ميگويد: قومي را كه با چنين احساسات پرورش يافته باشند ميتوان كشتار كرد، اما مطيع نميتوان ساخت.
انتظار موجب حركت و مقاومت امتي در مقابل زور و تزوير است. منتظر از احساس حضور امام اميد و حركت و نشاط ميگيرد. براي اجراي فرامين مقتداي خويش و برپايي حكومت عدالت گستر او مبارزه مينمايد.
3. انتظار فرهنگ مقاومت و پايداري
دشمنان مكتب رهاييبخش تشيع، خوب دريافتند كه چه عاملي موجب ايستادگي آنها شده است. لذا در پي شناسايي خويش چنين خطراتي را گوشزد مينمايند. ميشل فوكو (در كنفرانس تل اويو) دو عامل پايداري شيعه را، اول امام حسين(ع) و بعد امام زمان(عج) مطرح مينمايد و ميگويد:
نگاه سرخ شيعيان يعني عاشورا و نگاه سبزشان يعني امام زمان(عج). اينها به اسم امام حسين(ع) قيام مينمايند، و به اسم امام زمان(عج) قيامشان را حفظ ميكنند.
آنها به نقش انتظار امام زمان(عج) و پويايي آن پي برده و اقداماتي را در جهت تضعيف اين تفكر بارها طراحي كرده و در سطح وسيع به اجرا درآوردند.
منتظر ظهور حضرت مهدي(عج) پاداش كسي را دارد كه شبها براي عبادت بيدار و روزها، روزهدار است.
انتظار آدمي را جهت تحقق آرمانهای اسلامي متعهد ميسازد كه بدون هيچ گونه ضعف و يأس به سوي مقاصد متعالي گام بردارد و مقاوم و استوار به وظايف ديني و اسلامي خويش عمل نمايد.
فصل چهارم: انحرافات و آسيبها در مفهوم انتظار
1. سكوت در مقابل طاغوت
منتظران واقعي امام عصر(عج) با اقتدا به مولاي خويش مبارزه و قيام بر عليه دستگاه طاغوت را پيشه خود ميسازند. و با عزت و سربلند زندگي مينمايند. آنها هرگونه رخوت و سستي را از خود دور ساخته و در مقابل طاغوت تن به ذلت نميدهند. خداوند در قرآن ميفرمايد:
«الَّذِينَ آمَنُواْ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِياء الشَّيطَانِ إِنَّ كَيدَ الشَّيطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»؛
كسانى كه ايمان آوردهاند، در راه خدا كارزار مىكنند. و كسانى كه كافر شدهاند، در راه طاغوت مىجنگند. پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان در نهايت ضعيف است.
يكي از آسيبهایي وارد بر تفكر انتظار سكوت و پذيرفتن هر گونه سلطه طاغوت بر مقدرات مسلمين است. كه بعضي ميپندارند كه ازدياد ظلم و ستم طاغوت به ظهور امام كمك ميكند چون تا جامعه از ظلم انباشته نگردد، امام ظهور نميكنند.
كه اين امر برخلاف فرمايش قرآن كريم ميباشد. بعضي ديگر ميپندارند كه ما هيچگونه وظيفهاي در قبال ظلم طاغوت نداريم بايد منتظر ظهور امام(عج) شد تا امور بدست ايشان سرو سامان يابد. اين نيز بر خلاف فرامين الهي ميباشد خداوند ميفرمايد:
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ»؛
با آنان بجنگيد تا ديگر فتنهاى نباشد، و دين، مخصوص خدا شود. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست.
مؤمنان منتظر هرگز سكوت را در مقابل طاغوت جايز نميشمارند، و با قيام خويش ريشه خودبيني و فتنه را از بين ميبرند.
2. بيتفاوتي نسبت به منكرات
گاهي بعضي ازدياد منكرات را در جامعه، سبب تعجيل در ظهور ميدانند. در صورتي كه امر به معرف و نهي از منكر دو فريضه الهي است كه سبب مصون ماندن جامعه ديني ما از انحراف ميگردد. امام مهدي(عج) خود بزرگترين امركننده به معروف و نهيكننده از منكر است. جامعه منتظر نميتواند بر خلاف رضاي امام خود چنين فريضهاي را ترك كند.
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:«يا بُنَي أَقِمِ الصَّلَوةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الإمُورِ»؛
اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكى] از عزم [و ارادة تو در] امور است.
و نيز خداوند ميفرمايد:«وَمَنْ أَحْياهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيا النَّاسَ جَمِيعًا»؛
هر كس را زنده بدارد، چنان است كه گويي تمام مردم را زنده داشته است.
جامعه اسلامي با امر به معروف و نهي از منكر زنده ميگردد و منتظر امام زمان(عج) با تمسك به آيات الهي و با احياء اين فرضيه به تهذيب نفس خويش و تربيت افراد جامعه ميپردازد تا جامعه شايسته ظهور به خروج امام خويش كمك نمايد.
در زيارت آلياسين ميخوانيم:حق آن چيزي است كه شما آن را ميپسنديد و باطل آن است كه شما از آن خشمگين و منتظريد. معروف آن است كه شما به آن فرمان ميدهيد و منكر آن است كه شما از آن نهي ميكنيد.
امر به معروف و نهي از منكر دو مرحله دارد، يكي (مرحله فردي) كه هر كسي موظف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد و ديگري (مرحله دستهجمعي) كه امتي مؤظفند براي پايان دادن به نابسامانيهای اجتماع دست به دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعي كنند.
جامعه مهياي حكومت حضرت مهدي(عج) با تفاهم و وحدت منتظران مهياي پذيرايي از حضور امام خويش ميشوند.
3. آفات و لغزشها در تفكر مهدويت و انتظار
يكي از ابعاد مهم تفكر مهدويت بعد تربيتي آن است. منتظران واقعي امام عصر(عج) با تزكيه نفس خود در جهت تحقق آرمانهای امامشان مهيا ميگردند تا شايستگي حضور در ركابش را داشته باشند.
لذا بايد از آسيبها و انحرافاتي كه احياناً ممكن است دامنگير اين فرهنگ شود را شناسايي كرده و در زدودن آنها نهايت سعي خويش را بنمايند كه برخي از اين آسيبها به قرار زير ميباشند:
1. انحصارگرايي:
اعتقاد به يك نوع حكومت عدل الهي حضرت مهدي(عج) و طرد و انكار هر نوع حكومتي قبل از ظهور يكي از تفكرات آسيبزاست. صاحبان اين هر عقيده هر نوع تلاشي را جهت برقراري حكومت عادلانه مردود ميشمارند و آن را حكومت طاغوتي ميدانند اين يك نوع انحصارگرايي ميباشد كه باعث ميگردد هيچگونه تلاشي جهت اصلاح امور و تشكيل حكومت عادلانه و اجراي احكام الهي صورت نگيرد و در نتيجه چنين ايدهاي انسان را به گوشهنشيني و انزواطلبي ميكشاند و يا به تمكين هرگونه حكومت طاغوتي و ستمكار منجر ميشود.
2. كثرتگرايي:
اعتقاد به پذيرفتن هر نوع حكومتي و تمكين نمودن به آن يكي ديگر از آسيبهاست بدين صورت كه هرگونه وضع موجودي را به عنوان نقطه شروع دانسته و همه حكومتها را يكسان تلقي كنيم و هرگونه حكومتي را تجويز نماييم. و اين بيتفاوتي نيز ما را در گرداب فساد جامعه غرق خواهد كرد.
3. انزواطلبي:
گاهي بعضي از منتظران معتقدند كه بايد به دور از اهل باطل در حصاري تنگ به انتظار ظهور نشست. تا صاحبالامر بيايند و انقلاب خويش را به دست گرفته و به عرصه ظهور برسانند و كار را تمام نمايند. وظيفه افراد فقط حفظ خود از معصيتهاست تا از هر گونه خطري مصون بمانند اين نوع تفكر انسان را به بيمسئوليتي در دين و كجانديشي از فرهنگ انتظار ميكشاند.
4. تفكرنمایي:
گاهي هم بعضي از منتظران ميپندارند كه انقلاب عظيم و جهاني امام عصر(عج) احتياج به ياراني متعالي دارد كه داراي صفات بسيار برجسته عرفاني باشند، و چون خود را شايسته چنين مقام شامخ نميبينند و آن را خيلي بالاتر از حد و قوه خويش تصور مينمايند لذا از پذيرفتن چنين مقصودي اعراض مينمايند، و چون خود را از رده منتظران كنار ميكشند.
5. تفكر سهلانگاري:
گاهي بعضي از افراد به نقطه مقابل تفكر غائي ميانديشند. با از دست دادن تربيت ديني و تأثيرات شگرف آن همچون داشتن تقوا، را در رسيدن به قله خوشبختي به بوته فراموشي و غفلت ميسپارند، و هيچگونه تغييري در خود به وجود نميآورند، و اين عدم خودسازي و نداشتن تحول عظيم در شخصيت خود فرد را از محدوده سازندگي افراد صالح دور ميسازد و از صف منتظران جهت ياري امام(عج) جدا مينمايد.
6. بيان مهدويت با مهجوريت:
از ديگر آسيبهای تفكر مهدويت، مطرح نمودن مباحث مهدويت جداي از مسايل درگير نسل جديد است طوري كه مسايل به دور از مطالب روز مره مردم و در فضايي مهجور طرح ميگردد. در نتيجه عدم ارتباط بحث مهدويت با زندگي عادي مردم باعث ميشود آنها از هرگونه صحبت در مورد حضرت كنارهگيري نمايند.
7. قشريگري در مهدويت:
منظور جمود در ظواهر متون دين و در فهم شريعت در مقام عمل است. كه بدين ترتيب كه انسان خود را در قشر دين متوقف سازد و در نتيجه ديگران را به بد فهمي گرفتار ميسازد و زمينه را براي بدعت گذاري آماده مينمايد، كه نمونه بارز آن خوارج نهروان در حكومت حضرت علي(ع) بودند كه به خاطر ورقهای كاغذي، قرآن ناطق را خاموش ساختند.
در اين زمينه امام صادق(ع) ميفرمايد:همانا رسول خدا(ص)زماني به سوي مردم آمد كه آنها بتهای سنگي و چوبي تراشيده شده را پرستش ميكردند. ولي عليه قائم ما(عج) مردم ميشورند. كتاب خدا را تأويل و بر اساس آن با او ميجنگند.
8. عدم فهم معارف عالي دين:
يكي ديگر از آسيبهای فرهنگ انتظار اين است كه افراد تحت تربيت ذهن راكد و انديشه خام قرار بگيرند، و بدون شناخت فهم معارف غني اسلام، آموزههاي دين را در حد فهم قاصر خود محصور گردانند. و برخي از مردم را به بد فهمي بكشانند چنانكه در زمان ظهور برخي ميپندارند كه حضرت دين جديد آورده است.
9. ايجاد تحريف در دين:
گاهي برخي از مسلمان نماها به خاطر اميال نفساني و رسيدن به بهره دنيا، آيات قرآن را تفسير به رأي نموده و در تعاليم ديني تحريف وارد ميكنند و بدين صورت آسيب جدي به تفكر مهدويت وارد ميسازند.
10. طرح مصداق بر آيات و روايات:
گاهي برخي به آيات و روايات مصداق ظاهري ميآورند و روايات را بر حوادث روز تطبيق ميدهند. چون وقوع قيام حضرت همچون قيامت بصورت غير منتظره و ناگهاني صورت خواهد گرفت و يا احياناً ظهور توسط مسئله بداء سالها به طول انجامد.
لذا طرح چنين مصاديقي مردم را با بحران سرگرداني و حيرت روبر ميكند و در صورت عدم وقوع آنها به تكفير و يا رخوت و سستي ميكشاند.
امام باقر(ع) فرمودند:اسرار ما را پوشيده نگاه داريد و مردم را به گردن ما سوار نكنيد. منتظر امر باشيد آنچه موافق قرآن است بپذيريد و آنچه مخالف قرآن باشد رها سازيد.
11. تخريب مهدي باوري:
شگرد ديگر دشمن جهت آسيب رساني به تفكر مهدويت ، تخريب باور مهدي در ميان نسلهاست. دشمنان با ژستهاي علمي و هنري به ايجاد نفرت و شك و ترديد در ميان معتقدان ميپردازند. آنها طي برنامههاي كوتاه مدت و يا دراز مدت خويش سعي در تخريب اين انديشه در اذهان را مينمايند.
گاه نيز به علت عدم شناخت كافي از معارف بلند اسلام و تعاليم مكتب تشيع آن را تفكري منفعل و يا احساسي قلمداد ميكنند. كه منتظران اين تفكرات را بايد شناسايي كرده و از خود دور نمايند.
12. القاي تفكر مهدويت به عنوان يك عقيده تحجرگرايي:
گاهي بعضي از كجانديشان از روي غرضورزي و بعضي از جاهلان بعلت عدم درك صحيح مباني دين به القاي بعضي از عقايد از جمله تحجرگرايي ميپردازند. داشتن روحيه جهادي را در فرهنگ مهدويت بنيادگرايي و تحجرگرايي دانسته و آن را تضعيف مينمايند و با اين روحيه كه جهت آمادگي منتظران ضروري ميباشند به مقابله ميپردازند.
در سالهای اخير كه رشد مباحث منجيگري در ميان مردم بالاخص مسلمانان رو به فزوني نهاده است تزهايي از جمله (پايان تاريخ) را به خاطر منحرف ساختن افكار عمومي مطرح ميكنند تا عطش دينداران را خاموش و اين تفكر را منزوي نمايند.
13. زدودن اميد اجتماعي:
اميد كه بزرگترين عامل براي حركت و رهيابي به اهداف مهدويت است توسط برخي سياستبازان مستكبر جامعه تضعيف ميشود. تا اميد جامعهاي را براي اصلاح به يأس مبدل سازند. و اگر اميد اجتماعي از ملتي سلب گردد تمام تلاش و تكاپوي آنها به يأس مبدل ميگردد.
14. تبليغ مهدي نوعي:
گام ديگر از آسيبها القاء تفكر (مهدي نوعي) است. يعني مهدي شخصي نامعيني است كه در زمان معين زاييده خواهد شد و قيام خواهد نمود و آن مفهومي كلي كه يك مصداق را دارد در حالي كه حضرت مهدي(عج) شخصي مشخص است با اصل و نسب معين كه زاده شده و حيّ و حاضر در ميان مردم زندگي مينمايد و گاهي امدادگر مشكلات مردم نيز ميباشد.
15. عقلگرايي:
يكي از لغزشهای تفكر مهدويت توجه بر عقلگرايي است يعني انسان همه چيز را از راه اثبات عقل بپذيرد. چون خيلي از مفاهيم و احكام ديني بسيار فراتر از عقل ميباشند. پس چنين ديدگاهي ما را از بسياري از واقعيتها دور ميسازد.
16. نداشتن الگوي مناسب:
هجوم سيل فرهنگ ليبراليستي و نگرش سكولاريستي و نظريات تجديد نظرطلبان دنياپرست به مباني فكري جامعه باعث شده است كه همه چيز از عينك غربي نگريسته شود.
عدم وجود الگوهاي مناسب رفتاري در جامعه و نيز ضعيف بودن تبليغات رسانهاي از الگوهاي برتر موجود باعث شده است كه مردم با عدم آگاهي از سيماي منتظران واقعي روبرو شوند. اين مورد نيز يكي از آسيبهاست كه بايد راهكاري عملي انديشيد.
17. عجوليت انسان:
عجله نكردن و تسليم بودن از تكاليف عصر ماست. عجله نمودن در امر ظهور به از دست دادن صبر و تحمل ميانجامد و باعث ميشود كه شخص از افراد ملحد و مدعيان دروغگوي مهدويت تبعيت نمايند.
گاهي عجله موجب دلسردي و يأس در ظهور و آن نيز به انكار وجود امام منجر ميشود. گاهي ايجاد شك و ترديد و يا اعتراض به قضاء و قدر الهي ميگردد و گاهي نيز موجب دلسردي از روايات معتبر ائمه و رد اخبار فرج امام زمان(عج) گردد، و يا گاهي به تأويل اخبار ائمه طبق خواستهای نفساني منجر شود.
راوي به امام صادق(ع) عرضه داشت مرا از اين امري كه منتظرش هستم خبر ده كه كي خواهد بود حضرت فرمود:
وقتگذاران دروغ ميگويند و عجلهكنندگان هلاك گردند و تسليمشدگان نجات مييابند.
18. مبارزه با ظالم به جاي ستيز با ظلم:
يكي از آسيبها اين است كه فرد منتظر براي مهيا شدن جهت ظهور به جاي مبارزه با ظلم با ظالم بستيزد و به جاي قطع ريشههاي ظلم و فساد با افراد ستمگر مبارزه نمايد. در اينصورت ظالمي از بين ميرود و ستمگري ديگر به جايش مستقر ميگردد پس بايد ريشههاي ظلم و فساد را خشكاند تا افراد صالحي سركار بيايند.
19. سنّتگرايان ظاهربين:
گاهي برخي از منتظران با قبول علوم و فنون و تكنولوژي متمدن اظهار تمايل به سنّتگرايي مينمايند. اينان از ذات تمدن غرب بيخبرند. لذا به مسلمان شدن طاغوت غربي دل خوش دارند و آب توبه بر سر آداب و سنن غربي ميريزند.
با سكولاريزه كردن سنّتهای مذهبي موجب تقدسزدايي از بسياري از سنّتها شدند. غلفت اصلي از ذات تمدن غربي باعث گرديد تا اينان فكر كنند نيل به تكنولوژي غربي باعث رسيدن به عدالت ميشود.
4. راهكارهاي آسيبزدايي از تفكر مهدويت و فرهنگ انتظار
جهت تصحيح عقايد و زدودن عوامل تشديد انحرافات و غفلتهایي كه طي ساليان دراز آرمان و فرهنگ مقدس انتظار را به چالش كشيده راهكارهايي چند ارائه ميگردد.
1. زمانشناسي:
شناخت مسايل عديدهاي كه جامعه امروز ما با آن درگير است و نيز معضلات و آسيبها از مسايل بنيادين جامعه امروز ما است. درك شرايط ويژه تاريخ و نيز شناخت موقعيت و منزلت خود بسيار حائز اهميت ميباشد. بايد با فهم مقتضيات زماني و شناخت وضعيت فرهنگي، اجتماعي و سياسي راهكاري شايسته انديشيد، كه بدون شناخت آن خروج از اين معضل امكان پذير نميباشد كه بايستي با برآوردن نياز جامعه امروزي و شناخت فرهنگ حاكم بر آن به مطالعه و برنامهريزي اساسي همت گماشت.
2. دشمنشناسي:
شناخت عوامل ايجاد ناهنجاريهای مردم دنيا، دريافتن راه چاره بسيار مؤثر است. مبارزه با دشمني كه با سلاحي آشكار وارد ميدان شده بسيار سهل ميباشد. ليكن شناختن دشمن با سلاحي مرموز نبرد را با مشكل مواجه مينمايد.
لذا بايد با شناخت همهجانبه دشمن و گستردگي ميدان نبرد به تاخت و تاز با او وارد بود، تا راه حل مناسب را انديشيد، و با طرح نقشههاي مدرن و كارآمد از منافع مادي و معنوي خويش به حراست پرداخت. و با حفظ دستآوردها و كنترل شرايط به پاسداري از كيان الهي و حدود و جغرافيايي خويش پرداخت.
3. اجراي همه جانبه احكام الهي:
بايد با توسل به نيروي لايزال الهي حدود دين را در جامعه به اجراء درآورد و از كيان الهي و اعتقادات خويش به دفاع پرداخت. ترديد در اجراي حدود ، گاه به دليل ترس از نقشههاي استكبار جهاني و عكسالعمل آنهاست. كه با تكيه قدرت خدا به پاسداري از حريم دين و قرآن پرداخت.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ينصُرْكُمْ وَيثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ».
4. شناخت فتنهها:
يكي از مشكلات اصلي جامعه ما ارتزاق از غرب در علومي از جمله علم جامعهشناسي است. غرب در هجوم فرهنگي خود سعي در سكولاريزه كردن جوامع را دارد. يكي از سياستهای استعماري آنها موفق قلمداد كردن خود در تبعيت از ليبراليسم و سكولاريسم است. در حالي كه برخلاف سياست خودشان برنامههاي خود را بر اساس آموزهها و تصورات اعتقادي خودشان نظير (آرماگدون) پايهريزي مينمايند.
لذا بايد به دور از شبيخون فرهنگي و سياستهای استعماري غرب به پايهريزي علوم انساني خود بر اساس اعتقادات اسلامي همت گماشت و با استفاده از جنبش نرمافزاري كه مورد تاكيد فراوان رهبر معظم انقلاب است در عصر ارتباطات به ترويج فرهنگ مهدويت پرداخت و با تاكيد بر اشتراكات اديان، منجي طلبي را بسط و گسترش داد.
با ملل دنيا از طريق شبكههاي جهاني در ارتباط بوده و ضمن تصحيح كتب روايي خويش و تطبيق آنها با آيات شريفه قرآن و روايات معتبر ديگر در شناساندن وجود مقدس حضرت ولي عصر(عج) به دنيا كوشا باشيم و در اين راه پرده از مجهولات و ابهامات برداريم و نقشههاي استعمارگرانه غرب را به جهانيان بشناسانيم و با بالا بردن سطح آگاهي و بينش خود را در حوزه دكترين مهدويت از آسيبهای جدي در امام نگه داريم.
نتيجه
از مطالب مذكور موارد زير نتيجه ميگردد.
1. عقيده به منجي نجات بخش وجه مشترك تمام اديان الهي است و بشر پيوسته در آرزوي ظهور مصلح جهاني بوده كه او را از گرداب مشكلات و از زير يوغ بردگي و بندگي طاغوت و ستمگران برهاند.
2. انتظار تحركبخش و حركتآفرين و اميدبخش است. اميدواري براي قيام مصلحي كه همه آرمانهای بشري را تحقق بخشد.
3. انتظار فرج بهترين اعمال و با فضيلتترين عبادات بوده و منتظرانش بالاترين پاداش را از جانب حق تعالي ميگيرند.
4. فرج ناگهاني و غيره منتظره و جزء اسرار الهي است لذا بايد پيوسته آمادگي خويش را حفظ كرد.
5. زيادي دشمنان و قلت مومنان و فتنههاي اشرار و فشار روزگار موجب گرفتاري شيعيان در عصر غيبت گرديده است. بدين جهت صبر و تحمل مشكلات آن پاداش مجاهدان در راه خدا را دارد.
6. دوران انتظار دوران تكليف و نگهباني دين خداست. انتظار مبارزه با سستي و بيتفاوتي و قعود و ظلمپذيري ميباشد.
7. مهمترين راز پايداري مكتب تشيع انتظار فرج است. انتظار موجب مقاومت امتي در مقابل زر و زور و عاملي جهت به وجود آمدن اميد اجتماعي به فلاح و رستگاري است.
8. دشمنان مكتب رهاييبخش تشيع هر زمان با سلاحي و راهكاري مرموز به تلاش بر عليه آنها ميپردازند.
9. شناخت فتنهها و عوامل تشديد بحرانها، راهبرد بهتر مبارزه را آسانتر مينمايد.
10. آسيبزدايي از چهره فرهنگ انتظار تفكر مهدويت تكليف اساسي منتظران عصر ماست.
فهرست منابع
1. قرآن كريم، ترجمه فولادوند، دارالقرآن كريم دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، قم.
2. كتاب مقدس، عهد عتيق و عهد جديد، انتشارات ايلام.
3. عبدالحمید بن هبهالله ابيالحديد، شرح نهجالبلاغه، كتابخانه آيتا... مرعشي نجفي، قم 1414.
4. ابوطالب التجليل، مهدي(عج) كيست؟، ترجمه دكتر جليل تجليل، انتشارات سروش، تهران 1383.
5. عبدالعلی الحويزي، تفسير نورالثقلين، نشر مؤسسه اسماعيليان، قم 1415.
6. سیدثامر هاشم العميدي، در انتظار ققنوس، مترجم مهدي عليزاده، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، قم 1379.
7. عبدالوهاب المسيري، موسوعه اليهود و اليهوديه و الصهيونيه، دارالشرق، بیروت 1999 میلادی.
8. یوسف بن یحیی المقدس الشافعي، عقدالدرر فياخبار المنتظر(عج)، انتشارات مسجد جمكران، قم 1425.
9. عبدالحسین اميني نجفي، الغدير، مركز الغدير انتشارات الاسلاميه، 1416.
10. مجتبی تونهاي، موعودنامه، انتشارات مشهور ميراث ماندگار، 1384.
11. پورسيد آقايي و... ، درسنامه تاريخ عصر غيبت، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي، قم 1383.
12. محمّدرضا حكيمي، عصر زندگي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم 1380.
13. محمّدرضا حكيمي، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران 1379.
14. مجید حيدري نيك، اينترنت مقاله «نگاهي دوباره به انتظار»، سايت امام مهدي(عج).
15. محمّد دشتي، ترجمه نهجالبلاغه، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمومنين(ع).
16. اسماعیل شفيعي سروستاني، استراتژي انتظار، نشر موعود عصر(عج)، تهران 1383.
17. محمّدبن علی بابویه شيخ صدوق، كمالالدين، نرمافزار جامعالاحاديث.
18. محمّدبن حسن شيخ طوسي، الغيبه، مؤسسه معارف اسلامي، قم 1411قمری.
19. محمّدبن نعمان شيخ مفيد، الاختصاص، كنگره شيخ مفيد، قم 1413قمری.
20. صحيفه نور، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، تهران 1369.
21. سیدرضا صدر، راه مهدي(عج)، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم 1378.
22. محمّدبن حسن صفار، بصائر الدرجات، نرمافزار جامعالاحاديث.
23. محمّدحسین طباطبايي، رسالت تشيع در دنياي امروز، انتشارات دفتر فرهنگ اسلامي، 1370.
24. محمّدحسین طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمة موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي حوزه علميه، قم 1380.
25. ابوعلی فضل بن حسن طبرسي، تفسير مجمعالبيان، مؤسسه انتشاراتي فراهاني، قم 1354.
26. مهدی فقيه ايماني، اصاله المهدويه فيالاسلام، مؤسسه المعارف الاسلاميه، قم 1420قمری.
27. سلیمان كامل، روزگار رهايي، مترجم مهديپور، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، قم 1375.
28. محمّدبن یعقوب كليني، الكافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران 1365.
29. علی كوراني، عصر ظهور، مترجم عباس جلالي، شركت چاپ و نشر بينالملل، 1381.
30. سیدمرتضی مجتهدي سيستاني، منتخب صحيفه مهديه، انتشارات نشر حاذق، قم 1384.
31. محمّدباقر مجلسي، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بيروت 1404قمری.
32. لویس معلوف، المنجد في اللغه، ترجمه مصطفي رحيمي اردستاني، انتشارات صبا، 1380.
33. محمّد معين، فرهنگ فارسي، چاپ سپهر، تهران 1371.
34. ناصر مكارم شيرازي، انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)، انتشارات هدف، 1370.
35. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران 1374.
36. محمّدتقی موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، انتشارات مسجد جمكران، قم 1383.
37. علیاکبر مهديپور، او خواهد آمد، انتشارات رسالت، قم 1384.
انتظار زيباترين و كاملترين جلوه بندگي خداوند است. بدين جهت بهترين اعمال، و با فضليتترين عبادات شمرده شده است. اعتقاد به وجود منجي ريشه در فطرت آدمي دارد، و مسئله رهاييبخش انسان از يوغ بردگي و ظلم و استبداد، اختصاص به دين و آيين خاصي ندارد، اگر انسانها در انتظار منجي عالم بشريت به سر ميبرند، دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجي در تكامل جامع. بشري امكانپذير ميباشد.
انتظار از ريشه ( نَظَرَ) به معني (چشم به راه بودن)، (نوعي اميد به آينده داشتن) است. گسترة اعتقاد به منجي موعود در دين اسلام و بالخصوص در مكتب انسانساز تشيع يكي از مسايل حياتي و بنيادي ميباشد.
در قرآن كريم در مورد آيندة جهان و حوادث آخرالزمان و استيلاي حكومت صالحان آياتي فراوان بيان شده است، كه روايات بيشماري از ائمه اطهار(ع)تأويل آنها را به وجود حضرت ولي عصر(عج) تصريح فرمودهاند. «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» كه بنا به فرمايش امام صادق(ع) با خروج حضرت مهدي(عج) به ظهور ميرسد.
«يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» بنا به فرمايش امام باقر(ع) به ياران حضرت قائم(عج) تأويل شده است. امام زمان(عج) با ظهور خويش به طغيان مستكبران پايان داده و عدالت را در سرتاسر هستي گسترش خواهد داد. وجود ايشان واسطه فيض الهي به موجودات عالم و لنگر زمين و زمان ميباشد. (لو لا الحجة لساحت الارض باهلها). منكران وجود ايشان محكوم به كفر و الحاد هستند.
انتظار فرج راه گشايش فرجام مستضعفان و شمع فروزان نيكبختي است. شوق ديدار و تحمل مشكلات فرج پاداش جهاد و شهادت را دارد. به همين جهت استكبار، به مبارزه با انتظار، در پي تحريف و تخريب سيماي مهدويت ميباشد.
لذا بايد جهت آسيبزدايي از چهره فرهنگ انتظار، بيدار و هوشيار بود. و كجرويها، انحرافات و بدفهميها را از سيماي تابناك اين فرهنگ مقدس زدود. گفتگو از «مهدويت» و احياء انديشه و فرهنگ انتظار تكليف امروز جامعة ماست، و بايد در سايه چنين تفكر پويا، با تمام سرمايههاي مادي و معنوي در حفظ و حراست آن كوشا باشيم.
مقدمه
فوتوريسم (Futurism) به معناي اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجي و مصلح جهاني است. كه آن مصلح يك وجود فرا بشري ميباشد، كه انسان را از وضع فلاكت بار موجود نجات و عدل را در پهنه هستي ميگستراند.
و آن نقطه مشترك در تمام اديان و حتي مكاتب بشري ميباشد. مترقيترين نوع بينش را مكتب پر فيض شيعه نسبت به ظهور امام دوازدهم حضرت حجت بن الحسن عسگري(عج)، دارد. حقيقت مهدويت در واقع منتهي شدن حق و عدل و خلافت شايستگان به رهبري موعود پيامبران است. براي همين دين مبين اسلام در راستاي اين حقيقت بشري، ايجاد و مدينه فاضله حقيقي را به رهروان خود گوشزد مينمايد.
نياز عمدة جامعة امروزي بسط عدالت در سايه ايدئولوژي و مكتبي است كه پيوند با منبع وحي الهي دارد تا بشر را از گرداب انحطاط اخلاقي، و ناامني روحي نجات بخشد.
مفهوم انتظار در اسلام به عنوان دوران آماده باش كامل، تحت فرماندهي امامي است كه در غيبت به سر ميبرد. و پيوسته با حضورش، نه با ظهورش فيضبخش و هدايتگر و حلال مشكلات مردم ميباشد.
گسترش عدالت و برچيدن بساط ستم در رأس آرمانهای انقلاب عالمگير حضرت مهدي(عج) ميباشد. از اين رو ايشان را منتظر ناميدهاند. چون منتظر اجراي اوامر الهي جهت ظهور ميباشد. يكي از لقبهای ايشان منتظَر است چون عدهاي از (شيعيانش) در انتظار ظهور او ميباشند.
مانع بزرگ راه امام مستكبران و طاغوتان زمان هستند، كه امام(عج) جهت تحقق اهداف خويش با آنها به مبارزه ميپردازد، و منتظران حقيقي امام زمان(عج) نيز به تهيه مقدمات ظهور در مقابل ظالمان و مستكبران به جهت قيام بر عليه آنها اقدام مينمايند.
انتظار آدمي را متعهد ميسازد كه براي دست يافتن به آرمانهای حكومت امام عصر(عج) بدون ضعف و يأس، تلاش نمايد، و پرچم هدايت را برافراشته نگه داشته و از معارف ناب محمّدي(ص)حراست نمايد.
از سيماي منور مكتب، خرافات و بدعتها را بزدايد و خلق و خوي خويش را به صفات و خلقيات امامش تطبيق دهد، و رهروي عاشق و شاگردي مخلص براي او باشد. منتظر حقيقي پيوسته در تلاش و تكاپو جهت تهذيب نفس خويش و تربيت افراد مكتبي جامعه خود است.
تا مهياي پذيرايي از انقلاب جهاني امامش باشد. منتظر واقعي امام زمان(عج) زمانشناس و نكتهسنج و در هر عصري جزء پيشتازان سازندگي است. وي با تبلور عشق امام به دنيا پشت نموده و در سايه انوار الهي راه هدايت را مييابد و با عشق و عرفان اين راه را ميپويد و مشعلي روشن براي رهجويان حق و عدالت است.
پس اعتقاد به مهدويت تحركبخش و مقاومتآفرين است. به اين علت مبارزه با اين تفكر براي دشمنان امري حياتي ميباشد. لذا بايد با بيداري و شناخت نقشههاي آنها همت گمارده و مبارزه را جدي تلقي نمود و نيز با تصحيح عقايد غفلتهایي را كه طي ساليان متمادي ما را از رسيدن به آرمانهای فرهنگ انتظار و مهدويت باز داشته، شناسايي كرده و از آنها اجتناب نمود.
فصل اوّل: جایگاه بحث منجی در ادیان
اعتقاد به منجي يك ايده مشترك بين اديان مختلف است، كه از ديرباز بصورت يك آرمان بشري در نهاد آدمي بوده است، و در بحرانها و آشفتگيها بصورت يك خواست آرماني پر طپش درآمده است. گاهي هم منجر به ظهور مدعيان كذايي در طول تاريخ شده است كه بعد از چندي بدست فراموشي سپرده شدهاند.
ظهور مصلحي، كه با خروج خويش به ظلم و تجاوز ظالمان پايان داده و در گستره حيات بشر، عدل را گسترش دهد. و امنيت و آسايش را كه نياز شديد نسل بشر است به وي ارزاني دارد. و شالوده حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت استوار سازد، در همه اديان مطرح بوده است.
اينك به فرازي از نويدهاي آسماني كه با وجود تحريف از دستبرد مصون ماندهاند و در آنها نويد مصلح جهان، مهدي موعود داده شده است ميپردازيم.
1. جايگاه منجي در دين يهود
يهوديان در انتظار ظهور مسيح موعود(ع) به سر ميبرند. آنها خود را قوم برگزيده و «قوم يهود مقدس و سرورند» و «دنيا فقط براي بنياسرائيل خلق شده» و «مهر و محبت از آن جماعت بنياسرائيل است» تصور مينمايند. و خود را وارث زمين و منجي را از نسل داود نبي(ع) ميپندارند. از اين رو او را مروج دين حضرت موسي(ع) قلمداد مينمايند.
جنگ با پادشاهان و سلاطين را مقدمه ظهور و تشكيل حكومت منجي يهود ميشمارند، و هر كس را مقابل منجي قرار گيرد، شرير ناميده و مستحق عذاب ميدانند.
يهوديان چون به حضرت عيسي(ع) نگرويدند، لذا در مسئله موعود و انتظار بسيار حساس ميباشند، ولي امروزه با ورود صهيونيسم سياسي به دنياي يهود، آنها تشكيل يك حكومت سياسي را علاج عصر مسيحا دانستند و فقط خود را منتظران واقعي مسيح قلمداد مينمايند.
آنها مفاهيم سياسي را با زبان دين مطرح ميسازند و خود اعتراف به استفاده از خاخامها براي رسيدن به مطامع سياسي خويش ميكنند. اهداف سياسي يهوديان و صهيونيستها تسلط بر همه دنياست.
2. جايگاه منجي در دين مسيحيت
مسيحيان منتظر ظهور حضرت عيسي(ع) ميباشند، كه قرباني گناهان آنها شده است. آنها پيوسته در انتظار حكومت هزارساله مسيح به سر ميبرند، و براي رسيدن به اين آرزو پيشگوييهاي فراوان كردند، معتقدند مسيح در مرحله اول به آسمان رجعت مينمايد، اما به زمين نزول نميكند، بلكه با مؤمنان در آسمان ملاقات مينمايد و آنها به خاطر خدماتشان از مسيح پاداش ميگيرند.
او در جنگي نهايي بر پادشاهان غلبه خواهد كرد و عدل و انصاف را به طور كامل در زمين برقرار خواهد نمود. پيروان كليسا معتقدند كه مسيح سوار بر اسب سفيد از آسمان نزول ميكند و در پي او سواره نظامي مركب از مؤمنان از ابرها سرازير خواهند شد، و عيسي(ع) پيروزمندانه به جنگ وارد شده و حكومتي هزار ساله را آغاز خواهد كرد.
بعضي از مسيحيان معتقدند، بازگشت حضرت مسيح(ع) در آخرالزمان با «ويراني بزرگ» يا «آرماگدون» ختم خواهد شد، و تاريخ بشر با اين نبرد نهايي به پايان خواهد رسيد.
آنها معتقدند كه قبل از ظهور صلح در جهان معني ندارد. ولي امروزه تفكرات آنها با جريانات سياسي صهيونيست يك مكتب نو ظهور به وجود آورده است، كه تسلط بر دنيا جهت دفع شريران را مجوزي بر اهداف سلطهجويانه خويش بر ملل دنيا قرار دادند، و خود را مدافع يهوديان بخصوص اسرائيل تصور مينمايند.
3. جايگاه منجي در آيين هندو
اعتقاد به منجي در بسياري از كتب معتبر هندوها آمده است. از جمله در كتاب مقدس «پاتيكل» آمده است كه (چون مدت رو تمام شود، دنياي كهنه نود شود و صاحب ملك تازه پيدا شود) از فرزندان دو پيشواي بزرگ جهان كه يكي (ناموس آخرالزمان) و ديگري (صديق اكبر) يعني وصي بزرگتر وي كه (پشن) نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه (راهنما) است. به حق پادشاه شود و خليفه (رام) باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد.
ناموس آخرالزمان پيامبر اسلام(ص)و پشن نام هندي حضرت علي(ع) و (راهنما) به عربي مهدي و (رام) به لغت سانسكريتي نام خداست.
4. جايگاه منجي در آيين زرتشت
در آيين زرتشت به صراحت از دوره طلايي بشر در پايان جهان ياد شده، كه به آشوب و بلاهاي بسيار مسبوق است. كه با ظهور (سوشيانس) تحقق مييابد.
سوشيانس به معني نجاتدهنده است. در دين زرتشت مكرر از سوشيانتهايي نام برده ميشود، كه در آخرالزمان ظهور ميكنند. غالباً از آخرين سوشيانت كه پس از ظهور وي قيامت خواهد بود اسم برده شده است.
... در اوستا تاريخ ظهور تعيين نشده، ولي در كتب پهلوي وقت تقريبي معلوم است. در كتاب «جاماسبنامه» چنين آمده است كه: نجاتدهنده بزرگ، دين را در جهان رونق دهد و فقر و تنگدستي را نابود سازد. مردم جهان را همفكر و هماهنگ گرداند... اقوام و ملل ديگر هم در انتظار منجي ميباشند.
بوداييها به انتظار ظهور بودا و اقوام مغول «چنگيز» را منجي ميپندارند. كليميان (ماشيح) و چینیان به انتظار (كرشنا) ميباشند.
فصل دوم: جايگاه منجي و مهدويت در آيين اسلام
اعتقاد به ظهور حضرت مهدي(عج) يكي از مسايل بنيادي اسلام است. قرآن كريم و احاديث فراواني به ظهور منجي موعود(عج) تصريح نمودهاند. به نمونههايي از آيات قرآن اشاره ميكنيم:
1. حضرت مهدي(عج) در قرآن
خداوند ميفرمايد:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
امام باقر(ع) فرمودند:اين بندگان صالح كه وارثان زمين شوند، اصحاب حضرت مهدي(عج) هستند در آخرالزمان. و نيز در نور الثقلين آمده است. كه «عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» يعني قائم و اصحاب او در زبور وقايع كشتارهاي عظيم آمده و هم حمد خداوند و تمجيد ذات او.
و نيز خداوند در قرآن ميفرمايد:«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
آيه بشارتي به تحقق مشيت الهي بر حكومت مستضعفان و زوال حكومت ستمگران است. كه نمونه آن حكومت پيامبر(ص)و ظهور اسلام بر تهيدستان عربستان بود. و نمونه گستردهتر آن در حكومت عدالتگستر حضرت مهدي(عج) خواهد بود. حضرت علي(ع) فرمودند:
دنيا را پس از چموشي و سركشي همچون شتري كه از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميكند، به ما روي ميآورد، سپس «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ »را تلاوت فرمود.
در نورالثقلين از امام علي(ع) روايت ميكند كه فرمودند:
اين گروه آل محمّد(ص)هستند. خداوند آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنها وارد ميشود برميانگيزد و به آنها عزت ميدهد و دشمنانشان را خوار ميكند.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.
در تفسير برهان آمده است كه امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرمودند:
به خدا سوگند هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و نخواهد شد، تا آنكه قائم(عج) خروج كند، وقتي او خروج كرد، هيچ كافر و منكر به خدا نميماند. مگر اينكه از خروج آن جناب ناراحت ميشود.
2. ضرورت شناخت
پيامبر(ص)فرمودند:مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعرِفُ اِمامَ زَمانِه، مَاتَ مَيِتَهً جَاهِليَهً؛
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلي مرده است.
عدم شناخت امام(ع) از سوي هر كسي در زمان حياتش به مرگ او در دوران جاهليت تصريح گرديده است. استاد فقيه ايماني در كتاب خود «اِصالة المهدوية فيالاسلام» به بيش از هفتاد تن از علماي اهل سنّت استناد ميكند كه اين حديث را در كتابهایشان آوردهاند. و نيز از طرف علماي اهل سنّت منكرين وجود حضرت مهدي(عج) به كفر و الحاد محكوم شدند.
پيامبر(ص)فرمودند:مَنْ كَذَّبَ بِالْمهديِّ فَقَدْ كَفَرَ؛
هركس مهدي(عج) را انكار كند كافر است.
كه مجموعهاي از فتاواي چهار شاخه از مذاهب اهل سنّت را آقاي محمّدرضا حكيمي در كتاب خود آورده است. و نيز پيامبر فرمودند:
مهدي از فرزندان من است. او را غيبت و سرگرداني است كه ملتها در آن گمراه ميشوند. او اندوختههاي پيامبران را ميآورد و آن را از عدل و قسط مملو ميكند، همان گونه كه از ظلم وجود پر شده است.
3. انساب حضرت مهدي(عج) و زندگاني او
در معرفي حضرت مهدي از پيامبر(ص)و ائمه اطهار(ع)روايات بيشماري منقول است كه نسب آن حضرت را معرفي مينمايد.
امام باقر(ع) فرمودند:
بعد از حسين بن علي، نُه امام خواهد بود. نهمين آنها قائم ايشان است. حضرت مهدي(عج) فرزند امام حسن عسگري(ع) و نام مادرش را نرجس خاتون يا مليكه ، سوسن، ريحانه، صيقل، خمط و سبيكه نيز لقب دادند.
ايشان به سال 255 هجري روز جمعه پانزدهم شعبان متولد شدند. دوران زندگي آن حضرت به سه دوره (اختفاء) و (غيبت صغري) و (غيبت كبري) تقسيم ميگردد.
دوران اختفاء ايشان از بدو تولّد تا به شهادت امام عسگري(ع) به مدت 5 سال طول كشيد و از سال 260 هجري قمري ايشان دوران غيبت صغري را آغاز نمودند كه در اين دوران توسط چهار نائب خاص يعني عثمان بن سعيد، محمّد بن عثمان و حسين بن روح نوبختي و علي بن محمّد كه به نواب خاص مشهورند، زعامت مردم را بر عهده داشتند.
بعد از سپري شدن مدت 69 سال دوران غيبت كبري شروع شده است كه نيابت عامه در غيبت كبري بر عهده فقيه واجدالشرايط تفويض شده است. كه طي توقيعي از جانب حضرت به آخرين نائبش علي بن محمّد سمري در سال 329 صادر شد.
وَ اَمّا الْحَوادِثُ الْواقِعه فَارْجِعوا فيها اِلي رُواهِ اَحاديثنا فَاَنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُجَة الله.
و نيز امام صادق(ع) فرمودند:هر كسي از فقهاء نفس خود را از معاصي و محرمات نگهداري كند و دين خود را حفظ نمايد و مخالف هواي نفس خود و مطيع مولاي خود باشد پس عوام بايد از او تقليد كنند.
مردم در غيبت كبري موظف هستند كه به فقهاي واجدالشرايط مراجعه كنند و با پيروي از آنها اعمال ديني خود را انجام دهند و در زمينه اجتماعي، سياسي نيز اطاعت از فقيهي بنمايند كه از سوي بزرگان شيعه به عنوان ولي فقيه انتخاب شده است.
4. استفاضه از امام در دوران دوران غيبت
در جهت استفاضه از وجود امام عصر(عج) پيامبر(ص)فرمودند:
آري به خدا قسم به پروردگاري كه مرا به پيامبري برانگيخت ، از وي نفع ميبرند و از نور ولايتش كسب فيض مينمايند همچنان كه از خورشيد استفاده ميكنند هنگامي كه در پشت ابرها قرار بگيرد.
امام عصر(عج) واسطه فيض الهي به موجودات و مخلوقات عالم است. براي همين در روايات پيشوايان آمده است:
لَوْلا الْحُجََةُ لِساخَتِ الْاَرِْضُ باَهلِها؛
اگر لحظهاي حجت خدا در روي زمين نباشد، زمين ساكنانش را در كام خود فرو ميبرد.
امام باقر(ع) فرمودند:اگر يك ساعت امام از روي زمين برداشته شود زمين ساكنانش را در نوردد، آن چنان كه دريا به هنگام طوفان ساكنانش را در مينوردد.
امام و حجت خدا را غيبت كلي نيست، بلكه غيبت جزیي دارد (امام دايم الاستفاضه و دائم الافاضه است) يعني امام همواره فيض ميگيرد و فيض ميبخشد.
5. هنگامه ظهور و سيماي حكومت حضرت مهدي(عج)
هنگامي كه قائم(عج) قيام كند. خداوند شيعيان را از همه شهرها، نزد او گرد ميآورد. خداوند هر عيب و نقص را از شيعيان بر طرف ميكند و دلهای آنان را بسان پارههاي پولاد ميگرداند... آنگاه آنان حاكمان و فرمانروايان زمين خواهند بود و سران بزرگوار جهان و امام رضا(ع) فرمودند:
امامي از آل محمد(ص)به يقين ظهور خواهد كرد. او به تأييد اسم اعظم الهي و بركات نصر آسماني به پا ميخيزد. او حق و باطل را از هم جدا ميكند و همه را بر شادخواريها و كينهتوزيها كيفر ميدهد.
در هنگامه ظهور حضرت، حكمت و دانش به مردم ارزاني شود، تا جايي كه زنان در خانه خود به كتاب خدا و سنّت پيامبر(ص)حكم كنند. حضرت علي(ع) ميفرمايد:آراء را پيرو قرآن قرار ميدهد. پس از آنكه قرآن را پيرو آراء قرار داده بودند.
در ترسيم سيماي حكومتي حضرت مهدي(عج) از امام باقر(ع) منقول است كه فرمودند:هنگامي كه قائم قيام كند. شيوههاي نو و كتاب جديد و روشهای تازه ميآورد و در قضاوت روش جديدي دارد.
علت بيان روشي جديد، به جهت ارائه راهحلهای جديد براي حل بحرانها و مشكلات امروزي مردم است و نيز به علت از بين بردن تحريفها و تأويلهای غلط رايج در بين مردم ميباشد. حضرت مهدي(عج) حكومت واحد جهاني را بر اساس قوانين حياتبخش اسلام بنا مينهد و عدل و داد را در پهنه هستي ميگستراند و بر اساس قرآن حكم راند.
پيامبر(ص)فرمودند:امت من در زمان مهدي از چنان نعمتي برخوردار شوند كه مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند. آسمان باران بر سر آنان فرو ريزد و زمين هيچ گياهي را نگه نداشته مگر اينكه آن را ميروياند.
و نيز فرمودند:امت من چنان نزدش پناه جويند كه زنبورهاي عسل نزد ملكه خود. زمين را از عدل و داد مالامال ميكند. همان گونه كه از جور و ستم مالامال شده بود. به طوري كه مردم همچون جامعه نخستين خود گردند. وي خفتهاي را بيدار نميكند و خوني را نميريزد.
جان ما شیفتگان وصل شما میطلبد
این نه از بخت از لطف خدا میطلبد
فصل سوم: مفهوم انتظار و اهميت و ارزش آن در اسلام
انتظار راز و رمز بندگي حق تعالي و با فضيلتترين عبادتهاست. رسول خدا(ص)فرمودند:اَفْضَلُ اَعمالِ اُمَتي اِنتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اللهِ عَزَّوَجَل.
1. معناي لغوي انتظار
انتظار به معني چشمداشت، چشم به راه بودن وقوع چيزي را انتظار داشتن و بر آن صبر كردن است.
2. اهميت انتظار در سنّتحضرت علي(ع) در مورد ارزش و اهميت انتظار فرمودند:
اِنَّهُ سَال عَنْهُ رَجل اي الاعمال احب الي الله عزوجل قال انتظار الفرج؛
دوست داشتنيترين اعمال در نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است.
انتظار در اسلام چشم به راه ظهور منجي حضرت امام زمان(عج) دوازدهمين امام معصوم(ع) ميباشد. انتظار تداوم امامت، راهي كه در آن صالحان حاكميت را به دست گيرند و نا بخردان به انزوا كشيده شده و به دست شمشير عدالت سپرده شوند.
مفهوم انتظار باوري در حيات بشر در قالب اطاعت ، تحرك و مهيا بودن است كه جهت ياري آن امام(ع) كه جوهره اصلي انتظار ميباشد، است. انتظار يعني تهذيب نفس جهت حضور در نهضت كبير امام عصر(عج) است. مهيا شدن، تهيه مقدمات براي تجلي ظهور و قدرت اسلام است نه سكوت و سكون در مقابل مستكبرين.
به تعبير امام خميني:انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است.
ارزش منتظرين حقيقي را همپاي مجاهدان و شهيدان قرار دادند. كه امام باقر(ع) فرمودند:
كسي در حال انتظار بميرد، ضرري نكرده كه در ميان خيمه حضرت و در كنار لشكريانش از دنيا نرفته است.
امام صادق(ع) فرمودند:كساني كه در انتظار قائم(عج) از دنيا بروند، مانند كساني هستند كه در خيمه آن حضرت ميباشند. پس از لختي فرمودند: بلكه چون كساني هستند كه در ركاب آن حضرت شمشير زده باشند، و پس از مكثي ديگر فرمودند: نه به خدا قسم مثل كساني هستند كه در حضور پيامبر(ص)به شهادت رسيدهاند.
در فرهنگ ديني ما منتظرين از جايگاه والايي برخوردارند چنان چه حضرت علي(ع) فرمودند:متمسكين به امر ما فردا در فردوس برين با ما خواهند بود، و منتظرين آن مانند كساني هستند كه در راه خدا به خون خود غلطيدهاند.
بهترين رمز پايداري مكتب تشيع انتظار است، هانري كرين اسلام شناس فرانسوي ميگويد:معنويت اسلام با تشيع امكان حيات و بقاء دارد.
جيمز دارمستر شرقشناس فرانسوي ميگويد:در حلّه كه نزديك بغداد است، همه روزه پس از نماز عصر صد نفر سوار با شمشير برهنه ميرفتند و از حاكم شهر اسبي با زين و برگ ميستاندند و ... فرياد ميزدند كه تو را بخدا اي صاحب الزمان بيرون بيا ... وي ميگويد: قومي را كه با چنين احساسات پرورش يافته باشند ميتوان كشتار كرد، اما مطيع نميتوان ساخت.
انتظار موجب حركت و مقاومت امتي در مقابل زور و تزوير است. منتظر از احساس حضور امام اميد و حركت و نشاط ميگيرد. براي اجراي فرامين مقتداي خويش و برپايي حكومت عدالت گستر او مبارزه مينمايد.
3. انتظار فرهنگ مقاومت و پايداري
دشمنان مكتب رهاييبخش تشيع، خوب دريافتند كه چه عاملي موجب ايستادگي آنها شده است. لذا در پي شناسايي خويش چنين خطراتي را گوشزد مينمايند. ميشل فوكو (در كنفرانس تل اويو) دو عامل پايداري شيعه را، اول امام حسين(ع) و بعد امام زمان(عج) مطرح مينمايد و ميگويد:
نگاه سرخ شيعيان يعني عاشورا و نگاه سبزشان يعني امام زمان(عج). اينها به اسم امام حسين(ع) قيام مينمايند، و به اسم امام زمان(عج) قيامشان را حفظ ميكنند.
آنها به نقش انتظار امام زمان(عج) و پويايي آن پي برده و اقداماتي را در جهت تضعيف اين تفكر بارها طراحي كرده و در سطح وسيع به اجرا درآوردند.
منتظر ظهور حضرت مهدي(عج) پاداش كسي را دارد كه شبها براي عبادت بيدار و روزها، روزهدار است.
انتظار آدمي را جهت تحقق آرمانهای اسلامي متعهد ميسازد كه بدون هيچ گونه ضعف و يأس به سوي مقاصد متعالي گام بردارد و مقاوم و استوار به وظايف ديني و اسلامي خويش عمل نمايد.
فصل چهارم: انحرافات و آسيبها در مفهوم انتظار
1. سكوت در مقابل طاغوت
منتظران واقعي امام عصر(عج) با اقتدا به مولاي خويش مبارزه و قيام بر عليه دستگاه طاغوت را پيشه خود ميسازند. و با عزت و سربلند زندگي مينمايند. آنها هرگونه رخوت و سستي را از خود دور ساخته و در مقابل طاغوت تن به ذلت نميدهند. خداوند در قرآن ميفرمايد:
«الَّذِينَ آمَنُواْ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِياء الشَّيطَانِ إِنَّ كَيدَ الشَّيطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»؛
كسانى كه ايمان آوردهاند، در راه خدا كارزار مىكنند. و كسانى كه كافر شدهاند، در راه طاغوت مىجنگند. پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان در نهايت ضعيف است.
يكي از آسيبهایي وارد بر تفكر انتظار سكوت و پذيرفتن هر گونه سلطه طاغوت بر مقدرات مسلمين است. كه بعضي ميپندارند كه ازدياد ظلم و ستم طاغوت به ظهور امام كمك ميكند چون تا جامعه از ظلم انباشته نگردد، امام ظهور نميكنند.
كه اين امر برخلاف فرمايش قرآن كريم ميباشد. بعضي ديگر ميپندارند كه ما هيچگونه وظيفهاي در قبال ظلم طاغوت نداريم بايد منتظر ظهور امام(عج) شد تا امور بدست ايشان سرو سامان يابد. اين نيز بر خلاف فرامين الهي ميباشد خداوند ميفرمايد:
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ»؛
با آنان بجنگيد تا ديگر فتنهاى نباشد، و دين، مخصوص خدا شود. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست.
مؤمنان منتظر هرگز سكوت را در مقابل طاغوت جايز نميشمارند، و با قيام خويش ريشه خودبيني و فتنه را از بين ميبرند.
2. بيتفاوتي نسبت به منكرات
گاهي بعضي ازدياد منكرات را در جامعه، سبب تعجيل در ظهور ميدانند. در صورتي كه امر به معرف و نهي از منكر دو فريضه الهي است كه سبب مصون ماندن جامعه ديني ما از انحراف ميگردد. امام مهدي(عج) خود بزرگترين امركننده به معروف و نهيكننده از منكر است. جامعه منتظر نميتواند بر خلاف رضاي امام خود چنين فريضهاي را ترك كند.
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:«يا بُنَي أَقِمِ الصَّلَوةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الإمُورِ»؛
اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكى] از عزم [و ارادة تو در] امور است.
و نيز خداوند ميفرمايد:«وَمَنْ أَحْياهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيا النَّاسَ جَمِيعًا»؛
هر كس را زنده بدارد، چنان است كه گويي تمام مردم را زنده داشته است.
جامعه اسلامي با امر به معروف و نهي از منكر زنده ميگردد و منتظر امام زمان(عج) با تمسك به آيات الهي و با احياء اين فرضيه به تهذيب نفس خويش و تربيت افراد جامعه ميپردازد تا جامعه شايسته ظهور به خروج امام خويش كمك نمايد.
در زيارت آلياسين ميخوانيم:حق آن چيزي است كه شما آن را ميپسنديد و باطل آن است كه شما از آن خشمگين و منتظريد. معروف آن است كه شما به آن فرمان ميدهيد و منكر آن است كه شما از آن نهي ميكنيد.
امر به معروف و نهي از منكر دو مرحله دارد، يكي (مرحله فردي) كه هر كسي موظف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد و ديگري (مرحله دستهجمعي) كه امتي مؤظفند براي پايان دادن به نابسامانيهای اجتماع دست به دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعي كنند.
جامعه مهياي حكومت حضرت مهدي(عج) با تفاهم و وحدت منتظران مهياي پذيرايي از حضور امام خويش ميشوند.
3. آفات و لغزشها در تفكر مهدويت و انتظار
يكي از ابعاد مهم تفكر مهدويت بعد تربيتي آن است. منتظران واقعي امام عصر(عج) با تزكيه نفس خود در جهت تحقق آرمانهای امامشان مهيا ميگردند تا شايستگي حضور در ركابش را داشته باشند.
لذا بايد از آسيبها و انحرافاتي كه احياناً ممكن است دامنگير اين فرهنگ شود را شناسايي كرده و در زدودن آنها نهايت سعي خويش را بنمايند كه برخي از اين آسيبها به قرار زير ميباشند:
1. انحصارگرايي:
اعتقاد به يك نوع حكومت عدل الهي حضرت مهدي(عج) و طرد و انكار هر نوع حكومتي قبل از ظهور يكي از تفكرات آسيبزاست. صاحبان اين هر عقيده هر نوع تلاشي را جهت برقراري حكومت عادلانه مردود ميشمارند و آن را حكومت طاغوتي ميدانند اين يك نوع انحصارگرايي ميباشد كه باعث ميگردد هيچگونه تلاشي جهت اصلاح امور و تشكيل حكومت عادلانه و اجراي احكام الهي صورت نگيرد و در نتيجه چنين ايدهاي انسان را به گوشهنشيني و انزواطلبي ميكشاند و يا به تمكين هرگونه حكومت طاغوتي و ستمكار منجر ميشود.
2. كثرتگرايي:
اعتقاد به پذيرفتن هر نوع حكومتي و تمكين نمودن به آن يكي ديگر از آسيبهاست بدين صورت كه هرگونه وضع موجودي را به عنوان نقطه شروع دانسته و همه حكومتها را يكسان تلقي كنيم و هرگونه حكومتي را تجويز نماييم. و اين بيتفاوتي نيز ما را در گرداب فساد جامعه غرق خواهد كرد.
3. انزواطلبي:
گاهي بعضي از منتظران معتقدند كه بايد به دور از اهل باطل در حصاري تنگ به انتظار ظهور نشست. تا صاحبالامر بيايند و انقلاب خويش را به دست گرفته و به عرصه ظهور برسانند و كار را تمام نمايند. وظيفه افراد فقط حفظ خود از معصيتهاست تا از هر گونه خطري مصون بمانند اين نوع تفكر انسان را به بيمسئوليتي در دين و كجانديشي از فرهنگ انتظار ميكشاند.
4. تفكرنمایي:
گاهي هم بعضي از منتظران ميپندارند كه انقلاب عظيم و جهاني امام عصر(عج) احتياج به ياراني متعالي دارد كه داراي صفات بسيار برجسته عرفاني باشند، و چون خود را شايسته چنين مقام شامخ نميبينند و آن را خيلي بالاتر از حد و قوه خويش تصور مينمايند لذا از پذيرفتن چنين مقصودي اعراض مينمايند، و چون خود را از رده منتظران كنار ميكشند.
5. تفكر سهلانگاري:
گاهي بعضي از افراد به نقطه مقابل تفكر غائي ميانديشند. با از دست دادن تربيت ديني و تأثيرات شگرف آن همچون داشتن تقوا، را در رسيدن به قله خوشبختي به بوته فراموشي و غفلت ميسپارند، و هيچگونه تغييري در خود به وجود نميآورند، و اين عدم خودسازي و نداشتن تحول عظيم در شخصيت خود فرد را از محدوده سازندگي افراد صالح دور ميسازد و از صف منتظران جهت ياري امام(عج) جدا مينمايد.
6. بيان مهدويت با مهجوريت:
از ديگر آسيبهای تفكر مهدويت، مطرح نمودن مباحث مهدويت جداي از مسايل درگير نسل جديد است طوري كه مسايل به دور از مطالب روز مره مردم و در فضايي مهجور طرح ميگردد. در نتيجه عدم ارتباط بحث مهدويت با زندگي عادي مردم باعث ميشود آنها از هرگونه صحبت در مورد حضرت كنارهگيري نمايند.
7. قشريگري در مهدويت:
منظور جمود در ظواهر متون دين و در فهم شريعت در مقام عمل است. كه بدين ترتيب كه انسان خود را در قشر دين متوقف سازد و در نتيجه ديگران را به بد فهمي گرفتار ميسازد و زمينه را براي بدعت گذاري آماده مينمايد، كه نمونه بارز آن خوارج نهروان در حكومت حضرت علي(ع) بودند كه به خاطر ورقهای كاغذي، قرآن ناطق را خاموش ساختند.
در اين زمينه امام صادق(ع) ميفرمايد:همانا رسول خدا(ص)زماني به سوي مردم آمد كه آنها بتهای سنگي و چوبي تراشيده شده را پرستش ميكردند. ولي عليه قائم ما(عج) مردم ميشورند. كتاب خدا را تأويل و بر اساس آن با او ميجنگند.
8. عدم فهم معارف عالي دين:
يكي ديگر از آسيبهای فرهنگ انتظار اين است كه افراد تحت تربيت ذهن راكد و انديشه خام قرار بگيرند، و بدون شناخت فهم معارف غني اسلام، آموزههاي دين را در حد فهم قاصر خود محصور گردانند. و برخي از مردم را به بد فهمي بكشانند چنانكه در زمان ظهور برخي ميپندارند كه حضرت دين جديد آورده است.
9. ايجاد تحريف در دين:
گاهي برخي از مسلمان نماها به خاطر اميال نفساني و رسيدن به بهره دنيا، آيات قرآن را تفسير به رأي نموده و در تعاليم ديني تحريف وارد ميكنند و بدين صورت آسيب جدي به تفكر مهدويت وارد ميسازند.
10. طرح مصداق بر آيات و روايات:
گاهي برخي به آيات و روايات مصداق ظاهري ميآورند و روايات را بر حوادث روز تطبيق ميدهند. چون وقوع قيام حضرت همچون قيامت بصورت غير منتظره و ناگهاني صورت خواهد گرفت و يا احياناً ظهور توسط مسئله بداء سالها به طول انجامد.
لذا طرح چنين مصاديقي مردم را با بحران سرگرداني و حيرت روبر ميكند و در صورت عدم وقوع آنها به تكفير و يا رخوت و سستي ميكشاند.
امام باقر(ع) فرمودند:اسرار ما را پوشيده نگاه داريد و مردم را به گردن ما سوار نكنيد. منتظر امر باشيد آنچه موافق قرآن است بپذيريد و آنچه مخالف قرآن باشد رها سازيد.
11. تخريب مهدي باوري:
شگرد ديگر دشمن جهت آسيب رساني به تفكر مهدويت ، تخريب باور مهدي در ميان نسلهاست. دشمنان با ژستهاي علمي و هنري به ايجاد نفرت و شك و ترديد در ميان معتقدان ميپردازند. آنها طي برنامههاي كوتاه مدت و يا دراز مدت خويش سعي در تخريب اين انديشه در اذهان را مينمايند.
گاه نيز به علت عدم شناخت كافي از معارف بلند اسلام و تعاليم مكتب تشيع آن را تفكري منفعل و يا احساسي قلمداد ميكنند. كه منتظران اين تفكرات را بايد شناسايي كرده و از خود دور نمايند.
12. القاي تفكر مهدويت به عنوان يك عقيده تحجرگرايي:
گاهي بعضي از كجانديشان از روي غرضورزي و بعضي از جاهلان بعلت عدم درك صحيح مباني دين به القاي بعضي از عقايد از جمله تحجرگرايي ميپردازند. داشتن روحيه جهادي را در فرهنگ مهدويت بنيادگرايي و تحجرگرايي دانسته و آن را تضعيف مينمايند و با اين روحيه كه جهت آمادگي منتظران ضروري ميباشند به مقابله ميپردازند.
در سالهای اخير كه رشد مباحث منجيگري در ميان مردم بالاخص مسلمانان رو به فزوني نهاده است تزهايي از جمله (پايان تاريخ) را به خاطر منحرف ساختن افكار عمومي مطرح ميكنند تا عطش دينداران را خاموش و اين تفكر را منزوي نمايند.
13. زدودن اميد اجتماعي:
اميد كه بزرگترين عامل براي حركت و رهيابي به اهداف مهدويت است توسط برخي سياستبازان مستكبر جامعه تضعيف ميشود. تا اميد جامعهاي را براي اصلاح به يأس مبدل سازند. و اگر اميد اجتماعي از ملتي سلب گردد تمام تلاش و تكاپوي آنها به يأس مبدل ميگردد.
14. تبليغ مهدي نوعي:
گام ديگر از آسيبها القاء تفكر (مهدي نوعي) است. يعني مهدي شخصي نامعيني است كه در زمان معين زاييده خواهد شد و قيام خواهد نمود و آن مفهومي كلي كه يك مصداق را دارد در حالي كه حضرت مهدي(عج) شخصي مشخص است با اصل و نسب معين كه زاده شده و حيّ و حاضر در ميان مردم زندگي مينمايد و گاهي امدادگر مشكلات مردم نيز ميباشد.
15. عقلگرايي:
يكي از لغزشهای تفكر مهدويت توجه بر عقلگرايي است يعني انسان همه چيز را از راه اثبات عقل بپذيرد. چون خيلي از مفاهيم و احكام ديني بسيار فراتر از عقل ميباشند. پس چنين ديدگاهي ما را از بسياري از واقعيتها دور ميسازد.
16. نداشتن الگوي مناسب:
هجوم سيل فرهنگ ليبراليستي و نگرش سكولاريستي و نظريات تجديد نظرطلبان دنياپرست به مباني فكري جامعه باعث شده است كه همه چيز از عينك غربي نگريسته شود.
عدم وجود الگوهاي مناسب رفتاري در جامعه و نيز ضعيف بودن تبليغات رسانهاي از الگوهاي برتر موجود باعث شده است كه مردم با عدم آگاهي از سيماي منتظران واقعي روبرو شوند. اين مورد نيز يكي از آسيبهاست كه بايد راهكاري عملي انديشيد.
17. عجوليت انسان:
عجله نكردن و تسليم بودن از تكاليف عصر ماست. عجله نمودن در امر ظهور به از دست دادن صبر و تحمل ميانجامد و باعث ميشود كه شخص از افراد ملحد و مدعيان دروغگوي مهدويت تبعيت نمايند.
گاهي عجله موجب دلسردي و يأس در ظهور و آن نيز به انكار وجود امام منجر ميشود. گاهي ايجاد شك و ترديد و يا اعتراض به قضاء و قدر الهي ميگردد و گاهي نيز موجب دلسردي از روايات معتبر ائمه و رد اخبار فرج امام زمان(عج) گردد، و يا گاهي به تأويل اخبار ائمه طبق خواستهای نفساني منجر شود.
راوي به امام صادق(ع) عرضه داشت مرا از اين امري كه منتظرش هستم خبر ده كه كي خواهد بود حضرت فرمود:
وقتگذاران دروغ ميگويند و عجلهكنندگان هلاك گردند و تسليمشدگان نجات مييابند.
18. مبارزه با ظالم به جاي ستيز با ظلم:
يكي از آسيبها اين است كه فرد منتظر براي مهيا شدن جهت ظهور به جاي مبارزه با ظلم با ظالم بستيزد و به جاي قطع ريشههاي ظلم و فساد با افراد ستمگر مبارزه نمايد. در اينصورت ظالمي از بين ميرود و ستمگري ديگر به جايش مستقر ميگردد پس بايد ريشههاي ظلم و فساد را خشكاند تا افراد صالحي سركار بيايند.
19. سنّتگرايان ظاهربين:
گاهي برخي از منتظران با قبول علوم و فنون و تكنولوژي متمدن اظهار تمايل به سنّتگرايي مينمايند. اينان از ذات تمدن غرب بيخبرند. لذا به مسلمان شدن طاغوت غربي دل خوش دارند و آب توبه بر سر آداب و سنن غربي ميريزند.
با سكولاريزه كردن سنّتهای مذهبي موجب تقدسزدايي از بسياري از سنّتها شدند. غلفت اصلي از ذات تمدن غربي باعث گرديد تا اينان فكر كنند نيل به تكنولوژي غربي باعث رسيدن به عدالت ميشود.
4. راهكارهاي آسيبزدايي از تفكر مهدويت و فرهنگ انتظار
جهت تصحيح عقايد و زدودن عوامل تشديد انحرافات و غفلتهایي كه طي ساليان دراز آرمان و فرهنگ مقدس انتظار را به چالش كشيده راهكارهايي چند ارائه ميگردد.
1. زمانشناسي:
شناخت مسايل عديدهاي كه جامعه امروز ما با آن درگير است و نيز معضلات و آسيبها از مسايل بنيادين جامعه امروز ما است. درك شرايط ويژه تاريخ و نيز شناخت موقعيت و منزلت خود بسيار حائز اهميت ميباشد. بايد با فهم مقتضيات زماني و شناخت وضعيت فرهنگي، اجتماعي و سياسي راهكاري شايسته انديشيد، كه بدون شناخت آن خروج از اين معضل امكان پذير نميباشد كه بايستي با برآوردن نياز جامعه امروزي و شناخت فرهنگ حاكم بر آن به مطالعه و برنامهريزي اساسي همت گماشت.
2. دشمنشناسي:
شناخت عوامل ايجاد ناهنجاريهای مردم دنيا، دريافتن راه چاره بسيار مؤثر است. مبارزه با دشمني كه با سلاحي آشكار وارد ميدان شده بسيار سهل ميباشد. ليكن شناختن دشمن با سلاحي مرموز نبرد را با مشكل مواجه مينمايد.
لذا بايد با شناخت همهجانبه دشمن و گستردگي ميدان نبرد به تاخت و تاز با او وارد بود، تا راه حل مناسب را انديشيد، و با طرح نقشههاي مدرن و كارآمد از منافع مادي و معنوي خويش به حراست پرداخت. و با حفظ دستآوردها و كنترل شرايط به پاسداري از كيان الهي و حدود و جغرافيايي خويش پرداخت.
3. اجراي همه جانبه احكام الهي:
بايد با توسل به نيروي لايزال الهي حدود دين را در جامعه به اجراء درآورد و از كيان الهي و اعتقادات خويش به دفاع پرداخت. ترديد در اجراي حدود ، گاه به دليل ترس از نقشههاي استكبار جهاني و عكسالعمل آنهاست. كه با تكيه قدرت خدا به پاسداري از حريم دين و قرآن پرداخت.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ينصُرْكُمْ وَيثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ».
4. شناخت فتنهها:
يكي از مشكلات اصلي جامعه ما ارتزاق از غرب در علومي از جمله علم جامعهشناسي است. غرب در هجوم فرهنگي خود سعي در سكولاريزه كردن جوامع را دارد. يكي از سياستهای استعماري آنها موفق قلمداد كردن خود در تبعيت از ليبراليسم و سكولاريسم است. در حالي كه برخلاف سياست خودشان برنامههاي خود را بر اساس آموزهها و تصورات اعتقادي خودشان نظير (آرماگدون) پايهريزي مينمايند.
لذا بايد به دور از شبيخون فرهنگي و سياستهای استعماري غرب به پايهريزي علوم انساني خود بر اساس اعتقادات اسلامي همت گماشت و با استفاده از جنبش نرمافزاري كه مورد تاكيد فراوان رهبر معظم انقلاب است در عصر ارتباطات به ترويج فرهنگ مهدويت پرداخت و با تاكيد بر اشتراكات اديان، منجي طلبي را بسط و گسترش داد.
با ملل دنيا از طريق شبكههاي جهاني در ارتباط بوده و ضمن تصحيح كتب روايي خويش و تطبيق آنها با آيات شريفه قرآن و روايات معتبر ديگر در شناساندن وجود مقدس حضرت ولي عصر(عج) به دنيا كوشا باشيم و در اين راه پرده از مجهولات و ابهامات برداريم و نقشههاي استعمارگرانه غرب را به جهانيان بشناسانيم و با بالا بردن سطح آگاهي و بينش خود را در حوزه دكترين مهدويت از آسيبهای جدي در امام نگه داريم.
نتيجه
از مطالب مذكور موارد زير نتيجه ميگردد.
1. عقيده به منجي نجات بخش وجه مشترك تمام اديان الهي است و بشر پيوسته در آرزوي ظهور مصلح جهاني بوده كه او را از گرداب مشكلات و از زير يوغ بردگي و بندگي طاغوت و ستمگران برهاند.
2. انتظار تحركبخش و حركتآفرين و اميدبخش است. اميدواري براي قيام مصلحي كه همه آرمانهای بشري را تحقق بخشد.
3. انتظار فرج بهترين اعمال و با فضيلتترين عبادات بوده و منتظرانش بالاترين پاداش را از جانب حق تعالي ميگيرند.
4. فرج ناگهاني و غيره منتظره و جزء اسرار الهي است لذا بايد پيوسته آمادگي خويش را حفظ كرد.
5. زيادي دشمنان و قلت مومنان و فتنههاي اشرار و فشار روزگار موجب گرفتاري شيعيان در عصر غيبت گرديده است. بدين جهت صبر و تحمل مشكلات آن پاداش مجاهدان در راه خدا را دارد.
6. دوران انتظار دوران تكليف و نگهباني دين خداست. انتظار مبارزه با سستي و بيتفاوتي و قعود و ظلمپذيري ميباشد.
7. مهمترين راز پايداري مكتب تشيع انتظار فرج است. انتظار موجب مقاومت امتي در مقابل زر و زور و عاملي جهت به وجود آمدن اميد اجتماعي به فلاح و رستگاري است.
8. دشمنان مكتب رهاييبخش تشيع هر زمان با سلاحي و راهكاري مرموز به تلاش بر عليه آنها ميپردازند.
9. شناخت فتنهها و عوامل تشديد بحرانها، راهبرد بهتر مبارزه را آسانتر مينمايد.
10. آسيبزدايي از چهره فرهنگ انتظار تفكر مهدويت تكليف اساسي منتظران عصر ماست.
فهرست منابع
1. قرآن كريم، ترجمه فولادوند، دارالقرآن كريم دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، قم.
2. كتاب مقدس، عهد عتيق و عهد جديد، انتشارات ايلام.
3. عبدالحمید بن هبهالله ابيالحديد، شرح نهجالبلاغه، كتابخانه آيتا... مرعشي نجفي، قم 1414.
4. ابوطالب التجليل، مهدي(عج) كيست؟، ترجمه دكتر جليل تجليل، انتشارات سروش، تهران 1383.
5. عبدالعلی الحويزي، تفسير نورالثقلين، نشر مؤسسه اسماعيليان، قم 1415.
6. سیدثامر هاشم العميدي، در انتظار ققنوس، مترجم مهدي عليزاده، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، قم 1379.
7. عبدالوهاب المسيري، موسوعه اليهود و اليهوديه و الصهيونيه، دارالشرق، بیروت 1999 میلادی.
8. یوسف بن یحیی المقدس الشافعي، عقدالدرر فياخبار المنتظر(عج)، انتشارات مسجد جمكران، قم 1425.
9. عبدالحسین اميني نجفي، الغدير، مركز الغدير انتشارات الاسلاميه، 1416.
10. مجتبی تونهاي، موعودنامه، انتشارات مشهور ميراث ماندگار، 1384.
11. پورسيد آقايي و... ، درسنامه تاريخ عصر غيبت، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي، قم 1383.
12. محمّدرضا حكيمي، عصر زندگي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم 1380.
13. محمّدرضا حكيمي، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران 1379.
14. مجید حيدري نيك، اينترنت مقاله «نگاهي دوباره به انتظار»، سايت امام مهدي(عج).
15. محمّد دشتي، ترجمه نهجالبلاغه، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمومنين(ع).
16. اسماعیل شفيعي سروستاني، استراتژي انتظار، نشر موعود عصر(عج)، تهران 1383.
17. محمّدبن علی بابویه شيخ صدوق، كمالالدين، نرمافزار جامعالاحاديث.
18. محمّدبن حسن شيخ طوسي، الغيبه، مؤسسه معارف اسلامي، قم 1411قمری.
19. محمّدبن نعمان شيخ مفيد، الاختصاص، كنگره شيخ مفيد، قم 1413قمری.
20. صحيفه نور، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، تهران 1369.
21. سیدرضا صدر، راه مهدي(عج)، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم 1378.
22. محمّدبن حسن صفار، بصائر الدرجات، نرمافزار جامعالاحاديث.
23. محمّدحسین طباطبايي، رسالت تشيع در دنياي امروز، انتشارات دفتر فرهنگ اسلامي، 1370.
24. محمّدحسین طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمة موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي حوزه علميه، قم 1380.
25. ابوعلی فضل بن حسن طبرسي، تفسير مجمعالبيان، مؤسسه انتشاراتي فراهاني، قم 1354.
26. مهدی فقيه ايماني، اصاله المهدويه فيالاسلام، مؤسسه المعارف الاسلاميه، قم 1420قمری.
27. سلیمان كامل، روزگار رهايي، مترجم مهديپور، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، قم 1375.
28. محمّدبن یعقوب كليني، الكافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران 1365.
29. علی كوراني، عصر ظهور، مترجم عباس جلالي، شركت چاپ و نشر بينالملل، 1381.
30. سیدمرتضی مجتهدي سيستاني، منتخب صحيفه مهديه، انتشارات نشر حاذق، قم 1384.
31. محمّدباقر مجلسي، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بيروت 1404قمری.
32. لویس معلوف، المنجد في اللغه، ترجمه مصطفي رحيمي اردستاني، انتشارات صبا، 1380.
33. محمّد معين، فرهنگ فارسي، چاپ سپهر، تهران 1371.
34. ناصر مكارم شيرازي، انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)، انتشارات هدف، 1370.
35. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران 1374.
36. محمّدتقی موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، انتشارات مسجد جمكران، قم 1383.
37. علیاکبر مهديپور، او خواهد آمد، انتشارات رسالت، قم 1384.


