اطلاعات همایش ها
ارسال مقاله

  منجی‌گرایی در ادیان (زرتشت، یهود و مسیح)

مریم محمدی آرانی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چكیده
از روزگاران دیرین در كتب ادیان و سخنان حكیمان سخن از آینده‌ای درخشان به میان آمده كه پلیدی‌ها رخت برخواهند بست و صالحان وارث زمین خواهند شد.
 
اصولاً اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار منجی (نتوریسم) عقیده‌ای است كه كیش‌های آسمانی یهود، زرتشت، مسیحیت و مدعیان نبوت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً، به مثابه اصلی مسلّم آن را قبول داشته‌اند و دربارة مباحث تئوریك مذاهب آسمانی كاملاً شرح و بسط داده‌اند.
 
شور التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب این ادیان موج می‌زند؛ یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان در سراسر تاریخ محنت‌بار خود هر‌گونه خواری و شكنجه را به این امید بر خود همواره كرده‌اند كه روزی «مسیحا» و یا «سوشیانت» بیاید و آنان را از گرداب ذلّت و رنج برهاند، و فرمان‌روای جهان گرداند. این مقاله می‌کوشد در بررسی سیر اندیشه و اعتقاد به نجات‌بخشی و عقیده به ظهور منجی در هر‌یك از ادیان به مشتركاتی دست بیابد.
 
آیا اندیشه نجات‌بخشی و اشاره به موعود آخرالزمان که دین و حکومتی در پایان جهان مطابق با قوانین الهی خواهد ساخت، در ادیان مختلف وجود دارد؟ 

مقدمه
در باب پیشینة تاریخی مهدویت بیان شده كه علی‌رغم مدت بسیار طولانی آیین مزدیسنا‏، اگر تاریخ تولد زرتشت را قرن هفتم پیش از میلاد بدانیم، باید گفت كه دین یهود بیشتر موضوع موعود آخرالزمان را وعده داده و اخبار زرتشت درباره این مطلب تازه نیست.
 
اما در باب تاریخ و چگونگی تولد زرتشت اختلافات بسیاری در دست است و برخی حتی دوران حیات وی را تا یازده‌هزار‌سال قبل از میلاد بیان كرده‌اند. به این لحاظ، آیین مزدیسنا در طرح مسئله موعود آخرالزمان می‌تواند بر دین یهود و البته اسلام پیشی گیرد. 

به هر صورت می‌توان زرتشت را حداقل در ایران، پیش‌گام اندیشه موعود آخرالزمان دانست و این را از موهبات آیین وی قلمداد نمود. 

در برابر، آیین اسلام كه پیشینة كمتری دارد، در این زمینه وارث دیگر ادیان مطرح‌كننده بحث مهدویت قرار می‌گیرد. البته اسلام در موضع خودش، هم وام‌گیرندة این تفكر، هم مصلح و هم تكامل‌بخش آن بوده، اما این واقعیت انكار‌ناپذیر است كه اندیشة منجی آخرالزمان را اسلام مطرح کرده كه دست‌کم سه آیین عمده مزدیسنا، یهود و مسیحیت به تفصیل درباره آن آگاهی داده بودند. از این‌رو، اسلام به نوعی در این‌باره تصدیق‌كننده محسوب می‌شود، نه مبدع. 


در جمع‌بندی باید بیان كنیم كه آیین زرتشت، اندیشة موعود آخرالزمان را در محیطی عرضه نمود كه هیچ‌گونه ذهنیت قبلی در این‌باره وجود نداشت، اما دین اسلام در فضایی این نظریه را مطرح كرد كه به واسطه وجود پیروان دیگر ادیان، تا حدودی دورن‌مایه فهم و پذیرش آن موجود بود و چه‌بسا همین امر دلیل توّجه غیر‌مسلمانان به این آیین را فراهم آورد؛ زیرا اخبار متواتر اسلامی در ادوار بعد، نه‌تنها منجیان آخرالزمان را تأیید و تصدیق كرد، بلكه اصولاً بر لزوم روش‌مند‌كردن این نظریه تأكید نمود. 


نجات‌بخشی در ادیان زرتشت، یهود و مسیح
همه ادیان جهان به‌گونه‌ای معتقدند كه هر‌گاه بشر به لحاظ معنوی و اخلاقی پا در ورطۀ انحطاط و هلاك گذارد و از مبدأ هستی فاصله گیرد و تاریكی جهل، غفلت و ستم جهان را در برگیرد، شخصیتی نجات‌دهنده ظهور خواهد كرد. 

هر آیینی حقایقی را به صورت رمز اشاره کرده كه با معتقدات آیین‌های دیگر توافق و هم‌آهنگی دارد. در آیین مزدیسنا اعتقاد به موعود نهایی و منجی آخرالزمان از عقاید رایج و استوار است. 

در متون مقدس زرتشتی و كتب روایی پهلوی، افزون بر بشارت و اشارت به ظهور رهانندة عدالت‌گستر‏‏، از تولد، ظهور، یاران و... سخن گفته شده است. نجات‌بخشی در آیین زرتشتی، زیر عنوان موعود مزدیسنا مطالعه می‌شود.
 
بیشتر زرتشتیان طبق کتاب مقدس اوستا بر این عقیده‌اند كه فرد یا افرادی در آخرالزمان ظهور خواهند کرد و آیین گرفتار در رنج و محنت فراوان مزدیسنا را دوباره احیا خواهند كرد. 

بنابر باور یهودیان، نجات‌دهندة پایانی، مسیح (ماشیح) است كه جهان درخشان و باشكوه آینده را می‌سازد و بیشتر دانش‌ورزان یهود، ظهور مسیح و فعالیت او را برای بهبود وضع جهان و تأمین خواسته‌ها و نیازهای مردمان، بخشی از نقشه‌های خداوند در آغاز آفرینش می‌دانند و لزوم وجود نجات‌بخشی را كه كسی جز مسیح نیست پیش از آفرینش كائنات به ذهن خداوند خطور كرده است.
 
مسیحیان، مسیح را آخرین نجات‌بخش می‌دانند و درباره آفرینش او چنین می‌اندیشند كه عیسی(ع) با یهودیان از ‌وجود خویش در آغاز آفرینش گفته است: 

یهودیان بدو (عیسی) گفتند: هنوز پنجاه‌سال داری و ابراهیم را دیده‌ای؟ عیسی بدیشان گفت: آمین آمین! به شما می‌گویم كه پیش از آن‌كه ابراهیم پیدا شود، من هستم. 

یهودیان نجات‌دهنده انسانی را همانند دیگران، اما دارای جلوه و جبروتی خدایی می‌دانند که جهان را با نور خود، كه جلوه‌ای از نور خداست، روشن خواهد كرد: 

و بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید؛ زیرا كه یهود نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود.
برخی این ماشیح، یعنی نجات‌دهندة آخرین را همان داوود، یا از خانوادة داوود و یا داوود دیگری می‌شمارند. 

به اعتقاد مسیحیان و به اشاره‌های آشكار مطالب عهد جدید، نجات‌بخش پایانی همان عیسی مسیح است كه بار دیگر زنده خواهد شد و جهان را از نابسامانی خواهد رهانید:
 .... و به شما می‌گویم كه مرا دیگر نخواهید دید، تا وقتی آید كه گوئید مبارك است كه به نام خداوند می‌آید. 

دربارة قیام مسیح پیش دیده گفت كه نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند، پس همان عیسی را خدا برخیزاند و همه ما شاهد بر آن هستیم. 

هم‌چنین مسیح نیز چون یك‌بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای كسانی كه منتظر او می‌باشند، به جهت نجات ظاهر خواهد شد. 

در این‌كه منجی موعود چه كسی است، اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی منجی آخرین را داوود می‌شمارند و گروهی او را از خانواده داوود و گروهی می‌گویند كه خداوند در پایان جهان داوود دیگری را برای نجات مردم می‌فرستد. هر‌چند در این‌باره اختلاف‌نظر وجود دارد، ولی نكتة مهم این است كه هر دو گروه مسیحیت و یهود در انتظار نجات‌بخشی جهان توسط انسانی هستند كه از قدرت الهی بهره‌مند شده باشد.
 
در حقوق نبی آمده است: اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باشد؛ زیرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود. 

اشعیای بنی می‌گوید: اما آنانی‌كه منتظر خداوند می‌باشند، قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند كرد، خواهند دوید و خسته نخواهند شد. 

در جای دیگر می‌گوید: خوشا به حال كسانی‌كه منتظر او باشند. 

بنابر مطالب بیان شده:
1. نجات بشر به یاری خداوند به دست انسانی الهی صورت می‌گیرد؛ 

2. همة انسان‌ها باید در انتظار منجی بشر باشند؛ 

3. منتظران نزد خداوند مقامی بالا دارند. بنابراین، مذهب انتظار كه در تمام ادیان مشاهده می‌شود، خاص مسلمانان نیست؛ فلسفه‌ای مثبت است که هدف‌داری افعال الهی را نشان می‌دهد، اما تفاوت ادیان گذشته با اسلام در این است كه انتظار مسلمانان عاملی روحی، فكری و حركت‌آفرین به شمار می‌رود.
 
اسلام، هدف از خلقت را شناخت و بندگی خدای متعال می‌داند و عمل و تحقق آن را در دست‌یابی به معرفت امام عصر برمی‌شمارد. تنها كسی به هدف آفرینش خود رسیده كه به این مرتبه نائل شده باشد. 

منجی در آیین زرتشت
زرتشتیان، موعود مزدیسنا را «سوشیانس» می‌نامند. اینان منتظر سه موعود هستند که میان هر‌یك از آنها هزار‌سال فاصله برمی‌شمارند. آنان طول جهان را به دوازده‌هزار سال تقسیم كرده‌اند كه در مجموع به چهار مقطع سه‌هزار ساله تقسیم می‌گردد.
 
چهارمین سه هزار‌ساله، دهمین هزاره عهد سلطنت روحانی پیغمبر ایران، «زرتشت» شمرده می‌شود. در آغاز هر‌یك از هزارة یازدهمین و دوازدهمین، دو تن از پسران زرتشت ظهور خواهند نمود.
 
در پایان دوازدهمین هزاره، پسر سوم یعنی «سوشیانس» پدیدار گشته، جهان را نو خواهد نمود، مردگان را برانگیخته و قیامت و جهان معنوی را خواهد آراست . (به سه پسر زرتشت كه در آخرالزمان تولد یابند، «سوشیانس» نام داده‌اند، گرچه به صورت خاص این اسم برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافت. 

سوشیانت
منجی‌ موعود اوستا که سوشیانس نام دارد، اغلب به معنای «هماننده» تعریف شده که این واژه در زبان پهلوی به صورت سوشیانت و سیوسوش آمده و از ریشۀ «سوه» به معنای بهره و منفعت گرفته شده است. واژۀ فارسی «سود» نیز از همین ریشه محسوب می‌شود. سوشیانت، صفت به معنای سودمند و سود‌دادن است. این واژه در «گات‌ها» به دو صورت مفرد و جمع وجود دارد. 

زرتشت در گات‌ها چندین‌بار خود را به صیغۀ مفرد، سوشیانت، یعنی رهاننده یا نجات‌دهنده نامیده که از جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: 

کی خواهم دریافت (فهمید) ای فردا و ای شما که نسبت به کسی‌که در پی تباه‌کردن من است، توانا و زبردستید؛ آن‌چه پاداش نیک نهاد است، باید به خوبی از آن اطلاع یابم؛ از این‌روی، رهاننده (سوشیانت) را آرزوی آن است که از قسمت خویش باخبر باشد. 

این واژه نیز سه بار به صورت جمع آمده که یکی از آنها این‌ است:
ای اهورا مزدا با آن راه منش نیک که به من نمودی، همان راه آموزش رهانندگان (سوشیانت‌ها) است.
 
از این قطعات به خوبی دریافت می‌شود که عقیده به موعود آخرالزمان و این‌که کسی خواهد آمد و جهان را از چنگال اهریمن خواهد رهانید و آدمیان را از زندگی بی‌گزند بهره‌مند خواهد ساخت، نزد ایرانیان بسیار قدیم و شاید منسوب به مؤسس دین مزدیسناست. 

در قسمت‌های دیگر اوستا همانند گات‌ها، منظور از سوشیانت که به صیغۀ جمع آمده، یاوران دین است. به عبارت دیگر، سوشیانت‌ها، پیشوایان کیش، جانشینان زردتشت، نیکان و پارسایانی‌اند که از آنان سودی آید و مردم را به راه راست راهنمایی کنند و مایه رستگاری شوند و دین مزدیسنا را بیارایند. 

در مواردی هم مقصود از صیغۀ جمع سوشیانت آن سه موعود مزدیسنا یا سه پسران آیندۀ زرتشت است که سرانجام ظهور خواهند کرد و بار دیگر آیین زرتشت را تازه خواهند نمود و جهان فرسوده و ویران را آباد، تازه و خرّم خواهند ساخت. 

در کتاب زند از کتب مقدسه زرتشتیان پس از آن‌که مقداری درباره شیوع فساد در آخرالزمان گفت‌وگو می‌نماید، گوش‌زد می‌کند که بیشتر قوّت و شکوه با اهریمنان خواهد بود و می‌گوید: 

آن‌گاه از طرف اهورامزدا به ایزدان یاری می‌رسد، پیروزی بزرگ از آن ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند... بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی‌آدم بر تخت نیک‌بختی خواهد نشست.... 

جاماسب در کتاب معروف خود جاماسب‌نامه از زرتشت نقل می‌كند:
از فرزندان دختر پیغمبر که «خورشید جهان» و شاه زمان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد. 

هم‌چنین در جای دیگر این کتاب آمده است:
مردی بیرون آید از زمین تا‌زیان، از فرزندان هاشم مردی بزرگ‌سر، بزرگ‌تن و بزرگ‌ساق و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیاری، روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین را پرداد کند. 

وی در تعالیم خود می‌افزاید: پیامبر عرب آخرین فرستاده است که از میان کوه‌های مکه ظاهر شود... از فرزندان پیامبر شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می‌باشد... ، از عدل او گرگ با میش آب می‌خورد و همة جهان را به آیین «مهرآزمای» خواهند گروید. 

البته قسمتی از پیش گویی‌‌های دیگر زرتشت دربارة ظهور و علائم آن در بهمن‌ یسن آمده است. 

آخرین مزار كتاب زند بهمن یسن كه اوستا را شرح و تفسیر می‌کند از ظهور مصلح جهانی و منتهی‌شدن حكومت آن حضرت به رستاخیز سخن می‌گوید: «پس «سوشیانس» آفرینش را دوباره پاك بسازد و رستاخیز و تن پسین باشد» و می‌گوید منظور از سوشیانس در این‌جا آخرین نجات‌بخش دین زرتشتی است. 

هنگامی كه گشتاسب درباره كیفیت ظهور سوشیانس و چگونگی ادارة جهان می‌پرسد، جاماسب حكیم، شاگرد زرتشت توضیح می‌دهد كه: «سوشیانس» دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌كن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فكر و هم‌گفتار و هم‌كردار گرداند.» 

واژة مفرد در اوستا، سوشیانس به معنای واپسین موعود مزدیسنا، از این قرار است: سینا 26، قطعه 10؛ سینا 59، قطعه 28؛ ویسبرد، كرده 2، قطعه 5؛ فروردین شیت، قطعه‌های 129 و 145؛ زامیاد یشت، قطعه 89؛ گشتاسب یشت، قطعه 30؛ و ندیداد، نرگرد 19، قطعه 5. 

به هر‌ حال تفسیر دقیق‌تر سوشیانس را باید از بخش‌های دیگر اوستا، به دست آورد. در اوستای فعلی، رهانندگان در سه نفر خلاصه شده‌اند: 

1. اوخشیت ارته، كسی‌كه قانون مقدس را می‌پروراند؛
2. اوخشیت نمنگه، كسی‌كه نماز را برپای می‌دارد؛
3. استوت ارته، كسی‌كه همه از پرتو او به زندگی فناناپذیر می‌رسند. 

البته در كتب روایی پهلوی، برای نخستین موعود، دومین و سومین نام‌های دیگری را ثبت كرده‌اند. 

به تصریح اوستا زرتشت بزرگ‌ترین سوشیانس را تجسّم نیكی، خیر و كمال می‌داند، نه واپسین نجات‌بخش، اما همین بخش، واپسین نجات‌بخشان را كسانی برمی‌شمرد كه جهان را نو كنند و خلایق را پیر نشدنی و نامیرا، جاویدان و بالنده و كام‌روا سازند. در آن هنگام مردگان دگربار برخیزند و بی‌رگی به زندگان روی آورد؛ سوشیانت پدیدار شود و جهان را به خواست خویش نو كند. 

ابراهیم پورداوود واژة سوشیانس را در كاربردهای جمع خود در اوستای نو، شامل زرتشت، حامیان، یاوران، مبلّغان، نوسازان و آرایندگان جهان پایانی می‌داند. بنابراین، ویژگی عمده آنان را خردمندی، نیكوكاری، سودرسانی به همة موجودات، غلبه بر خصومت دیوها و مردم، پاك‌كردن جهان از دروغ، ستایش پروردگار و آراستن معنوی برمی‌شمرد.
بنابر توضیحات كتاب‌های روایی پهلوی درباره منجیان سه‌گانة آیین مزدیسنا، نبرد خیر و شر، نیكی و بدی به نوعی تقدیر خود اهورا مزداست و در این میان سه موعود آخرالزمان، سه نقطة اوج و در عین حال سه نقطة عطف دین زرتشتی شمرده می‌شوند. 

آنها طبق خیر و نیكی رفتار می‌کنند و در عمل آن را آموزش می‌دهند. آنها نماز و تحیات را به آستان اهورا‌مزدا به جای می‌آوردند. آنان از دریاچة كیانسیه پا به عرصة زندگی می‌نهند و ضدّ اهریمن قیام می‌کنند، آفرینش او را در هم می‌شكنند و مردم را به راه راست می‌آورند و دین را گسترش می‌دهند؛ چنان‌كه به آدمیان نیز راستی می‌بخشند. 

موعودباوری در آیین یهود
اشتیاق به مسیح موعود
تعالیم انبیا در برافروختن آتش شوق و قیام مسیح در دل‌های قوم عهد عتیق تأثیر ب‌سزایی داشت: 

خدا قوم خود را در حالت نكبت و ذلت باقی نخواهد گذاشت، بلكه خود او كسی را مسیح كرده، برای نجات مردم خواهد فرستاد.
بنابر كتاب‌های نبوت آرزوی آمدن مسیح بر گرد سه محور اساسی می‌چرخد كه البته این محورهای سه‌گانه به گونه‌ مشخصی از یك‌دیگر جدا نشده‌اند. 

مسیح پسر داوود
برخی از انبیا، مانند حرقیال و ملاكی‏، اعلام داشته‌اند كه خدا به زودی مسیحی را از نسل داوود برای بازگرداندن شكوه بنی‌اسرائیل خواهد فرستاد.
 
انتظار می‌رود كه مسیح یاد شده قوم را از دست حاكمان مشرك رهایی بخشد و قدرت شریعت خدا را برای گروه كوچكی كه در زمان تنگی، وفا دارد، مطیع فرمان خدا باقی خواهد ماند و اعتلا ارزانی كند. 

در این سلطنت (یا ملكوت) جدید، عدالت، نیكی به مستمندان و پرستش درست و خالصانه خدا حكم‌فرما خواهد بود. خدا نیز از طریق مسیح خویش، بر قوم خود حركت خواهد كرد.
 
برخی از انبیا مژده داده‌اند كه این سلطنت تنها برای یهود نیست، بلكه همه ملّت‌های جهان از آن بهره‌مند خواهند شد. نویسنده‌ای یهودی دربارة آمدن داوود می‌نویسد: 

یك عقیدة همگانی وجود داشت كه حالت رفاه و آسایشی كه به دست داوود پدید آمده، تا ابد پایدار خواهد ماند و... ناتان نبی در پیش‌گویی خود مبنی بر جاودانگی تخت داوود این نظر را تأیید كرد.
 
این باور بدان اندازه قطعی بود كه گفته می‌شود خود داوود نیز آن را به پسرش سلیمان مژده داده است. 

بنده خدا
اشعیای نبی از «بنده خدا» كه خواهد آمد، سخن گفته است: وی به دور از هر قدرت نظامی، اقتصادی و هر شكوه ظاهری و نفوذ كلمه خواهد آمد. هم‌چنین او از روی ایمان و تسلیم به اراده خدا، مخالف هر‌گونه شدت عمل، دارای صبر و بردباری بر تحمل دردها و ستم‌ها خواهد بود و با تحمل بار گناهان قوم خود، هم‌چون وسیله‌ای برای نجات آنان عمل خواهد كرد. 

پسر انسان
این شخصیت پیچیده در كتاب دانیال وجود دارد. این كتاب به شیوة ادبی مكاشفات نوشته شده که فهم شیوه یاد شده بسیار دشوار است؛
 زیرا اشكال، رموز پیچیده و ناآشنایی در آن وجود دارد. مکاشفه در ادبیات به دوره‌ای از تاریخ یهود تعلّق دارد كه به مردم ستم می‌نمودند و به همین دلیل، فرد آمال و آرزوهای خود را در قالب اشارات و رموز بیان می‌كرد. نوشته‌های مكاشفه از «روز خدا» سخن می‌گوید و این‌كه خدا برای اصلاح مفاسد، محكوم‌كردن اشرار و رهایی‌بخشیدن به كسانی‌كه بر ایمان خود استوار مانده‌اند، در جهان عمل می‌کند.
 
به گفتة ادبیات مكاشفه، پسر انسان به نشانه فرا‌رسیدن روز خداوند از آسمان فرود خواهد آمد و ملكوت الهی را بر‌پا‌خواهد ساخت.
 
در سفر پیدایش چنین آمده است: خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته و گفت: به ذریّه تو این زمین را می‌بخشم، تمام این زمین را که می‌بینی به تو و ذریّۀ تو تا به ابد خواهم بخشید... ، به سوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، هرگاه توانی آنها را شمرد... ذرّیت تو نیز چنین خواهد بود. من یهوه هستم که تو را از کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را به ارثیت تو بخشم. 

و نام تو بعد از این «ابرام» خوانده نشود، بلکه نام تو «ابراهیم» خواهد بود؛ زیرا که تو را پدر امت‌های بسیار گردانیدم و تو را بسیار بارور نمایم، و امّت‌ها از تو پدید آورم و پادشاهان از تو به وجود آیند و عهد خویش را در میان خود و تو، و ذرّیۀ بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد...،
 
اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم، این‌که او را برکت داده، بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم، دوازده رئیس از وی پدید آیند و اهمیتی عظیم از وی به‌وجود آورم... از ابراهیم امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمیع امت‌های جهان از او برکت خواهند یافت... . 

در کتاب اشعیای نبی می‌خوانیم: ... و نهالی از تنۀ یسی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان را به عدالت، داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد... در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهد بود؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد. 

بلکه نسلی از یعقوب و وراثی برای کوه‌های خویش از یهود به ظهور خواهم رسانید و برگزیدگانم ورثۀ آن و بندگانم ساکن آن خواهند شد. 
و اما شما (خطاب به یهود) که خداوند را ترک کرده و کوه مقدس را فراموش نموده‌اید، و مائده به جهت پخت مهیّا ساخته‌اید و شراب ممزوج به جهت اتّفاق ریخته‌اید، پس شما را برای شمشیر مقدّر ساختم. و جمیع شما برای قتل خم خواهید شد... و اورشلیم را محلّ وجد خواهم و از قوم خود شادی خواهم کرد. و آواز گریه و ناله بار دیگر در او شنیده نخواهد شد. 

در کتاب دانیال نبی می‌خوانیم: و در آن زمان سرور بزرگ میکائیلی که برای پسران قوم تو (خطاب به حضرت دانیال) ایستاده است، خواهد برخواست... و بسیاری از آنانی‌که در خاک زمین خوابیده‌اند، بیدار خواهند شد... و آنان‌که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابد‌الاباد، اما تو ای‌دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا آن زمان مهر کن بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود... خوشا به حال آنان که انتظار کشند! 

و در کتاب حبقوق نبی آمده است: اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد... بلکه جمیع امّت‌ها را نزد خود جمع می‌کند و تمامی قوم‌ها را برای خویشتن فراهم می‌آورد.
 و در زبور داوود(ع) با عنوان «مزامیر در لابلای عهد عتیق» نویدهایی دربارۀ ظهور منجی موعود آمده است. می‌توان گفت: هر بخشی از زبور به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و... اشاره می‌کند.
 


جالب توجه این‌که مطالبی که قرآن کریم، درباره ظهور منجی از زبور نقل کرده، در زبور فعلی عیناً وجود دارد و از تحریف مصون مانده است. قرآن کریم چنین می‌فرماید:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ»؛
علاوه بر ذکر (تورات) در زبور نیز نوشتیم، بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد. 

طبق روایت متواتر اسلامی، از طریق شیعه و سنّی، این آیه درباره ظهور حضرت مهدی(عج) است. قرآن کریم این مطلب را از زبور نقل می‌کند و عین همین عبارت در زبور وجود دارد.
 
در متن زبور آمده است: زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک‌زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمّل خواهی کرد و نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد...؛ زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأیید می‌کند. خداوند روزهای کاملان را می‌داند و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد. 

در جای دیگری می‌فرماید: ... قوم‌ها را به انصاف داوری خواهد کرد، آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد، دریا و پری آن غرّش نمایند، صحرا و هرچه در آن است به وجد آید، آن‌گاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند؛ زیرا که می‌آید؛ زیرا که برای داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قوم‌ها را به امانت خود.
 و منجی‌گرایی در آیین مسیح نویدهای موجود در اناجیل معتبر بدین صورت آمده است: 

هم‌چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... . آن‌گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال می‌آید... 

آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس... لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید. 

اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خود آید، آن‌گاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امّت‌ها در حضور او جمع شوند و آنها را از هم‌دیگر جدا می‌کنند، به قسمتی که شب‌ها میش‌ها را از بزها جدا می‌کند. 

آن‌گاه پسر انسان را ببینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می‌آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا به اقصای فلک فراهم خواهد آورد...، ولی از آن روز و ساعت، غیر از پدر هیچ‌کس اطّلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده، دعا کنید؛ زیرا نمی‌دانید که آن وقت کی می‌شود. 

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد بی‌درنگ برای او باز کنند. 

خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید. 

در انجیل یوحنّا نویدهای جالب و جامعی دربارۀ، منجی و موعود آخرالزمان وجود دارد.
 
توضیح این‌که کلمۀ «پسر انسان» مطابق نوشتۀ مسترهاکس امریکایی در کتاب خود که به نام قاموس کتاب مقدس است، هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط سی مورد آن بر حضرت عیسی(ع) تطبیق می‌پذیرد و پنجاه مورد دیگر از نجات‌دهنده‌ای سخن می‌گوید که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد، عیسی نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد کرد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسی اطّلاع ندارد. 

بنابر کتب مقدس شخصی به عنوان نجات‌بخش و منجی برای اصلاح جامعه بشری و تشکیل حکومت جهانی خواهد آمد که همه انتظار او را دارند؛ چنان‌که از تمامی عبارات کتب مقدس استفاده می‌گردد.
 
دیگر این‌که همۀ ملت‌های جهان و تمامی مردم دنیا از او پیروی می‌کنند و زیر نفوذ او خواهند رفت و او به جهان حکومت خواهد کرد و رئیس جهان خواهد بود و سلطنت او در ربع مسکونی مُستقر خواهد شد. 

او از خود تکلّم نمی‌کند و روی هوای نفس خود حرف نمی‌زند و بلکه از آن‌چه از خدای تعالی و پیامبران شنیده است، سخن خواهد گفت. او وقتی بیاید مردم دنیا را به جمیع راست‌ها هدایت خواهد نمود. 

او مردم را به عدالت ملزم می‌کند و خودش به عدالت داوری می‌کند. قبل از آمدن او دنیا پر از ظلم و جور می‌شود و سراسر جهان را ظالمان و ستمگران احاطه می‌کنند. وقتی او بیاید همه اضداد در کنار یک‌دیگر با صلح و صفا زندگی می‌کنند حتّی درندگان و حیوانات موذی کوچک‌ترین آسیبی به حیوانات اهلی نمی‌زنند.
 
او قدرت‌مندترین ابر‌قدرت‌ها را سرکوب می‌کند و به طور کلّی اشرار را از بین می‌برد و اثری از آنها باقی نمی‌گذارد. بعد از ظهور او صالحان و صدّیقان و حلیمان وارث زمین می‌شوند و جهان و آن‌چه در اوست به آنان تعلّق خواهد گرفت.
 
همه باید منتظر او باشند؛ زیرا وقت ظهورش مشخص نیست، حتی ملائکه آسمان هم نمی‌دانند و بالأخره جز خدای تعالی کسی از آمدنش اطّلاع ندارد.بنابراین، باید همه بیدار باشند و آمدنش را انتظار داشته باشند.
 
همه‌چیز در اختیار او قرار خواهد گرفت و او بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال خواهد آمد. او جهان را از معرفت خدای تعالی پر خواهد کرد و مردم دنیا همه خداشناس خواهند شد. 

مردم در زمان غیبت او باید برای ظهورش دعا کنند و همیشه منتظر او باشند؛ زیرا او ناگهانی خواهد آمد.
از آن‌جایی که یاوران این موعود جهانی در حکومت این منجی، ایشان را همراهی می‌کنند، بررسی کوتاهی از ویژگی‌های این یاران خالی از لطف نیست. 

ویژگی یاران سوشیانت
در متون مزدیسنایی از دو نوع یار برای موعود آخرالزمان نام برده شده: یارانی که در عصر ظهور زندگی می‌کنند و یاورانی که در زمان‌های سابق رحلت کرده‌اند و هنگام ظهور منجی، زنده خواهند شد و او را یاری خواهند کرد. در متون پهلوی، دستۀ دوم را «جاودانی‌ها» خوانده‌اند که از شماری افراد، یلان و پهلوانان تاریخی در جایگاه یاوران سوشیانس یاد کرده‌اند.
 
شمار این افراد را پانزده مرد و پانزده زن بیان نموده‌اند. با احتساب زرتشت، از چهارده مرد یاد کرده‌اند، در حالی‌که یک مرد و پانزده زن به نام خوانده نشده‌اند. این جاودانی‌ها در هزاره سوشیانس پدید آیند و رستاخیز برانگیزانند و جهان جاودانی را بیارایند.
 
به تصریح اوستای نو و متون پهلوی، را بدان گنه‌کاران و مجرمان هم‌چون منافقان دوباره زنده نخواهد شد، اما پرهیزگاران به زمین باز آیند نه به آن چهره که در گذشته‌اند و نه از آن آمیزه که پیش ساخته شدند، بلکه موجودات مادی از گل روشن و بدون تاریکی، آب بدون زهر، آتش بدون دود و باد خوش‌بوی ساخته باشند. 

خصوصیات یاران منجی موعود چنین است: نیک‌اندیش، نیک گفتار، نیک کردار، هرگز سخن دروغ بر زبان نیاورند، قول خود را نمی‌شکنند و عفریت خشم از آنان می‌گریزد. افزون بر این فرشتگان مقرّب الهی، هفت امشاسبند نیز در جایگاه یاوران سوشیانس مطرح شده‌اند. 

خصوصیات یاوران منجی در آیین یهود و مسیح
عهدین برای یاران حضرت، ویژگی‌های خاصی را بیان می‌کند: در اشعیای نبی می‌گوید: 

عَلَمی به جهت امّت‌های بعد بر‌پا خواهد کرد و از اقصای زمین برای ایشان صفیر خواهد زد و ایشان تعجیل نموده، به زودی خواهند آمد و در میان ایشان احدی خسته و لغزش‌خورنده نخواهد بود و احدی نه پلکی خواهد زد و نه خواهد خوابید و کمربند احدی از ایشان باز نشده، دوال نعلین احدی گسیخته نخواهد شد که تیرهای ایشان تیز و کمان‌های ایشان زه شده است. ایشان مثل شیر ماده و مانند شیران ژیان غرش خواهند کرد. 

در دانیل نبی می‌گوید: در ایام این پادشاهان خدای آسمان‌ها سلطنتی را که تا به ابد زایل نشود، برپا خواهد نمود.
 
در مزمور می‌گوید: چشمان خداوند به سوی صالحان است. چون صالحان فریاد برآورند، خداوند آنها را شنیده و ایشان را از تنگی‌های ایشان رهایی بخشد. 

در اشعیای نبی آمده: ای رسولان تیزر و بروید نزد امّت بلند‌قامت و براق نزد قومی که از ابتدایش تاکنون مهیب بوده‌اند، یعنی امّت زور‌آورنده و پایمال‌کننده. 

در جای دیگر بیان می‌دارد:  دروازه را بگشائید تا امّت عادل که امانت را نگه می‌دارند داخل شوند، طریق راستان استقامت است.
 
هم‌چنین در بخش دیگری بیان شده: اینک بعضی از جای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و از مغرب، ای آسمان‌ها ترنم کنید و ای زمین وجد نما و ای کوه‌ها آواز شادمانی دهید؛ زیرا خداوند قوم خود را تسلّی داده است. 

نتیجه‌گیری
هدف از مقایسۀ سیراندیشه، اعتقاد نجات‌بخشی و تطوّر آن در هر‌یک از ادیان و هم‌چنین برابری ادیان در اعتقاد به ظهور منجی، بیان تأثر دینی از دین دیگر در این مسئله خاص نیست. 

در این پژوهش سعی بر آن است که موارد همانند یا مشترک ادیان کنار هم قرار گیرند و این نتیجۀ کلی به‌دست آید که اندیشه نجات‌بخشی و اشاره به آمدن موعود پایان جهان که نظامی هم‌سان با دستورهای خداوند خواهد ساخت، در همۀ ادیان وجود دارد. 

اما این‌که این موعود کیست، چه موقع و کجا ظهور خواهد کرد، از جمله مسائل مورد اختلاف به شمار می‌رود. همه ادیان، نجات‌دهندۀ آخرالزمان را از خاندان نبوّت و دارای همه صفات پسندیده می‌دانند. در همۀ ادیان نوعی اعجاز در مسائل مربوط به موعود دیده می‌شود.
 
وصف جهان انتظار در ادیان گوناگون الگوی واحدی دارد؛ جامعه‌ای است که در زمینه‌های فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی به ابتذال کشیده شده، فساد و تباهی به اوج خود رسیده؛ آن هنگام فرج نزدیک است. 

همۀ ادیان با عبارات و شیوه‌های واحدی از ویژگی‌های عصر انتظار یاد کرده‌اند. سبب این هم‌سانی را می‌توان در همۀ دوران‌ها و برای همۀ مردم، ستم، کینه و جنایات ناپسند دانست. از این‌رو، انتظار جامعه‌ای بدون ظلم و تصوّر جامعه آرمانی از گذشته‌های دور تاکنون اندیشۀ بسیاری از دانشمندان و محققان بوده است، به‌گونه‌ای که هر یک از آنان طرحی جداگانه برای ایجاد جامعه آرمانی تدوین نموده‌اند.
 
دانشمندان با طرح این گونه مسائل گوناگون و ریشه‌یابی آن در ادیان مختلف، مانند یهود، مسیحیت و زرتشت و حتّی مسلک‌هایی هم‌چون برهما و بودا، خواهان زندگی در جامعه‌ای آرمانی، عاری از ظلم و ستم برای بشر بوده‌اند، اما آن‌چه تمام این طرح‌ها را غیر‌عملی نموده، این است که آنها واقع‌بینانه و همراه با ارائه روش نبوده‌اند، بلکه تنها جامعۀ آرمانی را به تصویر کشیده‌اند، نه راه و روش رسیدن به آن را.
 
هم‌چنین هدف‌هایی برای این طرح‌ها تعیین نشده است تا بدان وسیله اراده، شور و خواست مردم را برانگیزد و آنان را به تغییر اوضاع و احوال موجود مایل گرداند. اسلام تنها طرحی است که این فضایل را دارد. 

تحقّق این جامعه آرمانی در متون دینی ما پیش‌گویی شده و هدف‌ نهایی جامعه آرمانی این است که انسان‌ها به کمال حقیقی برسند؛ کمالی که جز بر اثر خداشناسی، خداپرستی، اطاعت کامل و دقیق از اوامر و نواهی الهی، کسب رضای خداوند و تقرّب به درگاه او حاصل شدنی نیست.
 
جامعه‌ای که خداوند وعده فرموده است، جامعه‌ای محسوب می‌شود که افرادش عقاید، اخلاق و اعمال موافق با تعالیم و احکام اسلامی دارند. 

البته همان‌گونه که در متن مقاله بیان شد، اندیشۀ مهدویت و وجود موعود برای اصلاح جهان تنها توسط آیین اسلام طرح نشده، بلکه بشارتی است که خدای متعال به همۀ انبیا داده است و تمامی ادیان توحیدی منادی این اندیشه بوده‌اند و آیندۀ جهان را از آنِ صالحان خوانده‌اند و حاکمیت عدالت را بر سراسر گیتی حتمی برشمرده‌اند و این اندیشه آن‌قدر در ادیان توحیدی پررونق و آشکار بوده است که به ادیان غیر‌توحیدی نیز رنگ داده و ادیانی که به ظاهر منشأ الهی نداشته‌اند نیز اعتراف به وجود مصلح جهانی کرده‌اند. 

یادآور می‌شویم که در همۀ آیین‌ها نظریه قیام الهی آخرالزمان و حرکت بشری ـ الهی مصلحی آمده است که در پایان ادوار نبوّت و در امتداد جریان دین اسلام، از داخل اسلام ظهور خواهد کرد.
 
از این رو، هرگاه موعود گفته می‌شود، منظور موعود منجی نهایی و منتظر آخرین است. به بیان دیگر، منظور از نجات‌بخشی در ادیان، همان منجی‌گرایی در آیین‌های مختلف است که منطبق با دکترین مهدویت به شمار می‌آید. 

خلاصه چه باشکوه است تصور ایامی که تنها حاکم عالم، دادگستری چون قائم‌آل‌محمد(عج) باشد و چه زیباست زندگی در ایامی که پرچمی جز پرچم توحید در اهتزار نباشد و ندایی جز ندای حق به گوش جهانیان نرسد؛ دورانی سرشار از عطوفت، مهربانی، عدالت، آزادگی و کرامت انسانی. 

فهرست منابع
1. ابراهیم، علی‌رضا، مهدویت در اسلام و زرتشت، چاپ اول: انتشارات باز، تهران 1381.
2. بندهش ایرانی، ترجمه مهرداد بهار، توس، تهران 1369.
3. پور داوود، ابراهیم، سوشیانس، چاپ دوم: فروهر، تهران 1374.
4. گات‌ها، بمبئی، انجمن زرتشتیان ایران، 1938 م.
5. یسنا، انجمن زرتشتیان ایران، بمبئی، 1938 م.
6. یشت‌ها، بمبئی، انجمن زرتشتیان ایران، 1309 ش.
7. تفضّلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، سخن، تهران 1376.
8. جاماسب ین لهراسب، جاماسب نامه، بمبئی، 1313 هـ ق.
9. حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، الشواهد التنزیل، بیروت، 1393 هـ ق.
10. دینکرد، درس‌نامۀ دین مزدایی، ترجمه فریدون فضیلت، چاپ اول: فرهنگ دهخدا، تهران 1381.
11. زند بهمن یسن، زند، تحقیق محمدتقی راشد محصّل، معاصر، تهران 1370.
12. شیرازی، سیدصادق، المهدی فی القرآن، بیروت، 1398 هـ .
13. کتب مقدس: انجیل، ترجمه هنری مرتن، اساطیر، تهران 1379.
14. اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوست‌خواه، چاپ دوم: مروارید تهران 1377، دو جلد.
15. تورات، ترجمه فاضل‌خان همدانی ولیم گلن، اساطیر، تهران 1379.
16. کرنیستون، جولیوس، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقی، چاپ اول: مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، قم 1377.
17. کهن، ابراهام، گنجینه‌ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، چاپ اول: اساطیر، تهران 1382.
18. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1385 هـ .
19. مصطفوی، علی‌اصغر، سوشیانس یا سیر اندیشه ایرانیان دربارۀ موعود آخرالزمان، تهران، 1361.
20. میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، چاپ اول: مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، قم 1377.
21. مینوی خرد، ترجمه احمد تفضّلی، چاپ سوم: توس، تهران 1380.
22. هاکس، مستر، قاموس کتاب مقدس، چاپ اول: اساطیر، تهران 1377.
23. هدایت، صادق، زند و بهمن یسن و کارنامه اردشیر بابکان، چاپ سوم: امیرکبیر، تهران 1342.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل